#یادداشت_اقتصادی
🔹دولت از راه محمودها رفت!
▫️جامعه نو: بالاخره دولت پس از دو روز مانیتور تلاطم در بازار ارز به تصمیمگیری نشست و نتیجه را اعلام کرد: افزایش نرخ ارز، به عنوان اعلام تک نرخ برای ارز. راستش را بخواهید اعلام امشب، آدمی را به یاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی محمود احمدینژاد میاندازد: در میانه بحرانی شبیه به بحران دو روز اخیر، از جلسه بیرون آمد و گفت" ما امشب ارز را تک نرخی کردیم، و من ان را ۱۳۱۰ تومان اعلام میکنم". تاریخ در این کشور چند بار تکرار میشود، و همیشه هم کمدی است!
حداقل حرفی که میشود زد، این است که دولتها در ایران همیشه در این مورد انفعالی عمل کردهاند و در عصبی و بحرانیترین شرایط به تصمیم میرسند که خودش نشانهای از دیمی بودن تصمیم و فکرناشدگی آن است. بنابراین آنها که میخواهند سرنوشت این تصمیم را بدانند، از همین نشانه حدیث مفصل بخوانند.
فارغ از تفسیرهای معوجی که ماجرای اخیر ارزی را توطئه دولت برای جبران کسر بودجه خود میدانند و تعابیر اهل سیاست که قضیه اخیر را یکسره کاسه زیر نیم کاسه رقیب سیاسی دولت میخوانند، بازار ارز ایران دستخوش ناکارایی کلی نظام و فداکردن اقتصاد پیش پای منافع غارتگرانه اشخاص خیلی خودی است. راهحلهای از بین بردن این گرفتاری دورهای نیز نزد اقتصاددانان شناخته شده است:
۱- باید در شرایط غیربحرانی نرخ برابری ارز خارجی را با محاسبه واقعبینانه "برابری قدرت خرید" (ppp ) کشف کرد و دامنهای از نوسان در حد زیر ۵ درصد را برای آن پذیرفت.
۲ - باید از طریق سیاستهای تجاری کلان در حوزه بازرگانی خارجی، مصارف ارزی را با حدود درآمد ارزی کشور متعادل کرد.
۳- باید پذیرفت نرخ ارز به تدریج و به مقدار تقریبی تفاضل نرخ تورم داخلی و متوسط کشورهای طرف تجاری در طول سال افزایش یابد.
۴- باید با رفع موانع کسب و کار، مشکلات تجارت خارجی و حل مشکلات سیاسی خارجی به منظور ایجاد هماهنگی با روندهای تجارت جهانی، صادرات کشور را به منظور افزایش درآمد ارزی و جلوگیری از بروز کسری در تراز بازرگانی خارجی افزایش داد.
۵- باید سیستم بپذیرد که بانک مرکزی در نقش مهم خود به عنوان ترازکننده نرخ ارز و تنظیمگر ارزش پول ملی کشور دستورگیرنده از بخش سیاسی نباشد.
واقعیت این است که توصیههای فوق و حتی استفاده از روشهای کمتر معمول کشف و حفظ نرخ برابری ارزها، سالهاست مورد توصیه اقتصاددانان دلسوز کشور بوده است. چرا کسی گوش نمیکند؟ به همان علت که راس حکومت تاکنون توصیههای گریز واقعی از بحرانهایی مانند شورش دی ماه را نپذیرفته، یا اینکه نمیتواند بپذیرد. نظام، اقتصاد را به همان جایی میبرد که سیاست را برده است. از این نظر، دوران روحانی با دوره احمدینژاد تفاوت ماهوی و هنگفت ندارد.
🆔 @jameeno
🔹دولت از راه محمودها رفت!
▫️جامعه نو: بالاخره دولت پس از دو روز مانیتور تلاطم در بازار ارز به تصمیمگیری نشست و نتیجه را اعلام کرد: افزایش نرخ ارز، به عنوان اعلام تک نرخ برای ارز. راستش را بخواهید اعلام امشب، آدمی را به یاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی محمود احمدینژاد میاندازد: در میانه بحرانی شبیه به بحران دو روز اخیر، از جلسه بیرون آمد و گفت" ما امشب ارز را تک نرخی کردیم، و من ان را ۱۳۱۰ تومان اعلام میکنم". تاریخ در این کشور چند بار تکرار میشود، و همیشه هم کمدی است!
حداقل حرفی که میشود زد، این است که دولتها در ایران همیشه در این مورد انفعالی عمل کردهاند و در عصبی و بحرانیترین شرایط به تصمیم میرسند که خودش نشانهای از دیمی بودن تصمیم و فکرناشدگی آن است. بنابراین آنها که میخواهند سرنوشت این تصمیم را بدانند، از همین نشانه حدیث مفصل بخوانند.
فارغ از تفسیرهای معوجی که ماجرای اخیر ارزی را توطئه دولت برای جبران کسر بودجه خود میدانند و تعابیر اهل سیاست که قضیه اخیر را یکسره کاسه زیر نیم کاسه رقیب سیاسی دولت میخوانند، بازار ارز ایران دستخوش ناکارایی کلی نظام و فداکردن اقتصاد پیش پای منافع غارتگرانه اشخاص خیلی خودی است. راهحلهای از بین بردن این گرفتاری دورهای نیز نزد اقتصاددانان شناخته شده است:
۱- باید در شرایط غیربحرانی نرخ برابری ارز خارجی را با محاسبه واقعبینانه "برابری قدرت خرید" (ppp ) کشف کرد و دامنهای از نوسان در حد زیر ۵ درصد را برای آن پذیرفت.
۲ - باید از طریق سیاستهای تجاری کلان در حوزه بازرگانی خارجی، مصارف ارزی را با حدود درآمد ارزی کشور متعادل کرد.
۳- باید پذیرفت نرخ ارز به تدریج و به مقدار تقریبی تفاضل نرخ تورم داخلی و متوسط کشورهای طرف تجاری در طول سال افزایش یابد.
۴- باید با رفع موانع کسب و کار، مشکلات تجارت خارجی و حل مشکلات سیاسی خارجی به منظور ایجاد هماهنگی با روندهای تجارت جهانی، صادرات کشور را به منظور افزایش درآمد ارزی و جلوگیری از بروز کسری در تراز بازرگانی خارجی افزایش داد.
۵- باید سیستم بپذیرد که بانک مرکزی در نقش مهم خود به عنوان ترازکننده نرخ ارز و تنظیمگر ارزش پول ملی کشور دستورگیرنده از بخش سیاسی نباشد.
واقعیت این است که توصیههای فوق و حتی استفاده از روشهای کمتر معمول کشف و حفظ نرخ برابری ارزها، سالهاست مورد توصیه اقتصاددانان دلسوز کشور بوده است. چرا کسی گوش نمیکند؟ به همان علت که راس حکومت تاکنون توصیههای گریز واقعی از بحرانهایی مانند شورش دی ماه را نپذیرفته، یا اینکه نمیتواند بپذیرد. نظام، اقتصاد را به همان جایی میبرد که سیاست را برده است. از این نظر، دوران روحانی با دوره احمدینژاد تفاوت ماهوی و هنگفت ندارد.
🆔 @jameeno