This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
#گزارش_یک_گفتگو
🔸دیالوگ واتساپی خانوادگی درباره چینیها و کرونا!
▫️فاروق نجمالدین / جامعه نو: چند شب پیش فایل صوتی یک جوان ایرانی مقیم ووهان در بی بی سی پخش شدکه رفتار مردم چین را در زمینه بیماری کرونا به خوبی منعکس میکرد. برای من جالب بودو کامنت تفسیری کوتاهی در باره این فایل در گروه خانوادگی خودمان نوشتم. برادرزاده من جوابی در همان رابطه نوشت و من توضیح مجددی دادم.
مجموعه توضیحات بی ارتباط با انچه امروزها در خیلی از محافل مطرح میشود نیست.
فکر کردم بی مناسبت نباشد که دیالوگمان را با همان فرمت واتساپی و خانوادگی اش با مخاطبان جامعه نو به اشتراک بگذارم.
گزارش آن جوان ایرانی ساکن ووهان را ضمیمه کرده ام. جالب است ببینید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ch-02-29
🔸دیالوگ واتساپی خانوادگی درباره چینیها و کرونا!
▫️فاروق نجمالدین / جامعه نو: چند شب پیش فایل صوتی یک جوان ایرانی مقیم ووهان در بی بی سی پخش شدکه رفتار مردم چین را در زمینه بیماری کرونا به خوبی منعکس میکرد. برای من جالب بودو کامنت تفسیری کوتاهی در باره این فایل در گروه خانوادگی خودمان نوشتم. برادرزاده من جوابی در همان رابطه نوشت و من توضیح مجددی دادم.
مجموعه توضیحات بی ارتباط با انچه امروزها در خیلی از محافل مطرح میشود نیست.
فکر کردم بی مناسبت نباشد که دیالوگمان را با همان فرمت واتساپی و خانوادگی اش با مخاطبان جامعه نو به اشتراک بگذارم.
گزارش آن جوان ایرانی ساکن ووهان را ضمیمه کرده ام. جالب است ببینید.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Ch-02-29
#الف ... و کرونا
🔸چه کسی زرد است؟
▫️شورای سردبیری: "...این اولین باری نیست که جدال قدیمی جریان فکری عقلگرایی و نصگرایی سر باز کرده و از لجنههای علمی و تخصصی به افکارعمومی و شبکههای اجتماعی زرد کشیده شدهاست."
عبارت فوق را از مقالهای با عنوان "بازهم جدال قدیمی مناسکگرائی و عقلگرائی
به بهانهی شیوع ویروس کرونا" برایتان نقل کردهایم. خوانندگان اهل فن میتوانند حدس بزنند شخص باسوادی آنرا تحریر کرده است(امضا ندارد) و اگر باور نداشتیم که نویسنده در شمار تحصیلکردگان خوشفکرحوزه است اعتنایی به کلماتش نمیکردیم.اما آن شخص با سواد دانسته یا ندانسته مردمانی را که حق خود میدانند در باره آنچه بر سرنوشتشان حاکم است قضاوت کنند، " زرد" توصیف کرده است. نمونه تازه ای از دیدن خویش بر اریکه فهم واراده، و نظاره به جامعه چون رمهای نادان ونالایق برای تعیین سره وناسره در زندگی خویش.
چرا از مقالهای با چنین عنوان پرطمطراق، به یک کلمه چسبیدیم. پاسخ این پرسش برحق این است که آنکلمه ترجمان کلیت نگاه حکومت فعلی و اقطاب اندیشهورز آن به مردم، و افکار عمومی است؛ روحانیت حاکم بر کشورخود را "لجنه عالم و متخصص"میبیند و مردمان مصیبتزده و رها شدهای را که تریبون سخنگویی انها "افکار عمومی و شبکه های اجتماعی" است زرد ، به معنای بی ارزش، دروغ، عوامانه، کوته نگر و ساده پسند و مروج اخبار و اطلاعات کم مایه و احیانا انحرافی و فاسد توصیف میکند.
باراول نیست که نظر و دیدگاه سرشار از خصومت این گروه درباره مردم از جوف سخنان خردمندانه بیرون میزند. امروزه بخش وسیعی از جامعه، همانها که پای صندوق اخیر نرفتند، از نظر روحانیت نسبت به خودشان آگاهند: رای انها جنبه زینت دارد، معقولات به آنها مربوط نیست، فهم کافی برای درک بیواسطه دین ندارند، تکلیف دنیایشان را دیگری باید تعیین کند وگرنه منحرف میشوند، و خلاصه سرجمع ،عوام کالانعام ... بسیاریشان (مثل نویسنده مقاله)دوست ندارند چنین قضاوت کنند، ولی گریبان از دست مشکل تقسیم ذهنی جامعه رها نتوانند کرد.نمیدانند مشکلشان کجاست.
برگردیم به واژه زرد. این صفت در باره نشریات و تشکیلاتی مانند احزاب به کار میرود که کارکرد انها رنگ کردن جامعه بر اساس سلیقه ساده تودهکم سواد و بینظر مردم است و هدف شان یا کسب درامد و یا منحرف کردن جامعه از مسائل اصلی آن است. رسانه زرد یک ابزار کلیدی حکومتها وطبقات حاکم در حفظ سلطه بر جامعه است؛چیزی مثل سیمای جمهوری اسلامی. این البته توصیف مختصری است ولی درموضوع ما کفایت میکند: اجزای حکومت که براساس توهم تولیت دین مردم حکومت بر انها را حق خود میدانند، از اینکه مردم بویژه مومنان واقعی در باره علت وجود این تولیت، منشاء حق حکمرانی و منظومه عقیدتی ایجاد کننده رابطه سیاسی حکومت و فردبایکدیگر حرف بزنند و جدل کنند و پرسش بیافرینند یا درباره انچه برایشان واجب الاطاعه است طنز بسازند و فیلم سخنان و اعمال اجزای حکومت را برای یکدیگر بفرستند و دایره آگاهی از رفتار حکومت و ماهیت ان را گسترش دهند واهمه دارند. آن را افشاگر، خطرساز و بیرون کشیدن سنگ و آجر از دیوار قلعه حکومت میدانند. به واقع، آنکس که عبارات فوق را نوشته، به بهترین استفادهای که از شبکههای اجتماعی میتوان کرد(جدال عقلگرایی و نصگرایی، و مناسگگرایی و عقلگرایی و مباحث مشابه)ایراد دارد نه به استفاده های سوداگرانه وزرد از این شبکهها. ظاهرش این است که بدون استدلال میگوید جای این بحثها در لجنه های علمی و تخصصی(یعنی حوزهها و احیانا دانشگاههای خاص)است، و باطنش این است که چون نمیتواند بگوید"مردم"حق ندارند در باره این مسائل که هسته مشکلات ملی کنونی ماست حرف بزنند، با تحقیر افکار عمومی و شبکه های اجتماعی صفت زرد را به کمک میگیرد. عجب نخالههای زبلی هستند اقطاب فکری این حکومت!
به میان کشیدن دوباره این نشانی غلط، همچنانکه از عنوان مقاله موصوف بر میآید، شیوع کرونا به عنوان یک مساله ملی و همگانی و لزوم موضعگیری دستگاه حکومت در باره آن بوده است. تا امروز، نظر حکومت این بوده که کرونا توطئه ضدانتخاباتی است، دیگران بیشتر ازما مبتلای آنند، چاره اشدعا است، پنبه در منافذ بدن است، مسلمانها دچارش نمیشوند، و... حالا خوب است که حکومت نظرش را تغییر داده ، ولی نمیتوان جامعه را از نقد بیرحمانه این آراء و رفتار باز داشت. ناجوانمردانه است کاربردصفت زرد برای شبکه گفتگوی مردم در باره حکومت روحانیون.
میتوان به این گروه از اهل عقل مدافع نظام که گویا نگران به خطر افتادن باورها، آراء و اعتقادات اصیل دینیاند توصیه کرد برای رسیدن به اهداف خوبی که درذهن دارند، به جای تحقیر مردمی که ممکن است درباره معقولات حرف بزنند ، انرژی خود را در جای دیگری هزینه کنند؛ آنجا که آخوندها کتاب پزشکی به آتش میافکنند، میگویند نقره ضریح ضد ویروس است،...
زرد، اینها هستند!
🆔 @jameeno
🔸چه کسی زرد است؟
▫️شورای سردبیری: "...این اولین باری نیست که جدال قدیمی جریان فکری عقلگرایی و نصگرایی سر باز کرده و از لجنههای علمی و تخصصی به افکارعمومی و شبکههای اجتماعی زرد کشیده شدهاست."
عبارت فوق را از مقالهای با عنوان "بازهم جدال قدیمی مناسکگرائی و عقلگرائی
به بهانهی شیوع ویروس کرونا" برایتان نقل کردهایم. خوانندگان اهل فن میتوانند حدس بزنند شخص باسوادی آنرا تحریر کرده است(امضا ندارد) و اگر باور نداشتیم که نویسنده در شمار تحصیلکردگان خوشفکرحوزه است اعتنایی به کلماتش نمیکردیم.اما آن شخص با سواد دانسته یا ندانسته مردمانی را که حق خود میدانند در باره آنچه بر سرنوشتشان حاکم است قضاوت کنند، " زرد" توصیف کرده است. نمونه تازه ای از دیدن خویش بر اریکه فهم واراده، و نظاره به جامعه چون رمهای نادان ونالایق برای تعیین سره وناسره در زندگی خویش.
چرا از مقالهای با چنین عنوان پرطمطراق، به یک کلمه چسبیدیم. پاسخ این پرسش برحق این است که آنکلمه ترجمان کلیت نگاه حکومت فعلی و اقطاب اندیشهورز آن به مردم، و افکار عمومی است؛ روحانیت حاکم بر کشورخود را "لجنه عالم و متخصص"میبیند و مردمان مصیبتزده و رها شدهای را که تریبون سخنگویی انها "افکار عمومی و شبکه های اجتماعی" است زرد ، به معنای بی ارزش، دروغ، عوامانه، کوته نگر و ساده پسند و مروج اخبار و اطلاعات کم مایه و احیانا انحرافی و فاسد توصیف میکند.
باراول نیست که نظر و دیدگاه سرشار از خصومت این گروه درباره مردم از جوف سخنان خردمندانه بیرون میزند. امروزه بخش وسیعی از جامعه، همانها که پای صندوق اخیر نرفتند، از نظر روحانیت نسبت به خودشان آگاهند: رای انها جنبه زینت دارد، معقولات به آنها مربوط نیست، فهم کافی برای درک بیواسطه دین ندارند، تکلیف دنیایشان را دیگری باید تعیین کند وگرنه منحرف میشوند، و خلاصه سرجمع ،عوام کالانعام ... بسیاریشان (مثل نویسنده مقاله)دوست ندارند چنین قضاوت کنند، ولی گریبان از دست مشکل تقسیم ذهنی جامعه رها نتوانند کرد.نمیدانند مشکلشان کجاست.
برگردیم به واژه زرد. این صفت در باره نشریات و تشکیلاتی مانند احزاب به کار میرود که کارکرد انها رنگ کردن جامعه بر اساس سلیقه ساده تودهکم سواد و بینظر مردم است و هدف شان یا کسب درامد و یا منحرف کردن جامعه از مسائل اصلی آن است. رسانه زرد یک ابزار کلیدی حکومتها وطبقات حاکم در حفظ سلطه بر جامعه است؛چیزی مثل سیمای جمهوری اسلامی. این البته توصیف مختصری است ولی درموضوع ما کفایت میکند: اجزای حکومت که براساس توهم تولیت دین مردم حکومت بر انها را حق خود میدانند، از اینکه مردم بویژه مومنان واقعی در باره علت وجود این تولیت، منشاء حق حکمرانی و منظومه عقیدتی ایجاد کننده رابطه سیاسی حکومت و فردبایکدیگر حرف بزنند و جدل کنند و پرسش بیافرینند یا درباره انچه برایشان واجب الاطاعه است طنز بسازند و فیلم سخنان و اعمال اجزای حکومت را برای یکدیگر بفرستند و دایره آگاهی از رفتار حکومت و ماهیت ان را گسترش دهند واهمه دارند. آن را افشاگر، خطرساز و بیرون کشیدن سنگ و آجر از دیوار قلعه حکومت میدانند. به واقع، آنکس که عبارات فوق را نوشته، به بهترین استفادهای که از شبکههای اجتماعی میتوان کرد(جدال عقلگرایی و نصگرایی، و مناسگگرایی و عقلگرایی و مباحث مشابه)ایراد دارد نه به استفاده های سوداگرانه وزرد از این شبکهها. ظاهرش این است که بدون استدلال میگوید جای این بحثها در لجنه های علمی و تخصصی(یعنی حوزهها و احیانا دانشگاههای خاص)است، و باطنش این است که چون نمیتواند بگوید"مردم"حق ندارند در باره این مسائل که هسته مشکلات ملی کنونی ماست حرف بزنند، با تحقیر افکار عمومی و شبکه های اجتماعی صفت زرد را به کمک میگیرد. عجب نخالههای زبلی هستند اقطاب فکری این حکومت!
به میان کشیدن دوباره این نشانی غلط، همچنانکه از عنوان مقاله موصوف بر میآید، شیوع کرونا به عنوان یک مساله ملی و همگانی و لزوم موضعگیری دستگاه حکومت در باره آن بوده است. تا امروز، نظر حکومت این بوده که کرونا توطئه ضدانتخاباتی است، دیگران بیشتر ازما مبتلای آنند، چاره اشدعا است، پنبه در منافذ بدن است، مسلمانها دچارش نمیشوند، و... حالا خوب است که حکومت نظرش را تغییر داده ، ولی نمیتوان جامعه را از نقد بیرحمانه این آراء و رفتار باز داشت. ناجوانمردانه است کاربردصفت زرد برای شبکه گفتگوی مردم در باره حکومت روحانیون.
میتوان به این گروه از اهل عقل مدافع نظام که گویا نگران به خطر افتادن باورها، آراء و اعتقادات اصیل دینیاند توصیه کرد برای رسیدن به اهداف خوبی که درذهن دارند، به جای تحقیر مردمی که ممکن است درباره معقولات حرف بزنند ، انرژی خود را در جای دیگری هزینه کنند؛ آنجا که آخوندها کتاب پزشکی به آتش میافکنند، میگویند نقره ضریح ضد ویروس است،...
زرد، اینها هستند!
🆔 @jameeno
🔹مرکز مستشاری ایران در سوریه، ترکیه را به رفتار عاقلانه دعوت کرد
🔺مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه با اشاره به تداوم حملات توپخانهای ترکیه به مواضع این مرکز، ترکیه را به برخورد عقلانی با موضوع ادلب و بر اساس مصلحت مردم این کشور دعوت کرد.
▫️به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، مرکز مستشاری نظامی ایران، مستقر در شمال سوریه، بامداد یکشنبه با صدور بیانیهای اعلام کرد ارتش ترکیه همچنان به بمباران مواضع این مرکز ادامه میدهد و این مرکز از آنکارا میخواهد که عاقلانه رفتار کند.
در این بیانیه آمده است که به دنبال درگیریهای چند روزه بین ارتش سوریه و ارتش ترکیه به اطلاع افکار عمومی میرسانیم :
اول: به دنبال درخواست دولت سوریه در آزادسازی مسیر M5 با ارتش این کشور همکاری کردیم و نیروهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای حزب الله لبنان با همکاری جناحهای مقاومت بعد از آزادسازی به ارائه خدمات به ساکنان مناطق آزاد شده مشغول شدند.
دوم: گروههای مسلح مورد حمایت ارتش ترکیه بعد از آزادسازی مسیر یاد شده به مراکز ارتش سوریه حمله کردند که ما به منظور جلوگیری از سقوط مجدد مسیر M5 با ارتش سوریه بار دیگر همکاری کردیم.
سوم: از زمان حضورمان در سوریه، مراکز ارتش ترکیه در تیررس نیروهایمان قرار داشت ولی طبق توافقنامه آستانه و غیره، نیروهای کمیته ها و جناحهای مقاومت به مراکز ارتش ترکیه حمله نکرده و تا به این لحظه از هدف قرار دادن مراکز ترکیه خودداری کردهایم.
سوم: از چهار روز گذشته نیروهای بیگانه از تاجیکستان و حزب الترکستانی و نیروهای "جبهة النصره" و گروههای تروریستی حملات گستردهای را علیه مراکز ارتش سوریه آغاز کردهاند و نیروهایمان این بار نیز برای عدم سقوط مناطق آزاد شده به کمک ارتش سوریه شتافتند.
پنجم: علیرغم موضعگیری دفاعی نیروهایمان، ارتش ترکیه از هوا با آتشباری و پرتاب موشکهای نقطهزن نیروها و مراکزمان را بمباران کرده و ما برای حل این موضوع میانجیگرانی را به ارتش ترکیه فرستادیم تا این حملات و رفتارهای ناپسند را متوقف کند.
ششم: میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردند که تروریستها با حمایت شما به مراکزمان حمله کردند و ما در کنار ارتش سوریه برای مقابله با تروریستها تلاش میکنیم ولی متاسفانه ارتش ترکیه هیچ توجهای به گفتههای ما نکرده و به بمبارانهای خود ادامه داد تا جایی که چندین نفر از رزمندههایمان به شهادت رسیدند.
هفتم: توپخانه ارتش سوریه مراکزی را که به آنها حمله میشد، زیر آتش خود گرفتند و ما بار دیگر از طریق میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردیم ما قصد مقابله با ارتش ترکیه را نداریم و فرماندهانمان برای حل بحران بین سوریه و ترکیه از طریق دیپلماتیک پافشاری میکنند.
هشتم: از صبح امروز به نیروهایمان اعلام کردیم برای حفظ جان سربازان ترکیه، مراکز ارتش این کشور را در ادلب هدف قرار ندهند ولی ارتش ترکیه همچنان به حمله توپخانهای خود به مراکز ما و ارتش سوریه ادامه میدهد.
نهم: مرکز مشاوره نظامی ایران و رزمندگان مقاومت از نیروهای ترکیه میخواهند با در نظر گرفتن منافع دو ملت سوریه و ترکیه، عاقلانه رفتار کرده و به ملت ترکیه خاطرنشان میکنیم فرزندانشان یک ماه است که در تیررس ما قرار دارند و ما میتوانستیم انتقام بگیریم ولی به دلیل دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ولی از شما میخواهیم به مقامات خود برای جلوگیری از کشته شدن سربازان ترک و پایبندی به توافقها فشار آورید.
دهم: علی رغم شرایط سخت کنونی بار دیگر تاکید میکنیم تا بیرون راندن تروریستها و حفاظت از تمامیت ارضی سوریه در کنار ملت و دولت و ارتش سوریه همچنان میایستیم و از همگان میخواهیم در مورد خطرات و پیامدهای ادامه حمله به سوریه با تعقل بیشتری بیندیشند.
۳۴ نظامی ترکیه بامداد جمعه در حمله هوایی که در نزدیکی روستای «الباره»، واقع در «جبل الزاویه»، در حومه استان ادلب انجام شد، کشته شدند. کشته و زخمی شدن نظامیان ترکیه در جریان حملات روز گذشته گروههای تروریستی به مواضع ارتش سوریه در جنوب ادلب و شهر «سراقب» و پاسخ توپخانهای نیروهای سوری رخ داد.
سخنگوی کاخ کرملین نیز با بیان اینکه نظامیان کشتهشده ترکیه خارج از پستهای دیدبانی در ادلب بودند، تاکید کرد نظامیان ترکیه نباید بیرون از این تاسیسات حضور داشته باشند.
▫️منبع: خبرگزاری فارس
🆔 @jameeno
🔺مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه با اشاره به تداوم حملات توپخانهای ترکیه به مواضع این مرکز، ترکیه را به برخورد عقلانی با موضوع ادلب و بر اساس مصلحت مردم این کشور دعوت کرد.
▫️به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری فارس، مرکز مستشاری نظامی ایران، مستقر در شمال سوریه، بامداد یکشنبه با صدور بیانیهای اعلام کرد ارتش ترکیه همچنان به بمباران مواضع این مرکز ادامه میدهد و این مرکز از آنکارا میخواهد که عاقلانه رفتار کند.
در این بیانیه آمده است که به دنبال درگیریهای چند روزه بین ارتش سوریه و ارتش ترکیه به اطلاع افکار عمومی میرسانیم :
اول: به دنبال درخواست دولت سوریه در آزادسازی مسیر M5 با ارتش این کشور همکاری کردیم و نیروهایی از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و نیروهای حزب الله لبنان با همکاری جناحهای مقاومت بعد از آزادسازی به ارائه خدمات به ساکنان مناطق آزاد شده مشغول شدند.
دوم: گروههای مسلح مورد حمایت ارتش ترکیه بعد از آزادسازی مسیر یاد شده به مراکز ارتش سوریه حمله کردند که ما به منظور جلوگیری از سقوط مجدد مسیر M5 با ارتش سوریه بار دیگر همکاری کردیم.
سوم: از زمان حضورمان در سوریه، مراکز ارتش ترکیه در تیررس نیروهایمان قرار داشت ولی طبق توافقنامه آستانه و غیره، نیروهای کمیته ها و جناحهای مقاومت به مراکز ارتش ترکیه حمله نکرده و تا به این لحظه از هدف قرار دادن مراکز ترکیه خودداری کردهایم.
سوم: از چهار روز گذشته نیروهای بیگانه از تاجیکستان و حزب الترکستانی و نیروهای "جبهة النصره" و گروههای تروریستی حملات گستردهای را علیه مراکز ارتش سوریه آغاز کردهاند و نیروهایمان این بار نیز برای عدم سقوط مناطق آزاد شده به کمک ارتش سوریه شتافتند.
پنجم: علیرغم موضعگیری دفاعی نیروهایمان، ارتش ترکیه از هوا با آتشباری و پرتاب موشکهای نقطهزن نیروها و مراکزمان را بمباران کرده و ما برای حل این موضوع میانجیگرانی را به ارتش ترکیه فرستادیم تا این حملات و رفتارهای ناپسند را متوقف کند.
ششم: میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردند که تروریستها با حمایت شما به مراکزمان حمله کردند و ما در کنار ارتش سوریه برای مقابله با تروریستها تلاش میکنیم ولی متاسفانه ارتش ترکیه هیچ توجهای به گفتههای ما نکرده و به بمبارانهای خود ادامه داد تا جایی که چندین نفر از رزمندههایمان به شهادت رسیدند.
هفتم: توپخانه ارتش سوریه مراکزی را که به آنها حمله میشد، زیر آتش خود گرفتند و ما بار دیگر از طریق میانجیگران به ارتش ترکیه اعلام کردیم ما قصد مقابله با ارتش ترکیه را نداریم و فرماندهانمان برای حل بحران بین سوریه و ترکیه از طریق دیپلماتیک پافشاری میکنند.
هشتم: از صبح امروز به نیروهایمان اعلام کردیم برای حفظ جان سربازان ترکیه، مراکز ارتش این کشور را در ادلب هدف قرار ندهند ولی ارتش ترکیه همچنان به حمله توپخانهای خود به مراکز ما و ارتش سوریه ادامه میدهد.
نهم: مرکز مشاوره نظامی ایران و رزمندگان مقاومت از نیروهای ترکیه میخواهند با در نظر گرفتن منافع دو ملت سوریه و ترکیه، عاقلانه رفتار کرده و به ملت ترکیه خاطرنشان میکنیم فرزندانشان یک ماه است که در تیررس ما قرار دارند و ما میتوانستیم انتقام بگیریم ولی به دلیل دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ولی از شما میخواهیم به مقامات خود برای جلوگیری از کشته شدن سربازان ترک و پایبندی به توافقها فشار آورید.
دهم: علی رغم شرایط سخت کنونی بار دیگر تاکید میکنیم تا بیرون راندن تروریستها و حفاظت از تمامیت ارضی سوریه در کنار ملت و دولت و ارتش سوریه همچنان میایستیم و از همگان میخواهیم در مورد خطرات و پیامدهای ادامه حمله به سوریه با تعقل بیشتری بیندیشند.
۳۴ نظامی ترکیه بامداد جمعه در حمله هوایی که در نزدیکی روستای «الباره»، واقع در «جبل الزاویه»، در حومه استان ادلب انجام شد، کشته شدند. کشته و زخمی شدن نظامیان ترکیه در جریان حملات روز گذشته گروههای تروریستی به مواضع ارتش سوریه در جنوب ادلب و شهر «سراقب» و پاسخ توپخانهای نیروهای سوری رخ داد.
سخنگوی کاخ کرملین نیز با بیان اینکه نظامیان کشتهشده ترکیه خارج از پستهای دیدبانی در ادلب بودند، تاکید کرد نظامیان ترکیه نباید بیرون از این تاسیسات حضور داشته باشند.
▫️منبع: خبرگزاری فارس
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔹مرکز مستشاری ایران در سوریه، ترکیه را به رفتار عاقلانه دعوت کرد 🔺مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه با اشاره به تداوم حملات توپخانهای ترکیه به مواضع این مرکز، ترکیه را به برخورد عقلانی با موضوع ادلب و بر اساس مصلحت مردم این کشور دعوت کرد. ▫️به گزارش گروه…
🔸کاوشی در یک بیانیه
▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: بامداد یکشنبه بیانیه ای از قول "مرکز مستشاری نظامی ایران مستقر در سوریه" در خبرگزاری فارس منتشر شد که در نوع خود بی نظیر بود.
هر یک از ما در طول تجربه طولانی خود در حرفه خبرنگاری با انواع بیانیه های نظامی برخورد کرده ایم که در بارۀ عملیات نظامی صادر شده باشد. هیچگاه اما بیانیه ای با این شکل و شمایل را ندیده ایم؛ بیانیه ای که بیشتر به یک گله گذاری سیاسی از طرف ترک شبیه بود تا یک بیانیۀ نظامی!
اصلا آیا تا به حال این "مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه" بیانیه ای را صادر کرده که این دومی اش باشد؟
بیایید این بیانیه را ابتدا از وجه خبرنگاری اش بررسی کنیم تا بعد به محتوا و پیام نظامی آن بپردازیم. اگر این "مرکز مستشاری" را یک واحد نظامی تابع تشکیلات نظامی جمهوری اسلامی بدانیم که قطعاً هست، پس قاعده بر آن است که این واحد بیانیه های خود را ابتدا در اختیار خبرگزاری های ایرانی و صدا و سیما قرار دهد و سپس خبر آن در سایر خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای قرار گیرد. جریان انتشار خبر این بیانیه اما در اینجا کاملاً بر عکس بود. جالب انکه صدا و سیما اصلا این خبر را پوشش نداده است. نیز به این امر باید توجه کنیم که بیانیه ای با این مضمون کاملاً سیاسی، خطاب به شهروندان ترکیه (گیریم تهدید و نه گله گذاری) معمولاً باید از سلسله مراتب بالاتر نظامی و یا حتی دستگاه دیپلماسی صادر گردد و نه یک واحد نظامی محلی و عملیاتی. در این بیانیه خطاب به ملت ترکیه می خوانیم: "فرزندان شما یک ماه است در تیررس ما قرار دارند و ما می توانستیم انتقام بگیریم ولی به دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ایم". بیانیه مرکز مستشاری حتی به ملت ترکیه توصیه کرده که "به مقامات آن کشور برای پایبندی به توافق ها" فشار بیاورد.
تا آنجا که من اطلاع دارم منبع اصلی در مخابره این بیانیه شبکه ماهواره ای المیادین بود که به هواداری اش از جمهوری اسلامی، حزب الله لبنان، دولت سوریه و به طور کلی محور مقاومت و متحدان آن شهره است. پس از آن دویچه وله این خبر را مخابره کرده است. هیچیک از این دو شبکه منبع خود را ذکر نکرده و بیان نکرده اند که آیا نماینده و سخنگویی از سوی واحد نظامی یادشده این بیانیه را در اختیار آنان قرار داده و یا اینکه آنها از منابع خود به این بیانیه دست یافته اند. البته این بدان معنی نیست که رخدادهای درج شده در این بیانیه بی پایه هستند اما موضوع ما در اینجا صدور و انتشار یک بیانیه است و نه نفس رخدادها و گزارش های خبری است. موقعیت و مشارکت واحدهای نظامی ایران و نیروهای حزب الله در سوریه بر کسی پوشیده نیست. درگیری های اخیر ادلب نیز زیر نگاه دوربین شبکه های ماهواره ای معتبر رخ داده و تلفات نیروهای ترکیه و سپس پاسخ نظامی ترکیه در تمام گزارش های خبری انعکاس یافته است. حتی دلیل واکنش ترکیه نسبت به نیروهای ایرانی و حزب الله هم مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این بود که ترکیه تا حد امکان از رودررویی با نیروهای روسی پرهیز دارد. به همین جهت تشخیصش این بود که نیروهای این واحد "دیوار کوتاهی" است که می تواند به راحتی از آن عبور کند بدون آنکه واکنش و خشم روسها را برانگیزد. اطلاعات فوق اما در اینجا نه از سوی یک گزارش خبری یا یک خبرنگار و به نقل از مسؤولان نظامی یک واحد تهیه شده بلکه به یک بیانیه منسوب شده که گویا فرماندهان "مرکز مستشاری" آن را صادر کرده اند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ma-03-02-2
▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: بامداد یکشنبه بیانیه ای از قول "مرکز مستشاری نظامی ایران مستقر در سوریه" در خبرگزاری فارس منتشر شد که در نوع خود بی نظیر بود.
هر یک از ما در طول تجربه طولانی خود در حرفه خبرنگاری با انواع بیانیه های نظامی برخورد کرده ایم که در بارۀ عملیات نظامی صادر شده باشد. هیچگاه اما بیانیه ای با این شکل و شمایل را ندیده ایم؛ بیانیه ای که بیشتر به یک گله گذاری سیاسی از طرف ترک شبیه بود تا یک بیانیۀ نظامی!
اصلا آیا تا به حال این "مرکز مستشاری نظامی ایران در سوریه" بیانیه ای را صادر کرده که این دومی اش باشد؟
بیایید این بیانیه را ابتدا از وجه خبرنگاری اش بررسی کنیم تا بعد به محتوا و پیام نظامی آن بپردازیم. اگر این "مرکز مستشاری" را یک واحد نظامی تابع تشکیلات نظامی جمهوری اسلامی بدانیم که قطعاً هست، پس قاعده بر آن است که این واحد بیانیه های خود را ابتدا در اختیار خبرگزاری های ایرانی و صدا و سیما قرار دهد و سپس خبر آن در سایر خبرگزاری ها و شبکه های ماهواره ای قرار گیرد. جریان انتشار خبر این بیانیه اما در اینجا کاملاً بر عکس بود. جالب انکه صدا و سیما اصلا این خبر را پوشش نداده است. نیز به این امر باید توجه کنیم که بیانیه ای با این مضمون کاملاً سیاسی، خطاب به شهروندان ترکیه (گیریم تهدید و نه گله گذاری) معمولاً باید از سلسله مراتب بالاتر نظامی و یا حتی دستگاه دیپلماسی صادر گردد و نه یک واحد نظامی محلی و عملیاتی. در این بیانیه خطاب به ملت ترکیه می خوانیم: "فرزندان شما یک ماه است در تیررس ما قرار دارند و ما می توانستیم انتقام بگیریم ولی به دستور فرماندهانمان از این عمل خودداری کرده ایم". بیانیه مرکز مستشاری حتی به ملت ترکیه توصیه کرده که "به مقامات آن کشور برای پایبندی به توافق ها" فشار بیاورد.
تا آنجا که من اطلاع دارم منبع اصلی در مخابره این بیانیه شبکه ماهواره ای المیادین بود که به هواداری اش از جمهوری اسلامی، حزب الله لبنان، دولت سوریه و به طور کلی محور مقاومت و متحدان آن شهره است. پس از آن دویچه وله این خبر را مخابره کرده است. هیچیک از این دو شبکه منبع خود را ذکر نکرده و بیان نکرده اند که آیا نماینده و سخنگویی از سوی واحد نظامی یادشده این بیانیه را در اختیار آنان قرار داده و یا اینکه آنها از منابع خود به این بیانیه دست یافته اند. البته این بدان معنی نیست که رخدادهای درج شده در این بیانیه بی پایه هستند اما موضوع ما در اینجا صدور و انتشار یک بیانیه است و نه نفس رخدادها و گزارش های خبری است. موقعیت و مشارکت واحدهای نظامی ایران و نیروهای حزب الله در سوریه بر کسی پوشیده نیست. درگیری های اخیر ادلب نیز زیر نگاه دوربین شبکه های ماهواره ای معتبر رخ داده و تلفات نیروهای ترکیه و سپس پاسخ نظامی ترکیه در تمام گزارش های خبری انعکاس یافته است. حتی دلیل واکنش ترکیه نسبت به نیروهای ایرانی و حزب الله هم مورد توجه قرار گرفته است. یکی از دلایل این بود که ترکیه تا حد امکان از رودررویی با نیروهای روسی پرهیز دارد. به همین جهت تشخیصش این بود که نیروهای این واحد "دیوار کوتاهی" است که می تواند به راحتی از آن عبور کند بدون آنکه واکنش و خشم روسها را برانگیزد. اطلاعات فوق اما در اینجا نه از سوی یک گزارش خبری یا یک خبرنگار و به نقل از مسؤولان نظامی یک واحد تهیه شده بلکه به یک بیانیه منسوب شده که گویا فرماندهان "مرکز مستشاری" آن را صادر کرده اند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ma-03-02-2
Telegraph
کاوشی در یک بیانیه
جامعه نو: بامداد یکشنبه بیانیه ای از قول "مرکز مستشاری نظامی ایران مستقر در سوریه" در خبرگزاری فارس منتشر شد که در نوع خود بی نظیر بود. هر یک از ما در طول تجربه طولانی خود در حرفه خبرنگاری با انواع بیانیه های نظامی برخورد کرده ایم که در بارۀ عملیات نظامی…
#الف
🔸کرونا به حکومت فرصت میدهد!
▫️تحریریه جامعهنو : آیا بحران تعمیق شونده کرونا میتواند فرصتی برای اصلاح مسیر سیاستهای حکومت ایران باشد؟ در میانه نگرانی گسترده در باره سایه سیاه کرونا بر ذهن همه ایرانیان، از راس حکومت گرفته تا اعماق جامعه ، این دغدغه هم میتواند ذهن مارا به خود مشغول کند که فراگیر شدن این بیماری و تاثیر آن بر روح و روان و شیوه نگاه همه، برموقعیت موجود نازایی سیاسیکشور چه تاثیری خواهد گذاشت؟ فرصت تسویه حساب حکومت با منتقدانش ارزیابی خواهد شد وانسداد سیاسی را بیشتر میکند؟ بین حکومت و جامعه همدردی و همدلی ایجاد میکند و راه برونرفت عاقلانهای ازگرداب درگیریهای بینالمللی و جهنم رویارویی خشن حکومت و مردم به دست حکومت میدهد؟
برای آنها که مدتهاست به این باور رسیده اند که مدل جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده و حکومت را اصلاحناپذیر مییابند،پاسخ پرسش اول یک "بله" مومنانه و پاسخ دوم یک "نه" غیر قابل ّبحث است.
اما سیاست عرصه تحولاتیبسیارشگفت است که ضرورتها و مصلحتها حکم کننده وقوع آنها هستند. طوفان حوادث و تحولات خارج از کنترل انسانها سختگیرترین حکومتهای اقتدارگرای چسبیده به اریکه را چنان برای پذیرش مصالح نرم میکند که باور پذیر نمینماید. حکومتها معمولا سودایی جز تداوم فرمانروایی به سرندارند و با وقوع بحران ،مصلحتاندیشانه خیلی زود نظر و رفتار خود را عوض میکنند. پرسش این است که حکومت افتاده به آغوش بحران کرونا در این موقعیت به کدام سمت کشیده میشود؟ به سیاست رذیل تسویه مخالفان گرایش می یابد یا به صلح اجتماعی پایدار برای غلبه بر دشمن نامرئی و حل مشکل مقبولیت تمایل می یابد؟
گرایش نخست، رویه بعید وبدیعی نیست. درجهان و در ایران سابقه دارد. سال ۶۷ و درپایان جنگ، هنگامی که گروه مزدور رجوی رذل از خاک عراق به کشور یورش برد و اوضاع را در غرب کشور به هم ریخت، فرصت طلایی برای عناصررذل بدیل رجوی درداخل کشور نیز فرا رسید؛ حکم قتل زندانیان سیاسی را به صورت کشتار دسته جمعی تهیه ودر گردوخاک آن حمله و ضدحمله مخالفان سیاسی را تسویه کردند. تئوری آن ساده و توسط متخصصان روابط عمومی (spin doctors)فراهم شده است: کاری را که از واکنش اجتماعی آن میترسی ، هنگامی انجام بده که موضوع مهم دیگری همه توجه جامعه را روی خود متمرکز کرده است. میدانیم آن میل شیطانی پدیدآورنده ماجرای ۶۷ هنوز زنده است و از نظر روش اجرا باتجربهتر هم هست. پس فرض راه افتادن موجی از امحاء و تسویه و پاک کردن صورت مساله توسط بخشی از یک حکومت بیست درصدی ممکن است.
اما روند معکوس هم ممکن است: حکومت بر موج همبستگی ملی در برابر کرونا سوار شود، ولی آن را مصادره به مطلوب گرایش شیطانی حذف رقبای سیاسی و عناصر نامطلوب نکند. یک پدیده جنبی مصیبتها ، معمولاپیدا شدن نرمدلی و فراموش کردن کینه ها و کنار گذاشتن گذشته است. مصیبتهای ملی هم میتوانند فرصتی برای صلح ملی باشند ، و حتی تنشزدایی بین المللی به بار آورند. هنگام وقوع مصیبت زلزله بم، محمدخاتمی آسمان ایران را برای هرکس بخواهد یاریرسان کشور باشد باز اعلام کرد. همه و از جمله آمریکایی ها خود را فورا رساندند، و حتی اگر کار زیادی برای زلزلهزدگان انجام نداده باشند آن نرمدلی سبب شروع روندی از تنش زدایی شد.
شش سال پیش هم نتایج مصیبت ملی رفتن ایران به زیر ساطور تحریمهای بین المللی و به خطر افتادن "اصلحکومت" بود که سبب نرم شدن دل حکومت برای سازش قهرمانانه و تحرک صلح آمیز به سمت جهان غرب شد. نتیجهای از همان تحولات خارج از کنترل که دربالا گفتیم سختسرترین حکومتهای اقتدارگرارا به مصالحه و نرمش میکشاند... آیا حکومت از فرصت کرونا استفاده مفید میکند؟
هنگام رویارویی با فشار مصیبت، فرصت تغییر نگاه بدون دادن هزینه حیثیتی همیشه وجود دارد.جامعه در این طوفانها میتواند گذشته را فراموش کند. سالها پیش بود که مادر سهراب شهید سال۸۸ به مناسبتی گفت خون پسرم را میبخشم اگر حکومت نسبت به دیگران نرمخویی و عطوفت و گذشت نشان دهد. البته حکومت چنان نکرد. اهل سیاست در چند پیچ تاریخی به حکومت گفتند میرحسین را رها کن و همدلی ملت را بخر. حکومت چنین نکردو فرصتها را از دست داد. ما البته هیچگاه حکومت را به پایان بخشیدن به آن حصر وزندانخانگی تشویق نکردهایم زیرا عاقبتاندیشانه تداوم آن را حفظ محصوران به نفع کشور و خالی نبودن عرصه آن از اشخاص سالم و مقبول برای عبور جامعه از گردبادهای نامنتظر میدانیم. اما اگر ما هم میتوانستیم در کنار اریکه زمزمهای داشته باشیم ، توصیهای با اسپین معکوس میکردیم: طوفان کرونا فرصت راندن شیاطین از خود، و آشتی با جامعه است!
آیا حکومت از این فرصت استفاده میکند؟
🆔 @jameeno
🔸کرونا به حکومت فرصت میدهد!
▫️تحریریه جامعهنو : آیا بحران تعمیق شونده کرونا میتواند فرصتی برای اصلاح مسیر سیاستهای حکومت ایران باشد؟ در میانه نگرانی گسترده در باره سایه سیاه کرونا بر ذهن همه ایرانیان، از راس حکومت گرفته تا اعماق جامعه ، این دغدغه هم میتواند ذهن مارا به خود مشغول کند که فراگیر شدن این بیماری و تاثیر آن بر روح و روان و شیوه نگاه همه، برموقعیت موجود نازایی سیاسیکشور چه تاثیری خواهد گذاشت؟ فرصت تسویه حساب حکومت با منتقدانش ارزیابی خواهد شد وانسداد سیاسی را بیشتر میکند؟ بین حکومت و جامعه همدردی و همدلی ایجاد میکند و راه برونرفت عاقلانهای ازگرداب درگیریهای بینالمللی و جهنم رویارویی خشن حکومت و مردم به دست حکومت میدهد؟
برای آنها که مدتهاست به این باور رسیده اند که مدل جمهوری اسلامی به پایان خود نزدیک شده و حکومت را اصلاحناپذیر مییابند،پاسخ پرسش اول یک "بله" مومنانه و پاسخ دوم یک "نه" غیر قابل ّبحث است.
اما سیاست عرصه تحولاتیبسیارشگفت است که ضرورتها و مصلحتها حکم کننده وقوع آنها هستند. طوفان حوادث و تحولات خارج از کنترل انسانها سختگیرترین حکومتهای اقتدارگرای چسبیده به اریکه را چنان برای پذیرش مصالح نرم میکند که باور پذیر نمینماید. حکومتها معمولا سودایی جز تداوم فرمانروایی به سرندارند و با وقوع بحران ،مصلحتاندیشانه خیلی زود نظر و رفتار خود را عوض میکنند. پرسش این است که حکومت افتاده به آغوش بحران کرونا در این موقعیت به کدام سمت کشیده میشود؟ به سیاست رذیل تسویه مخالفان گرایش می یابد یا به صلح اجتماعی پایدار برای غلبه بر دشمن نامرئی و حل مشکل مقبولیت تمایل می یابد؟
گرایش نخست، رویه بعید وبدیعی نیست. درجهان و در ایران سابقه دارد. سال ۶۷ و درپایان جنگ، هنگامی که گروه مزدور رجوی رذل از خاک عراق به کشور یورش برد و اوضاع را در غرب کشور به هم ریخت، فرصت طلایی برای عناصررذل بدیل رجوی درداخل کشور نیز فرا رسید؛ حکم قتل زندانیان سیاسی را به صورت کشتار دسته جمعی تهیه ودر گردوخاک آن حمله و ضدحمله مخالفان سیاسی را تسویه کردند. تئوری آن ساده و توسط متخصصان روابط عمومی (spin doctors)فراهم شده است: کاری را که از واکنش اجتماعی آن میترسی ، هنگامی انجام بده که موضوع مهم دیگری همه توجه جامعه را روی خود متمرکز کرده است. میدانیم آن میل شیطانی پدیدآورنده ماجرای ۶۷ هنوز زنده است و از نظر روش اجرا باتجربهتر هم هست. پس فرض راه افتادن موجی از امحاء و تسویه و پاک کردن صورت مساله توسط بخشی از یک حکومت بیست درصدی ممکن است.
اما روند معکوس هم ممکن است: حکومت بر موج همبستگی ملی در برابر کرونا سوار شود، ولی آن را مصادره به مطلوب گرایش شیطانی حذف رقبای سیاسی و عناصر نامطلوب نکند. یک پدیده جنبی مصیبتها ، معمولاپیدا شدن نرمدلی و فراموش کردن کینه ها و کنار گذاشتن گذشته است. مصیبتهای ملی هم میتوانند فرصتی برای صلح ملی باشند ، و حتی تنشزدایی بین المللی به بار آورند. هنگام وقوع مصیبت زلزله بم، محمدخاتمی آسمان ایران را برای هرکس بخواهد یاریرسان کشور باشد باز اعلام کرد. همه و از جمله آمریکایی ها خود را فورا رساندند، و حتی اگر کار زیادی برای زلزلهزدگان انجام نداده باشند آن نرمدلی سبب شروع روندی از تنش زدایی شد.
شش سال پیش هم نتایج مصیبت ملی رفتن ایران به زیر ساطور تحریمهای بین المللی و به خطر افتادن "اصلحکومت" بود که سبب نرم شدن دل حکومت برای سازش قهرمانانه و تحرک صلح آمیز به سمت جهان غرب شد. نتیجهای از همان تحولات خارج از کنترل که دربالا گفتیم سختسرترین حکومتهای اقتدارگرارا به مصالحه و نرمش میکشاند... آیا حکومت از فرصت کرونا استفاده مفید میکند؟
هنگام رویارویی با فشار مصیبت، فرصت تغییر نگاه بدون دادن هزینه حیثیتی همیشه وجود دارد.جامعه در این طوفانها میتواند گذشته را فراموش کند. سالها پیش بود که مادر سهراب شهید سال۸۸ به مناسبتی گفت خون پسرم را میبخشم اگر حکومت نسبت به دیگران نرمخویی و عطوفت و گذشت نشان دهد. البته حکومت چنان نکرد. اهل سیاست در چند پیچ تاریخی به حکومت گفتند میرحسین را رها کن و همدلی ملت را بخر. حکومت چنین نکردو فرصتها را از دست داد. ما البته هیچگاه حکومت را به پایان بخشیدن به آن حصر وزندانخانگی تشویق نکردهایم زیرا عاقبتاندیشانه تداوم آن را حفظ محصوران به نفع کشور و خالی نبودن عرصه آن از اشخاص سالم و مقبول برای عبور جامعه از گردبادهای نامنتظر میدانیم. اما اگر ما هم میتوانستیم در کنار اریکه زمزمهای داشته باشیم ، توصیهای با اسپین معکوس میکردیم: طوفان کرونا فرصت راندن شیاطین از خود، و آشتی با جامعه است!
آیا حکومت از این فرصت استفاده میکند؟
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔻پرسنل درمانی روی مین!
🖌هاجر داهیم / مدرس دانشگاه علوم پزشکی
▫️اين روزها هرفرصتي پيش آمد به برخي بيمارستان ها سر زدم و البته گاه به درمانگاه ها.
يك مشكل اساسي هست، البته از ديد محدود من.
وزير قبلي بهداشت طرح نظام سلامت را ارائه داد و خيلي هم آن روزها استقبال شد و...
اما نمي دانم در آن طرح براي پيشگيري چه كار كردند؟
پرسنل بيمارستان هاي درگير از پزشك تا نيروي خدماتي و البته مطب پزشكان داخلي و عفوني سواي وسايل حفاظت فردي، فرض بر اينكه وجود دارد، چه آموزشي ديده اند در جهت عدم ابتلاي خودشان و سايرين؟
اينكه با نرفتن به منزل تا حدودي زنجيره قطع مي شود خب درست، ولي چرا اين همه ابتلاي كادر درمان بالاست؟!حتي آن ها كه لباس و... دارند.
در نظام سلامت جايگاه اپيدمي كجاست؟!؟!اصلا درنظر گرفته شده است؟!؟
آيا در اپيدمي ما به اپيدميو لوژيست بيشتر از پرسنل درمان، نه ولي همراه و همگام نياز نيست؟
تابه حال شده شما برويد از سوپر ميوه و سبزي نان بخريد؟!؟!آيا توقف اپيدمي را اپيدميولرژيست نبايد رهبري كند؟!
دوران جنگ را نديده ام زياد يعني خيلي كوچك بودم تا درك درستي داشته باشم اما بارها شنيدم و خواندم از دست خالي از ادوات جنگي و روي مين رفتن!!!!
آيا الان صحيح است با اين تعداد محدود كادر درمان با تهديد و ارعاب و تشويق تنها نيروي دفاعي را روي مين بفرستيم؟!؟!
اين كار را در حالي انجام مي دهيم كه ذخيره دارويي بيمارستان ها به صفر نزديك مي شود!!!!
آيا صحيح است در اين شرايط فقط تخت آي سي يو و ونتيلاتور اضافه كنيم؟!؟!چند تا چقدر؟!؟!كجا؟!؟!
و بعد آمبو بگ را نيز بيفزاييم.
اين نظام كه هيچ نظمي ندارد، افسارگسيخته پيش مي رود، پس آن همه نخبه در سكوت كي و كجا به كار مي آيند؟!؟
دارو كه تمام شود اين عدد دورقمي ما خيلي زود چهار رقمي مي شود و قرنطينه خانگي جواب نمي دهد چون من در خانه قادر به تهيه دارو نخواهم بود و ترجيحا بيمارم را ارجاع مي دهم بيمارستان و آن جا نه تنها دارو نيست كه كادر درمان هم مبتلايند و بهداشت عمومي و نظافت نيز كمتر از منزل رعايت مي شود و مشكل عديده عفونت هاي بيمارستاني و عدم كنترل عفونت را نيز داريم.
فشارعصبي و ناتواني و خستگي روحي و جسمي و... بقيه را نمي نويسم اما باز مي پرسم اپيدمي را چه كسي بايد مرتفع كند؟!؟!؟!
🆔 @jameeno
🔻پرسنل درمانی روی مین!
🖌هاجر داهیم / مدرس دانشگاه علوم پزشکی
▫️اين روزها هرفرصتي پيش آمد به برخي بيمارستان ها سر زدم و البته گاه به درمانگاه ها.
يك مشكل اساسي هست، البته از ديد محدود من.
وزير قبلي بهداشت طرح نظام سلامت را ارائه داد و خيلي هم آن روزها استقبال شد و...
اما نمي دانم در آن طرح براي پيشگيري چه كار كردند؟
پرسنل بيمارستان هاي درگير از پزشك تا نيروي خدماتي و البته مطب پزشكان داخلي و عفوني سواي وسايل حفاظت فردي، فرض بر اينكه وجود دارد، چه آموزشي ديده اند در جهت عدم ابتلاي خودشان و سايرين؟
اينكه با نرفتن به منزل تا حدودي زنجيره قطع مي شود خب درست، ولي چرا اين همه ابتلاي كادر درمان بالاست؟!حتي آن ها كه لباس و... دارند.
در نظام سلامت جايگاه اپيدمي كجاست؟!؟!اصلا درنظر گرفته شده است؟!؟
آيا در اپيدمي ما به اپيدميو لوژيست بيشتر از پرسنل درمان، نه ولي همراه و همگام نياز نيست؟
تابه حال شده شما برويد از سوپر ميوه و سبزي نان بخريد؟!؟!آيا توقف اپيدمي را اپيدميولرژيست نبايد رهبري كند؟!
دوران جنگ را نديده ام زياد يعني خيلي كوچك بودم تا درك درستي داشته باشم اما بارها شنيدم و خواندم از دست خالي از ادوات جنگي و روي مين رفتن!!!!
آيا الان صحيح است با اين تعداد محدود كادر درمان با تهديد و ارعاب و تشويق تنها نيروي دفاعي را روي مين بفرستيم؟!؟!
اين كار را در حالي انجام مي دهيم كه ذخيره دارويي بيمارستان ها به صفر نزديك مي شود!!!!
آيا صحيح است در اين شرايط فقط تخت آي سي يو و ونتيلاتور اضافه كنيم؟!؟!چند تا چقدر؟!؟!كجا؟!؟!
و بعد آمبو بگ را نيز بيفزاييم.
اين نظام كه هيچ نظمي ندارد، افسارگسيخته پيش مي رود، پس آن همه نخبه در سكوت كي و كجا به كار مي آيند؟!؟
دارو كه تمام شود اين عدد دورقمي ما خيلي زود چهار رقمي مي شود و قرنطينه خانگي جواب نمي دهد چون من در خانه قادر به تهيه دارو نخواهم بود و ترجيحا بيمارم را ارجاع مي دهم بيمارستان و آن جا نه تنها دارو نيست كه كادر درمان هم مبتلايند و بهداشت عمومي و نظافت نيز كمتر از منزل رعايت مي شود و مشكل عديده عفونت هاي بيمارستاني و عدم كنترل عفونت را نيز داريم.
فشارعصبي و ناتواني و خستگي روحي و جسمي و... بقيه را نمي نويسم اما باز مي پرسم اپيدمي را چه كسي بايد مرتفع كند؟!؟!؟!
🆔 @jameeno
🔸تو همچو باد بهاری گره گشا می باش
▫️این همان مرد کفاش در کرمانشاه است.چند ماه پیش او از واکس و تعمیر رایگان کفش افرادی که توان مالی ندارند،خبر داد و تیتر بسیاری از شبکه های اجتماعی شد.حالا همین کفاش انسان دوست از توزیع ماسک و دستکش رایگان برای افراد نیازمند می گوید.انسانیت هنوز زنده است و نفس می کشد. اجلال قوامی / همکار جامعه نو - کردستان
🆔 @jameeno
▫️این همان مرد کفاش در کرمانشاه است.چند ماه پیش او از واکس و تعمیر رایگان کفش افرادی که توان مالی ندارند،خبر داد و تیتر بسیاری از شبکه های اجتماعی شد.حالا همین کفاش انسان دوست از توزیع ماسک و دستکش رایگان برای افراد نیازمند می گوید.انسانیت هنوز زنده است و نفس می کشد. اجلال قوامی / همکار جامعه نو - کردستان
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔸طرح یک مساله ▫️فاروق نجم الدین/ جامعه نو: مدتها است نکته ای مهم در باره چینی ها توجه مرا به خود جلب کرده که به مهاجران چینی ساکن در اروپا و امریکا و اسیا و رفتار (خصوصا سیاسی) انها در قبال سیاستهای دولت چین مربوط میشود. رفتار این مهاجران در مقایسه با رفتار…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹پاسخ به یک مساله
🖌احسان آزاد
▫️چندی پیش، در مطلبی با عنوان " طرح یک مساله" نگارنده با مقایسه رفتار ایرانیان ( و اعراب) خارج از کشور با چینی هایی که خارج از چین زندگی می کنند، در رابطه با سیاستها و رفتار حکومتهایشان به طرح این پرسش پرداخته بود که چرا غالبا چینی ها عکس العملی در قبال رفتار حکومت چین از خود نشان نداده و گویی موضعی بی طرف دارند. در حالیکه ایرانیان از طیف های مختلف سیاسی در خارج از ایران با حساسیت به مواضع و رفتار های حکومتشان عکس العمل مثبت و یا منفی نشان می دهند. نگارنده این موضوع را قابل تعمیم به سایر ساکنان منطقه (اعراب) دانسته و فرضیه هایی نیز در خصوص دلایل احتمالی این رفتار چینی ها ارائه می دهد.
فارغ از نیت خوانی و اینکه طرح این موضوع، حتی در صورت پذیرفتن این تفاوت ، چه کمکی به شناخت و بهبود شرایط فعلی در ایران دارد؛ به نظر می رسد نکاتی در طرح موضوع در نظر گرفته نشده است. البته در لفافه و از میانه ی سطور می توان حدس هایی برای طرح این مسئله زد. مثلا اینکه نگارنده اشاره میدارد شاید " چینی ها، علایق ملی محکمتری دارند" و یا " اصلاحات از درون " را به حرکتهای " سلبی" ترجیح می دهند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/we-03-05
🔹پاسخ به یک مساله
🖌احسان آزاد
▫️چندی پیش، در مطلبی با عنوان " طرح یک مساله" نگارنده با مقایسه رفتار ایرانیان ( و اعراب) خارج از کشور با چینی هایی که خارج از چین زندگی می کنند، در رابطه با سیاستها و رفتار حکومتهایشان به طرح این پرسش پرداخته بود که چرا غالبا چینی ها عکس العملی در قبال رفتار حکومت چین از خود نشان نداده و گویی موضعی بی طرف دارند. در حالیکه ایرانیان از طیف های مختلف سیاسی در خارج از ایران با حساسیت به مواضع و رفتار های حکومتشان عکس العمل مثبت و یا منفی نشان می دهند. نگارنده این موضوع را قابل تعمیم به سایر ساکنان منطقه (اعراب) دانسته و فرضیه هایی نیز در خصوص دلایل احتمالی این رفتار چینی ها ارائه می دهد.
فارغ از نیت خوانی و اینکه طرح این موضوع، حتی در صورت پذیرفتن این تفاوت ، چه کمکی به شناخت و بهبود شرایط فعلی در ایران دارد؛ به نظر می رسد نکاتی در طرح موضوع در نظر گرفته نشده است. البته در لفافه و از میانه ی سطور می توان حدس هایی برای طرح این مسئله زد. مثلا اینکه نگارنده اشاره میدارد شاید " چینی ها، علایق ملی محکمتری دارند" و یا " اصلاحات از درون " را به حرکتهای " سلبی" ترجیح می دهند.
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/we-03-05
Telegraph
پاسخ به یک مساله
چندی پیش، در مطلبی با عنوان " طرح یک مساله" نگارنده با مقایسه رفتار ایرانیان ( و اعراب) خارج از کشور با چینی هایی که خارج از چین زندگی می کنند، در رابطه با سیاستها و رفتار حکومتهایشان به طرح این پرسش پرداخته بود که چرا غالبا چینی ها عکس العملی در قبال رفتار…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸نامه کرونا به مدیر باهوش ایرانی
🖌کاوه دانشمند
▫️سلام، من کوید19 از خانواده کرونا هستم. شما را مدیر باهوش ایرانی خطاب کردم، نه هوشمند. با پتانسیلی که این چند روز در ژن شما می بینم و آثار تمامی دوره های مدیریتی که در خون شما به وضوح مشاهده می شود، میدانم که می توانید هوشمند باشید ولی هنوز راه درازی درپیش دارید. شما به عنوان مدیران شرکت ها و سازمان ها کارهای زیادی میتوانستید از پیش، برای این روزها کنید. مقصر را بالا و پایین ندانید. داشتن طرح و برنامه برای شرایط بحران و آینده نگری یکی از وظایف مدیران هوشمند است، مطمئنا خیلی از طرح ها و نقشه های ساخت آن بیمارستان در چین قبل از آمدن من آماده بود. صدها بار واژه تبدیل تهدید به فرصت را در آن کاغذهایی که برای ایزو آماده می کنید نوشتید. لطفا این بار از من بعنوان تهدید برای ایجاد " قابلیت تغییر به ..." استفاده کنید. نمی دانم چه، چون خودتان راهتان را پیدا می کنید، راهکارهایی دارم : اول بیماری ها را در سازمان هایتان قبول کنید، تا بتوانید راه درمانی پیدا کنید. – اول از هر چیز نیاز به تغییر ذهن سنتی خودتان به کسب و کار دارید. ببینید، در پرکارترین روزهای سال شما را وادار به تصمیم سخت دورکاری و شیفت کاری کارکنان تان کردم ولی بخش زیادی از کارها در حال انجام است. فکر می کنید بتوانید این سیستم را برای بخشی زیادی از پرسنل تان در آینده ادامه دهید؟ و از پتانسیل آن عده بیشتر استفاده کنید. – خوشبختانه این روزها حتی کسی جرات لمس سنسور ثبت ساعت را هم ندارد. قطعا با کنترل بازدهی، عملکردها خودشان را نمایش می دهند. – می خواهید سیستم تان هوشمند باشد ولی مصرف کاغذ در شرکت یا اداره تان را ببینید! یا مثال آن دفترچه های بیمه هایتان است. شنیدم از سالها پیش تصمیم داشتید سیستم کارت سلامت ملی داشته باشید. آه که چه لذتی می برم این روزها روی این کاغذها. – می خواهید هوشمند باشید ولی داشتن دیتا و داده صحیح و بروز با فیدبک سریع از سیستم تان از الزامات آن است. می توانید با یک حساب سرانگشتی بگویید من چه ضرری به شما زدم؟ - چقدر خوشحالم که تا این اندازه به آموزش در کشورتان بی توجه بودید و من فرصت کردم در مدت کوتاهی در بیخبری ایرانگردی کنم. کشور زیبایی دارید. نخندید. گریه کنید! شرکت و سازمان شما هم چکیده ای از محیط اطرافتان است. میدانید که چقدر آموزش عملیاتی و آگاهسازی در شرکت یا سازمانتان مهم است و از آن مهمتر کنترل و ارزیابی آموزش کارکنان. واقعا فکر می کنید ژاپنی ها دیوانه اند که هر از مدتی مانور زلزله در مدارس یا سازمان ها می گذارند؟ - دقت کنید: زمانی که بدلیل تفاوت تعطیلات هفتگی با بقیه دنیا، فرصت تعاملات را در نصف هفته از دست میدهید، نیاز به تغییر دارید تا سازمانتان چابک تر شود. مطمئنا نسل آینده یقه شما را به سختی می گیرند که چه کردید؟ اگر سی سال پیش یک روز عقب ماندن، معادل یک روز بود، اکنون در سال 2020 ، هر روز را که عقب می مانید شاید معادل یکماه یا بیشتر باشد.– سال آینده سال سختی در پیش داشتید، تحریم ها نفس اقتصادتان را گرفته بود و من اوضاع را برایتان سخت تر کردم. – دور و برتان را ببینید، تمام کشورها مرزهایشان را برویتان بستند. نمی دانم چه می کنید ولی الان از یک ایرانی بیشتر از من در دنیا می ترسند. سفرها و دیدارهای تجاریتان سخت خواهد شد و اگر شانسی بیاورید جلسه از راه دور. – راستی گفتم جلسه از راه دور. می بینید ! بسیاری از جلساتی که در شرکت ها و سازمان ها داشتید بیفایده بودند و می توانستید با اسکایپ یا واتساپ انجام دهید. راستی، نیازی به طراحی دوباره این اپ ها هم ندارید. چرخ را از اول نسازید. من تا امروز 60 کشور را دیدم و اینها را به شما گفتم. به دنیا و تجربه های دیگر کشورها نگاهی کنید و از آنها کمک بگیرید. بعد از من منتظر سونامی اقتصادی باشید. ولی نترسید، فرصت تغییر همیشه هست. امیدوارم سال جدیدی با نگاه جدید شروع کنید. من یک هشداردهنده هستم.
🆔 @jameeno
🔸نامه کرونا به مدیر باهوش ایرانی
🖌کاوه دانشمند
▫️سلام، من کوید19 از خانواده کرونا هستم. شما را مدیر باهوش ایرانی خطاب کردم، نه هوشمند. با پتانسیلی که این چند روز در ژن شما می بینم و آثار تمامی دوره های مدیریتی که در خون شما به وضوح مشاهده می شود، میدانم که می توانید هوشمند باشید ولی هنوز راه درازی درپیش دارید. شما به عنوان مدیران شرکت ها و سازمان ها کارهای زیادی میتوانستید از پیش، برای این روزها کنید. مقصر را بالا و پایین ندانید. داشتن طرح و برنامه برای شرایط بحران و آینده نگری یکی از وظایف مدیران هوشمند است، مطمئنا خیلی از طرح ها و نقشه های ساخت آن بیمارستان در چین قبل از آمدن من آماده بود. صدها بار واژه تبدیل تهدید به فرصت را در آن کاغذهایی که برای ایزو آماده می کنید نوشتید. لطفا این بار از من بعنوان تهدید برای ایجاد " قابلیت تغییر به ..." استفاده کنید. نمی دانم چه، چون خودتان راهتان را پیدا می کنید، راهکارهایی دارم : اول بیماری ها را در سازمان هایتان قبول کنید، تا بتوانید راه درمانی پیدا کنید. – اول از هر چیز نیاز به تغییر ذهن سنتی خودتان به کسب و کار دارید. ببینید، در پرکارترین روزهای سال شما را وادار به تصمیم سخت دورکاری و شیفت کاری کارکنان تان کردم ولی بخش زیادی از کارها در حال انجام است. فکر می کنید بتوانید این سیستم را برای بخشی زیادی از پرسنل تان در آینده ادامه دهید؟ و از پتانسیل آن عده بیشتر استفاده کنید. – خوشبختانه این روزها حتی کسی جرات لمس سنسور ثبت ساعت را هم ندارد. قطعا با کنترل بازدهی، عملکردها خودشان را نمایش می دهند. – می خواهید سیستم تان هوشمند باشد ولی مصرف کاغذ در شرکت یا اداره تان را ببینید! یا مثال آن دفترچه های بیمه هایتان است. شنیدم از سالها پیش تصمیم داشتید سیستم کارت سلامت ملی داشته باشید. آه که چه لذتی می برم این روزها روی این کاغذها. – می خواهید هوشمند باشید ولی داشتن دیتا و داده صحیح و بروز با فیدبک سریع از سیستم تان از الزامات آن است. می توانید با یک حساب سرانگشتی بگویید من چه ضرری به شما زدم؟ - چقدر خوشحالم که تا این اندازه به آموزش در کشورتان بی توجه بودید و من فرصت کردم در مدت کوتاهی در بیخبری ایرانگردی کنم. کشور زیبایی دارید. نخندید. گریه کنید! شرکت و سازمان شما هم چکیده ای از محیط اطرافتان است. میدانید که چقدر آموزش عملیاتی و آگاهسازی در شرکت یا سازمانتان مهم است و از آن مهمتر کنترل و ارزیابی آموزش کارکنان. واقعا فکر می کنید ژاپنی ها دیوانه اند که هر از مدتی مانور زلزله در مدارس یا سازمان ها می گذارند؟ - دقت کنید: زمانی که بدلیل تفاوت تعطیلات هفتگی با بقیه دنیا، فرصت تعاملات را در نصف هفته از دست میدهید، نیاز به تغییر دارید تا سازمانتان چابک تر شود. مطمئنا نسل آینده یقه شما را به سختی می گیرند که چه کردید؟ اگر سی سال پیش یک روز عقب ماندن، معادل یک روز بود، اکنون در سال 2020 ، هر روز را که عقب می مانید شاید معادل یکماه یا بیشتر باشد.– سال آینده سال سختی در پیش داشتید، تحریم ها نفس اقتصادتان را گرفته بود و من اوضاع را برایتان سخت تر کردم. – دور و برتان را ببینید، تمام کشورها مرزهایشان را برویتان بستند. نمی دانم چه می کنید ولی الان از یک ایرانی بیشتر از من در دنیا می ترسند. سفرها و دیدارهای تجاریتان سخت خواهد شد و اگر شانسی بیاورید جلسه از راه دور. – راستی گفتم جلسه از راه دور. می بینید ! بسیاری از جلساتی که در شرکت ها و سازمان ها داشتید بیفایده بودند و می توانستید با اسکایپ یا واتساپ انجام دهید. راستی، نیازی به طراحی دوباره این اپ ها هم ندارید. چرخ را از اول نسازید. من تا امروز 60 کشور را دیدم و اینها را به شما گفتم. به دنیا و تجربه های دیگر کشورها نگاهی کنید و از آنها کمک بگیرید. بعد از من منتظر سونامی اقتصادی باشید. ولی نترسید، فرصت تغییر همیشه هست. امیدوارم سال جدیدی با نگاه جدید شروع کنید. من یک هشداردهنده هستم.
🆔 @jameeno
#الف
🔹وظیفه روزنامهنگار تزریق امید نیست!
▫️تحریریه جامعهنو: درماههای پایانی جنگ جهانی دوم، رهبر آلمان نازی که شکست نهایی را در چشم انداز میدید و اعتماد ژنرالهارا از دست داده بود ، پمپاژ امید به جامعه را ضروری یافت . گوبلز مسئول تبلیغاتش در آخرین سال جنگ برای مردم گرسنه و در معرض بمباران هرروزه ۹ فیلم امیدبخش ساخت که آخرین آنها با نام حماسی راهافتخار به کارگردانی ویتهارلان بود. اشخاص معتبری هم گفتهاند در آخرین سال جنگ تحمیلی ، نمایش اعزام نفرات تازه به جبههها در واقع فقط برای دادن امید و فریب صدام بود؛ افراد را با تبلیغ به پادگان می بردند و بعد به بهانهای مرخص میکردند و چند روز بعد دوباره مراسم امید بخش اعزام ...
میبینیم که حکومتها هم مثل آدمها دررویارویی با چشم انداز و سراشیب شکست به تزریق امید بیشتر نیاز دارند. به همین سبب است که مقامات حکومت این روزها بیشتر در باره لزوم ایجاد امید حرف میزنند تا وظایف خودشان و بخش بدبینانه چشم انداز پیشرو. رئیس جمهوری کشوری که دستخوش کروناست میگوید هنرمندان بیایند در فضای مجازی به مردم امید بدهند. کار خوبی است امید دادن به اشخاص گرفتار، اما در کنارش دو کار لازم است : اول اینکه دریافت کننده امید پیش از دریافت آن ببیند حکومت به عنوان "آقابالاسرمختار" وظایف خود را به درستی انجام میدهد تا اوضاع بسامان شود، و دوم انکه حس نکند و نبیند که دارند واقعیت و خطر را از اوپنهان میکنند و امید واهی میدهند.
این شرط دوم از آنجا در شرایط امروز ما محقق نمیشود که مجاری مختلف وابسته به حکومت تهدیدهایی نسبت به کسانی که درباره بیماری کرونا اخبار واقعی ناامید کننده منتشرکنند صورت گرفته است. اطلاع رسانی را حرکتی مقابلایجاد امید در نظر گرفتهاند و از نظر آنان وظیفه روزنامه نگار و خبرنگار خوب و شریف در این روزهای کرونایی، صرفا تزریق امید به جامعه است .
این البته خطاست. راستش را بخواهید استدلال انحرافی و رندانهای است برای منع اطلاعرسانی در باره ناکارامدی حکومت و نظام و دولت، اما ما این وجه را مورد تاکید قرار نمیدهیم. فرض میکنیم حسن نیتی در میان است و وظیفهای برای ایجاد امید در اقشار و صنوفی از جامعه وجود داشته باشد. اما این در شمار وظایف واقعی روزنامه نگاران نیست. اتفاقا وظیفه آنها ایجاد ترس است ، بیان نارساییها و کمبودها و وظیفه نشناسیهاست. روزنامه و رسانه برای این نیست که بنویسد کسی وظیفه اش را انجام داده است ، برای معرفی کسانی است که کارشان را درست انجام ندادهاند. همانگونه که پزشکان بیمارستانها باید هشدار تلخ بدهند، خبر روزنامه نگار هم ذات تلخی دارد وگرنه خبر نیست و اطلاعیه روابط عمومی است. دکترمصطفی جلالی فخر که این روزها دربیمارستانهای تهران شاهد نزدیک اوضاع است در مطلبی که خواندنش برایتان بد نیست (به آدرس https://t.me/MostafaTajzadeh/25318) میگوید ."به نظرم الان جامعه به ترس بیشتری نیاز دارد تا امید. چون مردم درحد نگران کننده ای کمتوجه به نظر میرسند و امید بیشتر کار را خرابتر میکند" .
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/jo-03-06-2
🔹وظیفه روزنامهنگار تزریق امید نیست!
▫️تحریریه جامعهنو: درماههای پایانی جنگ جهانی دوم، رهبر آلمان نازی که شکست نهایی را در چشم انداز میدید و اعتماد ژنرالهارا از دست داده بود ، پمپاژ امید به جامعه را ضروری یافت . گوبلز مسئول تبلیغاتش در آخرین سال جنگ برای مردم گرسنه و در معرض بمباران هرروزه ۹ فیلم امیدبخش ساخت که آخرین آنها با نام حماسی راهافتخار به کارگردانی ویتهارلان بود. اشخاص معتبری هم گفتهاند در آخرین سال جنگ تحمیلی ، نمایش اعزام نفرات تازه به جبههها در واقع فقط برای دادن امید و فریب صدام بود؛ افراد را با تبلیغ به پادگان می بردند و بعد به بهانهای مرخص میکردند و چند روز بعد دوباره مراسم امید بخش اعزام ...
میبینیم که حکومتها هم مثل آدمها دررویارویی با چشم انداز و سراشیب شکست به تزریق امید بیشتر نیاز دارند. به همین سبب است که مقامات حکومت این روزها بیشتر در باره لزوم ایجاد امید حرف میزنند تا وظایف خودشان و بخش بدبینانه چشم انداز پیشرو. رئیس جمهوری کشوری که دستخوش کروناست میگوید هنرمندان بیایند در فضای مجازی به مردم امید بدهند. کار خوبی است امید دادن به اشخاص گرفتار، اما در کنارش دو کار لازم است : اول اینکه دریافت کننده امید پیش از دریافت آن ببیند حکومت به عنوان "آقابالاسرمختار" وظایف خود را به درستی انجام میدهد تا اوضاع بسامان شود، و دوم انکه حس نکند و نبیند که دارند واقعیت و خطر را از اوپنهان میکنند و امید واهی میدهند.
این شرط دوم از آنجا در شرایط امروز ما محقق نمیشود که مجاری مختلف وابسته به حکومت تهدیدهایی نسبت به کسانی که درباره بیماری کرونا اخبار واقعی ناامید کننده منتشرکنند صورت گرفته است. اطلاع رسانی را حرکتی مقابلایجاد امید در نظر گرفتهاند و از نظر آنان وظیفه روزنامه نگار و خبرنگار خوب و شریف در این روزهای کرونایی، صرفا تزریق امید به جامعه است .
این البته خطاست. راستش را بخواهید استدلال انحرافی و رندانهای است برای منع اطلاعرسانی در باره ناکارامدی حکومت و نظام و دولت، اما ما این وجه را مورد تاکید قرار نمیدهیم. فرض میکنیم حسن نیتی در میان است و وظیفهای برای ایجاد امید در اقشار و صنوفی از جامعه وجود داشته باشد. اما این در شمار وظایف واقعی روزنامه نگاران نیست. اتفاقا وظیفه آنها ایجاد ترس است ، بیان نارساییها و کمبودها و وظیفه نشناسیهاست. روزنامه و رسانه برای این نیست که بنویسد کسی وظیفه اش را انجام داده است ، برای معرفی کسانی است که کارشان را درست انجام ندادهاند. همانگونه که پزشکان بیمارستانها باید هشدار تلخ بدهند، خبر روزنامه نگار هم ذات تلخی دارد وگرنه خبر نیست و اطلاعیه روابط عمومی است. دکترمصطفی جلالی فخر که این روزها دربیمارستانهای تهران شاهد نزدیک اوضاع است در مطلبی که خواندنش برایتان بد نیست (به آدرس https://t.me/MostafaTajzadeh/25318) میگوید ."به نظرم الان جامعه به ترس بیشتری نیاز دارد تا امید. چون مردم درحد نگران کننده ای کمتوجه به نظر میرسند و امید بیشتر کار را خرابتر میکند" .
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/jo-03-06-2
Telegram
فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
✍دکتر مصطفی جلالیفخر
✅میفهمم که حجم اضطراب و نگرانی عمومی خیلی بالاست و همه به امید نیاز دارند. این قواعد جذب انرژی و تاثیر افکار مثبت و این جور حرفهای قشنگ را هم میفهمم. اما واقعیت به سرعت پیش روندهای که وجود دارد، خیلی قدرتمندتر از این حرفها و…
✅میفهمم که حجم اضطراب و نگرانی عمومی خیلی بالاست و همه به امید نیاز دارند. این قواعد جذب انرژی و تاثیر افکار مثبت و این جور حرفهای قشنگ را هم میفهمم. اما واقعیت به سرعت پیش روندهای که وجود دارد، خیلی قدرتمندتر از این حرفها و…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔹دهل در برابر کرونا
▫️در میانه ی این همه خبرهای بد کرونا همچنان پیشتاز است و سایه ی خود را همه جا گسترانیده است.اینجا و در سنندج در میدان اصلی شهر با نام " دور میان" ساز و دهل به میدان آمده اند تا بگویند: شادی هم حق ماست" ساز و دهلی که با این همه نا امیدی و غم به ما یادآور می شوند؛ امید باید داشت و در این تنگنا فرصت شادبودن را از هم دریغ نکنیم.هر چند واقعا دل و دماغی برای شاد بودن نیست.شاید حق با ساز و دهل باشد.اندک شاد بودن هم در این زمانه ی عسرت شاید آلامی بر رنج های این روزها باشد.
اجلال قوامی / همکار جامعه نو - کردستان
🆔 @jameeno
▫️در میانه ی این همه خبرهای بد کرونا همچنان پیشتاز است و سایه ی خود را همه جا گسترانیده است.اینجا و در سنندج در میدان اصلی شهر با نام " دور میان" ساز و دهل به میدان آمده اند تا بگویند: شادی هم حق ماست" ساز و دهلی که با این همه نا امیدی و غم به ما یادآور می شوند؛ امید باید داشت و در این تنگنا فرصت شادبودن را از هم دریغ نکنیم.هر چند واقعا دل و دماغی برای شاد بودن نیست.شاید حق با ساز و دهل باشد.اندک شاد بودن هم در این زمانه ی عسرت شاید آلامی بر رنج های این روزها باشد.
اجلال قوامی / همکار جامعه نو - کردستان
🆔 @jameeno
#گزارش
🔺حکومت دروغ میگوید یا ملت مبالغه میکند؟
▫️تحریریه جامعهنو: درباره شمار مبتلایان و جانباختگان کرونا در ایران مبالغه میشود یا پردهپوشی؟ این پرسش معمول این روزهاست و ابعادی سیاسی نیز پیدا کرده است: ادعاهایی در باره کمبود امکانات درمانی، خستگی کادر درمان، تلنبارشدن جنازهها، نبود محل کافی دفن، عدم پذیرش بیماردربیمارستان و... به وفور دیده میشود و درمقابل، رگههای آشکار پنهانکاری مقامات حکومتی ازهمان روزاول وجود داشته است. تکذیب وجود بیماری درقم در روزهای پیش از پذیرش مرگ و میر، وعدم تعریف و تدقیق مفهوم عبارات مبتلا، بیمار مشکوک، بیمار اثبات شده، قرنطینه شده ، معاینه و توصیه شده به قرنطینه در خانه ،و ...اعلام ارقام متفاوت توسط مقامات مختلف استانی و ملی در باره شمار مبتلایان و فوت شدگان، و وجود تعداد فراوان اشخاص شناخته شده که خبر ابتلا و مرگ آنان را پنهان نمیتوان کرد نیز مزید بر سایرنشانه های پنهانکاری است.
آیا میتوان معیاری برای سنجش این دعاوی متضاد در دست داشت؟ شاید بتوان آمار امکانات درمانی موجود را در مقابل آمار مبتلایان قرار داد و از پنهانکاری های حکومت یا مبالغه اشخاص غیرمسئول پرده برداشت. به عنوان مثال، در استان گیلان که گفته میشود اوضاع آن بحرانی و فوق بحرانی است، بر اساس آمار رسمی سازمان مدیریت و برنامه ریزی که در سال ۱۳۹۶ تهیه شده و امکانات درمانی استان را به صورت تفکیکی عرضه میکند۵۲۰۴ تخت بیمارستانی وجود دارد(اگر طی دوسال اخیر به آنها اضافه نشده باشد)که وجود ۳۵۰بیمار کرونایی نمیتواند فشاری به سیستم مدیریتی آن وارد کند. حتی اگر بیست درصد این تختها را به اندازه کافی مجهز به امکانات مراقبت ویژه برای بیماران بدحال مبتلا به کرونای پیشرفته فرض کنیم ، در این استان متجاوز از ۱۰۰۰بیمار را میتوان بدون بحرانی شدن اوضاع بستری و روند درمان آنها را مدیریت کرد. این در حالی است که تعداد۵۲۴بیمارکرونایی استان تعداد کل از روز اول است که براساس آمار وزارت بهداشت باید۱۷۴ نفر آنها مرخص و تعدادی نیز فوت شده باشند .
به این ترتیب، فشاری که براساس آمار موجود به سیستم درمانی استان وارد میشود از سوی۳۵۰بیمار بستری است که منطقی نیست آن را فشار بحرانی بدانیم، مگر آنکه بپذیریم وزارت بهداشت از تعداد مبتلایان میکاهد و پنهانکاری میکند.
در مورد کل کشور نیز میتوان همین تصویر را از میان آمار بدست آورد. تعداد تختهای بیمارستانی کل کشور در تیرماه امسال توسط بهزاد کلانتری مدیرکل دفتر مدیریت بیمارستانی۱۴۰هزار و ۸۵۹ تخت اعلام شد که ۸۴/۶ درصد آنهارتبه اعتباری درجه یک دارند که به معنی برخورداری از امکانات پیشرفته است.البته از حدود ۱۰۰۰ مرکز درمانی کشور تعدادی به کار درمان بیماری همه گیر عفونی نمی آیند. مثلا۳۲ بیمارستان در بخش زنان و زایمان، ۳۸ مرکز در حوزه روانپزشکی، ۱۹ بیمارستان کودکان، ۱۲ مرکز درمانی و غذایی کودک، ۹ بیمارستان سوانح سوختگی، ۹ مرکز سرطان و آنکلولوژی، ۱۳ بیمارستان چشم، یک مرکز درمانی پوست، پنج بیمارستان ارتوپدی، یک مرکز درمانی جراحی ترمیمی و یک بیمارستان اورولوژی در کشور فعال هستند. این بیمارستانها و تختهای آنها به کار بستری کردن بیماران کرونای مسری نمیآیند، اماکما کان ۸۶۰ بیمارستان در زمینه عمومی هست که بخش عظیم آن ۱۴۰ هزار تخت در آنها قرار دارد. و۴۷۰۰بیمار کرونایی قاعدتا فشاری برآنها وارد نمیکند ، مگر انکه بازهم بپذیریم تعداد افراد نیازمند به بستری شدن بیش از ان است که رسما اعلام میشود .
در باره فشار به پرسنل درمانی نیز همین استدلال به کارمیآید.پرسنل دراختیار هربیمارستان قاعدتابا تعداد تختها و امکانات آن متناسب است و تخصیص نیروی انسانی به هر واحد با در نظر گرفتن فواصل مناسب درشیفتها و اختصاص زمان کافی برای استراحت صورت میگیرد . بنابر این یا در مورد خستگی پرسنل و شیفتهای طولانی فوق بشری مبالغه های غیر مسئولانه صورت میگیرد و یا... یا فشار حداکثری به این پرسنل حقیقت دارد که با اعداد نازل اعلامی نمیخواند. وجود دهها گزارش تصویری ازراهروهای پر از تخت در بیمارستانهانیز موید صحت وجود فشار بر پرسنل است.
هرچند میشودتاییدات سازمانهای بینالمللی از آماراعلام شده ایران را در زمره دیپلماسی خاص این نهادهای بینالمللی محسوب نکرد، و درست نیست کهآمار اعلام شده دولت را زیر سوال برد، ولی باید بین این آمارها و امکانات تناسبی وجود داشته باشد. شاید فعلا این تناسب وراحتی خیال مقامات وزارت بهداشت را بتوان پذیرفت، به شرط آنکه هیچ ادعای دیگری که حکایت از وضع بحرانی میکند از وکلای مجلس، مقامات استانها و سایر سازمانهایی که به مسایلی چون دفن اجساد ارتباط دارند جدی گرفته نشود . روزی که سخنگوی وزارت گفت ۱۹۴ کشته در کشور داریم، نماینده وزارت در گیلان گفت ۲۰۰ نفر در رشت فوت شدهاند !
🆔 @jameeno
🔺حکومت دروغ میگوید یا ملت مبالغه میکند؟
▫️تحریریه جامعهنو: درباره شمار مبتلایان و جانباختگان کرونا در ایران مبالغه میشود یا پردهپوشی؟ این پرسش معمول این روزهاست و ابعادی سیاسی نیز پیدا کرده است: ادعاهایی در باره کمبود امکانات درمانی، خستگی کادر درمان، تلنبارشدن جنازهها، نبود محل کافی دفن، عدم پذیرش بیماردربیمارستان و... به وفور دیده میشود و درمقابل، رگههای آشکار پنهانکاری مقامات حکومتی ازهمان روزاول وجود داشته است. تکذیب وجود بیماری درقم در روزهای پیش از پذیرش مرگ و میر، وعدم تعریف و تدقیق مفهوم عبارات مبتلا، بیمار مشکوک، بیمار اثبات شده، قرنطینه شده ، معاینه و توصیه شده به قرنطینه در خانه ،و ...اعلام ارقام متفاوت توسط مقامات مختلف استانی و ملی در باره شمار مبتلایان و فوت شدگان، و وجود تعداد فراوان اشخاص شناخته شده که خبر ابتلا و مرگ آنان را پنهان نمیتوان کرد نیز مزید بر سایرنشانه های پنهانکاری است.
آیا میتوان معیاری برای سنجش این دعاوی متضاد در دست داشت؟ شاید بتوان آمار امکانات درمانی موجود را در مقابل آمار مبتلایان قرار داد و از پنهانکاری های حکومت یا مبالغه اشخاص غیرمسئول پرده برداشت. به عنوان مثال، در استان گیلان که گفته میشود اوضاع آن بحرانی و فوق بحرانی است، بر اساس آمار رسمی سازمان مدیریت و برنامه ریزی که در سال ۱۳۹۶ تهیه شده و امکانات درمانی استان را به صورت تفکیکی عرضه میکند۵۲۰۴ تخت بیمارستانی وجود دارد(اگر طی دوسال اخیر به آنها اضافه نشده باشد)که وجود ۳۵۰بیمار کرونایی نمیتواند فشاری به سیستم مدیریتی آن وارد کند. حتی اگر بیست درصد این تختها را به اندازه کافی مجهز به امکانات مراقبت ویژه برای بیماران بدحال مبتلا به کرونای پیشرفته فرض کنیم ، در این استان متجاوز از ۱۰۰۰بیمار را میتوان بدون بحرانی شدن اوضاع بستری و روند درمان آنها را مدیریت کرد. این در حالی است که تعداد۵۲۴بیمارکرونایی استان تعداد کل از روز اول است که براساس آمار وزارت بهداشت باید۱۷۴ نفر آنها مرخص و تعدادی نیز فوت شده باشند .
به این ترتیب، فشاری که براساس آمار موجود به سیستم درمانی استان وارد میشود از سوی۳۵۰بیمار بستری است که منطقی نیست آن را فشار بحرانی بدانیم، مگر آنکه بپذیریم وزارت بهداشت از تعداد مبتلایان میکاهد و پنهانکاری میکند.
در مورد کل کشور نیز میتوان همین تصویر را از میان آمار بدست آورد. تعداد تختهای بیمارستانی کل کشور در تیرماه امسال توسط بهزاد کلانتری مدیرکل دفتر مدیریت بیمارستانی۱۴۰هزار و ۸۵۹ تخت اعلام شد که ۸۴/۶ درصد آنهارتبه اعتباری درجه یک دارند که به معنی برخورداری از امکانات پیشرفته است.البته از حدود ۱۰۰۰ مرکز درمانی کشور تعدادی به کار درمان بیماری همه گیر عفونی نمی آیند. مثلا۳۲ بیمارستان در بخش زنان و زایمان، ۳۸ مرکز در حوزه روانپزشکی، ۱۹ بیمارستان کودکان، ۱۲ مرکز درمانی و غذایی کودک، ۹ بیمارستان سوانح سوختگی، ۹ مرکز سرطان و آنکلولوژی، ۱۳ بیمارستان چشم، یک مرکز درمانی پوست، پنج بیمارستان ارتوپدی، یک مرکز درمانی جراحی ترمیمی و یک بیمارستان اورولوژی در کشور فعال هستند. این بیمارستانها و تختهای آنها به کار بستری کردن بیماران کرونای مسری نمیآیند، اماکما کان ۸۶۰ بیمارستان در زمینه عمومی هست که بخش عظیم آن ۱۴۰ هزار تخت در آنها قرار دارد. و۴۷۰۰بیمار کرونایی قاعدتا فشاری برآنها وارد نمیکند ، مگر انکه بازهم بپذیریم تعداد افراد نیازمند به بستری شدن بیش از ان است که رسما اعلام میشود .
در باره فشار به پرسنل درمانی نیز همین استدلال به کارمیآید.پرسنل دراختیار هربیمارستان قاعدتابا تعداد تختها و امکانات آن متناسب است و تخصیص نیروی انسانی به هر واحد با در نظر گرفتن فواصل مناسب درشیفتها و اختصاص زمان کافی برای استراحت صورت میگیرد . بنابر این یا در مورد خستگی پرسنل و شیفتهای طولانی فوق بشری مبالغه های غیر مسئولانه صورت میگیرد و یا... یا فشار حداکثری به این پرسنل حقیقت دارد که با اعداد نازل اعلامی نمیخواند. وجود دهها گزارش تصویری ازراهروهای پر از تخت در بیمارستانهانیز موید صحت وجود فشار بر پرسنل است.
هرچند میشودتاییدات سازمانهای بینالمللی از آماراعلام شده ایران را در زمره دیپلماسی خاص این نهادهای بینالمللی محسوب نکرد، و درست نیست کهآمار اعلام شده دولت را زیر سوال برد، ولی باید بین این آمارها و امکانات تناسبی وجود داشته باشد. شاید فعلا این تناسب وراحتی خیال مقامات وزارت بهداشت را بتوان پذیرفت، به شرط آنکه هیچ ادعای دیگری که حکایت از وضع بحرانی میکند از وکلای مجلس، مقامات استانها و سایر سازمانهایی که به مسایلی چون دفن اجساد ارتباط دارند جدی گرفته نشود . روزی که سخنگوی وزارت گفت ۱۹۴ کشته در کشور داریم، نماینده وزارت در گیلان گفت ۲۰۰ نفر در رشت فوت شدهاند !
🆔 @jameeno
#الف
🔺 تندآب و غلیان!
▫️تحریریه جامعهنو: میگویند روزی ملانصرالدین معروف صبحگاهان به طویله رفت تا آب و علفی به حیوانات بدهد، اما برنگشت. همسرش پس از مدتی به طویله رفت تا ببیند چه شده. ملا و گاو را دید که یکدرمیان به یکدیگر لگد میپرانند. پرسید این چه کار احمقانهای است که میکنی؟ ملا گفت: اوشروع کرد!
مناسبت ذکر این حکایت را با نقل بخشی از یک یادداشت انتقادی دلسوزانه از یک نویسنده محترم و ادیب برایتان روشن میسازیم تا به حرف خودبرسیم. او در انتقاد از اینکه" این روزها ملامت کردن روحانیت، تاختن به اعتقادات مردم و به سخره گرفتن مقدسات سکه رایج شده است و در این قصه تا آنجا پیش می رویم که بیرحمانه تمنای مرگ مردمان داریم و یا از ابتلاء برخی نگران که نمیشویم، اظهار خوشحالی هم میکنیم" مینویسد: "ما بر طبق کدامین موازین علمی باور دیگران را به سخره می گیریم که چرا گمان می کنند ضریح و حرم فلانکس ما را در برابر امراض بیمه میکند؟ اشتباه نکنید بنده به این موضوع اعتقادی ندارم و اینها را مغایر حتی اعتقادات و تعالیم دینی میدانم. به قول دوستی که میگفت اگر امام رضا در سال چند نفر را شفا میدهد، فلمینگ با آنتی بیوتیکش روزانه میلیونها نفر را از مرگ و یا ناخوشی نجات میدهد، باور دارم. اما سوالم این است چرا اثر باور قلبی در مداوای امراض را یکسره منکر میشوید و یا بر فرض درستی این رویکرد چرا با معتقدان آن با بدترین توهینها مواجهه مینمایید؟ آیا دشنام طریق رهانیدن انسانها از جهالت است؟ آیا طرد و تکفیر فقط از ناحیه وعاظ محکوم است و ما مجاز به آنیم؟....آی مدعیان علم و اندیشه، آی کسانی که به گمان خویش دم را غنیمت شمرده اید و ناکارآمدی اعتقادات مردمان را هویدا میکنید، آی نکوهشگران پرخاشگری که حتی ادب را فراموش کردهاید و گمانتان آن است که وقت وقت هجوم به عمامهداران مدعی هدایت خلقالله است..."
🔹 گزیدهای از متن: درباره عواقب این موقعیت و علل و راه برونرفت از آن، جامعه نو از مدتها پیش هشدار داده و سخن گفته است. در واقع ما هم مثل اهل نظر زیاد حرف میزنیم، اما میدانیم در نهایت جز ترسیم آینده ای مخوف و صدور نصیحت به دوسوی معادله چیزی از آن در نمیآید. حالا میدانیم حتی وقتی تلاش میکنیم افق راهبردی را از مسائل روز و فیمابین این حکومت و این مردم فراتر ببریم ،به زمینی محکم و سامانی منطقی و عقلانی دست نمییابیم. اسم این موقعیت را #نازایی_سیاسی گذاشتهایم.
🆔 @jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Hm-03-13
🔺 تندآب و غلیان!
▫️تحریریه جامعهنو: میگویند روزی ملانصرالدین معروف صبحگاهان به طویله رفت تا آب و علفی به حیوانات بدهد، اما برنگشت. همسرش پس از مدتی به طویله رفت تا ببیند چه شده. ملا و گاو را دید که یکدرمیان به یکدیگر لگد میپرانند. پرسید این چه کار احمقانهای است که میکنی؟ ملا گفت: اوشروع کرد!
مناسبت ذکر این حکایت را با نقل بخشی از یک یادداشت انتقادی دلسوزانه از یک نویسنده محترم و ادیب برایتان روشن میسازیم تا به حرف خودبرسیم. او در انتقاد از اینکه" این روزها ملامت کردن روحانیت، تاختن به اعتقادات مردم و به سخره گرفتن مقدسات سکه رایج شده است و در این قصه تا آنجا پیش می رویم که بیرحمانه تمنای مرگ مردمان داریم و یا از ابتلاء برخی نگران که نمیشویم، اظهار خوشحالی هم میکنیم" مینویسد: "ما بر طبق کدامین موازین علمی باور دیگران را به سخره می گیریم که چرا گمان می کنند ضریح و حرم فلانکس ما را در برابر امراض بیمه میکند؟ اشتباه نکنید بنده به این موضوع اعتقادی ندارم و اینها را مغایر حتی اعتقادات و تعالیم دینی میدانم. به قول دوستی که میگفت اگر امام رضا در سال چند نفر را شفا میدهد، فلمینگ با آنتی بیوتیکش روزانه میلیونها نفر را از مرگ و یا ناخوشی نجات میدهد، باور دارم. اما سوالم این است چرا اثر باور قلبی در مداوای امراض را یکسره منکر میشوید و یا بر فرض درستی این رویکرد چرا با معتقدان آن با بدترین توهینها مواجهه مینمایید؟ آیا دشنام طریق رهانیدن انسانها از جهالت است؟ آیا طرد و تکفیر فقط از ناحیه وعاظ محکوم است و ما مجاز به آنیم؟....آی مدعیان علم و اندیشه، آی کسانی که به گمان خویش دم را غنیمت شمرده اید و ناکارآمدی اعتقادات مردمان را هویدا میکنید، آی نکوهشگران پرخاشگری که حتی ادب را فراموش کردهاید و گمانتان آن است که وقت وقت هجوم به عمامهداران مدعی هدایت خلقالله است..."
🔹 گزیدهای از متن: درباره عواقب این موقعیت و علل و راه برونرفت از آن، جامعه نو از مدتها پیش هشدار داده و سخن گفته است. در واقع ما هم مثل اهل نظر زیاد حرف میزنیم، اما میدانیم در نهایت جز ترسیم آینده ای مخوف و صدور نصیحت به دوسوی معادله چیزی از آن در نمیآید. حالا میدانیم حتی وقتی تلاش میکنیم افق راهبردی را از مسائل روز و فیمابین این حکومت و این مردم فراتر ببریم ،به زمینی محکم و سامانی منطقی و عقلانی دست نمییابیم. اسم این موقعیت را #نازایی_سیاسی گذاشتهایم.
🆔 @jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Hm-03-13
Telegraph
تندآب و غلیان!
میگویند روزی ملانصرالدین معروف صبحگاهان به طویله رفت تا آب و علفی به حیوانات بدهد، اما برنگشت. همسرش پس از مدتی به طویله رفت تا ببیند چه شده. ملا و گاو را دید که یکدرمیان به یکدیگر لگد میپرانند. پرسید این چه کار احمقانهای است که میکنی؟ ملا گفت: اوشروع…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹نقص «آمار و اطلاعات رسمی» از اپیدمی کرونا
🖌 عیسی پیلهور
1- آیا ویروسهای «غیررسمی» که در بدن مبتلایان «غیررسمی» بوده اند به دیگران سرایت نمی کنند؟ آیا دیگران را مبتلا نمی کنند؟
2- در هفته های اول که لوازم پیشگیرانه و تمهیدات پیشگیرانه موثری در کار نباشند، تعداد مبتلایان کرونا در هر هفته تقریبا شش برابر می شود. (در اکثر کشورها، بطور متوسط روزانه 33 درصد به تعداد مبتلایان اضافه شده و می شود)
3- شروع کرونا (کوئید-19) در ایران به احتمال زیاد اوائل بهمن ماه بوده است لذا در اواخر بهمن ماه در خوش بینانه ترین حالت، حدود 700 نفر به کرونا (کوئید-19) مبتلا بوده اند* در حالی که اواخر بهمن آمار رسمی تعداد مبتلایان را یک نفر اعلام کرده است.
4- متوسط سن مبتلایان به کرونا (کوئید-19) در چین تقریبا 47 سال اعلام شده و متوسط سن چینیها 37 سال است. ولی متوسط سن مبتلایان در ایران 57 سال و بعدا 54 سال اعلام شده در حالی که متوسط سن در ایران 32 سال است! متوسط سن مبتلایان در ایران اگر کمتر از همان متوسط 47 سال در چین نباشد، نمی تواند بیش از یکی دو سال از 47 سال بیشتر باشد. این تفاوت** بخوبی نشان می دهد که تعداد «خیلی زیادی» از مبتلایان لحاظ نشده اند.
علت این تفاوت غیرموجه ممکن است این باشد که تعداد زیادی از کیتهای تست کرونا برای طیف خاصی از افراد اختصاص داده شده و در مقابل تعداد خیلی زیادی از افراد مشکوک بدون تست مانده اند.
5- اگر ویروسهای «غیررسمی» هم دیگران را مبتلا می کنند، لازم است که مقامات تعداد کل مبتلایان را تخمین زده و اعلام کنند. اعلام تعداد بیمارانی که تست رسمی آنها مثبت شده، کافی نیست. اعلام نکردن تخمینهای علمی از تعداد کل مبتلایان، به احتمال زیاد گمراه کننده است.
اعلام نشدن تخمینهای علمی از کل مبتلایان (مبتلایانی که تست آنها مثبت بوده و آنهایی که مبتلا یا ناقل هستند ولی از آنها تست گرفته نشده) موجب می شود که اقشاری از مردم، خطر را بخوبی احساس نکنند. برای آنهایی هم که به فراست طبیعی دریافته اند تعداد واقعی از تعداد رسمی بالاتر است، «حداقل اعتماد» لازم از بین می رود.
6- اعلام نشدن تعداد مبتلایان و تخمینهای علمی در ابتدای اپیدمی را می توان به عواملی چون اشتباه، بی لیاقتی، بی مسئولیتی، خوش بینی و برخی ملاحظات خاص نسبت داد ولی در حال حاضر به چه چیزی باید نسبت داد؟ به «ادامه اشتباه»؟ یا به «ادامه بی لیاقتی» یا به «ادامه بی مسئولیتی»؟ یا به چی؟
7- بدون اعلام اطلاعات قابل اعتماد به عموم مردم و متخصصان نمی توان یک اپیدمی بزرگ را که از ظرفیت سیستم درمانی فراتر رفته است مهار کرد. بدون فعال شدن مجلس و شوراهای شهرها و روستاها بعنوان وکلای مردمی که صاحبان کشورند، نمی تواند نیازها و تقاضاها را بدرستی دید و بدرستی تامین کرد. برنامه های متمرکز و آمرانه (بدون نظارت وکلای مردم) امکان موفقیت محدودی دارند.
8- با اینکه فرصت طلایی استفاده از کمکهای خارجی متاسفانه از دست رفته و حالا اکثر کشورها مشغول مهار و مقابله با پاندمی هستند ولی هنوز هم تقاضای معقول کمکهای بین المللی لازم است. بدون وجود تعداد قابل توجهی متخصص ومشاور و بدون دریافت تعداد قابل توجهی لوازم و تجهیزات، کار سیستم تشخیص و سیستم درمانی ما «خیلی مشکل» خواهد بود. اگر تخمینهای علمی معتبر از تعداد مبتلایان و نیز اطلاعات واقعی فوتیها مبنای تصمیمات باشد، تقاضای کمک معقول از کشورهای دیگر در اولویت قرار میگیرد.
(* تعداد مبتلایان در اواخر بهمن حتی ممکن است به 4-5 هزار رسیده بوده است.
** احتمال خیلی کمی وجود دارد که تفاوت زیاد متوسط سن مبتلایان در ایران و چین ناشی از تفاوت ژنتیکی و بیولوژیکی ایرانیان و چینیها باشد که خود تبعات دیگری دارد.)
🆔 @jameeno
🔹نقص «آمار و اطلاعات رسمی» از اپیدمی کرونا
🖌 عیسی پیلهور
1- آیا ویروسهای «غیررسمی» که در بدن مبتلایان «غیررسمی» بوده اند به دیگران سرایت نمی کنند؟ آیا دیگران را مبتلا نمی کنند؟
2- در هفته های اول که لوازم پیشگیرانه و تمهیدات پیشگیرانه موثری در کار نباشند، تعداد مبتلایان کرونا در هر هفته تقریبا شش برابر می شود. (در اکثر کشورها، بطور متوسط روزانه 33 درصد به تعداد مبتلایان اضافه شده و می شود)
3- شروع کرونا (کوئید-19) در ایران به احتمال زیاد اوائل بهمن ماه بوده است لذا در اواخر بهمن ماه در خوش بینانه ترین حالت، حدود 700 نفر به کرونا (کوئید-19) مبتلا بوده اند* در حالی که اواخر بهمن آمار رسمی تعداد مبتلایان را یک نفر اعلام کرده است.
4- متوسط سن مبتلایان به کرونا (کوئید-19) در چین تقریبا 47 سال اعلام شده و متوسط سن چینیها 37 سال است. ولی متوسط سن مبتلایان در ایران 57 سال و بعدا 54 سال اعلام شده در حالی که متوسط سن در ایران 32 سال است! متوسط سن مبتلایان در ایران اگر کمتر از همان متوسط 47 سال در چین نباشد، نمی تواند بیش از یکی دو سال از 47 سال بیشتر باشد. این تفاوت** بخوبی نشان می دهد که تعداد «خیلی زیادی» از مبتلایان لحاظ نشده اند.
علت این تفاوت غیرموجه ممکن است این باشد که تعداد زیادی از کیتهای تست کرونا برای طیف خاصی از افراد اختصاص داده شده و در مقابل تعداد خیلی زیادی از افراد مشکوک بدون تست مانده اند.
5- اگر ویروسهای «غیررسمی» هم دیگران را مبتلا می کنند، لازم است که مقامات تعداد کل مبتلایان را تخمین زده و اعلام کنند. اعلام تعداد بیمارانی که تست رسمی آنها مثبت شده، کافی نیست. اعلام نکردن تخمینهای علمی از تعداد کل مبتلایان، به احتمال زیاد گمراه کننده است.
اعلام نشدن تخمینهای علمی از کل مبتلایان (مبتلایانی که تست آنها مثبت بوده و آنهایی که مبتلا یا ناقل هستند ولی از آنها تست گرفته نشده) موجب می شود که اقشاری از مردم، خطر را بخوبی احساس نکنند. برای آنهایی هم که به فراست طبیعی دریافته اند تعداد واقعی از تعداد رسمی بالاتر است، «حداقل اعتماد» لازم از بین می رود.
6- اعلام نشدن تعداد مبتلایان و تخمینهای علمی در ابتدای اپیدمی را می توان به عواملی چون اشتباه، بی لیاقتی، بی مسئولیتی، خوش بینی و برخی ملاحظات خاص نسبت داد ولی در حال حاضر به چه چیزی باید نسبت داد؟ به «ادامه اشتباه»؟ یا به «ادامه بی لیاقتی» یا به «ادامه بی مسئولیتی»؟ یا به چی؟
7- بدون اعلام اطلاعات قابل اعتماد به عموم مردم و متخصصان نمی توان یک اپیدمی بزرگ را که از ظرفیت سیستم درمانی فراتر رفته است مهار کرد. بدون فعال شدن مجلس و شوراهای شهرها و روستاها بعنوان وکلای مردمی که صاحبان کشورند، نمی تواند نیازها و تقاضاها را بدرستی دید و بدرستی تامین کرد. برنامه های متمرکز و آمرانه (بدون نظارت وکلای مردم) امکان موفقیت محدودی دارند.
8- با اینکه فرصت طلایی استفاده از کمکهای خارجی متاسفانه از دست رفته و حالا اکثر کشورها مشغول مهار و مقابله با پاندمی هستند ولی هنوز هم تقاضای معقول کمکهای بین المللی لازم است. بدون وجود تعداد قابل توجهی متخصص ومشاور و بدون دریافت تعداد قابل توجهی لوازم و تجهیزات، کار سیستم تشخیص و سیستم درمانی ما «خیلی مشکل» خواهد بود. اگر تخمینهای علمی معتبر از تعداد مبتلایان و نیز اطلاعات واقعی فوتیها مبنای تصمیمات باشد، تقاضای کمک معقول از کشورهای دیگر در اولویت قرار میگیرد.
(* تعداد مبتلایان در اواخر بهمن حتی ممکن است به 4-5 هزار رسیده بوده است.
** احتمال خیلی کمی وجود دارد که تفاوت زیاد متوسط سن مبتلایان در ایران و چین ناشی از تفاوت ژنتیکی و بیولوژیکی ایرانیان و چینیها باشد که خود تبعات دیگری دارد.)
🆔 @jameeno
🔸علیه جمعآوری کودکان کار
▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: یک بار به بهانه نداشتن اوراق هویتی جمعشان میکنند ، یک بار به بهانه مبلمان شهری و این بار هم به بهانه شیوع ویروسی به نام کرونا. اینها سناریوهای پیشنهادی دستگاههای دولتی و حاکمیتی از سالهای گذشته تا امروز برای حذف کودکان کار از خیابانهای شهر است. برخورد دوگانه، نمایشی و منفعت طلبانه صاحبان قدرت و سرمایه با کار کودک، یک بار دیگر قرار است زمینهساز طرح تکراری جمعآوری و به باور کنشگران اجتماعی "دستگیری" کودکان کار در خیابانها شود.
گزارشها نشان میدهد تهران بازهم شاهد طرح جدید «جمع آوری ضربتی کودکان کار»و بازگرداندن کودکان کار مهاجری که پیش از این جمعآوری شدهاند، خواهد بود. طرحی که ادبیاتش را هم از نگرش ضربتی، حذفی و استبدادی طراحانش وام گرفته است و به باور کنشگران اجتماعی نه تنها اصلاحگر و در جهت مبارزه برای لغو کار کودک نبوده، که منجر به تعمیق چالشهای پیرامون زندگی کودکان کار شده است.
بااینحال حاکمان شهری همواره از واکنش ضربتی در خصوص کودکان کار حاضر در خیابانهای شهر، تمامقد دفاع کردهاند. شهرداری که تا همین چندروز پیش به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا با وقاحتی مثالزدنی و تلویحا زبالهگردی را به عنوان محصول ساخته و پرداخته دستگاه عریض و طویل مدیریت شهری پذیرفت و اعلام کرد که تا پایان سال زباله گردی تعطیل است! امروز دو نهاد متولی دیگر یعنی استانداری و بهزیستی را در کنار خود میبیند. محسنی بندپی استاندار تهران و ریس سابق سازمان بهزیستی کشور هفته گذشته در جلسه ساماندهی کودکان کار، بااشاره به شیوع کرونا در کشورگفته است «طبق توافقنامهای که پیش از این با بهزیستی منعقد شده، ساماندهی کودکان کار باید به شکل «ضربتی» و با سرعت بیشتری در این شرایط انجام شود.»
در همین رابطه بیش از ۷۰۰ نفر از فعالان اجتماعی با امضای بیانیهای خطاب به عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشورخواستار توقف طرح جمعآوری ضربتی کودکان کار و رد مرز کودکان افغانستانی شدند و از این مقام دولتی خواستند تا ترتیبی اتخاذ شود که از زیرساخت موجود دولتی و عمومی برای دریافت داوطلبانه خدمات پزشکی، بهداشتی و اسکان با کمک نهادهای مدنی متناسب با شرایط کودکان استفاده شود.
در این بیانیه که 26 اسفند منتشر شد، آمده است: « شیوع بیماری کرونا در کشور، بر نگرانی عمومی از وضعیت زندگی کودکان کار افزوده است. بسیاری از پژوهشگران و فعالان مدنی همواره در سالهای اخیر از دولت و نهادهای عمومی خواستهاند نسبت به بهبود شرایط زندگی این گروه در معرض خطر، اهتمام بیشتری داشته باشد. متاسفانه علیرغم حساسیت و پیگیری فعالان مدنی، استفاده از ابزارهای قهری در قالب طرحهای موسوم به «جمعآوری» یا «ساماندهی» به عنوان تنها واکنش رسمی تکرار شده است؛ طرحهایی که هدف اصلی آن رویتناپذیر کردن کودکان در سطح شهر است و رنج کودکانی را که پنهان از دید عموم به کار گرفته شده و یا گروههایی مانند کودکان زبالهگرد را که در سختترین شرایط زندگی میکنند، نادیده میگیرد. در واقع هدف این طرحها مبارزه با کودکان کار است و نه کار کودک.»
در ادامه این بیانیه با اشاره به عزم دولت برای تکرار طرح جمعآوری کودکان کار آمده است:«اکنون و در بحبوحه اپیدمی کرونا، دولت یکبار دیگر درصدد تکرار این اقدام ضدکودک و شکستخورده به بهانه پیشگیری از شیوع بیماری است. این طرح به دستگیری و اسکان اجباری کودکان منجر خواهد شد و کودکان افغانستانی را در معرض خطر اخراج از کشور قرار میدهد. در چنین شرایطی باید هشدار داد که رد مرز کودکان مغایر با اصول و روح حاکم بر کنوانسیون حقوق کودکان، کنوانسیون ژنو و پروتکل الحاقی آن، تعهدات بینالمللی در مورد پناهجویان و عرف و رویههای بینالمللی درخصوص کودکان پناهجو است. درخواست ما از شما و دیگر مسئولان دولتی این است که بهجای اقدامات قهری و دستگیری کودکان به بهانه جلوگیری از شیوع بیماری، منافع عالیه کودکان را فارغ از تابعیت در اولویت قرار دهید و ترتیبی اتخاذ کنید تا از زیرساخت موجود دولتی و عمومی برای دریافت داوطلبانه خدمات پزشکی، بهداشتی و اسکان با کمک نهادهای مدنی متناسب با شرایط کودکان استفاده شود. بدیهی است هر اقدامی باید با رعایت مصالح و توجه به اصول کنوانسیون حقوق کودک انجام شود و طراحی آن با مشارکت و تایید نهادهای مدنی مستقل و اجرای آن با نظارت مستمر ایشان باشد و آنچه «شرایط اضطراری» خوانده میشود نباید دستمایه اجرای بیدردسر طرحهای شکستخورده دستگیری و استرداد کودکان قرار گیرد.»
غیرعلنی و زیرزمینی شدن کار کودک، ردمرز شدن کودکان کار مهاجر و بحرانهای متعاقب آن برای کودکان و از دسترس خارج شدن بسیاری از آنها در نتیجه ترس و وحشت حاصل از اجرای طرحهای ضربتی از جمله چالشهایست که فعالان حقوق کودک بارها در خصوص آن هشدار دادهاند.
🆔 @jameeno
▫️لیلارزاقی/ جامعه نو: یک بار به بهانه نداشتن اوراق هویتی جمعشان میکنند ، یک بار به بهانه مبلمان شهری و این بار هم به بهانه شیوع ویروسی به نام کرونا. اینها سناریوهای پیشنهادی دستگاههای دولتی و حاکمیتی از سالهای گذشته تا امروز برای حذف کودکان کار از خیابانهای شهر است. برخورد دوگانه، نمایشی و منفعت طلبانه صاحبان قدرت و سرمایه با کار کودک، یک بار دیگر قرار است زمینهساز طرح تکراری جمعآوری و به باور کنشگران اجتماعی "دستگیری" کودکان کار در خیابانها شود.
گزارشها نشان میدهد تهران بازهم شاهد طرح جدید «جمع آوری ضربتی کودکان کار»و بازگرداندن کودکان کار مهاجری که پیش از این جمعآوری شدهاند، خواهد بود. طرحی که ادبیاتش را هم از نگرش ضربتی، حذفی و استبدادی طراحانش وام گرفته است و به باور کنشگران اجتماعی نه تنها اصلاحگر و در جهت مبارزه برای لغو کار کودک نبوده، که منجر به تعمیق چالشهای پیرامون زندگی کودکان کار شده است.
بااینحال حاکمان شهری همواره از واکنش ضربتی در خصوص کودکان کار حاضر در خیابانهای شهر، تمامقد دفاع کردهاند. شهرداری که تا همین چندروز پیش به دلیل جلوگیری از شیوع ویروس کرونا با وقاحتی مثالزدنی و تلویحا زبالهگردی را به عنوان محصول ساخته و پرداخته دستگاه عریض و طویل مدیریت شهری پذیرفت و اعلام کرد که تا پایان سال زباله گردی تعطیل است! امروز دو نهاد متولی دیگر یعنی استانداری و بهزیستی را در کنار خود میبیند. محسنی بندپی استاندار تهران و ریس سابق سازمان بهزیستی کشور هفته گذشته در جلسه ساماندهی کودکان کار، بااشاره به شیوع کرونا در کشورگفته است «طبق توافقنامهای که پیش از این با بهزیستی منعقد شده، ساماندهی کودکان کار باید به شکل «ضربتی» و با سرعت بیشتری در این شرایط انجام شود.»
در همین رابطه بیش از ۷۰۰ نفر از فعالان اجتماعی با امضای بیانیهای خطاب به عبدالرضا رحمانی فضلی، وزیر کشورخواستار توقف طرح جمعآوری ضربتی کودکان کار و رد مرز کودکان افغانستانی شدند و از این مقام دولتی خواستند تا ترتیبی اتخاذ شود که از زیرساخت موجود دولتی و عمومی برای دریافت داوطلبانه خدمات پزشکی، بهداشتی و اسکان با کمک نهادهای مدنی متناسب با شرایط کودکان استفاده شود.
در این بیانیه که 26 اسفند منتشر شد، آمده است: « شیوع بیماری کرونا در کشور، بر نگرانی عمومی از وضعیت زندگی کودکان کار افزوده است. بسیاری از پژوهشگران و فعالان مدنی همواره در سالهای اخیر از دولت و نهادهای عمومی خواستهاند نسبت به بهبود شرایط زندگی این گروه در معرض خطر، اهتمام بیشتری داشته باشد. متاسفانه علیرغم حساسیت و پیگیری فعالان مدنی، استفاده از ابزارهای قهری در قالب طرحهای موسوم به «جمعآوری» یا «ساماندهی» به عنوان تنها واکنش رسمی تکرار شده است؛ طرحهایی که هدف اصلی آن رویتناپذیر کردن کودکان در سطح شهر است و رنج کودکانی را که پنهان از دید عموم به کار گرفته شده و یا گروههایی مانند کودکان زبالهگرد را که در سختترین شرایط زندگی میکنند، نادیده میگیرد. در واقع هدف این طرحها مبارزه با کودکان کار است و نه کار کودک.»
در ادامه این بیانیه با اشاره به عزم دولت برای تکرار طرح جمعآوری کودکان کار آمده است:«اکنون و در بحبوحه اپیدمی کرونا، دولت یکبار دیگر درصدد تکرار این اقدام ضدکودک و شکستخورده به بهانه پیشگیری از شیوع بیماری است. این طرح به دستگیری و اسکان اجباری کودکان منجر خواهد شد و کودکان افغانستانی را در معرض خطر اخراج از کشور قرار میدهد. در چنین شرایطی باید هشدار داد که رد مرز کودکان مغایر با اصول و روح حاکم بر کنوانسیون حقوق کودکان، کنوانسیون ژنو و پروتکل الحاقی آن، تعهدات بینالمللی در مورد پناهجویان و عرف و رویههای بینالمللی درخصوص کودکان پناهجو است. درخواست ما از شما و دیگر مسئولان دولتی این است که بهجای اقدامات قهری و دستگیری کودکان به بهانه جلوگیری از شیوع بیماری، منافع عالیه کودکان را فارغ از تابعیت در اولویت قرار دهید و ترتیبی اتخاذ کنید تا از زیرساخت موجود دولتی و عمومی برای دریافت داوطلبانه خدمات پزشکی، بهداشتی و اسکان با کمک نهادهای مدنی متناسب با شرایط کودکان استفاده شود. بدیهی است هر اقدامی باید با رعایت مصالح و توجه به اصول کنوانسیون حقوق کودک انجام شود و طراحی آن با مشارکت و تایید نهادهای مدنی مستقل و اجرای آن با نظارت مستمر ایشان باشد و آنچه «شرایط اضطراری» خوانده میشود نباید دستمایه اجرای بیدردسر طرحهای شکستخورده دستگیری و استرداد کودکان قرار گیرد.»
غیرعلنی و زیرزمینی شدن کار کودک، ردمرز شدن کودکان کار مهاجر و بحرانهای متعاقب آن برای کودکان و از دسترس خارج شدن بسیاری از آنها در نتیجه ترس و وحشت حاصل از اجرای طرحهای ضربتی از جمله چالشهایست که فعالان حقوق کودک بارها در خصوص آن هشدار دادهاند.
🆔 @jameeno
#الف
🔸نشانی عوضی درشب تیره !
▫️شورای سردبیری: فیلمی روی شبکه هست که هجوم مردمانی را به داخل یک فروشگاه در لحظه باز شدن درها نشان میدهد. متن روی فیلم که جمله به جمله ظاهر میشود چنین است : اینجا ایران نیست...عراق و افغانستان و لبنان هم نیست... یک کشور آفریقایی هم نیست...اینجا آلمان است...جایی در جهان اول،مهد تمدن و فرهنگ...با مردمانی که در نظم شهرهاند...و با شیوع کرونا اینگونه به فروشگاه حمله میکنند...هموطن...چقدر این تصویربه آنچه از آلمان در ذهنت ساختهای نزدیک بود؟..نگذار تصویر ذهنیات از دنیا توسط جیرهخواران سرمایهداری ساخته شود...که اگر ساخته شد غرب را بهشت روی زمین و کشورت رادر قعر جهنم خواهی یافت...پس بیا و از این بهبعد به جای کوبیدن مردم بلاد دیگر به سر ملتت...به اندازهخود در راه کشورت قدمی بردار...تا اینجا بشود همانمدینه فاضله ای که یک عمر حسرتش را میخوردی.
باید در باره این محتوای تاثیرگذار توضیحی داد و نکته ای را روشن کرد که تولید کننده این قطعه به آن توجه نداشته و یا عمدا توجه نکرده است. البته احتمال بیتوجهیعمدی رامورد نظر قرار نمیدهیم: هرچند ممکن است کل این داستان پرورده ذهن یک افسرجنگ نرم باشد که یکی از ماموریتهایش جهنم نشان دادن کشورهای دیگر برای پذیراندن اوضاع کشور به مردمان ناراضی است، اما این احتمال را نادیده میگیریم. بیایید فرض کنیم هدف تولیداین محصول احساساتی امری خیر و افزایش احساس اعتماد به خود در ایرانیان و زداینده حس حقارت جمعی در بسیاری از مردمان کشور باشد. فرض کنیم سازنده آن خیراندیش و دلسوز باشد و هدفش جز افزایش روحیه ملی و حس کشور دوستی نباشد. اما به هر حال او، هرکس که هست، اشتباه فهمیده و از موضع ناحقی نصیحت صادر کرده است : اگر کسی آلمان را مدینه فاضله دانسته و حسرتش را خورده، به احتمال زیاد حسرت نوع حکومت و شیوه حکمرانی، و ارزش و اعتباربرابر افراد در پیشگاه قانون و برخورداری آنها ازآزادی ، حقوق اجتماعی ، و نظام قضاییاش را خورده است و نه روش ورود مردم به فروشگاه هایش را. نشانی عوضی نباید داد!
بایدامید داشت اگر نویسنده آن متن حسن نیت دارد و این مطلب را میبیند متن خود را اصلاح کند و گرنه به کسانی کمک کرده است که دائما به نظامها و دولتهای دیگر فحاشی میکنند تا نتیجه بگیرند ایرانی ها باید شکر گذار باشند که حکومتشان این است که هست. مثل معرکهگیریهای دکتر روازاده و آیتالله تبریزیان است: فحاشی به علم پزشکی به عنوان علم غربی و کتابسوزی، ادعای داشتن همه داروها برای همه دردهای شناخته و ناشناخته در عطاری طب ملی اسلامی.
برای روشن شدن موضوع ، باید توضیح بدهیم که آنچه در آلمان و غرب میتواند مایه حسرت و آرزوی ایرانیان باشد چه وجوهی از زندگی اجتماعی آنهاست. جاذبه مهم این کشورها ساختار قدرت و شیوه توزیع آن، چگونگی اداره کشور و رابطه حکومت با مردم است. در جایی مثل آلمان، رئیس و مدیر و پیشوایی که مادامالعمر وخطاناپذیر باشد وجود ندارد و نظام انتخاباتی آنها زیر کنترل یک شورای منتخب مقام مادامالعمر نیست. نامزدان نمایندگی مجلس را احزاب معرفی میکنند و نه شورایی متشکل از منتخبان مقاممادام العمر، مطبوعات آزادند و شمشیر قوه قضائیه آلمان بالای سرشان معلق نیست،...این گونه کیفیات ساختاری هستند که بسیاری از ایرانیان حسرت آنها را میخورند نه چگونگی رفتار افراد...
هرچند موضوع از این پیچیده تر است و ساختار قدرت و رابطه جامعه - حکومت در بنیانهای فرهنگی و سنت تعقل و خردورزی کشورها ریشه عمیق دارد که خوردن حسرت مشروطه دیگران زیر سایه محمدعلیشاه را از منطق علیت خارج میکند ، اما جهان امروز که میتوان آن را دنیای سرعت انتقال اطلاعات نامید به صورت روزانه الگوها و گزینههای جذاب حکمرانی را در مقابل دیدگان مردم قرار میدهد و حسرت و مطالبه میآفریند. حکومتها معمولا از همین مطالبه ها خوششان نمیآید و تلاش فراوان میکنند خود را به طریقی از چاله مقایسه شدن با حکومتهای به اصطلاح دموکراتیک بیرون بکشند و زیراب مطالبه حکمرانی معقول را بزنند. آنچه در ابتدا نقل کردیم، به همین هدف کمک میکند.
اگر روزی یک ایرانی از حکومت مطالبه نظم در ورود به فروشگاه و یا رعایت صف نوبت در جایی دیگر درقیاس با آلمان کرد، آنوقت میشود به اونصیحت کرد در راه حفظ نظم "به اندازه خودت قدمی بردار" ! وقتی تقاضا و مطالبه برابری و آزادی و رعایت حقوق انسانی وغیرسیاسی بودن قوه قضائیه و در این زمینه ها مثل آلمان بودن است، حکومت مورد خطاب است نه جماعت. تکیه رندانه بر اینکه مردم آلمان حریصند ورفتار گوسفند آسا میکنند و "جیره خواران سرمایهداری" به دروغ گفتهاند که "درنظم شهرهاند"، پس شما حسرت نخور، و زیر سایه این حکومت پر از مقامات کجدست، نادان، قدرتپرست، دروغگو والبته شیاد "مدینه فاضله بساز" از آن حرفهاست! از همانها که از قوطی "طب اسلامی" درمیآید.
🆔 @jameeno
🔸نشانی عوضی درشب تیره !
▫️شورای سردبیری: فیلمی روی شبکه هست که هجوم مردمانی را به داخل یک فروشگاه در لحظه باز شدن درها نشان میدهد. متن روی فیلم که جمله به جمله ظاهر میشود چنین است : اینجا ایران نیست...عراق و افغانستان و لبنان هم نیست... یک کشور آفریقایی هم نیست...اینجا آلمان است...جایی در جهان اول،مهد تمدن و فرهنگ...با مردمانی که در نظم شهرهاند...و با شیوع کرونا اینگونه به فروشگاه حمله میکنند...هموطن...چقدر این تصویربه آنچه از آلمان در ذهنت ساختهای نزدیک بود؟..نگذار تصویر ذهنیات از دنیا توسط جیرهخواران سرمایهداری ساخته شود...که اگر ساخته شد غرب را بهشت روی زمین و کشورت رادر قعر جهنم خواهی یافت...پس بیا و از این بهبعد به جای کوبیدن مردم بلاد دیگر به سر ملتت...به اندازهخود در راه کشورت قدمی بردار...تا اینجا بشود همانمدینه فاضله ای که یک عمر حسرتش را میخوردی.
باید در باره این محتوای تاثیرگذار توضیحی داد و نکته ای را روشن کرد که تولید کننده این قطعه به آن توجه نداشته و یا عمدا توجه نکرده است. البته احتمال بیتوجهیعمدی رامورد نظر قرار نمیدهیم: هرچند ممکن است کل این داستان پرورده ذهن یک افسرجنگ نرم باشد که یکی از ماموریتهایش جهنم نشان دادن کشورهای دیگر برای پذیراندن اوضاع کشور به مردمان ناراضی است، اما این احتمال را نادیده میگیریم. بیایید فرض کنیم هدف تولیداین محصول احساساتی امری خیر و افزایش احساس اعتماد به خود در ایرانیان و زداینده حس حقارت جمعی در بسیاری از مردمان کشور باشد. فرض کنیم سازنده آن خیراندیش و دلسوز باشد و هدفش جز افزایش روحیه ملی و حس کشور دوستی نباشد. اما به هر حال او، هرکس که هست، اشتباه فهمیده و از موضع ناحقی نصیحت صادر کرده است : اگر کسی آلمان را مدینه فاضله دانسته و حسرتش را خورده، به احتمال زیاد حسرت نوع حکومت و شیوه حکمرانی، و ارزش و اعتباربرابر افراد در پیشگاه قانون و برخورداری آنها ازآزادی ، حقوق اجتماعی ، و نظام قضاییاش را خورده است و نه روش ورود مردم به فروشگاه هایش را. نشانی عوضی نباید داد!
بایدامید داشت اگر نویسنده آن متن حسن نیت دارد و این مطلب را میبیند متن خود را اصلاح کند و گرنه به کسانی کمک کرده است که دائما به نظامها و دولتهای دیگر فحاشی میکنند تا نتیجه بگیرند ایرانی ها باید شکر گذار باشند که حکومتشان این است که هست. مثل معرکهگیریهای دکتر روازاده و آیتالله تبریزیان است: فحاشی به علم پزشکی به عنوان علم غربی و کتابسوزی، ادعای داشتن همه داروها برای همه دردهای شناخته و ناشناخته در عطاری طب ملی اسلامی.
برای روشن شدن موضوع ، باید توضیح بدهیم که آنچه در آلمان و غرب میتواند مایه حسرت و آرزوی ایرانیان باشد چه وجوهی از زندگی اجتماعی آنهاست. جاذبه مهم این کشورها ساختار قدرت و شیوه توزیع آن، چگونگی اداره کشور و رابطه حکومت با مردم است. در جایی مثل آلمان، رئیس و مدیر و پیشوایی که مادامالعمر وخطاناپذیر باشد وجود ندارد و نظام انتخاباتی آنها زیر کنترل یک شورای منتخب مقام مادامالعمر نیست. نامزدان نمایندگی مجلس را احزاب معرفی میکنند و نه شورایی متشکل از منتخبان مقاممادام العمر، مطبوعات آزادند و شمشیر قوه قضائیه آلمان بالای سرشان معلق نیست،...این گونه کیفیات ساختاری هستند که بسیاری از ایرانیان حسرت آنها را میخورند نه چگونگی رفتار افراد...
هرچند موضوع از این پیچیده تر است و ساختار قدرت و رابطه جامعه - حکومت در بنیانهای فرهنگی و سنت تعقل و خردورزی کشورها ریشه عمیق دارد که خوردن حسرت مشروطه دیگران زیر سایه محمدعلیشاه را از منطق علیت خارج میکند ، اما جهان امروز که میتوان آن را دنیای سرعت انتقال اطلاعات نامید به صورت روزانه الگوها و گزینههای جذاب حکمرانی را در مقابل دیدگان مردم قرار میدهد و حسرت و مطالبه میآفریند. حکومتها معمولا از همین مطالبه ها خوششان نمیآید و تلاش فراوان میکنند خود را به طریقی از چاله مقایسه شدن با حکومتهای به اصطلاح دموکراتیک بیرون بکشند و زیراب مطالبه حکمرانی معقول را بزنند. آنچه در ابتدا نقل کردیم، به همین هدف کمک میکند.
اگر روزی یک ایرانی از حکومت مطالبه نظم در ورود به فروشگاه و یا رعایت صف نوبت در جایی دیگر درقیاس با آلمان کرد، آنوقت میشود به اونصیحت کرد در راه حفظ نظم "به اندازه خودت قدمی بردار" ! وقتی تقاضا و مطالبه برابری و آزادی و رعایت حقوق انسانی وغیرسیاسی بودن قوه قضائیه و در این زمینه ها مثل آلمان بودن است، حکومت مورد خطاب است نه جماعت. تکیه رندانه بر اینکه مردم آلمان حریصند ورفتار گوسفند آسا میکنند و "جیره خواران سرمایهداری" به دروغ گفتهاند که "درنظم شهرهاند"، پس شما حسرت نخور، و زیر سایه این حکومت پر از مقامات کجدست، نادان، قدرتپرست، دروغگو والبته شیاد "مدینه فاضله بساز" از آن حرفهاست! از همانها که از قوطی "طب اسلامی" درمیآید.
🆔 @jameeno
🔹عکسنوشت مهربانی
▫️در این روزهای سخت هر چند نفس ها تنگ است اما مهربانی و انسان دوستی هنوز نفس می کشد.اینجا در سنندج پارچه نوشته ای که بر سر در مجتمع زمرد نصب شده بود، توجهم را جلب کرد.سپاس و قدردانی کسبه از مالکان مجتمع زمرد.
مالکان مجتمع بنا به رکود اقتصادی این روزها که ویروس کرونا بر شدت آن افزوده است، در اقدامی انسان دوستانه اجاره بهای مغازه ها را تا دو ماه از مستاجران خود طلب نمی کنند.این همدلی و کنش انسان دوستانه در این وانفسا می تواند اکسیژن نفس های گرفته مان باشد.مهربانی به وقت سنندج، خیابان سیروس. / اجلال قوامی، همکار جامعه نو در کردستان
🆔 @jameeno
▫️در این روزهای سخت هر چند نفس ها تنگ است اما مهربانی و انسان دوستی هنوز نفس می کشد.اینجا در سنندج پارچه نوشته ای که بر سر در مجتمع زمرد نصب شده بود، توجهم را جلب کرد.سپاس و قدردانی کسبه از مالکان مجتمع زمرد.
مالکان مجتمع بنا به رکود اقتصادی این روزها که ویروس کرونا بر شدت آن افزوده است، در اقدامی انسان دوستانه اجاره بهای مغازه ها را تا دو ماه از مستاجران خود طلب نمی کنند.این همدلی و کنش انسان دوستانه در این وانفسا می تواند اکسیژن نفس های گرفته مان باشد.مهربانی به وقت سنندج، خیابان سیروس. / اجلال قوامی، همکار جامعه نو در کردستان
🆔 @jameeno
🔹 وقایع نگاری کنید
▫️ رضا صدیق / جامعه نو: هرکس قلمی به دست دارد این روزها را از منظر خود روایت کند. هرچه زوایای روایت بیشتر شود، امکان کشف آنچه امروز در حال رخدادن است برای آینده روشنتر میشود. دنیای حالا را از نگاه خودتان توصیف کنید، وضعتان را در قرنطینه بگویید و بگذارید ثبت شود.
این روزها خطی از ورقهای تاریخاند. فکر کنید امروز دفتری دستتان میرسید از وقایعنگاری ایام طاعون و وبا در ایران، یا جنگ جهانی، یا حمله مغول! نه حتی به قلمی فاخر، با ادبیاتی ساده وکوچه بازاری، آیا تاریخ را از میانش پیدا نمیکردید؟
حالا همان صد یا دویست سال آینده است و شما همان فردی که در آینده نشسته، برایش از امروز بنویسید. امروز را باید به تعداد آدمهای روی زمین خواند. تاریخ مشترکِ حالا به گستره یک دنیاست که به تعداد تمام کشورها و آدمها روایت میخواهد؛
بخشی از تاریخ این زمین را از دید کسی که در آن زیسته است بگو. آسان، روان، اصلن شبیه یک خاطرهنویسی که خاطره امروزش یک خاطره مشترک جمعیست.
🆔 @jameeno
▫️ رضا صدیق / جامعه نو: هرکس قلمی به دست دارد این روزها را از منظر خود روایت کند. هرچه زوایای روایت بیشتر شود، امکان کشف آنچه امروز در حال رخدادن است برای آینده روشنتر میشود. دنیای حالا را از نگاه خودتان توصیف کنید، وضعتان را در قرنطینه بگویید و بگذارید ثبت شود.
این روزها خطی از ورقهای تاریخاند. فکر کنید امروز دفتری دستتان میرسید از وقایعنگاری ایام طاعون و وبا در ایران، یا جنگ جهانی، یا حمله مغول! نه حتی به قلمی فاخر، با ادبیاتی ساده وکوچه بازاری، آیا تاریخ را از میانش پیدا نمیکردید؟
حالا همان صد یا دویست سال آینده است و شما همان فردی که در آینده نشسته، برایش از امروز بنویسید. امروز را باید به تعداد آدمهای روی زمین خواند. تاریخ مشترکِ حالا به گستره یک دنیاست که به تعداد تمام کشورها و آدمها روایت میخواهد؛
بخشی از تاریخ این زمین را از دید کسی که در آن زیسته است بگو. آسان، روان، اصلن شبیه یک خاطرهنویسی که خاطره امروزش یک خاطره مشترک جمعیست.
🆔 @jameeno
🍀جامعه نو: در آستانه دمیدن نوروز سال تازه برای همراهان جامعهنو هوایی آرزو میکنیم با رایحهای کمتر گزندۀ مشام؛ این آرزو را میآراییم به امید بر تغییر فصل دلهای حزین، پا در رکاب بهاری که جانهای کمتری را بدرقه میکند.
🍀باشد که نوروزی بیاید با روزهای نو، که در آن دلشورۀ آینده فروکش کند، غم نان بر گردۀ کمتر هموطنانی سنگینی کند و تنهایی و قرنطینۀ ناخواسته، فرصتی خواستنی شود زمینهساز اندیشه و تعمق در همۀ ما پیرامون سرنوشت ما و کشورمان
🆔 @jameeno
🍀باشد که نوروزی بیاید با روزهای نو، که در آن دلشورۀ آینده فروکش کند، غم نان بر گردۀ کمتر هموطنانی سنگینی کند و تنهایی و قرنطینۀ ناخواسته، فرصتی خواستنی شود زمینهساز اندیشه و تعمق در همۀ ما پیرامون سرنوشت ما و کشورمان
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺روز بیپایان
🖌هاجر داهیم
▫️امروز در آغاز سال ١٣٩٩كه نفس سبز بهار با شيوع يك ويروس تنگ شده است...
◦ ده سال تمام در تمام دوره اي كه كارشناس آزمايشگاه بودم تمام لحظات سال تحويل و نو شدن زمين به لباس سبز و زيباي بهار را در بيمارستان گذراندم، روزهايي كه كرونا نبود، كسي به كادر درمان نگاه درمانگري نداشت و شايد خيلي ها ندانستند ما بسياري سال ها در شلوغي اورژانس و دادن جواب آزمايشات اورژانسي بيماران حتي متوجه حلول سال نو نشديم، ميان تمام اشك ها و لبخندهاي مراجعين و همراهان عزيز بيماران سالمان تحويل شد و چقدر لذت برديم آن عصر ٢٩اسفندي كه از صبح درگير انجام آزمايش به جهت خانمي بوديم كه مسافر غريبي بود از كشور سوئيس و به ديدار خانواده همسر آمده بود و در راه به علت تصادف و بيهوشي به بيمارستان منتقل شده بود و پس از آزمايش هاي اوليه متوجه شديم باردار هستند اما دل نگراني اين بود كه هجده سال از ازدواجشان گذشته بود و ظاهرا فرزندي نداشتند و درمان نتيجه بخش نبود...بايد آزمايشات تكرار مي شدند و تست هاي تكميلي كه مبادا مشكل تومور نباشد...دو نفر بوديم كارها تقسيم شد، يك نفر بانك خون و پذيرش و بيوشيمي و ديگري انجام تست ها و تكرار و پيگيري سونوگرافي و ...نهارهم نخورده بوديم و نفهميديم عصر شد و نفهميديم سال تحويل شد اما ابتداي غروب و ميان تعويض شيفت و پس از شروع سال نو كه آن را نيز متوجه نشديم ...خبر خوش رسيد كه هيچ مشكل و بيماري ثانويه نيست و جوانه شكل گيري كودكي نازنين در حال رستن است...
◦ و امروز سال ها گذشته است...ديگر در بيمارستان نيستم ولي تمام آن روزها و خاطرات اين روزها براي مردم كشورم ملموس تر شده اند ...پزشكان و پرستاران و راديولوژيست ها و آزمايشگاه و نيروهاي زحمت كش خدمات و بخش هاي اداري و ...هرسال و هميشه سعي كردند در تمام اين لحظات بدون تعطيلي كنار شما بمانند و امروز تنها خواسته اشان، از شما ماندن در منزل و كمك رساني به آن هاست.
◦ من پزشكي را ديدم در آن سال ها كه تب مالت و درگيري شديد او را از كار باز نداشته بود و گاهي فقط از شدت ضعف و درد و تب با همين لباس روي صندلي و نشسته به خواب مي رفت.
◦ فوق تخصص اطفالي ديدم كه نيمه شب و به جهت كهولت سن نيروي خدمات و خرابي آسانسور، خودش نمونه ها را مي آورد آزمايشگاه و پشت در منتظر مي ماند تا جواب را نيز ببرد و سوپروايزري ديدم كه تنها دخترش درست چندماه بعد از ازدواج با سرطان دست و پنجه نرم مي كرد و او در ماه دوازده شب سر كار مي آمد و روزها به فرزندش رسيدگي مي كرد...
◦ هيچ ندارم براي امروز جز سر تعظيم مقابل سپيدپوشان مهربان كه هميشه درد را شكستند با وجود زخم هاي سنگين جسم و روح خودشان
◦ فقط مي خواهم بگويم بيشتر به يادشان باشيم و يك صدا از تمام اين عزيزان در هرنقش و شغل كه مشغولند با تمام وجود تشكر و تقدير نماييم و كمكشان كنيم تا اينبار همه با هم پيروز شويم و سالمان و حالمان نو شود به مهرورزي و خرد و علم
🆔 @jameeno
🔺روز بیپایان
🖌هاجر داهیم
▫️امروز در آغاز سال ١٣٩٩كه نفس سبز بهار با شيوع يك ويروس تنگ شده است...
◦ ده سال تمام در تمام دوره اي كه كارشناس آزمايشگاه بودم تمام لحظات سال تحويل و نو شدن زمين به لباس سبز و زيباي بهار را در بيمارستان گذراندم، روزهايي كه كرونا نبود، كسي به كادر درمان نگاه درمانگري نداشت و شايد خيلي ها ندانستند ما بسياري سال ها در شلوغي اورژانس و دادن جواب آزمايشات اورژانسي بيماران حتي متوجه حلول سال نو نشديم، ميان تمام اشك ها و لبخندهاي مراجعين و همراهان عزيز بيماران سالمان تحويل شد و چقدر لذت برديم آن عصر ٢٩اسفندي كه از صبح درگير انجام آزمايش به جهت خانمي بوديم كه مسافر غريبي بود از كشور سوئيس و به ديدار خانواده همسر آمده بود و در راه به علت تصادف و بيهوشي به بيمارستان منتقل شده بود و پس از آزمايش هاي اوليه متوجه شديم باردار هستند اما دل نگراني اين بود كه هجده سال از ازدواجشان گذشته بود و ظاهرا فرزندي نداشتند و درمان نتيجه بخش نبود...بايد آزمايشات تكرار مي شدند و تست هاي تكميلي كه مبادا مشكل تومور نباشد...دو نفر بوديم كارها تقسيم شد، يك نفر بانك خون و پذيرش و بيوشيمي و ديگري انجام تست ها و تكرار و پيگيري سونوگرافي و ...نهارهم نخورده بوديم و نفهميديم عصر شد و نفهميديم سال تحويل شد اما ابتداي غروب و ميان تعويض شيفت و پس از شروع سال نو كه آن را نيز متوجه نشديم ...خبر خوش رسيد كه هيچ مشكل و بيماري ثانويه نيست و جوانه شكل گيري كودكي نازنين در حال رستن است...
◦ و امروز سال ها گذشته است...ديگر در بيمارستان نيستم ولي تمام آن روزها و خاطرات اين روزها براي مردم كشورم ملموس تر شده اند ...پزشكان و پرستاران و راديولوژيست ها و آزمايشگاه و نيروهاي زحمت كش خدمات و بخش هاي اداري و ...هرسال و هميشه سعي كردند در تمام اين لحظات بدون تعطيلي كنار شما بمانند و امروز تنها خواسته اشان، از شما ماندن در منزل و كمك رساني به آن هاست.
◦ من پزشكي را ديدم در آن سال ها كه تب مالت و درگيري شديد او را از كار باز نداشته بود و گاهي فقط از شدت ضعف و درد و تب با همين لباس روي صندلي و نشسته به خواب مي رفت.
◦ فوق تخصص اطفالي ديدم كه نيمه شب و به جهت كهولت سن نيروي خدمات و خرابي آسانسور، خودش نمونه ها را مي آورد آزمايشگاه و پشت در منتظر مي ماند تا جواب را نيز ببرد و سوپروايزري ديدم كه تنها دخترش درست چندماه بعد از ازدواج با سرطان دست و پنجه نرم مي كرد و او در ماه دوازده شب سر كار مي آمد و روزها به فرزندش رسيدگي مي كرد...
◦ هيچ ندارم براي امروز جز سر تعظيم مقابل سپيدپوشان مهربان كه هميشه درد را شكستند با وجود زخم هاي سنگين جسم و روح خودشان
◦ فقط مي خواهم بگويم بيشتر به يادشان باشيم و يك صدا از تمام اين عزيزان در هرنقش و شغل كه مشغولند با تمام وجود تشكر و تقدير نماييم و كمكشان كنيم تا اينبار همه با هم پيروز شويم و سالمان و حالمان نو شود به مهرورزي و خرد و علم
🆔 @jameeno