جامعه نو
4.9K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
📑#گزارش_موقعیت

🏷 طناب‌کشی ترامپ و هریس دور گردن برجام

🖊 شورای سردبیری:
جو بایدن، رئیس‌جمهوری کنونی آمریکا، سرانجام تسلیم فشارهای درون حزبی شد و با کنار کشیدن از نامزدی حزب دمکرات در انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۲۴، جای خود را به معاون خود کاملا هریس داد که از شانس بالایی برای رسمیت‌یافتن نامزدی‌اش از سوی حزب‌اش برخوردار است. این تحول در پی سیر صعودی سبقت ترامپ از بایدن در نظرسنجی‌ها و پیشتازی نامزد تندرو جمهوری‌خواه رخ داد و البته، کهن‌سالی و گاف‌های پر شمار و گاه شگفت‌اگیز و مضحک کلامی بایدن در زمره عوامل مهم در شکل‌گیری ناترازی فاحش محبوبیت و مقبولیت اجتماعی دو نامزد بود.

- کاملا هریس، بانوی هندی‌تبار و دارای کارنامه پربار در ساختار سیاسی/قضایی ایالات متحد است؛ تاحدی که «نیویورک تایمز» در سال ۲۰۰۸ او را زنی ارزیابی کرد که پتانسیل رئیس‌جمهوری‌شدن را در آمریکا دارد. هریس هندی‌تبار، به‌عنوان فعال سرسخت حوزه دفاع از حقوق زنان و سیاه‌پوستان، مخالف سخت‌گیری افراطی در قبال مهاجران، مدافع محدودسازی آزادی حمل سلاح و... شهرت دارد و از قضا همه این رویکردهای وی در تقابل و تضاد آشکار با مواضع ترامپ است.
کارنامه قانوگرای هریس نیز مزیت مهم دیگری است که او را از ترامپِ متهم به دست‌داشتن در اقدام ضدامنیتی تاریخی حمله به کنگره در سال ۲۰۲۱ و دارای پرونده‌های متعدد فساد مالی و اخلاقی، متمایز می‌کند؛ مزیتی که هریس در اولین گام کارزار انتخاباتی‌اش دست روی آن گذاشت و سابقه خود را به‌عنوان «دادستان کل سابق ایالت کالفرنیا» با سابقه او به عنوان یک «مجرم محکوم» مقایسه کرد.

- بررسی تحولات سیاسی ایالات متحد نشانه‌هایی معنادار از تضعیف گرایش آمریکایی‌ها به الزامات دموکراسی به‌دست می‌دهد که البته برآورد دقیقی از گستره و عمق این تحول وجود ندارد. حال اگر پیش‌فرض این باشد که دموکراسی آمریکایی دچار «دگردیسی» جدی نشده و اکثریت آمریکایی‌ها، هنوز نامزد مطلوب خود را با معیارهای محوری مانند میزان پایبندی به آزادی، برابری و قانون‌گرایی انتخاب می‌کنند، هریس، باوجود ورود دیرهنگام به کارزار انتخاباتی، شانس بالایی برای کسب عنوان نخستین رئیس‌جمهوری زن و همزمان نخستین رئیس‌جمهوری زن رنگین پوست آمریکا خواهد داشت. در این صورت اثبات خواهد شد پیشتازی چند ماه اخیر ترامپ، نه مرهون توانمندی و جذابیت او نزد مردم، بلکه مدیون ناتوانی و دافعه بایدن در افکارعمومی بوده است.

- اگر دورشدن آمریکایی‌ها از اِعمال مبانی دموکراسی در گزینش نامزد نهایی‌شان، «اکثریت» رای‌دهندگان را دربر گرفته باشد، آنگاه شکست هریس و پیروزی ترامپ که نه‌فقط در کارزار انتخاباتی امسال خود، بلکه در دوره ریاست‌جمهوری پیشین‌اش هم از نقض و تمسخر تند نهادها و باورهای دموکراسی آمریکایی ابایی نداشته، رقم خواهد خورد.

- چالش با ایران همواره از محورهای اصلی دیپلماسی آمریکا، به‌ویژه در دو دهه اخیر بوده؛ بنابراین طبیعی است رویکرد کلیدداران جدید کاخ‌سفید در کاهش یا افزایش فشارهای جهانی بر ایران تاثیر به‌سزایی داشته باشد. این تاثیرپذیری، به‌خصوص پس از کلیدزدن «تحریم‌های هوشمند» و فلج‌کننده واشنگتن علیه جمهوری‌اسلامی به نقطه اوج رسیده است. شدت این به‌هم‌پیوستگی، به‌قدری است که نقطه‌ی مشترک اغلب تحلیل‌ها درباره رمزگشایی از تغییر ریل حاکمیت را بعد از درگذشت آقای رئیسی و تایید صلاحیت نامزدی اصلاح‌طلب و ساختن بستر پیروزی پزشکیان، این استدلال شکل می‌دهد که هدف حاکمیت، مقابله پیشاپیش با خطر تشدید تحریم‌ها پس از پیروزی احتمالی پیروزی ترامپ بوده‌است.

- تجارب تاریخی مستند حکایت از آن دارند که جدای از خاستگاه حزبی، هیچ‌یک از روسای‌جمهوری آمریکا، عزمی برای «تنش‌زدایی پایدار» با جمهوری‌اسلامی نداشته‌اند. البته بازخوانی همین تجارب، تایید می‌کند که روسای‌جمهوری برخاسته از جمهوری‌خواهان در قیاس با دمکرات‌ها، سیاست تندتری علیه تهران درپیش گرفته‌اند و در این میان، ترامپ با خروج از برجام، نظارت سخت‌گیرانه تحریم‌ها و تشدید انزوای جهانی فزون‌تر ایران که هدف‌گذاری «براندازی» جمهوری اسلامی را به ذهن‌ها متبادر می‌کرد، کار را به‌جایی رساند که اتحادیه اروپا -همگام قدیمی کاخ‌سفید در تحرکات ضدایرانی- ترجیح داد، راه خود را از ایالات‌متحد جدا کند.

...ادامه در پست بعدی...
🆔@jameeno
👍8❤2🤔2
📑 #گزارش_موقعیت

🏷 پزشکیان همه‌ی تندروها را به سایه فرستاد!

🖊 تحریریه جامعه‌نو:
سرانجام پزشکیان در معرفی‌نامه‌ای به مجلس از وزرای خود رونمایی کرد، وزرایی که تک‌تک و ترکیب آنان طی چند روز آینده در کانون نقد و بحث فعالان سیاسی قرار خواهند گرفت.
نکته اول آنکه در جهان واقعیت و پیرو آن در دنیای سیاست، امکان جذب رضایت همه مخاطبان، ناشدنی است. بنابراین در نقد رخدادهایی مانند ترکیب دولت با انبوهی از نظرات مخالف و موافق مواجه خواهیم بود.
منتقدان کابینه از یک‌جنس نیستند؛ برخی دغدغه منافع‌ملی و مصلحت مردم را دارند و معتقدند شماری از وزرا در تحقق وعده‌ی پزشکیان به مردم برای «تغییر»، ناتوان یا ناهمسو اند، گروهی با انگیزه واکنش به حذف خودشان یا دوستان‌شان در فهرست نهایی وزرای پیشنهادی و احساس خطر رانتی به میدان خواهند آمد و طیفی نیز با عزم ضربه‌زدن به دولت رقیب، آتشبار رسانه‌های خود را فعال خواهند کرد.
گنجاندن چهار وزیر با سابقه فعالیت در دولت روحانی و سه وزیر با کارنامه حضور در دولت رییسی، از جدی‌ترین انتقادها در واکنش اولیه به رونمایی پزشکیان از وزرای پیشنهادی خود بود و احتمالا، انتقاد به انحراف پزشکیان از وعده‌ی «تغییر»، به‌ویژه در بکارگیری وزرای رئیسی همچنان از انتقادهای اصلی خواهد بود. علاوه‌براین، باوجود سیر صعودی سن وزرا از ابتدای انقلاب تاکنون ( به استثنای دولت رییسی)، صدرنشینی میانگین سن وزرای پزشکیان با ۵۹ سال سن و نیز تفاوت اسامی پیشنهادی «شورای راهبردی» با اسامی اعلامی پزشکیان از انتقادهای دیگر خواهند بود و منتقدان او را به نادیده‌گرفتن کارآمدترها و انگیزه و توان جوانان متهم خواهند کرد.
حضور ۱۴ وزیر اولی در فهرست ۱۹ نفره وزرای پیشنهادی و معرفی یک زن، از سوی حامیان دولت به‌عنوان نقطه‌قوت قابل‌توجه، مطرح و برجسته خواهد شد و آنان از کارنامه اجرایی/علمی اغلب نامزدهای وزارت دفاع خواهند کرد.
همگان از محدودیت‌ها و محذوریت‌های آشکار و نهان رؤسای‌جمهوری در تشکیل کابینه دلخواه خود آگاهند. کابینه‌ی پزشکیان هم از این قاعده مستثنی نیست؛ به‌ویژه آنکه او بارها تاکید کرد نه برای «دعوا» بلکه با هدف «تعامل با حاکمیت» وارد پاستور شده تا تغییرات مدنظر مردم را محقق سازد و براین اساس، شاید ملاحظات بیشتری نسبت به پاستورنشینان پیشین برای خود تعریف کرده باشد.
با وجود همه‌ی این واقعیت‌ها، مسئولیت نهایی عملکرد تک‌تک و مجموعه‌ی اعضای کابینه برعهده پزشکیان است و از او پذیرفته نخواهد بود که با استناد به محدودیت‌ها و معذوریت‌ها از خود سلب مسئولیت کند. همان‌گونه که مثلا در فوتبال تاکید می‌شود، باید به اختیار مربی در انتخاب بازیکن و ارنج تیم احترام گذاشت و از او نتیجه و خروجی مسابقات را خواست، درباره کابینه پزشکیان هم منطق حکم می‌کند سلیقه رئیس‌جمهوری در چینش دولت و کابینه را محترم شمرد و کارنامه او را با معیار تطبیق عملکرد دولتش با وعده «تغییر» به مردم، قضاوت کرد.
مطالبه ۷۸ درصد مردم «تغییر» است و پیشبرد مسالمت‌آمیز این هدف در گرو هم‌راهی و حتی هم‌افزایی حاکمیت است. اگر پزشکیان توانسته باشد یا بتواند حاکمیت را به ماهیت «برد-برد» ضرورت تغییر، وادار یا مجاب سازد و همین ضرورت را به «اولویت بی‌چون و چرا و گریزناپذیر» همه‌ی وزرای اانتخابی تبدیل کند، آنگاه، گرایش جناحی وزرای منتخب، مسئله فرعی است و باید روی اطاعت‌پذیری و توانمندی آنان متمرکز شد و در نهایت امیدوار بود کابینه پزشکیان بخش‌های محوری مطالبه تغییر اکثریت ناراضی ایرانیان را پاسخ مثبت دهد تا آشتی تاریحی میان مردم با دولت/حاکمیت پی‌ریزی شود.
اما چنان‌چه پزشکیان بدون اولویت‌دهی به ضرورت تغییر، صرفا «کابینه‌ای سهامی» متشکل از فعالان دولت‌ها و جناح‌های درون حاکمیت تشکیل داده باشد، آشتی جناح‌ها و تنش‌زدایی دولت با حاکمیت رخ خواهد داد و البته همزمان، شکاف دولت/حاکمیت با اکثریت ناراضی مردم، گسترده‌تر و عمیق‌تر خواهد شد.
برای داوری پیرامون مهارت یا ناشی‌گری پزشکیان در چینش کابینه باید منتظر گذشت زمان و ارزیابی کارنامه اعضای دولت باقی ماند اما از هم‌اکنون یک تحول مهم قطعی شده و آن، قیچی‌شدن «تندروها» در توافق میان دولت و حاکمیت است؛ زیرا به کارنامه یکایک وزرای پیشنهادی هر انتقادی وارد باشد، جملگی از اتهام وابستگی به طیف تندرو حاکمیت مبرا اند و این یعنی «سایه‌نشینی» تندروها تا اطلاع ثانوی و شاید برای همیشه.

🆔@jameeno
👍24🤔4👎2❤1
#گزارش_موقعیت

🏷 گرگ در پوست روباه
سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران کجاست و چه می‌کند؟

🖊 تحریریه جامعه‌نو:
- سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران ... که وظایف و اهداف قشنگ قشنگش، شامل حال همۀ شهروندان چهارساله تا صدساله (مسلمان و غیرمسلمان و دیگر ادیان الهی) است آن می‌کند که باید بکند یا نه؛ اینجا هم اسیر مدیران عشقی و جوانان جهادی است؟!
فهم این دلالت کار دشواری نیست. کسی که شش هفت واحد مدیریت، حسابداری و روابط عمومی خوانده باشد می‌تواند تأثیر حداکثری در میدان فعالیت این سازمان داشته باشد.
هیچ‌یک از رؤسای این سازمان ـ از آغاز فعالیت تا حالا ـ از بین هنرمندان، فرهنگیان، اندیشمندان، اهالی نقد و نظر، صاحب‌نظران و صاحبان تجربه در این امور و حتی تحصیل‌کردگان حوزه‌های مرتبط نبوده و نیستند. [1] دورۀ مدیریت زم را دورۀ طلایی سازمان می‌شناسند. [2]
بد نیست نظری به گزارش‌های دیدار اعضای شورای شهر از این سازمان بیندازید. قوم‌وخویش‌بازی، رفیق نوازی و به نان و نوا رساندن ارادت‌پیشگان و... چنته‌هایی هستند که مدیران و رؤسای این سازمان از آن‌ها بیرون کشیده می‌شوند.
می‌گویند داماد آقای زاکانی (حسین حیدری) در یک طبقه از سازمان فرهنگی و هنری نشسته و در بسیاری از امور اجرایی، مالی و غیرمالی امرونهی می‌فرماید.[3]
بخشی از کارکرد رئیس فعلی سازمان، آقای مهرداد باقری را مرور بفرمایید:
1- بی‌توجهی به بدنۀ کارشناسی و تخصصی سازمان در حوزه‌های فرهنگی و هنری و به حاشیه راندن کارکنان متخصص (از 1400 کارمند رسمی سازمان، هفت‌صد نفر در رشته‌های فرهنگی و هنری مدرک کارشناسی ارشد دارند که در حال حاضر بدون هر نوع سمت و پُست مرتبط، حاشیه‌نشین شده‌اند). در ادوار پیشین ریاست این سازمان، خفیف شمردن و تحقیر کردن ادیب و هنرمند و اهل انتقاد عرف ریاست و مدیران میانی بود. از سال 1388 به این‌طرف را مرور بفرمایید. روانشناسان به این وضع می‌گویند شکنجۀ سفید. آری! شکنجۀ سفید! بدنۀ کارشناسی این سازمان، توسط رؤسا و بعدش، معاونان و دستیارانِ صندلی‌دوست و مقام‌پرستِ آن‌ها، به شکنجۀ حاد سفید دچارند! می‌توانید با خُرده وجدان و شرافت کاری و عاطفه و انسانیت، این موضوع را دنبال کنید.
2- جذب فله‌ای نیروهای جوان بی‌تجربه و غیرمتخصص و مستقر کردن آن‌ها در پست‌های تخصصی. نمونه‌اش معاونت‌های فرهنگی و هنری و روابط عمومی. جالب اینکه همۀ این نیروهای جذب‌شده ذیل عنوان مدیر و معاون و مشاور، فاقد تخصص و تحصیلاتی مرتبط با اهداف و وظایف تصریح‌شده در اساسنامه سازمان‌اند. مفهوم واسپاری، جوان‌گرایی، انقلابی گری و نگرش جهادی این است؟ برخی از این مدیران منسوب، حقوق و مزایای فول مدیریتی می‌گیرند و هیچ‌گاه در محل خدمت خود در سازمان حاضر نیستند و کارهای معاونت هنری، روابط عمومی و بخشی از معاونت فرهنگی و هنری نیز کلاً متوقف مانده است.
3- چارت و ساختار مصوب سازمان (طی ده ماه گذشته) توسط مدیران نوآمده متلاشی شده است. بگذریم که یک جریان از مدیران دورۀ مرحوم هم، به سازمان پمپاژ شد. معاونت هنری سازمان، فرهنگی، برنامه‌وبودجه و روابط عمومی و... به بهانۀ تغییر چارت و ساختار مدیریت‌ها درهم‌ریخته شده‌اند. این درهم‌ریزی شامل حال خودی‌ها نمی‌شود. نوعی بازی روانی با چاشنی شکنجۀ سفید به سازمان تحمیل شده است که نیازمند کارشناسی است. از سوی دیگر، مدیرانی از بیرون سازمان برای این معاونت‌ها جذب شده‌اند. نمونه‌اش جوانی خوش‌صدا و خوش‌حرکات و شیرین تلاش که هفت یا هشت ماه پیش به مدیریت موسیقی ارشاد رفته است و هم از ارشاد حقوق و مزایا می‌گیرد و هم از سازمان فرهنگی و هنری و همچنان، در این برج و بارو، جایی و جایگاهی و سینه‌چاکانی دارد. این شخص الآن هم برای بازگشت به صندلی قبلی خود در سازمان فرهنگی و هنری چه‌ها که نمی‌کند!
4- معاونت منابع انسانی شهرداری تهران، به دنبال همسان‌سازی حقوق و مزایای مصوب، کارکنان سازمان فرهنگی و هنری را نیز مشمول همسان‌سازی دانسته است و مطابق قانون مصوب خود، پرداخت‌ها و یارانه‌های کارگری و کارمندی را پرداخت می‌کنند؛ اما با کمال تأسف مدیران فعلی سازمان، سرخود و بی‌هیچ منطق و معیار قانونی، از تمام کارمندان سی ساعت اضافه‌کاری از 120 ساعت را کسر می‌کنند و به همه، نود ساعت پرداخت می‌کنند. توجه داشته باشید که پرداخت اضافه‌کار به کارمندان، برای جبران کمی از فشار گرانی و دیگر فشارها روی قشر زحمتکش است. کدام مرجع حقوقی و اداری و قانونی به مدیران جوان انقلابی اجازه داده است تا چنین تبعیض آشکار و ظالمانه‌ای روا دارند؟ سیاهۀ پرداخت این سازمان به مدیران مدعی فسادستیزی را طلب کنید تا بهتر مشاهده بفرمایید چه خبر است!
حاصل مدیریت جهادی و انقلابی و فسادستیز و عدالت‌گستر بر سازمان فرهنگی و هنری را در این عنوان‌ها مرور کنید...

- ادامه‌ی مطلب و متن کامل را در instant view و با لمس اینجا بخوانید.

🆔@jameeno
👍12❤1👎1