🔸عرضاندام هنر ایرانی در بازار جهانی هنر
▫️جامعه نو: روزنامۀ گاردین در گزارشی از گشایش گالری "کاما"در لندن خبر داده که به آثار هنرمندان ایرانی اختصاص دارد. گاردین این نمایشگاه را پنجرهای نادر و گشوده بر آثار هنرمندان ایرانی نوظهور توصیف کرده است. ریلی فراست که در رشتۀ انسانشناسی هنر تحصیل کرده و از بانیان این نمایشگاه است، در گفتگو با گاردین اظهار داشته هنر میتواند ابزاری برای تفکیک مردم معمولی از مفهوم "ملتی متعلق به یک کشور" باشد. به گفتۀ وی: «وقتی نام ایران به گوش میرسد، مواردی به ذهن متبادر میشوند که صرفاً جنبۀ سیاسی دارند و نقش ایران در روابط بینالمللی را تداعی میکنند؛ اما این تصویر که از رهگذر رسانهها در ذهنها نقش میبندد بازنمودِ مردم ایران نیست. اثر هنری از عمق به سطح میآید و نه برعکس؛ تفاوت سیاست خارجی و نقشی که هنر ایفا میکند در همین است.»
همچنین وی افزوده قرار بر آن است تا "کاما" یک گالری ایرانی در غرب باشد، نه نمایشگاهی در غرب که قصد دارد هنر ایرانی را به فروش بگذارد. به عقیدۀ وی این نمایشگاه مقبولترین فرصت برای عرض اندام هنر ایرانی را فراهم میآورد چون آثاری در آن ارائه میشوند که برای نگاه غربی تازگی دارند.
مونا خوشاقبال، میزبان نمایشگاه نیز در وصف هنر ایرانی و وجه تمایزش از هنر غربی، عمق آن را حاصل سانسور معرفی کرده و گفته ممیزی در هنر ایرانی صبغهای بس طولانی دارد و چه بسا می توان ما به ازای ادبی آن را در میان اشعار شاعرانی چون مولانا و سعدی یافت که برای بیان مقصود خود به تمثیل و کنایه متمسک میشدند. از این رو هنر و ادبیات ایرانی، ناخواسته به گنجاندن معانی عمیق در قالبهای ساده میل داشته و دارد.
توضیح تصویر: "اسطوره نبرد" کاری از علی ندایی، ارائه شده در گالری کاما
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/riec_1035.jpg
▫️جامعه نو: روزنامۀ گاردین در گزارشی از گشایش گالری "کاما"در لندن خبر داده که به آثار هنرمندان ایرانی اختصاص دارد. گاردین این نمایشگاه را پنجرهای نادر و گشوده بر آثار هنرمندان ایرانی نوظهور توصیف کرده است. ریلی فراست که در رشتۀ انسانشناسی هنر تحصیل کرده و از بانیان این نمایشگاه است، در گفتگو با گاردین اظهار داشته هنر میتواند ابزاری برای تفکیک مردم معمولی از مفهوم "ملتی متعلق به یک کشور" باشد. به گفتۀ وی: «وقتی نام ایران به گوش میرسد، مواردی به ذهن متبادر میشوند که صرفاً جنبۀ سیاسی دارند و نقش ایران در روابط بینالمللی را تداعی میکنند؛ اما این تصویر که از رهگذر رسانهها در ذهنها نقش میبندد بازنمودِ مردم ایران نیست. اثر هنری از عمق به سطح میآید و نه برعکس؛ تفاوت سیاست خارجی و نقشی که هنر ایفا میکند در همین است.»
همچنین وی افزوده قرار بر آن است تا "کاما" یک گالری ایرانی در غرب باشد، نه نمایشگاهی در غرب که قصد دارد هنر ایرانی را به فروش بگذارد. به عقیدۀ وی این نمایشگاه مقبولترین فرصت برای عرض اندام هنر ایرانی را فراهم میآورد چون آثاری در آن ارائه میشوند که برای نگاه غربی تازگی دارند.
مونا خوشاقبال، میزبان نمایشگاه نیز در وصف هنر ایرانی و وجه تمایزش از هنر غربی، عمق آن را حاصل سانسور معرفی کرده و گفته ممیزی در هنر ایرانی صبغهای بس طولانی دارد و چه بسا می توان ما به ازای ادبی آن را در میان اشعار شاعرانی چون مولانا و سعدی یافت که برای بیان مقصود خود به تمثیل و کنایه متمسک میشدند. از این رو هنر و ادبیات ایرانی، ناخواسته به گنجاندن معانی عمیق در قالبهای ساده میل داشته و دارد.
توضیح تصویر: "اسطوره نبرد" کاری از علی ندایی، ارائه شده در گالری کاما
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/riec_1035.jpg
🔺ایران با تعطیلی تلگرام برنده خواهد بود یا بازنده؟
▫️جامعه نو: در پی بالا گرفتن زمزمههای فیلتر شدن تلگرام در ایران، خبرگزاری فوربس در گزارشی پیرامون احتمال فیلترینگ تلگرام، به ناآرامیهای دی ماه اشاره کرده و نوشته وقتی در اثر بالا رفتن قیمت تخم مرغ، شاهد چنان واکنشهایی در ایران بودیم، بسته شدن تلگرام با چهل میلیون کاربر، و نیم میلیون شاغل که از طریق این اپلیکیشن مخارج خود را تأمین میکنند چه بازتابی خواهد داشت؟
این منبع نقل قولی از فرید موسوی، نماینده مردم تهران آورده که گفته بود: «بستن تلگرام موجب روی آوردن مردم به مواضع وطنی نمیشود بلکه نتیجه عکس میدهد.»
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: در پی بالا گرفتن زمزمههای فیلتر شدن تلگرام در ایران، خبرگزاری فوربس در گزارشی پیرامون احتمال فیلترینگ تلگرام، به ناآرامیهای دی ماه اشاره کرده و نوشته وقتی در اثر بالا رفتن قیمت تخم مرغ، شاهد چنان واکنشهایی در ایران بودیم، بسته شدن تلگرام با چهل میلیون کاربر، و نیم میلیون شاغل که از طریق این اپلیکیشن مخارج خود را تأمین میکنند چه بازتابی خواهد داشت؟
این منبع نقل قولی از فرید موسوی، نماینده مردم تهران آورده که گفته بود: «بستن تلگرام موجب روی آوردن مردم به مواضع وطنی نمیشود بلکه نتیجه عکس میدهد.»
🆔 @jameeno
🔸منبع خبر "پرواز جنگندههای اسرائیلی در آسمان ایران" چه کسی بود؟
▫️جامعه نو: چندی پیش برخی خبرگزاریها به نقل از روزنامۀ کویتی الجریده خبری منتشر کردند که مدعی بود جنگندههای اسرائیلی اف35 وارد قلمرو هوایی ایران شدهاند بیاینکه رادارهای روسی در سوریه، قادر به رصد کردن آنها باشند.
نشنال اینترست در گزارشی، ضمن ناممکن خواندن تحقق این ادعا از حیث مقتضیات فنی و ناکارایی مخزنهای سوختی اف35 برای طی مسیر تلآویو تا تهران بدون توقف، یادآوری کرده شاید فرماندهان نظامی اسرائیل جسور باشند، اما میان جسارت و حماقت از جهت درگیر شدن با نیروی هوایی ایران تفاوت زیادی وجود دارد.
تنها کافی است این فرض محال را در نظر بگیریم که چنین جنگندههایی از مرز هوایی ایران گذشتهاند، در این صورت اگر ایران آنها را مهار میکرد، تصور کنید چه رسوایی بزرگی برای اسرائیل به بار میآمد.
در حالی که مقامات عالیرتبه ایران و اسرائیل هرگز این خبر را تأیید نکردند، پس انتشار این خبر کار چه کسی بود؟ آیا میتوان آن را به عربستان سعودی نسبت داد که در حوزۀ خلیجفارس با ایران جنگ سرد به راه انداخته و مایل است شاهد درگیری تلآویو و تهران باشد؟ یا آن را باید زیر سر سایر کشورهای حوزۀ خلیج دانست؟ ممکن است کار سازمان سیا بوده باشد؟
روسیه نیز در واکنش به این ادعا، آن را حماقتی تمامعیار و ناشدنی خواند.
نشنال اینترست در پایان گزارش تأکید کرده اگر تیغ اوکام را به کار اندازیم و به دور از پیچیدهگویی، به دمدستترین پیشفرضها روی آوریم میبینیم، این اتفاق هرگز امکان وقوع نداشته است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: چندی پیش برخی خبرگزاریها به نقل از روزنامۀ کویتی الجریده خبری منتشر کردند که مدعی بود جنگندههای اسرائیلی اف35 وارد قلمرو هوایی ایران شدهاند بیاینکه رادارهای روسی در سوریه، قادر به رصد کردن آنها باشند.
نشنال اینترست در گزارشی، ضمن ناممکن خواندن تحقق این ادعا از حیث مقتضیات فنی و ناکارایی مخزنهای سوختی اف35 برای طی مسیر تلآویو تا تهران بدون توقف، یادآوری کرده شاید فرماندهان نظامی اسرائیل جسور باشند، اما میان جسارت و حماقت از جهت درگیر شدن با نیروی هوایی ایران تفاوت زیادی وجود دارد.
تنها کافی است این فرض محال را در نظر بگیریم که چنین جنگندههایی از مرز هوایی ایران گذشتهاند، در این صورت اگر ایران آنها را مهار میکرد، تصور کنید چه رسوایی بزرگی برای اسرائیل به بار میآمد.
در حالی که مقامات عالیرتبه ایران و اسرائیل هرگز این خبر را تأیید نکردند، پس انتشار این خبر کار چه کسی بود؟ آیا میتوان آن را به عربستان سعودی نسبت داد که در حوزۀ خلیجفارس با ایران جنگ سرد به راه انداخته و مایل است شاهد درگیری تلآویو و تهران باشد؟ یا آن را باید زیر سر سایر کشورهای حوزۀ خلیج دانست؟ ممکن است کار سازمان سیا بوده باشد؟
روسیه نیز در واکنش به این ادعا، آن را حماقتی تمامعیار و ناشدنی خواند.
نشنال اینترست در پایان گزارش تأکید کرده اگر تیغ اوکام را به کار اندازیم و به دور از پیچیدهگویی، به دمدستترین پیشفرضها روی آوریم میبینیم، این اتفاق هرگز امکان وقوع نداشته است.
🆔 @jameeno
🔺روسیه به تبعیت از ایران خواستار فیلتر کردن تلگرام است.
▫️جامعه نو: سازمان نظارت بر ارتباطات در روسیه، بعد از پایان یافتن آخرین مهلت برای دستیابی به کدهای سرویس امنیتی تلگرام از دادگاه مسکو خواسته تا به فعالیت این پیامرسان در روسیه پایان دهد.
سازمان نامبرده، به نقل از خبرگزاری تلگراف، گفته دادخواستی جهت محدود کردن دسترسی به تلگرام در روسیه تنظیم نموده است.
پاول دوروف، موسس این اپلیکشین، مدتها قبل اعلام کرده بود هرگونه تلاش برای دستیابی سرویس های امنیتی کشور به اطلاعات خصوصی کاربران را رد می کند.
این پیامرسان که از زمان آغاز به کار خود در 2013 تا کنون، بیش از 200میلیون کاربر را جذب کرده، علاوه بر اینکه در میان فعالان سیاسی محبوبیت ویژه ای دارد، میان اسلام گرایان افراطی نیز پرکاربرد است.
سرویس امنیتی فدرال روسیه در سپتامبر 2017 خواستار کلیدهای رمزنگاری از تلگرام شد اما چون به این درخواست ترتیب اثر داده نشد، سرویس نامبرده هم شکایت نامه ای رسمی علیه تلگرام تنظیم کرد.
دوروف سال گذشته گفته بود این کار از نظر فنی غیرممکن است و ناقض قانون اساسی روسیه می باشد، چرا که بنا بر این قانون، برخورداری از حریم خصوصی در ارتباطات، حق مسلم شهروندان است.
درخواست کنونی سرویس نظارت بر ارتباطات روسیه، آخرین گامی است که در جدال بین تلگرام و مقامات ارشد روسیه برداشته می شود چون مسکو خواستار رصد کردن هر چه بیشتر فعالان اینترنتی است.
در ژوئن گذشته، سازمان نظارت بر ارتباطات تهدید کرد این پیامرسان را به دلیل عدم ارائه اسناد ثبتنام مسدود می کند. گرچه تلگرام به ثبتنام اقدام کرد اما وقتی با درخواست ذخیرهسازی دادهها مواجه شد، از توافق با این سازمان دست کشید. طبق قانون، شرکتهای ثبت شده باید اطلاعات ردوبدل شده میان کاربران را به این سازمان تسلیم کنند.
این شرکتها از امسال ناچارند همۀ اطلاعات کاربران روسی داخل کشور را -طبق قانون ضدتروریستی که در 2016تصویب شد و مورد انتقاد شرکتهای اینترنتی و مخالفان قرار گرفت - ذخیره کنند.
منبع: تلگراف
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: سازمان نظارت بر ارتباطات در روسیه، بعد از پایان یافتن آخرین مهلت برای دستیابی به کدهای سرویس امنیتی تلگرام از دادگاه مسکو خواسته تا به فعالیت این پیامرسان در روسیه پایان دهد.
سازمان نامبرده، به نقل از خبرگزاری تلگراف، گفته دادخواستی جهت محدود کردن دسترسی به تلگرام در روسیه تنظیم نموده است.
پاول دوروف، موسس این اپلیکشین، مدتها قبل اعلام کرده بود هرگونه تلاش برای دستیابی سرویس های امنیتی کشور به اطلاعات خصوصی کاربران را رد می کند.
این پیامرسان که از زمان آغاز به کار خود در 2013 تا کنون، بیش از 200میلیون کاربر را جذب کرده، علاوه بر اینکه در میان فعالان سیاسی محبوبیت ویژه ای دارد، میان اسلام گرایان افراطی نیز پرکاربرد است.
سرویس امنیتی فدرال روسیه در سپتامبر 2017 خواستار کلیدهای رمزنگاری از تلگرام شد اما چون به این درخواست ترتیب اثر داده نشد، سرویس نامبرده هم شکایت نامه ای رسمی علیه تلگرام تنظیم کرد.
دوروف سال گذشته گفته بود این کار از نظر فنی غیرممکن است و ناقض قانون اساسی روسیه می باشد، چرا که بنا بر این قانون، برخورداری از حریم خصوصی در ارتباطات، حق مسلم شهروندان است.
درخواست کنونی سرویس نظارت بر ارتباطات روسیه، آخرین گامی است که در جدال بین تلگرام و مقامات ارشد روسیه برداشته می شود چون مسکو خواستار رصد کردن هر چه بیشتر فعالان اینترنتی است.
در ژوئن گذشته، سازمان نظارت بر ارتباطات تهدید کرد این پیامرسان را به دلیل عدم ارائه اسناد ثبتنام مسدود می کند. گرچه تلگرام به ثبتنام اقدام کرد اما وقتی با درخواست ذخیرهسازی دادهها مواجه شد، از توافق با این سازمان دست کشید. طبق قانون، شرکتهای ثبت شده باید اطلاعات ردوبدل شده میان کاربران را به این سازمان تسلیم کنند.
این شرکتها از امسال ناچارند همۀ اطلاعات کاربران روسی داخل کشور را -طبق قانون ضدتروریستی که در 2016تصویب شد و مورد انتقاد شرکتهای اینترنتی و مخالفان قرار گرفت - ذخیره کنند.
منبع: تلگراف
🆔 @jameeno
🔹طرح جلد #اکونومیست باعنوان چارهجويى برای قتل؛ چگونه میتوان با آدمکشی درشهرهای نوظهور مقابله کرد؟
▫️از 560 هزار مرگ خشونتبار در 2016 تنها 18% حاصل جنگ بوده و 68% در اثر قتل رخ داده است.
🆔 @jameeno
▫️از 560 هزار مرگ خشونتبار در 2016 تنها 18% حاصل جنگ بوده و 68% در اثر قتل رخ داده است.
🆔 @jameeno
🔺دور تازه ستاره دار شدن دانشجویان آغاز شد
🔹گفتگو اختصاصی جامعه نو با زهرا قلندری نژاد، دانشجویی که به خاطر عقایدش از تحصیل بازمانده است
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: دراویش گنابادی، نسل سوم دانشجویان ستاره دار می شوند. از بیستم دی ماه که مسئولان دانشگاه آزاد بندرعباس از ورود به دانشگاه و تحصیل زهرا قلندری نژاد جلوگیری کرده اند، این دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت مالی، به صف نسل تازه ای از دانشجویان ستاره دار کشور پیوسته است. او در این گفتگوی حضوری با اشاره به این که هنوز هیچ نهادی، علت واقعی اخراجش را اعلام نکرده، می گوید: «از آنجایی که دلیل اخراج من، عقیده ام بوده است باید به مسئولان بگویم که هیچ گاه اعتقاداتم را فدای اجازه تحصیلی که حقم است، نخواهم کرد»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/ab-04-07
🔹گفتگو اختصاصی جامعه نو با زهرا قلندری نژاد، دانشجویی که به خاطر عقایدش از تحصیل بازمانده است
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: دراویش گنابادی، نسل سوم دانشجویان ستاره دار می شوند. از بیستم دی ماه که مسئولان دانشگاه آزاد بندرعباس از ورود به دانشگاه و تحصیل زهرا قلندری نژاد جلوگیری کرده اند، این دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت مالی، به صف نسل تازه ای از دانشجویان ستاره دار کشور پیوسته است. او در این گفتگوی حضوری با اشاره به این که هنوز هیچ نهادی، علت واقعی اخراجش را اعلام نکرده، می گوید: «از آنجایی که دلیل اخراج من، عقیده ام بوده است باید به مسئولان بگویم که هیچ گاه اعتقاداتم را فدای اجازه تحصیلی که حقم است، نخواهم کرد»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/ab-04-07
Telegraph
دور تازه ستاره دار شدن دانشجویان آغاز شد
*گفتگوی اختصاصی جامعه نو با زهرا قلندری نژاد، دانشجویی که به خاطر عقایدش از تحصیل بازمانده است دراویش گنابادی، نسل سوم دانشجویان ستاره دار می شوند. از بیستم دی ماه که مسئولان دانشگاه آزاد بندرعباس از ورود به دانشگاه و تحصیل زهرا قلندری نژاد جلوگیری کرده اند،…
#الف
🔹تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
▫️شورای سردبیری: این روزها، فضای روشنفکری و ایدهپردازی سیاسی ما آکنده از بحثهایی با مضمون تقابل رویکردها در مسیر اصلاحطلبی، تحرک و سکون در پیشروی به سوی اهداف، واشناسی شکافهای اجتماعی، ماهیت اهداف گروههای اصلاحطلب و مدلهای رفتاری آنها و احتمال پرتاب شدن کشور به دایره خشونت است. کار این بحثها به جایی کشیده است که برخی اعاظم اصلاحطلب، مدعی وجود نیروهایی در جبهه تحولخواهی و اصلاحات با اهداف غیراصلاحی، اما رفتار اصلاحطلبانه شدهاند. همچنین تفسیرهایی معوج از بحثها و اهداف اصلاحطلبان وجود دارد و انحراف از تعاریف در فرهنگ اصلاحطلبی مشاهده میشود.
نقل قول فوق بازتابدهنده نامشخص بودن مرزها در یک مورد مهم در صحنه عمل اصلاحطلبان است: مرز بین طرح مطالبات توسط نیروهای منسجم اجتماعی با شورشهای خودجوش یا برانگیخته فاقد مطالبات معقول اجتماعی و مرز بین افراد و جریانهای متمایل به این دو شق. کسانی وجود دارند که ناخودآگاه زیر پوسته اصلاحطلبی به انقلاب فکر میکنند و از ظرفیتهای استفاده نشده اصلاحات حرف میزنند که "بیعملی" آنها را هدر داده است. در نگاه اول، آنها اصلاحطلبان مومن و پیگیری هستند که در هر گوشهای فرصتی برای استفاده و شکافی برای تعمیق و توسعه اصلاحطلبی میبینند. در عمل، رفتار این گروه نه درک موقعیت و تلاش برای ریشه دادن به مطالبات اجتماعی که صدور دائم فراخوان برای شورش از کار درمیآید. میخواهند هر جنبش شهری یا اعتراض صنفی طول و عرض پیدا کند و دربرگیرندگی آن سراسری و همگانی شود. این گروه البته غیر از گروههای خارج از کشورند که سالهاست در فکر تبدیل سطل ماست به دریایی دوغ هستند.
نقطه مقابلی در سر دیگر طیف قرار دارد: گروهی که ظرفیت موجود در عرصه سیاست و تحمل نهادهای حکومت را حتی در حد امکان پیگیری مطالباتی که خود نظام شعار اعتقاد به آنها را سر میدهد نمییابند. از نظر آنها سیستم، تحمل اعتراض جمعی به فقدان عدالت در امور اجتماعی (حقوق و دستمزد، امکانات زیر بنایی، مسائل صنفی اقشاری مانند معلمان و دانشجویان، عدالت مذهبی و بیطرفی استانی و...) را هم ندارد و برای جلوگیری از تنش بین حکومت و جبهه اصلاحات، نسخه آرامش مینویسند. به زعم آنان، اگر معلمان اعتصاب کنند و با پلیس ضد شورش (که متاسفانه نابخردانه به عرصه گسیل میشود) در گیر شوند، یا مردم منطقهای برای امور بهداشتی در برابر استانداری جمع شوند و شیشهای شکسته شود، شورشی به پا شده است مغایر با اهداف اصلاحطلبی و نمیتوان از آن مطالبه پشتیبانی کرد چون حکومت مسئولیت شیشه شکسته را به دوش اصلاحطلبان میاندازد... هرچند همه نه، اما بخش وسیعی از این گرایش را کسانی تشکیل میدهند که اصلاحطلب دارای سابقه مدیریت دولتیاند و اصلاحات مورد پشتیبانی آنها باید در حدی رقیق باشد که از صافی شورای نگهبان و نهادهای اطلاعاتی بگذرد!
حد میانه و منطبق بر موقعیت ملی کدام است و فعالان اصلاحطلب باید چه متری در دست بگیرند و روی کدام پله بایستند؟ موقعیت ملی ما را اکنون دو مولفه شکل میدهند: نظام و حکومت ناکارا و بدعهد که با زیر پا گذاشتن معاهده تشکیل یک حکومت عادل و قانونمند، جامعه را لگدکوب افلاس عمومی، نارسایی اقتصادی و انسداد اجتماعی و سیاسی کرده و باید وظایفی که در مقابل مردم دارد با صدای رسا و مطالبهگری معقول همگانی در برابر آن مطرح شود. مولفه دوم ناشی از حکومت ناکارا، حاصل رفتار کمتر بخردانه آن در عرصه بینالمللی، سیاستهای امنیتی ضد ملی و خصلتهای بیریخت ایدئولوژیک است که وحدت ملی و امنیت ملی ما را در معرض خطر قرار داده است.
نتیجه آن شده که بر اساس مولفه اول باید مطالبهگری اجتماعی را بیترس از خشم حکومت تشویق کرد، و بر اساس مولفه دوم، باید حداقل تا زمان اصلاح سیاستهای فراملی و امنیتی حکومت، از بروز تحرکات ساختارشکن همچون شورشهای بیشناسنامه، بلواهای قومی، و تحرکات هیجانی جاذب لمپنها و حاشیهنشینان، به عنوان یک وظیفه اصلاحطلبانه جلوگیری شود.
🆔 @jameeno
🔹تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
▫️شورای سردبیری: این روزها، فضای روشنفکری و ایدهپردازی سیاسی ما آکنده از بحثهایی با مضمون تقابل رویکردها در مسیر اصلاحطلبی، تحرک و سکون در پیشروی به سوی اهداف، واشناسی شکافهای اجتماعی، ماهیت اهداف گروههای اصلاحطلب و مدلهای رفتاری آنها و احتمال پرتاب شدن کشور به دایره خشونت است. کار این بحثها به جایی کشیده است که برخی اعاظم اصلاحطلب، مدعی وجود نیروهایی در جبهه تحولخواهی و اصلاحات با اهداف غیراصلاحی، اما رفتار اصلاحطلبانه شدهاند. همچنین تفسیرهایی معوج از بحثها و اهداف اصلاحطلبان وجود دارد و انحراف از تعاریف در فرهنگ اصلاحطلبی مشاهده میشود.
نقل قول فوق بازتابدهنده نامشخص بودن مرزها در یک مورد مهم در صحنه عمل اصلاحطلبان است: مرز بین طرح مطالبات توسط نیروهای منسجم اجتماعی با شورشهای خودجوش یا برانگیخته فاقد مطالبات معقول اجتماعی و مرز بین افراد و جریانهای متمایل به این دو شق. کسانی وجود دارند که ناخودآگاه زیر پوسته اصلاحطلبی به انقلاب فکر میکنند و از ظرفیتهای استفاده نشده اصلاحات حرف میزنند که "بیعملی" آنها را هدر داده است. در نگاه اول، آنها اصلاحطلبان مومن و پیگیری هستند که در هر گوشهای فرصتی برای استفاده و شکافی برای تعمیق و توسعه اصلاحطلبی میبینند. در عمل، رفتار این گروه نه درک موقعیت و تلاش برای ریشه دادن به مطالبات اجتماعی که صدور دائم فراخوان برای شورش از کار درمیآید. میخواهند هر جنبش شهری یا اعتراض صنفی طول و عرض پیدا کند و دربرگیرندگی آن سراسری و همگانی شود. این گروه البته غیر از گروههای خارج از کشورند که سالهاست در فکر تبدیل سطل ماست به دریایی دوغ هستند.
نقطه مقابلی در سر دیگر طیف قرار دارد: گروهی که ظرفیت موجود در عرصه سیاست و تحمل نهادهای حکومت را حتی در حد امکان پیگیری مطالباتی که خود نظام شعار اعتقاد به آنها را سر میدهد نمییابند. از نظر آنها سیستم، تحمل اعتراض جمعی به فقدان عدالت در امور اجتماعی (حقوق و دستمزد، امکانات زیر بنایی، مسائل صنفی اقشاری مانند معلمان و دانشجویان، عدالت مذهبی و بیطرفی استانی و...) را هم ندارد و برای جلوگیری از تنش بین حکومت و جبهه اصلاحات، نسخه آرامش مینویسند. به زعم آنان، اگر معلمان اعتصاب کنند و با پلیس ضد شورش (که متاسفانه نابخردانه به عرصه گسیل میشود) در گیر شوند، یا مردم منطقهای برای امور بهداشتی در برابر استانداری جمع شوند و شیشهای شکسته شود، شورشی به پا شده است مغایر با اهداف اصلاحطلبی و نمیتوان از آن مطالبه پشتیبانی کرد چون حکومت مسئولیت شیشه شکسته را به دوش اصلاحطلبان میاندازد... هرچند همه نه، اما بخش وسیعی از این گرایش را کسانی تشکیل میدهند که اصلاحطلب دارای سابقه مدیریت دولتیاند و اصلاحات مورد پشتیبانی آنها باید در حدی رقیق باشد که از صافی شورای نگهبان و نهادهای اطلاعاتی بگذرد!
حد میانه و منطبق بر موقعیت ملی کدام است و فعالان اصلاحطلب باید چه متری در دست بگیرند و روی کدام پله بایستند؟ موقعیت ملی ما را اکنون دو مولفه شکل میدهند: نظام و حکومت ناکارا و بدعهد که با زیر پا گذاشتن معاهده تشکیل یک حکومت عادل و قانونمند، جامعه را لگدکوب افلاس عمومی، نارسایی اقتصادی و انسداد اجتماعی و سیاسی کرده و باید وظایفی که در مقابل مردم دارد با صدای رسا و مطالبهگری معقول همگانی در برابر آن مطرح شود. مولفه دوم ناشی از حکومت ناکارا، حاصل رفتار کمتر بخردانه آن در عرصه بینالمللی، سیاستهای امنیتی ضد ملی و خصلتهای بیریخت ایدئولوژیک است که وحدت ملی و امنیت ملی ما را در معرض خطر قرار داده است.
نتیجه آن شده که بر اساس مولفه اول باید مطالبهگری اجتماعی را بیترس از خشم حکومت تشویق کرد، و بر اساس مولفه دوم، باید حداقل تا زمان اصلاح سیاستهای فراملی و امنیتی حکومت، از بروز تحرکات ساختارشکن همچون شورشهای بیشناسنامه، بلواهای قومی، و تحرکات هیجانی جاذب لمپنها و حاشیهنشینان، به عنوان یک وظیفه اصلاحطلبانه جلوگیری شود.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش ▫️شورای سردبیری: این روزها، فضای روشنفکری و ایدهپردازی سیاسی ما آکنده از بحثهایی با مضمون تقابل رویکردها در مسیر اصلاحطلبی، تحرک و سکون در پیشروی به سوی اهداف، واشناسی شکافهای اجتماعی، ماهیت اهداف گروههای اصلاحطلب…
Audio
🔹شصت و هشتمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔺 توئيت های ضد ایرانی ترامپ؛ یک تیر و چند نشان
▫️جامعه نو: دونالد ترامپ در پی انتشار خبر حمله شيميايى در سوریه ضمن چند توئيت ایران و روسیه را مسئول این فاجعه خواند و آنها را به پرداخت "بهای سنگین" تهدید کرد. برخی کاربران توئيترى ایالات متحده این اقدام او را شلوغکارى برای انحراف توجه عمومی از خط مشی سیاسی خودش خواندند.
اما به نقل از ای بی سی نیوز، لیندسی گراهام، از سناتورهای جمهوریخواه این عملکرد ترامپ را قاطع و به موقع خواند و گفت اگر رئیس جمهور آمریکا این واکنش را نشان نميداد در چشم ایران و روسیه ضعیف مینمود. این در حالی است که خبرگزاری ویک، عملکرد ترامپ را فرصت طلبی برای حمله به رئیس جمهور پيشين آمریکا، باراک اوباما دانسته. ترامپ در یکی از توييتهاي امروز خود نوشته اگر اوباما پیگیر تغییر رژیم در سوریه میشد مدتها قبل فجایع این کشور رو به پایان گذاشته بود. گویا ترامپ فراموش کرده در زمان انتخابات وعده داده بود هرگز درصدد تغییر رژیم کشورهای خارجی، "کشورهایی که هیچی از آنها نمیدانیم" برنخواهد آمد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: دونالد ترامپ در پی انتشار خبر حمله شيميايى در سوریه ضمن چند توئيت ایران و روسیه را مسئول این فاجعه خواند و آنها را به پرداخت "بهای سنگین" تهدید کرد. برخی کاربران توئيترى ایالات متحده این اقدام او را شلوغکارى برای انحراف توجه عمومی از خط مشی سیاسی خودش خواندند.
اما به نقل از ای بی سی نیوز، لیندسی گراهام، از سناتورهای جمهوریخواه این عملکرد ترامپ را قاطع و به موقع خواند و گفت اگر رئیس جمهور آمریکا این واکنش را نشان نميداد در چشم ایران و روسیه ضعیف مینمود. این در حالی است که خبرگزاری ویک، عملکرد ترامپ را فرصت طلبی برای حمله به رئیس جمهور پيشين آمریکا، باراک اوباما دانسته. ترامپ در یکی از توييتهاي امروز خود نوشته اگر اوباما پیگیر تغییر رژیم در سوریه میشد مدتها قبل فجایع این کشور رو به پایان گذاشته بود. گویا ترامپ فراموش کرده در زمان انتخابات وعده داده بود هرگز درصدد تغییر رژیم کشورهای خارجی، "کشورهایی که هیچی از آنها نمیدانیم" برنخواهد آمد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹یک دنیا غربت
▫️شورای سردبیری: دنیا هر روز با عیارهای دیروز خود بیگانهتر میشود و تحولاتی غریب رخ میدهد: روسیه عضو محور مقاومت (به روایت فرماندهان ارتش ایران) است، و بخش اعظم اعراب مسلمان نوکر اسرائیل خوانده میشوند؛ آمریکای نماد اقتصاد لیبرال به سیاست پروتکشنیسم افراطی (سابقا متعلق به کشورهای کمونیستی خیلی عقب از قافله) روآورده است، چین کمونیست مدافع تجارت آزاد شده و شاکی از دست آمریکاست... دنیای امروز را باید از نو شناخت.
چرا این بازشناخت لازم است؟ برای خودداری از کاربرد عیارهای پیشین تفسیر جهان و مردمان و سیاستهایش، و برای خودداری از پافشاری بر قوانین و رویههای کهنه برای هدایت امور دنیا و کشور به جهات دلخواه. هم به تفسیرهای تازهتر و هم به تدبیرهای کاراتر نیاز داریم.
البته فقط ما نیستیم که در تفسیر و تعیین تکلیف درماندهایم. کارشناسان همیشه حاضر در صحنه صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نیز مات ماندهاند: چرا اقتصاد آمریکا اجازه میدهد عیارها و اقدامات تجاری قرن نوزدهمی بر آن سلطه یابند؟ تنها کسی که حرفی زده، رئیس سازمان تجارت جهانی است آن هم نه حرفی تحلیلی و علمی. جملهای که گفته، بیشتر نشانه خشم است "اگر ترامپ میخواهد از سازمان تجارت جهانی خارج شود، خب بفرماید برود!" جهان گیج میزند که چه خبر است؟
حالا به عرصه سیاست نپردازیم که در آن پوتین عضو محور مقاومت است، انگسان سوچی برنده نوبل صلح است و ترامپ لمپن و چاقوکشهای سیاسی جانشین اوبامای شرافتمند. ظاهرا این عرصه دیگر هیچ حساب و منطقی ندارد. درمجموعه در هم جوش اقتصاد و سیاست امروز، این فقط منافعی آنی، مبهم و قطعا غیراخلاقی هستند که تکلیف همه چیز را تعیین میکنند از چرخ کردن گوشت الاغ در حیاط پشتی رستوران گرفته تا پختن آش برای تلگرام در اتاق پشتی سیاست و از آنچه همه طرفهای حاضر در سوریه و یمن انجام میدهند تا بلاهایی که در پاکستان و افغانستان بر سر یکدیگر میآورند.
باز شناخت موقعیت کنونی جهان که سیاستسازان فعلی ایران از آن عاجزند و یا اصرار بر برخی امور آنها را از توجه به شرایط هردم متغیر فضای جهان باز میدارد، برای جویندگان تحول در جامعه ایران لازم است و برای آنها حرام نیست، واجب است... احتمالا اصلاحطلبی این جمهوری هم به اصلاحاتی نیاز دارد. حداقل، به اصلاحاتی در چگونگی رویکرد پدیدهشناسیاش برای نیل به اهداف و آماجهایی که ناکامی مزمن در نیل به آنها، سرزنشی درونی و مداوم در بسیاری از ما پدید آورده است.
🆔 @jameeno
🔹یک دنیا غربت
▫️شورای سردبیری: دنیا هر روز با عیارهای دیروز خود بیگانهتر میشود و تحولاتی غریب رخ میدهد: روسیه عضو محور مقاومت (به روایت فرماندهان ارتش ایران) است، و بخش اعظم اعراب مسلمان نوکر اسرائیل خوانده میشوند؛ آمریکای نماد اقتصاد لیبرال به سیاست پروتکشنیسم افراطی (سابقا متعلق به کشورهای کمونیستی خیلی عقب از قافله) روآورده است، چین کمونیست مدافع تجارت آزاد شده و شاکی از دست آمریکاست... دنیای امروز را باید از نو شناخت.
چرا این بازشناخت لازم است؟ برای خودداری از کاربرد عیارهای پیشین تفسیر جهان و مردمان و سیاستهایش، و برای خودداری از پافشاری بر قوانین و رویههای کهنه برای هدایت امور دنیا و کشور به جهات دلخواه. هم به تفسیرهای تازهتر و هم به تدبیرهای کاراتر نیاز داریم.
البته فقط ما نیستیم که در تفسیر و تعیین تکلیف درماندهایم. کارشناسان همیشه حاضر در صحنه صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نیز مات ماندهاند: چرا اقتصاد آمریکا اجازه میدهد عیارها و اقدامات تجاری قرن نوزدهمی بر آن سلطه یابند؟ تنها کسی که حرفی زده، رئیس سازمان تجارت جهانی است آن هم نه حرفی تحلیلی و علمی. جملهای که گفته، بیشتر نشانه خشم است "اگر ترامپ میخواهد از سازمان تجارت جهانی خارج شود، خب بفرماید برود!" جهان گیج میزند که چه خبر است؟
حالا به عرصه سیاست نپردازیم که در آن پوتین عضو محور مقاومت است، انگسان سوچی برنده نوبل صلح است و ترامپ لمپن و چاقوکشهای سیاسی جانشین اوبامای شرافتمند. ظاهرا این عرصه دیگر هیچ حساب و منطقی ندارد. درمجموعه در هم جوش اقتصاد و سیاست امروز، این فقط منافعی آنی، مبهم و قطعا غیراخلاقی هستند که تکلیف همه چیز را تعیین میکنند از چرخ کردن گوشت الاغ در حیاط پشتی رستوران گرفته تا پختن آش برای تلگرام در اتاق پشتی سیاست و از آنچه همه طرفهای حاضر در سوریه و یمن انجام میدهند تا بلاهایی که در پاکستان و افغانستان بر سر یکدیگر میآورند.
باز شناخت موقعیت کنونی جهان که سیاستسازان فعلی ایران از آن عاجزند و یا اصرار بر برخی امور آنها را از توجه به شرایط هردم متغیر فضای جهان باز میدارد، برای جویندگان تحول در جامعه ایران لازم است و برای آنها حرام نیست، واجب است... احتمالا اصلاحطلبی این جمهوری هم به اصلاحاتی نیاز دارد. حداقل، به اصلاحاتی در چگونگی رویکرد پدیدهشناسیاش برای نیل به اهداف و آماجهایی که ناکامی مزمن در نیل به آنها، سرزنشی درونی و مداوم در بسیاری از ما پدید آورده است.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹یک دنیا غربت ▫️شورای سردبیری: دنیا هر روز با عیارهای دیروز خود بیگانهتر میشود و تحولاتی غریب رخ میدهد: روسیه عضو محور مقاومت (به روایت فرماندهان ارتش ایران) است، و بخش اعظم اعراب مسلمان نوکر اسرائیل خوانده میشوند؛ آمریکای نماد اقتصاد لیبرال به…
Audio
🔹شصت و نهمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: یک دنیا غربت
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: یک دنیا غربت
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔺نتایج جلسه فوق العاده ستاد اقتصادی دولت برای مدیریت بازار ارز به ریاست روحانی 🔹نرخ دلار از روز سه شنبه 4200 تومان خواهد بود؛ نرخ های غیر رسمی دیگر قاچاق محسوب می شود/ فعالان اقتصادی و مردم دغدغهای برای تأمین ارزشان نداشته باشند. - پایگاه اطلاعرسانی دولت…
🔴 جهانگیری: دلار تکنرخی شد؛ ۴۲۰۰ تومان
معاون اول رییسجمهور:
🔹دولت از فردا به هرکس که دلار بخواهد با نرخ ۴۲۰۰ تومان عرضه میکند.
🔹هر قیمتی بالاتر از ۴۲۰۰ تومان برای دلار در بازار، مشمول قاچاق است و به شدت با آن برخورد می شود. - ایسنا
🆔 @jameeno
معاون اول رییسجمهور:
🔹دولت از فردا به هرکس که دلار بخواهد با نرخ ۴۲۰۰ تومان عرضه میکند.
🔹هر قیمتی بالاتر از ۴۲۰۰ تومان برای دلار در بازار، مشمول قاچاق است و به شدت با آن برخورد می شود. - ایسنا
🆔 @jameeno
#الف
🔹استقبال از برخورد؟
▫️شورای سردبیری : دیروز، آقای تاجزاده طی پیامی خبر از "رسیدن نقطه عطف یا حذف یکی از دو دولت" دادهاند و طی توییتی نوشته بودند که "یا دولت پنهان با کنار زدن دولت قانونی ارکان حکومت را کامل در دست میگیرد و یا عقبنشینی میکند" این پیشبینی البته در روزی که مشاور دولت روحانی خبر از وجود توطئهای برای سقوط دولت در اردیبهشت ماه از طریق افزایش قیمت ارز داده است میتواند منطقی باشد و شاید افرادی اطلاعات بیشتری هم داشته باشند، اما تبدیل این پیشبینی به پوستر همراه با تصویر مردم در حال تظاهرات در خیابان، از تصوری که پشت پیشبینی وجود دارد خبر میدهد: مردم به خیابان میآیند و کودتای درون نظام را شکست میدهند. درباره تصورات رمانتیکی که در میان جوانان هوادار چهرههای محبوب جنبش اصلاحات رایج است، میتوان توضیحاتی داد. لازم است، زیرا باید به هزینه دادن برای تصورات رمانتیک پایان داد.
اینکه در ایران به تعبیری دو دولت وجود دارد و آنها با هم رقابت دارند درست است. این احتمال هم که ممکن است روزی یکی توسط دیگری کنار زده شود وجود دارد، اما این دو پیکره که یکی معمولا انتخابی و دیگری اساسا انتصابی است، از دوران آقای خمینی در جمهوری عجیب ما وجود داشتهاند و در حال مقابله با یکدیگر، و هیچگاه هم نتوانسته اند دیگری را حذف کنند. در دوران قبل از ۶۷ بخش انتخابی آن از مجلس درمیآمد و بخش انتصابی ان از انتخاباتی که برنده آن از پیش معلوم بود. در دوران پساخمینی، روند ثابتی وجود داشته است که جز دوره استثنایی احمدینژاد، (همسو شدن دولت انتخابی و انتصابی) در آن سه دوره کشمکش بین بخش انتصابی و انتخابی (دولتهای هاشمی، خاتمی، روحانی) وجود داشته است و دولت پنهان مورد اشاره آقای تاجزاده نیز حاصل تکامل آن دولت انتصابی است. گاهی از این وضعیت در ادبیات سیاسی ایران به عنوان حاکمیت دوگانه نیز نامبرده شده است.
نکته مهمی که از نگاه برخی مغفول میافتد این است که وجود این وضعیت حاصل توازن نیروهای اجتماعی و نتیجه ناتوانی کسی است که اسلحه و کلید زندان را در دست دارد، در مقابل کسانی که از حق انتخاب خود استفاده کرده و آن را پاس میدارند. هر دو پیکره قدرت دارند و در تمام دوران تقریبا سی ساله اخیر نتوانستهاند از پس یکدیگر برآیند. این دو، همچون کشتیگیران سومو ژاپنی، فقط با هل دادن یکدیگر غلبه میابند و پشت دیگری را هیچوقت به خاک نمالیده و از میدان به در نکردهاند. در تمام دورانی که این رویارویی ادامه داشته، از یکسو حزم امثال خاتمی (که خردهروشنفکران به او میگفتند به اتکای ۲۰ میلیون رای "ترتیب اینا رو بده") و از سوی دیگر خودداری بزرگانی که با حزم خود وسوسه (اجازه بدین سر این مار رو له کنیم) را رد میکردند، این کشور بر مدار خشونت اندک چرخیده، اما از مهلکه کودتا علیه خود و راه افتادن حمام خون برای یکدست کردن حکومت گریخته است. توازنی از بیعدالتی و رقابت نابرابر، آرامشی از سرکوب و محدودیت و توافقی از سر اجبار و حزم ما را با آسیب کمتر به امروز رسانده است. نمیتوانیم با احساس اینکه عناصر دست سوم و مخبطی در فلان خبرگزاری بهمان نهاد، سناریوی برخورد به رخمان کشیدهاند آمادهباش قیام بدهیم. توازن کنونی، با همه بدریختی و اجزای تهوعآور و اثرات روحیهکشی که دارد، گروهی از ما را برای آنکه بیمهابا و کور شده از شور ابلهانه ایدئولوژیک، همشهریان خود را به شلیک بیمهار مسلسل در خیابانها ببندیم مانع شده است. این وضع را نمیپسندیم، اما فعلا بدیلی برای آن در دسترس نداریم. پس حفظش میکنیم.
البته این به معنای حاکم کردن سکون گورستانی بر خودمان نیست. امثال اشخاص محترم، محبوب و معتبری مانند آقای تاجزاده میتوانند برای زنده و بانشاط نگه داشتن جوانان نقش مهم داشته باشند و با تشویق جامعه به حضور هر چه بیشتر در هر عرصهای که میتوانند، از به سرقت رفتن یا سرکوب حقوق اجتماعی جلوبگیرند و هر روز سنگر تازهای را از دست اقتدارطلبان درآورند. در واقع، خوب است که بر اساس رهنمود و خطمشی آقای بهزاد نبوی، همحزبی باتجربهتر آقای تاجزاده عمل کنیم که معتقد است به جای ورود به کشمکش بر سر قدرت، به "اثرگذاری بر قدرت " فکر کنیم.
وجود دولت پنهان و حاکمیت دوگانه و حضور نهادهای فراقانونی در کنار نظام قانونی در کشور ما، نه حاصل انتخاب که بر آمده از دل موقعیت تاریخی، فرهنگی و ساختار نیروهای اجتماعی ماست. هزینه وجود آن بویژه در حوزه اقتصاد بسیار زیاد بوده است. اما روش از بین بردن آن به صورت تدریجی و بطئی، هزینه کمتری از رویارویی آخرالزمانی دارد. بنابراین، به هم زدن هر برنامهای که نزد دولت پنهان برای رویارویی و یکسره کردن کار وجود داشته باشد، وظیفه اصلاحطلبان است و نه استقبال از آن برای عقب نشاندنش.
🆔 @jameeno
🔹استقبال از برخورد؟
▫️شورای سردبیری : دیروز، آقای تاجزاده طی پیامی خبر از "رسیدن نقطه عطف یا حذف یکی از دو دولت" دادهاند و طی توییتی نوشته بودند که "یا دولت پنهان با کنار زدن دولت قانونی ارکان حکومت را کامل در دست میگیرد و یا عقبنشینی میکند" این پیشبینی البته در روزی که مشاور دولت روحانی خبر از وجود توطئهای برای سقوط دولت در اردیبهشت ماه از طریق افزایش قیمت ارز داده است میتواند منطقی باشد و شاید افرادی اطلاعات بیشتری هم داشته باشند، اما تبدیل این پیشبینی به پوستر همراه با تصویر مردم در حال تظاهرات در خیابان، از تصوری که پشت پیشبینی وجود دارد خبر میدهد: مردم به خیابان میآیند و کودتای درون نظام را شکست میدهند. درباره تصورات رمانتیکی که در میان جوانان هوادار چهرههای محبوب جنبش اصلاحات رایج است، میتوان توضیحاتی داد. لازم است، زیرا باید به هزینه دادن برای تصورات رمانتیک پایان داد.
اینکه در ایران به تعبیری دو دولت وجود دارد و آنها با هم رقابت دارند درست است. این احتمال هم که ممکن است روزی یکی توسط دیگری کنار زده شود وجود دارد، اما این دو پیکره که یکی معمولا انتخابی و دیگری اساسا انتصابی است، از دوران آقای خمینی در جمهوری عجیب ما وجود داشتهاند و در حال مقابله با یکدیگر، و هیچگاه هم نتوانسته اند دیگری را حذف کنند. در دوران قبل از ۶۷ بخش انتخابی آن از مجلس درمیآمد و بخش انتصابی ان از انتخاباتی که برنده آن از پیش معلوم بود. در دوران پساخمینی، روند ثابتی وجود داشته است که جز دوره استثنایی احمدینژاد، (همسو شدن دولت انتخابی و انتصابی) در آن سه دوره کشمکش بین بخش انتصابی و انتخابی (دولتهای هاشمی، خاتمی، روحانی) وجود داشته است و دولت پنهان مورد اشاره آقای تاجزاده نیز حاصل تکامل آن دولت انتصابی است. گاهی از این وضعیت در ادبیات سیاسی ایران به عنوان حاکمیت دوگانه نیز نامبرده شده است.
نکته مهمی که از نگاه برخی مغفول میافتد این است که وجود این وضعیت حاصل توازن نیروهای اجتماعی و نتیجه ناتوانی کسی است که اسلحه و کلید زندان را در دست دارد، در مقابل کسانی که از حق انتخاب خود استفاده کرده و آن را پاس میدارند. هر دو پیکره قدرت دارند و در تمام دوران تقریبا سی ساله اخیر نتوانستهاند از پس یکدیگر برآیند. این دو، همچون کشتیگیران سومو ژاپنی، فقط با هل دادن یکدیگر غلبه میابند و پشت دیگری را هیچوقت به خاک نمالیده و از میدان به در نکردهاند. در تمام دورانی که این رویارویی ادامه داشته، از یکسو حزم امثال خاتمی (که خردهروشنفکران به او میگفتند به اتکای ۲۰ میلیون رای "ترتیب اینا رو بده") و از سوی دیگر خودداری بزرگانی که با حزم خود وسوسه (اجازه بدین سر این مار رو له کنیم) را رد میکردند، این کشور بر مدار خشونت اندک چرخیده، اما از مهلکه کودتا علیه خود و راه افتادن حمام خون برای یکدست کردن حکومت گریخته است. توازنی از بیعدالتی و رقابت نابرابر، آرامشی از سرکوب و محدودیت و توافقی از سر اجبار و حزم ما را با آسیب کمتر به امروز رسانده است. نمیتوانیم با احساس اینکه عناصر دست سوم و مخبطی در فلان خبرگزاری بهمان نهاد، سناریوی برخورد به رخمان کشیدهاند آمادهباش قیام بدهیم. توازن کنونی، با همه بدریختی و اجزای تهوعآور و اثرات روحیهکشی که دارد، گروهی از ما را برای آنکه بیمهابا و کور شده از شور ابلهانه ایدئولوژیک، همشهریان خود را به شلیک بیمهار مسلسل در خیابانها ببندیم مانع شده است. این وضع را نمیپسندیم، اما فعلا بدیلی برای آن در دسترس نداریم. پس حفظش میکنیم.
البته این به معنای حاکم کردن سکون گورستانی بر خودمان نیست. امثال اشخاص محترم، محبوب و معتبری مانند آقای تاجزاده میتوانند برای زنده و بانشاط نگه داشتن جوانان نقش مهم داشته باشند و با تشویق جامعه به حضور هر چه بیشتر در هر عرصهای که میتوانند، از به سرقت رفتن یا سرکوب حقوق اجتماعی جلوبگیرند و هر روز سنگر تازهای را از دست اقتدارطلبان درآورند. در واقع، خوب است که بر اساس رهنمود و خطمشی آقای بهزاد نبوی، همحزبی باتجربهتر آقای تاجزاده عمل کنیم که معتقد است به جای ورود به کشمکش بر سر قدرت، به "اثرگذاری بر قدرت " فکر کنیم.
وجود دولت پنهان و حاکمیت دوگانه و حضور نهادهای فراقانونی در کنار نظام قانونی در کشور ما، نه حاصل انتخاب که بر آمده از دل موقعیت تاریخی، فرهنگی و ساختار نیروهای اجتماعی ماست. هزینه وجود آن بویژه در حوزه اقتصاد بسیار زیاد بوده است. اما روش از بین بردن آن به صورت تدریجی و بطئی، هزینه کمتری از رویارویی آخرالزمانی دارد. بنابراین، به هم زدن هر برنامهای که نزد دولت پنهان برای رویارویی و یکسره کردن کار وجود داشته باشد، وظیفه اصلاحطلبان است و نه استقبال از آن برای عقب نشاندنش.
🆔 @jameeno
#یادداشت_اقتصادی
🔹دولت از راه محمودها رفت!
▫️جامعه نو: بالاخره دولت پس از دو روز مانیتور تلاطم در بازار ارز به تصمیمگیری نشست و نتیجه را اعلام کرد: افزایش نرخ ارز، به عنوان اعلام تک نرخ برای ارز. راستش را بخواهید اعلام امشب، آدمی را به یاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی محمود احمدینژاد میاندازد: در میانه بحرانی شبیه به بحران دو روز اخیر، از جلسه بیرون آمد و گفت" ما امشب ارز را تک نرخی کردیم، و من ان را ۱۳۱۰ تومان اعلام میکنم". تاریخ در این کشور چند بار تکرار میشود، و همیشه هم کمدی است!
حداقل حرفی که میشود زد، این است که دولتها در ایران همیشه در این مورد انفعالی عمل کردهاند و در عصبی و بحرانیترین شرایط به تصمیم میرسند که خودش نشانهای از دیمی بودن تصمیم و فکرناشدگی آن است. بنابراین آنها که میخواهند سرنوشت این تصمیم را بدانند، از همین نشانه حدیث مفصل بخوانند.
فارغ از تفسیرهای معوجی که ماجرای اخیر ارزی را توطئه دولت برای جبران کسر بودجه خود میدانند و تعابیر اهل سیاست که قضیه اخیر را یکسره کاسه زیر نیم کاسه رقیب سیاسی دولت میخوانند، بازار ارز ایران دستخوش ناکارایی کلی نظام و فداکردن اقتصاد پیش پای منافع غارتگرانه اشخاص خیلی خودی است. راهحلهای از بین بردن این گرفتاری دورهای نیز نزد اقتصاددانان شناخته شده است:
۱- باید در شرایط غیربحرانی نرخ برابری ارز خارجی را با محاسبه واقعبینانه "برابری قدرت خرید" (ppp ) کشف کرد و دامنهای از نوسان در حد زیر ۵ درصد را برای آن پذیرفت.
۲ - باید از طریق سیاستهای تجاری کلان در حوزه بازرگانی خارجی، مصارف ارزی را با حدود درآمد ارزی کشور متعادل کرد.
۳- باید پذیرفت نرخ ارز به تدریج و به مقدار تقریبی تفاضل نرخ تورم داخلی و متوسط کشورهای طرف تجاری در طول سال افزایش یابد.
۴- باید با رفع موانع کسب و کار، مشکلات تجارت خارجی و حل مشکلات سیاسی خارجی به منظور ایجاد هماهنگی با روندهای تجارت جهانی، صادرات کشور را به منظور افزایش درآمد ارزی و جلوگیری از بروز کسری در تراز بازرگانی خارجی افزایش داد.
۵- باید سیستم بپذیرد که بانک مرکزی در نقش مهم خود به عنوان ترازکننده نرخ ارز و تنظیمگر ارزش پول ملی کشور دستورگیرنده از بخش سیاسی نباشد.
واقعیت این است که توصیههای فوق و حتی استفاده از روشهای کمتر معمول کشف و حفظ نرخ برابری ارزها، سالهاست مورد توصیه اقتصاددانان دلسوز کشور بوده است. چرا کسی گوش نمیکند؟ به همان علت که راس حکومت تاکنون توصیههای گریز واقعی از بحرانهایی مانند شورش دی ماه را نپذیرفته، یا اینکه نمیتواند بپذیرد. نظام، اقتصاد را به همان جایی میبرد که سیاست را برده است. از این نظر، دوران روحانی با دوره احمدینژاد تفاوت ماهوی و هنگفت ندارد.
🆔 @jameeno
🔹دولت از راه محمودها رفت!
▫️جامعه نو: بالاخره دولت پس از دو روز مانیتور تلاطم در بازار ارز به تصمیمگیری نشست و نتیجه را اعلام کرد: افزایش نرخ ارز، به عنوان اعلام تک نرخ برای ارز. راستش را بخواهید اعلام امشب، آدمی را به یاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی محمود احمدینژاد میاندازد: در میانه بحرانی شبیه به بحران دو روز اخیر، از جلسه بیرون آمد و گفت" ما امشب ارز را تک نرخی کردیم، و من ان را ۱۳۱۰ تومان اعلام میکنم". تاریخ در این کشور چند بار تکرار میشود، و همیشه هم کمدی است!
حداقل حرفی که میشود زد، این است که دولتها در ایران همیشه در این مورد انفعالی عمل کردهاند و در عصبی و بحرانیترین شرایط به تصمیم میرسند که خودش نشانهای از دیمی بودن تصمیم و فکرناشدگی آن است. بنابراین آنها که میخواهند سرنوشت این تصمیم را بدانند، از همین نشانه حدیث مفصل بخوانند.
فارغ از تفسیرهای معوجی که ماجرای اخیر ارزی را توطئه دولت برای جبران کسر بودجه خود میدانند و تعابیر اهل سیاست که قضیه اخیر را یکسره کاسه زیر نیم کاسه رقیب سیاسی دولت میخوانند، بازار ارز ایران دستخوش ناکارایی کلی نظام و فداکردن اقتصاد پیش پای منافع غارتگرانه اشخاص خیلی خودی است. راهحلهای از بین بردن این گرفتاری دورهای نیز نزد اقتصاددانان شناخته شده است:
۱- باید در شرایط غیربحرانی نرخ برابری ارز خارجی را با محاسبه واقعبینانه "برابری قدرت خرید" (ppp ) کشف کرد و دامنهای از نوسان در حد زیر ۵ درصد را برای آن پذیرفت.
۲ - باید از طریق سیاستهای تجاری کلان در حوزه بازرگانی خارجی، مصارف ارزی را با حدود درآمد ارزی کشور متعادل کرد.
۳- باید پذیرفت نرخ ارز به تدریج و به مقدار تقریبی تفاضل نرخ تورم داخلی و متوسط کشورهای طرف تجاری در طول سال افزایش یابد.
۴- باید با رفع موانع کسب و کار، مشکلات تجارت خارجی و حل مشکلات سیاسی خارجی به منظور ایجاد هماهنگی با روندهای تجارت جهانی، صادرات کشور را به منظور افزایش درآمد ارزی و جلوگیری از بروز کسری در تراز بازرگانی خارجی افزایش داد.
۵- باید سیستم بپذیرد که بانک مرکزی در نقش مهم خود به عنوان ترازکننده نرخ ارز و تنظیمگر ارزش پول ملی کشور دستورگیرنده از بخش سیاسی نباشد.
واقعیت این است که توصیههای فوق و حتی استفاده از روشهای کمتر معمول کشف و حفظ نرخ برابری ارزها، سالهاست مورد توصیه اقتصاددانان دلسوز کشور بوده است. چرا کسی گوش نمیکند؟ به همان علت که راس حکومت تاکنون توصیههای گریز واقعی از بحرانهایی مانند شورش دی ماه را نپذیرفته، یا اینکه نمیتواند بپذیرد. نظام، اقتصاد را به همان جایی میبرد که سیاست را برده است. از این نظر، دوران روحانی با دوره احمدینژاد تفاوت ماهوی و هنگفت ندارد.
🆔 @jameeno