#یادداشت_منتخب
🔸هپکو و مشکلات خصوصیسازی در ایران
🔻 سرواژ صنعتی
▫️تصوّر میکنم این برای آنچه در ایران «خصوصیسازی» نامیده میشود، اصطلاح بسیار مناسبتری باشد. سرواژ یا رعیتداری (Serfdom، Servage) نظام کار در فئودالیسم اروپای قرون وسطی بود که در آن سرفها یا رعیتها تختهبند زمین بودند و حق نداشتند زمینی که روی آن کشاورزی میکردند را ترک کنند. در صورت فروش یا انتقال زمین، سرفها نیز به همراه آن معامله میشدند. نظامی یک آب شُستهتر از بردهداری.
حالا و در قوانین خصوصیسازی ایران هم کارگر تختهبند کارخانه است و مالک حق اخراج او را ندارد. سرفهای قدیم اسیر مالک بودند. امّا سرفهایی که قانون خصوصیسازی خلق کرده، مثلاً مالکند و عملاً اسیر کارگرانی که باید حتّی در شرایط ماهها تعطیلی و تعلیق کارخانه نیز دستمزد کاری که انجام نمیشود را به آنان بپردازند.
دستورالعمل نحوه تنظیم قراردادهای واگذاری و تعیین اختیارات و تعهدات طرفین قراردادها، توسط هیئت واگذاری تصویب شده است. مادۀ 10 این دستورالعمل، قید و بندهایی عجیب و کاملاً ضداقتصادی را به گردن خریداران شرکتهای دولتی میگذارد که ممنوعیت تعدیل کارکنان فقط یکی از آنهاست.
و عجیبتر از این قانون، فریادهای عدالتخواهانۀ بعضی دوستان ماست که برایشان نفس اعتراض آن قدر مقدس است که اهمیت چندانی به موضوع اعتراض نمیدهند. نگاهی به ترازنامههای مالی نمیاندازند. تأثیر سقوط شدید بودجۀ عمرانی بر کارخانۀ تولید ماشینآلات راهسازی را نادیده میگیرند. انتظار دارند هر شرکتی بزرگترین شرکت خاورمیانه در نوع خود بود، تا ابد و تحت هر شرایطی همین جایگاه را حفظ کند؛ بدون آن که درک کنند شرکتهای خصوصی شده نمیتوانند تافتهای جدا بافته از کلّ یک اقتصاد در حال کما باشند.
ورشگستگی این گونه شرکتها عجیب نیست، اگر پررونق و شکوفا بودند جای شگفتی بود.
وقتی نتوانید سرمایه و تکنولوژی خارجی جذب کنید، نمیتوانید رقابت کنید. معنای جا ماندن در رقابت این است که با قیمت یک بولدوزری که تولید میکنید میتوان سه دستگاه با کیفیتتر خرید که زحمت واردات یا قاچاقش را برادران تیولدار میکشند و هُرم هیچ آتش اعتراضی هم هیچگاه دامن منافع هنگفتشان را نمیگیرد. چون گردنشان فوقالعاده کلفتتر از آن است که مثل خریداران مفلوک کارخانههای در حال نزع، تیتر خبرهای هیجانانگیز و سیبل لعنت و نفرین شوند.
تأثیر آنها و دلواپسیهای گوناگونشان (از برجام، تا مواجه شدن با ورزشکار اسرائیلی، تا حجاب، تا دختران تماشاگر ورزشگاه، تا سریال شمس، تا هرچیز دیگری که فقط با حساب و کتاب منحصربفرد خودشان جای دلواپسی دارد) بر حال و روز سیاه هپکو هیچگاه دیده نخواهد شد، وقتی چشمها به راهآهن بند آمدۀ اراک و سر و روی خونین کارگران کتکخورده خیره باشد.
آنچه به زعم دوستان به ثمن بخس فروخته شد، در واقع صدها میلیارد تومان بدهی در حال افزایش بود و حقوق و مزایای ماهانۀ حدود هزار نفر کارگر بیکار و مقدار زیادی زمین و اموال که هیچ اختیاری برای فروش یا تغییر کاربریشان وجود ندارد.
پس چرا خریدار حاضر شد این کوه بلا را بخرد؟ نمیدانیم. باید از خودش پرسید. باید آرزو کرد کاش روزنامهنگارانی داشتیم که به جای کپی پیست حرّافیهای باب روز، زحمت کشف و تحقیق اطلاعات میدانی و دست اوّل را به خود هموار میکردند و میتوانستند «نمیدانیم»ها را به «میدانیم» تبدیل کنند. و کاش قانونی داشتیم که خبرنگار به جای آنکه از آن بترسد، به آن پشتگرم بود. کاش جرأت و حمیّت اعتراض داشتیم و کاش میدانستیم چیست که باید به آن معترض بود.
▫️منبع: کانال امیررضا عبدلی
🆔 @jameeno
🔸هپکو و مشکلات خصوصیسازی در ایران
🔻 سرواژ صنعتی
▫️تصوّر میکنم این برای آنچه در ایران «خصوصیسازی» نامیده میشود، اصطلاح بسیار مناسبتری باشد. سرواژ یا رعیتداری (Serfdom، Servage) نظام کار در فئودالیسم اروپای قرون وسطی بود که در آن سرفها یا رعیتها تختهبند زمین بودند و حق نداشتند زمینی که روی آن کشاورزی میکردند را ترک کنند. در صورت فروش یا انتقال زمین، سرفها نیز به همراه آن معامله میشدند. نظامی یک آب شُستهتر از بردهداری.
حالا و در قوانین خصوصیسازی ایران هم کارگر تختهبند کارخانه است و مالک حق اخراج او را ندارد. سرفهای قدیم اسیر مالک بودند. امّا سرفهایی که قانون خصوصیسازی خلق کرده، مثلاً مالکند و عملاً اسیر کارگرانی که باید حتّی در شرایط ماهها تعطیلی و تعلیق کارخانه نیز دستمزد کاری که انجام نمیشود را به آنان بپردازند.
دستورالعمل نحوه تنظیم قراردادهای واگذاری و تعیین اختیارات و تعهدات طرفین قراردادها، توسط هیئت واگذاری تصویب شده است. مادۀ 10 این دستورالعمل، قید و بندهایی عجیب و کاملاً ضداقتصادی را به گردن خریداران شرکتهای دولتی میگذارد که ممنوعیت تعدیل کارکنان فقط یکی از آنهاست.
و عجیبتر از این قانون، فریادهای عدالتخواهانۀ بعضی دوستان ماست که برایشان نفس اعتراض آن قدر مقدس است که اهمیت چندانی به موضوع اعتراض نمیدهند. نگاهی به ترازنامههای مالی نمیاندازند. تأثیر سقوط شدید بودجۀ عمرانی بر کارخانۀ تولید ماشینآلات راهسازی را نادیده میگیرند. انتظار دارند هر شرکتی بزرگترین شرکت خاورمیانه در نوع خود بود، تا ابد و تحت هر شرایطی همین جایگاه را حفظ کند؛ بدون آن که درک کنند شرکتهای خصوصی شده نمیتوانند تافتهای جدا بافته از کلّ یک اقتصاد در حال کما باشند.
ورشگستگی این گونه شرکتها عجیب نیست، اگر پررونق و شکوفا بودند جای شگفتی بود.
وقتی نتوانید سرمایه و تکنولوژی خارجی جذب کنید، نمیتوانید رقابت کنید. معنای جا ماندن در رقابت این است که با قیمت یک بولدوزری که تولید میکنید میتوان سه دستگاه با کیفیتتر خرید که زحمت واردات یا قاچاقش را برادران تیولدار میکشند و هُرم هیچ آتش اعتراضی هم هیچگاه دامن منافع هنگفتشان را نمیگیرد. چون گردنشان فوقالعاده کلفتتر از آن است که مثل خریداران مفلوک کارخانههای در حال نزع، تیتر خبرهای هیجانانگیز و سیبل لعنت و نفرین شوند.
تأثیر آنها و دلواپسیهای گوناگونشان (از برجام، تا مواجه شدن با ورزشکار اسرائیلی، تا حجاب، تا دختران تماشاگر ورزشگاه، تا سریال شمس، تا هرچیز دیگری که فقط با حساب و کتاب منحصربفرد خودشان جای دلواپسی دارد) بر حال و روز سیاه هپکو هیچگاه دیده نخواهد شد، وقتی چشمها به راهآهن بند آمدۀ اراک و سر و روی خونین کارگران کتکخورده خیره باشد.
آنچه به زعم دوستان به ثمن بخس فروخته شد، در واقع صدها میلیارد تومان بدهی در حال افزایش بود و حقوق و مزایای ماهانۀ حدود هزار نفر کارگر بیکار و مقدار زیادی زمین و اموال که هیچ اختیاری برای فروش یا تغییر کاربریشان وجود ندارد.
پس چرا خریدار حاضر شد این کوه بلا را بخرد؟ نمیدانیم. باید از خودش پرسید. باید آرزو کرد کاش روزنامهنگارانی داشتیم که به جای کپی پیست حرّافیهای باب روز، زحمت کشف و تحقیق اطلاعات میدانی و دست اوّل را به خود هموار میکردند و میتوانستند «نمیدانیم»ها را به «میدانیم» تبدیل کنند. و کاش قانونی داشتیم که خبرنگار به جای آنکه از آن بترسد، به آن پشتگرم بود. کاش جرأت و حمیّت اعتراض داشتیم و کاش میدانستیم چیست که باید به آن معترض بود.
▫️منبع: کانال امیررضا عبدلی
🆔 @jameeno
#الف
🔹کانال زبان!
▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم. بیبهانه و با پوزش اطاعت میکنیم.
مناطق اشاره شده در مطلب، حوزه گسترده ای است که فارسیزبانان در آن زندگی میکنند. مشخصا تاجیکستان و افغانستان مراد آن اشاره بودهاند که همراه با ایران، منطقه وسیع پارسیزبانان را تشکیل میدهند. "همه آنچه میخواهیم" نیز اشاره دارد به امیال عظمتطلبانه حکومت فعلی ایران که مثل هر حکومت ره گم کردهمتوهمی سودای تشکیل یک قدرتبرتر منطقهای وجهانی ذهنش را رهانمیکند. برخلاف حکومت پیشین که محورامپراطوری ذهنی خود را در تاریخ اسطورهای و پادشاهی ایران جستجو میکرد، حکومت کنونی در بخش اعظم چهاردهه گذشته، تشکیل یک امپراطوری مذهبی را در رویاهایش میپروراند و در واقع یک استراتژی فرقهمحور در ذهن دارد. پیدا کردن جماعات شیعی و حمایت از انها برای تشکیل حکومت در کشورهای منطقه، در همین راستا بوده است و علت ناکامی حکومت ایران در پیدا کردن نفوذ و قدرتی غیر قابل نفی توسطرقبا و رانده شدن به گوشه رینگ سیاست بینالملل، در نادرستی همین استراتژی نهفته است .
مختصر بگوییم که این هدف فینفسه اشتباه نیست؛ هر محوری که شکلگیری قدرت واقعی و غیر توهمی برای کشور حول آن ممکن باشد، میتواند مفیدباشد و حضور یک امت شیعی قدرتمند در عرصه جهانی نیزمیتوانست برای ایران مفید باشد. اما این امر در عمل به دلایلی که این مطلب جای بحث آن نیست ناممکن است. در چارچوب استراتژی #خارپشت نیز، از آن جهت ناممکن است که در این استراتژی اصل بر پذیرش دوفاکتوی حکومتها و دولتهای مستقر در کشورها به عنوان یک واقعیت توسط حکومت ایران است. بنابراین ، مطابق این استراتژی حکومت باید از جستجوی متحدفرقهای (هر فرقهای ) در کشور مفروض اجتناب کند و در بحرین و عربستان و نیجریه و کویت و عراق و لبنان و یمن و ...(فهرستی طولانیشد !) دنبال یارغار نگردد. با رویه عکس این رویکرد، یعنی روش فعلی، فقط میتوان دولتهای دشمن در اطراف کشور پدید آورد و نه یک ایران قدرتمند صاحب نفوذ و امن.
جایگزین رویکرد فرقهای ناکارا، یک محور قدرتمند واقعی و متفاوت برای ایجاد حس تعلق و هویت بخشاست که از نظر قدرت قابل قیاس با حس کنونی تعلق مذهبی باشد . سقفی دربرگیرنده، همچون بزرگی یک امپراطوری . این امپراطوری البته نیازی به ایجاد ندارد و قائم به ذات خویش به درازای تاریخ ایستاده است : امپراطوری زبان و ادبیات فارسی، ومجموعهای از فرهنگ که دربستر این زبان زاده شده وهمراه آن بالیده است.
بنابر این، مشروح توصیه ای که به اشاره در مطلب مورد بحث آمده ، این است که براساس تجربه، گسترش نفوذ ایران براساس فرهنگ عقیدتی وایمانی در قلمرو بال غربی همسایگان آن (اعراب) امکان پذیر نیست زیرا تعارض ماهویمذهبی بین ایران و اکثریت کشورهای عرب(که هیچ کنفرانس تقریب مذاهبی سلطه آن را منتفی نمیسازد) تا آینده نامعلوم لاینحل است. اما برعکس آن، بستر نزدیککننده مناسبی برای ایجاد یک حوزه نفوذ سرشار از مسالمت و پذیرش تودهای در شرق و شمال شرق ایران گسترده است. ما آنرا امپراطوری زبان فارسی نام میگذاریم ؛ گسترده از تاجیکستان تا کردستان ، و از افغانستان تا آذربایجان. نفوذ زبان و ادب فارسی در پاکستان و هند و... بماند. ما باید خود را جزئی از این مپراطوری بدانیم و در جهت قدرتمند کردن آن حرکت کنیم. این امپراطوری، از نظر جغرافیایی عمق استراتژیک (یک مفهوم میلیتاریستی)ندارد، اما از جنبه تاریخی، تداوم استراتژیک دارد؛ یک همپیوندی نرم و ماندگار، به جای همنشینیها و پیمانهایی پر از خردهشیشه!
توصیه ای که ما همواره درچارچوب استراتژیخارپشت داشته ایم،پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر عرب (باوجود همه پادشاهان نادان و خونریز و ضد ملیشان) ، توسعه تجارت با جهان عرب برای کاهش زمختیها ودردسرهایش ، و از نظر سیاسی(اگر عرق مذهبی حکومت غلیان دارد!)تقاضای هشیارانه دیپلماتیک برای رعایت حقوق همه شهروندان ازجمله جماعات هم مذهب با ایران از همین دولتهابوده است. توسعه نقش بین المللی ایران و گسترش نفوذ آن نه از طریق سلطه اقتصادی ممکن است ،نه از مسیر وحدت اسلامی، نه از کانال تقرب مذهبی، و البته نه فقط از طریق کسب قدرت نظامی. شاید به اینها هم نیاز باشد، ولی تداوم حیات ایران و ظهور و حضور آن به عنوان یک قدرت منطقهای متمدن و بلامنازع، فقط در قلمروی امپراطوری زبانیاش ممکن است ؛ ناآلوده به توهمات ناسیونالیستی و شوونیسم قومی، نامجبور به رویارویی با تعارضات مذهبی و تعصبات قبیلهای .
🆔 @jameeno
🔹کانال زبان!
▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم. بیبهانه و با پوزش اطاعت میکنیم.
مناطق اشاره شده در مطلب، حوزه گسترده ای است که فارسیزبانان در آن زندگی میکنند. مشخصا تاجیکستان و افغانستان مراد آن اشاره بودهاند که همراه با ایران، منطقه وسیع پارسیزبانان را تشکیل میدهند. "همه آنچه میخواهیم" نیز اشاره دارد به امیال عظمتطلبانه حکومت فعلی ایران که مثل هر حکومت ره گم کردهمتوهمی سودای تشکیل یک قدرتبرتر منطقهای وجهانی ذهنش را رهانمیکند. برخلاف حکومت پیشین که محورامپراطوری ذهنی خود را در تاریخ اسطورهای و پادشاهی ایران جستجو میکرد، حکومت کنونی در بخش اعظم چهاردهه گذشته، تشکیل یک امپراطوری مذهبی را در رویاهایش میپروراند و در واقع یک استراتژی فرقهمحور در ذهن دارد. پیدا کردن جماعات شیعی و حمایت از انها برای تشکیل حکومت در کشورهای منطقه، در همین راستا بوده است و علت ناکامی حکومت ایران در پیدا کردن نفوذ و قدرتی غیر قابل نفی توسطرقبا و رانده شدن به گوشه رینگ سیاست بینالملل، در نادرستی همین استراتژی نهفته است .
مختصر بگوییم که این هدف فینفسه اشتباه نیست؛ هر محوری که شکلگیری قدرت واقعی و غیر توهمی برای کشور حول آن ممکن باشد، میتواند مفیدباشد و حضور یک امت شیعی قدرتمند در عرصه جهانی نیزمیتوانست برای ایران مفید باشد. اما این امر در عمل به دلایلی که این مطلب جای بحث آن نیست ناممکن است. در چارچوب استراتژی #خارپشت نیز، از آن جهت ناممکن است که در این استراتژی اصل بر پذیرش دوفاکتوی حکومتها و دولتهای مستقر در کشورها به عنوان یک واقعیت توسط حکومت ایران است. بنابراین ، مطابق این استراتژی حکومت باید از جستجوی متحدفرقهای (هر فرقهای ) در کشور مفروض اجتناب کند و در بحرین و عربستان و نیجریه و کویت و عراق و لبنان و یمن و ...(فهرستی طولانیشد !) دنبال یارغار نگردد. با رویه عکس این رویکرد، یعنی روش فعلی، فقط میتوان دولتهای دشمن در اطراف کشور پدید آورد و نه یک ایران قدرتمند صاحب نفوذ و امن.
جایگزین رویکرد فرقهای ناکارا، یک محور قدرتمند واقعی و متفاوت برای ایجاد حس تعلق و هویت بخشاست که از نظر قدرت قابل قیاس با حس کنونی تعلق مذهبی باشد . سقفی دربرگیرنده، همچون بزرگی یک امپراطوری . این امپراطوری البته نیازی به ایجاد ندارد و قائم به ذات خویش به درازای تاریخ ایستاده است : امپراطوری زبان و ادبیات فارسی، ومجموعهای از فرهنگ که دربستر این زبان زاده شده وهمراه آن بالیده است.
بنابر این، مشروح توصیه ای که به اشاره در مطلب مورد بحث آمده ، این است که براساس تجربه، گسترش نفوذ ایران براساس فرهنگ عقیدتی وایمانی در قلمرو بال غربی همسایگان آن (اعراب) امکان پذیر نیست زیرا تعارض ماهویمذهبی بین ایران و اکثریت کشورهای عرب(که هیچ کنفرانس تقریب مذاهبی سلطه آن را منتفی نمیسازد) تا آینده نامعلوم لاینحل است. اما برعکس آن، بستر نزدیککننده مناسبی برای ایجاد یک حوزه نفوذ سرشار از مسالمت و پذیرش تودهای در شرق و شمال شرق ایران گسترده است. ما آنرا امپراطوری زبان فارسی نام میگذاریم ؛ گسترده از تاجیکستان تا کردستان ، و از افغانستان تا آذربایجان. نفوذ زبان و ادب فارسی در پاکستان و هند و... بماند. ما باید خود را جزئی از این مپراطوری بدانیم و در جهت قدرتمند کردن آن حرکت کنیم. این امپراطوری، از نظر جغرافیایی عمق استراتژیک (یک مفهوم میلیتاریستی)ندارد، اما از جنبه تاریخی، تداوم استراتژیک دارد؛ یک همپیوندی نرم و ماندگار، به جای همنشینیها و پیمانهایی پر از خردهشیشه!
توصیه ای که ما همواره درچارچوب استراتژیخارپشت داشته ایم،پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر عرب (باوجود همه پادشاهان نادان و خونریز و ضد ملیشان) ، توسعه تجارت با جهان عرب برای کاهش زمختیها ودردسرهایش ، و از نظر سیاسی(اگر عرق مذهبی حکومت غلیان دارد!)تقاضای هشیارانه دیپلماتیک برای رعایت حقوق همه شهروندان ازجمله جماعات هم مذهب با ایران از همین دولتهابوده است. توسعه نقش بین المللی ایران و گسترش نفوذ آن نه از طریق سلطه اقتصادی ممکن است ،نه از مسیر وحدت اسلامی، نه از کانال تقرب مذهبی، و البته نه فقط از طریق کسب قدرت نظامی. شاید به اینها هم نیاز باشد، ولی تداوم حیات ایران و ظهور و حضور آن به عنوان یک قدرت منطقهای متمدن و بلامنازع، فقط در قلمروی امپراطوری زبانیاش ممکن است ؛ ناآلوده به توهمات ناسیونالیستی و شوونیسم قومی، نامجبور به رویارویی با تعارضات مذهبی و تعصبات قبیلهای .
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔻یک ضرورت استراتژیک:
🔹تامین کامل تحصیل مجانی و سلامتی مجانی برای کودکان و نوجوانان
🖌 عیسی پیلهور
1- وضعیت اقتصادی (بعلت تحریمها و فلج نسبی داخلی) بعید است بهزودی بهتر شود. لذا کسانی که طی سالهای اخیر در وضعیت فقر بوده اند، سالها در همین وضعیت خواهند بود. فقر خانواده ها تاثیرات منفی (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) بر فرزندان دارد، شامل موارد زیر:
کاهش سلامتی جسمی و روحی
کاهش موفقیت تحصیلی
کاهش آمادگی برای مشاغل آیندهدار
3- اگر دولت/ حکومت به وظایفش در قانون اساسی بطور کامل عمل نکند، اکثر کودکان و نوجوانان خانوادههای فقیر دچار مشکلات جدی در تحصیل یا سلامتی خود خواهند شد که ضررهای مهم زیر را دارد:
3-1- افزایش هزینههای درمانی نسل آنها در میانمدت و بلندمدت
3-2- تربیت نشدن کافی و متناسب نسل فعلی بعنوان شهروندان آتی
3-3- کمبود نیروی کار مناسب برای اقتصاد رو به ترقی که در میانمدت و بلندمدت نیاز داریم
3-4- افزایش نارضایتی والدین کودکان از وضعیت، لذا افزایش اقدامات غیرقانونی و افزایش اعتراضات عمومی
3-5- افزایش کار غیرقانونی کودکان و نوجوانان (چه در مشاغل قانونی چه در مشاغل غیرقانونی)
3-6- کاهش تقاضا برای محصولات و خدمات تحصیلی باکیفیت و نیز محصولات و خدمات سلامتی باکیفیت لذا تضعیف عرضه کنندگان محصولات و خدمات مذکور
3-7- افزایش مقاومت در مقابل خصوصیسازی و آزادسازی اقتصادی حتی در مواردی که کاملا قانونی و قابل توجیه باشند
4- اگر دولت/ حکومت به وظایف قانونی خود در قبال تحصیل و سلامتی کودکان و نوجوانان بطور کامل عمل کند، در کوتاه مدت و میان مدت فواید زیر را خواهد داشت:
4-1- جلوگیری از تشدید نارضایتیها و اعتراضات مختلف
4-2- قدمی معنادار و ملموس برای افزایش انسجام ملی در طی مشکلات فعلی و آتی
4-3- جلوگیری از بدتر شدن وضعیت معلمان، پرستاران و دیگر ارائهکنندگان محصولات و خدمات تحصیلی و سلامتی
5- فواید عمل به وظایف مذکور در میانمدت و بلندمدت:
5-1- جلوگیری از افزایش شدید هزینههای درمانی در آینده
5-2- تربیت کافی و متناسب نسل فعلی بعنوان شهروندان سالم آتی
5-3- آماده شدن افراد مناسبتر برای مشاغل آینده
5-4- جلوگیری از هزینههای بلندمدت ناشی از اعتراضات زیاد و هزینههای گرایش مردم به مشاغل غیرقانونی
6- نحوه تامین منابع مالی مورد نیاز:
6-1- اولا تامین (هزینههای) سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان، وظیفه مقامات است لذا وظیفه دارند که تا وقتی (هزینههای) حقوق مذکور تامین نشده است از همه هزینههای غیرضروری اجتناب کنند
6-2- منابع مالی و غیرمالی خیلی بزرگی در حال حاضر در بخش عمومی فعالیت می کنند که معلوم نیست که چند درصد فعالیت آنها ضروریتر از اختصاص به سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان است. لازم است که مجلس محترم با تصویب لایحه/ طرح مناسبی، سودهای حاصل از اموال عمومی را به سمت سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان هدایت کند و اگر لازم شده عین اموال و دارئیها را نیز منتقل نماید.
7- تشکیل صندوق تسهیلات منصفانه:
می توان صندوقی تشکیل داد که موقعی که منابع بودجه و منابع عمومی دیگر برای تامین هزینه های سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان کافی نباشد، تسهیلات منصفانه در اختیار افراد حقیقی و حقوقی فعال در حوزه سلامتی و تحصیل قرار دهد. (منظور از تسهیلات منصفانه تسهیلاتی است که با قیمت ثابت و با نرخ بانکی خیلی نزدیک به نرخ رشد واقعی GDP تادیه میشود.)
از طرف دیگر دولت می تواند برای سرمایه گذاری در صندوق مذکور مزایایی در نظر بگیرد که سرمایه گذاری در آن برای فعالان مختلف اقتصادی جذاب و دارای توجیه اقتصادی باشد.
8- در شرایط پرتشتت و پرابهام فعلی، عمل کردن کامل دولت/ حکومت به وظایف قانونی در قبال سلامتی و تحصیل کودکان، می تواند محوری برای انسجام و محوری برای انجام اقدامات مثبت دیگر باشد.
9- این توصیه با تمایلات اقتصاد دولتی تعارضی ندارد چون انجام وظیفه قانونی حکومت را توصیه می کند. با تمایلات اقتصاد آزاد نیز تعارض چندانی ندارد چون اولا قرار نیست که منابع مذکور از بخش خصوص اخذ شده و بصورت عمومی خرج شوند بلکه از منابعی خرج میشود که از قبل در اختیار بخش عمومی است. ثانیا ریسک اقتصادی-سیاسی جامعه را کاهش میدهد که برای بخش خصوص مثبت است. ثالثا مقاومت ناموجه افکار عمومی در مقابل آزادسازی اقتصادی موجه را کم می کند. (بنظرم تعارض و تزاحم احتمالی این توصیه با اقتصاد آزاد تا یک نسل بعد شروع نمی شود.)
🆔 @jameeno
🔻یک ضرورت استراتژیک:
🔹تامین کامل تحصیل مجانی و سلامتی مجانی برای کودکان و نوجوانان
🖌 عیسی پیلهور
1- وضعیت اقتصادی (بعلت تحریمها و فلج نسبی داخلی) بعید است بهزودی بهتر شود. لذا کسانی که طی سالهای اخیر در وضعیت فقر بوده اند، سالها در همین وضعیت خواهند بود. فقر خانواده ها تاثیرات منفی (کوتاه مدت، میان مدت و بلندمدت) بر فرزندان دارد، شامل موارد زیر:
کاهش سلامتی جسمی و روحی
کاهش موفقیت تحصیلی
کاهش آمادگی برای مشاغل آیندهدار
3- اگر دولت/ حکومت به وظایفش در قانون اساسی بطور کامل عمل نکند، اکثر کودکان و نوجوانان خانوادههای فقیر دچار مشکلات جدی در تحصیل یا سلامتی خود خواهند شد که ضررهای مهم زیر را دارد:
3-1- افزایش هزینههای درمانی نسل آنها در میانمدت و بلندمدت
3-2- تربیت نشدن کافی و متناسب نسل فعلی بعنوان شهروندان آتی
3-3- کمبود نیروی کار مناسب برای اقتصاد رو به ترقی که در میانمدت و بلندمدت نیاز داریم
3-4- افزایش نارضایتی والدین کودکان از وضعیت، لذا افزایش اقدامات غیرقانونی و افزایش اعتراضات عمومی
3-5- افزایش کار غیرقانونی کودکان و نوجوانان (چه در مشاغل قانونی چه در مشاغل غیرقانونی)
3-6- کاهش تقاضا برای محصولات و خدمات تحصیلی باکیفیت و نیز محصولات و خدمات سلامتی باکیفیت لذا تضعیف عرضه کنندگان محصولات و خدمات مذکور
3-7- افزایش مقاومت در مقابل خصوصیسازی و آزادسازی اقتصادی حتی در مواردی که کاملا قانونی و قابل توجیه باشند
4- اگر دولت/ حکومت به وظایف قانونی خود در قبال تحصیل و سلامتی کودکان و نوجوانان بطور کامل عمل کند، در کوتاه مدت و میان مدت فواید زیر را خواهد داشت:
4-1- جلوگیری از تشدید نارضایتیها و اعتراضات مختلف
4-2- قدمی معنادار و ملموس برای افزایش انسجام ملی در طی مشکلات فعلی و آتی
4-3- جلوگیری از بدتر شدن وضعیت معلمان، پرستاران و دیگر ارائهکنندگان محصولات و خدمات تحصیلی و سلامتی
5- فواید عمل به وظایف مذکور در میانمدت و بلندمدت:
5-1- جلوگیری از افزایش شدید هزینههای درمانی در آینده
5-2- تربیت کافی و متناسب نسل فعلی بعنوان شهروندان سالم آتی
5-3- آماده شدن افراد مناسبتر برای مشاغل آینده
5-4- جلوگیری از هزینههای بلندمدت ناشی از اعتراضات زیاد و هزینههای گرایش مردم به مشاغل غیرقانونی
6- نحوه تامین منابع مالی مورد نیاز:
6-1- اولا تامین (هزینههای) سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان، وظیفه مقامات است لذا وظیفه دارند که تا وقتی (هزینههای) حقوق مذکور تامین نشده است از همه هزینههای غیرضروری اجتناب کنند
6-2- منابع مالی و غیرمالی خیلی بزرگی در حال حاضر در بخش عمومی فعالیت می کنند که معلوم نیست که چند درصد فعالیت آنها ضروریتر از اختصاص به سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان است. لازم است که مجلس محترم با تصویب لایحه/ طرح مناسبی، سودهای حاصل از اموال عمومی را به سمت سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان هدایت کند و اگر لازم شده عین اموال و دارئیها را نیز منتقل نماید.
7- تشکیل صندوق تسهیلات منصفانه:
می توان صندوقی تشکیل داد که موقعی که منابع بودجه و منابع عمومی دیگر برای تامین هزینه های سلامتی و تحصیل کودکان و نوجوانان کافی نباشد، تسهیلات منصفانه در اختیار افراد حقیقی و حقوقی فعال در حوزه سلامتی و تحصیل قرار دهد. (منظور از تسهیلات منصفانه تسهیلاتی است که با قیمت ثابت و با نرخ بانکی خیلی نزدیک به نرخ رشد واقعی GDP تادیه میشود.)
از طرف دیگر دولت می تواند برای سرمایه گذاری در صندوق مذکور مزایایی در نظر بگیرد که سرمایه گذاری در آن برای فعالان مختلف اقتصادی جذاب و دارای توجیه اقتصادی باشد.
8- در شرایط پرتشتت و پرابهام فعلی، عمل کردن کامل دولت/ حکومت به وظایف قانونی در قبال سلامتی و تحصیل کودکان، می تواند محوری برای انسجام و محوری برای انجام اقدامات مثبت دیگر باشد.
9- این توصیه با تمایلات اقتصاد دولتی تعارضی ندارد چون انجام وظیفه قانونی حکومت را توصیه می کند. با تمایلات اقتصاد آزاد نیز تعارض چندانی ندارد چون اولا قرار نیست که منابع مذکور از بخش خصوص اخذ شده و بصورت عمومی خرج شوند بلکه از منابعی خرج میشود که از قبل در اختیار بخش عمومی است. ثانیا ریسک اقتصادی-سیاسی جامعه را کاهش میدهد که برای بخش خصوص مثبت است. ثالثا مقاومت ناموجه افکار عمومی در مقابل آزادسازی اقتصادی موجه را کم می کند. (بنظرم تعارض و تزاحم احتمالی این توصیه با اقتصاد آزاد تا یک نسل بعد شروع نمی شود.)
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹اینگونه که به تحقیر خویش نشسته ایم
🖌احسان آزاد
▫️شاید در این روزها که فضای کلی رسانه ها، چه داخلی و چه خارجی و چه در عرصه رسانه های نوشتاری و چه فضای مجازی، شاید طبق روال این سالها، مملو از نوشتهها و پست های سیاست زده هست و به قولی تحلیل های سیاسی داغ بخصوص در سیاست خارجی و مسئله تنش ایران و آمریکا مد روز بوده و بیشتر طرفدار دارد، کمتر بشود راجع به مباحث عمیق تر و ریشه ای فرای خبرهای فوری و تحلیل های "زرد" سیاسی صحبت کرد و نوشت. البته شاید از دلایل بیشمار وضعیت فعلی جامعه، اگر نه اصلی ترین آن، ولی یکی از مهمترین ها همین غلبه حاشیه بر متن در تمامی عرصه ها از فرهنگ و هنر گرفته تا ورزش و سیاست باشد. اساسا گویا مخاطب گرایی و سطحی انگاری به گونه ای همه عرصه ها را فرا گرفته که کمتر کسی حوصله پرداختن به چرایی پدیده ها و تحلیل علل وضعیت نابسامان فعلی را دارد و ترجیح می دهد وارد این وادی کم مخاطب نشود.
فارغ از این، بهانه ی این یادداشت اما بازخوردهای مشابهی ست به سه خبر در یکسال گذشته.
خبرهایی شاید غیر جنجالی، در مقایسه با بمب های خبری داغ این ایام. سه اتفاق که شاید در میان هجوم انبوه خبر ها گم شد و به سادگی شاید تنها برای کمتر از چند روز در شبکه های مجازی دست به دست شد و سوژه ی جدیدی برای خنده و مضحکه و احیانا جمع کردن لایک و بازدید بیشتر گردید. البته به همان سرعت هم از حافظه های به شدت کوتاه شده ی این روزها محو شد.
خبر اول این بود که درست سال گذشته در همین حوالی، گروهی از متخصصان ایرانی در تبریز توانسته بودند خودرو معروف و لاکچری لامبورگینی را به روش مهندسی معکوس به طور کامل شبیه سازی کنند.
خبر دوم مربوط به سیستم عامل اندروید داخلی بود که چند ماه پیش اولین بار توسط وزیر ارتباطات و فناوری اعلام شد. گروهی از جوانان ایرانی توانسته بودند برای دور زدن تحریم ها و ایجاد یک بستر برای نرم افزارهای ایرانی، سیستم عاملی مشابه اندروید طراحی کنند تا نرم افزارهای ایرانی بتوانند بدون مشکل در دسترس کابران قرار گیرند.
خبر سوم اما همین روزهای اخیر در خصوص تولید اولین زبان برنامه نویسی بومی بود که توسط جمعی از متخصصان داخل طراحی شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/sa-10-03
🔹اینگونه که به تحقیر خویش نشسته ایم
🖌احسان آزاد
▫️شاید در این روزها که فضای کلی رسانه ها، چه داخلی و چه خارجی و چه در عرصه رسانه های نوشتاری و چه فضای مجازی، شاید طبق روال این سالها، مملو از نوشتهها و پست های سیاست زده هست و به قولی تحلیل های سیاسی داغ بخصوص در سیاست خارجی و مسئله تنش ایران و آمریکا مد روز بوده و بیشتر طرفدار دارد، کمتر بشود راجع به مباحث عمیق تر و ریشه ای فرای خبرهای فوری و تحلیل های "زرد" سیاسی صحبت کرد و نوشت. البته شاید از دلایل بیشمار وضعیت فعلی جامعه، اگر نه اصلی ترین آن، ولی یکی از مهمترین ها همین غلبه حاشیه بر متن در تمامی عرصه ها از فرهنگ و هنر گرفته تا ورزش و سیاست باشد. اساسا گویا مخاطب گرایی و سطحی انگاری به گونه ای همه عرصه ها را فرا گرفته که کمتر کسی حوصله پرداختن به چرایی پدیده ها و تحلیل علل وضعیت نابسامان فعلی را دارد و ترجیح می دهد وارد این وادی کم مخاطب نشود.
فارغ از این، بهانه ی این یادداشت اما بازخوردهای مشابهی ست به سه خبر در یکسال گذشته.
خبرهایی شاید غیر جنجالی، در مقایسه با بمب های خبری داغ این ایام. سه اتفاق که شاید در میان هجوم انبوه خبر ها گم شد و به سادگی شاید تنها برای کمتر از چند روز در شبکه های مجازی دست به دست شد و سوژه ی جدیدی برای خنده و مضحکه و احیانا جمع کردن لایک و بازدید بیشتر گردید. البته به همان سرعت هم از حافظه های به شدت کوتاه شده ی این روزها محو شد.
خبر اول این بود که درست سال گذشته در همین حوالی، گروهی از متخصصان ایرانی در تبریز توانسته بودند خودرو معروف و لاکچری لامبورگینی را به روش مهندسی معکوس به طور کامل شبیه سازی کنند.
خبر دوم مربوط به سیستم عامل اندروید داخلی بود که چند ماه پیش اولین بار توسط وزیر ارتباطات و فناوری اعلام شد. گروهی از جوانان ایرانی توانسته بودند برای دور زدن تحریم ها و ایجاد یک بستر برای نرم افزارهای ایرانی، سیستم عاملی مشابه اندروید طراحی کنند تا نرم افزارهای ایرانی بتوانند بدون مشکل در دسترس کابران قرار گیرند.
خبر سوم اما همین روزهای اخیر در خصوص تولید اولین زبان برنامه نویسی بومی بود که توسط جمعی از متخصصان داخل طراحی شده است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/sa-10-03
Telegraph
اینگونه که به تحقیر خویش نشسته ایم
شاید در این روزها که فضای کلی رسانه ها، چه داخلی و چه خارجی و چه در عرصه رسانه های نوشتاری و چه فضای مجازی، شاید طبق روال این سالها، مملو از نوشتهها و پست های سیاست زده هست و به قولی تحلیل های سیاسی داغ بخصوص در سیاست خارجی و مسئله تنش ایران و آمریکا مد…
#الف
🔸بهکدام نقطه نگاه کنیم!
▫️شورای سردبیری: چند هفته نشخوارخبرهای ساخته شده در باره احتمال ملاقات و معامله روحانی و ترامپ در سازمان ملل برای رسانههاکافی نبود، حالا که چند روز است روحانی برگشته تا به گرفتاریهای خودش برسد و ترامپ هم در چاه گرفتاریهای خودش است، دوباره در باره آن معامله احتمالی و فرضی و آرزوشدهی ناممکن خبر سازی میشود ؛ خوراکی برای افکارنگران عمومی ، برمبنای حدس و گمانها یا کم ارزشترین خبرها، خبرهایی مثل تمایل یا طرح یک سیاستمدار برای وصل کردن دوطرف و مانند آن. آمیزهای از امیدهای الکی برای مخاطب و تشویق حکومت به ادامه بازیهای تبلیغاتی توهم زا.
هرچند هدف اکثراین خبرها و تفسیرهای افراد موسوم به کارشناس از آنها پوشاندن واقعیتهای مهمتر نیست، ولی کارکردشان معمولا همین است. رسانهها متاسفانه از هیچ خبرسازی میکنند تاجذاب باشند و در این میان از طرح مسائل مهمتر باز میمانند. در همین مورد مرتبط باایالات متحده، کنکاش پیرامون انگیزهها و پیشرانههای نهفته در پس مواضعاشخاص و کشورها، اهمیت بیشتری ازخود این مواضع دارد که البته مفقوداست ، و یا اثری از تحلیل منطقی درباره نتایج نهایی احتمالاوخیم وضعموجود به چشم نمیخورد. این البته به معنیتوصیه به انگیزهخوانی وجستجوینیات پنهان سیاستمداران نیست. هدف، دستیابی به بخش پنهان یا نادیده واقعیتها و نشان دادن نتایج نهایی سیاستهابه جامعهاست . مثلا آشکار است رسانههای ضد جمهوری اسلامی علیرغم صرف انرژی و پول فراوان ، از مسیر تحلیل منتهی به نهی حکومت ایران از برخی تحرکات ( گاهی حتی تشجیع هم میکنند!) نمیروند و از اعلام نتایج سیاستهای جاری هم عامدانه خودداری میکنند. نقش آنها بیشتر نشان دادن نقاط سیاه عملکرد گذشته حکومت به منظور تحریک مردم سادهلوح به رویارویی و شورش است . این نقشسازندهای البته نیست.
اما موضوع این نوشتار نگاهها و تحلیلهای درونی و داخلی است که اهمیت بیشتری دارند و میتوانند به ما در عبوراز دشواریها کمک کنند . باز هم به عنوان نمونه، کمتر دیده میشود که تحلیلگران بحثی عمیق در مورد تاکتیک "نه جنگ ، نه مذاکره" عرضه کنند. بسیاری از تحلیلگران اصلاحطلب نقطه شروع خود را توصیه به مذاکره میگذارند و در باره لزوم آن استدلال میکنند و حتیرطب و یابس میبافند ، غافل از اینکه حکومت به وقت مناسب که خودش بداند ( و معمولا در بدترین زمان و از ضعیفترین موضع است ) با شیطان هم مذاکره خواهد کرد و این شعار باب روز"عدم مذاکره زیر فشار" را هم زیر پا میگذارد(قبلا یکبار زیر فشار مذاکره جانانهای کرده است). خلاصه اینکه حکومت نیاز به توصیه مشفقانه رفتن به مذاکره ندارد، این جامعه است که نیاز به آگاهی از نتایجوضعموجود (هم سیاستهای حکومت و هم بدسگالیهای جهان غرب)دارد . نیاز دارد درباره چیزهایی بشنود که حکومت حرف زدن درباره آنها را دوست ندارد. یادمان باشد حرف زدن در باره سیاست خارجی حکومت کار دشواری نیست، اما دستگاههایی در حکومت وجود دارند که سخن گفتن نقدآمیز در باره بخش خاصی از سیاست خارجی ، سیاست منطقه ای ، را برنمیتابند و واکنش های تند نشان میدهند.
اما شرم و رودربایستی یا ترس از اخم ولعن حکومت نباید مانعی در مسیر انجام این نقدها باشد. گاهی احساس میشود رسانهدارها وسخنگویان فراوان جبهه اصلاحات به عللی از گفتن حرفهای لازم ابا دارند ، همانگونه که بیش از یک دهه پیش ، از مخالفت مردمان با ترجیح نفع فلسطینیها و لبنانیها برمنافع مردم ایران شرمنده ومنکر بودند. آنها درباره مسائل مهمی چون ماهیت سیاست فشار و درگیری نیابتی و آثار درازمدت آن بر سرنوشت کشور ساکتاند. نقد سیاست منطقهای کشور در تحلیلهایشان دیده نمیشود. بهنظر میرسد ناظران آگاهند که دومساله لزوم تقویت توان نظامی و درستی یا نادرستی سیاست امنیتی منطقهای با یکدیگر تفاوت دارند ، ولی وقتی تقویت توان نظامی و لزوم هشیاری را تایید میکنند، در باره درستی سیاستهای منطقهای حکومت و فواید و مخاطرات پیمانها و خصومتها سکوت میکنند؛ سکوتی که تفسیر به تایید بی چونوچرای سیاست حکومت میشود.
یک وظیفه مهم رسانهها ، فعالان سیاسی و روشنفکران مستقل تشخیص درجه اولویت و حیاتی بودن مسائل و تمرکز بر سخن گفتن در باره آنهاست. چنانکه گفته شد، بی ترس از اخم و عصبیت، و بی واهمه از لعن و اتهام ، و... موضوعات به تابو تبدیل شده در سیاست خارجی ، حیاتی ترین مسائل کشورند!
🆔 @jameeno
🔸بهکدام نقطه نگاه کنیم!
▫️شورای سردبیری: چند هفته نشخوارخبرهای ساخته شده در باره احتمال ملاقات و معامله روحانی و ترامپ در سازمان ملل برای رسانههاکافی نبود، حالا که چند روز است روحانی برگشته تا به گرفتاریهای خودش برسد و ترامپ هم در چاه گرفتاریهای خودش است، دوباره در باره آن معامله احتمالی و فرضی و آرزوشدهی ناممکن خبر سازی میشود ؛ خوراکی برای افکارنگران عمومی ، برمبنای حدس و گمانها یا کم ارزشترین خبرها، خبرهایی مثل تمایل یا طرح یک سیاستمدار برای وصل کردن دوطرف و مانند آن. آمیزهای از امیدهای الکی برای مخاطب و تشویق حکومت به ادامه بازیهای تبلیغاتی توهم زا.
هرچند هدف اکثراین خبرها و تفسیرهای افراد موسوم به کارشناس از آنها پوشاندن واقعیتهای مهمتر نیست، ولی کارکردشان معمولا همین است. رسانهها متاسفانه از هیچ خبرسازی میکنند تاجذاب باشند و در این میان از طرح مسائل مهمتر باز میمانند. در همین مورد مرتبط باایالات متحده، کنکاش پیرامون انگیزهها و پیشرانههای نهفته در پس مواضعاشخاص و کشورها، اهمیت بیشتری ازخود این مواضع دارد که البته مفقوداست ، و یا اثری از تحلیل منطقی درباره نتایج نهایی احتمالاوخیم وضعموجود به چشم نمیخورد. این البته به معنیتوصیه به انگیزهخوانی وجستجوینیات پنهان سیاستمداران نیست. هدف، دستیابی به بخش پنهان یا نادیده واقعیتها و نشان دادن نتایج نهایی سیاستهابه جامعهاست . مثلا آشکار است رسانههای ضد جمهوری اسلامی علیرغم صرف انرژی و پول فراوان ، از مسیر تحلیل منتهی به نهی حکومت ایران از برخی تحرکات ( گاهی حتی تشجیع هم میکنند!) نمیروند و از اعلام نتایج سیاستهای جاری هم عامدانه خودداری میکنند. نقش آنها بیشتر نشان دادن نقاط سیاه عملکرد گذشته حکومت به منظور تحریک مردم سادهلوح به رویارویی و شورش است . این نقشسازندهای البته نیست.
اما موضوع این نوشتار نگاهها و تحلیلهای درونی و داخلی است که اهمیت بیشتری دارند و میتوانند به ما در عبوراز دشواریها کمک کنند . باز هم به عنوان نمونه، کمتر دیده میشود که تحلیلگران بحثی عمیق در مورد تاکتیک "نه جنگ ، نه مذاکره" عرضه کنند. بسیاری از تحلیلگران اصلاحطلب نقطه شروع خود را توصیه به مذاکره میگذارند و در باره لزوم آن استدلال میکنند و حتیرطب و یابس میبافند ، غافل از اینکه حکومت به وقت مناسب که خودش بداند ( و معمولا در بدترین زمان و از ضعیفترین موضع است ) با شیطان هم مذاکره خواهد کرد و این شعار باب روز"عدم مذاکره زیر فشار" را هم زیر پا میگذارد(قبلا یکبار زیر فشار مذاکره جانانهای کرده است). خلاصه اینکه حکومت نیاز به توصیه مشفقانه رفتن به مذاکره ندارد، این جامعه است که نیاز به آگاهی از نتایجوضعموجود (هم سیاستهای حکومت و هم بدسگالیهای جهان غرب)دارد . نیاز دارد درباره چیزهایی بشنود که حکومت حرف زدن درباره آنها را دوست ندارد. یادمان باشد حرف زدن در باره سیاست خارجی حکومت کار دشواری نیست، اما دستگاههایی در حکومت وجود دارند که سخن گفتن نقدآمیز در باره بخش خاصی از سیاست خارجی ، سیاست منطقه ای ، را برنمیتابند و واکنش های تند نشان میدهند.
اما شرم و رودربایستی یا ترس از اخم ولعن حکومت نباید مانعی در مسیر انجام این نقدها باشد. گاهی احساس میشود رسانهدارها وسخنگویان فراوان جبهه اصلاحات به عللی از گفتن حرفهای لازم ابا دارند ، همانگونه که بیش از یک دهه پیش ، از مخالفت مردمان با ترجیح نفع فلسطینیها و لبنانیها برمنافع مردم ایران شرمنده ومنکر بودند. آنها درباره مسائل مهمی چون ماهیت سیاست فشار و درگیری نیابتی و آثار درازمدت آن بر سرنوشت کشور ساکتاند. نقد سیاست منطقهای کشور در تحلیلهایشان دیده نمیشود. بهنظر میرسد ناظران آگاهند که دومساله لزوم تقویت توان نظامی و درستی یا نادرستی سیاست امنیتی منطقهای با یکدیگر تفاوت دارند ، ولی وقتی تقویت توان نظامی و لزوم هشیاری را تایید میکنند، در باره درستی سیاستهای منطقهای حکومت و فواید و مخاطرات پیمانها و خصومتها سکوت میکنند؛ سکوتی که تفسیر به تایید بی چونوچرای سیاست حکومت میشود.
یک وظیفه مهم رسانهها ، فعالان سیاسی و روشنفکران مستقل تشخیص درجه اولویت و حیاتی بودن مسائل و تمرکز بر سخن گفتن در باره آنهاست. چنانکه گفته شد، بی ترس از اخم و عصبیت، و بی واهمه از لعن و اتهام ، و... موضوعات به تابو تبدیل شده در سیاست خارجی ، حیاتی ترین مسائل کشورند!
🆔 @jameeno
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔹اینگونه که به تحقیر خویش نشسته ایم 🖌احسان آزاد ▫️شاید در این روزها که فضای کلی رسانه ها، چه داخلی و چه خارجی و چه در عرصه رسانه های نوشتاری و چه فضای مجازی، شاید طبق روال این سالها، مملو از نوشتهها و پست های سیاست زده هست و به…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸عقل سلیم بهتر است یا احساس مثبت؟
📎یادداشتی بر «اینگونه که به تحقیر خویش نشستهایم»
🖌مهدی کرشته
▫️اولا چند سال پیش ادعای مخترعی که اتومبیل برقی درست کرده بود و ایران خودرو و... اجازه بهرهبرداری از اون رو نمیدادند به خاطر دارید؟ همه اون اخباری که حتی اون ور آبی ها هم کلی سرو صدا کردند یک کلاهبرداری بود. به همین منوال بقیه این اخبار هم عمدتا دروغ بوده و حداکثر یک کلاغ چهل کلاغ است. در خصوص خبر زبان برنامه نویسی داخلی بنده برداشتم این است که خبر احتمالا برداشت غلط خبرنگار و سعی در غلو آمیز جلوه دادن موضوع بوده است و به این شکل که توضیح داده شده صحیح نیست. بنده کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات هستم و شخصا یک زبان برنامه نویسی فارسی طراحی و اجرا کرده ام و میدانم که این کار ابدا کار ساده ای نیست و در ابعاد نیازها و تخصص های ما شدنی هم نیست. چیزی که از خبر استنباط میکنم هم این است که متخصص موضوع خبر نوعی چارچوب نرم افزاری برای کار خویش برمبنای یکی از زبانهای موجود توسعه داده که به دلیل فراگیر بودن توانمندی ها میتواند مورد استفاده دیگران قرار بگیرد. لذا با وجود ارزشمند بودن تلاش و خروجی این دوستان، این خبر که زبان جدیدی طراحی شده است احتمالا صحت نخواهد داشت.
سیستم عامل اندروید داخلی هم یک کلاغ چهل کلاغ دیگری در این وانفسای خبری است. اندروید خود سیستم عاملی است متن باز، که برای توسعه و استفاده از آن نیاز به هیچ هزینه یا دردسری به جز مطالعه مستندات توسعه آن ندارد. هر برنامه نویس تازه کاری با کمی همت و مطالعه و زمان میتواند یک نسخه از این سیستم عامل را شخصی سازی کند چنانچه چیزی که با عنوان رام های مختلف اندروید میبینید همین فعالیت است که توسط برنامه نویسان در سطح دنیا در حال انجام است. پس سیستم عامل داخلی خبری به لحاظ محتوایی کلاهبرداری است!! هرچند که ظاهری صحیح داشته باشد.
با وجود اینکه تولید اتومبیل در تخصص بنده نیست ولی از اونجا که نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم، بدیهیست کسی که بتواند یک اتومبیل را به صورت کامل مهندس معکوس نماید و بازسازی کند خوراک علمی برای راه اندازی خط تولید آن را نیز خواهد داشت. تولید اتومبیل جزو صنایع هایتک هست و رسیدن به علم آن حتی از طریق مهندس معکوس کاری بسیار پیچیده و زمانبر است. مگر تاکنون شرکتهای خودرو سازی در ایران و سایر نقاط دنیا کم تلاش کرده اند که اختراعی را در حوزه خودرو مهندسی معکوس کنند ولی موفق نبوده اند؟! مگر ما یا چینی ها کپی رایت را رعایت میکنیم که نگران استخراج دانش از طریق مهندسی معکوس باشیم و هزینه های چندین میلیارد دلاری را به خود و مملکت تحمیل میکنیم تا انتقال تکنولوژی را توسط خود شرکتهای پیشرو در سطح دنیا انجام دهیم؟! امکان بازسازی اتومبیل ازطریق مهندسی معکوس توسط چند نفر در بازه زمانی چند سال نامحتمل و نامعقول است.
اینکه این اخبار چقدر صحت دارند با بررسی ساده ای ممکن است ولی در نگاه اول طبیعی است خواننده دارای عقل سلیم این اخبار را هجو های با کاربری سیاسی فرض کند. چنانچه در موارد مشابه ازجمله ادعاهای رییسجمهور پیشین در خصوص تولید انرژی هسته ای در منزل توسط دو نوجوان مسخرگی اخبار برای خوانندگان مفروض بوده است.
نتیجه اینکه سابقه خراب این چنین اخبار شرایطی را فراهم میآورد که همچون داستان چوپان دروغگو افکار عمومی تاب این چنین اخباری را نداشته باشند و حتی اگر (و فقط اگر) این اخبار درست هم باشد، در ابتدای امر مورد مناقشه قرار گرفته و پس از اثبات صحت (که معمولا دچار لوث شدگی خواهد شد) جو موافق ایجاد میگردد.
ثانیا چه نیازی به اخبار خارق عادت هست برای اینکه به خود ببالیم و احساس تحقیر شدگی نداشته باشیم؟!! مگر تمام دنیا در حال اختراع و اکتشاف و مهندسی معکوس خودروهای سوپراسپرت دنیا هستند که احساس تحقیر شدگی ندارند و یا همگی یک سری سرخورده و بی دست پا هستند؟!! خیر. ما به دلیل جو زدگی فرهنگی دیگر امکان انرژی گرفتن از اخبار خوب عادی نداریم. دوز دروغپردازی ما آنقدر بالا رفته است که دیگر امکان لذت بردن از عادات ساده و مثبت روزمره را نداریم. حتما باید چیزی خارق عادت باشد تا مارا به هیجان آورد و همین موضوع است که دست کلاشان و کلاهبرداران را در مملکت باز گذاشته است، چرا که دروغپردازیشان خریدار دارد. به جای جعل اخبار دروغ یا یک کلاغ چهل کلاغ کردن اخبار سعی کنیم ارزش واقعی چیزها را در زندگی بازیابی کنیم. برای یک موفقیت ساده هم ارزش باشیم نه اینکه "خوب مگه چیه اینو که فلان جا یا فلان کس هم انجام داده!" این رویکرد به غیر از تخریب روحیه تلاش و خلاقیت افراد نتیجه دیگری نخواهد داشت و نتیجتا هیچ گاه از فضایی که خلاقیت های کوچک ارزشمند شمرده نمیشود، خلاقیت های بزرگ ظهور نخواهد کرد (این موضوع دلیل اصلی مورد اول است).
🆔 @jameeno
🔸عقل سلیم بهتر است یا احساس مثبت؟
📎یادداشتی بر «اینگونه که به تحقیر خویش نشستهایم»
🖌مهدی کرشته
▫️اولا چند سال پیش ادعای مخترعی که اتومبیل برقی درست کرده بود و ایران خودرو و... اجازه بهرهبرداری از اون رو نمیدادند به خاطر دارید؟ همه اون اخباری که حتی اون ور آبی ها هم کلی سرو صدا کردند یک کلاهبرداری بود. به همین منوال بقیه این اخبار هم عمدتا دروغ بوده و حداکثر یک کلاغ چهل کلاغ است. در خصوص خبر زبان برنامه نویسی داخلی بنده برداشتم این است که خبر احتمالا برداشت غلط خبرنگار و سعی در غلو آمیز جلوه دادن موضوع بوده است و به این شکل که توضیح داده شده صحیح نیست. بنده کارشناسی ارشد فناوری اطلاعات هستم و شخصا یک زبان برنامه نویسی فارسی طراحی و اجرا کرده ام و میدانم که این کار ابدا کار ساده ای نیست و در ابعاد نیازها و تخصص های ما شدنی هم نیست. چیزی که از خبر استنباط میکنم هم این است که متخصص موضوع خبر نوعی چارچوب نرم افزاری برای کار خویش برمبنای یکی از زبانهای موجود توسعه داده که به دلیل فراگیر بودن توانمندی ها میتواند مورد استفاده دیگران قرار بگیرد. لذا با وجود ارزشمند بودن تلاش و خروجی این دوستان، این خبر که زبان جدیدی طراحی شده است احتمالا صحت نخواهد داشت.
سیستم عامل اندروید داخلی هم یک کلاغ چهل کلاغ دیگری در این وانفسای خبری است. اندروید خود سیستم عاملی است متن باز، که برای توسعه و استفاده از آن نیاز به هیچ هزینه یا دردسری به جز مطالعه مستندات توسعه آن ندارد. هر برنامه نویس تازه کاری با کمی همت و مطالعه و زمان میتواند یک نسخه از این سیستم عامل را شخصی سازی کند چنانچه چیزی که با عنوان رام های مختلف اندروید میبینید همین فعالیت است که توسط برنامه نویسان در سطح دنیا در حال انجام است. پس سیستم عامل داخلی خبری به لحاظ محتوایی کلاهبرداری است!! هرچند که ظاهری صحیح داشته باشد.
با وجود اینکه تولید اتومبیل در تخصص بنده نیست ولی از اونجا که نخوردیم نون گندم ولی دیدیم دست مردم، بدیهیست کسی که بتواند یک اتومبیل را به صورت کامل مهندس معکوس نماید و بازسازی کند خوراک علمی برای راه اندازی خط تولید آن را نیز خواهد داشت. تولید اتومبیل جزو صنایع هایتک هست و رسیدن به علم آن حتی از طریق مهندس معکوس کاری بسیار پیچیده و زمانبر است. مگر تاکنون شرکتهای خودرو سازی در ایران و سایر نقاط دنیا کم تلاش کرده اند که اختراعی را در حوزه خودرو مهندسی معکوس کنند ولی موفق نبوده اند؟! مگر ما یا چینی ها کپی رایت را رعایت میکنیم که نگران استخراج دانش از طریق مهندسی معکوس باشیم و هزینه های چندین میلیارد دلاری را به خود و مملکت تحمیل میکنیم تا انتقال تکنولوژی را توسط خود شرکتهای پیشرو در سطح دنیا انجام دهیم؟! امکان بازسازی اتومبیل ازطریق مهندسی معکوس توسط چند نفر در بازه زمانی چند سال نامحتمل و نامعقول است.
اینکه این اخبار چقدر صحت دارند با بررسی ساده ای ممکن است ولی در نگاه اول طبیعی است خواننده دارای عقل سلیم این اخبار را هجو های با کاربری سیاسی فرض کند. چنانچه در موارد مشابه ازجمله ادعاهای رییسجمهور پیشین در خصوص تولید انرژی هسته ای در منزل توسط دو نوجوان مسخرگی اخبار برای خوانندگان مفروض بوده است.
نتیجه اینکه سابقه خراب این چنین اخبار شرایطی را فراهم میآورد که همچون داستان چوپان دروغگو افکار عمومی تاب این چنین اخباری را نداشته باشند و حتی اگر (و فقط اگر) این اخبار درست هم باشد، در ابتدای امر مورد مناقشه قرار گرفته و پس از اثبات صحت (که معمولا دچار لوث شدگی خواهد شد) جو موافق ایجاد میگردد.
ثانیا چه نیازی به اخبار خارق عادت هست برای اینکه به خود ببالیم و احساس تحقیر شدگی نداشته باشیم؟!! مگر تمام دنیا در حال اختراع و اکتشاف و مهندسی معکوس خودروهای سوپراسپرت دنیا هستند که احساس تحقیر شدگی ندارند و یا همگی یک سری سرخورده و بی دست پا هستند؟!! خیر. ما به دلیل جو زدگی فرهنگی دیگر امکان انرژی گرفتن از اخبار خوب عادی نداریم. دوز دروغپردازی ما آنقدر بالا رفته است که دیگر امکان لذت بردن از عادات ساده و مثبت روزمره را نداریم. حتما باید چیزی خارق عادت باشد تا مارا به هیجان آورد و همین موضوع است که دست کلاشان و کلاهبرداران را در مملکت باز گذاشته است، چرا که دروغپردازیشان خریدار دارد. به جای جعل اخبار دروغ یا یک کلاغ چهل کلاغ کردن اخبار سعی کنیم ارزش واقعی چیزها را در زندگی بازیابی کنیم. برای یک موفقیت ساده هم ارزش باشیم نه اینکه "خوب مگه چیه اینو که فلان جا یا فلان کس هم انجام داده!" این رویکرد به غیر از تخریب روحیه تلاش و خلاقیت افراد نتیجه دیگری نخواهد داشت و نتیجتا هیچ گاه از فضایی که خلاقیت های کوچک ارزشمند شمرده نمیشود، خلاقیت های بزرگ ظهور نخواهد کرد (این موضوع دلیل اصلی مورد اول است).
🆔 @jameeno
#الف
🔸فراتر از تاکتیک!
▫️شورای سردبیری: به برخی از خوانندگان پرسشگر قول داده بودیم سر فرصت، یکبار دیگر اصول استراتژی #خارپشت را شرح دهیم و مناسبت آن را با موقعیت کشور بیان کنیم. آن فرصت فرا رسیده است.
کشورهای فاقد استراتژی مشخص و اندیشیده در عرصه سیاست بینالملل و امنیت ملی، امکان دفاع از منافع جامعه و حکومت را ندارند. استراتژی سیاست خارجی برمبنای منافع کلان و درازمدت کشورها طراحی میشود. این استراتژی را نمیتوان با دست باز و بر مبنای آرزوها طراحی کرد و عوامل محدودکنندهای بر طراحی آن حاکمند که عمدتا تواناییهای واقعی کشورها در اعمال قدرت در عرصه بینالملل و محدودیتهای ناشی از حضور قدرتها در جهان بیرون هستند. استراتژی کارا، فقط زمانی که این محدودیتها را در نظر بگیرد و در چارچوب اضلاع محدودکننده طراحی شود حاصل خواهد آمد. یک استراتژی سیاست خارجی مستحکم و مقوم امنیت ملی باثبات و فاقد نقاط ضعیف و شکستنی، در نتیجه تعامل و تعادل امکانات و محدودیتها پدید میآید.
✅ گزیدهای از سرمقاله
* ایدئولوژیزدایی ازسیاست خارجی و گریز از فرقهگرایی، بویژه در برابر کشورهای عربی و در مرحله بعد کشورهای غربی. این مسیر به تنشزدایی و توسعه فضای اطمینان منتهی میشود
* از ورود به هرگونه درگیری عربی - عربی خوداری کند و حل مسائل اعراب را به خودشان واگذارد.
* استراتژی امنیتی پیرامونی را که ناکارآمد است و به کشمکشهای بلاهتبار و بینتیجه نیابتی منتهی میشود کنار بگذارد.
* بر توان نظامی و قدرت دفاع در چارچوب مرزهای ملی بیفزاید و کسب آمادگی و هشیاری در برابر تحرکات این منطقه را که نابخردی و بدویت در آن بیداد میکند رها نسازد.
* برای کسب اطمینان به صدق این استراتژی امنیتی - دفاعی در میان کشورهای مدعی کنترل جهان، تارفع بدگمانیهای آنها تلاش کند. افزایش ظرفیتهای هستهای کشور و توسعه کمهزینه توان موشکی بدون ایجاد درگیری فقط از این مسیر و با معرفی یک #ایران_نامتخاصم ممکن است.
مجموعه این اقدامات و آنچه در نهایت آن مدنظر است را میتوان استراتژی امنیتی #خارپشت نام گذاشت. در باره کیفیات آن باز هم میتوان نوشت و درباره نتایج آن نیز به بخشی از مطلبی که حدود یکسال پیش در جامعهنو عرضه شده است بسنده میکنیم: "...رفتار تنشزدایانه، تبدیل درگیری سیاسی و امنیتی با کشورها به وابستگی متقابل اقتصادی، کنار کشیدن از رویاروییها و هیجانات نظامی منطقه، افزایش قدرت نظامی و آمادگی برای واکنش سریع و قدرتمند، در عین حال تعطیل کردن معرکه رجزخوانی. زیرک؛ هشیار؛ بزخو؛ ساکت؛ و البته چنبرهزده و آماده پرتاب موشک به محض احساس خطر واقعی، همچون یک #خارپشت؛ آرام و بیصدا، اما آماده پرتاب تیغهای ترسناک.
این چیزی فراتر از تاکتیک، و استراتژی #خارپشت است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Tac-10-07
🔸فراتر از تاکتیک!
▫️شورای سردبیری: به برخی از خوانندگان پرسشگر قول داده بودیم سر فرصت، یکبار دیگر اصول استراتژی #خارپشت را شرح دهیم و مناسبت آن را با موقعیت کشور بیان کنیم. آن فرصت فرا رسیده است.
کشورهای فاقد استراتژی مشخص و اندیشیده در عرصه سیاست بینالملل و امنیت ملی، امکان دفاع از منافع جامعه و حکومت را ندارند. استراتژی سیاست خارجی برمبنای منافع کلان و درازمدت کشورها طراحی میشود. این استراتژی را نمیتوان با دست باز و بر مبنای آرزوها طراحی کرد و عوامل محدودکنندهای بر طراحی آن حاکمند که عمدتا تواناییهای واقعی کشورها در اعمال قدرت در عرصه بینالملل و محدودیتهای ناشی از حضور قدرتها در جهان بیرون هستند. استراتژی کارا، فقط زمانی که این محدودیتها را در نظر بگیرد و در چارچوب اضلاع محدودکننده طراحی شود حاصل خواهد آمد. یک استراتژی سیاست خارجی مستحکم و مقوم امنیت ملی باثبات و فاقد نقاط ضعیف و شکستنی، در نتیجه تعامل و تعادل امکانات و محدودیتها پدید میآید.
✅ گزیدهای از سرمقاله
* ایدئولوژیزدایی ازسیاست خارجی و گریز از فرقهگرایی، بویژه در برابر کشورهای عربی و در مرحله بعد کشورهای غربی. این مسیر به تنشزدایی و توسعه فضای اطمینان منتهی میشود
* از ورود به هرگونه درگیری عربی - عربی خوداری کند و حل مسائل اعراب را به خودشان واگذارد.
* استراتژی امنیتی پیرامونی را که ناکارآمد است و به کشمکشهای بلاهتبار و بینتیجه نیابتی منتهی میشود کنار بگذارد.
* بر توان نظامی و قدرت دفاع در چارچوب مرزهای ملی بیفزاید و کسب آمادگی و هشیاری در برابر تحرکات این منطقه را که نابخردی و بدویت در آن بیداد میکند رها نسازد.
* برای کسب اطمینان به صدق این استراتژی امنیتی - دفاعی در میان کشورهای مدعی کنترل جهان، تارفع بدگمانیهای آنها تلاش کند. افزایش ظرفیتهای هستهای کشور و توسعه کمهزینه توان موشکی بدون ایجاد درگیری فقط از این مسیر و با معرفی یک #ایران_نامتخاصم ممکن است.
مجموعه این اقدامات و آنچه در نهایت آن مدنظر است را میتوان استراتژی امنیتی #خارپشت نام گذاشت. در باره کیفیات آن باز هم میتوان نوشت و درباره نتایج آن نیز به بخشی از مطلبی که حدود یکسال پیش در جامعهنو عرضه شده است بسنده میکنیم: "...رفتار تنشزدایانه، تبدیل درگیری سیاسی و امنیتی با کشورها به وابستگی متقابل اقتصادی، کنار کشیدن از رویاروییها و هیجانات نظامی منطقه، افزایش قدرت نظامی و آمادگی برای واکنش سریع و قدرتمند، در عین حال تعطیل کردن معرکه رجزخوانی. زیرک؛ هشیار؛ بزخو؛ ساکت؛ و البته چنبرهزده و آماده پرتاب موشک به محض احساس خطر واقعی، همچون یک #خارپشت؛ آرام و بیصدا، اما آماده پرتاب تیغهای ترسناک.
این چیزی فراتر از تاکتیک، و استراتژی #خارپشت است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Tac-10-07
Telegraph
فراتر از تاکتیک!
جامعه نو: به برخی از خوانندگان پرسشگر قول داده بودیم سر فرصت ، یکبار دیگر اصول استراتژی #خارپشت را شرح دهیم و مناسبت آن را با موقعیت کشور بیان کنیم. آن فرصت فرارسیده است. کشورهای فاقد استراتژی مشخص و اندیشیده درعرصهسیاست بینالملل و امنیت ملی ، امکان دفاع…
🔸ملاقات مخفیانه وزرای خارجه و دفاع آمریکا با مقام سعودی
▫️جامعه نو: خالد بنسلمان معاون وزارت دفاع عربستان سعودی از دیدار اعلام نشدهای بین خودش و پومپئو وزیر امور خارجه و مارک اسپر وزیر دفاع ایالات متحده خبر داده است که در آن موضوع چگونگی واکنش در مقابل ایران مورد بحث قرار گرفته است. این خبر، غیررسمی و از طریق توییت مقام سعودی آشکار شده است.
خبرگزاری رویترز که ساعاتی پیش خبر را اعلام کرد به نقل از توییت خالد که برادر محمد بنسلمان و معاون او در وزارت دفاع سعودی است نوشت امنیت منطقهای و همکاری نظامی را با محوریت مساله ایران با دو مقام آمریکایی مورد بحث قرار داده است.
شاهزاده سعودی از محل و زمان ملاقات خبر نداده است و هیچیک از رسانهها درباره این ملاقات خبری ارسال نکردهاند. رویترز در اشاره ضمنی به زمان این ملاقات صرفا از اینکه در آن پیرامون حمله ترکیه به سوریه چیزی گفته نشده است خبر داده است.
آخرین سفر آشکار پومپئو به عربستان در ۱۸ سپتامبر (۲۷ شهریور ) به دنبال حمله به تاسیسات نفتی عربستان بوده است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: خالد بنسلمان معاون وزارت دفاع عربستان سعودی از دیدار اعلام نشدهای بین خودش و پومپئو وزیر امور خارجه و مارک اسپر وزیر دفاع ایالات متحده خبر داده است که در آن موضوع چگونگی واکنش در مقابل ایران مورد بحث قرار گرفته است. این خبر، غیررسمی و از طریق توییت مقام سعودی آشکار شده است.
خبرگزاری رویترز که ساعاتی پیش خبر را اعلام کرد به نقل از توییت خالد که برادر محمد بنسلمان و معاون او در وزارت دفاع سعودی است نوشت امنیت منطقهای و همکاری نظامی را با محوریت مساله ایران با دو مقام آمریکایی مورد بحث قرار داده است.
شاهزاده سعودی از محل و زمان ملاقات خبر نداده است و هیچیک از رسانهها درباره این ملاقات خبری ارسال نکردهاند. رویترز در اشاره ضمنی به زمان این ملاقات صرفا از اینکه در آن پیرامون حمله ترکیه به سوریه چیزی گفته نشده است خبر داده است.
آخرین سفر آشکار پومپئو به عربستان در ۱۸ سپتامبر (۲۷ شهریور ) به دنبال حمله به تاسیسات نفتی عربستان بوده است.
🆔 @jameeno
#تصویر روز
🔹با فرصت تازه چه کنیم؟
🔻تکرار یک حادثه شکبرانگیز :
▫️جامعه نو: در آستانه سفر یک میانجی بین ایران و عربستان به تهران، یک نفتکش دیگر هدف موشک قرار گرفت . این بار یک نفتکش ایرانی! عجیب نیست؟
ما میتوانیم ادعا کنیم این نفتکش را هم همانهایی زده اند که در زمان حضور نخست وزیر ژاپن در تهران برای میانجیگری از سوی آمریکا به نفتکشها حمله کردند ، ولی این کار را نمیکنیم. بعید هم هست بن سلمان آنقدر بی شعور باشد که پیش از رسیدن واسطه اش به تهران ، به مایملک ایران حمله کند ، اما فرض میکنیم کار او باشد، با این استدلال که " زدید! زدیم ! یک یک مساوی . حالا بیایید سازش کنیم. "
پس بالاخره عربستان وارد عمل شد تا تلافی کند، هرچند با احترام کامل به قانون نانوشته درگیری در خاورمیانه: بزن و تکذیب کن! نشانه و نمادی از اینکه جنگها و درگیری های خاورمیانه کماکان عادلانه و شرافتمندانه نیستند، و از نیمی از الگوی سابق اسرائیل (بزن ، اما نه تایید کن و نه تکذیب)پیروی میکنند.... یا جرات نیست ، یا توضیح محکمه پسند و شرافتمندانه!
به هر حال هدف قرار دادن نفتکش ایرانی در دریای سرخ را که در چارچوب همین الگوی ابلهانه خاورمیانهای رخ داده، میتوان مهم و یک گام دیگر به سوی جنگ فرض کرد و میتوان نشانه محتملی از میل به پایان در گیری ها نیز دانست: فردا نخست وزیر پاکستان به تهران میآید تا یک دور دیگر از میانجیگری را شروع کند و هدف قرار دادن نفتکش میتواند ارسال این پیام باشد که " میتوان زدو خورد را تا فراگیر شدن جنگ ادامه داد ، اما میتوان این میانجی را هم فعال کرد و به سمت تنش زدایی رفت. " باید منتظر بمانیم تا نخست وزیر پاکستان بیاید و معلوم شود سران حکومت پاسخی برای پادشاه عربستان دارند یا برای او هم نه!
خدا به خیر کند ، ولی اگر رخداد اخیر گام دیگری به سوی افزایش سطح درگیری و سپس جنگ بر اساس موضع "یکی بزن ده تا بخور " برخی اذهان متمایل به " کسب برتری میلیتاریستی در مسیر رفتن به سوی مذاکره و سازش " از کار در آید ، کارگردانی داستان ایران و اعراب بطور کامل از دست ایران و دولتهای عرب به در خواهد رفت و در کف هارترین دارودسته های سرمایه داری آمریکا و اروپا و صهیونیستها قرار میگیرد . ایران و عربستان هردو به سازش و پذیرفتن نفوذ یکدیگر نیاز دارند تا به حل مشکلات داخلی خود بپردازند.
سناریوی " ختم به پذیرش حضور یکدیگر" بیش از طرف مقابل به نفع ایران ، و در چارچوب این واقعیت است که یک ایران نامتخاصم با مخاطرات بینالمللی کمتر و فرصتهای توسعه بالاتری روبروست. اگر این میل در ما هست که از موضع بالاتر وارد عرصه مسالمت شویم ، فردا روز تحقق آن است. این عربستان است که واسطه و میانجی میفرستد و نه ایران!
🆔 @jameeno
🔹با فرصت تازه چه کنیم؟
🔻تکرار یک حادثه شکبرانگیز :
▫️جامعه نو: در آستانه سفر یک میانجی بین ایران و عربستان به تهران، یک نفتکش دیگر هدف موشک قرار گرفت . این بار یک نفتکش ایرانی! عجیب نیست؟
ما میتوانیم ادعا کنیم این نفتکش را هم همانهایی زده اند که در زمان حضور نخست وزیر ژاپن در تهران برای میانجیگری از سوی آمریکا به نفتکشها حمله کردند ، ولی این کار را نمیکنیم. بعید هم هست بن سلمان آنقدر بی شعور باشد که پیش از رسیدن واسطه اش به تهران ، به مایملک ایران حمله کند ، اما فرض میکنیم کار او باشد، با این استدلال که " زدید! زدیم ! یک یک مساوی . حالا بیایید سازش کنیم. "
پس بالاخره عربستان وارد عمل شد تا تلافی کند، هرچند با احترام کامل به قانون نانوشته درگیری در خاورمیانه: بزن و تکذیب کن! نشانه و نمادی از اینکه جنگها و درگیری های خاورمیانه کماکان عادلانه و شرافتمندانه نیستند، و از نیمی از الگوی سابق اسرائیل (بزن ، اما نه تایید کن و نه تکذیب)پیروی میکنند.... یا جرات نیست ، یا توضیح محکمه پسند و شرافتمندانه!
به هر حال هدف قرار دادن نفتکش ایرانی در دریای سرخ را که در چارچوب همین الگوی ابلهانه خاورمیانهای رخ داده، میتوان مهم و یک گام دیگر به سوی جنگ فرض کرد و میتوان نشانه محتملی از میل به پایان در گیری ها نیز دانست: فردا نخست وزیر پاکستان به تهران میآید تا یک دور دیگر از میانجیگری را شروع کند و هدف قرار دادن نفتکش میتواند ارسال این پیام باشد که " میتوان زدو خورد را تا فراگیر شدن جنگ ادامه داد ، اما میتوان این میانجی را هم فعال کرد و به سمت تنش زدایی رفت. " باید منتظر بمانیم تا نخست وزیر پاکستان بیاید و معلوم شود سران حکومت پاسخی برای پادشاه عربستان دارند یا برای او هم نه!
خدا به خیر کند ، ولی اگر رخداد اخیر گام دیگری به سوی افزایش سطح درگیری و سپس جنگ بر اساس موضع "یکی بزن ده تا بخور " برخی اذهان متمایل به " کسب برتری میلیتاریستی در مسیر رفتن به سوی مذاکره و سازش " از کار در آید ، کارگردانی داستان ایران و اعراب بطور کامل از دست ایران و دولتهای عرب به در خواهد رفت و در کف هارترین دارودسته های سرمایه داری آمریکا و اروپا و صهیونیستها قرار میگیرد . ایران و عربستان هردو به سازش و پذیرفتن نفوذ یکدیگر نیاز دارند تا به حل مشکلات داخلی خود بپردازند.
سناریوی " ختم به پذیرش حضور یکدیگر" بیش از طرف مقابل به نفع ایران ، و در چارچوب این واقعیت است که یک ایران نامتخاصم با مخاطرات بینالمللی کمتر و فرصتهای توسعه بالاتری روبروست. اگر این میل در ما هست که از موضع بالاتر وارد عرصه مسالمت شویم ، فردا روز تحقق آن است. این عربستان است که واسطه و میانجی میفرستد و نه ایران!
🆔 @jameeno
Forwarded from بریدهها و برادهها
فاطمه صادقی : تراژدی اصلاحطلبی/ سیاست ناممکن نشده است. این #اصلاحطلبی است که پایان گرفته است. اکنون ماییم که باید تخیلمان را از اصلاحطلبی آزاد کنیم. فصل #انتخابات پایان گرفته و فصل انتخاب از راه رسیده است.
#اصلاحات
👈از آخرین «تکرار میکنمِ» نهچندان آبرومندانهی سید اصلاحات در انتخابات ۹۶ تا روزی که اسلحهی یک اصلاحطلبِ گویا خوشنام که زمانی سکاندار وزارت آموزش و پرورش دولت اصلاحات هم بود، یک زن را در یک ماجرای بهظاهر خصوصی، اما عمیقاً سیاسی، از پا در آورد، تنها دو سال طول کشید. در این تراژدی، ضدِّ قهرمانِ مبتلا به اسکیزوفرنی جنسی-سیاسیِ حاد، همچون هر تراژدی دیگری، با حذف قهرمان زنده ماند. میترا استاد، قهرمان این تراژدی، که اصلاحطلبان برای مخدوش کردن شخصیتش از هیچ تلاشی فروگذار نکردند، کاری سترگ را به انجام رساند: نجفی را وادار کرد از دوگانگی دست بردارد. تزلزل و دوگانگیِ ذاتیِ اصلاحطلبی که از حاکمیت دوگانه در بالا تا دوگانگی در پایین یعنی زندگی شخصی را دربرمیگیرد، در این ماجرا بهخوبی از پرده برون افتاد. همچون هر تراژدی دیگری، مسأله به انتخاب سرنوشتساز میان ابتذال و مرگ مربوط بود. این واقعه ابتذال از نوع اصلاحطلبانه را که «تصادفاً» با یک وزیر فرهنگ دیگر آغاز شد، به نهایت رساند. اما تصادفی در کار نیست. ابتذال به نام فرهنگ شاید تنها پروژهای باشد که اصلاحطلبی در انجام آن تمام و کمال موفق بوده است...
radiozamaneh.com/467467
#اصلاحات
👈از آخرین «تکرار میکنمِ» نهچندان آبرومندانهی سید اصلاحات در انتخابات ۹۶ تا روزی که اسلحهی یک اصلاحطلبِ گویا خوشنام که زمانی سکاندار وزارت آموزش و پرورش دولت اصلاحات هم بود، یک زن را در یک ماجرای بهظاهر خصوصی، اما عمیقاً سیاسی، از پا در آورد، تنها دو سال طول کشید. در این تراژدی، ضدِّ قهرمانِ مبتلا به اسکیزوفرنی جنسی-سیاسیِ حاد، همچون هر تراژدی دیگری، با حذف قهرمان زنده ماند. میترا استاد، قهرمان این تراژدی، که اصلاحطلبان برای مخدوش کردن شخصیتش از هیچ تلاشی فروگذار نکردند، کاری سترگ را به انجام رساند: نجفی را وادار کرد از دوگانگی دست بردارد. تزلزل و دوگانگیِ ذاتیِ اصلاحطلبی که از حاکمیت دوگانه در بالا تا دوگانگی در پایین یعنی زندگی شخصی را دربرمیگیرد، در این ماجرا بهخوبی از پرده برون افتاد. همچون هر تراژدی دیگری، مسأله به انتخاب سرنوشتساز میان ابتذال و مرگ مربوط بود. این واقعه ابتذال از نوع اصلاحطلبانه را که «تصادفاً» با یک وزیر فرهنگ دیگر آغاز شد، به نهایت رساند. اما تصادفی در کار نیست. ابتذال به نام فرهنگ شاید تنها پروژهای باشد که اصلاحطلبی در انجام آن تمام و کمال موفق بوده است...
radiozamaneh.com/467467
Radiozamaneh
تراژدی اصلاحطلبی: پایان انتخابات و آغاز انتخاب
فاطمه صادقی - زمان آن رسیده که با شجاعت تصدیق کنیم اصلاحطلبی بهرغم برخورداری از پشتوانهی اجتماعی گسترده، از آغاز جریانی بیریشه و بیهویت بود و لذا آن پشتوانه را هم به باد داد.
بریدهها و برادهها
فاطمه صادقی : تراژدی اصلاحطلبی/ سیاست ناممکن نشده است. این #اصلاحطلبی است که پایان گرفته است. اکنون ماییم که باید تخیلمان را از اصلاحطلبی آزاد کنیم. فصل #انتخابات پایان گرفته و فصل انتخاب از راه رسیده است. #اصلاحات 👈از آخرین «تکرار میکنمِ» نهچندان…
#الف
🔸یخزده!
▫️شورای سردبیری: میخواهیم از همراهان دعوت کنیم برای آشنایی با ابعاد انحطاط روشنفکری در کشور، پیش از خواندن ادامه این الف، مطلب فوق را بخوانند: مطلبی در تخطئه جریان اصلاحطلبی، و پایکوبی برجنازه آن به خاطر سلطه #نازایی_سیاسی برکشور و گیر افتادن تفکر اصلاحطلبی در بن بست امتناع سیاستورزی. نوشته خانم دکتر فاطمه صادقی که صاحب کرسی استادی علوم سیاسی ونویسنده محترم وکوشایی است.
اینروزها دیدن مطالبی از این سنخ چندان غافلگیر کننده نیست. انسداد سیاسی، #نازایی_سیاسی را هم نتیجه میدهد و حکومت کشور را به بحرانی مرکب کشانده که حتی اندیشهورزی و فکر را منجمد ساخته و میل به پایان این کابوس ، قدرت تعقل بسیاری از مارا ستانده یا بلوکه کرده است : در شرایط انجماد سیاسی در عمق باتلاق متعفنی چون موقعیت کنونی، روشنفکران بسیاری به نگره های عوام میپیوندند و "این رژیم بره؛ هراتفاقی میخواد بیفته و هرکه میخواد بیاد!" به نظریه سیاسی مشترک شهروندان دلزده و خسته از سروشکل حکومت، رضاخانطلبانرویاپرداز ، طیف وابسته برانداز ، و ایضا روشنفکران ناصبور و شاعرمسلک تبدیل میشود. مطلب یاد شده در همین شمار است.
نویسنده برای اغوای خواننده و به اصطلاح سکسیکردن مقاله، آن را باپیوند زدن ماجرای جفتکشی محمدعلینجفی به "تکرار میکنم" محمد خاتمی شروع کرده تا " درجه سقوط " جریان اصلاحات را نشان بدهد. پس طبیعی است که به استدلالهای (جسارتا)خر رنگکنی مثل "اسکیزوفرنی جنسی -سیاسی حاد" و هنر"سترگ" مرحومه میترا استاد در وادار کردن اصلاحطلبان به "دست برداشتن از دوگانگی" و مانند آن متوسل شود ...
البته موضوع این الف نه این است و نه سوژههای بی ربط دیگری در مقاله مثل " انسجام اصولگرایی درمقابل اصلاحطلبان" و بیربطهای دیگر( که فراوانند در کنار تعداد زیاد حکم بی مدرک یا استدلال). موضوع این الف امری دیگر و مهمتر است: ناتوانیروشنفکران در ارائه طریقی سیاسی به جامعه ، برای عبور کم هزینه ازپرتگاه هایی که حکومت جامعه را به سوی آنها میراند. طریقی که خانم صادقی عرضه میکند این است: " فصل انتخابات پایان گرفته و فصل انتخاب از راه رسیده است . سیاستی نو در راه است". گنگی این موخره و حکم پایانی در مقاله یک استادعلوم سیاسی ، حاصل چیزی جز تسلیم شدن گوینده اش به ناشناختهها ، و تنسپردن و بشارتدادن به یک انقلاب کلنگی بدخیم نیست. فرازی پایانی را میماند در سروده شاعری کم مایه، که شعارسیاسی صادر میکند وبشارت انقلابی را میدهد که هیچ تصوری از آن ندارد. نه شاملو، که اگر از همین جوانهای شاعر این روزهابود، احتمالا این را که باید این حکومت را برانداخت در عبارتی بسیار کوتاهتر در اذهان میدمید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ic-10-14
🔸یخزده!
▫️شورای سردبیری: میخواهیم از همراهان دعوت کنیم برای آشنایی با ابعاد انحطاط روشنفکری در کشور، پیش از خواندن ادامه این الف، مطلب فوق را بخوانند: مطلبی در تخطئه جریان اصلاحطلبی، و پایکوبی برجنازه آن به خاطر سلطه #نازایی_سیاسی برکشور و گیر افتادن تفکر اصلاحطلبی در بن بست امتناع سیاستورزی. نوشته خانم دکتر فاطمه صادقی که صاحب کرسی استادی علوم سیاسی ونویسنده محترم وکوشایی است.
اینروزها دیدن مطالبی از این سنخ چندان غافلگیر کننده نیست. انسداد سیاسی، #نازایی_سیاسی را هم نتیجه میدهد و حکومت کشور را به بحرانی مرکب کشانده که حتی اندیشهورزی و فکر را منجمد ساخته و میل به پایان این کابوس ، قدرت تعقل بسیاری از مارا ستانده یا بلوکه کرده است : در شرایط انجماد سیاسی در عمق باتلاق متعفنی چون موقعیت کنونی، روشنفکران بسیاری به نگره های عوام میپیوندند و "این رژیم بره؛ هراتفاقی میخواد بیفته و هرکه میخواد بیاد!" به نظریه سیاسی مشترک شهروندان دلزده و خسته از سروشکل حکومت، رضاخانطلبانرویاپرداز ، طیف وابسته برانداز ، و ایضا روشنفکران ناصبور و شاعرمسلک تبدیل میشود. مطلب یاد شده در همین شمار است.
نویسنده برای اغوای خواننده و به اصطلاح سکسیکردن مقاله، آن را باپیوند زدن ماجرای جفتکشی محمدعلینجفی به "تکرار میکنم" محمد خاتمی شروع کرده تا " درجه سقوط " جریان اصلاحات را نشان بدهد. پس طبیعی است که به استدلالهای (جسارتا)خر رنگکنی مثل "اسکیزوفرنی جنسی -سیاسی حاد" و هنر"سترگ" مرحومه میترا استاد در وادار کردن اصلاحطلبان به "دست برداشتن از دوگانگی" و مانند آن متوسل شود ...
البته موضوع این الف نه این است و نه سوژههای بی ربط دیگری در مقاله مثل " انسجام اصولگرایی درمقابل اصلاحطلبان" و بیربطهای دیگر( که فراوانند در کنار تعداد زیاد حکم بی مدرک یا استدلال). موضوع این الف امری دیگر و مهمتر است: ناتوانیروشنفکران در ارائه طریقی سیاسی به جامعه ، برای عبور کم هزینه ازپرتگاه هایی که حکومت جامعه را به سوی آنها میراند. طریقی که خانم صادقی عرضه میکند این است: " فصل انتخابات پایان گرفته و فصل انتخاب از راه رسیده است . سیاستی نو در راه است". گنگی این موخره و حکم پایانی در مقاله یک استادعلوم سیاسی ، حاصل چیزی جز تسلیم شدن گوینده اش به ناشناختهها ، و تنسپردن و بشارتدادن به یک انقلاب کلنگی بدخیم نیست. فرازی پایانی را میماند در سروده شاعری کم مایه، که شعارسیاسی صادر میکند وبشارت انقلابی را میدهد که هیچ تصوری از آن ندارد. نه شاملو، که اگر از همین جوانهای شاعر این روزهابود، احتمالا این را که باید این حکومت را برانداخت در عبارتی بسیار کوتاهتر در اذهان میدمید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ic-10-14
Telegraph
یخزده!
شورای سردبیری: میخواهیم از همراهان دعوت کنیم برای آشنایی با ابعاد انحطاط روشنفکری در کشور، پیش از خواندن ادامه این الف، مطلب فوق را بخوانند: مطلبی در تخطئه جریان اصلاحطلبی، و پایکوبی برجنازه آن به خاطر سلطه #نازایی_سیاسی برکشور و گیر افتادن تفکر اصلاحطلبی…
🔸«چشمه صلح» خونین
🖌سعید برآبادی
▫️جامعه نو: مبارزه با تروریسم شعاری است که سالهاست در سراسر دنیا مورد استفاده قرار میگیرد و شاید نخستینبار پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود که دستاویزی برای لشکرکشی آمریکا به خاورمیانه و افغانستان شد. پس از آن نیز در حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ مورد استفاده قرار گرفت؛ اما این بار ترکیه از این شعار برای آغاز عملیات «چشمه صلح» در شمال سوریه استفاده کرده است؛ منطقهای که در اختیار کردهای سوریه معروف به روژآوا است.
تنش میان ترکها و کردها پیشینهای طولانی و تاریخی دارد اما اینبار ترکیه بهانههای بسیاری برای این حمله تدارک دیده و خود را محق میداند که مبارزه با تروریسم را در خارج از مرزهای خود و در سوریه دنبال کند. در این ماموریت، ارتش ترکیه در پی انتقام از پ.ک.ک و ی.پ.گ با عنوان کودککش است، هشتگی که کاربران ترک این روزها در شبکههای اجتماعی از آن استفاده میکنند.
یکی از مهمترین دلایل این حمله را باید اردوغان، رییسجمهوری فعلی ترکیه، بنیانگذار و رهبر فعلی حزب اسلامی عدالت و توسعه ترکیه دانست. اردوغان بهتازگی در انتخابات شوراها در شهرهای بزرگ ترکیه شکست خورده است. احزاب مخالف در این انتخابات پیروز شدند و اردوغان بهدنبال راهکاری است تا حمایت بیشتری برای خود جلب کند. یکی از این اتفاقها مبارزه با تروریسیم در شمال سوریه و با کردهاست. دلیلی که بسیاری از شهروندان ترکیه آن را میپذیرند و حتی از آن حمایت میکنند.
در این میان حتی احزاب مخالف و رقیب اردوغان که در انتخابات پیروز شدهاند نیز برای پیروزی دست به دعا برداشتهاند؛ در نتیجه به نظر میرسد ترکیه برای کسب افتخاری به سبک گذشتگان خود (عثمانیها) نیاز به این حمله دارد.
بازگشت به گذشته و تاریخ عثمانی، دکترین احمد داووداوغلو، وزیر خارجه و نخست وزیر اسبق ترکیه بود؛ او که معمار عثمانی نوین خوانده میشود، از طرفداران مذاکرات صلح بین دولت و کردها بهشمار میآمد. با این حال بحرانها و اختلاف نظرها میان او و اردوغان باعث شد تا در نهایت داووداوغلو، نخستوزیر وقت ترکیه در سال ۲۰۱۶ استعفا دهد اما نظرات او همچنان در ترکیه دنبال میشود.
با این حال مهمترین دلیلی که برای این حمله معرفی میشود، نگرانی دولت ترکیه از قدرت گرفتن کردها و تشکیل حکومتی مستقل در شمال سوریه است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/bl-10-15
🖌سعید برآبادی
▫️جامعه نو: مبارزه با تروریسم شعاری است که سالهاست در سراسر دنیا مورد استفاده قرار میگیرد و شاید نخستینبار پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود که دستاویزی برای لشکرکشی آمریکا به خاورمیانه و افغانستان شد. پس از آن نیز در حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ مورد استفاده قرار گرفت؛ اما این بار ترکیه از این شعار برای آغاز عملیات «چشمه صلح» در شمال سوریه استفاده کرده است؛ منطقهای که در اختیار کردهای سوریه معروف به روژآوا است.
تنش میان ترکها و کردها پیشینهای طولانی و تاریخی دارد اما اینبار ترکیه بهانههای بسیاری برای این حمله تدارک دیده و خود را محق میداند که مبارزه با تروریسم را در خارج از مرزهای خود و در سوریه دنبال کند. در این ماموریت، ارتش ترکیه در پی انتقام از پ.ک.ک و ی.پ.گ با عنوان کودککش است، هشتگی که کاربران ترک این روزها در شبکههای اجتماعی از آن استفاده میکنند.
یکی از مهمترین دلایل این حمله را باید اردوغان، رییسجمهوری فعلی ترکیه، بنیانگذار و رهبر فعلی حزب اسلامی عدالت و توسعه ترکیه دانست. اردوغان بهتازگی در انتخابات شوراها در شهرهای بزرگ ترکیه شکست خورده است. احزاب مخالف در این انتخابات پیروز شدند و اردوغان بهدنبال راهکاری است تا حمایت بیشتری برای خود جلب کند. یکی از این اتفاقها مبارزه با تروریسیم در شمال سوریه و با کردهاست. دلیلی که بسیاری از شهروندان ترکیه آن را میپذیرند و حتی از آن حمایت میکنند.
در این میان حتی احزاب مخالف و رقیب اردوغان که در انتخابات پیروز شدهاند نیز برای پیروزی دست به دعا برداشتهاند؛ در نتیجه به نظر میرسد ترکیه برای کسب افتخاری به سبک گذشتگان خود (عثمانیها) نیاز به این حمله دارد.
بازگشت به گذشته و تاریخ عثمانی، دکترین احمد داووداوغلو، وزیر خارجه و نخست وزیر اسبق ترکیه بود؛ او که معمار عثمانی نوین خوانده میشود، از طرفداران مذاکرات صلح بین دولت و کردها بهشمار میآمد. با این حال بحرانها و اختلاف نظرها میان او و اردوغان باعث شد تا در نهایت داووداوغلو، نخستوزیر وقت ترکیه در سال ۲۰۱۶ استعفا دهد اما نظرات او همچنان در ترکیه دنبال میشود.
با این حال مهمترین دلیلی که برای این حمله معرفی میشود، نگرانی دولت ترکیه از قدرت گرفتن کردها و تشکیل حکومتی مستقل در شمال سوریه است.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/bl-10-15
Telegraph
«چشمه صلح» خونین
جامعه نو: مبارزه با تروریسم شعاری است که سالهاست در سراسر دنیا مورد استفاده قرار میگیرد و شاید نخستینبار پس از حادثه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ بود که دستاویزی برای لشکرکشی آمریکا به خاورمیانه و افغانستان شد. پس از آن نیز در حمله به عراق در سال ۲۰۰۳ مورد استفاده…
Z0000070.MP3
10.9 MB
🔹 ملاحظاتی در بارهی رفتار با افراد نابینا
🎤 جواد بلندی
اگر در این گفتار نکته ای مفید یافتید، فایل را همرسانی بفرمایید
منبع: کانال خوانش
🆔 @jameeno
🎤 جواد بلندی
اگر در این گفتار نکته ای مفید یافتید، فایل را همرسانی بفرمایید
منبع: کانال خوانش
🆔 @jameeno
#الف
🔸نسخه!
▫️شورای سردبیری: همراه نکتهسنج و ورزیدهفکری نقد کرده که "... استراتژی #خارپشت را برای حکومت در نظر گرفتهاید... ولی برای اصلاحطلبان نسخه ندارید و فعلا بر آنان ظاهرا میتازید ولی راه کجاست... چاره چیست؟ اگر نخواهیم انقلاب کنیم؟"
بیایید تلاشی برای یافتن پاسخ به این پرسشها داشته باشیم.
ابتدا مقدمات منجر به پرسشها را وارسی کنیم: "استراتژی #خارپشت برای حکومت است." این گزاره درستی نیست. استراتژی #خارپشت برای حکومت نیست، برای نجات کشور است (حکومت را خیلی چیزهای دیگر متفاوت با "چگونگی تعامل با جهان بیرون" نیز تهدید میکند). درست است که مجری استراتژی امنیت ملی حکومت است، ولی این کاروان است که در صورت جهتیابی اشتباه ساربان زیان میکند. کشورها با کشور ما بر مبنای نوع رابطه حکومت و جناحها برخورد نمیکنند، براساس توازن قدرت مقهورکننده عمل میکنند. کنشها و واکنشهای حکومتها در مقابل جهان بیرون نیز همواره با این فرض صورت میگیرد که به نمایندگی از کل ملت عمل میکنند. مثلا در جریان جاری ایران و عربستان، هر دو دولت در این فکرند که در جریان رویارویی، مجموعه قدرت مقهورکننده کدام طرف برای شکست دادن طرف مقابل بیشتر است، اما هر دو هم با این انگاره و شعار وارد عمل میشوند که ملتها پشت سر امیال آنها ایستادهاند. حکومت ایران هر روز و در تقریبا همه شعارهایش از طرف ملت حرف میزند و جواب طرف مقابل را هم از زبان ملت ایران نقل میکند. البته حق دارد، حداقل به خاطر آنکه در فرجام کشمکشها و منازعات، این مردمان هستند که همراه حکومت هزینه صورتحساب استراتژی امنیتی را میدهند یا دچار آسیب کمتر میشوند. فرقی هم نمیکند استراتژی تمساح و پلنگ یعنی تهاجمی و میلیتاریستی باشد یا #خارپشت و روباه و کنارهگیرانه و محافظه کار. کسانی که از استراتژی #خارپشت سخن میگویند، از حکومت میخواهند در جهت منافع خودش و ملت، کشور را از مهلکه رویاروییهای فرقهای بیمنطق و زیانبار بیرون ببرد و سیاست خارجی را در جهت منافع اقتصادی تنظیم کند نه در مسیر فروض ایدئولوژیک. دقیقش را بخواهید، استراتژی #خارپشت بیشتر در جهت منافع مردم است که منابع و فرصتهایشان در جریان سیاستهای میلیتاریسم فرقهای به فنا میرود. حکومت میلی به آن ندارد، زیرا استراتژی #خارپشت منافع پیچیده اجزای بهرمند از میلیتاریسم فرقهگرای آن را منتفی میکند. ملت ما منافعی در اینکه در جایی مثل یمن یا فلان گوشه آفریقا کدام قبیله بر دیگری افسر شود نمییابد. درست است؟
گزاره "برای اصلاحطلبان نسخهای ندارید" صحیح است. مابه عنوان روزنامهنگار برای اصلاحطلبان نسخه نمیپیچیم. درواقع نمیتوانیم به آنها بگوییم باید چه کنند، اما میتوانیم فعالیتهای آنها یا بیعملیشان را نقد کنیم. یکی از این کارها در چارچوب همین استراتژی #خارپشت، همراهی یا سکوت در برابر گرایش میلیتاریسم فرقهای است. آنها درباره خطای یک قاضی یا مقامات حکومتی واکنش همگانی و موجی و کمپینی دارند، اما در برابر خطاهای بزرگی که در استراتژی سیاست خارجی و امنیت منطقهای با تاثیرات عظیم وجود دارد (مثل جستجو و تقویت اقلیتهای فرقهای کشورهای منطقه در برابر حکومتهای مستقر آنها) موضعی ندارند. به عنوان مثال تازه و دست به نقد، آنها در روزهای اخیر نقد و تعرضی به شرط ارائه شده به نخستوزیر پاکستان، آخرین میانجی منازعه با عربستان نداشتهاند که پایان عملیات عربستان در یمن بوده است. البته بعید است استدلالی هم در درستی ارائه این پیششرط (که سد راه مصالحه است) داشته باشند. حرف نمیزنند و هنوز خطای ده سال پیش را تکرار میکنند. در سال ۸۸ شعار جامعه را درباره روا نبودن امکانات کشور به غزه و لبنان محکوم کردند. هنوز حاضر به پذیرش اشتباه نشدهاند و گاه برای میلیتاریسم فرقهگرا کف هم میزنند؛ هلهله برای ماجراجوییهای بیفایده و زیانبار! بگذریم.
به درازا کشید و اصل پرسش ماند: "چاره چیست اگر نخواهیم انقلاب کنیم؟" اجازه بدهید پاسخ این پرسش را به چند روز دیگر ببریم.
🆔 @jameeno
🔸نسخه!
▫️شورای سردبیری: همراه نکتهسنج و ورزیدهفکری نقد کرده که "... استراتژی #خارپشت را برای حکومت در نظر گرفتهاید... ولی برای اصلاحطلبان نسخه ندارید و فعلا بر آنان ظاهرا میتازید ولی راه کجاست... چاره چیست؟ اگر نخواهیم انقلاب کنیم؟"
بیایید تلاشی برای یافتن پاسخ به این پرسشها داشته باشیم.
ابتدا مقدمات منجر به پرسشها را وارسی کنیم: "استراتژی #خارپشت برای حکومت است." این گزاره درستی نیست. استراتژی #خارپشت برای حکومت نیست، برای نجات کشور است (حکومت را خیلی چیزهای دیگر متفاوت با "چگونگی تعامل با جهان بیرون" نیز تهدید میکند). درست است که مجری استراتژی امنیت ملی حکومت است، ولی این کاروان است که در صورت جهتیابی اشتباه ساربان زیان میکند. کشورها با کشور ما بر مبنای نوع رابطه حکومت و جناحها برخورد نمیکنند، براساس توازن قدرت مقهورکننده عمل میکنند. کنشها و واکنشهای حکومتها در مقابل جهان بیرون نیز همواره با این فرض صورت میگیرد که به نمایندگی از کل ملت عمل میکنند. مثلا در جریان جاری ایران و عربستان، هر دو دولت در این فکرند که در جریان رویارویی، مجموعه قدرت مقهورکننده کدام طرف برای شکست دادن طرف مقابل بیشتر است، اما هر دو هم با این انگاره و شعار وارد عمل میشوند که ملتها پشت سر امیال آنها ایستادهاند. حکومت ایران هر روز و در تقریبا همه شعارهایش از طرف ملت حرف میزند و جواب طرف مقابل را هم از زبان ملت ایران نقل میکند. البته حق دارد، حداقل به خاطر آنکه در فرجام کشمکشها و منازعات، این مردمان هستند که همراه حکومت هزینه صورتحساب استراتژی امنیتی را میدهند یا دچار آسیب کمتر میشوند. فرقی هم نمیکند استراتژی تمساح و پلنگ یعنی تهاجمی و میلیتاریستی باشد یا #خارپشت و روباه و کنارهگیرانه و محافظه کار. کسانی که از استراتژی #خارپشت سخن میگویند، از حکومت میخواهند در جهت منافع خودش و ملت، کشور را از مهلکه رویاروییهای فرقهای بیمنطق و زیانبار بیرون ببرد و سیاست خارجی را در جهت منافع اقتصادی تنظیم کند نه در مسیر فروض ایدئولوژیک. دقیقش را بخواهید، استراتژی #خارپشت بیشتر در جهت منافع مردم است که منابع و فرصتهایشان در جریان سیاستهای میلیتاریسم فرقهای به فنا میرود. حکومت میلی به آن ندارد، زیرا استراتژی #خارپشت منافع پیچیده اجزای بهرمند از میلیتاریسم فرقهگرای آن را منتفی میکند. ملت ما منافعی در اینکه در جایی مثل یمن یا فلان گوشه آفریقا کدام قبیله بر دیگری افسر شود نمییابد. درست است؟
گزاره "برای اصلاحطلبان نسخهای ندارید" صحیح است. مابه عنوان روزنامهنگار برای اصلاحطلبان نسخه نمیپیچیم. درواقع نمیتوانیم به آنها بگوییم باید چه کنند، اما میتوانیم فعالیتهای آنها یا بیعملیشان را نقد کنیم. یکی از این کارها در چارچوب همین استراتژی #خارپشت، همراهی یا سکوت در برابر گرایش میلیتاریسم فرقهای است. آنها درباره خطای یک قاضی یا مقامات حکومتی واکنش همگانی و موجی و کمپینی دارند، اما در برابر خطاهای بزرگی که در استراتژی سیاست خارجی و امنیت منطقهای با تاثیرات عظیم وجود دارد (مثل جستجو و تقویت اقلیتهای فرقهای کشورهای منطقه در برابر حکومتهای مستقر آنها) موضعی ندارند. به عنوان مثال تازه و دست به نقد، آنها در روزهای اخیر نقد و تعرضی به شرط ارائه شده به نخستوزیر پاکستان، آخرین میانجی منازعه با عربستان نداشتهاند که پایان عملیات عربستان در یمن بوده است. البته بعید است استدلالی هم در درستی ارائه این پیششرط (که سد راه مصالحه است) داشته باشند. حرف نمیزنند و هنوز خطای ده سال پیش را تکرار میکنند. در سال ۸۸ شعار جامعه را درباره روا نبودن امکانات کشور به غزه و لبنان محکوم کردند. هنوز حاضر به پذیرش اشتباه نشدهاند و گاه برای میلیتاریسم فرقهگرا کف هم میزنند؛ هلهله برای ماجراجوییهای بیفایده و زیانبار! بگذریم.
به درازا کشید و اصل پرسش ماند: "چاره چیست اگر نخواهیم انقلاب کنیم؟" اجازه بدهید پاسخ این پرسش را به چند روز دیگر ببریم.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔸یخزده! ▫️شورای سردبیری: میخواهیم از همراهان دعوت کنیم برای آشنایی با ابعاد انحطاط روشنفکری در کشور، پیش از خواندن ادامه این الف، مطلب فوق را بخوانند: مطلبی در تخطئه جریان اصلاحطلبی، و پایکوبی برجنازه آن به خاطر سلطه #نازایی_سیاسی برکشور و گیر…
#یادداشتی_بر_یک_یادداشت
▫️نویسنده ناشناس: درود بر شما
فاطمه صادقی یادداشت کم ندارد در شرح آن سیاست نو.
میتوانستید مراجعه کنید که او را متهم به گنگی نفرمایید.
حقیقتش را بخواهید، یادداشت شما در پاسخ به صادقی را میشود نادیده گرفت، چون کاملاً روشن است که اگر بر نوشته و درک سیاسی صادقی نقدهایی میتوان وارد کرد، دربارهی درک شما از سیاست بیتردید میتوان ابراز تأسف کرد.
اصلاحطلبی مقولهی متعفنی است؛ نه به واسطهی آنکه راه رفورم بسته است؛ بلکه به این دلیل که اصلاحطلبان ایران رفورم را به کانسپتی فقیر تبدیل کردهاند.
به جای تلاش برای بستن گذر و تیزی به روی منتقدان کشیدن، همت کنید و فکری به حال اصلاحطلبی متعفن بفرمایید.
خوش باشید.
🆔 @jameeno
▫️نویسنده ناشناس: درود بر شما
فاطمه صادقی یادداشت کم ندارد در شرح آن سیاست نو.
میتوانستید مراجعه کنید که او را متهم به گنگی نفرمایید.
حقیقتش را بخواهید، یادداشت شما در پاسخ به صادقی را میشود نادیده گرفت، چون کاملاً روشن است که اگر بر نوشته و درک سیاسی صادقی نقدهایی میتوان وارد کرد، دربارهی درک شما از سیاست بیتردید میتوان ابراز تأسف کرد.
اصلاحطلبی مقولهی متعفنی است؛ نه به واسطهی آنکه راه رفورم بسته است؛ بلکه به این دلیل که اصلاحطلبان ایران رفورم را به کانسپتی فقیر تبدیل کردهاند.
به جای تلاش برای بستن گذر و تیزی به روی منتقدان کشیدن، همت کنید و فکری به حال اصلاحطلبی متعفن بفرمایید.
خوش باشید.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸فرصتی بینظیر برای ابتکاری استراتژیک
🖌 عیسی پیلهور
1- بعد از بهار عربی؛ رقابت سیاسی و نظامی ایران، ترکیه و عربستان از رقابت معقول به تنازع مخربی تبدیل شده که علیرغم هزینههای خیلی سنگین، بعید است برندهای داشته باشد. راه خروج ایران از وضعیت فعلی نه در ادامه رقابت سیاسی و نظامی در منطقه بلکه شروع بازسازی اقتصادی و اجتماعی منطقه است. چون ایران در اوج نفوذ منطقهای سیاسی و امنیتی قرار دارد و چون ترکیه و عربستان اخیرا از حرکات زیگزاگی آمریکا ناراحت شدهاند و ادامه رقابت مخرب برای آنها هم پرهزینه است، لذا به احتمال زیاد از ابتکار "بازسازی مشارکتی و چند جانبه منطقه" استقبال خواهند کرد.
بازسازی چندجانبه مشارکتی منطقه بیشتر از همه به نفع ایران است چون بعد اقتصادی بادوامی به نفوذ فعلی خود اضافه میکند و نفوذ بادوام چند بعدی خیلی بهتر از نفوذ با ابعاد کمتر است حتی اگر بخشی از نفوذ فعلی خود را به بعد اقتصادی تبدیل کند. لذا ایران میتواند پیشنهاد کند که:
>> تحریمهای ایران رفع شود
>> کشورهای رقیب سیاسی، در بازسازی مناطق غیرجنگی مشارکت کنند.
>> همزمان شدت درگیری در مناطق جنگی را کم کنند.
>> با اتشبس و صلح در مناطق جنگی فعلی، بازسازی چندجانبه در آنها هم شروع شود
بنظرم 《مذاکره بر سر میزان نفوذ و مشارکت در بازسازی》 مناطق غیرجنگی، از 《مذاکرات سیاسی بر سر مناطق جنگی》 (بدون ابتکار بازسازی چندجانبه مشارکتی) آسانتر خواهد بود.
2- آیا رقبا قبول خواهند کرد؟
حرکات زیگزاگی آمریکا در منطقه تاثیرات متعددی خواهد داشت و بنظرم عمدتادبه ضرر ایران خواهد بود ولی در حال حاضر فرصت بینظیری برای ایران ایجاد کرده است:
2-1- بلوک عربستان و امارات از بیعملی آمریکا در قبال ساقط کردن پهبادش و مخصوصا در قبال حمله به تاسیسات آرامکو ناراحت و سرخورده اند. هزینههای رقابت هم از حد تصور قبلی آنها فراتر رفته است.
2-2- ترکیه بعلت درگیری در شمالشرق سوریه و اختلافات با آمریکا انگیزه بیشتری برای موافقت با ابتکارات سازنده ایران دارد. (در حالت کلی هم از مشارکت اقتصادی در منطقه استقبال می کند)
2-3- روسیه در پی افزایش نفوذش در منطقه است و در حال حاضر مسیرهای مستقل از ایران را شروع کرده است.
2-4- دولت ترامپ، پیشرفتی در قبال ایران را میتواند در انتخابات استفاده کند.
لذا الان فرصت بی نظیری است که ایران "ابتکار بازسازی مشارکتی و چندجانبه منطقه" را ارائه کند.
3- ابتکار موردنظر (بعد از فاز صفر آمادگی و هماهنگی) حداقل سه فاز خواهد داشت:
فاز اول: شروع بازسازی مشارکتی در عراق و قفقاز جنوبی + آتش بس در یمن، سوریه و افغانستان
فاز دوم: توسعه و تعمیق مشارکت در بازسازی عراق و قفقاز جنوبی + مذاکرات صلح در یمن، سوریه و افغانستان
فاز سوم: ادامه بازسازی عراق و قفقاز جنوبی + شروع بازسازی مشارکتی در یمن، سوریه و افغانستان
4- فاز اول:
دو منطقه عراق و قفقاز جنوبی به عللی متفاوت برای شروع بازسازی مشارکتی مناسب اند:
4-1- عراق:
بعلت اهمیت عراق برای امنیت بلندمدت ایران و با لحاظ ساختار جمعیتی و سیاسی عراق، ایران قاعدتا علاقمند توسعه اقتصادی عراق و بازسازی آن است و ترسی از آن ندارد. حکومتهای عرب، ترکیه و کشورهای غربی نیز با انگیزه بالانس کردن قدرت ایران، علاقمند توسعه و بازسازی عراق خواهند بود. لذا بازسازی مشارکتی عراق، می تواند نوعی "بهترین انتخاب دوم" برای آنها باشد. بازسازی عراق، برای ایران اگر بهترین انتخاب در عراق نباشد، حتما "بهترین انتخاب دوم" است. در بازسازی عراق، در مرحله اول ایران، ترکیه، کویت، قطر و عمان همچنین شرکتهای آمریکائی و اروپایی نقشهای بیشتری خواهند داشت. کشورهای دیگری مثل اردن، آذربایجان، مالزی و پاکستان هم ممکن است نقشهایی به عهده بگیرند.
این بازسازی برای هر سه طیف بزرگ مردم عراق (سنیها، شیعیان و کوردها) مفید خواهد بود و زندگی آنها را نورمالتر و بهتر خواهد کرد.
🔻بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/St-10-18
🔸فرصتی بینظیر برای ابتکاری استراتژیک
🖌 عیسی پیلهور
1- بعد از بهار عربی؛ رقابت سیاسی و نظامی ایران، ترکیه و عربستان از رقابت معقول به تنازع مخربی تبدیل شده که علیرغم هزینههای خیلی سنگین، بعید است برندهای داشته باشد. راه خروج ایران از وضعیت فعلی نه در ادامه رقابت سیاسی و نظامی در منطقه بلکه شروع بازسازی اقتصادی و اجتماعی منطقه است. چون ایران در اوج نفوذ منطقهای سیاسی و امنیتی قرار دارد و چون ترکیه و عربستان اخیرا از حرکات زیگزاگی آمریکا ناراحت شدهاند و ادامه رقابت مخرب برای آنها هم پرهزینه است، لذا به احتمال زیاد از ابتکار "بازسازی مشارکتی و چند جانبه منطقه" استقبال خواهند کرد.
بازسازی چندجانبه مشارکتی منطقه بیشتر از همه به نفع ایران است چون بعد اقتصادی بادوامی به نفوذ فعلی خود اضافه میکند و نفوذ بادوام چند بعدی خیلی بهتر از نفوذ با ابعاد کمتر است حتی اگر بخشی از نفوذ فعلی خود را به بعد اقتصادی تبدیل کند. لذا ایران میتواند پیشنهاد کند که:
>> تحریمهای ایران رفع شود
>> کشورهای رقیب سیاسی، در بازسازی مناطق غیرجنگی مشارکت کنند.
>> همزمان شدت درگیری در مناطق جنگی را کم کنند.
>> با اتشبس و صلح در مناطق جنگی فعلی، بازسازی چندجانبه در آنها هم شروع شود
بنظرم 《مذاکره بر سر میزان نفوذ و مشارکت در بازسازی》 مناطق غیرجنگی، از 《مذاکرات سیاسی بر سر مناطق جنگی》 (بدون ابتکار بازسازی چندجانبه مشارکتی) آسانتر خواهد بود.
2- آیا رقبا قبول خواهند کرد؟
حرکات زیگزاگی آمریکا در منطقه تاثیرات متعددی خواهد داشت و بنظرم عمدتادبه ضرر ایران خواهد بود ولی در حال حاضر فرصت بینظیری برای ایران ایجاد کرده است:
2-1- بلوک عربستان و امارات از بیعملی آمریکا در قبال ساقط کردن پهبادش و مخصوصا در قبال حمله به تاسیسات آرامکو ناراحت و سرخورده اند. هزینههای رقابت هم از حد تصور قبلی آنها فراتر رفته است.
2-2- ترکیه بعلت درگیری در شمالشرق سوریه و اختلافات با آمریکا انگیزه بیشتری برای موافقت با ابتکارات سازنده ایران دارد. (در حالت کلی هم از مشارکت اقتصادی در منطقه استقبال می کند)
2-3- روسیه در پی افزایش نفوذش در منطقه است و در حال حاضر مسیرهای مستقل از ایران را شروع کرده است.
2-4- دولت ترامپ، پیشرفتی در قبال ایران را میتواند در انتخابات استفاده کند.
لذا الان فرصت بی نظیری است که ایران "ابتکار بازسازی مشارکتی و چندجانبه منطقه" را ارائه کند.
3- ابتکار موردنظر (بعد از فاز صفر آمادگی و هماهنگی) حداقل سه فاز خواهد داشت:
فاز اول: شروع بازسازی مشارکتی در عراق و قفقاز جنوبی + آتش بس در یمن، سوریه و افغانستان
فاز دوم: توسعه و تعمیق مشارکت در بازسازی عراق و قفقاز جنوبی + مذاکرات صلح در یمن، سوریه و افغانستان
فاز سوم: ادامه بازسازی عراق و قفقاز جنوبی + شروع بازسازی مشارکتی در یمن، سوریه و افغانستان
4- فاز اول:
دو منطقه عراق و قفقاز جنوبی به عللی متفاوت برای شروع بازسازی مشارکتی مناسب اند:
4-1- عراق:
بعلت اهمیت عراق برای امنیت بلندمدت ایران و با لحاظ ساختار جمعیتی و سیاسی عراق، ایران قاعدتا علاقمند توسعه اقتصادی عراق و بازسازی آن است و ترسی از آن ندارد. حکومتهای عرب، ترکیه و کشورهای غربی نیز با انگیزه بالانس کردن قدرت ایران، علاقمند توسعه و بازسازی عراق خواهند بود. لذا بازسازی مشارکتی عراق، می تواند نوعی "بهترین انتخاب دوم" برای آنها باشد. بازسازی عراق، برای ایران اگر بهترین انتخاب در عراق نباشد، حتما "بهترین انتخاب دوم" است. در بازسازی عراق، در مرحله اول ایران، ترکیه، کویت، قطر و عمان همچنین شرکتهای آمریکائی و اروپایی نقشهای بیشتری خواهند داشت. کشورهای دیگری مثل اردن، آذربایجان، مالزی و پاکستان هم ممکن است نقشهایی به عهده بگیرند.
این بازسازی برای هر سه طیف بزرگ مردم عراق (سنیها، شیعیان و کوردها) مفید خواهد بود و زندگی آنها را نورمالتر و بهتر خواهد کرد.
🔻بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/St-10-18
Telegraph
فرصتی بینظیر برای ابتکاری استراتژیک
1- بعد از بهار عربی؛ رقابت سیاسی و نظامی ایران، ترکیه و عربستان از رقابت معقول به تنازع مخربی تبدیل شده که علیرغم هزینههای خیلی سنگین، بعید است برندهای داشته باشد. راه خروج ایران از وضعیت فعلی نه در ادامه رقابت سیاسی و نظامی در منطقه بلکه شروع بازسازی اقتصادی…
Forwarded from اکبر گنجی
ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن. باید نیروهای نظامی آنها را زد، اما مراقب باشیم که به غیر نظامیان صدمه نزنیم تا علیه آمریکا نشوند.
توماس ترسیک
نشنال اینترست
هرچند کانون تنش بین المللی در هفتهای که گذشت، معطوف به مرز ترکیه و سوریه بوده است، حمله به نفتکش ایرانی در نزدیکی سواحل عربستان سعودی، یادآور در اوج بودن تنشها با ایران است. ایران در مواجهه تنش زای خود با ایالات متحده و متحدان آن، استراتژی «ویلی کیلر» بازیکن شهیر بسکتبال را در پیش گرفته که میگوید: آنها را در جایی که حضور ندارند بزن! این استراتژی به همان اندازه که برای ویلی کارآمد بود، برای ایران نیز کارگر است. استراتژی که ایران زیرکانه در حال به کار گرفتن آن هست و دونالد ترامپ به صراحت از آن دوری میجوید و دونالد ترامپ به صراحت از آن دوری میجوید. ایالات متحده به چند دلیل باید از پدیده خودترسویی برحذر باشد. هرچند توانمندیهای نظامی ایران، به هیچ وجه مینیمال نیستند، همچنان تحت الشعاع توانمندیهای نظامی آمریکا قرار دارند. به علاوه تسلیم و وادار کردن ایران از طریق تهدیدات ملموس و توسل به زور دست یافتنیتر هست تا از طریق فشار اقتصادی. اما مربوطترین دستورکار ایران، یک مدل عالی برای رسیدن به اهداف استراتژیک از طریق عمل در منطقه خاکستری بین صلح و ستیز را توصیه میکند. منطقه خاکستری اغلب متضمن استفاده از زور به نحوی است که بتوان به طور قابل پذیرشی آن را کتمان کرد، تا از این طریق بتوان پیامدهای تنش را کاهش داد. واشنگتن در عین توسل به بازدارندگی برای کاهش مخاطرات تنش، باید با استفاده از عملیات نظامی محدود ـ که به صورت گریز از رادار صورت میگیرند اما ایران آنها را به مثابه اقدامات آمریکا تداعی میکند ـ ایران را در منطقه خاکستری به چالش بکشد. ایران از ماه نفتکشهای بدون محافظ را موفقیت آمیز به وحشت انداخته و به تأسیسات انرژی حیاتی عربستان سعودی حمله کرده است؛ بدون اینکه پاسخ درخوری را برانگیخته باشد؛ درگیری و ستیز آشکار که جای خود را دارد. آنها درآن واحد این پیام آشکار را میفرستند که جامعه بین المللی به خاطر تحریم بخش انرژی ایران و سایر بخشهای اقتصادی با هزینههای واقعی مواجه خواهد شد. دولت ترامپ برعکس عمل کرده است، با صدای غرّا از جنگ میگوید، اما در عین حال تنها بر تحریمها تکیه میکند. این امر به مرور باورپذیری آمریکا را دچار فرسایش و در عمل جسارت ایران را از طریق پرده بر داشتن از عدم ارتباط بین آنچه آمریکا میگوید و آنچه اراده انجامش را دارد، تشدید میکند. هر وقت ترامپ به عملیات نظامی گرایش پیدا کرده است، صرفا حاکی از عملیات نظامی متعارف بوده و به نوعی اقداماتش متظاهرانه و بلکه نامؤثر بوده است. در بحبوحه تنشهای فزاینده با ایران در بهار و همچنین دگرباره در پاسخ به حملات به تأسیسات نفتی سعودی، دونالد ترامپ تجهیزات و نیروهای نظامی متعادلی را روانه خلیج فارس کرد؛ اما این تجهیزات دفاعی از قابلیت اندکی برای انهدام موشکهای کروز و پهبادهایی برخوردارند که ایران اخیرا در حمله به تأسیسات نفتی سعودی آنها را به کارگرفت و محتمل است که در آینده نیز شاهد مواردی اینچنینی باشیم. به جای تکیه صرف بر تحریمها و نمایشهای محض نظامی، ایالات متحده باید از موفقیت ایران درس بگیرد و عملیات خود در منطقه خاکستری را توسعه دهد. اظهار نظر گزارش شده از سوی دولت مبنی بر حملات سایبری علیه ایران گام مثبتی است، اما بیشتر از اینها نیاز هست. جنگ افروزی سیاسی، از جمله عملیات اطلاعاتی و نیز سابوتاژ و سایر فعالیتهای نظامی مبهم از جمله گزینههای جذاب برای تقویت فشار علیه ایران به شمار میروند. در واقع تحریمها و فشارهای سیاسی و اجتماعی داخلی تاکنون نگرانیهای ایران را افزایش میدادند. در این خصوص، به ویژه نیروهای دریایی ایران آسیب پذیرند، این نیرو هم در قالب یک ناوگان متعارف و مرسوم و هم در قالب نیروی دریایی سپاه پاسداران عمل میکند. این دو در طول جنگ عراق علیه ایران، در چندین مقطع به اشتباه روی نیروهای خودی آتش گشودند و این می تواند برای آمریکا فرصتی باشد تا در خطوط ارتباطی بین این دو بخش نیروی دریایی اختلال ایجاد کند. آمریکا و متحدانش باید ایران را مجبور کنند تا در برابر تهدیدات چندگانه واکنش نشان دهد؛ چیزی که تا به امروز ایران از انجام آن خودداری کرده است. . . بخش دوم مقاله را در پست بعدی بخوانید: @ganji_akbar
توماس ترسیک
نشنال اینترست
هرچند کانون تنش بین المللی در هفتهای که گذشت، معطوف به مرز ترکیه و سوریه بوده است، حمله به نفتکش ایرانی در نزدیکی سواحل عربستان سعودی، یادآور در اوج بودن تنشها با ایران است. ایران در مواجهه تنش زای خود با ایالات متحده و متحدان آن، استراتژی «ویلی کیلر» بازیکن شهیر بسکتبال را در پیش گرفته که میگوید: آنها را در جایی که حضور ندارند بزن! این استراتژی به همان اندازه که برای ویلی کارآمد بود، برای ایران نیز کارگر است. استراتژی که ایران زیرکانه در حال به کار گرفتن آن هست و دونالد ترامپ به صراحت از آن دوری میجوید و دونالد ترامپ به صراحت از آن دوری میجوید. ایالات متحده به چند دلیل باید از پدیده خودترسویی برحذر باشد. هرچند توانمندیهای نظامی ایران، به هیچ وجه مینیمال نیستند، همچنان تحت الشعاع توانمندیهای نظامی آمریکا قرار دارند. به علاوه تسلیم و وادار کردن ایران از طریق تهدیدات ملموس و توسل به زور دست یافتنیتر هست تا از طریق فشار اقتصادی. اما مربوطترین دستورکار ایران، یک مدل عالی برای رسیدن به اهداف استراتژیک از طریق عمل در منطقه خاکستری بین صلح و ستیز را توصیه میکند. منطقه خاکستری اغلب متضمن استفاده از زور به نحوی است که بتوان به طور قابل پذیرشی آن را کتمان کرد، تا از این طریق بتوان پیامدهای تنش را کاهش داد. واشنگتن در عین توسل به بازدارندگی برای کاهش مخاطرات تنش، باید با استفاده از عملیات نظامی محدود ـ که به صورت گریز از رادار صورت میگیرند اما ایران آنها را به مثابه اقدامات آمریکا تداعی میکند ـ ایران را در منطقه خاکستری به چالش بکشد. ایران از ماه نفتکشهای بدون محافظ را موفقیت آمیز به وحشت انداخته و به تأسیسات انرژی حیاتی عربستان سعودی حمله کرده است؛ بدون اینکه پاسخ درخوری را برانگیخته باشد؛ درگیری و ستیز آشکار که جای خود را دارد. آنها درآن واحد این پیام آشکار را میفرستند که جامعه بین المللی به خاطر تحریم بخش انرژی ایران و سایر بخشهای اقتصادی با هزینههای واقعی مواجه خواهد شد. دولت ترامپ برعکس عمل کرده است، با صدای غرّا از جنگ میگوید، اما در عین حال تنها بر تحریمها تکیه میکند. این امر به مرور باورپذیری آمریکا را دچار فرسایش و در عمل جسارت ایران را از طریق پرده بر داشتن از عدم ارتباط بین آنچه آمریکا میگوید و آنچه اراده انجامش را دارد، تشدید میکند. هر وقت ترامپ به عملیات نظامی گرایش پیدا کرده است، صرفا حاکی از عملیات نظامی متعارف بوده و به نوعی اقداماتش متظاهرانه و بلکه نامؤثر بوده است. در بحبوحه تنشهای فزاینده با ایران در بهار و همچنین دگرباره در پاسخ به حملات به تأسیسات نفتی سعودی، دونالد ترامپ تجهیزات و نیروهای نظامی متعادلی را روانه خلیج فارس کرد؛ اما این تجهیزات دفاعی از قابلیت اندکی برای انهدام موشکهای کروز و پهبادهایی برخوردارند که ایران اخیرا در حمله به تأسیسات نفتی سعودی آنها را به کارگرفت و محتمل است که در آینده نیز شاهد مواردی اینچنینی باشیم. به جای تکیه صرف بر تحریمها و نمایشهای محض نظامی، ایالات متحده باید از موفقیت ایران درس بگیرد و عملیات خود در منطقه خاکستری را توسعه دهد. اظهار نظر گزارش شده از سوی دولت مبنی بر حملات سایبری علیه ایران گام مثبتی است، اما بیشتر از اینها نیاز هست. جنگ افروزی سیاسی، از جمله عملیات اطلاعاتی و نیز سابوتاژ و سایر فعالیتهای نظامی مبهم از جمله گزینههای جذاب برای تقویت فشار علیه ایران به شمار میروند. در واقع تحریمها و فشارهای سیاسی و اجتماعی داخلی تاکنون نگرانیهای ایران را افزایش میدادند. در این خصوص، به ویژه نیروهای دریایی ایران آسیب پذیرند، این نیرو هم در قالب یک ناوگان متعارف و مرسوم و هم در قالب نیروی دریایی سپاه پاسداران عمل میکند. این دو در طول جنگ عراق علیه ایران، در چندین مقطع به اشتباه روی نیروهای خودی آتش گشودند و این می تواند برای آمریکا فرصتی باشد تا در خطوط ارتباطی بین این دو بخش نیروی دریایی اختلال ایجاد کند. آمریکا و متحدانش باید ایران را مجبور کنند تا در برابر تهدیدات چندگانه واکنش نشان دهد؛ چیزی که تا به امروز ایران از انجام آن خودداری کرده است. . . بخش دوم مقاله را در پست بعدی بخوانید: @ganji_akbar
Forwarded from اکبر گنجی
بخش دوم مقاله «ایران را فقط از راه تهدیدات نظامی ملموس و توسل به زور نظامی می توان تسلیم کرد، نه صرف تحریم های کمرشکن. باید نیروهای نظامی آنها را زد، اما مراقب باشیم که به غیر نظامیان صدمه نزنیم تا علیه آمریکا نشوند.»
نیروی ویژه قدس سپاه پاسداران در سراسر منطقه در عراق، سوریه، یمن و لبنان به طور تهاجمی فعال هست و دامنه فعالیتهای آن هرچند به طور پوشیدهتر در قطر، بحرین و امارات نیز صورت میگیرد. مبارزه موثر با این موارد مستلزم آن است که تلاشهای پیشگیرانه غیرمحسوس آمریکا و متحدانش در منطقه گسترش پیدا کند. عملیاتی از این دست و سایر عملیات در منطقه خاکستری میتواند مخاطرات را کاهش دهد، اما تنش را کاملا از بین نمیبرد. سیاستگذاران آمریکایی باید بر این پاسخهای بخشی غیر محسوس نسبت به اقدامات ایران تمرکز کنند و از به کارگیری نیروی کشنده و مهلک به جز در پاسخ به تهدیدات حیاتی خودداری کنند. در این زمینه اجتناب از بر جای گذاشتن تلفات غیر نظامی از جمعیت ایران حائز اهمیت هست، زیرا همدلیهای قابل توجهی بین ایرانیها نسبت به غرب وجود دارد. اما ایران در صورتی که به خاطر عملیات خود، با هزینههای نظامی مواجه نشود، همچنان از دیپلماسی خودداری کرده و حملات بی ثبات کننده و خطرناکی خواهد کرد. ایالات متحده باید یک استراتژی منطقه خاکستری ایجاد کند؛ استراتژی که نه برای به راه انداختن جنگ با ایران، بلکه این استراتژی مثمرثمرترین راه برای جلوگیری از جنگ است. در عین حال این استراتژی بازدارندگی را نیز واسازی میکند.
@ganji_akbar
https://nationalinterest.org/blog/buzz/how-iran-plans-out-smart-trump-enter-grey-zone-89541
نیروی ویژه قدس سپاه پاسداران در سراسر منطقه در عراق، سوریه، یمن و لبنان به طور تهاجمی فعال هست و دامنه فعالیتهای آن هرچند به طور پوشیدهتر در قطر، بحرین و امارات نیز صورت میگیرد. مبارزه موثر با این موارد مستلزم آن است که تلاشهای پیشگیرانه غیرمحسوس آمریکا و متحدانش در منطقه گسترش پیدا کند. عملیاتی از این دست و سایر عملیات در منطقه خاکستری میتواند مخاطرات را کاهش دهد، اما تنش را کاملا از بین نمیبرد. سیاستگذاران آمریکایی باید بر این پاسخهای بخشی غیر محسوس نسبت به اقدامات ایران تمرکز کنند و از به کارگیری نیروی کشنده و مهلک به جز در پاسخ به تهدیدات حیاتی خودداری کنند. در این زمینه اجتناب از بر جای گذاشتن تلفات غیر نظامی از جمعیت ایران حائز اهمیت هست، زیرا همدلیهای قابل توجهی بین ایرانیها نسبت به غرب وجود دارد. اما ایران در صورتی که به خاطر عملیات خود، با هزینههای نظامی مواجه نشود، همچنان از دیپلماسی خودداری کرده و حملات بی ثبات کننده و خطرناکی خواهد کرد. ایالات متحده باید یک استراتژی منطقه خاکستری ایجاد کند؛ استراتژی که نه برای به راه انداختن جنگ با ایران، بلکه این استراتژی مثمرثمرترین راه برای جلوگیری از جنگ است. در عین حال این استراتژی بازدارندگی را نیز واسازی میکند.
@ganji_akbar
https://nationalinterest.org/blog/buzz/how-iran-plans-out-smart-trump-enter-grey-zone-89541
The National Interest
How Iran Plans to Out Smart Trump: Enter the 'Grey Zone'
Tensions with Iran remain high.
#الف
🔸مسیر و مخاطره!
▫️شورای سردبیری: چاره مردمان این کشور چیست اگر نخواهند رفتار ویرانگر حکومت فعلی را با انقلاب پایان دهند ؟ این پرسش، بازنویسی شده پرسش یک همراه جامعهنو است که آشکار است درباره مسائل جاری کشور راهحل میجوید. ما علاوه بر باز نویسی پرسش، اجازه میخواهیم ان را دوپاره هم کرده و فاعل مستتر در پرسش را به دو گروه "توده" و "اهل تمیز " تقسیم کنیم. امر مهمی است . توده درباره امر انقلابی اراده پیشینی ندارد و به موج آن کشیده میشود، و اهلتمیز در باره انقلاب دیدگاه پیشینی و تحرک ارادی دارند. یعنی پیشاپیش بهممکن و مفید بودن آن فکرمیکنند و در باره تسریع یا ترمز آن اراده ورزی دارند. در اواخر دهه چهل و اوایل پنجاه توده تصوری از امکان موج انقلابی ۵۷ نداشت، و در عوض روشنفکران اراده راه انداختن انقلاب در سر داشتند. فکر میکردند (نادرستی فکرشان امر دیگری است)با داغ کردن توده سرد توسط آتش سلاح ، انقلاب را آغازمیکنند.... امروزه، مساله ضرورت تغییر رفتارحکومت ، دوباره انقلاب را به عنوان راهحل به سطح آورده است. برخی اذهان به آن مشغول است.
اگرتوده رابا وجود برخی نشانههای آمادگیاش برای اعتراض ،شورش، و ایضا انقلاب فعلا کنار بگذاریم ، پرسش دقیق ما این است که در شرایط فعلی موضع اهل تمیز در برابر یک انقلاب محتمل بر ضد حکومت کنونی چه باید باشد. در تدارک آن باشد؟ تسریعش کند؟ زمینه آن را از بین ببرد؟با وقوعش مخالفت کند ؟
در مجموع، پرسشی آزار دهنده است؛ چالشی بین عین و ذهن، وبهانه ای برای درگیری بینالاذهان. آواز انقلاب سر دادن چیزی بیش از شعار نمینماید ، نفی کردن انقلاب هم بر ضد حکومتی که شاید نود درصد مردم آن را دوست ندارند لگدخور آدمی را از جوانان خشمگین ملس میکند.
فارغ از این دغدغههای ناچیز، دغدغه دیگری هم وجود دارد. انقلاب یک امر قهر آمیز است و با اعتراض که ماهیت مدنی مسالمت آمیز دارد تفاوت دارد. وقوع شرایط انقلابی را که ایده آن در ذهن برخی از ما علیه حکومت فعلی وجود دارد چگونه شناسایی کنیم؟ آیا حواسمان هست که بروزجنبش های اعتراضی را با وقوع شرایط انقلابی اشتباه نگیریم؟ ساده لوحی است گروه خشماگین معترضان به گرانی ، فساد وتبعیض را که با پلیسهای از کوره دررفته درگیر میشوند و اعتراضشان به بلوا و آشوب و شورش میکشد، با موج انقلابی یکسان بگیریم. بی خردی است یک شورش کور توسعه یابنده مانند شورش فراگیر ۹۶ را با انقلاب برابر بگیریم . به قول مارکسیستهای اورتدکس نسل پیش ، وقوع انقلاب محتاج فراهم شدن دوشرط ذهنی و عینی است (مردم به لزوم تغییر انقلابی باور و اعتقاد پیدا کنند، حکومت نتواند با شرایط پیشین حکمرانی و اعمال سلطه کند)احتمال اینکه در ایران کنونی هردو شرط حاصل باشد باید توسط مشتاقان انقلاب بررسی شود.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/wa-10-21
🔸مسیر و مخاطره!
▫️شورای سردبیری: چاره مردمان این کشور چیست اگر نخواهند رفتار ویرانگر حکومت فعلی را با انقلاب پایان دهند ؟ این پرسش، بازنویسی شده پرسش یک همراه جامعهنو است که آشکار است درباره مسائل جاری کشور راهحل میجوید. ما علاوه بر باز نویسی پرسش، اجازه میخواهیم ان را دوپاره هم کرده و فاعل مستتر در پرسش را به دو گروه "توده" و "اهل تمیز " تقسیم کنیم. امر مهمی است . توده درباره امر انقلابی اراده پیشینی ندارد و به موج آن کشیده میشود، و اهلتمیز در باره انقلاب دیدگاه پیشینی و تحرک ارادی دارند. یعنی پیشاپیش بهممکن و مفید بودن آن فکرمیکنند و در باره تسریع یا ترمز آن اراده ورزی دارند. در اواخر دهه چهل و اوایل پنجاه توده تصوری از امکان موج انقلابی ۵۷ نداشت، و در عوض روشنفکران اراده راه انداختن انقلاب در سر داشتند. فکر میکردند (نادرستی فکرشان امر دیگری است)با داغ کردن توده سرد توسط آتش سلاح ، انقلاب را آغازمیکنند.... امروزه، مساله ضرورت تغییر رفتارحکومت ، دوباره انقلاب را به عنوان راهحل به سطح آورده است. برخی اذهان به آن مشغول است.
اگرتوده رابا وجود برخی نشانههای آمادگیاش برای اعتراض ،شورش، و ایضا انقلاب فعلا کنار بگذاریم ، پرسش دقیق ما این است که در شرایط فعلی موضع اهل تمیز در برابر یک انقلاب محتمل بر ضد حکومت کنونی چه باید باشد. در تدارک آن باشد؟ تسریعش کند؟ زمینه آن را از بین ببرد؟با وقوعش مخالفت کند ؟
در مجموع، پرسشی آزار دهنده است؛ چالشی بین عین و ذهن، وبهانه ای برای درگیری بینالاذهان. آواز انقلاب سر دادن چیزی بیش از شعار نمینماید ، نفی کردن انقلاب هم بر ضد حکومتی که شاید نود درصد مردم آن را دوست ندارند لگدخور آدمی را از جوانان خشمگین ملس میکند.
فارغ از این دغدغههای ناچیز، دغدغه دیگری هم وجود دارد. انقلاب یک امر قهر آمیز است و با اعتراض که ماهیت مدنی مسالمت آمیز دارد تفاوت دارد. وقوع شرایط انقلابی را که ایده آن در ذهن برخی از ما علیه حکومت فعلی وجود دارد چگونه شناسایی کنیم؟ آیا حواسمان هست که بروزجنبش های اعتراضی را با وقوع شرایط انقلابی اشتباه نگیریم؟ ساده لوحی است گروه خشماگین معترضان به گرانی ، فساد وتبعیض را که با پلیسهای از کوره دررفته درگیر میشوند و اعتراضشان به بلوا و آشوب و شورش میکشد، با موج انقلابی یکسان بگیریم. بی خردی است یک شورش کور توسعه یابنده مانند شورش فراگیر ۹۶ را با انقلاب برابر بگیریم . به قول مارکسیستهای اورتدکس نسل پیش ، وقوع انقلاب محتاج فراهم شدن دوشرط ذهنی و عینی است (مردم به لزوم تغییر انقلابی باور و اعتقاد پیدا کنند، حکومت نتواند با شرایط پیشین حکمرانی و اعمال سلطه کند)احتمال اینکه در ایران کنونی هردو شرط حاصل باشد باید توسط مشتاقان انقلاب بررسی شود.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/wa-10-21
Telegraph
مسیر و مخاطره!
شورای سردبیری: چاره مردمان این کشور چیست اگر نخواهند رفتار ویرانگر حکومت فعلی را با انقلاب پایان دهند ؟ این پرسش، بازنویسی شده پرسش یک همراه جامعهنو است که آشکار است درباره مسائل جاری کشور راهحل میجوید. ما علاوه بر باز نویسی پرسش، اجازه میخواهیم ان را دوپاره…