#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸سیل بهتر است یا خشکسالی؟
▫️محمد احسانی: مدیر پروژه در صنایع آب و فاضلاب
ایران در آغاز دهه نود شمسی در شمار سه کشور اول دنیا در صنعت سدسازی قرار گرفت. رتبه ای که با افتخار و تبلیغات فراوان از آن به عنوان دستاورد مهمی یاد شد. سدها قرار بود ضمن تولید برق پاک، منابع آب در کشور خشک ایران را مدیریت نمایند و سبب رونق کشاورزی گردند. آرزویی که خیلی زود نقش بر آب شد و اکنون با گذشت نزدیک به دو دهه از شروع سیاست های سدسازی، ایرادات این طرحها بر همگان روشن شده است. افسوس که سرمایه های فراوانی که می توانست صرف فعالیت های عمرانی و زیرساختی گردد، در طرحهای شکست خورده سدسازی به هدر رفت. مدیریت منابع آب نیاز به صرف بودجه های هنگفت عمرانی و پایش سرزمینی دارد. به زبان دیگر، سیاست گذار باید تصمیم بگیرد که با توجه به منابع مالی محدود خود در چه حوزه هایی سرمایه گذاری نماید تا مساله تامین آب مورد نیاز صنعت، کشاورزی و بخش خانگی را برای دراز مدت تامین نماید.
اگر سیلاب های فصلی کشور را پشت سدهای بیشمار خود مهار نکنیم، آنگاه به زمین و زیست بوم خود آسیب فراوان وارد نموده ایم. سیل های مخرب و لجام گسیخته اخیر، روی دیگر خشکسالی هستند. سالهای سال خشکسالی های پی در پی، سیاست گذار را از برنامه ریزی برای سیلاب ها غافل نموده است و مسیل سیلاب ها و کانالهای طبیعی و یا سنتی موجود را از بین برده است.
تصور غلط ولی رایج در بین مسئولین این است که بارشها هر چه بیشتر باشد، حاصلخیزی بیشتری را به دنبال خواهد داشت. اما متاسفانه باید گفت، سیلابها به میزان فراوان فرسایش زمین و رسوبات به جای خواهند گذاشت و همانقدر که خشکسالی و شور شدن منابع آب به زمین آسیب می رسانند، سیلاب ها به زمین، این سرمایه الهی لطمات سنگین وارد می کنند.
سیاست گذاران باید پاسخگو باشند که این همه سدسازی اگر در مهار سیلاب ها ناتوان هستند، پس به چه کاری می آیند؟
باران های فصلی، آبهای سطحی، فاضلاب های شهری و آب دریا، منابع غیرمتعارفی برای تامین آب هستند که با تامین منابع مالی متناسب، می توان بسیاری از مشکلات صنعت آب را حل و فصل نمود. مهار و کنترل آبهای سطحی و باران های فصلی، بیش از همه نیاز به سیاست گذاری صحیح و آینده نگر دارد. سالها است با هدر دادن بودجه های عمرانی جهت سدسازی، انتقال آب در حوزه های آبریز و کانال سازی های بیهوده، راه را غلط رفته ایم. مدیریت منابع آب نیاز به برنامه ریزی محلی و شناخت اقلیم ها و اقدامات کوتاه مدت اما مستمر دارد. طرحهای عظیم و بزرگ تولید و انتقال آب، عملا از بین برنده محیط زیست است. برای هر بیمار نیاز به یک نسخه درمان است. برای حل مشکلات صنعت آب، سیاست گذاری آب از حالت ملی باید به حالت اقلیمی بازگردد.
🆔 @jameeno
🔸سیل بهتر است یا خشکسالی؟
▫️محمد احسانی: مدیر پروژه در صنایع آب و فاضلاب
ایران در آغاز دهه نود شمسی در شمار سه کشور اول دنیا در صنعت سدسازی قرار گرفت. رتبه ای که با افتخار و تبلیغات فراوان از آن به عنوان دستاورد مهمی یاد شد. سدها قرار بود ضمن تولید برق پاک، منابع آب در کشور خشک ایران را مدیریت نمایند و سبب رونق کشاورزی گردند. آرزویی که خیلی زود نقش بر آب شد و اکنون با گذشت نزدیک به دو دهه از شروع سیاست های سدسازی، ایرادات این طرحها بر همگان روشن شده است. افسوس که سرمایه های فراوانی که می توانست صرف فعالیت های عمرانی و زیرساختی گردد، در طرحهای شکست خورده سدسازی به هدر رفت. مدیریت منابع آب نیاز به صرف بودجه های هنگفت عمرانی و پایش سرزمینی دارد. به زبان دیگر، سیاست گذار باید تصمیم بگیرد که با توجه به منابع مالی محدود خود در چه حوزه هایی سرمایه گذاری نماید تا مساله تامین آب مورد نیاز صنعت، کشاورزی و بخش خانگی را برای دراز مدت تامین نماید.
اگر سیلاب های فصلی کشور را پشت سدهای بیشمار خود مهار نکنیم، آنگاه به زمین و زیست بوم خود آسیب فراوان وارد نموده ایم. سیل های مخرب و لجام گسیخته اخیر، روی دیگر خشکسالی هستند. سالهای سال خشکسالی های پی در پی، سیاست گذار را از برنامه ریزی برای سیلاب ها غافل نموده است و مسیل سیلاب ها و کانالهای طبیعی و یا سنتی موجود را از بین برده است.
تصور غلط ولی رایج در بین مسئولین این است که بارشها هر چه بیشتر باشد، حاصلخیزی بیشتری را به دنبال خواهد داشت. اما متاسفانه باید گفت، سیلابها به میزان فراوان فرسایش زمین و رسوبات به جای خواهند گذاشت و همانقدر که خشکسالی و شور شدن منابع آب به زمین آسیب می رسانند، سیلاب ها به زمین، این سرمایه الهی لطمات سنگین وارد می کنند.
سیاست گذاران باید پاسخگو باشند که این همه سدسازی اگر در مهار سیلاب ها ناتوان هستند، پس به چه کاری می آیند؟
باران های فصلی، آبهای سطحی، فاضلاب های شهری و آب دریا، منابع غیرمتعارفی برای تامین آب هستند که با تامین منابع مالی متناسب، می توان بسیاری از مشکلات صنعت آب را حل و فصل نمود. مهار و کنترل آبهای سطحی و باران های فصلی، بیش از همه نیاز به سیاست گذاری صحیح و آینده نگر دارد. سالها است با هدر دادن بودجه های عمرانی جهت سدسازی، انتقال آب در حوزه های آبریز و کانال سازی های بیهوده، راه را غلط رفته ایم. مدیریت منابع آب نیاز به برنامه ریزی محلی و شناخت اقلیم ها و اقدامات کوتاه مدت اما مستمر دارد. طرحهای عظیم و بزرگ تولید و انتقال آب، عملا از بین برنده محیط زیست است. برای هر بیمار نیاز به یک نسخه درمان است. برای حل مشکلات صنعت آب، سیاست گذاری آب از حالت ملی باید به حالت اقلیمی بازگردد.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔻بیدار شدن مینهای خفته، دستاورد سیل!
🖌بهنام صادقی - کارشناس آموزش خطرات مین
▫️باران از اولین روز بهار ۹۸، میهمان بیشتر شهرهای ایران شده است. شدت بارش در برخی استانها طی چند روز گذشته حتی از متوسط میزان بارش سالانه هم بیشتر بوده است به نحوی که تراز دریاچه ارومیه افزایش یافت. همچنین افزایش حجم بارشها در بالا دست سبب بالارفتن حجم ورودی آب به مخازن سدها شد، به نحوی که حجم آب ورودی به مخازن سد دز در استان خوزستان تا سه هزار متر مکعب بالا رفته است.
متاسفانه این رحمت الهی در برخی از استانها طغیان رودخانهها، سیل و رانش زمین را به بار آورده است. در جریان این بارندگیها تعدادی از هموطنان جانشان را از دست داده و خسارات مالی فراوانی بر جای مانده است.
در حالی که به گفته کارشناسان هواشناسی موج جدید بارندگی در روزهای آتی در راه است، مردم مناطق مرزی پنج استان آلوده به مین باید خود را آماده مقابله با مشکل جدیدی کنند؛مینهای آبرفتی!
مینهای آبرفتی همان گونه که از اسمشان مشخص است به مینهایی گفته میشود که بر اثر جریان آب از نقطهای به نقطه دیگر میروند. این مینها معمولا در نقاطی سر بر میآورند که قبلا پاکسازی شده و خطر مین از آن نقاط رفع شده است.
دقیقآ دو سال پیش؛ در هشتم فروردین 1395 هنگامی که یک کارگر شهرداری مهاباد به نام پژمان حسینی با شنکش مخصوص در حال پاکسازی ساحل رودخانه مهاباد (چۆمی سابڵاغێ) بود بر اثر برخورد شنکش با مین باقیمانده از جنگ و انفجار آن از ناحیه پا مجروح شد. در خرداد همان سال تراکتور حامل خانواده امینزاده هنگام عبور از رودخانه در دشت وزینه سردشت با مین ضدتانک برخورد کرد و دو پسر این خانواده در دم جان باختند.
کارشناسان مینزدایی، جنس زمین، سست بودن خاک، شیب، شدت بارندگی و شدت جریان آب را از عوامل مهم جا به جایی مینهای میداند.
مشکل مینهای آبرفتی در تمامی مناطق آلوده جهان همواره یک مشکل مضاعف برای مینروبها و مردم محلی است. پاکسازی این مینها به علت نامشخص بودن تعداد و نامشخص بودن محدوده آلودگی کار بسیار دشواری است. تعدادی از این مینها به قدری در زیر رسوبهای سیلاب مدفون میشوند که کشف آنها به سختی و یا اساسا امکانپذیر نمیشود. همچنین حرکت این مینها از جای خود باعث بر هم خوردن نظم و شکل میادین مین شده و کار مینروبها را با مشکل مواجه میکند.
🔹چه باید کرد؟
اولین کار آگاهیرسانی به مردم نقاط مرزی است. آنها میبایست نسبت به مینهای آبرفتی و خطر آنها آموزش ببینند. نقاط خطرناک، رفتار پیشگیرانه و نحوه اطلاعرسانی به مقامات را فرا بگیرند.مهمترین این هشدارها عبارتند از:
• حتیالامکان از تردد در نقاط مرزی خودداری کنید.
• از تردد در مسیلها و حوالی آنها خودداری کنید.
• به رودخانههای مرزی نزدیک نشوید.
• از مناطق آب گرفته عبور نکنید.
• وارد رسوبات ناشی از سیل نشوید.
• از برپایی چادر در نزدیکی رودخانهها، مناطق آب فرو نشسته و مسیلها خودداری کنید.
• در هنگام حرکت به صورت پیاده یا خودرو از میان چالههای آب عبور نکنید.
• جریان سیل با خود وسایل باقی مانده از جنگ مانند سیم خاردار، جعبه مهمات و ...را منتقل میکند، به این وسایل نزدیک نشوید.
• ممکن است بر اثر بارندگی بخشی از مینها مشخص بشود، هرگز به آنها نزدیک نشوید.
• بارندگی و سیلاب اثری بر کارکرد مینها ندارد، آنها با کوچکترین تماسی منفجر میشوند.
• در صورت مشاهده مین و مهمات باقی مانده از جنگ مقامات انتظامی و محلی را مطلع سازید.
همچنین میبایست در هنگام تخصیص اعتبار برای بازسازی مناطق سیل زده، ردیف اعتبار برای شناسایی مناطق آبرفتی آلوده، آموزش به مردم و پاکسازی مناطق آبرفتی در نظر گرفته شود. به امید جهان بدون مین
🆔 @jameeno
🔻بیدار شدن مینهای خفته، دستاورد سیل!
🖌بهنام صادقی - کارشناس آموزش خطرات مین
▫️باران از اولین روز بهار ۹۸، میهمان بیشتر شهرهای ایران شده است. شدت بارش در برخی استانها طی چند روز گذشته حتی از متوسط میزان بارش سالانه هم بیشتر بوده است به نحوی که تراز دریاچه ارومیه افزایش یافت. همچنین افزایش حجم بارشها در بالا دست سبب بالارفتن حجم ورودی آب به مخازن سدها شد، به نحوی که حجم آب ورودی به مخازن سد دز در استان خوزستان تا سه هزار متر مکعب بالا رفته است.
متاسفانه این رحمت الهی در برخی از استانها طغیان رودخانهها، سیل و رانش زمین را به بار آورده است. در جریان این بارندگیها تعدادی از هموطنان جانشان را از دست داده و خسارات مالی فراوانی بر جای مانده است.
در حالی که به گفته کارشناسان هواشناسی موج جدید بارندگی در روزهای آتی در راه است، مردم مناطق مرزی پنج استان آلوده به مین باید خود را آماده مقابله با مشکل جدیدی کنند؛مینهای آبرفتی!
مینهای آبرفتی همان گونه که از اسمشان مشخص است به مینهایی گفته میشود که بر اثر جریان آب از نقطهای به نقطه دیگر میروند. این مینها معمولا در نقاطی سر بر میآورند که قبلا پاکسازی شده و خطر مین از آن نقاط رفع شده است.
دقیقآ دو سال پیش؛ در هشتم فروردین 1395 هنگامی که یک کارگر شهرداری مهاباد به نام پژمان حسینی با شنکش مخصوص در حال پاکسازی ساحل رودخانه مهاباد (چۆمی سابڵاغێ) بود بر اثر برخورد شنکش با مین باقیمانده از جنگ و انفجار آن از ناحیه پا مجروح شد. در خرداد همان سال تراکتور حامل خانواده امینزاده هنگام عبور از رودخانه در دشت وزینه سردشت با مین ضدتانک برخورد کرد و دو پسر این خانواده در دم جان باختند.
کارشناسان مینزدایی، جنس زمین، سست بودن خاک، شیب، شدت بارندگی و شدت جریان آب را از عوامل مهم جا به جایی مینهای میداند.
مشکل مینهای آبرفتی در تمامی مناطق آلوده جهان همواره یک مشکل مضاعف برای مینروبها و مردم محلی است. پاکسازی این مینها به علت نامشخص بودن تعداد و نامشخص بودن محدوده آلودگی کار بسیار دشواری است. تعدادی از این مینها به قدری در زیر رسوبهای سیلاب مدفون میشوند که کشف آنها به سختی و یا اساسا امکانپذیر نمیشود. همچنین حرکت این مینها از جای خود باعث بر هم خوردن نظم و شکل میادین مین شده و کار مینروبها را با مشکل مواجه میکند.
🔹چه باید کرد؟
اولین کار آگاهیرسانی به مردم نقاط مرزی است. آنها میبایست نسبت به مینهای آبرفتی و خطر آنها آموزش ببینند. نقاط خطرناک، رفتار پیشگیرانه و نحوه اطلاعرسانی به مقامات را فرا بگیرند.مهمترین این هشدارها عبارتند از:
• حتیالامکان از تردد در نقاط مرزی خودداری کنید.
• از تردد در مسیلها و حوالی آنها خودداری کنید.
• به رودخانههای مرزی نزدیک نشوید.
• از مناطق آب گرفته عبور نکنید.
• وارد رسوبات ناشی از سیل نشوید.
• از برپایی چادر در نزدیکی رودخانهها، مناطق آب فرو نشسته و مسیلها خودداری کنید.
• در هنگام حرکت به صورت پیاده یا خودرو از میان چالههای آب عبور نکنید.
• جریان سیل با خود وسایل باقی مانده از جنگ مانند سیم خاردار، جعبه مهمات و ...را منتقل میکند، به این وسایل نزدیک نشوید.
• ممکن است بر اثر بارندگی بخشی از مینها مشخص بشود، هرگز به آنها نزدیک نشوید.
• بارندگی و سیلاب اثری بر کارکرد مینها ندارد، آنها با کوچکترین تماسی منفجر میشوند.
• در صورت مشاهده مین و مهمات باقی مانده از جنگ مقامات انتظامی و محلی را مطلع سازید.
همچنین میبایست در هنگام تخصیص اعتبار برای بازسازی مناطق سیل زده، ردیف اعتبار برای شناسایی مناطق آبرفتی آلوده، آموزش به مردم و پاکسازی مناطق آبرفتی در نظر گرفته شود. به امید جهان بدون مین
🆔 @jameeno
#الف
🔻پایان معصومیت!
▫️شورای سردبیری: نمیتوان از میان مثالهای متعدد تاریخی که در آنها نظامهای سیاسی همخصلت با جمهوری اسلامی به فرجام خویش رسیدهاند نمونهای را برای اغاز این یادداشت مثال زد؛ ایجاد سوءتفاهم میکند و قضاوت پیشینی پدید میآورد. تنها میتوانیم بگوییم جمهوری اسلامی اولین و آخرین رژیم آرمانباوری نیست که تلاش کرده علائق ایدئولوژیک را با نظامات حقوقی سیاسی ترکیب کند و از آمیزه آنها یک نظام جامعهمحور بسازد. دوازده فروردین، چهلمین سالگرد تولد ثمره تلاش ایرانیان در این زمینه بود؛ ترکیب نظامات شرعی اسلام با رژیم حقوقی جمهوری و تشکیل جمهوری اسلامی که امروز کارنامه آن پیش روی ماست: جامعه، فرهنگ، اخلاق، اقتصاد، سیاست، نظام اداری، و رابطه با جهان خارج و امور بینالملل همه غرقه در بحرانی هویتی یا ساختاری و روبرو با فرجامی ناخوش، به قضاوت بخشی قابل توجه از اهل نقد و نظر داخل کشور.
این وضع حاصل آن آمیزش و ناشی از خصوصیاتی است پنهان در دی.ان.ای دو عنصر تشکیلدهنده جمهوری اسلامی که با تولدش کیفیات اصلی ژنتیکی آن را شکل دادند، اما پس از تولد همچون خصلتهایی اکتسابی در آن رشد کردند.
اولین خصلت اکتسابی بعد از تولد جمهوری اسلامی، بینیاز شدن تدریجی آن از نیاز به تایید مشروعیت از سوی عام است. این خصلت که برخلاف نظر برخی از صاحبنظران ارادتمند به آرای آقای امامخمینی (اصطلاحا پیروان خط امام) اتفاقا از دوران ایشان به جبر حکمران بودن پدیدار شد، با رشد خود به تدریج جمع دو عنصر را متنافر ساخت و تناقض بنیادین آنها را به صورتی فزاینده آشکار کرد، به صورتی که اکنون برخی آرای کمابیش مسلط در محافل فقهبنیاد و پرنفوذ در قدرت سیاسی اشعار میدارند جمهوریت و اتکا به رای مردم مبنای شرعی ندارد و حتی اگر تصدی حکومت توسط فقیه نیازمند کسب موافقت مردم باشد، همراه با لزوم پذیرش شرط و قید روش و مدت حکومت توسط فقیه نیست، اساسا تشکیل حکومت بر مبنای رای دلیل عقلی و نقلی ندارد، فقیه به هر وجهی حکومت تشکیل دهد پذیرفته است و بقای حکومتش به نظر مردم بسته نیست و...
بسیاری از صاحبنظران پیش گفته تلاش دارند با اثبات بطلان دیدگاه فوق بر مبنای تعارض آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی، صاحبان این آراء را از میدان به در کنند، اما این تلاش در حوزه بحث نظری با بیاعتنایی مطلق روبروست و در عرصه عمل یعنی دور کردن این دیدگاه از عرصه اداره کشور نیز به علت خصلت اکتسابی دوم جمهوری اسلامی غیرممکن شده است.
دومین خصلت اکتسابی بعد از تولد جمهوری اسلامی تبدیل تدریجی بنیانهای پیروی عام از روحانیون و حکمرانی فقیه است. این جمهوری بدان دلیل اسلامی شد که نفوذ معنوی و اخلاقی روحانیون تا اعماق جامعه ریشه داشت و ابعادی فراتر از تقلید در امور شرعی یافته بود. ردای پیشوایی دستگاه مذهبی از دوش روحانیون ناموافق با آلوده کردن عرصه دین به ملزومات سیاست به دوش روحانیون خوشنیت سیاسی و فعال در مبارزه با حکومت سابق منتقل شده بود و تشکیل حکومت توسط آنها لاجرم باید وجه قوی اسلامی میداشت. اما سیر حکمرانی چند دههای روحانیون بر جامعه چیزهای بسیاری را تغییر داده است. آن نفوذ معنوی و پیشوایی اخلاقی لاجرم و به دلایلی که فرصت بیان آنها و یا جای داوریشان برمبنای اخلاق و منطق در اینجا نیست، جای خود را به سلطه متکی بر قدرت سیاسی و انتظامی مطلقه مبتنی بر تکلیف قانونی و شرعی و یا مصلحت شرعی داده است. نتیجه آنکه لهشدگی جمهوریت در قدمگاه حکومتی که بنیاد مشروعیت خود را از پذیرش اخلاقی به سلطه متکی به جبر سیاسی تغییر داده است را با استدلال و استناد به اصول ترک شده قانون اساسی نمیتوان به حیات باز گرداند.
احتمالا درک همین موقعیت و احساس ناگزیر بودن آن است که اخیرا برخی اصلاحطلبان را نیز به پذیرش و یا قابل بحث بودن ادغام دو جایگاه ریاست جمهوری و رهبری کشانده است: آنها به صورتی ضمنی پذیرفتهاند دیگر و پس از این، به توافق رسیدن درباره آینده سیاسی کشور بر مبنای یک قانون اساسی عملا متروک، محلی از اعراب ندارد، و از این رو به چیزی شبیه به سلطنت فقیه رضایت دادهاند. آنها نیز وجهی دیگر از همان ناگزیری را به نمایش میگذارند که کاشفان امکان مفید بودن حل مساله در خیابان را به نتیجهگیریشان رساند. هیچکدام را تقبیح نمیتوان کرد، اما درک هم این و هم آن مستلزم پذیرش این واقعیت است که کشور دچار یک انسداد سیاسی عمیق شده و کسی راهی معقول برای خروج از این انسداد نمییابد. این ناتوانی حاصل ابتلا به #نازایی_سیاسی همه جانبهای است که عرصه سیاسی کشور بدان دچار آمده است: گویا مسیر برونرفتی که مبتنی بر سازگاری و توافق حاصل از ارادههای آزاد باشد وجود ندارد.
... در این مواقع، معمولا دعا میکنند "خدا به خیر کند!"
🆔 @jameeno
🔻پایان معصومیت!
▫️شورای سردبیری: نمیتوان از میان مثالهای متعدد تاریخی که در آنها نظامهای سیاسی همخصلت با جمهوری اسلامی به فرجام خویش رسیدهاند نمونهای را برای اغاز این یادداشت مثال زد؛ ایجاد سوءتفاهم میکند و قضاوت پیشینی پدید میآورد. تنها میتوانیم بگوییم جمهوری اسلامی اولین و آخرین رژیم آرمانباوری نیست که تلاش کرده علائق ایدئولوژیک را با نظامات حقوقی سیاسی ترکیب کند و از آمیزه آنها یک نظام جامعهمحور بسازد. دوازده فروردین، چهلمین سالگرد تولد ثمره تلاش ایرانیان در این زمینه بود؛ ترکیب نظامات شرعی اسلام با رژیم حقوقی جمهوری و تشکیل جمهوری اسلامی که امروز کارنامه آن پیش روی ماست: جامعه، فرهنگ، اخلاق، اقتصاد، سیاست، نظام اداری، و رابطه با جهان خارج و امور بینالملل همه غرقه در بحرانی هویتی یا ساختاری و روبرو با فرجامی ناخوش، به قضاوت بخشی قابل توجه از اهل نقد و نظر داخل کشور.
این وضع حاصل آن آمیزش و ناشی از خصوصیاتی است پنهان در دی.ان.ای دو عنصر تشکیلدهنده جمهوری اسلامی که با تولدش کیفیات اصلی ژنتیکی آن را شکل دادند، اما پس از تولد همچون خصلتهایی اکتسابی در آن رشد کردند.
اولین خصلت اکتسابی بعد از تولد جمهوری اسلامی، بینیاز شدن تدریجی آن از نیاز به تایید مشروعیت از سوی عام است. این خصلت که برخلاف نظر برخی از صاحبنظران ارادتمند به آرای آقای امامخمینی (اصطلاحا پیروان خط امام) اتفاقا از دوران ایشان به جبر حکمران بودن پدیدار شد، با رشد خود به تدریج جمع دو عنصر را متنافر ساخت و تناقض بنیادین آنها را به صورتی فزاینده آشکار کرد، به صورتی که اکنون برخی آرای کمابیش مسلط در محافل فقهبنیاد و پرنفوذ در قدرت سیاسی اشعار میدارند جمهوریت و اتکا به رای مردم مبنای شرعی ندارد و حتی اگر تصدی حکومت توسط فقیه نیازمند کسب موافقت مردم باشد، همراه با لزوم پذیرش شرط و قید روش و مدت حکومت توسط فقیه نیست، اساسا تشکیل حکومت بر مبنای رای دلیل عقلی و نقلی ندارد، فقیه به هر وجهی حکومت تشکیل دهد پذیرفته است و بقای حکومتش به نظر مردم بسته نیست و...
بسیاری از صاحبنظران پیش گفته تلاش دارند با اثبات بطلان دیدگاه فوق بر مبنای تعارض آن با قانون اساسی جمهوری اسلامی، صاحبان این آراء را از میدان به در کنند، اما این تلاش در حوزه بحث نظری با بیاعتنایی مطلق روبروست و در عرصه عمل یعنی دور کردن این دیدگاه از عرصه اداره کشور نیز به علت خصلت اکتسابی دوم جمهوری اسلامی غیرممکن شده است.
دومین خصلت اکتسابی بعد از تولد جمهوری اسلامی تبدیل تدریجی بنیانهای پیروی عام از روحانیون و حکمرانی فقیه است. این جمهوری بدان دلیل اسلامی شد که نفوذ معنوی و اخلاقی روحانیون تا اعماق جامعه ریشه داشت و ابعادی فراتر از تقلید در امور شرعی یافته بود. ردای پیشوایی دستگاه مذهبی از دوش روحانیون ناموافق با آلوده کردن عرصه دین به ملزومات سیاست به دوش روحانیون خوشنیت سیاسی و فعال در مبارزه با حکومت سابق منتقل شده بود و تشکیل حکومت توسط آنها لاجرم باید وجه قوی اسلامی میداشت. اما سیر حکمرانی چند دههای روحانیون بر جامعه چیزهای بسیاری را تغییر داده است. آن نفوذ معنوی و پیشوایی اخلاقی لاجرم و به دلایلی که فرصت بیان آنها و یا جای داوریشان برمبنای اخلاق و منطق در اینجا نیست، جای خود را به سلطه متکی بر قدرت سیاسی و انتظامی مطلقه مبتنی بر تکلیف قانونی و شرعی و یا مصلحت شرعی داده است. نتیجه آنکه لهشدگی جمهوریت در قدمگاه حکومتی که بنیاد مشروعیت خود را از پذیرش اخلاقی به سلطه متکی به جبر سیاسی تغییر داده است را با استدلال و استناد به اصول ترک شده قانون اساسی نمیتوان به حیات باز گرداند.
احتمالا درک همین موقعیت و احساس ناگزیر بودن آن است که اخیرا برخی اصلاحطلبان را نیز به پذیرش و یا قابل بحث بودن ادغام دو جایگاه ریاست جمهوری و رهبری کشانده است: آنها به صورتی ضمنی پذیرفتهاند دیگر و پس از این، به توافق رسیدن درباره آینده سیاسی کشور بر مبنای یک قانون اساسی عملا متروک، محلی از اعراب ندارد، و از این رو به چیزی شبیه به سلطنت فقیه رضایت دادهاند. آنها نیز وجهی دیگر از همان ناگزیری را به نمایش میگذارند که کاشفان امکان مفید بودن حل مساله در خیابان را به نتیجهگیریشان رساند. هیچکدام را تقبیح نمیتوان کرد، اما درک هم این و هم آن مستلزم پذیرش این واقعیت است که کشور دچار یک انسداد سیاسی عمیق شده و کسی راهی معقول برای خروج از این انسداد نمییابد. این ناتوانی حاصل ابتلا به #نازایی_سیاسی همه جانبهای است که عرصه سیاسی کشور بدان دچار آمده است: گویا مسیر برونرفتی که مبتنی بر سازگاری و توافق حاصل از ارادههای آزاد باشد وجود ندارد.
... در این مواقع، معمولا دعا میکنند "خدا به خیر کند!"
🆔 @jameeno
🔸هشدار گروه مستقل امداد دانشجویی
"لرستان در بیخبری، جان میدهد"
▫️ تا به حال کابوس "خانهای روی آب" را دیدهای؟ فکر کن چشمهایت را ببندی و هزاران خانه را روی آب ببینی! خِشت خِشت این خانهها، حاصل عرق جَبینِ زنان و مردانی است که پای زمینهای کشاورزی شهرهای سیلزده ایران از "آق قلا و گمیشان" تا "پل دختر و معمولان" رنج بردهاند و حالا نه فقط رقص شومِ خانههایشان را روی این آبهای تیره به نظاره نشستهاند که پارههای تنشان را موجهای خشمگین همین آّب، برای همیشه با خود برده است. برای ما که از نزدیک شاهد ابعاد مخوف این فاجعه هستیم، این کابوس تمامشدنی نیست... فاجعه سیل تنها در دو هفته، زندگی مردمان چندین نقطه ایران را به نابودی کشاند. از گلستان تا لرستان، تهماندههای آرامش و امنیت از زندگی صدها خانوار کشاورز و کارگر رخت بربست تا این بار هم آنکه قربانی ساختار معیوب و بیتدبیری حکومتها در مدیریت بحران میشود، تهِخطیها باشند.
بعد از گلستان و سیل خانمانبراندازش، حالا صدای ما را از لرستان میشنوید. از "پل دختر" ، "دلفان" و "معمولان" و روستاهایی چون "کاکاوند" و "میربگ" تقریبا هیچ چیز باقی نمانده ... وضعیت شهرهای اطراف هم دست کمی ندارد. وقتی بیایی اینجا، تازه میفهمی چقدر بیخبری از همه جا... مردم در لرستان، ایلام، کرمانشاه و حتی بخشهایی از همدان و چهارمحال و بختیاری، قربانی سانسور و بیمحلی گسترده رسانه به اصطلاح ملی! و خبرهای ضدونقیض شبکههای اجتماعی شدهاند. کمکها، یا اصلا نمیرسد یا اگر برسد، بدون هماهنگی با نیروهای محلی و بومی به گروههایی میرسد که زور بیشتری برای جلب کمک دارند. توزیع کمکها، مثل فجایع مشابه، عادلانه و برنامهریزی شده نیست و این مساله، نگرانی از گسترده شدن ابعاد این فاجعه را بیشتر میکند.
گروه امداد دانشجویی با تاکید بر مسئولیت مستقیم دولت و مجموعه حاکمیت در تسریع کمکرسانی، نسبت به بروز فاجعه انسانی در مناطق سیلزده که عمدتا در زمره مناطق توسعهنیافته هستند، هشدار میدهد. عدم اطلاعرسانی دقیق و شفاف از وضعیت سیلزدگان در مناطق مختلف کشور، وضعیت شهرها و روستاهای سیلزده لرستان را بحرانی کرده است. گروه مستقل امداد دانشجویی که از طریق نمایندگان جوامع محلی در لرستان، کمکهای مردمی را به دست آسیبدیدگان در شهرهای سیلزده لرستان میرساند از کمبود منابع، نیروی انسانی و به حداقل رسیدن بودجه برای کمکرسانی ابراز نگرانی میکند و هموطنان عزیز میخواهد تا با بررسی دقیق شرایط در این مسیر ناهموار به کمک نیروهای داوطلب دانشجویی بیایند.
🔻برای اطلاع از شیوه عملکرد گروه، منابع موردنیاز و چگونگی کمکرسانی به کانال تلگرامی این گروه مراجعه کنید.
https://t.me/Iranflood98
"لرستان در بیخبری، جان میدهد"
▫️ تا به حال کابوس "خانهای روی آب" را دیدهای؟ فکر کن چشمهایت را ببندی و هزاران خانه را روی آب ببینی! خِشت خِشت این خانهها، حاصل عرق جَبینِ زنان و مردانی است که پای زمینهای کشاورزی شهرهای سیلزده ایران از "آق قلا و گمیشان" تا "پل دختر و معمولان" رنج بردهاند و حالا نه فقط رقص شومِ خانههایشان را روی این آبهای تیره به نظاره نشستهاند که پارههای تنشان را موجهای خشمگین همین آّب، برای همیشه با خود برده است. برای ما که از نزدیک شاهد ابعاد مخوف این فاجعه هستیم، این کابوس تمامشدنی نیست... فاجعه سیل تنها در دو هفته، زندگی مردمان چندین نقطه ایران را به نابودی کشاند. از گلستان تا لرستان، تهماندههای آرامش و امنیت از زندگی صدها خانوار کشاورز و کارگر رخت بربست تا این بار هم آنکه قربانی ساختار معیوب و بیتدبیری حکومتها در مدیریت بحران میشود، تهِخطیها باشند.
بعد از گلستان و سیل خانمانبراندازش، حالا صدای ما را از لرستان میشنوید. از "پل دختر" ، "دلفان" و "معمولان" و روستاهایی چون "کاکاوند" و "میربگ" تقریبا هیچ چیز باقی نمانده ... وضعیت شهرهای اطراف هم دست کمی ندارد. وقتی بیایی اینجا، تازه میفهمی چقدر بیخبری از همه جا... مردم در لرستان، ایلام، کرمانشاه و حتی بخشهایی از همدان و چهارمحال و بختیاری، قربانی سانسور و بیمحلی گسترده رسانه به اصطلاح ملی! و خبرهای ضدونقیض شبکههای اجتماعی شدهاند. کمکها، یا اصلا نمیرسد یا اگر برسد، بدون هماهنگی با نیروهای محلی و بومی به گروههایی میرسد که زور بیشتری برای جلب کمک دارند. توزیع کمکها، مثل فجایع مشابه، عادلانه و برنامهریزی شده نیست و این مساله، نگرانی از گسترده شدن ابعاد این فاجعه را بیشتر میکند.
گروه امداد دانشجویی با تاکید بر مسئولیت مستقیم دولت و مجموعه حاکمیت در تسریع کمکرسانی، نسبت به بروز فاجعه انسانی در مناطق سیلزده که عمدتا در زمره مناطق توسعهنیافته هستند، هشدار میدهد. عدم اطلاعرسانی دقیق و شفاف از وضعیت سیلزدگان در مناطق مختلف کشور، وضعیت شهرها و روستاهای سیلزده لرستان را بحرانی کرده است. گروه مستقل امداد دانشجویی که از طریق نمایندگان جوامع محلی در لرستان، کمکهای مردمی را به دست آسیبدیدگان در شهرهای سیلزده لرستان میرساند از کمبود منابع، نیروی انسانی و به حداقل رسیدن بودجه برای کمکرسانی ابراز نگرانی میکند و هموطنان عزیز میخواهد تا با بررسی دقیق شرایط در این مسیر ناهموار به کمک نیروهای داوطلب دانشجویی بیایند.
🔻برای اطلاع از شیوه عملکرد گروه، منابع موردنیاز و چگونگی کمکرسانی به کانال تلگرامی این گروه مراجعه کنید.
https://t.me/Iranflood98
#الف
🔺مقصر سیل!
▫️شورای سردبیری: در سالهای بسیار دور توسعه تهران، یک تقلب جالب در حمل و فروش آجر صورت میگرفت که حاصل همکاری گروه های متفاوتی از مردم بود. قیمت گذاری فروش آجر بر اساس تعداد بود و مشخص بود تعداد آجر چیده شده در یک کمپرسی چه تعداد است. صاحبان کورههای آجرپزی برای چیدن آجر در هر کمپرسی براساس کنترات به کارگران خود دستمزد میدادند. کارگران که چیدن منظم آجرها را زمانبر و دشوار می یافتند، ردیف جلو را آجر میچیدند، و پشت آن را بدون نظم پر میکردند و در لبه کمپرسی روی آجرهای نامنظم، دو لایه آجر منظم میچیدند. هنگام تخلیه کمپرسی، خریدار متوجه این آشفتگی در چیدن آجرها نمیشد. صاحب کوره ها چشم هم میگذاشتند زیرا به این ترتیب کامیون با تعداد کمتری آجر پر میشد. رانندگان کمپرسی ها هم چشم هم میگذاشتند، چرا که به این ترتیب کامیون سبکتر میشد و هنگام حرکت در سربالایی های شمال شهر فشار کمتری را تحمل میکرد. مصالح فروشها هم با وجود خبر از این تقلب جمعی چشم هم میگذاشتند، زیرا با مشتری کامیون آجر چیده شده حساب میکردند، ولی از صاحبان کوره ها امتیازهایی به عنوان جایزه میگرفتند: از هر ده یا دوازده کامیون آجر، پول یکی را به عنوان دستخوش خودشان به کوره داران نمیدادند. یک کمفروشی و تقلب ملی بود با مشارکت همه مردمان شریف.
فاجعه ملی سیل که دنبالهای درازتر از عواقب سه هفته گذشته خواهد داشت مثالی از همین همکاری های همگانی برای ارتکاب اشتباه و ترتیب دادن فاجعه ملی است. مقصر این فاجعه کیست؟ هرکس به زعم تخصص یا منافع گروهی خود کسی را مقصردانسته است. گروهی فرصت را غنیمت گرفته و به جدال لفظی بر سر سود و زیان سدها پرداخته اند. کسانی به کاسبی نامشروع از سدسازی متهم شده اند و توهین های ناروایی به کارشناسان فعال در توسعه دهههای اخیر شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/al-04-07
🔺مقصر سیل!
▫️شورای سردبیری: در سالهای بسیار دور توسعه تهران، یک تقلب جالب در حمل و فروش آجر صورت میگرفت که حاصل همکاری گروه های متفاوتی از مردم بود. قیمت گذاری فروش آجر بر اساس تعداد بود و مشخص بود تعداد آجر چیده شده در یک کمپرسی چه تعداد است. صاحبان کورههای آجرپزی برای چیدن آجر در هر کمپرسی براساس کنترات به کارگران خود دستمزد میدادند. کارگران که چیدن منظم آجرها را زمانبر و دشوار می یافتند، ردیف جلو را آجر میچیدند، و پشت آن را بدون نظم پر میکردند و در لبه کمپرسی روی آجرهای نامنظم، دو لایه آجر منظم میچیدند. هنگام تخلیه کمپرسی، خریدار متوجه این آشفتگی در چیدن آجرها نمیشد. صاحب کوره ها چشم هم میگذاشتند زیرا به این ترتیب کامیون با تعداد کمتری آجر پر میشد. رانندگان کمپرسی ها هم چشم هم میگذاشتند، چرا که به این ترتیب کامیون سبکتر میشد و هنگام حرکت در سربالایی های شمال شهر فشار کمتری را تحمل میکرد. مصالح فروشها هم با وجود خبر از این تقلب جمعی چشم هم میگذاشتند، زیرا با مشتری کامیون آجر چیده شده حساب میکردند، ولی از صاحبان کوره ها امتیازهایی به عنوان جایزه میگرفتند: از هر ده یا دوازده کامیون آجر، پول یکی را به عنوان دستخوش خودشان به کوره داران نمیدادند. یک کمفروشی و تقلب ملی بود با مشارکت همه مردمان شریف.
فاجعه ملی سیل که دنبالهای درازتر از عواقب سه هفته گذشته خواهد داشت مثالی از همین همکاری های همگانی برای ارتکاب اشتباه و ترتیب دادن فاجعه ملی است. مقصر این فاجعه کیست؟ هرکس به زعم تخصص یا منافع گروهی خود کسی را مقصردانسته است. گروهی فرصت را غنیمت گرفته و به جدال لفظی بر سر سود و زیان سدها پرداخته اند. کسانی به کاسبی نامشروع از سدسازی متهم شده اند و توهین های ناروایی به کارشناسان فعال در توسعه دهههای اخیر شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/al-04-07
Telegraph
مقصر سیل!
شورای سردبیری: در سالهای بسیار دور توسعه تهران ، یک تقلب جالب در حمل و فروش آجر صورت میگرفت که حاصل همکاری گروه های متفاوتی از مردم بود. قیمت گذاری فروش آجر بر اساس تعداد بود و مشخص بود تعداد آجر چیده شده در یک کمپرسی چه تعداد است. صاحبان کورههای آجرپزی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
▫️جامعه نو: ویدئوی ارسالی گروه های امداد محلی لرستان به جامعه نو، وضعیت روستای سیل زده "چم رود" را که محل تلاقی رودهای "کشکان" و "سیمره" است، نشان میدهد. روستا به طور کامل تخریب شده و اهالی آن به کوهها پناه برده اند و در چادرها ساکن هستند. پل ارتباطی این روستا در فاجعه سیل، تخریب شده و تنها راه ارتباطی قایق است.
گروه های امداد محلی ، بر اساس مشاهدات و اظهارات اهالی سیل زده این منطقه خبر داده اند که کمبود پتو، وسایل گرمایشی و آب شرب به شدت احساس می شود.
🆔 @jameeno
گروه های امداد محلی ، بر اساس مشاهدات و اظهارات اهالی سیل زده این منطقه خبر داده اند که کمبود پتو، وسایل گرمایشی و آب شرب به شدت احساس می شود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔸فشار درهمي
▫️محاذي ورود سپاه به فهرست تروريستي آمريكا، فشار شديد، عجيب و با انگيزه هاي كاملا غير اقتصادي از طرف خزانه داري آمريكا روي نرخ برابري جفت ارز ريال ايران-درهم امارات آمده. تقريبا همه ابزار رسانه اي خزانه داري يكپارچه در كنار اين فشار همه جانبه هستند. براي تكميل چارچوب تحليل نكات زير قابل ارائه است:
1️⃣اگر چه همه تلاش آن است كه اين افزايش به وجوه اقتصادي تروريستي اعلام شدن سپاه اسناد شود، ولي واقعا و در صحنه عمل اين اقدام هيچ اثر اقتصادي اي بيش از تحريم كاتسا ندارد. در واقع منطق مخرب اشاعه تحريم كاتسا انتهاي توان تحريمي اي بود كه خزانه داري مي توانست به نمايش بگذارد. اين كه يك تحريم قبلي در قالب وضعيتي جديد باز بسته بندي مي شود و وحشت آن به اگر چه به زور و ضرب فشار در دبي) مجددا به افكارعمومي ايران فروخته مي شود، نشانه ضعف ما در توضيح اين موارد( اگر چه واضح و بديهي) به افكار عمومي است.
2️⃣آمريكايي ها مي دانند كه بر سر اينده حضور مالي ايران در عراق جنگ بزرگي بين بانك مركزي ايران و خزانه داري آمريكا در جريان است و بانك مركزي ايران( ولو ميلي متر به ميلي متر) در حال پيشرفت در اين جبهه است. ان ها به خوبي مطلعند كه بافت مالي عراق به نحوي است كه بعد از استقرار بخشي از نظام تسويه بين المللي ايران روي دينار عراق، درهم امارات هيچ نقش محوري اي در ساخت مالي ايران نخواهد داشت و ضمنا اين نقش تازه دينار عراق با تحريم هم قابل محدود سازي نيست.
3️⃣آمريكايي ها مي دانند، بانك مركزي با تاسيس بازار متشكل ارزي، خيز بلندي به سمت تغيير روش محاسبه نرخ ارز در بازار برداشته و زود يا دير، مرجعيت درهم در نرخ گذاري هم كم رنگ خواهد شد.
4️⃣همه اين وقايع طرف آمريكايي را به اين نتيجه مي رساند كه در استفاده حداكثري از درهم براي فشار بر ريال لحظه اي نبايد عقب بنشينند چون زمان بنفع آنها نيست.
5️⃣در چنين وضعيتي توصيه مداخله صرف از طريق افزايش نرخ بازار ساز در صرافي هاي بانكي و تزريق دلار در تهران لزوما پكيج كاملي نيست. در برنامه فعلي به وضوح درصد و سرعت تغيير قيمت در هرات و دبي سريعتر و جلوتر از تهران است چرا كه جنس فشار از خارج به داخل است.
6️⃣از همه اينها مهمتر ان كه اساسا ادامه برنامه جاري آمريكايي ها ( فشار مصنوعي روي درهم) آن تا اين حد بدون ارتباط با واقعيات اقتصادي نمي تواند بلند مدت باشد. بيش از ان كه با يك كش و قوس برآمده از واقعيات اقتصادي مواجه باشيم با يك جنگ روايت ها مواجهيم./ اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
🔸فشار درهمي
▫️محاذي ورود سپاه به فهرست تروريستي آمريكا، فشار شديد، عجيب و با انگيزه هاي كاملا غير اقتصادي از طرف خزانه داري آمريكا روي نرخ برابري جفت ارز ريال ايران-درهم امارات آمده. تقريبا همه ابزار رسانه اي خزانه داري يكپارچه در كنار اين فشار همه جانبه هستند. براي تكميل چارچوب تحليل نكات زير قابل ارائه است:
1️⃣اگر چه همه تلاش آن است كه اين افزايش به وجوه اقتصادي تروريستي اعلام شدن سپاه اسناد شود، ولي واقعا و در صحنه عمل اين اقدام هيچ اثر اقتصادي اي بيش از تحريم كاتسا ندارد. در واقع منطق مخرب اشاعه تحريم كاتسا انتهاي توان تحريمي اي بود كه خزانه داري مي توانست به نمايش بگذارد. اين كه يك تحريم قبلي در قالب وضعيتي جديد باز بسته بندي مي شود و وحشت آن به اگر چه به زور و ضرب فشار در دبي) مجددا به افكارعمومي ايران فروخته مي شود، نشانه ضعف ما در توضيح اين موارد( اگر چه واضح و بديهي) به افكار عمومي است.
2️⃣آمريكايي ها مي دانند كه بر سر اينده حضور مالي ايران در عراق جنگ بزرگي بين بانك مركزي ايران و خزانه داري آمريكا در جريان است و بانك مركزي ايران( ولو ميلي متر به ميلي متر) در حال پيشرفت در اين جبهه است. ان ها به خوبي مطلعند كه بافت مالي عراق به نحوي است كه بعد از استقرار بخشي از نظام تسويه بين المللي ايران روي دينار عراق، درهم امارات هيچ نقش محوري اي در ساخت مالي ايران نخواهد داشت و ضمنا اين نقش تازه دينار عراق با تحريم هم قابل محدود سازي نيست.
3️⃣آمريكايي ها مي دانند، بانك مركزي با تاسيس بازار متشكل ارزي، خيز بلندي به سمت تغيير روش محاسبه نرخ ارز در بازار برداشته و زود يا دير، مرجعيت درهم در نرخ گذاري هم كم رنگ خواهد شد.
4️⃣همه اين وقايع طرف آمريكايي را به اين نتيجه مي رساند كه در استفاده حداكثري از درهم براي فشار بر ريال لحظه اي نبايد عقب بنشينند چون زمان بنفع آنها نيست.
5️⃣در چنين وضعيتي توصيه مداخله صرف از طريق افزايش نرخ بازار ساز در صرافي هاي بانكي و تزريق دلار در تهران لزوما پكيج كاملي نيست. در برنامه فعلي به وضوح درصد و سرعت تغيير قيمت در هرات و دبي سريعتر و جلوتر از تهران است چرا كه جنس فشار از خارج به داخل است.
6️⃣از همه اينها مهمتر ان كه اساسا ادامه برنامه جاري آمريكايي ها ( فشار مصنوعي روي درهم) آن تا اين حد بدون ارتباط با واقعيات اقتصادي نمي تواند بلند مدت باشد. بيش از ان كه با يك كش و قوس برآمده از واقعيات اقتصادي مواجه باشيم با يك جنگ روايت ها مواجهيم./ اقتصاد سیاسی
🆔 @jameeno
#الف
🔹بحران اعتماد!
📌(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است)
▫️شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بیاعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت، به دلیل آنکه حکومت جایگاه هر اقدامی را در رابطه با منافع سیاسی و ایدئولوژیکش تعریف میکند. مثال ساده و روزمرهاش، گزارشی است که نشان میدهد خانم مسنی هنگام تحویل پتوی اهداییاش برای سیلزدگان اعلام میکند به این ترتیب مطمئن است هدیهاش به دست سیلزدگان میرسد و خرج بیگانگان نمیشود. نفر دیگر دو بسته بطریهای آب خریده و آورده است...
عقل سلیم میگوید آن خانم باید هدیهاش را به صورت ریالی به هلالاحمر میداد تا با آن از کارخانه تولید پتو به جای یک تخته، دوتخته پتو خریداری شود (به خاطر حذف سهم توزیعکننده و هزینه حملونقل و تخفیف خرید به تعداد بالا). آب معدنی و سایر اقلام هم به همین ترتیب. جمعآوری کمک جنسی فقط باید به جذب اجناس استفاده شده دستدوم محدود شود. اما اکثریت ما چنین نمیکنیم. علت آن به سادگی بیاعتمادی به حکومت است. وقتی به سراغ افکار عمومی میروی، کسی اعتقاد ندارد حتی یک امدادگر فاسد در هلالاحمر وجود داشته باشد، ولی حکومت را به صورت عام فاسد میپندارند که نمیتوان دزد به دستش داد به کلانتری ببرد و یا کمک و اعانهبه حسابش ریخت تا به نیازمند برساند.
باید این نگرش غالب را تغییر داد. البته کار مشکلی است. نمیتوان تصویر سیستمی را که هر روز از کشف دزدی و تقلب و کجدستی معتمدان و اختلاس و درازدستی مدیران آن خبر میآید و فساد و سوءاستفاده وابستگان و فرزندان مقامات آن داستان سر هر بازار است به راحتی در ذهن مردم تغییر داد. اما باید جامعه را نسبت به سلامت عملکرد ردههای مشخصی از ساختارهای موجود (نه مقامات) مطمئن ساخت؛ هم به دلیل آنکه این ساختارها تامینکننده نیازهای حیاتی مردم نظیر آب و برق و مخابرات و بهداشت و آموزش و نظم و کمکهای اجتماعیاند و عملکرد آنها بیشتر حاصل طراحی اولیه و شرافت کارکنانآنها است و نه اراده حکومت، و بنابراین توسعه بیاعتمادی به آنها پمپاژکننده ناامیدی و یاس و بیچشماندازی ویرانگری در روح و ذهن مردم است، و هم به این دلیل که بیاعتمادی به عملکرد آنها هزینهزا و فلجکننده جامعه در هنگام ضرورتهایی مثل کمک به سیلزدگان است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-10
🔹بحران اعتماد!
📌(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است)
▫️شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بیاعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت، به دلیل آنکه حکومت جایگاه هر اقدامی را در رابطه با منافع سیاسی و ایدئولوژیکش تعریف میکند. مثال ساده و روزمرهاش، گزارشی است که نشان میدهد خانم مسنی هنگام تحویل پتوی اهداییاش برای سیلزدگان اعلام میکند به این ترتیب مطمئن است هدیهاش به دست سیلزدگان میرسد و خرج بیگانگان نمیشود. نفر دیگر دو بسته بطریهای آب خریده و آورده است...
عقل سلیم میگوید آن خانم باید هدیهاش را به صورت ریالی به هلالاحمر میداد تا با آن از کارخانه تولید پتو به جای یک تخته، دوتخته پتو خریداری شود (به خاطر حذف سهم توزیعکننده و هزینه حملونقل و تخفیف خرید به تعداد بالا). آب معدنی و سایر اقلام هم به همین ترتیب. جمعآوری کمک جنسی فقط باید به جذب اجناس استفاده شده دستدوم محدود شود. اما اکثریت ما چنین نمیکنیم. علت آن به سادگی بیاعتمادی به حکومت است. وقتی به سراغ افکار عمومی میروی، کسی اعتقاد ندارد حتی یک امدادگر فاسد در هلالاحمر وجود داشته باشد، ولی حکومت را به صورت عام فاسد میپندارند که نمیتوان دزد به دستش داد به کلانتری ببرد و یا کمک و اعانهبه حسابش ریخت تا به نیازمند برساند.
باید این نگرش غالب را تغییر داد. البته کار مشکلی است. نمیتوان تصویر سیستمی را که هر روز از کشف دزدی و تقلب و کجدستی معتمدان و اختلاس و درازدستی مدیران آن خبر میآید و فساد و سوءاستفاده وابستگان و فرزندان مقامات آن داستان سر هر بازار است به راحتی در ذهن مردم تغییر داد. اما باید جامعه را نسبت به سلامت عملکرد ردههای مشخصی از ساختارهای موجود (نه مقامات) مطمئن ساخت؛ هم به دلیل آنکه این ساختارها تامینکننده نیازهای حیاتی مردم نظیر آب و برق و مخابرات و بهداشت و آموزش و نظم و کمکهای اجتماعیاند و عملکرد آنها بیشتر حاصل طراحی اولیه و شرافت کارکنانآنها است و نه اراده حکومت، و بنابراین توسعه بیاعتمادی به آنها پمپاژکننده ناامیدی و یاس و بیچشماندازی ویرانگری در روح و ذهن مردم است، و هم به این دلیل که بیاعتمادی به عملکرد آنها هزینهزا و فلجکننده جامعه در هنگام ضرورتهایی مثل کمک به سیلزدگان است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-10
Telegraph
بحران اعتماد!
(این مطلب در پاسخ به پرسشهای همراهان جامعه نو نوشته شده است) شورای سردبیری: مثل خیلی از کارهای دیگر، در ماجرای سیل استانهای غربی کشور هزینه بیاعتمادی عمومی را به خودمان و اقتصاد کشور منتقل میکنیم. بی اعتمادی به ساختار اداری کشور، به خاطر بیاعتمادی به حکومت،…
📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قمست اول
🔻یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش اول این گزارش مفصل به معمولان و روستاهای اطراف آن اختصاص دارد:
به لرستان می رسم به سرزمین آبشارها به سرزمین سیمره و کشکان که امروز کف بر لب آورده و با خروش و خشم ، قهر خود را نثار مردم این سرزمین کردهاند، مردمی که از یک سوقربانی ناکارآمدیها، سوءمدیریتها و نبود کارشناسان محیط زیستی و شهری آگاه شده اند و از سوی دیگر گرفتار قهر طبیعتی خشمگین از این همه بی توجهی و خطاهای فاحش زیست محیطی.
شهرستانهای پلدختر، معمولان و بخشهایی از کوهدشت بیشترین آسیب را دیده اند که در این میان آسیب های وارده بر پلدختر کمر شکنتر از باقی مناطق به نظر می رسد.
معمولان؛ جدامانده و تنها
صبح شنبه 17 فروردین راه های ارتباطی شهر معمولان بعد از چند روز تلاش پیایی عوامل راهداری بالاخره بازگشانی میشود اما راههای ارتباطی روستاها همچنان بسته است .
به سوی معمولان حرکت می کنیم، جاده خرم آباد، معمولان آسیب قابل توجهی دیده است سیل در برخی بخشها تا بالای جاده ارتفاع گرفته و گل و لای آن که اکنون به کنار جاده کشیده شده هنوز باقی است، تکههای بزرگ آسفالت با قدرت سیل در هم شکسته و به قسمت زیرین جاده فتاده و قسمت زیرین دیگر باند جاده، با آب شسته شده و خالی است ، کشکان همچنان گل آلود است و آبشارهایی که روزی منظرهای چشم نواز داشتند اکنون رنگ گل به خود گرفته اند.
روستای چم شهران (گاو زرده) واقع در 5 کیلومتری معمولان راه ارتباطی ندارد از پلی که این روستا را به جاده اصلی پیوند میدهد، تنها یک پایه بتنی باقی مانده است که درست وسط رود کشکان قرار دارد و دیگر هیچ، یعنی راه ارتباط با روستا به طور کلی قطع است هیچ کس از حال و روز مردم روستا خبر ندارد، راهنمایم می گوید که تعدادی از خانه های کنار رودخانه نیز تخریب شده و امروز دیگر نیستند، تنها اثر زندگی در این روستا که از دور می توان دید زنی است که در حال گذر از کناره روستاست، راهنما حدس می زند که نیازهای این مردم از طریق بالگرد تامین می شود.
نم نمک به معمولان میرسیم، بخشی از باغها و زمینهای زراعی کاملا زیر آب رفته است، مردم شهر میگویند که روستاهای دمرود سفلی، دمرود اولیا و سرتپه نیز راه ارتباطیشان قطع شده و تنها از طریق کوه یا بالگردهای هلال احمر و ارتش کمک رسانی می شوند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-12
🔻یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش اول این گزارش مفصل به معمولان و روستاهای اطراف آن اختصاص دارد:
به لرستان می رسم به سرزمین آبشارها به سرزمین سیمره و کشکان که امروز کف بر لب آورده و با خروش و خشم ، قهر خود را نثار مردم این سرزمین کردهاند، مردمی که از یک سوقربانی ناکارآمدیها، سوءمدیریتها و نبود کارشناسان محیط زیستی و شهری آگاه شده اند و از سوی دیگر گرفتار قهر طبیعتی خشمگین از این همه بی توجهی و خطاهای فاحش زیست محیطی.
شهرستانهای پلدختر، معمولان و بخشهایی از کوهدشت بیشترین آسیب را دیده اند که در این میان آسیب های وارده بر پلدختر کمر شکنتر از باقی مناطق به نظر می رسد.
معمولان؛ جدامانده و تنها
صبح شنبه 17 فروردین راه های ارتباطی شهر معمولان بعد از چند روز تلاش پیایی عوامل راهداری بالاخره بازگشانی میشود اما راههای ارتباطی روستاها همچنان بسته است .
به سوی معمولان حرکت می کنیم، جاده خرم آباد، معمولان آسیب قابل توجهی دیده است سیل در برخی بخشها تا بالای جاده ارتفاع گرفته و گل و لای آن که اکنون به کنار جاده کشیده شده هنوز باقی است، تکههای بزرگ آسفالت با قدرت سیل در هم شکسته و به قسمت زیرین جاده فتاده و قسمت زیرین دیگر باند جاده، با آب شسته شده و خالی است ، کشکان همچنان گل آلود است و آبشارهایی که روزی منظرهای چشم نواز داشتند اکنون رنگ گل به خود گرفته اند.
روستای چم شهران (گاو زرده) واقع در 5 کیلومتری معمولان راه ارتباطی ندارد از پلی که این روستا را به جاده اصلی پیوند میدهد، تنها یک پایه بتنی باقی مانده است که درست وسط رود کشکان قرار دارد و دیگر هیچ، یعنی راه ارتباط با روستا به طور کلی قطع است هیچ کس از حال و روز مردم روستا خبر ندارد، راهنمایم می گوید که تعدادی از خانه های کنار رودخانه نیز تخریب شده و امروز دیگر نیستند، تنها اثر زندگی در این روستا که از دور می توان دید زنی است که در حال گذر از کناره روستاست، راهنما حدس می زند که نیازهای این مردم از طریق بالگرد تامین می شود.
نم نمک به معمولان میرسیم، بخشی از باغها و زمینهای زراعی کاملا زیر آب رفته است، مردم شهر میگویند که روستاهای دمرود سفلی، دمرود اولیا و سرتپه نیز راه ارتباطیشان قطع شده و تنها از طریق کوه یا بالگردهای هلال احمر و ارتش کمک رسانی می شوند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/as-04-12
Telegraph
یک هفته گذشته و خبر خوشی در راه نیست
گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قمست اول یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته…