#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸 یک بام و دو هوای حاکمیت و جنگ ملت با ملت
🖌مژگان باقری، دانش آموخته جامعه شناسی
▫️یکی از دوستان مذهبی در وضعیت خود نوشته بود:" مردم تو صف غذای نذری امام حسین کرونا می گیرن ولی تو صف پرواز کیش، نه!" دوست ورزشکار دیگری نوشته بود:" دولت به کرونا دستور داده که تو هئیت های مذهبی نره ولی تو مسیر علم کوه و دماوند بره!"
گذشته از اینکه طعنه زدن آخرین راه مجادله است و زمانی به وجود می آید که راه گفتگوی منطقی بین طرفین بسته شده، اما مسئله مهم این است که چرا فضای مجازی پر است از اینهمه طعنه و گلایه؟ چرا در مقابل یک مشکل بزرگ مثل کرونا، نگاه گروههای مختلف مردم به یکدیگر سرشار از بغض و ناراحتی و کینه و متلک است؟
ریشه این ماجراها به دو عامل مهم برمی گردد؛ برخورد سیاسی و دوگانه حاکمیت با مشکل کرونا. اولا مسئله ای صد درصد بهداشتی که مستقیما به سلامت مردم مربوط می شود از همان ابتدا با موضع گیری های نادرست حکومت تبدیل به مسئله ای سیاسی شد. به دلایل بسیار که جای طرح آنها در این مجال نیست مردم ایران به آمارهای ارائه شده از سوی وزارت بهداشت به دیده شک و تردید می نگرند. منحنی فوتی های کرونا در ایران شبیه منحنی هیچ کدام از کشورهای جهان نیست. عدم صداقت حاکمیت در ارائه آمارهای درست باعث شده که ترس مردم از کرونا به تدریج فروکش کند و نسبت به رعایت پروتکل های بهداشتی سهل انگار شوند.
ثانیا حاکمیت در برخورد با مسائل مختلف از الگوهای دوگانه پیروی می کند از طرفی با قاطعیت از مردم می خواهد که پروتکل های بهداشتی را رعایت کنند و به عنوان مثال مسافرت نروند، از طرف دیگر با همان قاطعیت در مقابل درخواست مردم برای لغو آزمون کنکور مقاومت و به هر مکافاتی شده کنکور را برگزار می کند.
یا به عنوان نمونه ای دیگر مجوز صعود به قلل بلند را برای گروههای کوهنوردی لغو کرده و دستور می دهد تمام مسابقات ورزشی بدون تماشاچی برگزار شود اما در همان حال هیئت ها اجازه می یابند که مراسم عزاداری محرم را برگزار کنند.
مردم از خود می پرسند چرا حکومت در مقابل هیئت های مذهبی به ارائه پروتکل بسنده می کند اما به دیگر اقشار مردم که می رسد از قدرت حاکمیتی خود استفاده کرده و با قانون و بخشنامه جلوی ورزش و تفریح مردم را می گیرد؟
از طرف دیگر، صدا و سیما نیز که از محل مالیات کل مردم ایران اداره می شود (مردمی که ممکن است شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی، زردشتی و حتی خدا ناباور باشند) علاوه بر آنکه به روال معمول سالانه تمام شبکه های خود را در اختیار برنامه های عزاداری قرار می دهد با دعوت از مداحان و روسای هیئت ها و مصاحبه با آنان سعی در القاء این مطلب دارد که در هیئت های عزاداری همه پروتکل های بهداشتی رعایت شده و جای هیچ گونه نگرانی نیست. آیا چنین صدا و سیمایی را می توان ملی خواند؟
آقای روحانی در سخنانی گفته اند که اگر عزاداری محرم نباشد مردم دچار افسردگی می شوند. ایشان باید پاسخ دهند اولا این نتیجه را از کدام نظرسنجی معتبر به دست آورده اند و آیا برای بیان این سخن با روانشناسان مشورت کرده اند؟ و ثانیا اگر چنین است آیا مردم با نشستن در خانه و مسافرت نرفتن، افسرده نمی شوند؟ آیا گروههای گردشگری از ورشکست شدن به دلیل تعطیلی کسب و کارشان افسرده نمی شوند؟ آیا مردم عادی از نرفتن به مراسم مهمانی یا عروسی افسرده نمی شوند؟ اگر حکومت می تواند برای هیئت های مذهبی پروتکل تعیین کند چرا به عنوان مثال برای تماشای مسابقات ورزشی پروتکل تعیین نمی کند؟
ظاهرا به نظر می رسد که رئیس جمهور، نه منتخب مردم ایران، بلکه نماینده و مدافع مافیای کنکور و نهادهای قدرتمند مذهبی و به طور کلی سخنگوی هر گروهی است که زورش به حاکمیت بچربد!
این برخوردهای تبعیض آمیز و دوگانه حاکمیت، مردم را به جان هم انداخته است و باعث شده مذهبی ها و غیرمذهبی ها در مقابل هم جبهه بگیرند و نتیجه این رویارویی پیشاپیش مشخص است: از بین رفتن وفاق اجتماعی و تقسیم جامعه واحد به گروههای پراکنده ای که چشم دیدن یکدیگر را ندارند و فقط به صورت فیزیکی کنار هم زندگی می کنند.
اما واقعیت آن است که حکومت باید فراتر از اختلافات مذهبی که در تمام جوامع امری طبیعی است فقط به وظیفه اصلی خود که حفظ جان و سلامت همه مردم است بپردازد، به عنوان داوری بی طرف عمل کند و یار کمکی هیچ کدام از گروهها و اقشار جامعه نشود.
اگر لازم باشد تورهای گردشگری را تعطیل کند، اگر لازم باشد راههای ورود به کوهها را ببندد، اگر لازم باشد کافه ها و رستوران ها را تخته کند و صد البته اگر لازم باشد با قدرت در مقابل هیئت های مذهبی بایستد و مراسم عزاداری را هم تعطیل کند.
اینکه حاکمیت با استفاده از قدرت قانونی خود همه تفریحات را تعطیل کند اما برای برگزاری مراسم عزاداری با مداحان نشست مشورتی برگزار کند نشانه ضعف حکومت و سرپیچی از وظایفی است که در قانون اساسی ذکر شده است.
🆔 @jameeno
🔸 یک بام و دو هوای حاکمیت و جنگ ملت با ملت
🖌مژگان باقری، دانش آموخته جامعه شناسی
▫️یکی از دوستان مذهبی در وضعیت خود نوشته بود:" مردم تو صف غذای نذری امام حسین کرونا می گیرن ولی تو صف پرواز کیش، نه!" دوست ورزشکار دیگری نوشته بود:" دولت به کرونا دستور داده که تو هئیت های مذهبی نره ولی تو مسیر علم کوه و دماوند بره!"
گذشته از اینکه طعنه زدن آخرین راه مجادله است و زمانی به وجود می آید که راه گفتگوی منطقی بین طرفین بسته شده، اما مسئله مهم این است که چرا فضای مجازی پر است از اینهمه طعنه و گلایه؟ چرا در مقابل یک مشکل بزرگ مثل کرونا، نگاه گروههای مختلف مردم به یکدیگر سرشار از بغض و ناراحتی و کینه و متلک است؟
ریشه این ماجراها به دو عامل مهم برمی گردد؛ برخورد سیاسی و دوگانه حاکمیت با مشکل کرونا. اولا مسئله ای صد درصد بهداشتی که مستقیما به سلامت مردم مربوط می شود از همان ابتدا با موضع گیری های نادرست حکومت تبدیل به مسئله ای سیاسی شد. به دلایل بسیار که جای طرح آنها در این مجال نیست مردم ایران به آمارهای ارائه شده از سوی وزارت بهداشت به دیده شک و تردید می نگرند. منحنی فوتی های کرونا در ایران شبیه منحنی هیچ کدام از کشورهای جهان نیست. عدم صداقت حاکمیت در ارائه آمارهای درست باعث شده که ترس مردم از کرونا به تدریج فروکش کند و نسبت به رعایت پروتکل های بهداشتی سهل انگار شوند.
ثانیا حاکمیت در برخورد با مسائل مختلف از الگوهای دوگانه پیروی می کند از طرفی با قاطعیت از مردم می خواهد که پروتکل های بهداشتی را رعایت کنند و به عنوان مثال مسافرت نروند، از طرف دیگر با همان قاطعیت در مقابل درخواست مردم برای لغو آزمون کنکور مقاومت و به هر مکافاتی شده کنکور را برگزار می کند.
یا به عنوان نمونه ای دیگر مجوز صعود به قلل بلند را برای گروههای کوهنوردی لغو کرده و دستور می دهد تمام مسابقات ورزشی بدون تماشاچی برگزار شود اما در همان حال هیئت ها اجازه می یابند که مراسم عزاداری محرم را برگزار کنند.
مردم از خود می پرسند چرا حکومت در مقابل هیئت های مذهبی به ارائه پروتکل بسنده می کند اما به دیگر اقشار مردم که می رسد از قدرت حاکمیتی خود استفاده کرده و با قانون و بخشنامه جلوی ورزش و تفریح مردم را می گیرد؟
از طرف دیگر، صدا و سیما نیز که از محل مالیات کل مردم ایران اداره می شود (مردمی که ممکن است شیعه، سنی، مسیحی، کلیمی، زردشتی و حتی خدا ناباور باشند) علاوه بر آنکه به روال معمول سالانه تمام شبکه های خود را در اختیار برنامه های عزاداری قرار می دهد با دعوت از مداحان و روسای هیئت ها و مصاحبه با آنان سعی در القاء این مطلب دارد که در هیئت های عزاداری همه پروتکل های بهداشتی رعایت شده و جای هیچ گونه نگرانی نیست. آیا چنین صدا و سیمایی را می توان ملی خواند؟
آقای روحانی در سخنانی گفته اند که اگر عزاداری محرم نباشد مردم دچار افسردگی می شوند. ایشان باید پاسخ دهند اولا این نتیجه را از کدام نظرسنجی معتبر به دست آورده اند و آیا برای بیان این سخن با روانشناسان مشورت کرده اند؟ و ثانیا اگر چنین است آیا مردم با نشستن در خانه و مسافرت نرفتن، افسرده نمی شوند؟ آیا گروههای گردشگری از ورشکست شدن به دلیل تعطیلی کسب و کارشان افسرده نمی شوند؟ آیا مردم عادی از نرفتن به مراسم مهمانی یا عروسی افسرده نمی شوند؟ اگر حکومت می تواند برای هیئت های مذهبی پروتکل تعیین کند چرا به عنوان مثال برای تماشای مسابقات ورزشی پروتکل تعیین نمی کند؟
ظاهرا به نظر می رسد که رئیس جمهور، نه منتخب مردم ایران، بلکه نماینده و مدافع مافیای کنکور و نهادهای قدرتمند مذهبی و به طور کلی سخنگوی هر گروهی است که زورش به حاکمیت بچربد!
این برخوردهای تبعیض آمیز و دوگانه حاکمیت، مردم را به جان هم انداخته است و باعث شده مذهبی ها و غیرمذهبی ها در مقابل هم جبهه بگیرند و نتیجه این رویارویی پیشاپیش مشخص است: از بین رفتن وفاق اجتماعی و تقسیم جامعه واحد به گروههای پراکنده ای که چشم دیدن یکدیگر را ندارند و فقط به صورت فیزیکی کنار هم زندگی می کنند.
اما واقعیت آن است که حکومت باید فراتر از اختلافات مذهبی که در تمام جوامع امری طبیعی است فقط به وظیفه اصلی خود که حفظ جان و سلامت همه مردم است بپردازد، به عنوان داوری بی طرف عمل کند و یار کمکی هیچ کدام از گروهها و اقشار جامعه نشود.
اگر لازم باشد تورهای گردشگری را تعطیل کند، اگر لازم باشد راههای ورود به کوهها را ببندد، اگر لازم باشد کافه ها و رستوران ها را تخته کند و صد البته اگر لازم باشد با قدرت در مقابل هیئت های مذهبی بایستد و مراسم عزاداری را هم تعطیل کند.
اینکه حاکمیت با استفاده از قدرت قانونی خود همه تفریحات را تعطیل کند اما برای برگزاری مراسم عزاداری با مداحان نشست مشورتی برگزار کند نشانه ضعف حکومت و سرپیچی از وظایفی است که در قانون اساسی ذکر شده است.
🆔 @jameeno
🔸کرونا در قاب تصویر مردگانی که زندهبودنمان را یادآوری کردند
🖌مریم میری، عکاس
▫️جامعه نو: اواخر بهمن ۱۳۹۸ دنیا تکان شدیدی خورد. خبر شیوع ویروس مرگبار کرونا دنیا رو شوکه کرد. گیج و ترسیده، اخبار را دنبال میکردیم. چین فریبمان داد، همه دنیا فریب خورد، ما هم. مستاصل و درمانده به استقبال بهار رفتیم به امید روزهای بهتر. تصورمان این بود با چند هفته قرنطینه اوضاع بهتر خواهد شد، اما نشد.
فروردین ۱۳۹۹؛ بهار را با هزار آرزو که اولیناش تمام شدن کرونا بود، شروع کردیم. برای امیدواری رقصیدیم، نان و شیرینی پختیم، همنوایی کردیم و ناامیدانه خاطراتمان را ورق زدیم. عکسهای گذشته و فیلمهای قدیمی را با شور و شعف تماشا کردیم. چنگ زدیم به مردگانی که ما را در قاب خود منجمد کرده بودند با لبخندهای ماسیده بر صورت. خاطراتمان را از لابهلای آلبومها، فولدرها، گوشیها و هاردها بیرون کشیدیم و به خندهها و اتفاقات گذشته در روزهای برزخیمان خندیدیم. بلاتکلیفیمان را با تماشای عزیزانمان کمرنگ کردیم تا گذشت زمان را با تصویرِ گذشت زمان از یاد ببریم.
اما این تمام ماجرا نبود، عکسها همچنان با ما بودند و باز هم برای ما حرف داشتند، تصاویر به روز از خیابانهای خالی ووهان تا کوچههای سنگفرش شده ایتالیا و عرض اندام برج ایفل در سکوت شبهای خلوت پاریس، از کلیساهای خالی و تصویر پاپ در قابی بیمخاطب تا کعبهای چون خدایش، تنها.
به تماشای کودک و پدری نشستیم که هر روز ملبس در نقشی سینمایی، آشغالهای خود را تا سطل زباله بردند که اینبار قهرمان داستان خودساخته خود و یک دنیا تماشاگر بودند، بدون سناریو و بدون گفتگو.
عکسهایی دیدیم از سکوت خیابانهای شلوغ دنیا. در قاب گوشیهایمان با عزیزانمان دیدار کردیم، کنسرت آنلاین دیدیم و حتی جشن عروسی برگزار کردیم. ما از تصاویر برای زندگی کردن کمک گرفتیم. قابها و لحظههای ثابت شده و متحرکی که امید دادند، نشان دادند، خنداندنمان و اشکمان را جاری کردند.
من در این زمانه اما عکسها را گویاتر از تصاویر متحرک میدانم، ثابت شدن سوژهها سکوت دنیا را واقعیتر نشان داد. تصویر دنیایی بیحرکت و جمود، درماندگی را بیشتر به رخمان کشید وقتی قابهایمان خالی بود از انسان.
در اردیبهشت دنیا گامهایش را با کرونا هماهنگ کرد و سفت و سختگیریها کمتر شد و بالطبع میل به ثبت وقایع، کمتر.
اما این تصاویر خواهند ماند، لحظههای مردهای که ما آنها را زندگی کردیم در روزهایی که نظارهگر مرگ بودیم.
🆔 @jameeno
🖌مریم میری، عکاس
▫️جامعه نو: اواخر بهمن ۱۳۹۸ دنیا تکان شدیدی خورد. خبر شیوع ویروس مرگبار کرونا دنیا رو شوکه کرد. گیج و ترسیده، اخبار را دنبال میکردیم. چین فریبمان داد، همه دنیا فریب خورد، ما هم. مستاصل و درمانده به استقبال بهار رفتیم به امید روزهای بهتر. تصورمان این بود با چند هفته قرنطینه اوضاع بهتر خواهد شد، اما نشد.
فروردین ۱۳۹۹؛ بهار را با هزار آرزو که اولیناش تمام شدن کرونا بود، شروع کردیم. برای امیدواری رقصیدیم، نان و شیرینی پختیم، همنوایی کردیم و ناامیدانه خاطراتمان را ورق زدیم. عکسهای گذشته و فیلمهای قدیمی را با شور و شعف تماشا کردیم. چنگ زدیم به مردگانی که ما را در قاب خود منجمد کرده بودند با لبخندهای ماسیده بر صورت. خاطراتمان را از لابهلای آلبومها، فولدرها، گوشیها و هاردها بیرون کشیدیم و به خندهها و اتفاقات گذشته در روزهای برزخیمان خندیدیم. بلاتکلیفیمان را با تماشای عزیزانمان کمرنگ کردیم تا گذشت زمان را با تصویرِ گذشت زمان از یاد ببریم.
اما این تمام ماجرا نبود، عکسها همچنان با ما بودند و باز هم برای ما حرف داشتند، تصاویر به روز از خیابانهای خالی ووهان تا کوچههای سنگفرش شده ایتالیا و عرض اندام برج ایفل در سکوت شبهای خلوت پاریس، از کلیساهای خالی و تصویر پاپ در قابی بیمخاطب تا کعبهای چون خدایش، تنها.
به تماشای کودک و پدری نشستیم که هر روز ملبس در نقشی سینمایی، آشغالهای خود را تا سطل زباله بردند که اینبار قهرمان داستان خودساخته خود و یک دنیا تماشاگر بودند، بدون سناریو و بدون گفتگو.
عکسهایی دیدیم از سکوت خیابانهای شلوغ دنیا. در قاب گوشیهایمان با عزیزانمان دیدار کردیم، کنسرت آنلاین دیدیم و حتی جشن عروسی برگزار کردیم. ما از تصاویر برای زندگی کردن کمک گرفتیم. قابها و لحظههای ثابت شده و متحرکی که امید دادند، نشان دادند، خنداندنمان و اشکمان را جاری کردند.
من در این زمانه اما عکسها را گویاتر از تصاویر متحرک میدانم، ثابت شدن سوژهها سکوت دنیا را واقعیتر نشان داد. تصویر دنیایی بیحرکت و جمود، درماندگی را بیشتر به رخمان کشید وقتی قابهایمان خالی بود از انسان.
در اردیبهشت دنیا گامهایش را با کرونا هماهنگ کرد و سفت و سختگیریها کمتر شد و بالطبع میل به ثبت وقایع، کمتر.
اما این تصاویر خواهند ماند، لحظههای مردهای که ما آنها را زندگی کردیم در روزهایی که نظارهگر مرگ بودیم.
🆔 @jameeno
#الف
🔹امنیت معلق!
▫️شورای سردبیری: سالها پیش، آقای حسین شریعتمداری در تشریح استراتژی اقتدارگرایان در برابر جنبش اصلاحات که در حال بروز پتانسیل قدرتمند خود بود، چیزی با این مضمون خطاب به جبهه خودیهایش نوشت که برای جلوگیری از تحرک اصلاحطلبان باید به آنهابفهمانیم درجاده باریک از روبروی آنها با سرعت می آییم، و فرمان وترمز خود را کنده و دور انداخته ایم.... منظورش اینبود که اصلاحطلبان باید جا بزنند و رندی درپاسخش نوشت درست میگویی، ولی بیچاره تو ترمز و فرمان ژیان را کندهای و از روبروی تو تریلیهجدهچرخ میآید!... پاسخ دندان شکنی بود مستخرج از شمار رای وتوان اجتماعی دوطرف ، ولی لابد حدس میزنید که مدیر مسئول کیهان و همفکرانش اعتنایی نکردند و به همان استراتژی ادامه دادند. تنها راهشان برای مقاومت در برابر اصلاحات بود.
علت واضح و اصل ونسب داری هم داشت. بلوف تاکتیکی نزده و خلاف اعتقاد چیزی نگفته بودند. استراتژی منتخبی بود که کماکان بر مسیر آنند. احتیاجی هم به متلک آگاهی بخش نویسنده اصلاحطلب نداشتند ؛ وقتی استراتژی خود را برای حفظ ساختار قدرت آگاهانه و با محاسبه انتخاب کردهای، حتما از نقاط ضعف آن هم خبر داری!
اخیرایکی از اصلاحطلبان هوشیار دوباره ایراد مشابهی به آقای شریعتمداری گرفته است . او در باره ماجرای امارات - اسرائیل تیتر زده بود"امارات خود را به یک هدف مشروع برای مقاومت تبدیل کرد" و نقدی که بر او شده بود میگفت"کیهان نمیفهمدچنین تیترهایی به شیوخ منطقه و امپراتوری رسانهای صهیونیستی مستمسک میدهد تا به ایرانهراسی دامن بزنند و به نام خطر ایران پول نفت را صرف خرید اسلحه کنند.." واقعیت این است که کیهان حتما این را بهخوبی دیگران میفهمد و نیازی به تذکر و تلنگر ندارد. مانند مورد پیشین، این نه یک تهدید توخالی خارجی و نه یک رجز داخلی،بلکه آشکار کردن یک استراتژی شرطی است در قالب اعلام یک تاکتیک آن: اگر اقدام به ضربه جنگی محدود(تاکتیک احتمالی ایالات متحده) کنید، ما آن را توسعه میدهیم؛ زمانش را طولانی و گستره اش را خاورمیانه میکنیم!
تذکرات سادهای برای نفی اینگونه رجزها رایج است: اولی همان ماجرای ژیان و تریلی است.پاسخی متکی به توان واقعی دو طرف. قدرت عظیم ماشین جنگی ایالات متحده و متحدان منطقهایاش، و توان نسبی ما که بدون تعارف درصدی تک رقمی از ان است. مقایسهای که درنتیجه اش میگوییم بهتر است آقای شریعتمداری از مسیری نرود که به شکست نظامی و تضعیف ایران بینجامد. دومین انذار آنجا صادر میشود که میگوییم خوشبختانه در سیاست خارجی و امنیت ملی کشور یک منطقه قرمز محافظه کاری وجود دارد. دراین منطقهترمز و فرمان سرجایشان است ، اختیارشان دست اشخاصی محافظهکار است، و خمیرمایه غلیظ مصلحت در کاربرد آنها دست برتر را دارد. استراتژی جاری در این منطقه را"مقاومت حداکثری و سازش شرافتمندانه"مینامیم. این همان منطقهای است که پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و سازش قهرمانانه وبرجام در ان رخ داد. معنی قرار داشتن در این موقعیت هم روشن است: سطوح بالای حکومت درایران به رویاهایی دستنیافتنی آویزان میشود، امادر فرجام کاری نخواهد کرد که در یک درگیری منطقهای گسترده با پایان نامعلوم درگیر شود.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Se-09-01
🔹امنیت معلق!
▫️شورای سردبیری: سالها پیش، آقای حسین شریعتمداری در تشریح استراتژی اقتدارگرایان در برابر جنبش اصلاحات که در حال بروز پتانسیل قدرتمند خود بود، چیزی با این مضمون خطاب به جبهه خودیهایش نوشت که برای جلوگیری از تحرک اصلاحطلبان باید به آنهابفهمانیم درجاده باریک از روبروی آنها با سرعت می آییم، و فرمان وترمز خود را کنده و دور انداخته ایم.... منظورش اینبود که اصلاحطلبان باید جا بزنند و رندی درپاسخش نوشت درست میگویی، ولی بیچاره تو ترمز و فرمان ژیان را کندهای و از روبروی تو تریلیهجدهچرخ میآید!... پاسخ دندان شکنی بود مستخرج از شمار رای وتوان اجتماعی دوطرف ، ولی لابد حدس میزنید که مدیر مسئول کیهان و همفکرانش اعتنایی نکردند و به همان استراتژی ادامه دادند. تنها راهشان برای مقاومت در برابر اصلاحات بود.
علت واضح و اصل ونسب داری هم داشت. بلوف تاکتیکی نزده و خلاف اعتقاد چیزی نگفته بودند. استراتژی منتخبی بود که کماکان بر مسیر آنند. احتیاجی هم به متلک آگاهی بخش نویسنده اصلاحطلب نداشتند ؛ وقتی استراتژی خود را برای حفظ ساختار قدرت آگاهانه و با محاسبه انتخاب کردهای، حتما از نقاط ضعف آن هم خبر داری!
اخیرایکی از اصلاحطلبان هوشیار دوباره ایراد مشابهی به آقای شریعتمداری گرفته است . او در باره ماجرای امارات - اسرائیل تیتر زده بود"امارات خود را به یک هدف مشروع برای مقاومت تبدیل کرد" و نقدی که بر او شده بود میگفت"کیهان نمیفهمدچنین تیترهایی به شیوخ منطقه و امپراتوری رسانهای صهیونیستی مستمسک میدهد تا به ایرانهراسی دامن بزنند و به نام خطر ایران پول نفت را صرف خرید اسلحه کنند.." واقعیت این است که کیهان حتما این را بهخوبی دیگران میفهمد و نیازی به تذکر و تلنگر ندارد. مانند مورد پیشین، این نه یک تهدید توخالی خارجی و نه یک رجز داخلی،بلکه آشکار کردن یک استراتژی شرطی است در قالب اعلام یک تاکتیک آن: اگر اقدام به ضربه جنگی محدود(تاکتیک احتمالی ایالات متحده) کنید، ما آن را توسعه میدهیم؛ زمانش را طولانی و گستره اش را خاورمیانه میکنیم!
تذکرات سادهای برای نفی اینگونه رجزها رایج است: اولی همان ماجرای ژیان و تریلی است.پاسخی متکی به توان واقعی دو طرف. قدرت عظیم ماشین جنگی ایالات متحده و متحدان منطقهایاش، و توان نسبی ما که بدون تعارف درصدی تک رقمی از ان است. مقایسهای که درنتیجه اش میگوییم بهتر است آقای شریعتمداری از مسیری نرود که به شکست نظامی و تضعیف ایران بینجامد. دومین انذار آنجا صادر میشود که میگوییم خوشبختانه در سیاست خارجی و امنیت ملی کشور یک منطقه قرمز محافظه کاری وجود دارد. دراین منطقهترمز و فرمان سرجایشان است ، اختیارشان دست اشخاصی محافظهکار است، و خمیرمایه غلیظ مصلحت در کاربرد آنها دست برتر را دارد. استراتژی جاری در این منطقه را"مقاومت حداکثری و سازش شرافتمندانه"مینامیم. این همان منطقهای است که پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و سازش قهرمانانه وبرجام در ان رخ داد. معنی قرار داشتن در این موقعیت هم روشن است: سطوح بالای حکومت درایران به رویاهایی دستنیافتنی آویزان میشود، امادر فرجام کاری نخواهد کرد که در یک درگیری منطقهای گسترده با پایان نامعلوم درگیر شود.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Se-09-01
Telegraph
امنیت معلق!
شورای سردبیری: سالها پیش، آقای حسین شریعتمداری در تشریح استراتژی اقتدارگرایان در برابر جنبش اصلاحات که در حال بروز پتانسیل قدرتمند خود بود، چیزی با این مضمون خطاب به جبهه خودیهایش نوشت که برای جلوگیری از تحرک اصلاحطلبان باید به آنهابفهمانیم درجاده باریک…
#الف
🔻آویزان!
▫️شورای سردبیری: اگردرمیان نبود کم توجهی بخش وسیعی از تحولخواهان و اصلاحطلبان به نقایص بنیادین درامنیت ملی، نیازی نبود این الف تحریر شود. فرض غالب این است که اصلاحطلبان در موضوع امنیتومنافعملی رویکردهای واقعبینانه و گرایش خودبسندگی امنیتی دارند. اما متاسفانه چنین نیست.
به این عبارات توجه کنید:"...بخش بزرگی از کانون های تولید انرژی و پتروشیمیایی ما در کرانه و پسکرانه خلیج فارس جای دارند و...بنابراین بی گمان حیاتی ترین منطقه اقتصادی و تولیدی ایران طی ۷۰ سال اخیر به جنوب و این دریا کشیده شده است.بنابراین بر پایه منطق و مبانی جغرافیای نظامی و به ویژه بنیادهای ژئواستراتژیک، چون شیشه عمر اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در این جا است، ضروری است تحولات آن در دستور کار آنی قرار گیرد. به ویژه این که عراق هنوز مناسبات استراتژیکی با ایران ندارد (شمال خلیج فارس)؛ سوریه هم دور بوده و هم در خود فرورفته و لبنان و یمن هم در باتلاق های خود گرفتارند. طبق معمول ماه های آینده گواه درستی این دیدگاه خواهد بود."
صدورجمله آخرالبته امضای معمول نویسنده استکه معمولا حجم فروتنی علمیاش را در نوشتههایش به نمایش میگذارد. (یکبار نوشته بود گرفتاری من این است که ۹۶ درصد پیشبینیهایم درست از کار در میآید!) اما فارغ از خودپسندی ناخوشایند، این لفاظی بیسروته احتیاج به ترجمه دارد. بطور خلاصه میگوید اوضاع امنیتی کشور در منطقه خلیجفارس خراب است و کسانی که انتظار داریم هنگام معرکه به دادمان برسند دردسترس نخواهند بود.
لایه زیرین این تحلیل حقیقتی را آشکار میکند: در صف اصلاحطلبان این تلقی وجود دارد که عراق میتواند متحد ایران علیه اعراب جنوب خلیج فارس و آمریکا و اسرائیل باشد.این تلقی وجود دارد که پسرحافظ اسد اگر نزدیک خلیج فارس بود زیر علم ایران با اعراب دیگر و اسرائیل و آمریکا میجنگید، و لبنان و یمن هم به همین سان. این فرضیه نعل به نعل همان استراتژی امنیت ملی اقتدارگرایان است. صف بندی توهمآمیز منطقهای آنها وجه مشترکشان با بخشی از اصلاحطلبان است.
این نقطه اشتراک کوچکی نیستو به اندازه خاورمیانه فراخ است! بنیان آن برتنازعی فاقد منطق استوار و ساختارش غیرقابل توجیه ودرک است. نویسنده نخواهد توانست یک استدلال قابل قبول برای امکان عقلی و عملی ورود لبنانی ها و یمنی ها و سوری ها به درگیری شمال و جنوب خلیج فارس پیدا و ارائه کند، همان اندازه که که نمیتواند دلیلی عقلی برای ورود ایران به یک درگیری احتمالی بین بنگلادش و برمه و یا حتی هند و پاکستان بیاورد و آنرا قابل توجیه کند. نه عراق، نه سوریه ،نه دولتی احتمالی در یمن، و نه هردولتی درلبنان هرگز در جنگی به پشتیبانی ایران ورود نخواهندکرد. اشخاص شاید، اما دولتها هیچگاه!
رویا و توهم ، و اشتباه و انحراف بخش بزرگی از اصلاحطلبان در زمینه سیاست امنیت منطقهای درهمان بستری شکل می گیرد که اقتدارگرایان در آن رویا میپرورند. آنها هم تصوری جز اینکه اقتدار ایران در رقابت با برخی اعراب وبا عملگی شاخهای دیگر از اعراب تجلی مییابد ندارند. همان مبنای گنگ اقتدارگرایان در تقسیمبندی اعراب که مشخص نمیکند چرا اسد از همسایه اش عبدالله برای ایران بهتر است و یا هیثم بنطارق برصباح بناحمد برتر، برای آنها هم مبنا است.آنها هم ارتباط دولت ایران با فرقهها وگروهای سیاسی سایرکشورها را به جای ارتباط با دولت رسمی آنها تایید میکنند(که سیاست بلاخیزی است). آنها هنوز درذهن خود از سیاست خارجی ایدئولوژی زدایی نکردهاند.
علتش همین است! به همین دلیل است که اصلاحطلبان در مورد مسائل سیاسی داخلی، اموراجتماعی و فرهنگی هیچ فصل مشترکی با اقتدارگرایان ندارند ودائما در تعارضند، ولی در موضوع سیاستخارجی و امنیت ملی از همان طریق آنها میروند. این را میدانند وقبول دارند که مجتمعهای پتروشیمیایی و تاسیسات نفتی در کرانههاو زیرساختهای بندری ما در خط اول رویارویی احتمالی با آمریکا ،اسرائیل وجنوب خلیج فارس هستند، اما راه جلوگیری از آسیب را دخیل بستن به امثال اسد میدانند ؛ شریک شدن در توهم اقتدارگراهای ورشکسته!
مشکل این رده از اصلاحطلبان این است که از خطرات موقعیت به قولنویسنده "ژئواستراتژیک" کشور مطلعند، اما رودربایستی ایدئولوژیک آنها مانند تفاله چای یاقهوهای که در ته لیوان میمانداز ذهنشان رخت نمیبرد. نامیزانی ذهنشان درباره روابط منطقهای، حاصل این رسوب است. رسوبی ناشسته از دورانی که میخواستند از راه کربلا به قدس بروند. به همین دلیل شرمنده نفی نمادین غزه و لبنان درشعارهای مردم شدند و هنوز اندکی جربزه به خرج نمیدهند درباره درستی سیاست سراسرهزینه ایران در منطقه اظهار شکی بکنند. توجیه سیاسیپیش پا افتادهای هم دارند کهمنشعب از همان تعهد ایدئولوژیک است وفرسنگهابا واقعیت و ذهن جامعه فاصله دارد. در امتحان منافعملی نمره قبول نمیگیرند.
🆔 @jameeno
🔻آویزان!
▫️شورای سردبیری: اگردرمیان نبود کم توجهی بخش وسیعی از تحولخواهان و اصلاحطلبان به نقایص بنیادین درامنیت ملی، نیازی نبود این الف تحریر شود. فرض غالب این است که اصلاحطلبان در موضوع امنیتومنافعملی رویکردهای واقعبینانه و گرایش خودبسندگی امنیتی دارند. اما متاسفانه چنین نیست.
به این عبارات توجه کنید:"...بخش بزرگی از کانون های تولید انرژی و پتروشیمیایی ما در کرانه و پسکرانه خلیج فارس جای دارند و...بنابراین بی گمان حیاتی ترین منطقه اقتصادی و تولیدی ایران طی ۷۰ سال اخیر به جنوب و این دریا کشیده شده است.بنابراین بر پایه منطق و مبانی جغرافیای نظامی و به ویژه بنیادهای ژئواستراتژیک، چون شیشه عمر اقتصادی جمهوری اسلامی ایران در این جا است، ضروری است تحولات آن در دستور کار آنی قرار گیرد. به ویژه این که عراق هنوز مناسبات استراتژیکی با ایران ندارد (شمال خلیج فارس)؛ سوریه هم دور بوده و هم در خود فرورفته و لبنان و یمن هم در باتلاق های خود گرفتارند. طبق معمول ماه های آینده گواه درستی این دیدگاه خواهد بود."
صدورجمله آخرالبته امضای معمول نویسنده استکه معمولا حجم فروتنی علمیاش را در نوشتههایش به نمایش میگذارد. (یکبار نوشته بود گرفتاری من این است که ۹۶ درصد پیشبینیهایم درست از کار در میآید!) اما فارغ از خودپسندی ناخوشایند، این لفاظی بیسروته احتیاج به ترجمه دارد. بطور خلاصه میگوید اوضاع امنیتی کشور در منطقه خلیجفارس خراب است و کسانی که انتظار داریم هنگام معرکه به دادمان برسند دردسترس نخواهند بود.
لایه زیرین این تحلیل حقیقتی را آشکار میکند: در صف اصلاحطلبان این تلقی وجود دارد که عراق میتواند متحد ایران علیه اعراب جنوب خلیج فارس و آمریکا و اسرائیل باشد.این تلقی وجود دارد که پسرحافظ اسد اگر نزدیک خلیج فارس بود زیر علم ایران با اعراب دیگر و اسرائیل و آمریکا میجنگید، و لبنان و یمن هم به همین سان. این فرضیه نعل به نعل همان استراتژی امنیت ملی اقتدارگرایان است. صف بندی توهمآمیز منطقهای آنها وجه مشترکشان با بخشی از اصلاحطلبان است.
این نقطه اشتراک کوچکی نیستو به اندازه خاورمیانه فراخ است! بنیان آن برتنازعی فاقد منطق استوار و ساختارش غیرقابل توجیه ودرک است. نویسنده نخواهد توانست یک استدلال قابل قبول برای امکان عقلی و عملی ورود لبنانی ها و یمنی ها و سوری ها به درگیری شمال و جنوب خلیج فارس پیدا و ارائه کند، همان اندازه که که نمیتواند دلیلی عقلی برای ورود ایران به یک درگیری احتمالی بین بنگلادش و برمه و یا حتی هند و پاکستان بیاورد و آنرا قابل توجیه کند. نه عراق، نه سوریه ،نه دولتی احتمالی در یمن، و نه هردولتی درلبنان هرگز در جنگی به پشتیبانی ایران ورود نخواهندکرد. اشخاص شاید، اما دولتها هیچگاه!
رویا و توهم ، و اشتباه و انحراف بخش بزرگی از اصلاحطلبان در زمینه سیاست امنیت منطقهای درهمان بستری شکل می گیرد که اقتدارگرایان در آن رویا میپرورند. آنها هم تصوری جز اینکه اقتدار ایران در رقابت با برخی اعراب وبا عملگی شاخهای دیگر از اعراب تجلی مییابد ندارند. همان مبنای گنگ اقتدارگرایان در تقسیمبندی اعراب که مشخص نمیکند چرا اسد از همسایه اش عبدالله برای ایران بهتر است و یا هیثم بنطارق برصباح بناحمد برتر، برای آنها هم مبنا است.آنها هم ارتباط دولت ایران با فرقهها وگروهای سیاسی سایرکشورها را به جای ارتباط با دولت رسمی آنها تایید میکنند(که سیاست بلاخیزی است). آنها هنوز درذهن خود از سیاست خارجی ایدئولوژی زدایی نکردهاند.
علتش همین است! به همین دلیل است که اصلاحطلبان در مورد مسائل سیاسی داخلی، اموراجتماعی و فرهنگی هیچ فصل مشترکی با اقتدارگرایان ندارند ودائما در تعارضند، ولی در موضوع سیاستخارجی و امنیت ملی از همان طریق آنها میروند. این را میدانند وقبول دارند که مجتمعهای پتروشیمیایی و تاسیسات نفتی در کرانههاو زیرساختهای بندری ما در خط اول رویارویی احتمالی با آمریکا ،اسرائیل وجنوب خلیج فارس هستند، اما راه جلوگیری از آسیب را دخیل بستن به امثال اسد میدانند ؛ شریک شدن در توهم اقتدارگراهای ورشکسته!
مشکل این رده از اصلاحطلبان این است که از خطرات موقعیت به قولنویسنده "ژئواستراتژیک" کشور مطلعند، اما رودربایستی ایدئولوژیک آنها مانند تفاله چای یاقهوهای که در ته لیوان میمانداز ذهنشان رخت نمیبرد. نامیزانی ذهنشان درباره روابط منطقهای، حاصل این رسوب است. رسوبی ناشسته از دورانی که میخواستند از راه کربلا به قدس بروند. به همین دلیل شرمنده نفی نمادین غزه و لبنان درشعارهای مردم شدند و هنوز اندکی جربزه به خرج نمیدهند درباره درستی سیاست سراسرهزینه ایران در منطقه اظهار شکی بکنند. توجیه سیاسیپیش پا افتادهای هم دارند کهمنشعب از همان تعهد ایدئولوژیک است وفرسنگهابا واقعیت و ذهن جامعه فاصله دارد. در امتحان منافعملی نمره قبول نمیگیرند.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸بازگشاییِ زودهنگامِ مدارس و مشکلات آموزش
🖌کتایون خزعلی / دبیر و فعال رسانهای حوزه آموزش و پرورش
▫️۱۵ شهریور به دستور وزیر محترم سال تحصیلی آغاز شد و تصمیم ناگهانیِ حضوری شدن کل کلاس ها در تمام مقاطع ، در همه ی وضعیتهای کرونایی ، عجیب به نظر میرسد . و در این میان تصمیم های عجولانه ی مسئولین این بار متوجه مدارس شد .در شرایط سخت کرونایی و نگرانی کادر درمانی ، باز شدن مدارس تصمیم بسیار خطرناکی بود که با واکنش اکثر فعالین حوزه درمان و پزشکی و دیگر مسئولین مواجه شد. متاسفانه ما به تصمیم های یهویی عادت کرده ایم . ولی این بار مسئله جانِ بچه هاست . و از یک طرف خستگی کادر درمان .
ای کاش کمی زودتر به فکر آموزش کشور بودیم . کنکور با آن همه استرس امروز و فردا شدن و سردرگمی داوطلبین برگزار شد ، و الان شاهد سردرگمی دانش آموزان و اولیا و معلمان هستیم.
با باز شدن مدارس با جان میلیون ها دانش آموز بازی میکنیم.
بی شک بچه ها هم از خانه نشینی و قرنطینه خسته شده اند و الان با باز شدن مدارس ، با شوق و ذوق راهیِ مدرسه میشوند . غافل از خطر جدی که آنها را تهدید میکند. بچه های ابتدایی نمیتوانند فاصله گذاری را رعایت کنند همدیگر را در آغوش میگیرند .ماسک ها را برمیدارند و کنار هم نشسته و بازی میکنند. معلم یا معاون مگر چند دانش آموز را میتواند کنترل کند و مراقبت کند . متاسفانه همیشه با بی تدبیری مسئولین دانش آموزان متضرر میشوند.
هیچ معلمی تدریس مجازی را به تدریس حضوری و رو در رو ، ترجیح نمیدهد . تدریس مجازی بسیار سخت است و وقت گیر . تعامل بین معلم و دانش آموز در تدریس از اهمیت خاصی برخوردار است که این امر در تدریس مجازی عملی نیست . پس برای معلمان بهترین شیوه در تدریس ،تدریس حضوری است .
اما در شرایط کنونی با وجود شیوع گسترده این ویروس ، باید بهترین تصمیم گرفته شود .
دانش آموزان در مناطق محروم همه جوره ضرر میکنند . مدارس مناطق محروم وسیله گرمایشی و سرمایشی ندارند .تخته سیاه و امکانات اولیه آموزش را ندارند ، چطور پروتکل بهداشتی را رعایت کنند ؟ بدون مواد ضدعفونی کننده و بدون ماسک و ....
مدارس دولتی بدون بودجه و سرانه چگونه قادر هستند که کلاسها را با رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار کنند؟! ای کاش وزیر محترم و مشاورینش کمی فکر کرده و به دردسرهای بازگشایی مدارس می اندیشیدند. گروه بندی کلاس ۴۰ نفره و رعایت فاصله گذاری اجتماعی چگونه در مدارس پرجمعیت قابل اجراست ؟! کلاس ها از تهویه مناسب برخوردار نیستند و همین باعث گردش ویروس در کلاس و بین بچه ها میشود .
همه ما میدانیم که آموزشِ بچه ها مهم ترین اصل است ولی به چه قیمتی؟ به قیمت بازی با جان آنها؟ به قیمت خستگی و از کار افتادگی کادر درمانی؟
به قیمت بیمار شدن و مرگ و میر معلم ها و دانش اموزان؟
واقعا با این سیاست های غلط به کجا میرسیم .
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Sch-09-06
🔸بازگشاییِ زودهنگامِ مدارس و مشکلات آموزش
🖌کتایون خزعلی / دبیر و فعال رسانهای حوزه آموزش و پرورش
▫️۱۵ شهریور به دستور وزیر محترم سال تحصیلی آغاز شد و تصمیم ناگهانیِ حضوری شدن کل کلاس ها در تمام مقاطع ، در همه ی وضعیتهای کرونایی ، عجیب به نظر میرسد . و در این میان تصمیم های عجولانه ی مسئولین این بار متوجه مدارس شد .در شرایط سخت کرونایی و نگرانی کادر درمانی ، باز شدن مدارس تصمیم بسیار خطرناکی بود که با واکنش اکثر فعالین حوزه درمان و پزشکی و دیگر مسئولین مواجه شد. متاسفانه ما به تصمیم های یهویی عادت کرده ایم . ولی این بار مسئله جانِ بچه هاست . و از یک طرف خستگی کادر درمان .
ای کاش کمی زودتر به فکر آموزش کشور بودیم . کنکور با آن همه استرس امروز و فردا شدن و سردرگمی داوطلبین برگزار شد ، و الان شاهد سردرگمی دانش آموزان و اولیا و معلمان هستیم.
با باز شدن مدارس با جان میلیون ها دانش آموز بازی میکنیم.
بی شک بچه ها هم از خانه نشینی و قرنطینه خسته شده اند و الان با باز شدن مدارس ، با شوق و ذوق راهیِ مدرسه میشوند . غافل از خطر جدی که آنها را تهدید میکند. بچه های ابتدایی نمیتوانند فاصله گذاری را رعایت کنند همدیگر را در آغوش میگیرند .ماسک ها را برمیدارند و کنار هم نشسته و بازی میکنند. معلم یا معاون مگر چند دانش آموز را میتواند کنترل کند و مراقبت کند . متاسفانه همیشه با بی تدبیری مسئولین دانش آموزان متضرر میشوند.
هیچ معلمی تدریس مجازی را به تدریس حضوری و رو در رو ، ترجیح نمیدهد . تدریس مجازی بسیار سخت است و وقت گیر . تعامل بین معلم و دانش آموز در تدریس از اهمیت خاصی برخوردار است که این امر در تدریس مجازی عملی نیست . پس برای معلمان بهترین شیوه در تدریس ،تدریس حضوری است .
اما در شرایط کنونی با وجود شیوع گسترده این ویروس ، باید بهترین تصمیم گرفته شود .
دانش آموزان در مناطق محروم همه جوره ضرر میکنند . مدارس مناطق محروم وسیله گرمایشی و سرمایشی ندارند .تخته سیاه و امکانات اولیه آموزش را ندارند ، چطور پروتکل بهداشتی را رعایت کنند ؟ بدون مواد ضدعفونی کننده و بدون ماسک و ....
مدارس دولتی بدون بودجه و سرانه چگونه قادر هستند که کلاسها را با رعایت پروتکل های بهداشتی برگزار کنند؟! ای کاش وزیر محترم و مشاورینش کمی فکر کرده و به دردسرهای بازگشایی مدارس می اندیشیدند. گروه بندی کلاس ۴۰ نفره و رعایت فاصله گذاری اجتماعی چگونه در مدارس پرجمعیت قابل اجراست ؟! کلاس ها از تهویه مناسب برخوردار نیستند و همین باعث گردش ویروس در کلاس و بین بچه ها میشود .
همه ما میدانیم که آموزشِ بچه ها مهم ترین اصل است ولی به چه قیمتی؟ به قیمت بازی با جان آنها؟ به قیمت خستگی و از کار افتادگی کادر درمانی؟
به قیمت بیمار شدن و مرگ و میر معلم ها و دانش اموزان؟
واقعا با این سیاست های غلط به کجا میرسیم .
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Sch-09-06
Telegraph
بازگشاییِ زودهنگامِ مدارس و مشکلات آموزش
۱۵ شهریور به دستور وزیر محترم سال تحصیلی آغاز شد و تصمیم ناگهانیِ حضوری شدن کل کلاس ها در تمام مقاطع ، در همه ی وضعیتهای کرونایی ، عجیب به نظر میرسد . و در این میان تصمیم های عجولانه ی مسئولین این بار متوجه مدارس شد .در شرایط سخت کرونایی و نگرانی کادر درمانی…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸در شگفت از این غبار بی سوار / خشمگین، ما ناشریفان مانده ایم
🖌محمد کوراوند
▫️برای دو گروه زندگی خیلی سخت و حتی ناممکن شده است.
یک گروه دوست داران واقعی این مرز و بوم. وطن خواهان و دردمندان این ملت. کنشگران دغدغه مند و خردمندی که غم و درد امروز و آینده دشوار ایران مدام روح آنان را می آزارد.این گروه اندک با همه هزینه ای که برای آزادی و پایندگی ایران می دهند اما گرفتارند در بن بست جور حاکم . توان رفع مصیبت را ندارند اما برای کاهش مصیبت در تلاشند. اینان در مرز نومیدی اند اما هنوز شرافتمندانه ایستاده اند.
گروه دیگر محرومان از حق زیستن. فرودستان و محرومان و بی صدایان. زندگی برای آنها مرگ تدریجی شده است. بدیهیات زندگی دست نیافتنی شده و هیولای تورم هر روز زخمی عمیق تر بر جان آنها می زند. پیشرفت که هیچ حتی ادامه زندگی درشرایط فعلی هم برای آنها سخت شده است. چنین است که طاقتشان طاق شده و تمام می شوند. اینان دهها برابر شدن خودکشی ها، اعتیاد، طلاق و خود فروشی را هر روز به چشم شاهدند و درد می کشند. اینان نیز در بن بست مانده اند. چون آنگاه که حرکت می کنند از آن سو گلوله پاسخ می گیرند و از این سو شورش کور می خوانندشان. اینان نیز در مرز نومیدی مظلومانه به انتظار نشسته اند .
و اما ما به اصطلاح طبقه متوسط امروز. بی درد و بی آرمان شده در عصر اعتدال.
جماعتی هستیم بزرگ و کم خاصیت که در هر حالتی ادامه می دهیم. به قول هدایت هر چه شرایط احمقانه تر ما هم احمقانه ادامه می دهیم. دلخوش به ارتزاق از جیب همدیگر و زندگی مجازی و خلافهای یواشکی. هر روز آگاهانه سرگرم دروغی تازه و مصلحتی تازه. جماعتی که با ارزش ترین صفت را شرف می دانیم اما نوع زیستمان نسبتی با جوامع شریف ندارد. درعمل همه در جهت بادیم و سود بادآورده. باد سیستم و ته مانده سود اقتصادی آن ما را به هر سو می برد.
درد دیگران درد ما نیست. نه دردمندان میهن را درک می کنیم نه درد فرودستان را می فهمیم. همراه هیچ کدام نیستیم. آزادی و شادمانی و رفاه بیشتر را می خواهیم اما اگر روزی, کسی آنرا بی زحمت برایمان به ارمغان آورد. خشمگین در مقابل هم و ساکت برابر دردهای جمعی. این طبقه متوسط معتدل در فروپاشی جمعی شریک جرم است. در حال تیشه زدن به ریشه خود.
طبقه متوسط امروز شبیه تیره بختانی است که در روز واقعه از فراز قلعه های شهر بسان تماشاچی خوش خیال چشم به غبار میدان ها دوخته شاید که کاوه ای از دل آن بیرون آید. اما دریغ .
"کاوهای پیدا نخواهد شد، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود"
🆔 @jameeno
🔸در شگفت از این غبار بی سوار / خشمگین، ما ناشریفان مانده ایم
🖌محمد کوراوند
▫️برای دو گروه زندگی خیلی سخت و حتی ناممکن شده است.
یک گروه دوست داران واقعی این مرز و بوم. وطن خواهان و دردمندان این ملت. کنشگران دغدغه مند و خردمندی که غم و درد امروز و آینده دشوار ایران مدام روح آنان را می آزارد.این گروه اندک با همه هزینه ای که برای آزادی و پایندگی ایران می دهند اما گرفتارند در بن بست جور حاکم . توان رفع مصیبت را ندارند اما برای کاهش مصیبت در تلاشند. اینان در مرز نومیدی اند اما هنوز شرافتمندانه ایستاده اند.
گروه دیگر محرومان از حق زیستن. فرودستان و محرومان و بی صدایان. زندگی برای آنها مرگ تدریجی شده است. بدیهیات زندگی دست نیافتنی شده و هیولای تورم هر روز زخمی عمیق تر بر جان آنها می زند. پیشرفت که هیچ حتی ادامه زندگی درشرایط فعلی هم برای آنها سخت شده است. چنین است که طاقتشان طاق شده و تمام می شوند. اینان دهها برابر شدن خودکشی ها، اعتیاد، طلاق و خود فروشی را هر روز به چشم شاهدند و درد می کشند. اینان نیز در بن بست مانده اند. چون آنگاه که حرکت می کنند از آن سو گلوله پاسخ می گیرند و از این سو شورش کور می خوانندشان. اینان نیز در مرز نومیدی مظلومانه به انتظار نشسته اند .
و اما ما به اصطلاح طبقه متوسط امروز. بی درد و بی آرمان شده در عصر اعتدال.
جماعتی هستیم بزرگ و کم خاصیت که در هر حالتی ادامه می دهیم. به قول هدایت هر چه شرایط احمقانه تر ما هم احمقانه ادامه می دهیم. دلخوش به ارتزاق از جیب همدیگر و زندگی مجازی و خلافهای یواشکی. هر روز آگاهانه سرگرم دروغی تازه و مصلحتی تازه. جماعتی که با ارزش ترین صفت را شرف می دانیم اما نوع زیستمان نسبتی با جوامع شریف ندارد. درعمل همه در جهت بادیم و سود بادآورده. باد سیستم و ته مانده سود اقتصادی آن ما را به هر سو می برد.
درد دیگران درد ما نیست. نه دردمندان میهن را درک می کنیم نه درد فرودستان را می فهمیم. همراه هیچ کدام نیستیم. آزادی و شادمانی و رفاه بیشتر را می خواهیم اما اگر روزی, کسی آنرا بی زحمت برایمان به ارمغان آورد. خشمگین در مقابل هم و ساکت برابر دردهای جمعی. این طبقه متوسط معتدل در فروپاشی جمعی شریک جرم است. در حال تیشه زدن به ریشه خود.
طبقه متوسط امروز شبیه تیره بختانی است که در روز واقعه از فراز قلعه های شهر بسان تماشاچی خوش خیال چشم به غبار میدان ها دوخته شاید که کاوه ای از دل آن بیرون آید. اما دریغ .
"کاوهای پیدا نخواهد شد، امید
کاشکی اسکندری پیدا شود"
🆔 @jameeno
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
🔸بررسی انتقادی «نسبت اندیشه اسلامی با عمل سیاسی» در سلوک سیاسی و اجتماعی آیت الله طالقانی
🔻 آیا اندیشه مرحوم طالقانی برای یافتن مرام سیاسی و اجتماعی خود بر پایه باورهای دینی، اشتباه بود؟
▫️به مناسبت چهل و یکمین سالگرد درگذشت آیت الله سید محمود طالقانی و با حضور: دکتر حاتم قادری و دکتر احسان شریعتی
منبع: کانال تلگرامی «طالقانی و زمانه ما»
پینوشت: این نشست به دلیل محدودیت های ایام شیوع کرونا، بدون حضور علاقه مندان و در کانون توحید تهران برگزار شد.
🆔 @jameeno
🔻 آیا اندیشه مرحوم طالقانی برای یافتن مرام سیاسی و اجتماعی خود بر پایه باورهای دینی، اشتباه بود؟
▫️به مناسبت چهل و یکمین سالگرد درگذشت آیت الله سید محمود طالقانی و با حضور: دکتر حاتم قادری و دکتر احسان شریعتی
منبع: کانال تلگرامی «طالقانی و زمانه ما»
پینوشت: این نشست به دلیل محدودیت های ایام شیوع کرونا، بدون حضور علاقه مندان و در کانون توحید تهران برگزار شد.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹سخنی با وزیر آموزش و پرورش
🖌علی اکبر اسماعیل پور
▫️جناب آقای وزیر
شاید اطلاع داشته باشید که کشور ما در سال ۱۳۷۳ پیمان نامه جهانی حقوق کودک را پذیرفته و متعهد به جرای مفاد ان شده است . در این تعهد بین المللی تاکید شده است که دولت ها برای سیاستگزاری ها و تصمیم سازی ها باید "منافع عالیه کودکان " را در نظر بگیرند .
تمامی شواهد و قرائن نشان از آن دارد که در جریان همه گیری ویروس کرونا وزارتخانه تحت امر شما یکی از ناکارآمدترین دستگاهها بوده و برنامه " شاد" که در بوق و کرنا به عنوان یکی از افتخارات خود اعلام کرده اید، فقط یک نمونه از این ناکارامدی ها است . در حالی که نرم افزارهای موفقی در دنیا مختص آموزش و سمینارهای آنلاین ازموده شده و ضعف های ان هم به تدریج شناسایی و برطرف شده است ، اصرار بر اجرای برنامه بسیار ناقص و مبهم شاد نمونه ای از نادیده گرفتن منافع عالیه کودکان است.
تصمیم فی البداهه اخیر شما برای بازگشایی مدارس، در حالی که همه متخصصان بهداشت و درمان و برخی از اعضای ستاد کرونا بارها در خصوص خطراتی که جان فرزندان ما را تهدید می کند، هشدار داده بودند، نمونه ای دیگر از ناکارامدی وازتخانه تحت امر شما و همچنین نادیده گرفتن منافع عالیه کودکان توسط شخص شماست .
در چند روزی که از اعلام بازگشایی مدارس می گذرد، درصد بالایی از خانواده ها با تصمیم شما برای بازگشایی مدارس مخالفت کرده اند و این مخالفت در حضور بسیار کمرنگ دانش آموزان در مدارس آشکار است . با ابن حال اصرار به ادامه این روند شکست خورده چیست ؟
جناب آقای وزیر
خانواده ها به شدت نگرانند و این که رئیس دولت و وزیر آموزش و پرورش در مقابل نگرانی و توصیه های دلسوزان و متخصصان بهداشت و درمان به لجبازی افتاده و همچنان اصرار به بازگشایی مدارس داشته باشند جای ابهام فراوان دارد ، رئیس جمهور که تا دیروز در نقش حقوق دان ، ژست حمایتی وکیل ملت به خودش گرفته بود، و امروز در نقش سرهنگ ظاهر شده و دستور نظم پادگانی به مدارس می دهد، این رفتار دوگانه مانند بسیاری از رفتارهای دوگانه کاندیدای دیروز و رئیس جمهور امروز برای خانواده ها به طنزی تلخ می ماند .
آقای وزیر
از هشدارهای متعدد متخصصان در روزهای اخیر که بگذریم، آموزش و پرورش در طول سالیان گذشته نشان داده است که برای حفاظت از جان بچه های ما برنامه، چک لیست و استاندارد های مدونی ندارد ، هنوز داغ بچه های سفیلان را فراموش نکردیم، چهره های سوخته در آتش بی مهری دخترکان شین آباد را یادمان هست ، داغ خانواده های کودکان قربانی درحوادث رانندگی راهیان نور فراموش ناشدنی است و حوادث متعدد راندگی سرویس های مدارس که در هر سال تکرار می شود ...
حال که با مقاومت بسیار گویا و روشن خانواده ها روبرو شده اید خیلی سریع به فکر تامین تبلت دانش آموزی و اینترنت رایگان برای آن دسته از دانش آموزانی باشید که به خاطر اجرای آموزش های مجازی از درس و تحصیل دور خواهند شد ، کار ساده ای است یا از صندوق ذخیره برداشت کنید که حق مسلم این کودکان است و یا فراخوان بین المللی بدهید و درخواست کمک کنید برای آموزش بچه ها ، پس از آن شاد را که به نماد ناتوانی آموزش و پرورش بدل شده است را محترمانه کنار بگذارید و سپس چند تا نرم افزار امتحان پس داده خوب را لیست کنید و دست مدارس را بازگذارید که از بین آن انتخاب کنند .
جناب آقای وزیر
ما نگران هستیم و فرزندان ما بلاتکلیف ، وقتی از ۳۳ دانش آموز یک کلاس فقط ۳ نفر سر کلاس حاضر هستند ، در اصرار بر تدریس دروس برای آن سه نفر چه تدبیری نهفته است که ما نمی دانیم ؟ چرا همواره در جدال با مردمِ خود هستید؟
ما نگران جان فرزندان خودمان و همچنین کادر زحمتکش مدارس هستیم ، به نگرانی به حق مادرها و پدرها احترام بگذارید، امکانات سخت افزاری شما با بودجه و سرانه اندکی که به مدارس اختصاص می دهید در حد پذیرش فرزندان ما در روزهای کرونایی نیست . مدرسه نیمه فعال را تعطیل کنید و چاره ای بیندیشید .
🆔 @jameeno
🔹سخنی با وزیر آموزش و پرورش
🖌علی اکبر اسماعیل پور
▫️جناب آقای وزیر
شاید اطلاع داشته باشید که کشور ما در سال ۱۳۷۳ پیمان نامه جهانی حقوق کودک را پذیرفته و متعهد به جرای مفاد ان شده است . در این تعهد بین المللی تاکید شده است که دولت ها برای سیاستگزاری ها و تصمیم سازی ها باید "منافع عالیه کودکان " را در نظر بگیرند .
تمامی شواهد و قرائن نشان از آن دارد که در جریان همه گیری ویروس کرونا وزارتخانه تحت امر شما یکی از ناکارآمدترین دستگاهها بوده و برنامه " شاد" که در بوق و کرنا به عنوان یکی از افتخارات خود اعلام کرده اید، فقط یک نمونه از این ناکارامدی ها است . در حالی که نرم افزارهای موفقی در دنیا مختص آموزش و سمینارهای آنلاین ازموده شده و ضعف های ان هم به تدریج شناسایی و برطرف شده است ، اصرار بر اجرای برنامه بسیار ناقص و مبهم شاد نمونه ای از نادیده گرفتن منافع عالیه کودکان است.
تصمیم فی البداهه اخیر شما برای بازگشایی مدارس، در حالی که همه متخصصان بهداشت و درمان و برخی از اعضای ستاد کرونا بارها در خصوص خطراتی که جان فرزندان ما را تهدید می کند، هشدار داده بودند، نمونه ای دیگر از ناکارامدی وازتخانه تحت امر شما و همچنین نادیده گرفتن منافع عالیه کودکان توسط شخص شماست .
در چند روزی که از اعلام بازگشایی مدارس می گذرد، درصد بالایی از خانواده ها با تصمیم شما برای بازگشایی مدارس مخالفت کرده اند و این مخالفت در حضور بسیار کمرنگ دانش آموزان در مدارس آشکار است . با ابن حال اصرار به ادامه این روند شکست خورده چیست ؟
جناب آقای وزیر
خانواده ها به شدت نگرانند و این که رئیس دولت و وزیر آموزش و پرورش در مقابل نگرانی و توصیه های دلسوزان و متخصصان بهداشت و درمان به لجبازی افتاده و همچنان اصرار به بازگشایی مدارس داشته باشند جای ابهام فراوان دارد ، رئیس جمهور که تا دیروز در نقش حقوق دان ، ژست حمایتی وکیل ملت به خودش گرفته بود، و امروز در نقش سرهنگ ظاهر شده و دستور نظم پادگانی به مدارس می دهد، این رفتار دوگانه مانند بسیاری از رفتارهای دوگانه کاندیدای دیروز و رئیس جمهور امروز برای خانواده ها به طنزی تلخ می ماند .
آقای وزیر
از هشدارهای متعدد متخصصان در روزهای اخیر که بگذریم، آموزش و پرورش در طول سالیان گذشته نشان داده است که برای حفاظت از جان بچه های ما برنامه، چک لیست و استاندارد های مدونی ندارد ، هنوز داغ بچه های سفیلان را فراموش نکردیم، چهره های سوخته در آتش بی مهری دخترکان شین آباد را یادمان هست ، داغ خانواده های کودکان قربانی درحوادث رانندگی راهیان نور فراموش ناشدنی است و حوادث متعدد راندگی سرویس های مدارس که در هر سال تکرار می شود ...
حال که با مقاومت بسیار گویا و روشن خانواده ها روبرو شده اید خیلی سریع به فکر تامین تبلت دانش آموزی و اینترنت رایگان برای آن دسته از دانش آموزانی باشید که به خاطر اجرای آموزش های مجازی از درس و تحصیل دور خواهند شد ، کار ساده ای است یا از صندوق ذخیره برداشت کنید که حق مسلم این کودکان است و یا فراخوان بین المللی بدهید و درخواست کمک کنید برای آموزش بچه ها ، پس از آن شاد را که به نماد ناتوانی آموزش و پرورش بدل شده است را محترمانه کنار بگذارید و سپس چند تا نرم افزار امتحان پس داده خوب را لیست کنید و دست مدارس را بازگذارید که از بین آن انتخاب کنند .
جناب آقای وزیر
ما نگران هستیم و فرزندان ما بلاتکلیف ، وقتی از ۳۳ دانش آموز یک کلاس فقط ۳ نفر سر کلاس حاضر هستند ، در اصرار بر تدریس دروس برای آن سه نفر چه تدبیری نهفته است که ما نمی دانیم ؟ چرا همواره در جدال با مردمِ خود هستید؟
ما نگران جان فرزندان خودمان و همچنین کادر زحمتکش مدارس هستیم ، به نگرانی به حق مادرها و پدرها احترام بگذارید، امکانات سخت افزاری شما با بودجه و سرانه اندکی که به مدارس اختصاص می دهید در حد پذیرش فرزندان ما در روزهای کرونایی نیست . مدرسه نیمه فعال را تعطیل کنید و چاره ای بیندیشید .
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸آنها قابل حذف نیستند!
🖌کبری دولتی / معلم
▫️باورنکردنی بود.حذف عکس کارتونی دخترکانی با لباس مدرسه، با مقنعه و با هدبند!! از روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان!
این دختربچهها در واقعیت میتوانند نه ساله باشند و حتی میشد تصویری بدون حجاب از آنها را روی جلد کتاب زد. اگر قوانین اسلامی به درستی و بدون افراط اجرا میشد. ولی در کمال ناباوری امسال در چاپ جدید کتابهای درسی، عکس دختران حذف شده است.
نمیخواهم از تاریخ درخشان حضور زنان و دختران بگویم، صد البته آن که بخواهد بداند میداند و آنکه چشمش را بر این موضوع بسته است، هیچگاه باز نخواهد کرد.
نمیخواهم لیست بلندبالای دختران موفق ایرانی را بشمارم چرا که با حذف یا بدون حذف زنان از متن جامعه، بر تارک بلند ایران تا ابد خواهند درخشید.
نمیتوانم تصور کنم در اتاقی که برای این موضوع تشکیل شده، چه کسانی حضور داشتهاند؟ در چه خانوادههایی و با چه خط فکری پرورش یافتهاند؟ چه بحثهایی صورت گرفته؟ آیا خود آن افراد دختر داشتهاند یا نه؟ اولویت و حیاتی بودن این موضوع نسبت به مشکلات عدیدهای که با آن روبرو هستیم در چه حد بوده که منجر به این تصمیم شده است؟ ولی برای من به عنوان یک ایرانی، یک مادر، یک زن و کسی که به صورت میانگین پس از ۲۶ سال سابقه تدریس برای بیش از ۵۰۰۰ دانش آموز دختر، مادری کردهام، این اتفاق را یک لکه ننگ بزرگ میدانم بر دامن فرهنگ کشورم.
خودم را محق میدانم از مسئولین ذیربط این سوال را بپرسم که دلیل حذف تصویر نمادین دختران از روی جلد کتاب درسی چه بوده است؟
🆔 @jameeno
🔸آنها قابل حذف نیستند!
🖌کبری دولتی / معلم
▫️باورنکردنی بود.حذف عکس کارتونی دخترکانی با لباس مدرسه، با مقنعه و با هدبند!! از روی جلد کتاب ریاضی سوم دبستان!
این دختربچهها در واقعیت میتوانند نه ساله باشند و حتی میشد تصویری بدون حجاب از آنها را روی جلد کتاب زد. اگر قوانین اسلامی به درستی و بدون افراط اجرا میشد. ولی در کمال ناباوری امسال در چاپ جدید کتابهای درسی، عکس دختران حذف شده است.
نمیخواهم از تاریخ درخشان حضور زنان و دختران بگویم، صد البته آن که بخواهد بداند میداند و آنکه چشمش را بر این موضوع بسته است، هیچگاه باز نخواهد کرد.
نمیخواهم لیست بلندبالای دختران موفق ایرانی را بشمارم چرا که با حذف یا بدون حذف زنان از متن جامعه، بر تارک بلند ایران تا ابد خواهند درخشید.
نمیتوانم تصور کنم در اتاقی که برای این موضوع تشکیل شده، چه کسانی حضور داشتهاند؟ در چه خانوادههایی و با چه خط فکری پرورش یافتهاند؟ چه بحثهایی صورت گرفته؟ آیا خود آن افراد دختر داشتهاند یا نه؟ اولویت و حیاتی بودن این موضوع نسبت به مشکلات عدیدهای که با آن روبرو هستیم در چه حد بوده که منجر به این تصمیم شده است؟ ولی برای من به عنوان یک ایرانی، یک مادر، یک زن و کسی که به صورت میانگین پس از ۲۶ سال سابقه تدریس برای بیش از ۵۰۰۰ دانش آموز دختر، مادری کردهام، این اتفاق را یک لکه ننگ بزرگ میدانم بر دامن فرهنگ کشورم.
خودم را محق میدانم از مسئولین ذیربط این سوال را بپرسم که دلیل حذف تصویر نمادین دختران از روی جلد کتاب درسی چه بوده است؟
🆔 @jameeno
#الف
🔸پول را تعقیب کن!
▫️شورای سردبیری : "تعقیبپول" یک روش سردرآوردن از ماهیت اعمال اقتصادی حکومتهاوسرمایهداران عمده حاکم بر اقتصاد است. معنی مشخصیمیتوان برای این اصطلاح عرضه کرد: ببین پول درکجا خلق میشود، گردش آن چگونه است، درنهایت کجا رسوب میکند، و چه کسی هزینه نهایی خلق پول را میدهد تا متوجه شوی در عرصه اقتصاد چه میگذرد. واقعیت آن است که مجموعه حکومتها و کلانسرمایه داران که دستگاهحاکمه را شکل میدهند،علاقه ندارندتوده و عوام از ماهیت گردش اقتصاد سر دربیاورند و اعمال خود را در پوششی از نامگذاریهای پیچیده و اصطلاحات حسابداری پنهان میکنند. به عنوان تازهترین نمونه این شگردحکومتی، طرح تازه با عنوان اختصاص بخشی از منابع صندوق ملی توسعه به حمایت از بازار سهام را زیر ذرهبین "تعقیبپول" میگذاریم.
این داستان تعقیبپول از آنجا آغاز میشود که حکومت سیاست کشاندن پساندازها به بازار سرمایه را با هدف استفاده از آن در مسیر تامین کسر بودجه شروع کرد. مانند کسی که با کشرفتن یک مشت گردو مزه آن را چشیده و چون لو نرفته با گونی به سراغ انبار میرود، در نزدیک به ده ماه اخیر با طعمه قراردادن سرمایههای موسسات عمومی جریانیابی پس اندازها به بازار سرمایه را از شکل جوی و نهر به صورت سیلابی در آورد. گفتهشده که درآمد حاصله ازواگذاری سهام به منابع هزینهای دولت و موسسات عمومی مانند تامین اجتماعی تبدیل شده است. در واقعمردم دربرابر دریافت سهام، با پس انداز خود هزینه دولت وپرداخت حقوقها( مثلا حقوق بازنشستههای تامین اجتماعی) را تامین کردهاند. نکته این است که حکومت برای دریافت ریال هرچه بیشتر، در بادکنک قیمت سهام دمیده است، زیراهمه اهل فن قبول دارند که افزایش های غیر عادی در ارزش ریالی سهام با واقعیات اقتصاد ایران همخوان نبود. حبابی بود که یا باید میترکید و یا باید با افزایش سریع نرخ تورم ارزش سهام تعدیل و حباب در دل تورم گم میشد. چیزی که اکنون به عنوان بخشی از پروسه تعدیل در حال رخ دادن است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید.
https://telegra.ph/cv-09-12-2
🔸پول را تعقیب کن!
▫️شورای سردبیری : "تعقیبپول" یک روش سردرآوردن از ماهیت اعمال اقتصادی حکومتهاوسرمایهداران عمده حاکم بر اقتصاد است. معنی مشخصیمیتوان برای این اصطلاح عرضه کرد: ببین پول درکجا خلق میشود، گردش آن چگونه است، درنهایت کجا رسوب میکند، و چه کسی هزینه نهایی خلق پول را میدهد تا متوجه شوی در عرصه اقتصاد چه میگذرد. واقعیت آن است که مجموعه حکومتها و کلانسرمایه داران که دستگاهحاکمه را شکل میدهند،علاقه ندارندتوده و عوام از ماهیت گردش اقتصاد سر دربیاورند و اعمال خود را در پوششی از نامگذاریهای پیچیده و اصطلاحات حسابداری پنهان میکنند. به عنوان تازهترین نمونه این شگردحکومتی، طرح تازه با عنوان اختصاص بخشی از منابع صندوق ملی توسعه به حمایت از بازار سهام را زیر ذرهبین "تعقیبپول" میگذاریم.
این داستان تعقیبپول از آنجا آغاز میشود که حکومت سیاست کشاندن پساندازها به بازار سرمایه را با هدف استفاده از آن در مسیر تامین کسر بودجه شروع کرد. مانند کسی که با کشرفتن یک مشت گردو مزه آن را چشیده و چون لو نرفته با گونی به سراغ انبار میرود، در نزدیک به ده ماه اخیر با طعمه قراردادن سرمایههای موسسات عمومی جریانیابی پس اندازها به بازار سرمایه را از شکل جوی و نهر به صورت سیلابی در آورد. گفتهشده که درآمد حاصله ازواگذاری سهام به منابع هزینهای دولت و موسسات عمومی مانند تامین اجتماعی تبدیل شده است. در واقعمردم دربرابر دریافت سهام، با پس انداز خود هزینه دولت وپرداخت حقوقها( مثلا حقوق بازنشستههای تامین اجتماعی) را تامین کردهاند. نکته این است که حکومت برای دریافت ریال هرچه بیشتر، در بادکنک قیمت سهام دمیده است، زیراهمه اهل فن قبول دارند که افزایش های غیر عادی در ارزش ریالی سهام با واقعیات اقتصاد ایران همخوان نبود. حبابی بود که یا باید میترکید و یا باید با افزایش سریع نرخ تورم ارزش سهام تعدیل و حباب در دل تورم گم میشد. چیزی که اکنون به عنوان بخشی از پروسه تعدیل در حال رخ دادن است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید.
https://telegra.ph/cv-09-12-2
Telegraph
پول را تعقیب کن!
شورای سردبیری : "تعقیبپول" یک روش سردرآوردن از ماهیت اعمال اقتصادی حکومتهاوسرمایهداران عمده حاکم بر اقتصاد است. معنی مشخصیمیتوان برای این اصطلاح عرضه کرد: ببین پول درکجا خلق میشود، گردش آن چگونه است، درنهایت کجا رسوب میکند، و چه کسی هزینه نهایی خلق پول…
#الف
🔸افسانههای ارزی!
▫️تحریریه جامعهنو: چند روز پیش، یک شخص باسواد و موجه در انتقاد از وضع کشور به این نیز اشاره کرد که سوءاستفادهکنندگانی ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفتهو در بازار آزاد فروختهاند. اولین بار نیست که این داستان عوام پسند بر زبان آگاهان میآید. حساب حکومتیها که پشت این افسانه چیزهای مهمی را پنهان میکنند جداست، ولی ظاهرا خیلی از اشخاصی که انتظار نمیرود نیز این قصه را باور کردهاند. اما ماجرا اصلا این نیست.
تخصیص ارز به اشخاص و شرکتهای وارد کننده کار پیش پا افتادهای نیست. تقاضای واردات براساس مکاتباتی با یک بانک خارجی برآورده میشود. مختصر معمولش این است که پس از طی مراحل اولیه و ارائه پیش فاکتور خارجی، واردکننده ازطریق بانک خودش پول ارز تخصیصی را متعهد میشود و امکان پرداخت ارزی پیدا میکند. سپس بر اساس نوع قراردادخرید ، مثلا پرداخت بهای کالاهنگامی که محموله ازکارخانه خارج شد و یاهنگامی که به بندر رسید بانک ایرانی ارز را به بانک فروشنده خارجی منتقل میکند. یعنی اصلا ارز دست کسی داده نمیشود که در بازار بفروشد. البته امکان زدوبند با تامین کنندگان خارجی وجود دارد، ولی پروسه دریافت ارز دست یک نفر نیست که قابل کنترل نباشد که کی بوده و چه کرده. به خاطر تحریمها هم یک سری خریدهای حواله ای هست که اگرتقلبی در آنها صورت گیرد پای بانکها و مقامات در آن هست وگرنه ارزی را نمیتوان جابجا کرد. بنابراین داستان ارزگرفتند و دربازار آزاد فروختند انحرافی و خررنگ کن است.
اصل ماجرای ارز ۴۲۰۰تومانی هم آن نیست که گفتند. اول اینکه روز اول اعلام آن توسط جهانگیری همه مقامات به خط شدند و از آن دفاع کردند. الان صف کشیدهاند و میگویند موافق نبودهاند. واقعش این است که فرمول تعیین رقم ۴۲۰۰تومان به ازای هردلار نیز جعلی است. نقل رسمی اش این است که میگویندجوانک کمسوادی که برادر معاون وزیر خارجه هم بوده در بانک مرکزی براساس یک جمله شایع در روزنامه ها (نرخ ارز واقعی هرسال از ضرب مابهالتفاوت نرخ تورم خارجی و داخلی درنرخ سال پیش بدست میآید) این عدد را به دست جهانگیری داده که فقط نصف آن واقع است: تعیین این نرخ درست زمانی صورت گرفت که ترامپ دراوایل ۹۷تحریمها و تهدید بانکها را درمورد انتقالات مرتبط با ایران شروع کرد. عقل ملی و غیرخبیث در آن مقطع حکم میکرد حکومت محکم درخزانه را بگیرد چون دوران سختی آغاز میشد. عقل غیرملی وکجدست که از جای دیگر فرمان میدادتوصیه میکرد عوامل تامیتوانندبا نرخ پایین ارزخارج کنند برای همه انواع هزینه های پنهان. به همین خاطر بود که در دوران اوج تخصیص (فروردین و اردیبهشت ۹۷) وقایع عجیبی رخ داد. شرکتهای و اشخاص مجهولالهویه که محل کار هفتگی اجاره کرده بودند ، اوراق جعلی داشتند و کسی سوالات زیادی از آنها نمیکرد متقاضی ارز خارجی شدند و همینها هستند که گفته میشود پول را برده اما کالا وارد نکردهاند. اماباور کردن بی هویت بودن آنها نیز سادهانگارانه است. میتوان پرسید بهای ارز دریافتی این اشخاص از کجا واریز شده است ؟برای دریافت ۱۰۰ میلیون دلار ارز باید ۴۲۰ میلیارد تومان پرداخت میشده ، آیا میتوانید در ایران این مقدار پول در حساب داشته باشید و دستگاه امنیت کاری به هویتتان نداشته باشد؟ جوابش یک نه محکم است.
داستان کارت بازرگانی کارتن خواب ها هم در ابعادی با حجم تجارت خارجی از اساس بیبنیاد است. میتوان با کارت ملی یک کارتنخواب خریدوفروشی کرد و به خاطر کندی سیستم مالیاتی در رسیدگی آن بدبخت را گرفتار کرد و از دادن مالیات در رفت، ولی نمیتوان باکارت بازرگانی کارتنخواب صادرات و واردات کرد و از چشم دستگاه امنیت و سیستم گمرک و ناظران نظام توزیع پنهان ماند... این افسانهپردازیها، میخواهدچیزهایی را از چشم ما پنهان کند: چپاول سیستماتیک و داستانسرایی تلویزیونی به موازات هم جلو میروند!
اما فقط افسانهها نیستند که با هدف پنهانسازی چپاول ساخته میشوند. سیاستهای رسمی هم در همین جهت حرکت میکنند. نپیوستن به کنوانسیونهای جهانی ردگیری حرکت پول(مثلا افایتیاف) با همین هدف رذیلانه صورت میگیرند،درحالیکه کارکرد آنهاجلوگیری از این غارتهااست و در آنها هم افسانهسرایی هست. مثلا اینکه این خارجیها میخواهند از کارما سردربیاورند و جاسوسی کنندو... راستش آنها از درون اتاقهای دربسته ماهم خبرها دارند و تا به حال نشده کاری کنیم که آنها ردش را نزنند. مساله فقط این است که انتقالات غارتگرانه باید پنهان بمانند.
آنچه در مقابل چشمان ما بویژه در تلویزیون جریان دارد روکردن پرونده تاجران متقلبی است که در بخش خصوصی غیرخودی و در شراکت با مباشران درجهسوم حکومت از کانالها، سوراخها و نقبهای تعبیه و یا به عمد دیده نشده بدون اجازه به نفع خودشان حسناستفاده کردهاند! آنها را دراز میکنند، اما... بخش اعظم این کوه یخ از چشم ما پنهان است و قرار است پنهان بماند.
🆔 @jameeno
🔸افسانههای ارزی!
▫️تحریریه جامعهنو: چند روز پیش، یک شخص باسواد و موجه در انتقاد از وضع کشور به این نیز اشاره کرد که سوءاستفادهکنندگانی ارز ۴۲۰۰ تومانی گرفتهو در بازار آزاد فروختهاند. اولین بار نیست که این داستان عوام پسند بر زبان آگاهان میآید. حساب حکومتیها که پشت این افسانه چیزهای مهمی را پنهان میکنند جداست، ولی ظاهرا خیلی از اشخاصی که انتظار نمیرود نیز این قصه را باور کردهاند. اما ماجرا اصلا این نیست.
تخصیص ارز به اشخاص و شرکتهای وارد کننده کار پیش پا افتادهای نیست. تقاضای واردات براساس مکاتباتی با یک بانک خارجی برآورده میشود. مختصر معمولش این است که پس از طی مراحل اولیه و ارائه پیش فاکتور خارجی، واردکننده ازطریق بانک خودش پول ارز تخصیصی را متعهد میشود و امکان پرداخت ارزی پیدا میکند. سپس بر اساس نوع قراردادخرید ، مثلا پرداخت بهای کالاهنگامی که محموله ازکارخانه خارج شد و یاهنگامی که به بندر رسید بانک ایرانی ارز را به بانک فروشنده خارجی منتقل میکند. یعنی اصلا ارز دست کسی داده نمیشود که در بازار بفروشد. البته امکان زدوبند با تامین کنندگان خارجی وجود دارد، ولی پروسه دریافت ارز دست یک نفر نیست که قابل کنترل نباشد که کی بوده و چه کرده. به خاطر تحریمها هم یک سری خریدهای حواله ای هست که اگرتقلبی در آنها صورت گیرد پای بانکها و مقامات در آن هست وگرنه ارزی را نمیتوان جابجا کرد. بنابراین داستان ارزگرفتند و دربازار آزاد فروختند انحرافی و خررنگ کن است.
اصل ماجرای ارز ۴۲۰۰تومانی هم آن نیست که گفتند. اول اینکه روز اول اعلام آن توسط جهانگیری همه مقامات به خط شدند و از آن دفاع کردند. الان صف کشیدهاند و میگویند موافق نبودهاند. واقعش این است که فرمول تعیین رقم ۴۲۰۰تومان به ازای هردلار نیز جعلی است. نقل رسمی اش این است که میگویندجوانک کمسوادی که برادر معاون وزیر خارجه هم بوده در بانک مرکزی براساس یک جمله شایع در روزنامه ها (نرخ ارز واقعی هرسال از ضرب مابهالتفاوت نرخ تورم خارجی و داخلی درنرخ سال پیش بدست میآید) این عدد را به دست جهانگیری داده که فقط نصف آن واقع است: تعیین این نرخ درست زمانی صورت گرفت که ترامپ دراوایل ۹۷تحریمها و تهدید بانکها را درمورد انتقالات مرتبط با ایران شروع کرد. عقل ملی و غیرخبیث در آن مقطع حکم میکرد حکومت محکم درخزانه را بگیرد چون دوران سختی آغاز میشد. عقل غیرملی وکجدست که از جای دیگر فرمان میدادتوصیه میکرد عوامل تامیتوانندبا نرخ پایین ارزخارج کنند برای همه انواع هزینه های پنهان. به همین خاطر بود که در دوران اوج تخصیص (فروردین و اردیبهشت ۹۷) وقایع عجیبی رخ داد. شرکتهای و اشخاص مجهولالهویه که محل کار هفتگی اجاره کرده بودند ، اوراق جعلی داشتند و کسی سوالات زیادی از آنها نمیکرد متقاضی ارز خارجی شدند و همینها هستند که گفته میشود پول را برده اما کالا وارد نکردهاند. اماباور کردن بی هویت بودن آنها نیز سادهانگارانه است. میتوان پرسید بهای ارز دریافتی این اشخاص از کجا واریز شده است ؟برای دریافت ۱۰۰ میلیون دلار ارز باید ۴۲۰ میلیارد تومان پرداخت میشده ، آیا میتوانید در ایران این مقدار پول در حساب داشته باشید و دستگاه امنیت کاری به هویتتان نداشته باشد؟ جوابش یک نه محکم است.
داستان کارت بازرگانی کارتن خواب ها هم در ابعادی با حجم تجارت خارجی از اساس بیبنیاد است. میتوان با کارت ملی یک کارتنخواب خریدوفروشی کرد و به خاطر کندی سیستم مالیاتی در رسیدگی آن بدبخت را گرفتار کرد و از دادن مالیات در رفت، ولی نمیتوان باکارت بازرگانی کارتنخواب صادرات و واردات کرد و از چشم دستگاه امنیت و سیستم گمرک و ناظران نظام توزیع پنهان ماند... این افسانهپردازیها، میخواهدچیزهایی را از چشم ما پنهان کند: چپاول سیستماتیک و داستانسرایی تلویزیونی به موازات هم جلو میروند!
اما فقط افسانهها نیستند که با هدف پنهانسازی چپاول ساخته میشوند. سیاستهای رسمی هم در همین جهت حرکت میکنند. نپیوستن به کنوانسیونهای جهانی ردگیری حرکت پول(مثلا افایتیاف) با همین هدف رذیلانه صورت میگیرند،درحالیکه کارکرد آنهاجلوگیری از این غارتهااست و در آنها هم افسانهسرایی هست. مثلا اینکه این خارجیها میخواهند از کارما سردربیاورند و جاسوسی کنندو... راستش آنها از درون اتاقهای دربسته ماهم خبرها دارند و تا به حال نشده کاری کنیم که آنها ردش را نزنند. مساله فقط این است که انتقالات غارتگرانه باید پنهان بمانند.
آنچه در مقابل چشمان ما بویژه در تلویزیون جریان دارد روکردن پرونده تاجران متقلبی است که در بخش خصوصی غیرخودی و در شراکت با مباشران درجهسوم حکومت از کانالها، سوراخها و نقبهای تعبیه و یا به عمد دیده نشده بدون اجازه به نفع خودشان حسناستفاده کردهاند! آنها را دراز میکنند، اما... بخش اعظم این کوه یخ از چشم ما پنهان است و قرار است پنهان بماند.
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸 رسانههای عصرگوتنبرگ و دموکراسی خواهی
🖌مرتضی حق بیان
▫️میزان آزادیهای فردی و اجتماعی یک کشور را با نگاه به وضعیت رسانههای آن کشور میتوان سنجید. این جمله را بسیاری از جامعه شناسان و صاحب نظران علوم ارتباطات درلابهلای سخنان خود گفتهاند. اما چه رسانهای؟
گفتنی ست وجود رسانه در هر جامعه به خودی خود نشان دهنده تمایل آن جامعه به دموکراسی خواهی ست، چون ذات این شاخه از علوم اجتماعی و ارتباطات به کثرت گرایی، دگراندیشی، انبساطی، خردورزی و به روز رسانیگرایش دارد و هر یک ازاین ویژگی ها، نشانههایی از دموکراسی طلبیست که با معیار رسانه سنجیده میشود. اما چه رسانههایی قدرت این سنجش را دارد؟
«اسكات» اولين سردبير روزنامه گاردين درمورد نقش مطبوعات ميگويد؛ «مطبوعات به عنوان يكي از وسايل ارتباط جمعي داراي دو نقش اساسی است يكي اطلاعرساني و ديگري بيان عقايد.»
اطلاع رسانی درست، به موقع و به جا میتواند مردم را به نسبت اتفاقات و مسائل جامعه با خبر کند و مردم را از حق اولیه خود یعنی حق دانستن، برخوردار نماید. همچنین باعث شفاف سازی و عامل بازدارنده از فساد میشود.
شفافيت كُـنشهاي حكومتی، يكي از اركان نظامهاي دموكراتيك است و به تبع انتظار میرود حاکمیت هم از رسانه انتشار مطالب شفاف و به دور از سانسور و دروغ را بخواهد. انتشارمطالب شفاف و بدون سانسور، از بروز فساد و رفتارهای غیرشرعی، غیر عرفی و غیرمسئولانه جلوگیری میکند و به عنوان مکانیسم نظارتی این قابلیت را دارد به دستگاه قضایی و قانونگذار هر کشور کمک کند.
جامعه مردم سالار، یک جامعه منبسط، آگاه و به روز است؛ هر فرد در آن جامعه جایگاه خود را دارند و در حوزه خود تاثیر گذار و مسئولیت پذیریاند. تکثرگرایی و دگراندیشی درجامعهی منبسط اتفاق میافتد و هیچ کس در پی حذف دیگری نیست. رسانههای آزاد در جامعه دمکرات مجال ترویج تفکر بسته و انقباضی را نمیدهد و جامعه را درسطح بالایی از رشد وآگاهی نگه میدارد وحتی ضامن آن است.
اعتقاد دانشمندان براین است باورپذیری افراد به نسبت پیش نیازهای تفکر دموکراتیک، از درون فرد شکل میگیرد ومنجر به رفتار بیرونی میشود و ابزارهایی چون رسانه جمعی دراین تاثیرگذاری نقش بسزایی دارند و عاملی بازدارنده برای رفتارهای غیر دموکراتیک است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/med-09-15
🔸 رسانههای عصرگوتنبرگ و دموکراسی خواهی
🖌مرتضی حق بیان
▫️میزان آزادیهای فردی و اجتماعی یک کشور را با نگاه به وضعیت رسانههای آن کشور میتوان سنجید. این جمله را بسیاری از جامعه شناسان و صاحب نظران علوم ارتباطات درلابهلای سخنان خود گفتهاند. اما چه رسانهای؟
گفتنی ست وجود رسانه در هر جامعه به خودی خود نشان دهنده تمایل آن جامعه به دموکراسی خواهی ست، چون ذات این شاخه از علوم اجتماعی و ارتباطات به کثرت گرایی، دگراندیشی، انبساطی، خردورزی و به روز رسانیگرایش دارد و هر یک ازاین ویژگی ها، نشانههایی از دموکراسی طلبیست که با معیار رسانه سنجیده میشود. اما چه رسانههایی قدرت این سنجش را دارد؟
«اسكات» اولين سردبير روزنامه گاردين درمورد نقش مطبوعات ميگويد؛ «مطبوعات به عنوان يكي از وسايل ارتباط جمعي داراي دو نقش اساسی است يكي اطلاعرساني و ديگري بيان عقايد.»
اطلاع رسانی درست، به موقع و به جا میتواند مردم را به نسبت اتفاقات و مسائل جامعه با خبر کند و مردم را از حق اولیه خود یعنی حق دانستن، برخوردار نماید. همچنین باعث شفاف سازی و عامل بازدارنده از فساد میشود.
شفافيت كُـنشهاي حكومتی، يكي از اركان نظامهاي دموكراتيك است و به تبع انتظار میرود حاکمیت هم از رسانه انتشار مطالب شفاف و به دور از سانسور و دروغ را بخواهد. انتشارمطالب شفاف و بدون سانسور، از بروز فساد و رفتارهای غیرشرعی، غیر عرفی و غیرمسئولانه جلوگیری میکند و به عنوان مکانیسم نظارتی این قابلیت را دارد به دستگاه قضایی و قانونگذار هر کشور کمک کند.
جامعه مردم سالار، یک جامعه منبسط، آگاه و به روز است؛ هر فرد در آن جامعه جایگاه خود را دارند و در حوزه خود تاثیر گذار و مسئولیت پذیریاند. تکثرگرایی و دگراندیشی درجامعهی منبسط اتفاق میافتد و هیچ کس در پی حذف دیگری نیست. رسانههای آزاد در جامعه دمکرات مجال ترویج تفکر بسته و انقباضی را نمیدهد و جامعه را درسطح بالایی از رشد وآگاهی نگه میدارد وحتی ضامن آن است.
اعتقاد دانشمندان براین است باورپذیری افراد به نسبت پیش نیازهای تفکر دموکراتیک، از درون فرد شکل میگیرد ومنجر به رفتار بیرونی میشود و ابزارهایی چون رسانه جمعی دراین تاثیرگذاری نقش بسزایی دارند و عاملی بازدارنده برای رفتارهای غیر دموکراتیک است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/med-09-15
Telegraph
رسانههای عصرگوتنبرگ و دموکراسی خواهی
میزان آزادیهای فردی و اجتماعی یک کشور را با نگاه به وضعیت رسانههای آن کشور میتوان سنجید. این جمله را بسیاری از جامعه شناسان و صاحب نظران علوم ارتباطات درلابهلای سخنان خود گفتهاند. اما چه رسانهای؟ گفتنی ست وجود رسانه در هر جامعه به خودی خود نشان دهنده…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹 واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان
🖌رضا داودی
🔺"عشق به گذشته ی کهن از نفرت از حال آب می خورد "
▫️زایش اسطوره ی ۷ آبان و نام گذاری چنین روزی به نام روز کورش در دو دهه ی اخیر که مصادف با ورود کورش به بابل است ؛ مستلزم تامل و بررسی است .بدون شک چرایی و چگونگی ظهور این اسطوره در عصر حاضر پرسش و بررسی بیشتری را می طلبد . فقدان نام گذاری و ساخت چنین اسطوره و برگزاری مراسمی به افتخار کورش در پاسارگاد در ذهن ایدئولوگ های حکومت پهلوی ، بیانگر توجه بیشتر به تضادهای کنونی فکری در جامعه است . ظهور اسطوره ای با ماهیتی ایدئولوژیک و نوستالژیک نمایانگر تداوم و تقویت دوگانه ی تکراری اسلامیت - ایرانیت است .
در جامعه ای که به شدت اسیر دوگانه هاست پیدایش اسطوره های قطبی شده و بسیار افراطی چندان دور از انتظار نمی نماید .
شاید اکثر هوادارن اسطوره ی ۷ آبان از منشا و علت نامگذاری چنین روزی بی خبرند و بر این باورند که ۷ آبان روز تولد کورش است . ولی برخی از هواداران این اسطوره ، رویداد ورود کورش به بابل و اصولا فتح بابل را یکی از نقاط عطف تاریخ ایران برای خلق اعتبار و افتخار کاذب می دانند و در نهایت یک نوستالژی به شدت قطبی شده را بازتولید می کنند .
این اسطوره به زعم باورمندان به آن ، نشانه های بزرگترین تساهل مذهبی تاریخی و رعایت موازین حقوق بشری را در بن مایه ی خود دارد و ۷ آبان را مبدل به نماد ملی گرایی و فخر به گذشته ساخته است . طرفداران این نوع نگرش ، از استوانه ی گلی کورش در بابل به عنوان اولین سند حقوق بشر یاد می کنند و آن را مایه ی فخر و مباهات ایران و ایرانی می پندارند . اگر چه اینان همانند دسته ای که تصور می کنند ۷ آبان روز تولد کورش است از حقوق بشر و مفهوم و تاریخچه ی آن به کلی بی خبرند و فقط مستمسکی در اختیار دارند که به آن افتخار کنند و باور به دوگانه ها را تقویت کنند و با انکار هویت واقعی و انکار بخش بزرگی از تاریخ ایران بر طبل هویتی تخیلی می کوبند .
مضحک تر اینکه این افراد متعصب و دو آتشه با هر نیتی ، حتی متن استوانه را یا نخوانده اند و یا ارجاعشان به ترجمه های ایدئولوژیک و تحریف آمیز دوران پهلوی از استوانه ی گلی است . این دسته حتی از دشواری های ترجمه ی کتیبه ها و خطوط باستانی و حتی از شکستگی های برخی خطوط استوانه و ابهام های استوانه بی خبرند همانگونه که از مفاهمیی چون حقوق ، بشر و تساهل ناآگاهند .
به زایش اسطوره ی ۷ آبان می توان از دو منظر نگریست.
عدم آگاهی تاریخی و دوگانه ی تکراری ایرانیت - اسلامیت .
رویکرد و هدف این نوشتار آگاهی و هویدا ساختن حقایق تاریخی است و علل گرایش به دوگانه مزبور نیازمند تحلیل های عمیق تر و تخصصی تر جامعه شناختی ، فلسفی ، روانشناختی و ... است . آلفرد شوتس جامعه شناس اتریشی معتقد است قلمرو کنش های اسلاف ( vorwelt ) برای ما دشوار است ، زیرا در این مورد ناچاریم مقولات فکری امروزی را با نگاهی به گذشته ی تاریخی به کار ببندیم و معمولا از مقولات رایج در زمانه ی آنها استفاده نمی کنیم . استفاده از مقولات فکری امروزی برای تحلیل کنش های گذشتگان ، کاری است که امروزه برخی افراد عمدا یا سهوا با نیات مختلف از اعمال کورش انجام می دهند و نتایج دلخواه خود را می گیرند . با توجه به دشواری های موجود به دلایل گوناگون از جمله فقدان اسناد و عدم تطبیق زمانی و فهم دقیق کنش های انسان هزاران سال پیش ، تحلیل و فهم اتفاقی در گذشته ای دور با منطقی بسیار متفاوت از روزگار کنونی ، تحلیل و کشف حقیقت را برای افراد طالب حقیقت و ژرف نگر دشوار می سازد .
واقعه ی ورود کورش بدون خشونت و خون ریزی به بابل ، جهت واکاوی اسطوره ی ۷ آبان در درجه ی اول اهمیت قرار دارد . استناد چنین ادعایی لوح گلی یا منشور کورش است .
اما منابع اطلاعاتی درباره ی فتح بابل عبارتند از :
۱- استوانه کورش
۲-سالنامه ی نبونید
۳-مدیحه یا خطابه ی ستایش آمیز کورش
۴-منابع مذهبی یهودی
۵- منابع تاریخی یونانی
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/cv-09-17-2
🔹 واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان
🖌رضا داودی
🔺"عشق به گذشته ی کهن از نفرت از حال آب می خورد "
▫️زایش اسطوره ی ۷ آبان و نام گذاری چنین روزی به نام روز کورش در دو دهه ی اخیر که مصادف با ورود کورش به بابل است ؛ مستلزم تامل و بررسی است .بدون شک چرایی و چگونگی ظهور این اسطوره در عصر حاضر پرسش و بررسی بیشتری را می طلبد . فقدان نام گذاری و ساخت چنین اسطوره و برگزاری مراسمی به افتخار کورش در پاسارگاد در ذهن ایدئولوگ های حکومت پهلوی ، بیانگر توجه بیشتر به تضادهای کنونی فکری در جامعه است . ظهور اسطوره ای با ماهیتی ایدئولوژیک و نوستالژیک نمایانگر تداوم و تقویت دوگانه ی تکراری اسلامیت - ایرانیت است .
در جامعه ای که به شدت اسیر دوگانه هاست پیدایش اسطوره های قطبی شده و بسیار افراطی چندان دور از انتظار نمی نماید .
شاید اکثر هوادارن اسطوره ی ۷ آبان از منشا و علت نامگذاری چنین روزی بی خبرند و بر این باورند که ۷ آبان روز تولد کورش است . ولی برخی از هواداران این اسطوره ، رویداد ورود کورش به بابل و اصولا فتح بابل را یکی از نقاط عطف تاریخ ایران برای خلق اعتبار و افتخار کاذب می دانند و در نهایت یک نوستالژی به شدت قطبی شده را بازتولید می کنند .
این اسطوره به زعم باورمندان به آن ، نشانه های بزرگترین تساهل مذهبی تاریخی و رعایت موازین حقوق بشری را در بن مایه ی خود دارد و ۷ آبان را مبدل به نماد ملی گرایی و فخر به گذشته ساخته است . طرفداران این نوع نگرش ، از استوانه ی گلی کورش در بابل به عنوان اولین سند حقوق بشر یاد می کنند و آن را مایه ی فخر و مباهات ایران و ایرانی می پندارند . اگر چه اینان همانند دسته ای که تصور می کنند ۷ آبان روز تولد کورش است از حقوق بشر و مفهوم و تاریخچه ی آن به کلی بی خبرند و فقط مستمسکی در اختیار دارند که به آن افتخار کنند و باور به دوگانه ها را تقویت کنند و با انکار هویت واقعی و انکار بخش بزرگی از تاریخ ایران بر طبل هویتی تخیلی می کوبند .
مضحک تر اینکه این افراد متعصب و دو آتشه با هر نیتی ، حتی متن استوانه را یا نخوانده اند و یا ارجاعشان به ترجمه های ایدئولوژیک و تحریف آمیز دوران پهلوی از استوانه ی گلی است . این دسته حتی از دشواری های ترجمه ی کتیبه ها و خطوط باستانی و حتی از شکستگی های برخی خطوط استوانه و ابهام های استوانه بی خبرند همانگونه که از مفاهمیی چون حقوق ، بشر و تساهل ناآگاهند .
به زایش اسطوره ی ۷ آبان می توان از دو منظر نگریست.
عدم آگاهی تاریخی و دوگانه ی تکراری ایرانیت - اسلامیت .
رویکرد و هدف این نوشتار آگاهی و هویدا ساختن حقایق تاریخی است و علل گرایش به دوگانه مزبور نیازمند تحلیل های عمیق تر و تخصصی تر جامعه شناختی ، فلسفی ، روانشناختی و ... است . آلفرد شوتس جامعه شناس اتریشی معتقد است قلمرو کنش های اسلاف ( vorwelt ) برای ما دشوار است ، زیرا در این مورد ناچاریم مقولات فکری امروزی را با نگاهی به گذشته ی تاریخی به کار ببندیم و معمولا از مقولات رایج در زمانه ی آنها استفاده نمی کنیم . استفاده از مقولات فکری امروزی برای تحلیل کنش های گذشتگان ، کاری است که امروزه برخی افراد عمدا یا سهوا با نیات مختلف از اعمال کورش انجام می دهند و نتایج دلخواه خود را می گیرند . با توجه به دشواری های موجود به دلایل گوناگون از جمله فقدان اسناد و عدم تطبیق زمانی و فهم دقیق کنش های انسان هزاران سال پیش ، تحلیل و فهم اتفاقی در گذشته ای دور با منطقی بسیار متفاوت از روزگار کنونی ، تحلیل و کشف حقیقت را برای افراد طالب حقیقت و ژرف نگر دشوار می سازد .
واقعه ی ورود کورش بدون خشونت و خون ریزی به بابل ، جهت واکاوی اسطوره ی ۷ آبان در درجه ی اول اهمیت قرار دارد . استناد چنین ادعایی لوح گلی یا منشور کورش است .
اما منابع اطلاعاتی درباره ی فتح بابل عبارتند از :
۱- استوانه کورش
۲-سالنامه ی نبونید
۳-مدیحه یا خطابه ی ستایش آمیز کورش
۴-منابع مذهبی یهودی
۵- منابع تاریخی یونانی
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/cv-09-17-2
Telegraph
واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان
"عشق به گذشته ی کهن از نفرت از حال آب می خورد " "الی خدوری " منشور کورش و روایت بابلی زایش اسطوره ی ۷ آبان و نام گذاری چنین روزی به نام روز کورش در دو دهه ی اخیر که مصادف با ورود کورش به بابل است ؛ مستلزم تامل و بررسی است .بدون شک چرایی و چگونگی ظهور…
🔻 شکارچیان، حیوانات " چه م سو" را قتل عام کرده اند
▫️ اجلال قوامی / جامعه نو: منطقه زیبا با طبیعتی بکر که این روزها صدای گلوله شکارچیان آرامش را از آن گرفته و بوی دود و خون حیوانات از همه جای آن به مشام می رسد.اینجا "چه م سو" در ۲۵ کیلومتری سنندج است که روستاهای زیادی در این منطقه واقع شده اند.شکایت و شکوائیه اهالی این روستاها از شکارچیان به سازمان حفاظت محیط زیست کردستان هم به جایی نرسیده و این منطقه به جولانگاه شکارچیان تبدیل شده است.شعیب رحمانی از فعالان زیست محیطی که خود در این منطقه به کشاورزی هم مشغول است،با نگرانی از کشتن حیوانات و پرندگان به ویژه " کبک ها" می گوید؛ تاکنون چندین بار از اقدامات غیر قانونی شکارچیان که حیوانات و پرندگان منطقه " سو" را قتل عام کرده اند به مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست کردستان شکایت برده ایم اما اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته است.این فعال زیست محیطی در ادامه از صدای ممتد شلیک گلوله در شب که آرامش روستاها را برهم زده به شدت نگران است و گفت: ظاهرا شکارچیان خیالشان راحت است که کسی مانع آن ها نمی شود و نسل حیوانات و پرندگان کمیاب در این روستاها با این کشتارها در معرض نابودی است و کسی هم پاسخگو نیست.در سال های اخیر سودجویان و شکارچیان در تاریکی شب در تیم های چند نفره در این روستاها به کشتار وسیع گونه های نادر جانوری دست زده اند و در این میان نهاد قانونی حفاظت از محیط زیست هم سکوت کرده و این مساله هم انتقاد فعالان زیست محیطی از بی توجهی سازمان عریض و طویلی که وظیفه اش حفاظت از زیست جانوری است را به دنبال داشته است.قصه ی بی توجهی و سکوت در برابرتخریب محیط زیست داستان دنباله داری است که داد همه را درآورده است و در این میان تنها مردم و فعالان زیست محیطی هستند که صدای شان به جایی نمی رسد.
🆔 @jameeno
▫️ اجلال قوامی / جامعه نو: منطقه زیبا با طبیعتی بکر که این روزها صدای گلوله شکارچیان آرامش را از آن گرفته و بوی دود و خون حیوانات از همه جای آن به مشام می رسد.اینجا "چه م سو" در ۲۵ کیلومتری سنندج است که روستاهای زیادی در این منطقه واقع شده اند.شکایت و شکوائیه اهالی این روستاها از شکارچیان به سازمان حفاظت محیط زیست کردستان هم به جایی نرسیده و این منطقه به جولانگاه شکارچیان تبدیل شده است.شعیب رحمانی از فعالان زیست محیطی که خود در این منطقه به کشاورزی هم مشغول است،با نگرانی از کشتن حیوانات و پرندگان به ویژه " کبک ها" می گوید؛ تاکنون چندین بار از اقدامات غیر قانونی شکارچیان که حیوانات و پرندگان منطقه " سو" را قتل عام کرده اند به مسئولان سازمان حفاظت محیط زیست کردستان شکایت برده ایم اما اقدام جدی در این زمینه صورت نگرفته است.این فعال زیست محیطی در ادامه از صدای ممتد شلیک گلوله در شب که آرامش روستاها را برهم زده به شدت نگران است و گفت: ظاهرا شکارچیان خیالشان راحت است که کسی مانع آن ها نمی شود و نسل حیوانات و پرندگان کمیاب در این روستاها با این کشتارها در معرض نابودی است و کسی هم پاسخگو نیست.در سال های اخیر سودجویان و شکارچیان در تاریکی شب در تیم های چند نفره در این روستاها به کشتار وسیع گونه های نادر جانوری دست زده اند و در این میان نهاد قانونی حفاظت از محیط زیست هم سکوت کرده و این مساله هم انتقاد فعالان زیست محیطی از بی توجهی سازمان عریض و طویلی که وظیفه اش حفاظت از زیست جانوری است را به دنبال داشته است.قصه ی بی توجهی و سکوت در برابرتخریب محیط زیست داستان دنباله داری است که داد همه را درآورده است و در این میان تنها مردم و فعالان زیست محیطی هستند که صدای شان به جایی نمی رسد.
🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔻سوریه به کدام طرف میرود؟
🔹سوریه به زودی قرارداد صلح با اسرائیل منعقد خواهد ساخت. در صورت محققشدن اهداف محور مقاومت!
▫️جامعه نو: مهدی دخل الله، یکی از اعضای شورای رهبری حزب بعث سوریه: با تحقق اهداف محور مقاومت، سوریه به زودی از محور مقاومت خارج خواهد شد.
مهدی دخل الله این موضوع را در گفتگویی تصریح کرد که با شبکه سوری الاخباریه انجام داده و موضوع ان بررسی توافقهای اخیر کشورها با اسرائیل بود.
او گفت: " اردن و حتی عربستان سعودی در پی ان هستند که در صورت تشکیل دولت فلسطین و بازگشت جولان، پیمانهایی را با اسرائیل ببندند. در ان صورت ما در برابر چه چیزی مقاومت میکنیم؟ هدف مقاومت در این صورت تحقق پیدا کرده و موضوع پایان یافته است"
او اضافه کرد: "اگر چنین چیزی در یک توافق روسی آمریکایی حاصل شود، طبیعی است که سوریه هم به ان رضایت خواهد داد، چون در این صورت اهداف مقاومت تحقق یافته است"
دخل الله در پاسخ به سوال مجری که آیا سناریوی رضایت و توافق سوریه فقط در درازمدت امکان تحقق دارد؟ گفت: "توافق به زودی صورت خواهد گرفت... و خواهیم دید"
🆔 @jameeno
🔹سوریه به زودی قرارداد صلح با اسرائیل منعقد خواهد ساخت. در صورت محققشدن اهداف محور مقاومت!
▫️جامعه نو: مهدی دخل الله، یکی از اعضای شورای رهبری حزب بعث سوریه: با تحقق اهداف محور مقاومت، سوریه به زودی از محور مقاومت خارج خواهد شد.
مهدی دخل الله این موضوع را در گفتگویی تصریح کرد که با شبکه سوری الاخباریه انجام داده و موضوع ان بررسی توافقهای اخیر کشورها با اسرائیل بود.
او گفت: " اردن و حتی عربستان سعودی در پی ان هستند که در صورت تشکیل دولت فلسطین و بازگشت جولان، پیمانهایی را با اسرائیل ببندند. در ان صورت ما در برابر چه چیزی مقاومت میکنیم؟ هدف مقاومت در این صورت تحقق پیدا کرده و موضوع پایان یافته است"
او اضافه کرد: "اگر چنین چیزی در یک توافق روسی آمریکایی حاصل شود، طبیعی است که سوریه هم به ان رضایت خواهد داد، چون در این صورت اهداف مقاومت تحقق یافته است"
دخل الله در پاسخ به سوال مجری که آیا سناریوی رضایت و توافق سوریه فقط در درازمدت امکان تحقق دارد؟ گفت: "توافق به زودی صورت خواهد گرفت... و خواهیم دید"
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸آسوده بخواب!
🖌احسان آزاد
📎این یادداشت یادآوری چند نکته است در خصوص یادداشتی که با عنوان "واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان" اخیرا در کانال تلگرام جامعه نو انتشار یافته است.
در اینجا به تحلیل تاریخی مفصلی که نگارنده یادداشت از نحوه ی فتح بابل بدست کوروش می دهد و همچنین منابع اشاره شده، به این دلیل که تاریخ در تخصص ام نیست، نمی پردازم. اما با توجه به شناخت از مبانی پژوهش در علوم اجتماعی و نیز از منظر کارکرد سیاسی به چند نکته اشاره میکنم.
۱. نگارنده با این استدلال که چون روایت غالب از پدیده ها و اتفاقات تاریخی که بدست صاحبان قدرت یا فاتحان نگارش شده است، خالی از حب و بغض نیست، از حقیقت به دور بوده و قابلیت استناد ندارد. فارغ از ایرادات نظری به این استدلال که در ادامه می آید، بر همین مبنا روایت یونانی از واقعه فتح بابل که از طرف نگارنده بعنوان روایت صحیح ارائه شده است را نیز می توان مخدوش شمرد. چرا که راویان یونانی آن نیز قطعا خالی از حب و بغض نسبت به امپراطوری کوروش نبوده اند.
۲. از نگاه نظری اما نکته اصلی اینجاست که در بر خورد با پدیده های اجتماعی آیا ما اساسا با حقیقتی ثابت و آبژکتیو روبرو هستیم که بتوان بر آن مبنا فرضیه ها و تحلیل های مختلف را قضاوت کرد و یا حقیقت پدیده های اجتماعی سیال و منقطع است و بر این مبنا با نگاه پوسیتیو( positive) در مفهوم پوپری آن، نمی توان به رد یا اثبات این فرضیه ها پرداخت. بر این اساس به نظر می رسد در تحلیل پدیده های اجتماعی به خاطر ماهیت پویا و پیچیده ی آنها بر خلاف علوم طبیعی، رویکرد هرمنوتیک(Hermeneutics) یا تاویلی متناسب تر باشد.
۳. نگارنده سعی دارد القا کند که اسطوره کوروش با آن ویژگی های خاص، بیشتر بر ساخته ای جعلی توسط ذهن اجتماع ست تا حقیقت تاریخی. در پاسخ باید گفت اساسا پدیده ها و مفاهیم اجتماعی در زمینه اجتماعی به طور مداوم باز تولید می شوند و پدیده ها و شخصیت های تاریخی هم از آن جدا نیستند. به روایتی اساسا هویت فردی و آنچنان که برگر و لوکمان ( Berger& Luckman) ارائه می کنند حتی " واقعیت" به طور اجتماعی ساخته می شود. لذا از این منظر کشف این حقیقت از اعتبار این مفاهیم و پدیده ها نمی کاهد.
۴. فارغ از این مباحث نظری از منظر کارکرد سیاسی، به نظر می رسد نگارنده با نگرانی در خصوص موج ملی گرایی اخیر که مورد استقبال قشر وسیعی از توده ی مردم بویژه جوانان قرار گرفته است، سعی دارد با نشان دادن جعلی بودن گذشته ی به اصطلاح با شکوه( کوروش بعنوان نماد اصلی آن ) البته به روایت اسناد و شواهد، سوء استفاده جریان های اپوزیسیون در راستای قدرت طلبی و کم سوادی توده ی نا آگاه را علل اصلی این استقبال بر شمارد. آنچنانکه در همین راستا به دوگانه اسلامیت-ملیت نیز اشاره می کند. واقعیت اما این است که توده ی اجتماع اسطوره های خود را که معمولا حامل همه ی ویژگی های آرمانی، فراموش شده و تحقیر شده اش است، در کتابخانه ها و لا به لای اسناد تاریخی جستجو نمی کند! جریان های سیاسی ، در این زمینه مشخص اپوزسیون خارج نشین هم سال های سال است که با همین گفتمان شبه تاریخی سعی در جذب مخاطب داشته است. آنچه هر چه بیشتر این روایتها و گرایشات ملی گرایانه را تقویت می کند و کرده است نه اپوزیسیون فرصت طلب و نه عدم اگاهی توده بلکه، رویکرد حکومت با ارزشها و هویت ملی یک جامعه با تاریخ و تمدن کهن است که به طور سیستماتیک طی سالها بر مبنای حذف، تحقیر و انکار بوده است. از رسوم و سنتهای ملی گرفته تا سبک زندگی و فرهنگ همه و همه از پسوند ملی تهی گردیده و در فرایند دگردیسی مذهب گرایانه به زور از هویت ملی خالی گشته است. در چنین بستری قطعا مردمان از هویت خود منقطع، دست به دامان اسطوره سازی برای بازیابی هویت خویش می شوند. لذا تا این زمینه ی انکار و تحقیر وجود داشته باشد این موج روز به روز فراگیر تر شده و مردمان بدنبال ایده آل های گم شده شان، دست به دامان اسطوره می شوند. تجربه انقلاب ۵۷ و گرایش توده ی مردم به گفتمان اسلامی برای مبارزه با رژیم گذشته هم بر همین مبنا قابل تفسیر است و گرنه روضه ها همان روضه ها و منبر ها همان منبرها بودند، تغییر اصلی در مستمعین خشمگین و تحقیر شده بود که روایت خود را از امام و یزید زمان می ساختند!
لذا با جهانخوار دانستن کوروش به جای منادی تساهل و تسامح، نه تنها چیزی عوض نمی شود بلکه به این احساس سرخوردگی ملی عمومی نیز دامن زده می شود.
🆔 @jameeno
🔸آسوده بخواب!
🖌احسان آزاد
📎این یادداشت یادآوری چند نکته است در خصوص یادداشتی که با عنوان "واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان" اخیرا در کانال تلگرام جامعه نو انتشار یافته است.
در اینجا به تحلیل تاریخی مفصلی که نگارنده یادداشت از نحوه ی فتح بابل بدست کوروش می دهد و همچنین منابع اشاره شده، به این دلیل که تاریخ در تخصص ام نیست، نمی پردازم. اما با توجه به شناخت از مبانی پژوهش در علوم اجتماعی و نیز از منظر کارکرد سیاسی به چند نکته اشاره میکنم.
۱. نگارنده با این استدلال که چون روایت غالب از پدیده ها و اتفاقات تاریخی که بدست صاحبان قدرت یا فاتحان نگارش شده است، خالی از حب و بغض نیست، از حقیقت به دور بوده و قابلیت استناد ندارد. فارغ از ایرادات نظری به این استدلال که در ادامه می آید، بر همین مبنا روایت یونانی از واقعه فتح بابل که از طرف نگارنده بعنوان روایت صحیح ارائه شده است را نیز می توان مخدوش شمرد. چرا که راویان یونانی آن نیز قطعا خالی از حب و بغض نسبت به امپراطوری کوروش نبوده اند.
۲. از نگاه نظری اما نکته اصلی اینجاست که در بر خورد با پدیده های اجتماعی آیا ما اساسا با حقیقتی ثابت و آبژکتیو روبرو هستیم که بتوان بر آن مبنا فرضیه ها و تحلیل های مختلف را قضاوت کرد و یا حقیقت پدیده های اجتماعی سیال و منقطع است و بر این مبنا با نگاه پوسیتیو( positive) در مفهوم پوپری آن، نمی توان به رد یا اثبات این فرضیه ها پرداخت. بر این اساس به نظر می رسد در تحلیل پدیده های اجتماعی به خاطر ماهیت پویا و پیچیده ی آنها بر خلاف علوم طبیعی، رویکرد هرمنوتیک(Hermeneutics) یا تاویلی متناسب تر باشد.
۳. نگارنده سعی دارد القا کند که اسطوره کوروش با آن ویژگی های خاص، بیشتر بر ساخته ای جعلی توسط ذهن اجتماع ست تا حقیقت تاریخی. در پاسخ باید گفت اساسا پدیده ها و مفاهیم اجتماعی در زمینه اجتماعی به طور مداوم باز تولید می شوند و پدیده ها و شخصیت های تاریخی هم از آن جدا نیستند. به روایتی اساسا هویت فردی و آنچنان که برگر و لوکمان ( Berger& Luckman) ارائه می کنند حتی " واقعیت" به طور اجتماعی ساخته می شود. لذا از این منظر کشف این حقیقت از اعتبار این مفاهیم و پدیده ها نمی کاهد.
۴. فارغ از این مباحث نظری از منظر کارکرد سیاسی، به نظر می رسد نگارنده با نگرانی در خصوص موج ملی گرایی اخیر که مورد استقبال قشر وسیعی از توده ی مردم بویژه جوانان قرار گرفته است، سعی دارد با نشان دادن جعلی بودن گذشته ی به اصطلاح با شکوه( کوروش بعنوان نماد اصلی آن ) البته به روایت اسناد و شواهد، سوء استفاده جریان های اپوزیسیون در راستای قدرت طلبی و کم سوادی توده ی نا آگاه را علل اصلی این استقبال بر شمارد. آنچنانکه در همین راستا به دوگانه اسلامیت-ملیت نیز اشاره می کند. واقعیت اما این است که توده ی اجتماع اسطوره های خود را که معمولا حامل همه ی ویژگی های آرمانی، فراموش شده و تحقیر شده اش است، در کتابخانه ها و لا به لای اسناد تاریخی جستجو نمی کند! جریان های سیاسی ، در این زمینه مشخص اپوزسیون خارج نشین هم سال های سال است که با همین گفتمان شبه تاریخی سعی در جذب مخاطب داشته است. آنچه هر چه بیشتر این روایتها و گرایشات ملی گرایانه را تقویت می کند و کرده است نه اپوزیسیون فرصت طلب و نه عدم اگاهی توده بلکه، رویکرد حکومت با ارزشها و هویت ملی یک جامعه با تاریخ و تمدن کهن است که به طور سیستماتیک طی سالها بر مبنای حذف، تحقیر و انکار بوده است. از رسوم و سنتهای ملی گرفته تا سبک زندگی و فرهنگ همه و همه از پسوند ملی تهی گردیده و در فرایند دگردیسی مذهب گرایانه به زور از هویت ملی خالی گشته است. در چنین بستری قطعا مردمان از هویت خود منقطع، دست به دامان اسطوره سازی برای بازیابی هویت خویش می شوند. لذا تا این زمینه ی انکار و تحقیر وجود داشته باشد این موج روز به روز فراگیر تر شده و مردمان بدنبال ایده آل های گم شده شان، دست به دامان اسطوره می شوند. تجربه انقلاب ۵۷ و گرایش توده ی مردم به گفتمان اسلامی برای مبارزه با رژیم گذشته هم بر همین مبنا قابل تفسیر است و گرنه روضه ها همان روضه ها و منبر ها همان منبرها بودند، تغییر اصلی در مستمعین خشمگین و تحقیر شده بود که روایت خود را از امام و یزید زمان می ساختند!
لذا با جهانخوار دانستن کوروش به جای منادی تساهل و تسامح، نه تنها چیزی عوض نمی شود بلکه به این احساس سرخوردگی ملی عمومی نیز دامن زده می شود.
🆔 @jameeno
Telegram
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹 واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان
🖌رضا داودی
🔺"عشق به گذشته ی کهن از نفرت از حال آب می خورد "
▫️زایش اسطوره ی ۷ آبان و نام گذاری چنین روزی به نام روز کورش در دو دهه ی اخیر که مصادف با ورود کورش به بابل است ؛ مستلزم تامل و بررسی…
🔹 واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان
🖌رضا داودی
🔺"عشق به گذشته ی کهن از نفرت از حال آب می خورد "
▫️زایش اسطوره ی ۷ آبان و نام گذاری چنین روزی به نام روز کورش در دو دهه ی اخیر که مصادف با ورود کورش به بابل است ؛ مستلزم تامل و بررسی…
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔸آسوده بخواب! 🖌احسان آزاد 📎این یادداشت یادآوری چند نکته است در خصوص یادداشتی که با عنوان "واکاوی ریشه های اسطوره ۷ آبان" اخیرا در کانال تلگرام جامعه نو انتشار یافته است. در اینجا به تحلیل تاریخی مفصلی که نگارنده یادداشت از نحوه…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸آسوده نخواب؛ منتقدان بیدارند
🔺پاسخ به نقد آقای احسان آزاد با عنوان آسوده بخواب
🖌رضا داودی
▫️پس از انتشار مطلب واکاوی ریشه های اسطوره ی ۷ آبان توسط کانال جامعه نو و انتشار آن در فضای مجازی ، سیل ناسزاها و برچسب های گوناگون به سمت اینجانب روانه شد و هیچ نقد منصفانه ای به جز نقد جناب آقای احسان آزاد تحت عنوان آسوده بخواب ندیدم . ضمن تشکر و سپاس فراوان از ایشان که عرایض نسبتا طولانی اینجانب را مطالعه فرمودند و بر سر من منت نهادند و عرایض مرا نقد فرمودن لازم می دانم در پاسخ به لطف ایشان نکاتی را متذکر شوم .
در پاسخ به ایراد اول ایشان باید عرض کنم اگر مجددا متن را مطالعه فرمایند پاسخ ایراد خود را در متن خواهند یافت . ولی در عین حال به صورت خلاصه و کوتاه دلایل ابطال روایت رایج و عمومی از فتح بابل را ذکر می کنم . ضمن اینکه با آگاهی از ادعای متخصصان تاریخ ، روایات مورخان کلاسیک یونانی را نمی توان فارغ از حب و بغض دانست . تکیه من برای ابطال تصور رایج درباره ی کورش و فتح بابل در ابتدا به کتاب های بریان مورخ معاصر و پیوندها و ردپاهای تز ارائه شده توسط بریان در کتابهایی امثال تاریخ اندیشه های دینی میرچا الیاده بوده است . که متاسفانه نام این کتاب را فهرست در منابع ذکر نکردم . که در همین جا لیست منابع را اصلاح می کنم .
چنانچه در متن هم آمده است و بر سر این مسئله بین اساتید و بزرگان تاریخ اجماع نیز وجود دارد ؛ منشور کورش شباهت زیادی با منشورهای قبل و بعد خود در بابل دارد که کاتبان بابلی در مدح پادشاهان فاتح می نوشتند . همچنین تضادهای متن سالنامه ی بابلی نمایانگر تحریف واقعیت توسط کاتبان بابلی است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Cr-09-22
🔸آسوده نخواب؛ منتقدان بیدارند
🔺پاسخ به نقد آقای احسان آزاد با عنوان آسوده بخواب
🖌رضا داودی
▫️پس از انتشار مطلب واکاوی ریشه های اسطوره ی ۷ آبان توسط کانال جامعه نو و انتشار آن در فضای مجازی ، سیل ناسزاها و برچسب های گوناگون به سمت اینجانب روانه شد و هیچ نقد منصفانه ای به جز نقد جناب آقای احسان آزاد تحت عنوان آسوده بخواب ندیدم . ضمن تشکر و سپاس فراوان از ایشان که عرایض نسبتا طولانی اینجانب را مطالعه فرمودند و بر سر من منت نهادند و عرایض مرا نقد فرمودن لازم می دانم در پاسخ به لطف ایشان نکاتی را متذکر شوم .
در پاسخ به ایراد اول ایشان باید عرض کنم اگر مجددا متن را مطالعه فرمایند پاسخ ایراد خود را در متن خواهند یافت . ولی در عین حال به صورت خلاصه و کوتاه دلایل ابطال روایت رایج و عمومی از فتح بابل را ذکر می کنم . ضمن اینکه با آگاهی از ادعای متخصصان تاریخ ، روایات مورخان کلاسیک یونانی را نمی توان فارغ از حب و بغض دانست . تکیه من برای ابطال تصور رایج درباره ی کورش و فتح بابل در ابتدا به کتاب های بریان مورخ معاصر و پیوندها و ردپاهای تز ارائه شده توسط بریان در کتابهایی امثال تاریخ اندیشه های دینی میرچا الیاده بوده است . که متاسفانه نام این کتاب را فهرست در منابع ذکر نکردم . که در همین جا لیست منابع را اصلاح می کنم .
چنانچه در متن هم آمده است و بر سر این مسئله بین اساتید و بزرگان تاریخ اجماع نیز وجود دارد ؛ منشور کورش شباهت زیادی با منشورهای قبل و بعد خود در بابل دارد که کاتبان بابلی در مدح پادشاهان فاتح می نوشتند . همچنین تضادهای متن سالنامه ی بابلی نمایانگر تحریف واقعیت توسط کاتبان بابلی است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Cr-09-22
Telegraph
آسوده نخواب؛ منتقدان بیدارند
پاسخ به نقد آقای احسان آزاد با عنوان آسوده بخواب پس از انتشار مطلب واکاوی ریشه های اسطوره ی ۷ آبان توسط کانال جامعه نو و انتشار آن در فضای مجازی ، سیل ناسزاها و برچسب های گوناگون به سمت اینجانب روانه شد و هیچ نقد منصفانه ای به جز نقد جناب آقای احسان آزاد…