#الف
🔸حالا وقت انتخاب است
▫️علی دانشیان / جامعه نو : در باب یازدهم تورات حکایتی آمده معروف به «افسانه برج بابل». داستان فرزندان آدم ابوالبشر است که در روزگاران کهن و در دورانی که همگی به زبانی یگانه سخن میگفتند، قصد میکنند برجی بسازند چنان بلند که به آسمان خدا بساید و به بهشت برسد، اما خدا این کار آنان را جسارتی پمییابد از قومی که چون یکدستاند و زبانی یگانه دارند، هرکاری ازشان ساخته است. پس برای برهم زدن کارشان، زبان آنان را از هم بیگانه میسازد و گیجشان میکند. درقرائتی سکولاریزه از این حکایت، نه خدا، که فرایند تقسیم کار است که زبان آنان را مشوش میکند و در قصدشان ناکام میگذاردشان. در روزهای نخست، هرکس همهکاری میکند؛ هم خاک میآورد، هم خشت میزند و هم آجر میچیند. ولی چون کار کُند پیش میرود، کار را تقسیم میکنند. یک دسته خاک میآورند و یک دسته خشت میزنند و یک دسته آجر میچینند. کار سرعت میگیرد. اندک اندک، اعضای هر دسته برای زودتر فهمیدن سخن همدیگر و تندتر کردن سرعت کارشان، با نماد و اشارههایی، زبانی میان خودشان میسازند، اندکی متفاوت از آن زبان یگانه و شبیه به زبان دستهی دیگر. پیشتر که میروند، باز میخواهند کار را تند کنند. تقسیم کار افراطی میشود، جزئیتر و تخصصیتر، و تعداد دستهها هم، بیشتر. رفته رفته زبان هر دسته اختصاصیتر میشود، از آن زبان یگانه دورتر و کمشباهتتر به زبان دسته دیگر، تا آنجا که زبان هردسته بالکل متفاوت میشود از زبان دستههای دیگر. زبانشان مشوش میشود و چندگانه، چنان که ناتوان میمانند از فهمیدن سخن یکدیگر، میانشان تفرقه میافتد، دست از کار ساختن برج میکشند و پراکنده میشوند و برجِ ناتمام، سپستر فرو میریزد و محو میشود. کأن لم یکن.
این حکایتی است که زبانشناسان در تحليل «پيدايش» زبان و ترجمه نقلش میکنند. افسانه است و نمیخواهیم زیادی به آن بها بدهیم؛ با این همه، تا حد زیادی به کار تحلیل و پیش دیدن نتیجه تقسیم کار افراطی هم میآید. پس میشود با آن سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هم فهمید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/cho-03-06
🔸حالا وقت انتخاب است
▫️علی دانشیان / جامعه نو : در باب یازدهم تورات حکایتی آمده معروف به «افسانه برج بابل». داستان فرزندان آدم ابوالبشر است که در روزگاران کهن و در دورانی که همگی به زبانی یگانه سخن میگفتند، قصد میکنند برجی بسازند چنان بلند که به آسمان خدا بساید و به بهشت برسد، اما خدا این کار آنان را جسارتی پمییابد از قومی که چون یکدستاند و زبانی یگانه دارند، هرکاری ازشان ساخته است. پس برای برهم زدن کارشان، زبان آنان را از هم بیگانه میسازد و گیجشان میکند. درقرائتی سکولاریزه از این حکایت، نه خدا، که فرایند تقسیم کار است که زبان آنان را مشوش میکند و در قصدشان ناکام میگذاردشان. در روزهای نخست، هرکس همهکاری میکند؛ هم خاک میآورد، هم خشت میزند و هم آجر میچیند. ولی چون کار کُند پیش میرود، کار را تقسیم میکنند. یک دسته خاک میآورند و یک دسته خشت میزنند و یک دسته آجر میچینند. کار سرعت میگیرد. اندک اندک، اعضای هر دسته برای زودتر فهمیدن سخن همدیگر و تندتر کردن سرعت کارشان، با نماد و اشارههایی، زبانی میان خودشان میسازند، اندکی متفاوت از آن زبان یگانه و شبیه به زبان دستهی دیگر. پیشتر که میروند، باز میخواهند کار را تند کنند. تقسیم کار افراطی میشود، جزئیتر و تخصصیتر، و تعداد دستهها هم، بیشتر. رفته رفته زبان هر دسته اختصاصیتر میشود، از آن زبان یگانه دورتر و کمشباهتتر به زبان دسته دیگر، تا آنجا که زبان هردسته بالکل متفاوت میشود از زبان دستههای دیگر. زبانشان مشوش میشود و چندگانه، چنان که ناتوان میمانند از فهمیدن سخن یکدیگر، میانشان تفرقه میافتد، دست از کار ساختن برج میکشند و پراکنده میشوند و برجِ ناتمام، سپستر فرو میریزد و محو میشود. کأن لم یکن.
این حکایتی است که زبانشناسان در تحليل «پيدايش» زبان و ترجمه نقلش میکنند. افسانه است و نمیخواهیم زیادی به آن بها بدهیم؛ با این همه، تا حد زیادی به کار تحلیل و پیش دیدن نتیجه تقسیم کار افراطی هم میآید. پس میشود با آن سیاست خارجی جمهوری اسلامی را هم فهمید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/cho-03-06
Telegraph
حالا وقت انتخاب است
علی دانشیان: در باب یازدهم تورات حکایتی آمده معروف به «افسانه برج بابل». داستان فرزندان آدم ابوالبشر است که در روزگاران کهن و در دورانی که همگی به زبانی یگانه سخن میگفتند، قصد میکنند برجی بسازند چنان بلند که به آسمان خدا بساید و به بهشت برسد، اما خدا این…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس)
🖌شیرین احمدی
▫️سالیان متمادی است که در سایه رکود و بحرانهای اقتصادی عموم مردم ما و به ویژه زنان در معرض انواع آسیبهای اقتصادی واقع شده اند و معضلات اجتماعی، حقوقی و... نیز در ابعادی دیگر آنان را تحت فشار مضاعف قرار داده است و همه این سالها چنان این مصائب آنان را لبریز کرده که "بیش از یک دهه است حضور پررنگ زنان را در اکثر حرکتهای اجتماعی" مشاهده می کنیم که می توان به برخی از علل آن توجه کرد:
در گذشته حدود یک میلیون و نهصد هزار زن شاغل تحت پوشش تامین اجتماعی به کار مشغول بودند اما امروزه ۶۰۰هزار تن از این زنان بیکار شده اند و طی شش سال اخیر به طور پیوسته از تعداد شاغلان زن کاسته شده است.(گزارش مرکز آمار)
همچنین دو و نیم میلیون زن سرپرست خانوار مسئولیت خانواده شان را بر عهده دارند که بیش از یک میلیون نفر از آنها بیمه نیستند.
در حال حاضر در بیشتر کشورها فقر زنانه شده و هر روز گسترده تر می گردد، زیرا اکثر بیکاران را زنان تشکیل می دهند و در ایران نیز نزدیک به ۸۵ درصد زنان بیکار هستند.
این مسائل در کنار مشکلات دیگری همچون اولویت در به کار گرفتن مردان و عدم به کارگیری زنانی که تحصیل کرده هستند، یا در هنگام تعدیل نیرو، زنان در خط مقدم اخراج هستند، همچنین زنانی که در مقابل کار برابر با مردان، دستمزد نابرابر می گیرند و نیز زنان بازنشسته ای که از نداشتن حقوق کافی و بیمه ای کارآمد، دچار مشکلات متعددی هستند و وجودشان در عرصه های مطالبه گری زبانزد شده است، همه اینها نمونه هایی از ستم اقتصادی بر زنان است.
دختران و زنان در عرصه های مختلف اجتماعی به دلیل وجود حجاب اجباری در معرض تهدید و بازداشت قرار دارند و احساس امنیت نمی کنند.
آزارهای متفاوتی که زنان از اسیدپاشی و تجاوز و... می بینند، بدون این که شاهد برخورد با متجاوزین باشند، از دیگر مسائلی است که ستم را عریانتر از هر موضوع دیگری نمایان می کند.
زنانی که در زندگی زناشوئی خود موفق نبوده اند با نداشتن حق طلاق و حضانت کودکان خود، در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند.
بسیاری از اختیاراتی که مردان دارند از زنان سلب شده؛ به عنوان مثال برای عمل جراحی و خروج از کشور و... زنان بدون
امضای همسر اختیاری ندارند.
زنان خانه دار نیز به کارهای کسالت آور روزانه ای مشغولند که دستمزد، بیمه و بازنشستگی ندارند و مادام جملات پر زرق وبرق "مادر نمونه و همسر خوب" زیر گوششان تکرار می شود. آیا نداشتن پشتوانه، این زنان را عاصی نمی کند و از خود نمی پرسند چرا ما وابسته هستیم؟
موارد اشاره شده گوشه هایی از مشکلات زنان هستند که همچون کوهی بر وجودشان سنگینی می کند و سبب حضورشان در مبارزات جاری در جامعه می گردد.
با حضور گسترده زنان در اعتراض به نتایج انتخابات سال ۸۸ این تلاش بزرگ جلوه یافت. سپس برداشتن حجاب توسط دختران خیابان انقلاب در سال۹۶ شکل دیگری به مطالبات زنان بخشید و به دنبال آن موج اعتراضات مردمی دی ماه سال ۹۶ این حضور را پررنگتر کرد.
طی دو سال اخیر در اعتراضات و تحصنهای معلمان، پرستاران، بازنشستگان و حتا اعتراضات کارگران و دانشجویان حضور زنان تحسین برانگیز شده اما در پس زمینه این حضور، غیر از خواسته های معیشتی، اعتراض آنها به همه آن تبعیضات و تفکیکهای جنسیتی در طی این سالها، به وضوح دیده می شود و آنچه آشکار است سرکوب خواسته های مشخص زنان است چرا که سنگینی این تبعیضات که ناشی از سیستم سرمایه داری/مردسالاری است، همچون دردی عمیق وجود زنان را فراگرفته و حضورشان را در تجمعات پرشور اعتراضی توضیح می دهد.
زنان در تمام جنبش های اعتراضی به همراه دیگر مزدبگیران به پیش می روند و زمانی خواسته هایشان متحقق خواهد شد که عوامل تولید و باز تولید فقر، بیکاری و دیگر نابسامانیهای اجتماعی و فرهنگی دگرگون شده باشد.
🆔 @jameeno
🔹به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس)
🖌شیرین احمدی
▫️سالیان متمادی است که در سایه رکود و بحرانهای اقتصادی عموم مردم ما و به ویژه زنان در معرض انواع آسیبهای اقتصادی واقع شده اند و معضلات اجتماعی، حقوقی و... نیز در ابعادی دیگر آنان را تحت فشار مضاعف قرار داده است و همه این سالها چنان این مصائب آنان را لبریز کرده که "بیش از یک دهه است حضور پررنگ زنان را در اکثر حرکتهای اجتماعی" مشاهده می کنیم که می توان به برخی از علل آن توجه کرد:
در گذشته حدود یک میلیون و نهصد هزار زن شاغل تحت پوشش تامین اجتماعی به کار مشغول بودند اما امروزه ۶۰۰هزار تن از این زنان بیکار شده اند و طی شش سال اخیر به طور پیوسته از تعداد شاغلان زن کاسته شده است.(گزارش مرکز آمار)
همچنین دو و نیم میلیون زن سرپرست خانوار مسئولیت خانواده شان را بر عهده دارند که بیش از یک میلیون نفر از آنها بیمه نیستند.
در حال حاضر در بیشتر کشورها فقر زنانه شده و هر روز گسترده تر می گردد، زیرا اکثر بیکاران را زنان تشکیل می دهند و در ایران نیز نزدیک به ۸۵ درصد زنان بیکار هستند.
این مسائل در کنار مشکلات دیگری همچون اولویت در به کار گرفتن مردان و عدم به کارگیری زنانی که تحصیل کرده هستند، یا در هنگام تعدیل نیرو، زنان در خط مقدم اخراج هستند، همچنین زنانی که در مقابل کار برابر با مردان، دستمزد نابرابر می گیرند و نیز زنان بازنشسته ای که از نداشتن حقوق کافی و بیمه ای کارآمد، دچار مشکلات متعددی هستند و وجودشان در عرصه های مطالبه گری زبانزد شده است، همه اینها نمونه هایی از ستم اقتصادی بر زنان است.
دختران و زنان در عرصه های مختلف اجتماعی به دلیل وجود حجاب اجباری در معرض تهدید و بازداشت قرار دارند و احساس امنیت نمی کنند.
آزارهای متفاوتی که زنان از اسیدپاشی و تجاوز و... می بینند، بدون این که شاهد برخورد با متجاوزین باشند، از دیگر مسائلی است که ستم را عریانتر از هر موضوع دیگری نمایان می کند.
زنانی که در زندگی زناشوئی خود موفق نبوده اند با نداشتن حق طلاق و حضانت کودکان خود، در بدترین شرایط ممکن زندگی می کنند.
بسیاری از اختیاراتی که مردان دارند از زنان سلب شده؛ به عنوان مثال برای عمل جراحی و خروج از کشور و... زنان بدون
امضای همسر اختیاری ندارند.
زنان خانه دار نیز به کارهای کسالت آور روزانه ای مشغولند که دستمزد، بیمه و بازنشستگی ندارند و مادام جملات پر زرق وبرق "مادر نمونه و همسر خوب" زیر گوششان تکرار می شود. آیا نداشتن پشتوانه، این زنان را عاصی نمی کند و از خود نمی پرسند چرا ما وابسته هستیم؟
موارد اشاره شده گوشه هایی از مشکلات زنان هستند که همچون کوهی بر وجودشان سنگینی می کند و سبب حضورشان در مبارزات جاری در جامعه می گردد.
با حضور گسترده زنان در اعتراض به نتایج انتخابات سال ۸۸ این تلاش بزرگ جلوه یافت. سپس برداشتن حجاب توسط دختران خیابان انقلاب در سال۹۶ شکل دیگری به مطالبات زنان بخشید و به دنبال آن موج اعتراضات مردمی دی ماه سال ۹۶ این حضور را پررنگتر کرد.
طی دو سال اخیر در اعتراضات و تحصنهای معلمان، پرستاران، بازنشستگان و حتا اعتراضات کارگران و دانشجویان حضور زنان تحسین برانگیز شده اما در پس زمینه این حضور، غیر از خواسته های معیشتی، اعتراض آنها به همه آن تبعیضات و تفکیکهای جنسیتی در طی این سالها، به وضوح دیده می شود و آنچه آشکار است سرکوب خواسته های مشخص زنان است چرا که سنگینی این تبعیضات که ناشی از سیستم سرمایه داری/مردسالاری است، همچون دردی عمیق وجود زنان را فراگرفته و حضورشان را در تجمعات پرشور اعتراضی توضیح می دهد.
زنان در تمام جنبش های اعتراضی به همراه دیگر مزدبگیران به پیش می روند و زمانی خواسته هایشان متحقق خواهد شد که عوامل تولید و باز تولید فقر، بیکاری و دیگر نابسامانیهای اجتماعی و فرهنگی دگرگون شده باشد.
🆔 @jameeno
🔹جامعه نو و همراهان جامعه نو
🔻درلبه پرتگاه!
▫️یکی از همراهان جامعه نو، آقای رضا خباز ، طی پیامی در باره محتوای یک #الف با عنوان "بحران دستمزد" پیامی ارسال کرده اند که شرح ان به قرار زیر است:
"در مورد مطلب بحران دستمزد و توصیه های شما برای آینده، جدا از اینکه چقدر ساده انگارانه و بدون دیدن لطمات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این قبیل توصیه های کلی و بدون پشتوانه، سعی کرده اید ایده پردازی کنید. خواستم به عنوان یک خواننده دائمی شما دوستانه بگویم اگر نا امیدید، اگر توانی برای تغییر در خود و دیگران نمی بینید، اگر فکر می کنید نمی شود، اگر درگیر استراتژی #خارپشت و اینهایید، اگر در نوسان نظری خود هنوز ثبات نیافته اید، اگر تلاش برای عدالت اجتماعی را رویایی چپ می دانید و نه آرمانی که لیبرال ها هم سال ها برایش مبارزه کرده اند و صدها ناتوانی مستتر دیگر در یادداشتتان، شما هم پس بپذیرید که گاهی سکوت عملی شرافت مندانه تر است. سپاس"
🔸درباره محتوای این پیام ، پس از تشکر باید بگوییم همانگونه که در متن مطلب جامعه نو آمده، آن پیشنهاد از آینده کشور آورده شده و توصیف وضعیتی است که در صورت تداوم وضعیت موجود حکومت و بی کفایتی صدر و ذیل آن در تشخیص موقعیت و منافع ملی ، بدان دچار خواهیم آمد . این روزها ، روشنفکران ما عبارات سوریهای شدن و ونزوئلایی شدن و بحران اقتصادی و ابرتورم و بیماری هلندی و عبارات مشابه را مانند نقل و نبات مصرف میکنند و درباره عاقبت شوم کشور سخن میگویند، ولی به اینکه در ان هنگام چه باید کرد و چگونه باید به استقبال آن رفت سخن نمیگویند. آن مقاله جامعه نو میگوید چه انتظاراتی باید از بقایای یک حکومت داشت در زمانیکه ناکاراییهایش منابع کشور را صرف تشدید بحران کرده نه عبور از آن، و در پایان راه منابعی قلیل و ناکافی برای تداوم حداقلی حیات ملی در کف باقی مانده است. بحران دستمزد فعلی که سبب وحشت عناصری از حکومت و دست به یقه شدن آنها گشته، پیش بینی سازوکار باز گشت کوپن به عرصه توزیع ،و متمرکز شدن تمام توان اجرایی بخش دولت این حکومت به مساله تامین نهاده و تنظیم بازار به هر قیمت، همگی نشانه های پیشاهنگ بروز وضعیت توصیف شده در ان مقاله است . ناظر واقع بین کسی است که اینها و پس اینها را ببیند.
ظاهرا دوست گرامی نگران لطمات سیاسی، اجتماعی ، و اقتصادی این توصیه ها هستند که گویا و قاعدتا باید در اثر القای ناامیدی یا ترس از طریق این مطلب حاصل شود. ما هم ذکر کرده بودیم طرح مطلب میتواند احساساتی از این دست پدید آورد و خشم دوستانی مثل آقای خباز هم پیش بینی شده بود . برای آنکه روشن شود در مقابل آن حقیقت چه احساس و موضعی پس از خشم اولیه باید داشت همه را حوالت میدهیم به ارقام بنیادی مهیب توصیف کننده اقتصاد ایران، و براوردهای اقتصاددانان، همه اقتصاد دانان، و سیاسیون ناچسبیده به قدرت درباره فرجام مسیر کنونی .ضمن اینکه جامعه نو گفته است وضع بحرانی اقتصاد از فروپاشی هنوز فاصله دارد ولی در مسیر آن موشک وار پیش میرود. به این تاکید ها ادامه خواهیم داد .
ما البته ناامید نیستیم و اگر بودیم اینجا نبودیم و توان تغییر را هم فقط در حکومتی نمیبینیم که فرجام مسیرش را همه و از جمله خواننده محترم آگاهند. اتفاقا یکی از راه های گریز از فرجام محتوم مسیر فعلی، همان استراتژی #خارپشت است که گویا دوست ما با ان موافقتی ندارند. بحث درباره ان را وامینهیم به زمانی که استدلالی در رد مسیر #خارپشت دریافت کنیم، اما به هر حال، یکی از الزامات گریز از فرجامی که توصیف کرده ایم همان مسیر #خارپشت است. ما، به اینکه ماجراجویی ها و سیاست خارجی فعلی حکومت به استحکام ملی ما منجر شود، باور نداریم.
جای حیرت است که دوست ارجمند درپایان موضوع را به تقابل چپ و لیبرالیسم و عدالت اجتماعی ربط دادهاند، هرچند این روزها این نوع مرتبط کردن ها در میان جوانان شیوع یافته و احتمالا همراه عزیز ما نیز از زمره جوانان هستند. موضوع بحث ما نه در نظر و نه در شکل کاملا بی ربط به عدالت اجتماعی، برابری فرصتها، و یا توصیه های لیبرال یا آرمانهای چپ است.
در نهایت، ما به بخشی از ناتوانیهای خود آگاهیم و امید به رفع آنها داریم و فقط نمیدانیم آن کدام بخش از ناتوانی ناشناخته ماست که شرافتمندانه است به خاطرش سکوت کنیم . امیدواریم دراین باره راهنمایی شویم.
باز هم از همراهی دوستانی چون آقای خباز تشکر میکنیم .
🆔 @jameeno
🔻درلبه پرتگاه!
▫️یکی از همراهان جامعه نو، آقای رضا خباز ، طی پیامی در باره محتوای یک #الف با عنوان "بحران دستمزد" پیامی ارسال کرده اند که شرح ان به قرار زیر است:
"در مورد مطلب بحران دستمزد و توصیه های شما برای آینده، جدا از اینکه چقدر ساده انگارانه و بدون دیدن لطمات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی این قبیل توصیه های کلی و بدون پشتوانه، سعی کرده اید ایده پردازی کنید. خواستم به عنوان یک خواننده دائمی شما دوستانه بگویم اگر نا امیدید، اگر توانی برای تغییر در خود و دیگران نمی بینید، اگر فکر می کنید نمی شود، اگر درگیر استراتژی #خارپشت و اینهایید، اگر در نوسان نظری خود هنوز ثبات نیافته اید، اگر تلاش برای عدالت اجتماعی را رویایی چپ می دانید و نه آرمانی که لیبرال ها هم سال ها برایش مبارزه کرده اند و صدها ناتوانی مستتر دیگر در یادداشتتان، شما هم پس بپذیرید که گاهی سکوت عملی شرافت مندانه تر است. سپاس"
🔸درباره محتوای این پیام ، پس از تشکر باید بگوییم همانگونه که در متن مطلب جامعه نو آمده، آن پیشنهاد از آینده کشور آورده شده و توصیف وضعیتی است که در صورت تداوم وضعیت موجود حکومت و بی کفایتی صدر و ذیل آن در تشخیص موقعیت و منافع ملی ، بدان دچار خواهیم آمد . این روزها ، روشنفکران ما عبارات سوریهای شدن و ونزوئلایی شدن و بحران اقتصادی و ابرتورم و بیماری هلندی و عبارات مشابه را مانند نقل و نبات مصرف میکنند و درباره عاقبت شوم کشور سخن میگویند، ولی به اینکه در ان هنگام چه باید کرد و چگونه باید به استقبال آن رفت سخن نمیگویند. آن مقاله جامعه نو میگوید چه انتظاراتی باید از بقایای یک حکومت داشت در زمانیکه ناکاراییهایش منابع کشور را صرف تشدید بحران کرده نه عبور از آن، و در پایان راه منابعی قلیل و ناکافی برای تداوم حداقلی حیات ملی در کف باقی مانده است. بحران دستمزد فعلی که سبب وحشت عناصری از حکومت و دست به یقه شدن آنها گشته، پیش بینی سازوکار باز گشت کوپن به عرصه توزیع ،و متمرکز شدن تمام توان اجرایی بخش دولت این حکومت به مساله تامین نهاده و تنظیم بازار به هر قیمت، همگی نشانه های پیشاهنگ بروز وضعیت توصیف شده در ان مقاله است . ناظر واقع بین کسی است که اینها و پس اینها را ببیند.
ظاهرا دوست گرامی نگران لطمات سیاسی، اجتماعی ، و اقتصادی این توصیه ها هستند که گویا و قاعدتا باید در اثر القای ناامیدی یا ترس از طریق این مطلب حاصل شود. ما هم ذکر کرده بودیم طرح مطلب میتواند احساساتی از این دست پدید آورد و خشم دوستانی مثل آقای خباز هم پیش بینی شده بود . برای آنکه روشن شود در مقابل آن حقیقت چه احساس و موضعی پس از خشم اولیه باید داشت همه را حوالت میدهیم به ارقام بنیادی مهیب توصیف کننده اقتصاد ایران، و براوردهای اقتصاددانان، همه اقتصاد دانان، و سیاسیون ناچسبیده به قدرت درباره فرجام مسیر کنونی .ضمن اینکه جامعه نو گفته است وضع بحرانی اقتصاد از فروپاشی هنوز فاصله دارد ولی در مسیر آن موشک وار پیش میرود. به این تاکید ها ادامه خواهیم داد .
ما البته ناامید نیستیم و اگر بودیم اینجا نبودیم و توان تغییر را هم فقط در حکومتی نمیبینیم که فرجام مسیرش را همه و از جمله خواننده محترم آگاهند. اتفاقا یکی از راه های گریز از فرجام محتوم مسیر فعلی، همان استراتژی #خارپشت است که گویا دوست ما با ان موافقتی ندارند. بحث درباره ان را وامینهیم به زمانی که استدلالی در رد مسیر #خارپشت دریافت کنیم، اما به هر حال، یکی از الزامات گریز از فرجامی که توصیف کرده ایم همان مسیر #خارپشت است. ما، به اینکه ماجراجویی ها و سیاست خارجی فعلی حکومت به استحکام ملی ما منجر شود، باور نداریم.
جای حیرت است که دوست ارجمند درپایان موضوع را به تقابل چپ و لیبرالیسم و عدالت اجتماعی ربط دادهاند، هرچند این روزها این نوع مرتبط کردن ها در میان جوانان شیوع یافته و احتمالا همراه عزیز ما نیز از زمره جوانان هستند. موضوع بحث ما نه در نظر و نه در شکل کاملا بی ربط به عدالت اجتماعی، برابری فرصتها، و یا توصیه های لیبرال یا آرمانهای چپ است.
در نهایت، ما به بخشی از ناتوانیهای خود آگاهیم و امید به رفع آنها داریم و فقط نمیدانیم آن کدام بخش از ناتوانی ناشناخته ماست که شرافتمندانه است به خاطرش سکوت کنیم . امیدواریم دراین باره راهنمایی شویم.
باز هم از همراهی دوستانی چون آقای خباز تشکر میکنیم .
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: تصویر فوق متعلق به حجت الاسلام حسن کردمیهن است. روحانی جوانی که ناگاه به عنوان فرمانده حمله به سفارت عربستان، معروف، بازداشت و محاکمه شد. اتفاقی که منشاء بسیاری از مشکلات بعدی برای کشور شد. با او مصاحبه شده درباره ماجرای سفارت عربستان. مجله خیمه عکسی از او چاپ کرده که به جای لباس روحانیت، لباس کار در یک فستفود را بر تن دارد ولی توضیح داده نشده مالک آنجاست یا کارگرش . کرد میهن در این مصاحبه حرفهای ناگفتهای از زندگی و فعالیتهای خود دارد و نقدهایی به مسئولین و حوزهها وارد کرده است. او روایت دیگری از ماجرای سفارت عربستان هم مطرح کرده است. روایتی که تا به حال مطرح نشده و با این روایت خودش را بیگناه میداند.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔺هدف بولتون شروع جنگ با ایران است!
▫️تحریریه جامعه نو: مایکل مورفورد نظامی ارشد سابق آمریکا، تلاش جان بولتون برای حمله نظامی به ایران را مورد بررسی قرار داده است.
مورفورد طی یادداشتی در یو اس آ تودی که خبرآنلاین ترجمه آن را عرضه کرده مینویسد نباید تجربه جنگ اشتباه عراق را این بار با ایران تجربه کرد. او به نئوکانها اشاره میکند که سخت در تلاش هستند تا ترامپ را به این اقدام راضی کنند. این کارشناس در ادامه میگوید ما تمام حقیقت را درباره حمله نظامی آمریکا به عراق میدانیم. در دولت بوش، دیک چنی معاون رئیس جمهور، جان بولتون، معاون وزیر خارجه، پل ولفوویتز معاون وزیر دفاع، تا اواخر دهه ۹۰ میلادی سه تن از رهبران و معماران نومحافظهکاران در آمریکا بودند.
در سال ۲۰۰۲ بولتون به عنوان معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات، عاملی محرک محسوب میشد. او اصرار داشت تا به دادههای اطلاعاتی خام دسترسی داشته باشد؛ قبل از اینکه مورد ارزیابی قرار گیرند. او همچنین اصرار داشت که این اطلاعات در اختیار داشتن سلاحهای کشتارجمعی توسط صدام را تأیید میکند.
حالا بولتون به عنوان گزافهگوترین عضو نئوکانها، در گوش ترامپ زمزمههایی سر میدهد تا آمریکا در همان مسیر اشتباه قدم بگذارد. در این راستا بولتون شخصی را پیدا کرده است که نه تنها به امنیت ملی کشورش بها نمیدهد، بلکه درصدد تخریب دستاوردهای ریاست جمهوری در دورههای گذشته است. ترامپ به ملت ایران علاقه ندارد؛ او از رئیس جمهور قبلی آمریکا یعنی باراک اوباما و توافق اتمی با ایران که در زمان او به ثمر نشست نفرت دارد.
جان بولتون هم اکنون نیز به دنبال تکرار نقش خود در سال ۲۰۰۳ است و فرماندهای دارد که پذیرایش است.
🔻 اف ای تی اف برای داخل افشاگر است!
▫️ترس مقامات مخالف لوایح مرتبط با اف ای تی اف از افشای اطلاعات مالی و بانکی ایران نزد بیگانگان، انعکاسی از وحشت شفافیت انتقالات مالی ناسالم داخلی نزد جامعه است که به صورت مشاوره از سوی صاحبان درآمدهای پنهانی ناسالم در اختیار مقامات قرار میگیرد.
این مطلب را پس از اظهارات مطرح شده از سوی سخنران پیش از خطبه نماز جمعه دیروز، یکی از خبرگان امور بانکی با جامعه نو در میان گذاشته و میگوید، برخی از مقامات گرایش سادهلوحانهای به باور این خلافگوییها دارند و البته شماری نیز به علت گرفتاریهای شخصی اساسا میلی به شفافیت در داخل کشورندارند و به این تبلیغات چسبیدهاند.
به گفته این کارشناس، توسعه فساد در میان مقامات و برخورداری بسیاری افراداز درآمدهای نامشروع و شبههدار عامل اصلی بیمیلی به تصویب لوایح یاد شده است و این گروه نگران آثار شفافیت مبادلات در داخل کشور است.
🔹 او صبح امروزی نبود!
▫️با مشخص شدن نقش مرجان شیخالاسلامیآلآقا در دزدیهای مرتبط با دور زدن تحریمها و زدوبندهای کارگزاران معتمد درون حکومت، تبلیغات پیرامون وابستگیهای او از چند جهت شدت گرفته است. از جمله به استناد یک آگهی تبلیغاتی مجلس ششم، این شخص توسط روزنامه شرق عضو تحریریه صبح امروز با تاکید بر مدیر مسئولی سعید حجاریان خوانده شده است. تحریریه صبح امروز این موضوع را انکار میکند.
یک عضو تحریریه این روزنامه به جامعه نو گفت مرجان شیخالاسلامی در شروع به کار روزنامه صبح امروز در آذر ماه ۷۷ به طور آزمایشی در سرویس گزارش این روزنامه جذب، اما قبل از پایان دوره آزمایشی به عللی با او قطع همکاری شده است. ظاهرا او در بهمن سال ۷۸ با ثبتنام در انتخابات مدعی عضویت در تحریریه روزنامه شده و مثل صدها فرد دیگر خواسته در آشفتهبازار معمول انتخاباتی ایران از حیثیت صبح امروز سوءاستفاده کند و سایر پیوستگیهایش نشان میدهد در این زمینه بسیار بیباک بوده است. وی میافزاید البته مواردی از این دست، بیش از آنکه ما را نگران حیثیت روزنامه کند نگران سرنوشت کشور و داراییهایش میسازد که سالهاست توسط مقامات غافلی که تحریمها را فرصت و دور زدن آنها را هنر اعلام میکنند به دست شیادان سپرده میشود.
🆔 @jameeno
🔺هدف بولتون شروع جنگ با ایران است!
▫️تحریریه جامعه نو: مایکل مورفورد نظامی ارشد سابق آمریکا، تلاش جان بولتون برای حمله نظامی به ایران را مورد بررسی قرار داده است.
مورفورد طی یادداشتی در یو اس آ تودی که خبرآنلاین ترجمه آن را عرضه کرده مینویسد نباید تجربه جنگ اشتباه عراق را این بار با ایران تجربه کرد. او به نئوکانها اشاره میکند که سخت در تلاش هستند تا ترامپ را به این اقدام راضی کنند. این کارشناس در ادامه میگوید ما تمام حقیقت را درباره حمله نظامی آمریکا به عراق میدانیم. در دولت بوش، دیک چنی معاون رئیس جمهور، جان بولتون، معاون وزیر خارجه، پل ولفوویتز معاون وزیر دفاع، تا اواخر دهه ۹۰ میلادی سه تن از رهبران و معماران نومحافظهکاران در آمریکا بودند.
در سال ۲۰۰۲ بولتون به عنوان معاون وزیر خارجه در امور کنترل تسلیحات، عاملی محرک محسوب میشد. او اصرار داشت تا به دادههای اطلاعاتی خام دسترسی داشته باشد؛ قبل از اینکه مورد ارزیابی قرار گیرند. او همچنین اصرار داشت که این اطلاعات در اختیار داشتن سلاحهای کشتارجمعی توسط صدام را تأیید میکند.
حالا بولتون به عنوان گزافهگوترین عضو نئوکانها، در گوش ترامپ زمزمههایی سر میدهد تا آمریکا در همان مسیر اشتباه قدم بگذارد. در این راستا بولتون شخصی را پیدا کرده است که نه تنها به امنیت ملی کشورش بها نمیدهد، بلکه درصدد تخریب دستاوردهای ریاست جمهوری در دورههای گذشته است. ترامپ به ملت ایران علاقه ندارد؛ او از رئیس جمهور قبلی آمریکا یعنی باراک اوباما و توافق اتمی با ایران که در زمان او به ثمر نشست نفرت دارد.
جان بولتون هم اکنون نیز به دنبال تکرار نقش خود در سال ۲۰۰۳ است و فرماندهای دارد که پذیرایش است.
🔻 اف ای تی اف برای داخل افشاگر است!
▫️ترس مقامات مخالف لوایح مرتبط با اف ای تی اف از افشای اطلاعات مالی و بانکی ایران نزد بیگانگان، انعکاسی از وحشت شفافیت انتقالات مالی ناسالم داخلی نزد جامعه است که به صورت مشاوره از سوی صاحبان درآمدهای پنهانی ناسالم در اختیار مقامات قرار میگیرد.
این مطلب را پس از اظهارات مطرح شده از سوی سخنران پیش از خطبه نماز جمعه دیروز، یکی از خبرگان امور بانکی با جامعه نو در میان گذاشته و میگوید، برخی از مقامات گرایش سادهلوحانهای به باور این خلافگوییها دارند و البته شماری نیز به علت گرفتاریهای شخصی اساسا میلی به شفافیت در داخل کشورندارند و به این تبلیغات چسبیدهاند.
به گفته این کارشناس، توسعه فساد در میان مقامات و برخورداری بسیاری افراداز درآمدهای نامشروع و شبههدار عامل اصلی بیمیلی به تصویب لوایح یاد شده است و این گروه نگران آثار شفافیت مبادلات در داخل کشور است.
🔹 او صبح امروزی نبود!
▫️با مشخص شدن نقش مرجان شیخالاسلامیآلآقا در دزدیهای مرتبط با دور زدن تحریمها و زدوبندهای کارگزاران معتمد درون حکومت، تبلیغات پیرامون وابستگیهای او از چند جهت شدت گرفته است. از جمله به استناد یک آگهی تبلیغاتی مجلس ششم، این شخص توسط روزنامه شرق عضو تحریریه صبح امروز با تاکید بر مدیر مسئولی سعید حجاریان خوانده شده است. تحریریه صبح امروز این موضوع را انکار میکند.
یک عضو تحریریه این روزنامه به جامعه نو گفت مرجان شیخالاسلامی در شروع به کار روزنامه صبح امروز در آذر ماه ۷۷ به طور آزمایشی در سرویس گزارش این روزنامه جذب، اما قبل از پایان دوره آزمایشی به عللی با او قطع همکاری شده است. ظاهرا او در بهمن سال ۷۸ با ثبتنام در انتخابات مدعی عضویت در تحریریه روزنامه شده و مثل صدها فرد دیگر خواسته در آشفتهبازار معمول انتخاباتی ایران از حیثیت صبح امروز سوءاستفاده کند و سایر پیوستگیهایش نشان میدهد در این زمینه بسیار بیباک بوده است. وی میافزاید البته مواردی از این دست، بیش از آنکه ما را نگران حیثیت روزنامه کند نگران سرنوشت کشور و داراییهایش میسازد که سالهاست توسط مقامات غافلی که تحریمها را فرصت و دور زدن آنها را هنر اعلام میکنند به دست شیادان سپرده میشود.
🆔 @jameeno
#الف
🔹ناصیه ۹۸
▫️شورای سردبیری: در چشم انداز پیش روی همراهان اصلاح طلب نظام اسلامی دو انتخابات در سال آینده و سالی بعد از آن قرار دارد که اهمیت دارند. کدام مهمتر است و بازی سیاسی مربوط به آن چیست؟
اولی انتخابات مجلس است در اواخر سال آتی. کمتر ملی، اما هنوز از معدود بقایای پتانسیلهای ضامن حفظ جمهوری. دومی انتخاب رئیسجمهوری است که کار آن از آخر سال ۹۹ بالا میگیرد. این یکی همیشه به تحرکی ملی تبدیل میشود وآنچه از آن در می اید معمولا سرکنگبین حکومت است که بعد صفرا میفزاید : یعنی با رای مردم میآید تا مشکلی از حکومت را حل کند اما بعد خودش روی مغزحکومت راه میرود. هاشمی اقبالش این بود که تمایلات امیرکبیریاش در زمینه عمران و آبادی سفارش بازسازی زیربناهای ویران ازجنگ هشت ساله را روی میز ریاستش بگذارد ؛ وظیفه خاتمی این شد که سفیر و شرکت خارجی رفته باز گرداند و مردم را به معجزه دامن نظام امیدوار کتد ، احمدی نژاد هم کارش کلا آزمایش کارایی شیوه های حکمرانی نقش بسته در ذهن همان هسته حکومت بود. این آخری هم وظیفه عمدهاش بازکردن طنابی از پای حکومت بود که به سردیگرش، سنگ درچاه افتادهی دوران احمدی نژاد بسته شده بود. اما فعلا زود است در باره ۱۴۰۰ حرف بزنیم. میگذریم.
اتفاقا مجلس که پتانسیل ضامن دوام بقایایجمهوریت را در بطن دارد مهمتر هم هست ؛ یک جمعیت ۳۰۰ نفره، که هیچگاه، و با هرکلکیکه زدهاند، یکدست از کار در نیامده و تلون آن ضامن خالی نشدنش از پتانسیل های مفید بوده است. اصلاح طلبان چه خواهند کرد که ،... که عقلانی باشد و نتیجه بخش، و شرافتمندانه باشد و کم هزینه ؟
برخلاف معمول به فهرست کردن گزینههای پیش رو نپردازیم. به سراغ گزینهای برویم که بر اساس تجربه، گزینه انتخابی اصلاح طلبان است: مشارکتی که در نهایت به سمت فعال ارتقاء می یابد، همراهی پر تنشی که به ائتلافی عملی و اصلاح طلبانه ختم میشود ، و بازتاب شوری که از شیوه رفتار حکومت با انتخابات درجامعه پدید می آید.
چرا احتمال کشیده شدن رخداد انتخابات به اینسو زیاد است؟ این را از شرایط موجود استنتاج میکنیم ، و از سمت و سوی تحول دروضعیت کشور ، و از تطوری که میشود جهت ان را در ذهن تصمیم گیرندگانجبهه اصلاحطلب ردیابی کرد. غیر از اینها، برنامه حکومت برای آن انتخابات که از همین امروز آنرا به جای انتخابات فتنه ۹۸ مینامد در این تحلیل موثر است.
مولفه های وضع موجود به قرار زیرند : درست مانند زلزله تهران که مدتهاست انتظار آن هست، انتظار یک برامد اجتماعی اعتراضی به ناکارایی کل حکومت وجود دارد که اصحاب حکومت پیشاپیش با فرافکنی آن را توطئه اصلاحطلبان میخوانند و اصلاحطلبان با هراساز عواقب زیانبارشورشهای بنیانکن تهیدستان و عاصیان شهری، در اندیشه چگونگی پیشگیری و مهار آن هستند. بخشی از این پتانسیل که مطالبات اقتصادی پیشرانه آن است، اگر تا سال دیگر به انفجار منتهی نشود سوخت مشارکت در انتخابات خواهد شد. علت بدل نشدن ان به نیروی منفی ضد مشارکت را از سمت و سوی تحول در وضعیت کشور استنتاج میکنیم که متاثر از فشار خارجی خواهد بود.فشاری که با تحریمها در حال افزایش است ، ظالمانه است و سبب تقویت روحیه وحدت ملی میشود، مشارکت در انتخابات را افزایش میدهد نه کاهش ، و میوهچینش هم معلوم است.
آمادگی اصلاحطلبان برای انتخابات پیشرو سومین مولفه تعیین کننده است که در دو بعد است: نظری، یعنی باور به این که حضور در انتخابات به اهداف اصلاحطلبانه کمک میکند ؛ و تشکیلاتی، یعنی یافتن روابط اجزای خود در وضعیت وحدت و همسویی ائتلافی . تحولات فکری اصلاح طلبان در سالهای اخیر عمدتابه سمت نازا بودن کناره گیری از انتخابات متمایل بوده است و از جنبه سازمان و تشکیلات، مطالبه جدی در زمینه لزومترک صحنه در میان آنها دیده نمیشود .
تکمیلکننده این روند، تحرکات نیروهای اقتدار گرا است که به نظر میرسد سال ۹۸ را چونان ۸۸ میبینند و آهنگ بستن فضا را دارند. آنها انتخابات ۹۸ را پیشاپیش با فتنه معادل میگیرند. این گونه تدارکات آنها معمولا به گرم شدن تنور کمک میکند که به نوبه خود به تشویق حضور اصلاح طلبان مدد میرساند.
اما مسالهای اساسی در مقابل اصلاحطلبان وجود دارد. فارغ از اینکه اراده حکومت با چه مضمونی توسط شورای نگهبان اعمال شود، مساله مهم در مقابل اصلاح طلبان رویکردشان در زمینه کسانی است که به میدان می اورند . آنها لابد وحدت جبههای خود را حفظ میکنند ، اما احتمالا نمیتوانند چهرههای پیشین را حفظ کنند. کسانی که ژن مناسب حضور در مجلس جاری را داشتهاند از صافی حکومت میگذرند، اما از صافی جامعه نه. پس شاید مشکل آقای خاتمی دشواری دعوت از مردم نباشد، یافتن چهره هایی باشد که مردم انها را موجه بیابند. مساله این است، و... عجب بن بستی!
🆔 @jameeno
🔹ناصیه ۹۸
▫️شورای سردبیری: در چشم انداز پیش روی همراهان اصلاح طلب نظام اسلامی دو انتخابات در سال آینده و سالی بعد از آن قرار دارد که اهمیت دارند. کدام مهمتر است و بازی سیاسی مربوط به آن چیست؟
اولی انتخابات مجلس است در اواخر سال آتی. کمتر ملی، اما هنوز از معدود بقایای پتانسیلهای ضامن حفظ جمهوری. دومی انتخاب رئیسجمهوری است که کار آن از آخر سال ۹۹ بالا میگیرد. این یکی همیشه به تحرکی ملی تبدیل میشود وآنچه از آن در می اید معمولا سرکنگبین حکومت است که بعد صفرا میفزاید : یعنی با رای مردم میآید تا مشکلی از حکومت را حل کند اما بعد خودش روی مغزحکومت راه میرود. هاشمی اقبالش این بود که تمایلات امیرکبیریاش در زمینه عمران و آبادی سفارش بازسازی زیربناهای ویران ازجنگ هشت ساله را روی میز ریاستش بگذارد ؛ وظیفه خاتمی این شد که سفیر و شرکت خارجی رفته باز گرداند و مردم را به معجزه دامن نظام امیدوار کتد ، احمدی نژاد هم کارش کلا آزمایش کارایی شیوه های حکمرانی نقش بسته در ذهن همان هسته حکومت بود. این آخری هم وظیفه عمدهاش بازکردن طنابی از پای حکومت بود که به سردیگرش، سنگ درچاه افتادهی دوران احمدی نژاد بسته شده بود. اما فعلا زود است در باره ۱۴۰۰ حرف بزنیم. میگذریم.
اتفاقا مجلس که پتانسیل ضامن دوام بقایایجمهوریت را در بطن دارد مهمتر هم هست ؛ یک جمعیت ۳۰۰ نفره، که هیچگاه، و با هرکلکیکه زدهاند، یکدست از کار در نیامده و تلون آن ضامن خالی نشدنش از پتانسیل های مفید بوده است. اصلاح طلبان چه خواهند کرد که ،... که عقلانی باشد و نتیجه بخش، و شرافتمندانه باشد و کم هزینه ؟
برخلاف معمول به فهرست کردن گزینههای پیش رو نپردازیم. به سراغ گزینهای برویم که بر اساس تجربه، گزینه انتخابی اصلاح طلبان است: مشارکتی که در نهایت به سمت فعال ارتقاء می یابد، همراهی پر تنشی که به ائتلافی عملی و اصلاح طلبانه ختم میشود ، و بازتاب شوری که از شیوه رفتار حکومت با انتخابات درجامعه پدید می آید.
چرا احتمال کشیده شدن رخداد انتخابات به اینسو زیاد است؟ این را از شرایط موجود استنتاج میکنیم ، و از سمت و سوی تحول دروضعیت کشور ، و از تطوری که میشود جهت ان را در ذهن تصمیم گیرندگانجبهه اصلاحطلب ردیابی کرد. غیر از اینها، برنامه حکومت برای آن انتخابات که از همین امروز آنرا به جای انتخابات فتنه ۹۸ مینامد در این تحلیل موثر است.
مولفه های وضع موجود به قرار زیرند : درست مانند زلزله تهران که مدتهاست انتظار آن هست، انتظار یک برامد اجتماعی اعتراضی به ناکارایی کل حکومت وجود دارد که اصحاب حکومت پیشاپیش با فرافکنی آن را توطئه اصلاحطلبان میخوانند و اصلاحطلبان با هراساز عواقب زیانبارشورشهای بنیانکن تهیدستان و عاصیان شهری، در اندیشه چگونگی پیشگیری و مهار آن هستند. بخشی از این پتانسیل که مطالبات اقتصادی پیشرانه آن است، اگر تا سال دیگر به انفجار منتهی نشود سوخت مشارکت در انتخابات خواهد شد. علت بدل نشدن ان به نیروی منفی ضد مشارکت را از سمت و سوی تحول در وضعیت کشور استنتاج میکنیم که متاثر از فشار خارجی خواهد بود.فشاری که با تحریمها در حال افزایش است ، ظالمانه است و سبب تقویت روحیه وحدت ملی میشود، مشارکت در انتخابات را افزایش میدهد نه کاهش ، و میوهچینش هم معلوم است.
آمادگی اصلاحطلبان برای انتخابات پیشرو سومین مولفه تعیین کننده است که در دو بعد است: نظری، یعنی باور به این که حضور در انتخابات به اهداف اصلاحطلبانه کمک میکند ؛ و تشکیلاتی، یعنی یافتن روابط اجزای خود در وضعیت وحدت و همسویی ائتلافی . تحولات فکری اصلاح طلبان در سالهای اخیر عمدتابه سمت نازا بودن کناره گیری از انتخابات متمایل بوده است و از جنبه سازمان و تشکیلات، مطالبه جدی در زمینه لزومترک صحنه در میان آنها دیده نمیشود .
تکمیلکننده این روند، تحرکات نیروهای اقتدار گرا است که به نظر میرسد سال ۹۸ را چونان ۸۸ میبینند و آهنگ بستن فضا را دارند. آنها انتخابات ۹۸ را پیشاپیش با فتنه معادل میگیرند. این گونه تدارکات آنها معمولا به گرم شدن تنور کمک میکند که به نوبه خود به تشویق حضور اصلاح طلبان مدد میرساند.
اما مسالهای اساسی در مقابل اصلاحطلبان وجود دارد. فارغ از اینکه اراده حکومت با چه مضمونی توسط شورای نگهبان اعمال شود، مساله مهم در مقابل اصلاح طلبان رویکردشان در زمینه کسانی است که به میدان می اورند . آنها لابد وحدت جبههای خود را حفظ میکنند ، اما احتمالا نمیتوانند چهرههای پیشین را حفظ کنند. کسانی که ژن مناسب حضور در مجلس جاری را داشتهاند از صافی حکومت میگذرند، اما از صافی جامعه نه. پس شاید مشکل آقای خاتمی دشواری دعوت از مردم نباشد، یافتن چهره هایی باشد که مردم انها را موجه بیابند. مساله این است، و... عجب بن بستی!
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹جامعه نو و همراهان جامعه نو 🔻درلبه پرتگاه! ▫️یکی از همراهان جامعه نو، آقای رضا خباز ، طی پیامی در باره محتوای یک #الف با عنوان "بحران دستمزد" پیامی ارسال کرده اند که شرح ان به قرار زیر است: "در مورد مطلب بحران دستمزد و توصیه های شما برای آینده، جدا از…
#جامعه_نو_و_همراهان_جامعه_نو
▫️رضا خباز: رفقای جامعه نو بیاییم یک دور از انتهای مطلبتان با هم مرور کنیم شما نوشته اید:
«راه عبور بی شورش و دردسر و بی انقلاب و براندازی از نقطهای که در مسیر آن پیش میرویم، کاهش هزینههای دولت و کسر بودجه، کاهش فشار به بخش تولید و در نتیجه کاهش سطح زندگی دستمزد بگیران است. شاید این از بحرانی که از درون مسیر فعلی زاده میشود بهتر باشد.»
همچنینی شما در مطلب خود مشکلات وضعیت را ذاتی فرض کرده اید. این کلمه ذاتی نه تفسیر بلکه عین کلمه مورد استفاده شماست. اتفاقا شما صداقت بیشتری نسبت به مثال هایی که می خواهم بزنم به خرج داده اید.
دکتر نیلی، که به گمانم و اگر اشتباه نکنم از اقتصاد دانان مورد علاقه شماست، در آخرین تبیین خود از وضعیت از «بحران منابع آب کشور»، «مسائل زیست محیطی»، «صندوق بازنشستگی»، «بودجه دولت»، «نظام بانکی» و «بیکاری» بهعنوان 6 ابرچالش اقتصاد ایران یاد کرد که باید برای هر یک استراتژی مشخص و معینی داشت.او این 6 ابرچالش را برآیند حاکم بودن یک پارادایم واحد می داند و آن «رفاه مبتنی بر هدررفت منابع» می شمارد. احتمالا در توصیه آتی مردم را چون شما به تنگ کردن کمربندها و قبول کاهش سطح زندگی می خواند. اما مشکل مشترک شما و این دوست اقتصاد دان چیست؟ ابر چالش اصلی وضعیت فساد سیستماتیک حاکم بر دستگاه ها و انباشت سرمایه در دستان ناشناخته است، شما و اقتصاد دانانی که تحلیل های خود را بر آرای آن ها استوار می کنید چون آن ها را ذات سیستم می پندارند کاری به کارش ندارند ( هرچند آنها خیلی هم مثل شما صادق نیستند، خود دستی بر آتش دارند و بیخود آدرس غلط نمی دهند). دوستان وقتی اینها را نمی بیند وقتی در چاره های کارتان اینها نیست کاری نمی توانید بکنید جز این پیکان را به سمت مردم بگیرید و آن هم ضعیف ترین قشرها، یا مثل شما باید توصیه به سنگ بستن به شکم کرد و یا مثل آن یکی مشاور یعنی دکتر سریع القلم توصیه های از موضع بالا برای تغییر اخلاق مردمی که خون غربی در رگهایشان نیست کرد. غافل از اینکه بدون خواست تغییر آن موارد که اتفاقا غیر ذاتی است،آینده احتمالی هم چون وضعیتی که رخ داده از تحلیل های شما دور می شود، آینده احتمالی هیچ تضمینی برای بهداشت و کالری حداقلی نمی دهد، اساسا نه حضرات دولت فعلی و نه رقبایشان جز به خصوصی سازی همه چیز (بخوانید اختصاصی سازی) علاقه ای ندارند، کاش همان اقتصاد دان ها که بر آمار آن ها تکیه می کنید به ما می گفتند که در راست ترین دولت های جهان هم آموزش و بهداشت را این گونه پولی سازی نمی کنند، حالا آنها (قدرت) چیزی هم تضمین نخواهند کرد جز حفظ همه حقوق خود در همه شئون. پس تحلیل شما خانه ای روی آب چیزی است که ساخته شده و شما هم جز در مواردی منتقد آن نبوده اید. آن انباشت پول های نا شناخته هم هر کاری بخواهد می تواند بکند. اگر گفته ام سکوت شرافتمندانه تر است شاید از این باب بود که دیگر کسی از دستمزد بگیران توان کاهش سطح زندگی خود را ندارد چون همان آمارها می گوید که به انتهای خط رسیده اند،لااقل نمک بر زخم نپاشید، اینکه احتمال عصبانی شدن هم داده بودید شاید از همین اطلاع ضمیر خودآگاهتان از نمک پاشی تان بود . بحث چپ و راست هم از این باب بود که علاقه مندان لیبرالیسم اقتصادی گویی فراموش کرده اند که علاوه بر آزادی فردی، در اقتصاد لیبرالی هم قسمی عدالت توزیعی موجود است که مغفول گفتمان لیبرالی ایران است، نمی شود در توضیح وضع ارز و قیمت گذاری اصول لیبرالیسم بازار خود تنظیم گر را پیش کشید ولی از زیر بار مثلا غیر ذاتی نبودن امور اقتصادی و یا لزوم تنظیم مناسبات دستمزد در رفت . راستی اگر آن آینده کذا پیش بیاید خیلی منتظر توصیه من و شما نمی مانند، چون کارد به استخوان رسیده توصیه پذیر نیست. بهتر است ما برسیم به کار آن چیزهای ذاتی به قول شما که در حقیقت خیلی هم عرضی هم هستند. حالا این را من جوان بگویم یا پیر فرزانه خیلی در واقعیت توصیف شده فرقی ایجاد نمی کند.
🆔 @jameeno
▫️رضا خباز: رفقای جامعه نو بیاییم یک دور از انتهای مطلبتان با هم مرور کنیم شما نوشته اید:
«راه عبور بی شورش و دردسر و بی انقلاب و براندازی از نقطهای که در مسیر آن پیش میرویم، کاهش هزینههای دولت و کسر بودجه، کاهش فشار به بخش تولید و در نتیجه کاهش سطح زندگی دستمزد بگیران است. شاید این از بحرانی که از درون مسیر فعلی زاده میشود بهتر باشد.»
همچنینی شما در مطلب خود مشکلات وضعیت را ذاتی فرض کرده اید. این کلمه ذاتی نه تفسیر بلکه عین کلمه مورد استفاده شماست. اتفاقا شما صداقت بیشتری نسبت به مثال هایی که می خواهم بزنم به خرج داده اید.
دکتر نیلی، که به گمانم و اگر اشتباه نکنم از اقتصاد دانان مورد علاقه شماست، در آخرین تبیین خود از وضعیت از «بحران منابع آب کشور»، «مسائل زیست محیطی»، «صندوق بازنشستگی»، «بودجه دولت»، «نظام بانکی» و «بیکاری» بهعنوان 6 ابرچالش اقتصاد ایران یاد کرد که باید برای هر یک استراتژی مشخص و معینی داشت.او این 6 ابرچالش را برآیند حاکم بودن یک پارادایم واحد می داند و آن «رفاه مبتنی بر هدررفت منابع» می شمارد. احتمالا در توصیه آتی مردم را چون شما به تنگ کردن کمربندها و قبول کاهش سطح زندگی می خواند. اما مشکل مشترک شما و این دوست اقتصاد دان چیست؟ ابر چالش اصلی وضعیت فساد سیستماتیک حاکم بر دستگاه ها و انباشت سرمایه در دستان ناشناخته است، شما و اقتصاد دانانی که تحلیل های خود را بر آرای آن ها استوار می کنید چون آن ها را ذات سیستم می پندارند کاری به کارش ندارند ( هرچند آنها خیلی هم مثل شما صادق نیستند، خود دستی بر آتش دارند و بیخود آدرس غلط نمی دهند). دوستان وقتی اینها را نمی بیند وقتی در چاره های کارتان اینها نیست کاری نمی توانید بکنید جز این پیکان را به سمت مردم بگیرید و آن هم ضعیف ترین قشرها، یا مثل شما باید توصیه به سنگ بستن به شکم کرد و یا مثل آن یکی مشاور یعنی دکتر سریع القلم توصیه های از موضع بالا برای تغییر اخلاق مردمی که خون غربی در رگهایشان نیست کرد. غافل از اینکه بدون خواست تغییر آن موارد که اتفاقا غیر ذاتی است،آینده احتمالی هم چون وضعیتی که رخ داده از تحلیل های شما دور می شود، آینده احتمالی هیچ تضمینی برای بهداشت و کالری حداقلی نمی دهد، اساسا نه حضرات دولت فعلی و نه رقبایشان جز به خصوصی سازی همه چیز (بخوانید اختصاصی سازی) علاقه ای ندارند، کاش همان اقتصاد دان ها که بر آمار آن ها تکیه می کنید به ما می گفتند که در راست ترین دولت های جهان هم آموزش و بهداشت را این گونه پولی سازی نمی کنند، حالا آنها (قدرت) چیزی هم تضمین نخواهند کرد جز حفظ همه حقوق خود در همه شئون. پس تحلیل شما خانه ای روی آب چیزی است که ساخته شده و شما هم جز در مواردی منتقد آن نبوده اید. آن انباشت پول های نا شناخته هم هر کاری بخواهد می تواند بکند. اگر گفته ام سکوت شرافتمندانه تر است شاید از این باب بود که دیگر کسی از دستمزد بگیران توان کاهش سطح زندگی خود را ندارد چون همان آمارها می گوید که به انتهای خط رسیده اند،لااقل نمک بر زخم نپاشید، اینکه احتمال عصبانی شدن هم داده بودید شاید از همین اطلاع ضمیر خودآگاهتان از نمک پاشی تان بود . بحث چپ و راست هم از این باب بود که علاقه مندان لیبرالیسم اقتصادی گویی فراموش کرده اند که علاوه بر آزادی فردی، در اقتصاد لیبرالی هم قسمی عدالت توزیعی موجود است که مغفول گفتمان لیبرالی ایران است، نمی شود در توضیح وضع ارز و قیمت گذاری اصول لیبرالیسم بازار خود تنظیم گر را پیش کشید ولی از زیر بار مثلا غیر ذاتی نبودن امور اقتصادی و یا لزوم تنظیم مناسبات دستمزد در رفت . راستی اگر آن آینده کذا پیش بیاید خیلی منتظر توصیه من و شما نمی مانند، چون کارد به استخوان رسیده توصیه پذیر نیست. بهتر است ما برسیم به کار آن چیزهای ذاتی به قول شما که در حقیقت خیلی هم عرضی هم هستند. حالا این را من جوان بگویم یا پیر فرزانه خیلی در واقعیت توصیف شده فرقی ایجاد نمی کند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔹به مناسبت روز جهانی زن (۸ مارس) 🖌شیرین احمدی ▫️سالیان متمادی است که در سایه رکود و بحرانهای اقتصادی عموم مردم ما و به ویژه زنان در معرض انواع آسیبهای اقتصادی واقع شده اند و معضلات اجتماعی، حقوقی و... نیز در ابعادی دیگر آنان را…
#انعکاس_نظرات_همراهان_جامعه_نو
🔸نقدی بر یک یادداشت
▫️علی امیری: روح کلی حاکم بر یادداشت ایشان حاوی نکاتی ست که مورد توافق و تاکید همه کارشناسان و جامعه شناسان است اما نقد من به قسمت کوچکی از نوشته ایشان است که کار زنان خانه دار را "تکراری بیهوده و ملالتآور " خواندهاند.
چه دلیلی هست که برای توجیه عدم رعایت حقوق زن در اجتماع، خانهداری را کار بیارزش و پست محسوب کنیم .
اینکه به ناحق به زنان خانهدار مزایایی مثل بیمه و... تعلق نمیگیرد درست است که به سیاستهای نادرست کارگزاران حکومت برمیگردد، اما دلیلی برای بیارزش کردن یکی از مهمترین وظایف زن که مدیریت و راهبری کانون خانواده و تربیت آینده سازان اجتماع نمیباشد
چه کاری مهمتر از تربیت نسل سلام مسولیتپذیر؟
🆔 @jameeno
🔸نقدی بر یک یادداشت
▫️علی امیری: روح کلی حاکم بر یادداشت ایشان حاوی نکاتی ست که مورد توافق و تاکید همه کارشناسان و جامعه شناسان است اما نقد من به قسمت کوچکی از نوشته ایشان است که کار زنان خانه دار را "تکراری بیهوده و ملالتآور " خواندهاند.
چه دلیلی هست که برای توجیه عدم رعایت حقوق زن در اجتماع، خانهداری را کار بیارزش و پست محسوب کنیم .
اینکه به ناحق به زنان خانهدار مزایایی مثل بیمه و... تعلق نمیگیرد درست است که به سیاستهای نادرست کارگزاران حکومت برمیگردد، اما دلیلی برای بیارزش کردن یکی از مهمترین وظایف زن که مدیریت و راهبری کانون خانواده و تربیت آینده سازان اجتماع نمیباشد
چه کاری مهمتر از تربیت نسل سلام مسولیتپذیر؟
🆔 @jameeno
#امروز_چه_خبر_بود
🔹حسن خمینی مرجع تقلید میشود
▫️تحریریه جامعه نو : فهرستی از مراجع تقلید آینده در قم منتشر شده است که نام حسن خمینی را هم در خود جای میدهد. این لیست که احتمالی خوانده شده روحانیونی مانند آقای اعرافی، جناتی، حسینی بوشهری و حسن خمینی را شامل میشود. مجله خیمه که لیست را منتشر کرده است درج نام نوه امام خمینی را در آن جای تامل دانسته است.
🔸بانک سپه فدا شده است!
▫️رئیس کل بانک مرکزی ابعاد تازهای از برنامه لاپوشانی صدمات وارده به اقتصاد کشور را آشکار و اعلام میکند آسیبپوشانی در جریان ادغام اخیر بانکها به چه قیمتی انجام میشود.
کارشناس اقتصادی جامعه نو این نتیجه را در تفسیر جملهای پنهان در لابلای حرفهای اخیر رئیس کل بانک مرکزی درباره ادغام بانکها گرفته است.
همتی درباره انتخاب بانک سپه برای ادغام ۵ بانک و مؤسسه مالی دیگر در این بانک گفت: این موضوع به دلیل قدمت توانایی و امکانات این بانک است و اگر بانک سپه یکی از هلدینگهای خود را واگذار کند تراز آن ۱۵ هزار میلیارد تومان مثبت خواهد شد. همتی توضیح نداد در وسط گفتگو درباره ادغام بانکها چرا به فکر فروش داراییهای بانک سپه افتاده است.
خبرنگار اقتصادی جامعه نو میگوید تا آنجا که اطلاعات موجود حاکی است، هلدینگ مورد نظر بلوک مدیریتی گروه سرمایهگذاری امید بانک سپه است که با قیمت پایه ۹۳۲۰ ریال حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان ارزش و خریدار معلومی هم دارد. این فروش پول سنگینی وارد بانک سپه میکند که اگر زیان بانکهای موردنظر در ترازنامه بانک سپه روی آن بنشیند، بخشی از آن را میپوشاند. البته دارایی ارزندهای است و فروش آن سپه را از چند هزار میلیارد تومان سود در سال آتی محروم میکند. معنای این کار در واقع فروش دارایی و گذاشتن آن به حساب درآمد عملکرد برای پوشاندن زیان بانکهای ادغام شده است، وگرنه ربطی بین"آن" دارایی و ادغام "این" بانکها نیست.
اخیرا شیوه اداره اقتصاد کشور توسط دولت روحانی به طور کامل به لاپوشانی بحرانها برای بردن انها به آیندهای نامعلوم تبدیل شده است.
🔻احتمال برخورد ناخواسته ایران و آمریکا
▫️معاون سابق وزارتخارجه و دیپلمات کهنهکار آمریکایی که گفتگوهای پشت پرده سال ۹۱ با ایران را رهبری کرده و هدایت مذاکرات علنی هستهای ایران و گروه موسوم به ۱+۵ را به عهده داشت میگوید مشاوران دولت ترامپ ممکن است اوضاع را به سمتی ببرند که آمریکا را به سمت برخوردهای ناخواسته با ایران سوق دهدکه به سرعت شعلهور میشود.
ویلیام برنز در گفتوگو با نشریه آتلانتیک که ایسنا بخشهایی از آن را منعکس کرده گفته است: نسبت به رویکرد این دولت نگران هستم، (رویکردی) که کمتر مایل به حصول یک توافق بهتر است، بلکه بیشتر به دنبال تسلیم یا نابود کردن حکومت ایران است. این، میتواند ما را به مسیر برخوردهای ناخواسته سوق دهد که به سرعت هم شعلهور میشود. من از این نگرانم که بازتابهایی از وضعیت عراق در ۲۰۰۳ در برخی فرضیات هیأت حاکمه آمریکا وجود داشته باشد، بازتابهایی مبنی بر اینکه ظاهراً این دولت به این فکر میکند که سریع و مؤثر میتواند از فشار حداکثری برای سقوط این نظام استفاده کند. همچنین افکار واهی زیادی در پیشبینی آینده وجود دارد که برخیشان از دوستان ما در منطقه نشأت گرفته است.
ویلیام برنز در پاسخ به این سوال چگونه باور دارد که هدف واقعی دولت ترامپ تغییر نظام در ایران است، اظهار داشت: من فکر میکنم به این بستگی دارد که درباره چه کسی صحبت میکنیم. جان بولتون (مشاور امنیت ملی آمریکا) هیچگاه تمایل خود را برای تغییر نظام (در ایران) پنهان نکرده است اما من بر این باورم که رئیس جمهور ترامپ، خود در خاورمیانه مداخله نظامی نخواهد کرد، بنابراین باوجود تمام این لفاظیهای ستیزهجویانه و رجزخوانیهایش درباره ایران تردید دارم که به دنبال تقابل نظامی باشد اما همانطور که گفتم نگرانی من این است که شما در حال پختن آشی هستید که اغلب نتایج ناخواسته از آن به دست خواهد آمد. من بعید میدانم که ما اکنون، بهویژه به دلیل کنار رفتن جیمز متیس (وزیر دفاع پیشین آمریکا) قادر باشیم چنین وضعیتی را مدیریت کنیم.
🆔 @jameeno
🔹حسن خمینی مرجع تقلید میشود
▫️تحریریه جامعه نو : فهرستی از مراجع تقلید آینده در قم منتشر شده است که نام حسن خمینی را هم در خود جای میدهد. این لیست که احتمالی خوانده شده روحانیونی مانند آقای اعرافی، جناتی، حسینی بوشهری و حسن خمینی را شامل میشود. مجله خیمه که لیست را منتشر کرده است درج نام نوه امام خمینی را در آن جای تامل دانسته است.
🔸بانک سپه فدا شده است!
▫️رئیس کل بانک مرکزی ابعاد تازهای از برنامه لاپوشانی صدمات وارده به اقتصاد کشور را آشکار و اعلام میکند آسیبپوشانی در جریان ادغام اخیر بانکها به چه قیمتی انجام میشود.
کارشناس اقتصادی جامعه نو این نتیجه را در تفسیر جملهای پنهان در لابلای حرفهای اخیر رئیس کل بانک مرکزی درباره ادغام بانکها گرفته است.
همتی درباره انتخاب بانک سپه برای ادغام ۵ بانک و مؤسسه مالی دیگر در این بانک گفت: این موضوع به دلیل قدمت توانایی و امکانات این بانک است و اگر بانک سپه یکی از هلدینگهای خود را واگذار کند تراز آن ۱۵ هزار میلیارد تومان مثبت خواهد شد. همتی توضیح نداد در وسط گفتگو درباره ادغام بانکها چرا به فکر فروش داراییهای بانک سپه افتاده است.
خبرنگار اقتصادی جامعه نو میگوید تا آنجا که اطلاعات موجود حاکی است، هلدینگ مورد نظر بلوک مدیریتی گروه سرمایهگذاری امید بانک سپه است که با قیمت پایه ۹۳۲۰ ریال حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان ارزش و خریدار معلومی هم دارد. این فروش پول سنگینی وارد بانک سپه میکند که اگر زیان بانکهای موردنظر در ترازنامه بانک سپه روی آن بنشیند، بخشی از آن را میپوشاند. البته دارایی ارزندهای است و فروش آن سپه را از چند هزار میلیارد تومان سود در سال آتی محروم میکند. معنای این کار در واقع فروش دارایی و گذاشتن آن به حساب درآمد عملکرد برای پوشاندن زیان بانکهای ادغام شده است، وگرنه ربطی بین"آن" دارایی و ادغام "این" بانکها نیست.
اخیرا شیوه اداره اقتصاد کشور توسط دولت روحانی به طور کامل به لاپوشانی بحرانها برای بردن انها به آیندهای نامعلوم تبدیل شده است.
🔻احتمال برخورد ناخواسته ایران و آمریکا
▫️معاون سابق وزارتخارجه و دیپلمات کهنهکار آمریکایی که گفتگوهای پشت پرده سال ۹۱ با ایران را رهبری کرده و هدایت مذاکرات علنی هستهای ایران و گروه موسوم به ۱+۵ را به عهده داشت میگوید مشاوران دولت ترامپ ممکن است اوضاع را به سمتی ببرند که آمریکا را به سمت برخوردهای ناخواسته با ایران سوق دهدکه به سرعت شعلهور میشود.
ویلیام برنز در گفتوگو با نشریه آتلانتیک که ایسنا بخشهایی از آن را منعکس کرده گفته است: نسبت به رویکرد این دولت نگران هستم، (رویکردی) که کمتر مایل به حصول یک توافق بهتر است، بلکه بیشتر به دنبال تسلیم یا نابود کردن حکومت ایران است. این، میتواند ما را به مسیر برخوردهای ناخواسته سوق دهد که به سرعت هم شعلهور میشود. من از این نگرانم که بازتابهایی از وضعیت عراق در ۲۰۰۳ در برخی فرضیات هیأت حاکمه آمریکا وجود داشته باشد، بازتابهایی مبنی بر اینکه ظاهراً این دولت به این فکر میکند که سریع و مؤثر میتواند از فشار حداکثری برای سقوط این نظام استفاده کند. همچنین افکار واهی زیادی در پیشبینی آینده وجود دارد که برخیشان از دوستان ما در منطقه نشأت گرفته است.
ویلیام برنز در پاسخ به این سوال چگونه باور دارد که هدف واقعی دولت ترامپ تغییر نظام در ایران است، اظهار داشت: من فکر میکنم به این بستگی دارد که درباره چه کسی صحبت میکنیم. جان بولتون (مشاور امنیت ملی آمریکا) هیچگاه تمایل خود را برای تغییر نظام (در ایران) پنهان نکرده است اما من بر این باورم که رئیس جمهور ترامپ، خود در خاورمیانه مداخله نظامی نخواهد کرد، بنابراین باوجود تمام این لفاظیهای ستیزهجویانه و رجزخوانیهایش درباره ایران تردید دارم که به دنبال تقابل نظامی باشد اما همانطور که گفتم نگرانی من این است که شما در حال پختن آشی هستید که اغلب نتایج ناخواسته از آن به دست خواهد آمد. من بعید میدانم که ما اکنون، بهویژه به دلیل کنار رفتن جیمز متیس (وزیر دفاع پیشین آمریکا) قادر باشیم چنین وضعیتی را مدیریت کنیم.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸محدودیت نمایندگی مغایربا قانون اساسی؟
🖌بهزاد قشلاقیان، حقوقدان
▫️چند روزی است که موضوع مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص محدودیت سه دوره ای برای شرکت نمایندگان در انتخابات نقل محافل حقوقی و سیاسی شده است و اظهارنظرهای گوناگونی شده است. در این یادداشت نگارنده در پی آن است تا دیدگاه حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته و سعی می شود از اظهارنظر سیاسی دوری گزیده شود.
اولین موضوع در خصوص این مصوبه که از سوی مخالفان مطرح شده است اینکه این محدودیت در قانون اساسی ذکر نشده است و این عدم درج در قانون اساسی به معنای مخالفت با قانون اساسی است. مخالفان با استناد به اصول شصت و دوم و شصت سوم بیان می کنند که چنین محدودیتی در قانون اساسی بیان نشده است در حالیکه محدودیت انتخاب در اصل یکصد و چهاردهم برای رییس جمهور مطرح شده است. این دسته از حقوقدانان معتقدند اگر قانونگذار اساسی اراده ایجاد محدودیت برای نمایندگان را داشت همانند رییس جمهور بیان می کرد.
در پاسخ باید گفت که نمی توان اصول قانون اساسی چنین لفظ گرایانه و به سبک قانون مدنی تفسیر نمود چرا که قانون اساسی یک قانون چارچوبی است و اصولا چنین تفسیرهایی از قانون اساسی به انسداد نظام حقوق منجر خواهد شد چرا که بسیاری از مسائل به دلایل گوناگون در قانون اساسی درج نگردیده، خواه مسایلی که در زمان تصویب قانون اساسی مبتلابه نبوده و خواه مسایلی که عامدا در قانون اساسی درج نگردیده تا توان تفسیر موسع از این اصول را به حقوقدانان و مجریان اعطا کند و از این طریق به پویایی نظام حقوقی منجرشود. اصولا تمام موارد و نهادها در قانون اساسی ذکر نمی گردد و درج عبارت هایی مثل "تفصیل آن را قانون معین می کند" موید همین نکته است که قانونگذار اساسی بسیاری از موارد را به قانون عادی و تصمیم مجلس شورای اسلامی موکول کرده است. در خصوص این مورد نیز قانون اساسی ذیل اصل شصت و دوم بیان می کند: "شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و کیفیت انتخابات را قانون معین خواهدکرد."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/co-03-11
🔸محدودیت نمایندگی مغایربا قانون اساسی؟
🖌بهزاد قشلاقیان، حقوقدان
▫️چند روزی است که موضوع مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص محدودیت سه دوره ای برای شرکت نمایندگان در انتخابات نقل محافل حقوقی و سیاسی شده است و اظهارنظرهای گوناگونی شده است. در این یادداشت نگارنده در پی آن است تا دیدگاه حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته و سعی می شود از اظهارنظر سیاسی دوری گزیده شود.
اولین موضوع در خصوص این مصوبه که از سوی مخالفان مطرح شده است اینکه این محدودیت در قانون اساسی ذکر نشده است و این عدم درج در قانون اساسی به معنای مخالفت با قانون اساسی است. مخالفان با استناد به اصول شصت و دوم و شصت سوم بیان می کنند که چنین محدودیتی در قانون اساسی بیان نشده است در حالیکه محدودیت انتخاب در اصل یکصد و چهاردهم برای رییس جمهور مطرح شده است. این دسته از حقوقدانان معتقدند اگر قانونگذار اساسی اراده ایجاد محدودیت برای نمایندگان را داشت همانند رییس جمهور بیان می کرد.
در پاسخ باید گفت که نمی توان اصول قانون اساسی چنین لفظ گرایانه و به سبک قانون مدنی تفسیر نمود چرا که قانون اساسی یک قانون چارچوبی است و اصولا چنین تفسیرهایی از قانون اساسی به انسداد نظام حقوق منجر خواهد شد چرا که بسیاری از مسائل به دلایل گوناگون در قانون اساسی درج نگردیده، خواه مسایلی که در زمان تصویب قانون اساسی مبتلابه نبوده و خواه مسایلی که عامدا در قانون اساسی درج نگردیده تا توان تفسیر موسع از این اصول را به حقوقدانان و مجریان اعطا کند و از این طریق به پویایی نظام حقوقی منجرشود. اصولا تمام موارد و نهادها در قانون اساسی ذکر نمی گردد و درج عبارت هایی مثل "تفصیل آن را قانون معین می کند" موید همین نکته است که قانونگذار اساسی بسیاری از موارد را به قانون عادی و تصمیم مجلس شورای اسلامی موکول کرده است. در خصوص این مورد نیز قانون اساسی ذیل اصل شصت و دوم بیان می کند: "شرایط انتخاب کنندگان و انتخاب شوندگان و کیفیت انتخابات را قانون معین خواهدکرد."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/co-03-11
Telegraph
محدودیت نمایندگی مغایربا قانون اساسی؟
چند روزی است که موضوع مصوبه مجلس شورای اسلامی در خصوص محدودیت سه دوره ای برای شرکت نمایندگان در انتخابات نقل محافل حقوقی و سیاسی شده است و اظهارنظرهای گوناگونی شده است. در این یادداشت نگارنده در پی آن است تا دیدگاه حقوقی به بررسی این موضوع پرداخته و سعی می…
#الف
🔻#خارپشت عراقی!
▫️شورای سردبیری: کشور ما در منطقهای زیست میکند که مشخصه آن ناپایداری اتحادهای سیاسی است. این اتحادها نسبتا کثیرند، زیرا منطقه پر از خرده کشور و مداخله و تاثیر نیروهای خارجی در آن بیش از نقاط دیگر جهان است و اتحادهایی بس ناپایدارند زیرا به علت عقب ماندگی تاریخی و جا ناافتادگی فرهنگ سیاست بینالملل، از ثبات برخوردار نیستند. به جای منافع استراتژیک ملتها، عصبیت قومی (بین اعراب هنوز بدوی) و یا عصبیت فرقه ای (بین شیعیان و سنیان) ملات التصاق و محور اتحاد قرار میگیرد و غالبا چسب پنهان و بیرنگ و ثانویهای نیز به این ملات میامیزد: منافع و نفوذ قدرتها. به همین دلیل، نمیتوان اتحاد سیاسی معنیدار و باثباتی در این منطقه جستجو کرد. از اتحادیه عرب و شورای همکاری (اعراب) خلیج فارس یا ائتلاف عربی در یمن یا وحدت ضدسوری سالهای اخیر گرفته، تا دوستیها و وحدتشان با ایران همگی خاصیت تزلزل را در ذات و در سیمای خود دارند.
ریشه این پدیده را با واکاوی منافع ملی این کشورها میتوان شناخت. پیش نیاز بازشناسی منافع ملی در هر کشور، جستجوی یک ملت در آن است اما در خاورمیانه ملتهای زیادی نمیتوان سراغ کرد. ملتهای "قوام یافته "زیادی ندارد. برای ملتهای دارای قوام، منافع ملی مشخصی در طول تاریخ شکل میگیرد و بازشناخته و تثبیت میشود که مشخصه آنهاست. مثلا در ایران، حفظ موازنه بین قدرتها یک رکن منافع ملی است (یا بود !). از این منظر، ملتهای قوام یافته خاورمیانه ایران و ترکیه هستند و احتمالا مصر را هم به علت برخی تشخص ها بتوان ملت محسوب کرد. بقیه، کشورهایی هستند با حکومتهایی که در پی فروپاشی امپراطوری عثمانی در طول سالهای سه دهه اول قرن پیش، زیر نفوذ بریتانیا و فرانسه پدید آمدند (امیرنشین بدوی خاندان سعود پیش از سلطه عثمانی مشمول تعریف نیست). حداکثر تحرکیکه این حکومتها تحت عنوان حفظ و توسعه منافع حکومت داشته اند،درگیری با همسایگان همریشه خود بوده است. به تنازعات معاصر نگاه کنید: کویت و عربستان، عربستان و قطر، سوریه و عراق، اردن و فلسطینیها، امارات و قطر، ماجرای یمن، و همه بر سر اختلاف سران و امیران ... و البته تنازع اکثر آنها با ایران. بزرگترین جنگ تجاوزکارانه تاریخ منطقه را با مایه عصبیت قومی اعراب هلهلهکش بر سر منابع با ایران بهراه انداختند و درگیریهای در حال نضج شاید بزرگتر با عربستان، امارات و شاید آمریکاییهای مستقر در قطر و عراق ... هوشیاری میخواهد.
به موضوع برگردیم. در میانه این آشفتگی هویتی و کشمکشهای غیر ملی، اتحادهایی هم بین همین حکومتها شکل میگیرد که به اندازه هویتها بی پایه است. اتحاد حکومتهای بعثی عراق و سوریه، اتحاد عربستان و کویت علیه عراق، اتحاد علیه حاکم قطر، ائتلاف علیه حکومت یمن، توطئه مشترک علیه حکومت سوریه، اتحادهای خانوادگی عربستان با لبنانیها و عراقیها ... آنها هر روز با یکدیگر علیه دیگری پیمان میبندند و پیمانی میشکنند. منطقه بی ریخت و بی اصولی است.
متاسفانه ایران در غرب خود با مجموعه آنها درگیر است. پیمانها قومی، بلاهتبار و زیانخیزشان غالبا بر ضد ماست. آمیختگی تعصب بدوی قومی با تعصب فرقهای اوضاع ما را بدتر میکند. اگر این دو عامل در میان نبود، با مثلا عربستان جز رقابت و رفاقتی در بازار نفت و اوپک چه کار میتوانستیم داشت؟ و اگرهایی از این دست درباره دشمنی ها و اتحادها با ما بسیار هست که در آنها نتوان نشست. اما در وضعیت و موقعیت واقعا موجود چه باید کرد؟
حکومت ایران را سر باز ایستادن از اظهار عشق به شیعیان کشورهای دیگر نیست و مردم ایران مجبورند فعلا هزینه اش را بدهند. صرف بخشی از درآمد و منافع ملی در مسیر اظهار بالاترین کینه از صهیونیستها هم از روز نخست این جمهوری پشت قباله حکومت ما افتاده است. مردم ایران مومن و ضد ستم صهیونیسم هستند، اما نشان دادهاند ناراضی از این هزینههایند.
در شرایطی که بتوان مسالمت آمیز با حکومت سخن گفت و از لطفش در شنیدن بدون خشم برخوردار بود، میتوان از آن حداقل یک چیز خواست تا رفتارش اندکی با منافع ملی همخوانتر باشد: پرداخت هزینه جانی و مالی برای اتحاد با تکه پارههای دستساز سایکس - پیکو و اظهار نفرت از آن تکه مهندسی شده شبه جزیره در فلسطین را متوقف کند. در سیاست بینالملل، میتوان مثل ترکها (از اوزال و دمیرل و اورن گرفته تا اردوغان) هر روزصد موضع له و علیه این و آن گرفت و پول و جان بابتش نداد. حکومت ایران نیز چنین کند. زیان نخواهد کرد. با اعراب، فقط باید تجارت کرد و آنها را به حال خودشان واگذاشت. این همان کاری است که با عراق میکنیم: کاری به پیوندهایش با امریکا، اسرائیل، عربستان نداریم و تجارت با ان را توسعه میدهیم زیرا در خاورمیانه، کسی که ملاحظه سیاسی را به تجارت ترجیح دهد، میبازد. ما نام این را استراتژی #خارپشت نام نهادهایم. گستره آنرا توسعه دهیم.
🆔 @jameeno
🔻#خارپشت عراقی!
▫️شورای سردبیری: کشور ما در منطقهای زیست میکند که مشخصه آن ناپایداری اتحادهای سیاسی است. این اتحادها نسبتا کثیرند، زیرا منطقه پر از خرده کشور و مداخله و تاثیر نیروهای خارجی در آن بیش از نقاط دیگر جهان است و اتحادهایی بس ناپایدارند زیرا به علت عقب ماندگی تاریخی و جا ناافتادگی فرهنگ سیاست بینالملل، از ثبات برخوردار نیستند. به جای منافع استراتژیک ملتها، عصبیت قومی (بین اعراب هنوز بدوی) و یا عصبیت فرقه ای (بین شیعیان و سنیان) ملات التصاق و محور اتحاد قرار میگیرد و غالبا چسب پنهان و بیرنگ و ثانویهای نیز به این ملات میامیزد: منافع و نفوذ قدرتها. به همین دلیل، نمیتوان اتحاد سیاسی معنیدار و باثباتی در این منطقه جستجو کرد. از اتحادیه عرب و شورای همکاری (اعراب) خلیج فارس یا ائتلاف عربی در یمن یا وحدت ضدسوری سالهای اخیر گرفته، تا دوستیها و وحدتشان با ایران همگی خاصیت تزلزل را در ذات و در سیمای خود دارند.
ریشه این پدیده را با واکاوی منافع ملی این کشورها میتوان شناخت. پیش نیاز بازشناسی منافع ملی در هر کشور، جستجوی یک ملت در آن است اما در خاورمیانه ملتهای زیادی نمیتوان سراغ کرد. ملتهای "قوام یافته "زیادی ندارد. برای ملتهای دارای قوام، منافع ملی مشخصی در طول تاریخ شکل میگیرد و بازشناخته و تثبیت میشود که مشخصه آنهاست. مثلا در ایران، حفظ موازنه بین قدرتها یک رکن منافع ملی است (یا بود !). از این منظر، ملتهای قوام یافته خاورمیانه ایران و ترکیه هستند و احتمالا مصر را هم به علت برخی تشخص ها بتوان ملت محسوب کرد. بقیه، کشورهایی هستند با حکومتهایی که در پی فروپاشی امپراطوری عثمانی در طول سالهای سه دهه اول قرن پیش، زیر نفوذ بریتانیا و فرانسه پدید آمدند (امیرنشین بدوی خاندان سعود پیش از سلطه عثمانی مشمول تعریف نیست). حداکثر تحرکیکه این حکومتها تحت عنوان حفظ و توسعه منافع حکومت داشته اند،درگیری با همسایگان همریشه خود بوده است. به تنازعات معاصر نگاه کنید: کویت و عربستان، عربستان و قطر، سوریه و عراق، اردن و فلسطینیها، امارات و قطر، ماجرای یمن، و همه بر سر اختلاف سران و امیران ... و البته تنازع اکثر آنها با ایران. بزرگترین جنگ تجاوزکارانه تاریخ منطقه را با مایه عصبیت قومی اعراب هلهلهکش بر سر منابع با ایران بهراه انداختند و درگیریهای در حال نضج شاید بزرگتر با عربستان، امارات و شاید آمریکاییهای مستقر در قطر و عراق ... هوشیاری میخواهد.
به موضوع برگردیم. در میانه این آشفتگی هویتی و کشمکشهای غیر ملی، اتحادهایی هم بین همین حکومتها شکل میگیرد که به اندازه هویتها بی پایه است. اتحاد حکومتهای بعثی عراق و سوریه، اتحاد عربستان و کویت علیه عراق، اتحاد علیه حاکم قطر، ائتلاف علیه حکومت یمن، توطئه مشترک علیه حکومت سوریه، اتحادهای خانوادگی عربستان با لبنانیها و عراقیها ... آنها هر روز با یکدیگر علیه دیگری پیمان میبندند و پیمانی میشکنند. منطقه بی ریخت و بی اصولی است.
متاسفانه ایران در غرب خود با مجموعه آنها درگیر است. پیمانها قومی، بلاهتبار و زیانخیزشان غالبا بر ضد ماست. آمیختگی تعصب بدوی قومی با تعصب فرقهای اوضاع ما را بدتر میکند. اگر این دو عامل در میان نبود، با مثلا عربستان جز رقابت و رفاقتی در بازار نفت و اوپک چه کار میتوانستیم داشت؟ و اگرهایی از این دست درباره دشمنی ها و اتحادها با ما بسیار هست که در آنها نتوان نشست. اما در وضعیت و موقعیت واقعا موجود چه باید کرد؟
حکومت ایران را سر باز ایستادن از اظهار عشق به شیعیان کشورهای دیگر نیست و مردم ایران مجبورند فعلا هزینه اش را بدهند. صرف بخشی از درآمد و منافع ملی در مسیر اظهار بالاترین کینه از صهیونیستها هم از روز نخست این جمهوری پشت قباله حکومت ما افتاده است. مردم ایران مومن و ضد ستم صهیونیسم هستند، اما نشان دادهاند ناراضی از این هزینههایند.
در شرایطی که بتوان مسالمت آمیز با حکومت سخن گفت و از لطفش در شنیدن بدون خشم برخوردار بود، میتوان از آن حداقل یک چیز خواست تا رفتارش اندکی با منافع ملی همخوانتر باشد: پرداخت هزینه جانی و مالی برای اتحاد با تکه پارههای دستساز سایکس - پیکو و اظهار نفرت از آن تکه مهندسی شده شبه جزیره در فلسطین را متوقف کند. در سیاست بینالملل، میتوان مثل ترکها (از اوزال و دمیرل و اورن گرفته تا اردوغان) هر روزصد موضع له و علیه این و آن گرفت و پول و جان بابتش نداد. حکومت ایران نیز چنین کند. زیان نخواهد کرد. با اعراب، فقط باید تجارت کرد و آنها را به حال خودشان واگذاشت. این همان کاری است که با عراق میکنیم: کاری به پیوندهایش با امریکا، اسرائیل، عربستان نداریم و تجارت با ان را توسعه میدهیم زیرا در خاورمیانه، کسی که ملاحظه سیاسی را به تجارت ترجیح دهد، میبازد. ما نام این را استراتژی #خارپشت نام نهادهایم. گستره آنرا توسعه دهیم.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
▫️آنتونی لوونشتاین روزنامهنگار برجسته استرالیایی گفته است ژورنالیستها باید آشکار کنند به چه کسی رأی میدهند و هرگونه گرایش سیاسی را که بر گزارشگری آنها تأثیر بگذارد روشن سازند. استدلال او این است که ما و خوانندگانمان باید بپذیریم تأثیرپذیریم. ما که خودمان از دیگران میخواهیم شفاف باشند چرا باید خودمان را استثناء کنیم؟ اگر میخواهیم اعتمادی را که به حرفه ما وجود دارد حفظ کنیم، باید دیدگاههای سیاسیمان را به وضوح اعلام کنیم. در این مطلب گاردین، روی گرینسلید در تلاش است که بگوید لازم نیست خبرنگار بگوید به چه حزبی متمایل است. / افق نو
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ofogh-03-12
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3466
▫️آنتونی لوونشتاین روزنامهنگار برجسته استرالیایی گفته است ژورنالیستها باید آشکار کنند به چه کسی رأی میدهند و هرگونه گرایش سیاسی را که بر گزارشگری آنها تأثیر بگذارد روشن سازند. استدلال او این است که ما و خوانندگانمان باید بپذیریم تأثیرپذیریم. ما که خودمان از دیگران میخواهیم شفاف باشند چرا باید خودمان را استثناء کنیم؟ اگر میخواهیم اعتمادی را که به حرفه ما وجود دارد حفظ کنیم، باید دیدگاههای سیاسیمان را به وضوح اعلام کنیم. در این مطلب گاردین، روی گرینسلید در تلاش است که بگوید لازم نیست خبرنگار بگوید به چه حزبی متمایل است. / افق نو
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ofogh-03-12
لینک مطلب در سایت:
http://ofogheno.com/?p=3466
Telegraph
چرا روزنامهنگاران نباید بگویند به چه کسی رأی میدهند؟
نوشته: روی گرینسلید برگردان: تحریریه افقنو منبع: گاردین آنتونی لوونشتاین روزنامهنگار برجسته استرالیایی گفته است ژورنالیستها باید آشکار کنند به چه کسی رأی میدهند و هرگونه گرایش سیاسی را که بر گزارشگری آنها تأثیر بگذارد روشن سازند. استدلال او این است…
#پشت_شیشه_های_مات_سیاست
🔸این سنا است نه شورای نگهبان دوم!
▫️علی مطهری، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در انتقاد از دخالت مستقیم مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصوبههای مجلس گفت: "اگر این رویه باب شود، ما دو شورای نگهبان خواهیم داشت و این برای آینده خطرناک است". این حرف وی به خاطر آن است که مجمع تشخیص در حال توسعه اختیارات خود به صورت مغایر با قانون اساسی است و از کارکرد اصلی خود به تدریج دور شده است.
مداخله جدید به گفته مطهری این است که "یکی از اصلاحاتی که کمیسیون تلفیق در لایحه بودجه اعمال کرده به دنبال ایرادی است که مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته در حالی که ما معتقدیم مجمع نمیتواند به مصوبه مجلس ایراد بگیرد و مانند شورای نگهبان بگوید که باید مصوبه را اصلاح کنید. این که مجمع تشخیص بعد از تصویب طرحی در مجلس مثل شورای نگهبان بخواهد مصوبهای اصلاح شود خلاف اصل ۱۱۲ قانون اساسی است و مجمع نباید وارد این موضوع شود".
اما این رفتار خلاف قانون اساسی، در مسیر تشکیل شورای نگهبان دوم نیست و در روند تکاملی خود به یک مجلس سنا تبدیل خواهد شد که کلا انتصابی است و مصوبات مجلس شورا بدون تصویب آن به قانون تبدیل نمیشوند. علت گرایش به بیرون آوردن پروانه خوشگل انتصابی از پیله این مجمع نیز آشکار است: مجلس شورای تقریبا ۳۰۰ نفره را نمیتوان کاملا زیر نفوذ گرفت و ده آقای جنتی هم از پس خالی کردن آن از "نخاله"های سرکشی چون علی مطهری برنمیآیند، پس باید راهی دیگر جست. آن راه را جامعه نو حدود سه ماه پیش در برنامه رادیویی صدای نو طرح کرده و گفته بود:
این روزها در بخش کمتر شفاف سیاست ایران اتفاقی در حال رخ دادن است. شورای نگهبان در حال یاری به مجمع تشخیص مصلحت است تا بلکه از دل این نهاد یک مجلس سنا در بیاورد. اما این همراهی ممکن است به نتایج قابلتوجهتری منجر شود و یک قانون اساسی دوم حاصل پیوند و زندگی مشترک این دو نهاد باشد.
با تاکید چندباره اعضای شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت بر قانونی بودن بررسی مصوبات مجلس بر مبنای حقوق اعطایی آن و برای تطبیق مصوبات مجلس با سیاستهای کلی نظام، گروهی از نمایندگان مجلس شامل نمایندگان ارشد هر دو جناح، مخالفت خود را به شدت و علنی اعلام کردهاند. براساس این حق تازه طراحی شده، مجمع تشخیص که در هنگام تولد برای رفع اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس، و همچنین تائید مصوبات مجلس در صورت عدم رفع اختلاف با شورای نگهبان و بر اساس احکام ثانویه شکل گرفته بود، باید خودش نیز مصوبات مجلس را تایید کند. همین امر سبب شد گروهی این برنامه را ایجاد یک شورای نگهبان دوم توصیف کنند.
در عین حال ممکن است این فعالیتها در نهایت جایگاه مجمع تشخیص مصلحت را به عنوان مجلس سنا از کار در بیاورد. این ممکن است، زیرا گروهی از اهل سیاست مدتی است درباره اینکه ساختار سیاسی ایران به یک مجلس دوم نیازمند است سخن میگویند.
اما حتی اگر مقصد از پیش تعیین شدهای برای این تحرکات مکتوم سیاسی وجود نداشته باشد، میتوان نتیجه گرفت غیر از یک شورای نگهبان دیگر یا یک مجلس سنا، قانون اساسی دومی هم در راه است. این قانون اساسی دوم همان مصوبات تحت عنوان سیاستهای کلی نظام است که صحت قوانین با آنها تطبیق داده خواهند شد. باید منتظر ماند و دید چگونه از کار درمیآید، زیرا مصوبات یاد شده حرفهایی بسیار کلی و در حد بیان آرزوهایی برای آینده ایران است.
فایل صوتی آن برنامه صدای نو را که متعلق به ۲۸ آذر است و ورودیه روشنگری هم درباره موضوع دارد پیوست میکنیم. مساله مهمی در میان است و به شنیدن دوبارهاش میارزد!
🆔 @jameeno
🔸این سنا است نه شورای نگهبان دوم!
▫️علی مطهری، نائب رئیس مجلس شورای اسلامی در انتقاد از دخالت مستقیم مجمع تشخیص مصلحت نظام در مصوبههای مجلس گفت: "اگر این رویه باب شود، ما دو شورای نگهبان خواهیم داشت و این برای آینده خطرناک است". این حرف وی به خاطر آن است که مجمع تشخیص در حال توسعه اختیارات خود به صورت مغایر با قانون اساسی است و از کارکرد اصلی خود به تدریج دور شده است.
مداخله جدید به گفته مطهری این است که "یکی از اصلاحاتی که کمیسیون تلفیق در لایحه بودجه اعمال کرده به دنبال ایرادی است که مجمع تشخیص مصلحت نظام گرفته در حالی که ما معتقدیم مجمع نمیتواند به مصوبه مجلس ایراد بگیرد و مانند شورای نگهبان بگوید که باید مصوبه را اصلاح کنید. این که مجمع تشخیص بعد از تصویب طرحی در مجلس مثل شورای نگهبان بخواهد مصوبهای اصلاح شود خلاف اصل ۱۱۲ قانون اساسی است و مجمع نباید وارد این موضوع شود".
اما این رفتار خلاف قانون اساسی، در مسیر تشکیل شورای نگهبان دوم نیست و در روند تکاملی خود به یک مجلس سنا تبدیل خواهد شد که کلا انتصابی است و مصوبات مجلس شورا بدون تصویب آن به قانون تبدیل نمیشوند. علت گرایش به بیرون آوردن پروانه خوشگل انتصابی از پیله این مجمع نیز آشکار است: مجلس شورای تقریبا ۳۰۰ نفره را نمیتوان کاملا زیر نفوذ گرفت و ده آقای جنتی هم از پس خالی کردن آن از "نخاله"های سرکشی چون علی مطهری برنمیآیند، پس باید راهی دیگر جست. آن راه را جامعه نو حدود سه ماه پیش در برنامه رادیویی صدای نو طرح کرده و گفته بود:
این روزها در بخش کمتر شفاف سیاست ایران اتفاقی در حال رخ دادن است. شورای نگهبان در حال یاری به مجمع تشخیص مصلحت است تا بلکه از دل این نهاد یک مجلس سنا در بیاورد. اما این همراهی ممکن است به نتایج قابلتوجهتری منجر شود و یک قانون اساسی دوم حاصل پیوند و زندگی مشترک این دو نهاد باشد.
با تاکید چندباره اعضای شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت بر قانونی بودن بررسی مصوبات مجلس بر مبنای حقوق اعطایی آن و برای تطبیق مصوبات مجلس با سیاستهای کلی نظام، گروهی از نمایندگان مجلس شامل نمایندگان ارشد هر دو جناح، مخالفت خود را به شدت و علنی اعلام کردهاند. براساس این حق تازه طراحی شده، مجمع تشخیص که در هنگام تولد برای رفع اختلاف بین شورای نگهبان و مجلس، و همچنین تائید مصوبات مجلس در صورت عدم رفع اختلاف با شورای نگهبان و بر اساس احکام ثانویه شکل گرفته بود، باید خودش نیز مصوبات مجلس را تایید کند. همین امر سبب شد گروهی این برنامه را ایجاد یک شورای نگهبان دوم توصیف کنند.
در عین حال ممکن است این فعالیتها در نهایت جایگاه مجمع تشخیص مصلحت را به عنوان مجلس سنا از کار در بیاورد. این ممکن است، زیرا گروهی از اهل سیاست مدتی است درباره اینکه ساختار سیاسی ایران به یک مجلس دوم نیازمند است سخن میگویند.
اما حتی اگر مقصد از پیش تعیین شدهای برای این تحرکات مکتوم سیاسی وجود نداشته باشد، میتوان نتیجه گرفت غیر از یک شورای نگهبان دیگر یا یک مجلس سنا، قانون اساسی دومی هم در راه است. این قانون اساسی دوم همان مصوبات تحت عنوان سیاستهای کلی نظام است که صحت قوانین با آنها تطبیق داده خواهند شد. باید منتظر ماند و دید چگونه از کار درمیآید، زیرا مصوبات یاد شده حرفهایی بسیار کلی و در حد بیان آرزوهایی برای آینده ایران است.
فایل صوتی آن برنامه صدای نو را که متعلق به ۲۸ آذر است و ورودیه روشنگری هم درباره موضوع دارد پیوست میکنیم. مساله مهمی در میان است و به شنیدن دوبارهاش میارزد!
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۸ آذر ۹۷
@jameeno: گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۸ آذر ۹۷
خواب سنا برای مجمع تشخیص تعبیر میشود؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
خواب سنا برای مجمع تشخیص تعبیر میشود؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸این پرونده را مختومه کنیم
▫️لیلی صوفیا: شورای امنیت از پانزده عضو سازمان تشکیل شده است. پنج عضو دائم آن عبارتند از: ایالات متحده آمریکا، جمهوری خلق چین، فرانسه، انگلستان و روسیه و اعضای غیردائم برای مدت دو سال از طرف مجمع عمومی انتخاب می گردند. در اینجا می توان به این نکته اشاره نمود که اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، نوعی برتری نسبت به اعضای دائم در چهارچوب حق وتویی است که در رای گیری ها از آن برخوردارند. شورای امنیت براساس ماده 27 منشور سازمان ملل متحد راجع به سایر مسائل با رای مثبت نه عضو که شامل آراء تمام اعضای دائم باشد اتخاذ می گردد، مشروط بر اینکه پنج رای اعضای دائم شورا در هنگام تصمیم گیری مثبت باشد. در نتیجه، هرگاه یکی از اعضای دایمی مبادرت به رای منفی نماید، فعالیت شورا با وقفه همراه خواهد شد. در واقع، با جلوگیری از اتخاذ هرگونه تصمیم،چهارده رای دیگر اعضاـ هرچند همگی مثبت باشدـ خنثی خواهد شد. این نوع عملکرد و به عبارت بهتر، این استفاده از رای منفی را اصطلاحاٌ » حق وتو» می گویند.
در سال های نه چندان دور با « کاغذ پاره» و « بی ارزش» نامیدن قطعنامه های متعددی که توسط مجامع بین المللی علیه ملت ایران صادر می گردید، شرایط به گونه ای پیش رفت که اجماع جامعه بین المللی به شدت علیه کشور ما هموار گردید و به همین دلیل نیز پرونده از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی که تصمیمات آن غیر الزام آور می باشد، خارج گردید و برنامه صلح آمیز هسته ای را با کمک همین اجماع بی سابقه ای که در آن مقطع زمانی در آن قرار گرفته بودیم، به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع دهند. این شورا، اقدامات هسته ای ایران را مغایر با صلح و امنیت بین المللی می دانست و از همین رو مبادرت به تصویب قطعنامه هایی با محتوای تحریم هایی همه جانبه اقدام نمود. به علاوه، به ناحق ، ما در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار گرفته بودیم که به جامعه جهانی این اجازه را می دهد که از طریق دریا، زمین و هوایی به کشوری که تحریم های همه جانبه و حتی قطع روابط اقتصادی آن را هم چنین تهدید صلح و امنیت بین الملل می دانند حمله نمایند. شرایط به نحوی بود که حتی چین و روسیه نیز که از شرکای تجاری، سیاسی ما محسوب می گردند نیز علی رغم اینکه به عنوان اعضای دائم شورای امنیت دارای حق وتو در جلسات شورای امنیت می باشند، از این اقدام امتناع ورزیده و از جمله درباره آخرین قطعنامه صادر شده از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی در شهریور ماه 1391( 18 نوامبر 2019) و قطعنامه های متعدد این شورا از جمله شدیدترین آن تحت عنوان قطعنامه 1929 رای مثبت دادند. اما همین دو کشور، در خصوص صدور قطعنامه علیه میانمار، سوریه و اخیراٌ ونزوئلا از حق وتوی خود استفاده نموده و به مقابله با ایالات متحده و متحدانش پرداختند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ca-03-13
🔸این پرونده را مختومه کنیم
▫️لیلی صوفیا: شورای امنیت از پانزده عضو سازمان تشکیل شده است. پنج عضو دائم آن عبارتند از: ایالات متحده آمریکا، جمهوری خلق چین، فرانسه، انگلستان و روسیه و اعضای غیردائم برای مدت دو سال از طرف مجمع عمومی انتخاب می گردند. در اینجا می توان به این نکته اشاره نمود که اعضای دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد، نوعی برتری نسبت به اعضای دائم در چهارچوب حق وتویی است که در رای گیری ها از آن برخوردارند. شورای امنیت براساس ماده 27 منشور سازمان ملل متحد راجع به سایر مسائل با رای مثبت نه عضو که شامل آراء تمام اعضای دائم باشد اتخاذ می گردد، مشروط بر اینکه پنج رای اعضای دائم شورا در هنگام تصمیم گیری مثبت باشد. در نتیجه، هرگاه یکی از اعضای دایمی مبادرت به رای منفی نماید، فعالیت شورا با وقفه همراه خواهد شد. در واقع، با جلوگیری از اتخاذ هرگونه تصمیم،چهارده رای دیگر اعضاـ هرچند همگی مثبت باشدـ خنثی خواهد شد. این نوع عملکرد و به عبارت بهتر، این استفاده از رای منفی را اصطلاحاٌ » حق وتو» می گویند.
در سال های نه چندان دور با « کاغذ پاره» و « بی ارزش» نامیدن قطعنامه های متعددی که توسط مجامع بین المللی علیه ملت ایران صادر می گردید، شرایط به گونه ای پیش رفت که اجماع جامعه بین المللی به شدت علیه کشور ما هموار گردید و به همین دلیل نیز پرونده از شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی که تصمیمات آن غیر الزام آور می باشد، خارج گردید و برنامه صلح آمیز هسته ای را با کمک همین اجماع بی سابقه ای که در آن مقطع زمانی در آن قرار گرفته بودیم، به شورای امنیت سازمان ملل متحد ارجاع دهند. این شورا، اقدامات هسته ای ایران را مغایر با صلح و امنیت بین المللی می دانست و از همین رو مبادرت به تصویب قطعنامه هایی با محتوای تحریم هایی همه جانبه اقدام نمود. به علاوه، به ناحق ، ما در ذیل فصل هفتم منشور سازمان ملل قرار گرفته بودیم که به جامعه جهانی این اجازه را می دهد که از طریق دریا، زمین و هوایی به کشوری که تحریم های همه جانبه و حتی قطع روابط اقتصادی آن را هم چنین تهدید صلح و امنیت بین الملل می دانند حمله نمایند. شرایط به نحوی بود که حتی چین و روسیه نیز که از شرکای تجاری، سیاسی ما محسوب می گردند نیز علی رغم اینکه به عنوان اعضای دائم شورای امنیت دارای حق وتو در جلسات شورای امنیت می باشند، از این اقدام امتناع ورزیده و از جمله درباره آخرین قطعنامه صادر شده از سوی آژانس بین المللی انرژی اتمی در شهریور ماه 1391( 18 نوامبر 2019) و قطعنامه های متعدد این شورا از جمله شدیدترین آن تحت عنوان قطعنامه 1929 رای مثبت دادند. اما همین دو کشور، در خصوص صدور قطعنامه علیه میانمار، سوریه و اخیراٌ ونزوئلا از حق وتوی خود استفاده نموده و به مقابله با ایالات متحده و متحدانش پرداختند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ca-03-13
Telegraph
این پرونده را مختومه کنیم
شورای امنیت از پانزده عضو سازمان تشکیل شده است. پنج عضو دائم آن عبارتند از: ایالات متحده آمریکا، جمهوری خلق چین، فرانسه، انگلستان و روسیه و اعضای غیردائم برای مدت دو سال از طرف مجمع عمومی انتخاب می گردند. در اینجا می توان به این نکته اشاره نمود که اعضای دائم…
#یادداشتهای_اوین
🔸تکرار گذشته با گذشت زمانه!
1- برگزاری مراسم نکوداشت برای محمد بهمن بیگی ، پدر آموزش عشایری ، و از معلمان تأثیرگذار این سرزمین ، از سوی کانون صنفی معلمان ، اقدامی است در خور ستایش که می تواند تداوم یابد . چرا که در طول تاریخ معاصر و از آغاز آموزش نوین ، به نامهای بسیار از روشنفکران ، نویسندگان ، ادبا و شعرا برمی خوریم که اگر نه پیوسته ، حداقل چند صباحی پیشه ی معلمی برگزیده اند . از میان آنها ، معلمی برای برخی چون صمد بهرنگی ، عشق به آموزش ، برای کسانی چون تقی ارانی ، سودایی برای مقصودی دیگر و برای یکی چون بزرگ علوی ، امکانی برای گذران زندگی در آغاز جوانی است .به این سه تن ، سیاهه یی از نامهای دیگر ، چون جلال آل احمد ، هوشنگ گلشیری ، علی شریعتی ، منوچهر آتشی و.... را نیز می توان اضافه کرد . هرکدام از این نامها می تواند دستمایه ای باشد برای مراسم نکوداشتی دیگر و در سایه آن تداوم و بقایی بیشتر .
2- « قصدم شرح زندگی خودم نیست ، بیشتر تأثیر حوادثی است که زندگی مرا زیر و رو کرده ، از راه بدر برده ، به گوشه ای انداخته و رها کرده است .»
این جملات چند سطر ابتدایی کتابی است به نام گذشت زمانه . کتابی که روایتی است از روزگار سپری شده نویسندگان و روشنفکرانی با آرزوهایی بزرگ در سرزمینی بلا دیده . کتابی از بزرگ علوی .
در کتاب با چهره هایی مواجه می شویم متفاوت ، اما همگی از یک تن . بزرگ علوی در مقام نویسنده ای آوانگارد ، بزرگ علوی همچون روشنفکری مبارز و بزرگ علوی در قامت سیاستمداری حزبی .
اگرچه تمامی کتاب به عنوان روایتی دست اول از تاریخ معاصر ایران ارزشمند است ، اما برخی روایتها ، ارائه کننده تصویری است مشابه با روزگار امروز ما . مشابهتی که ظن تکرار دوباره تاریخ را به ذهن متبادر می سازد .
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/tr-03-16
🔸تکرار گذشته با گذشت زمانه!
1- برگزاری مراسم نکوداشت برای محمد بهمن بیگی ، پدر آموزش عشایری ، و از معلمان تأثیرگذار این سرزمین ، از سوی کانون صنفی معلمان ، اقدامی است در خور ستایش که می تواند تداوم یابد . چرا که در طول تاریخ معاصر و از آغاز آموزش نوین ، به نامهای بسیار از روشنفکران ، نویسندگان ، ادبا و شعرا برمی خوریم که اگر نه پیوسته ، حداقل چند صباحی پیشه ی معلمی برگزیده اند . از میان آنها ، معلمی برای برخی چون صمد بهرنگی ، عشق به آموزش ، برای کسانی چون تقی ارانی ، سودایی برای مقصودی دیگر و برای یکی چون بزرگ علوی ، امکانی برای گذران زندگی در آغاز جوانی است .به این سه تن ، سیاهه یی از نامهای دیگر ، چون جلال آل احمد ، هوشنگ گلشیری ، علی شریعتی ، منوچهر آتشی و.... را نیز می توان اضافه کرد . هرکدام از این نامها می تواند دستمایه ای باشد برای مراسم نکوداشتی دیگر و در سایه آن تداوم و بقایی بیشتر .
2- « قصدم شرح زندگی خودم نیست ، بیشتر تأثیر حوادثی است که زندگی مرا زیر و رو کرده ، از راه بدر برده ، به گوشه ای انداخته و رها کرده است .»
این جملات چند سطر ابتدایی کتابی است به نام گذشت زمانه . کتابی که روایتی است از روزگار سپری شده نویسندگان و روشنفکرانی با آرزوهایی بزرگ در سرزمینی بلا دیده . کتابی از بزرگ علوی .
در کتاب با چهره هایی مواجه می شویم متفاوت ، اما همگی از یک تن . بزرگ علوی در مقام نویسنده ای آوانگارد ، بزرگ علوی همچون روشنفکری مبارز و بزرگ علوی در قامت سیاستمداری حزبی .
اگرچه تمامی کتاب به عنوان روایتی دست اول از تاریخ معاصر ایران ارزشمند است ، اما برخی روایتها ، ارائه کننده تصویری است مشابه با روزگار امروز ما . مشابهتی که ظن تکرار دوباره تاریخ را به ذهن متبادر می سازد .
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/tr-03-16
Telegraph
تکرار گذشته با گذشت زمانه!
1- برگزاری مراسم نکوداشت برای محمد بهمن بیگی ، پدر آموزش عشایری ، و از معلمان تأثیرگذار این سرزمین ، از سوی کانون صنفی معلمان ، اقدامی است در خور ستایش که می تواند تداوم یابد . چرا که در طول تاریخ معاصر و از آغاز آموزش نوین ، به نامهای بسیار از روشنفکران…
#الف
🔹اختیار برگ درختان خاورمیانه!
▫️شورای سردبیری : روحانی اخیرا یک پالس سیاسی منطقهای فرستاده که مخاطب آن آشکارا عربستان است .اودر سفر عراق گفت : عراق کشور مهم اسلامی و عربی است که قادر است، نقش بسیار مهمی در امنیت منطقه و روابط نزدیک بین کشورهای منطقه داشته باشد. از همین رو ما می خواهیم، با عراق متحد شویم - نه متحد علیه دیگری - بلکه می خواهیم در اتحادمان کشورهای دیگر منطقه را هم در جمع مان داشته باشیم.
سخنروحانی لابدباید از سوی همسایگان چرخشی در سیاست منطقه ای ایران تلقی شود و تبلیعاتیکه ایران را به مداخله در کشورهای عرب و راه انداختن جنگ نیابتی متهم میکنند منتفی سازد. انتظار این است که عربستان معنای حرف رئیس جمهور ایران را درک کند ، ولی عربستان نشان داده است به این گونه دعوتها گوش نمیدهد . تجربه میگویدحتی آمریکانمیتواند حکومت عربستان را در این مورد کنترل کند. سه سال پیش هم به دعوت ایالات متحده در این زمینه بی اعتنایی کرد. باراک اوباما در اوایل سال ۲۰۱۶به صراحت به عربستان گفت کوتاه بیاید و عربستان اعتنا نکرد. اوباما با اشاره به رقابتایران و عربستان سعودی، به قول خودشدو قدرت بزرگ مسلمان خاور میانه، گفت" این رقابت به جنگ نیابتی تهران و ریاض و هرج و مرج در سوریه، عراق و یمن منجر شده، و دو طرف باید به جای "جنگ سرد" به "صلح سرد" برسند.چنین وضعیتی ما را ملزم میکند به دوستانمان و نیز به ایرانیها خاطرنشان کنیم لازم است راه مؤثری برای اشتراک منافع در منطقه پیدا کرده و نوعی صلح سرد برقرار کنند."
اوباما گفته بود : سعودیها باید این را یاد بگیرند که سهم رقیب خود در منطقه، یعنی ایران را بپذیرند.وی در انتقاد از برخی درخواستهای متحدان واشنگتن در منطقه و در اروپا گفت: شماری از متحدان واشنگتن در حوزه خلیج فارس و همچنین در اروپا "سوء استفاده کنندگانی" بودند که میخواستند پای آمریکا را به مناقشات فرقهای بیارتباط با منافع ایالات متحده بکشانند.رویکردی که به دوستان ما بگوید " حق با شما است و ایران ریشه همه مشکلات است و ما به شما کمک میکنیم تا با ایران مقابله کنید،" اساسا به این معنا خواهد بود که درگیریهای فرقهای و مذهبی در منطقه ادامه خواهد داشت.
جدا از افسوس بر اینکه حکومت ایران در دورهاوباما چه عدم درک عمیقی از موقعیت نشان داد و فرصتها را به مشتی شعار عوامانه فروخت تا گیر ترامپ بیفتد، باید به دنبال درک این باشیم که چرا عربستان درمقابل دعوت آمرانه ایالات متحده ، بزرگترین شریک و نگاهبان اصلی تاج و تخت خود، مقاومت کرد و دوباره هم خواهد کرد؟ بدون یافتن پاسخ این پرسش، نمیتوانیم بگوییم دعوتروحانی از عربستان برای مسالمت و مصالحه پاسخ مثبت میگیرد یا خیر.
واقعیت این است که وضعیت منطقه در سالهای اخیر تغییرات وسیعی کرده است ، آرمان فلسطین درکشورهای عربی مرده و آنچه مردم عرب را به لحاظ روحی پیوند میداد به تاریخ پیوسته و مساله فلسطینیها دیگر مساله اعراب نیست. مساله اکثر دولتهای عرب هم که از خیلی پیش نبود. با افزایش نفوذ اسرائیل به صورت پیدا و پنهان در منطقه ، این اسرائیل و منافع ان است که نقش بیشتری در کنترل کشورهای این منطقه دارد. به همین دلیل است که رفتار دولتهای عرب در منطقه، در دولت ترامپ و دولت اوباما تفاوتی با یکدیگر ندارد . سرنخ دست اسرائیل است. سیاست اعراب با اراده اسرائیل همسوییهای بسیار مشهودتری دارد. اخیرا روابط پنهان بین دربارها و تلآویو بدون شرم آشکار شدهاند. میتوان پیشاپیش پذیرفت پالس صلحجویانه روحانی به در بسته عربستان میخورد، چون به نفع اسرائیل نیست.
خاور میانه برای ایران محلهای با کوچههای بن بست و خطرناک است که اسرائیل و آمریکا بر ان سلطه دارند. اینکه سردارها هفته ای یک بار از رسیدن به مدیترانه میگویند و روحانی به ترامپ طعنه میزند تو شبانه و یواشکی آمدی عراق و من روزآمدم وعلنی ، خودفریبی است.ترامپ توانست آن کار را بکند چون عراق در کف ارتش اوست و پایگاهی دارد که عراقیها را بدان راه نیست.؛ انگار که به جای در اصلی کاخ سفید از دریفرعی رفت و آمد کند، به عراق آمد و رفت و دولت عراق را سرشکسته و بیآبرو کرد. سربسته بگوییم کهآن داستان رسیدن به مدیترانه هم مثل همین است.
ایران نمیتواند مشکل خود را با عربستان یا امارات یا اردن یا بحرین و هر کشور دیگر منطقه حل کند مگر آنکه مشکل را کلی ببیند و بخواهد با همه به نقطهای برسد مثل رابطه فعلی باعراق ؛ دقیقاهمانطور که روحانی گفته "کشورهای دیگر منطقه را هم در جمعمان".
منافع ملی ما در همین مسیر نهفته است ؛ کاهش نقش ایدئولوژی وسیاست فرقهگرا در روابط خاورمیانهای و توسعه روابط تجاری با همه. بیطرفی در منازعات بین العربی و خزیدن محتاطانه به حاشیه. به ان استراتژی #خارپشت میگوییم.
🆔 @jameeno
🔹اختیار برگ درختان خاورمیانه!
▫️شورای سردبیری : روحانی اخیرا یک پالس سیاسی منطقهای فرستاده که مخاطب آن آشکارا عربستان است .اودر سفر عراق گفت : عراق کشور مهم اسلامی و عربی است که قادر است، نقش بسیار مهمی در امنیت منطقه و روابط نزدیک بین کشورهای منطقه داشته باشد. از همین رو ما می خواهیم، با عراق متحد شویم - نه متحد علیه دیگری - بلکه می خواهیم در اتحادمان کشورهای دیگر منطقه را هم در جمع مان داشته باشیم.
سخنروحانی لابدباید از سوی همسایگان چرخشی در سیاست منطقه ای ایران تلقی شود و تبلیعاتیکه ایران را به مداخله در کشورهای عرب و راه انداختن جنگ نیابتی متهم میکنند منتفی سازد. انتظار این است که عربستان معنای حرف رئیس جمهور ایران را درک کند ، ولی عربستان نشان داده است به این گونه دعوتها گوش نمیدهد . تجربه میگویدحتی آمریکانمیتواند حکومت عربستان را در این مورد کنترل کند. سه سال پیش هم به دعوت ایالات متحده در این زمینه بی اعتنایی کرد. باراک اوباما در اوایل سال ۲۰۱۶به صراحت به عربستان گفت کوتاه بیاید و عربستان اعتنا نکرد. اوباما با اشاره به رقابتایران و عربستان سعودی، به قول خودشدو قدرت بزرگ مسلمان خاور میانه، گفت" این رقابت به جنگ نیابتی تهران و ریاض و هرج و مرج در سوریه، عراق و یمن منجر شده، و دو طرف باید به جای "جنگ سرد" به "صلح سرد" برسند.چنین وضعیتی ما را ملزم میکند به دوستانمان و نیز به ایرانیها خاطرنشان کنیم لازم است راه مؤثری برای اشتراک منافع در منطقه پیدا کرده و نوعی صلح سرد برقرار کنند."
اوباما گفته بود : سعودیها باید این را یاد بگیرند که سهم رقیب خود در منطقه، یعنی ایران را بپذیرند.وی در انتقاد از برخی درخواستهای متحدان واشنگتن در منطقه و در اروپا گفت: شماری از متحدان واشنگتن در حوزه خلیج فارس و همچنین در اروپا "سوء استفاده کنندگانی" بودند که میخواستند پای آمریکا را به مناقشات فرقهای بیارتباط با منافع ایالات متحده بکشانند.رویکردی که به دوستان ما بگوید " حق با شما است و ایران ریشه همه مشکلات است و ما به شما کمک میکنیم تا با ایران مقابله کنید،" اساسا به این معنا خواهد بود که درگیریهای فرقهای و مذهبی در منطقه ادامه خواهد داشت.
جدا از افسوس بر اینکه حکومت ایران در دورهاوباما چه عدم درک عمیقی از موقعیت نشان داد و فرصتها را به مشتی شعار عوامانه فروخت تا گیر ترامپ بیفتد، باید به دنبال درک این باشیم که چرا عربستان درمقابل دعوت آمرانه ایالات متحده ، بزرگترین شریک و نگاهبان اصلی تاج و تخت خود، مقاومت کرد و دوباره هم خواهد کرد؟ بدون یافتن پاسخ این پرسش، نمیتوانیم بگوییم دعوتروحانی از عربستان برای مسالمت و مصالحه پاسخ مثبت میگیرد یا خیر.
واقعیت این است که وضعیت منطقه در سالهای اخیر تغییرات وسیعی کرده است ، آرمان فلسطین درکشورهای عربی مرده و آنچه مردم عرب را به لحاظ روحی پیوند میداد به تاریخ پیوسته و مساله فلسطینیها دیگر مساله اعراب نیست. مساله اکثر دولتهای عرب هم که از خیلی پیش نبود. با افزایش نفوذ اسرائیل به صورت پیدا و پنهان در منطقه ، این اسرائیل و منافع ان است که نقش بیشتری در کنترل کشورهای این منطقه دارد. به همین دلیل است که رفتار دولتهای عرب در منطقه، در دولت ترامپ و دولت اوباما تفاوتی با یکدیگر ندارد . سرنخ دست اسرائیل است. سیاست اعراب با اراده اسرائیل همسوییهای بسیار مشهودتری دارد. اخیرا روابط پنهان بین دربارها و تلآویو بدون شرم آشکار شدهاند. میتوان پیشاپیش پذیرفت پالس صلحجویانه روحانی به در بسته عربستان میخورد، چون به نفع اسرائیل نیست.
خاور میانه برای ایران محلهای با کوچههای بن بست و خطرناک است که اسرائیل و آمریکا بر ان سلطه دارند. اینکه سردارها هفته ای یک بار از رسیدن به مدیترانه میگویند و روحانی به ترامپ طعنه میزند تو شبانه و یواشکی آمدی عراق و من روزآمدم وعلنی ، خودفریبی است.ترامپ توانست آن کار را بکند چون عراق در کف ارتش اوست و پایگاهی دارد که عراقیها را بدان راه نیست.؛ انگار که به جای در اصلی کاخ سفید از دریفرعی رفت و آمد کند، به عراق آمد و رفت و دولت عراق را سرشکسته و بیآبرو کرد. سربسته بگوییم کهآن داستان رسیدن به مدیترانه هم مثل همین است.
ایران نمیتواند مشکل خود را با عربستان یا امارات یا اردن یا بحرین و هر کشور دیگر منطقه حل کند مگر آنکه مشکل را کلی ببیند و بخواهد با همه به نقطهای برسد مثل رابطه فعلی باعراق ؛ دقیقاهمانطور که روحانی گفته "کشورهای دیگر منطقه را هم در جمعمان".
منافع ملی ما در همین مسیر نهفته است ؛ کاهش نقش ایدئولوژی وسیاست فرقهگرا در روابط خاورمیانهای و توسعه روابط تجاری با همه. بیطرفی در منازعات بین العربی و خزیدن محتاطانه به حاشیه. به ان استراتژی #خارپشت میگوییم.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم؟
فضای وب، پر است از تحلیل هایی که سال 98 را دردناک ترین سال تاریخ اقتصاد ایران می دانند.( من این جمله را خودم بارها تا اوائل بهمن به کار برده ام) اما فهرستی از حقایق و پیش نشانه های مهم در بهمن و اسفند 97، قانعم ساخته که علیرغم بزرگی ریسک های موجود و آتی، حجم داده های مثبت سریعا رو به تزاید است:
1️⃣علیرغم کاهش دسترسی به درامد های نفتی( که می تواند در سال 98 هم تشدید شود) دسترسی آزادانه بانک مرکزی به دارایی های خارجی جدید با شیب قابل توجهی رو به افزایش است:
شرایط نقشه تجاری ایران اکنون به صورتی است که "داشتن ارز در جایی که به آن نیاز داریم" به مراتب مهم تر از حجم ارز قرار گرفته در ترازنامه بانک مرکزی است(پرونده گوشت نمونه معروف این موضوع است.) در بهمن و اسفند سال 97 شرایط دسترسی بانک مرکزی به مدد تغییر پاردایم به همکاری با کشورهای همسایه دچار تحول جدی شده است. ارز کشور اکنون گزینه هایی بسیار معقولتر از روپیه هند و لیر ترکیه روی میز دارد. این حقیقت شانس حفظ برابری ارزش ریال را در سال 98 را به مراتب از سال 97 بیشتر می کند.
2️⃣شاخص کارگاههای صنعتی احتمالا مثبت تر از چیزی خواهد شد که فکر می کردیم:
اگر چه هنوز داده های شاخص کارگاههای صنعتی به تفکیک صنعت منتشر نشده، ولی شرایط بخصوص درباره کالاهای مصرفی کاربر با نیاز کم به مواد اولیه خارجی به وضوح رو به بهبود است( به عنوان مثال پوشاک) اگر چه سیاست تحدید واردات اثر رکودی جدی بر اقتصاد دارد( با توجه به حجم بالای خدمات در جی دی پی و همپوشانی بالای بخش های مختلفی از خدمات با واردات) و تنظیم شیب این تحدید باید از دل یک استراتژی توسعه صنعتی استخراج می شد اما روی خوش ماجرا (گیرم بدون استراتژی و رها ) در حال رخ نمایی است.
3️⃣اگر چه شوک ارزی 97 نابرابری را تشدید می کنند ولی تغییر رویکرد سیاست گذار روند افزایش ضریب جینی را متوقف یا معکوس خواهد کرد:
دو عامل مهم به کاهش نابرابری در سال 98 کمک خواهد کرد. نخست نحوه افزایش حقوق به صورت قدر مطلق برای حقوقهای بالا که محاسبات اثر جدی آن را بر کاهش ضریب جینی نشان می دهد( قابل مقایسه با اثر هدفمند سازی یارانه های انرژی در هشت سال قبل) دوم تغیییر رویکرد كاملا محتمل حاکمیت در نحوه توزیع یارانه ها( بخصوص یارانه های ارزی)
4️⃣رویکرد بانک مرکزی به نقدینگی با احتمال بالا از منفعل به فعال تغییر می کند:
از 1392 تا امروز بانک مرکزی دائما با افزایش منفعلانه و بی نتیجه پایه پولی و نقدینگی مواجه بوده است. تلاش واقعی دولت برای کنترل نقدینگی از طریق افزایش سرعت رشد پایه پولی از طریق تحدید بدهی دولت به بانک مرکزی علیرغم همه سختی ها و تلخی های ان برای بودجه در عمل از سرعت رشد نقدینگی نکاست و5 سال تمام ترکیب پایه پولی درگیر افزایش منفعل و ناچار و مطلقا از طریق اضافه برداشت سیستم بانکی بود. خبر خوب آن است که این رویکرد شدیدا رکود زا با احتمال زیاد دیگر ادامه نخواهد یافت.
در مقابل همه این پیش نشانه های مثبت یک منبع ریسک بزرگ باقی است: بودجه دولت. ناکامی احتمالی دولت در درآمد زایی و یافتن منبع جدید درآمدی یا مولد کردن دارایی های خود اثر منفی جدی بر مورد چهارم دارد( در این سناریو افزایش فعالانه بدهی دولت به بانک مرکزی عملا مصروف بودجه جاری خواهد شد و جایی برای استفاده از این افزایش ناچار برای تامین مالی فرایند توسعه نخواهد ماند) همچنین این تخصیص پیشیینی پایه پولی به مصارف دولت از دریچه افزایش همزمان نقدینگی و سرعت گردش آن،عملا توان بانک مرکزی را در مورد اول هم تضعیف خواهد کرد.
سال بعد سال خوب یا بدی است؟ رفتار دولت نسبت به بودجه خود، پاسخ این سوال را تعیین خواهد کرد / اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
🔸بوی بهبود ز اوضاع جهان میشنوم؟
فضای وب، پر است از تحلیل هایی که سال 98 را دردناک ترین سال تاریخ اقتصاد ایران می دانند.( من این جمله را خودم بارها تا اوائل بهمن به کار برده ام) اما فهرستی از حقایق و پیش نشانه های مهم در بهمن و اسفند 97، قانعم ساخته که علیرغم بزرگی ریسک های موجود و آتی، حجم داده های مثبت سریعا رو به تزاید است:
1️⃣علیرغم کاهش دسترسی به درامد های نفتی( که می تواند در سال 98 هم تشدید شود) دسترسی آزادانه بانک مرکزی به دارایی های خارجی جدید با شیب قابل توجهی رو به افزایش است:
شرایط نقشه تجاری ایران اکنون به صورتی است که "داشتن ارز در جایی که به آن نیاز داریم" به مراتب مهم تر از حجم ارز قرار گرفته در ترازنامه بانک مرکزی است(پرونده گوشت نمونه معروف این موضوع است.) در بهمن و اسفند سال 97 شرایط دسترسی بانک مرکزی به مدد تغییر پاردایم به همکاری با کشورهای همسایه دچار تحول جدی شده است. ارز کشور اکنون گزینه هایی بسیار معقولتر از روپیه هند و لیر ترکیه روی میز دارد. این حقیقت شانس حفظ برابری ارزش ریال را در سال 98 را به مراتب از سال 97 بیشتر می کند.
2️⃣شاخص کارگاههای صنعتی احتمالا مثبت تر از چیزی خواهد شد که فکر می کردیم:
اگر چه هنوز داده های شاخص کارگاههای صنعتی به تفکیک صنعت منتشر نشده، ولی شرایط بخصوص درباره کالاهای مصرفی کاربر با نیاز کم به مواد اولیه خارجی به وضوح رو به بهبود است( به عنوان مثال پوشاک) اگر چه سیاست تحدید واردات اثر رکودی جدی بر اقتصاد دارد( با توجه به حجم بالای خدمات در جی دی پی و همپوشانی بالای بخش های مختلفی از خدمات با واردات) و تنظیم شیب این تحدید باید از دل یک استراتژی توسعه صنعتی استخراج می شد اما روی خوش ماجرا (گیرم بدون استراتژی و رها ) در حال رخ نمایی است.
3️⃣اگر چه شوک ارزی 97 نابرابری را تشدید می کنند ولی تغییر رویکرد سیاست گذار روند افزایش ضریب جینی را متوقف یا معکوس خواهد کرد:
دو عامل مهم به کاهش نابرابری در سال 98 کمک خواهد کرد. نخست نحوه افزایش حقوق به صورت قدر مطلق برای حقوقهای بالا که محاسبات اثر جدی آن را بر کاهش ضریب جینی نشان می دهد( قابل مقایسه با اثر هدفمند سازی یارانه های انرژی در هشت سال قبل) دوم تغیییر رویکرد كاملا محتمل حاکمیت در نحوه توزیع یارانه ها( بخصوص یارانه های ارزی)
4️⃣رویکرد بانک مرکزی به نقدینگی با احتمال بالا از منفعل به فعال تغییر می کند:
از 1392 تا امروز بانک مرکزی دائما با افزایش منفعلانه و بی نتیجه پایه پولی و نقدینگی مواجه بوده است. تلاش واقعی دولت برای کنترل نقدینگی از طریق افزایش سرعت رشد پایه پولی از طریق تحدید بدهی دولت به بانک مرکزی علیرغم همه سختی ها و تلخی های ان برای بودجه در عمل از سرعت رشد نقدینگی نکاست و5 سال تمام ترکیب پایه پولی درگیر افزایش منفعل و ناچار و مطلقا از طریق اضافه برداشت سیستم بانکی بود. خبر خوب آن است که این رویکرد شدیدا رکود زا با احتمال زیاد دیگر ادامه نخواهد یافت.
در مقابل همه این پیش نشانه های مثبت یک منبع ریسک بزرگ باقی است: بودجه دولت. ناکامی احتمالی دولت در درآمد زایی و یافتن منبع جدید درآمدی یا مولد کردن دارایی های خود اثر منفی جدی بر مورد چهارم دارد( در این سناریو افزایش فعالانه بدهی دولت به بانک مرکزی عملا مصروف بودجه جاری خواهد شد و جایی برای استفاده از این افزایش ناچار برای تامین مالی فرایند توسعه نخواهد ماند) همچنین این تخصیص پیشیینی پایه پولی به مصارف دولت از دریچه افزایش همزمان نقدینگی و سرعت گردش آن،عملا توان بانک مرکزی را در مورد اول هم تضعیف خواهد کرد.
سال بعد سال خوب یا بدی است؟ رفتار دولت نسبت به بودجه خود، پاسخ این سوال را تعیین خواهد کرد / اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹مرجعیت اجتماعی؛ سلبریتی ها به جای فرهنگیان!
🖌مژگان باقری معلم
▫️چندی پیش، پخش کلیپی در فضای مجازی که در آن یک سلبریتی در مذمت گوشت قرمز و فواید گیاهخواری صحبت می کرد فضای رسانه ای کشور را متشنج ساخت. عده ای می گفتند در شرایط فعلی که گوشت قرمز برای قشر آسیب پذیر جامعه دست نیافتنی شده است این نوع تبلیغات برای انحراف افکار عمومی به کار می رود. عده ای می گفتند سلبریتی از حکومت پول گرفته تا تبلیغ گیاهخواری کند وگرنه خودش به آن اعتقادی ندارد و برای اثبات سخن خود عکس هایی از سلبریتی با میزهای رنگارنگ غذا و انواع و اقسام گوشت ها پخش می کردند. بعضی هم می گفتند اساسا چرا یک سلبریتی به خود اجازه می دهد در مورد همه چیز اظهار نظر کند؟ مگر مردم از او نظر خواسته اند؟ قبل از آن نیز اظهار نظر سلبریتی دیگری در مورد یک داروی مربوط به ترک اعتیاد مسئله ساز شده و پای آن سلبریتی را به دادگاه باز کرده بود. این موضوع و موضوعات مشابه که با ورود سلبریتی ها به رسانه های مجازی روز به روز گسترده تر می شود توجه ما را به مسئله جدیدی جلب می کند به نام سلبریتی و نقش او بر فضای اجتماعی کشور. مخصوصا با توجه به این نکته که مخاطبان عمده سلبریتی ها جوان هستند باید توجه اساتید دانشگاه و فرهنگیان کشور به این مسئله جدی تر و نگاه آن ها عمیق تر شود
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ce-03-18
🔹مرجعیت اجتماعی؛ سلبریتی ها به جای فرهنگیان!
🖌مژگان باقری معلم
▫️چندی پیش، پخش کلیپی در فضای مجازی که در آن یک سلبریتی در مذمت گوشت قرمز و فواید گیاهخواری صحبت می کرد فضای رسانه ای کشور را متشنج ساخت. عده ای می گفتند در شرایط فعلی که گوشت قرمز برای قشر آسیب پذیر جامعه دست نیافتنی شده است این نوع تبلیغات برای انحراف افکار عمومی به کار می رود. عده ای می گفتند سلبریتی از حکومت پول گرفته تا تبلیغ گیاهخواری کند وگرنه خودش به آن اعتقادی ندارد و برای اثبات سخن خود عکس هایی از سلبریتی با میزهای رنگارنگ غذا و انواع و اقسام گوشت ها پخش می کردند. بعضی هم می گفتند اساسا چرا یک سلبریتی به خود اجازه می دهد در مورد همه چیز اظهار نظر کند؟ مگر مردم از او نظر خواسته اند؟ قبل از آن نیز اظهار نظر سلبریتی دیگری در مورد یک داروی مربوط به ترک اعتیاد مسئله ساز شده و پای آن سلبریتی را به دادگاه باز کرده بود. این موضوع و موضوعات مشابه که با ورود سلبریتی ها به رسانه های مجازی روز به روز گسترده تر می شود توجه ما را به مسئله جدیدی جلب می کند به نام سلبریتی و نقش او بر فضای اجتماعی کشور. مخصوصا با توجه به این نکته که مخاطبان عمده سلبریتی ها جوان هستند باید توجه اساتید دانشگاه و فرهنگیان کشور به این مسئله جدی تر و نگاه آن ها عمیق تر شود
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ce-03-18
Telegraph
مرجعیت اجتماعی؛ سلبریتی ها به جای فرهنگیان!
چندی پیش، پخش کلیپی در فضای مجازی که در آن یک سلبریتی در مذمت گوشت قرمز و فواید گیاهخواری صحبت می کرد فضای رسانه ای کشور را متشنج ساخت. عده ای می گفتند در شرایط فعلی که گوشت قرمز برای قشر آسیب پذیر جامعه دست نیافتنی شده است این نوع تبلیغات برای انحراف افکار…