#در_کرانه_روز
🏷آدرس انحرافی سروش
آقای سروش که دو هفته پیش پیشنهادی شبیه به آشتی ملی استراتژیک به پزشکیان داده بود و از او خواسته بود برای پیشگیری از معاندت رقیب بازنده، او را به همکاری بخواند، اینبار آدرس انبار باروت داده و سه توصیه برای پزشکیان در زرورق پیچیده که باید امیدوار بود سبب اینمقدار انحرافشان، فقط عدم شناخت اوضاع به علت دوری راه و تفاوت نیمکره باشد. فرموده که پزشکیان اول، صدا وسیما را زیرورو کند، دوم، از علما فتوا بخواهد که تکلیف شرعی دولت با بانوان ناپوشیدهسر چیست و سوم، اشرار و اوباش حزبالله را سرجایشان بنشاند.
نتیجهی اولین توصیه، درگیرشدن با رهبر است که صاحب اختیار قانونی صدا وسیماست؛ نتیجهی دومی یا سر فرود آوردن در برابر فتواهای از قبل معلوم است و یا درافتادن با آیتاللههای قم و نتیجهی سومی رفتن به جنگ بخشهایی از سپاه پاسداران و بسیج!
خوب است آقای سروش به جای لفاظی ادبی، به زبان معمولی اهل سیاست چگونگی نیل به این نوع استراتژی تهاجمی و اهداف نهایی آن را هم توضیح بدهد. اصلا فرض کند مسعود پزشکیان به او زنگ زده است و میپرسد چرا باید این سهتا کار را بکنم؟
🆔 @jameeno
🏷آدرس انحرافی سروش
آقای سروش که دو هفته پیش پیشنهادی شبیه به آشتی ملی استراتژیک به پزشکیان داده بود و از او خواسته بود برای پیشگیری از معاندت رقیب بازنده، او را به همکاری بخواند، اینبار آدرس انبار باروت داده و سه توصیه برای پزشکیان در زرورق پیچیده که باید امیدوار بود سبب اینمقدار انحرافشان، فقط عدم شناخت اوضاع به علت دوری راه و تفاوت نیمکره باشد. فرموده که پزشکیان اول، صدا وسیما را زیرورو کند، دوم، از علما فتوا بخواهد که تکلیف شرعی دولت با بانوان ناپوشیدهسر چیست و سوم، اشرار و اوباش حزبالله را سرجایشان بنشاند.
نتیجهی اولین توصیه، درگیرشدن با رهبر است که صاحب اختیار قانونی صدا وسیماست؛ نتیجهی دومی یا سر فرود آوردن در برابر فتواهای از قبل معلوم است و یا درافتادن با آیتاللههای قم و نتیجهی سومی رفتن به جنگ بخشهایی از سپاه پاسداران و بسیج!
خوب است آقای سروش به جای لفاظی ادبی، به زبان معمولی اهل سیاست چگونگی نیل به این نوع استراتژی تهاجمی و اهداف نهایی آن را هم توضیح بدهد. اصلا فرض کند مسعود پزشکیان به او زنگ زده است و میپرسد چرا باید این سهتا کار را بکنم؟
🆔 @jameeno
👍20😁1
#معرفی_مجله
🏷شصتوششمین شمارهی ماهنامهی شبکه آفتاب (ویژهی جستار و داستان) منتشر شد
🗞در این شماره جستارها و داستانهایی از نویسندگانی همچون آتوسا مشفق، آریل دورفمان، حنیف قریشی، فیلیپ گورویچ، امیر خداوردی و ... خواهید خواند.
- بیشتر مطالب این شماره با موضوع خانه و وطن نوشته شدهاند.
- شمارهی جدید شبکه آفتاب را از کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور بخواهید یا در فیدیبو آنلاین بخوانید.
- ماهنامهی شبکه آفتاب با سردبیری مازیار حبیبینیا منتشر میشود.
@aftabnetmagazine
🏷شصتوششمین شمارهی ماهنامهی شبکه آفتاب (ویژهی جستار و داستان) منتشر شد
🗞در این شماره جستارها و داستانهایی از نویسندگانی همچون آتوسا مشفق، آریل دورفمان، حنیف قریشی، فیلیپ گورویچ، امیر خداوردی و ... خواهید خواند.
- بیشتر مطالب این شماره با موضوع خانه و وطن نوشته شدهاند.
- شمارهی جدید شبکه آفتاب را از کتابفروشیهای معتبر سراسر کشور بخواهید یا در فیدیبو آنلاین بخوانید.
- ماهنامهی شبکه آفتاب با سردبیری مازیار حبیبینیا منتشر میشود.
@aftabnetmagazine
❤1👍1
#در_کرانه_روز
🏷سپاس آقای پزشکیان، اما...
رئیسجمهوری منتخب دیشب در توییتی نوشت: «بازتر شدن فضای سیاسی و افزایش مشارکت یک بازی برد-برد برای مردم و حاکمیت است. دشمنان مردم ایران تمام تلاششان را کردند تا نگذارند مردم پای صندوقها بیایند. حساب مردم شریفی که به هر دلیلی ناراضی هستند، از دشمنان و بددلان جداست. وظیفه دولت ایران پیگیری مطالبات به حق تمام مردم است».
این توییت او، واکنشی است به موضع انتقادبرانگیز ۳۱ تیر خود که گفته بود: «مردم آمدند با رای مشت محکم به دهن آدمهایی زدند که داخل و خارج تبلیغ میکردند نیایید پای صندوق».
واکنش سریع و اصلاح موضع نسبتا شفاف پزشکیان را، که برخلاف رویه اکثر مقامات جمهوریاسلامی است که خود را به ندیدن و نشنیدن میزنند و بیشتر انتقادها را با «سکوت» بدرقه میکنند، باید ارزشمند دانست. رییسجمهوری اصلاحطلب نشان داد در گامهای اولیه خود، انتقادها را میبیند، صدای منتقدان را میشنود، «انتقادپذیر» است و جسارت اصلاح موضع «بههنگام» دارد.
ولی باز باید خطاب به آقای پزشکیان بگوییم: دهها میلیون ایرانی در امواج سرکش بحرانهای کشور، فانوس امیدشان را به زورق شما آویختهاند، به این امید که گردابها را پشت سر گذارید و ایران و ایرانیان را به ساحل امن برسانید. پس لطفا، در نوع موضعگیریها، گزینش کلیدواژها و انتخاب کلمات دقت بیشتری داشته باشید تا کمتر شاهد فعالشدن مزیت قابلتحسین شما در اصلاحمواضع کلامیتان باشیم.
🆔 @jameeno
🏷سپاس آقای پزشکیان، اما...
رئیسجمهوری منتخب دیشب در توییتی نوشت: «بازتر شدن فضای سیاسی و افزایش مشارکت یک بازی برد-برد برای مردم و حاکمیت است. دشمنان مردم ایران تمام تلاششان را کردند تا نگذارند مردم پای صندوقها بیایند. حساب مردم شریفی که به هر دلیلی ناراضی هستند، از دشمنان و بددلان جداست. وظیفه دولت ایران پیگیری مطالبات به حق تمام مردم است».
این توییت او، واکنشی است به موضع انتقادبرانگیز ۳۱ تیر خود که گفته بود: «مردم آمدند با رای مشت محکم به دهن آدمهایی زدند که داخل و خارج تبلیغ میکردند نیایید پای صندوق».
واکنش سریع و اصلاح موضع نسبتا شفاف پزشکیان را، که برخلاف رویه اکثر مقامات جمهوریاسلامی است که خود را به ندیدن و نشنیدن میزنند و بیشتر انتقادها را با «سکوت» بدرقه میکنند، باید ارزشمند دانست. رییسجمهوری اصلاحطلب نشان داد در گامهای اولیه خود، انتقادها را میبیند، صدای منتقدان را میشنود، «انتقادپذیر» است و جسارت اصلاح موضع «بههنگام» دارد.
ولی باز باید خطاب به آقای پزشکیان بگوییم: دهها میلیون ایرانی در امواج سرکش بحرانهای کشور، فانوس امیدشان را به زورق شما آویختهاند، به این امید که گردابها را پشت سر گذارید و ایران و ایرانیان را به ساحل امن برسانید. پس لطفا، در نوع موضعگیریها، گزینش کلیدواژها و انتخاب کلمات دقت بیشتری داشته باشید تا کمتر شاهد فعالشدن مزیت قابلتحسین شما در اصلاحمواضع کلامیتان باشیم.
🆔 @jameeno
👍25👎5
#توییتر_جامعه_نو
با وجود چنین مفسرانی که میخواهند هرطور شده بگویند آدم اشتباهی انتخاب شده، پزشکیان باید واقعا مواظب حرف زدنش باشد. این جماعت به حرفهایش سم تزریق میکنند. پزشکیان مشتی حواله دهانهای ایران اینترنشنال کرده، اینها دهان تاجزاده و حاتم قادری را میآورند جلو! دروغگو!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
با وجود چنین مفسرانی که میخواهند هرطور شده بگویند آدم اشتباهی انتخاب شده، پزشکیان باید واقعا مواظب حرف زدنش باشد. این جماعت به حرفهایش سم تزریق میکنند. پزشکیان مشتی حواله دهانهای ایران اینترنشنال کرده، اینها دهان تاجزاده و حاتم قادری را میآورند جلو! دروغگو!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍16
#توییتر_جامعه_نو
میشود به قطعیت گفت اگر آقای هنرپیشه این حرف را نیمهی اول تیر زده بود، همراه با عکسش و با تحسین در صفحه اول روزنامه ایران چاپ میشد!
این روزنامه را ببندید یا بفروشید به بخش خصوصی. دولت پزشکیان روزنامه بادمجان-دور-قاب-چین نمیخواهد. میخواهد؟
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
میشود به قطعیت گفت اگر آقای هنرپیشه این حرف را نیمهی اول تیر زده بود، همراه با عکسش و با تحسین در صفحه اول روزنامه ایران چاپ میشد!
این روزنامه را ببندید یا بفروشید به بخش خصوصی. دولت پزشکیان روزنامه بادمجان-دور-قاب-چین نمیخواهد. میخواهد؟
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍11
#الف
🏷لباست را بیخیال؛ کابینهات را ست کن!
🖊تحریریه جامعهنو:
در دوران تبلیغات برای انتخابات، آقای پزشکیان در برنامهی تلویزیونی میزگرد اقتصادی، همراهش یک اقتصاددان از منتهیالیه راست و یک اقتصاددان از منتهیالیه چپ اقتصاد، البته در محدودهای که حکومت میپذیردش، برده بود تا یکی نمایندهی اقتصاد بازار و یکی نمایندهی اقتصاد رفاه، یعنی اقتصاد نهادگرای قائل به دخالت دولت باشد و این چنین، جامع بودن نگاهش را به اقتصاد بنمایاند.
مشابه همین را در میزگرد فرهنگی هم دیدیم: جایی که سیدمحمد بهشتی را، به عنوان یکی از نمادهای دههی بستهی شصت و دوران دیکتاتوری خیرخواه فرهنگی، همراه محمد فاضلی کرده بود که منتقد جدی همان نوع سیاستهاست.
سومی را هم بگوییم: در میزگرد سیاسی، محمدجواد ظریفی را که برچسب غربگرایی به پیشانیاش چسباندهاند، همراه با سفیر سابق ایران در روسیه برده بود تا این هم نمایشی از تعادل در نگاه به شرق و غرب در سیاست خارجی مقبولش باشد.
اگر تا پیش از انتخابات، گزیدن چنین همراهانی را میشد به حساب کوشش برای جذب حداکثری در تبلیغات نوشت، حالا دیگر از-هر-چمن-گلی-گردآوردن، معنایی جز بلاتکلیفی و باری-به-هر-جهت-بودن ندارد. چون واقعیت این است که آن دوتاییهای مذکور، دو بال یک پرنده و دو نیمهی یک سیب نیستند؛ دو روی یک سکهاند و برخلاف آنچه به حلوا-حلوا-کردن گفته میشود، جمع نقیضین و همنشینی عقاید متضاد نه منجر به اعتدال و تعادل و یافتن راه میانه، که سبب توقف میشود: عمل به هرکدام دستاورد دیگری را خنثی میکند: جمع جبری صفر.
چنین وضعیتی را در دولت روحانی هم دیدیم: شترگاوپلنگ. مثلا نام هر مکتب و گرایش اقتصادی را که میبردید، یک نفر در آن هیات دولت پیدا میشد که مدعی پیروی ازش باشد. یک جلد کتاب تاریخ عقاید اقتصادی آنجا جمع بودند. نتیجهاش؟ احیای معاونت اقتصادی و خلق ستاد هماهنگی اقتصادی دولت هم نتوانست مانع از آن شود که مثلا طرح تحول سلامت به سبب تامین نشدن منابعش شکست نخورد یا باعث شود طرح مسکن ملی عملی بشود یا حتی طیبنیا و نوبخت را آشتی دهد تا اولی به قهر از دولت نرود. یکی منقبض میکرد و دیگری دنبال انبساط بود!
جای تضارب آراء و مناظرهی میان ایدهپردازها، جلسه هیات دولت نیست؛ اتاق گروه مشاوران مستقلی است که کمترین طمع جاه و جای را دارند و دغدغهشان هم گرفتن رأی اعتماد و بعد هم سر-و-کله-زدن با نمایندههای مجلس و غیرنمایندههای مسلح برای ماندن در اتاقی در بالاترین طبقهی ساختمان وزارتخانه نیست؛ همانچه که باعث خمشدن مکرر برنامهها و جر زدن در اجرایشان میشود.
ولی حالا که فهرستهای نیمهرسمی نامزدهای نهایی وزارتخانهها و معاونتهای ریاستجمهوری که حاصل کار شورای راهبریاند، میرسد، باید نگران تکرار چنان وضعیتی در دولت پزشکیان هم بشویم؛ چون جور کردن دستهای مدیر اقتصادی هماهنگ از میانشان هیچ آسان نیست.
انتخابات گذشت؛ وقت اضافه کردن تمام شده و حالا وقت حذف رسیده است؛ حذف هرچه خلاف برنامه است. هیات دولت کارهایی خیلی بیشتر از گرفتن عکس یادگاری دارد؛ لازم نیست همه تویش باشند.
🆔 @jameeno
🏷لباست را بیخیال؛ کابینهات را ست کن!
🖊تحریریه جامعهنو:
در دوران تبلیغات برای انتخابات، آقای پزشکیان در برنامهی تلویزیونی میزگرد اقتصادی، همراهش یک اقتصاددان از منتهیالیه راست و یک اقتصاددان از منتهیالیه چپ اقتصاد، البته در محدودهای که حکومت میپذیردش، برده بود تا یکی نمایندهی اقتصاد بازار و یکی نمایندهی اقتصاد رفاه، یعنی اقتصاد نهادگرای قائل به دخالت دولت باشد و این چنین، جامع بودن نگاهش را به اقتصاد بنمایاند.
مشابه همین را در میزگرد فرهنگی هم دیدیم: جایی که سیدمحمد بهشتی را، به عنوان یکی از نمادهای دههی بستهی شصت و دوران دیکتاتوری خیرخواه فرهنگی، همراه محمد فاضلی کرده بود که منتقد جدی همان نوع سیاستهاست.
سومی را هم بگوییم: در میزگرد سیاسی، محمدجواد ظریفی را که برچسب غربگرایی به پیشانیاش چسباندهاند، همراه با سفیر سابق ایران در روسیه برده بود تا این هم نمایشی از تعادل در نگاه به شرق و غرب در سیاست خارجی مقبولش باشد.
اگر تا پیش از انتخابات، گزیدن چنین همراهانی را میشد به حساب کوشش برای جذب حداکثری در تبلیغات نوشت، حالا دیگر از-هر-چمن-گلی-گردآوردن، معنایی جز بلاتکلیفی و باری-به-هر-جهت-بودن ندارد. چون واقعیت این است که آن دوتاییهای مذکور، دو بال یک پرنده و دو نیمهی یک سیب نیستند؛ دو روی یک سکهاند و برخلاف آنچه به حلوا-حلوا-کردن گفته میشود، جمع نقیضین و همنشینی عقاید متضاد نه منجر به اعتدال و تعادل و یافتن راه میانه، که سبب توقف میشود: عمل به هرکدام دستاورد دیگری را خنثی میکند: جمع جبری صفر.
چنین وضعیتی را در دولت روحانی هم دیدیم: شترگاوپلنگ. مثلا نام هر مکتب و گرایش اقتصادی را که میبردید، یک نفر در آن هیات دولت پیدا میشد که مدعی پیروی ازش باشد. یک جلد کتاب تاریخ عقاید اقتصادی آنجا جمع بودند. نتیجهاش؟ احیای معاونت اقتصادی و خلق ستاد هماهنگی اقتصادی دولت هم نتوانست مانع از آن شود که مثلا طرح تحول سلامت به سبب تامین نشدن منابعش شکست نخورد یا باعث شود طرح مسکن ملی عملی بشود یا حتی طیبنیا و نوبخت را آشتی دهد تا اولی به قهر از دولت نرود. یکی منقبض میکرد و دیگری دنبال انبساط بود!
جای تضارب آراء و مناظرهی میان ایدهپردازها، جلسه هیات دولت نیست؛ اتاق گروه مشاوران مستقلی است که کمترین طمع جاه و جای را دارند و دغدغهشان هم گرفتن رأی اعتماد و بعد هم سر-و-کله-زدن با نمایندههای مجلس و غیرنمایندههای مسلح برای ماندن در اتاقی در بالاترین طبقهی ساختمان وزارتخانه نیست؛ همانچه که باعث خمشدن مکرر برنامهها و جر زدن در اجرایشان میشود.
ولی حالا که فهرستهای نیمهرسمی نامزدهای نهایی وزارتخانهها و معاونتهای ریاستجمهوری که حاصل کار شورای راهبریاند، میرسد، باید نگران تکرار چنان وضعیتی در دولت پزشکیان هم بشویم؛ چون جور کردن دستهای مدیر اقتصادی هماهنگ از میانشان هیچ آسان نیست.
انتخابات گذشت؛ وقت اضافه کردن تمام شده و حالا وقت حذف رسیده است؛ حذف هرچه خلاف برنامه است. هیات دولت کارهایی خیلی بیشتر از گرفتن عکس یادگاری دارد؛ لازم نیست همه تویش باشند.
🆔 @jameeno
👍21👎3
📑#گزارش_موقعیت
🏷 طنابکشی ترامپ و هریس دور گردن برجام
🖊 شورای سردبیری:
جو بایدن، رئیسجمهوری کنونی آمریکا، سرانجام تسلیم فشارهای درون حزبی شد و با کنار کشیدن از نامزدی حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴، جای خود را به معاون خود کاملا هریس داد که از شانس بالایی برای رسمیتیافتن نامزدیاش از سوی حزباش برخوردار است. این تحول در پی سیر صعودی سبقت ترامپ از بایدن در نظرسنجیها و پیشتازی نامزد تندرو جمهوریخواه رخ داد و البته، کهنسالی و گافهای پر شمار و گاه شگفتاگیز و مضحک کلامی بایدن در زمره عوامل مهم در شکلگیری ناترازی فاحش محبوبیت و مقبولیت اجتماعی دو نامزد بود.
- کاملا هریس، بانوی هندیتبار و دارای کارنامه پربار در ساختار سیاسی/قضایی ایالات متحد است؛ تاحدی که «نیویورک تایمز» در سال ۲۰۰۸ او را زنی ارزیابی کرد که پتانسیل رئیسجمهوریشدن را در آمریکا دارد. هریس هندیتبار، بهعنوان فعال سرسخت حوزه دفاع از حقوق زنان و سیاهپوستان، مخالف سختگیری افراطی در قبال مهاجران، مدافع محدودسازی آزادی حمل سلاح و... شهرت دارد و از قضا همه این رویکردهای وی در تقابل و تضاد آشکار با مواضع ترامپ است.
کارنامه قانوگرای هریس نیز مزیت مهم دیگری است که او را از ترامپِ متهم به دستداشتن در اقدام ضدامنیتی تاریخی حمله به کنگره در سال ۲۰۲۱ و دارای پروندههای متعدد فساد مالی و اخلاقی، متمایز میکند؛ مزیتی که هریس در اولین گام کارزار انتخاباتیاش دست روی آن گذاشت و سابقه خود را بهعنوان «دادستان کل سابق ایالت کالفرنیا» با سابقه او به عنوان یک «مجرم محکوم» مقایسه کرد.
- بررسی تحولات سیاسی ایالات متحد نشانههایی معنادار از تضعیف گرایش آمریکاییها به الزامات دموکراسی بهدست میدهد که البته برآورد دقیقی از گستره و عمق این تحول وجود ندارد. حال اگر پیشفرض این باشد که دموکراسی آمریکایی دچار «دگردیسی» جدی نشده و اکثریت آمریکاییها، هنوز نامزد مطلوب خود را با معیارهای محوری مانند میزان پایبندی به آزادی، برابری و قانونگرایی انتخاب میکنند، هریس، باوجود ورود دیرهنگام به کارزار انتخاباتی، شانس بالایی برای کسب عنوان نخستین رئیسجمهوری زن و همزمان نخستین رئیسجمهوری زن رنگین پوست آمریکا خواهد داشت. در این صورت اثبات خواهد شد پیشتازی چند ماه اخیر ترامپ، نه مرهون توانمندی و جذابیت او نزد مردم، بلکه مدیون ناتوانی و دافعه بایدن در افکارعمومی بوده است.
- اگر دورشدن آمریکاییها از اِعمال مبانی دموکراسی در گزینش نامزد نهاییشان، «اکثریت» رایدهندگان را دربر گرفته باشد، آنگاه شکست هریس و پیروزی ترامپ که نهفقط در کارزار انتخاباتی امسال خود، بلکه در دوره ریاستجمهوری پیشیناش هم از نقض و تمسخر تند نهادها و باورهای دموکراسی آمریکایی ابایی نداشته، رقم خواهد خورد.
- چالش با ایران همواره از محورهای اصلی دیپلماسی آمریکا، بهویژه در دو دهه اخیر بوده؛ بنابراین طبیعی است رویکرد کلیدداران جدید کاخسفید در کاهش یا افزایش فشارهای جهانی بر ایران تاثیر بهسزایی داشته باشد. این تاثیرپذیری، بهخصوص پس از کلیدزدن «تحریمهای هوشمند» و فلجکننده واشنگتن علیه جمهوریاسلامی به نقطه اوج رسیده است. شدت این بههمپیوستگی، بهقدری است که نقطهی مشترک اغلب تحلیلها درباره رمزگشایی از تغییر ریل حاکمیت را بعد از درگذشت آقای رئیسی و تایید صلاحیت نامزدی اصلاحطلب و ساختن بستر پیروزی پزشکیان، این استدلال شکل میدهد که هدف حاکمیت، مقابله پیشاپیش با خطر تشدید تحریمها پس از پیروزی احتمالی پیروزی ترامپ بودهاست.
- تجارب تاریخی مستند حکایت از آن دارند که جدای از خاستگاه حزبی، هیچیک از روسایجمهوری آمریکا، عزمی برای «تنشزدایی پایدار» با جمهوریاسلامی نداشتهاند. البته بازخوانی همین تجارب، تایید میکند که روسایجمهوری برخاسته از جمهوریخواهان در قیاس با دمکراتها، سیاست تندتری علیه تهران درپیش گرفتهاند و در این میان، ترامپ با خروج از برجام، نظارت سختگیرانه تحریمها و تشدید انزوای جهانی فزونتر ایران که هدفگذاری «براندازی» جمهوری اسلامی را به ذهنها متبادر میکرد، کار را بهجایی رساند که اتحادیه اروپا -همگام قدیمی کاخسفید در تحرکات ضدایرانی- ترجیح داد، راه خود را از ایالاتمتحد جدا کند.
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
🏷 طنابکشی ترامپ و هریس دور گردن برجام
🖊 شورای سردبیری:
جو بایدن، رئیسجمهوری کنونی آمریکا، سرانجام تسلیم فشارهای درون حزبی شد و با کنار کشیدن از نامزدی حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴، جای خود را به معاون خود کاملا هریس داد که از شانس بالایی برای رسمیتیافتن نامزدیاش از سوی حزباش برخوردار است. این تحول در پی سیر صعودی سبقت ترامپ از بایدن در نظرسنجیها و پیشتازی نامزد تندرو جمهوریخواه رخ داد و البته، کهنسالی و گافهای پر شمار و گاه شگفتاگیز و مضحک کلامی بایدن در زمره عوامل مهم در شکلگیری ناترازی فاحش محبوبیت و مقبولیت اجتماعی دو نامزد بود.
- کاملا هریس، بانوی هندیتبار و دارای کارنامه پربار در ساختار سیاسی/قضایی ایالات متحد است؛ تاحدی که «نیویورک تایمز» در سال ۲۰۰۸ او را زنی ارزیابی کرد که پتانسیل رئیسجمهوریشدن را در آمریکا دارد. هریس هندیتبار، بهعنوان فعال سرسخت حوزه دفاع از حقوق زنان و سیاهپوستان، مخالف سختگیری افراطی در قبال مهاجران، مدافع محدودسازی آزادی حمل سلاح و... شهرت دارد و از قضا همه این رویکردهای وی در تقابل و تضاد آشکار با مواضع ترامپ است.
کارنامه قانوگرای هریس نیز مزیت مهم دیگری است که او را از ترامپِ متهم به دستداشتن در اقدام ضدامنیتی تاریخی حمله به کنگره در سال ۲۰۲۱ و دارای پروندههای متعدد فساد مالی و اخلاقی، متمایز میکند؛ مزیتی که هریس در اولین گام کارزار انتخاباتیاش دست روی آن گذاشت و سابقه خود را بهعنوان «دادستان کل سابق ایالت کالفرنیا» با سابقه او به عنوان یک «مجرم محکوم» مقایسه کرد.
- بررسی تحولات سیاسی ایالات متحد نشانههایی معنادار از تضعیف گرایش آمریکاییها به الزامات دموکراسی بهدست میدهد که البته برآورد دقیقی از گستره و عمق این تحول وجود ندارد. حال اگر پیشفرض این باشد که دموکراسی آمریکایی دچار «دگردیسی» جدی نشده و اکثریت آمریکاییها، هنوز نامزد مطلوب خود را با معیارهای محوری مانند میزان پایبندی به آزادی، برابری و قانونگرایی انتخاب میکنند، هریس، باوجود ورود دیرهنگام به کارزار انتخاباتی، شانس بالایی برای کسب عنوان نخستین رئیسجمهوری زن و همزمان نخستین رئیسجمهوری زن رنگین پوست آمریکا خواهد داشت. در این صورت اثبات خواهد شد پیشتازی چند ماه اخیر ترامپ، نه مرهون توانمندی و جذابیت او نزد مردم، بلکه مدیون ناتوانی و دافعه بایدن در افکارعمومی بوده است.
- اگر دورشدن آمریکاییها از اِعمال مبانی دموکراسی در گزینش نامزد نهاییشان، «اکثریت» رایدهندگان را دربر گرفته باشد، آنگاه شکست هریس و پیروزی ترامپ که نهفقط در کارزار انتخاباتی امسال خود، بلکه در دوره ریاستجمهوری پیشیناش هم از نقض و تمسخر تند نهادها و باورهای دموکراسی آمریکایی ابایی نداشته، رقم خواهد خورد.
- چالش با ایران همواره از محورهای اصلی دیپلماسی آمریکا، بهویژه در دو دهه اخیر بوده؛ بنابراین طبیعی است رویکرد کلیدداران جدید کاخسفید در کاهش یا افزایش فشارهای جهانی بر ایران تاثیر بهسزایی داشته باشد. این تاثیرپذیری، بهخصوص پس از کلیدزدن «تحریمهای هوشمند» و فلجکننده واشنگتن علیه جمهوریاسلامی به نقطه اوج رسیده است. شدت این بههمپیوستگی، بهقدری است که نقطهی مشترک اغلب تحلیلها درباره رمزگشایی از تغییر ریل حاکمیت را بعد از درگذشت آقای رئیسی و تایید صلاحیت نامزدی اصلاحطلب و ساختن بستر پیروزی پزشکیان، این استدلال شکل میدهد که هدف حاکمیت، مقابله پیشاپیش با خطر تشدید تحریمها پس از پیروزی احتمالی پیروزی ترامپ بودهاست.
- تجارب تاریخی مستند حکایت از آن دارند که جدای از خاستگاه حزبی، هیچیک از روسایجمهوری آمریکا، عزمی برای «تنشزدایی پایدار» با جمهوریاسلامی نداشتهاند. البته بازخوانی همین تجارب، تایید میکند که روسایجمهوری برخاسته از جمهوریخواهان در قیاس با دمکراتها، سیاست تندتری علیه تهران درپیش گرفتهاند و در این میان، ترامپ با خروج از برجام، نظارت سختگیرانه تحریمها و تشدید انزوای جهانی فزونتر ایران که هدفگذاری «براندازی» جمهوری اسلامی را به ذهنها متبادر میکرد، کار را بهجایی رساند که اتحادیه اروپا -همگام قدیمی کاخسفید در تحرکات ضدایرانی- ترجیح داد، راه خود را از ایالاتمتحد جدا کند.
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
👍8❤2🤔2
...ادامه از پست قبلی...
- برخی کارشناسان دولت احتمالی هریس را «دولت دوم بایدن» میدانند و معتقدند او نیز اراده و تمایلی برای احیای برجام یا راهاندازی مذاکراتی تازه با جمهوریاسلامی برای تنشزدایی نخواهد داشت؛ اما همزمان همانند بایدن تشدید اجرای تحریمها را نیز پیگیری نخواهد کرد. این گمانهزنیها در حالی است که هریس در اعلام مواضع خود تاکید کرده است: «من مجددا به برجام میپیوندم و در صورت لزوم برای طولانیتر و قویتر کردن آن مذاکره میکنم.
همچنین برای اطمینان از این که ما ایران را از هر لحاظ زیرنظر داریم، رویکردی بسیار تهاجمی اتخاذ خواهم کرد تا مطمئن شویم آنها با شرایط و ضوابط آن توافق مطابقت دارند». او همچنین حساسیتهایی درباره وضعیت حقوقبشر و مداخلات منطقهای ایران نشان داده است. اما اگر هریس به مواضع اعلامی خود وفادار بماند، قابل پیشبینی خواهد بود که کابینه احتمالی هریس سیاستخارجیای نه به تندی ترامپ و نه نرمش بایدن درباره جمهوریاسلامی به مرحله اجرا خواهد گذاشت.
- هرچند اشتراک ترامپ و هریس در مواضع ضدایرانی موجب شده تا پیروزی هیچیک انطباقی با وضعیت مطلوب جمهوریاسلامی نداشته باشد، اما طبق قاعده انتخاب بین «بد و بدتر»، بهنظر میرسد راهیابی نامزد حزب دموکرات، سطح تهدید جدی منافع ایران را در قیاس با رئیسجمهوری شدن ترامپ، کاهش خواهد داد. بر این اساس، کنارهگیری اجباری بایدن و قطعی شدن نامزدی هریس، فعلا، رخدادی به سود تهران است؛ زیرا روزنه امیدی برای منتفیشدن پیروزی قطعی ترامپ را گشوده و اعلام نتایج پایانی انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحد، این امید را تقویت یا بر باد دهد.
🆔@jameeno
- برخی کارشناسان دولت احتمالی هریس را «دولت دوم بایدن» میدانند و معتقدند او نیز اراده و تمایلی برای احیای برجام یا راهاندازی مذاکراتی تازه با جمهوریاسلامی برای تنشزدایی نخواهد داشت؛ اما همزمان همانند بایدن تشدید اجرای تحریمها را نیز پیگیری نخواهد کرد. این گمانهزنیها در حالی است که هریس در اعلام مواضع خود تاکید کرده است: «من مجددا به برجام میپیوندم و در صورت لزوم برای طولانیتر و قویتر کردن آن مذاکره میکنم.
همچنین برای اطمینان از این که ما ایران را از هر لحاظ زیرنظر داریم، رویکردی بسیار تهاجمی اتخاذ خواهم کرد تا مطمئن شویم آنها با شرایط و ضوابط آن توافق مطابقت دارند». او همچنین حساسیتهایی درباره وضعیت حقوقبشر و مداخلات منطقهای ایران نشان داده است. اما اگر هریس به مواضع اعلامی خود وفادار بماند، قابل پیشبینی خواهد بود که کابینه احتمالی هریس سیاستخارجیای نه به تندی ترامپ و نه نرمش بایدن درباره جمهوریاسلامی به مرحله اجرا خواهد گذاشت.
- هرچند اشتراک ترامپ و هریس در مواضع ضدایرانی موجب شده تا پیروزی هیچیک انطباقی با وضعیت مطلوب جمهوریاسلامی نداشته باشد، اما طبق قاعده انتخاب بین «بد و بدتر»، بهنظر میرسد راهیابی نامزد حزب دموکرات، سطح تهدید جدی منافع ایران را در قیاس با رئیسجمهوری شدن ترامپ، کاهش خواهد داد. بر این اساس، کنارهگیری اجباری بایدن و قطعی شدن نامزدی هریس، فعلا، رخدادی به سود تهران است؛ زیرا روزنه امیدی برای منتفیشدن پیروزی قطعی ترامپ را گشوده و اعلام نتایج پایانی انتخابات ریاستجمهوری ایالات متحد، این امید را تقویت یا بر باد دهد.
🆔@jameeno
👍8
#الف
🏷 خدا به داد پزشکیان برسد-3: توطئهی خانوادگی!
🖊تحریریه جامعهنو:
جملهای که پزشکیان اوایل این هفته در سخنرانیاش در مجلس با «مشت» و «دهان» ساخت، اشکالی جدیتر از نارسایی و ناتوانی در انتقال منظورش نداشت و جز نشانی از ضعف او در خطابت نبود؛ که این را هم در این سنوسال بعید است بشود کاریش کرد و فقط میشود به انتخاب یک سخنگوی کاربلد برای دولتش امیدوار بود. مهمتر از خود جمله ولی، طوفان واکنشی بود که از پیاش برخاست و هم نشان داد پشت شتری که بار شیشهی او را میکشد، دیگر تاب چیزی سنگینتر از حتی یک پر کاه را هم ندارد و هم روشن کرد، بسیاری از همراهان او در دوران تبلیغات برای انتخابات، با پای چپ وارد ستاد پزشکیان شدهبودهاند؛ چه اینکه از میانشان کم نبودند کسانی که در آن طوفان، دستکم یک فوتی کردند.
البته آنانی که در این هیاهو خودشان را از میدان دور کردند، جز کسانی نبودند که صرفا به تماشای بازی «گرگمبههوا»ی تازه آمده بودند. ولی وضعیتی که دولت پزشکیان از آن برمیآید، سبب شده خیل دیگری هم از آنانی که دور او گرد آمدهاند، محض احتیاط یک پایشان را روی بلندی نگهدارند؛ تا بتوانند وقتی ایجاب کرد خودشان را بالا بکشند و یارشان را پیش گرگ تنها رها کنند؛ وقتی که هوا پس شد؛ گرگ و میش!
چه کسانی؟ برجستهترینهایشان را میشود در سه دستهای صورت بست که امیدبستگان به پزشکیان میباید بشناسندشان و خود پزشکیان، باید حواسش را بهشان جمع کند.
دسته نخست؛ «نئو-تنزهطلبانـ»ـیاند که پس از حوادث سال 88 ظهور کردند و سپس، از پی حوادث دی 96 و آبان 98 و پاییز 1401، پله به پله رشدشان تندتر شد. شیوهی جالبی دارند: تنزهشان را به واسطه بالا بردن مطالبه تا حد امور ناشدنی میطلبند؛ بیاعتنا بهاینکه چنین مطالبههایی [چون ناشدنیاند] چطور چشمها را میآلایند و درک مردم را از وضعیت مخدوش میکنند و با بالا بردن نامعقول انتظارها تا چه حد رنگ از امیدها میبرند.
توضیح علتش دشوار نیست: چون اینچنین امیدوارند دامانشان به هیچ لکی از هر تخفیفی که پزشکیان از اصولش خواهد داد و یا هر ناکامی که نصیبش خواهد شد، آلوده نشود و بتوانند جزئی از «گذار»طلبها باقی بمانند. ولی اگر هم پزشکیان موفق شد، آنها هم شریک او باشند در برداشتن گامی به سوی «اصلاح» مسالمتآمیز امور. برایشان فرقی ندارد پزشکیان با رأس قدرت سرشاخ بشود و بعدش رادیکال، یا به راهش بیاورد و بتواند اصلاحاتی را پیش ببرد؛ در هر دو حالت آب به آسیای آنان میریزد.
بیشتر اهالی این دسته، اصلاحطلبان مهاجر و برخی دیگر از اصلاحطلبان ساکن ایرانند که مطمئنند دیگر سهمی از قدرت نخواهند داشت. در میانشان البته، حزباللهیهای تواب و نومنتقد و براندازیطلبانی هم هستند که بیخیال منت رأیی که به روحانی دادهاند، نمیشوند. به نظر هم نمیرسد جمعیتشان متوقف به همینها بماند و حتی ممکن است این بار مثلا رهبران اهل سنت هم بهشان بپیوندند. کسانی که به هرحال میخواهند جا بیاندازند رأی دادنشان به پزشکیان و همراهیشان با او، جز پناه بردنی از ترس عقرب جراره نبوده. «بله»شان را خفیف گفتند، ولی پایش که بیفتد، «نه»ی شدیدی خواهند گفت.
مثالش؟ آقای سروش، که فردای اعلام پیروزی پزشکیان، در پیامی ویدئویی گفته بود «از جناب رییسجمهور[ی] منتخب انتظارات محدود و معقولی داریم. میدانیم که همهکاره نیست و همه سررشتهها بهدست او نیست. حتی اگر بتواند...یک سقف ریخته را بهجای خود بنشاند، همه از او باید شاکر باشیم»، دو هفته بعدش از او خواست، صداوسیما را سرتاپا بشوید و زیر و رو کند، برای تکلیف شرعی دولت در مورد زنان معارض با حجاب از مراجع دینی فتوا بخواهد و انصار حزبالله را سرجایشان بنشاند!
این مطالبههایی که پیشپیش نشدنشان محرز است، چطور در چارچوب «انتظارات محدود و معقول» از کسی که «همهکاره نیست» میگنجند؟ خدا داند. ولی اگر نمیگنجند، باید پرسید در آن دو هفته بر آقای سروش چه گذشت که از موضع نخستش نَرم عقب نشست و آنچه را که مینشود آرزو کرد؟ چنین مطالبههایی حتی اگر چشم را هم درنیاورند، قطعا به کار درست کردن ابرو نمیآیند.
اینان مسافرانیاند که هرگز چمدانشان را باز نمیکنند؛ پشت در، آماده نگهش میدارند. نه قید خدا را میزنند، نه خرما را. گویا از راه معترض بودن به وضعیت موجود، اعتبار و آبرویی کسب کردهاند، و اجتماعی از هواداران که چشم به دهانشان دوختهاند، و خب، نمیخواهند اینها را ببازند؛ اگر سرنوشت دولت دوم روحانی سر دولت نخست پزشکیان هم آمد و او باخت. نقلی هست از امام غزالی: کسانی هستند که حاضرند حقیقت بیآبرو شود، ولی خودشان نه. از قضا این نقل را از آقای سروش شنیده بودیم!
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
🏷 خدا به داد پزشکیان برسد-3: توطئهی خانوادگی!
🖊تحریریه جامعهنو:
جملهای که پزشکیان اوایل این هفته در سخنرانیاش در مجلس با «مشت» و «دهان» ساخت، اشکالی جدیتر از نارسایی و ناتوانی در انتقال منظورش نداشت و جز نشانی از ضعف او در خطابت نبود؛ که این را هم در این سنوسال بعید است بشود کاریش کرد و فقط میشود به انتخاب یک سخنگوی کاربلد برای دولتش امیدوار بود. مهمتر از خود جمله ولی، طوفان واکنشی بود که از پیاش برخاست و هم نشان داد پشت شتری که بار شیشهی او را میکشد، دیگر تاب چیزی سنگینتر از حتی یک پر کاه را هم ندارد و هم روشن کرد، بسیاری از همراهان او در دوران تبلیغات برای انتخابات، با پای چپ وارد ستاد پزشکیان شدهبودهاند؛ چه اینکه از میانشان کم نبودند کسانی که در آن طوفان، دستکم یک فوتی کردند.
البته آنانی که در این هیاهو خودشان را از میدان دور کردند، جز کسانی نبودند که صرفا به تماشای بازی «گرگمبههوا»ی تازه آمده بودند. ولی وضعیتی که دولت پزشکیان از آن برمیآید، سبب شده خیل دیگری هم از آنانی که دور او گرد آمدهاند، محض احتیاط یک پایشان را روی بلندی نگهدارند؛ تا بتوانند وقتی ایجاب کرد خودشان را بالا بکشند و یارشان را پیش گرگ تنها رها کنند؛ وقتی که هوا پس شد؛ گرگ و میش!
چه کسانی؟ برجستهترینهایشان را میشود در سه دستهای صورت بست که امیدبستگان به پزشکیان میباید بشناسندشان و خود پزشکیان، باید حواسش را بهشان جمع کند.
دسته نخست؛ «نئو-تنزهطلبانـ»ـیاند که پس از حوادث سال 88 ظهور کردند و سپس، از پی حوادث دی 96 و آبان 98 و پاییز 1401، پله به پله رشدشان تندتر شد. شیوهی جالبی دارند: تنزهشان را به واسطه بالا بردن مطالبه تا حد امور ناشدنی میطلبند؛ بیاعتنا بهاینکه چنین مطالبههایی [چون ناشدنیاند] چطور چشمها را میآلایند و درک مردم را از وضعیت مخدوش میکنند و با بالا بردن نامعقول انتظارها تا چه حد رنگ از امیدها میبرند.
توضیح علتش دشوار نیست: چون اینچنین امیدوارند دامانشان به هیچ لکی از هر تخفیفی که پزشکیان از اصولش خواهد داد و یا هر ناکامی که نصیبش خواهد شد، آلوده نشود و بتوانند جزئی از «گذار»طلبها باقی بمانند. ولی اگر هم پزشکیان موفق شد، آنها هم شریک او باشند در برداشتن گامی به سوی «اصلاح» مسالمتآمیز امور. برایشان فرقی ندارد پزشکیان با رأس قدرت سرشاخ بشود و بعدش رادیکال، یا به راهش بیاورد و بتواند اصلاحاتی را پیش ببرد؛ در هر دو حالت آب به آسیای آنان میریزد.
بیشتر اهالی این دسته، اصلاحطلبان مهاجر و برخی دیگر از اصلاحطلبان ساکن ایرانند که مطمئنند دیگر سهمی از قدرت نخواهند داشت. در میانشان البته، حزباللهیهای تواب و نومنتقد و براندازیطلبانی هم هستند که بیخیال منت رأیی که به روحانی دادهاند، نمیشوند. به نظر هم نمیرسد جمعیتشان متوقف به همینها بماند و حتی ممکن است این بار مثلا رهبران اهل سنت هم بهشان بپیوندند. کسانی که به هرحال میخواهند جا بیاندازند رأی دادنشان به پزشکیان و همراهیشان با او، جز پناه بردنی از ترس عقرب جراره نبوده. «بله»شان را خفیف گفتند، ولی پایش که بیفتد، «نه»ی شدیدی خواهند گفت.
مثالش؟ آقای سروش، که فردای اعلام پیروزی پزشکیان، در پیامی ویدئویی گفته بود «از جناب رییسجمهور[ی] منتخب انتظارات محدود و معقولی داریم. میدانیم که همهکاره نیست و همه سررشتهها بهدست او نیست. حتی اگر بتواند...یک سقف ریخته را بهجای خود بنشاند، همه از او باید شاکر باشیم»، دو هفته بعدش از او خواست، صداوسیما را سرتاپا بشوید و زیر و رو کند، برای تکلیف شرعی دولت در مورد زنان معارض با حجاب از مراجع دینی فتوا بخواهد و انصار حزبالله را سرجایشان بنشاند!
این مطالبههایی که پیشپیش نشدنشان محرز است، چطور در چارچوب «انتظارات محدود و معقول» از کسی که «همهکاره نیست» میگنجند؟ خدا داند. ولی اگر نمیگنجند، باید پرسید در آن دو هفته بر آقای سروش چه گذشت که از موضع نخستش نَرم عقب نشست و آنچه را که مینشود آرزو کرد؟ چنین مطالبههایی حتی اگر چشم را هم درنیاورند، قطعا به کار درست کردن ابرو نمیآیند.
اینان مسافرانیاند که هرگز چمدانشان را باز نمیکنند؛ پشت در، آماده نگهش میدارند. نه قید خدا را میزنند، نه خرما را. گویا از راه معترض بودن به وضعیت موجود، اعتبار و آبرویی کسب کردهاند، و اجتماعی از هواداران که چشم به دهانشان دوختهاند، و خب، نمیخواهند اینها را ببازند؛ اگر سرنوشت دولت دوم روحانی سر دولت نخست پزشکیان هم آمد و او باخت. نقلی هست از امام غزالی: کسانی هستند که حاضرند حقیقت بیآبرو شود، ولی خودشان نه. از قضا این نقل را از آقای سروش شنیده بودیم!
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
👍13👎2
...ادامه از پست قبلی...
دستهی دوم؛ عمدهی همانانیاند که به اذعان رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان نتوانستند حتی پنج هزار نفر جمع کنند تا دستکم در تهران هیچ صندوقی بیناظر نماند: اعضای برخی از احزاب عضو جبهه اصلاحات که حتی اگر باور نکنید، در عین ناکامی در جور کردن ناظر، بیش از 30 حزب تویشاند: احزابی که هرچند خلاصه میشوند در اعضای شورای مرکزی و مُهرِ توی جیب دبیرکل، ولی صدا و «رسانه» دارند: اگر روزنامه نداشته باشند، یک پایگاه خبری دارند و حتی اگر آن را هم نداشته باشند، یک کانال تلگرامی را حتما دارند؛ برای وقتی که لازم باشد ترقهای بیندازند.
کوچنشینان ساکن دامنهی تشکیلات اصلاحاتند و هنوز از داشتن سهمی از قدرت ناامید نشدهاند. البته اشتهایشان زیاد نیست: به عضویت در هیاتمدیرههای شرکتهای دولتی و بخش عمومی هم راضیاند؛ مدیرکلی باشد که چه بهتر. به همین امید، همراه میشوند و برای گرفتن احکام بیمعنی در ستادهای انتخاباتی سر و دست میشکنند. رویهمرفته محافظهکارند، ولی امان از روزی که از پیروزی سهمی نبرند: از مارکس انقلابیتر میشوند!
اینان همانانیاند که برخیشان تا دولت روحانی برقرار بود، منتقد مماشاتش با رأس قدرت و دور شدنش از حدود اصلاحطلبی بودند و معترض به رهبری اصلاحات که «چرا به روحانی چک سفید امضا دادید؟»، ولی تا دولت روحانی به پایان آمد، پیراهن عثمانش کردند؛ همانهایی که کوشیدند حصری را که مسئله رأس قدرت بود و هست، بدل به مسئلهی اصلاحطلبان و روحانی بکنند. معتقد به شیوهای سنتیاند: آنقدر تبر میزنند، تا برای ایستاداندنشان، سهمی بهشان داده بشود؛ و برایشان هیچ مهم نیست که تا رسیدن به خواستشان، چه زخمی باز میکنند.
مثالش؟ اینان هرقدر هم از موضع رأس جبهه اصلاحات برای دخالت نکردن در تصمیمگیریهای پزشکیان ناراضی باشند، فعلا امیدوارند به گرفتن سهمی از دولت پزشکیان و صدایی ازشان درنمیآید. چند ماه بعد که دولت همهی صندلیهایش را پر کرد، یادمان بیندازید تا چندتاییشان را نشانتان بدهیم. اینبار احتمالا کسانی از اطرافیان نامزد ردصلاحیتشدهای که فعلا هم قرار نیست تایید صلاحیت بشود، بینشان باشد.
دسته سوم؛ تالیهای فاسد کسانی چون وزیر آموزش و پرورش دولت نخست خاتمیاند؛ کسی که از انجمن اسلامی معلمان، از منتهیالیه چپ دستهای که نام «چپ اسلامی» داشت و زاویهای نسبتا تند با رهبر جدید، آمد و حالا چنان راست شده که میشود پرچم اصولگرایی را از او آویخت: یهودای دولت دوم خرداد که هر وقت صدایش زدند، شاهد هر کیفرخواستی شد که مخالفان آن دولت خواستند علیهش صادر کنند.
جهت حرکت این دسته البته، اغلب مخالف دو دستهی پیشین است. اینان دستهای از کارگزاران محتملاند که تا ببینند دریا طوفانی شده، با یک حلقهی نجات از کشتی بیرون میپرند و نه به سوی آنچه مردم مینامندش، که به سوی «قدرت» مسلط و مستقر شنا میکنند. هاشمی و روحانی به چنین مسئلهای برنخوردند؛ چون دار و دسته خودشان را داشتند. ولی خاتمی و احمدینژاد در دولت نخستشان، که رویهمرفته هیاتی شبیه به شرکت سهامی داشت، به اینان دچار شدند. حالا هم دقیقا معلوم نیست از قوطی شورای راهبری برای دولت پزشکیان چه دربیاید و اصلا چقدرش مجوز نهاییشدن بگیرد. ولی همین حالا هم باد، نامهایی را زمزمه میکند که حتی اگر در هیات دولت پزشکیان هم بنشینند، کارگزار دولت او نخواهند بود و خواهند نشست به انتظار نخستین تکان!
لشکری که پزشکیان را به عنوان آخرین دلاورش راهی میدان کرده، کلی واحد و یکدست نیست؛ اجتماعی است از هفتاد و دو ملت: همهی آنانی که هنوز امیدوارند؛ ولی امیدواری همهشان برای ایران نیست. بینشان [فعلا] خودیهایی هستند که حتی «دوستی خالهخرسه» خواندن رفاقتشان هم، احتمالا زیادی خوشبینانه و البته، سادهاندیشانه باشد. طنابهایی سستاند که نمیشود پشته را باهاشان بند کرد. ابایی ندارند عرض خود ببرند؛ حتی به بهای کشتن آخرین امید. پایش که بیفتد، برای بدنام کردن پزشکیان و ناامید کردن دلبستگان به او، هرکاری خواهند کرد. احتمال دوری نیست؛ خاصه در وضعیت موجود که بالزدن یک خرمگس هم میتواند طوفان بهپاکُند.
پزشکیان چطور قربانی این توطئههای محتمل خانوادگی نخواهد شد؟ خدا به دادش برسد! فقط باید امیدوار باشیم فراموش نکند، وقتی داری کار درست، آن کار ضروری را میکنی، نباید از بدنامی ترسید.
🆔@jameeno
دستهی دوم؛ عمدهی همانانیاند که به اذعان رئیس ستاد انتخاباتی پزشکیان نتوانستند حتی پنج هزار نفر جمع کنند تا دستکم در تهران هیچ صندوقی بیناظر نماند: اعضای برخی از احزاب عضو جبهه اصلاحات که حتی اگر باور نکنید، در عین ناکامی در جور کردن ناظر، بیش از 30 حزب تویشاند: احزابی که هرچند خلاصه میشوند در اعضای شورای مرکزی و مُهرِ توی جیب دبیرکل، ولی صدا و «رسانه» دارند: اگر روزنامه نداشته باشند، یک پایگاه خبری دارند و حتی اگر آن را هم نداشته باشند، یک کانال تلگرامی را حتما دارند؛ برای وقتی که لازم باشد ترقهای بیندازند.
کوچنشینان ساکن دامنهی تشکیلات اصلاحاتند و هنوز از داشتن سهمی از قدرت ناامید نشدهاند. البته اشتهایشان زیاد نیست: به عضویت در هیاتمدیرههای شرکتهای دولتی و بخش عمومی هم راضیاند؛ مدیرکلی باشد که چه بهتر. به همین امید، همراه میشوند و برای گرفتن احکام بیمعنی در ستادهای انتخاباتی سر و دست میشکنند. رویهمرفته محافظهکارند، ولی امان از روزی که از پیروزی سهمی نبرند: از مارکس انقلابیتر میشوند!
اینان همانانیاند که برخیشان تا دولت روحانی برقرار بود، منتقد مماشاتش با رأس قدرت و دور شدنش از حدود اصلاحطلبی بودند و معترض به رهبری اصلاحات که «چرا به روحانی چک سفید امضا دادید؟»، ولی تا دولت روحانی به پایان آمد، پیراهن عثمانش کردند؛ همانهایی که کوشیدند حصری را که مسئله رأس قدرت بود و هست، بدل به مسئلهی اصلاحطلبان و روحانی بکنند. معتقد به شیوهای سنتیاند: آنقدر تبر میزنند، تا برای ایستاداندنشان، سهمی بهشان داده بشود؛ و برایشان هیچ مهم نیست که تا رسیدن به خواستشان، چه زخمی باز میکنند.
مثالش؟ اینان هرقدر هم از موضع رأس جبهه اصلاحات برای دخالت نکردن در تصمیمگیریهای پزشکیان ناراضی باشند، فعلا امیدوارند به گرفتن سهمی از دولت پزشکیان و صدایی ازشان درنمیآید. چند ماه بعد که دولت همهی صندلیهایش را پر کرد، یادمان بیندازید تا چندتاییشان را نشانتان بدهیم. اینبار احتمالا کسانی از اطرافیان نامزد ردصلاحیتشدهای که فعلا هم قرار نیست تایید صلاحیت بشود، بینشان باشد.
دسته سوم؛ تالیهای فاسد کسانی چون وزیر آموزش و پرورش دولت نخست خاتمیاند؛ کسی که از انجمن اسلامی معلمان، از منتهیالیه چپ دستهای که نام «چپ اسلامی» داشت و زاویهای نسبتا تند با رهبر جدید، آمد و حالا چنان راست شده که میشود پرچم اصولگرایی را از او آویخت: یهودای دولت دوم خرداد که هر وقت صدایش زدند، شاهد هر کیفرخواستی شد که مخالفان آن دولت خواستند علیهش صادر کنند.
جهت حرکت این دسته البته، اغلب مخالف دو دستهی پیشین است. اینان دستهای از کارگزاران محتملاند که تا ببینند دریا طوفانی شده، با یک حلقهی نجات از کشتی بیرون میپرند و نه به سوی آنچه مردم مینامندش، که به سوی «قدرت» مسلط و مستقر شنا میکنند. هاشمی و روحانی به چنین مسئلهای برنخوردند؛ چون دار و دسته خودشان را داشتند. ولی خاتمی و احمدینژاد در دولت نخستشان، که رویهمرفته هیاتی شبیه به شرکت سهامی داشت، به اینان دچار شدند. حالا هم دقیقا معلوم نیست از قوطی شورای راهبری برای دولت پزشکیان چه دربیاید و اصلا چقدرش مجوز نهاییشدن بگیرد. ولی همین حالا هم باد، نامهایی را زمزمه میکند که حتی اگر در هیات دولت پزشکیان هم بنشینند، کارگزار دولت او نخواهند بود و خواهند نشست به انتظار نخستین تکان!
لشکری که پزشکیان را به عنوان آخرین دلاورش راهی میدان کرده، کلی واحد و یکدست نیست؛ اجتماعی است از هفتاد و دو ملت: همهی آنانی که هنوز امیدوارند؛ ولی امیدواری همهشان برای ایران نیست. بینشان [فعلا] خودیهایی هستند که حتی «دوستی خالهخرسه» خواندن رفاقتشان هم، احتمالا زیادی خوشبینانه و البته، سادهاندیشانه باشد. طنابهایی سستاند که نمیشود پشته را باهاشان بند کرد. ابایی ندارند عرض خود ببرند؛ حتی به بهای کشتن آخرین امید. پایش که بیفتد، برای بدنام کردن پزشکیان و ناامید کردن دلبستگان به او، هرکاری خواهند کرد. احتمال دوری نیست؛ خاصه در وضعیت موجود که بالزدن یک خرمگس هم میتواند طوفان بهپاکُند.
پزشکیان چطور قربانی این توطئههای محتمل خانوادگی نخواهد شد؟ خدا به دادش برسد! فقط باید امیدوار باشیم فراموش نکند، وقتی داری کار درست، آن کار ضروری را میکنی، نباید از بدنامی ترسید.
🆔@jameeno
👍16👎2
#الف
🏷 پزشکیان؛ کابینه و اصلاحطلبان فیک
🖊 شورای سردبیری:
پزشکیان «ناجی» ایرانیان خواهد شد یا «کابوسی» دیگر برای آنان؟ پاسخ دقیق به این پرسش سرنوشتساز در گرو متغیرهای متعدد داخلی و خارجی بسیاری است؛ اما «ترکیب کابینه»، از مهمترین متغیرهایی است که میتواند در رقمزدن پاسخ این سوال ملی، تاثیر بسزایی داشته باشد. پزشکیان برای چینش «کابینه مطلوب و کارآمد» از سه جبهه در معرض هجوم و خطر جدی است:
جبهه اول؛ محدودیتها و محذوریتهای قانونی، شبهقانونی و حتی غیرقانونی رایج در ساختار قدرت جمهوریاسلامی است: انتظار واقعبینانه از پزشکیان آن است که او در این جبهه، همانند شطرنجبازی چیرهدست عمل کند و با ترکیب ایستادگی بر وعدههای خود از سویی و برقراری تعامل سازنده با حاکمیت، از سوی دیگر؛ زیر بار تشکیل دولتی «بهنام ملت و بهکام حاکمیت» نرود و نتیجه بدهبستانهای ناگزیرش، آغاز فعالیت کابینهای با جهتگیری محوری همسویی با تعهد پزشکیان به «تغییر» باشد. جنگیدن پزشکیان در این جبهه علیه تندروهای ضداصلاحات، بسیار دشوار است و او باید توان خود را بر یارگیری و همراهسازی موثر «عقلایی» از حاکمیت متمرکز کند که در پی تجارب پرهزینه چندسال اخیر، ادامه و تشدید شکاف ملت/حاکمیت را به مصلحت نظام نمیدانند و به پیامدهای بنیانبرافکن سنگاندازیهای مداوم بر سر راه اصلاحات اورژانسی و کاهش ابربحرانها، حداقل در دو حوزه اقتصادی و اجتماعی پی بردهاند.
جبهه دوم؛ فشارها و اغفالهای برخی از «حامینمایان» نفوذی در حلقه اطرافیان و مشاوران پزشکیان است: اهمیت نبرد رئیسجمهوری در این جبهه، حتی بیشتر از جبهه اول است؛ زیرا او در این مصاف، با «دشمنان نامرئی» و مجاهدان شنبهای روبروست که فقط دنبال مقام و رانتاند، اما پوستین دوست و دلسوز بر تن کردهاند. اینان سر سوزنی دغدغه «تغییر» ندارند و در قربانی کردن منافع ملی زیر پای منافع فردی/باندی خود، لحظهای تردید به خود راه نمیدهند. این گروه بیشفعال کار را به جایی رساندهاند که سرانجام صدای اعتراض پزشکیان هم درآمد و او در موضعگیری تند و علنی اعتراضی خبر داد که «شعار دادیم انتخاب برتر میکنیم، اما حالا به همه میگوییم کمک کنید، اما همه آدمهای خودشان را معرفی میکنند؛ نمیدانم باید چه کار کنیم!». پیشتر نیز بهزاد نبوی کهنهکار در «استدعایی عاجزانه» از سهمخواهان خواسته بود، «به خاطر ایران و به خاطر دکتر پزشکیان بینوا، دست از سهمخواهی از این گوشت قربانی بردارند».
پزشکیان بهعنوان «نامزد اختصاصی اصلاحطلبان» در انتخابات ریاستجمهوری، بهخوبی آگاه است که طیف گسترده و گوناگونی از احزاب و فعالان سیاسی طی سالهای گذشته زیر پرچم اصلاحطلبی گردهمآمدهاند؛ ولی جنس آنان یکسان نیست. برخی به آرمانهای اصلاحات باور داشتهاند و ضمن تلاش فراوان، اغلب هزینههای مبارزاتی سنگینی را تحمل کردهاند و طبیعی است نباید مورد بیاعتنایی قرار گیرند. در نقطهمقابل، گروهی با انگیزههای رانتی/منفعتی در اردوگاه اصلاحطلبان «دکان» زدهاند و نه فقط تلاشی برای پیشبرد اصلاحات نداشتهاند و هزینهای نپرداختهاند، بلکه در بزنگاههای تاریخی «معاملاتی ضداصلاحات» با رقیب انجام دادهاند تا جایگاه سیاسیشان حفظ و حسابهای بانکیشان پرتر شود. طرد این «اصلاحطلبان فیک» که غایبان خودخواسته روزهای رزم و حاضران ناخوانده روزهای بزم بودهاند، گام بزرگ پزشکیان برای پیشگیری از ناکارآمدی دولت و تضمینی برای اجرای وعده «تغییر» است.
پزشکیان در نبرد جبهه دوم برخلاف جبهه اول از «مزیت تعیینکنندگی» برخوردار است و اگر هوشیار باشد و بتواند حامینمایان تشنه مقام و رانت را شناسایی و از موضع تصمیمگیر نهایی بهایی به مطالبات، توصیهها و پیشنهادهای ظاهرا دلسوزانه آنان ندهد، خود و دولتش از مهلکه جان سالم بهدر خواهند برد.
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان؛ کابینه و اصلاحطلبان فیک
🖊 شورای سردبیری:
پزشکیان «ناجی» ایرانیان خواهد شد یا «کابوسی» دیگر برای آنان؟ پاسخ دقیق به این پرسش سرنوشتساز در گرو متغیرهای متعدد داخلی و خارجی بسیاری است؛ اما «ترکیب کابینه»، از مهمترین متغیرهایی است که میتواند در رقمزدن پاسخ این سوال ملی، تاثیر بسزایی داشته باشد. پزشکیان برای چینش «کابینه مطلوب و کارآمد» از سه جبهه در معرض هجوم و خطر جدی است:
جبهه اول؛ محدودیتها و محذوریتهای قانونی، شبهقانونی و حتی غیرقانونی رایج در ساختار قدرت جمهوریاسلامی است: انتظار واقعبینانه از پزشکیان آن است که او در این جبهه، همانند شطرنجبازی چیرهدست عمل کند و با ترکیب ایستادگی بر وعدههای خود از سویی و برقراری تعامل سازنده با حاکمیت، از سوی دیگر؛ زیر بار تشکیل دولتی «بهنام ملت و بهکام حاکمیت» نرود و نتیجه بدهبستانهای ناگزیرش، آغاز فعالیت کابینهای با جهتگیری محوری همسویی با تعهد پزشکیان به «تغییر» باشد. جنگیدن پزشکیان در این جبهه علیه تندروهای ضداصلاحات، بسیار دشوار است و او باید توان خود را بر یارگیری و همراهسازی موثر «عقلایی» از حاکمیت متمرکز کند که در پی تجارب پرهزینه چندسال اخیر، ادامه و تشدید شکاف ملت/حاکمیت را به مصلحت نظام نمیدانند و به پیامدهای بنیانبرافکن سنگاندازیهای مداوم بر سر راه اصلاحات اورژانسی و کاهش ابربحرانها، حداقل در دو حوزه اقتصادی و اجتماعی پی بردهاند.
جبهه دوم؛ فشارها و اغفالهای برخی از «حامینمایان» نفوذی در حلقه اطرافیان و مشاوران پزشکیان است: اهمیت نبرد رئیسجمهوری در این جبهه، حتی بیشتر از جبهه اول است؛ زیرا او در این مصاف، با «دشمنان نامرئی» و مجاهدان شنبهای روبروست که فقط دنبال مقام و رانتاند، اما پوستین دوست و دلسوز بر تن کردهاند. اینان سر سوزنی دغدغه «تغییر» ندارند و در قربانی کردن منافع ملی زیر پای منافع فردی/باندی خود، لحظهای تردید به خود راه نمیدهند. این گروه بیشفعال کار را به جایی رساندهاند که سرانجام صدای اعتراض پزشکیان هم درآمد و او در موضعگیری تند و علنی اعتراضی خبر داد که «شعار دادیم انتخاب برتر میکنیم، اما حالا به همه میگوییم کمک کنید، اما همه آدمهای خودشان را معرفی میکنند؛ نمیدانم باید چه کار کنیم!». پیشتر نیز بهزاد نبوی کهنهکار در «استدعایی عاجزانه» از سهمخواهان خواسته بود، «به خاطر ایران و به خاطر دکتر پزشکیان بینوا، دست از سهمخواهی از این گوشت قربانی بردارند».
پزشکیان بهعنوان «نامزد اختصاصی اصلاحطلبان» در انتخابات ریاستجمهوری، بهخوبی آگاه است که طیف گسترده و گوناگونی از احزاب و فعالان سیاسی طی سالهای گذشته زیر پرچم اصلاحطلبی گردهمآمدهاند؛ ولی جنس آنان یکسان نیست. برخی به آرمانهای اصلاحات باور داشتهاند و ضمن تلاش فراوان، اغلب هزینههای مبارزاتی سنگینی را تحمل کردهاند و طبیعی است نباید مورد بیاعتنایی قرار گیرند. در نقطهمقابل، گروهی با انگیزههای رانتی/منفعتی در اردوگاه اصلاحطلبان «دکان» زدهاند و نه فقط تلاشی برای پیشبرد اصلاحات نداشتهاند و هزینهای نپرداختهاند، بلکه در بزنگاههای تاریخی «معاملاتی ضداصلاحات» با رقیب انجام دادهاند تا جایگاه سیاسیشان حفظ و حسابهای بانکیشان پرتر شود. طرد این «اصلاحطلبان فیک» که غایبان خودخواسته روزهای رزم و حاضران ناخوانده روزهای بزم بودهاند، گام بزرگ پزشکیان برای پیشگیری از ناکارآمدی دولت و تضمینی برای اجرای وعده «تغییر» است.
پزشکیان در نبرد جبهه دوم برخلاف جبهه اول از «مزیت تعیینکنندگی» برخوردار است و اگر هوشیار باشد و بتواند حامینمایان تشنه مقام و رانت را شناسایی و از موضع تصمیمگیر نهایی بهایی به مطالبات، توصیهها و پیشنهادهای ظاهرا دلسوزانه آنان ندهد، خود و دولتش از مهلکه جان سالم بهدر خواهند برد.
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
👍6👎1
...ادامه از پست قبلی...
جبهه سوم؛ احتمال خطای استراتژیک شخص رئیسجمهوری است: سوای نتایج پیکار در دو جبهه فوق، ضروری است شخص رئیسجمهوری «استراتژی» کارآمدی را در چینش اعضای کابینه ملاک عمل قرار دهد. پزشکیان و مشاورانش نباید فراموش کنند او با آرای ۱۰ میلیونی دور اول و ۱۷ میلیونی دور دوم (۳۳/۶ درصد واجدان شرایط رای) راهی پاستور شده است. این نتایج در شرایطی رقم خورد که ۶۰ درصد واجدان شرایط رای در دور اول (منفیترین نرخ مشارکت تاریخ انتخابات ریاستجمهوری) و ۵۰/۲ درصد در دور دوم حتی با وجود خطر پیروزی جلیلی تندرو، غایب انتخابات بودند و مجاب نشدند پای صندوقهای رای بروند.
این واقعیات تلخ آماری هشدار میدهند نادیدهگرفتن مطالبات اکثریت از سوی پزشکیان در چینش کابینه «اشتباهی استراتژیک» و غیرقابل جبران خواهد بود؛ بهویژه اگر این واقعیت را بپذیریم که قاطبه رایدهندگان به پزشکیان نیز همانند تحریمیها مطالبه «تغییر» دارند و با لحاظ آمار آنان، درصد «تغییرخواهان» به رقم خیرهکننده ۷۷ درصد واجدان شرایط رأی میرسد. این شاخص غیرقابل انکار آماری ایجاب میکند پزشکیان پا را از محدوده باریک اصلاحطلبان حامی خود فراتر گذارد و چینش کابینه را شامل شخصیتهایی کند که علاوه بر تعهد نظری/عملی به «گفتمان اصلاحات»، از توان مدیریتی/کارشناسی کافی نیز برخوردارند؛ هرچند کارنامهای به عنوان فعال اصلاحطلب نداشته باشند.
برآورده کردن مطالبه ملی «تغییر» از گذرگاه فراخ «گفتمان اصلاحات» میگذرد و نه معبر تنگ اصلاحطلبان. شنیدن صدا و پیام تحریمیها و تندادن به الزامات پذیرش مطالبات آنان اصلیترین معیار قضاوت ایرانیان، هنگام رونمایی رسمی از ترکیب کابینه پزشکیان خواهد بود.
🆔@jameeno
جبهه سوم؛ احتمال خطای استراتژیک شخص رئیسجمهوری است: سوای نتایج پیکار در دو جبهه فوق، ضروری است شخص رئیسجمهوری «استراتژی» کارآمدی را در چینش اعضای کابینه ملاک عمل قرار دهد. پزشکیان و مشاورانش نباید فراموش کنند او با آرای ۱۰ میلیونی دور اول و ۱۷ میلیونی دور دوم (۳۳/۶ درصد واجدان شرایط رای) راهی پاستور شده است. این نتایج در شرایطی رقم خورد که ۶۰ درصد واجدان شرایط رای در دور اول (منفیترین نرخ مشارکت تاریخ انتخابات ریاستجمهوری) و ۵۰/۲ درصد در دور دوم حتی با وجود خطر پیروزی جلیلی تندرو، غایب انتخابات بودند و مجاب نشدند پای صندوقهای رای بروند.
این واقعیات تلخ آماری هشدار میدهند نادیدهگرفتن مطالبات اکثریت از سوی پزشکیان در چینش کابینه «اشتباهی استراتژیک» و غیرقابل جبران خواهد بود؛ بهویژه اگر این واقعیت را بپذیریم که قاطبه رایدهندگان به پزشکیان نیز همانند تحریمیها مطالبه «تغییر» دارند و با لحاظ آمار آنان، درصد «تغییرخواهان» به رقم خیرهکننده ۷۷ درصد واجدان شرایط رأی میرسد. این شاخص غیرقابل انکار آماری ایجاب میکند پزشکیان پا را از محدوده باریک اصلاحطلبان حامی خود فراتر گذارد و چینش کابینه را شامل شخصیتهایی کند که علاوه بر تعهد نظری/عملی به «گفتمان اصلاحات»، از توان مدیریتی/کارشناسی کافی نیز برخوردارند؛ هرچند کارنامهای به عنوان فعال اصلاحطلب نداشته باشند.
برآورده کردن مطالبه ملی «تغییر» از گذرگاه فراخ «گفتمان اصلاحات» میگذرد و نه معبر تنگ اصلاحطلبان. شنیدن صدا و پیام تحریمیها و تندادن به الزامات پذیرش مطالبات آنان اصلیترین معیار قضاوت ایرانیان، هنگام رونمایی رسمی از ترکیب کابینه پزشکیان خواهد بود.
🆔@jameeno
👍15❤1
#توییتر_جامعه_نو
🏷️ از غرایب این کشور آن است که در رسمیترین مراسمش، به یغما برندگان باغ و مال، و پدران فاسدان زندانی در ردیف جلو گردن راست میکنند و بالاترین مقاماتی که یک برگه کوچک سیاه هم در پرونده خانواده خود ندارند غایب هستند: این بار، کماکان کج است و به مقصد مطمئنی نخواهد رسید!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
🏷️ از غرایب این کشور آن است که در رسمیترین مراسمش، به یغما برندگان باغ و مال، و پدران فاسدان زندانی در ردیف جلو گردن راست میکنند و بالاترین مقاماتی که یک برگه کوچک سیاه هم در پرونده خانواده خود ندارند غایب هستند: این بار، کماکان کج است و به مقصد مطمئنی نخواهد رسید!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍24😐1
#الف
🏷 چرا این فرمان را نمیدهد؟
🖊 شورای سردبیری:
نخستین انتخابهای پزشکیان برای مقاماتی که باید همراهش باشند، برای برخی شوکآور بود، برای ما شوکآورتر؛ چون جامعهنو در بیستم تیرماه در توییتر نوشت:
حالا آقای عارف معاون اول اوست. کماکان در نظر ما محترم، اما دارای یک نقطه سیاه در سابقه کاری اش: همان ماجرای «ژن خوب»، که احتمالا در آینده یک ترکیب ماندنی در فرهنگنامههای ایران خواهد بود؛ همانطور که «کردان» و «کردانیسم» راه خود را به لغتنامه آکسفورد باز کرد. مقامات باید وقتی به جایی میرسند مواظب خود و همچنین خانواده خود باشند!
اما اگر بخواهیم با خوشبینی و فارغ از آن ماجرا نگاه کنیم، انتخاب مناسبی است. اول اینکه اگر هلیکوپتر پزشکیان هم سقوط کند، خیال حکومت از منتفیبودن احتمال دردسر و خارج شدن یکسوم فرمان عبور از «پیچ تند» جانشینی راحت است، دوم اینکه عارف برای امور بوروکراتیک ریاستجمهوری فرد مناسبی است و میتواند پزشکیان را از امور بوروکراتیک رها و مشعول گفتگو و لابی در امور مهم کشور کند.
اما بیایید این انتخاب را مناسبتر از این هم بکنیم: آقای پزشکیان یک فرمان ریاستجمهوری صادر کند که ورود همه بستگان درجه اول همهی دولتیان را تا سطح معاون وزیر و نمایندگان مجلس، به هرگونه معامله که تمام یا بخشی از آن به دولت و نهادهای عمومی مربوط باشد، ممنوع اکید و از نظر دولت جرم اعلام کند (او نمیتواند به مجلسیان دستور دهد، ولی میتواند از هرگونه ورود غیرمجاز به امور دولت منعشان کند). بهترش این است که آقای عارف آن را ابلاغ کرده و نهایت دقت و کنترل را در رعایت آن در همه جا به عمل آورد.
بهتر و مناسبتر از حتی این هم آن است که آقای رئیسجمهوری در همان فرمان کل دولت را از شکایت علیه افشاکنندگان یا اشارهکنندگان به وجود فساد در دستگاه دولت منع کند. زمانی میتوان در افکار عمومی آن سایه بد را از سرآقای عارف دور کرد که او بیشتر از ما بر صدور این فرمان اصرار کند.
🆔@jameeno
🏷 چرا این فرمان را نمیدهد؟
🖊 شورای سردبیری:
نخستین انتخابهای پزشکیان برای مقاماتی که باید همراهش باشند، برای برخی شوکآور بود، برای ما شوکآورتر؛ چون جامعهنو در بیستم تیرماه در توییتر نوشت:
آقای عارف محترم است، اما برجستهترین نماد «ژن خوب» هم هست. رسوایی درگیری پسرش در قرارداد خارجی و توجیه آن با این که ژن خوب و برتر دارد، هم جرم سیاسی بود و هم توهین به عموم! صلاحیت بودن در دولت را ندارد. صلاحیت گزینش مقامات را به هیچ وجه! او را به شما تحمیل کردند؟بنابراین ما احتمالا بیش از دیگران به این انتصاب اعتراض داریم. علت روشنی هم دارد: چون حتی قبل از این انتصاب و دقایقی بعد از پایان مراسم تنفیذ باز در توییتر نوشتیم:
از غرایب این کشور آن است که در رسمیترین مراسمش، به یغما برندگان باغ و مال و پدران فاسدان زندانی در ردیف جلو گردن راست میکنند و بالاترین مقاماتی که یک برگه کوچک سیاه هم در پرونده خانواده خود ندارند غایب هستند: این بار کماکان کج است و به مقصد مطمئنی نخواهد رسید!ما حرفمان را کامل میزنیم. علاوه بر این ما به اینکه کسی حرفهایی را بزند که پزشکیان زد و بعد راه را برای سوءاستفاده در اطراف خود باز کند، معترضیم. به پزشکیان بیشتر معترضیم؛ چون عمدهترین اهرم کشاندن مردم به پشت سرش حرفهایش درباره حق و عدالت بود.
حالا آقای عارف معاون اول اوست. کماکان در نظر ما محترم، اما دارای یک نقطه سیاه در سابقه کاری اش: همان ماجرای «ژن خوب»، که احتمالا در آینده یک ترکیب ماندنی در فرهنگنامههای ایران خواهد بود؛ همانطور که «کردان» و «کردانیسم» راه خود را به لغتنامه آکسفورد باز کرد. مقامات باید وقتی به جایی میرسند مواظب خود و همچنین خانواده خود باشند!
اما اگر بخواهیم با خوشبینی و فارغ از آن ماجرا نگاه کنیم، انتخاب مناسبی است. اول اینکه اگر هلیکوپتر پزشکیان هم سقوط کند، خیال حکومت از منتفیبودن احتمال دردسر و خارج شدن یکسوم فرمان عبور از «پیچ تند» جانشینی راحت است، دوم اینکه عارف برای امور بوروکراتیک ریاستجمهوری فرد مناسبی است و میتواند پزشکیان را از امور بوروکراتیک رها و مشعول گفتگو و لابی در امور مهم کشور کند.
اما بیایید این انتخاب را مناسبتر از این هم بکنیم: آقای پزشکیان یک فرمان ریاستجمهوری صادر کند که ورود همه بستگان درجه اول همهی دولتیان را تا سطح معاون وزیر و نمایندگان مجلس، به هرگونه معامله که تمام یا بخشی از آن به دولت و نهادهای عمومی مربوط باشد، ممنوع اکید و از نظر دولت جرم اعلام کند (او نمیتواند به مجلسیان دستور دهد، ولی میتواند از هرگونه ورود غیرمجاز به امور دولت منعشان کند). بهترش این است که آقای عارف آن را ابلاغ کرده و نهایت دقت و کنترل را در رعایت آن در همه جا به عمل آورد.
بهتر و مناسبتر از حتی این هم آن است که آقای رئیسجمهوری در همان فرمان کل دولت را از شکایت علیه افشاکنندگان یا اشارهکنندگان به وجود فساد در دستگاه دولت منع کند. زمانی میتوان در افکار عمومی آن سایه بد را از سرآقای عارف دور کرد که او بیشتر از ما بر صدور این فرمان اصرار کند.
🆔@jameeno
👍24😁5🤔1
#الف
🏷 و سرانجام...به سوی عقلانیت؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
امروز حکم ریاستجمهوری کسی امضا شد که حتی هنگام اعلام نام نامزدهایی که شورای نگهبان صلاحیتشان را تأیید کرده بود، نه خوشبینترین اصلاحطلبها و نه بدبینترین اصولگراها احتمال پیروزیاش را در انتخابات نمیدادند؛ در واقع: خیال نمیکردند وزیر دولت خاتمی اصلا اجازهی پیروز شدن را داشته باشد! بهویژه بعد از انتخاباتهای مجلس خبرگان و مجلس شورا.
راه دادن به پزشکیان، تصمیمی برای بستن راه دیگری بوده، یا تصمیمی برای گشودن راهی نو، حاصل از مراجعه به عقلانیت؟ فعلا نمیشود پاسخی مطمئن داد. ولی هرکدام که باشد، نتیجهاش توقف [هرچند موقت] تلاش برای حذف بخشی از ایرانیها و نمایندگان سیاسیشان از میدان سیاست و به رسمیت شناختن وجود آنان، و پذیرفتن خائن و کافر نبودنشان است. چیزی که از پس حوادث دولت دوم روحانی تا امروز دیگر به رویایی میمانست.
حالا اگر باز لگدش نزنیم، بار دیگر یک بخت پیشروی ماست برای رسیدن به آنچه پزشکیان امروز، هم در سخنرانیاش در آئین تنفیذ حکمش و هم در نخستین جلسهی هیات دولتش، باز از آن گفت: همگرایی و اتحاد و انسجام ملی و ضرورت نیل به وفاق ملی؛ آنچه به باور ما، نبودنش خروج کمخشونت از انسداد سیاسی و گذار کمخونریزی از «انتقال قدرت بزرگ» را ناممکن میکند. ممکن است منجر به اصلاح امور هم بشود؟ فعلا خیال نپردازیم.
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
🏷 و سرانجام...به سوی عقلانیت؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
امروز حکم ریاستجمهوری کسی امضا شد که حتی هنگام اعلام نام نامزدهایی که شورای نگهبان صلاحیتشان را تأیید کرده بود، نه خوشبینترین اصلاحطلبها و نه بدبینترین اصولگراها احتمال پیروزیاش را در انتخابات نمیدادند؛ در واقع: خیال نمیکردند وزیر دولت خاتمی اصلا اجازهی پیروز شدن را داشته باشد! بهویژه بعد از انتخاباتهای مجلس خبرگان و مجلس شورا.
راه دادن به پزشکیان، تصمیمی برای بستن راه دیگری بوده، یا تصمیمی برای گشودن راهی نو، حاصل از مراجعه به عقلانیت؟ فعلا نمیشود پاسخی مطمئن داد. ولی هرکدام که باشد، نتیجهاش توقف [هرچند موقت] تلاش برای حذف بخشی از ایرانیها و نمایندگان سیاسیشان از میدان سیاست و به رسمیت شناختن وجود آنان، و پذیرفتن خائن و کافر نبودنشان است. چیزی که از پس حوادث دولت دوم روحانی تا امروز دیگر به رویایی میمانست.
حالا اگر باز لگدش نزنیم، بار دیگر یک بخت پیشروی ماست برای رسیدن به آنچه پزشکیان امروز، هم در سخنرانیاش در آئین تنفیذ حکمش و هم در نخستین جلسهی هیات دولتش، باز از آن گفت: همگرایی و اتحاد و انسجام ملی و ضرورت نیل به وفاق ملی؛ آنچه به باور ما، نبودنش خروج کمخشونت از انسداد سیاسی و گذار کمخونریزی از «انتقال قدرت بزرگ» را ناممکن میکند. ممکن است منجر به اصلاح امور هم بشود؟ فعلا خیال نپردازیم.
...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
👍8
...ادامه از پست قبلی...
همهی آنچه را که امروز خواست و آرزوی رئیسجمهوری و احتمالا رهبر کشور است، بهزاد نبوی، پیر کهنهکار سیاست در ایران، در آبان 1396 و در نخستین شمارهی روزنامه «جامعهفردا»ی گروه «جامعهنو»، نوشت و خطمشی روزنامه هم در عمر کوتاهش همین بود.
حالا میتوانیم امیدوار باشیم عاقبت همه پس از هفت سال فهمیده باشند برای گذشتن کشور از گرداب فروکشنده انسداد سیاسی و بحران اقتصادی همان باید کرد که بهزاد نبوی میگفت؟ باید ناامیدانه امیدوار باشیم!
نبوی چنین نوشته بود:
🆔@jameeno
همهی آنچه را که امروز خواست و آرزوی رئیسجمهوری و احتمالا رهبر کشور است، بهزاد نبوی، پیر کهنهکار سیاست در ایران، در آبان 1396 و در نخستین شمارهی روزنامه «جامعهفردا»ی گروه «جامعهنو»، نوشت و خطمشی روزنامه هم در عمر کوتاهش همین بود.
حالا میتوانیم امیدوار باشیم عاقبت همه پس از هفت سال فهمیده باشند برای گذشتن کشور از گرداب فروکشنده انسداد سیاسی و بحران اقتصادی همان باید کرد که بهزاد نبوی میگفت؟ باید ناامیدانه امیدوار باشیم!
نبوی چنین نوشته بود:
🆔@jameeno
👍11
📰 صلح ملی، هدف مطبوعات متعهد
🖊بهزاد نبوی:
شروع انتشار روزنامه «جامعهفردا» را به فال نیک میگیرم و برای روزنامهنگارانی که در آن قلم خواهند زد، آرزوی موفقیت دارم. موفقیت یک روزنامه فقط در قالب نیل به اهداف آن قابل ارزیابی است. اهداف، اگر نیک باشند و خیرخواهانه، حتی هنگامی که به بخشی از آنها دست مییابیم حسی از موفقیت همراه خود دارند.
دوستانی از دستاندرکاران تحریریه «جامعهفردا» طی دیداری نسبت به چگونگی انتشار و چیستی ماموریتهای روزنامه از من نظر خواستند. گفتوگویی میان ما شکل گرفت. آنچه میخوانید ماحصل این گفتوگو است.
خوانندگان عزیز روزنامه را به مطالعه دقیق این متن دعوت میکنم. مسئولان نشریات معتدل میانهرو را، اعم از اصلاحطلب و اصولگرا، به شعار «صلح دوفاکتوی ملی» و در واقع همان شعار «آشتی ملی» سرور گرامیام، رئیس دولت اصلاحات، توجه میدهم.
***
اهداف نیک برای روزنامهنگاران چیست؟ مسلم است که این اهداف شخصی نیستند؛ بلکه آماجهایی اجتماعی هستند که یک گروه روزنامهنگار در مقابل خویش و فراراه رسانهشان قرار میدهند. من تلاش خواهم کرد تا این اهداف را از نگاه خودم و متناسب با موقعیت کنونی کشور شرح دهم.
برای این کار، ابتدا میخواهم عبارتی را در فرهنگ سیاسی کشورمان وضع کنم و از «صلح دوفاکتوی ملی» سخن بگویم. مراد من از صلح ملی در وضعیت دوفاکتو، وضعیتی است که در آن مردم کشور فارغ از تمرکز روی اختلاف بین دیدگاهها یا تفاوت جایگاه اجتماعی و سطح زندگی اعضای جامعه و حتی نامتوازن بودن توزیع قدرت، نارضایتیهای سیاسی و حتی اختلاف حلنشده و مزمنی که بین آنها وجود دارد، توافق میکنند تا برای دادن فرصت به تغییرات مسالمتآمیز سیاسی و اجتماعی، اصلاح روشهای اداره جامعه و دور کردن کشور از تهدیدهای خارجی -که همیشه کموبیش وجود دارند- روابط درونی خود را بر مبنای پذیرش یکدیگر به صورت دوفاکتو تنظیم کنند.
یعنی بپذیرند دیگری وجود دارد، نمیتوان وجود او را انکار کرد، قابل حذف نیست و عقاید و برنامههایش در جامعه ریشه دارد. مثلا اصلاحطلبی در جامعه ما گرایشی قابل تکذیب و حذفشدنی نیست و فارغ از اراده ما به حیاتش ادامه میدهد. در چنین شرایطی، نه نیازی به توافق کامل یا تسلیم کسی در برابر شخص دیگر است و نه نیاز به ترس و سوءظن و مقابلهجویی و تحدید و گاردگیری دائمی و روحیه تهاجمی. تدوام چنین وضعیتی تکوین تدریجی تغییرات مثبت و اصلاح امور را در بطن خود میپرورد و ظرفیتهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کشور را افزایش میدهد و فرصت اقدامات ضدملی را از اجزای ناسالم و مغرض داخل و بیرون حاکمیت میگیرد. به نظر من، هنگامی که ساختار قدرت از یکپارچگی کامل برخوردار نیست و گونههایی از مشارکت سیاسی آحاد جامعه وجود دارد، خطمشی صلح دوفکتوی ملی نتیجهبخشترین رویکرد سیاسی و اجتماعی خواهد بود. این دیکتهای است که در وضعیت کنونی خطیر کشور -که نیازی به شرح و بسط آن نمییابم- به تاریخ ما و ما میکند.
بدیهی است صلح ملی با رویکرد فوق به معنای تسلیم عمومی به بیعدالتیهای سیاسی و اجتماعی، چشمبستن بر فساد، جمعکردن بساط نقد شیوههای اداره جامعه و حکومتگری و کنار گذاشتن مطالبات اجتماعی نیست. صلح دوفاکتوی ملی به معنای پذیرش وضع حاضر از جنبه تنوع و تکثر از یک سو و متعهد بودن همه به حفظ اساس ساختار موجود سیاسی به منظور امن کردن مسیر تحرک ملی در ورند حیات اجتماعی از سوی دیگر است. تحرک ملی نیز چیزی نیست جز مشارکت آگاهانه و متین در تصمیمگیریهای مبتنی بر رای و نمایندگی. عقلای جامعه باید پیشنهاد چنین صلحی را به همه -مردم و زعمای قوم- بدهند و بر آن اصرار کنند. اینکه هم اکنون صدها هزار نفر از اعضای جامعه علی رغم ناخشنودی از برخی سازوکارها و با داشتن نقدهایی جدی بر موقعیت، در قالب نهادهای مدنی و فعالیتهای جمعی و فردی در حیات اجتماعی مشارکت فعال میکنند، دستاورد و نمونهای است طبیعی از رفتار مبتنی بر پذیرش دوفاکتوی وضعیت موجود که ثمربخشی و نیاز به توسعه آن در کل جامعه، در قالب صلح دوفاکتوی فراگیر را آشکار میسازد. دفاع اخیر برخی مسئولان ردهبالا از ابقای یک هموطن زرتشتی در شورای شهر یزد -که مخالفان صلح با جامعه براساس موقعیت دوفاکتو، با تمسک به شرع انور به جنگ آن رفتهاند- نیز نمونهای است از گرایش به پذیرش دوفاکتوی همزیستی هدفمند همه ایرانیان از سوی نظام، هرچند نمونه ای نادر است.
با پذیرش چنین میثاقی و تا زمانی که این میثاق زیر پای کسانی خرد نشود، وظایف گروههای مرجع، مراقبت از موقعیت و نگهداشتن جامعه روی مسیر است و روزنامه نگاران اصلاحطلب کشور نیز در زمره گروههای مرجع هستند. به نظر من، تقویت صلح ملی میتواند بزرگترین هدف روزنامهنگاران متعهد به اصلاحطلبی در شرایط کنونی باشد.
آبان 1396
🆔@jameeno
👍13
#الف
🏷 به سبک «بکن»/«نکن»های این روزها، به آقای رئیسجمهوری!
🖊شورای سردبیری:
دوباره میخواهیم با عزیزمان پزشکیان حرف رک بزنیم؛ چون سرش هنوز خلوت است و اطرافیان هم گوش بزنگ. دو روز دیگر دست احدی به او نمیرسد؛ چون محاصرهاش تکمیل و حلقهاش تنگتر میشود. خطاب به اوست؛ ولی شما هم بخوانید و اگر چنین نکرد، شما هم رأی خود را به طریقی پس بگیرید!
رک میگوئیم:
۱- وقتی اختیار امضا دستت افتاد، اول از همه حسابِ در اختیار رئیسجمهوری را بلوکه کن. دست خودتت را کامل ببند. هرچه تا آنروز از این حساب خرج شده فدای سر مردم، ولی از روز گرفتن حق امضا از آن حساب فاصله بگیر و از بودجهی سال آینده هم حذفش کن!
برای رئیسجمهوری بودن فقط یک خودکار لازم داری: برای یادداشت کردن و برای پاراف کردن دستورهایت! نمیگوئیم ناهارت را از خانه بیاور، ولی از منابع بیحسابوکتاب فاصله بگیر تا بتوانی فرهنگ بودجههای محرمانه غیرنظامی و غیرامنیتی را اصلاح کنی!
۲-به جوانان اصلاحطلبی که همراهیات کردهاند، احکام بازرسی مشخص بده! بدون جیره و مواجب و دستمزد. اصلاحطلب واقعی برای انجام دستورات رئیسجمهوری انتخابیاش با خودروی خودش اینطرف و آنطرف میرود. آنها را از پذیرش حکم آلوده به خیانت عضویت در هیاتمدیرهی شرکتها به صراحت منع کن! آلودهشان نکن! اکثر پیرمردهای اصلاحطلبِ دنبال شغل را هم باید فرستاد خانه تا خاطراتشان را بنویسند.
۳-یک بار هم، مثل دیگران، با مترو برو تا دفتر ریاستجمهوری و بعد این مردم نوازیها را برای باقی دوران ریاستت تعطیل کن. هیاتبازی و سینهزنی، مثل خاتمی، یک روز قبل از تاسوعا در مسجد ریاستجمهوری و تمام! برای نگهداشتن آن حداقل شش میلیون رأی دور دوم در پشت سرت به این نمایشها احتیاجی نداری. بیشتر از این در مردمیبودن پافشاری کنی، کارت بوی عوامفریبی میگیرد.
۴-از همین الان دندان رفتن به سفر استانی را از ریشه درآور. احمقانهتر از این که رییسجمهوری جایی برود که کاری برای انجام دادن یا حرفی برای گفتن نداشته باشد، چیزی نیست؛ چون در نهایت به پرتوپلاگویی، دادن وعده پر از بلاهت و گند زدن به سازمان برنامه و بودجه و کار کارشناسی میافتد. از مقام رهبری که برکاتی هم در این کار میبیند رخصت بخواه که تعطیلش کنی.
شما رئیس جمهوری؛ منبع و حامل قدرت اجرا در قبال مشکلات ۸۵ میلیون نفر! در همان اطاقت بنشین و گزارش بگیر و بخوان، مشورت بگیر، در شوراها بنشین و در نهایت بگو (دستور بده) هرکس چه کند. کار رییسجمهوری این است؛ نه سفر استانی رفتن. اصرار میکنیم که اصرار کنی تو را از سفر استانی معاف کنند!
۵- استدلال و لابی کن تا سیاستهای امنیت داخلی حکومت اصلاح شود. درست است که نه قولی در این باب دادهای و نه اصلا در چارچوب فعلی قدرت در کشور، این تجدید نظر در اختیار رییسجمهوری است. ولی میدانیم که میدانی این سیاستها و ادامه آنها اشتباه است. ما البته پشت سیاست امنیتی حکومت را نمیدانیم که چرا مثلا آدمهای بیخودی را در زندان نگه میدارد؟
این یک مثلث عشقی است که دخترکی را از زندان رها میکنند، جلوی در زندان مرگ بر فلان میگوید و سر همین برش میگردانند داخل تا عکسش بشود تیتر برنامه بیبیسی و نگهداشتنش در زندان کار مثبت دستگاه امنیت! نمیشود سر درآورد که چطور منفعت آن دخترک (متاسفانه اسمش از خاطر رفته) و دستگاه امنیت و بیبیسی، هر سه همراستا شده است!
تا وقتی چنین «خرتوخری» است، به تهدیدها و التجاهای این و آن که میخواهند مسئله «کاسبان دموکراسی و حقوق بشر» را هرطور شده به مسئله رئیسجمهوری تبدیل کنند، اعتنا نکن. اگر میخواهی ایستادگی کنی، از حقوق افشاکنندگان فساد که هیچ پناهی ندارند و شیاطین حکومت به خونشان تشنهاند دفاع کن. هر طور بلدی و بیتظاهر، حکومت و دستگاههای آن را به درپیشگرفتن عقلانیت امنیتی فرابخوان و نه بیش. امنیت داخلی ملت ما را امروز طالبان تهدید میکند؛ نه روزنامهنگار افشاگر فساد!
6-درباره مسائل کلان، اقتصاد و بازی قدرت سیاسی، قبلا حرف زدهایم. میماند امنیت ملی. تا پایان امسال، احتمالا اما قریب به یقین اوضاع امنیتی کشور به شدت وخیم میشود و احتمالا بهار سال آینده یک گردش قهرمانانه دیگر در پیش است. خیلی قهرمانانهتر خواهد بود و اگر نه مدال، که طوق انجامش به گردن شما و نه فقط وزیر امور خارجه خواهد بود. از الان ترتیبی بده که مثل تجدید رابطه با عربستان، پهلوان عرصه گفتگوی رزمی از درون یک شورا و به نمایندگی از هستهی مرکزی قدرت روی تشک برود!
ما آنچه شرط مروت است با جنابعالی میگوئیم. بسیار عزیز و محترم و مایه بازگشت امیدید. اینکه حدی از قدرت که ملت به شما اعطا کرده فاسدتان نخواهد کرد، آشکار است. اما این موقعیت فقط برای پاک ماندن نیست؛ برای برآوردن سفارش اجتماعی یک ملت به قیمت جنگیدن تا حد له و کشتهشدن است هم. این را تعهد کردهاید!
🆔@jameeno
🏷 به سبک «بکن»/«نکن»های این روزها، به آقای رئیسجمهوری!
🖊شورای سردبیری:
دوباره میخواهیم با عزیزمان پزشکیان حرف رک بزنیم؛ چون سرش هنوز خلوت است و اطرافیان هم گوش بزنگ. دو روز دیگر دست احدی به او نمیرسد؛ چون محاصرهاش تکمیل و حلقهاش تنگتر میشود. خطاب به اوست؛ ولی شما هم بخوانید و اگر چنین نکرد، شما هم رأی خود را به طریقی پس بگیرید!
رک میگوئیم:
۱- وقتی اختیار امضا دستت افتاد، اول از همه حسابِ در اختیار رئیسجمهوری را بلوکه کن. دست خودتت را کامل ببند. هرچه تا آنروز از این حساب خرج شده فدای سر مردم، ولی از روز گرفتن حق امضا از آن حساب فاصله بگیر و از بودجهی سال آینده هم حذفش کن!
برای رئیسجمهوری بودن فقط یک خودکار لازم داری: برای یادداشت کردن و برای پاراف کردن دستورهایت! نمیگوئیم ناهارت را از خانه بیاور، ولی از منابع بیحسابوکتاب فاصله بگیر تا بتوانی فرهنگ بودجههای محرمانه غیرنظامی و غیرامنیتی را اصلاح کنی!
۲-به جوانان اصلاحطلبی که همراهیات کردهاند، احکام بازرسی مشخص بده! بدون جیره و مواجب و دستمزد. اصلاحطلب واقعی برای انجام دستورات رئیسجمهوری انتخابیاش با خودروی خودش اینطرف و آنطرف میرود. آنها را از پذیرش حکم آلوده به خیانت عضویت در هیاتمدیرهی شرکتها به صراحت منع کن! آلودهشان نکن! اکثر پیرمردهای اصلاحطلبِ دنبال شغل را هم باید فرستاد خانه تا خاطراتشان را بنویسند.
۳-یک بار هم، مثل دیگران، با مترو برو تا دفتر ریاستجمهوری و بعد این مردم نوازیها را برای باقی دوران ریاستت تعطیل کن. هیاتبازی و سینهزنی، مثل خاتمی، یک روز قبل از تاسوعا در مسجد ریاستجمهوری و تمام! برای نگهداشتن آن حداقل شش میلیون رأی دور دوم در پشت سرت به این نمایشها احتیاجی نداری. بیشتر از این در مردمیبودن پافشاری کنی، کارت بوی عوامفریبی میگیرد.
۴-از همین الان دندان رفتن به سفر استانی را از ریشه درآور. احمقانهتر از این که رییسجمهوری جایی برود که کاری برای انجام دادن یا حرفی برای گفتن نداشته باشد، چیزی نیست؛ چون در نهایت به پرتوپلاگویی، دادن وعده پر از بلاهت و گند زدن به سازمان برنامه و بودجه و کار کارشناسی میافتد. از مقام رهبری که برکاتی هم در این کار میبیند رخصت بخواه که تعطیلش کنی.
شما رئیس جمهوری؛ منبع و حامل قدرت اجرا در قبال مشکلات ۸۵ میلیون نفر! در همان اطاقت بنشین و گزارش بگیر و بخوان، مشورت بگیر، در شوراها بنشین و در نهایت بگو (دستور بده) هرکس چه کند. کار رییسجمهوری این است؛ نه سفر استانی رفتن. اصرار میکنیم که اصرار کنی تو را از سفر استانی معاف کنند!
۵- استدلال و لابی کن تا سیاستهای امنیت داخلی حکومت اصلاح شود. درست است که نه قولی در این باب دادهای و نه اصلا در چارچوب فعلی قدرت در کشور، این تجدید نظر در اختیار رییسجمهوری است. ولی میدانیم که میدانی این سیاستها و ادامه آنها اشتباه است. ما البته پشت سیاست امنیتی حکومت را نمیدانیم که چرا مثلا آدمهای بیخودی را در زندان نگه میدارد؟
این یک مثلث عشقی است که دخترکی را از زندان رها میکنند، جلوی در زندان مرگ بر فلان میگوید و سر همین برش میگردانند داخل تا عکسش بشود تیتر برنامه بیبیسی و نگهداشتنش در زندان کار مثبت دستگاه امنیت! نمیشود سر درآورد که چطور منفعت آن دخترک (متاسفانه اسمش از خاطر رفته) و دستگاه امنیت و بیبیسی، هر سه همراستا شده است!
تا وقتی چنین «خرتوخری» است، به تهدیدها و التجاهای این و آن که میخواهند مسئله «کاسبان دموکراسی و حقوق بشر» را هرطور شده به مسئله رئیسجمهوری تبدیل کنند، اعتنا نکن. اگر میخواهی ایستادگی کنی، از حقوق افشاکنندگان فساد که هیچ پناهی ندارند و شیاطین حکومت به خونشان تشنهاند دفاع کن. هر طور بلدی و بیتظاهر، حکومت و دستگاههای آن را به درپیشگرفتن عقلانیت امنیتی فرابخوان و نه بیش. امنیت داخلی ملت ما را امروز طالبان تهدید میکند؛ نه روزنامهنگار افشاگر فساد!
6-درباره مسائل کلان، اقتصاد و بازی قدرت سیاسی، قبلا حرف زدهایم. میماند امنیت ملی. تا پایان امسال، احتمالا اما قریب به یقین اوضاع امنیتی کشور به شدت وخیم میشود و احتمالا بهار سال آینده یک گردش قهرمانانه دیگر در پیش است. خیلی قهرمانانهتر خواهد بود و اگر نه مدال، که طوق انجامش به گردن شما و نه فقط وزیر امور خارجه خواهد بود. از الان ترتیبی بده که مثل تجدید رابطه با عربستان، پهلوان عرصه گفتگوی رزمی از درون یک شورا و به نمایندگی از هستهی مرکزی قدرت روی تشک برود!
ما آنچه شرط مروت است با جنابعالی میگوئیم. بسیار عزیز و محترم و مایه بازگشت امیدید. اینکه حدی از قدرت که ملت به شما اعطا کرده فاسدتان نخواهد کرد، آشکار است. اما این موقعیت فقط برای پاک ماندن نیست؛ برای برآوردن سفارش اجتماعی یک ملت به قیمت جنگیدن تا حد له و کشتهشدن است هم. این را تعهد کردهاید!
🆔@jameeno
👍30❤2🥰2
#توییتر_جامعه_نو
🏷️ دیپلماسی را ازطالبان یاد بگیرید: درمقابل شرکت در مراسم ریاست جمهوری، تحویل کنسولگری افغانستان در مشهد را دستخوش گرفته. معنایش؟ با تحویل کنسولگری، و شرکت نماینده طالب در تحلیف، دوبار او را به رسمیت شناختهایم. چه گرفتیم؟ حضور در تحلیف! مراسم پر هزینهای است!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
🏷️ دیپلماسی را ازطالبان یاد بگیرید: درمقابل شرکت در مراسم ریاست جمهوری، تحویل کنسولگری افغانستان در مشهد را دستخوش گرفته. معنایش؟ با تحویل کنسولگری، و شرکت نماینده طالب در تحلیف، دوبار او را به رسمیت شناختهایم. چه گرفتیم؟ حضور در تحلیف! مراسم پر هزینهای است!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
🤯5👍3😁2
#توییتر_جامعه_نو
🏷️ اگر زاکانی یا فردی مثل او میتواند راسا تصمیم بگیرد دو میلیارد دلار ببرد و ۲۵۰۰ دستگاه اتوبوس بیاورد، نظام این کشور و دولت و بالا و پائینش را باید کلهپا کرد! این فساد نیست، غارت سازمان یافته است! پزشکیان باید جفت پا برود روی سینه این نظام تصمیم گیری! اگرنه، ول معطل است!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
🏷️ اگر زاکانی یا فردی مثل او میتواند راسا تصمیم بگیرد دو میلیارد دلار ببرد و ۲۵۰۰ دستگاه اتوبوس بیاورد، نظام این کشور و دولت و بالا و پائینش را باید کلهپا کرد! این فساد نیست، غارت سازمان یافته است! پزشکیان باید جفت پا برود روی سینه این نظام تصمیم گیری! اگرنه، ول معطل است!
🔗«جامعهنو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍20🙈3👎1