جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🏷 چرا اینجا کشتند؟

🖊 شورای سردبیری:
ابعاد آنچه دیشب با ترور اسماعیل هنیه در تهران رخ داد از ترورهای معمول و فراوان اسرائیلی‌ها بسیار بزرگتر است: آتش‌زدن یک فیتیله و کشاندن چند کشور خاورمیانه به میدان تا به ساز اسرائیل رقص مرگ را آغاز کنند. خوشبین‌ترین ناظران هم اگر نه جنگی تمام‌عیار، دست‌کم یک درگیری پر از ضربات متقابل را پیش‌بینی می‌کنند. اسرائیل سرپوش آتشفشان را در تهران برداشت. ولی چرا اینجا؟
یک پاسخش: اطمینان از بزرگی ضربه‌شان به تهران است؛ آنقدری که تهران دوباره نتواند سُر بخورد و پاسخ را به نیابتی‌ها واگذارد: ایران برای حفظ اعتبارش و دور کردن لکه‌ی ننگ لو-داده-شدن محل رهبر حماس به موساد، واکنشی تند خواهد داشت و همین برای جنگ‌طلبان منطقه و استراتژیست‌های اسرائیل کافی است.
اما دلیل تاکتیکی‌اش سهولت کار اطلاعاتی و عملیات خرابکاری در خاک ایران است. ایران کشور بی‌دفاعی است: نه تنها درهای باز، که آدمِ باز هم زیاد دارد. اگر هنیه را در قطر می‌کشتند، غیر از ساختن بحران دیپلماتیک، امکانش را نداشتند که عملیات را در همکاری با پایی در قطر اعلام کنند. اما این اتهام به ایران می‌چسبد؛ به‌ویژه در افکار عمومی و مردم کوچه و خیابان. اگر در قطر رخ داده بود، دولت آنجا زیر اتهام نبود، ولی اینجا فرق می‌کند. از ما پاسخ خواسته خواهد شد.
پاسخ حکومت به خارج و توضیحش به فلسطینی‌ها، که «چرا؟» و «چگونه؟» این اتفاق افتاد، مهم است و انتظار آن‌ها هم جز معرفی و مجازات همکاران ایرانی اسرائیل در این ترور نخواهد بود.
اما در جنبه‌ی داخلی حکومت می‌باید دیگر بداند کل تشکیلات امنیتی‌اش زیر سوال است و کسانی که از طریق پرونده‌سازی برای ایرانیان و سرکوب و کشتار جوانان برکشیده‌شده‌اند، بهترین به-دام-افتاده‌های اسرائیل و همکار و عمله‌اش در این‌گونه رخدادهایند. این توجیه احتمالی که شاخه‌های امنیت داخلی و خارجی دستگاه امنیتی از هم جدایند، خیلی دم‌دستی است و ناپذیرفتنی.
تشکیلات ضدجاسوسی که به عده‌ای سرکوبگر اعتراضات اجتماعی سپرده‌شده تا به خبرنگاران روزنامه‌ها اتهام جاسوسی بزنند و به‌قدری ناتوان و بی‌مصرف است که تشخیص‌هایش درباره جاسوس‌نبودن فلان فعال اجتماعی یا بازرگان یا متخصص محیط‌زیست کوچکترین ارزشی نزد سایر دستگاه‌های امنیت و اطلاعات ندارد، قاعدتا امکان یافتن نفوذی‌های اسرائیل را هم نمی‌یابد. حتی اگر در خودش نفوذ نشده باشد!
بدون‌شک در خارج از زاویه دید ما پیگردهایی رخ خواهد داد و چهره‌های ناشناخته‌ای زیر بازجویی خواهند رفت تا پاسخی برای فلسطینی‌ها و افکار عمومی جهان عرب فراهم شود. شاید حتی یکی-دو نفر به قاعده‌ای که مجید فشی اعدام شد، بروند بالای دار؛ ولی پیدا کردن همکاران اصلی و سرشاخه‌ها و عوامل اصلی اسرائیل در این ماجرا ممکن خواهد بود؟
شاید این ترور دستاورد خیری چون انجام یک لایروبی و الک‌کردن سرویس‌های امنیتی را برای پیدا کردن جواهرات موساد در ایران داشته باشد. مشکل اینجاست که حتی آن هم که لایروبی را انجام خواهد داد، قابل‌اعتماد نیست؛ شبیه به جویندگان حقیقت در بازجویی‌های پرونده‌ی قتل‌های زنجیره‌ای! ما در حالی که چشم‌بند زده‌ایم نمی‌توانیم دنبال آدم‌های باهوشی بگردیم که با علامات خود ما را به بن‌بست و پرتگاه و آدرس عوضی می‌کشانند.
اما فقط تصفیه لایه‌های امنیتی کافی نیست و ریشه توانایی اسرائیل در ساختار حکومت ایران باید شناسایی شود. این مقدار نفوذ فقط حاصل زرنگی موساد نیست؛ علل زیربنایی دارد: در ترجیح ایدئولوژی انحرافی فرقه‌ای به میهن‌پرستی، در ترجیح خوش‌خدمتی سیاسی به وظیفه‌شناسی حرفه‌ای و در برکشیدن آدم‌ها از طریق روابط و نه ضوابط. جاسوس‌ها همیشه مومن‌ترین آدم‌ها به حکومت‌هایند!
انتقام هم به جای خود، ولی پاسخ به این پرسش از آن واجب‌تر است که کدام بستر محل کاشت عوامل اسرائیل بوده و آبشخور این عوامل کجاست؟ سران حکومت این را دوست ندارند، اما حالا دیگر آشکار است اشخاص با شخصیت و دارای هویت و عقل سرد را از خود می‌رانند و به متملقان، بی‌وطننان و شعاردهندگان و متظاهران به آداب مذهبی راه می‌دهند.
در جایی از رمان «گروگان» یکی از شخصیت‌ها می گوید: «هم هسته‌ی حکومت و ایدئولوژی آن با اسراییل مخالف است و هم اسرائیل تا مغز استخوان در این حکومت نفوذ دارد. بقای این حکومت و خرابکاری‌هایش را می‌خواهد، اما یک ایران قدرتمند را درآینده نمی‌خواهد. پس فقط آن را تضعیف می‌کند، ولی رژیمش را که کشور را تخریب می‌کند، کاری ندارد. یک مثالش این است که دانشمند هسته‌ای را می‌کشد، اما به سران رژیم کاری ندارد؛ درحالی‌که کشتن آن‌ها برایش مثل آب خوردن است».
وقتی در تهران شده، پس کشتن هنیه در قطر یا جای دیگر هم مثل آب خوردن می‌بود؛ ولی در تهران انجامش دادند تا چشم‌بسته به وسط یک جنگ بزرگ منطقه‌ای شیرجه بزنیم؛ از ایران چیزی باقی نماند؛ اما حکومتش بماند!

🆔@jameeno
👍32👎2👏2🤔2😭1
#توییتر_جامعه_نو

🔖 دبیر شورای عالی امنیت ملی گفته: «رژیم صهیونیستی پاسخی درخور دریافت خواهد کرد». این یعنی ایران بر اعصابش مسلط است، واکنش خواهد داشت، ولی آنگونه که در تل‌آویو طراحی شده، مسیر برپا شدن جنگ را هموار نخواهد کرد.


🔗«جامعه‌نو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍22
#توییتر_جامعه_نو

🔖رؤسای سه قوه اشخاصی از حیث سیاسی همسان نیستند، اما حرف‌هایشان در مجلس انعکاس دقیقی بود از تمایل رهبر کشور به آنچه در تقاضای حمایت از دولت متبلور شده است: وفاق به جای حذف! اگر نه عاقبت، فعلا چنین به نظر می‌رسد که اصرار بر یکدست‌سازی کنار گذاشته‌شده‌است.
نمی‌گوئیم اصلاحات سیاسی در کشور شروع شده است، اما روآوردن به «حکومت همه شمول» و دست‌کشیدن از یکدست‌سازی و خالص‌سازی، خودش تحولی مهم و مقدمه‌ی اصلاح است: اصلاح در نگاه به موقعیت و صحنه، هرچند به اجبار! نشانه‌ای از درستی حکم قدیمی جامعه‌نو که «اصلاحات، کار حکومت است!»


🔗«جامعه‌نو» را در اکس (توییتر سابق) هم دنبال کنید:
https://x.com/JameenoDaily
👍11🤷‍♂1
#معرفی_کتاب

به زودی منتشر می‌شود:
سیاست چیست؟: کنش‌ورزی سیاسی و سیاست‌پژوهی
نویسنده: آدریان لفت‌ویچ
مترجمان: مصطفی تاج‌زاده و فروغ قلی‌پور

اساتید و دانشجویان رشتهٔ علوم سیاسی اذعان دارند که تلقی هر فرد از سیاست نه تنها بر پرسش‌های او بلکه بر چارچوب نظری تحلیل‌ها و تا حدودی بر اقدامات سیاسی او تأثیرگذار خواهد بود. هدف اصلی کتاب سیاست چیست؟ کنش‌ورزی سیاسی و سیاست‌پژوهی جز این نیست که خوانندگان مبتدی و علاقمند به مطالعهٔ جدی علوم سیاسی، با تلقی‌های گوناگون موجود از واژهٔ «سیاست» آشنا شوند و بتوانند، ضمن قیاس تلقی‌های متعارض از این مفهوم، جایگاهی برای تفکر خاص خود بیابند.
ویراست نخست کتاب حاضر در سال ۱۹۸۴ منتشر شد و خیلی زود در انگلستان، استرالیا، آفریقای جنوبی و آمریکای لاتین چنان مورد استقبال قرار گرفت که کمی بعد به‌کلی نایاب شد. در ویراست جدید کتاب، که اینک ترجمهٔ فارسی آن در اختیار خوانندگان قرار می‌گیرد، مقالاتی جدید افزون شده و مقالات قبلی نیز مورد بازنگری جدی قرار گرفته است.
👍10
#الف

🏷 این آخرالزمان نیست!

🖊 شورای سردبیری:
اگر این عفریت جنگ که اکنون در آسمان خاورمیانه در پرواز است، فرود نیاید و وضعیت کنونی مدیریت شود، آخرین فرصت پیش‌روی کشور ما است تا جایگاهش را در آنچه حکومت «محور مقاومت» می‌خواندش، بازتعریف کند و روابطش را با دیگر دولت‌ها و گروه‌ها مشخص سازد. در وضعیت فعلی ایران تنها دولت این محور است (کسی روی سوریه حساب باز نمی‌کند). سایر اجزاء، یا اساسا نیروهای نامنظم شبه‌چریکی‌اند (نیروهای عراقی مثل حشدالشعبی) که دولتشان از وجودشان راضی نیست، یا توانسته‌اند از این مرحله بگذرند و پیوندهایی با دولت برقرار کنند و با ورود در ساختار سیاسی پذیرش رسمی حداقلی برای خود بسازند (حزب‌الله در لبنان) یا شبه‌دولت‌هایی‌اند همچون حوثی‌ها و حماس. تفاوت چنین نیروهایی با یک دولت، آنجاست که یک گروه چریکی یا شبه‌چریکی هیچ تعهدی برای تأمین غذا یا بهداشت یا آموزش، و حتی حفظ جان مردم محلی ندارد و می‌تواند به هیچ اصلی از اصول معمول بین‌الملل عمل نکند و می‌تواند جز برای تامین سلاح خود هیچ فعالیت اقتصادی نداشته باشد. اما دولت‌ها چنین نیستند: طبق تعریف عرفی، در درجه اول، مسئول تأمین امنیت، نظم و غذا، بهداشت، آموزش و مدیریت اقتصاد برای انتظام تجارت و تولید و برطرف کردن مشکلات مالی و از همه مهم‌تر امنیت‌ملی اند.
از این منظر، آنچه که به اختصار «محور» می‌نامیم، نامتقارن به نظر می‌آید؛ همان مسئله‌ای که سبب پیدا شدن تاکتیک‌ها و استراتژی‌های متفاوت بین اجزاء آن می‌شود؛ که مشکل‌زاست. مثلا در جریان یک رویارویی معمولا اجزای چریک‌خوی یک محور مقاومت یا مبارزه، به همان علت فقدان تعهدات، مایل به سرعت در وقایع، درگیری‌های سریع، مداوم و فرساینده و جلوگیری از وقفه‌اند. ولی دولت‌ها نقش خود را در محورها فقط یکی از کارکردهای متنوعشان می‌یابند. پس ناچارند استراتژیک و همه‌جانبه بیاندیشند: دولت‌ها صبر استراتژیک را می‌شناسند. همین بزرگترین عدم‌تقارن را میان دولت‌ها و گروه‌های چریکی سبب می‌شود.
در ماجرای پیش روی ما، آشکار است که نتانیاهو به دلایل زیادی خواستار گسترش درگیری و کشاندنش به فضای ایران و سپس مجبور کردن ایالات متحده به مداخله است. از این رو به نوعی بین او و شاخه‌های مقاومت همسویی و میل مشترک وجود دارد. نیروهای موصوف (که نام عمومی «نیابتی» یافته‌اند) بسیار مایلند قدرت بزرگ کشوری مانند ایران علاوه بر حمایت مالی و تسلیحاتی، به‌طور مستقیم هم درگیر نبردشان شود. البته این امری طبیعی است و نه ناشی از بددلی، ولی عاقلانه بودن یا نبودنش، امری است علی‌حده!
در موقعیت فعلی و مورد ایران، اکنون مسئله جدی ما این است: این کشیدن از بیرون، تا چه حد با هل دادن از درون هم (در اثر احساسات یا منافع) تقویت می‌شود؟ باید در این مورد بیاندیشیم و به عقل سرد مدیران کشور که خواهان نگه‌داشتن سطح درگیری پشتِ سد خرد حکمرانی‌اند، اعتماد کنیم.
اکنون برای همه‌ی ما روشن شده است که سطحی از خردمندی نتایج انتخابات اخیر را رقم زد. علتش این بود که قوه‌ی فائقه‌ی کشور به قوه‌ی عاقله‌اش باور کرد؛ یعنی به ارزیابی‌های کارشناسی از روندهای اقتصاد کشور، تغییرات محتمل در رأس دولت‌های بزرگ و آشکاری سطح نازل و شکننده‌ی روابط ملت-دولت. ثبات موقعیت جدید ملی ما امری است که در فرهنگ حکومتی‌مان اوجب‌واجبات خوانده می‌شود و برای هرگونه نقش آفرینی بین‌المللی در آینده هم، توجه به آن و حفظ و تقویت روند آغاز شده در کشور بسیار لازم است. اسرائیلی‌ها این را خیلی سریع درک کردند و لازم دیدند تلاششان را برای متوقف کردن آن بکنند.
ماجرای تأسف‌بار اخیر کاملا به ما نشان داد اسرائیل درصدد به‌هم‌ریختن اعصاب ایران و کشاندن آن به میدان جنگ است. خوشبختانه در میان هیاهوی برخی افراد غیرمسئول که در صدد بار کردن باری شاق به دوش حکومت و درگیر کردن آن با قدرت‌های جهانی‌اند، شورای عالی امنیت ملی که مسئول واقعی و رسمی تعین تکلیف در چنین مواردی است، عملکردی عقلانی داشته است. انعکاس این عملکرد و تصمیم‌سازی در موضع دبیر این شورا بود که بعد از مقام رهبری و رئیس‌جمهوری موجه‌ترین فرد برای اعلام موضع در چنین موضوعاتی است. او اعلام کرده «پاسخ درخور داده خواهد شد». بنا بر این گمان و انتظار این است که در هرگونه عملیات تلافی‌جویانه علیه جنایت اخیر، کماکان نیروهای خط مقدم به عملیات بپردازند و نباید به این انتظار دامن زد که ایران جلو بیفتد و به باتلاق جنگ رویارو کشیده شود. چون ما دیگر باید درک کرده باشیم که به دلایل خاص، این درگیری برخلاف معمول، انسجام ملی با خود نخواهد آورد و کسب حمایت ملی برای آن مشکل است. در دو روز اخیر «شدت حادثه» باعث «شدت احساسات» شد و به درخواست «شدت واکنش» انجامید. این خوب است؛ ولی آن ترور باز شدن درِ آخرالزمان نبود تا واکنش آخرالزمانی هم بیانگیزد!

🆔@jameeno
👍282
#معرفی_کتاب


گروگان
نویسنده: معتمد ماه‌بخشان

چاپ اول: تابستان ۱۴۰۳، نشر مهری
شابک: 2-85-917232-1-978
۲۴۲ ص. ‏: غيرمصور.
‌موضوع: داستان فارسی قرن ۱۵.

🆔@jameeno
👍5👎1
#الف_ویژه

بخشی از مقدمه‌ی کتابی درباره سرویس اطلاعاتی بریتانیا

مطلب امشب ما مهمان جامعه‌نو است: بخشی از مقدمه‌ی محسن اشرفی بر ترجمه‌اش از کتابِ در دست انتشار «سرویس اطلاعاتی انگلیس از درون»، نوشته‌ی استیفن داریل، که نشر نی به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مرداد چاپش خواهد کرد. کتاب عملکرد سرویس جاسوسی بریتانیا (MI6) را در خاورمیانه براساس اسناد خود سرویس بررسی می‌کند؛ آنچنان که مترجم آن را نوعی درسنامه برای سرویس‌های اطلاعاتی می‌داند. این روزها که سرویس‌های امنیت و اطلاعات کشور زیر فشار پاسخگویی درباره علل ضربات متوالی امنیتی وارد آمده به کشورند، پاسخ برخی پرسش‌ها را در خلاصه این یادداشت می‌توان یافت:

🆔@jameeno
👍53
📰 چرا سرویس‌های اطلاعاتی شکست می‌خورند؟

🖊 مترجم کتاب «سرویس اطلاعاتی انگلیس از درون»:
برای کسانی که مسائل اطلاعاتی را به عنوان اموری مرتبط با امنیت ملی کشور و در واقع اموری سیاسی در حوزه ارتباط با کشورهای دبگر دنبال می‌کنند و نه آگاهی از اسرار کار هیجان‌انگیز جاسوسان، کتاب حاضر می‌تواند یک درسنامه باشد. این ارزیابی را فقط زمانی می‌توان پذیرفت که تعریف یک کشور از فعالیت اطلاعاتی، یافتن نشانه‌ها و ردهایی باشد که نشان دهند تصوری که از چگونگی حفظ امنیت ملی و بیشتر کردن منافع ملی دارد، و همچنین مسیر تحقق این تصور، تا چه حد بر واقعیات و عوامل قابل کنترل منطبق است. در این تعریف، اقداماتی مانند استخدام جاسوس یا کارگذاری شنود و تعقیب و مراقبت، در حد داشتن بیل و کلنگ برای کندن نقب است: هدف و نتیجه کندن نقب، مهمتر از وسیله حفر آن است!
واقعیت آن است که برخلاف تصور اکثر ما، وظیفه و کارکرد اصلی سرویس‌های اطلاعاتی ملی و جاافتاده، پیداکردن یکی-دو خبرچین، یا گیرانداختن خبرچینان غالبا خرده‌پای سرویس‌های رقیب، یا سازمان‌دادن عملیات خرابکارانه و گاهی هم ترور مخالفان یا عناصر نامطلوب نیست - هرچند که غالبا به ارتکاب این اعمال آلودگی و حتی شاید اعتیاد پیدا می‌کنند - بلکه گردآوری اطلاعات درباره اهداف و اقدامات کشورهای دیگر (دشمن، رقیب، دوست، متحد)، و تهیه گزارش‌های تحلیلی درباره‌ی آن‌ها است که بخش اعظم و بالای نود درصد چنین اطلاعاتی نیز از منابع علنی به دست می‌آید و ماموران اطلاعاتی کاردان و مفید به حال کشورها، کسانی هستند که می‌توانند بر چنین وظیفه‌ای تمرکز، و در کنارش نفوذ پنهانی را بر همین سیاق دنبال کنند. کتاب حاضر را از همین رو درسنامه خوانده‌ام که سرشار است از تقابل مدیران و ماموران اطلاعاتی نگران از جایگاه و منافع ملی کشورشان در عرصه جهانی، با سیاستمدارانی که یا نگران اوضاع حزب خود بوده‌اند و یا منافع شرکت‌های بزرگ. دوران مورد بحث کتاب زمانی است که در پایان دوران استعماری، امپراتوری بریتانیا فروریخته بود و این کشور تقلا می‌کرد منافع خود را در اجزای سابق امپراتوری به طریقی حفظ کند. بخش عمده کتاب حاضر که یک روایت تازه و عمدتا درونی اینتلیجنس سرویس ‌از کودتای ۲۸ مرداد است، داستان همان تقلا برای حفظ سلطه بر ذخایر نفت ایران است.
برخلاف بسیاری از کتاب‌های روایتگر تاریخ سرویس‌های اطلاعاتی، استیفن داریل روزنامه‌نگار انگلیسی نقل خود را از حوادث، بر اسناد از بایگانی خارج شده و خاطرات اشخاص دخیل می‌گذارد تا یک تاثیر متقابل را نشان دهد: تاثیر مفید کار عوامل اطلاعاتی در زمینه آگاهی دولت‌ها از اهداف سیاسی پنهان در پس اعمال کشورهای رقیب (که اصیل و مهمترین نتیجه کار سرویس اطلاعاتی است)، و به خطا رفتن مداوم سرویس‌های اطلاعاتی، زمانی که به اجبار کار اصلی خود را رها می‌کنند تا اهداف موقت و آمال غالبا غیرملی دولت‌های چندساله و چندماهه را برآورده سازند. این امری است به غایت مضر، که درک اشتباه بودن آن تجربه بسیار و جلوگیری از رخ‌دادنش تعهد عمیق ملی، شعور پالوده از حزب و فرقه‌گرایی، و شخصیت قوی و نترس می‌خواهد: سازمان اطلاعاتی از هم ناپاشیده و نفوذ‌ناپذیر، اینگونه زاده می‌شود و رشد می‌کند... این دقایق را اگر نه مستقیم، در قالب روایت تاریخ در این کتاب خواهید یافت که البته آموزش عمیقتری است؛ زیرا گسترده شدن افق دید، دربسترنگاه موشکاف به تاریخ، عمیق‌تر است.
البته درک این آموزه‌های مفهومی در کتاب حاضر، با دریافت اطلاعات تاریخی تازه هم همراه است که شوق خواندن کتاب را بیش می‌سازد. مثلا دلایل متقن از این واقعیت که ایالات متحده فقط هنگامی برای کودتا علیه دولت مصدق با انگلیس همداستان شد که توافق سلاطین نفتی بریتانیا با سرمایه‌داران نفتی آمریکایی بر سر سهم آن‌ها در نفت ایران قطعی شد. علاوه بر این‌گونه سیاست‌های بنیادین، آشنایی عمیق‌تر با برخی چهره‌های مرموز و دارای سهم گمشده در کودتای ۲۸ مرداد مانند نورمن داربی‌شایر و... برای ایرانیان جستجوگر نقاط هنوز تاریک مانده‌ی عملکرد سرویس اطلاعاتی بریتانیا در ایران جذابیت و اهمیت دارد.

🆔@jameeno
👍11
#الف

🏷 تله اسرائیل و خلاء دولت در ایران و آمریکا

🖊 شورای سردبیری:
ترور اسماعیل هنیه در پایتخت ایران شوک جهانی کم‌سابقه‌ای ایجاد کرد. این ترور از سه جنبه اهمیت مضاعفی یافت: اول اینکه، رییس دفتر سیاسی حماس به‌دلیل تمرکز افکارعمومی جهان روی غزه، چهره‌ای سرشناس در دنیا محسوب می‌شد، دوم اینکه، اغلب رسانه‌ها و تحلیل‌گران بین‌المللی بلافاصله انگشت اتهام را به سوی دشمن دیرین ایران، اسرائیل، نشانه رفتند؛ ادعایی که مقامات و نهادهای جمهوری اسلامی نیز آن را تایید رسمی کردند. تلاقی این ترور با تحلیف رئیس‌جمهوری اصلاح‌طلب ایران، با مواضع تنش‌زدایش در دیپلماسی و به‌خصوص در قبال آمریکا، نیز سومین عامل بود.
پس از این ترور احتمال پاسخ‌دادن یا ندادن ایران به ضربه‌ی اسرائیل در کانون توجه و حتی نگرانی‌های محافل داخلی و خارجی قرار گرفته است. اما در ارزیابی گزینه مناسب برای جمهوری‌اسلامی، باید ابتدا به این پرسش کلیدی توجه کرد که آیا ایران آمادگی و شرایط ورود به یک جنگ خارجی تمام‌عیار با اسرائیل یا دولت آمریکا و متحدان غربی حامی تل‌آویو را دارد یا خیر؟
پاسخ واقع‌بینانه به این سوال تعیین‌کننده موجب شده تا بسیاری از کارشناسان و فعالان سیاسی کشورمان باوجود تایید حق «تلافی» جمهوری‌اسلامی هشدار دهند که به‌دلایل متعددی، زمان برای واکنش نظامی علیه اسرائیل مناسب نیست و مقامات جمهوری اسلامی را از افتادن در تله‌ی تل‌آویو برحذر می‌دارند و توسل به راه‌حل‌هایی غیرنظامی را توصیه می‌کنند که آسیب کمتری به منافع ایران بزند؛ هرچند منتقدان تاکنون از گزینه اجرایی مشخصی رونمایی نکرده‌اند.
سوای نتانیاهو و تندروهای اسرائیل که به‌ویژه پس از طولانی‌شدن حمله ناکام به غزه، رویای درگیر کردن ایران را در جنگی خطرناک با اسرائیل و متحدان غربی‌اش در سر می‌پروانند تا از زیرفشار خارج شوند، نفوذی‌های تل‌آویو در سطوح تصمیم‌سازی ایران هم با ارائه تحلیل‌های به‌ظاهر انقلابی، می‌کوشند تصمیم‌گیران را به سمت آغاز جنگ هدایت کنند. ضلع سوم جنگ‌خواهان، تندروهای داخلی‌اند که همواره هدف نبرد با اسرائیل را تعقیب کرده‌اند و معتقدند الان بهترین زمان ممکن برای تعبیر آرزوی‌ دیرینه‌شان است.
اپوزیسیون برانداز ضلع چهارم حامیان سرازیر شدن بهمن برخورد نظامی ایران و اسرائیل‌اند و امیدوارند فرجام این درگیری به سقوط جمهوری‌اسلامی و یا لااقل تضعیف و زمین‌گیرشدن حاکمیت در سیاست بین‌الملل و سیاست داخلی منجر شود.
گرایش ذاتی تصمیم‌گیران اصلی حاکمیت هم زدن ضربه عبرت‌آموز به دولت گستاخ نتانیاهو و دفاع از «حیثیت» جمهوری‌اسلامی است؛ اما طیف دوراندیش و مصلحت‌بین حاکمیت نیز آگاهند که ورود به جنگ با اسرائیل و متحدانش، به‌ویژه آمریکا، گزینه‌ای پرریسک است. این طیف دنبال جست‌وجوی راهکاری‌اند که خروجی آن، تکرار تجربه‌ی حمله به پایگاه آمریکا در «عین‌الاسد» (پس از ترور سردار سلیمانی در عراق) یا انتقام و هجوم موشکی «وعده‌ صادق» (در واکنش به ترور سردار زاهدی در سوریه) باشد: وضعیتی که ایران برجسته‌سازی حمله‌ای را دستمایه تبلیغات و اعاده حیثیت از خود کند و درعین‌حال از پاسخ جنگی رقیب مصون بماند.
نکته اینجاست که هیچ تضمینی وجود ندارد که اقدام کنونی ایران با تکرار حرکت مشابه پیشین و تجربه‌شده رقبا مواجه شود. اگر آمریکا به هر دلیلی نگرانی از گسترش بحران در منطقه و تاثیر افزایش قیمت نفت بر اقتصادهای غربی را نادیده بگیرد و مجوز حمله اسرائیل به ایران را صادر کند و قول حمایت از اسرائیل در جنگ را بدهد، تکلیف چیست؟ یا اگر نتانیاهوی تندرو مانند موارد بسیاری، منع و نهی احتمالی آمریکا را نپذیرد و با اطمینان از اینکه حمله اسرائیل کاخ‌سفید را ناگزیر خواهد کرد که علیه جمهوری‌اسلامی وارد نبرد شود و ریسک آمیخته به خوش‌بینی تهران شکست بخورد، واکنش ایران چه خواهد بود؟
فراموش نکنیم، بایدن به پایان دوره ریاست‌جمهوری خود رسیده و تحت فشار از نامزدی حزب دمکرات برای انتخابات آینده حذف شده و مواضع او و دولتش، در داخل ایالات متحده و جهان خریدار چندانی ندارد. همزمان دولت پزشکیان هنوز در مرحله تحلیف است و راه درازی تا کسب رای‌اعتماد مجلس و آغاز به‌کار کابینه دارد؛ وزرای دولت سیزدهم هم نه انگیزه و نه قدرت اجرایی لازم برای ساماندهی امور، به‌ویژه در وضعیت جنگ احتمالی ندارند. درواقع، جمهوری اسلامی الان بدون دولت مستقر است و این وضعیت بلاتکلیفی دولت‌ها در ایران و آمریکا بهترین فرصت برای اسرائیل است تا جسارت پاسخگویی جنگی به تهاجم احتمالی ایران را با اطمینان از هزینه حداقلی پرداختی داشته باشند.

...ادامه در پست بعدی...

🆔@jameeno
👍152🤔2🥰1
...ادامه از پست قبلی...

در صفحه شطرنج سیاست برنده بازیگری نیست که فقط استراتژی و تاکتیک خود را روی صفحه پیاده کند؛ بلکه شطرنج‌باز موفق نه فقط حرکت مطلوب خود را طراحی و اجرا می‌کند، بلکه برای چندین پاسخ احتمالی رقیب هم پیشاپیش یا هنگام بازی آمادگی مناسب ذهنی و عملی دارد و اگر احساس کرد که آغاز یا ادامه حرکاتش ممکن است زمینه‌ساز «مات» شود، بی‌درنگ تاکتیک و حتی استراتژی خود را تغییر می‌دهد و دل به ریسک بالا نمی‌بندد.
اگر حاکمیت از «پیش‌فرض» بی‌پاسخ ماندن حمله خود به اسرائیل اطمینان دارد یا مجهز به «پلنِ بی» کارآمدی است و یقین دارد که قادر خواهد بود به واکنش جنگی اسرائیل، چه واکنش مستقلش، چه واکنشی با هم‌افزایی متحدان آمریکایی و غربی‌اش، پاسخ محکم دهد و بدون ضربه‌خوردن بنیان‌برافکن از این مهلکه جان‌سالم به‌در برد، نباید لحظه‌ای در «خون‌خواهی» مورد تایید حقوق‌بین‌الملل تردید کند. اما اگر در قطعیت «پیش‌فرض» یا قوت «پلن بی» خود، ذره‌ای تردید دارد، باید از ورود به باتلاق جنگی که چشم‌انداز آن گویای خطرات جدی برای ایران و نظام است، بپرهیزد.
سیاست بین‌الملل با همه پیچیدگی ذاتی و ظاهری خود از یک اصل ساده پیروی می‌کند: «از هر اقدامی که به‌زیان تو و به‌نفع رقیب است، پرهیز کن». شوربختانه باید یادآور شد بسیاری از شکست‌ها و تاوان‌های سنگین تاریخی، نتیجه نادیده‌گرفتن همین اصل بدیهی یا دل‌بستن به ریسک‌ها و اما و اگرهایی است که در برخورد با صخره‌های سهمگین واقعیت پودر شده‌اند و جایی برای جبران اشتباه باقی نگذاشته‌اند.

🆔@jameeno
👍27🥰1🤔1
#الف

🏷 سرچشمه و بیل!

🖊 تحریریه جامعه‌نو:
انتظار برای آن‌که ببینیم پزشکیان چه خواهد کرد طولانی شده یا منتظران عجولند؟ پاسخ بی‌رودربایستی این است که: هیچکدام! آقای پزشکیان تا اینجا کاملا نشان داده چه خواهد کرد. طوری‌که انگار دولت خودش مستقر شده، در حال تمشیت امور روزمره است: معاون الک می‌کند، امورات زیارت‌برو‌ها را رتق‌و‌فتق می‌کند، به تقاضاهای عمومی بی‌اعتنایی می‌کند و قدرتی خدا، هر آنچه را که قبلا جریان داشت عینا ادامه می‌دهد. هیچ حکم خطایی را اصلاح یا لغو نکرده و آرام‌آرام در حال تن‌دادن به وضعیت موجود و روندهای مسبوق است. یقه‌گیرهای سازمانی حکومت هم به‌تدریج دست به یقه‌اش می‌برند تا نشان دهند ماستش چقدر کره دارد. با وجود تمام کرنشی که کرده، حتی اجازه‌ی یک حرکت نمادین خلاف رویه موجود را هم برای دلخوشی جامعه، ازش دریغ کرده‌اند. حتی به نظر می‌رسد عمدا سیلی‌اش می‌زنند تا نشان دهند هیچ چیز تغییر نکرده است!
نمونه؟ مثل همه‌ی رفتارهای توطئه‌آمیز دیگرشان، یک‌و‌نیم ساعت گذشته از نیمه‌شب جلوی اتومبیل خانواده‌ی دختر عمادالدین باقی را به جرم بی‌حجابی گرفته‌اند، که «پیاده شوید، می‌خواهیم اتومبیل شما را به پارکینگ ببریم!» قطعا می‌دانسته‌اند آقای باقی خبرش را پنهان نمی‌کند و می‌دانسته‌اند که جامعه به راستگویی خدشه‌ناپذیر او باور دارد و می‌دانسته‌اند خانواده‌ای موظف به آداب اسلامی دارد و بی‌حجاب نیست. و البته می‌دانسته‌اند که خبرش وقتی به جامعه برسد، پیامش درک می‌شود: «هیچ‌چیز عوض نشده؛ خیالاتی نشوید! قدرت و اختیار دست ماست و می‌توانیم نه سرشب، که سحرگاه هم آزارتان دهیم؛ چون ما را نهی از آزار شما نکرده‌اند و نخواهند کرد -پزشکیان کیلویی چند؟»
پیام‌هایی از این دست بسیار می‌رسد و حیرت‌آور است که پیام‌رسان اصلی بسیاری از آن‌ها نیز اتفاقا خود پزشکیان است. اگر بیشتر از این‌ها اهل تئوری توطئه بودیم می‌گفتیم آن فهرست ۲۵۰ میلیاردی از صندوق‌های بازنشستگی را برای ریخت‌و‌پاش‌های دارای مبداء معلوم و مقصد مجهول هم نه کارمندان دلسوز، که خود منتفعان منتشر کرده‌اند تا پزشکیان را در امتحان دیگری رفوزه کنند. جامعه یک‌صدا درآمد که آقای رئیس‌جمهوری، این موظف کردن بازنشستگان به هزینه‌کرد برای امور نامربوط و پر از فساد و بخوربخورِ بی‌حساب را لغو کن! صدا از دیوار در آمد از مسعود پزشکیان، نه! می‌دانست کار اشتباهی است، وگرنه عباس عبدی نمی‌رفت به بحث درباره‌ی اشتباه بودنش با یکی از پرروهای آن‌طرف. ولی تهش باز کاری نکرد. اگر نتوانی جلوی این دله‌دزدهای ۲۵۰ میلیاردی را بگیری، چطور در برابر مافیاهای ۳/۵ میلیارد دلاری می‌ایستی؟ راستش را بخواهید، دارند ریشش را وجب می‌کنند! از آنجا که ممکن بود آن ۲۵۰ میلیارد تومان در برابر حیف‌و‌میل‌های هزار میلیاردی منتصبان حکومت در سازمان‌های بازنشستگی رقمی به حساب نیاید، در اولین مصوبه‌ی رقم‌دار جلسه‌ی دولت قبلی که حالا مسعود پزشکیان در راس آن نشسته، چهارصد میلیارد تومان به وزارت کشور دادند تا خرج زیارت کند. خدا می‌داند کجا خرج خواهد شد، وقتی جایی برای هزینه کردنش نیست: حداقل در مورد هلال‌احمر، رییسش مصاحبه کرد و گفت که همه‌ی امکانات ۹۰۰ پایگاه امدادی‌شان در سراسر کشور برای خدمت اربعین بسیج‌اند. اگر او راست می‌گوید، اگر پلیس‌راه همه‌ی امکاناتش را به غرب کشور می‌برد، اگر در همان جلسه پزشکیان می‌گوید همه‌ی اموری که آقایان وعده داده‌اند، حتما انجام شود، دیگر بودجه‌ی اضافی بی‌حساب برای چه؟ بماند که نوشیدن یک بطری آب در مسیر زیارت با پول کسانی که به آن راضی نیستند، زیارت هر رهرویی را قطعا باطل می‌کند. پس نکند بودجه‌ی الله‌بختکی، دست‌خوش برای آقایان باشد؟ روز قبل از تحلیف شما را نصیحت کردیم که...
وقتی اختیار امضا دستت افتاد، اول از همه حسابِ در اختیار رئیس‌جمهوری را بلوکه کن. دست خودتت را کامل ببند ... از منابع بی‌حساب‌و‌کتاب فاصله بگیر تا بتوانی فرهنگ بودجه‌های محرمانه غیرنظامی و غیرامنیتی را اصلاح کنی.

اگر در بالادست چشمه برای گرفتن جلوی این‌ها بیل نداری، بدان که وقتی زیاد و پر شد با پیل هم نمی‌توانی جلویش را بگیری؛ که «سرچشمه شاید گرفتن به بیل»!
حالا با این همه کرنش و خدمت‌رسانی در حوزه‌های موردعلاقه حکومت، سکوت در برابر نمایش‌هایی مثل بردن این وآن به زندان و رهاکردن اعضای دولت پیشین برای ادامه هنرنمایی، ما در ناصیه‌ی دولتی که هنوز نیامده نور عافیت ببینیم؟ به این فکر کنیم که از رئیس‌جمهوری اهل علم و عادل و منصف و شجاع که برای عادل‌بودن رگ‌گردنش را گذاشته، انتظارات استراتژیک داریم و این‌ها امور پیش‌پاافتاده است؟ به این فکر کنیم که کماکان آب‌زیرکاه است و بر سر اصلاحات اساسی، عقلانیت در تعاملات جهانی و حقوق اساسی ملت مثل کوه دماوند می‌ایستد و یک قدم عقب نمی‌رود؟ باید یا دولت پیشین را مرخص می‌کردی و یا...

🆔@jameeno
👍113👎3
#در_کرانه_روز

🏷 منطق!

علت شلیک به پایگاه آمریکایی‌ها در عراق توسط نیروهایی که آمریکایی‌ها آن‌ها را نیابتی‌های ایران نامیده‌اند، در شرایط کنونی غیرقابل درک است.  چه کسی جز نتانیاهو میل دارد پای آمریکایی‌ها را به معرکه‌ی (محدود یا گسترده‌اش فرقی نمی‌کند) در شرف وقوع بین ایران و اسرائیل باز کند؟ پشت این عملیات چه کسی ایستاده است؟

🆔@jameeno
👍12🤔4🥰1
#در_کرانه_روز

🏷 پنهان‌کاری!

عبور اکثر شلیک‌های امروز حزب‌الله از تور هوایی اسرائیل و برخوردشان به مراکز نظامی و عمومی، مستند شدن همه‌ی حملات و ارسال فیلمشان به بیرون و دادن آمار تلفات، غیرمعمول و مشکوک است: به تامین سند برای اثبات آغاز حملات از سوی لبنان به قصد محق جلوه کردن در مجامع بین‌المللی می‌ماند!
اگر ایران حملات پیش‌دستانه‌ی آن‌ها را پنهان، و سپس حمله کند، در مجامع بین‌المللی به عنوان آغازگر جنگ شناخته می‌شود و به دردسر می‌افتد. این دردسر را در مورد جنگ هشت‌ساله با عراق هم داشتیم.

🆔@jameeno
👍19
#در_کرانه_روز

🏷 بلوف؟

پوکر یک قمار مبتنی بر بلوف (توپ خالی نشان‌دادن) است که در انتهایش یکی حتما شکست می‌خورد؛ آنجا که پس از بلوف‌های متقابل، یکی بلوف دیگری را باور می‌کند و پس می‌کشد و شکست را می‌پذیرد. بازیکن‌ها زمانی در کار بلوف وارد می‌شوند که مطمئن باشند به اصطلاح دستشان پر است؛ وگرنه جایی کم می‌آورند و آن‌جا، لحظه باختن است.
در سیاست هم همین است. در بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲، کندی، رئیس‌جمهوری ایالات متحد به خروشچف، رئیس جمهوری‌های شوروی، گفت که «اگر موشک‌ها را از کوبا بیرون نبری، به قصد جنگ حمله می‌کنم». خروشچف پاپس‌کشید و موشک‌ها را برگرداند. هرگز کسی ندانست آن یک بلوف بود یا تهدید واقعی؛ ولی اتحاد شوروی از شروع جنگ ترسید و مذاکره خروج را آغاز کرد. کار عاقلانه‌ای بود!
ایران قصد زدن را دارد، اسرائیل گفته زدن یعنی جنگ و نه ضربه‌ی متقابل. داستان تحرکات دیپلماتیک، روکار این بازی است.
منتظریم تا چه شود!

🆔@jameeno
👍9
#در_کرانه_روز

🏷️ «مشکل» پزشکیان!

این مشکلی که پزشکیان دو ماه است هرجا می‌رود می‌گوید باید بنشینیم دور هم با رفاقت و تفاهم حلش کنیم، یا یک چیز وهمی است که بتواند تا ابد درباره‌اش حرف بزند، بدون اینکه بگوید چیست یا کاری برایش کند، یا آن مشکل است که ام‌المشکلات است و خودش تنهایی باید با رهبری بنشیند حلش کنند!
البته ما فکر می‌کنیم دومی است!

🆔@jameeno
👍13
#الف

🏷 پزشکیان؛ «خودش خوبه، اطرافیانش بدند»

🖊 شورای سردبیری:
تندروهای اصولگرا حملات پراکنده‌شان را به دولت پزشکیان آغاز کرده‌اند. هدف آنان چیست؟ نمودهای بیرونی ادامه و فرجام هجوم‌شان چگونه خواهد بود؟
شطرنج نزدیک‌ترین ورزش/بازی به سیاست است و استفاده گسترده از کلیدواژه‌های شطرنج در ادبیات سیاسی جهان ریشه در همین تشابه دارد. شطرنج‌بازان همانند سیاست‌مداران در نبردی رودررو با حریف، می‌کوشند با انتخاب استراتژی موثر و اجرای تاکتیک‌های مناسب، رقیب را در موقعیت ضعف قرار دهند و نهایتا با «کیش‌مات» او پیروز رقابت نفس‌گیر شوند.
کیش‌مات یا شاه‌مات به شرایطی در شطرنج گفته می‌شود که در آن شاهِ یکی از طرف‌های بازی در خانه‌ای قرار بگیرد که از سوی مهره حریف کیش شود و نتواند به خانه‌های کناری برود؛ زیرا در آنجا نیز یا مهره‌های دیگری هستند یا آنجا نیز کیش می‌شود و همچنین سایر مهره‌های بازیکنی که در وضعیت کیش قرار گرفته، نمی‌توانند جلوی کیش‌شدن شاه خود را بگیرند. در این حالت بازیکن شکست می‌خورد و بازی به پایان می‌رسد.
اصولگرایان تندرو که تمام انتخابات رقابتی و شبه‌رقابتی ریاست‌جمهوری را به جناح رقیب واگذار کرده‌اند، هرگز حاضر نشده‌اند به قاعده پذیرش رأی و اراده اکثریت مردم تن دهند و بلافاصله بعد از باخت، کارشکنی و سنگ‌اندازی‌های طولانی‌مدت را علیه رقیب استارت زده‌اند. آنان با پیش‌آگاهی از این واقعیت که حمله سریع و مستقیم به «شخص»‌ رئیس‌جمهوری پشت‌گرم به آرای اکثریت ده‌ها میلیونی، ضریب موفقیت را کاهش و هزینه پیروزی احتمالی را افزایش خواهد داد، با الهام از شطرنج، ابتدا سراغ «شاه» نمی‌روند، بلکه وزیر، قلعه، اسب، فیل و پیاده‌های حامی او را نشانه می‌روند و تحت‌فشار قرار می‌دهند تا با قلع‌وقمع آنها «شاه» را ضعیف کنند، گوشه‌ای گیر اندازند و با «جنگ‌روانی» او را زمین‌گیر و سپس با کیش‌مات، نسخه سیاسی او را بپیچند.
اگر کسی انگیزه و مجال کافی برای مرور دقیق مواضع اصولگرایان تندرو در قبال رؤسای‌جمهوری غیراصولگرا را، شامل هاشمی، خاتمی و روحانی و همچنین احمدی‌نژاد (پس از طرد جناحی در میانه‌ی دور دوم ریاست‌جمهوری) داشته باشد، به این جمع‌بندی خواهد رسید که جنگ‌روانی شطرنج‌گونه علیه همه آنان از الگوی یکسان و قواعد مشابهی پیروی کرده است. ابتدا مدعی می‌شدند رئیس‌جمهوری رقیب «تحت‌تاثیر اطرافیان خود» است، سپس ادعا می‌کردند که این اطرافیان عده‌ای بدخواه، باندباز، جاسوس، ضدامنیتی، رانت‌خوار، فاسد و... اند که با هدایت و به انحراف بردن ذهن رئیس‌جمهوری در انتصابات و گزینش برنامه‌ها، رأی مردم را مصادره کرده‌اند و دزدیده‌اند. هم‌زمان تبلیغات القایی دیگری رأی‌‌دهندگان به رئیس‌جمهوریِ رقیب را هدف قرار می‌داد تا آنان را مجاب کند که فریب خورده‌اند و اغفال شده‌اند؛ زیرا نامزد منتخب‌شان به‌دلیل «بازیچه‌ی-اطرافیان-خود-شدن»، مایل یا قادر به پیاده‌سازی وعده‌هایش نیست و کشور را به بیراهه ضعف و فنا هدایت می‌کند و رای‌دهندگان هم باید مانند مخالفانش پشت او را خالی کنند.
تندروها با آتشبار سنگین رسانه‌ای و اقدامات کارشکنانه نهادهای قدرت رسمی و غیررسمی تحت‌نفوذشان تلاش می‌کردند تا اطرافیان اصلی و کلیدی رئیس‌جمهوری را حذف، تضعیف و یا به‌سوی محافظه‌کاری سوق دهند و جامعه و به‌ویژه رأی‌دهندگان را به مخالفت یا حداقل، عدم‌حمایت از اطرافیان رئیس‌جمهوری هدایت کنند. پس از تکمیل این فاز و هنگامی که تندروها به این نتیجه می‌رسیدند که وزیر، قلعه، اسب، فیل و پیاده‌ها انگیزه یا توان دفاع تاثیرگذار از «شاه» را ندارند، آنگاه سراغ رئیس‌جمهوری رقیب رفته و با یقه‌گیری از او می‌کوشیدند رئیس‌ قوه مجریه‌ای نامستقل، سلب-اختیار-شده، ناتوان و منفور را نزد افکارعمومی ترسیم و رئیس‌جمهوری را در پایان دوره قانونی فعالیتش با همین تصویر بدرقه کنند.
مشابه چنین الگویی در مواجهه با پیروزی انتخاباتی پزشکیان دوباره در دستورکار تندروها قرار گرفته و طبق مبانی الگوی جنگ‌روانی‌شان، هجمه به شخص رئیس‌جمهوری فعلا و در فاز اول چندان پررنگ نیست؛ اما اطرافیانش را با بدترین اتهامات و زشت‌ترین صفات می‌نوازند و مدعی شکاف جدی آنان با پزشکیان می‌شوند و در چارچوب تاکتیک نخ‌نمای «خودش خوبه، اطرافیانش بدند»، تهدید می‌کنند: «اگر پزشکیان خودش برای انتخاب کابینه تصمیم بگیرند، در مجلس مشکلی نخواهد بود؛ اما اگر فهرستی به ایشان داده شود که این‌ها را ببرید مجلس، این دردسرساز است».

...ادامه در پست بعدی...

🆔@jameeno
👍111
...ادامه از پست قبلی...

آیا تندروها قادرند تجربه موفق نسبی خود را در محدودسازی رؤسای‌جمهوری پیشین درباره پزشکیان هم تکرار کنند؟ تردیدی نیست که تندروها جنگ روانی و نبرد عملی با رئیس‌جمهوری جدید را ملاک موضع‌گیری‌های خویش قرار خواهند داد. اما نکته اینجاست که به‌نظر می‌رسد اغلبِ دیگر طیف‌های جناح اصولگرا برخلاف دو دهه‌ی اخیر، هم‌افزایی و همراهی لازم را با تندروها نخواهند داشت؛ زیرا دریافته‌اند در شرایط فوران ابربحران‌های گوناگون کشور و نیز کارنامه مردود حاکمیت یکدست تندروها، همگامی با تبلیغات/اقدامات ضددولتِ مستقر به عنوان واپسین فرصت، نه فقط به زیان امنیت‌ملی کشور و تهدیدی برای حاکمیت است، بلکه به مصلحت جناح اصولگرا هم نیست.
درواقع تا اطلاع ثانوی رویکرد «موفقیت دولت پزشکیان، موفقیت همه ماست و شکست او، شکست همه ما»، دیدگاه غالب در اردوگاه اصولگرایان است و با چنین رویکردی تندروها نباید به موفقیت میان‌مدت و درازمدت فشارها علیه دولت پزشکیان امید چندانی داشته باشند؛ مگر اینکه عملیات ایذایی و تنش‌زایی آشکار و نهان آنان موجب صف‌آرایی مجدد اصولگرایان با دولت اصلاح‌طلب و پایان آتش‌بس کنونی شود: خطری که لازمه پیشگیری از آن هوشیاری اصولگرایان و دولت و همچنین حامیان سیاسی و بدنه اجتماعی هر دو طرف است؛ تا مباد در دام فتنه‌برانگیزی بنیان‌برافکن تندروها گرفتار شوند. ‌

🆔@jameeno
👍11
#در_کرانه_روز

🏷 تکنوکرات؟

پزشکیان فردا فهرست وزیرانش را به مجلس می‌دهد؛ با نام‌هایی که گویا پیشاپیش عده‌ای را به حیرت و گلایه واداشته است. او صادقانه گفته همه آن‌ها را با مقام رهبری چک و هماهنگ کرده‌است. به‌واقع این کابینه‌ی او و رهبری، و حتی شاید کابینه‌ی خود رهبری است و به ارزیابی ما، موقعیت کنونی ایران می‌گوید: اشکالی ندارد.
علتش آشکار است: پزشکیان با همه فرق دارد. در چند دهه اخیر، دیرگاهی سیاسیون اصل ولایت فقیه را از جنبه‌ی نظری قبول داشتند، ولی روی مصداقش ان‌قلتی در ذهن. بعد رسیدند به اینکه بسیاری اصلش را هم زیر سوال داشتند و حالا تقریبا همگی دارند. اما پزشکیان داستان را از سرخط خوانده است: مصداق را کاملا قبول دارد، حتی اگر مثل دیگران به نادرستی نظری اصل موضوع رسیده باشد. البته در این باره حرفی نزده و ذهن‌خوانی هم نباید کرد. آن را به عنوان یک «پدیده‌ی واقعا موجود»، یک پیکره و کانون قدرت متمرکز می‌بیند و می‌داند همه‌چیز باید با او شروع شود. صادقانه این را می‌گوید و شاید چنین می‌بیند که، به قول چرچیل، این یک «مشکل» نیست، «شرایط» است.
واضح است این حرف را برای توجیه شگرد و رویه‌ی پزشکیان نمی‌گوییم؛ ولی این نگاه او در عبور از موانع در راه پر دست‌انداز و پر غصه‌ی این کشور شاید ثمری داشته باشد؛ درست مثل تکنوکرات‌های برجسته و دنیادیده‌ی دهه چهل، که عناصری واقعا ملی بودند و سنگ‌بنای مرحله‌ای از توسعه‌ی اقتصادی و اجتماعی را گذاشتند که هنوز داریم بهره‌اش را می‌بریم. آن‌ها هم قدرت متمرکز را به عنوان وضعیت واقعا موجودی می‌دیدند که باید با آن کار کرد و آن را مثل همان آقای چرچیل، نه «مشکل»، که «شرایط» می‌دیدند.
آن موقع، آن نگاه درست بود. شاید حالا هم باشد. اما... اما مسئله این است که «این» تکنوکرات‌ها، مثل افراد «آن» تکنوکراسی‌اند یا نه!

🆔@jameeno
👍241
📑 #گزارش_موقعیت

🏷 پزشکیان همه‌ی تندروها را به سایه فرستاد!

🖊 تحریریه جامعه‌نو:
سرانجام پزشکیان در معرفی‌نامه‌ای به مجلس از وزرای خود رونمایی کرد، وزرایی که تک‌تک و ترکیب آنان طی چند روز آینده در کانون نقد و بحث فعالان سیاسی قرار خواهند گرفت.
نکته اول آنکه در جهان واقعیت و پیرو آن در دنیای سیاست، امکان جذب رضایت همه مخاطبان، ناشدنی است. بنابراین در نقد رخدادهایی مانند ترکیب دولت با انبوهی از نظرات مخالف و موافق مواجه خواهیم بود.
منتقدان کابینه از یک‌جنس نیستند؛ برخی دغدغه منافع‌ملی و مصلحت مردم را دارند و معتقدند شماری از وزرا در تحقق وعده‌ی پزشکیان به مردم برای «تغییر»، ناتوان یا ناهمسو اند، گروهی با انگیزه واکنش به حذف خودشان یا دوستان‌شان در فهرست نهایی وزرای پیشنهادی و احساس خطر رانتی به میدان خواهند آمد و طیفی نیز با عزم ضربه‌زدن به دولت رقیب، آتشبار رسانه‌های خود را فعال خواهند کرد.
گنجاندن چهار وزیر با سابقه فعالیت در دولت روحانی و سه وزیر با کارنامه حضور در دولت رییسی، از جدی‌ترین انتقادها در واکنش اولیه به رونمایی پزشکیان از وزرای پیشنهادی خود بود و احتمالا، انتقاد به انحراف پزشکیان از وعده‌ی «تغییر»، به‌ویژه در بکارگیری وزرای رئیسی همچنان از انتقادهای اصلی خواهد بود. علاوه‌براین، باوجود سیر صعودی سن وزرا از ابتدای انقلاب تاکنون ( به استثنای دولت رییسی)، صدرنشینی میانگین سن وزرای پزشکیان با ۵۹ سال سن و نیز تفاوت اسامی پیشنهادی «شورای راهبردی» با اسامی اعلامی پزشکیان از انتقادهای دیگر خواهند بود و منتقدان او را به نادیده‌گرفتن کارآمدترها و انگیزه و توان جوانان متهم خواهند کرد.
حضور ۱۴ وزیر اولی در فهرست ۱۹ نفره وزرای پیشنهادی و معرفی یک زن، از سوی حامیان دولت به‌عنوان نقطه‌قوت قابل‌توجه، مطرح و برجسته خواهد شد و آنان از کارنامه اجرایی/علمی اغلب نامزدهای وزارت دفاع خواهند کرد.
همگان از محدودیت‌ها و محذوریت‌های آشکار و نهان رؤسای‌جمهوری در تشکیل کابینه دلخواه خود آگاهند. کابینه‌ی پزشکیان هم از این قاعده مستثنی نیست؛ به‌ویژه آنکه او بارها تاکید کرد نه برای «دعوا» بلکه با هدف «تعامل با حاکمیت» وارد پاستور شده تا تغییرات مدنظر مردم را محقق سازد و براین اساس، شاید ملاحظات بیشتری نسبت به پاستورنشینان پیشین برای خود تعریف کرده باشد.
با وجود همه‌ی این واقعیت‌ها، مسئولیت نهایی عملکرد تک‌تک و مجموعه‌ی اعضای کابینه برعهده پزشکیان است و از او پذیرفته نخواهد بود که با استناد به محدودیت‌ها و معذوریت‌ها از خود سلب مسئولیت کند. همان‌گونه که مثلا در فوتبال تاکید می‌شود، باید به اختیار مربی در انتخاب بازیکن و ارنج تیم احترام گذاشت و از او نتیجه و خروجی مسابقات را خواست، درباره کابینه پزشکیان هم منطق حکم می‌کند سلیقه رئیس‌جمهوری در چینش دولت و کابینه را محترم شمرد و کارنامه او را با معیار تطبیق عملکرد دولتش با وعده «تغییر» به مردم، قضاوت کرد.
مطالبه ۷۸ درصد مردم «تغییر» است و پیشبرد مسالمت‌آمیز این هدف در گرو هم‌راهی و حتی هم‌افزایی حاکمیت است. اگر پزشکیان توانسته باشد یا بتواند حاکمیت را به ماهیت «برد-برد» ضرورت تغییر، وادار یا مجاب سازد و همین ضرورت را به «اولویت بی‌چون و چرا و گریزناپذیر» همه‌ی وزرای اانتخابی تبدیل کند، آنگاه، گرایش جناحی وزرای منتخب، مسئله فرعی است و باید روی اطاعت‌پذیری و توانمندی آنان متمرکز شد و در نهایت امیدوار بود کابینه پزشکیان بخش‌های محوری مطالبه تغییر اکثریت ناراضی ایرانیان را پاسخ مثبت دهد تا آشتی تاریحی میان مردم با دولت/حاکمیت پی‌ریزی شود.
اما چنان‌چه پزشکیان بدون اولویت‌دهی به ضرورت تغییر، صرفا «کابینه‌ای سهامی» متشکل از فعالان دولت‌ها و جناح‌های درون حاکمیت تشکیل داده باشد، آشتی جناح‌ها و تنش‌زدایی دولت با حاکمیت رخ خواهد داد و البته همزمان، شکاف دولت/حاکمیت با اکثریت ناراضی مردم، گسترده‌تر و عمیق‌تر خواهد شد.
برای داوری پیرامون مهارت یا ناشی‌گری پزشکیان در چینش کابینه باید منتظر گذشت زمان و ارزیابی کارنامه اعضای دولت باقی ماند اما از هم‌اکنون یک تحول مهم قطعی شده و آن، قیچی‌شدن «تندروها» در توافق میان دولت و حاکمیت است؛ زیرا به کارنامه یکایک وزرای پیشنهادی هر انتقادی وارد باشد، جملگی از اتهام وابستگی به طیف تندرو حاکمیت مبرا اند و این یعنی «سایه‌نشینی» تندروها تا اطلاع ثانوی و شاید برای همیشه.

🆔@jameeno
👍24🤔4👎21
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🏷 روند به رشد تصدی مناصب غیرنظامی توسط نظامیان

🖊 امیرحسین علینقی:
۱. بسیاری از آنچه امروز به جزیی ثابت از ساختار رفتاری در درون حکومت ایران تبدیل شده‌اند، تا مدتی پیش جزیی از عادات رفتاری حکومت ایران نبوده است. این رویه‌ها در مرور زمان به تارهایی تبدیل شده‌اند که به‌مرور به دور حکومت و جامعه ایران تنیده شده‌اند. یکی از این رویه‌ها حضور نظامیان در مصادر سیاسی است. اکنون نیز حضور نظامیان در مسند وزارت کشور درحال تبدیل‌شدن به یک رویه است. این رویه آینده‌ی مبهمی را برای کشور به ارمغان خواهد آورد. مضاف بر اینکه اشتغال نظامیان در مناطب سیاسی، آنگونه که از شواهد پیداست، تاثیرات مهمی نیز بر عملکرد نظامیان و نهادهای نظامی در قلمرو ماموریت‌های نظامی، دفاعی و حفاظتی‌شان بر جای گذاشته است.

۲. نقطه کانونی بحث این است که نظامیان، چه بخواهیم و چه نخواهیم، با سبک و سیاق خاصی پرورش‌یافته و آموزش‌دیده و زندگی کرده‌‌اند. یک نظام فرماندهی منظم و جدی در درون «پادگان»ها و آموزش دیدن بر مبانی تمایز «دوست» از «دشمن» و استفاده از ابزارهای نظامی و همان فرماندهی منظم برای حل‌وفصل مسائل، جزء هویت آموزشی و رفتاری نظامیان است. آشکار است که با این مدل رفتاری و آموزشی نمی‌توان بسیاری از گره‌های یک دولت ملی را باز کرد؛ همچنان‌که باز کردن بسیاری از گره‌های دیگر را نمی‌توان از دیپلمات‌ها انتظار داشت. راه دوری نمی‌رویم، تحلیل محتوای اظهارات برخی از نظامیان صاحب‌منصب در برخورد با موضوع پوشش دختران ایرانی نشان از فراوانی کاربرد واژه‌ی «دشمن» در تجزیه و تحلیل این موضوع دارد. همچنین نیازمند توضیح نیست که همین تجزیه و تحلیل‌ها لاجرم راه را برای مدل‌های برخوردی و رفتاری خاصی با دختران ایرانی در موضوع حجاب می‌گشاید.

۳. در حضور نظامیان در مدیریت وزارت کشور، چندین مدلول نهفته است که نیازمند تأمل است:
یکم، این حضور در قدم اول موید این برداشت است که وظیفه و ماموریت اصلی وزارت کشور «امنیت» است. این در حالی است که این برداشت منطبق با واقع نیست. وزیر کشور جدای از وظایف پرشمار امنیتی و غیرامنیتی خود، مدیر شبکه مدیران و مدیریت استانی در کشور است و به نوعی مدیریت مدنی یا غیرنظامی کشور در خارج از مرکز را تحت «کنترل» دارد.
دوم، علاوه بر آن، مدیریت نظامیان بر وزارت کشور معنایی جز تقلیل دادن امور امنیتی به امور نظامی و دفاعی ندارد که می‌توان آن را سرآغاز انحراف در گفتمان امنیتی و استراتژی ملی کشور دانست. مسايل نظامی و دفاعی تنها یکی از ابعاد امنیت و سیاست‌گذاری امنیتی در کشورهاست.
سوم، در نهایت نیز می‌توان به این نتیجه ملتزم بود که حضور نظامیان در مدیریت وزارت‌خانه‌ای مانند وزارت کشور، معنایی جز ضرورت تبعیت از راه‌حل‌های مورد استفاده نظامیان در امور مدنی (کشوری، در مقابل لشگری) ندارد که نتیجه‌اش تهدید انگاری ایرانیان و تبدیل کردن ایران به پادگان است؛ زیرا که چه بخواهیم و چه نخواهیم، نظامیان از ابزارهای در دسترس‌شان برای نائل شدن به اهداف خویش استفاده می‌کنند.

۴. اینکه انتظار ما از نوع کنش رئیس‌جمهوری و محدودیت‌های او در چینش مقامات سیاسی چگونه باشد، یک بحث است، و گشودن مسیرهایی در مدیریت سیاسی کشور که دست مدیران آینده را در انتخاب مقامات غیرنظامی برای تصدی سمت‌های سیاسی می‌بندد، بحثی دیگر. از مقامی در حد ریاست جمهوری با سیاست‌های اعلامی خاصش در زمان انتخابات انتظار نمی‌رود تا در رسوب و تثبیت دیرپای برخی عادات رفتاری که به محدودیت عرصه عمومی منتهی می‌شود، «مشارکت» داشته باشد.

۵. در واقع جای طرح این پرسش باقی است که در جهانی که تمایل عمومی به استفاده از غیرنظامیان در تصدی وزارت دفاع است، به چه دلیل وزیر کشور ایران باید یک نظامی باشد؟ (آنچه گفته شد فارغ از هرگونه ارزیابی شخصی راجع به نظامیان ایرانی است که در سلامت نفس بسیاری از ایشان تردیدی نیست)

۶. آنچه طرح شد، فارغ از این نکته است که آیا تصدی نظامیان بر امور و سمت‌های غیرنظامی با قانون اساسی و حقوق اساسی ایران انطباق دارد یا خیر؟

🆔@jameeno
👍12