📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان –قسمت دوم
🔸گل، مهمانِ ناخوانده خانه ها
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش دوم این گزارش مفصل به پل دختر و روستاهایش اختصاص دارد.
سیل شرایط پلدختر را تبدیل به یک فاجعه کرده است، نیمی از شهر با گلی با ارتفاع یک و نیم تا 2متر پوشیده شده است، گلهایی که سفت وچسبناک بوده و آمیختهای از خاک رس و ماسه بادی است که حالا پس از گذشت چند روز سخت شده و کندن و دور کردن آن کاری سخت است، گل و لای در خانه ها تا ارتفاعی بالاتر از کابینت آشپزخانهها نفوذ کرده، شرایط پیچیده است، گل ها را نه می توان با بیل عادی از خانهها دور کرد و نه می توان از لودر استفاده کرد، مردم شهر برای پاکسازی خانه ها شدیدا نیازمند باب کت هستند.
غذارسانی و توزیع آب معدنی و کمکهای اولیه توسط امدادگران و سازمانهای مردم نهاد حاضر در منطقه انجام میشود، 2 آشپزخانه توسط سپاه و یک نهاد خصوصی ساخته شده است، اما شرایط روحی مردم آنقدر بد است که به گفته فعالان اجتماعی برخی از آنها به دنبال آب و غذا نمیروند و تمایلی به خوردن ندارند.
ساختمان کلانتری کاملا تخریب شده و اثری از آن نیست، ساختمان مدارس به شدت آسیب دیده و حیاط یکی از مدارس تبدیل به تپهای از گل شده است. ساختمان هایی که سرپا هستند مانند ساختمان پست، عمدتا زیرشان خالی است.
سیل انقدر قوی و خانمانبرانداز بوده که سیل بند قدیم و جدید شهر را کاملا در هم شکسته شده و قطعات بزرگ بتنی آنها را به عنوان میراث شوم خود به داخل شهر آورده است، قطعاتی که اکنون در گل و لای شهر جا خوش کرده اند، محله پشت سیل بند قدیمی نیز کاملا شسته شده و از بین رفته است.
یکی از فعالان اجتماعی که تمامی مناطق شهر را دیده است می گوید زیرساخت های پلدختر کاملا تخریب شده و قسمت خاکریز پلها که به جادههای شهری متصل می شوند از بین رفته اند و تنها قسمتهایی که روی ستون قرار دارند باقی است.
جاده پلدختر- اندیمشک نیز آسیب جدی دیده است به صورتی که یک باند آن تخریب شده است و قسمتهایی از باند دیگر نیز زیرش خالی و با سیل شسته شده است .
آب و برق بخشهایی شهر تا حدود زیاد وصل شده اما برای احتیاط و حذر از آلودگیهای احتمالی مردم همچنان از آب معدنی استفاده میکنند. نبود آبی که از سلامت آن مطمئن باشند، و به تبع آن سختی رعایت نکات بهداشتی، باعث نگرانی بابت افزایش عفونت های زنان و افزایش گلودردهای ویروسی در شهر شده است.
پوست دست زنی میانسال که با سیلاب تماس داشته است، دچار حالتی شبیه به سوختگی شده است اما هنوز پایشی در خصوص میزان الودگی سیل صورت نگرفته است، یکی از فعالان اجتماعی می گوید:« برای شناسایی که به شهر آمدم ، جایی زمین خوردم و دستم در گل فرورفت، درست در همان ناحیه پوست دستم دچار خارش و التهاب شد. موضوع پایش آلودگی سیل و گل و لای به جای مانده از آن موضوعی است که حتما باید مورد توجه مسئولان مربوطه قرار بگیرد.
اما مشکلات این شهر در همین نقطه به پایان نمی رسد پلدختر هوایی به شدت گرم داشته و به گفته محلیها دمای آن طی تابستان به 57 درجه هم میرسد، این درحالی است که هوا یمنطقه به دلیل بخار شدن آب ،این روزها به شدت شرجی شده است و از سوی دیگر وجود گل و لای خشک شده میزان گرد و غبار در سطح شهر را افزایش داده به نحوی که بیم آن میرود، این گرد و غبار در آینده تبدیل به یک معضل زیست محیطی برای مردم پلدختر و مناطق اطراف شود.
مشکلات مردم بعد از فروکش کردن تب و تاب سیل ادامه خواهد داشت، زیرا مردم ظرف 2، 3 ساعت از خانههای خود گریختهاند و برخلاف مردم معمولان فرصت جمع کردن وسایل مهم از جمله اوراق هویت خود را نداشتهاند، با برخی از مردم شهر که صحبت می کنی نه اوراق هویت دارند ونه حتی کد ملی خود را حفظ هستند، این موضوعی است که باید و باید سازمان ثبت احوال و وزارت کشور هرچه سریعتر نسبت به حل و فصل آن برای پیشگیری از آسیبهای بیشتر چاره اندیشی و برنامهریزی کند.
آب، تعدادی از روستاها و مزارع و زمینهای کشاورزی را بلعیده و یکی از محله های پلدختر را به زیر کشیده است.
🆔 @jameeno
🔸گل، مهمانِ ناخوانده خانه ها
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش دوم این گزارش مفصل به پل دختر و روستاهایش اختصاص دارد.
سیل شرایط پلدختر را تبدیل به یک فاجعه کرده است، نیمی از شهر با گلی با ارتفاع یک و نیم تا 2متر پوشیده شده است، گلهایی که سفت وچسبناک بوده و آمیختهای از خاک رس و ماسه بادی است که حالا پس از گذشت چند روز سخت شده و کندن و دور کردن آن کاری سخت است، گل و لای در خانه ها تا ارتفاعی بالاتر از کابینت آشپزخانهها نفوذ کرده، شرایط پیچیده است، گل ها را نه می توان با بیل عادی از خانهها دور کرد و نه می توان از لودر استفاده کرد، مردم شهر برای پاکسازی خانه ها شدیدا نیازمند باب کت هستند.
غذارسانی و توزیع آب معدنی و کمکهای اولیه توسط امدادگران و سازمانهای مردم نهاد حاضر در منطقه انجام میشود، 2 آشپزخانه توسط سپاه و یک نهاد خصوصی ساخته شده است، اما شرایط روحی مردم آنقدر بد است که به گفته فعالان اجتماعی برخی از آنها به دنبال آب و غذا نمیروند و تمایلی به خوردن ندارند.
ساختمان کلانتری کاملا تخریب شده و اثری از آن نیست، ساختمان مدارس به شدت آسیب دیده و حیاط یکی از مدارس تبدیل به تپهای از گل شده است. ساختمان هایی که سرپا هستند مانند ساختمان پست، عمدتا زیرشان خالی است.
سیل انقدر قوی و خانمانبرانداز بوده که سیل بند قدیم و جدید شهر را کاملا در هم شکسته شده و قطعات بزرگ بتنی آنها را به عنوان میراث شوم خود به داخل شهر آورده است، قطعاتی که اکنون در گل و لای شهر جا خوش کرده اند، محله پشت سیل بند قدیمی نیز کاملا شسته شده و از بین رفته است.
یکی از فعالان اجتماعی که تمامی مناطق شهر را دیده است می گوید زیرساخت های پلدختر کاملا تخریب شده و قسمت خاکریز پلها که به جادههای شهری متصل می شوند از بین رفته اند و تنها قسمتهایی که روی ستون قرار دارند باقی است.
جاده پلدختر- اندیمشک نیز آسیب جدی دیده است به صورتی که یک باند آن تخریب شده است و قسمتهایی از باند دیگر نیز زیرش خالی و با سیل شسته شده است .
آب و برق بخشهایی شهر تا حدود زیاد وصل شده اما برای احتیاط و حذر از آلودگیهای احتمالی مردم همچنان از آب معدنی استفاده میکنند. نبود آبی که از سلامت آن مطمئن باشند، و به تبع آن سختی رعایت نکات بهداشتی، باعث نگرانی بابت افزایش عفونت های زنان و افزایش گلودردهای ویروسی در شهر شده است.
پوست دست زنی میانسال که با سیلاب تماس داشته است، دچار حالتی شبیه به سوختگی شده است اما هنوز پایشی در خصوص میزان الودگی سیل صورت نگرفته است، یکی از فعالان اجتماعی می گوید:« برای شناسایی که به شهر آمدم ، جایی زمین خوردم و دستم در گل فرورفت، درست در همان ناحیه پوست دستم دچار خارش و التهاب شد. موضوع پایش آلودگی سیل و گل و لای به جای مانده از آن موضوعی است که حتما باید مورد توجه مسئولان مربوطه قرار بگیرد.
اما مشکلات این شهر در همین نقطه به پایان نمی رسد پلدختر هوایی به شدت گرم داشته و به گفته محلیها دمای آن طی تابستان به 57 درجه هم میرسد، این درحالی است که هوا یمنطقه به دلیل بخار شدن آب ،این روزها به شدت شرجی شده است و از سوی دیگر وجود گل و لای خشک شده میزان گرد و غبار در سطح شهر را افزایش داده به نحوی که بیم آن میرود، این گرد و غبار در آینده تبدیل به یک معضل زیست محیطی برای مردم پلدختر و مناطق اطراف شود.
مشکلات مردم بعد از فروکش کردن تب و تاب سیل ادامه خواهد داشت، زیرا مردم ظرف 2، 3 ساعت از خانههای خود گریختهاند و برخلاف مردم معمولان فرصت جمع کردن وسایل مهم از جمله اوراق هویت خود را نداشتهاند، با برخی از مردم شهر که صحبت می کنی نه اوراق هویت دارند ونه حتی کد ملی خود را حفظ هستند، این موضوعی است که باید و باید سازمان ثبت احوال و وزارت کشور هرچه سریعتر نسبت به حل و فصل آن برای پیشگیری از آسیبهای بیشتر چاره اندیشی و برنامهریزی کند.
آب، تعدادی از روستاها و مزارع و زمینهای کشاورزی را بلعیده و یکی از محله های پلدختر را به زیر کشیده است.
🆔 @jameeno
📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قسمت آخر
🔸شیرز؛ ژئوپارکی که دیگر وجود ندارد
▫️جامعه نو: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش آخر این گزارش مفصل به کوهدشت و روستاهای اطراف آن و البته تنگه شیرز اختصاص دارد:
🔹شادی مکی، خبرنگار: به سمت شهرستان کوهدشت میرویم، کوهدشت مرکزی آسیب ندیده است، اما راههای ارتباطی در برخی روستاهای کوهدشت شمالی و جنوبی کاملا قطع است، برای رسیدن به کوهدشت شمالی به سمت تنگه شیرز حرکت می کنیم، ژئوپارکی طبیعی و زیبا در کنار رودخانه وحشی و سحرانگیز سیمره که چند روز پیش بر سر اهالی بخشهایی از لرستان آوار شد قرار دارد.
در مسیر تنگه شیرز بخش هایی از جاده تخریب شده و قدرت سیل آن قدر زیاد بوده که ترکهایی عمیق بر سطح آسفالت جاده ایجاد کرده است، پلهایی که در مسیر هستند غالبا تخریب شده و به تازگی پلهایی موقت جای آن را گرفته است. هرچه به تنگه شیرز نزدیک تر میشویم میزان تخریب جاده بیشتر میشود.
به ابتدای تنگه می رسیم، مکانی زیبا و بهشت گون درست در کنار سیمره خروشان که به خاطرت هم خطور نمیکند که چند روزپیش این رود چه بر سر آن آورده است. مابقی راه بسته است و نمیتوانیم به روستاها برویم.
یکی از افراد محلی که در تنگه صاحب کسب و کار بوده است به استقبال میآید، استخر پرورش ماهی اش را نشانم می دهد که حالا درآن اثری از ماهی نیست، دیگر توان غذا درست کردن و فروختن به توریستها را هم ندارد و چیزی حدود یک میلیارد تومان خسارت دیده است، او درباره روز حادثه میگوید:« ساعت11 شب بود، فقط من و 3 نفر از همکارهام اینجا بودیم و اخبار رو نگاه می کردیم که مرتب هشدار میداد از رودخونه ها فاصله بگیرید، همون موقعها یکی از اقوام تماس گرفت و گفت قرار سمت شما سیل بیاد، سریع رفتم بیرون ببینم رودخونه در چه حال هست، که دیدم سطح آب خیلی بالا اومده و آروم آروم داره سمت ما میاد، زود ماشینها را روشن کرده و سمت سرتپه فرار کردیم اما همه زندگیم از دستم رفت.»
مرد سقف آهنی را که در فاصله کمی از زمین قرار دارد نشانم میدهد و میگوید: «اینجا تا چند روزپیش پارکینگ بود اما الان چیزی ازش باقی نمونده و درست زیرپات یک تراکتورو دو تا ماشین سواری دفن شده» ، بعد خانهاش را نشانم میدهد، جایی که حالا راه ورودی آن با سنگ و خاک پوشیده شده و تنها بخش کوچکی در انتهای در ورودی قابل رویت است.
حرف های مرد که تمام میشود سروصدایی نظرم را جلب میکند گروهی از آفرود بازان از تهران به کمک هلال احمر آمدهاند تا خانوادههایی را که خودروهایشان در روستاهای اطراف مانده و به دلیل قطع شدن مسیر ارتباطی نتوانستهاند از روستا خارج شوند، از رود سیمره دهند، برای این کار آفرود بازان خود به درون رود خانه رفت و تسمه ای را به خودروها متصل و با کمک خودروی خود از آب بیرون می کشند زحمت آفرودبازان که به قول یکی از آنها چندروزی است نخوابیدهاند ستودنی است،باید این نکته را اضافه کرد که تیمهای آفرود از اقصی نقاط ایران برای کمک به لرستانی ها داوطلبانه به مناطق سیل زده استان آمده و در توزیع اقلام مورد نیاز به روستاهایی که جادههایشان صعب العبور شده کمک می کردند.
یکی از امدادگران هلال احمر که در تنگه حضور دارد می گوید :« روستاهای این اطراف از رودخانه فاصله داشتند و تنها مشکلشان تخریب راه های ارتباطی بود، 16 روستا در کوهدشت شمالی و حدود 20 روستا درمنطقه هومیان راه ارتباطی ندارند که به وسیله بالگرد هلال احمر و گروههای آفرود اقلام مورد نیاز به آنها رسانده شد و از نظر بهداشت و بیماری نیز هیچ نگرانی درباره آنها وجود ندارد.»
به دلیل بسته بودن راههای ارتباطی امکان ادامه مسیر وجود ندارد و به سمت خرم آباد حرکت میکنیم، اما موضوع مهم آن است که با مدیریت و نظارت درست و بهرهبرداری از نظرات متخصصان و فعالان محیط زیست، عدم خشک کردن بخشهایی از رود برای ساخت و ساز و جلوگیری از ساختمان سازی در حریم رودها ، قطعا امروز شاهد این فجایع در استان زیبای لرستان نبودیم و عیدمان تبدیل به عزای هموطنان جان باخته در سیل خانمان برانداز نمیشد، اینکه آیا این حوادث درست عبرتی برای مسئولان کشور خواهد شد یا همچنان باید شاهد حوادثی چنین تلخ در کشور باشیم نکته ای است که تاریخ مشخص خواهد کرد گرچه هربار یک فاجعه طبیعی یا انسانی نشان میدهد که مدیران کشور چندان هم پندآموز نیستند و نظام مدیریت بحران کشور نیز حال و روز خوبی ندارد و من در تمام راه این بیت را زمزمه می کنم که
ارغوان این چه رازیست که هرسال بهار به عزای دل ما میآید....
🆔 @jameeno
🔸شیرز؛ ژئوپارکی که دیگر وجود ندارد
▫️جامعه نو: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش آخر این گزارش مفصل به کوهدشت و روستاهای اطراف آن و البته تنگه شیرز اختصاص دارد:
🔹شادی مکی، خبرنگار: به سمت شهرستان کوهدشت میرویم، کوهدشت مرکزی آسیب ندیده است، اما راههای ارتباطی در برخی روستاهای کوهدشت شمالی و جنوبی کاملا قطع است، برای رسیدن به کوهدشت شمالی به سمت تنگه شیرز حرکت می کنیم، ژئوپارکی طبیعی و زیبا در کنار رودخانه وحشی و سحرانگیز سیمره که چند روز پیش بر سر اهالی بخشهایی از لرستان آوار شد قرار دارد.
در مسیر تنگه شیرز بخش هایی از جاده تخریب شده و قدرت سیل آن قدر زیاد بوده که ترکهایی عمیق بر سطح آسفالت جاده ایجاد کرده است، پلهایی که در مسیر هستند غالبا تخریب شده و به تازگی پلهایی موقت جای آن را گرفته است. هرچه به تنگه شیرز نزدیک تر میشویم میزان تخریب جاده بیشتر میشود.
به ابتدای تنگه می رسیم، مکانی زیبا و بهشت گون درست در کنار سیمره خروشان که به خاطرت هم خطور نمیکند که چند روزپیش این رود چه بر سر آن آورده است. مابقی راه بسته است و نمیتوانیم به روستاها برویم.
یکی از افراد محلی که در تنگه صاحب کسب و کار بوده است به استقبال میآید، استخر پرورش ماهی اش را نشانم می دهد که حالا درآن اثری از ماهی نیست، دیگر توان غذا درست کردن و فروختن به توریستها را هم ندارد و چیزی حدود یک میلیارد تومان خسارت دیده است، او درباره روز حادثه میگوید:« ساعت11 شب بود، فقط من و 3 نفر از همکارهام اینجا بودیم و اخبار رو نگاه می کردیم که مرتب هشدار میداد از رودخونه ها فاصله بگیرید، همون موقعها یکی از اقوام تماس گرفت و گفت قرار سمت شما سیل بیاد، سریع رفتم بیرون ببینم رودخونه در چه حال هست، که دیدم سطح آب خیلی بالا اومده و آروم آروم داره سمت ما میاد، زود ماشینها را روشن کرده و سمت سرتپه فرار کردیم اما همه زندگیم از دستم رفت.»
مرد سقف آهنی را که در فاصله کمی از زمین قرار دارد نشانم میدهد و میگوید: «اینجا تا چند روزپیش پارکینگ بود اما الان چیزی ازش باقی نمونده و درست زیرپات یک تراکتورو دو تا ماشین سواری دفن شده» ، بعد خانهاش را نشانم میدهد، جایی که حالا راه ورودی آن با سنگ و خاک پوشیده شده و تنها بخش کوچکی در انتهای در ورودی قابل رویت است.
حرف های مرد که تمام میشود سروصدایی نظرم را جلب میکند گروهی از آفرود بازان از تهران به کمک هلال احمر آمدهاند تا خانوادههایی را که خودروهایشان در روستاهای اطراف مانده و به دلیل قطع شدن مسیر ارتباطی نتوانستهاند از روستا خارج شوند، از رود سیمره دهند، برای این کار آفرود بازان خود به درون رود خانه رفت و تسمه ای را به خودروها متصل و با کمک خودروی خود از آب بیرون می کشند زحمت آفرودبازان که به قول یکی از آنها چندروزی است نخوابیدهاند ستودنی است،باید این نکته را اضافه کرد که تیمهای آفرود از اقصی نقاط ایران برای کمک به لرستانی ها داوطلبانه به مناطق سیل زده استان آمده و در توزیع اقلام مورد نیاز به روستاهایی که جادههایشان صعب العبور شده کمک می کردند.
یکی از امدادگران هلال احمر که در تنگه حضور دارد می گوید :« روستاهای این اطراف از رودخانه فاصله داشتند و تنها مشکلشان تخریب راه های ارتباطی بود، 16 روستا در کوهدشت شمالی و حدود 20 روستا درمنطقه هومیان راه ارتباطی ندارند که به وسیله بالگرد هلال احمر و گروههای آفرود اقلام مورد نیاز به آنها رسانده شد و از نظر بهداشت و بیماری نیز هیچ نگرانی درباره آنها وجود ندارد.»
به دلیل بسته بودن راههای ارتباطی امکان ادامه مسیر وجود ندارد و به سمت خرم آباد حرکت میکنیم، اما موضوع مهم آن است که با مدیریت و نظارت درست و بهرهبرداری از نظرات متخصصان و فعالان محیط زیست، عدم خشک کردن بخشهایی از رود برای ساخت و ساز و جلوگیری از ساختمان سازی در حریم رودها ، قطعا امروز شاهد این فجایع در استان زیبای لرستان نبودیم و عیدمان تبدیل به عزای هموطنان جان باخته در سیل خانمان برانداز نمیشد، اینکه آیا این حوادث درست عبرتی برای مسئولان کشور خواهد شد یا همچنان باید شاهد حوادثی چنین تلخ در کشور باشیم نکته ای است که تاریخ مشخص خواهد کرد گرچه هربار یک فاجعه طبیعی یا انسانی نشان میدهد که مدیران کشور چندان هم پندآموز نیستند و نظام مدیریت بحران کشور نیز حال و روز خوبی ندارد و من در تمام راه این بیت را زمزمه می کنم که
ارغوان این چه رازیست که هرسال بهار به عزای دل ما میآید....
🆔 @jameeno