#الف
🔺مقصر سیل!
▫️شورای سردبیری: در سالهای بسیار دور توسعه تهران، یک تقلب جالب در حمل و فروش آجر صورت میگرفت که حاصل همکاری گروه های متفاوتی از مردم بود. قیمت گذاری فروش آجر بر اساس تعداد بود و مشخص بود تعداد آجر چیده شده در یک کمپرسی چه تعداد است. صاحبان کورههای آجرپزی برای چیدن آجر در هر کمپرسی براساس کنترات به کارگران خود دستمزد میدادند. کارگران که چیدن منظم آجرها را زمانبر و دشوار می یافتند، ردیف جلو را آجر میچیدند، و پشت آن را بدون نظم پر میکردند و در لبه کمپرسی روی آجرهای نامنظم، دو لایه آجر منظم میچیدند. هنگام تخلیه کمپرسی، خریدار متوجه این آشفتگی در چیدن آجرها نمیشد. صاحب کوره ها چشم هم میگذاشتند زیرا به این ترتیب کامیون با تعداد کمتری آجر پر میشد. رانندگان کمپرسی ها هم چشم هم میگذاشتند، چرا که به این ترتیب کامیون سبکتر میشد و هنگام حرکت در سربالایی های شمال شهر فشار کمتری را تحمل میکرد. مصالح فروشها هم با وجود خبر از این تقلب جمعی چشم هم میگذاشتند، زیرا با مشتری کامیون آجر چیده شده حساب میکردند، ولی از صاحبان کوره ها امتیازهایی به عنوان جایزه میگرفتند: از هر ده یا دوازده کامیون آجر، پول یکی را به عنوان دستخوش خودشان به کوره داران نمیدادند. یک کمفروشی و تقلب ملی بود با مشارکت همه مردمان شریف.
فاجعه ملی سیل که دنبالهای درازتر از عواقب سه هفته گذشته خواهد داشت مثالی از همین همکاری های همگانی برای ارتکاب اشتباه و ترتیب دادن فاجعه ملی است. مقصر این فاجعه کیست؟ هرکس به زعم تخصص یا منافع گروهی خود کسی را مقصردانسته است. گروهی فرصت را غنیمت گرفته و به جدال لفظی بر سر سود و زیان سدها پرداخته اند. کسانی به کاسبی نامشروع از سدسازی متهم شده اند و توهین های ناروایی به کارشناسان فعال در توسعه دهههای اخیر شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/al-04-07
🔺مقصر سیل!
▫️شورای سردبیری: در سالهای بسیار دور توسعه تهران، یک تقلب جالب در حمل و فروش آجر صورت میگرفت که حاصل همکاری گروه های متفاوتی از مردم بود. قیمت گذاری فروش آجر بر اساس تعداد بود و مشخص بود تعداد آجر چیده شده در یک کمپرسی چه تعداد است. صاحبان کورههای آجرپزی برای چیدن آجر در هر کمپرسی براساس کنترات به کارگران خود دستمزد میدادند. کارگران که چیدن منظم آجرها را زمانبر و دشوار می یافتند، ردیف جلو را آجر میچیدند، و پشت آن را بدون نظم پر میکردند و در لبه کمپرسی روی آجرهای نامنظم، دو لایه آجر منظم میچیدند. هنگام تخلیه کمپرسی، خریدار متوجه این آشفتگی در چیدن آجرها نمیشد. صاحب کوره ها چشم هم میگذاشتند زیرا به این ترتیب کامیون با تعداد کمتری آجر پر میشد. رانندگان کمپرسی ها هم چشم هم میگذاشتند، چرا که به این ترتیب کامیون سبکتر میشد و هنگام حرکت در سربالایی های شمال شهر فشار کمتری را تحمل میکرد. مصالح فروشها هم با وجود خبر از این تقلب جمعی چشم هم میگذاشتند، زیرا با مشتری کامیون آجر چیده شده حساب میکردند، ولی از صاحبان کوره ها امتیازهایی به عنوان جایزه میگرفتند: از هر ده یا دوازده کامیون آجر، پول یکی را به عنوان دستخوش خودشان به کوره داران نمیدادند. یک کمفروشی و تقلب ملی بود با مشارکت همه مردمان شریف.
فاجعه ملی سیل که دنبالهای درازتر از عواقب سه هفته گذشته خواهد داشت مثالی از همین همکاری های همگانی برای ارتکاب اشتباه و ترتیب دادن فاجعه ملی است. مقصر این فاجعه کیست؟ هرکس به زعم تخصص یا منافع گروهی خود کسی را مقصردانسته است. گروهی فرصت را غنیمت گرفته و به جدال لفظی بر سر سود و زیان سدها پرداخته اند. کسانی به کاسبی نامشروع از سدسازی متهم شده اند و توهین های ناروایی به کارشناسان فعال در توسعه دهههای اخیر شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/al-04-07
Telegraph
مقصر سیل!
شورای سردبیری: در سالهای بسیار دور توسعه تهران ، یک تقلب جالب در حمل و فروش آجر صورت میگرفت که حاصل همکاری گروه های متفاوتی از مردم بود. قیمت گذاری فروش آجر بر اساس تعداد بود و مشخص بود تعداد آجر چیده شده در یک کمپرسی چه تعداد است. صاحبان کورههای آجرپزی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️جامعه نو: ویدئوی ارسالی گروه های امداد محلی لرستان به جامعه نو، وضعیت روستای سیل زده "چم رود" را که محل تلاقی رودهای "کشکان" و "سیمره" است، نشان میدهد. روستا به طور کامل تخریب شده و اهالی آن به کوهها پناه برده اند و در چادرها ساکن هستند. پل ارتباطی این روستا در فاجعه سیل، تخریب شده و تنها راه ارتباطی قایق است.
گروه های امداد محلی ، بر اساس مشاهدات و اظهارات اهالی سیل زده این منطقه خبر داده اند که کمبود پتو، وسایل گرمایشی و آب شرب به شدت احساس می شود.
🆔 @jameeno
گروه های امداد محلی ، بر اساس مشاهدات و اظهارات اهالی سیل زده این منطقه خبر داده اند که کمبود پتو، وسایل گرمایشی و آب شرب به شدت احساس می شود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸فشار درهمي
▫️محاذي ورود سپاه به فهرست تروريستي آمريكا، فشار شديد، عجيب و با انگيزه هاي كاملا غير اقتصادي از طرف خزانه داري آمريكا روي نرخ برابري جفت ارز ريال ايران-درهم امارات آمده. تقريبا همه ابزار رسانه اي خزانه داري يكپارچه در كنار اين فشار همه جانبه هستند. براي تكميل چارچوب تحليل نكات زير قابل ارائه است:
1️⃣اگر چه همه تلاش آن است كه اين افزايش به وجوه اقتصادي تروريستي اعلام شدن سپاه اسناد شود، ولي واقعا و در صحنه عمل اين اقدام هيچ اثر اقتصادي اي بيش از تحريم كاتسا ندارد. در واقع منطق مخرب اشاعه تحريم كاتسا انتهاي توان تحريمي اي بود كه خزانه داري مي توانست به نمايش بگذارد. اين كه يك تحريم قبلي در قالب وضعيتي جديد باز بسته بندي مي شود و وحشت آن به اگر چه به زور و ضرب فشار در دبي) مجددا به افكارعمومي ايران فروخته مي شود، نشانه ضعف ما در توضيح اين موارد( اگر چه واضح و بديهي) به افكار عمومي است.
2️⃣آمريكايي ها مي دانند كه بر سر اينده حضور مالي ايران در عراق جنگ بزرگي بين بانك مركزي ايران و خزانه داري آمريكا در جريان است و بانك مركزي ايران( ولو ميلي متر به ميلي متر) در حال پيشرفت در اين جبهه است. ان ها به خوبي مطلعند كه بافت مالي عراق به نحوي است كه بعد از استقرار بخشي از نظام تسويه بين المللي ايران روي دينار عراق، درهم امارات هيچ نقش محوري اي در ساخت مالي ايران نخواهد داشت و ضمنا اين نقش تازه دينار عراق با تحريم هم قابل محدود سازي نيست.
3️⃣آمريكايي ها مي دانند، بانك مركزي با تاسيس بازار متشكل ارزي، خيز بلندي به سمت تغيير روش محاسبه نرخ ارز در بازار برداشته و زود يا دير، مرجعيت درهم در نرخ گذاري هم كم رنگ خواهد شد.
4️⃣همه اين وقايع طرف آمريكايي را به اين نتيجه مي رساند كه در استفاده حداكثري از درهم براي فشار بر ريال لحظه اي نبايد عقب بنشينند چون زمان بنفع آنها نيست.
5️⃣در چنين وضعيتي توصيه مداخله صرف از طريق افزايش نرخ بازار ساز در صرافي هاي بانكي و تزريق دلار در تهران لزوما پكيج كاملي نيست. در برنامه فعلي به وضوح درصد و سرعت تغيير قيمت در هرات و دبي سريعتر و جلوتر از تهران است چرا كه جنس فشار از خارج به داخل است.
6️⃣از همه اينها مهمتر ان كه اساسا ادامه برنامه جاري آمريكايي ها ( فشار مصنوعي روي درهم) آن تا اين حد بدون ارتباط با واقعيات اقتصادي نمي تواند بلند مدت باشد. بيش از ان كه با يك كش و قوس برآمده از واقعيات اقتصادي مواجه باشيم با يك جنگ روايت ها مواجهيم./ اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
🔸فشار درهمي
▫️محاذي ورود سپاه به فهرست تروريستي آمريكا، فشار شديد، عجيب و با انگيزه هاي كاملا غير اقتصادي از طرف خزانه داري آمريكا روي نرخ برابري جفت ارز ريال ايران-درهم امارات آمده. تقريبا همه ابزار رسانه اي خزانه داري يكپارچه در كنار اين فشار همه جانبه هستند. براي تكميل چارچوب تحليل نكات زير قابل ارائه است:
1️⃣اگر چه همه تلاش آن است كه اين افزايش به وجوه اقتصادي تروريستي اعلام شدن سپاه اسناد شود، ولي واقعا و در صحنه عمل اين اقدام هيچ اثر اقتصادي اي بيش از تحريم كاتسا ندارد. در واقع منطق مخرب اشاعه تحريم كاتسا انتهاي توان تحريمي اي بود كه خزانه داري مي توانست به نمايش بگذارد. اين كه يك تحريم قبلي در قالب وضعيتي جديد باز بسته بندي مي شود و وحشت آن به اگر چه به زور و ضرب فشار در دبي) مجددا به افكارعمومي ايران فروخته مي شود، نشانه ضعف ما در توضيح اين موارد( اگر چه واضح و بديهي) به افكار عمومي است.
2️⃣آمريكايي ها مي دانند كه بر سر اينده حضور مالي ايران در عراق جنگ بزرگي بين بانك مركزي ايران و خزانه داري آمريكا در جريان است و بانك مركزي ايران( ولو ميلي متر به ميلي متر) در حال پيشرفت در اين جبهه است. ان ها به خوبي مطلعند كه بافت مالي عراق به نحوي است كه بعد از استقرار بخشي از نظام تسويه بين المللي ايران روي دينار عراق، درهم امارات هيچ نقش محوري اي در ساخت مالي ايران نخواهد داشت و ضمنا اين نقش تازه دينار عراق با تحريم هم قابل محدود سازي نيست.
3️⃣آمريكايي ها مي دانند، بانك مركزي با تاسيس بازار متشكل ارزي، خيز بلندي به سمت تغيير روش محاسبه نرخ ارز در بازار برداشته و زود يا دير، مرجعيت درهم در نرخ گذاري هم كم رنگ خواهد شد.
4️⃣همه اين وقايع طرف آمريكايي را به اين نتيجه مي رساند كه در استفاده حداكثري از درهم براي فشار بر ريال لحظه اي نبايد عقب بنشينند چون زمان بنفع آنها نيست.
5️⃣در چنين وضعيتي توصيه مداخله صرف از طريق افزايش نرخ بازار ساز در صرافي هاي بانكي و تزريق دلار در تهران لزوما پكيج كاملي نيست. در برنامه فعلي به وضوح درصد و سرعت تغيير قيمت در هرات و دبي سريعتر و جلوتر از تهران است چرا كه جنس فشار از خارج به داخل است.
6️⃣از همه اينها مهمتر ان كه اساسا ادامه برنامه جاري آمريكايي ها ( فشار مصنوعي روي درهم) آن تا اين حد بدون ارتباط با واقعيات اقتصادي نمي تواند بلند مدت باشد. بيش از ان كه با يك كش و قوس برآمده از واقعيات اقتصادي مواجه باشيم با يك جنگ روايت ها مواجهيم./ اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
#الف
🔹بحران اعتماد!
📌(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است)
▫️شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بیاعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت، به دلیل آنکه حکومت جایگاه هر اقدامی را در رابطه با منافع سیاسی و ایدئولوژیکش تعریف میکند. مثال ساده و روزمرهاش، گزارشی است که نشان میدهد خانم مسنی هنگام تحویل پتوی اهداییاش برای سیلزدگان اعلام میکند به این ترتیب مطمئن است هدیهاش به دست سیلزدگان میرسد و خرج بیگانگان نمیشود. نفر دیگر دو بسته بطریهای آب خریده و آورده است...
عقل سلیم میگوید آن خانم باید هدیهاش را به صورت ریالی به هلالاحمر میداد تا با آن از کارخانه تولید پتو به جای یک تخته، دوتخته پتو خریداری شود (به خاطر حذف سهم توزیعکننده و هزینه حملونقل و تخفیف خرید به تعداد بالا). آب معدنی و سایر اقلام هم به همین ترتیب. جمعآوری کمک جنسی فقط باید به جذب اجناس استفاده شده دستدوم محدود شود. اما اکثریت ما چنین نمیکنیم. علت آن به سادگی بیاعتمادی به حکومت است. وقتی به سراغ افکار عمومی میروی، کسی اعتقاد ندارد حتی یک امدادگر فاسد در هلالاحمر وجود داشته باشد، ولی حکومت را به صورت عام فاسد میپندارند که نمیتوان دزد به دستش داد به کلانتری ببرد و یا کمک و اعانهبه حسابش ریخت تا به نیازمند برساند.
باید این نگرش غالب را تغییر داد. البته کار مشکلی است. نمیتوان تصویر سیستمی را که هر روز از کشف دزدی و تقلب و کجدستی معتمدان و اختلاس و درازدستی مدیران آن خبر میآید و فساد و سوءاستفاده وابستگان و فرزندان مقامات آن داستان سر هر بازار است به راحتی در ذهن مردم تغییر داد. اما باید جامعه را نسبت به سلامت عملکرد ردههای مشخصی از ساختارهای موجود (نه مقامات) مطمئن ساخت؛ هم به دلیل آنکه این ساختارها تامینکننده نیازهای حیاتی مردم نظیر آب و برق و مخابرات و بهداشت و آموزش و نظم و کمکهای اجتماعیاند و عملکرد آنها بیشتر حاصل طراحی اولیه و شرافت کارکنانآنها است و نه اراده حکومت، و بنابراین توسعه بیاعتمادی به آنها پمپاژکننده ناامیدی و یاس و بیچشماندازی ویرانگری در روح و ذهن مردم است، و هم به این دلیل که بیاعتمادی به عملکرد آنها هزینهزا و فلجکننده جامعه در هنگام ضرورتهایی مثل کمک به سیلزدگان است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-10
🔹بحران اعتماد!
📌(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است)
▫️شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بیاعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت، به دلیل آنکه حکومت جایگاه هر اقدامی را در رابطه با منافع سیاسی و ایدئولوژیکش تعریف میکند. مثال ساده و روزمرهاش، گزارشی است که نشان میدهد خانم مسنی هنگام تحویل پتوی اهداییاش برای سیلزدگان اعلام میکند به این ترتیب مطمئن است هدیهاش به دست سیلزدگان میرسد و خرج بیگانگان نمیشود. نفر دیگر دو بسته بطریهای آب خریده و آورده است...
عقل سلیم میگوید آن خانم باید هدیهاش را به صورت ریالی به هلالاحمر میداد تا با آن از کارخانه تولید پتو به جای یک تخته، دوتخته پتو خریداری شود (به خاطر حذف سهم توزیعکننده و هزینه حملونقل و تخفیف خرید به تعداد بالا). آب معدنی و سایر اقلام هم به همین ترتیب. جمعآوری کمک جنسی فقط باید به جذب اجناس استفاده شده دستدوم محدود شود. اما اکثریت ما چنین نمیکنیم. علت آن به سادگی بیاعتمادی به حکومت است. وقتی به سراغ افکار عمومی میروی، کسی اعتقاد ندارد حتی یک امدادگر فاسد در هلالاحمر وجود داشته باشد، ولی حکومت را به صورت عام فاسد میپندارند که نمیتوان دزد به دستش داد به کلانتری ببرد و یا کمک و اعانهبه حسابش ریخت تا به نیازمند برساند.
باید این نگرش غالب را تغییر داد. البته کار مشکلی است. نمیتوان تصویر سیستمی را که هر روز از کشف دزدی و تقلب و کجدستی معتمدان و اختلاس و درازدستی مدیران آن خبر میآید و فساد و سوءاستفاده وابستگان و فرزندان مقامات آن داستان سر هر بازار است به راحتی در ذهن مردم تغییر داد. اما باید جامعه را نسبت به سلامت عملکرد ردههای مشخصی از ساختارهای موجود (نه مقامات) مطمئن ساخت؛ هم به دلیل آنکه این ساختارها تامینکننده نیازهای حیاتی مردم نظیر آب و برق و مخابرات و بهداشت و آموزش و نظم و کمکهای اجتماعیاند و عملکرد آنها بیشتر حاصل طراحی اولیه و شرافت کارکنانآنها است و نه اراده حکومت، و بنابراین توسعه بیاعتمادی به آنها پمپاژکننده ناامیدی و یاس و بیچشماندازی ویرانگری در روح و ذهن مردم است، و هم به این دلیل که بیاعتمادی به عملکرد آنها هزینهزا و فلجکننده جامعه در هنگام ضرورتهایی مثل کمک به سیلزدگان است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-10
Telegraph
بحران اعتماد!
(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است) شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بی اعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت،…
📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قمست اول
🔻یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش اول این گزارش مفصل به معمولان و روستاهای اطراف آن اختصاص دارد:
به لرستان می رسم به سرزمین آبشارها به سرزمین سیمره و کشکان که امروز کف بر لب آورده و با خروش و خشم ، قهر خود را نثار مردم این سرزمین کردهاند، مردمی که از یک سوقربانی ناکارآمدیها، سوءمدیریتها و نبود کارشناسان محیط زیستی و شهری آگاه شده اند و از سوی دیگر گرفتار قهر طبیعتی خشمگین از این همه بی توجهی و خطاهای فاحش زیست محیطی.
شهرستانهای پلدختر، معمولان و بخشهایی از کوهدشت بیشترین آسیب را دیده اند که در این میان آسیب های وارده بر پلدختر کمر شکنتر از باقی مناطق به نظر می رسد.
معمولان؛ جدامانده و تنها
صبح شنبه 17 فروردین راه های ارتباطی شهر معمولان بعد از چند روز تلاش پیایی عوامل راهداری بالاخره بازگشانی میشود اما راههای ارتباطی روستاها همچنان بسته است .
به سوی معمولان حرکت می کنیم، جاده خرم آباد، معمولان آسیب قابل توجهی دیده است سیل در برخی بخشها تا بالای جاده ارتفاع گرفته و گل و لای آن که اکنون به کنار جاده کشیده شده هنوز باقی است، تکههای بزرگ آسفالت با قدرت سیل در هم شکسته و به قسمت زیرین جاده فتاده و قسمت زیرین دیگر باند جاده، با آب شسته شده و خالی است ، کشکان همچنان گل آلود است و آبشارهایی که روزی منظرهای چشم نواز داشتند اکنون رنگ گل به خود گرفته اند.
روستای چم شهران (گاو زرده) واقع در 5 کیلومتری معمولان راه ارتباطی ندارد از پلی که این روستا را به جاده اصلی پیوند میدهد، تنها یک پایه بتنی باقی مانده است که درست وسط رود کشکان قرار دارد و دیگر هیچ، یعنی راه ارتباط با روستا به طور کلی قطع است هیچ کس از حال و روز مردم روستا خبر ندارد، راهنمایم می گوید که تعدادی از خانه های کنار رودخانه نیز تخریب شده و امروز دیگر نیستند، تنها اثر زندگی در این روستا که از دور می توان دید زنی است که در حال گذر از کناره روستاست، راهنما حدس می زند که نیازهای این مردم از طریق بالگرد تامین می شود.
نم نمک به معمولان میرسیم، بخشی از باغها و زمینهای زراعی کاملا زیر آب رفته است، مردم شهر میگویند که روستاهای دمرود سفلی، دمرود اولیا و سرتپه نیز راه ارتباطیشان قطع شده و تنها از طریق کوه یا بالگردهای هلال احمر و ارتش کمک رسانی می شوند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-12
🔻یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش اول این گزارش مفصل به معمولان و روستاهای اطراف آن اختصاص دارد:
به لرستان می رسم به سرزمین آبشارها به سرزمین سیمره و کشکان که امروز کف بر لب آورده و با خروش و خشم ، قهر خود را نثار مردم این سرزمین کردهاند، مردمی که از یک سوقربانی ناکارآمدیها، سوءمدیریتها و نبود کارشناسان محیط زیستی و شهری آگاه شده اند و از سوی دیگر گرفتار قهر طبیعتی خشمگین از این همه بی توجهی و خطاهای فاحش زیست محیطی.
شهرستانهای پلدختر، معمولان و بخشهایی از کوهدشت بیشترین آسیب را دیده اند که در این میان آسیب های وارده بر پلدختر کمر شکنتر از باقی مناطق به نظر می رسد.
معمولان؛ جدامانده و تنها
صبح شنبه 17 فروردین راه های ارتباطی شهر معمولان بعد از چند روز تلاش پیایی عوامل راهداری بالاخره بازگشانی میشود اما راههای ارتباطی روستاها همچنان بسته است .
به سوی معمولان حرکت می کنیم، جاده خرم آباد، معمولان آسیب قابل توجهی دیده است سیل در برخی بخشها تا بالای جاده ارتفاع گرفته و گل و لای آن که اکنون به کنار جاده کشیده شده هنوز باقی است، تکههای بزرگ آسفالت با قدرت سیل در هم شکسته و به قسمت زیرین جاده فتاده و قسمت زیرین دیگر باند جاده، با آب شسته شده و خالی است ، کشکان همچنان گل آلود است و آبشارهایی که روزی منظرهای چشم نواز داشتند اکنون رنگ گل به خود گرفته اند.
روستای چم شهران (گاو زرده) واقع در 5 کیلومتری معمولان راه ارتباطی ندارد از پلی که این روستا را به جاده اصلی پیوند میدهد، تنها یک پایه بتنی باقی مانده است که درست وسط رود کشکان قرار دارد و دیگر هیچ، یعنی راه ارتباط با روستا به طور کلی قطع است هیچ کس از حال و روز مردم روستا خبر ندارد، راهنمایم می گوید که تعدادی از خانه های کنار رودخانه نیز تخریب شده و امروز دیگر نیستند، تنها اثر زندگی در این روستا که از دور می توان دید زنی است که در حال گذر از کناره روستاست، راهنما حدس می زند که نیازهای این مردم از طریق بالگرد تامین می شود.
نم نمک به معمولان میرسیم، بخشی از باغها و زمینهای زراعی کاملا زیر آب رفته است، مردم شهر میگویند که روستاهای دمرود سفلی، دمرود اولیا و سرتپه نیز راه ارتباطیشان قطع شده و تنها از طریق کوه یا بالگردهای هلال احمر و ارتش کمک رسانی می شوند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-12
Telegraph
یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قمست اول یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته…