جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🏷️ این‌تصویر به الف زیر مربوط است
👍7
#الف

🏷️ مات در دو حرکت !

🖊️ تحریریه جامعه نو : در مباحث جدی سیاسی‌ بکار بردن برخی صفات کار خوبی نیست، حتی اگر کاربرد معادل‌های آنها عادی باشد مثلا اگر ما در ارزیابی دوحرکت از اعمال حکومت اصطلاح بی عقلی را به کار ببریم، ممکن است می‌شد به جای آن  گفت بی‌خردی، اما واقعش این است که بار صفت بی‌خردی برای توصیف حرکات حکومت کافی نیست. اسم رسمی آن بی‌عقلی است.

چه چیزی را توصیف میکنیم؟ دو حرکت مرتبط با امنیت ملی که گویا درچارچوب کنش بازدارندگی صورت گرفته و نه گروه‌های نیابتی ایران، بلکه خودش آنها را مرتکب شده است: توقیف نفتکشی که نفت عراق را حمل میکرد، و حمله موشکی به پاکستان. حرکاتی درست به اندازه  تحرکات احمقانه گروههای نیابتی.

حتی اگر فرض کنیم اختلافات ما با بسیاری کشور ها غیرقابل حل باشد، حتی اگر فرض این باشد که رویارویی ما با آن کشور مفروض غیر قابل اجتناب باشد، یک استراتژی سنجیده امنیت ملی اجازه هر اقدامی را به ما نمیدهد. مثلا در همین ماجرای دریایی، نفتکشی را به غنیمت گرفته‌ایم که قبلا نفت ایران رامی‌برده، آمریکایی‌ها آن را دزدیده و نفتش را مصادره کرده‌اند. حالا ما همان نفتکش را گروگان گرفته‌ایم ، درحالی که نفت عراق را حمل میکرده است. این شده انتقام از ایالات متحده ! عقلانی است؟ اگر راهزنی مالالتجاره‌ای را ببرد تفصیر خری است که آنرا بر پشت داشته؟ اگر آن خر روزی بار همسایه را حمل میکرد میتوانیم افسارش را بگیریم و به خانه ببریم که بار این خر در عوض مال‌التجاره ما که یک روز  در خورجین داشت؟ غنیمت گرفتن نفت عراق همین حکم را ندارد؟ اگر از نظر سیاسی این انتقام از آمریکاست، چرا عراق شکایت دارد؟  اگر روزی پشت صحنه آشکار شود و مکانیزم تصمیم گیری برای عمل روی این کشتی آشکار شود به کدام تشکیلات و بدنه تصمیم گیر روبرو خواهیم بود؟ ندیده میگوئیم حداقلی از تعمق پشت آن نبوده است. قرار نیست وقتی دستتان بسته است تف بیندازید. اگر بیندازید، احتمالا شلوارتان را خیس خواهید کرد.

در واقع فقط اعمال سیاست باز دارندگی از طریق نیروهای نیابتی نیست که جواب نمیدهد، این حرکات کلا اشتباه است. استراتژی تهاجمی کنونی حاصل "نظام ادراکی‌‌جهان" در ذهن حکومتیان ایران و ناشی از ایدئولوژیک کردن سیاست در ایران است که در همه ابعاد ذهن و عمل حکومت را مدیریت میکند. قضاوتی که در سال ۵۷ ویکی دوسال بعد از آن در اذهان ما نهادینه شد، ناعادلانه بودن نظمی (روابطی) درجهان بود که ماموریت تغییر آن را به صورتی متوهم به خودمان واگذار کردیم. نه در عراق (که نخستین اعلامیه اقای خمینی دعوت سران قبایل و ارتش آن به قیام بود) بلکه از ایرلند گرفته تا فیلیپین در صدد به هم زدن وضعیت موجود و به قول غربی‌ها نظم جهانی بودیم. درست مانند اراده خداوند که میمیراند تا نظم ملکولهای یک موجود زنده را به هم بزند ، به عناصر اولیه تجزیه کند و بعد آن ها را ملات نظم‌حیاتی تازه‌ای کند، میخواستیم نظم موجود جهان را به هم بزنیم. پیامبر افزایش آنتروپی جهان شدیم و استراتزی فعلی حاصل همان است: میل به افزایش بی‌نظمی (آنتروپی) جهان . استراتژی بازدارندگی با استخدام نیروی نیابتی در همه جا، یعنی همین استراتژی امنیت ملی فعلی ، حاصل همین گرایش آنتروپیک است. نمود های آن فراوان است و آخرین نمودش همین موشک زدن به پاکستان، بعد از حمله به عراق و سوریه . انگار که یک آدم مست بخواهد با شلیک تفنگ گرگها را متوقف کند: دورخودش بچرخد وشلیک کند. برای همین میگوئیم آمیخته به دیوانگی است. تحمل میشود و باریکلا میگیرد، چون برهمان بن‌مایه افزایش بی‌نظمی استوار است. ژنتیک انقلاب اسلامی و حکومت برآمده و سپس معوج و علیل و گمراه  آن با همین دی‌ان‌ای  آشفته و سرطانی متمایل به آنتروپی نظامی شکل گرفته است. اگر جز این بود حمله‌ای به بلوچستان پاکستان نمیشد(این دوتا روزدیم ،این‌وری را هم بزن دستخوش). از تصیم سازی که نشان ازنظامیگری مخبط دارد تا زمان انجام ، نوع انجام ، توجیه انجام ، توضیح انجام و ده‌ها جزء دیگر نشان از سلطه آن بی نظمی مورد آرزو، برخود سیستم به جای صدور آن به جهان است. آن شکل از بی نظمی که وزیر خارجه هیچوقت نمی داند کشورش نیم ساعت بعد از ملاقاتش با وزیرامور خارجه همسایه به خاک او موشک خواهد زد و یا فلان نظامی کدام رئیس‌جمهور را کی و چرا به کشورآورده است!

پایانش نیست، ولی با همین دوحرکت میتوان گفت مات میشویم. از بین میرویم. چگونگی پایان کار این سیستم که عقل و مشروعیت را با هم از دست داده مهم نیست ؛  مدعی   سردار مخبط گمشده در تاریخمان زیاد داشته‌ایم، اما این نمونه‌های واپسین کشور را هم همراه خودشان غرق میکنند. بازی باخته را تا جایی ادامه خواهند دادکه چه در درگیری داخلی یکدیگر را حذف کنند و چه کشور را در معرض سونامیهای بیرونی قرار دهند، ایران به عنوان یک کلیت ارضی و ملی برخاکستر خود خواهد نشست.

🆔@jameeno
👍21😢5
#الف 

🏷️ خارپشت کجاست ؟ 

خوانندۀ ارجمند پرسیده است: 
من بیش از دو سال است که مطالب کانال شما را دنبال می‌کنم و اکثر مطالب شما را قبول دارم اما لطفاً به این سؤالم جواب دهید: اگر اقدامات شخص سردار سلیمانی (به‌عنوان یک ایرانی باعث افتخارم هستند) نبود امروز پروژۀ داعش و وضعیت سوریه و عراق و نهایتاً (حداقل) جنوب غربی و شرقی ایران در چه وضعیتی به سر می‌برد و اینکه خارپشت شما کجای قصه بود؟

موضوع حضور و خطر احتمالی داعش در مرزهای ایران که حدود هفت سال پیش مطرح شد کاملاً با مسئلۀ حضور نیروهای ایران در سوریه و سیاست اتکا به نیروی نیابتی فرق دارد. ما وارد سوریه شدیم تا از سقوط خانوادۀ اسد جلوگیری کنیم (سال ۲۰۱۱) و داعش حدود دو سال بعد در سوریه و عراق ظاهر شد. ایرانیان عمدتاً با نیروهای ضداسد جنگیدند تا داعش. علت اصلی مداخلۀ مستقیم ایران برای حفظ اسد نیز از دست نرفتن مسیر سوریه برای دسترسی به شیعیان لبنان بود. ما نمی‌توانیم میزان افتخارآمیزبودن آن عملیات را اندازه بگیریم چون در چارچوب حفظ خط ارتباطی و تدارکاتی حزب‌الله لبنان بود و در ارزیابی ما اصل مسلح کردن شیعیان لبنان به هر دلیلی که باشد کار اشتباهی بوده و هست. 

توضیح اضافه بدهیم که اصل کار کردن با سوری‌ها از جنبۀ استراتژیک درست است و حکومت سابق هم همین کار را می‌کرد زیرا عراق همواره با ایران در تضاد بوده است و باید در آن دوران و دورۀ جنگ صدام با ایران، سوریه از پشت به آن فشار می‌آورد. آن سیاست برای حفظ خاندان اسد نبود، در چارچوب سیاسی پریفرال (محاصرۀ خصم از طریق اتحاد با همسایگانش) بود و درست، اما بعداً فقط در چارچوب ماجراجویی با اسرائیل قابل توضیح است که در جهت منافع ملی ما نیست. 

دربارۀ یورش داعش به عراق تبلیغات می‌گوید اگر تحرکی نمی‌کردیم داعش به تهران می‌آمد که محتمل بود، اما دلیل نبود. واقعیت آن است که دولت عراق بعد از صدام، دست‌ساز آمریکا با دستیاری ایران شد، آمریکایی‌ها با سیاست استخوان لای زخم، حکومت طراحی‌شده را لبنانیزه و فرقه‌ای کردند و با تقسیم قدرت در عراق آن را ضعیف کردند که این تضعیف ناخواسته به نفع ایران بود. آمریکا باید خودش از حکومت دست‌ساز دفاع می‌کرد و از جنبۀ سیاست ما، عراق ضعیف‌تر بهتر می‌بود؛ اما به پیاده‌نظام آمریکا تبدیل شدیم و بدون آنکه هزینۀ جانی بدهد خطر از حکومت عراق دفع شد. درمجموع سیاست ایران در این دو کشور منافع و زیان توأمان داشت و تبلیغات زیاد و یا فقط مثبت دربارۀ نتایج آن نادرست است. ما حدود پنج سال پیش که کار داعش هم تمام شد طی مقالات و مصاحبه‌های متعدد از حکومت خواستیم پیروزی‌ها و برگ‌های برنده‌اش در پیروزی بر داعش را به آمریکایی‌ها بفروشد و وارد یک معاملۀ فیصله‌بخش با آن شود و از منطقه بیرون بیاید. اسیر توهم ایدئولوژیک بودند و گوش نکردند. دربارۀ وضعیت کنونی ایران در سوریه و عراق چیزی نمی‌گوییم چون خودتان دارید می‌بینید. 

دربارۀ شرق ایران متأسفانه داعش با الهام از سیاست جزیره‌ای و هسته‌های مستقل (روش بن‌لادن) در حال شکل‌گیری است و پیروزی بر آن در عراق تأثیری در خنثی کردن یا جلوگیری از ظهورش در شرق ایران نداشته است و نخواهد داشت. به گمان ما ایالات‌متحده در یک حسابگری استراتژیک افغانستان را در سینی گذاشت و به طالبان داد (داستانش طولانی است و قبلاً نوشته‌ایم) تا هاب تروریسم منطقه و تحت کنترل آن باشد (به منافع آمریکا ضربه نزند) که در آن، رشد انواعی از گروهای تروریستی ضدایران ناگزیر خواهد بود. 

جای استراتژیِ خارپشت که خواننده پرسیده،  در همین بسترِ معامله با آمریکا در افغانستان (معامله در اثنای تهاجم سال ۲۰۰۰) بود و معامله در سوریه و عراق. اکنون فرصتش از بین رفته است اما درستیِ تاریخی‌اش نه. ما به دلایل تاریخی و فرهنگی و ژئواستراتژیک، یک ملتِ درون‌گریز هستیم (گاهی به آن تنهاییِ استراتژیک می‌گویند) و باید در حوزۀ تمدنی و فرهنگیِ خودمان (عمدتاً فلات ایران) سنگر بگیریم و قدرت اجتماعی و اقتصادی پیدا کنیم. عمق استراتژیکِ واقعیِ ما نیز در شرق کشور است که حوزۀ تمدنیِ ماست. با چنین الزاماتی، سیاست بین‌الملل ما نیز فقط می‌تواند بی‌طرفیِ مثبت (بازی با همۀ قدرت‌ها) باشد. ما معتقدیم هم‌اکنون نیز با بیرون کشیدنِ ایران از معرکه‌های بین‌المللی، فروش نیروهای نیابتی، اتکا به داده‌های دفاعی کنونی و توسعۀ آن‌ها، تحکیم مرزها و به‌ویژه اصلاحات اجتماعی و سیاسی، می‌توان کشور را انداخت در ابتدای راهی متفاوت، با آینده‌ای بهتر. نام این استراتژی هنوز استراتژی خارپشت است زیرا خصلت خارپشتی (گوشه‌گیری و آمادۀ دفاع بودن) دارد.

شاید خوشتان نیاید ولی ما می‌توانیم این تز را حتی بدون بند آخر، یعنی اصلاحات اجتماعی و سیاسی نیز بپذیریم؛ زیرا در شرایط کنونی حل درگیری‌های ایران‌شکن و تجزیه‌آورِ خارجی، از اینکه حاکم، دموکراسی را رعایت کند یا نه، مهم‌تر است!

🆔@jameeno
👍29👎104🤮2
#در_کرانه_روز

🏷️ جامعه‌نو: داریم به پایان  روز چهارم میرسیم که از مقامات ارشد کشور هیچ حرفی شنیده نشده است. سکوت خبری کامل مقامات ارشد سیاسی داریم و  سکوت رسانه‌ای  - تبلیغاتی رسانه‌های وابسته به حکومت ، بویژه  در مسائل مهم  سیاسی خارجی.  این به معنی آن است که  به احتمال زیاد چیزی رخ داده است یا قرار است رخ دهد.  برمبنای تجربه چهل ساله این را میگوییم.

🆔@jameeno
🤔5👍1💔1
#در_کرانه_روز

🏷️ در شرایطی که حکومت گام به گام به سوی بحران وفروپاشی اقتصادی ، بحرانی شدن نارضایتی  اجتماعی و بحران گیرافتادگی در جبهه‌های خارجی پیش میرود، احتمال رسیدن به بن‌بست در هریک از موارد ممکن است. رخدادهای نمادینی در پیش است : جیره بندی گام به گام نان در حال وقوع است که مشخصه جنگ‌های نیمه اول قرن پیش و فروریزش اقتصاد هست؛ یک انتخابات رسوا در حال تدارک است که رویکرد جامعه در آن یادآور مرحله پیشا‌رویارویی داخلی هست؛ و فشار اسرائیل برای وارد کردن دیگران به جنگ ، که سیاست خارجی ایران را به گوشه رینگ انداخته‌ است.  هر لحطه ممکن است با وضعی که انتظار آن را نداریم روبرو شویم . یعنی حکومت با آنها روبرو شود.

معضلاتی که ممکن است حکومت در همین روزها با آنها روبرو شود و تصمیم‌گیری در باره آنها به عقلانیت، حزم، و سازش پذیری با واقعیت روی زمین نیاز داشته باشد کم نیستند. این واقعیت‌های بیرونی اولا در کنترل ما نیستند، ثانیا از نیازها و اهداف قدرتهای بزرگ نشات میگیرند که در مسیر اهداف خود هیچ ابایی از ایجاد هیچگونه شری ندارند، و دیگر اینکه این واقعیتها با تمام آنچه حکومت به دنبال آن بوده  در تقابل کامل قرار دارند. میتوان فهرستی از  مهمترین  این معضلات در لحظه کنونی ارائه داد :

* بلاتکلیفی در باره چگونگی تحرک اضافی در صورت حمله بسیار محتمل اسرائیل به لبنان، که خبر آن از کانالهای دیپلماتیک به حکومت داده شده یا می‌شود.
* دریافت اولتیماتوم از بریتانیا در باره بکار گیری مکانیسم ماشه و بازگشت تحریمها و تهدید شورای امنیت،
* فشار چین برای پایان یافتن عملیات دریایی حوثی‌ها.
* و در نهایت، رخ دادن یک حادثه پیش‌بینی ناپذیر که شرارت جهانی را علیه ایران به حرکت در آورد و به فلج مغزی دچار شویم.

رویارویی با هر یک از این موارد، قرار گرفتن در حالت آچمز و بحران‌خیز است که عبور از آن به دو صورت ممکن است؛ تسلیم، و تحرکات انتحاری سیاسی.

🆔@jameeno
👍17😢2
🏷️ صد و چهل وسومین شماره دوماهنامه چشم‌انداز ایران ویژه دی و بهمن 1402 منتشر شد. در این شماره علاوه بر تحلیل سیاست داخلی و خارجی و بحث‌هایی در حوزه اندیشه، تاریخ و ادبیات؛ در پرونده ویژه‌ای به مسئله اعتراضات بازنشستگان در ایران و بحران صندوق‌های بازنشستگی پرداخته شده است. رویکردهای تحلیلی درباره مسئله نظام بازنشستگی، نقد کانون‌های بازنشستگان، تحلیل وضعیت صندوق‌های بازنشستگی، بررسی سیر اعتراضات بازنشستگان در یک دهه اخیر و طرح بحثی در خصوص چرایی تلاش دولت برای اصلاح سن بازنشستگی از جمله مهمترین بخش‌های این پرونده است.

🆔@jameeno
👍2👏1
#الف

🏷️ زور و حکومت

🖊️ جامعه‌نو - سیدعلی‌هاشمی: به نظر «ماكس وبر»، دولت سازمانِ كاربردِ انحصاريِ زورِ مشروع است. زورِ مشروع دال بر استفادۀ حداقلی از زور است. استفادۀ حداقلی از زور در مواجهه با مخالفان و معترضان، نمودِ اقتدار حکومت است.

زورِ مشروع نمود اقتدار حکومت است زیرا پاسدارِ حوزه و حریم قانون و هنجارهای اجتماعی است و لذا معمولاً اِعمال آن بار منفی یا بازخورد منفیِ نخواهد داشت. معمولاً در بررسی و ارزیابیِ نحوه و روند اِعمالِ زورِ مشروع، از استثناها و اشتباهات و تندروی‌های فردی چشم‌پوشی می‌شود (رسیدگی البته جای خود دارد) و آن استثناها و اشتباهات و تندروی‌های فردی نزد افکار عمومی رویۀ عاملان و آمران زور مشروع برشمرده نمی‌شود زیرا الگوی اِعمال زور مشروع تابعی از همان حریم قانون و هنجارهای اجتماعی است و دستورِ استفاده از آن و حوزۀ عمل و میزان و شدت استفاده از زور مشروع نیز در همان حریم قانون و هنجارهای اجتماعی تعریف می‌شود که اتفاقاً عاملان و آمران به زور مشروع، برای پاسداری از همان حوزه و حریم، مجاز به اِعمال زورِ مشروع شده‌اند.

درست نقطۀ عکس این عملکرد و نقطۀ مقابل چنین نمودی، استفادۀ حداکثری از زور است. استفادۀ حداکثری از زور دال بر فقدان مشروعیت و واهمۀ حکومت از ابراز عقاید مخالف و ابراز هر گونه مخالفت و اعتراض است؛ لذا حکومتی که فاقد مشروعیت است و هر اعتراض و مخالفتی برایش کابوس، هم با هر گونه اعتراض و مخالفت برخورد می‌کند و هم آن‎‌قدر ناشکیبا و عصبانی و آشفته و دستپاچه است که تا صدایی بلند می‌شود، تنها انتخابش استفادۀ حداکثری از زور است (پله پله تا گلوله). استفادۀ حداکثری از زور بالطبع به رفتار خشونت‌آمیز می‌انجامد و رفتار خشونت‌آمیز (با استفادۀ حداکثری از زور) از مصادیق سرکوب است و یکی از مصادیق استفادۀ حداکثری از زور و رفتار خشونت‌آمیز نیز سرکوب‌های خشن و بی‌رحمانۀ حکومت طی سال‌ها و دهه‌های اخیر است. سرکوبی که شاید در گرماگرمِ اعتراضات و به دلیل درگیریِ روانی و ذهنی با روند حوادث و نیز انواع فشارها و مسائل، نشود درست و دقیق در آن تأمل و تعمق کرد اما پس از آن و با مرور شیوه‌های سرکوب و قساوتِ نیروهای سرکوبگر، ذهن مخاطب و بیننده را به چیزی جز سرکوب رهنمون می‌کند؛ جنایت...

ادامه این مطلب را می‌توانید در اینجا بخوانید.

🆔@jameeno
👍15🔥1
#الف

🏷️ جنگ و سزارین !

🖊️ شورای سردبیری:  امروز در آستانه رخ دادن حوادثی که ماهیت نظامی دارند و نمی‌دانیم به کجا ختم می‌شوند، به اندکی بحث درباره موضوعی حیاتی خواهیم پرداخت که بدون شک به آینده کشور بسیار مرتبط است و درباره آن احساس خطر می‌کنیم: تبدیل شدن توده پایان‌طلب جمهوری اسلامی به ملات شکل گیری یک حکومت فوق راست و افراطی، در پس یک جنگ محدود! به عبارت دیگر، سوار شدن سیاست‌پیشگان دست راستی و ضد جامعه بر توده‌ای که ممکن است در آینده با وقوع طوفان حوادثی که احتمالا در پیش است  به شورش کور  دست بزنند و شرایط را برای تحولاتی داخلی فراهم کنند.

اینکه نیروهای افراطی راست بتوانند توده‌های ناراضی را با شعارهای پوپولیستی به ارابه قدرت خود ببندند و حکومت‌های قدرتمند تبهکار خلق کنند یک واقعیت مسلم تاریخی است. میتوان نمونه های بسیاری در تاریخ یافت. سه مورد آن را مثال میزنیم، حدود ۹۰ سال پیش حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان (مرکب از نظامیان شکست خورده جنگ اول) با چسبیدن به شعارهای ملی گرایانه، عدالت جو و سوسیالیستی، و ضدبیگانه به قدرت رسید و نیمی از جهان و بویژه خود آلمان را نابود کرد. آلمانی‌های تحقیر شده از جنگ اول جهانی، مناطق ثروتمند از دست داده، دچار بیکاری و فقر گسترده، زمین مناسبی برای رشد بذر حزب نازی شدند و به جای دموکراسی پارلمانی نوپای آلمان، یک دولت فاشیستی فوق‌العاده زیانبخش بر کشور حاکم شد. در ایالات متحده سال ۲۰۱۶فضای غالب مخالفت با فقر و مشکلات نسبی طبقات فرودست، مخالفت با پناهندگان، مخالفت با سرمایه داری و آرزوی توهم ‌آمیز دوباره بزرگ کردن آمریکا بود وترامپ پوپولیست بی‌اصل و نسب سیاسی بر آن جامعه سوار شد. حکومت پوپولیستی ترامپ که فقط ریشه دار بودن دموکراسی آمریکا از تبدیل آن به یک رژیم استبدادی جلو گرفت موج سوار آرزوهای فروکوفته، مهاجر ستیزی و تعریف یک دشمن آمریکا(صنعت و سرمایه چین) بود.

نمونه سومی که میتوان نگاهی به آن انداخت  کل قاره فعلی اروپا است که احزاب راستگرای افراطی در حال بلعیدن پارلمانهای آن هستند: مجارستان، لهستان، فرانسه ، اتریش، و حتی فنلاند و دانمارک شاهد برآمدن راستها  یا قرار داشتن آنها در مسیر نیل به قدرت هست. محمل همه آنها هم مخالفت با مهاجران، اتهام زورگویی اتحادیه اروپا(دشمن خارجی) و گاهی سرمایه داری بی‌چهره است. خبر هست که همانند نئونازی‌ها در آلمان، هواداران فرانکو هم در اسپانیا تحرک سیاسی دارند .ارزیابی ها این است که تاثیرات بحران در ناحیه یورو در۲۰۰۸ خاستگاه جنبشهای نئو فاشیستی و راستگرایی افراطی اروپا هستند. برخلاف  آمریکای لاتین که نیروهاهای پوپولیست آنها نقاب سوسیالیسم  وضدیت با امپریالیسم میزنند در اروپا ملی گرایی افراطی و بیگانه ستیزی علنی ملات کار راستگرا‌ها است. عملکرد غالب این نیروها در نهایت در مسیر منافع عام نیست.

در ایران ما، هم این گونه نیروهای سیاسی وجود دارند و هم توده حسرتمند ، فقیر، تحقیر شده ، انتقام‌جو ، و با ذهنیت ویران کردن خیلی از نظم و نسق‌ها در دسترسند و  البته برخلاف جایی مثل اروپا زمینه‌قدرت‌گیری دموکراتیک ندارند ، اما روندها و حوادث مختلفی میتواند مجموعه این نیروها را به جنبش در آورد و یکی از راحت‌ترین آنها شرایط جنگی، وجود دشمن خارجی فعال ، و دردسترس بودن اهرمهای حذفی در عرصه سیاست هست. همه این زمینه‌ها در حال فراهم شدن است: اول اینکه نیروی قدرتمند متشکل و طلبکار به عنوان شاکله نظامی جنگ‌دیده و شهید داده، سالهاست در کار است، دوم اینکه کانون اصلی قدرت برای حفظ حکومت و بازی‌کردن با عناصر و سپس پرت کردن آنها به بیرون(روحانی، مصلحی،  علوی، و چند تایی دیگرکه تازه ترین سری اخراجی‌ها هستند) به این شاکله متکی است. سوم اینکه شاکله مورد نظر برای هرچه قدرتمندتر شدن و  گرفتن اختیار به درگیری خارجی نیاز دارد ، چهارم اینکه شرایط آن درگیری خارجی در حال فراهم شدن است و فقط باید محدود و قابل توقف باشد.

پس انتظاری که میتوان داشت به قرار زیر است: نیروی بیگانه درگیری داغ محدودی پیش بیاورد، قدرت تعیین کننده نظامیان را هرچه بیشتر افزایش دهد، در کنار آن خنثی کردن نیروهای مدعی و رقیب ممکن شود، و در روز واقعه ، کانون اصلی قدرت نیز مقهور غولی باشد که از چراغ بیرون آورده است.

معنای صریحتر این توالی‌ها این است که ملت فشرده شده زیر بار زندگی و متحمل شکست تحقیر آمیز خارجی، بنشیند و شاهد این باشد که پس از آخرین خالص سازیهای پساجنگ (کشتن رقبا و مدعیان در پوشش خائنین و دزدان بیت‌المال  و ... دولتی‌های فاسد!) رژیم تازه‌ای با یک سزارین انقلابی از دل جمهوری اسلامی روحانیون بیرون بیاید.

فعلا در آستانه همه این ها هستیم و شاید شاهد رخ دادنشان هم باشیم . هرگونه تحرک نظامی ایالات متحده علیه ایران به روند خالص سازی و آن سزارین کمک میکند!

🆔@jameeno
👍203👎3🤔3
#در_کرانه‌_روز!

🏷️ در اینکه آنچه در حال وقوع است یک جنگ متناسب با شرایط فعلی طرفهای درگیر هست کمتر کسی میتواند شک کند . اختلاف فقط میتواند بر سر این باشد که آیا ماهیت این جنگ  "تضعیف و نه نابودی" است یا اینکه با تغییر شرایط یکی از طرف‌ها( معلوم شدن تکلیف انتخابات ایالات متحده ، ته‌کشیدن توان ایران و تسلیم‌ناپذیری آن، خروج اسرائیل از بن‌بست، ...) به "اراده برای نابودی" تبدیل میشود. این دومی هست که به نغییرات بنیادین در منطقه می‌انجامد.
حداقل در ایران، عقل سلیم مخالف انتظار برای رسیدن به این نقطه تغییرماهیت هست. حکومت باید زودتر تغییر استراتژی دهد. استراتژی امنیت ملی ایران در ناحیه منفی قرار دارد و طراحی آن ، با هر هدف ایدئولوژیکی که بوده کاملا شکست خورده است.

🆔@jameeno
👍14
#در_کرانه_روز

🏷️ اوضاع در میدان"جنگ کنترل شده "نسبتا آرام است، هرچند همه تک تیراندازان دست به ماشه هستند. علتش فقط بی اطمینانی نیست ، الزاما وضعیت آتش زیر خاکستر هم نیست؛ رسیدن به آستانه نقطه جدید تعادل قدرت در منطقه است ! یعنی همه در حال ارزیابی  و به چشم کشاندن میزان واقعی قدرت خود هستند.

تا همه بازیگران منطقه میزان واقعی قدرت نظامی ، توان مالی و نفوذ  اقتصادی ، و سایش اجتماعی داخلی خود را ارزیابی واقعبینانه نکنند و نقش  و سهم منطقه‌ای خود را  نپذیرند، در وضعیت کشمکش سرد و اگر لازم باشد رویارویی نظامی خواهیم ماند تا وقتی که به تعادل قدرت باثباتی در منطقه برسیم..... حکومت ایران باید بیش از دیگران آن ارزیابی واقعبینانه را انجام دهد و جای خوشوقتی هست که حکومت به تدریج مجبور میشود  این محاسبه را  فقط در چارچوب توانی که در داخل مرزهای کشور در دست هست انجام دهد و نه تحرکاتی که در کشورهای دیگر میکند. دوران ابتنای استراتژی امنیت ملی بر خیالات ایدئولوژیک گذشت، و دوران جستجوی امنیت از طریق نیروی نامنظم نیابتی و تاکتیک هجومی هم در حال سرآمدن هست...... نتیجه نهایی وضع حاضر، تغییر مبنای طراحی استراتژی امنیت ملی خواهد بود که تغییری اساسی است. خوب است که در همین حکومت و اکنون رخ دهد!

🆔@jameeno
👍201
#در_کرانه_روز

🏷️ خواننده محترمی نوشته‌اند "مدتیه که درباره غزه مطلبی گذاشته نمیشه،‌ علت چیه ؟"

پاسخ شورای سردبیری: علتی ندارد و در باره کشمکش طولانی در فلسطین مدت کوتاهی پیش مطلب داشتیم. در مورد خاص جنگ غزه،  به نظر ما توسعه طلبی پایان ناپذیر اسرائیل منتظر بهانه کافی برای شروع دور دیگری از گسترش سرزمین بود و ۷ اکتبر این بهانه را فراهم کرد. ابتکار عمل از آن لحظه به دست اسرائیل بوده و ورودش به باریکه هم از پیش مد نظر بوده است. هم دولت ایالات متحده  و بریتانیا در جریان بودند و هم فرقی نمی‌کرد کدام جناح اسراییل مسئول دولت باشد.  متاسفانه جنایت بزرگی درحال رخ دادن است و اهداف آن به ارزیابی ما اینهاست:  

هدف طرح دراز مدتی که میتوان از مجموعه آنچه از زمان حمله تلافی جویانه اسرائیل به غزه تا کنون رخ داده استخراج کرد این است که یک بازآرایی امنیتی و جمعیتی در غزه و کوچکتر کردن فضای حیاتی آن صورت گیرد و  ایالات متحده علیرغم انتقاد در برخی جنبه‌ها، درکل در این زمینه با اسرائیل توافق پنهانی دارد. این توافق آنقدر مهم هست که عوض شدن دولت‌ها  در هریک از دو کشور تغییری در نهایی کردن آن طرح  نمی‌دهد. همچنین وضوح این طرح از آنجا معلوم بود که در شروع عملیات اسراییل و آمریکا اصرار داشتند این جنگی بین اسرائیل و حماس در غزه بماند و کسی در آن مداخله نکند. همچنین هنگامی که حوثی‌ها خواستند در این جنگ مداخله کنند و حملاتی به اسرائیل و دریانوردی آن کردند، اسرائیل هیچ واکنشی نشان نداد و تا کنون تلافی نکرده است.  هدف اصرار بر آمادگی و نمایش اسرائیل در مرز لبنان، عدم تحرک  شیعیان لبنان و نبودن مزاحمت برای اسرائیل است مبادا اجرای طرح در غزه به مشکلی بر بخورد. میتوان نتیجه گرفت اسرائیل خواهان درگرفتن درگیری های دیگری در منطقه‌ای دوردست تر هست تا به ایران و متحدانش از جانبی دیگر فشار وارد شود، ولی نه در مرزهایی که به اسرائیل ربط دارد.

به نظر می‌رسد قصد نهایی رفتار غیر قابل درک اسرائیل بعد از تضعیف کامل حماس، تخلیه جمعیت از جنوب و به وجود آوردن یک نوار امنیتی دو تا سه کیلومتری در حد فاصل جنوب نوار غزه و صحرای سینا باشد. به نظر ما این نقطه پایان جنگ حاضر هست و تا به آن نرسند به هیچ طریقی متوقف نمی‌شود. ممکن است پس از آن محاصره غزه کاهش یابد، کمک‌هایی در جهت باز سازی به آن بشود، امکان تردد جمعیت از یک معبر تحت کنترل در  نوار امنیتی یاد شده افزایش یابد، و نوعی حاکمیت خودگردانی زیر کنترل اسرائیل در غزه‌ای که کاملا از پا افتاده است پا بگیرد. در آن صورت میتوان تا حدودی به وضعیت سابق (استفاده از کارگران فلسطینی مسن‌تر از ۴۵ سال در مزارع اسراییل ) نیز باز گشت.

هدف غائی این طرح احتمالا می‌تواند شروع ایجاد کانال بن گوریون در نوار امنیتی یاد شده و بین خلیج عقبه و دریای مدیترانه و به موازات کانال سوئز  باشد که بر اساس محاسبات هزینه‌ای در حدود بیست میلیارد دلار دارد ولی درآمد آن بسیار بالا خواهد بود. این طرح قدیمی در صورت اجرا حداقل حدود۴ میلیارد دلار درآمد سالانه و موقعیت استراتژیک به اسرائیل میدهد. این طرح درآمد مصر از کانال سوئز  را به کمتر از نصف کاهش خواهد داد زیرا طرح کانال بن گوریون برخلاف سوئز دو طرفه است. مصر در سال۲۰۲۱ از کانال سوئز معادل ۶/۳ میلیارد دلار درآمد داشت.
رفتار مشکوک حوثی‌های یمن (که قبلا کاری با دعوای فلسطینی‌ها و اسرائیل نداشتند و حماس هم در جنک یمن از سعودی پشتیبانی کرده بود!) به عنوان بستن راه دریایی اسرائیل  را نیز شاید بتوان در همین چارچوب توضیح داد که اسرائیل باید برای حفظ امنیت دریانوردی خود تضمین و بیمه کافی داشته باشد و بهترین آن در دست داشتن یک گذرگاه مهم هست. 

در حال حاضر تلاش ایالات متحده جلوگیری از هرگونه مداخله در عملیاتی است که اسرائیل پیش میبرد. تلاش میشود از گسترش جنگی که طراحی کرده‌اند جلوگیری شود تا مشکل در همانجا حل شود. به همین علت مساله گروههایی که ممکن است  غیر مستقیم به نیروهای مقاوم در غزه یاری برسانند وجود دارد ، و تضعیف این نیرو ها که به نیابتی‌های ایران معروفند ضرورت دارد. این بخش از کار به عهده آمریکایی ها گذاشته شده است.
البته باید این گمانه‌ها را با احتیاط تلقی کنید، چون اهداف پشت جنگ‌ها گاه با آنچه در ظاهر دیده میشود بسیار تفاوت دارد و اطلاعات ما هم بسیار اندک هست.

🆔@jameeno
👍182🤔1
#در_کرانه_روز

🏷️ جبهه اصلاحات موضع عمومی خود را در انتخابات آتی اعلام کرد: لیست نخواهند داشت و بعید است شاهد حمایت تاکتیکی این جبهه از لیست و یا فردی هم باشیم.

بازتاب این اعلان، متاسفانه بیش از آنکه در ذهن مردمانی باشد که در  ایران در انتظار آینده بهتر هستند، در هسته سخت قدرت هست و در بیگانگانی که در تدارک اعمال سازوکارهای خود در هنگام قرار گرفتن نظام فعلی در مسیر سقوط هستند: ایرانیان حسرتمند زندگی و آینده بهتر، یکسره از این نظام بریده‌اند و با اصلاح طلبان نیز که زمانی کانون امید آنها برای تغییر بوده‌اند متاسفانه قطع ارتباط ذهنی کرده و آنها را هم از محاسبات خود حذف کرده‌اند. آنها این موضع امتناع‌آمیز را وقعی و ارزشی نمی‌گذارند و تغییری در محتویات ذهن آنها رخ نمی‌دهد و علت آن تبلیغات طولانی  اشخاص ظاهرا تندرو اما متوهم در باره سازو کار فعالیت سیاسی، علیه اصلاح‌طلبان است.

از سوی دیگر، این موضع شرافتمندانه اصلاح طلبان(نه کسانی که با چسبیدن به این گرایش دنبال میز و مال بوده‌اند) هسته سخت قدرت را که مسبب وضع حاضر هست و در برابر مردم حرفی برای گفتن ندارد و کشور را به خاک سیاه نشانده صاحب محملی برای یک تحرک تخلیه خشم در کف خودخواهد کرد. (قربانی بعدی سیستم ، طیفی از اصلاح‌طلبان خواهند بود، در یکی دوماه آینده!).

این موضع اصلاح طلبان همچنین در محافل سیاسی بیرون از ایران بیشتر دیده خواهد شد زیرا نشان‌دهنده ریختگی سیاسی کامل سیستم و ناتونی‌اش از کسب حمایت داخلی هست: دوستانی مثل روسیه متوقع گرفتن سواری بیشتر خواهند شد و دیگرانی که با ایالات متحده و اروپا هماهنگند جسارت بیشتری برای فشار و ضربه و سیخ زدن و امتیاز گرفتن از حکومت و کشور خواهند یافت. مسئول آن، همانگونه که در بیانیه اصلاح طلبان آمده، هسته قدرت در حکومت است و نه هیچکس دیگر: "جبهه اصلاحات ایران همچنین، ضمن هشدار به اینکه مسئولیت تبعات و مخاطرات ناشی از کاهش مشارکت مردم در انتخابات برای اقتدار و امنیت ملی بر عهده‌ نهادها و مقاماتی است که صندوق رأی در کشور را فاقد اثربخشی کرده‌اند،..."

جای تاسف است که مجبور هستیم به راس کشور درباره اثر رفتارش بر"امنیت ملی" هشدار دهیم.

و تاسف دیگر زمانی خواهد بود که تا روز رای گیری رفتار های مبتنی بر منافع و محاسبات فردی و یا در نتیجه "رودربایستی" رخ دهد. البته اگر رخ داد بعدا و مثل آنچه ماه پیش نوشتیم  درباره‌اش می‌نویسیم. فعلا آنچه مهم هست از بین رفتن رسمی رودربایستی‌های پیشین با نظام در گروه‌های سیاسی هست که به معنی نفوذ  مطالبات ملی درگروههای سیاسی است که از جانب زنان، کارگران، بازنشستگان و سایر اقشار " بی‌رودربایستی" با حکومت مدت‌هاست در حال اظهار در خیابان‌ها است. این نفوذ مبارکی است، استخوان خرد کرده‌ها باید با آن همراهی کنند.... و آماده دادن هزینه‌اش باشند.

🆔@jameeno
👍24👎1
#الف

🏷️ یاغی، مشیر،...و دلقک !

🖊️ شورای سردبیری: کشمکش نیروهای سیاسی خارج از حکومت بر سر  انتخابات پیش رو ، پیش از شروع به ابتذال آلوده شده است.  پس از اینکه حاضر شدگان برای همراهی با رای‌گیری در برابر جبهه اصلاحات موضع گرفتند و تقریبا بلافاصله پس از اعلامیه آن استدلالهای خود را زیر عنوان "روزنه گشایی سیاسی" اعلام و آمادگی مشارکت را قطعی کردند ، حاشیه نشینان نان خور  و پارازیت  عرصه سیاست هم از راه تمسخر آنها سهم خود را بابازی کلامی با  کلمه"روزنه" در عنوان اطلاعیه جماعت یاد شده بازی کردند. صدای این دارودسته  توییتری و اینستا گرامی بیشتر از همه در این کشور فلکزده شنیده میشود، زیرا اشخاص محترمی که حداقل به شناخته‌شدگان آنها اتهام عطش میز و مقام نمیچسبد (چه کسی میگوید محمدفاضلی و خانواده جلایی پور و همگنانشان را می‌شود با مقام و میز خرید؟ هرچند ممکن است قاذوراتی هم با آنها همراهی کنند) مجبورند برای توضیح ایده خود ده صفحه تحلیل بنویسند (به درستی یا نادرستی آن کاری نداریم فعلا)، اما پارازیت‌های خودنما با یکی دانستن کلمه روزنه با سوراخ و شکاف و فرج و سوراخ دعا و.... موضع بخشی  از طرفداران تغییر در کشور را به ابتذال آلوده و فضا را مسدود میکنند. تفاوت ذهنی و سیاسی این پارازیت‌های سیاسی با مداحان حکومتی به اندازه طول ریششان نیست؟

اما اصل داستان در فصل پیش رو از این حاشیه بسیار  مهمتر است:  بین جناح وسیع و پر سابقه  تحولخواهان این کشور، یک اختلاف نظری اکنون عمیق وجود دارد که به عشق به میز و مقام هیچ ارتباطی ندارد. بین آنها این اختلاف وجود ندارد که کاربرد خشونت  و شورش‌های کور  علیه حکومت راه به جایی نمیبرد، ولی این اختلاف هست که آیا برای نگه داشتن مخالفت با نظام و عملکرد فعلی آن در محدوده مسالمت آمیز ، وارد شدن به هر انتخاباتی لازم هست یا میتوان به اعتراض در عملکرد حکومت از مشارکت در انتخابات خودداری رسمی کرد؟ مساله این است!

درعرصه کنونی سیاست ایران و بخش  تحولخواه جامعه، فعلا پرسش جدی این هست و همین دوپارگی هست که در اعلامیه‌های اخیر بازتاب یافته است. این بازتابی است از پرسشی که  در همه کشورهای رویارو با استبداد فردی مطرح است: آیا در شرایط استبداد فردی باید نهادهای زرد را بکلی رها کرد و یا از آنها نیز در جریان مخالفت بهره جست؟ ایرانی ها باید در بحث پیرامون این پرسش ، آن را به ابتذال آلوده نکنند.

البته میتوان انتقاداتی از مواضع اعلام شده  و اشخاص داشت. میتوان نقد کرد و مثلا این ایراد را گرفت که این چه احزابی هستند که اعضای آنها می‌توانند موضع سیاسی متفاوت از حزب خود داشته باشند و صحنه سیاست را به ابتذال شناوری آدمها آلوده کنند: عضو حزبی که در جبهه اصلاح‌طلبان اعلامیه داده نمی‌تواند لیست بدهد(یعنی کسی را به عنوان نامزد ندارد) چگونه میتواند در اعلامیه‌ با گروهی دیگر مردم را به شرکت در انتخابات و انتخاب اشخاص مفید دعوت کند؟ میتوان هم اعلامیه و موضع جبهه اصلاحات و هم دعوت گروهی را که دعوت به مشارکت در رای دهی به اشخاص نسبتا مفید داشته‌اند به چالش کشید  و این کاری هست که باید  اشخاص آگاه وجدی  در روزهای آینده انجام دهند، اما این کار بر شبه فعالان سیاسی که اهداف بسیار سخیف‌تری از میز و مقام در عرصه سیاست دارند  حرام است: جویدن گوشتی که برتو حرام است برای گرفتن شیره آن ، تف کردن تفاله ، و سپس در آوردن ادای آدم معتقد به حلال و حرام  کار کثیفی هست . عرصه سیاست هم حلال و حرام جدی خودش را دارد !

ما در جامعه‌نو در هفته‌های اخیر دوبار بدون وارد شدن به سوگیری در باره این مساله سخن گفته‌ایم (الف "دوپاره شو!" و آخرین در کرانه روز ) . یک موضوع و بحث جدی ملی است که  برکنار ماندن از محتوا و غفلت از  نتایج آن به همان اندازه غیرمسئولانه  است که به سخره گرفتنش . میتوان مخالف منطقی  مشارکت در انتخابات بود و می‌توان مخالف استدلالهای جبهه اصلاحطلبان بود، و می‌توان در سمت دعوت کنندگان ایستاد، اگر بتوان حوصله کرد، استدلالشان را خواند و احتمالا پذیرفت، اما مسخرگی پیشه کردن برای ستاندن دادخود از کهتر و مهتر را باید به فرصت طلبان و عقب‌مانده‌ترین آدم‌هایی سپرد که بعد جنبش سال ۱۴۰۱ در زوایای تاریخ گم شدند.

🆔@jameeno
👍18🖕3
#در_کرانه_روز

🏷️ کسانی که میپرسند چرا دستگاه حکومت جلوی شارلاتانهایی مثل کوروش کمپانی را نمیگیرد و اجازه میدهدمردم را غارت کنند، اشخاص ساده لوحی هستند: دستگاه حکومت از کاری که میکنند کاملا آگاه  است و عمدا جلوی آنها را نمیگیرد . به دو  دلیل :  اول اینکه کسانی در پشت پرده با آنها شریکند و اصلا  اجازه تکخوری به این اشخاص بیرون از دستگاه داده نمیشود و بدون شراکت نمیتوانند مبالغ کلان را جابجا یا به ارز تبدیل کنند، یا خارج شوند.  دلیل دوم این است که وقتی کار  این شارلاتانها تمام میشود  دستگاه تبلیغات حکومت خبرش را خوب پوشش میدهد و فسادهای حکومتی را زیر سایه آن میبرد.  این وجهی از  فساد ساختاری است.  زیر و بم آن را باید شناخت!

🆔@jameeno
👍44👎2
#الف

🏷️ شکسته‌بالان !

🖊️ شورای سردبیری: یک سینه زن اصلاح‌طلب که طبعا مثل همه قمه‌کش‌های سیاسی  دهان‌گشاد است در باره گروه دیگری از اصلاح‌طلبان  که راه خود را از جبهه رسمی اصلاح طلبان جدا کرده و یافتن مسیری نظری برای شرکت در انتخابات پیش رو  را به میان آورده‌ نوشته است: "...بدون تردید همینکه ۱۱۰ نفر جمع شده و توانسته‌اند بیانیه سیاسی مهمی صادر کنند بدون اینکه حاکمیت مزاحمشان شود ، موفقیت بزرگی برای آنها است ..."  

نکته واضح اینکه بعید است اشخاص یاد شده برای جمع کردن امضا دورهم جمع شده باشند  اما نکته واضح‌تر، منظور نویسنده است: چون حاکمیت مزاحمشان نشده با حاکمیت هماهنگ هستند! یک طعنه سخیف سیاسی!

البته خوانندگان همیشگی جامعه نو میدانند که ما از زاویه همدلی با مواضع خاص اقناع یا امتناع این انتخابات خاص بحث نمیکنیم  و طرفیتی نداریم، اما باید بگوئیم این  نمونه‌ای که در بالا آوردیم پرونده سازی یک دسته اصلاح‌طلب برای یک دسته اصلاح‌طلب دیگر است در محضر جامعه در این کشور فلک زده! باید پرسید آیا اصلاح‌طلبان با سقوط اخلاقی چیزی به دست می آورند؟ آیا کسی پیدا میشود گوش این آدم رابکشد؟  میدان را واگذار نکرده‌اند به لمپن‌‌ سیاسی؟

به حرف حساب و توصیه دوپاره شدن رسمی گوش ندادن و وحدت زورکی، میوه‌اش همین است. درک سیاسی نامتکامل از وضع نیروها... ، و ته این راه را چماق‌کش‌های حزبی تعیین میکنند.

از همان ابتدا واضح بود سیستم از اعلامیه گروه روزنه گشا استقبال میکند، آن را به حساب همه اصلاح‌طلبان میگذارد، و خیلی بدتر، آن را مجوزی برای کوبیدن شاخه امتناع‌ورز  اصلاح‌طلبان بعد از پایان انتخابات خواهد کرد. کار بدی کردند که بلافاصله بعد از آن اعلامیه امتناع جبهه اصلاح طلبان، روی دستش بلند شدند. غلط و احمقانه بود اینکه حزبشان هنوز در جبهه امتناع‌گرا عضو باشد، اما خودشان اعلامیه اقناع و روزنه گشایی بدهند، اما خب سیاست همین است که بر سر دوراهی، هرکس باید تصمیم بگیرد میخواهد از کدام طرف برود و البته عقلا میدانند که بخردانه آن است قبل از رسیدن به دوراهی فکر ادامه مسیر و مقصد کرده باشیم و هر کس قاطر و شتر و مال‌التجاره خود را جدا کرده باشد. نصیحت ناصحان این بود که پیشاپیش، دوپاره شوید. دوپاره شوید نه از سر  لاعلاجی و سردرگمی، که بر اساس واقعیات اجتماعی و الزامات سیاسی.

دوباره باید گفت. نیازی به کشمکش و طعنه نیست، و صرفا به درک واقعیات تاریخی نیاز است: در نظامهای استبداد فردی (نه تک حزبی) همواره به دو طریق میتوان تحولخواه بود:  ایستادن دربرابر حاکم و باشجاعت طلب اصلاحات و آزادی کردن، و یا پذیرش دوفاکتوی حاکم و همراهی و همکاری با او به قصد بهتر کردن اوضاع و روندها . این یک اصل تقریبا جهانشمول است. نیروهای سیاسی غیر حکومتی در یک کشور مفروض، فقط اصلاح طلبان و انقلابیون (براندازان )نیستند؛ مشارکت جویان توسعه ‌خواه هم هستند و این سومی‌ها اتفاقا میتوانند نیروهای زیادی باشند. استدلال‌هایشان را زیاد شنیده‌ایم و هرچه هست در نهایت به امید برای بهبود تصمیم گیری حکومت جمعبندی میشود. دنبال انگیزه فرصت طلبانه و نفع‌محور در آنها نباید بود(هرچند مثل هرگرایش دیگری شارلاتان و بازیگر سیاسی فراوان دارند) و درواقع نمایندگان یک گروه حجیم اجتماعی هستند. نمایندگانی برای اقشاری هستند که به بهبود تدریجی و حفظ سیستم موجود، سازش با تمایلات مستبد، با اولویت هدایت کشور در مسیر رشد اقتصادی باوردارند. تعدادشان کم نیست. روزنه گشاها ۱۱۰ نفر نیستند، هزاران نفرند، همانگونه که اصلاح‌طلبان امتناع‌گرا صدها هزار هستند!

ما از مدتها پیش نشانه‌های تحرک مقطعی باورمندان به این مسیر را دیده و تعقیب کرده‌ایم تکنوکراتهایشان نزد ما اعتراف کرده‌اندحتی اگر کودتای‌نظامی درون حکومتی هم صورت گیرد به ساختار بعدی هم سرویس خواهند داد تا کشور بتواند به حیات خود ادامه دهد. ما آنها را افرادی منفرد و تک‌پران ندیده‌ایم ‌یک جریان دانسته‌ایم  که یک چتر اصلاحطلبی فاقد برنامه جامع سیاسی، اقتصادی،  آنها را کنار گروه دیگرنگه داشته است: میرحسین را در کنار اقتصاددانان لیبرال و تاجزاده را در کنار کارگزاران! اینها باید به احزاب کاملامتفاوت و متعین بروند. جبهه‌ را برای این تشکیل میدهند که احزاب مختلف‌الجهت، در یک مساله مهم ملی با هم چیزی را پیش ببرند. جبهه‌ای که امکان کار جمعی در انتخابات مجلس ندارد، پیشاپیش منحل است. اتوبوسی است که یک چرخش شکسته ، یکی پنچر است، و یکی را دزد برده ! باید میفهمیدند که زمان دوپاره شدن رسیده است. آقای خمینی در سال۶۷  فهمید که زمانش رسیده  آخوندها بایدبرای حفظ سلطه خود به  دو دسته و گرایش تقسیم شوند! یاد بگیرید!

این انتخابات میگذرد ، اصلاح طلبان میسوزند و شانس بیاوریم، از خاکسترققنوس پیر سوخته دو گرایش شسته رفته در میآید.  گذارتکاملی خواهد بود!

🆔@jameeno
👍21👎4😁1
#الف

🏷️ فرجام !

🖊️ شورای سردبیری: می‌خواهیم از شما تقاضا کنیم این متن انتقالی را به دقت بخوانید:

""...اين مسير درستي است كه بايد تا انتهايش رفت... امريكا در اين يك دهه مسيري را براي تعامل با ما انتخاب كرده است كه براي نجات ايران و مقاومت راهي جز يك افزایش تنش كنترل شده و هوشمندانه و طبيعتا تحمل هزینه‌هاي سنگين آن باقي نمانده است.
غير اين، جنگ به درون خانه مي‌آيد. كما آن كه از ١٣٩٦ آمده است. و كيست كه نداند جنگ  داخلي هماره ویران‌گرتر از جنگ خارجي بوده است؟....""(از اندیشه‌ورزی‌های یک نظریه پرداز اقتدار گرا در استقبال از آستانه حنگ)

هنگامی که عبارات فوق را می‌خوانید از موقعیتی که کشور گرفتار آن است چه تصوری می‌یابید؟ سلطه یک توهم ذاتی در ایده‌های معلق در ذهن استراتژیست‌هایی که ما را تا اینجا آورده‌اند؟ یک تصور سرخوشانه آخرالزمانی ازروبرو شدن با یک تهدید دهشت‌بار؟ شاید مقاومت در برابر لزوم پذیرش ورشکستگی بعد از یک سرمایه‌گذاری نیندیشیده؟ و شاید توجیهی شیطانی برای تداوم یک حکومت با تغذیه از خون جوانان کشور؟

همه آنها هست .ماهیت و حقیقت آنچه خواندید در نحوه اظهار آن آشکار است. همه‌اش درست است:  حالا دیگر به اجبار "تا انتهایش را" برویم حتی به قیمت نابودی کشور. "راهی جز افزایش تنش و تحمل هزینه‌های سنگین آن" بلد نیستند (البته ادعا می‌کنند فقط "کنترل شده و هوشمندانه" آن را بلدند)، و مهمتر از آن، راه خوبی هم هست برای آنکه این ملت نادان بی باور به "درستی مسیر" سر عقل بیاید و دیگرمزاحمتی مثل "سال۹۶" برای حکومت فراهم نکند.

اعترافات شیطانی اما روشنگری است از دهان جوجه‌ماکیاولی‌ها: راه درست آن است که با آمریکا تنش هوشمند کنترل شده راه بیندازیم تا مبادا مردم مثل سال ۹۶  تنش در حد جنگ داخلی با ما  راه بیندازند. به یادتان می آوریم که شورش سال ۹۶ توسط مخالفان دولت وقت  ابتدا در مشهد شروع شد ولی از دست در رفت و به شورش سراسری خونینی تبدیل شد. کار آمریکا نبود، کار آن امام جمعه معروف بود.

اینها را بگذارید کنار کاهش محسوس حمله به پایگاه‌های آمریکایی در عراق و سوریه در روزهای اخیر، پس از سفر اخیر مسئول هماهنگی گروه‌های نیابتی با سیاست ایران، و بعد ببینیم تناقض‌های آشکار ما را به کجا خواهد رساند.

ارزیابی ما از آنچه در حال رخ دادن است این هست که روحانیت ذاتا ترسو و متمایل به دور زدن موقعیت‌های مهلکه خیز است و در نهایت اختیار "مایملک" خود را به دست مولودهای متوهمش نمی‌دهد، ولی موقعیت فعلی هنوز مرحله شکسته‌شدن خط قرمز‌ها و شروع مرحله تلافی گسترش یابنده متقابل است که از شرکت در آن تا رسیدن به مرحله خیلی خطر زا راه زیادی نیست. نکته نامحسوس و نادیده این است که جناحی متشکل از نظامیان اقتدار گرای قدرتمند نیز، حتی اگر گاهی پیام‌بر "فعلا شلیک نکنید" باشند، برای کوبیدن میخ خود بر آینده کشور به این  نوع درگیری پربرکت نیاز دارد.  این را به خاطر بسپارید! 

   واقع و توهم دررفته‌اش را بخواهید ، ترجمه عملیاتی تنش کنترل شده ، سائیدن توان ملی ایران تا نقطه شکست کمرش در سطح ملی هست. البته علیرغم نشانه‌های آشکار نمیگوئیم این همان سیاست اسراییل و نسخه جناحی در دولت آمریکا برای ایران است.

هنوز از آستانه رخدادهای غیر قابل کنترل نگذشته‌ایم، هرچند روند تحقق آنچه خواندید شروع شده است.  ما به اندازه این استراتژیست‌ها به درستی باورهای خود ایمان نداریم، ولی بر مبنای همین احکامی که در ابتدا آمد ، کشور را تا انتهای این مسیر(مصرف یا ناکارا شدن داشته‌های تهاجمی) خواهند برد. خدا به همه رحم کند.

درباره پایان این ماجرا ، پس از شروع فقط توانایی‌های تسلیحاتی پنتاگون فیصله‌بخش خواهند بود، ولی آن بخش " آمدن جنگ به خانه" در اختیار  اراده حکومت خواهد  ماند  و متاسفانه  پیش‌بینی می‌شود که هم بربستر تکامل توهمات جوجه ماکیاولی‌ها، و هم نتایج ناگزیر انتخابات پیش رو و در صورت عبورمتقابل از خط‌های قرمز ، حتما رخ خواهد داد: ابتدا جنگ تصفیه، و در آخر تسویه. حکومت مخالفان داخلی‌اش را در حاشیه درگیری خارجی تصفیه کامل خواهد کرد و در پایان، اجزای این کشور تا پای سوا شدن بندبند و تجزیه از هم پیش خواهند رفت... پایان جنگ آخرالزمانی متوهمان مذهبی، این است!

البته‌ شاید یک حقیقت ابدی جهانی بتواند مایه امیدواری شود: دولت‌ها همواره تا پیش از شروع جنگ حساب می‌کنند و باور دارند که آماده و مجهز هستند. وقتی جنگ شروع می‌شود بلافاصله متوجه می‌شوند آماده نبوده‌اند. همین باعث می‌شود بعد از سه روز یا سه هفته دنبال میانجی بگردند. و بعد دنبال پیدا کردن مقصر شکست بین مخالفانشان در داخل باشند.
کاری جز انتظار و پروردن اندکی امید نمی‌توان کرد.

🆔@jameeno
👍144
#در_کرانه_روز

🏷️ این انتخابات رخداد بی‌اهمیتی نیست؛ برونداد رسمی آن که ترکیب مجلس حکومت هست مطلقا هیچ اهمیتی ندارد، اما در پس آن، یک پیچ تاریخی دیگر در حیات نظام اسلامی هست که قربانیان زیادی خواهد داشت...عمق حرف‌های پیشاوقوع آن گواهی بر این است که یکی از نقاط عطف در روند  "که بر که" تحولات قدرت در ایران از کار در می‌آید  و یکی از زمینه‌های وقوع و عمیق شدن زخم  آن را نیز ، عدم بلوغ سیاسی عمومی تحولخواهان، و موقع نشناسی بخشی از اصلاح‌طلبان فراهم کرد. امید باید پرورد در ناامیدی از آمدن بهاری ناخونین، و دعا باید کرد برای سالی کم تلفات.
احتمال تجدید خونریزی زخم کهنه مردمانی را که وجودشان آکنده از احساس حذف شدگی و غریزه شورش است فراموش نمی‌کنیم؛ آن به جای خود هست و جدا از  محاسبات عرصه سیاست! 
انشاء.... که این ارزیابی و آینده‌بینی خطا باشد!

🆔@jameeno
👍7👎41
🏷️ خوشحالم به اطلاع دوستان برسانم رمان "مجنون سلما" نوشته جان دوست با ترجمه اینجانب (فاروق نجم‌الدین) توسط انتشارات مروارید در اختیار علاقمندان ادبیات معاصر جهان عرب قرار گرفت.
رمان‌ مجنون سلما جدیدترین اثر جان دوست، نویسنده کردتبار اهل کوبانی سوریه است که آثار متعددی از او منتشر شده و دستکم هفت اثر از وی به فارسی ترجمه شده است.
ملا احمد جزیری، شاعری که در نقش قهرمان این رمان ظاهر می‌شود، نقشی تاریخ‌ساز در میان کردها دارد. او پایه‌گذار شعر کلاسیک کردی است و پژوهشگران ادبی کرد او را بزرگ‌ترین شاعر تاریخ ادب خود می‌شمارند و جایگاهی چون حافظ در ادبیات فارسی برای او قائلند.
رمان مجنون سلما در حقیقت روایتی عاشقانه و اسطوره‌گونه از شکل‌گیری و بالیدن هویت ادبی و قومی کردها در مقطع ویژه‌ای از تاریخ است که تقابل دولت صفوی با دولت عثمانی به اوج خود می‌رسد.
کتاب مجنون سلما در تمام  فروشگاه‌های شهر کتاب و سایر کتابفروشی‌های معتبر عرضه می‌شود.
به‌جای هر توصیف و تفسیری، بی‌مناسبت نیست متن یادداشت نویسنده خطاب به خوانندگان فارسی‌زبان رمان را به دو زبان عربی و فارسی با دوستان به‌اشتراک بگذارم.

🆔@jameeno
👍3
🏷️ الی القارئ الایرانی ...

مجنون سلمى رواية تنوس بين التخييل التاريخي والحقيقة التاريخية.  وهذا النوع من الروايات يستهويني لما أجد في كتابتها من متعة بالغة تأتي من عملية استحضار التاريخ واستنطاق شخوصه بأقوال لن نعثر عليها لدى المؤرخين.
حاولت في هذه الرواية أن أقترب حياة أحد أعظم الشعراء الكرد على الإطلاق وهو ملا أحمد بن ملا محمد شهاب الدين الجزيري. وركزت على قصة الحب المزعومة بينه وبين الأميرة سلمى شقيقة أحد أمراء الكرد في أواخر القرن السادس عشر الميلادي، عرفته بمسار العرفان و السلوك ... قصة بلغت مكانة الاسطورة عند الشعوب الكردية و تغنت بها الامهات لقرون ولقنتها آذان بناتها و اولادها.
أرجو أن يستمتع معشر القراء بترجمة الأستاذ فاروق نجم الدين الذي أنا على ثقة بأنه سوف ينقل روح الرواية كما هي إلى القارئ الإيراني.

جان دوست
۴ یولیو ۲۰۲۳

به خوانندگان ایرانی...
مجنون سَلما رمانی است که پایی در عالم خیال و پایی دیگر در مستندات تاریخی دارد. صادقانه بگویم که این نوع روایتگری مرا به شدت مجذوب خود می‌کند. نوشتن جمله‌جمله‌اش مرا به وجد می‌آورد... گویی دارم تاریخ را فرامی‌خوانم و شخصیت‌هایش را به بازگویی ناگفته‌هایی وامی‌دارم که آن را به هیچ تاریخ‌نگاری نگفته‌اند. بر این بودم که در این روایت، زندگی بزرگترین شاعر تاریخ مردمان کرد را با بازسازی شرایط زمانه‌اش واکاوی کنم. او ملا احمد فرزند ملا شهاب‌الدین الجزیری است. من اما تلاش کردم قصۀ عاشقانه‌ای را روایت کنم که گویا میان او و یکی از شاهدخت‌های دربار خانان کرد برقرار شد و تجربه‌ای رازورانه از سیر و سلوک را پیشاروی او قرار داد... عاشقانه‌ای اسطوره‌گونه که بعدها در ناخودآگاه و روح قومیِ مردمان کرد جاری و ساری شد؛ آن‌گونه که هنوز هم مادران کرد آن را در گوش دختران و پسرانشان زمزمه می‌کنند ...
اطمینان دارم که خوانندگان فارس‌زبان با قلم نام‌آشنای فاروق نجم‌الدین با روح این روایت آشنا خواهند شد و امیدوارم از آن لذت ببرند. 
جان دوست
۴ ژوئیه ۲۰۲۳

🆔@jameeno
👍51
#الف

🏷️ مردن، بدون مرگ !


🖊️ شورای سردبیری: هفتادسال پیش، در سالهای پرتب وتاب کشمکش بین اسرائیل و اعراب بر سر منطقه فلسطین، جورج یانگ سرجاسوس سرویس مخفی انگلیس که از عاملان کودتای ۲۸ مرداد بود حرفی درباره اسرائیل زد.  پیش از آنکه حرفش را تکرار کنیم این را بگوییم که یانگ یک انگلیسی ضد یهودی تندرو بود. از یهودی‌هابدش می آمد، اما اعتقاد داشت" یهودی‌ها بیشتر از سایر مردم منطقه اروپایی هستند و گنجینه‌ای که با خود به منطقه آورده‌اند یک کیفیت با ارزش است: ساختار ذهنیت اروپایی." از این قاتل بالفطره اروپایی هرچه بگوئیم کم است اما همینقدراضافه کنیم که  معتقد بود کاری که انجام میدهد "روشنفکری صادقانه"  است و هم او بود که با روشنفکری صادقانه‌اش در روزهای قبل ازکودتای ۲۸ مرداد برای فراهم کردن زمینه کودتا ایده دزدیدن و قتل رییس شهربانی مصدق سرهنگ افشار طوس را به دست چند مزدور ایرانی داد.  بله ، بگذریم!

این روزها یکی از جلوه‌های " ساختار ذهنیت اروپایی" توسط اسرائیل در نوار غزه در حال درخشش است: کشتار از دم قسط(روزانه ۲۵۰ نفر) زنان و کودکان بداقبال فلسطینی  به مدت چهار ماه که درهفتاد سال اخیر سابقه نداشته است به بهانه انتقام عملیاتی که یک گروه کوته نظر  از سیاست پیشگان فلسطینی مرتکب شده‌اند، واروپایی‌هابه جای جلوگیری از رفتار وحشیانه و نسل کشی آنها ، فقط سفارش به نرمتر زدن میکنند. سبعیت ارتش سرائیل که عمد درنمایش آن هم دارند کم از نمایش‌های کشتار داعش نیست و راستش همه این را باید به حساب اروپایی بودن سران اسرائیل(یهودیان اشکنازی) گذاشت . در جهانی که لفظ حقوق بشر از زبان سیاستمدارانش نمیافتد، دست اسرائیل برای بمباران ،  گرسنگی دادن، کشتن، درهم شکستن روحیه، توهین به باورها ، تحقیرهای ناموسی ، و ابراز علنی آن به عنوان اینکه یک تمایل و خواست ملی است کاملا باز مانده است و ایالات متحده که ابرجنایتکار تمام دورانها (و متاسفانه معاف از پس دادن حساب به امثال ایرانیان به دلیل رفتار دولتهای واپس مانده آنهاست) با صراحت از این کشتار عظیم و شرم آور "ذهنیت اروپایی" حمایت کامل میکند. تنها دلیل توانایی اسرائیل برای برآمدن  از پس اعراب نیز همانا زرادخانه اوست.  مرحوم ادوارد سعید می گفت اسرائیل برای اثبات حقانیت خود در اشغال سه دلیل دارد: یکی وعده صدسال پیش  لردبالفور وزیر امور خارجه بریتانیا به چند صهیونیست که فکری به حال آنها میکند؛  یکی وعده خدا به قوم موسی که به قومش زمین میدهد؛ و یکی هم پنتاگون!  از این سه ، دوتای اول حرف روی هوا و افسانه پوچ است و فقط سومی روی زمین هست. اسرائیل برپایه" کیفیت با ارزش ذهنیت اروپایی" خودش یعنی عصاره نژاد پرستی انفکاک‌ناپذیر ژن اروپاییان و اراده دستگاه نظامی آمریکا در حال انجام این جنایت بزرگ است.

ما البته در باره مرافعه اعراب واسراییل و در حال حاضر حماس و اسرائیل، قبلا قضاوت خود را گفته‌ایم و ضمن اینکه به اختیار خود فلسطینیان برای تصمیم در باره اینکه با اشغالگران چه کنند  احترام میگذاریم گفته‌ایم که سهم هر کس و وظیف ایرانیان چیست(الف "مرگ درفلسطین" در ۷اکتبر ۲۰۲۱ ، در کرانه روز ۱۹ دسامبر۲۰۲۳ ، و درکرانه روز ۱۰ فوریه ۲۰۲۴) و درجنایت حاضر نیز هم دستهای کثیف اروپایی و آمریکایی و هم خباثت و حماقت فلطسینی در کنار دست خون آلود اسرائیل می بینیم.  مساله امروز ایرانیان اما ضمن اسف از ناتوانی و ناموثری این است که جامعه‌شان در کنار مردمان کشورهای عرب نسبت به این جنایت در سکوت محض هستند. هر قدر که سیاستمداران غربی در همراهی آشکار با جنایت رفتار میکنند، مردمان آنها  در نقاطی بسیار دور از فلسطین در محکوم کردن این نسل کشی بی‌پایان فعالند.در خیابانهایند و از دولتهایشان پرسش‌گر، و اگر صدایشان شنیده نشود ازبه آتش کشیدن خود ابایی ندارند. ننگی است برما که اگر بخواهیم دراعتراض به جنایتی که در همسایگی رخ میدهد به خیابان بیائیم، حکومتمان از ترس نمیگذارد، ولی از آن نیز شرمی پنهان داریم که  هموطنانی تحت تاثیر نفرت ازحکومت که با فلسطینیان همدردی تبلیغاتی میکند ، حمایتی از این مردم نگون‌بخت نکنیم:  در اثر  همذات پنداری فلسطینی‌ها با حکومت ستمگری که داریم، در برابر رنج مردمان فلسطین بی‌حس و بی‌درد شده ایم. این خوب نیست.

مصیبت عظما آنکه، یکی از نتایج شوم این بی حسی، در آینده بر جامعه خود ما آوار خواهد شد ؛  ملتی که حس همدردی ، دگر خواهی ، و عواطف انسانی به دیگران را از دست بدهد در حال پروردن وزادن گرگ  در بطن خود است و در آینده تجربه عمیقی خواهد کرد از اینکه "انسان گرگ انسان است" .

با یا بدون این حکومت، هنگامی که سجایای اخلافی از میان ما رخت بربندد و بیرحمی عادتمان شود ملتی مرده، بدون مردن خواهیم بود!

🆔@jameeno
👍36👎95🖕1