🔺ادامه یادداشت از پست قبل
▫️بله! مهمتر از همه آنچه گفته شد، داشتن "روشبرخورد" با هر پدیدهای برای کنترل آن است: اینکه برای ازمیان برداشتن یک مشکل، قبلا فکرکرده اید یانه وبرای آن ازچه مسیری استفاده میکنید. مثلا دریک زورآزمایی محدودبرسر کسب فضای حیاتی، سوای سازش و دیپلماسی میتوانید باداشتن نوع خاصی ازموشک، ناوگانیازکشتیهای جنگی را ازآبهای خوددورکنید یاپالایشگاه استراتژیکی رابزنید. میتوانید باپهبادخاصی مزاحمت برای کشتیهای خود را تلافی کنید، اما پرسش این است که آیا برای رفع خطر تروریستهای خونخواری که دولت میزبانشان حتی مسئولیت اعمال آنها در کنار مرزتان را نخواهد پذیرفت چه فکری کردهاید؟ آیا باید مانند آمریکاییها ی بعد از ۱۱سپتامبر بفهمیم در باره نوع واکنش در برابر "حمله تروریستی به خاک" از داخل کشورفکری نکردهایم؟ توجه داشته باشید که در باره نوع سلاح و تاکتیک حرف نمیزنیم. از مسیری در استراتژی امنیت ملی سخن میگوییم که باید شرایط حاشیه و نقاط پایانی خطر خیزش را پیشاپیش مورد نظر قرارمیدادیم و البته ما این کار را نکرده ایم . مثلا فکر نکرده ایم ممکن است تخاصم های خودخواسته در غرب کشور روزی به شرق کشور هم بکشد. نباید آقایان فکرش را میکردند؟
قبلا ، با هدفی تاکتیکی پیشنهاد شده دیپلماسی موجود با طالبان در فرصت مناسب درباره ایجادیک نوار امنیتی با عرض مناسب در منطقه مرزی به توافق برسد، اما واضح است که این اقدامات تاکتیکی کشور را ایمن نمیکند و انجام آنها هم اراده و موقعیتی همچون اراده و قدرت ترکیه و اسرائیل را نیازمند است.. ایمنی کشور در شرق، منوط به درستی استراتژی امنیتی کلی کشوربوده وهست واستراتژی امنیتی کشور بربنیانهای اشتباه گذاشته شده است : میلیتاریسم به جای سازش و توافق ، میدان به جای دیپلماسی، فرقه گرایی به جای پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر. هیچکدام از اینها در برابر افغانستان طالبان کار نمیکند و زاینده شری وسیع است. حکومت ایران درس فعلی خود رااز نبرد دربیابانهای عراق و سوریه گرفته است: حضوربا اجازه دولتها، و زیر سایه قدرت کسب اطلاعات و کوبندگی هواپیماهای روسیه و آمریکا! موقعیتی فرودست و درحکم پیاده نظام، که زاده استراتژی امنیتی وهمآلود، پرمدعا و بدنتیجه در غرب کشور بوده و ما را ذلیل کرده است. اینجا فرق خواهد کرد: نه میشود وارد جنگ با تروریسم در خاک افغانستان شد ، نه آن حمایتها وجود دارد و نه جایی برای آن روشها هست. میدانی تازه است. در واقع آمریکا گفته است"با من نساختی، رفتم با طالبان کنار آمدم ، حالا بفرما !" در انتظار تحقق این تعارف و نشستن بر سر میزی که میزبانش ایالات متحده است باشید.
خلاصه کنیم . کشور فاقد یک سیاست تعریف شده قابل دفاع و تداوم در برابر تحولات جاری در شرق ایران است. تصور کاملی از انچه رخ خواهد دادندارد و ردیف کردن موشک ها و تهدیدهای امثال حسین شریعتمداری هم در مرزهای شرقی به کارش نمیآید. این فقدان تصور و طرح حاصل مسیری است که استراتژی امنیت ملی تخاصمجو و فرقهگرای حکومت پیمود. نشانه های محدودی هست که عیوب کار خود را دیده و در ماجرای افغانستان اندکی اصلاح کرده است،اما کافی نیست.یک ارزیابی کلی و درانداختن طرحی نو نیاز دارد.
🆔 @jameeno
▫️بله! مهمتر از همه آنچه گفته شد، داشتن "روشبرخورد" با هر پدیدهای برای کنترل آن است: اینکه برای ازمیان برداشتن یک مشکل، قبلا فکرکرده اید یانه وبرای آن ازچه مسیری استفاده میکنید. مثلا دریک زورآزمایی محدودبرسر کسب فضای حیاتی، سوای سازش و دیپلماسی میتوانید باداشتن نوع خاصی ازموشک، ناوگانیازکشتیهای جنگی را ازآبهای خوددورکنید یاپالایشگاه استراتژیکی رابزنید. میتوانید باپهبادخاصی مزاحمت برای کشتیهای خود را تلافی کنید، اما پرسش این است که آیا برای رفع خطر تروریستهای خونخواری که دولت میزبانشان حتی مسئولیت اعمال آنها در کنار مرزتان را نخواهد پذیرفت چه فکری کردهاید؟ آیا باید مانند آمریکاییها ی بعد از ۱۱سپتامبر بفهمیم در باره نوع واکنش در برابر "حمله تروریستی به خاک" از داخل کشورفکری نکردهایم؟ توجه داشته باشید که در باره نوع سلاح و تاکتیک حرف نمیزنیم. از مسیری در استراتژی امنیت ملی سخن میگوییم که باید شرایط حاشیه و نقاط پایانی خطر خیزش را پیشاپیش مورد نظر قرارمیدادیم و البته ما این کار را نکرده ایم . مثلا فکر نکرده ایم ممکن است تخاصم های خودخواسته در غرب کشور روزی به شرق کشور هم بکشد. نباید آقایان فکرش را میکردند؟
قبلا ، با هدفی تاکتیکی پیشنهاد شده دیپلماسی موجود با طالبان در فرصت مناسب درباره ایجادیک نوار امنیتی با عرض مناسب در منطقه مرزی به توافق برسد، اما واضح است که این اقدامات تاکتیکی کشور را ایمن نمیکند و انجام آنها هم اراده و موقعیتی همچون اراده و قدرت ترکیه و اسرائیل را نیازمند است.. ایمنی کشور در شرق، منوط به درستی استراتژی امنیتی کلی کشوربوده وهست واستراتژی امنیتی کشور بربنیانهای اشتباه گذاشته شده است : میلیتاریسم به جای سازش و توافق ، میدان به جای دیپلماسی، فرقه گرایی به جای پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر. هیچکدام از اینها در برابر افغانستان طالبان کار نمیکند و زاینده شری وسیع است. حکومت ایران درس فعلی خود رااز نبرد دربیابانهای عراق و سوریه گرفته است: حضوربا اجازه دولتها، و زیر سایه قدرت کسب اطلاعات و کوبندگی هواپیماهای روسیه و آمریکا! موقعیتی فرودست و درحکم پیاده نظام، که زاده استراتژی امنیتی وهمآلود، پرمدعا و بدنتیجه در غرب کشور بوده و ما را ذلیل کرده است. اینجا فرق خواهد کرد: نه میشود وارد جنگ با تروریسم در خاک افغانستان شد ، نه آن حمایتها وجود دارد و نه جایی برای آن روشها هست. میدانی تازه است. در واقع آمریکا گفته است"با من نساختی، رفتم با طالبان کنار آمدم ، حالا بفرما !" در انتظار تحقق این تعارف و نشستن بر سر میزی که میزبانش ایالات متحده است باشید.
خلاصه کنیم . کشور فاقد یک سیاست تعریف شده قابل دفاع و تداوم در برابر تحولات جاری در شرق ایران است. تصور کاملی از انچه رخ خواهد دادندارد و ردیف کردن موشک ها و تهدیدهای امثال حسین شریعتمداری هم در مرزهای شرقی به کارش نمیآید. این فقدان تصور و طرح حاصل مسیری است که استراتژی امنیت ملی تخاصمجو و فرقهگرای حکومت پیمود. نشانه های محدودی هست که عیوب کار خود را دیده و در ماجرای افغانستان اندکی اصلاح کرده است،اما کافی نیست.یک ارزیابی کلی و درانداختن طرحی نو نیاز دارد.
🆔 @jameeno
Forwarded from جامعه نو
#الف
🔹کانال زبان!
▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم. بیبهانه و با پوزش اطاعت میکنیم.
مناطق اشاره شده در مطلب، حوزه گسترده ای است که فارسیزبانان در آن زندگی میکنند. مشخصا تاجیکستان و افغانستان مراد آن اشاره بودهاند که همراه با ایران، منطقه وسیع پارسیزبانان را تشکیل میدهند. "همه آنچه میخواهیم" نیز اشاره دارد به امیال عظمتطلبانه حکومت فعلی ایران که مثل هر حکومت ره گم کردهمتوهمی سودای تشکیل یک قدرتبرتر منطقهای وجهانی ذهنش را رهانمیکند. برخلاف حکومت پیشین که محورامپراطوری ذهنی خود را در تاریخ اسطورهای و پادشاهی ایران جستجو میکرد، حکومت کنونی در بخش اعظم چهاردهه گذشته، تشکیل یک امپراطوری مذهبی را در رویاهایش میپروراند و در واقع یک استراتژی فرقهمحور در ذهن دارد. پیدا کردن جماعات شیعی و حمایت از انها برای تشکیل حکومت در کشورهای منطقه، در همین راستا بوده است و علت ناکامی حکومت ایران در پیدا کردن نفوذ و قدرتی غیر قابل نفی توسطرقبا و رانده شدن به گوشه رینگ سیاست بینالملل، در نادرستی همین استراتژی نهفته است .
مختصر بگوییم که این هدف فینفسه اشتباه نیست؛ هر محوری که شکلگیری قدرت واقعی و غیر توهمی برای کشور حول آن ممکن باشد، میتواند مفیدباشد و حضور یک امت شیعی قدرتمند در عرصه جهانی نیزمیتوانست برای ایران مفید باشد. اما این امر در عمل به دلایلی که این مطلب جای بحث آن نیست ناممکن است. در چارچوب استراتژی #خارپشت نیز، از آن جهت ناممکن است که در این استراتژی اصل بر پذیرش دوفاکتوی حکومتها و دولتهای مستقر در کشورها به عنوان یک واقعیت توسط حکومت ایران است. بنابراین ، مطابق این استراتژی حکومت باید از جستجوی متحدفرقهای (هر فرقهای ) در کشور مفروض اجتناب کند و در بحرین و عربستان و نیجریه و کویت و عراق و لبنان و یمن و ...(فهرستی طولانیشد !) دنبال یارغار نگردد. با رویه عکس این رویکرد، یعنی روش فعلی، فقط میتوان دولتهای دشمن در اطراف کشور پدید آورد و نه یک ایران قدرتمند صاحب نفوذ و امن.
جایگزین رویکرد فرقهای ناکارا، یک محور قدرتمند واقعی و متفاوت برای ایجاد حس تعلق و هویت بخشاست که از نظر قدرت قابل قیاس با حس کنونی تعلق مذهبی باشد . سقفی دربرگیرنده، همچون بزرگی یک امپراطوری . این امپراطوری البته نیازی به ایجاد ندارد و قائم به ذات خویش به درازای تاریخ ایستاده است : امپراطوری زبان و ادبیات فارسی، ومجموعهای از فرهنگ که دربستر این زبان زاده شده وهمراه آن بالیده است.
بنابر این، مشروح توصیه ای که به اشاره در مطلب مورد بحث آمده ، این است که براساس تجربه، گسترش نفوذ ایران براساس فرهنگ عقیدتی وایمانی در قلمرو بال غربی همسایگان آن (اعراب) امکان پذیر نیست زیرا تعارض ماهویمذهبی بین ایران و اکثریت کشورهای عرب(که هیچ کنفرانس تقریب مذاهبی سلطه آن را منتفی نمیسازد) تا آینده نامعلوم لاینحل است. اما برعکس آن، بستر نزدیککننده مناسبی برای ایجاد یک حوزه نفوذ سرشار از مسالمت و پذیرش تودهای در شرق و شمال شرق ایران گسترده است. ما آنرا امپراطوری زبان فارسی نام میگذاریم ؛ گسترده از تاجیکستان تا کردستان ، و از افغانستان تا آذربایجان. نفوذ زبان و ادب فارسی در پاکستان و هند و... بماند. ما باید خود را جزئی از این مپراطوری بدانیم و در جهت قدرتمند کردن آن حرکت کنیم. این امپراطوری، از نظر جغرافیایی عمق استراتژیک (یک مفهوم میلیتاریستی)ندارد، اما از جنبه تاریخی، تداوم استراتژیک دارد؛ یک همپیوندی نرم و ماندگار، به جای همنشینیها و پیمانهایی پر از خردهشیشه!
توصیه ای که ما همواره درچارچوب استراتژیخارپشت داشته ایم،پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر عرب (باوجود همه پادشاهان نادان و خونریز و ضد ملیشان) ، توسعه تجارت با جهان عرب برای کاهش زمختیها ودردسرهایش ، و از نظر سیاسی(اگر عرق مذهبی حکومت غلیان دارد!)تقاضای هشیارانه دیپلماتیک برای رعایت حقوق همه شهروندان ازجمله جماعات هم مذهب با ایران از همین دولتهابوده است. توسعه نقش بین المللی ایران و گسترش نفوذ آن نه از طریق سلطه اقتصادی ممکن است ،نه از مسیر وحدت اسلامی، نه از کانال تقرب مذهبی، و البته نه فقط از طریق کسب قدرت نظامی. شاید به اینها هم نیاز باشد، ولی تداوم حیات ایران و ظهور و حضور آن به عنوان یک قدرت منطقهای متمدن و بلامنازع، فقط در قلمروی امپراطوری زبانیاش ممکن است ؛ ناآلوده به توهمات ناسیونالیستی و شوونیسم قومی، نامجبور به رویارویی با تعارضات مذهبی و تعصبات قبیلهای .
🆔 @jameeno
🔹کانال زبان!
▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم. بیبهانه و با پوزش اطاعت میکنیم.
مناطق اشاره شده در مطلب، حوزه گسترده ای است که فارسیزبانان در آن زندگی میکنند. مشخصا تاجیکستان و افغانستان مراد آن اشاره بودهاند که همراه با ایران، منطقه وسیع پارسیزبانان را تشکیل میدهند. "همه آنچه میخواهیم" نیز اشاره دارد به امیال عظمتطلبانه حکومت فعلی ایران که مثل هر حکومت ره گم کردهمتوهمی سودای تشکیل یک قدرتبرتر منطقهای وجهانی ذهنش را رهانمیکند. برخلاف حکومت پیشین که محورامپراطوری ذهنی خود را در تاریخ اسطورهای و پادشاهی ایران جستجو میکرد، حکومت کنونی در بخش اعظم چهاردهه گذشته، تشکیل یک امپراطوری مذهبی را در رویاهایش میپروراند و در واقع یک استراتژی فرقهمحور در ذهن دارد. پیدا کردن جماعات شیعی و حمایت از انها برای تشکیل حکومت در کشورهای منطقه، در همین راستا بوده است و علت ناکامی حکومت ایران در پیدا کردن نفوذ و قدرتی غیر قابل نفی توسطرقبا و رانده شدن به گوشه رینگ سیاست بینالملل، در نادرستی همین استراتژی نهفته است .
مختصر بگوییم که این هدف فینفسه اشتباه نیست؛ هر محوری که شکلگیری قدرت واقعی و غیر توهمی برای کشور حول آن ممکن باشد، میتواند مفیدباشد و حضور یک امت شیعی قدرتمند در عرصه جهانی نیزمیتوانست برای ایران مفید باشد. اما این امر در عمل به دلایلی که این مطلب جای بحث آن نیست ناممکن است. در چارچوب استراتژی #خارپشت نیز، از آن جهت ناممکن است که در این استراتژی اصل بر پذیرش دوفاکتوی حکومتها و دولتهای مستقر در کشورها به عنوان یک واقعیت توسط حکومت ایران است. بنابراین ، مطابق این استراتژی حکومت باید از جستجوی متحدفرقهای (هر فرقهای ) در کشور مفروض اجتناب کند و در بحرین و عربستان و نیجریه و کویت و عراق و لبنان و یمن و ...(فهرستی طولانیشد !) دنبال یارغار نگردد. با رویه عکس این رویکرد، یعنی روش فعلی، فقط میتوان دولتهای دشمن در اطراف کشور پدید آورد و نه یک ایران قدرتمند صاحب نفوذ و امن.
جایگزین رویکرد فرقهای ناکارا، یک محور قدرتمند واقعی و متفاوت برای ایجاد حس تعلق و هویت بخشاست که از نظر قدرت قابل قیاس با حس کنونی تعلق مذهبی باشد . سقفی دربرگیرنده، همچون بزرگی یک امپراطوری . این امپراطوری البته نیازی به ایجاد ندارد و قائم به ذات خویش به درازای تاریخ ایستاده است : امپراطوری زبان و ادبیات فارسی، ومجموعهای از فرهنگ که دربستر این زبان زاده شده وهمراه آن بالیده است.
بنابر این، مشروح توصیه ای که به اشاره در مطلب مورد بحث آمده ، این است که براساس تجربه، گسترش نفوذ ایران براساس فرهنگ عقیدتی وایمانی در قلمرو بال غربی همسایگان آن (اعراب) امکان پذیر نیست زیرا تعارض ماهویمذهبی بین ایران و اکثریت کشورهای عرب(که هیچ کنفرانس تقریب مذاهبی سلطه آن را منتفی نمیسازد) تا آینده نامعلوم لاینحل است. اما برعکس آن، بستر نزدیککننده مناسبی برای ایجاد یک حوزه نفوذ سرشار از مسالمت و پذیرش تودهای در شرق و شمال شرق ایران گسترده است. ما آنرا امپراطوری زبان فارسی نام میگذاریم ؛ گسترده از تاجیکستان تا کردستان ، و از افغانستان تا آذربایجان. نفوذ زبان و ادب فارسی در پاکستان و هند و... بماند. ما باید خود را جزئی از این مپراطوری بدانیم و در جهت قدرتمند کردن آن حرکت کنیم. این امپراطوری، از نظر جغرافیایی عمق استراتژیک (یک مفهوم میلیتاریستی)ندارد، اما از جنبه تاریخی، تداوم استراتژیک دارد؛ یک همپیوندی نرم و ماندگار، به جای همنشینیها و پیمانهایی پر از خردهشیشه!
توصیه ای که ما همواره درچارچوب استراتژیخارپشت داشته ایم،پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر عرب (باوجود همه پادشاهان نادان و خونریز و ضد ملیشان) ، توسعه تجارت با جهان عرب برای کاهش زمختیها ودردسرهایش ، و از نظر سیاسی(اگر عرق مذهبی حکومت غلیان دارد!)تقاضای هشیارانه دیپلماتیک برای رعایت حقوق همه شهروندان ازجمله جماعات هم مذهب با ایران از همین دولتهابوده است. توسعه نقش بین المللی ایران و گسترش نفوذ آن نه از طریق سلطه اقتصادی ممکن است ،نه از مسیر وحدت اسلامی، نه از کانال تقرب مذهبی، و البته نه فقط از طریق کسب قدرت نظامی. شاید به اینها هم نیاز باشد، ولی تداوم حیات ایران و ظهور و حضور آن به عنوان یک قدرت منطقهای متمدن و بلامنازع، فقط در قلمروی امپراطوری زبانیاش ممکن است ؛ ناآلوده به توهمات ناسیونالیستی و شوونیسم قومی، نامجبور به رویارویی با تعارضات مذهبی و تعصبات قبیلهای .
🆔 @jameeno
👍1
جامعه نو
#الف 🔹کانال زبان! ▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم.…
🔸درخواست جامعهنو از همراهان
🔺این تازه اول داستان است
▫️داستان جنگرویاروی پنجشیر پایان گرفت، اما واقعیت سلطه طالبان و تلاش مردم افغانستان برای پسزدن آنان به این زودیها پایان نمییابد. اکنون که فضای احساسی به تدریج کمرنگ میشود و اذهان به سمت و سوی دیگر خواهد رفت، میخواهیم از هموطنانی که در همدلی با مقاومت کم نگذاشتند و برناتوانی ایرانیان در یاری رساندن به جنبش ایستاده در برابر سرطان طالبان افسوس خوردند دعوت کنیم آینده را بستر تحقق آرزوهای خود برای نجات گهواره زبان و فرهنگ پارسی سازند. این تعهد بزرگی است که جانهای رفته به آسمان از دره پنجشیر برای ماگذاشتهاند.
این دعوت را با بازنشر یادداشت فوق موسوم به "کانال زبان" که دوسال پیش به تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۹ در همین صفحه منتشر شد تکمیل میکنیم: تقاضای جامعهنو برای تمرکز بر تغییر سیاستهای حکومت در جهت حراست از امپراطوری زبان پارسی به عنوان ضامن امنیت ملی و دست کشیدن از ماجراجوییهای مخرب در حوزه اعراب.
در هفته های اخیر، توجه به نوشتههاوموضع جامعهنو در مورد مساله افغانستان ادامه داشته و گاهی با کنایه همراه شده. حالا وقت آن است لازم بدانیم و دعوت کنیم این موضع بازخوانی شود. هنگام تحریر مقالهی یادشده داستان باز آمدن طالبان و مقاومت پنجشیر رخ نداده بود و کسان بسیاری به این حقیقت وقعی نمیگذاشتند که اتحاد طبیعی ایرانیان با افغانیان و تاجیکها برای حراست از یک امپراطوری تاریخی لایزال، ضروری است. راستش خطای بزرگی بودهاست نادانستن و پیگیری نکردن این "وظیفه" توسط طرفداران تغییر فرمان سیاست در ایران. تقاضا میکنیم خواست مستتر در این الف را چنان ببینید که گویی مطالبه ملی فردایتان است در برابر حکومت، و باید کل استراتژی امنیتملی و سیاست خارجی ایران را عوض کند.
🆔 @jameeno
🔺این تازه اول داستان است
▫️داستان جنگرویاروی پنجشیر پایان گرفت، اما واقعیت سلطه طالبان و تلاش مردم افغانستان برای پسزدن آنان به این زودیها پایان نمییابد. اکنون که فضای احساسی به تدریج کمرنگ میشود و اذهان به سمت و سوی دیگر خواهد رفت، میخواهیم از هموطنانی که در همدلی با مقاومت کم نگذاشتند و برناتوانی ایرانیان در یاری رساندن به جنبش ایستاده در برابر سرطان طالبان افسوس خوردند دعوت کنیم آینده را بستر تحقق آرزوهای خود برای نجات گهواره زبان و فرهنگ پارسی سازند. این تعهد بزرگی است که جانهای رفته به آسمان از دره پنجشیر برای ماگذاشتهاند.
این دعوت را با بازنشر یادداشت فوق موسوم به "کانال زبان" که دوسال پیش به تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۹ در همین صفحه منتشر شد تکمیل میکنیم: تقاضای جامعهنو برای تمرکز بر تغییر سیاستهای حکومت در جهت حراست از امپراطوری زبان پارسی به عنوان ضامن امنیت ملی و دست کشیدن از ماجراجوییهای مخرب در حوزه اعراب.
در هفته های اخیر، توجه به نوشتههاوموضع جامعهنو در مورد مساله افغانستان ادامه داشته و گاهی با کنایه همراه شده. حالا وقت آن است لازم بدانیم و دعوت کنیم این موضع بازخوانی شود. هنگام تحریر مقالهی یادشده داستان باز آمدن طالبان و مقاومت پنجشیر رخ نداده بود و کسان بسیاری به این حقیقت وقعی نمیگذاشتند که اتحاد طبیعی ایرانیان با افغانیان و تاجیکها برای حراست از یک امپراطوری تاریخی لایزال، ضروری است. راستش خطای بزرگی بودهاست نادانستن و پیگیری نکردن این "وظیفه" توسط طرفداران تغییر فرمان سیاست در ایران. تقاضا میکنیم خواست مستتر در این الف را چنان ببینید که گویی مطالبه ملی فردایتان است در برابر حکومت، و باید کل استراتژی امنیتملی و سیاست خارجی ایران را عوض کند.
🆔 @jameeno
👍2
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸از فاتحان قلعه های فخر تاریخ/
تا فاتحان گوژپشت و پیر
🖌محمد کوراوند
این روزها خیلی از ایرانمهران می پرسند بر مصایبی که بر سر هریوا و باختر باستان می رود چه می توان کرد.
با زبانی سخت غم آلود می گویم، بر مصایبی که بر سراسر ایران کهن رفته و می رود چه می توان کرد. با درد مشترک چه می توان کرد.
آری این درد مشترک بسیار تاریخی است.
پاسخم کوتاه است.
سرزمین ما که از تبار روشنی و مهر و "فروغِ صدهزاران آفتابِ جاودان" بود سالهاست در میان "از تباران هر چه سیاهی سرشتشان" محصور است.
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
نجات حوزه تمدن ایران زمین به نجات ایران و فرهنگش بستگی دارد. و نجات ایران به تابش نور روشنایی و خرد در پایتخت قرن!
"ما به سوی پایتخت قرن می آییم"
▫️▫️اما تا زمانیکه انسان بیدار نشود
هنوز شب است و "در تمامِ شب چراغی نیست" و در ظلمت امیدی نیست.
"ای خداوندانِ ظلمتشاد!
از بهشتِ گندِتان، ما را
جاودانه بینصیبی باد!"
آری هم فرهنگ، داستان حال ما اکنون چنین است
"تاریخ این ایام را هر کس که می خواند، جز این سخن از ما نمی راند. داستان مردمانی از تبار مهر از تبار نیکی و نور که دیر زمانیست دل به تاریکی شب سپرده اند...
پرده گذشته ی نورانی ما را "امید" چنین نقل می کند:
"ما
فاتحان قلعههای فخر تاریخیم
شاهدان شهرهای شوکت هر قرن
ما
یادگار عصمت غمگین اعصاریم
ما
راویان قصههای شاد و شیرینیم
قصههای آسمان پاک، نور جاری...
قصههای خوشترین پیغام
از زلال جویبار روشن ایام
قصههای بیشهٔ انبوه، پشتش کوه، پایش نهر
قصههای دست گرم دوست در شبهای سرد شهر
ما
کاروان ساغر و چنگیم...
زندگیمان شعر و افسانه
ساقیان مست مستانه
هان، کجاست
پایتخت قرن؟
ما برای فتح می آییم"
اما هزار افسوس، بر پرده امروز، "امید" چنین خواند، از خواب جادویی :
"ای پریشانگوی مسکین! پرده دیگر کن...
داستان پور فرخزاد را سر کن
آن که گویی نالهاش از قعر چاهی ژرف میآید...
آه، دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم
بر به کشتیهای موج بادبان از کف...
تیغهامان زنگخورد و کهنه و خسته
کوسهامان جاودان خاموش
تیرهامان بال بشکسته .
ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زآنکه بیرونید از سینه
راویان قصههای رفته از یادیم
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار میخواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غار،
چشم میمالیم و میگوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینکار
لیک بی مرگ است دقیانوس!
وای، وای، افسوس...
🆔 @jameeno
🔸از فاتحان قلعه های فخر تاریخ/
تا فاتحان گوژپشت و پیر
🖌محمد کوراوند
این روزها خیلی از ایرانمهران می پرسند بر مصایبی که بر سر هریوا و باختر باستان می رود چه می توان کرد.
با زبانی سخت غم آلود می گویم، بر مصایبی که بر سراسر ایران کهن رفته و می رود چه می توان کرد. با درد مشترک چه می توان کرد.
آری این درد مشترک بسیار تاریخی است.
پاسخم کوتاه است.
سرزمین ما که از تبار روشنی و مهر و "فروغِ صدهزاران آفتابِ جاودان" بود سالهاست در میان "از تباران هر چه سیاهی سرشتشان" محصور است.
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
نجات حوزه تمدن ایران زمین به نجات ایران و فرهنگش بستگی دارد. و نجات ایران به تابش نور روشنایی و خرد در پایتخت قرن!
"ما به سوی پایتخت قرن می آییم"
▫️▫️اما تا زمانیکه انسان بیدار نشود
هنوز شب است و "در تمامِ شب چراغی نیست" و در ظلمت امیدی نیست.
"ای خداوندانِ ظلمتشاد!
از بهشتِ گندِتان، ما را
جاودانه بینصیبی باد!"
آری هم فرهنگ، داستان حال ما اکنون چنین است
"تاریخ این ایام را هر کس که می خواند، جز این سخن از ما نمی راند. داستان مردمانی از تبار مهر از تبار نیکی و نور که دیر زمانیست دل به تاریکی شب سپرده اند...
پرده گذشته ی نورانی ما را "امید" چنین نقل می کند:
"ما
فاتحان قلعههای فخر تاریخیم
شاهدان شهرهای شوکت هر قرن
ما
یادگار عصمت غمگین اعصاریم
ما
راویان قصههای شاد و شیرینیم
قصههای آسمان پاک، نور جاری...
قصههای خوشترین پیغام
از زلال جویبار روشن ایام
قصههای بیشهٔ انبوه، پشتش کوه، پایش نهر
قصههای دست گرم دوست در شبهای سرد شهر
ما
کاروان ساغر و چنگیم...
زندگیمان شعر و افسانه
ساقیان مست مستانه
هان، کجاست
پایتخت قرن؟
ما برای فتح می آییم"
اما هزار افسوس، بر پرده امروز، "امید" چنین خواند، از خواب جادویی :
"ای پریشانگوی مسکین! پرده دیگر کن...
داستان پور فرخزاد را سر کن
آن که گویی نالهاش از قعر چاهی ژرف میآید...
آه، دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم
بر به کشتیهای موج بادبان از کف...
تیغهامان زنگخورد و کهنه و خسته
کوسهامان جاودان خاموش
تیرهامان بال بشکسته .
ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زآنکه بیرونید از سینه
راویان قصههای رفته از یادیم
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار میخواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غار،
چشم میمالیم و میگوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینکار
لیک بی مرگ است دقیانوس!
وای، وای، افسوس...
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔶 حکومت نظامی و امنیتی-نظامی کردن فضای مجازی
🖊️ امیرحسین علینقی
◻️ از جمله مهمترین طرحهای ارائه شده به پارلمان کشور، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، طرح موسوم به «طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی» است که ظاهراً با نامها و عناوین دیگری نیز شناخته میشود. در ارتباط با این طرح، نکات قابل تاملی از زاویه مباحث مربوط به حقوق و آزادیهای عمومی (مانند آزادی ارتباطات و حریم خصوصی)، و همچنین مناسبات میان قوای حاکم با یکدیگر (مانند مرجع وضع الزام در ساخت حقوق اساسی ایران و تفکیک صلاحیتهای مقامهای اجرایی از یکدیگر)، و همچنین امکان یا عدم امکان واگذاری رسیدگی به این طرح بر اساس اصل ۸۵، وجود دارد که نیازمند وارسی است. با این وصف، این طرح حاوی یکی از مهمترین گزارههای قابل تصور در باب امنیتی-نظامی کردن عرصه عمومی کشور است که معنایی جز حکومت نظامی ندارد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/z65079
🔶 حکومت نظامی و امنیتی-نظامی کردن فضای مجازی
🖊️ امیرحسین علینقی
◻️ از جمله مهمترین طرحهای ارائه شده به پارلمان کشور، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، طرح موسوم به «طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی» است که ظاهراً با نامها و عناوین دیگری نیز شناخته میشود. در ارتباط با این طرح، نکات قابل تاملی از زاویه مباحث مربوط به حقوق و آزادیهای عمومی (مانند آزادی ارتباطات و حریم خصوصی)، و همچنین مناسبات میان قوای حاکم با یکدیگر (مانند مرجع وضع الزام در ساخت حقوق اساسی ایران و تفکیک صلاحیتهای مقامهای اجرایی از یکدیگر)، و همچنین امکان یا عدم امکان واگذاری رسیدگی به این طرح بر اساس اصل ۸۵، وجود دارد که نیازمند وارسی است. با این وصف، این طرح حاوی یکی از مهمترین گزارههای قابل تصور در باب امنیتی-نظامی کردن عرصه عمومی کشور است که معنایی جز حکومت نظامی ندارد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/z65079
Telegraph
حکومت نظامی و امنیتی-نظامی کردن فضای مجازی
از جمله مهمترین طرحهای ارائه شده به پارلمان کشور، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، طرح موسوم به «طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی» است که ظاهراً با نامها و عناوین دیگری نیز شناخته میشود. در ارتباط با این طرح، نکات قابل تاملی از زاویه مباحث…
غیر از مطالبی که آقای علینقی مستقیما برای جامعه نو ارسال میکنند، مطالبمفید دیگری نیز در تلگرام شخصی ایشان به نشانی زیر منتشر شده است . اشتراک تلگرام ایشان را به همراهان توصیه میکنیم.
https://t.me/alinaghi_ch
🆔@jameeno
https://t.me/alinaghi_ch
🆔@jameeno
Telegram
حقوق و اجتماع-علینقی
"به جای نفرین به تاریکی شمعی روشن کنید." کنفوسیوس
جهت مشاهده کانال یا عضویت در آن از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://t.me/alinaghi_ch
ارتباط:
https://t.me/aalinaghi
جهت مشاهده کانال یا عضویت در آن از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://t.me/alinaghi_ch
ارتباط:
https://t.me/aalinaghi
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸کشور پادگان نیست
🖌اسداله شمائی
▫️اخراج دکتر عبدالکریمی از دانشگاه آزاد خلاف قانون اساسی است. حرف زدن جرم نیست.اعلام موضع،فکر و اندیشه حق اولیه و اساسی شهروندان است.آن چه ایران نیاز دارد گفتگوست.بستن دهانها ممکن نیست و باید اقناع صورت بگیرد.قطع حقوق ماهانه غیرانسانی و ناعادلانه است.اگر هدف این باشد که بقیه عبرت بگیرند و صداها خاموش شود،کشور ضرر می بیند.مخالفان فکری برای هر جامعه نعمت محسوب می شوند.تنوع افکار،سبکهای زندگی و صداهای مختلف نشانه پویایی جامعه است.راه درست ادارهٔ جامعه، احترام به اکثریت و افکار عمومی است.
متفکران علوم انسانی راه را به مدیران اجرایی نشان داده و میدهند.محمدعلی اسلامیندوشن در سال ۱۳۷۵ در گفتگو با روزنامه ایران می گوید:
«البته در یک کشور راضی نگاه داشتن همهٔ قشرها و گروهها ممکن نیست،ولی این مهم است که راهی که در پیش گرفته میشود،معدل عقل بشری آن را پذیرفته باشد.
نظامی که دنیای امروز شناخته است،تابع تقسیمبندی اکثریت و اقلیت است،یعنی هر چه اکثریت از طریق رأی خود پذیرفت،اقلیت نیز به آن گردن مینهد و این روش در صورتی کسب مشروعیت میکند که اقلیّت اجازهٔ عرض اندام داشته باشد،یعنی حق اولیًهٔ تجمع،بیان و انتقاد محفوظ بماند.
یکپارچه بودن و یک زبان معرفی شدن یک ملت،یا علامت نظام آرمانی است که تاکنون تحقق نیافته و یا علامت اختناق»
باید بپذیریم جامعهٔ ایران یکدست و یک زبان نیست.هیچ جامعهٔ بشری یکدست نیست.این تنوع آفریده خداست.قابل احترام است.
قانون وسیله و تسهیلگر است و هدف نیست.زندگیها را نباید فدای اجرای قوانین ناکارآمد بکنیم،بلکه این قانونها هستند که باید به نفع زندگیها تغییر کنند.
انسان واضع قانون است،این عاملیت و شأنیت باید همیشه در یادها باشد.
قانون بد بهتر از بیقانونی است اما تبدیل قانون به چماق و وسیله استثمار و انحصار و سرکوب و اختناق و تحمیل قدرت،سوء استفاده از قانون است و با روح قانون نمیخواند.قانون باید تأمین کننده حقوق باشد.آزادی انسان و مختار بودن انسان مهمتر از هر اصل و قانونی است.
فصل سوم قانون اساسی برای نمایش و پز نیست.
آزادی برکات بسیاری دارد.تضییع حقوق اولیه انسانها به کشور ضرر میزند.
هنر آن است که مردم احساس کنند کشور مال آن هاست و می توانند آن را به شکل دلخواه خود درآورند نه آن که همه را به فکر مهاجرت بیندازیم.کشور بدون ملت و اکثریت راضی کشور نیست. کشور بدون ملت و اکثریت امیدوار کشور نیست.
کشور پادگان نیست که همه یک دست لباس بپوشند،گوش به فرمان باشند و چرا نداشته باشند.کشورداری رسم دیگری دارد.
🆔 @jameeno
🔸کشور پادگان نیست
🖌اسداله شمائی
▫️اخراج دکتر عبدالکریمی از دانشگاه آزاد خلاف قانون اساسی است. حرف زدن جرم نیست.اعلام موضع،فکر و اندیشه حق اولیه و اساسی شهروندان است.آن چه ایران نیاز دارد گفتگوست.بستن دهانها ممکن نیست و باید اقناع صورت بگیرد.قطع حقوق ماهانه غیرانسانی و ناعادلانه است.اگر هدف این باشد که بقیه عبرت بگیرند و صداها خاموش شود،کشور ضرر می بیند.مخالفان فکری برای هر جامعه نعمت محسوب می شوند.تنوع افکار،سبکهای زندگی و صداهای مختلف نشانه پویایی جامعه است.راه درست ادارهٔ جامعه، احترام به اکثریت و افکار عمومی است.
متفکران علوم انسانی راه را به مدیران اجرایی نشان داده و میدهند.محمدعلی اسلامیندوشن در سال ۱۳۷۵ در گفتگو با روزنامه ایران می گوید:
«البته در یک کشور راضی نگاه داشتن همهٔ قشرها و گروهها ممکن نیست،ولی این مهم است که راهی که در پیش گرفته میشود،معدل عقل بشری آن را پذیرفته باشد.
نظامی که دنیای امروز شناخته است،تابع تقسیمبندی اکثریت و اقلیت است،یعنی هر چه اکثریت از طریق رأی خود پذیرفت،اقلیت نیز به آن گردن مینهد و این روش در صورتی کسب مشروعیت میکند که اقلیّت اجازهٔ عرض اندام داشته باشد،یعنی حق اولیًهٔ تجمع،بیان و انتقاد محفوظ بماند.
یکپارچه بودن و یک زبان معرفی شدن یک ملت،یا علامت نظام آرمانی است که تاکنون تحقق نیافته و یا علامت اختناق»
باید بپذیریم جامعهٔ ایران یکدست و یک زبان نیست.هیچ جامعهٔ بشری یکدست نیست.این تنوع آفریده خداست.قابل احترام است.
قانون وسیله و تسهیلگر است و هدف نیست.زندگیها را نباید فدای اجرای قوانین ناکارآمد بکنیم،بلکه این قانونها هستند که باید به نفع زندگیها تغییر کنند.
انسان واضع قانون است،این عاملیت و شأنیت باید همیشه در یادها باشد.
قانون بد بهتر از بیقانونی است اما تبدیل قانون به چماق و وسیله استثمار و انحصار و سرکوب و اختناق و تحمیل قدرت،سوء استفاده از قانون است و با روح قانون نمیخواند.قانون باید تأمین کننده حقوق باشد.آزادی انسان و مختار بودن انسان مهمتر از هر اصل و قانونی است.
فصل سوم قانون اساسی برای نمایش و پز نیست.
آزادی برکات بسیاری دارد.تضییع حقوق اولیه انسانها به کشور ضرر میزند.
هنر آن است که مردم احساس کنند کشور مال آن هاست و می توانند آن را به شکل دلخواه خود درآورند نه آن که همه را به فکر مهاجرت بیندازیم.کشور بدون ملت و اکثریت راضی کشور نیست. کشور بدون ملت و اکثریت امیدوار کشور نیست.
کشور پادگان نیست که همه یک دست لباس بپوشند،گوش به فرمان باشند و چرا نداشته باشند.کشورداری رسم دیگری دارد.
🆔 @jameeno
🔸 خروج دشوار از مسیر سنگلاخ!
yun.ir/a4l41e
◽️ احسان اشرفی/ جامعه نو: اخیرا وزیر اقتصاد طی سخنانی در همایش بانکداری اسلامی به نقش موثر نظام بانکی اشاره و ریشه بسیاری از مشکلات امروز کشور را به درستی در نقش بانکها و سیاست پولی ارزیابی کرد.
این ریشه همان سهم 3 درصدی سکه و اسکناس و سهم 97 درصدی پول بانکی از کل نقدینگی و محل هزینه شدن آنها است. این معضلی است که بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند و ما نیز بیش از یکسال پیش در مقاله "چرا فروپاشی اقتصادی نزدیک است" نسبت به بروز تورم شدید در آمریکا به دلیل سوء مدیریت منابع بانکی در آن کشور هشدار دادیم. هشدار زودهنگامی که با افزایش شدید تورم در آمریکا طی ماههای گذشته اثبات شد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/a4l41e
◽️ احسان اشرفی/ جامعه نو: اخیرا وزیر اقتصاد طی سخنانی در همایش بانکداری اسلامی به نقش موثر نظام بانکی اشاره و ریشه بسیاری از مشکلات امروز کشور را به درستی در نقش بانکها و سیاست پولی ارزیابی کرد.
این ریشه همان سهم 3 درصدی سکه و اسکناس و سهم 97 درصدی پول بانکی از کل نقدینگی و محل هزینه شدن آنها است. این معضلی است که بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند و ما نیز بیش از یکسال پیش در مقاله "چرا فروپاشی اقتصادی نزدیک است" نسبت به بروز تورم شدید در آمریکا به دلیل سوء مدیریت منابع بانکی در آن کشور هشدار دادیم. هشدار زودهنگامی که با افزایش شدید تورم در آمریکا طی ماههای گذشته اثبات شد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
خروج دشوار از مسیر سنگلاخ !
اخیرا وزیر اقتصاد طی سخنانی در همایش بانکداری اسلامی به نقش موثر نظام بانکی اشاره و ریشه بسیاری از مشکلات امروز کشور را به درستی در نقش بانکها و سیاست پولی ارزیابی کرد. این ریشه همان سهم 3 درصدی سکه و اسکناس و سهم 97 درصدی پول بانکی از کل نقدینگی و محل…
#دیدگاه_روزنامه_نگار_مهمان
🔸 دستاورد تحریمها بر ساختار اجتماعی ایران
( از خصوصیات قشر نوظهور، تمایل به خرید ماشینهای گرانقیمت، خانههای مجلل و خوردن غذا در رستورانهای
لوکس و شلوغ درشرایط تحریم وکرونا است)
🖊 مرتضی حقبیان /روزنامهنگار
◽️ واژه تحریم مترادف است با فقر، کمبود، مشکلات و غیره در نیازهای اولیه و ثانویهی زندگی مردم. بیش از یک دهه است که قیمت هر چیزی در ایران به صورت روزانه افزایش یافته است و در رأس آن خانه و اتومبیل قرار دارد. که دلیلش فقط تحریم نیست. چون در کشور تحریم شده، کالا به اندازه کافی وجود ندارد، که در ایران وجود دارد. چون در کشور تحریم شده، واردات کالا به سختی انجام میشود. که در ایران آنچه که در نظر است وارد شود، وارد میشود. (مثل چوب بستنی، کود انسانی، اتومبیلهای گرانقیمت) در کشور تحریم شده کالاهای اولیه و اساسی بیش و پیش از دیگر کالاها گران میشود. در ایران کالاهای لوکس و تجملاتی بیش و پیش از همه گران شد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/5ibcv8
🔸 دستاورد تحریمها بر ساختار اجتماعی ایران
( از خصوصیات قشر نوظهور، تمایل به خرید ماشینهای گرانقیمت، خانههای مجلل و خوردن غذا در رستورانهای
لوکس و شلوغ درشرایط تحریم وکرونا است)
🖊 مرتضی حقبیان /روزنامهنگار
◽️ واژه تحریم مترادف است با فقر، کمبود، مشکلات و غیره در نیازهای اولیه و ثانویهی زندگی مردم. بیش از یک دهه است که قیمت هر چیزی در ایران به صورت روزانه افزایش یافته است و در رأس آن خانه و اتومبیل قرار دارد. که دلیلش فقط تحریم نیست. چون در کشور تحریم شده، کالا به اندازه کافی وجود ندارد، که در ایران وجود دارد. چون در کشور تحریم شده، واردات کالا به سختی انجام میشود. که در ایران آنچه که در نظر است وارد شود، وارد میشود. (مثل چوب بستنی، کود انسانی، اتومبیلهای گرانقیمت) در کشور تحریم شده کالاهای اولیه و اساسی بیش و پیش از دیگر کالاها گران میشود. در ایران کالاهای لوکس و تجملاتی بیش و پیش از همه گران شد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/5ibcv8
Telegraph
دستاورد تحریمها بر ساختار اجتماعی ایران
واژه تحریم مترادف است با فقر، کمبود، مشکلات و غیره در نیازهای اولیه و ثانویهی زندگی مردم. بیش از یک دهه است که قیمت هر چیزی در ایران به صورت روزانه افزایش یافته است و در رأس آن خانه و اتومبیل قرار دارد. که دلیلش فقط تحریم نیست. چون در کشور تحریم شده، کالا…
#الف
🖇به علت تراکم مطالب این مطلب با مدتی تاخیر منتشر میشود
🔹موش کور!
تحریریه جامعه نو : مجبوریم یکبار دیگر گور دفن کثافتکاریهای حکومت را باز کنیم ، و با نبش قبر و کالبدشکافی ماجراهای دفن شده یادآوری کنیم دوره نفهمپنداری افکار عمومی به سر آمده است. شاید هنوز باشند عوام از همه جابیخبری که بسان باور به افسانه های بالای منبر، حکایات و جعلیات درباره غارت منابع کشور را هم بپذیرند. اما شک باید کرد تعدادشان خیلی بیشتر از کسانی باشد که این افسانه ها را توی بوق میکنند. دست همه رو است!
این روزها دوباره چند داستان مورد توجه قرار گرفته است: کارتن خوابها ارز ۴۲۰۰تومانی گرفتهاند، سرمایه دارها ۳میلیارددلار خانه در ترکیه خریدهاند، یک دیپلم ردی در موسسه اعتباری بیمجوز ۱۲ هزار میلیارد تومان مردم را برد، ... همه اش دروغ و راستش اینکه همه را عملهجات دولت پنهان بردند.
اولین افسانه ، ماجرای ارز ۴۲۰۰ تومانی است . زمان طراحی و شروعش ، دوره پیشا خروج ترامپ ازبرجام است. در اواخر سال ۹۷ سران دولتپنهان به این نتیجه رسیدند بزودی انتقال ارز به مشکل میخورد ، باید پیشدستی ، اما خیلی با احتیاط عمل کرد. آنها یادشان بود که در سال ۵۷ عجله عوامل رژیم سابق در خروج ارز باعث شد کارمندان بانک مرکزی در شهریور آن سال لیست ۱۷۷ نفر از سران رژیم را که ارز خارج کرده بودند منتشر و رژیم را بی آبرو کنند. آنهانباید چنین میکردند. هم دوران عوض شده و هم حکومت نه درحال فرار، که در مرحله تحکیم است. راه دیگری رفتند. برچسب ارزجهانگیری که به آن خروج رسوای ارزی زدندبسیاررندانه بود. جهانگیری هم مانند اکثریت کارگزاران نظام شخص داناو عاقل و حیثیت پرستی نیست ولی آنقدر فهم داشت که "ارزبرای همه به هر مقدار به قیمت ۴۲۰۰" ابلهانه ترین حرفی است که حتی یک آدم متوسطالعقل با سابقه حتی یک سال وزارت و صدارت درایران به زبان نمیآورد. بنابراین تجربه ما میگوید اوبفرموده عمل کرده است. البته اگر این را هم نپذیرید فرقی دراصل وماهیت جریان نمیکند: میخواستند "ارزمشروع" خارج کنند برای"اهداف خیر" و "روز مبادا". بخش نامشخصی از آن هجده میلیارد دلاری که گویا طی ۴ ماه خارج کردند وحالا دنبال دزدش میگردندتوسط شرکتهای جعلی وهویتهای نامشخص (اسمش راگذاشتهاندکارتنخواب) خارج شد که مدارکشان راکسانی جزدولت پنهان تهیه نمیتوانست کرد. تنها مشکل آنهابرای گم کردن ردخود سرنخی است که اسم آن را میگذاریم "سرنخریال" : برای دریافت ارز به هرشکلی، در هرحال مجبورید معادل ریالیاش رابه شکل اعتبارعرضه کنید یابه بانکی بپردازید واین بایداز یک حساب جاری بیاید. حتی اگربرای آن کارتن خواب خیالی حسابجاری گشوده باشند تامعادل ریالی ارز رابه بانک انتقال دهد، بایداز یک حساب دیگر حسابش را پر کرده باشید. حتی برای ۱۰۰میلیون دلار (که پول خردبرادران است) احتیاج به انتقال ۴۲۰ میلیاردتومان بود که اگر صدبارهم حساب به حساب شده باشد ردش معلوم است. معنی این حرف آن است که آن بالادقیقا میدانستند پولهارا چه کسانی بیرون بردهاند وبه چه کاری زدهاند. البته دستگاه جیره بگیر تبلیغاتی دست از سرکارتنخوابهای فلکزده برنخواهدداشت.
ماجرای دوم، به محل خرج وبه قول داش مشتیها نفلهکردن آن ارزهامربوط میشود. اسمش را میگذاریم تاسیس جمهوری اسلامی دوم که درسراسر ممالک اسلامی پراکنده است: در ترکیه، سوریه، لبنان ، امارات والبته جزایرگومباگومبا ! ازبین همین چند مقصدنمونه ویک مقصد نمادین درباره یکی دوتایش خیلی آشکار نمیشودحرف زد ودرپرده بایدگفت. مثلا درباره ترکیه که همین سال گذشته۷۲۰۰ واحدآپارتمانش راصاحبان پاسپورت ایرانی خریدند( آخرین آمار: ماه گذشته ۹۱۱آپارتمان، در مقابل ۲۵۹ آپارتمان خریداری شده در شمال تهران!)بازهم رندی وآدرس عوضی هست. رسانههای داخلی خبرش رااینطور پایان میدهند که"جوی در بازارتهران ایجاد شده که برخی فعالان اقتصادی، خانواده خود رابه ترکیه منتقل کرده وخود همچنان به کسب درآمد درداخل می پردازند." اینکه این رسانه ها از کجامیفهمند این بازاریان تهران هستند که درترکیه خانه میخرند مشخص نیست، ولی قابل انتظارهست که اگر کسی میتوانست فهرست هویتی خریداران رافراهم کند غیرازآن بازاریان موردتاکید رسانههاتعدادزیادی ازکارگزاران تعذیب وعمله جات تمشیت حکومت رادرمیان انها مییافت: برای روزمبادا دنبال خانه وپاسپورت ترکیهاند(نشانیهای صریحتر رادر الف "قاضی منصوری کجا میرفت؟" درهمین کانال جستجو کنید).
🆔 @jameeno
🔻ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🖇به علت تراکم مطالب این مطلب با مدتی تاخیر منتشر میشود
🔹موش کور!
تحریریه جامعه نو : مجبوریم یکبار دیگر گور دفن کثافتکاریهای حکومت را باز کنیم ، و با نبش قبر و کالبدشکافی ماجراهای دفن شده یادآوری کنیم دوره نفهمپنداری افکار عمومی به سر آمده است. شاید هنوز باشند عوام از همه جابیخبری که بسان باور به افسانه های بالای منبر، حکایات و جعلیات درباره غارت منابع کشور را هم بپذیرند. اما شک باید کرد تعدادشان خیلی بیشتر از کسانی باشد که این افسانه ها را توی بوق میکنند. دست همه رو است!
این روزها دوباره چند داستان مورد توجه قرار گرفته است: کارتن خوابها ارز ۴۲۰۰تومانی گرفتهاند، سرمایه دارها ۳میلیارددلار خانه در ترکیه خریدهاند، یک دیپلم ردی در موسسه اعتباری بیمجوز ۱۲ هزار میلیارد تومان مردم را برد، ... همه اش دروغ و راستش اینکه همه را عملهجات دولت پنهان بردند.
اولین افسانه ، ماجرای ارز ۴۲۰۰ تومانی است . زمان طراحی و شروعش ، دوره پیشا خروج ترامپ ازبرجام است. در اواخر سال ۹۷ سران دولتپنهان به این نتیجه رسیدند بزودی انتقال ارز به مشکل میخورد ، باید پیشدستی ، اما خیلی با احتیاط عمل کرد. آنها یادشان بود که در سال ۵۷ عجله عوامل رژیم سابق در خروج ارز باعث شد کارمندان بانک مرکزی در شهریور آن سال لیست ۱۷۷ نفر از سران رژیم را که ارز خارج کرده بودند منتشر و رژیم را بی آبرو کنند. آنهانباید چنین میکردند. هم دوران عوض شده و هم حکومت نه درحال فرار، که در مرحله تحکیم است. راه دیگری رفتند. برچسب ارزجهانگیری که به آن خروج رسوای ارزی زدندبسیاررندانه بود. جهانگیری هم مانند اکثریت کارگزاران نظام شخص داناو عاقل و حیثیت پرستی نیست ولی آنقدر فهم داشت که "ارزبرای همه به هر مقدار به قیمت ۴۲۰۰" ابلهانه ترین حرفی است که حتی یک آدم متوسطالعقل با سابقه حتی یک سال وزارت و صدارت درایران به زبان نمیآورد. بنابراین تجربه ما میگوید اوبفرموده عمل کرده است. البته اگر این را هم نپذیرید فرقی دراصل وماهیت جریان نمیکند: میخواستند "ارزمشروع" خارج کنند برای"اهداف خیر" و "روز مبادا". بخش نامشخصی از آن هجده میلیارد دلاری که گویا طی ۴ ماه خارج کردند وحالا دنبال دزدش میگردندتوسط شرکتهای جعلی وهویتهای نامشخص (اسمش راگذاشتهاندکارتنخواب) خارج شد که مدارکشان راکسانی جزدولت پنهان تهیه نمیتوانست کرد. تنها مشکل آنهابرای گم کردن ردخود سرنخی است که اسم آن را میگذاریم "سرنخریال" : برای دریافت ارز به هرشکلی، در هرحال مجبورید معادل ریالیاش رابه شکل اعتبارعرضه کنید یابه بانکی بپردازید واین بایداز یک حساب جاری بیاید. حتی اگربرای آن کارتن خواب خیالی حسابجاری گشوده باشند تامعادل ریالی ارز رابه بانک انتقال دهد، بایداز یک حساب دیگر حسابش را پر کرده باشید. حتی برای ۱۰۰میلیون دلار (که پول خردبرادران است) احتیاج به انتقال ۴۲۰ میلیاردتومان بود که اگر صدبارهم حساب به حساب شده باشد ردش معلوم است. معنی این حرف آن است که آن بالادقیقا میدانستند پولهارا چه کسانی بیرون بردهاند وبه چه کاری زدهاند. البته دستگاه جیره بگیر تبلیغاتی دست از سرکارتنخوابهای فلکزده برنخواهدداشت.
ماجرای دوم، به محل خرج وبه قول داش مشتیها نفلهکردن آن ارزهامربوط میشود. اسمش را میگذاریم تاسیس جمهوری اسلامی دوم که درسراسر ممالک اسلامی پراکنده است: در ترکیه، سوریه، لبنان ، امارات والبته جزایرگومباگومبا ! ازبین همین چند مقصدنمونه ویک مقصد نمادین درباره یکی دوتایش خیلی آشکار نمیشودحرف زد ودرپرده بایدگفت. مثلا درباره ترکیه که همین سال گذشته۷۲۰۰ واحدآپارتمانش راصاحبان پاسپورت ایرانی خریدند( آخرین آمار: ماه گذشته ۹۱۱آپارتمان، در مقابل ۲۵۹ آپارتمان خریداری شده در شمال تهران!)بازهم رندی وآدرس عوضی هست. رسانههای داخلی خبرش رااینطور پایان میدهند که"جوی در بازارتهران ایجاد شده که برخی فعالان اقتصادی، خانواده خود رابه ترکیه منتقل کرده وخود همچنان به کسب درآمد درداخل می پردازند." اینکه این رسانه ها از کجامیفهمند این بازاریان تهران هستند که درترکیه خانه میخرند مشخص نیست، ولی قابل انتظارهست که اگر کسی میتوانست فهرست هویتی خریداران رافراهم کند غیرازآن بازاریان موردتاکید رسانههاتعدادزیادی ازکارگزاران تعذیب وعمله جات تمشیت حکومت رادرمیان انها مییافت: برای روزمبادا دنبال خانه وپاسپورت ترکیهاند(نشانیهای صریحتر رادر الف "قاضی منصوری کجا میرفت؟" درهمین کانال جستجو کنید).
🆔 @jameeno
🔻ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🔺ادامه یادداشت از پست قبل
▫️مورد سوریه جالبتر است. درست درمیانه جنگ وبه آتش کشیدن سوریه وفرار شهروندان بدبخت به مناطق امن، دولت سوریه اعلامیهای صادرکرد که به "فرمان ۱۰" موسوم بود. به شهروندان گریخته چندروزمهلت داده بودند بادردست داشتن سند به شهرخودبرگردند و مالکیت خود رااثبات کنند، وگرنه خانهشان مصادره میشود. معلوم بودبخشی ازطرح پاکسازی سکنه ، تسویه وتصفیه قومی ومذهبی وبرنامه
دراز مدت بازآرایی جمعیتی است. بعدا مشخص شد املاک شهروندان سوری تجمیع، و درآنها آپارتمان سازی باسرمایه گذاری ایران انجام شده و سپس این اخبار تکمیلی جسته گریخته رسید که افغانیان و برخی سوریهای موافق با حکومت درآنها اسکان یافته اند. مشخص نیست چه نسبتی از خرید املاک سوری توسط سرمایه گذار و چه مقدار توسط اشخاص حقیقی صورت گرفته است.گمانه هایی که میتواندبراساس اهداف منطقه ای باشد، حاکی است بخشی از منابع پریده از کشور با داستان ارز۴۲۰۰ تومانی ، به احتمال زیاد در املاک سوریه فرود آمدهاند. البته براساس استراتژی امنیت منطقهای کشور، میتوان توضیح خوبی بر این ماجرا داد که در مطالب دارای هشتگ خارپشت در این کانال عرضه شدهاند.
انتقال داراییهای ایران به لبنان با قیمت ارزان هم میتواند یکی از اهداف آن مکانیسم خروج قانونی ۴۲۰۰تومانی باشد. کمکهای حکومت ایران به همکیشان لبنانیاش آنقدر آشکار است که شیخ حسن نصرالله از اعلام صریح آنها پشت میکروفونها هیچ ابایی ندارد ، هرچند حکومت خوش ندارد ایرانی ها درباره آن فضولی ومخالفت کنند. واضح است با توجه به تحریمهای بانکی و زیر ذرهبین بودن انتقالات پولی مرتبط باایران، برای اجرایی کردن برنامه کمک مالی نمیتوان فقط به انتقالات نقدی چمدانی ( مانندچمدانهای انتقال ۲۲ میلیون دلاربه حماس که محمودالزهار پارسال خبرش را داد) متکی بود. انتقالات باید ابتدا به کانالهای تجاری و شرکتهای پوششی صادرات و واردات جهان وارد شوند و در آنها بچرخند تا ردشان گمشود. درواقع آن کارتونخوابها، باید ابتدا با ارز دریافتی در خارج ازایران تجارت کنند تا درنهایت پول به به شرکتهای عوامل "آنطرف " منتقل شود.
به درازا انجامید و بسیاری قصههاناگفته ماند. حرف این بود که در ایران برگ از درخت نمیافتد مگر زیر نظر دولت پنهان و پول هنگفتی جابجا نمیشود مگر آن دولت مطلع باشد و به نفع خودش بداند.این دولت شبح وار و آن تشکیلات مخوف مفتخربه هنر دورزدن ،مخترع ارزارزان۴۲۰۰ تومانی، کاشف پناهگاهای امن پول ونفر، خالق کارتونخوابها، و مبتکر غارت منابع ملی از راه قانونی است!
🆔 @jameeno
▫️مورد سوریه جالبتر است. درست درمیانه جنگ وبه آتش کشیدن سوریه وفرار شهروندان بدبخت به مناطق امن، دولت سوریه اعلامیهای صادرکرد که به "فرمان ۱۰" موسوم بود. به شهروندان گریخته چندروزمهلت داده بودند بادردست داشتن سند به شهرخودبرگردند و مالکیت خود رااثبات کنند، وگرنه خانهشان مصادره میشود. معلوم بودبخشی ازطرح پاکسازی سکنه ، تسویه وتصفیه قومی ومذهبی وبرنامه
دراز مدت بازآرایی جمعیتی است. بعدا مشخص شد املاک شهروندان سوری تجمیع، و درآنها آپارتمان سازی باسرمایه گذاری ایران انجام شده و سپس این اخبار تکمیلی جسته گریخته رسید که افغانیان و برخی سوریهای موافق با حکومت درآنها اسکان یافته اند. مشخص نیست چه نسبتی از خرید املاک سوری توسط سرمایه گذار و چه مقدار توسط اشخاص حقیقی صورت گرفته است.گمانه هایی که میتواندبراساس اهداف منطقه ای باشد، حاکی است بخشی از منابع پریده از کشور با داستان ارز۴۲۰۰ تومانی ، به احتمال زیاد در املاک سوریه فرود آمدهاند. البته براساس استراتژی امنیت منطقهای کشور، میتوان توضیح خوبی بر این ماجرا داد که در مطالب دارای هشتگ خارپشت در این کانال عرضه شدهاند.
انتقال داراییهای ایران به لبنان با قیمت ارزان هم میتواند یکی از اهداف آن مکانیسم خروج قانونی ۴۲۰۰تومانی باشد. کمکهای حکومت ایران به همکیشان لبنانیاش آنقدر آشکار است که شیخ حسن نصرالله از اعلام صریح آنها پشت میکروفونها هیچ ابایی ندارد ، هرچند حکومت خوش ندارد ایرانی ها درباره آن فضولی ومخالفت کنند. واضح است با توجه به تحریمهای بانکی و زیر ذرهبین بودن انتقالات پولی مرتبط باایران، برای اجرایی کردن برنامه کمک مالی نمیتوان فقط به انتقالات نقدی چمدانی ( مانندچمدانهای انتقال ۲۲ میلیون دلاربه حماس که محمودالزهار پارسال خبرش را داد) متکی بود. انتقالات باید ابتدا به کانالهای تجاری و شرکتهای پوششی صادرات و واردات جهان وارد شوند و در آنها بچرخند تا ردشان گمشود. درواقع آن کارتونخوابها، باید ابتدا با ارز دریافتی در خارج ازایران تجارت کنند تا درنهایت پول به به شرکتهای عوامل "آنطرف " منتقل شود.
به درازا انجامید و بسیاری قصههاناگفته ماند. حرف این بود که در ایران برگ از درخت نمیافتد مگر زیر نظر دولت پنهان و پول هنگفتی جابجا نمیشود مگر آن دولت مطلع باشد و به نفع خودش بداند.این دولت شبح وار و آن تشکیلات مخوف مفتخربه هنر دورزدن ،مخترع ارزارزان۴۲۰۰ تومانی، کاشف پناهگاهای امن پول ونفر، خالق کارتونخوابها، و مبتکر غارت منابع ملی از راه قانونی است!
🆔 @jameeno
🔺شماره جدید «تجربه» از شنبه سوم مهرماه توزیع میشود
▫️به گزارش باشگاه روزنامهنگاران ایران ماهنامهی «تجربه» از روز شنبه سوم مهر به دکههای روزنامهفروشی و کتابفروشیهای منتخب میرود.
این مجله که رویکردِ خود را فرهنگ، هنر و ادبیات برگزیده است، در دورهی جدید، ضمن پرداختنِ جدی به این حوزهها، سه بخشِ تازهی کودکی، مطالعات ایرانی و مطالعاتِ زنان را نیز در دستور کار خود دارد.
ماهنامه تجربه در دور جدید به مدیر مسئولی کتایون بناساز و سردبیری پژمان موسوی منتشر میشود.
دبیری تحریریه دورهی جدید «تجربه» را سما بابایی بر عهده دارد و مهدی میرمحمدی، میلاد حسینی، گیسو فغفوری، ساسان گلفر، احسان زیورعالم، حسین گنجی، الناز محمدی، حمیدرضا محمدی و مهدی حسنی اعضای شورای دبیرانِ آن را تشکیل میدهند.
🆔 @jameeno
▫️به گزارش باشگاه روزنامهنگاران ایران ماهنامهی «تجربه» از روز شنبه سوم مهر به دکههای روزنامهفروشی و کتابفروشیهای منتخب میرود.
این مجله که رویکردِ خود را فرهنگ، هنر و ادبیات برگزیده است، در دورهی جدید، ضمن پرداختنِ جدی به این حوزهها، سه بخشِ تازهی کودکی، مطالعات ایرانی و مطالعاتِ زنان را نیز در دستور کار خود دارد.
ماهنامه تجربه در دور جدید به مدیر مسئولی کتایون بناساز و سردبیری پژمان موسوی منتشر میشود.
دبیری تحریریه دورهی جدید «تجربه» را سما بابایی بر عهده دارد و مهدی میرمحمدی، میلاد حسینی، گیسو فغفوری، ساسان گلفر، احسان زیورعالم، حسین گنجی، الناز محمدی، حمیدرضا محمدی و مهدی حسنی اعضای شورای دبیرانِ آن را تشکیل میدهند.
🆔 @jameeno
#الف
🔻تنازل، تکامل!
▫️شورای سردبیری: اصلاحطلبی درایران بین دوشق تقاضای اجرای بدون تنازلقانون اساسی وبازنگری درقانون اساسی سعی صفاومروه میکند! درانتهای این سعی سربه کجا میبریم؟
بین دومسیر تقاضای اجرای بدون تنازل قانون اساسی وبازنگری درقانون اساسی چه تفاوتی هست ورفتن ازپشت یکی به حمایت ازتقاضای دیگر نشانه چه تحرکی درمجموعه جامعه و سیستم سیاسی وحاکمیت است وچه نسبتی بااصلاحطلبی دارد؟ اخیرا یکی از اصلاحطلبان نامآور دوباره این مانور را در یک گفتگوی تحلیلی انجام داده است. بالاخره کجا باید ایستاد؟
مضمون تقاضای اول که زمانی مطالبه بیشتراصلاحطلبان جمهوری اسلامی بوده عمل حکومت به همه موادقانون اساسی است ونه تاکیدبربخشی گزینشی ونادیده گرفتن بخشهای دیگر ویاارائه تفسیرهای مضیق ازآنها. این رامیدانیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی درشرایطی پساانقلابی پدید آمد وترکیبی شدازمواد دموکراتیک وآزادیخواهانه، وهمچنین موادی برگرفته ازفقه اسلامی که به آراءفضلاللهنوری شبیه تر بود تا دیدگاههای علمای صدرمشروطیت. در واقع ترکیبی بود ازحکومت مشروطه و مشروعه. با جاافتادن حکومت برمبنای سلسلهمراتب روحانی، به تدریج آن ابعاد مردمسالارانه وآزادیخواه قانون اساسی زیرپای حکومت له وکنار گذاشته شد؛ مطالبه "اجرای بدون تنازل قانون اساسی"ناظر برهمین اجرای نصفه نیمه قانون اساسی بود: تقاضای عادلانه رفتار کردن درامور سیاست وقدرت، زمانیکه حکومت به تدریج به سمت استبداد میخزید و هرحرکت خود رامطابق اصلی ازشترگاو پلنگ قانون اساسی اعلام میکرد.
مفهوم مضمون مطالبه دوم سادهتراست: قانون اساسی به علت تناقضات مستتر درآن کارکرد خود رااز دست داده وباید اصلاح شود. این تقاضا اخیرا اززبان کسانی شنیده میشود که قبلا خواستاراجرای کل(به اصطلاح "بدون تنازل ")قانون اساسی بودند. چیزی تغییرکرده که مطالبه تغییر کرده است؟ چه چیزی؟
تغییرات فراوان بودهاند. نخست افزایش خصلت استبدادی وباریک شدن هرم حکومتی است که خصلت آشکار دارد و نمیتوان آنرا پنهان کرد. به واقع چون امری سیاسی و در محدوده قدرت است نمیتوان آنرا روکش کرد. حکومت فردی متمایل به استبدادمعمولا این خاصیت را دارد که به تدریج تک تک مواد قانونی را ناخوان با یافته ها ومصلحت خود مییابد و هریک را به طریقی کنار میگذارد. این حذفها در نهایت ماهیت قانون اساسی را تغییر میدهد و ایده تعویض و تجدید نظر در آن را پدید می آورد.
دوم ، تغییر حاملان تقاضای اجرای بدون تنازل قانون اساسی است که در دوران ما سرعت گرفته است. اکثرکسانی که خواهان اجرای بدون تنازل قانون اساسی بودند، پیوندهای گستردهای با حکومت در دهه ۶۰ و تااواسط دهه ۸۰داشتند. در بخشهای مختلف حکومت کار میکردند ، به نظام باور داشتند، و خواهان اکیدحفظ آن بودند. قرار گرفتن در معرض پیشبینی نتایج محتوم وضعیت بر مبنای تجربیات تاریخی جهان وتسریع جمع شدن اهرمهای حکومت زیر دست یک نفر، آنها را با احساس عمیق ناکامی در به انجام رساندن یک تحول آرمانخواهانه روبرو کرد: آگاهی از مقصد شوم قطاری که گمان میکردند عازم بهشت است ! تولد اصلاح طلبی درمیانه دهه هفتاد حاصل همین موقعیت بودو خواسته اصلی آن باز تقسیم دوباره قدرت و برگشتن به روح همان قانون اساسی شترگاوپلنگی شد. از این رو میتوان مطالبه اجرای بدون تنازل قانون اساسی را "مطالبهسیاسیدرونسیستمی بامضمون رعایت حقوق دموکراتیک"ونوعی "اصلاحطلبی ترمیمی" دانست.
پیدا شدن اندیشه مبتنی بربازنگری درقانون اساسی با وجود تعارضش به مطالبه پیشین نوعی تکامل همان مطالبه پیشین بود: با برخوردن مطالبات نرم سیاسی اصلاحطلبانه به هسته فولادین قدرت، در میانه دوره صدارت محمدخاتمی مساله رفراندم پیش آمد: پیش درامد و مقدمهای برای خواست تغییر قانون اساسی. البته تقاضای غیر قابل برآوردی بود. قدرت سیاسی که گمان میرفت مطابق قانون اساسی باید نرم و شکل پذیر باشد، چون فولاد سخت و متمرکز شده بود وزیربارنمیرفت. حتی برای تغییرات یک بندی و محدود درقانون اساسی حاضر نبود. توضیح آنرامیتوان هنوزهم (دردوران حسن روحانی هم او گاهی زیرلب رفراندم رازمزمه میکرد) این دانست که حکومت فکر میکند درآوردن حتی یک آجر از دل بنای قانون اساسی موجود و تفسیرات موسع مهمتراز متن، کل سیستم را اسیبپذیر و تخریب میکند.
حالا، درحالیکه حکومت هرچه بیشتر در خود فرو میرود وحلقهای کوچک به دورکانونی فردی شکل میگیرد، روند تکامل مطالبات به نقطه تقاضای بازنگری قانون اساسی میرسد که ماهیتا اصلاحطلبانه (رفرمیسم)است. نکته اینکه ایستگاه بعد از آن دیگر مطالبه نیست ؛ سپردن روند تحول به دست پتانسیل های غیر قابل کنترل زاینده شورش و نفیسیاسی است که قطعامنجربه انحلال حکومت میشود. مسیر میانهی بازآرایی ساختار قدرت بابازنگری کنترل شده قانون اساسی، راهی کمهزینه، نوعی"اصلاح تکمیلی" ومفیدبرای گریزازفروپاشی است.
🆔 @jameeno
🔻تنازل، تکامل!
▫️شورای سردبیری: اصلاحطلبی درایران بین دوشق تقاضای اجرای بدون تنازلقانون اساسی وبازنگری درقانون اساسی سعی صفاومروه میکند! درانتهای این سعی سربه کجا میبریم؟
بین دومسیر تقاضای اجرای بدون تنازل قانون اساسی وبازنگری درقانون اساسی چه تفاوتی هست ورفتن ازپشت یکی به حمایت ازتقاضای دیگر نشانه چه تحرکی درمجموعه جامعه و سیستم سیاسی وحاکمیت است وچه نسبتی بااصلاحطلبی دارد؟ اخیرا یکی از اصلاحطلبان نامآور دوباره این مانور را در یک گفتگوی تحلیلی انجام داده است. بالاخره کجا باید ایستاد؟
مضمون تقاضای اول که زمانی مطالبه بیشتراصلاحطلبان جمهوری اسلامی بوده عمل حکومت به همه موادقانون اساسی است ونه تاکیدبربخشی گزینشی ونادیده گرفتن بخشهای دیگر ویاارائه تفسیرهای مضیق ازآنها. این رامیدانیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی درشرایطی پساانقلابی پدید آمد وترکیبی شدازمواد دموکراتیک وآزادیخواهانه، وهمچنین موادی برگرفته ازفقه اسلامی که به آراءفضلاللهنوری شبیه تر بود تا دیدگاههای علمای صدرمشروطیت. در واقع ترکیبی بود ازحکومت مشروطه و مشروعه. با جاافتادن حکومت برمبنای سلسلهمراتب روحانی، به تدریج آن ابعاد مردمسالارانه وآزادیخواه قانون اساسی زیرپای حکومت له وکنار گذاشته شد؛ مطالبه "اجرای بدون تنازل قانون اساسی"ناظر برهمین اجرای نصفه نیمه قانون اساسی بود: تقاضای عادلانه رفتار کردن درامور سیاست وقدرت، زمانیکه حکومت به تدریج به سمت استبداد میخزید و هرحرکت خود رامطابق اصلی ازشترگاو پلنگ قانون اساسی اعلام میکرد.
مفهوم مضمون مطالبه دوم سادهتراست: قانون اساسی به علت تناقضات مستتر درآن کارکرد خود رااز دست داده وباید اصلاح شود. این تقاضا اخیرا اززبان کسانی شنیده میشود که قبلا خواستاراجرای کل(به اصطلاح "بدون تنازل ")قانون اساسی بودند. چیزی تغییرکرده که مطالبه تغییر کرده است؟ چه چیزی؟
تغییرات فراوان بودهاند. نخست افزایش خصلت استبدادی وباریک شدن هرم حکومتی است که خصلت آشکار دارد و نمیتوان آنرا پنهان کرد. به واقع چون امری سیاسی و در محدوده قدرت است نمیتوان آنرا روکش کرد. حکومت فردی متمایل به استبدادمعمولا این خاصیت را دارد که به تدریج تک تک مواد قانونی را ناخوان با یافته ها ومصلحت خود مییابد و هریک را به طریقی کنار میگذارد. این حذفها در نهایت ماهیت قانون اساسی را تغییر میدهد و ایده تعویض و تجدید نظر در آن را پدید می آورد.
دوم ، تغییر حاملان تقاضای اجرای بدون تنازل قانون اساسی است که در دوران ما سرعت گرفته است. اکثرکسانی که خواهان اجرای بدون تنازل قانون اساسی بودند، پیوندهای گستردهای با حکومت در دهه ۶۰ و تااواسط دهه ۸۰داشتند. در بخشهای مختلف حکومت کار میکردند ، به نظام باور داشتند، و خواهان اکیدحفظ آن بودند. قرار گرفتن در معرض پیشبینی نتایج محتوم وضعیت بر مبنای تجربیات تاریخی جهان وتسریع جمع شدن اهرمهای حکومت زیر دست یک نفر، آنها را با احساس عمیق ناکامی در به انجام رساندن یک تحول آرمانخواهانه روبرو کرد: آگاهی از مقصد شوم قطاری که گمان میکردند عازم بهشت است ! تولد اصلاح طلبی درمیانه دهه هفتاد حاصل همین موقعیت بودو خواسته اصلی آن باز تقسیم دوباره قدرت و برگشتن به روح همان قانون اساسی شترگاوپلنگی شد. از این رو میتوان مطالبه اجرای بدون تنازل قانون اساسی را "مطالبهسیاسیدرونسیستمی بامضمون رعایت حقوق دموکراتیک"ونوعی "اصلاحطلبی ترمیمی" دانست.
پیدا شدن اندیشه مبتنی بربازنگری درقانون اساسی با وجود تعارضش به مطالبه پیشین نوعی تکامل همان مطالبه پیشین بود: با برخوردن مطالبات نرم سیاسی اصلاحطلبانه به هسته فولادین قدرت، در میانه دوره صدارت محمدخاتمی مساله رفراندم پیش آمد: پیش درامد و مقدمهای برای خواست تغییر قانون اساسی. البته تقاضای غیر قابل برآوردی بود. قدرت سیاسی که گمان میرفت مطابق قانون اساسی باید نرم و شکل پذیر باشد، چون فولاد سخت و متمرکز شده بود وزیربارنمیرفت. حتی برای تغییرات یک بندی و محدود درقانون اساسی حاضر نبود. توضیح آنرامیتوان هنوزهم (دردوران حسن روحانی هم او گاهی زیرلب رفراندم رازمزمه میکرد) این دانست که حکومت فکر میکند درآوردن حتی یک آجر از دل بنای قانون اساسی موجود و تفسیرات موسع مهمتراز متن، کل سیستم را اسیبپذیر و تخریب میکند.
حالا، درحالیکه حکومت هرچه بیشتر در خود فرو میرود وحلقهای کوچک به دورکانونی فردی شکل میگیرد، روند تکامل مطالبات به نقطه تقاضای بازنگری قانون اساسی میرسد که ماهیتا اصلاحطلبانه (رفرمیسم)است. نکته اینکه ایستگاه بعد از آن دیگر مطالبه نیست ؛ سپردن روند تحول به دست پتانسیل های غیر قابل کنترل زاینده شورش و نفیسیاسی است که قطعامنجربه انحلال حکومت میشود. مسیر میانهی بازآرایی ساختار قدرت بابازنگری کنترل شده قانون اساسی، راهی کمهزینه، نوعی"اصلاح تکمیلی" ومفیدبرای گریزازفروپاشی است.
🆔 @jameeno
🔸جستاری پیرامون شیوههای کنشگری صنفی معلمان؛
🔹مذاکره یا تجمع؛ مسئله این نیست!
◽️ لیلا رزاقی / جامعه نو: به فاصله چندساعت از برگزاری تجمع صنفی معلمان در سومین روز از مهرماه ۱۴۰۰ که به دعوت شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان و پی عدم اجرای مطالباتی چون رتبهبندی معلمان شاغل و همسانسازی حقوق بازنشستگان برگزار شده بود، بحثی در شبکه اجتماعی کلابهاوس و در اتاق «اتحاد معلمان» آغاز شد که از چندگانگی و گاه تقابل و تعارض رویکردها و استراتژیها برای پیگیری مطالبات صنفی، حکایت داشت. برخلاف جلسات مشابهی که پیش از این در نقد رویکردها و آسیبشناسی وضعیت فعالیت صنفی برگزار شده بود و مونولوگگویی و بیانیهخوانی در آن بر دیالوگ و مباحثه غلبه داشت؛ این جلسه که توسط اعضای مستقل تشکلهای صنفی و شورای هماهنگی ترتیب داده شده بود به محلی برای شنیده شدن صداهای مختلف تبدیل شد. نکته اینجاست که به رغم تکاپوی فعالان صنفی برای ارتباطگیری با بدنه معلمان و ایجاد زمینهای برای آسیبشناسی وضع موجود ( به خصوص در بستر شبکههای اجتماعی همچون کلاب هاوس) ؛ همچنان تعارض رویکردها و گفتمانها اثر سوء خود را بر انتخاب مناسبترین استراتژیها برای پیشبرد مطالبات صنفی معلمان میگذارد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/mxw2g2
🔹مذاکره یا تجمع؛ مسئله این نیست!
◽️ لیلا رزاقی / جامعه نو: به فاصله چندساعت از برگزاری تجمع صنفی معلمان در سومین روز از مهرماه ۱۴۰۰ که به دعوت شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان و پی عدم اجرای مطالباتی چون رتبهبندی معلمان شاغل و همسانسازی حقوق بازنشستگان برگزار شده بود، بحثی در شبکه اجتماعی کلابهاوس و در اتاق «اتحاد معلمان» آغاز شد که از چندگانگی و گاه تقابل و تعارض رویکردها و استراتژیها برای پیگیری مطالبات صنفی، حکایت داشت. برخلاف جلسات مشابهی که پیش از این در نقد رویکردها و آسیبشناسی وضعیت فعالیت صنفی برگزار شده بود و مونولوگگویی و بیانیهخوانی در آن بر دیالوگ و مباحثه غلبه داشت؛ این جلسه که توسط اعضای مستقل تشکلهای صنفی و شورای هماهنگی ترتیب داده شده بود به محلی برای شنیده شدن صداهای مختلف تبدیل شد. نکته اینجاست که به رغم تکاپوی فعالان صنفی برای ارتباطگیری با بدنه معلمان و ایجاد زمینهای برای آسیبشناسی وضع موجود ( به خصوص در بستر شبکههای اجتماعی همچون کلاب هاوس) ؛ همچنان تعارض رویکردها و گفتمانها اثر سوء خود را بر انتخاب مناسبترین استراتژیها برای پیشبرد مطالبات صنفی معلمان میگذارد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/mxw2g2
Telegraph
جستاری پیرامون شیوههای کنشگری صنفی معلمان؛
مذاکره یا تجمع؛ مسئله این نیست! به فاصله چندساعت از برگزاری تجمع صنفی معلمان در سومین روز از مهرماه ۱۴۰۰ که به دعوت شورای هماهنگی تشکلهای صنفی فرهنگیان و پی عدم اجرای مطالباتی چون رتبهبندی معلمان شاغل و همسانسازی حقوق بازنشستگان برگزار شده بود، بحثی در…