🔸احتمال بروز آلزایمر و خطر خودکشی میان جوانان در شهرهای آلوده
ترجمه: گلبرگ زرین
▫️جامعه نو: شواهد بیشتری نشان از احتمال بروز آلزایمر و خطر خودکشی میان جوانان در شهرهای آلوده دارد
پژوهشگران دانشگاه مونتانا به تازگی نتایج تحقیقات جدیدی را بر افزایش احتمال بروز آلزهایمر و خودکشی میان کودکان و نوجوانانی که در شهرهای آلوده زندگی می کنند منتشر کرده اند
به گفته دکتر لیلیان کالدِرون گارسیدو اِنیاس، گروه او نتایج گزارش های کالبدشکافی ۲۰۳ تن از ساکنان ۱۱ تا ۴۰ ساله مکزیکوسیتی را بررسی کرده است. ابرشهر مکزیکوسیتی ۲۴ میلیون نفر را در خود جای می دهد که روزانه در معرض غلظت بالاتر از استاندارد ذرات معلق در هوا قرار دارند. در طی بررسی این گزارشها، این پژوهشگران با دو پروتئین غیرعادی روبرو شدند که نشانگر بروز آلزهایمر بوده، و حتی به علائمی از مراحل نخست این بیماری در کودکان زیر یک سال برخوردند.
خانم کالدرون گارسیدو انیاس، پزشک و متخصص سم شناسی (در بخش علوم زیست پزشکی و داروسازی دانشگاه مونتانا)، می گوید: «نشانه های بیماری آلزهایمر در شهرهای آلوده در سنین کودکی آغاز می شود و ما باید اقدامات پیشگیرانه موثر را خیلی زود شروع کنیم. فعالیتهای درمانی در واکنش به بیماری در سنین بالاتر بی اثر خواهد بود.»
این گزارش در نشریه پژوهش های زیست محیطی (Journal of Environmental Research) به چاپ رسیده است.
دانشمندان میزان بالایی از دو پروتئین غیرعادی [hyperphosphorylated tau & beta amyloid] در مغز شهرنشینان جوانی یافتند که در تمام مدت عمرشان در معرض آلودگی ذرات ریز معلق در هوا قرار داشته اند و علاوه بر پروتئین آپولیپو E4، عامل وراثتی شناخته شده آلزهایمر، انباشت تدریجی ذرات ریز معلق در هوا در اثر قرار گرفتن در معرض میزان زیانبخش این مواد را نیز مشاهده کردند. این ذرات حدود ۳۰ برابر کوچک تر از قطر یک تار موی انسان است و غبار آسمان مناطق شهری ناشی از آن می باشد.
بررسی های گوناگون نشان داده است که آلزهایمر در سنین پایین کودکی آغاز می شود و پیشرفت این بیماری با بالارفتن سن، وضعیت پروتئین آپولیپو E4 و بودن در معرض ذرات ریز معلق در ارتباط است. پژوهشگران نشانه های این بیماری را در میان ۹۹.۵ درصد موارد مورد بررسی در مکزیکوسیتی یافتند. به علاوه، خطر پیشرفت سریع آلزهایمر در افراد ناقل پروتئین آپولیپو E4 بسیار بالاست و احتمال خودکشی در میان آنان، در مقایسه با افراد ناقل پروتئین آپولیپو E3،. ۴.۹۲ بار بیشتر است.
مؤلفان این مقاله موارد زیادی از آلزهایمر را با روند پرشتاب و زودهنگام در نتیجه بررسی های خود ذکر کرده اند که از ساکنان مناطق بسیار آلوده شهر بوده اند. آنها معتقدند که این اثرات زیانبار ناشی از ورود این ذرات به مغز از راه بینی، شش و دستگاه گوارش می باشد و اینکه این ذرات همه موانع مقابل خود را از میان برده و از طریق جریان خون در تمام بدن حرکت می کنند.
در انتها نویسندگان این مقاله به این نتیجه می رسند که آلودگی فراگیر هوا خطر اصلی بزرگ و قابل تغییری است که میلیون ها نفر را در تمام جهان تهدید می کند. خانم کالدرون گارسیدو انیاس می گوید: «اقدام برای محافظت از سیستم عصبی باید بسیار زود صورت گیرد، یعنی پیش از تولد و در سالهای اولیه زندگی. روشن ساختن و تشریح فعل و انفعالات عوامل خطرناک در محیط زیست، تغذیه، سوخت و ساز و وراثت کلیدهای اصلی پیشگیری از بروز بیماری آلزهایمر می باشند.»
منبع: ساینس دیلی
🆔 @jameeno
ترجمه: گلبرگ زرین
▫️جامعه نو: شواهد بیشتری نشان از احتمال بروز آلزایمر و خطر خودکشی میان جوانان در شهرهای آلوده دارد
پژوهشگران دانشگاه مونتانا به تازگی نتایج تحقیقات جدیدی را بر افزایش احتمال بروز آلزهایمر و خودکشی میان کودکان و نوجوانانی که در شهرهای آلوده زندگی می کنند منتشر کرده اند
به گفته دکتر لیلیان کالدِرون گارسیدو اِنیاس، گروه او نتایج گزارش های کالبدشکافی ۲۰۳ تن از ساکنان ۱۱ تا ۴۰ ساله مکزیکوسیتی را بررسی کرده است. ابرشهر مکزیکوسیتی ۲۴ میلیون نفر را در خود جای می دهد که روزانه در معرض غلظت بالاتر از استاندارد ذرات معلق در هوا قرار دارند. در طی بررسی این گزارشها، این پژوهشگران با دو پروتئین غیرعادی روبرو شدند که نشانگر بروز آلزهایمر بوده، و حتی به علائمی از مراحل نخست این بیماری در کودکان زیر یک سال برخوردند.
خانم کالدرون گارسیدو انیاس، پزشک و متخصص سم شناسی (در بخش علوم زیست پزشکی و داروسازی دانشگاه مونتانا)، می گوید: «نشانه های بیماری آلزهایمر در شهرهای آلوده در سنین کودکی آغاز می شود و ما باید اقدامات پیشگیرانه موثر را خیلی زود شروع کنیم. فعالیتهای درمانی در واکنش به بیماری در سنین بالاتر بی اثر خواهد بود.»
این گزارش در نشریه پژوهش های زیست محیطی (Journal of Environmental Research) به چاپ رسیده است.
دانشمندان میزان بالایی از دو پروتئین غیرعادی [hyperphosphorylated tau & beta amyloid] در مغز شهرنشینان جوانی یافتند که در تمام مدت عمرشان در معرض آلودگی ذرات ریز معلق در هوا قرار داشته اند و علاوه بر پروتئین آپولیپو E4، عامل وراثتی شناخته شده آلزهایمر، انباشت تدریجی ذرات ریز معلق در هوا در اثر قرار گرفتن در معرض میزان زیانبخش این مواد را نیز مشاهده کردند. این ذرات حدود ۳۰ برابر کوچک تر از قطر یک تار موی انسان است و غبار آسمان مناطق شهری ناشی از آن می باشد.
بررسی های گوناگون نشان داده است که آلزهایمر در سنین پایین کودکی آغاز می شود و پیشرفت این بیماری با بالارفتن سن، وضعیت پروتئین آپولیپو E4 و بودن در معرض ذرات ریز معلق در ارتباط است. پژوهشگران نشانه های این بیماری را در میان ۹۹.۵ درصد موارد مورد بررسی در مکزیکوسیتی یافتند. به علاوه، خطر پیشرفت سریع آلزهایمر در افراد ناقل پروتئین آپولیپو E4 بسیار بالاست و احتمال خودکشی در میان آنان، در مقایسه با افراد ناقل پروتئین آپولیپو E3،. ۴.۹۲ بار بیشتر است.
مؤلفان این مقاله موارد زیادی از آلزهایمر را با روند پرشتاب و زودهنگام در نتیجه بررسی های خود ذکر کرده اند که از ساکنان مناطق بسیار آلوده شهر بوده اند. آنها معتقدند که این اثرات زیانبار ناشی از ورود این ذرات به مغز از راه بینی، شش و دستگاه گوارش می باشد و اینکه این ذرات همه موانع مقابل خود را از میان برده و از طریق جریان خون در تمام بدن حرکت می کنند.
در انتها نویسندگان این مقاله به این نتیجه می رسند که آلودگی فراگیر هوا خطر اصلی بزرگ و قابل تغییری است که میلیون ها نفر را در تمام جهان تهدید می کند. خانم کالدرون گارسیدو انیاس می گوید: «اقدام برای محافظت از سیستم عصبی باید بسیار زود صورت گیرد، یعنی پیش از تولد و در سالهای اولیه زندگی. روشن ساختن و تشریح فعل و انفعالات عوامل خطرناک در محیط زیست، تغذیه، سوخت و ساز و وراثت کلیدهای اصلی پیشگیری از بروز بیماری آلزهایمر می باشند.»
منبع: ساینس دیلی
🆔 @jameeno
🔸عظمت بازیافتۀ کارل مارکس در آمریکا
▫️جامعه نو: مصادف با نزدیک شدن به دویستمین سالروز تولد کارل مارکس، روزنامۀ لوموند ضمن گزارشی این سوال را پیش کشیده که آیا مارکسِ پرخاشجو، هنوز هم با گذشت سی سال از فروپاشیِ پردۀ آهنین -که اروپای غربی را از شوروی و دولتهای اقماری اش جدا کرده بود و دیوار برلین نماد فیزیکی آن قلمداد میشد- مریدانی دارد؟ پاسخ لوموند از این قرار است: بله، گرچه حالا این مریدان جوانان بیست سالۀ آمریکایی هستند.
توضیح آنکه، سوسیال-دموکراتهای آمریکایی از انشقاق حزب سوسیالیست این کشور در 1973 ظهور یافتند و طی دو سال اخیر رشد چهاربرابری، تا 32000عضو، داشته اند. اما تا همین دو سال پیش این حزب، نقش جناح چپ حزب دموکرات را داشت، به عبارتی به این حزب وابسته بود و به خودی خود چندان رادیکال به شمار نمی رفت. لیکن اخیرا جوانان مبارزه جوی آمریکایی موج تازه ای راه انداخته اند و با نگرشی تندتر و انتقادی تر از اسلاف خود،خواستار نگارش برگی تازه در دفتر تاریخ چپ گرایان آمریکا هستند. تا جاییکه میانگین سنی این افراد از 68 سالگی در 2013 به 33 سالگی در 2018 تغییر یافته است. به نقل از لوموند لقب "سوسیالیست" نسلهای میانسال آمریکایی را به وحشت می اندازد چون برای آنها یادآور رژیمهای تمامیت خواه سدۀ بیستم است، بااینهمه نسل جوان بی تردید و دودلی این لقب را اتخاذ کرده و چه بسا با سربلندی خود را "مارکسیست" می نامد.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/ly2p_marx.jpg
▫️جامعه نو: مصادف با نزدیک شدن به دویستمین سالروز تولد کارل مارکس، روزنامۀ لوموند ضمن گزارشی این سوال را پیش کشیده که آیا مارکسِ پرخاشجو، هنوز هم با گذشت سی سال از فروپاشیِ پردۀ آهنین -که اروپای غربی را از شوروی و دولتهای اقماری اش جدا کرده بود و دیوار برلین نماد فیزیکی آن قلمداد میشد- مریدانی دارد؟ پاسخ لوموند از این قرار است: بله، گرچه حالا این مریدان جوانان بیست سالۀ آمریکایی هستند.
توضیح آنکه، سوسیال-دموکراتهای آمریکایی از انشقاق حزب سوسیالیست این کشور در 1973 ظهور یافتند و طی دو سال اخیر رشد چهاربرابری، تا 32000عضو، داشته اند. اما تا همین دو سال پیش این حزب، نقش جناح چپ حزب دموکرات را داشت، به عبارتی به این حزب وابسته بود و به خودی خود چندان رادیکال به شمار نمی رفت. لیکن اخیرا جوانان مبارزه جوی آمریکایی موج تازه ای راه انداخته اند و با نگرشی تندتر و انتقادی تر از اسلاف خود،خواستار نگارش برگی تازه در دفتر تاریخ چپ گرایان آمریکا هستند. تا جاییکه میانگین سنی این افراد از 68 سالگی در 2013 به 33 سالگی در 2018 تغییر یافته است. به نقل از لوموند لقب "سوسیالیست" نسلهای میانسال آمریکایی را به وحشت می اندازد چون برای آنها یادآور رژیمهای تمامیت خواه سدۀ بیستم است، بااینهمه نسل جوان بی تردید و دودلی این لقب را اتخاذ کرده و چه بسا با سربلندی خود را "مارکسیست" می نامد.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/ly2p_marx.jpg
#الف
🔹مردم را عصبی نکن!
▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا و پایین حکومت اعمال آن را تحلیل میکنند و عصبانی نمیشوند، بلکه اقشار وسیعی از جامعه ، توده ها را . همانها که رابطه شان با حکومت در حدی است که مستقیما به امور فردیشان ربط دارد.حکومت به طرز وقفه ناپذیری در حال عصبی کردن دوباره آنهاست.
نیازی به ذکر مثال های بیشتر نیست اگر به دوموضوع بستن تلگرام و مضایقه های ارزی اشاره کنیم که دو مورد بسیار عمومی هستند، اما مگر مواردی که به گروه های کوچکتری مرتبط هستند امواجی از خشم و نارضایتی پدید نمی آورند؟ تاراندن زارعین اصفهان یا کولبران مرز نشین مگر دربرگیرندگی کمی دارد؟ اصلا موارد کاملا فردی چه؟ فحاشی به یک دختر و کتک زدن او در حد مجبور کردن وزیر و وکیل و پلیس و مامور به توضیح و عذر خواهی ، از نظر تاثیر اجتماعی چه کم از مجموعه همه موارد پیش گفته دارد؟ موج هراسی که همین یک مورد در دل همه پدر ها و مادر هامینشاند چه سونامی پنهانی پدید میآورد و موج آن کی میرسد؟
نشانه ها حاکی از این است که حکومت بی خیال نیست و از نتایج اعمال خود میترسد : ترس از خشم عوام به خاطر بسته شدن تلگرام آن را وادار کرده حدود نیمی از ظرفیت تبلیغاتی عظیم خود رابه توجیه اقدام در شرف وقوعش اختصاص دهد ؛ مقامات بانک مرکزی دائما در حال مصاحبه در باره ارز مسافری و دانشجویی هستند ؛ سعید جلیلی ،مقام بلند پایه شورای عالی امنیت ملی را به خاطر مساله کولبرها به کردستان گسیل کرده اند؛ و.....در اکثر موارد هرکاری میکنند، جز اندیشه ی قبل از مکافات عمل . نتیجه هم همیشه تراکم خشم بوده است.
اما وجود مواردی متفاوت ، نشان میدهد مساله حکومت ما، کمبود قوه عاقله نیست : در ماجرای به خیابان آمدن مردم در طلبکاری از موسسات پولی غیر مجاز، با تامل و در مسیر کاهش تنش عمل شد و عقل در سنگر اول بود. البته علت آن میتوانست گسیل عقل به میدان به خاطر ترس باشد. بالاخره این هم هست که "ترسیدن بهنگام، خودش عقلانیت است". این یا آن،فرقی نمیکند: حالا ،در این موقعیت رویارویی با انواع اعتراضهای خیابانی ، عقل به حکومت حکم میکند از به خشم آوردن عوام بترسد. چراچنین نمیکند؟
🆔 @jameeno
🔹مردم را عصبی نکن!
▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا و پایین حکومت اعمال آن را تحلیل میکنند و عصبانی نمیشوند، بلکه اقشار وسیعی از جامعه ، توده ها را . همانها که رابطه شان با حکومت در حدی است که مستقیما به امور فردیشان ربط دارد.حکومت به طرز وقفه ناپذیری در حال عصبی کردن دوباره آنهاست.
نیازی به ذکر مثال های بیشتر نیست اگر به دوموضوع بستن تلگرام و مضایقه های ارزی اشاره کنیم که دو مورد بسیار عمومی هستند، اما مگر مواردی که به گروه های کوچکتری مرتبط هستند امواجی از خشم و نارضایتی پدید نمی آورند؟ تاراندن زارعین اصفهان یا کولبران مرز نشین مگر دربرگیرندگی کمی دارد؟ اصلا موارد کاملا فردی چه؟ فحاشی به یک دختر و کتک زدن او در حد مجبور کردن وزیر و وکیل و پلیس و مامور به توضیح و عذر خواهی ، از نظر تاثیر اجتماعی چه کم از مجموعه همه موارد پیش گفته دارد؟ موج هراسی که همین یک مورد در دل همه پدر ها و مادر هامینشاند چه سونامی پنهانی پدید میآورد و موج آن کی میرسد؟
نشانه ها حاکی از این است که حکومت بی خیال نیست و از نتایج اعمال خود میترسد : ترس از خشم عوام به خاطر بسته شدن تلگرام آن را وادار کرده حدود نیمی از ظرفیت تبلیغاتی عظیم خود رابه توجیه اقدام در شرف وقوعش اختصاص دهد ؛ مقامات بانک مرکزی دائما در حال مصاحبه در باره ارز مسافری و دانشجویی هستند ؛ سعید جلیلی ،مقام بلند پایه شورای عالی امنیت ملی را به خاطر مساله کولبرها به کردستان گسیل کرده اند؛ و.....در اکثر موارد هرکاری میکنند، جز اندیشه ی قبل از مکافات عمل . نتیجه هم همیشه تراکم خشم بوده است.
اما وجود مواردی متفاوت ، نشان میدهد مساله حکومت ما، کمبود قوه عاقله نیست : در ماجرای به خیابان آمدن مردم در طلبکاری از موسسات پولی غیر مجاز، با تامل و در مسیر کاهش تنش عمل شد و عقل در سنگر اول بود. البته علت آن میتوانست گسیل عقل به میدان به خاطر ترس باشد. بالاخره این هم هست که "ترسیدن بهنگام، خودش عقلانیت است". این یا آن،فرقی نمیکند: حالا ،در این موقعیت رویارویی با انواع اعتراضهای خیابانی ، عقل به حکومت حکم میکند از به خشم آوردن عوام بترسد. چراچنین نمیکند؟
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹مردم را عصبی نکن! ▫️شورای سردبیری: مانند خودرویی که در یک جاده سنگلاخ دائما دچار مشکل توقف میشود وسرنشینان را عصبی میکند، حکومت دوباره در حال ارتکاب رفتار منتهی به عصبانیت مردم است. نه فقط نیروهای سیاسی و کسانی که با درک موقعیت و به خاطر شناخت بالا…
Audio
🔹هفتاد و هشتمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را عصبی نکن
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: مردم را عصبی نکن
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸بیشتر از 750 استاد پیشکسوت محیطزیست، هنرمند وفعال محیطزیست در نامهای به رییس جمهوری:
🔹جز تلاش برای حفاظت طبیعت فعالیت دیگری از بازداشتیهای محیطزیست ندیدیم
▫️در حالی که نزدیک به 90 روز از زندانی شدن 8 تن از کارشناسان حیات وحش کشور و 60 روز از بازداشت 5 تن دیگر در جنوب کشور میگذرد و بنا براعلام رسمی یکی از بازداشتیها در زندان خودکشی کرده است، گروهی متشکل از 700 نفر از برجسته ترین متخصصان، اساتید دانشگاهی و فعالان و انجمن های محیط زیستی کشور به همراه جمع کثیری از هنرمندان ایرانی در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران خواستار تعیین تکلیف بازداشتیها و جلوگیری از نقض صریح قانون و حقوق شهروندی شدند.
از جمله موارد ذکر شده در این نامه میتوان به ابهام در وضعیت و محل نگهداری، همچنین سرنوشت بازداشتشدگان، عدم تماس تلفنی از سوی حداقل یکی از بازداشتیها، عدم امکان ملاقات حضوری و آزادانه، نقض دادرسی عادلانه و نقض اصول 9، 32 و 35 قانون اساسی و مفاد قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب مجلس شورای اسلامی و حتی قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کرد.
در بخشی از این نامه که توسط 34 تشکل محیط زیستی امضا شده، آمده است: «این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری نیز محروم هستند، که این موضوع نقض صریح اصل 35 قانون اساسی است. هرچند مفاد تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری بر مبنای انتخاب وکیل از بین فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه است؛ اما حتی مطابق همین ماده نیز تا زمانی که رئیس قوه قضاییه فهرستی از این وکلا تهیه نکرده است، اجرای این تبصره عملاً غیرممکن است. بنابراین تا پیش از اعلام اسامی این وکلا، نمیتوان حق داشتن وکیل برای متهمان را نادیده گرفت».
امضا کنندگان این نامه که بین آنها نام 47 استاد پیشکسوت محیطزیست و حیاتوحش کشور وهمچنین گروهی از برجستهترین وشناخته شدهترین اساتید دانشگاه و فعال محیطزیست دیده میشود، مشکوک تلقی شدن همه فعالیتهای شناخته شده محیطزیستی و مورد تایید نهادهای رسمی و حکومتی را حیرتآور توصیف کرده و خواستار توقف جریانسازیهای خاص رسانهای با طرح اتهامات ثابت نشده انتشار مطالب کذب و شبهه برانگیز جهت تحقق حقوق متهمین زندانی و جلوگیری از خدشهدار شدن حیثیت بازداشتشدگان ودلسردی همه اهالی محیطزیست کشور شدند.
در بین امضا کنندگان این نامه 76 هنرمند نام آشنا همچون هدیه تهرانی، رامبد جوان، پرویز پرستویی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد، علی مصفا، مرضیه برومند و لیلی گلستان نیز دیده می شود. همچنین گروهی از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست و مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست هرمزگان که بخشی از فعالیتهای بازداشتیها در آن مناطق انجام میشده در جمله امضا کنندگان این نامه هستند. در قیمت انتهایی این نامه آمده است:« در پایان به استناد موارد ذکرشده در این نوشتار، امضاکنندگان این نامه بهعنوان متخصصان، کارشناسان، کنشگران و علاقهمندان محیطزیست تقاضای تسریع درروند دادرسی بازداشتشدگان را دارند و شهادت میدهند: تاکنون طی حدود بیست سال فعالیت حرفهای بازداشتشدگان، جز تلاش برای خدمت به میهن و حفاظت از طبیعت این مرزوبوم، شاهد هیچگونه فعالیت شبهه انگیزی از سوی ایشان نبودهایم». این در حالی است که چند روز پیش محمد رضا تابش، نماینده مجلس نیز اعلام کرد برخی دستگاهها تعدادی از این افراد را متهم به جاسوسی کرده اند اما نظرات کارشناسی وزارت اطلاعات بر خلاف آنها است.
🆔 @jameeno
🔹جز تلاش برای حفاظت طبیعت فعالیت دیگری از بازداشتیهای محیطزیست ندیدیم
▫️در حالی که نزدیک به 90 روز از زندانی شدن 8 تن از کارشناسان حیات وحش کشور و 60 روز از بازداشت 5 تن دیگر در جنوب کشور میگذرد و بنا براعلام رسمی یکی از بازداشتیها در زندان خودکشی کرده است، گروهی متشکل از 700 نفر از برجسته ترین متخصصان، اساتید دانشگاهی و فعالان و انجمن های محیط زیستی کشور به همراه جمع کثیری از هنرمندان ایرانی در نامه ای به حسن روحانی، رییس جمهوری ایران خواستار تعیین تکلیف بازداشتیها و جلوگیری از نقض صریح قانون و حقوق شهروندی شدند.
از جمله موارد ذکر شده در این نامه میتوان به ابهام در وضعیت و محل نگهداری، همچنین سرنوشت بازداشتشدگان، عدم تماس تلفنی از سوی حداقل یکی از بازداشتیها، عدم امکان ملاقات حضوری و آزادانه، نقض دادرسی عادلانه و نقض اصول 9، 32 و 35 قانون اساسی و مفاد قانون «احترام به آزادیهای مشروع و حفظ حقوق شهروندی» مصوب مجلس شورای اسلامی و حتی قانون آیین دادرسی کیفری اشاره کرد.
در بخشی از این نامه که توسط 34 تشکل محیط زیستی امضا شده، آمده است: «این افراد از حق داشتن وکیل دادگستری نیز محروم هستند، که این موضوع نقض صریح اصل 35 قانون اساسی است. هرچند مفاد تبصره ماده 48 قانون آیین دادرسی کیفری بر مبنای انتخاب وکیل از بین فهرست وکلای مورد تأیید قوه قضاییه است؛ اما حتی مطابق همین ماده نیز تا زمانی که رئیس قوه قضاییه فهرستی از این وکلا تهیه نکرده است، اجرای این تبصره عملاً غیرممکن است. بنابراین تا پیش از اعلام اسامی این وکلا، نمیتوان حق داشتن وکیل برای متهمان را نادیده گرفت».
امضا کنندگان این نامه که بین آنها نام 47 استاد پیشکسوت محیطزیست و حیاتوحش کشور وهمچنین گروهی از برجستهترین وشناخته شدهترین اساتید دانشگاه و فعال محیطزیست دیده میشود، مشکوک تلقی شدن همه فعالیتهای شناخته شده محیطزیستی و مورد تایید نهادهای رسمی و حکومتی را حیرتآور توصیف کرده و خواستار توقف جریانسازیهای خاص رسانهای با طرح اتهامات ثابت نشده انتشار مطالب کذب و شبهه برانگیز جهت تحقق حقوق متهمین زندانی و جلوگیری از خدشهدار شدن حیثیت بازداشتشدگان ودلسردی همه اهالی محیطزیست کشور شدند.
در بین امضا کنندگان این نامه 76 هنرمند نام آشنا همچون هدیه تهرانی، رامبد جوان، پرویز پرستویی، تهمینه میلانی، رخشان بنی اعتماد، علی مصفا، مرضیه برومند و لیلی گلستان نیز دیده می شود. همچنین گروهی از کارشناسان سازمان حفاظت محیط زیست و مدیران اداره کل حفاظت محیط زیست هرمزگان که بخشی از فعالیتهای بازداشتیها در آن مناطق انجام میشده در جمله امضا کنندگان این نامه هستند. در قیمت انتهایی این نامه آمده است:« در پایان به استناد موارد ذکرشده در این نوشتار، امضاکنندگان این نامه بهعنوان متخصصان، کارشناسان، کنشگران و علاقهمندان محیطزیست تقاضای تسریع درروند دادرسی بازداشتشدگان را دارند و شهادت میدهند: تاکنون طی حدود بیست سال فعالیت حرفهای بازداشتشدگان، جز تلاش برای خدمت به میهن و حفاظت از طبیعت این مرزوبوم، شاهد هیچگونه فعالیت شبهه انگیزی از سوی ایشان نبودهایم». این در حالی است که چند روز پیش محمد رضا تابش، نماینده مجلس نیز اعلام کرد برخی دستگاهها تعدادی از این افراد را متهم به جاسوسی کرده اند اما نظرات کارشناسی وزارت اطلاعات بر خلاف آنها است.
🆔 @jameeno
🔹به بازیِ صندلی در شورای شهر پایان دهید
▫️سعید برآبادی: استعفای اجباری شهردار تهران، فرصت مغتنمی ست که مردم توان و ظرفیت اصلاح طلبانی که از طریق انتخابات به سیستم ورود پیدا کرده و خود را صاحب قدرت می دانند، بسنجند. برای درک بهتر این موقعیت اشاره به بازی کودکانه «صندلی بازی» بد نیست. اگر محسن هاشمی که پیش از نجفی، گزینه اصلی شهرداری تهران بود، به ساختمان بهشت برود و شهردارِ پایتخت شود، یکی از مهمترین صندلی های شورای شهر خالی خواهد شد و به عضو علی البدل که از قضا اصولگرایی درجه یک است خواهد رسید.
همگرایی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب برای مقدمه سازی شهرداری محسن هاشمی نیز دقیقا به همین خاطر است؛ منافع مشترکِ این دو گروه از دو سوی داستان، طنز تلخ سیاست امروز کشور است؛ حمایت غیرمستقیم کیهان از یک سو و حمایت شرق و آفتاب یزد از سوی دیگر نشان از این واقعیت دارد که در این بازی، اصولگراها از روی کار آمدن چمران خوشنوداند و می دانند که این مهم جز با شهردار شدن محسن هاشمی اتفاق نمی افتد و اصلاح طلبان با پذیرش این واقعیت که چاره ای جز باج دادن به اصولگراها ندارند، می خواهند همچنان بر طلب اصلاح طلبی بکوبند و محسن هاشمی را به ساختمان بهشت برسانند. سنجش مردمی ظرفیت اصلاح طلبانی که به قدرت رسیده اند در همین بزنگاه معنا پیدا می کند .
تفاوت محتوایی موجود در پرسش های فعالان سیاسی و مردم بر سر این انتخاب، یادآور این واقعیت است که قدرت مطلقه در هر شکل و شمایلی که باشد می تواند فساد و توهم ایجاد کند. اصلاح طلبانی که این روزها به مدد رای مردم و تکرارِ سید محمد خاتمی، سکان داران قطعی و بی مخالف شورای شهر شده اند چرا از آمدنِ مصطفی چمرانِ اصولگرا به شورا تا این حد نگران اند؟ مگر نه این که اصلِ اصلاح طلبی تضارب اندیشه های راست و چپ بوده و مگر نه این که حضور یک عضو منتقد در شورا می تواند بهانه ای برای شفافیت رفتارِ همین شورا باشد؟
در طول دوره های پیشین شورای شهر تهران، مردم ظرفیت اصولگرایانی که قاطبه شورا را به دست آورده بودند، سنجیدند و اصولگرایان با انتخاب های نادرست و سیاسی خود، تهران را با میلیاردها تومان بدهی و صدها میلیارد تومان فساد اداری تنها گذاشتند و حیاط خلوت خود را رها کردند. آیا این بار نوبت اصلاح طلبان است که صداقت را به خاطر آن چه که «فعل سیاسی» می نامند –اما هیچ شباهتی به کار حزبی یا گروهی ندارد- گردن بزنند؟
تهرانی ها فراموش نمی کنند که یک بار دیگر در سال 81 ماجرایی مشابه با امروز در شورای شهر اتفاق افتاد. مصطفی تاجزاده عضو علی البدلِ شورایی شد که به طور قاطع در تمام کرسی هایش در اختیار اصولگرایان بود و هر گونه تغییری در اعضای شورا می توانست درها را به روی یک اصلاح طلب پشت در مانده، باز کند. آن زمان اصلاح طلبان عدم تمایل شورا به ورود تاجزاده را دالِ بر حیاط خلوت سازی شورا توسط اصولگراها می دانستند و امروز نباید خود از ورود چمران به این ساختمان در هراس باشند. در این میان اما همچنان همراهی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب بر سر شهردار شدن محسن هاشمی مطایبه تلخ تاریخ است. با تهران و تهرانی ها که به امید افق های تازه به لیست امید رای دادند.
ماروزنامه نگاریم و درباره اینکه چه کسی باید شهردار شود نظر و علاقه و ارادت خاصی نداریم. این را هم که مقامهای اجرایی بین اعضای خاندانهای بزرگ دست به دست شود خوش نمیداریم، علاقمند به سلطه نگرش های اصلاح طلبانه بر همه شئونات کشور هم هستیم و آنچه بر نمیتابیم، دورزدن یا گریز از عیارها و مصالح حکومت و مشارکت خردمندانه و ترس از تقسیم قدرت است. شورای شهر باید شائبه بی میلی به حضور یک رقیب و مخالف سیاسی در درون خود را به طریقی عاقلانه برطرف کند.
🆔 @jameeno
▫️سعید برآبادی: استعفای اجباری شهردار تهران، فرصت مغتنمی ست که مردم توان و ظرفیت اصلاح طلبانی که از طریق انتخابات به سیستم ورود پیدا کرده و خود را صاحب قدرت می دانند، بسنجند. برای درک بهتر این موقعیت اشاره به بازی کودکانه «صندلی بازی» بد نیست. اگر محسن هاشمی که پیش از نجفی، گزینه اصلی شهرداری تهران بود، به ساختمان بهشت برود و شهردارِ پایتخت شود، یکی از مهمترین صندلی های شورای شهر خالی خواهد شد و به عضو علی البدل که از قضا اصولگرایی درجه یک است خواهد رسید.
همگرایی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب برای مقدمه سازی شهرداری محسن هاشمی نیز دقیقا به همین خاطر است؛ منافع مشترکِ این دو گروه از دو سوی داستان، طنز تلخ سیاست امروز کشور است؛ حمایت غیرمستقیم کیهان از یک سو و حمایت شرق و آفتاب یزد از سوی دیگر نشان از این واقعیت دارد که در این بازی، اصولگراها از روی کار آمدن چمران خوشنوداند و می دانند که این مهم جز با شهردار شدن محسن هاشمی اتفاق نمی افتد و اصلاح طلبان با پذیرش این واقعیت که چاره ای جز باج دادن به اصولگراها ندارند، می خواهند همچنان بر طلب اصلاح طلبی بکوبند و محسن هاشمی را به ساختمان بهشت برسانند. سنجش مردمی ظرفیت اصلاح طلبانی که به قدرت رسیده اند در همین بزنگاه معنا پیدا می کند .
تفاوت محتوایی موجود در پرسش های فعالان سیاسی و مردم بر سر این انتخاب، یادآور این واقعیت است که قدرت مطلقه در هر شکل و شمایلی که باشد می تواند فساد و توهم ایجاد کند. اصلاح طلبانی که این روزها به مدد رای مردم و تکرارِ سید محمد خاتمی، سکان داران قطعی و بی مخالف شورای شهر شده اند چرا از آمدنِ مصطفی چمرانِ اصولگرا به شورا تا این حد نگران اند؟ مگر نه این که اصلِ اصلاح طلبی تضارب اندیشه های راست و چپ بوده و مگر نه این که حضور یک عضو منتقد در شورا می تواند بهانه ای برای شفافیت رفتارِ همین شورا باشد؟
در طول دوره های پیشین شورای شهر تهران، مردم ظرفیت اصولگرایانی که قاطبه شورا را به دست آورده بودند، سنجیدند و اصولگرایان با انتخاب های نادرست و سیاسی خود، تهران را با میلیاردها تومان بدهی و صدها میلیارد تومان فساد اداری تنها گذاشتند و حیاط خلوت خود را رها کردند. آیا این بار نوبت اصلاح طلبان است که صداقت را به خاطر آن چه که «فعل سیاسی» می نامند –اما هیچ شباهتی به کار حزبی یا گروهی ندارد- گردن بزنند؟
تهرانی ها فراموش نمی کنند که یک بار دیگر در سال 81 ماجرایی مشابه با امروز در شورای شهر اتفاق افتاد. مصطفی تاجزاده عضو علی البدلِ شورایی شد که به طور قاطع در تمام کرسی هایش در اختیار اصولگرایان بود و هر گونه تغییری در اعضای شورا می توانست درها را به روی یک اصلاح طلب پشت در مانده، باز کند. آن زمان اصلاح طلبان عدم تمایل شورا به ورود تاجزاده را دالِ بر حیاط خلوت سازی شورا توسط اصولگراها می دانستند و امروز نباید خود از ورود چمران به این ساختمان در هراس باشند. در این میان اما همچنان همراهی رسانه های اصولگرا و اصلاح طلب بر سر شهردار شدن محسن هاشمی مطایبه تلخ تاریخ است. با تهران و تهرانی ها که به امید افق های تازه به لیست امید رای دادند.
ماروزنامه نگاریم و درباره اینکه چه کسی باید شهردار شود نظر و علاقه و ارادت خاصی نداریم. این را هم که مقامهای اجرایی بین اعضای خاندانهای بزرگ دست به دست شود خوش نمیداریم، علاقمند به سلطه نگرش های اصلاح طلبانه بر همه شئونات کشور هم هستیم و آنچه بر نمیتابیم، دورزدن یا گریز از عیارها و مصالح حکومت و مشارکت خردمندانه و ترس از تقسیم قدرت است. شورای شهر باید شائبه بی میلی به حضور یک رقیب و مخالف سیاسی در درون خود را به طریقی عاقلانه برطرف کند.
🆔 @jameeno
Forwarded from IRAN IMAGES | ایرانایمیجز
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
#ویدئو
آبان 1357 - روز آزادی صفر قهرمانیان (صفرخان) از زندان رژیم پهلوی. صفرخان طولانیترین زندان سیاسی را در تاریخ ایران، به مدت ۳۲ سال تحمل کرد.
🇮🇷 @iran_images
آبان 1357 - روز آزادی صفر قهرمانیان (صفرخان) از زندان رژیم پهلوی. صفرخان طولانیترین زندان سیاسی را در تاریخ ایران، به مدت ۳۲ سال تحمل کرد.
🇮🇷 @iran_images
#الف
🔹شکستن تعادل شکننده
▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات غلط به مسئولان" و نشانه شان هم" زاویه داشتن با خط اصلی اسلام و انقلاب" است(نشانه ها، دستگاه دولت را نشان میدهند). رسما در ارگان اقتدار طلبان نوشته اند که تصفیه ای در کار است و متر آن هم فقط در ذهن خودشان است. معیارهایی که داده اند اینهاست: " شناسایی ازروی نوع سخنان"، و اینکه میگویند" ما اصلاح کننده ایم."
در فهرست این نفوذی هاغیر از "خزیده در تیم هسته ای"، "در پوشش محیط زیست " و "اغتشاشگر بازار ارز"، گروه جدیدی اضافه شده که "درپوشش خیر خواهی نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست ها به این کشور را میپیچند". جالب است که همه این نشانی ها هم به اعضای دولت اشاره دارند. وضع دولت خوب است؟
خوب نیست و نشانه اش حرفهای پریروز روحانی بود که حاکی است او برای رویارویی با هجمه ای آماده میشود. البته تعارضی اساسی در حرفهای او و معاون اولش وجود داشت : تاکید بر اینکه همه چیز تحت کنترل است، بابروز دادن روحیه رزمجویی در مقابل آنچه روحانی به آن نام مستعار " دستگاه های نظارتی " داده بود در تعارض است. به نظر میرسد همه چیز تحت کنترل نیست.گویا آن دستگاه حساب کرده تریلی ترامپ تا بیست روز دیگر از روی دولت روحانی رد میشود و فضا را برای برگرداندن موفقیت آمیز ورق فراهم میکند. ترشرویی ها ، سختگیری های اجتماعی، سلطه ایده بدوی جلوگیری از خروج ارز، بستن مجاری اطلاع رسانی ، در مجموع آماده شدن برای هم ورود به تنشهای خارجی، و هم حل مساله قدرت در داخل را نشانه میدهند. این سناریو پاسخ پرسش انتهایی الف دیشب نیز هست: نظام از خشمگین کردن بخشهایی از جامعه باکی ندارد، به شرط آنکه مردم دولت را مسبب بدانند و خواستار رفتنش باشند (سناریوی اولیه مشهد در شروع اعتراضات دی ماه نیز تحریک علیه دولت بود).
نمیتوان به قطعیت گفت، ولی به نظر میرسد تحلیلی وجود دارد در باره مفید بودن ترکیبی ازنتایج تهدیدهای ترامپ و اعتراضهای فزاینده داخلی ، برای حل چند مساله به صورت توامان: خلاصی ازدست دولتی که حالا دیگر موفقیت خود را در شفاف سازی حکومت میداند؛ مردمانی که وقت برگرداندن آنها به خانه و برقراری سکوت گورستانی فرا رسیده؛ و....آماده شدن برای یک در گیری که تصور پیروزی راحت در آن را تیتر دیروز ارگان میلیتاریستها منعکس کرده بود: "کره شمالی با بمب هسته ای به میز مذاکره باز گشت"
یک نفر باید به آقایان بگوید جامعه و ساختار نیروهای سیاسی ایران با کره شمالی فرق دارد .کره شمالی از نظر سیاسی و اجتماعی یکدست و همگون وفاقد آرمانها و مطالبات متنوع است و بمبش را هم در درون شکاف چین و آمریکا پدید آورده است . ایران چنین نیست. در ایران بیش از دو دهه است داریم یک تعادل بسیار شکننده را به روش چینی بند زن ها حفظ میکنیم. اضدادی را در کنار یکدیگر نگه داشته ایم که تنافر آنها را هرروز درقالب معرکه ای اجتماعی در پارکها، پاساژها، سالنها، پشت تریبونها، زندانها،مرزها، روستاها، و...میبینیم. اگر این تعادل شکننده را از میان بردارید با سیل بی مهار ی که راه می افتد، همه را پیش از مرگ به زور به جهنم برده اید.
🆔 @jameeno
🔹شکستن تعادل شکننده
▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات غلط به مسئولان" و نشانه شان هم" زاویه داشتن با خط اصلی اسلام و انقلاب" است(نشانه ها، دستگاه دولت را نشان میدهند). رسما در ارگان اقتدار طلبان نوشته اند که تصفیه ای در کار است و متر آن هم فقط در ذهن خودشان است. معیارهایی که داده اند اینهاست: " شناسایی ازروی نوع سخنان"، و اینکه میگویند" ما اصلاح کننده ایم."
در فهرست این نفوذی هاغیر از "خزیده در تیم هسته ای"، "در پوشش محیط زیست " و "اغتشاشگر بازار ارز"، گروه جدیدی اضافه شده که "درپوشش خیر خواهی نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست ها به این کشور را میپیچند". جالب است که همه این نشانی ها هم به اعضای دولت اشاره دارند. وضع دولت خوب است؟
خوب نیست و نشانه اش حرفهای پریروز روحانی بود که حاکی است او برای رویارویی با هجمه ای آماده میشود. البته تعارضی اساسی در حرفهای او و معاون اولش وجود داشت : تاکید بر اینکه همه چیز تحت کنترل است، بابروز دادن روحیه رزمجویی در مقابل آنچه روحانی به آن نام مستعار " دستگاه های نظارتی " داده بود در تعارض است. به نظر میرسد همه چیز تحت کنترل نیست.گویا آن دستگاه حساب کرده تریلی ترامپ تا بیست روز دیگر از روی دولت روحانی رد میشود و فضا را برای برگرداندن موفقیت آمیز ورق فراهم میکند. ترشرویی ها ، سختگیری های اجتماعی، سلطه ایده بدوی جلوگیری از خروج ارز، بستن مجاری اطلاع رسانی ، در مجموع آماده شدن برای هم ورود به تنشهای خارجی، و هم حل مساله قدرت در داخل را نشانه میدهند. این سناریو پاسخ پرسش انتهایی الف دیشب نیز هست: نظام از خشمگین کردن بخشهایی از جامعه باکی ندارد، به شرط آنکه مردم دولت را مسبب بدانند و خواستار رفتنش باشند (سناریوی اولیه مشهد در شروع اعتراضات دی ماه نیز تحریک علیه دولت بود).
نمیتوان به قطعیت گفت، ولی به نظر میرسد تحلیلی وجود دارد در باره مفید بودن ترکیبی ازنتایج تهدیدهای ترامپ و اعتراضهای فزاینده داخلی ، برای حل چند مساله به صورت توامان: خلاصی ازدست دولتی که حالا دیگر موفقیت خود را در شفاف سازی حکومت میداند؛ مردمانی که وقت برگرداندن آنها به خانه و برقراری سکوت گورستانی فرا رسیده؛ و....آماده شدن برای یک در گیری که تصور پیروزی راحت در آن را تیتر دیروز ارگان میلیتاریستها منعکس کرده بود: "کره شمالی با بمب هسته ای به میز مذاکره باز گشت"
یک نفر باید به آقایان بگوید جامعه و ساختار نیروهای سیاسی ایران با کره شمالی فرق دارد .کره شمالی از نظر سیاسی و اجتماعی یکدست و همگون وفاقد آرمانها و مطالبات متنوع است و بمبش را هم در درون شکاف چین و آمریکا پدید آورده است . ایران چنین نیست. در ایران بیش از دو دهه است داریم یک تعادل بسیار شکننده را به روش چینی بند زن ها حفظ میکنیم. اضدادی را در کنار یکدیگر نگه داشته ایم که تنافر آنها را هرروز درقالب معرکه ای اجتماعی در پارکها، پاساژها، سالنها، پشت تریبونها، زندانها،مرزها، روستاها، و...میبینیم. اگر این تعادل شکننده را از میان بردارید با سیل بی مهار ی که راه می افتد، همه را پیش از مرگ به زور به جهنم برده اید.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹شکستن تعادل شکننده ▫️شورای سردبیری : دعوای درون سیستمی تازه در کشور، برسر یک دور جدید از تصفیه اشخاص خودی سابق و مقابله با پدیده ای ادعایی است که اسم اختصاصی آنرا " نفوذ در ساختار نظام " گذاشته اند. تصفیه شوندگان کسانی اند که ماموریتشان" ارائه تحلیلهاواطلاعات…
Audio
🔹هفتاد و نهمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: شکستن تعادل شکننده
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: شکستن تعادل شکننده
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸عربستان از "دشمن" خواندن ایران، تغذیه میکند.
▫️جامعه نو: مقامات ارشد عربستان سعودی و خصوصاً ولیعهد این کشور، محمد بن سلمان، دائماً از خنثی کردن تهدیدهای ایران سخن میگویند. نیویورک تایمز ضمن یادداشتی تحلیلی نوشته حقیقت آن است که به رغم این دعاوی، سیاست خارجۀ برآمده از ریاض، حاصل مسائل سیاست داخلی عربستان است. بن سلمان میداند، بزرگنمایی یک "دشمن خطرناک" راهگشایی برای تحکیم قدرت اوست.
گویا بن سلمان قصد دارد با هرچه خطرناکتر نشان دادن ایران، توجهات را از مسایل داخلی کشورش منحرف کند.
بعد از وقوع انقلاب ۵۷، ایران خواستار توسعه انگارهٔ "جمهوری اسلامی" بود. قوت گرفتن ایران ذیل عنوان جمهوری اسلامی، نه تنها رشک سران سنی از پیشروی تشیع را برانگیخت، که حتی آنان را واداشت تا به توسعه دولت اسلامی به سیاق خود بپردازند. بنابراین حکومت سعودی به ترویج وهابیت در افریقا، آسیا و اروپا مشغول شد. از همان زمان نبرد لفظی میان مخالفین تشیع از یک سو، و مبلغین آن - که همزمان مروج دیدگاههای ضد امپریالیستی و ضدغربی بودند- درگرفت.
اما در لحظه کنونی همه چیز تحول یافته؛ شاهزاده محمد ایران را در کانون مخالفتهای خود قرار داده تا از شدت برجستگی اختلافات داخلی بکاهد و قدرت خود را ضمن برکناری سایر شاهزادهها و اتخاذ تصمیمات مهم سیاسی، تثبیت کند.
کاستیهای سیاسی، نابرابری و بیکاری میان جوانان این کشور و دولتهای حوزه خلیجفارس بیداد میکند. حتی باراک اوباما در زمان ریاست جمهوری خود هشدار داده بود سران عرب چشم خود را به روی واقعیات باز کنند. اما عربستان هرگز زیر بار نمیرود و کماکان بر حمله آمریکا به ایران پافشاری میکند. سخنان ضدایرانی و پوپولیستی بن سلمان، و وعدههای او برای کوتاه کردن دست ایران در منطقه، تلاشی است جهت برپاکردن قیلوقال؛ طوری که صدای اختلافات داخلی به گوش نرسد.
حالا عربستان، رشد نفوذ ایران در منطقه را معادل "احیای ملیگرایی کهن ایرانیان" قلمداد میکند.
بنسلمان در پی آن است با برجسته نشان دادن تهدید از سوی ایران، خود را در نقش ناجی عربستان و قلمرو عربی در برابر سلطه ایران و تشیع جا بزند. تشدید تظاهر به رقابت با تهران منفعت ایدیولوژیکی دیگری هم دارد؛ مقامات عربستان ذیل فرمان شاه سلمان، نوعی ملیگرایی پوپولیستی با گرایشهای نظامی را جایگزین وهابیت کردند تا مقابل تهدید ایرانِ نفوذگرا و ملیگرایی شیعی آن درآیند.
مخاصمه با ایران موجب ارتقای همبستگی در عربستان میشود. از همین رو این کشور جنگ در یمن را پاسخی ضروری برای بقای ملت سعودی و تفوق عرب بر پارس تلقی میکند.
بعلاوه درآمد اصلی عربستان همچنان بر نفت استوار است برای همین ایران، یعنی همسایه تولیدکنندهٔ نفت را رقیب خود میبیند ولذا چشم امیدش به تحریمهای آمریکا علیه ایران دوخته است، چه بسا برجام را عامل تضعیف موقعیت خود در منطقه میداند. عربستان مهمترین همپیمان آمریکا در منطقه است و از این رو وحشت دارد دولت دیگری این نقش را از او بستاند.
به نوشتۀ نیویورک تایمز تنها در صورتی میتوان شاهد ترمیم روابط میان این کشور و ایران بود که عربستان از حیث سیاست داخلی به ثبات و نقطۀ امن برسد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: مقامات ارشد عربستان سعودی و خصوصاً ولیعهد این کشور، محمد بن سلمان، دائماً از خنثی کردن تهدیدهای ایران سخن میگویند. نیویورک تایمز ضمن یادداشتی تحلیلی نوشته حقیقت آن است که به رغم این دعاوی، سیاست خارجۀ برآمده از ریاض، حاصل مسائل سیاست داخلی عربستان است. بن سلمان میداند، بزرگنمایی یک "دشمن خطرناک" راهگشایی برای تحکیم قدرت اوست.
گویا بن سلمان قصد دارد با هرچه خطرناکتر نشان دادن ایران، توجهات را از مسایل داخلی کشورش منحرف کند.
بعد از وقوع انقلاب ۵۷، ایران خواستار توسعه انگارهٔ "جمهوری اسلامی" بود. قوت گرفتن ایران ذیل عنوان جمهوری اسلامی، نه تنها رشک سران سنی از پیشروی تشیع را برانگیخت، که حتی آنان را واداشت تا به توسعه دولت اسلامی به سیاق خود بپردازند. بنابراین حکومت سعودی به ترویج وهابیت در افریقا، آسیا و اروپا مشغول شد. از همان زمان نبرد لفظی میان مخالفین تشیع از یک سو، و مبلغین آن - که همزمان مروج دیدگاههای ضد امپریالیستی و ضدغربی بودند- درگرفت.
اما در لحظه کنونی همه چیز تحول یافته؛ شاهزاده محمد ایران را در کانون مخالفتهای خود قرار داده تا از شدت برجستگی اختلافات داخلی بکاهد و قدرت خود را ضمن برکناری سایر شاهزادهها و اتخاذ تصمیمات مهم سیاسی، تثبیت کند.
کاستیهای سیاسی، نابرابری و بیکاری میان جوانان این کشور و دولتهای حوزه خلیجفارس بیداد میکند. حتی باراک اوباما در زمان ریاست جمهوری خود هشدار داده بود سران عرب چشم خود را به روی واقعیات باز کنند. اما عربستان هرگز زیر بار نمیرود و کماکان بر حمله آمریکا به ایران پافشاری میکند. سخنان ضدایرانی و پوپولیستی بن سلمان، و وعدههای او برای کوتاه کردن دست ایران در منطقه، تلاشی است جهت برپاکردن قیلوقال؛ طوری که صدای اختلافات داخلی به گوش نرسد.
حالا عربستان، رشد نفوذ ایران در منطقه را معادل "احیای ملیگرایی کهن ایرانیان" قلمداد میکند.
بنسلمان در پی آن است با برجسته نشان دادن تهدید از سوی ایران، خود را در نقش ناجی عربستان و قلمرو عربی در برابر سلطه ایران و تشیع جا بزند. تشدید تظاهر به رقابت با تهران منفعت ایدیولوژیکی دیگری هم دارد؛ مقامات عربستان ذیل فرمان شاه سلمان، نوعی ملیگرایی پوپولیستی با گرایشهای نظامی را جایگزین وهابیت کردند تا مقابل تهدید ایرانِ نفوذگرا و ملیگرایی شیعی آن درآیند.
مخاصمه با ایران موجب ارتقای همبستگی در عربستان میشود. از همین رو این کشور جنگ در یمن را پاسخی ضروری برای بقای ملت سعودی و تفوق عرب بر پارس تلقی میکند.
بعلاوه درآمد اصلی عربستان همچنان بر نفت استوار است برای همین ایران، یعنی همسایه تولیدکنندهٔ نفت را رقیب خود میبیند ولذا چشم امیدش به تحریمهای آمریکا علیه ایران دوخته است، چه بسا برجام را عامل تضعیف موقعیت خود در منطقه میداند. عربستان مهمترین همپیمان آمریکا در منطقه است و از این رو وحشت دارد دولت دیگری این نقش را از او بستاند.
به نوشتۀ نیویورک تایمز تنها در صورتی میتوان شاهد ترمیم روابط میان این کشور و ایران بود که عربستان از حیث سیاست داخلی به ثبات و نقطۀ امن برسد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹ارتش پاک
▫️شورای سردبیری: این فرضیه که ممکن است قابلیت فساد مالی افراد نه به موقعیت شغلی، که به دستگاه خدمتی آنها بستگی داشته باشد، از مدتها پیش ثابت شده است. کسی که در گمرک یا اداره مالیات مشغول است دارای احتمال بالاتری از دچار شدن به فساد مالی است، و رسته آموزش یا درمان یا نیروی مسلح فرصت و روحیه کمتری برای فساد مالی فراهم میکند. اما اینکه در یک شاخه فرعی از یک پیکره دستگاه حکومتی و در حالی که حکومت و پیکرههایش مدیران فاسد زیاد دارند، سلامت مالی زبانزد شود، لابد باید دلیلی داشته باشد. وجود این وضعیت را اخیرا رئیسجمهور مورد اشاره قرار داد، جایی که گفت امروز در هیچ فسادی نامی از بزرگان و امیران ارتش وجود ندارد.
این نکتهای سنجیده و قابل بررسی به نظر میرسد. چرا چنین است؟
پاسخهای سر راستی وجود دارد: در ارتش ما سنت دوری از دو چیز وجود داشته است. اول دوری از سیاست، و دوم دوری از فعالیت اقتصادی. همه حضور ارتش در سیاست از کودتای ۱۲۹۹ به این سو، در کودتای ۲۸ مرداد خلاصه میشود و حتی بخش اعظم بگیروببند در آن ماجرا به عهده فرمانداری نظامی نبود و لعن و نفرین به سپهبد زاهدی واطرافیانش، جایی برای آنکه ارتش در عرصه سیاست بماند نمیگذاشت. در دوران بعد از انقلاب موضوع قابل توجهی جز کمدی ماجراجویانه کودتای نوژه (که مدیران آن غیرنظامیان بودند) اثری از ارتش در حوزه سیاست نبود.
در حوزه اقتصادی نیز با وجود شایعات بسیار درباره ارتشبد حسن طوفانیان مسئول خریدهای خارجی ارتش در رژیم پیشین، مدرک معتبری از فساد او ارائه نشد. رژیم فاسد شاه البته مزایایی غیرمعمول (مانند زمینهای مرغوب شمال برای کشت و کار صنعتی) به نظامیان ارشد اعطا میکرد، اما اعضای ارتش آن دوران فساد ساختاری نداشتند و به همین دلیل بدنه و افسران و بخش اعظم امرای ارتش با انقلاب همکاری و در جنگ هشتساله جانفشانی کردند. سنت دوری ارتش از فعالیت اقتصادی به یک سیستم جاافتاده در آن تبدیل شده بود که در دوران جمهوری اسلامی هم پایدار ماند هرچند جز اندکی از ارتشیان قدیم، در طول ۳۹ سال گذشته همه نظامیان بازنشسته شده و رفتهاند.
اما علت دیگری هم در میان است: به علل واضح، نظامیان استخدام شده در دوران سلطنت امین کامل جمهوری اسلامی نبودند و در دوران جمهوری اسلامی دستشان برای ورود به همه حیطهها باز نبود. نه به تدریج به بازیگر عمده سیاسی تبدیل شدند و نه به فعال اقتصادی. نه کسی این را که جز حفاظت از مرزها وظایف دیگری دارند تئوریزه کرد، و با اینکه صاحب اکثریت سهام یک بانک (بانک بیمساله حکمت ایرانیان) هستند نه ماموریت و مجوز شرکت در انواع فعالیتهای اقتصادی به آنها داده شد.
آنها متمرکز بر دفاع از مرزها ماندند وحالا روحانی میتواند ارتشی پاک را تمجید کند. البته بخشی از تحسینی را که رئیس جمهوری نثار ارتشیان کرد باید به محضر نظام داد، زیرا ارتش را در حوزه ماموریت ذاتیاش نگه داشت.
🆔 @jameeno
🔹ارتش پاک
▫️شورای سردبیری: این فرضیه که ممکن است قابلیت فساد مالی افراد نه به موقعیت شغلی، که به دستگاه خدمتی آنها بستگی داشته باشد، از مدتها پیش ثابت شده است. کسی که در گمرک یا اداره مالیات مشغول است دارای احتمال بالاتری از دچار شدن به فساد مالی است، و رسته آموزش یا درمان یا نیروی مسلح فرصت و روحیه کمتری برای فساد مالی فراهم میکند. اما اینکه در یک شاخه فرعی از یک پیکره دستگاه حکومتی و در حالی که حکومت و پیکرههایش مدیران فاسد زیاد دارند، سلامت مالی زبانزد شود، لابد باید دلیلی داشته باشد. وجود این وضعیت را اخیرا رئیسجمهور مورد اشاره قرار داد، جایی که گفت امروز در هیچ فسادی نامی از بزرگان و امیران ارتش وجود ندارد.
این نکتهای سنجیده و قابل بررسی به نظر میرسد. چرا چنین است؟
پاسخهای سر راستی وجود دارد: در ارتش ما سنت دوری از دو چیز وجود داشته است. اول دوری از سیاست، و دوم دوری از فعالیت اقتصادی. همه حضور ارتش در سیاست از کودتای ۱۲۹۹ به این سو، در کودتای ۲۸ مرداد خلاصه میشود و حتی بخش اعظم بگیروببند در آن ماجرا به عهده فرمانداری نظامی نبود و لعن و نفرین به سپهبد زاهدی واطرافیانش، جایی برای آنکه ارتش در عرصه سیاست بماند نمیگذاشت. در دوران بعد از انقلاب موضوع قابل توجهی جز کمدی ماجراجویانه کودتای نوژه (که مدیران آن غیرنظامیان بودند) اثری از ارتش در حوزه سیاست نبود.
در حوزه اقتصادی نیز با وجود شایعات بسیار درباره ارتشبد حسن طوفانیان مسئول خریدهای خارجی ارتش در رژیم پیشین، مدرک معتبری از فساد او ارائه نشد. رژیم فاسد شاه البته مزایایی غیرمعمول (مانند زمینهای مرغوب شمال برای کشت و کار صنعتی) به نظامیان ارشد اعطا میکرد، اما اعضای ارتش آن دوران فساد ساختاری نداشتند و به همین دلیل بدنه و افسران و بخش اعظم امرای ارتش با انقلاب همکاری و در جنگ هشتساله جانفشانی کردند. سنت دوری ارتش از فعالیت اقتصادی به یک سیستم جاافتاده در آن تبدیل شده بود که در دوران جمهوری اسلامی هم پایدار ماند هرچند جز اندکی از ارتشیان قدیم، در طول ۳۹ سال گذشته همه نظامیان بازنشسته شده و رفتهاند.
اما علت دیگری هم در میان است: به علل واضح، نظامیان استخدام شده در دوران سلطنت امین کامل جمهوری اسلامی نبودند و در دوران جمهوری اسلامی دستشان برای ورود به همه حیطهها باز نبود. نه به تدریج به بازیگر عمده سیاسی تبدیل شدند و نه به فعال اقتصادی. نه کسی این را که جز حفاظت از مرزها وظایف دیگری دارند تئوریزه کرد، و با اینکه صاحب اکثریت سهام یک بانک (بانک بیمساله حکمت ایرانیان) هستند نه ماموریت و مجوز شرکت در انواع فعالیتهای اقتصادی به آنها داده شد.
آنها متمرکز بر دفاع از مرزها ماندند وحالا روحانی میتواند ارتشی پاک را تمجید کند. البته بخشی از تحسینی را که رئیس جمهوری نثار ارتشیان کرد باید به محضر نظام داد، زیرا ارتش را در حوزه ماموریت ذاتیاش نگه داشت.
🆔 @jameeno
#الف
🔹چه کسی ۳۰ میلیارد دلار خارج کرده است؟
▫️شورای سردبیری: این را که پس از حوادث دی ماه ۳۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است مدتی پیش رسانههای معتبر خارج کشور اعلام کردند. با وجود اینکه تلاطم خارج از اندازه بازار ارز میتوانست علامت درستی خبر باشد، اما باورکردنی نبود و طبق معمول با این فرض که به هیچ شبکه خارجی اطمینانی نیست آن را فقط به حافظه سپردیم. دیشب، آقای نوبخت هم همین را اعلام کرد البته با موضعی اعتراضی، که نباید ۳۰ میلیارد دلار از ایران خارج شود.
این رقم که حالا باید آن را جدی گرفت از کجا آمده و چه کسانی این سرمایه را خارج کردهاند؟
مبنای رقم را به دلایل واضح نمیتوان مشخص کرد و چگونگی انتقال عدد به دست بیگانگان نیز روشن نیست، اما درباره علت خروج و خارجکنندگان میتوان گمانهزنی مقرون به حقیقت داشت. علل و فاعلان خروج را به وضوح میتوان توصیف کرد:
۱- حوادث دی ماه نشان داد سیستم آنقدرها هم که ما اهل نظر گمان میکنیم ثبات ندارد. ادعای وزارت کشور این است که حداکثر ۱۱۰ هزار نفر ثبات و امنیت سیستم را در دهها شهر کشور با شورش و تظاهرات خود به چالش کشیدهاند و پتانسیل شورشهای بنیانکن را به نمایش در آوردهاند. این شورشها با وجود سرکوب و جمع شدن، امنیت روانی دو گروه را خیلی به هم زد. نخست صاحبان ثروت و سرمایه که امکان وقوع ناآرامی و بیثباتی را نزدیک دیدند و به بستن چمدان فکر کردند، و دوم، احتمالا اهل مشارکت در امور سیاسی کشوری، که گوشهای تیز در مورد لرزش پایه صندلی خود دارند و حتی با پیشلرزهها هم به فکر تامین آتیه فرامرزی و پساخدمتی خود میافتند. این البته پدیدهای جهانشمول است و دو چیز واقعا ترسو وجود دارند: سرمایه و سیاستمدار نامحبوب.
۲- موقعیت جهانی کشور، علت دوم است. رئیس جمهوری ایالات متحده به تهدیدهای خود ادامه داده و گروهی از تندروها را گرد خویش آورده و نشان داده برجامی که اهل اقتصاد به تاثیر مثبت آن بر روبراه شدن کاسبیها دل بسته بودند بزودی از محتوی تهی خواهد شد و در مقابل حدس میزنند سوریه و یمن به باتلاق دردسرسازی برای کشور تبدیل و احیانا به یک جنگ با اعراب ثروتمند منتهی خواهند شد. اهل اقتصاد چنین چشماندازی را فارغ از نتیجه نهایی آن خوش نمیدارند و بعید نیست بخش قابل توجهی از ترس اشخاص سرمایهببر از این منشاء باشد.
حالا میتوان به علت تصمیمهای عجولانه، فکر ناشده و سختگیرانهای پی برد که با محتوای آشکار جلوگیری از خروج ارز اتخاذ شده و دیشب جهانگیری اطمینان در حد قسم خوردن میداد هرگز لغو نخواهند شد. نظام خود را با جماعتی از صاحبان سرمایه و دست اندر کاسههایی روبرو میبیند که دارند میروند تا آینده خود را با حراج آینده نظام بنا کنند. چنانکه قبلا گفتهایم، این تصمیمهای دولت عجولانه و نامتناسب با رفتار رودخانه عظیم اقتصاد اتخاذ شده و سرنایی از سر گشاد است و لاجرم محکوم به ناتوانی در تداوم و نیل به نتیجه مطلوب است. روحانی، جهانگیری، و سیف و دیگران به جای پافشاری بر آنها باید به نظام تفهیم کنند کار ترمیم را باید از محل مناسب احداث سیلبند آغاز کرد، نه از جلوی در خانه: با ملاتی ساخته از سیاستهای اجتماعی مبتنی بر رضایت عامه، با سیاست خارجی مبتنی بر تنشزدایی (هر چند دیگران دندان نشان میدهند) و در انتها، سیاستهای اقتصادی سنجیده که به جای سیاستمداران، اقتصاددانان درباره نتایج آنها فکر کرده باشند.
🆔 @jameeno
🔹چه کسی ۳۰ میلیارد دلار خارج کرده است؟
▫️شورای سردبیری: این را که پس از حوادث دی ماه ۳۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است مدتی پیش رسانههای معتبر خارج کشور اعلام کردند. با وجود اینکه تلاطم خارج از اندازه بازار ارز میتوانست علامت درستی خبر باشد، اما باورکردنی نبود و طبق معمول با این فرض که به هیچ شبکه خارجی اطمینانی نیست آن را فقط به حافظه سپردیم. دیشب، آقای نوبخت هم همین را اعلام کرد البته با موضعی اعتراضی، که نباید ۳۰ میلیارد دلار از ایران خارج شود.
این رقم که حالا باید آن را جدی گرفت از کجا آمده و چه کسانی این سرمایه را خارج کردهاند؟
مبنای رقم را به دلایل واضح نمیتوان مشخص کرد و چگونگی انتقال عدد به دست بیگانگان نیز روشن نیست، اما درباره علت خروج و خارجکنندگان میتوان گمانهزنی مقرون به حقیقت داشت. علل و فاعلان خروج را به وضوح میتوان توصیف کرد:
۱- حوادث دی ماه نشان داد سیستم آنقدرها هم که ما اهل نظر گمان میکنیم ثبات ندارد. ادعای وزارت کشور این است که حداکثر ۱۱۰ هزار نفر ثبات و امنیت سیستم را در دهها شهر کشور با شورش و تظاهرات خود به چالش کشیدهاند و پتانسیل شورشهای بنیانکن را به نمایش در آوردهاند. این شورشها با وجود سرکوب و جمع شدن، امنیت روانی دو گروه را خیلی به هم زد. نخست صاحبان ثروت و سرمایه که امکان وقوع ناآرامی و بیثباتی را نزدیک دیدند و به بستن چمدان فکر کردند، و دوم، احتمالا اهل مشارکت در امور سیاسی کشوری، که گوشهای تیز در مورد لرزش پایه صندلی خود دارند و حتی با پیشلرزهها هم به فکر تامین آتیه فرامرزی و پساخدمتی خود میافتند. این البته پدیدهای جهانشمول است و دو چیز واقعا ترسو وجود دارند: سرمایه و سیاستمدار نامحبوب.
۲- موقعیت جهانی کشور، علت دوم است. رئیس جمهوری ایالات متحده به تهدیدهای خود ادامه داده و گروهی از تندروها را گرد خویش آورده و نشان داده برجامی که اهل اقتصاد به تاثیر مثبت آن بر روبراه شدن کاسبیها دل بسته بودند بزودی از محتوی تهی خواهد شد و در مقابل حدس میزنند سوریه و یمن به باتلاق دردسرسازی برای کشور تبدیل و احیانا به یک جنگ با اعراب ثروتمند منتهی خواهند شد. اهل اقتصاد چنین چشماندازی را فارغ از نتیجه نهایی آن خوش نمیدارند و بعید نیست بخش قابل توجهی از ترس اشخاص سرمایهببر از این منشاء باشد.
حالا میتوان به علت تصمیمهای عجولانه، فکر ناشده و سختگیرانهای پی برد که با محتوای آشکار جلوگیری از خروج ارز اتخاذ شده و دیشب جهانگیری اطمینان در حد قسم خوردن میداد هرگز لغو نخواهند شد. نظام خود را با جماعتی از صاحبان سرمایه و دست اندر کاسههایی روبرو میبیند که دارند میروند تا آینده خود را با حراج آینده نظام بنا کنند. چنانکه قبلا گفتهایم، این تصمیمهای دولت عجولانه و نامتناسب با رفتار رودخانه عظیم اقتصاد اتخاذ شده و سرنایی از سر گشاد است و لاجرم محکوم به ناتوانی در تداوم و نیل به نتیجه مطلوب است. روحانی، جهانگیری، و سیف و دیگران به جای پافشاری بر آنها باید به نظام تفهیم کنند کار ترمیم را باید از محل مناسب احداث سیلبند آغاز کرد، نه از جلوی در خانه: با ملاتی ساخته از سیاستهای اجتماعی مبتنی بر رضایت عامه، با سیاست خارجی مبتنی بر تنشزدایی (هر چند دیگران دندان نشان میدهند) و در انتها، سیاستهای اقتصادی سنجیده که به جای سیاستمداران، اقتصاددانان درباره نتایج آنها فکر کرده باشند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹چه کسی ۳۰ میلیارد دلار خارج کرده است؟ ▫️شورای سردبیری: این را که پس از حوادث دی ماه ۳۰ میلیارد دلار سرمایه از کشور خارج شده است مدتی پیش رسانههای معتبر خارج کشور اعلام کردند. با وجود اینکه تلاطم خارج از اندازه بازار ارز میتوانست علامت درستی خبر…
Audio
🔹هشتاد و یکمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: چه کسی 30 میلیارد دلار خارج کرده است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: چه کسی 30 میلیارد دلار خارج کرده است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
جامعه نو
#خبر_فوری عباس عطار، عکاس سرشناس ایرانی آژانس عکس مگنوم در ۷۴ سالگی درگذشت. @jameeno
تیتر صفحه اصلی آژانس عکس مگنوم: «عکاسی که با نور مینوشت، در 74 سالگی در پاریس درگذشت.
@jameeno
@jameeno
#الف
🔹تعامل با استبداد
▫️شورای سردبیری: حالا دیگر مشخص شده است آمیزهای از اشتباهات فردی و جمعی نخستین شهردار برگزیده این دوره از شورای شهر را به پایان زندگی سیاسی و اجتماعیاش رسانده است. شورای شهر و شهردارش در برابر کسانی به زانو درآمدند که در بیرون از شورا گفته بودند موافقتی با این شهردار ندارند و دوره او شش ماه بیشتر نخواهد بود.
حالا و در تدارک انتخاب نامزدهای مناسب برای گزینش شهردار جدید، رئیس شورای شهر گفته است شورا کسانی را در فهرست نامزدها گنجانده است که میداند اگر مقامات موافقتی با آنها ندارند، مخالفتی هم نداشته باشند. معنای این اعلام چیست؟
حتی خوشبینانه هم نگاه کنیم، رگههایی قوی از نفوذ نظام استصوابی را در این خطمشی میابیم: شورای شهر تهرانیها، در موضع یک دستگاه پنهان استصوابگر نشسته و از نگاه آن قدرت ناپیدا خودش را در مقام عمله سیستم استصوابمحور برای تصفیه فهرست اشخاص مناسب برای شهرداری قرار داده است. دارند با گردن افراشته به رای شهروندان تف میکنند.
آشکار است شورا نمیتواند این رفتار خود را در حیطه عملکرد تعاملی قرار دهد. رفتار تعاملی را برای رسیدن به یک تعادل منطقی و دربردارنده حفظ اصول در پیش میگیرند. احترام و اصول در آن حفظ میشود و اصل حاکمیت مردم و ارزش رای آنها در تشکیل نهاد مدنی شورا خدشهدار نمیشود. شورای شهر با این کار خود، اصول را زیر پا گذاشته و تسلیم خفتبار گرفته است.
این کار ،تعامل که نیست، تسلیم هم نیست. به غارت رفتن و پایمال شدن است. شورا پذیرفته است به جای ذهن یک دستگاه بیچهره بنشیند و از زاویه دید آن دستگاه اشخاص در دسترس را سرند کند! شورای اصلاحطلبان، صافی محافظهکاران! در این صورت، موقعیت این نهاد چیزی فراتر از خواری است: کارگزاری دستگاههایی پنهان برای اعمال نوعی از استصواب که حتی قانون نیست، شورا را به حضیضی فروتر از مجلسی میکشاند که استصواب در جریان انعقاد آن، حداقل براساس یک قانون است.
هر چند رسانهها در غفلتی آشکار خبر سخنان رئیس شورای شهر را به نفع پوشش یک رقابت بلاهتبار کنار گذاشتند، جای آن است که فعالان و سخنگویان اصلاحطلب به جای پیگیری اینکه بالاخره کارگزارانیها برنده میشوند یا آن حزب دیگر " آدم" خودش را به شهرداری میرساند، یقه شورایی را بگیرند که موقع نوشتن رای، چشمانش را به پرده دوخته است. پردهای که پشت آن، دستگاهی فاقد پایگاه اجتماعی، تمامیتخواه و نابودکننده آینده کشور نشسته است. واقعا باید یقهشان را گرفت.
🆔 @jameeno
🔹تعامل با استبداد
▫️شورای سردبیری: حالا دیگر مشخص شده است آمیزهای از اشتباهات فردی و جمعی نخستین شهردار برگزیده این دوره از شورای شهر را به پایان زندگی سیاسی و اجتماعیاش رسانده است. شورای شهر و شهردارش در برابر کسانی به زانو درآمدند که در بیرون از شورا گفته بودند موافقتی با این شهردار ندارند و دوره او شش ماه بیشتر نخواهد بود.
حالا و در تدارک انتخاب نامزدهای مناسب برای گزینش شهردار جدید، رئیس شورای شهر گفته است شورا کسانی را در فهرست نامزدها گنجانده است که میداند اگر مقامات موافقتی با آنها ندارند، مخالفتی هم نداشته باشند. معنای این اعلام چیست؟
حتی خوشبینانه هم نگاه کنیم، رگههایی قوی از نفوذ نظام استصوابی را در این خطمشی میابیم: شورای شهر تهرانیها، در موضع یک دستگاه پنهان استصوابگر نشسته و از نگاه آن قدرت ناپیدا خودش را در مقام عمله سیستم استصوابمحور برای تصفیه فهرست اشخاص مناسب برای شهرداری قرار داده است. دارند با گردن افراشته به رای شهروندان تف میکنند.
آشکار است شورا نمیتواند این رفتار خود را در حیطه عملکرد تعاملی قرار دهد. رفتار تعاملی را برای رسیدن به یک تعادل منطقی و دربردارنده حفظ اصول در پیش میگیرند. احترام و اصول در آن حفظ میشود و اصل حاکمیت مردم و ارزش رای آنها در تشکیل نهاد مدنی شورا خدشهدار نمیشود. شورای شهر با این کار خود، اصول را زیر پا گذاشته و تسلیم خفتبار گرفته است.
این کار ،تعامل که نیست، تسلیم هم نیست. به غارت رفتن و پایمال شدن است. شورا پذیرفته است به جای ذهن یک دستگاه بیچهره بنشیند و از زاویه دید آن دستگاه اشخاص در دسترس را سرند کند! شورای اصلاحطلبان، صافی محافظهکاران! در این صورت، موقعیت این نهاد چیزی فراتر از خواری است: کارگزاری دستگاههایی پنهان برای اعمال نوعی از استصواب که حتی قانون نیست، شورا را به حضیضی فروتر از مجلسی میکشاند که استصواب در جریان انعقاد آن، حداقل براساس یک قانون است.
هر چند رسانهها در غفلتی آشکار خبر سخنان رئیس شورای شهر را به نفع پوشش یک رقابت بلاهتبار کنار گذاشتند، جای آن است که فعالان و سخنگویان اصلاحطلب به جای پیگیری اینکه بالاخره کارگزارانیها برنده میشوند یا آن حزب دیگر " آدم" خودش را به شهرداری میرساند، یقه شورایی را بگیرند که موقع نوشتن رای، چشمانش را به پرده دوخته است. پردهای که پشت آن، دستگاهی فاقد پایگاه اجتماعی، تمامیتخواه و نابودکننده آینده کشور نشسته است. واقعا باید یقهشان را گرفت.
🆔 @jameeno
🔸تصادف یکی از عاملین روسی تولید گاز اعصاب در دوران جنگ سرد
▫️جامعه نو: ولادیمیر اگلف، دانشمند روسی که در مسموم کردن سرگئی اسکرایپال، جاسوس روسی در لندن، نقش داشت براثر تصادف با یک خودرو مصدوم و به بیمارستان منتقل شد. اگلف معتقد است این تنها یک تصادف بوده. وی چندی پیش در گفتگو با بی بی سی اذعان کرده بود از عاملین تولید گاز اعصاب نوویچوک در دوران جنگ سرد بوده است. وی همچنین اقرار کرده اسکرایپال، اولین قربانی این سم کشنده نیست.
انگلستان هم در پی مرگ اسکرایپال، روسیه را به برخورداری از آزمایشگاه تسلیحات شیمیایی متهم کرده بود. این در حالی است که کرملین ادعای وجود چنین تسلیحاتی را انکار، و نقش داشتن در مرگ اسکرایپال را تکذیب میکند.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/b1q_ug.jpg
▫️جامعه نو: ولادیمیر اگلف، دانشمند روسی که در مسموم کردن سرگئی اسکرایپال، جاسوس روسی در لندن، نقش داشت براثر تصادف با یک خودرو مصدوم و به بیمارستان منتقل شد. اگلف معتقد است این تنها یک تصادف بوده. وی چندی پیش در گفتگو با بی بی سی اذعان کرده بود از عاملین تولید گاز اعصاب نوویچوک در دوران جنگ سرد بوده است. وی همچنین اقرار کرده اسکرایپال، اولین قربانی این سم کشنده نیست.
انگلستان هم در پی مرگ اسکرایپال، روسیه را به برخورداری از آزمایشگاه تسلیحات شیمیایی متهم کرده بود. این در حالی است که کرملین ادعای وجود چنین تسلیحاتی را انکار، و نقش داشتن در مرگ اسکرایپال را تکذیب میکند.
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/b1q_ug.jpg
جامعه نو
#الف 🔹تعامل با استبداد ▫️شورای سردبیری: حالا دیگر مشخص شده است آمیزهای از اشتباهات فردی و جمعی نخستین شهردار برگزیده این دوره از شورای شهر را به پایان زندگی سیاسی و اجتماعیاش رسانده است. شورای شهر و شهردارش در برابر کسانی به زانو درآمدند که در بیرون…
Audio
🔹هشتاد و دومین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: تعامل با استبداد
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: تعامل با استبداد
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno