#پشت_شیشههای_مات_سیاست
🔺کار روحانی تمام نشده؟
▫️جامعه نو: برای رئیس دولت پنهان جمهوری اسلامی، بدون کاهش وزن عمومی دولت روحانی و بویژه خود روحانی، فروکاست نقش دولت رسمی در عرصه امور مهمه به حد یک کارگزار ممکن نبود و ممکن نیست. مهمترین مانع این کاهش وزن میتوانست خود روحانی باشد که مدتهاست تن به تقدیر تدبیرشده از بالا داده و برخوردش با استعفای ظریف هم حاکی از سرطان مرگباری است که بردولت او حاکم است. تا امروز صبح (چهارشنبه) از طرف نظام تحت فشار بود که جلوی رفتن ظریف را بگیرد، اما با داشتن این اصرار در کف، پیشرانه موثری هم نشان نداد و حداقل آنکه اصرار او به اندازه امتناع ظریف نبود. ظریف به دلایلی که نباید گفته شود برگشت، ولی کار دولت روحانی به عنوان یک دولت دارای برنامه در حوزه سیاست خارجی برای حداقل تغییر، تمام است.
ظریف را برگرداند اما سیلی خوردنش ادامه دارد. آخرین سیلی که امروز صبح خورده در قیاس با موارد پیشین محکم نیست (نگران بودند از اصرار به ظریف دست بردارد)؛ وقتی یک مدیرکل مخابرات سیلی میزند، پیشکار صاحب کیهان باید محکمتر بزند. ماهی پیش ، وقتی روحانی کوتهدست خواست چیزی به مردم بینوا هدیه کند و نکته مهم سخنرانیاش را این قرار داد که بساط این پیامکهای تبلیغاتی مزاحم مردم را جمع کنید، مافیای صداوسیمای شریک مافیای مخابرات بلافاصله مقام دونپایهای را به میان آورد تا بگوید این پیامکها ابزار اطلاعرسانی تولیدکنندگان کوچک و ضعیف و کم توان هستند و دستور حذف آنها غیرکارشناسی است. حالا که روحانی وامانده از راه و افتاده به چاه شعار بیرون رفتن نظامیان از اقتصاد (پریروز) را یکبار دیگر گفته، کیهان به او میگوید حرف زائد نزند: کنایه برخی دولتمردان و رسانههای مدعی اصلاحات به نیروهای مسلح در حالی است که اکنون دولت مبلغ کلانی در قبال اجرای این پروژههای مهم ملی (در زمینه محرومیتزدایی، جادهسازی، خودکفایی بنزین و استخراج گاز و نفت) به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) بدهکار است. حضور نیروهای مسلح در آبادانی کشور به یکهتازی و انحصار قدرت نمیانجامد. بلکه رقیب بخش خصوصی و تولیدکنندهها، برخی مدیران هزار میلیاردی دو شغله و دلالان و واردکنندگان مرتبط با آنها هستند که همت حمایت از تولید و اقتصاد ملی را ندارند بلکه منافع شرکتها یا رفقای آنها در تعارض با تولیدکنندگان عادی است. مدیرانی که در سالهای اخیر در بخشهایی که در آنها هیچ کمبودی از نظر توانمندی داخلی نداشتیم، پای شرکتهای فرانسوی و اتریشی و ایتالیایی و... را به قیمت زمین زدن ظرفیتهای موجود داخلی به کشور باز کردند.
کار دولت روحانی تمام است و اصرار او بر "ضرورتی ندارد ارتش یا نیروهای مسلح خود را درگیر مستقیم اقتصاد کنند" با دو پاسخ روبرو خواهد شد. اول رد، که مودبانهاش این است و به معنی "به تو مربوط نیست، برو برادرت را جمع کن" و دوم انتقال و تبدیل داراییهای نیمهپنهان موجود در کف "درگیر مستقیم"، به دارایی پنهان در مشت "درگیرهای غیرمستقیم". این، رویهای تجربه شده در سالهای اخیر است و در نهایت هزینه بیشتری نصیب داراییهای عمومی و خزانه خواهد کرد.
اما کار روحانی تمام نشده و نیست. باید متوجه شده باشد که از نظر نظام، اگر میخواهد حصهای از خدمت به کشور و مردم داشته باشد، برود به همان جا که ارزانی.اش داشتهاند: کارگزاری امور معیشت. در مقام کارگزار مسائلی را سامان دهد که اثر آسیبهای فزونتر آتی در حوزه سیاست خارجی را بر گرده مردم بینوا کاهش دهد. البته ظریف احتیاج به نصیحت ما ندارد. او هم دست و پایش را جمع میکند، چون دفعه دیگر، بدون فرصت اعلام خداحافظی با مردم در شبکه اینترنت خواهد رفت. البته آنروز نزدیک نیست، زیرا تا وخیمتر شدن اوضاع و دوباره برای بیرون کشیدن گاری از گل، به وین و ژنو رفتن و سنگ از چاه در آوردن به او نیاز داریم. برای همین اصرار داشتند برگردد! متوجه هستیم همه.
🆔 @jameeno
🔺کار روحانی تمام نشده؟
▫️جامعه نو: برای رئیس دولت پنهان جمهوری اسلامی، بدون کاهش وزن عمومی دولت روحانی و بویژه خود روحانی، فروکاست نقش دولت رسمی در عرصه امور مهمه به حد یک کارگزار ممکن نبود و ممکن نیست. مهمترین مانع این کاهش وزن میتوانست خود روحانی باشد که مدتهاست تن به تقدیر تدبیرشده از بالا داده و برخوردش با استعفای ظریف هم حاکی از سرطان مرگباری است که بردولت او حاکم است. تا امروز صبح (چهارشنبه) از طرف نظام تحت فشار بود که جلوی رفتن ظریف را بگیرد، اما با داشتن این اصرار در کف، پیشرانه موثری هم نشان نداد و حداقل آنکه اصرار او به اندازه امتناع ظریف نبود. ظریف به دلایلی که نباید گفته شود برگشت، ولی کار دولت روحانی به عنوان یک دولت دارای برنامه در حوزه سیاست خارجی برای حداقل تغییر، تمام است.
ظریف را برگرداند اما سیلی خوردنش ادامه دارد. آخرین سیلی که امروز صبح خورده در قیاس با موارد پیشین محکم نیست (نگران بودند از اصرار به ظریف دست بردارد)؛ وقتی یک مدیرکل مخابرات سیلی میزند، پیشکار صاحب کیهان باید محکمتر بزند. ماهی پیش ، وقتی روحانی کوتهدست خواست چیزی به مردم بینوا هدیه کند و نکته مهم سخنرانیاش را این قرار داد که بساط این پیامکهای تبلیغاتی مزاحم مردم را جمع کنید، مافیای صداوسیمای شریک مافیای مخابرات بلافاصله مقام دونپایهای را به میان آورد تا بگوید این پیامکها ابزار اطلاعرسانی تولیدکنندگان کوچک و ضعیف و کم توان هستند و دستور حذف آنها غیرکارشناسی است. حالا که روحانی وامانده از راه و افتاده به چاه شعار بیرون رفتن نظامیان از اقتصاد (پریروز) را یکبار دیگر گفته، کیهان به او میگوید حرف زائد نزند: کنایه برخی دولتمردان و رسانههای مدعی اصلاحات به نیروهای مسلح در حالی است که اکنون دولت مبلغ کلانی در قبال اجرای این پروژههای مهم ملی (در زمینه محرومیتزدایی، جادهسازی، خودکفایی بنزین و استخراج گاز و نفت) به قرارگاه سازندگی خاتم الانبیا (ص) بدهکار است. حضور نیروهای مسلح در آبادانی کشور به یکهتازی و انحصار قدرت نمیانجامد. بلکه رقیب بخش خصوصی و تولیدکنندهها، برخی مدیران هزار میلیاردی دو شغله و دلالان و واردکنندگان مرتبط با آنها هستند که همت حمایت از تولید و اقتصاد ملی را ندارند بلکه منافع شرکتها یا رفقای آنها در تعارض با تولیدکنندگان عادی است. مدیرانی که در سالهای اخیر در بخشهایی که در آنها هیچ کمبودی از نظر توانمندی داخلی نداشتیم، پای شرکتهای فرانسوی و اتریشی و ایتالیایی و... را به قیمت زمین زدن ظرفیتهای موجود داخلی به کشور باز کردند.
کار دولت روحانی تمام است و اصرار او بر "ضرورتی ندارد ارتش یا نیروهای مسلح خود را درگیر مستقیم اقتصاد کنند" با دو پاسخ روبرو خواهد شد. اول رد، که مودبانهاش این است و به معنی "به تو مربوط نیست، برو برادرت را جمع کن" و دوم انتقال و تبدیل داراییهای نیمهپنهان موجود در کف "درگیر مستقیم"، به دارایی پنهان در مشت "درگیرهای غیرمستقیم". این، رویهای تجربه شده در سالهای اخیر است و در نهایت هزینه بیشتری نصیب داراییهای عمومی و خزانه خواهد کرد.
اما کار روحانی تمام نشده و نیست. باید متوجه شده باشد که از نظر نظام، اگر میخواهد حصهای از خدمت به کشور و مردم داشته باشد، برود به همان جا که ارزانی.اش داشتهاند: کارگزاری امور معیشت. در مقام کارگزار مسائلی را سامان دهد که اثر آسیبهای فزونتر آتی در حوزه سیاست خارجی را بر گرده مردم بینوا کاهش دهد. البته ظریف احتیاج به نصیحت ما ندارد. او هم دست و پایش را جمع میکند، چون دفعه دیگر، بدون فرصت اعلام خداحافظی با مردم در شبکه اینترنت خواهد رفت. البته آنروز نزدیک نیست، زیرا تا وخیمتر شدن اوضاع و دوباره برای بیرون کشیدن گاری از گل، به وین و ژنو رفتن و سنگ از چاه در آوردن به او نیاز داریم. برای همین اصرار داشتند برگردد! متوجه هستیم همه.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔹ضرورت نوسازی بنیادین اصلاحطلبی و اصلاحطلبان در ایران
🖌سیدعلی محمودی
▫️ واقعیت آن است که بهویژه پس از ناآرامیهای ستیزهجویانه و ساختارشکنانۀ دیماه 1396 در بیش از 80 شهر ایران و شعارهایی که در نفی اصلاحطلبی و اصولگرایی سر داده شد، جنبش اصلاحات با چالشهای جدی مواجه شده است. مهمترین این چالشها، فقدان نظریۀ سیاسی منسجم، شفاف و روزآمد، و نیز عقبافتادن از تحولات پرشتاب اجتماعی-سیاسی داخلی و بینالمللی است. درشرایطی که کشور در وضعیت بالاگرفتن بحرانهای گوناگون و متراکم به سر میبرد، از اردوگاه اصلاحطلبان، صدایی، تحلیلی، طرحی، تدبیری، و راهحلی شنیده و دیده نمیشود.
از آنجا که اصلاحطلبان ترکیبی از جریانها و تشکلهای گوناگوناند، از نداشتن اجماع در نظریۀ سیاسی و سیاستگذاری رنج میبرند. این نیروها بطور عمده، شامل دموکراسیخواهان، جانبداران پدرسالاری (patrimonialism)، سلسلهمراتبروحانی، محافظهکاری و رادیکالیسماند. این چندگانگی، در ساحت نظر به تناقض و در عرصۀ عمل لاجرم به تضاد، فرسایش نیروها، آسیبپذیری و در مواردی به هدر رفتن سرمایۀ انسانی میانجامد.
به باور من، موضوع اصلاحپذیری و اصلاحناپذیری یک نظام حکومتی، میتواند امری نسبی و متغیر باشد. مرادم از نسبی و متغیر بودن، بستگی هر یک از این دو حالت به جنبش اصلاحطلبی، شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داخلی، فضای بینالملل، صورتبندی واقعبینانه از موارد اصلاح و تغییر، و مذاکره و چانهزنی اپوزیسیون با حاکمیت است. بنابراین، اصلاحپذیری و اصلاحناپذیری مطلق، سادهسازی امری پیچیده و چندوجهی و بیم درافتادن در جبرگرایی و جزمیت است. این توازن قدرتها است که اصلاحپذیری را ممکن میسازد.
لازم است در این اعلام خطر تأمل شود که راه حل اساسی مسائل ایران، شامل بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، به ویژه فساد نظاممند، تبعیض، بیکاری و تنگی معیشت، فوران انرژی نارضایتیها به شکل ستیزهجویانه، مانند تخریت، غارت و چپاول اموال عمومی و ایجاد هرجومرج و ناامنی در خیابانها نیست. این روشها هیچ حاصلی برای ناراضیان دربرنخواهد داشت، جز افزودن به بار رنجها، داغها، دردها و محنتها.
🆔 @jameeno
tinyurl.com/y4m8x7pv
🔹ضرورت نوسازی بنیادین اصلاحطلبی و اصلاحطلبان در ایران
🖌سیدعلی محمودی
▫️ واقعیت آن است که بهویژه پس از ناآرامیهای ستیزهجویانه و ساختارشکنانۀ دیماه 1396 در بیش از 80 شهر ایران و شعارهایی که در نفی اصلاحطلبی و اصولگرایی سر داده شد، جنبش اصلاحات با چالشهای جدی مواجه شده است. مهمترین این چالشها، فقدان نظریۀ سیاسی منسجم، شفاف و روزآمد، و نیز عقبافتادن از تحولات پرشتاب اجتماعی-سیاسی داخلی و بینالمللی است. درشرایطی که کشور در وضعیت بالاگرفتن بحرانهای گوناگون و متراکم به سر میبرد، از اردوگاه اصلاحطلبان، صدایی، تحلیلی، طرحی، تدبیری، و راهحلی شنیده و دیده نمیشود.
از آنجا که اصلاحطلبان ترکیبی از جریانها و تشکلهای گوناگوناند، از نداشتن اجماع در نظریۀ سیاسی و سیاستگذاری رنج میبرند. این نیروها بطور عمده، شامل دموکراسیخواهان، جانبداران پدرسالاری (patrimonialism)، سلسلهمراتبروحانی، محافظهکاری و رادیکالیسماند. این چندگانگی، در ساحت نظر به تناقض و در عرصۀ عمل لاجرم به تضاد، فرسایش نیروها، آسیبپذیری و در مواردی به هدر رفتن سرمایۀ انسانی میانجامد.
به باور من، موضوع اصلاحپذیری و اصلاحناپذیری یک نظام حکومتی، میتواند امری نسبی و متغیر باشد. مرادم از نسبی و متغیر بودن، بستگی هر یک از این دو حالت به جنبش اصلاحطلبی، شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی داخلی، فضای بینالملل، صورتبندی واقعبینانه از موارد اصلاح و تغییر، و مذاکره و چانهزنی اپوزیسیون با حاکمیت است. بنابراین، اصلاحپذیری و اصلاحناپذیری مطلق، سادهسازی امری پیچیده و چندوجهی و بیم درافتادن در جبرگرایی و جزمیت است. این توازن قدرتها است که اصلاحپذیری را ممکن میسازد.
لازم است در این اعلام خطر تأمل شود که راه حل اساسی مسائل ایران، شامل بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، به ویژه فساد نظاممند، تبعیض، بیکاری و تنگی معیشت، فوران انرژی نارضایتیها به شکل ستیزهجویانه، مانند تخریت، غارت و چپاول اموال عمومی و ایجاد هرجومرج و ناامنی در خیابانها نیست. این روشها هیچ حاصلی برای ناراضیان دربرنخواهد داشت، جز افزودن به بار رنجها، داغها، دردها و محنتها.
🆔 @jameeno
tinyurl.com/y4m8x7pv
Telegraph
ضرورت نوسازی بنیادینِ اصلاحطلبی و اصلاحطلبان در ایران
مقدمه این مقاله آهنگ آن دارد که در عرصۀ ایران امروز که بحرانهای داخلی، و تحریمها و تهدیدهای خارجی مام میهن را از هرسو فراگرفته، به وضعیت اصلاحطلبی و اصلاحطلبان در ایران بپردازد و از این رهگذر، گامی در جهت کمک به رفع تنگناها و مشکلات بغرنج کشور بردارد.…
#الف
🔻 اصلاحات، بدون قدرت!
▫️شورای سردبیری: اخیرا مقاله مفصل و مفیدی دیدهایم با مضمون راهجویی برای آتیه اصلاح طلبان (آنرا همراه این الف منتشر میکنیم). مقالهای خوب که فرازی از آن را قابل توجه یافتیم و در خور بحث بیشتر. آن فراز به قرار زیر است: " ... اصلاحطلبان فاقد جایگاه تعریف شدهاند، زیرا طی ۲۰ سال اخیر، همواره بین مردم و نظام حکومتی در رفت و آمد بودهاند. آنان هنوز بر روی پلی ایستادهاند که یکسرِ آن مردماند و سرِ دیگر آن، مجلس، شوراها، و قوۀ مجریه. گاه به اینسو میروند و گاه به آنسو. باور من این است که اصلاح طلبان نخواستهاند و یا نتوانسته اند در جایگاه واقعی و درخور خویش قرار بگیرند. سعیِ هَروَلهوار میان مردم و نظام حکومتی، اصلاحطلبان را به دور باطل واداشته و ازاینرو، به میزان سرمایهای که در اختیار دارند، قادر به نقشآفرینیِ فعال در گذار به دموکراسی، با صورتبندی هدفهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت طی ۲۰ سال گذشته نبودهاند..."
سخن بسیار شیک و تاثیرگذاری است که البته تازه نیست و دیگران نیز مضامینی مشابه را گفتهاند، اما متاسفانه در ذات خوداشتباه است و از نوع اشتباهات ماهیت شناسانه و مهم. در واقع، انگار که گوینده ماهیت اصلاحطلبی را به ناگهان فراموش کرده و یا در تمیز تفاوتها در انگیزههای اصلاحطلبانه نیروهای سیاسی ایران ناکام مانده است. این فراز چه مفروضاتی دارد، چه میگوید و از نظر جامعه نو به عنوان رسانه ناظر و نه سخنگوی اصلاحطلبی چه اشکالی دارد؟
ادعای اول آن این است که اصلاح طلبان بین مردم و حکومت (به صورتی گویا سرگردان و نامفید) در رفت و آمد بوده اند. این حکم درستی نیست و قضاوت ناحقی را نمایندگی میکند. رفت و آمد بین مردم و حکومت کار بدی نیست و اصلاح طلبان در همه جا و نه تنها در ایران، همواره بین حکومت و مردمان قرار میگیرند؛ از حکومت عقلانیت و حکمرانی بهینه میخواهند و از مردمان درک و در پیش گرفتن مسالمت در بیان و پیگیری مطالبات قانونی یا انصاف طلبانهشان . قاعده بازی اصلاحطلبی همین است و اگر سیدمحمد خاتمی را شاقول این بنا بگیریم، مگر او در صدارت و در عزلت جز این کرده و طریقی سوا در پیش گرفته؟ آیا جز این است که همواره بین مردم و حکومت دعوت به درک و انصاف و عقل کرده؟ البته هستند رجال عافیت جویی که خر خود را همراه خر اصلاح طلبان میرانند تا از حصار و دروازه بگذرند و خود و خر به کنار آخورهای حکومتی برسانند، ولی وقتی بحث نظری در باره روش شناسی جنبش اصلاح طلبانه میکنیم آیا داریم درباره آنها سخن میگوییم؟ خیر.
این تعبیر درستی است که اصلاح طلبان بر پلی ایستاده اند بین مردم و حکومت، اما گاه به این سو نمیروند و گاه به آن سو، سعی هروله وار نمیکنند. این کار فرصت طلبان و بدلیجات و استعدادها و نیکو ژنها است که اساسا اصلاحات را با س و ط مینویسند. اصلاح طلبان ایران صرفا با مردم و حکومت حرف میزنند. به همین سادگی. اصلاحات هم، کار حکومت است.
ادعای دوم، ماجرای دور باطل است. عوام از این مینالند که به هرکس رای دادند وضع بهتر نشد و نانشان کوچکتر و حکومت بدتر شد، روشنفکران بی صبر هم مدعیاند اصلاحاتیون چیزی را تغییر نمیدهند و از "سرمایه ای که در اختیار دارند" به کفایت برای " گذار به دمکراسی" سود نمیبرند. تعبیری مکانیکی از نسبت تعداد رای و قدرت حاصل از ان برای تغییر ساختار قدرت در ایران. یک تصور کاملا اشتباه از تحول و تطور اجتماعی که در شان جریان روشنفکری نیست. این تلقی، سر جنبش اصلاحطلبی و رهبری آن را عملهای تصور میکند که با وجود داشتن بیلی بزرگ و خوشدست، خاک زیادی جابجا نکرده است. معادله مستقر در ذهن برخی از ما، متقارن گرفتن وقوع اصلاحات و به قدرت رسیدن اصلاحطلبان است. اما داستان اصلا این نیست. اصلاحات را حکومت باید بکند و مقارنه بین وقوع اصلاحات و به قدرت رسیدن اصلاحاتیون الزامی نیست. اصلاحطلبان، در زمره نیروهای تحول طلب در مسیر توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستند. بین آنها سوسیالیست چپ و لیبرال راست هست، دمکرات و پاتریمونالیست هم هست. مجموعه خواست آنها، برآیند مطالبات متنوع اقشار گسترده مردم است. طرح و دفاع از این مطالبات به واسطه فشاری که از پایین به حکومت می آید، "سرمایه" نیست که کسی آن را هدر داده باشد. اصلاح طلب، مانند یک جامعه شناس است که بدون توهم مهندسی جامعه، آن را مطالعه و قوانین تحولش را کشف و نیازهای ارتقاء جامعه به مرحله بالاتری از توسعه همه جانبه را عرضه میکند. وظیفه اصلی اش مطالبه تحول اصلاحی است نه کسب قدرت. سرزنش اصلاح طلبان که عرضه استفاده از قدرت رای نداشتند، دیدگاه سوپر رادیکالهای متوهم سالهای آخر دهه ۷۰ است که پگاه طلوع #نازایی_سیاسی در ایران بود . حالا دیگر عوامانه مینماید و جای آن در مقالات متین دانشگاهی نیست.
🆔 @jameeno
🔻 اصلاحات، بدون قدرت!
▫️شورای سردبیری: اخیرا مقاله مفصل و مفیدی دیدهایم با مضمون راهجویی برای آتیه اصلاح طلبان (آنرا همراه این الف منتشر میکنیم). مقالهای خوب که فرازی از آن را قابل توجه یافتیم و در خور بحث بیشتر. آن فراز به قرار زیر است: " ... اصلاحطلبان فاقد جایگاه تعریف شدهاند، زیرا طی ۲۰ سال اخیر، همواره بین مردم و نظام حکومتی در رفت و آمد بودهاند. آنان هنوز بر روی پلی ایستادهاند که یکسرِ آن مردماند و سرِ دیگر آن، مجلس، شوراها، و قوۀ مجریه. گاه به اینسو میروند و گاه به آنسو. باور من این است که اصلاح طلبان نخواستهاند و یا نتوانسته اند در جایگاه واقعی و درخور خویش قرار بگیرند. سعیِ هَروَلهوار میان مردم و نظام حکومتی، اصلاحطلبان را به دور باطل واداشته و ازاینرو، به میزان سرمایهای که در اختیار دارند، قادر به نقشآفرینیِ فعال در گذار به دموکراسی، با صورتبندی هدفهای کوتاهمدت، میانمدت و بلندمدت طی ۲۰ سال گذشته نبودهاند..."
سخن بسیار شیک و تاثیرگذاری است که البته تازه نیست و دیگران نیز مضامینی مشابه را گفتهاند، اما متاسفانه در ذات خوداشتباه است و از نوع اشتباهات ماهیت شناسانه و مهم. در واقع، انگار که گوینده ماهیت اصلاحطلبی را به ناگهان فراموش کرده و یا در تمیز تفاوتها در انگیزههای اصلاحطلبانه نیروهای سیاسی ایران ناکام مانده است. این فراز چه مفروضاتی دارد، چه میگوید و از نظر جامعه نو به عنوان رسانه ناظر و نه سخنگوی اصلاحطلبی چه اشکالی دارد؟
ادعای اول آن این است که اصلاح طلبان بین مردم و حکومت (به صورتی گویا سرگردان و نامفید) در رفت و آمد بوده اند. این حکم درستی نیست و قضاوت ناحقی را نمایندگی میکند. رفت و آمد بین مردم و حکومت کار بدی نیست و اصلاح طلبان در همه جا و نه تنها در ایران، همواره بین حکومت و مردمان قرار میگیرند؛ از حکومت عقلانیت و حکمرانی بهینه میخواهند و از مردمان درک و در پیش گرفتن مسالمت در بیان و پیگیری مطالبات قانونی یا انصاف طلبانهشان . قاعده بازی اصلاحطلبی همین است و اگر سیدمحمد خاتمی را شاقول این بنا بگیریم، مگر او در صدارت و در عزلت جز این کرده و طریقی سوا در پیش گرفته؟ آیا جز این است که همواره بین مردم و حکومت دعوت به درک و انصاف و عقل کرده؟ البته هستند رجال عافیت جویی که خر خود را همراه خر اصلاح طلبان میرانند تا از حصار و دروازه بگذرند و خود و خر به کنار آخورهای حکومتی برسانند، ولی وقتی بحث نظری در باره روش شناسی جنبش اصلاح طلبانه میکنیم آیا داریم درباره آنها سخن میگوییم؟ خیر.
این تعبیر درستی است که اصلاح طلبان بر پلی ایستاده اند بین مردم و حکومت، اما گاه به این سو نمیروند و گاه به آن سو، سعی هروله وار نمیکنند. این کار فرصت طلبان و بدلیجات و استعدادها و نیکو ژنها است که اساسا اصلاحات را با س و ط مینویسند. اصلاح طلبان ایران صرفا با مردم و حکومت حرف میزنند. به همین سادگی. اصلاحات هم، کار حکومت است.
ادعای دوم، ماجرای دور باطل است. عوام از این مینالند که به هرکس رای دادند وضع بهتر نشد و نانشان کوچکتر و حکومت بدتر شد، روشنفکران بی صبر هم مدعیاند اصلاحاتیون چیزی را تغییر نمیدهند و از "سرمایه ای که در اختیار دارند" به کفایت برای " گذار به دمکراسی" سود نمیبرند. تعبیری مکانیکی از نسبت تعداد رای و قدرت حاصل از ان برای تغییر ساختار قدرت در ایران. یک تصور کاملا اشتباه از تحول و تطور اجتماعی که در شان جریان روشنفکری نیست. این تلقی، سر جنبش اصلاحطلبی و رهبری آن را عملهای تصور میکند که با وجود داشتن بیلی بزرگ و خوشدست، خاک زیادی جابجا نکرده است. معادله مستقر در ذهن برخی از ما، متقارن گرفتن وقوع اصلاحات و به قدرت رسیدن اصلاحطلبان است. اما داستان اصلا این نیست. اصلاحات را حکومت باید بکند و مقارنه بین وقوع اصلاحات و به قدرت رسیدن اصلاحاتیون الزامی نیست. اصلاحطلبان، در زمره نیروهای تحول طلب در مسیر توسعه اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هستند. بین آنها سوسیالیست چپ و لیبرال راست هست، دمکرات و پاتریمونالیست هم هست. مجموعه خواست آنها، برآیند مطالبات متنوع اقشار گسترده مردم است. طرح و دفاع از این مطالبات به واسطه فشاری که از پایین به حکومت می آید، "سرمایه" نیست که کسی آن را هدر داده باشد. اصلاح طلب، مانند یک جامعه شناس است که بدون توهم مهندسی جامعه، آن را مطالعه و قوانین تحولش را کشف و نیازهای ارتقاء جامعه به مرحله بالاتری از توسعه همه جانبه را عرضه میکند. وظیفه اصلی اش مطالبه تحول اصلاحی است نه کسب قدرت. سرزنش اصلاح طلبان که عرضه استفاده از قدرت رای نداشتند، دیدگاه سوپر رادیکالهای متوهم سالهای آخر دهه ۷۰ است که پگاه طلوع #نازایی_سیاسی در ایران بود . حالا دیگر عوامانه مینماید و جای آن در مقالات متین دانشگاهی نیست.
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔻محور مذاکره بشار در تهران
▫️تحریریه جامعه نو: به گفته یک کارشناس سیاسی عرب علت سفر بشار اسد به تهران نیاز به هماهنگی عالی برای مقابله با تجاوزهای مکرر اسرائیل و نگرانی از در گرفتن جنگ بزرگ بین محور مقاومت و اسرائیل و همپیمانانش بوده است.
این موضوع را حمیدی العبدالله نویسنده و مفسر اردنی در روزنامه لبنانی البناء مطرح کرده و آن را علت این سفر غیرمنتظره میداند. انتخاب به نقل از وی مینویسد سفر ناگهانی بشار اسد به تهران در شرایط فعلی، یک اتفاق غیر عادی محسوب میشود. این مساله از لحاظ زمانبندی بدین معناست که امر به غایت مهمی وجود دارد که از لزوم هماهنگیهای عادی بین ایران و سوریه فراتر رفته و نیازمند سفر رئیسجمهور سوریه به تهران بوده است.
به عقیده او عقبنشینی احتمالی آمریکا، تهدیدات رئیسجمهور ترکیه در مورد حمله به شرق فرات، نیاز به رویارویی با تحرکات آمریکا و همچنین مقابله با تجاوزهای مکرر اسرائیل محور مذاکره بوده است که حملات مکرری به پایگاههای ایران در سوریه داشته و این مساله، هماهنگی عالی بین سوریه و ایران را میطلبد؛ به این دلیل که حملات مذکور میتواند منجر به درگرفتن جنگ بزرگی بین محور مقاومت و محور اسرائیل-آمریکا و همپیمانان عرب آنها شود.
وی بررسی سرنوشت نشست آستانه، تشکیل کمیته قانونی و بررسی چالشهای اقتصادی مشترک را دیگر موضوعات گفتگوها توصیف کرده است.
🔹ردپای علت مخالفتها با لوایح مبادلات پولی
▫️یک نماینده مجلس ردپای یکی از علتهای مخالفت گسترده اجزایی از حکومت با تصویب پروتکلهای بینالمللی تبادلات مالی موسوم به FATF را نشان داده است: دریافت ۱۸ هزار میلیارد تومان مالیات از طریق رصد تراکنشهای بانکی در سال گذشته، از کسانی که قبل از این تاریخ هیچ مالیاتی ندادهاند.
محمدرضا پورابراهیمی گفت از شهریور سال گذشته تاکنون بر اساس رصد تراکنشهای بانکی ۱۸ هزار میلیارد تومان مالیات از اشخاصی دریافت شده است که تا آن زمان یک ریال مالیات نداده بودند.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داریم که میتوانیم آن را به حداقل برسانیم گفت: در سه چهار سال اخیر بابت کارتهای بازرگانی یک بار مصرف حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان خروجی مطالبات داشته ایم که قابل وصول نیست.
🔸فلسطینیها رابطه با آمریکا را قطع کردند
▫️یک مقام فلسطینی گفت: برای اعتراض به سیاستهای دولت آمریکا، تماس مستقیم با واشنگتن را قطع کردیم. جبریل الرجوب، دبیرکل کمیته مرکزی جنبش فتح تاکید کرد تماسهای مستقیم تشکیلات خودگردان فلسطین با دولت آمریکا به طور کامل قطع شده است.
الرجوب افزود: برای اعتراض به خروج دولت آمریکا از سیاست ثابت این کشور از سال ۱۹۶۷ تاکنون، تماسهای مستقیم با واشنگتن را قطع کردیم. ما سخنان ترامپ درباره برقراری صلح را از همان نخستین روز ورود به کاخ سفید شنیدیم. اما ترجمه عملی این سخنان که ما در صحنه میدانی شاهد آن بودیم، انتقال سفارت به قدس و به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل بود. دولت ترامپ همچنین برای مشروعیت بخشیدن به شهرک.سازی اسرائیل، در حذف پرونده آوارگان از میز مذاکرات تلاش میکند. ما هر طرح صلحی که هماهنگ با قوانین و قطعنامههای بینالمللی درباره حق ما برای تشکیل کشور مستقل فلسطین در سرزمینهای اشغالی سال ۱۹۶۷ نباشد، رد خواهیم کرد.
🆔 @jameeno
🔻محور مذاکره بشار در تهران
▫️تحریریه جامعه نو: به گفته یک کارشناس سیاسی عرب علت سفر بشار اسد به تهران نیاز به هماهنگی عالی برای مقابله با تجاوزهای مکرر اسرائیل و نگرانی از در گرفتن جنگ بزرگ بین محور مقاومت و اسرائیل و همپیمانانش بوده است.
این موضوع را حمیدی العبدالله نویسنده و مفسر اردنی در روزنامه لبنانی البناء مطرح کرده و آن را علت این سفر غیرمنتظره میداند. انتخاب به نقل از وی مینویسد سفر ناگهانی بشار اسد به تهران در شرایط فعلی، یک اتفاق غیر عادی محسوب میشود. این مساله از لحاظ زمانبندی بدین معناست که امر به غایت مهمی وجود دارد که از لزوم هماهنگیهای عادی بین ایران و سوریه فراتر رفته و نیازمند سفر رئیسجمهور سوریه به تهران بوده است.
به عقیده او عقبنشینی احتمالی آمریکا، تهدیدات رئیسجمهور ترکیه در مورد حمله به شرق فرات، نیاز به رویارویی با تحرکات آمریکا و همچنین مقابله با تجاوزهای مکرر اسرائیل محور مذاکره بوده است که حملات مکرری به پایگاههای ایران در سوریه داشته و این مساله، هماهنگی عالی بین سوریه و ایران را میطلبد؛ به این دلیل که حملات مذکور میتواند منجر به درگرفتن جنگ بزرگی بین محور مقاومت و محور اسرائیل-آمریکا و همپیمانان عرب آنها شود.
وی بررسی سرنوشت نشست آستانه، تشکیل کمیته قانونی و بررسی چالشهای اقتصادی مشترک را دیگر موضوعات گفتگوها توصیف کرده است.
🔹ردپای علت مخالفتها با لوایح مبادلات پولی
▫️یک نماینده مجلس ردپای یکی از علتهای مخالفت گسترده اجزایی از حکومت با تصویب پروتکلهای بینالمللی تبادلات مالی موسوم به FATF را نشان داده است: دریافت ۱۸ هزار میلیارد تومان مالیات از طریق رصد تراکنشهای بانکی در سال گذشته، از کسانی که قبل از این تاریخ هیچ مالیاتی ندادهاند.
محمدرضا پورابراهیمی گفت از شهریور سال گذشته تاکنون بر اساس رصد تراکنشهای بانکی ۱۸ هزار میلیارد تومان مالیات از اشخاصی دریافت شده است که تا آن زمان یک ریال مالیات نداده بودند.
رئیس کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با بیان اینکه حدود ۴۰ هزار میلیارد تومان فرار مالیاتی داریم که میتوانیم آن را به حداقل برسانیم گفت: در سه چهار سال اخیر بابت کارتهای بازرگانی یک بار مصرف حدود ۳۰ هزار میلیارد تومان خروجی مطالبات داشته ایم که قابل وصول نیست.
🔸فلسطینیها رابطه با آمریکا را قطع کردند
▫️یک مقام فلسطینی گفت: برای اعتراض به سیاستهای دولت آمریکا، تماس مستقیم با واشنگتن را قطع کردیم. جبریل الرجوب، دبیرکل کمیته مرکزی جنبش فتح تاکید کرد تماسهای مستقیم تشکیلات خودگردان فلسطین با دولت آمریکا به طور کامل قطع شده است.
الرجوب افزود: برای اعتراض به خروج دولت آمریکا از سیاست ثابت این کشور از سال ۱۹۶۷ تاکنون، تماسهای مستقیم با واشنگتن را قطع کردیم. ما سخنان ترامپ درباره برقراری صلح را از همان نخستین روز ورود به کاخ سفید شنیدیم. اما ترجمه عملی این سخنان که ما در صحنه میدانی شاهد آن بودیم، انتقال سفارت به قدس و به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت اسرائیل بود. دولت ترامپ همچنین برای مشروعیت بخشیدن به شهرک.سازی اسرائیل، در حذف پرونده آوارگان از میز مذاکرات تلاش میکند. ما هر طرح صلحی که هماهنگ با قوانین و قطعنامههای بینالمللی درباره حق ما برای تشکیل کشور مستقل فلسطین در سرزمینهای اشغالی سال ۱۹۶۷ نباشد، رد خواهیم کرد.
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔹نگرانی بانک مرکزی از اعتراض سپرده گذاران
▫️تحریریه جامعه نو : بانک مرکزی در تدارک جلوگیری از اعتراضهای احتمالی سپرده گذاران ۵ بانک وابسته به نهادهای نظامی اطلاعیه اطمینان بخش منتشر کرد . این بانک میگوید بر اساس مصوبات شورای پول و اعتبار و شورای عالی هماهنگی اقتصادی (سران سه قوه) در ارتباط با ادغام بانکها و موسسه اعتباری وابسته به نیروهای مسلح در بانک سپه، این مهم با اتخاذ تمهیدات مناسب و اطمینان بخش برای مشتریان، سپردهگذاران، سهامداران، کارکنان و سایر ذینفعان مدنظر قرار گرفته است.
بر این اساس، بانکهای انصار، قوامین، حکمت ایرانیان، مهر اقتصاد و مؤسسه اعتباری کوثر که زیان انباشته و دارایی های مسموم (ساختمان و ملک دارای ارزش بالا ولی بدون مشتری) دارند در بانک سپه ادغام میشوند و بانک مرکزی ضمن دادن اطمینان به سپرده گذاران اعلام کرده به تمامی سهمداران اطمینان داده میشود کلیه حقوق انها کارسازی و ایفا خواهد شد.
🔸 دعوت دوباره به خروج از سوریه
▫️یک کارشناس دیگر عرب درتحلیلی به ایران علامت داده است که هنگام خروج از سوریه است . به گزارش انتخاب ، دکتر محمد بکر در الرای الیوم در تفسیر هدف سفر اسد به تهران نوشت: موضوعی که همواره یک مانع اساسی در جریان یافتن راه حل سیاسی در سوریه بوده، مساله حضور ایران در سوریه و نگرانی روز افزون اسرائیل، بویژه در جنوب سوریه است و هر بار که رایحه توافقهای بین المللی و منطقه ای برخاسته است، اسرائیل به همین بهانه حملاتی را به سوریه ترتیب داده است تا هر توافقی را بر هم بزند. اما ایا اکنون زمان عقب نشینیایران از سوریه رسیده است؟ آیا دولت سوریه در مرحله آینده چنین چیزی از ایران می خواهد تا به این شکل پیامهایی را به آمریکا بدهد، تا زمینه را برای راه حل سیاسی در سوریه فراهم کند؟
او پاسخ داده : چرا که نه؟ حال که اهداف محقق شده و داعش شکست خورده است، مساله مهمتر آن است که خروج ایران از سوریه می تواند به تحریمها علیه تهران نیز پایان داده و مقدمه ای باشد برای توافقهایی که مدتهاست انتظار آن کشیده می شود.
دیروز کارشناس دیگر عرب حمیدی عبدالله نوشته بود مقابله با تجاوزهای مکرر اسرائیل محور مذاکره بوده است که حملات مکرری به پایگاههای ایران در سوریه داشته و این مساله، هماهنگی عالی بین سوریه و ایران را می طلبد؛ به این دلیل که حملات مذکور می تواند منجر به درگرفتن جنگ بزرگی بین محور مقاومت و محور اسرائیل-آمریکا و هم پیمانان عرب آنها شود.
🔹 روحانی هم در آخر کار لوایح میدهد!
▫️دولت تا چند ماه دیگر سه لایحه مرتبط با حقوق مردم را نهایی میکند و به مجلس میفرستد .این لوایح عبارتند از لایحه ایجاد نهاد ملی حقوق بشر و شهر وندی و لایحه شفافیت و لایحه جلوگیری از تعارض منافع .
معاون حقوقی رییس جمهوری گفت: «لایحه شفافیت» مراحل پایانی تدوین و تصویب در هیات وزیران را طی می کند و به زودی به مجلس تقدیم می شود،«لایحه نهاد ملی حقوق بشر و شهروندی» هم در دستور کار دولت قرار دارد.به گزارش ایرنا، لایحه ایجاد نهاد ملی حقوق بشر و شهروندی بر مبنای منشور حقوق شهروندی تدوین و سال گذشته از طرف کمیسیون لوایح دولت جهت نظرخواهی به دستگاه ها ارجاع شد.
منشور حقوق شهروندی شامل حق حیات، سلامت و کیفیت زندگی، حق محیط زیست سالم و توسعه پایدار، حق کرامت و برابری انسانی، حق آزادی و امنیت شهروندی، حق مشارکت در تعیین سرنوشت و حق اداره شایسته و حسن تدبیر، حق اشتغال و کار شایسته، حق دسترسی به اطلاعات، دسترسی به فضای مجازی، حق حریم خصوصی، حق تشکل، تجمع و راه پیمایی، حق تابعیت، اقامت و آزادی رفت و آمد، حق تشکیل و برخورداری از خانواده، حق برخورداری از دادخواهی عادلانه، حق اقتصاد شفاف و رقابتی، حق مسکن و حق مالکیت است.
حق آزادی اندیشه و بیان، حق صلح امنیت و اقتدار ملی، حق رفاه و تامین اجتماعی، حق دسترسی و مشارکت فرهنگی، حق آموزش و پژوهش، از دیگر موارد مندرج در منشور حقوق شهروندی است.
لعیا جنیدی گفت: «لایحه شفافیت در دولت برای تقدیم به مجلس شورای اسلامی در مراحل نهایی است و لایحه تزاحم منافع (تعارض با منافع در خدمات عمومی) نیز لایحه دیگری است که در دولت در حال بررسی است.
🆔 @jameeno
🔹نگرانی بانک مرکزی از اعتراض سپرده گذاران
▫️تحریریه جامعه نو : بانک مرکزی در تدارک جلوگیری از اعتراضهای احتمالی سپرده گذاران ۵ بانک وابسته به نهادهای نظامی اطلاعیه اطمینان بخش منتشر کرد . این بانک میگوید بر اساس مصوبات شورای پول و اعتبار و شورای عالی هماهنگی اقتصادی (سران سه قوه) در ارتباط با ادغام بانکها و موسسه اعتباری وابسته به نیروهای مسلح در بانک سپه، این مهم با اتخاذ تمهیدات مناسب و اطمینان بخش برای مشتریان، سپردهگذاران، سهامداران، کارکنان و سایر ذینفعان مدنظر قرار گرفته است.
بر این اساس، بانکهای انصار، قوامین، حکمت ایرانیان، مهر اقتصاد و مؤسسه اعتباری کوثر که زیان انباشته و دارایی های مسموم (ساختمان و ملک دارای ارزش بالا ولی بدون مشتری) دارند در بانک سپه ادغام میشوند و بانک مرکزی ضمن دادن اطمینان به سپرده گذاران اعلام کرده به تمامی سهمداران اطمینان داده میشود کلیه حقوق انها کارسازی و ایفا خواهد شد.
🔸 دعوت دوباره به خروج از سوریه
▫️یک کارشناس دیگر عرب درتحلیلی به ایران علامت داده است که هنگام خروج از سوریه است . به گزارش انتخاب ، دکتر محمد بکر در الرای الیوم در تفسیر هدف سفر اسد به تهران نوشت: موضوعی که همواره یک مانع اساسی در جریان یافتن راه حل سیاسی در سوریه بوده، مساله حضور ایران در سوریه و نگرانی روز افزون اسرائیل، بویژه در جنوب سوریه است و هر بار که رایحه توافقهای بین المللی و منطقه ای برخاسته است، اسرائیل به همین بهانه حملاتی را به سوریه ترتیب داده است تا هر توافقی را بر هم بزند. اما ایا اکنون زمان عقب نشینیایران از سوریه رسیده است؟ آیا دولت سوریه در مرحله آینده چنین چیزی از ایران می خواهد تا به این شکل پیامهایی را به آمریکا بدهد، تا زمینه را برای راه حل سیاسی در سوریه فراهم کند؟
او پاسخ داده : چرا که نه؟ حال که اهداف محقق شده و داعش شکست خورده است، مساله مهمتر آن است که خروج ایران از سوریه می تواند به تحریمها علیه تهران نیز پایان داده و مقدمه ای باشد برای توافقهایی که مدتهاست انتظار آن کشیده می شود.
دیروز کارشناس دیگر عرب حمیدی عبدالله نوشته بود مقابله با تجاوزهای مکرر اسرائیل محور مذاکره بوده است که حملات مکرری به پایگاههای ایران در سوریه داشته و این مساله، هماهنگی عالی بین سوریه و ایران را می طلبد؛ به این دلیل که حملات مذکور می تواند منجر به درگرفتن جنگ بزرگی بین محور مقاومت و محور اسرائیل-آمریکا و هم پیمانان عرب آنها شود.
🔹 روحانی هم در آخر کار لوایح میدهد!
▫️دولت تا چند ماه دیگر سه لایحه مرتبط با حقوق مردم را نهایی میکند و به مجلس میفرستد .این لوایح عبارتند از لایحه ایجاد نهاد ملی حقوق بشر و شهر وندی و لایحه شفافیت و لایحه جلوگیری از تعارض منافع .
معاون حقوقی رییس جمهوری گفت: «لایحه شفافیت» مراحل پایانی تدوین و تصویب در هیات وزیران را طی می کند و به زودی به مجلس تقدیم می شود،«لایحه نهاد ملی حقوق بشر و شهروندی» هم در دستور کار دولت قرار دارد.به گزارش ایرنا، لایحه ایجاد نهاد ملی حقوق بشر و شهروندی بر مبنای منشور حقوق شهروندی تدوین و سال گذشته از طرف کمیسیون لوایح دولت جهت نظرخواهی به دستگاه ها ارجاع شد.
منشور حقوق شهروندی شامل حق حیات، سلامت و کیفیت زندگی، حق محیط زیست سالم و توسعه پایدار، حق کرامت و برابری انسانی، حق آزادی و امنیت شهروندی، حق مشارکت در تعیین سرنوشت و حق اداره شایسته و حسن تدبیر، حق اشتغال و کار شایسته، حق دسترسی به اطلاعات، دسترسی به فضای مجازی، حق حریم خصوصی، حق تشکل، تجمع و راه پیمایی، حق تابعیت، اقامت و آزادی رفت و آمد، حق تشکیل و برخورداری از خانواده، حق برخورداری از دادخواهی عادلانه، حق اقتصاد شفاف و رقابتی، حق مسکن و حق مالکیت است.
حق آزادی اندیشه و بیان، حق صلح امنیت و اقتدار ملی، حق رفاه و تامین اجتماعی، حق دسترسی و مشارکت فرهنگی، حق آموزش و پژوهش، از دیگر موارد مندرج در منشور حقوق شهروندی است.
لعیا جنیدی گفت: «لایحه شفافیت در دولت برای تقدیم به مجلس شورای اسلامی در مراحل نهایی است و لایحه تزاحم منافع (تعارض با منافع در خدمات عمومی) نیز لایحه دیگری است که در دولت در حال بررسی است.
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔹توافق روسیه و اسرائیل درباره ایران
▫️تحریریه جامعه نو: روسیه و اسراییل توافق کردهاند که حملات اسراییل آسیبی به حکومت بشار اسد نرساند و در عوض روسیه نیز مانع گسترش نفوذ ایران به سوی مرزهای اسراییل شود. روسیه در خفا مجوز آزادی عمل اسراییل در دفاع از خود را صادر کرده اما در ظاهر، حملات اسراییل را نامشروع دانسته و محکوم میکند.
این ارزیابی ماکسیم سوچکف کارشناس شورای روابط بینالملل روسیه در المانیتور است که در ارزیابی سفر تازه نتانیاهو به روسیه مینویسد: نخستین بار پس از سرنگونی هواپیمای روسی در آسمان سوریه، ولادیمیر پوتین میزبان نتانیاهو در مسکو بود. این حادثه که منجر به مرگ پانزده نظامی روسی شد، ضربه شدیدی به روابط روسیه و اسراییل وارد کرد. این دیدار نشانه عبور موفقیتآمیز دو کشور از عمیقترین چالش دیپلماتیک در تاریخ روابط دو کشور است و نخستین جملهای که پوتین هنگام استقبال از نتانیاهو بر زبان آورد، حکایت از آمادگی مسکو برای این امر داشت. پوتین گفت: مدتی است که برای این دیدار برنامهریزی کردهایم. زندگی پیش میرود و به مشاوره در سطوح بالا نیازمند است.
به ارزیابی سوچکف که انتخاب آن را نقل کرده "تمامی یازده دیدار این دو سیاستمدار و دفعات بیشمار نشستهای مشترک نظامی و امنیتی میان دو دولت، تحت تاثیر مسأله ایران (سیاستهای منطقهای این کشور و نیروهای وابسته به آن در سوریه مانند حزبالله) بوده است. گزارش شده که اسراییلیها، نقشههای بهروز شدهای از محل استقرار نیروهای ایرانی به مقامات روسی نشان دادند. اهمیت این مسأله از آنجاست که بخش بزرگی از تیرگی روابط روسیه با اسراییل ناشی از حملات اسراییل به مواضع ایران در سوریه است. این حملات موجب انتقاد دولت سوریه از ناتوانی روسها در تامین امنیت متحد خود میشود. گفته شده که روسیه و اسراییل توافق کردهاند که حملات اسراییل آسیبی به حکومت بشار اسد نرساند و در عوض روسیه نیز مانع گسترش نفوذ ایران به سوی مرزهای اسراییل شود. به این ترتیب روسیه در خفا، مجوز آزادی عمل اسراییل در دفاع از خود را صادر کرده اما درظاهر جملات اسرائیل را نامشروع دانسته و محکوم میکند."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ne-03-03-3
🔹توافق روسیه و اسرائیل درباره ایران
▫️تحریریه جامعه نو: روسیه و اسراییل توافق کردهاند که حملات اسراییل آسیبی به حکومت بشار اسد نرساند و در عوض روسیه نیز مانع گسترش نفوذ ایران به سوی مرزهای اسراییل شود. روسیه در خفا مجوز آزادی عمل اسراییل در دفاع از خود را صادر کرده اما در ظاهر، حملات اسراییل را نامشروع دانسته و محکوم میکند.
این ارزیابی ماکسیم سوچکف کارشناس شورای روابط بینالملل روسیه در المانیتور است که در ارزیابی سفر تازه نتانیاهو به روسیه مینویسد: نخستین بار پس از سرنگونی هواپیمای روسی در آسمان سوریه، ولادیمیر پوتین میزبان نتانیاهو در مسکو بود. این حادثه که منجر به مرگ پانزده نظامی روسی شد، ضربه شدیدی به روابط روسیه و اسراییل وارد کرد. این دیدار نشانه عبور موفقیتآمیز دو کشور از عمیقترین چالش دیپلماتیک در تاریخ روابط دو کشور است و نخستین جملهای که پوتین هنگام استقبال از نتانیاهو بر زبان آورد، حکایت از آمادگی مسکو برای این امر داشت. پوتین گفت: مدتی است که برای این دیدار برنامهریزی کردهایم. زندگی پیش میرود و به مشاوره در سطوح بالا نیازمند است.
به ارزیابی سوچکف که انتخاب آن را نقل کرده "تمامی یازده دیدار این دو سیاستمدار و دفعات بیشمار نشستهای مشترک نظامی و امنیتی میان دو دولت، تحت تاثیر مسأله ایران (سیاستهای منطقهای این کشور و نیروهای وابسته به آن در سوریه مانند حزبالله) بوده است. گزارش شده که اسراییلیها، نقشههای بهروز شدهای از محل استقرار نیروهای ایرانی به مقامات روسی نشان دادند. اهمیت این مسأله از آنجاست که بخش بزرگی از تیرگی روابط روسیه با اسراییل ناشی از حملات اسراییل به مواضع ایران در سوریه است. این حملات موجب انتقاد دولت سوریه از ناتوانی روسها در تامین امنیت متحد خود میشود. گفته شده که روسیه و اسراییل توافق کردهاند که حملات اسراییل آسیبی به حکومت بشار اسد نرساند و در عوض روسیه نیز مانع گسترش نفوذ ایران به سوی مرزهای اسراییل شود. به این ترتیب روسیه در خفا، مجوز آزادی عمل اسراییل در دفاع از خود را صادر کرده اما درظاهر جملات اسرائیل را نامشروع دانسته و محکوم میکند."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ne-03-03-3
Telegraph
امروز چه خبر بود؟
🔸توافق روسیه و اسرائیل درباره ایران روسیه و اسراییل توافق کرده اند که حملات اسراییل آسیبی به حکومت بشار الاسد نرساند و در عوض روسیه نیز مانع گسترش نفوذ ایران به سوی مرزهای اسراییل شود. روسیه در…
#الف
♦️بحران دستمزد
▫️شورای سردبیری: کشمکش تندخویانه اخیر برسر اضافه حقوق کارمندان بین مجلس و سازمان برنامه و بودجه را جامعه نو یکماه پیش در برنامه رادیویی خود مطرح کرده بود: گفتیم مصیبت تورمی امسال را که از دیماه پارسال مثل بهمن بر سر همه فروافتاد، در سال آینده به خاطر اجبار بر اضافه کردن جبرانی حقوق کارمندان و حداقل دستمزد کارگری دوباره خواهیم داشت و پایان امسال بحث مقدار این افزایش داغ خواهد شد. درحال حاضر، در مورد حداقل دستمزد کارگران، کشمکش را در شورای عالی کار به دقت نهان میکنند، کم حرف میزنند و محتاط موضع میگیرند. همین پریروز، یکی از نمایندگان کارگری در شورای دستمزد مجبور شد مثل نوبخت و لاریجانی که به هم تند شدند، بقول معروف توی دهن یک نماینده مجلس بزند (که گویا قانونا حق اظهارنظر در مورد همه مسائل کشور را دارد) و بگوید در مورد مقدار افزایش دستمزد کارگران حرف تبلیغاتی نزن. معنایش این بود که شر پنهان را آشکار نکن. واقعا وضع شررباری است و همین همه را عصبی کرده است. چرا؟
جامعه قدرت خرید ناچیز خود را به خاطر تورم بالا به مقدار بیشتری از دست داده و حتما باید آن را جبران کرد. باید هم حداقل معیشت را تضمین کرد وهم با بالا بردن قدرت خرید از رکود در تولید که ناشی از کاهش مصرف است جلو گرفت. برای این افزایشها منبع کافی وجود ندارد و هم کسری بودجه و استقراض دولت را بالا میبرد، هم بخش خصوصی تامینکننده حقوق کارکنان بخش خصوصی تحلیل رفته و میگوید توان افزایش بالای دستمزد را ندارد. این تعارض بین نبود منابع و لزوم هزینهکرد بیشتر را که در هر دو حالت بحرانزاست چگونه باید برطرف کرد؟
ما راهحلی را به میان میآوریم که آنرا از آینده آوردهایم! از پیشبینی نتایج سیاستهایی که حکومت در داخل و خارج بر همه تحمیل میکند. وضعیت هنوز فاجعه بار نیست، اما بحران در افق آن دیده میشود: ناتوانی در تنظیم رابطه با جهان خارج همراه با فشار کمرشکن گردنهگیران بینالمللی، ناکارایی در تصمیمسازیهای کلان اقتصادی منجر به قفل شدن اقتصاد، فساد گسترده در دستگاههای حکومتی و کاهش ظرفیتهای اقتصاد در اثر کاهش فروش نفت و به هم خوردن سازوکار قیمتها. هیچکدام از این گرفتاریها روبه کاهش نیستند و رفتار نهادهای حکومتی در مسیر وخیمتر کردن آنهاست (مثل تعلل مجمع تشخیص مصلحت درباره لوایح مرتبط با مبادلات خارجی و اصرار همه به سیاستهای اشتباه ارزی) نتیجه این وضعیت افزایش تورم، گسترش فقر و تضعیف بنیه اقتصاد است. نتیجه نهایی هم برگشت ملی به وضعیتی پیشاتوسعه است که فقر عمومی مشخصه اصلی آن است. پیشنهاد ما، آمادگی لاجرم برای عبور از چنین وضعیتی است.
دولت باید خود را آماده انجام مکفی سه وظیفه کند: تضمین آنکه آموزش و تحصیل تعطیل نشود، اطمینانیابی از اینکه حداقلی از خدمات بهداشتی و درمانی در اختیار همه باشد، و تضمین فراهمسازی حد کافی کالری در روز برای همه. این پیشنهاد البته عدهای را حیرتزده، برخی را عصبانی و گروهی را پرسشگر میکند که چرا؟ چرا به جای این پیشنهادها نمیگویید از مقدار فساد، اختلاس و بذل و بخششهای خارجی کم کنند؟ چرا دنبال کاهش حیف و میل و ریختوپاش آقازادهها نباشیم ؟ چرا زبان جامعه نو چنین تلخ میگردد و پرسشهایی از این دست.
پاسخ این است که مشکلات پدیدآورنده هزینههای بیمورد و فساد در واقع مشکل نیستند که برایشان راهحل بدهیم، شرایط حکومت ما هستند. ذاتی موقعیت کنونی و ماهیت حکومتند و باید با آنها کنار بیاییم. مثال ما حکایت خانوادهای است که هر کار کند، نمیتواند جلوی ولخرجی و "دادن پول میز" این و آن و نشستن بر سر میز قمار یکی از اعضای خانواده را بگیرد و آنچه در نهایت در کف مادر خانواده میماند کسری از درآمد خانواده است. مادر باید آنرا به صورتی خرج کند که بچه ها خوراک داشته باشند، به مدرسه بروند، و اگر بیمار شدند هزینه درمان داشته باشند. لباس نو و تفریح و سفر و ... برای چنین خانوادهای لازم نیست. باید از آن بگذرند.
البته همه نمیگذرند. سطوح بالای حکومت، آقازادههای علمایی که دائما در باره حرام بودن سود دیرکرد بانکها حرف میزنند، خدمه والامقام حکومت و ابرسرمایهداران در چنین شرایطی به زندگی لوکس انگلی خود ادامه خواهند داد، مردم باید این را هم بپذیرند، اعصابشان را حفظ کنند و فقط مواظب باشند کالری حداقل، تحصیل و بهداشت داشته باشند.
لازم به توضیح نیست که به عنوان روزنامهنگار طرفدار ستم بر مردمان فرودست نیستیم، اما وضعی که حکومت ما پدید آورده میگوید: راه عبور بی شورش و دردسر و بی انقلاب و براندازی از نقطهای که در مسیر آن پیش میرویم، کاهش هزینههای دولت و کسر بودجه، کاهش فشار به بخش تولید و در نتیجه کاهش سطح زندگی دستمزد بگیران است. شاید این از بحرانی که از درون مسیر فعلی زاده میشود بهتر باشد.
🆔 @jameeno
♦️بحران دستمزد
▫️شورای سردبیری: کشمکش تندخویانه اخیر برسر اضافه حقوق کارمندان بین مجلس و سازمان برنامه و بودجه را جامعه نو یکماه پیش در برنامه رادیویی خود مطرح کرده بود: گفتیم مصیبت تورمی امسال را که از دیماه پارسال مثل بهمن بر سر همه فروافتاد، در سال آینده به خاطر اجبار بر اضافه کردن جبرانی حقوق کارمندان و حداقل دستمزد کارگری دوباره خواهیم داشت و پایان امسال بحث مقدار این افزایش داغ خواهد شد. درحال حاضر، در مورد حداقل دستمزد کارگران، کشمکش را در شورای عالی کار به دقت نهان میکنند، کم حرف میزنند و محتاط موضع میگیرند. همین پریروز، یکی از نمایندگان کارگری در شورای دستمزد مجبور شد مثل نوبخت و لاریجانی که به هم تند شدند، بقول معروف توی دهن یک نماینده مجلس بزند (که گویا قانونا حق اظهارنظر در مورد همه مسائل کشور را دارد) و بگوید در مورد مقدار افزایش دستمزد کارگران حرف تبلیغاتی نزن. معنایش این بود که شر پنهان را آشکار نکن. واقعا وضع شررباری است و همین همه را عصبی کرده است. چرا؟
جامعه قدرت خرید ناچیز خود را به خاطر تورم بالا به مقدار بیشتری از دست داده و حتما باید آن را جبران کرد. باید هم حداقل معیشت را تضمین کرد وهم با بالا بردن قدرت خرید از رکود در تولید که ناشی از کاهش مصرف است جلو گرفت. برای این افزایشها منبع کافی وجود ندارد و هم کسری بودجه و استقراض دولت را بالا میبرد، هم بخش خصوصی تامینکننده حقوق کارکنان بخش خصوصی تحلیل رفته و میگوید توان افزایش بالای دستمزد را ندارد. این تعارض بین نبود منابع و لزوم هزینهکرد بیشتر را که در هر دو حالت بحرانزاست چگونه باید برطرف کرد؟
ما راهحلی را به میان میآوریم که آنرا از آینده آوردهایم! از پیشبینی نتایج سیاستهایی که حکومت در داخل و خارج بر همه تحمیل میکند. وضعیت هنوز فاجعه بار نیست، اما بحران در افق آن دیده میشود: ناتوانی در تنظیم رابطه با جهان خارج همراه با فشار کمرشکن گردنهگیران بینالمللی، ناکارایی در تصمیمسازیهای کلان اقتصادی منجر به قفل شدن اقتصاد، فساد گسترده در دستگاههای حکومتی و کاهش ظرفیتهای اقتصاد در اثر کاهش فروش نفت و به هم خوردن سازوکار قیمتها. هیچکدام از این گرفتاریها روبه کاهش نیستند و رفتار نهادهای حکومتی در مسیر وخیمتر کردن آنهاست (مثل تعلل مجمع تشخیص مصلحت درباره لوایح مرتبط با مبادلات خارجی و اصرار همه به سیاستهای اشتباه ارزی) نتیجه این وضعیت افزایش تورم، گسترش فقر و تضعیف بنیه اقتصاد است. نتیجه نهایی هم برگشت ملی به وضعیتی پیشاتوسعه است که فقر عمومی مشخصه اصلی آن است. پیشنهاد ما، آمادگی لاجرم برای عبور از چنین وضعیتی است.
دولت باید خود را آماده انجام مکفی سه وظیفه کند: تضمین آنکه آموزش و تحصیل تعطیل نشود، اطمینانیابی از اینکه حداقلی از خدمات بهداشتی و درمانی در اختیار همه باشد، و تضمین فراهمسازی حد کافی کالری در روز برای همه. این پیشنهاد البته عدهای را حیرتزده، برخی را عصبانی و گروهی را پرسشگر میکند که چرا؟ چرا به جای این پیشنهادها نمیگویید از مقدار فساد، اختلاس و بذل و بخششهای خارجی کم کنند؟ چرا دنبال کاهش حیف و میل و ریختوپاش آقازادهها نباشیم ؟ چرا زبان جامعه نو چنین تلخ میگردد و پرسشهایی از این دست.
پاسخ این است که مشکلات پدیدآورنده هزینههای بیمورد و فساد در واقع مشکل نیستند که برایشان راهحل بدهیم، شرایط حکومت ما هستند. ذاتی موقعیت کنونی و ماهیت حکومتند و باید با آنها کنار بیاییم. مثال ما حکایت خانوادهای است که هر کار کند، نمیتواند جلوی ولخرجی و "دادن پول میز" این و آن و نشستن بر سر میز قمار یکی از اعضای خانواده را بگیرد و آنچه در نهایت در کف مادر خانواده میماند کسری از درآمد خانواده است. مادر باید آنرا به صورتی خرج کند که بچه ها خوراک داشته باشند، به مدرسه بروند، و اگر بیمار شدند هزینه درمان داشته باشند. لباس نو و تفریح و سفر و ... برای چنین خانوادهای لازم نیست. باید از آن بگذرند.
البته همه نمیگذرند. سطوح بالای حکومت، آقازادههای علمایی که دائما در باره حرام بودن سود دیرکرد بانکها حرف میزنند، خدمه والامقام حکومت و ابرسرمایهداران در چنین شرایطی به زندگی لوکس انگلی خود ادامه خواهند داد، مردم باید این را هم بپذیرند، اعصابشان را حفظ کنند و فقط مواظب باشند کالری حداقل، تحصیل و بهداشت داشته باشند.
لازم به توضیح نیست که به عنوان روزنامهنگار طرفدار ستم بر مردمان فرودست نیستیم، اما وضعی که حکومت ما پدید آورده میگوید: راه عبور بی شورش و دردسر و بی انقلاب و براندازی از نقطهای که در مسیر آن پیش میرویم، کاهش هزینههای دولت و کسر بودجه، کاهش فشار به بخش تولید و در نتیجه کاهش سطح زندگی دستمزد بگیران است. شاید این از بحرانی که از درون مسیر فعلی زاده میشود بهتر باشد.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🖌حافظ باجزاده
▫️اخیرا تصاویری از میر حسین موسوی و همسرش خانم زهرا رهنورد در هفتادوهفتمین سالروز تولدش منتشر شده است که تعجب همگان را برانگیخت. گویی کمتر کسی میتواند باور کند این عکس منتسب به میر حسین موسوی است. این ایام چه شده است که میر حسین موسوی چنین شکسته شده است. بیاید از یک اتفاق بحث انگیز با هم صحبت کنیم. لحظه ای تصور کن یک نفر در مدتی طولانی، قریب به ده سال هرجا که بخواهد برود، چندین نفر دنبالش بروند، حتی حمام رفتنش تحت نظارت باشد، کنار همسرش حتی در رختخواب نتواند آزاد باشد، خانه اش لبریز از دوربین و تجهیزات نظارت الکتریکی باشد، چندین نفر در کنار او با خانواده اش زندگی کنند و هیچگونه حريم شخصی برای او و همسرش باقی نمانده باشد، حتی وان حمام و لوله کشی خانه اش را به بهانه بازرسی از جا کنده باشند، تمام پنجره های خانه اش را با مقواهای فلزی پوشانده باشند که خود مانع ورود نور طبیعی به خانه میشود و نتیجه اش بروز مخاطراتی برای سلامتی وی میشود، تصور کن نتواند به دیدار پدر پیرش که مادام سراغ او را میگیرد برود و اگر دخترش ملاقات پدر را آرزو کند ناچار باید جلوي درب بازرسی بدنی شود. بازجویی های مکرر، هفته ای دو بار از شوهر دخترش نرگس باعث بروز مشکلاتی در زندگی نرگس شود که نهایتا منجر به طلاق او با شوهرش شود. به وقت بازداشت دخترش نرگس او را هل دهند و به او بگویند چنان می زنم توی دهنت که دندان هایت بریزد توی دهانت. به وقت تفتیش خانه یکی از آقایان جلوی فرزند دخترش به دخترش نرگس بگوید اگر دست من باشد از ساختمان به پایین پرتت میکردم. شوهر دختر دیگرش زهرا را کتک بزنند و زهرا را از استاد دانشگاهی اخراج کنند. (به نقل از نرگس موسوی دختر میرحسین موسوی) این تصویر برای ما آشنا نیست ؟ آیا ما را یاد واقعه ای غم انگیز در صده های گذشته نمی اندازد. حالا درصدی احتمال صحت این گفته ها را بده؛ و حالا لحظه ای خودت را جای او تصور کن پیر نمیشی؟! البته ما میتوانیم تحمل کنیم اما شخصی که تریبون دار، خدمتگذار و مسئول بود کمتر از ما میتواند این حبس، این تحقیر و اختناق را تحمل کند. فراموش نکنیم میر حسین موسوی نخست وزیر بود، وزیر ارشاد بود،وزیر کشاورزی، وزیر امور خارجه، رئیس بنیاد مستضعفین، فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا، وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر آموزش و پرورش، وزیر معادن و فلزات، وزیر دفاع و فرمانده جنگ بود و چندین پست دیگر داشت و کسر بالایی از عمر خویش را به پای خدمت به مردم و برای پیروزی انقلاب اسلامی نهاد. آیا چنین شخصیتی مستحق چنین رفتار محقری است؟
🆔@jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Mir-03-05
🖌حافظ باجزاده
▫️اخیرا تصاویری از میر حسین موسوی و همسرش خانم زهرا رهنورد در هفتادوهفتمین سالروز تولدش منتشر شده است که تعجب همگان را برانگیخت. گویی کمتر کسی میتواند باور کند این عکس منتسب به میر حسین موسوی است. این ایام چه شده است که میر حسین موسوی چنین شکسته شده است. بیاید از یک اتفاق بحث انگیز با هم صحبت کنیم. لحظه ای تصور کن یک نفر در مدتی طولانی، قریب به ده سال هرجا که بخواهد برود، چندین نفر دنبالش بروند، حتی حمام رفتنش تحت نظارت باشد، کنار همسرش حتی در رختخواب نتواند آزاد باشد، خانه اش لبریز از دوربین و تجهیزات نظارت الکتریکی باشد، چندین نفر در کنار او با خانواده اش زندگی کنند و هیچگونه حريم شخصی برای او و همسرش باقی نمانده باشد، حتی وان حمام و لوله کشی خانه اش را به بهانه بازرسی از جا کنده باشند، تمام پنجره های خانه اش را با مقواهای فلزی پوشانده باشند که خود مانع ورود نور طبیعی به خانه میشود و نتیجه اش بروز مخاطراتی برای سلامتی وی میشود، تصور کن نتواند به دیدار پدر پیرش که مادام سراغ او را میگیرد برود و اگر دخترش ملاقات پدر را آرزو کند ناچار باید جلوي درب بازرسی بدنی شود. بازجویی های مکرر، هفته ای دو بار از شوهر دخترش نرگس باعث بروز مشکلاتی در زندگی نرگس شود که نهایتا منجر به طلاق او با شوهرش شود. به وقت بازداشت دخترش نرگس او را هل دهند و به او بگویند چنان می زنم توی دهنت که دندان هایت بریزد توی دهانت. به وقت تفتیش خانه یکی از آقایان جلوی فرزند دخترش به دخترش نرگس بگوید اگر دست من باشد از ساختمان به پایین پرتت میکردم. شوهر دختر دیگرش زهرا را کتک بزنند و زهرا را از استاد دانشگاهی اخراج کنند. (به نقل از نرگس موسوی دختر میرحسین موسوی) این تصویر برای ما آشنا نیست ؟ آیا ما را یاد واقعه ای غم انگیز در صده های گذشته نمی اندازد. حالا درصدی احتمال صحت این گفته ها را بده؛ و حالا لحظه ای خودت را جای او تصور کن پیر نمیشی؟! البته ما میتوانیم تحمل کنیم اما شخصی که تریبون دار، خدمتگذار و مسئول بود کمتر از ما میتواند این حبس، این تحقیر و اختناق را تحمل کند. فراموش نکنیم میر حسین موسوی نخست وزیر بود، وزیر ارشاد بود،وزیر کشاورزی، وزیر امور خارجه، رئیس بنیاد مستضعفین، فرمانده قرارگاه خاتم الانبیا، وزیر مسکن و شهرسازی، وزیر آموزش و پرورش، وزیر معادن و فلزات، وزیر دفاع و فرمانده جنگ بود و چندین پست دیگر داشت و کسر بالایی از عمر خویش را به پای خدمت به مردم و برای پیروزی انقلاب اسلامی نهاد. آیا چنین شخصیتی مستحق چنین رفتار محقری است؟
🆔@jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Mir-03-05
Telegraph
دیدگاه همراهان جامعه نو
اخیرا تصاویری از میر حسین موسوی و همسرش خانم زهرا رهنورد در هفتادوهفتمین سالروز تولدش منتشر شده است که تعجب همگان را برانگیخت. گویی کمتر کسی میتواند باور کند این عکس منتسب به میر حسین موسوی است. این ایام چه شده است که میر حسین موسوی چنین شکسته شده است. بیاید…
#یادداشت_منتخب
🔸در دفاع از "کارت الکترونیک رفاه"
▫️اگر چه مصوبه دیروز مجلس به منزله الزام استفاده دولت از کوپن الکترونیک نبود( اساسا بیشتر شبیه یک فیلم با پایان باز بود نه بخشی از فرآیند تقنین یک کشور)، اما بلافاصله واکنش های تند و تیز به "کوپنی شدن اقتصاد" بین بعضی از اقتصاددانان به راه افتاد. استاد محترمی مصاحبه کرده بودند که" کوپن اساسا برای شرایط جنگی است" و روزنامه محترمی تصویر رییس جمور را روی صفحه اول قرار داده که کوپن در دست دارد و شعار "به عقب بر نمی گردیم" بالای آن نقش بسته است. در این باره چندنکته ضروری قابل عرض است:
1️⃣تصور آن که تضمین حداقلی از سبد غذایی برای اقشار نیازمند صرفا مختص شرایط جنگی است به وضوح غلط است. از 1964 تامین حداقل های غذایی در آمریکا به صورت ثابت و بی وقفهبر بستر قانونى جديد در حال اجراست و کارت های اعتباری مربوط به این برنامه(EBT) به صورت فراگیر از سال 2004 در آمریکا مورد استفاده است بدون ان که این کشور درگیر شرایط جنگی باشد.
2️⃣بدون هيچ نوع سر و صدا و تنش،برنامه کارت الکترونیک رفاه( که دربسیاری جنبه ها شباهت به EBT دارد) بیش از چهار سال است که بدون تشکیل صف، بدون سر و صدا و بدون گزارش حتی یک مورد ناآرامی اجتماعی( شبیه به آن چه امروز در صف های گوشت شاهدیم و شبیه به آن چه در اوایل دولت آقای روحانی در توزیع سبد کالا شاهد بودیم) در حال خدمات رسانی است و دوره های متوالی توزیع سبد کالا توسط آن انجام شده است بدون ان که "کشور در شرایط جنگی باشد" یا " به عقب بازگشته باشد". در نسخه اجرا شده تا کنون شخص به سلیقه خود و در پایانه های توزیعی به اندازه تقریبا همه فروشگاههای زنجیره ای امکان دریافت حداقل های مورد نیاز خود را داشته و دارد، بدون آن که شان او لگد کوب شود یا نیاز به یافتن "توزیع کنندگان پاک" باشد.
همه نقدهای تیز و تند به دولت آقای روحانی به جای خود، کارت الکترونیک رفاه یکی از بهترین اجراهای یک طرح معقول رفاهی است که تا به حال در ایران دیده ام و فعلا محتملترین( و عاقلانه ترین) سناریوی ممکن درباره مصوبه مجلس گسترش پوشش کارت رفاه است.
مسائل ملی، "مسائل ملی" است و نباید آن را حتی به اندازه یک تیتر فدای انگیزه های جناحی کرد . / اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
🔸در دفاع از "کارت الکترونیک رفاه"
▫️اگر چه مصوبه دیروز مجلس به منزله الزام استفاده دولت از کوپن الکترونیک نبود( اساسا بیشتر شبیه یک فیلم با پایان باز بود نه بخشی از فرآیند تقنین یک کشور)، اما بلافاصله واکنش های تند و تیز به "کوپنی شدن اقتصاد" بین بعضی از اقتصاددانان به راه افتاد. استاد محترمی مصاحبه کرده بودند که" کوپن اساسا برای شرایط جنگی است" و روزنامه محترمی تصویر رییس جمور را روی صفحه اول قرار داده که کوپن در دست دارد و شعار "به عقب بر نمی گردیم" بالای آن نقش بسته است. در این باره چندنکته ضروری قابل عرض است:
1️⃣تصور آن که تضمین حداقلی از سبد غذایی برای اقشار نیازمند صرفا مختص شرایط جنگی است به وضوح غلط است. از 1964 تامین حداقل های غذایی در آمریکا به صورت ثابت و بی وقفهبر بستر قانونى جديد در حال اجراست و کارت های اعتباری مربوط به این برنامه(EBT) به صورت فراگیر از سال 2004 در آمریکا مورد استفاده است بدون ان که این کشور درگیر شرایط جنگی باشد.
2️⃣بدون هيچ نوع سر و صدا و تنش،برنامه کارت الکترونیک رفاه( که دربسیاری جنبه ها شباهت به EBT دارد) بیش از چهار سال است که بدون تشکیل صف، بدون سر و صدا و بدون گزارش حتی یک مورد ناآرامی اجتماعی( شبیه به آن چه امروز در صف های گوشت شاهدیم و شبیه به آن چه در اوایل دولت آقای روحانی در توزیع سبد کالا شاهد بودیم) در حال خدمات رسانی است و دوره های متوالی توزیع سبد کالا توسط آن انجام شده است بدون ان که "کشور در شرایط جنگی باشد" یا " به عقب بازگشته باشد". در نسخه اجرا شده تا کنون شخص به سلیقه خود و در پایانه های توزیعی به اندازه تقریبا همه فروشگاههای زنجیره ای امکان دریافت حداقل های مورد نیاز خود را داشته و دارد، بدون آن که شان او لگد کوب شود یا نیاز به یافتن "توزیع کنندگان پاک" باشد.
همه نقدهای تیز و تند به دولت آقای روحانی به جای خود، کارت الکترونیک رفاه یکی از بهترین اجراهای یک طرح معقول رفاهی است که تا به حال در ایران دیده ام و فعلا محتملترین( و عاقلانه ترین) سناریوی ممکن درباره مصوبه مجلس گسترش پوشش کارت رفاه است.
مسائل ملی، "مسائل ملی" است و نباید آن را حتی به اندازه یک تیتر فدای انگیزه های جناحی کرد . / اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔸مذاکره در اطریش!
▫️تحریریه جامعه نو: به گزارش فرانسپرس فرماندهان نظامی ارشد آمریکا و روسیه طی جلسه ای در اطریش درباره مسائل سوریه تبادل نظر و مذاکره کرده اند.
این گزارش میگوید این فرماندهان ارشد «ژنرال جوزف دانفورد» رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا و همتای روس او «ژنرال والری گراسیموف» بودهاند و موضوع اصلی مذاکره آنها وضعیت آینده سوریه بوده است.
به گفته سخنگوی ژنرال دانفورد این نظامیان ارشد آمریکا و روسیه گفتگوهایی درباره امنیت اروپا و مسائل نظامی سایر نقاط جهان نیز داشتهاند.
سوریه یکی از نقاط مهم تلاقی منافع و اهداف ایالات متحده و روسیه است و ژنرالهای ایالات متحده با سیاست ترامپ در این کشور موافق نیستند.
🔻 چرا آمار تجارت خارجی محرمانه است؟
▫️خبرگزاری فارس مدعی شده است برخی مقامات وزارت اقتصاد و دارایی به این خبرگزاری گفته اند کمیته ضدتحریم دستور داده است آمار تجارت خارجی ایران که هر ماهه توسط گمرک جمهوری اسلامی منتشر میشد منتشر نشود. اخیرا مقامات گمرک فقط به ذکر آمار کلی صادرات و واردات اقدام میکنند.
این خبرگزاری اطلاعات خود از محرمانه شدن اطلاعات تجارت خارجی را پس از این آشکار کرده است که رئیس کل گمرک آمار مبادلات یازده ماهه را اعلام کرد اما هنوز اطلاعات بهمن ماه مبادلات تجاری کشور منتشر نشده است.
محرمانه شدن احتمالی اعلام آمار صادرات و واردات کشور برای حفظ کانالهای انجام تجارت خارجی در دوره تحریمها صورت میگیرد و تنها اطلاعاتی که رئیس کل گمرک عنوان کرده این است که طی ۱۱ ماهه امسال صادرات غیرنفتی کشورمان به ۴۰ میلیارد دلار رسید و در این مدت به میزان ۳۸.۵ میلیارد دلار کالا به کشور وارد شده است.
🔹 اروپا: اینستکس مشروط است !
▫️سید عباس عراقچی میگوید ایران در جلسه امروز کمیسیون مشترک برجام به طرفهای برجام و اروپا تذکر داده که کانال مالی اینستکس صرفا یکی از تعهدات آنهاست و همکاریهای اقتصادی با ایران باید ابعاد مختلفی را در بر بگیرد.
عراقچی پس از پایان جلسه گفته است باید منتظر شویم اینستکس عملیاتی شود. اروپا خیلی دیر اقدام کرد ولی به هر حال اکنون این نهاد ثبت شده و باید کارش را شروع کند.
رسانه های خارجی اخباری داشته اند درباره اینکه در این جلسه به طرف ایرانی اعلام شده اینستکس بدون پیوستن ایران به سازوکارهای مالی کنترل کننده منبع و مسیر تبادلات بانکی کار نخواهد کرد، اما عراقچی درباره دیدگاه های طرف مقابل در جلسه امروز اطلاعاتی نداد.
طرف این گروکشی احتمالی اروپایی ها در ایران، نهادهای متوقف کننده تصویب مجموعه لوایح مرتبط با پیوستن ایران با اف ای تی اف هستند که اکنون در ایستگاه مجمع تشخیص مصلحت متوقف شده است.
🆔 @jameeno
🔸مذاکره در اطریش!
▫️تحریریه جامعه نو: به گزارش فرانسپرس فرماندهان نظامی ارشد آمریکا و روسیه طی جلسه ای در اطریش درباره مسائل سوریه تبادل نظر و مذاکره کرده اند.
این گزارش میگوید این فرماندهان ارشد «ژنرال جوزف دانفورد» رییس ستاد مشترک ارتش آمریکا و همتای روس او «ژنرال والری گراسیموف» بودهاند و موضوع اصلی مذاکره آنها وضعیت آینده سوریه بوده است.
به گفته سخنگوی ژنرال دانفورد این نظامیان ارشد آمریکا و روسیه گفتگوهایی درباره امنیت اروپا و مسائل نظامی سایر نقاط جهان نیز داشتهاند.
سوریه یکی از نقاط مهم تلاقی منافع و اهداف ایالات متحده و روسیه است و ژنرالهای ایالات متحده با سیاست ترامپ در این کشور موافق نیستند.
🔻 چرا آمار تجارت خارجی محرمانه است؟
▫️خبرگزاری فارس مدعی شده است برخی مقامات وزارت اقتصاد و دارایی به این خبرگزاری گفته اند کمیته ضدتحریم دستور داده است آمار تجارت خارجی ایران که هر ماهه توسط گمرک جمهوری اسلامی منتشر میشد منتشر نشود. اخیرا مقامات گمرک فقط به ذکر آمار کلی صادرات و واردات اقدام میکنند.
این خبرگزاری اطلاعات خود از محرمانه شدن اطلاعات تجارت خارجی را پس از این آشکار کرده است که رئیس کل گمرک آمار مبادلات یازده ماهه را اعلام کرد اما هنوز اطلاعات بهمن ماه مبادلات تجاری کشور منتشر نشده است.
محرمانه شدن احتمالی اعلام آمار صادرات و واردات کشور برای حفظ کانالهای انجام تجارت خارجی در دوره تحریمها صورت میگیرد و تنها اطلاعاتی که رئیس کل گمرک عنوان کرده این است که طی ۱۱ ماهه امسال صادرات غیرنفتی کشورمان به ۴۰ میلیارد دلار رسید و در این مدت به میزان ۳۸.۵ میلیارد دلار کالا به کشور وارد شده است.
🔹 اروپا: اینستکس مشروط است !
▫️سید عباس عراقچی میگوید ایران در جلسه امروز کمیسیون مشترک برجام به طرفهای برجام و اروپا تذکر داده که کانال مالی اینستکس صرفا یکی از تعهدات آنهاست و همکاریهای اقتصادی با ایران باید ابعاد مختلفی را در بر بگیرد.
عراقچی پس از پایان جلسه گفته است باید منتظر شویم اینستکس عملیاتی شود. اروپا خیلی دیر اقدام کرد ولی به هر حال اکنون این نهاد ثبت شده و باید کارش را شروع کند.
رسانه های خارجی اخباری داشته اند درباره اینکه در این جلسه به طرف ایرانی اعلام شده اینستکس بدون پیوستن ایران به سازوکارهای مالی کنترل کننده منبع و مسیر تبادلات بانکی کار نخواهد کرد، اما عراقچی درباره دیدگاه های طرف مقابل در جلسه امروز اطلاعاتی نداد.
طرف این گروکشی احتمالی اروپایی ها در ایران، نهادهای متوقف کننده تصویب مجموعه لوایح مرتبط با پیوستن ایران با اف ای تی اف هستند که اکنون در ایستگاه مجمع تشخیص مصلحت متوقف شده است.
🆔 @jameeno
#الف
🔸حالا وقت انتخاب است
▫️علی دانشیان / جامعه نو : در باب یازدهم تورات حکایتی آمده معروف به «افسانه برج بابل». داستان فرزندان آدم ابوالبشر است که در روزگاران کهن و در دورانی که همگی به زبانی یگانه سخن میگفتند، قصد میکنند برجی بسازند چنان بلند که به آسمان خدا بساید و به بهشت برسد، اما خدا این کار آنان را جسارتی پمییابد از قومی که چون یکدستاند و زبانی یگانه دارند، هرکاری ازشان ساخته است. پس برای برهم زدن کارشان، زبان آنان را از هم بیگانه میسازد و گیجشان میکند. درقرائتی سکولاریزه از این حکایت، نه خدا، که فرایند تقسیم کار است که زبان آنان را مشوش میکند و در قصدشان ناکام میگذاردشان. در روزهای نخست، هرکس همهکاری میکند؛ هم خاک میآورد، هم خشت میزند و هم آجر میچیند. ولی چون کار کُند پیش میرود، کار را تقسیم میکنند. یک دسته خاک میآورند و یک دسته خشت میزنند و یک دسته آجر میچینند. کار سرعت میگیرد. اندک اندک، اعضای هر دسته برای زودتر فهمیدن سخن همدیگر و تندتر کردن سرعت کارشان، با نماد و اشارههایی، زبانی میان خودشان میسازند، اندکی متفاوت از آن زبان یگانه و شبیه به زبان دستهی دیگر. پیشتر که میروند، باز میخواهند کار را تند کنند. تقسیم کار افراطی میشود، جزئیتر و تخصصیتر، و تعداد دستهها هم، بیشتر. رفته رفته زبان هر دسته اختصاصیتر میشود، از آن زبان یگانه دورتر و کمشباهتتر به زبان دسته دیگر، تا آنجا که زبان هردسته بالکل متفاوت میشود از زبان دستههای دیگر. زبانشان مشوش میشود و چندگانه، چنان که ناتوان میمانند از فهمیدن سخن یکدیگر، میانشان تفرقه میافتد، دست از کار ساختن برج میکشند و پراکنده میشوند و برجِ ناتمام، سپستر فرو میریزد و محو میشود. کأن لم یکن.
این حکایتی است که زبانشناسان در تحليل «پيدايش» زبان و ترجمه نقلش میکنند. افسانه است و نمیخواهیم زیادی به آن بها بدهیم؛ با این همه، تا حد زیادی به کار تحلیل و پیش دیدن نتیجه تقسیم کار افراطی هم میآید. پس میشود با آن سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هم فهمید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/cho-03-06
🔸حالا وقت انتخاب است
▫️علی دانشیان / جامعه نو : در باب یازدهم تورات حکایتی آمده معروف به «افسانه برج بابل». داستان فرزندان آدم ابوالبشر است که در روزگاران کهن و در دورانی که همگی به زبانی یگانه سخن میگفتند، قصد میکنند برجی بسازند چنان بلند که به آسمان خدا بساید و به بهشت برسد، اما خدا این کار آنان را جسارتی پمییابد از قومی که چون یکدستاند و زبانی یگانه دارند، هرکاری ازشان ساخته است. پس برای برهم زدن کارشان، زبان آنان را از هم بیگانه میسازد و گیجشان میکند. درقرائتی سکولاریزه از این حکایت، نه خدا، که فرایند تقسیم کار است که زبان آنان را مشوش میکند و در قصدشان ناکام میگذاردشان. در روزهای نخست، هرکس همهکاری میکند؛ هم خاک میآورد، هم خشت میزند و هم آجر میچیند. ولی چون کار کُند پیش میرود، کار را تقسیم میکنند. یک دسته خاک میآورند و یک دسته خشت میزنند و یک دسته آجر میچینند. کار سرعت میگیرد. اندک اندک، اعضای هر دسته برای زودتر فهمیدن سخن همدیگر و تندتر کردن سرعت کارشان، با نماد و اشارههایی، زبانی میان خودشان میسازند، اندکی متفاوت از آن زبان یگانه و شبیه به زبان دستهی دیگر. پیشتر که میروند، باز میخواهند کار را تند کنند. تقسیم کار افراطی میشود، جزئیتر و تخصصیتر، و تعداد دستهها هم، بیشتر. رفته رفته زبان هر دسته اختصاصیتر میشود، از آن زبان یگانه دورتر و کمشباهتتر به زبان دسته دیگر، تا آنجا که زبان هردسته بالکل متفاوت میشود از زبان دستههای دیگر. زبانشان مشوش میشود و چندگانه، چنان که ناتوان میمانند از فهمیدن سخن یکدیگر، میانشان تفرقه میافتد، دست از کار ساختن برج میکشند و پراکنده میشوند و برجِ ناتمام، سپستر فرو میریزد و محو میشود. کأن لم یکن.
این حکایتی است که زبانشناسان در تحليل «پيدايش» زبان و ترجمه نقلش میکنند. افسانه است و نمیخواهیم زیادی به آن بها بدهیم؛ با این همه، تا حد زیادی به کار تحلیل و پیش دیدن نتیجه تقسیم کار افراطی هم میآید. پس میشود با آن سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هم فهمید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/cho-03-06
Telegraph
حالا وقت انتخاب است
علی دانشیان: در باب یازدهم تورات حکایتی آمده معروف به «افسانه برج بابل». داستان فرزندان آدم ابوالبشر است که در روزگاران کهن و در دورانی که همگی به زبانی یگانه سخن میگفتند، قصد میکنند برجی بسازند چنان بلند که به آسمان خدا بساید و به بهشت برسد، اما خدا این…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس)
🖌شیرین احمدی
▫️سالیان متمادی است که در سایه رکود و بحرانهای اقتصادی عموم مردم ما و به ویژه زنان در معرض انواع آسیبهای اقتصادی واقع شده اند و معضلات اجتماعی، حقوقی و... نیز در ابعادی دیگر آنان را تحت فشار مضاعف قرار داده است و همه این سالها چنان این مصائب آنان را لبریز کرده که "بیش از یک دهه است حضور پررنگ زنان را در اکثر حرکتهای اجتماعی" مشاهده می کنیم که می توان به برخی از علل آن توجه کرد:
در گذشته حدود یک میلیون و نهصد هزار زن شاغل تحت پوشش تامین اجتماعی به کار مشغول بودند اما امروزه ۶۰۰هزار تن از این زنان بیکار شده اند و طی شش سال اخیر به طور پیوسته از تعداد شاغلان زن کاسته شده است.(گزارش مرکز آمار)
همچنین دو و نیم میلیون زن سرپرست خانوار مسئولیت خانواده شان را بر عهده دارند که بیش از یک میلیون نفر از آنها بیمه نیستند.
در حال حاضر در بیشتر کشورها فقر زنانه شده و هر روز گسترده تر می گردد، زیرا اکثر بیکاران را زنان تشکیل می دهند و در ایران نیز نزدیک به ۸۵ درصد زنان بیکار هستند.
این مسائل در کنار مشکلات دیگری همچون اولویت در به کار گرفتن مردان و عدم به کارگیری زنانی که تحصیل کرده هستند، یا در هنگام تعدیل نیرو، زنان در خط مقدم اخراج هستند، همچنین زنانی که در مقابل کار برابر با مردان، دستمزد نابرابر می گیرند و نیز زنان بازنشسته ای که از نداشتن حقوق کافی و بیمه ای کارآمد، دچار مشکلات متعددی هستند و وجودشان در عرصه های مطالبه گری زبانزد شده است، همه اینها نمونه هایی از ستم اقتصادی بر زنان است.
دختران و زنان در عرصه های مختلف اجتماعی به دلیل وجود حجاب اجباری در معرض تهدید و بازداشت قرار دارند و احساس امنیت نمی کنند.
آزارهای متفاوتی که زنان از اسیدپاشی و تجاوز و... می بینند، بدون این که شاهد برخورد با متجاوزین باشند، از دیگر مسائلی است که ستم را عریانتر از هر موضوع دیگری نمایان می کند.
زنانی که در زندگی زناشوئی خود موفق نبوده اند با نداشتن حق طلاق و حضانت کودکان خود، در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند.
بسیاری از اختیاراتی که مردان دارند از زنان سلب شده؛ به عنوان مثال برای عمل جراحی و خروج از کشور و... زنان بدون
امضای همسر اختیاری ندارند.
زنان خانه دار نیز به کارهای کسالت آور روزانه ای مشغولند که دستمزد، بیمه و بازنشستگی ندارند و مادام جملات پر زرق وبرق "مادر نمونه و همسر خوب" زیر گوششان تکرار می شود. آیا نداشتن پشتوانه، این زنان را عاصی نمی کند و از خود نمی پرسند چرا ما وابسته هستیم؟
موارد اشاره شده گوشه هایی از مشکلات زنان هستند که همچون کوهی بر وجودشان سنگینی می کند و سبب حضورشان در مبارزات جاری در جامعه می گردد.
با حضور گسترده زنان در اعتراض به نتایج انتخابات سال ۸۸ این تلاش بزرگ جلوه یافت. سپس برداشتن حجاب توسط دختران خیابان انقلاب در سال۹۶ شکل دیگری به مطالبات زنان بخشید و به دنبال آن موج اعتراضات مردمی دی ماه سال ۹۶ این حضور را پررنگتر کرد.
طی دو سال اخیر در اعتراضات و تحصنهای معلمان، پرستاران، بازنشستگان و حتا اعتراضات کارگران و دانشجویان حضور زنان تحسین برانگیز شده اما در پس زمینه این حضور، غیر از خواسته های معیشتی، اعتراض آنها به همه آن تبعیضات و تفکیکهای جنسیتی در طی این سالها، به وضوح دیده می شود و آنچه آشکار است سرکوب خواسته های مشخص زنان است چرا که سنگینی این تبعیضات که ناشی از سیستم سرمایه داری/مردسالاری است، همچون دردی عمیق وجود زنان را فراگرفته و حضورشان را در تجمعات پرشور اعتراضی توضیح می دهد.
زنان در تمام جنبش های اعتراضی به همراه دیگر مزدبگیران به پیش می روند و زمانی خواسته هایشان متحقق خواهد شد که عوامل تولید و باز تولید فقر، بیکاری و دیگر نابسامانیهای اجتماعی و فرهنگی دگرگون شده باشد.
🆔 @jameeno
🔹به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس)
🖌شیرین احمدی
▫️سالیان متمادی است که در سایه رکود و بحرانهای اقتصادی عموم مردم ما و به ویژه زنان در معرض انواع آسیبهای اقتصادی واقع شده اند و معضلات اجتماعی، حقوقی و... نیز در ابعادی دیگر آنان را تحت فشار مضاعف قرار داده است و همه این سالها چنان این مصائب آنان را لبریز کرده که "بیش از یک دهه است حضور پررنگ زنان را در اکثر حرکتهای اجتماعی" مشاهده می کنیم که می توان به برخی از علل آن توجه کرد:
در گذشته حدود یک میلیون و نهصد هزار زن شاغل تحت پوشش تامین اجتماعی به کار مشغول بودند اما امروزه ۶۰۰هزار تن از این زنان بیکار شده اند و طی شش سال اخیر به طور پیوسته از تعداد شاغلان زن کاسته شده است.(گزارش مرکز آمار)
همچنین دو و نیم میلیون زن سرپرست خانوار مسئولیت خانواده شان را بر عهده دارند که بیش از یک میلیون نفر از آنها بیمه نیستند.
در حال حاضر در بیشتر کشورها فقر زنانه شده و هر روز گسترده تر می گردد، زیرا اکثر بیکاران را زنان تشکیل می دهند و در ایران نیز نزدیک به ۸۵ درصد زنان بیکار هستند.
این مسائل در کنار مشکلات دیگری همچون اولویت در به کار گرفتن مردان و عدم به کارگیری زنانی که تحصیل کرده هستند، یا در هنگام تعدیل نیرو، زنان در خط مقدم اخراج هستند، همچنین زنانی که در مقابل کار برابر با مردان، دستمزد نابرابر می گیرند و نیز زنان بازنشسته ای که از نداشتن حقوق کافی و بیمه ای کارآمد، دچار مشکلات متعددی هستند و وجودشان در عرصه های مطالبه گری زبانزد شده است، همه اینها نمونه هایی از ستم اقتصادی بر زنان است.
دختران و زنان در عرصه های مختلف اجتماعی به دلیل وجود حجاب اجباری در معرض تهدید و بازداشت قرار دارند و احساس امنیت نمی کنند.
آزارهای متفاوتی که زنان از اسیدپاشی و تجاوز و... می بینند، بدون این که شاهد برخورد با متجاوزین باشند، از دیگر مسائلی است که ستم را عریانتر از هر موضوع دیگری نمایان می کند.
زنانی که در زندگی زناشوئی خود موفق نبوده اند با نداشتن حق طلاق و حضانت کودکان خود، در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند.
بسیاری از اختیاراتی که مردان دارند از زنان سلب شده؛ به عنوان مثال برای عمل جراحی و خروج از کشور و... زنان بدون
امضای همسر اختیاری ندارند.
زنان خانه دار نیز به کارهای کسالت آور روزانه ای مشغولند که دستمزد، بیمه و بازنشستگی ندارند و مادام جملات پر زرق وبرق "مادر نمونه و همسر خوب" زیر گوششان تکرار می شود. آیا نداشتن پشتوانه، این زنان را عاصی نمی کند و از خود نمی پرسند چرا ما وابسته هستیم؟
موارد اشاره شده گوشه هایی از مشکلات زنان هستند که همچون کوهی بر وجودشان سنگینی می کند و سبب حضورشان در مبارزات جاری در جامعه می گردد.
با حضور گسترده زنان در اعتراض به نتایج انتخابات سال ۸۸ این تلاش بزرگ جلوه یافت. سپس برداشتن حجاب توسط دختران خیابان انقلاب در سال۹۶ شکل دیگری به مطالبات زنان بخشید و به دنبال آن موج اعتراضات مردمی دی ماه سال ۹۶ این حضور را پررنگتر کرد.
طی دو سال اخیر در اعتراضات و تحصنهای معلمان، پرستاران، بازنشستگان و حتا اعتراضات کارگران و دانشجویان حضور زنان تحسین برانگیز شده اما در پس زمینه این حضور، غیر از خواسته های معیشتی، اعتراض آنها به همه آن تبعیضات و تفکیکهای جنسیتی در طی این سالها، به وضوح دیده می شود و آنچه آشکار است سرکوب خواسته های مشخص زنان است چرا که سنگینی این تبعیضات که ناشی از سیستم سرمایه داری/مردسالاری است، همچون دردی عمیق وجود زنان را فراگرفته و حضورشان را در تجمعات پرشور اعتراضی توضیح می دهد.
زنان در تمام جنبش های اعتراضی به همراه دیگر مزدبگیران به پیش می روند و زمانی خواسته هایشان متحقق خواهد شد که عوامل تولید و باز تولید فقر، بیکاری و دیگر نابسامانیهای اجتماعی و فرهنگی دگرگون شده باشد.
🆔 @jameeno
🔹جامعه نو و همراهان جامعه نو
🔻درلبه پرتگاه!
▫️یکی از همراهان جامعه نو، آقای رضا خباز ، طی پیامی در باره محتوای یک #الف با عنوان "بحران دستمزد" پیامی ارسال کرده اند که شرح ان به قرار زیر است:
"در مورد مطلب بحران دستمزد و توصیه های شما برای آینده، جدا از اینکه چقدر ساده انگارانه و بدون دیدن لطمات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این قبیل توصیه های کلی و بدون پشتوانه، سعی کرده اید ایده پردازی کنید. خواستم به عنوان یک خواننده دائمی شما دوستانه بگویم اگر نا امیدید، اگر توانی برای تغییر در خود و دیگران نمی بینید، اگر فکر می کنید نمی شود، اگر درگیر استراتژی #خارپشت و اینهایید، اگر در نوسان نظری خود هنوز ثبات نیافته اید، اگر تلاش برای عدالت اجتماعی را رویایی چپ می دانید و نه آرمانی که لیبرال ها هم سال ها برایش مبارزه کرده اند و صدها ناتوانی مستتر دیگر در یادداشتتان، شما هم پس بپذیرید که گاهی سکوت عملی شرافت مندانه تر است. سپاس"
🔸درباره محتوای این پیام ، پس از تشکر باید بگوییم همانگونه که در متن مطلب جامعه نو آمده، آن پیشنهاد از آینده کشور آورده شده و توصیف وضعیتی است که در صورت تداوم وضعیت موجود حکومت و بی کفایتی صدر و ذیل آن در تشخیص موقعیت و منافع ملی ، بدان دچار خواهیم آمد . این روزها ، روشنفکران ما عبارات سوریهای شدن و ونزوئلایی شدن و بحران اقتصادی و ابرتورم و بیماری هلندی و عبارات مشابه را مانند نقل و نبات مصرف میکنند و درباره عاقبت شوم کشور سخن میگویند، ولی به اینکه در ان هنگام چه باید کرد و چگونه باید به استقبال آن رفت سخن نمیگویند. آن مقاله جامعه نو میگوید چه انتظاراتی باید از بقایای یک حکومت داشت در زمانیکه ناکاراییهایش منابع کشور را صرف تشدید بحران کرده نه عبور از آن، و در پایان راه منابعی قلیل و ناکافی برای تداوم حداقلی حیات ملی در کف باقی مانده است. بحران دستمزد فعلی که سبب وحشت عناصری از حکومت و دست به یقه شدن آنها گشته، پیش بینی سازوکار باز گشت کوپن به عرصه توزیع ،و متمرکز شدن تمام توان اجرایی بخش دولت این حکومت به مساله تامین نهاده و تنظیم بازار به هر قیمت، همگی نشانه های پیشاهنگ بروز وضعیت توصیف شده در ان مقاله است . ناظر واقع بین کسی است که اینها و پس اینها را ببیند.
ظاهرا دوست گرامی نگران لطمات سیاسی، اجتماعی ، و اقتصادی این توصیه ها هستند که گویا و قاعدتا باید در اثر القای ناامیدی یا ترس از طریق این مطلب حاصل شود. ما هم ذکر کرده بودیم طرح مطلب میتواند احساساتی از این دست پدید آورد و خشم دوستانی مثل آقای خباز هم پیش بینی شده بود . برای آنکه روشن شود در مقابل آن حقیقت چه احساس و موضعی پس از خشم اولیه باید داشت همه را حوالت میدهیم به ارقام بنیادی مهیب توصیف کننده اقتصاد ایران، و براوردهای اقتصاددانان، همه اقتصاد دانان، و سیاسیون ناچسبیده به قدرت درباره فرجام مسیر کنونی .ضمن اینکه جامعه نو گفته است وضع بحرانی اقتصاد از فروپاشی هنوز فاصله دارد ولی در مسیر آن موشک وار پیش میرود. به این تاکید ها ادامه خواهیم داد .
ما البته ناامید نیستیم و اگر بودیم اینجا نبودیم و توان تغییر را هم فقط در حکومتی نمیبینیم که فرجام مسیرش را همه و از جمله خواننده محترم آگاهند. اتفاقا یکی از راه های گریز از فرجام محتوم مسیر فعلی، همان استراتژی #خارپشت است که گویا دوست ما با ان موافقتی ندارند. بحث درباره ان را وامینهیم به زمانی که استدلالی در رد مسیر #خارپشت دریافت کنیم، اما به هر حال، یکی از الزامات گریز از فرجامی که توصیف کرده ایم همان مسیر #خارپشت است. ما، به اینکه ماجراجویی ها و سیاست خارجی فعلی حکومت به استحکام ملی ما منجر شود، باور نداریم.
جای حیرت است که دوست ارجمند درپایان موضوع را به تقابل چپ و لیبرالیسم و عدالت اجتماعی ربط دادهاند، هرچند این روزها این نوع مرتبط کردن ها در میان جوانان شیوع یافته و احتمالا همراه عزیز ما نیز از زمره جوانان هستند. موضوع بحث ما نه در نظر و نه در شکل کاملا بی ربط به عدالت اجتماعی، برابری فرصتها، و یا توصیه های لیبرال یا آرمانهای چپ است.
در نهایت، ما به بخشی از ناتوانیهای خود آگاهیم و امید به رفع آنها داریم و فقط نمیدانیم آن کدام بخش از ناتوانی ناشناخته ماست که شرافتمندانه است به خاطرش سکوت کنیم . امیدواریم دراین باره راهنمایی شویم.
باز هم از همراهی دوستانی چون آقای خباز تشکر میکنیم .
🆔 @jameeno
🔻درلبه پرتگاه!
▫️یکی از همراهان جامعه نو، آقای رضا خباز ، طی پیامی در باره محتوای یک #الف با عنوان "بحران دستمزد" پیامی ارسال کرده اند که شرح ان به قرار زیر است:
"در مورد مطلب بحران دستمزد و توصیه های شما برای آینده، جدا از اینکه چقدر ساده انگارانه و بدون دیدن لطمات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این قبیل توصیه های کلی و بدون پشتوانه، سعی کرده اید ایده پردازی کنید. خواستم به عنوان یک خواننده دائمی شما دوستانه بگویم اگر نا امیدید، اگر توانی برای تغییر در خود و دیگران نمی بینید، اگر فکر می کنید نمی شود، اگر درگیر استراتژی #خارپشت و اینهایید، اگر در نوسان نظری خود هنوز ثبات نیافته اید، اگر تلاش برای عدالت اجتماعی را رویایی چپ می دانید و نه آرمانی که لیبرال ها هم سال ها برایش مبارزه کرده اند و صدها ناتوانی مستتر دیگر در یادداشتتان، شما هم پس بپذیرید که گاهی سکوت عملی شرافت مندانه تر است. سپاس"
🔸درباره محتوای این پیام ، پس از تشکر باید بگوییم همانگونه که در متن مطلب جامعه نو آمده، آن پیشنهاد از آینده کشور آورده شده و توصیف وضعیتی است که در صورت تداوم وضعیت موجود حکومت و بی کفایتی صدر و ذیل آن در تشخیص موقعیت و منافع ملی ، بدان دچار خواهیم آمد . این روزها ، روشنفکران ما عبارات سوریهای شدن و ونزوئلایی شدن و بحران اقتصادی و ابرتورم و بیماری هلندی و عبارات مشابه را مانند نقل و نبات مصرف میکنند و درباره عاقبت شوم کشور سخن میگویند، ولی به اینکه در ان هنگام چه باید کرد و چگونه باید به استقبال آن رفت سخن نمیگویند. آن مقاله جامعه نو میگوید چه انتظاراتی باید از بقایای یک حکومت داشت در زمانیکه ناکاراییهایش منابع کشور را صرف تشدید بحران کرده نه عبور از آن، و در پایان راه منابعی قلیل و ناکافی برای تداوم حداقلی حیات ملی در کف باقی مانده است. بحران دستمزد فعلی که سبب وحشت عناصری از حکومت و دست به یقه شدن آنها گشته، پیش بینی سازوکار باز گشت کوپن به عرصه توزیع ،و متمرکز شدن تمام توان اجرایی بخش دولت این حکومت به مساله تامین نهاده و تنظیم بازار به هر قیمت، همگی نشانه های پیشاهنگ بروز وضعیت توصیف شده در ان مقاله است . ناظر واقع بین کسی است که اینها و پس اینها را ببیند.
ظاهرا دوست گرامی نگران لطمات سیاسی، اجتماعی ، و اقتصادی این توصیه ها هستند که گویا و قاعدتا باید در اثر القای ناامیدی یا ترس از طریق این مطلب حاصل شود. ما هم ذکر کرده بودیم طرح مطلب میتواند احساساتی از این دست پدید آورد و خشم دوستانی مثل آقای خباز هم پیش بینی شده بود . برای آنکه روشن شود در مقابل آن حقیقت چه احساس و موضعی پس از خشم اولیه باید داشت همه را حوالت میدهیم به ارقام بنیادی مهیب توصیف کننده اقتصاد ایران، و براوردهای اقتصاددانان، همه اقتصاد دانان، و سیاسیون ناچسبیده به قدرت درباره فرجام مسیر کنونی .ضمن اینکه جامعه نو گفته است وضع بحرانی اقتصاد از فروپاشی هنوز فاصله دارد ولی در مسیر آن موشک وار پیش میرود. به این تاکید ها ادامه خواهیم داد .
ما البته ناامید نیستیم و اگر بودیم اینجا نبودیم و توان تغییر را هم فقط در حکومتی نمیبینیم که فرجام مسیرش را همه و از جمله خواننده محترم آگاهند. اتفاقا یکی از راه های گریز از فرجام محتوم مسیر فعلی، همان استراتژی #خارپشت است که گویا دوست ما با ان موافقتی ندارند. بحث درباره ان را وامینهیم به زمانی که استدلالی در رد مسیر #خارپشت دریافت کنیم، اما به هر حال، یکی از الزامات گریز از فرجامی که توصیف کرده ایم همان مسیر #خارپشت است. ما، به اینکه ماجراجویی ها و سیاست خارجی فعلی حکومت به استحکام ملی ما منجر شود، باور نداریم.
جای حیرت است که دوست ارجمند درپایان موضوع را به تقابل چپ و لیبرالیسم و عدالت اجتماعی ربط دادهاند، هرچند این روزها این نوع مرتبط کردن ها در میان جوانان شیوع یافته و احتمالا همراه عزیز ما نیز از زمره جوانان هستند. موضوع بحث ما نه در نظر و نه در شکل کاملا بی ربط به عدالت اجتماعی، برابری فرصتها، و یا توصیه های لیبرال یا آرمانهای چپ است.
در نهایت، ما به بخشی از ناتوانیهای خود آگاهیم و امید به رفع آنها داریم و فقط نمیدانیم آن کدام بخش از ناتوانی ناشناخته ماست که شرافتمندانه است به خاطرش سکوت کنیم . امیدواریم دراین باره راهنمایی شویم.
باز هم از همراهی دوستانی چون آقای خباز تشکر میکنیم .
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: تصویر فوق متعلق به حجت الاسلام حسن کردمیهن است. روحانی جوانی که ناگاه به عنوان فرمانده حمله به سفارت عربستان، معروف، بازداشت و محاکمه شد. اتفاقی که منشاء بسیاری از مشکلات بعدی برای کشور شد. با او مصاحبه شده درباره ماجرای سفارت عربستان. مجله خیمه عکسی از او چاپ کرده که به جای لباس روحانیت، لباس کار در یک فستفود را بر تن دارد ولی توضیح داده نشده مالک آنجاست یا کارگرش . کرد میهن در این مصاحبه حرفهای ناگفتهای از زندگی و فعالیتهای خود دارد و نقدهایی به مسئولین و حوزهها وارد کرده است. او روایت دیگری از ماجرای سفارت عربستان هم مطرح کرده است. روایتی که تا به حال مطرح نشده و با این روایت خودش را بیگناه میداند.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔺هدف بولتون شروع جنگ با ایران است!
▫️تحریریه جامعه نو: مایکل مورفورد نظامی ارشد سابق آمریکا، تلاش جان بولتون برای حمله نظامی به ایران را مورد بررسی قرار داده است.
مورفورد طی یادداشتی در یو اس آ تودی که خبرآنلاین ترجمه آن را عرضه کرده مینویسد نباید تجربه جنگ اشتباه عراق را این بار با ایران تجربه کرد. او به نئوکانها اشاره میکند که سخت در تلاش هستند تا ترامپ را به این اقدام راضی کنند. این کارشناس در ادامه میگوید ما تمام حقیقت را درباره حمله نظامی آمریکا به عراق میدانیم. در دولت بوش، دیک چنی معاون رئیس جمهور، جان بولتون، معاون وزیر خارجه، پل ولفوویتز معاون وزیر دفاع، تا اواخر دهه ۹۰ میلادی سه تن از رهبران و معماران نومحافظهکاران در آمریکا بودند.
در سال ۲۰۰۲ بولتون به عنوان معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات، عاملی محرک محسوب میشد. او اصرار داشت تا به دادههای اطلاعاتی خام دسترسی داشته باشد؛ قبل از اینکه مورد ارزیابی قرار گیرند. او همچنین اصرار داشت که این اطلاعات در اختیار داشتن سلاحهای کشتارجمعی توسط صدام را تأیید میکند.
حالا بولتون به عنوان گزافهگوترین عضو نئوکانها، در گوش ترامپ زمزمههایی سر میدهد تا آمریکا در همان مسیر اشتباه قدم بگذارد. در این راستا بولتون شخصی را پیدا کرده است که نه تنها به امنیت ملی کشورش بها نمیدهد، بلکه درصدد تخریب دستاوردهای ریاست جمهوری در دورههای گذشته است. ترامپ به ملت ایران علاقه ندارد؛ او از رئیس جمهور قبلی آمریکا یعنی باراک اوباما و توافق اتمی با ایران که در زمان او به ثمر نشست نفرت دارد.
جان بولتون هم اکنون نیز به دنبال تکرار نقش خود در سال ۲۰۰۳ است و فرماندهای دارد که پذیرایش است.
🔻 اف ای تی اف برای داخل افشاگر است!
▫️ترس مقامات مخالف لوایح مرتبط با اف ای تی اف از افشای اطلاعات مالی و بانکی ایران نزد بیگانگان، انعکاسی از وحشت شفافیت انتقالات مالی ناسالم داخلی نزد جامعه است که به صورت مشاوره از سوی صاحبان درآمدهای پنهانی ناسالم در اختیار مقامات قرار میگیرد.
این مطلب را پس از اظهارات مطرح شده از سوی سخنران پیش از خطبه نماز جمعه دیروز، یکی از خبرگان امور بانکی با جامعه نو در میان گذاشته و میگوید، برخی از مقامات گرایش سادهلوحانهای به باور این خلافگوییها دارند و البته شماری نیز به علت گرفتاریهای شخصی اساسا میلی به شفافیت در داخل کشورندارند و به این تبلیغات چسبیدهاند.
به گفته این کارشناس، توسعه فساد در میان مقامات و برخورداری بسیاری افراداز درآمدهای نامشروع و شبههدار عامل اصلی بیمیلی به تصویب لوایح یاد شده است و این گروه نگران آثار شفافیت مبادلات در داخل کشور است.
🔹 او صبح امروزی نبود!
▫️با مشخص شدن نقش مرجان شیخالاسلامیآلآقا در دزدیهای مرتبط با دور زدن تحریمها و زدوبندهای کارگزاران معتمد درون حکومت، تبلیغات پیرامون وابستگیهای او از چند جهت شدت گرفته است. از جمله به استناد یک آگهی تبلیغاتی مجلس ششم، این شخص توسط روزنامه شرق عضو تحریریه صبح امروز با تاکید بر مدیر مسئولی سعید حجاریان خوانده شده است. تحریریه صبح امروز این موضوع را انکار میکند.
یک عضو تحریریه این روزنامه به جامعه نو گفت مرجان شیخالاسلامی در شروع به کار روزنامه صبح امروز در آذر ماه ۷۷ به طور آزمایشی در سرویس گزارش این روزنامه جذب، اما قبل از پایان دوره آزمایشی به عللی با او قطع همکاری شده است. ظاهرا او در بهمن سال ۷۸ با ثبتنام در انتخابات مدعی عضویت در تحریریه روزنامه شده و مثل صدها فرد دیگر خواسته در آشفتهبازار معمول انتخاباتی ایران از حیثیت صبح امروز سوءاستفاده کند و سایر پیوستگیهایش نشان میدهد در این زمینه بسیار بیباک بوده است. وی میافزاید البته مواردی از این دست، بیش از آنکه ما را نگران حیثیت روزنامه کند نگران سرنوشت کشور و داراییهایش میسازد که سالهاست توسط مقامات غافلی که تحریمها را فرصت و دور زدن آنها را هنر اعلام میکنند به دست شیادان سپرده میشود.
🆔 @jameeno
🔺هدف بولتون شروع جنگ با ایران است!
▫️تحریریه جامعه نو: مایکل مورفورد نظامی ارشد سابق آمریکا، تلاش جان بولتون برای حمله نظامی به ایران را مورد بررسی قرار داده است.
مورفورد طی یادداشتی در یو اس آ تودی که خبرآنلاین ترجمه آن را عرضه کرده مینویسد نباید تجربه جنگ اشتباه عراق را این بار با ایران تجربه کرد. او به نئوکانها اشاره میکند که سخت در تلاش هستند تا ترامپ را به این اقدام راضی کنند. این کارشناس در ادامه میگوید ما تمام حقیقت را درباره حمله نظامی آمریکا به عراق میدانیم. در دولت بوش، دیک چنی معاون رئیس جمهور، جان بولتون، معاون وزیر خارجه، پل ولفوویتز معاون وزیر دفاع، تا اواخر دهه ۹۰ میلادی سه تن از رهبران و معماران نومحافظهکاران در آمریکا بودند.
در سال ۲۰۰۲ بولتون به عنوان معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات، عاملی محرک محسوب میشد. او اصرار داشت تا به دادههای اطلاعاتی خام دسترسی داشته باشد؛ قبل از اینکه مورد ارزیابی قرار گیرند. او همچنین اصرار داشت که این اطلاعات در اختیار داشتن سلاحهای کشتارجمعی توسط صدام را تأیید میکند.
حالا بولتون به عنوان گزافهگوترین عضو نئوکانها، در گوش ترامپ زمزمههایی سر میدهد تا آمریکا در همان مسیر اشتباه قدم بگذارد. در این راستا بولتون شخصی را پیدا کرده است که نه تنها به امنیت ملی کشورش بها نمیدهد، بلکه درصدد تخریب دستاوردهای ریاست جمهوری در دورههای گذشته است. ترامپ به ملت ایران علاقه ندارد؛ او از رئیس جمهور قبلی آمریکا یعنی باراک اوباما و توافق اتمی با ایران که در زمان او به ثمر نشست نفرت دارد.
جان بولتون هم اکنون نیز به دنبال تکرار نقش خود در سال ۲۰۰۳ است و فرماندهای دارد که پذیرایش است.
🔻 اف ای تی اف برای داخل افشاگر است!
▫️ترس مقامات مخالف لوایح مرتبط با اف ای تی اف از افشای اطلاعات مالی و بانکی ایران نزد بیگانگان، انعکاسی از وحشت شفافیت انتقالات مالی ناسالم داخلی نزد جامعه است که به صورت مشاوره از سوی صاحبان درآمدهای پنهانی ناسالم در اختیار مقامات قرار میگیرد.
این مطلب را پس از اظهارات مطرح شده از سوی سخنران پیش از خطبه نماز جمعه دیروز، یکی از خبرگان امور بانکی با جامعه نو در میان گذاشته و میگوید، برخی از مقامات گرایش سادهلوحانهای به باور این خلافگوییها دارند و البته شماری نیز به علت گرفتاریهای شخصی اساسا میلی به شفافیت در داخل کشورندارند و به این تبلیغات چسبیدهاند.
به گفته این کارشناس، توسعه فساد در میان مقامات و برخورداری بسیاری افراداز درآمدهای نامشروع و شبههدار عامل اصلی بیمیلی به تصویب لوایح یاد شده است و این گروه نگران آثار شفافیت مبادلات در داخل کشور است.
🔹 او صبح امروزی نبود!
▫️با مشخص شدن نقش مرجان شیخالاسلامیآلآقا در دزدیهای مرتبط با دور زدن تحریمها و زدوبندهای کارگزاران معتمد درون حکومت، تبلیغات پیرامون وابستگیهای او از چند جهت شدت گرفته است. از جمله به استناد یک آگهی تبلیغاتی مجلس ششم، این شخص توسط روزنامه شرق عضو تحریریه صبح امروز با تاکید بر مدیر مسئولی سعید حجاریان خوانده شده است. تحریریه صبح امروز این موضوع را انکار میکند.
یک عضو تحریریه این روزنامه به جامعه نو گفت مرجان شیخالاسلامی در شروع به کار روزنامه صبح امروز در آذر ماه ۷۷ به طور آزمایشی در سرویس گزارش این روزنامه جذب، اما قبل از پایان دوره آزمایشی به عللی با او قطع همکاری شده است. ظاهرا او در بهمن سال ۷۸ با ثبتنام در انتخابات مدعی عضویت در تحریریه روزنامه شده و مثل صدها فرد دیگر خواسته در آشفتهبازار معمول انتخاباتی ایران از حیثیت صبح امروز سوءاستفاده کند و سایر پیوستگیهایش نشان میدهد در این زمینه بسیار بیباک بوده است. وی میافزاید البته مواردی از این دست، بیش از آنکه ما را نگران حیثیت روزنامه کند نگران سرنوشت کشور و داراییهایش میسازد که سالهاست توسط مقامات غافلی که تحریمها را فرصت و دور زدن آنها را هنر اعلام میکنند به دست شیادان سپرده میشود.
🆔 @jameeno
#الف
🔹ناصیه ۹۸
▫️شورای سردبیری: در چشم انداز پیش روی همراهان اصلاح طلب نظام اسلامی دو انتخابات در سال آینده و سالی بعد از آن قرار دارد که اهمیت دارند. کدام مهمتر است و بازی سیاسی مربوط به آن چیست؟
اولی انتخابات مجلس است در اواخر سال آتی. کمتر ملی، اما هنوز از معدود بقایای پتانسیلهای ضامن حفظ جمهوری. دومی انتخاب رئیسجمهوری است که کار آن از آخر سال ۹۹ بالا میگیرد. این یکی همیشه به تحرکی ملی تبدیل میشود وآنچه از آن در می اید معمولا سرکنگبین حکومت است که بعد صفرا میفزاید : یعنی با رای مردم میآید تا مشکلی از حکومت را حل کند اما بعد خودش روی مغزحکومت راه میرود. هاشمی اقبالش این بود که تمایلات امیرکبیریاش در زمینه عمران و آبادی سفارش بازسازی زیربناهای ویران ازجنگ هشت ساله را روی میز ریاستش بگذارد ؛ وظیفه خاتمی این شد که سفیر و شرکت خارجی رفته باز گرداند و مردم را به معجزه دامن نظام امیدوار کتد ، احمدی نژاد هم کارش کلا آزمایش کارایی شیوه های حکمرانی نقش بسته در ذهن همان هسته حکومت بود. این آخری هم وظیفه عمدهاش بازکردن طنابی از پای حکومت بود که به سردیگرش، سنگ درچاه افتادهی دوران احمدی نژاد بسته شده بود. اما فعلا زود است در باره ۱۴۰۰ حرف بزنیم. میگذریم.
اتفاقا مجلس که پتانسیل ضامن دوام بقایایجمهوریت را در بطن دارد مهمتر هم هست ؛ یک جمعیت ۳۰۰ نفره، که هیچگاه، و با هرکلکیکه زدهاند، یکدست از کار در نیامده و تلون آن ضامن خالی نشدنش از پتانسیل های مفید بوده است. اصلاح طلبان چه خواهند کرد که ،... که عقلانی باشد و نتیجه بخش، و شرافتمندانه باشد و کم هزینه ؟
برخلاف معمول به فهرست کردن گزینههای پیش رو نپردازیم. به سراغ گزینهای برویم که بر اساس تجربه، گزینه انتخابی اصلاح طلبان است: مشارکتی که در نهایت به سمت فعال ارتقاء می یابد، همراهی پر تنشی که به ائتلافی عملی و اصلاح طلبانه ختم میشود ، و بازتاب شوری که از شیوه رفتار حکومت با انتخابات درجامعه پدید می آید.
چرا احتمال کشیده شدن رخداد انتخابات به اینسو زیاد است؟ این را از شرایط موجود استنتاج میکنیم ، و از سمت و سوی تحول دروضعیت کشور ، و از تطوری که میشود جهت ان را در ذهن تصمیم گیرندگانجبهه اصلاحطلب ردیابی کرد. غیر از اینها، برنامه حکومت برای آن انتخابات که از همین امروز آنرا به جای انتخابات فتنه ۹۸ مینامد در این تحلیل موثر است.
مولفه های وضع موجود به قرار زیرند : درست مانند زلزله تهران که مدتهاست انتظار آن هست، انتظار یک برامد اجتماعی اعتراضی به ناکارایی کل حکومت وجود دارد که اصحاب حکومت پیشاپیش با فرافکنی آن را توطئه اصلاحطلبان میخوانند و اصلاحطلبان با هراساز عواقب زیانبارشورشهای بنیانکن تهیدستان و عاصیان شهری، در اندیشه چگونگی پیشگیری و مهار آن هستند. بخشی از این پتانسیل که مطالبات اقتصادی پیشرانه آن است، اگر تا سال دیگر به انفجار منتهی نشود سوخت مشارکت در انتخابات خواهد شد. علت بدل نشدن ان به نیروی منفی ضد مشارکت را از سمت و سوی تحول در وضعیت کشور استنتاج میکنیم که متاثر از فشار خارجی خواهد بود.فشاری که با تحریمها در حال افزایش است ، ظالمانه است و سبب تقویت روحیه وحدت ملی میشود، مشارکت در انتخابات را افزایش میدهد نه کاهش ، و میوهچینش هم معلوم است.
آمادگی اصلاحطلبان برای انتخابات پیشرو سومین مولفه تعیین کننده است که در دو بعد است: نظری، یعنی باور به این که حضور در انتخابات به اهداف اصلاحطلبانه کمک میکند ؛ و تشکیلاتی، یعنی یافتن روابط اجزای خود در وضعیت وحدت و همسویی ائتلافی . تحولات فکری اصلاح طلبان در سالهای اخیر عمدتابه سمت نازا بودن کناره گیری از انتخابات متمایل بوده است و از جنبه سازمان و تشکیلات، مطالبه جدی در زمینه لزومترک صحنه در میان آنها دیده نمیشود .
تکمیلکننده این روند، تحرکات نیروهای اقتدار گرا است که به نظر میرسد سال ۹۸ را چونان ۸۸ میبینند و آهنگ بستن فضا را دارند. آنها انتخابات ۹۸ را پیشاپیش با فتنه معادل میگیرند. این گونه تدارکات آنها معمولا به گرم شدن تنور کمک میکند که به نوبه خود به تشویق حضور اصلاح طلبان مدد میرساند.
اما مسالهای اساسی در مقابل اصلاحطلبان وجود دارد. فارغ از اینکه اراده حکومت با چه مضمونی توسط شورای نگهبان اعمال شود، مساله مهم در مقابل اصلاح طلبان رویکردشان در زمینه کسانی است که به میدان می اورند . آنها لابد وحدت جبههای خود را حفظ میکنند ، اما احتمالا نمیتوانند چهرههای پیشین را حفظ کنند. کسانی که ژن مناسب حضور در مجلس جاری را داشتهاند از صافی حکومت میگذرند، اما از صافی جامعه نه. پس شاید مشکل آقای خاتمی دشواری دعوت از مردم نباشد، یافتن چهره هایی باشد که مردم انها را موجه بیابند. مساله این است، و... عجب بن بستی!
🆔 @jameeno
🔹ناصیه ۹۸
▫️شورای سردبیری: در چشم انداز پیش روی همراهان اصلاح طلب نظام اسلامی دو انتخابات در سال آینده و سالی بعد از آن قرار دارد که اهمیت دارند. کدام مهمتر است و بازی سیاسی مربوط به آن چیست؟
اولی انتخابات مجلس است در اواخر سال آتی. کمتر ملی، اما هنوز از معدود بقایای پتانسیلهای ضامن حفظ جمهوری. دومی انتخاب رئیسجمهوری است که کار آن از آخر سال ۹۹ بالا میگیرد. این یکی همیشه به تحرکی ملی تبدیل میشود وآنچه از آن در می اید معمولا سرکنگبین حکومت است که بعد صفرا میفزاید : یعنی با رای مردم میآید تا مشکلی از حکومت را حل کند اما بعد خودش روی مغزحکومت راه میرود. هاشمی اقبالش این بود که تمایلات امیرکبیریاش در زمینه عمران و آبادی سفارش بازسازی زیربناهای ویران ازجنگ هشت ساله را روی میز ریاستش بگذارد ؛ وظیفه خاتمی این شد که سفیر و شرکت خارجی رفته باز گرداند و مردم را به معجزه دامن نظام امیدوار کتد ، احمدی نژاد هم کارش کلا آزمایش کارایی شیوه های حکمرانی نقش بسته در ذهن همان هسته حکومت بود. این آخری هم وظیفه عمدهاش بازکردن طنابی از پای حکومت بود که به سردیگرش، سنگ درچاه افتادهی دوران احمدی نژاد بسته شده بود. اما فعلا زود است در باره ۱۴۰۰ حرف بزنیم. میگذریم.
اتفاقا مجلس که پتانسیل ضامن دوام بقایایجمهوریت را در بطن دارد مهمتر هم هست ؛ یک جمعیت ۳۰۰ نفره، که هیچگاه، و با هرکلکیکه زدهاند، یکدست از کار در نیامده و تلون آن ضامن خالی نشدنش از پتانسیل های مفید بوده است. اصلاح طلبان چه خواهند کرد که ،... که عقلانی باشد و نتیجه بخش، و شرافتمندانه باشد و کم هزینه ؟
برخلاف معمول به فهرست کردن گزینههای پیش رو نپردازیم. به سراغ گزینهای برویم که بر اساس تجربه، گزینه انتخابی اصلاح طلبان است: مشارکتی که در نهایت به سمت فعال ارتقاء می یابد، همراهی پر تنشی که به ائتلافی عملی و اصلاح طلبانه ختم میشود ، و بازتاب شوری که از شیوه رفتار حکومت با انتخابات درجامعه پدید می آید.
چرا احتمال کشیده شدن رخداد انتخابات به اینسو زیاد است؟ این را از شرایط موجود استنتاج میکنیم ، و از سمت و سوی تحول دروضعیت کشور ، و از تطوری که میشود جهت ان را در ذهن تصمیم گیرندگانجبهه اصلاحطلب ردیابی کرد. غیر از اینها، برنامه حکومت برای آن انتخابات که از همین امروز آنرا به جای انتخابات فتنه ۹۸ مینامد در این تحلیل موثر است.
مولفه های وضع موجود به قرار زیرند : درست مانند زلزله تهران که مدتهاست انتظار آن هست، انتظار یک برامد اجتماعی اعتراضی به ناکارایی کل حکومت وجود دارد که اصحاب حکومت پیشاپیش با فرافکنی آن را توطئه اصلاحطلبان میخوانند و اصلاحطلبان با هراساز عواقب زیانبارشورشهای بنیانکن تهیدستان و عاصیان شهری، در اندیشه چگونگی پیشگیری و مهار آن هستند. بخشی از این پتانسیل که مطالبات اقتصادی پیشرانه آن است، اگر تا سال دیگر به انفجار منتهی نشود سوخت مشارکت در انتخابات خواهد شد. علت بدل نشدن ان به نیروی منفی ضد مشارکت را از سمت و سوی تحول در وضعیت کشور استنتاج میکنیم که متاثر از فشار خارجی خواهد بود.فشاری که با تحریمها در حال افزایش است ، ظالمانه است و سبب تقویت روحیه وحدت ملی میشود، مشارکت در انتخابات را افزایش میدهد نه کاهش ، و میوهچینش هم معلوم است.
آمادگی اصلاحطلبان برای انتخابات پیشرو سومین مولفه تعیین کننده است که در دو بعد است: نظری، یعنی باور به این که حضور در انتخابات به اهداف اصلاحطلبانه کمک میکند ؛ و تشکیلاتی، یعنی یافتن روابط اجزای خود در وضعیت وحدت و همسویی ائتلافی . تحولات فکری اصلاح طلبان در سالهای اخیر عمدتابه سمت نازا بودن کناره گیری از انتخابات متمایل بوده است و از جنبه سازمان و تشکیلات، مطالبه جدی در زمینه لزومترک صحنه در میان آنها دیده نمیشود .
تکمیلکننده این روند، تحرکات نیروهای اقتدار گرا است که به نظر میرسد سال ۹۸ را چونان ۸۸ میبینند و آهنگ بستن فضا را دارند. آنها انتخابات ۹۸ را پیشاپیش با فتنه معادل میگیرند. این گونه تدارکات آنها معمولا به گرم شدن تنور کمک میکند که به نوبه خود به تشویق حضور اصلاح طلبان مدد میرساند.
اما مسالهای اساسی در مقابل اصلاحطلبان وجود دارد. فارغ از اینکه اراده حکومت با چه مضمونی توسط شورای نگهبان اعمال شود، مساله مهم در مقابل اصلاح طلبان رویکردشان در زمینه کسانی است که به میدان می اورند . آنها لابد وحدت جبههای خود را حفظ میکنند ، اما احتمالا نمیتوانند چهرههای پیشین را حفظ کنند. کسانی که ژن مناسب حضور در مجلس جاری را داشتهاند از صافی حکومت میگذرند، اما از صافی جامعه نه. پس شاید مشکل آقای خاتمی دشواری دعوت از مردم نباشد، یافتن چهره هایی باشد که مردم انها را موجه بیابند. مساله این است، و... عجب بن بستی!
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹جامعه نو و همراهان جامعه نو 🔻درلبه پرتگاه! ▫️یکی از همراهان جامعه نو، آقای رضا خباز ، طی پیامی در باره محتوای یک #الف با عنوان "بحران دستمزد" پیامی ارسال کرده اند که شرح ان به قرار زیر است: "در مورد مطلب بحران دستمزد و توصیه های شما برای آینده، جدا از…
#جامعه_نو_و_همراهان_جامعه_نو
▫️رضا خباز: رفقای جامعه نو بیاییم یک دور از انتهای مطلبتان با هم مرور کنیم شما نوشته اید:
«راه عبور بی شورش و دردسر و بی انقلاب و براندازی از نقطهای که در مسیر آن پیش میرویم، کاهش هزینههای دولت و کسر بودجه، کاهش فشار به بخش تولید و در نتیجه کاهش سطح زندگی دستمزد بگیران است. شاید این از بحرانی که از درون مسیر فعلی زاده میشود بهتر باشد.»
همچنینی شما در مطلب خود مشکلات وضعیت را ذاتی فرض کرده اید. این کلمه ذاتی نه تفسیر بلکه عین کلمه مورد استفاده شماست. اتفاقا شما صداقت بیشتری نسبت به مثال هایی که می خواهم بزنم به خرج داده اید.
دکتر نیلی، که به گمانم و اگر اشتباه نکنم از اقتصاد دانان مورد علاقه شماست، در آخرین تبیین خود از وضعیت از «بحران منابع آب کشور»، «مسائل زیست محیطی»، «صندوق بازنشستگی»، «بودجه دولت»، «نظام بانکی» و «بیکاری» بهعنوان 6 ابرچالش اقتصاد ایران یاد کرد که باید برای هر یک استراتژی مشخص و معینی داشت.او این 6 ابرچالش را برآیند حاکم بودن یک پارادایم واحد می داند و آن «رفاه مبتنی بر هدررفت منابع» می شمارد. احتمالا در توصیه آتی مردم را چون شما به تنگ کردن کمربندها و قبول کاهش سطح زندگی می خواند. اما مشکل مشترک شما و این دوست اقتصاد دان چیست؟ ابر چالش اصلی وضعیت فساد سیستماتیک حاکم بر دستگاه ها و انباشت سرمایه در دستان ناشناخته است، شما و اقتصاد دانانی که تحلیل های خود را بر آرای آن ها استوار می کنید چون آن ها را ذات سیستم می پندارند کاری به کارش ندارند ( هرچند آنها خیلی هم مثل شما صادق نیستند، خود دستی بر آتش دارند و بیخود آدرس غلط نمی دهند). دوستان وقتی اینها را نمی بیند وقتی در چاره های کارتان اینها نیست کاری نمی توانید بکنید جز این پیکان را به سمت مردم بگیرید و آن هم ضعیف ترین قشرها، یا مثل شما باید توصیه به سنگ بستن به شکم کرد و یا مثل آن یکی مشاور یعنی دکتر سریع القلم توصیه های از موضع بالا برای تغییر اخلاق مردمی که خون غربی در رگهایشان نیست کرد. غافل از اینکه بدون خواست تغییر آن موارد که اتفاقا غیر ذاتی است،آینده احتمالی هم چون وضعیتی که رخ داده از تحلیل های شما دور می شود، آینده احتمالی هیچ تضمینی برای بهداشت و کالری حداقلی نمی دهد، اساسا نه حضرات دولت فعلی و نه رقبایشان جز به خصوصی سازی همه چیز (بخوانید اختصاصی سازی) علاقه ای ندارند، کاش همان اقتصاد دان ها که بر آمار آن ها تکیه می کنید به ما می گفتند که در راست ترین دولت های جهان هم آموزش و بهداشت را این گونه پولی سازی نمی کنند، حالا آنها (قدرت) چیزی هم تضمین نخواهند کرد جز حفظ همه حقوق خود در همه شئون. پس تحلیل شما خانه ای روی آب چیزی است که ساخته شده و شما هم جز در مواردی منتقد آن نبوده اید. آن انباشت پول های نا شناخته هم هر کاری بخواهد می تواند بکند. اگر گفته ام سکوت شرافتمندانه تر است شاید از این باب بود که دیگر کسی از دستمزد بگیران توان کاهش سطح زندگی خود را ندارد چون همان آمارها می گوید که به انتهای خط رسیده اند،لااقل نمک بر زخم نپاشید، اینکه احتمال عصبانی شدن هم داده بودید شاید از همین اطلاع ضمیر خودآگاهتان از نمک پاشی تان بود . بحث چپ و راست هم از این باب بود که علاقه مندان لیبرالیسم اقتصادی گویی فراموش کرده اند که علاوه بر آزادی فردی، در اقتصاد لیبرالی هم قسمی عدالت توزیعی موجود است که مغفول گفتمان لیبرالی ایران است، نمی شود در توضیح وضع ارز و قیمت گذاری اصول لیبرالیسم بازار خود تنظیم گر را پیش کشید ولی از زیر بار مثلا غیر ذاتی نبودن امور اقتصادی و یا لزوم تنظیم مناسبات دستمزد در رفت . راستی اگر آن آینده کذا پیش بیاید خیلی منتظر توصیه من و شما نمی مانند، چون کارد به استخوان رسیده توصیه پذیر نیست. بهتر است ما برسیم به کار آن چیزهای ذاتی به قول شما که در حقیقت خیلی هم عرضی هم هستند. حالا این را من جوان بگویم یا پیر فرزانه خیلی در واقعیت توصیف شده فرقی ایجاد نمی کند.
🆔 @jameeno
▫️رضا خباز: رفقای جامعه نو بیاییم یک دور از انتهای مطلبتان با هم مرور کنیم شما نوشته اید:
«راه عبور بی شورش و دردسر و بی انقلاب و براندازی از نقطهای که در مسیر آن پیش میرویم، کاهش هزینههای دولت و کسر بودجه، کاهش فشار به بخش تولید و در نتیجه کاهش سطح زندگی دستمزد بگیران است. شاید این از بحرانی که از درون مسیر فعلی زاده میشود بهتر باشد.»
همچنینی شما در مطلب خود مشکلات وضعیت را ذاتی فرض کرده اید. این کلمه ذاتی نه تفسیر بلکه عین کلمه مورد استفاده شماست. اتفاقا شما صداقت بیشتری نسبت به مثال هایی که می خواهم بزنم به خرج داده اید.
دکتر نیلی، که به گمانم و اگر اشتباه نکنم از اقتصاد دانان مورد علاقه شماست، در آخرین تبیین خود از وضعیت از «بحران منابع آب کشور»، «مسائل زیست محیطی»، «صندوق بازنشستگی»، «بودجه دولت»، «نظام بانکی» و «بیکاری» بهعنوان 6 ابرچالش اقتصاد ایران یاد کرد که باید برای هر یک استراتژی مشخص و معینی داشت.او این 6 ابرچالش را برآیند حاکم بودن یک پارادایم واحد می داند و آن «رفاه مبتنی بر هدررفت منابع» می شمارد. احتمالا در توصیه آتی مردم را چون شما به تنگ کردن کمربندها و قبول کاهش سطح زندگی می خواند. اما مشکل مشترک شما و این دوست اقتصاد دان چیست؟ ابر چالش اصلی وضعیت فساد سیستماتیک حاکم بر دستگاه ها و انباشت سرمایه در دستان ناشناخته است، شما و اقتصاد دانانی که تحلیل های خود را بر آرای آن ها استوار می کنید چون آن ها را ذات سیستم می پندارند کاری به کارش ندارند ( هرچند آنها خیلی هم مثل شما صادق نیستند، خود دستی بر آتش دارند و بیخود آدرس غلط نمی دهند). دوستان وقتی اینها را نمی بیند وقتی در چاره های کارتان اینها نیست کاری نمی توانید بکنید جز این پیکان را به سمت مردم بگیرید و آن هم ضعیف ترین قشرها، یا مثل شما باید توصیه به سنگ بستن به شکم کرد و یا مثل آن یکی مشاور یعنی دکتر سریع القلم توصیه های از موضع بالا برای تغییر اخلاق مردمی که خون غربی در رگهایشان نیست کرد. غافل از اینکه بدون خواست تغییر آن موارد که اتفاقا غیر ذاتی است،آینده احتمالی هم چون وضعیتی که رخ داده از تحلیل های شما دور می شود، آینده احتمالی هیچ تضمینی برای بهداشت و کالری حداقلی نمی دهد، اساسا نه حضرات دولت فعلی و نه رقبایشان جز به خصوصی سازی همه چیز (بخوانید اختصاصی سازی) علاقه ای ندارند، کاش همان اقتصاد دان ها که بر آمار آن ها تکیه می کنید به ما می گفتند که در راست ترین دولت های جهان هم آموزش و بهداشت را این گونه پولی سازی نمی کنند، حالا آنها (قدرت) چیزی هم تضمین نخواهند کرد جز حفظ همه حقوق خود در همه شئون. پس تحلیل شما خانه ای روی آب چیزی است که ساخته شده و شما هم جز در مواردی منتقد آن نبوده اید. آن انباشت پول های نا شناخته هم هر کاری بخواهد می تواند بکند. اگر گفته ام سکوت شرافتمندانه تر است شاید از این باب بود که دیگر کسی از دستمزد بگیران توان کاهش سطح زندگی خود را ندارد چون همان آمارها می گوید که به انتهای خط رسیده اند،لااقل نمک بر زخم نپاشید، اینکه احتمال عصبانی شدن هم داده بودید شاید از همین اطلاع ضمیر خودآگاهتان از نمک پاشی تان بود . بحث چپ و راست هم از این باب بود که علاقه مندان لیبرالیسم اقتصادی گویی فراموش کرده اند که علاوه بر آزادی فردی، در اقتصاد لیبرالی هم قسمی عدالت توزیعی موجود است که مغفول گفتمان لیبرالی ایران است، نمی شود در توضیح وضع ارز و قیمت گذاری اصول لیبرالیسم بازار خود تنظیم گر را پیش کشید ولی از زیر بار مثلا غیر ذاتی نبودن امور اقتصادی و یا لزوم تنظیم مناسبات دستمزد در رفت . راستی اگر آن آینده کذا پیش بیاید خیلی منتظر توصیه من و شما نمی مانند، چون کارد به استخوان رسیده توصیه پذیر نیست. بهتر است ما برسیم به کار آن چیزهای ذاتی به قول شما که در حقیقت خیلی هم عرضی هم هستند. حالا این را من جوان بگویم یا پیر فرزانه خیلی در واقعیت توصیف شده فرقی ایجاد نمی کند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔹به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس) 🖌شیرین احمدی ▫️سالیان متمادی است که در سایه رکود و بحرانهای اقتصادی عموم مردم ما و به ویژه زنان در معرض انواع آسیبهای اقتصادی واقع شده اند و معضلات اجتماعی، حقوقی و... نیز در ابعادی دیگر آنان را…
#انعکاس_نظرات_همراهان_جامعه_نو
🔸نقدی بر یک یادداشت
▫️علی امیری: روح کلی حاکم بر یادداشت ایشان حاوی نکاتی ست که مورد توافق و تاکید همه کارشناسان و جامعه شناسان است اما نقد من به قسمت کوچکی از نوشته ایشان است که کار زنان خانه دار را "تکراری بیهوده و ملالتآور " خواندهاند.
چه دلیلی هست که برای توجیه عدم رعایت حقوق زن در اجتماع، خانهداری را کار بیارزش و پست محسوب کنیم .
اینکه به ناحق به زنان خانهدار مزایایی مثل بیمه و... تعلق نمیگیرد درست است که به سیاستهای نادرست کارگزاران حکومت برمیگردد، اما دلیلی برای بیارزش کردن یکی از مهمترین وظایف زن که مدیریت و راهبری کانون خانواده و تربیت آینده سازان اجتماع نمیباشد
چه کاری مهمتر از تربیت نسل سلام مسولیتپذیر؟
🆔 @jameeno
🔸نقدی بر یک یادداشت
▫️علی امیری: روح کلی حاکم بر یادداشت ایشان حاوی نکاتی ست که مورد توافق و تاکید همه کارشناسان و جامعه شناسان است اما نقد من به قسمت کوچکی از نوشته ایشان است که کار زنان خانه دار را "تکراری بیهوده و ملالتآور " خواندهاند.
چه دلیلی هست که برای توجیه عدم رعایت حقوق زن در اجتماع، خانهداری را کار بیارزش و پست محسوب کنیم .
اینکه به ناحق به زنان خانهدار مزایایی مثل بیمه و... تعلق نمیگیرد درست است که به سیاستهای نادرست کارگزاران حکومت برمیگردد، اما دلیلی برای بیارزش کردن یکی از مهمترین وظایف زن که مدیریت و راهبری کانون خانواده و تربیت آینده سازان اجتماع نمیباشد
چه کاری مهمتر از تربیت نسل سلام مسولیتپذیر؟
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔹حسن خمینی مرجع تقلید میشود
▫️تحریریه جامعه نو : فهرستی از مراجع تقلید آینده در قم منتشر شده است که نام حسن خمینی را هم در خود جای میدهد. این لیست که احتمالی خوانده شده روحانیونی مانند آقای اعرافی، جناتی، حسینی بوشهری و حسن خمینی را شامل میشود. مجله خیمه که لیست را منتشر کرده است درج نام نوه امام خمینی را در آن جای تامل دانسته است.
🔸بانک سپه فدا شده است!
▫️رئیس کل بانک مرکزی ابعاد تازهای از برنامه لاپوشانی صدمات وارده به اقتصاد کشور را آشکار و اعلام میکند آسیبپوشانی در جریان ادغام اخیر بانکها به چه قیمتی انجام میشود.
کارشناس اقتصادی جامعه نو این نتیجه را در تفسیر جملهای پنهان در لابلای حرفهای اخیر رئیس کل بانک مرکزی درباره ادغام بانکها گرفته است.
همتی درباره انتخاب بانک سپه برای ادغام ۵ بانک و مؤسسه مالی دیگر در این بانک گفت: این موضوع به دلیل قدمت توانایی و امکانات این بانک است و اگر بانک سپه یکی از هلدینگهای خود را واگذار کند تراز آن ۱۵ هزار میلیارد تومان مثبت خواهد شد. همتی توضیح نداد در وسط گفتگو درباره ادغام بانکها چرا به فکر فروش داراییهای بانک سپه افتاده است.
خبرنگار اقتصادی جامعه نو میگوید تا آنجا که اطلاعات موجود حاکی است، هلدینگ مورد نظر بلوک مدیریتی گروه سرمایهگذاری امید بانک سپه است که با قیمت پایه ۹۳۲۰ ریال حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان ارزش و خریدار معلومی هم دارد. این فروش پول سنگینی وارد بانک سپه میکند که اگر زیان بانکهای موردنظر در ترازنامه بانک سپه روی آن بنشیند، بخشی از آن را میپوشاند. البته دارایی ارزندهای است و فروش آن سپه را از چند هزار میلیارد تومان سود در سال آتی محروم میکند. معنای این کار در واقع فروش دارایی و گذاشتن آن به حساب درآمد عملکرد برای پوشاندن زیان بانکهای ادغام شده است، وگرنه ربطی بین"آن" دارایی و ادغام "این" بانکها نیست.
اخیرا شیوه اداره اقتصاد کشور توسط دولت روحانی به طور کامل به لاپوشانی بحرانها برای بردن انها به آیندهای نامعلوم تبدیل شده است.
🔻احتمال برخورد ناخواسته ایران و آمریکا
▫️معاون سابق وزارتخارجه و دیپلمات کهنهکار آمریکایی که گفتگوهای پشت پرده سال ۹۱ با ایران را رهبری کرده و هدایت مذاکرات علنی هستهای ایران و گروه موسوم به ۱+۵ را به عهده داشت میگوید مشاوران دولت ترامپ ممکن است اوضاع را به سمتی ببرند که آمریکا را به سمت برخوردهای ناخواسته با ایران سوق دهدکه به سرعت شعلهور میشود.
ویلیام برنز در گفتوگو با نشریه آتلانتیک که ایسنا بخشهایی از آن را منعکس کرده گفته است: نسبت به رویکرد این دولت نگران هستم، (رویکردی) که کمتر مایل به حصول یک توافق بهتر است، بلکه بیشتر به دنبال تسلیم یا نابود کردن حکومت ایران است. این، میتواند ما را به مسیر برخوردهای ناخواسته سوق دهد که به سرعت هم شعلهور میشود. من از این نگرانم که بازتابهایی از وضعیت عراق در ۲۰۰۳ در برخی فرضیات هیأت حاکمه آمریکا وجود داشته باشد، بازتابهایی مبنی بر اینکه ظاهراً این دولت به این فکر میکند که سریع و مؤثر میتواند از فشار حداکثری برای سقوط این نظام استفاده کند. همچنین افکار واهی زیادی در پیشبینی آینده وجود دارد که برخیشان از دوستان ما در منطقه نشأت گرفته است.
ویلیام برنز در پاسخ به این سوال چگونه باور دارد که هدف واقعی دولت ترامپ تغییر نظام در ایران است، اظهار داشت: من فکر میکنم به این بستگی دارد که درباره چه کسی صحبت میکنیم. جان بولتون (مشاور امنیت ملی آمریکا) هیچگاه تمایل خود را برای تغییر نظام (در ایران) پنهان نکرده است اما من بر این باورم که رئیس جمهور ترامپ، خود در خاورمیانه مداخله نظامی نخواهد کرد، بنابراین باوجود تمام این لفاظیهای ستیزهجویانه و رجزخوانیهایش درباره ایران تردید دارم که به دنبال تقابل نظامی باشد اما همانطور که گفتم نگرانی من این است که شما در حال پختن آشی هستید که اغلب نتایج ناخواسته از آن به دست خواهد آمد. من بعید میدانم که ما اکنون، بهویژه به دلیل کنار رفتن جیمز متیس (وزیر دفاع پیشین آمریکا) قادر باشیم چنین وضعیتی را مدیریت کنیم.
🆔 @jameeno
🔹حسن خمینی مرجع تقلید میشود
▫️تحریریه جامعه نو : فهرستی از مراجع تقلید آینده در قم منتشر شده است که نام حسن خمینی را هم در خود جای میدهد. این لیست که احتمالی خوانده شده روحانیونی مانند آقای اعرافی، جناتی، حسینی بوشهری و حسن خمینی را شامل میشود. مجله خیمه که لیست را منتشر کرده است درج نام نوه امام خمینی را در آن جای تامل دانسته است.
🔸بانک سپه فدا شده است!
▫️رئیس کل بانک مرکزی ابعاد تازهای از برنامه لاپوشانی صدمات وارده به اقتصاد کشور را آشکار و اعلام میکند آسیبپوشانی در جریان ادغام اخیر بانکها به چه قیمتی انجام میشود.
کارشناس اقتصادی جامعه نو این نتیجه را در تفسیر جملهای پنهان در لابلای حرفهای اخیر رئیس کل بانک مرکزی درباره ادغام بانکها گرفته است.
همتی درباره انتخاب بانک سپه برای ادغام ۵ بانک و مؤسسه مالی دیگر در این بانک گفت: این موضوع به دلیل قدمت توانایی و امکانات این بانک است و اگر بانک سپه یکی از هلدینگهای خود را واگذار کند تراز آن ۱۵ هزار میلیارد تومان مثبت خواهد شد. همتی توضیح نداد در وسط گفتگو درباره ادغام بانکها چرا به فکر فروش داراییهای بانک سپه افتاده است.
خبرنگار اقتصادی جامعه نو میگوید تا آنجا که اطلاعات موجود حاکی است، هلدینگ مورد نظر بلوک مدیریتی گروه سرمایهگذاری امید بانک سپه است که با قیمت پایه ۹۳۲۰ ریال حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان ارزش و خریدار معلومی هم دارد. این فروش پول سنگینی وارد بانک سپه میکند که اگر زیان بانکهای موردنظر در ترازنامه بانک سپه روی آن بنشیند، بخشی از آن را میپوشاند. البته دارایی ارزندهای است و فروش آن سپه را از چند هزار میلیارد تومان سود در سال آتی محروم میکند. معنای این کار در واقع فروش دارایی و گذاشتن آن به حساب درآمد عملکرد برای پوشاندن زیان بانکهای ادغام شده است، وگرنه ربطی بین"آن" دارایی و ادغام "این" بانکها نیست.
اخیرا شیوه اداره اقتصاد کشور توسط دولت روحانی به طور کامل به لاپوشانی بحرانها برای بردن انها به آیندهای نامعلوم تبدیل شده است.
🔻احتمال برخورد ناخواسته ایران و آمریکا
▫️معاون سابق وزارتخارجه و دیپلمات کهنهکار آمریکایی که گفتگوهای پشت پرده سال ۹۱ با ایران را رهبری کرده و هدایت مذاکرات علنی هستهای ایران و گروه موسوم به ۱+۵ را به عهده داشت میگوید مشاوران دولت ترامپ ممکن است اوضاع را به سمتی ببرند که آمریکا را به سمت برخوردهای ناخواسته با ایران سوق دهدکه به سرعت شعلهور میشود.
ویلیام برنز در گفتوگو با نشریه آتلانتیک که ایسنا بخشهایی از آن را منعکس کرده گفته است: نسبت به رویکرد این دولت نگران هستم، (رویکردی) که کمتر مایل به حصول یک توافق بهتر است، بلکه بیشتر به دنبال تسلیم یا نابود کردن حکومت ایران است. این، میتواند ما را به مسیر برخوردهای ناخواسته سوق دهد که به سرعت هم شعلهور میشود. من از این نگرانم که بازتابهایی از وضعیت عراق در ۲۰۰۳ در برخی فرضیات هیأت حاکمه آمریکا وجود داشته باشد، بازتابهایی مبنی بر اینکه ظاهراً این دولت به این فکر میکند که سریع و مؤثر میتواند از فشار حداکثری برای سقوط این نظام استفاده کند. همچنین افکار واهی زیادی در پیشبینی آینده وجود دارد که برخیشان از دوستان ما در منطقه نشأت گرفته است.
ویلیام برنز در پاسخ به این سوال چگونه باور دارد که هدف واقعی دولت ترامپ تغییر نظام در ایران است، اظهار داشت: من فکر میکنم به این بستگی دارد که درباره چه کسی صحبت میکنیم. جان بولتون (مشاور امنیت ملی آمریکا) هیچگاه تمایل خود را برای تغییر نظام (در ایران) پنهان نکرده است اما من بر این باورم که رئیس جمهور ترامپ، خود در خاورمیانه مداخله نظامی نخواهد کرد، بنابراین باوجود تمام این لفاظیهای ستیزهجویانه و رجزخوانیهایش درباره ایران تردید دارم که به دنبال تقابل نظامی باشد اما همانطور که گفتم نگرانی من این است که شما در حال پختن آشی هستید که اغلب نتایج ناخواسته از آن به دست خواهد آمد. من بعید میدانم که ما اکنون، بهویژه به دلیل کنار رفتن جیمز متیس (وزیر دفاع پیشین آمریکا) قادر باشیم چنین وضعیتی را مدیریت کنیم.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸محدودیت نمایندگی مغایربا قانون اساسی؟
🖌بهزاد قشلاقیان، حقوقدان
▫️چند روزی است که موضوع مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص محدودیت سه دوره ای برای شرکت نمایندگان در انتخابات نقل محافل حقوقی و سیاسی شده است و اظهارنظرهای گوناگونی شده است. در این یادداشت نگارنده در پی آن است تا دیدگاه حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته و سعی می شود از اظهارنظر سیاسی دوری گزیده شود.
اولین موضوع در خصوص این مصوبه که از سوی مخالفان مطرح شده است اینکه این محدودیت در قانون اساسی ذکر نشده است و این عدم درج در قانون اساسی به معنای مخالفت با قانون اساسی است. مخالفان با استناد به اصول شصت و دوم و شصت سوم بیان می کنند که چنین محدودیتی در قانون اساسی بیان نشده است در حالیکه محدودیت انتخاب در اصل یکصد و چهاردهم برای رییس جمهور مطرح شده است. این دسته از حقوقدانان معتقدند اگر قانونگذار اساسی اراده ایجاد محدودیت برای نمایندگان را داشت همانند رییس جمهور بیان می کرد.
در پاسخ باید گفت که نمی توان اصول قانون اساسی چنین لفظ گرایانه و به سبک قانون مدنی تفسیر نمود چرا که قانون اساسی یک قانون چارچوبی است و اصولا چنین تفسیرهایی از قانون اساسی به انسداد نظام حقوق منجر خواهد شد چرا که بسیاری از مسائل به دلایل گوناگون در قانون اساسی درج نگردیده، خواه مسایلی که در زمان تصویب قانون اساسی مبتلابه نبوده و خواه مسایلی که عامدا در قانون اساسی درج نگردیده تا توان تفسیر موسع از این اصول را به حقوقدانان و مجریان اعطا کند و از این طریق به پویایی نظام حقوقی منجرشود. اصولا تمام موارد و نهادها در قانون اساسی ذکر نمی گردد و درج عبارت هایی مثل "تفصیل آن را قانون معین می کند" موید همین نکته است که قانونگذار اساسی بسیاری از موارد را به قانون عادی و تصمیم مجلس شورای اسلامی موکول کرده است. در خصوص این مورد نیز قانون اساسی ذیل اصل شصت و دوم بیان می کند: "شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و کیفیت انتخابات را قانون معین خواهدکرد."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/co-03-11
🔸محدودیت نمایندگی مغایربا قانون اساسی؟
🖌بهزاد قشلاقیان، حقوقدان
▫️چند روزی است که موضوع مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص محدودیت سه دوره ای برای شرکت نمایندگان در انتخابات نقل محافل حقوقی و سیاسی شده است و اظهارنظرهای گوناگونی شده است. در این یادداشت نگارنده در پی آن است تا دیدگاه حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته و سعی می شود از اظهارنظر سیاسی دوری گزیده شود.
اولین موضوع در خصوص این مصوبه که از سوی مخالفان مطرح شده است اینکه این محدودیت در قانون اساسی ذکر نشده است و این عدم درج در قانون اساسی به معنای مخالفت با قانون اساسی است. مخالفان با استناد به اصول شصت و دوم و شصت سوم بیان می کنند که چنین محدودیتی در قانون اساسی بیان نشده است در حالیکه محدودیت انتخاب در اصل یکصد و چهاردهم برای رییس جمهور مطرح شده است. این دسته از حقوقدانان معتقدند اگر قانونگذار اساسی اراده ایجاد محدودیت برای نمایندگان را داشت همانند رییس جمهور بیان می کرد.
در پاسخ باید گفت که نمی توان اصول قانون اساسی چنین لفظ گرایانه و به سبک قانون مدنی تفسیر نمود چرا که قانون اساسی یک قانون چارچوبی است و اصولا چنین تفسیرهایی از قانون اساسی به انسداد نظام حقوق منجر خواهد شد چرا که بسیاری از مسائل به دلایل گوناگون در قانون اساسی درج نگردیده، خواه مسایلی که در زمان تصویب قانون اساسی مبتلابه نبوده و خواه مسایلی که عامدا در قانون اساسی درج نگردیده تا توان تفسیر موسع از این اصول را به حقوقدانان و مجریان اعطا کند و از این طریق به پویایی نظام حقوقی منجرشود. اصولا تمام موارد و نهادها در قانون اساسی ذکر نمی گردد و درج عبارت هایی مثل "تفصیل آن را قانون معین می کند" موید همین نکته است که قانونگذار اساسی بسیاری از موارد را به قانون عادی و تصمیم مجلس شورای اسلامی موکول کرده است. در خصوص این مورد نیز قانون اساسی ذیل اصل شصت و دوم بیان می کند: "شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و کیفیت انتخابات را قانون معین خواهدکرد."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/co-03-11
Telegraph
محدودیت نمایندگی مغایربا قانون اساسی؟
چند روزی است که موضوع مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص محدودیت سه دوره ای برای شرکت نمایندگان در انتخابات نقل محافل حقوقی و سیاسی شده است و اظهارنظرهای گوناگونی شده است. در این یادداشت نگارنده در پی آن است تا دیدگاه حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته و سعی می…