#الف
🔹روی ریل فروپاشی
▫️شورای سردبیری: اطلاعاتی منتشر شده است درباره سرعت گرفتن خروج سرمایه از کشور، به عنوان یکی از دلایل سیر صعودی نرخ ارز که از روزهای آخر بهمن تا بعد از نوروز روندی مهارناپذیر به نمایش گذاشت. از نظر حجم بعید به نظر میرسد، اما تا رقم ۳۰ میلیارد دلار نیز برای این خروج سرمایه اعلام شده است.
کارشناسان بازارهای مالی و پولی ایران اذعان کردهاند برای افزایش ناگهانی و هنگفت قیمت ارز دلایل اقتصادی سراغ ندارند. دلایل سیاسی که میتوان برای این روند وحشی افزایش جستجو کرد دو مورد است: اعلام اکید ترامپ درباره اینکه ایالات متحده در اردیبهشت ماه از برجام خارج خواهد شد و افزایش وحشت از فروریختن حکومت و بروز هرج و مرج در اثر تکرار شورشی مانند شورش دی ماه.
اینکه کدام یک از این دو عامل نقش بیشتری در بروز نشانه فروپاشی اقتصاد داشته هنوز روشن نیست، ولی یک تفاوت آشکار بین این دو عامل احتمالی وجود دارد: نخستین عامل یک تهدید دارای منشاء خارجی است که کنترلی روی پدیدآورنده آن نداریم، ولی دومین تهدید مستقیما از داخل و به خاطر رفتار حکومت ظهور کرده و تصمیم درباره وقوع دوباره یا منتفی شدنش نیز در داخل گرفته میشود. بنابراین، صرف اقدامات مختلف دولت و بانک مرکزی در حوزه اقتصاد تهدید را منتفی نمیکند؛ اصلاح سیاستهای نظام در زمینه اجتماعی و سیاسی و کاستن از شتاب شیوع فساد گسترده در سیستم و جلوگیری از تبدیل بیمهار ماهیت نظام از انقلابی به مافیایی میتواند این تهدید را کاهش دهد. کسانی که از تبدیل ایران به سوریه، وقوع روند یوگسلاوی شدن و گسیختن شیرازه کشور واهمه دارند، در کنار سرزنش کسانی که در حال گریز از کشور هستند، باید حکومت را برای بازگشت کشور به ریل اصلاحات همه جانبه نصیحت کنند یا تحت فشار بگذارند... متاسفانه، کشتیبانان را هر سیاستی میآید، کشور را بیشتر به نقطه ریزش آوار میکشانند.
🆔 @jameeno
🔹روی ریل فروپاشی
▫️شورای سردبیری: اطلاعاتی منتشر شده است درباره سرعت گرفتن خروج سرمایه از کشور، به عنوان یکی از دلایل سیر صعودی نرخ ارز که از روزهای آخر بهمن تا بعد از نوروز روندی مهارناپذیر به نمایش گذاشت. از نظر حجم بعید به نظر میرسد، اما تا رقم ۳۰ میلیارد دلار نیز برای این خروج سرمایه اعلام شده است.
کارشناسان بازارهای مالی و پولی ایران اذعان کردهاند برای افزایش ناگهانی و هنگفت قیمت ارز دلایل اقتصادی سراغ ندارند. دلایل سیاسی که میتوان برای این روند وحشی افزایش جستجو کرد دو مورد است: اعلام اکید ترامپ درباره اینکه ایالات متحده در اردیبهشت ماه از برجام خارج خواهد شد و افزایش وحشت از فروریختن حکومت و بروز هرج و مرج در اثر تکرار شورشی مانند شورش دی ماه.
اینکه کدام یک از این دو عامل نقش بیشتری در بروز نشانه فروپاشی اقتصاد داشته هنوز روشن نیست، ولی یک تفاوت آشکار بین این دو عامل احتمالی وجود دارد: نخستین عامل یک تهدید دارای منشاء خارجی است که کنترلی روی پدیدآورنده آن نداریم، ولی دومین تهدید مستقیما از داخل و به خاطر رفتار حکومت ظهور کرده و تصمیم درباره وقوع دوباره یا منتفی شدنش نیز در داخل گرفته میشود. بنابراین، صرف اقدامات مختلف دولت و بانک مرکزی در حوزه اقتصاد تهدید را منتفی نمیکند؛ اصلاح سیاستهای نظام در زمینه اجتماعی و سیاسی و کاستن از شتاب شیوع فساد گسترده در سیستم و جلوگیری از تبدیل بیمهار ماهیت نظام از انقلابی به مافیایی میتواند این تهدید را کاهش دهد. کسانی که از تبدیل ایران به سوریه، وقوع روند یوگسلاوی شدن و گسیختن شیرازه کشور واهمه دارند، در کنار سرزنش کسانی که در حال گریز از کشور هستند، باید حکومت را برای بازگشت کشور به ریل اصلاحات همه جانبه نصیحت کنند یا تحت فشار بگذارند... متاسفانه، کشتیبانان را هر سیاستی میآید، کشور را بیشتر به نقطه ریزش آوار میکشانند.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹روی ریل فروپاشی ▫️شورای سردبیری: اطلاعاتی منتشر شده است درباره سرعت گرفتن خروج سرمایه از کشور، به عنوان یکی از دلایل سیر صعودی نرخ ارز که از روزهای آخر بهمن تا بعد از نوروز روندی مهارناپذیر به نمایش گذاشت. از نظر حجم بعید به نظر میرسد، اما تا رقم…
Audio
🔹هفتاد و پنجمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: روی ریل فروپاشی
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: روی ریل فروپاشی
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸همسر داستایوفسکی بودن چگونه بود؟ (قسمت اول)
🖌 نیکولاس کوتار
▫️ترجمه: سهیل سراییان/ جامعه نو: در ابتدای قرن بیستم، لئونید لئونیدوف، بازیگر نقش دیمتری کارامازوف در تئاتر برادران کارامازوف در سال 1910 در مسکو درباره دیدار کوتاه خود با آنیا گریگوریونا، همسر داستایوفسکی، مینویسد:« من "چیزی" را دیدم و شنیدم. چیزی برخلاف تمام چیزهای دیگر. اما به وسیله آن "چیز"که تنها در ده دقیقه اتفاق افتاد، داستایوفسکی را حس کردم. صدها کتاب درباره داستایوفسکی نمیتوانست حسی را به من منتقل کند که این دیدار به من داد.»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/da-04-17
🖌 نیکولاس کوتار
▫️ترجمه: سهیل سراییان/ جامعه نو: در ابتدای قرن بیستم، لئونید لئونیدوف، بازیگر نقش دیمتری کارامازوف در تئاتر برادران کارامازوف در سال 1910 در مسکو درباره دیدار کوتاه خود با آنیا گریگوریونا، همسر داستایوفسکی، مینویسد:« من "چیزی" را دیدم و شنیدم. چیزی برخلاف تمام چیزهای دیگر. اما به وسیله آن "چیز"که تنها در ده دقیقه اتفاق افتاد، داستایوفسکی را حس کردم. صدها کتاب درباره داستایوفسکی نمیتوانست حسی را به من منتقل کند که این دیدار به من داد.»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/da-04-17
Telegraph
همسر داستایوفسکی بودن چگونه بود؟
قسمت اول این مجموعه که به زندگی آنیا داستایوفسکی، همسر فیودور داستایوفسکی، نویسنده ی برجسته ی قرن 19 روسیه اختصاص دارد در چندین قسمت توسط نیکولاس کوتار، مترجم و نویسنده ی روسی ساکن آمریکا نوشته شده است. این مجموعه در مجله ی "فوما" چاپ روسیه منتشر شده…
🔹جستجوی مرتضوی از طریق محافظان مرتضوی
▫️جامعه نو: یک متخصص امور امنیتی پیشنهاد میدهد دستگاههایی که درباره ناپدید شدن قاضی سعید مرتضوی نگران شدهاند به سراغ تیم حفاظت از او بروند.
درپی مطرح شدن این پرسش که چرا مرتضوی، قاضی سابق محکوم به زندان به خاطر مشارکت در قتل، به زندان انتقال داده نشده و عدم دریافت پاسخ مسئولانه و قانع کننده، اخیرا نمایندگان مجلس نیز به پیگیری این ماجرا علاقمند و وارد موضوع شدهاند. برخی گمانهزنیها نیز درباره فرار، پنهان شدن و از میان برداشته شدن و یا وجود یک برنامه تبلیغاتی ویژه درباره غیبت مرتضوی به عمل آمده است. یک متخصص در این باره به جامعه نو گفته است روش تعیین سریع نتیجه تحقیق و جلوگیری از بروز شایعات نامناسب برای نظام، رفتن به سراغ تیمی است که در ماههای اخیر وظیفه حفاظت از مرتضوی را به عهده داشته و او را همراهی میکرده است. به گفته این متخصص مسئولیت ناپدید شدن مرتضوی به عهده تیم حفاظت و پاسخگو در این ماجرا نهاد تامین کننده تیم محافظت است .
همسر مرتضوی در گفتگو با ایسنا حضور او را در تهران تایید کرده و گفته است او به دنبال اعمال ماده ۴۷۷ است تا از طریق رئیس قوه قضائیه پروندهاش را به دیوان عالی بفرستد. به این ترتیب قاعدتا باید نامهای برای درخواست فوق به قوه قضائیه واصل شده باشد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: یک متخصص امور امنیتی پیشنهاد میدهد دستگاههایی که درباره ناپدید شدن قاضی سعید مرتضوی نگران شدهاند به سراغ تیم حفاظت از او بروند.
درپی مطرح شدن این پرسش که چرا مرتضوی، قاضی سابق محکوم به زندان به خاطر مشارکت در قتل، به زندان انتقال داده نشده و عدم دریافت پاسخ مسئولانه و قانع کننده، اخیرا نمایندگان مجلس نیز به پیگیری این ماجرا علاقمند و وارد موضوع شدهاند. برخی گمانهزنیها نیز درباره فرار، پنهان شدن و از میان برداشته شدن و یا وجود یک برنامه تبلیغاتی ویژه درباره غیبت مرتضوی به عمل آمده است. یک متخصص در این باره به جامعه نو گفته است روش تعیین سریع نتیجه تحقیق و جلوگیری از بروز شایعات نامناسب برای نظام، رفتن به سراغ تیمی است که در ماههای اخیر وظیفه حفاظت از مرتضوی را به عهده داشته و او را همراهی میکرده است. به گفته این متخصص مسئولیت ناپدید شدن مرتضوی به عهده تیم حفاظت و پاسخگو در این ماجرا نهاد تامین کننده تیم محافظت است .
همسر مرتضوی در گفتگو با ایسنا حضور او را در تهران تایید کرده و گفته است او به دنبال اعمال ماده ۴۷۷ است تا از طریق رئیس قوه قضائیه پروندهاش را به دیوان عالی بفرستد. به این ترتیب قاعدتا باید نامهای برای درخواست فوق به قوه قضائیه واصل شده باشد.
🆔 @jameeno
🔹در باب پروژه فراری دادن کاوه مدنی
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
▫️جامعه نو/ سعید برآبادی: اکنون آنچه از کاوه مدنی داریم، بخشی از مثنوی بلند هوشنگ ابتهاج است که با این بیت شروع میشود: «روزگارا قصد ايمانم مكن». شاید این استاد دانشگاه و محقق بین المللی حوزه محیط زیست، ناگفتههای استعفایش را برای بعدها نگاه داشته است؛ زمانی که فشارهای وارد آمده بر دولت کمتر شود و کاوه مدنیها بتوانند از آنچه در سالهای بازگشت به ایران، بر آنها گذشت بگویند و بنویسند. تا آن زمان اما به جای دلایل این استعفای کم سابقه که کم و بیش بر مخاطبان آشناست، از پیامدهای آن سخن گفتن، منطقیتر و واقعیتر به نظر میرسد.
در همین سی چهل سال اخیر، کم نبودهاند آدمهای ریز و درشتی که به سودای وطن پاسخ گفتهاند و با دعوت مقامات رسمی و غیررسمی به کشور بازگشتهاند. از حبیبِ خواننده تا کاوه مدنیِ استاد دانشگاه. اما بر آنها چه رفته و چه سرانجامی یافتهاند؟ دکتر صدوق، معاون مرحوم سازمان محیط زیست و یکی از دلسوزترین چهرههای محیط زیستی کشور یک بار در مصاحبهای به من (خبرنگار وقت روزنامه آرمان) گفت که کار محیط زیستی کردن در ایران یک جور عمل سادیستی و مازوخیستیست (نقل به مضمون). به عبارت دیگر او معتقد بود که محیط زیست ایران همچنان که در حال آزار دیدن از سوی مردمان این فلات بزرگ است، به دلسوزانش، آسیب میرساند و خراششان میدهد. کاوه مدنی این واقعیتها را میدانست اما باز به کشور آمد. اسماعیل کهرم پیش بینی کرده بود که او شش ماه بیشتر دوام نخواهد آورد اما کاوه مدنی آمد و در همین مدت کوتاه منشا چند اتفاق مهم بود؛ اول، مبارزه با اصل «رخوتِ سازمانی» در سازمان حفاظت محیط زیست بود. او چالشهای مختلفی را پایه گذاشت تا ضمن تشویق مردم به دخیل شدن در امر حفاظت از محیط زیست کشور، به همکارانش در پارک پردیسان نشان دهد با حلواحلوا گفتن، دهانی شیرین نمیشود. چند همایش بین المللی مهم برگزار کرد و در نهایت تا حدودی هم با رئیس خود بر سر سودای انتقال آب که پروژه ای ضدملی و عقلانیست، درافتاد اما نه عیسی کلانتری و نه کاوه مدنی گمان نمیکردند که ضربه اصلی از جای دیگری وارد شود و این عضوِ تازه پیوسته به بدنه محیط زیستی کشور را برای همیشه از سرزمینش قطع کند.
پروژه فراری دادن کاوه مدنی از ایران که به دنبال انتشار تصاویر شخصیاش در فضای مجازی استارت خورد، ادامهای بود بر بازداشت گسترده فعالان محیط زیستی کشور. افکار عمومی سوگوار از مرگ دلخراش و بیتوجیه کاووس سید امامی مطمئن بود که رئیس سازمان محیط زیست مصلحت اندیشتر از آن است که به دنبال روشن سازی پرونده دیگر بازداشتیان محیط زیستی برود، این بود که عملا کاوه مدنی به تنها امید گشایش این پرونده بدل گشت اما غافل از این شعر نغز حمیدی شیرازی که به نوعی سرنوشت «امید» در ایران را اینگونه به تصویر کشیده است: «که آنچه جوجه کند خلق، جوجه را بپراند».
خروج او از کشور اکنون با واکنشها و پیامدهای متعددی مواجه شده؛ گروهی در پی آن هستند که او را از بین برنده امید، نازک نارنجی و بچه ننه نشان دهند و نتیجه بگیرند که «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» و گروهی دیگر از او و مرام او در بازگشت به کشور به قصد آبادانی این دیرِ ویران، الگوی امید به هر قیمتی ساختهاند. اپوزیسیون خارج از کشور مدنی را شماطت میکنند به خاطر همکاری با نظام بی آن که این واقعیت مهم را درک کنند که محیط زیست هر کشور فراتر از نظام آن کشور است و اصلاح طلبان داخلی، سوگوارانه به سرنوشت او ناله سر میکنند بی آن که یادگرفته باشند رو به روی فرار مغزها بایستند و با اقتدار از آنچه پروژه بازگشت دلسوزان کشور میدانند حمایت کنند.
در این میان موج سوم، موج معدود افرادیست که میخواهند با وجود آگاهی از سرانجام کاوه مدنیها، حبیبها، کاووس سیدامامیها و... در کشور بمانند و آن را بسازند. این موج اگر فراتر از عرق میهنی و بدون شعار و نمایش، آرام آرام ریشه بدواند دیگر انتشار چند عکس، خشکش نخواهد کرد. راستی کسی تا به حال، بیتهای پایانی این مثنوی ابتهاج را خوانده است؟
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
اين صدا از وحشتِ غرقِ شماست
ديده در گرداب كي وا ميكنيد؟
وه كه غرقِ خود تماشا ميكنيد
🆔 @jameeno
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
▫️جامعه نو/ سعید برآبادی: اکنون آنچه از کاوه مدنی داریم، بخشی از مثنوی بلند هوشنگ ابتهاج است که با این بیت شروع میشود: «روزگارا قصد ايمانم مكن». شاید این استاد دانشگاه و محقق بین المللی حوزه محیط زیست، ناگفتههای استعفایش را برای بعدها نگاه داشته است؛ زمانی که فشارهای وارد آمده بر دولت کمتر شود و کاوه مدنیها بتوانند از آنچه در سالهای بازگشت به ایران، بر آنها گذشت بگویند و بنویسند. تا آن زمان اما به جای دلایل این استعفای کم سابقه که کم و بیش بر مخاطبان آشناست، از پیامدهای آن سخن گفتن، منطقیتر و واقعیتر به نظر میرسد.
در همین سی چهل سال اخیر، کم نبودهاند آدمهای ریز و درشتی که به سودای وطن پاسخ گفتهاند و با دعوت مقامات رسمی و غیررسمی به کشور بازگشتهاند. از حبیبِ خواننده تا کاوه مدنیِ استاد دانشگاه. اما بر آنها چه رفته و چه سرانجامی یافتهاند؟ دکتر صدوق، معاون مرحوم سازمان محیط زیست و یکی از دلسوزترین چهرههای محیط زیستی کشور یک بار در مصاحبهای به من (خبرنگار وقت روزنامه آرمان) گفت که کار محیط زیستی کردن در ایران یک جور عمل سادیستی و مازوخیستیست (نقل به مضمون). به عبارت دیگر او معتقد بود که محیط زیست ایران همچنان که در حال آزار دیدن از سوی مردمان این فلات بزرگ است، به دلسوزانش، آسیب میرساند و خراششان میدهد. کاوه مدنی این واقعیتها را میدانست اما باز به کشور آمد. اسماعیل کهرم پیش بینی کرده بود که او شش ماه بیشتر دوام نخواهد آورد اما کاوه مدنی آمد و در همین مدت کوتاه منشا چند اتفاق مهم بود؛ اول، مبارزه با اصل «رخوتِ سازمانی» در سازمان حفاظت محیط زیست بود. او چالشهای مختلفی را پایه گذاشت تا ضمن تشویق مردم به دخیل شدن در امر حفاظت از محیط زیست کشور، به همکارانش در پارک پردیسان نشان دهد با حلواحلوا گفتن، دهانی شیرین نمیشود. چند همایش بین المللی مهم برگزار کرد و در نهایت تا حدودی هم با رئیس خود بر سر سودای انتقال آب که پروژه ای ضدملی و عقلانیست، درافتاد اما نه عیسی کلانتری و نه کاوه مدنی گمان نمیکردند که ضربه اصلی از جای دیگری وارد شود و این عضوِ تازه پیوسته به بدنه محیط زیستی کشور را برای همیشه از سرزمینش قطع کند.
پروژه فراری دادن کاوه مدنی از ایران که به دنبال انتشار تصاویر شخصیاش در فضای مجازی استارت خورد، ادامهای بود بر بازداشت گسترده فعالان محیط زیستی کشور. افکار عمومی سوگوار از مرگ دلخراش و بیتوجیه کاووس سید امامی مطمئن بود که رئیس سازمان محیط زیست مصلحت اندیشتر از آن است که به دنبال روشن سازی پرونده دیگر بازداشتیان محیط زیستی برود، این بود که عملا کاوه مدنی به تنها امید گشایش این پرونده بدل گشت اما غافل از این شعر نغز حمیدی شیرازی که به نوعی سرنوشت «امید» در ایران را اینگونه به تصویر کشیده است: «که آنچه جوجه کند خلق، جوجه را بپراند».
خروج او از کشور اکنون با واکنشها و پیامدهای متعددی مواجه شده؛ گروهی در پی آن هستند که او را از بین برنده امید، نازک نارنجی و بچه ننه نشان دهند و نتیجه بگیرند که «تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها» و گروهی دیگر از او و مرام او در بازگشت به کشور به قصد آبادانی این دیرِ ویران، الگوی امید به هر قیمتی ساختهاند. اپوزیسیون خارج از کشور مدنی را شماطت میکنند به خاطر همکاری با نظام بی آن که این واقعیت مهم را درک کنند که محیط زیست هر کشور فراتر از نظام آن کشور است و اصلاح طلبان داخلی، سوگوارانه به سرنوشت او ناله سر میکنند بی آن که یادگرفته باشند رو به روی فرار مغزها بایستند و با اقتدار از آنچه پروژه بازگشت دلسوزان کشور میدانند حمایت کنند.
در این میان موج سوم، موج معدود افرادیست که میخواهند با وجود آگاهی از سرانجام کاوه مدنیها، حبیبها، کاووس سیدامامیها و... در کشور بمانند و آن را بسازند. این موج اگر فراتر از عرق میهنی و بدون شعار و نمایش، آرام آرام ریشه بدواند دیگر انتشار چند عکس، خشکش نخواهد کرد. راستی کسی تا به حال، بیتهای پایانی این مثنوی ابتهاج را خوانده است؟
آي آدمها اين صداي قرنِ ماست
اين صدا از وحشتِ غرقِ شماست
ديده در گرداب كي وا ميكنيد؟
وه كه غرقِ خود تماشا ميكنيد
🆔 @jameeno
🔸آخرین وضعیت پرونده متهمان محیط زیستی
▫️جامعه نو: مصطفی ترک همدانی، وکیل پرونده متهمان زیست محیطی با انتشار پستی در توئیتر خود از ناکام ماندن پیگیری خود در این پرونده خبر داد. او نوشته است: «ناچارم شکست خود را از پذیرش وکالت پرونده #متهمان_زیست_محیطی اعلام کنم. دو ماه است که با دستور دادیار ناظر زندان وکالتنامه ام را به بند 2 الف تحویل داده ام و تاکنون با یا بدون امضا برنگشته! تحقیق از متهم بی وکیل پس از 70روز انفرادی چه حاصلی جز بی اعتباری تحقیقات و هدر وقت و هزینه دارد؟ این تذهبون؟»
اظهارات این وکیل در حالی ست که بسیاری از خانواده های بازداشتیان محیط زیستی در روزهای اخیر نسبت به بی اطلاعی از وضعیت آنها ابراز نگرانی کرده اند. اظهارات این وکیل دادگستری را می توان از اولین پیامدهای خروج کاوه مدنی، معاون سازمان محیط زیست از کشور دانست.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: مصطفی ترک همدانی، وکیل پرونده متهمان زیست محیطی با انتشار پستی در توئیتر خود از ناکام ماندن پیگیری خود در این پرونده خبر داد. او نوشته است: «ناچارم شکست خود را از پذیرش وکالت پرونده #متهمان_زیست_محیطی اعلام کنم. دو ماه است که با دستور دادیار ناظر زندان وکالتنامه ام را به بند 2 الف تحویل داده ام و تاکنون با یا بدون امضا برنگشته! تحقیق از متهم بی وکیل پس از 70روز انفرادی چه حاصلی جز بی اعتباری تحقیقات و هدر وقت و هزینه دارد؟ این تذهبون؟»
اظهارات این وکیل در حالی ست که بسیاری از خانواده های بازداشتیان محیط زیستی در روزهای اخیر نسبت به بی اطلاعی از وضعیت آنها ابراز نگرانی کرده اند. اظهارات این وکیل دادگستری را می توان از اولین پیامدهای خروج کاوه مدنی، معاون سازمان محیط زیست از کشور دانست.
🆔 @jameeno
🔹گزارش «واتر پالیتیکز» درباره بحران آبی ایران
▫️جامعه نو: دسامبر سال ۲۰۱۷ تا ژانویه ۲۰۱۸ تعداد زیادی از شهرهای ایران شاهد اعتراضات بخشی از مردم بود. منشا ابتدایی این اعتراضات شهر مشهد بود و احتمالا جرقه آن به دلیل سوءمدیریت مسئولین و مدیران ایران در بحرانهای اقتصادی، وجود فساد سیاسی و سیاستهای خارجی این کشور بود. درحالی که اعتراضات مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۸ و جنبش سبز بر انتخاب مجدد محمود احمدینژاد به عنوان رییسجمهور ایران متمرکز بود اما اعتراضات اخیر در راستای افزایش قیمت مواد غذای،٬ نزول شرایط زندگی و افزایش شکافهای طبقاتی در ایران بود.
در ژانویه سال جاری مقامات ایران از پایان یافتن اعتراضات در ایران خبر دادند اما با این وجود هنوز نشانههایی از اعتراض مردم ایران وجود دارد. ناامنی غذایی و بحران کمآبی نقش زیادی در اعتراضات مردم ایران داشت و اکنون به نظر میرسد این نگرانیها و نارضایتیها همچنان ادامه داشته باشد. اخیرا استان اصفهان در مرکز ایران، شاهد اعتراضاتی بوده است که در چند ماه اخیر افزایش یافته و در برخی اوقات این اعتراضات به خشونت هم کشیده شده است. کشاورزان اصفهانی در برابر انشعاب و تقسیم آب زایندهرود_ رودخانه اصلی شهر_ با استانهای همسایهشان مقاومت میکنند.
طی چند ماه گذشته کشاورزان اصفهانی به خیابانهای شهر آمدند تا به دولت و شرکتهایی که آب. مورد استفاده این کشاورزان را از منبع اصلیاش منحرف میکنند، اعتراض کنند. به نظر میرسد نظام ایران هنوز نتوانسته این اعتراضات را مدیریت کند و حتی اخباری از درگیری کشاورزان با ماموران نیروی انتظامی هم به گوش رسید. طبق اخبار و گزارشات رسیده، کشاورزان اصفهانی قصد داشتند به خط لوله انتقالی که آب را از رودخانه زایندهرود به استان یزد انتقال میدهد، آسیب بزنند.
مردم ساکن در استان اصفهان عمدتا به کشاورزی مشغول هستند و آنها هر روز به اعتراضات خود ادامه میدهند. ناامنی آب میتواند خطری برای مشروعیت نظام حاکم در ایران باشد و از سوی دیگر برخی از فسادهای مالی هم بر این موضوع تاثیر گذاشته است.
حدود ۶۰۰ سد در ایران در راستای منافع برخی نهادهای خاص و پروژههای آنها ساخته شده که باعث افزایش بحران کمآبی شده است. فساد دولتی به علاوه وضعیت نامشخص بانکها و موسسات مالی نیز بهمثابه سوخت بیشتر برای اعتراضات شده است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسها، برای رونق و رشد کار و کاسبی باید ارتباط خوبی میان بانکها و تجارت برقرار شود، ارتباطی که در حال حاضر در ایران وجود ندارد. از سوی دیگر مشکلات مالی دولت غیرقابل انکار است. بانک مرکزی مجبور است پولهای سرمایهگذارانی که از سوی موسسات مالی آسیب دیدهاند را بپردازد و از آنجا که بانک مرکزی از پشتیبانی مالی زیادی برخوردار نیست، وضعیت خطرناکی را به وجود آورده است.
شبکههای اجتماعی و مردم دولت و دیگر نهادهای خاص ایران را مسئول ویرانی اقتصادی ایران قلمداد میکنند. این شرایط به همراه سقوط سریع ارزش پول ایران، موجب افزایش خشم در میان سرمایهگذاران و ایجاد شوکهای داخلی و خارجی شده است. ناامنی آب و ناامنی اقتصادی تبدیل به یکی از بزرگترین و قویترین چالشهای ایران شده است. رهبر انقلاب ایران در سخنرانی سالانه خود به مناسبت نوروز بر مساله اقتصاد و خودکفایی و رونق داخلی تاکید کرده است. در این سخنرانی همچنین بر عدالت اجتماعی به عنوان موضعی که این مدت مغفول مانده است٬ اشاره شد. گرچه ارزیابی دقیق آنچه در ایران میگذرد کار سختیست اما بدون تردید اعتراضات به کمآبی و مسائل و مشکلات مالی ادامه خواهد داشت و این امر میتواند برای مشروعیت نظام حاکم بر ایران خطرناک باشد و این امکان وجود دارد که مردم ایران در آیندهای نزدیک افراد و مسئولینی که تاکنون پاسخگو نبودهاند را به پاسخگویی وادارند.
منبع: waterpolitics
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: دسامبر سال ۲۰۱۷ تا ژانویه ۲۰۱۸ تعداد زیادی از شهرهای ایران شاهد اعتراضات بخشی از مردم بود. منشا ابتدایی این اعتراضات شهر مشهد بود و احتمالا جرقه آن به دلیل سوءمدیریت مسئولین و مدیران ایران در بحرانهای اقتصادی، وجود فساد سیاسی و سیاستهای خارجی این کشور بود. درحالی که اعتراضات مربوط به انتخابات سال ۱۳۸۸ و جنبش سبز بر انتخاب مجدد محمود احمدینژاد به عنوان رییسجمهور ایران متمرکز بود اما اعتراضات اخیر در راستای افزایش قیمت مواد غذای،٬ نزول شرایط زندگی و افزایش شکافهای طبقاتی در ایران بود.
در ژانویه سال جاری مقامات ایران از پایان یافتن اعتراضات در ایران خبر دادند اما با این وجود هنوز نشانههایی از اعتراض مردم ایران وجود دارد. ناامنی غذایی و بحران کمآبی نقش زیادی در اعتراضات مردم ایران داشت و اکنون به نظر میرسد این نگرانیها و نارضایتیها همچنان ادامه داشته باشد. اخیرا استان اصفهان در مرکز ایران، شاهد اعتراضاتی بوده است که در چند ماه اخیر افزایش یافته و در برخی اوقات این اعتراضات به خشونت هم کشیده شده است. کشاورزان اصفهانی در برابر انشعاب و تقسیم آب زایندهرود_ رودخانه اصلی شهر_ با استانهای همسایهشان مقاومت میکنند.
طی چند ماه گذشته کشاورزان اصفهانی به خیابانهای شهر آمدند تا به دولت و شرکتهایی که آب. مورد استفاده این کشاورزان را از منبع اصلیاش منحرف میکنند، اعتراض کنند. به نظر میرسد نظام ایران هنوز نتوانسته این اعتراضات را مدیریت کند و حتی اخباری از درگیری کشاورزان با ماموران نیروی انتظامی هم به گوش رسید. طبق اخبار و گزارشات رسیده، کشاورزان اصفهانی قصد داشتند به خط لوله انتقالی که آب را از رودخانه زایندهرود به استان یزد انتقال میدهد، آسیب بزنند.
مردم ساکن در استان اصفهان عمدتا به کشاورزی مشغول هستند و آنها هر روز به اعتراضات خود ادامه میدهند. ناامنی آب میتواند خطری برای مشروعیت نظام حاکم در ایران باشد و از سوی دیگر برخی از فسادهای مالی هم بر این موضوع تاثیر گذاشته است.
حدود ۶۰۰ سد در ایران در راستای منافع برخی نهادهای خاص و پروژههای آنها ساخته شده که باعث افزایش بحران کمآبی شده است. فساد دولتی به علاوه وضعیت نامشخص بانکها و موسسات مالی نیز بهمثابه سوخت بیشتر برای اعتراضات شده است. به اعتقاد بسیاری از کارشناسها، برای رونق و رشد کار و کاسبی باید ارتباط خوبی میان بانکها و تجارت برقرار شود، ارتباطی که در حال حاضر در ایران وجود ندارد. از سوی دیگر مشکلات مالی دولت غیرقابل انکار است. بانک مرکزی مجبور است پولهای سرمایهگذارانی که از سوی موسسات مالی آسیب دیدهاند را بپردازد و از آنجا که بانک مرکزی از پشتیبانی مالی زیادی برخوردار نیست، وضعیت خطرناکی را به وجود آورده است.
شبکههای اجتماعی و مردم دولت و دیگر نهادهای خاص ایران را مسئول ویرانی اقتصادی ایران قلمداد میکنند. این شرایط به همراه سقوط سریع ارزش پول ایران، موجب افزایش خشم در میان سرمایهگذاران و ایجاد شوکهای داخلی و خارجی شده است. ناامنی آب و ناامنی اقتصادی تبدیل به یکی از بزرگترین و قویترین چالشهای ایران شده است. رهبر انقلاب ایران در سخنرانی سالانه خود به مناسبت نوروز بر مساله اقتصاد و خودکفایی و رونق داخلی تاکید کرده است. در این سخنرانی همچنین بر عدالت اجتماعی به عنوان موضعی که این مدت مغفول مانده است٬ اشاره شد. گرچه ارزیابی دقیق آنچه در ایران میگذرد کار سختیست اما بدون تردید اعتراضات به کمآبی و مسائل و مشکلات مالی ادامه خواهد داشت و این امر میتواند برای مشروعیت نظام حاکم بر ایران خطرناک باشد و این امکان وجود دارد که مردم ایران در آیندهای نزدیک افراد و مسئولینی که تاکنون پاسخگو نبودهاند را به پاسخگویی وادارند.
منبع: waterpolitics
🆔 @jameeno
🔺مدیر تلگرام: علیرغم فیلترینگ، شاهد کاهش قابل ملاحظهای از کاربران نبودهایم
▫️جامعه نو: پاوول دروف، مدیر تلگرام، از کمکهای مالی خود برای حمایت از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان خبر داد. او در کانال تلگرامی خود، ضمن تایید مسدود شدن تلگرام در روسیه، طی ۲۴ساعت گذشته توسط شرکتهای ارائهدهنده اینترنت، دلیل آن را امتناع شرکت تلگرام از ارائه کلیدهای رمزنگاری به سازمانهای امنیتی روسیه دانست.
او افزود: علیرغم فیلترینگ، ما تاکنون شاهد کاهش قابل ملاحظهای از مشارکت کاربران نبودهایم، زیرا روسها تمایل دارند VPN و پروکسی از سد فیلترینگ عبور کنند. ما همچنین بر روی سرویسهای ابری، متکی هستیم تا بخشی از آن برای کاربران ما در دسترس قرار گیرد.
دروف در ادامه از کابران روسی تلگرام، برای پشتیبانی و وفاداریشان به تلگرام؛ نیز از اپل، گوگل، آمازون و مایکروسافت، برای عدم مشارکت در سانسور سیاسی تشکر کرد.
مدیر تلگرام با بیان اینکه: روسیه حدود ۷٪ از کاربران تلگرام را به خود اختصاص داده، اظهار داشت: حتی اگر این بازار را از دست بدهیم، رشد سازمان یافتهی تلگرام در سایر مناطق این، زیان را ظرف چند ماه جبران خواهد کرد. با این حال، برای من شخصا مهم است که مطمئن شویم همه چیز را برای کاربران روسی انجام دادهایم.
پاول دروف در پایان از حمایت خود از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان گفت و اظهار داشت: من کمکهای خود را با پرداخت بیتکوین، به افراد و شرکتهایی که پروکسیهای socks5 و VPN را راهاندازی میکنند، آغاز کردهام. خوشحالم که امسال میلیونها دلار به این هدف اهدا میکنم و امیدوارم دیگران نیز از آن پیروی کنند. او افزود: من این کار را مقاومت دیجیتالی مینامم؛ یک جنبش غیرمتمرکز که برای آزادیهای دیجیتال و پیشرفت جهان، استوار است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: پاوول دروف، مدیر تلگرام، از کمکهای مالی خود برای حمایت از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان خبر داد. او در کانال تلگرامی خود، ضمن تایید مسدود شدن تلگرام در روسیه، طی ۲۴ساعت گذشته توسط شرکتهای ارائهدهنده اینترنت، دلیل آن را امتناع شرکت تلگرام از ارائه کلیدهای رمزنگاری به سازمانهای امنیتی روسیه دانست.
او افزود: علیرغم فیلترینگ، ما تاکنون شاهد کاهش قابل ملاحظهای از مشارکت کاربران نبودهایم، زیرا روسها تمایل دارند VPN و پروکسی از سد فیلترینگ عبور کنند. ما همچنین بر روی سرویسهای ابری، متکی هستیم تا بخشی از آن برای کاربران ما در دسترس قرار گیرد.
دروف در ادامه از کابران روسی تلگرام، برای پشتیبانی و وفاداریشان به تلگرام؛ نیز از اپل، گوگل، آمازون و مایکروسافت، برای عدم مشارکت در سانسور سیاسی تشکر کرد.
مدیر تلگرام با بیان اینکه: روسیه حدود ۷٪ از کاربران تلگرام را به خود اختصاص داده، اظهار داشت: حتی اگر این بازار را از دست بدهیم، رشد سازمان یافتهی تلگرام در سایر مناطق این، زیان را ظرف چند ماه جبران خواهد کرد. با این حال، برای من شخصا مهم است که مطمئن شویم همه چیز را برای کاربران روسی انجام دادهایم.
پاول دروف در پایان از حمایت خود از آزادی اینترنت در روسیه و سایر نقاط جهان گفت و اظهار داشت: من کمکهای خود را با پرداخت بیتکوین، به افراد و شرکتهایی که پروکسیهای socks5 و VPN را راهاندازی میکنند، آغاز کردهام. خوشحالم که امسال میلیونها دلار به این هدف اهدا میکنم و امیدوارم دیگران نیز از آن پیروی کنند. او افزود: من این کار را مقاومت دیجیتالی مینامم؛ یک جنبش غیرمتمرکز که برای آزادیهای دیجیتال و پیشرفت جهان، استوار است.
🆔 @jameeno
#الف
🔹اعراب را به حال خودشان بگذارید!
▫️شورای سردبیری: کشورها در شرق و غرب ایران تفاوت چشمگیری دارند. در شرق، با وجود درگیریهای قدیمی بین شیعیان و سنیان در پاکستان و تعارضهای قومی در افغانستان، با وجود پایگاههای فراوان طالبان و القاعده و اکنون داعش در خاک هر دو کشور و ایضا با وجود نیروها و سلطه اعضای ناتو و بویژه ایالات متحده در هر دو کشور، جز مزاحمتهایی ناچیز از قبیل تروریستهایی مثل ریگی، کشور ما درگیر دردسر نیست. در غرب، فقط با دولتهایی عربی روبروییم: دشمنخو و اساسا متخاصم، ثروتمند و غالبا نادان و نامتوجه به منافع ملی، متظاهر به داشتن عرق قومی، اما بیباور به هر چیزی جز منفعتهای حقیر شخصی. برای ما سرشار از دردسرند؛ از صدام گرفته تا اسد، و از سعودیها گرفته تا یمنیها. چرا این طور است؟
علت آن، احتمالا تعارض مذهب و فرقه نیست، وگرنه در پاکستان و افغانستان هم سوگیری شیعه و سنی میکردیم و وارد مرافعات داخلی آنها و دچار دردسر میشدیم. وجود داعش در سرزمینهای عربی نیست، چون الان داعش در پاکستان و افغانستان در همسایگی ماست. رفاقت برخی اعراب با اسرائیل نیست، چون ترکیه و روسیه از رفیقان مشترک ما و اسرائیلیها هستند و مشکلی با این موضوع نداریم. پس چرا کشور ما در رابطه با اعراب در غرب و جنوب کشور دچار روابطی تا این حد آمیخته از عشق و نفرت است؟ برای برخی جان میدهیم و اردوکشی میکنیم و از رسیدن به توافق حداقلی با برخی عاجزیم؟ کسی از ماهیت این رابطه سر در میآورد؟ دچار گسیختگی و نایکپارچگی منطقی نیست؟
پارامترهایی در سیاست بینالملل هست که غالبا برای توضیح سیاست کشورها به کار گرفته میشود: امنیت ملی، عمق استراتژیک، فضای حیاتی، منافع سرزمینی، بلوکبندی و امنیت منطقهای و مانند آنها. پرسش میتوان کرد که سیاست عربی ایران بر اساس کدام مفاهیم و منافع شکل گرفته است و نزدیکی و دوری آن به اعراب براساس کدام مصالح است؟ چه اهداف مهمی ما را در عراق با ارتش ایالت متحده و در سوریه با ارتش روسیه پیوند میدهد؟ از چه زمانی اینکه در یمن چه کسی بر این ملت عقبمانده و فقیر و بیتاثیر بر اوضاع جهان حکومت میکند، برای کشور ما مهم شده است؟ چه چیزی باعث شده است در اختلاف خانوادگی فلسطینیها بر سر چگونگی برخورد با اسرائیل، ما به طرفداری از نظر یک برادر برخیزیم و برادر دیگر را خائن بدانیم؟ پرسشهایی از این دست در روابط با اعراب در مقابل ما بسیار است. پرسشهایی بیپاسخ که گمان نمیرود استراتژیستهای حکومت چندان به آنها فکر کرده باشند.
با وجود سردر گمی، چند اصل راهنما در رابطه با کشورهای عربی وجود دارد که یاریدهنده است:
۱- با یکی از آنها علیه دیگری نباید دوست شد؛ اختلافات آنها نیز مانند دوستیهایشان پایدار نیست. ترکیه جز با گردنکلفتترینشان یعنی سعودیها روابط پایدار ندارد و ژلهای عمل میکند.
۲- اعراب علیرغم سخن گفتن از عزت عربی و جهان اسلام به هیچکدام باور ندارند، نه چپهایی مثل بعثیهای عراق و سوریه، نه پادشاهانی مانند فیصل و ملک حسین و اخلاف آنها.
۳- دولتهای عرب هیچ دشمنی و مخالفتی با اسرائیل ندارند. مردمان عرب حاضر به دادن هزینه برای حقوق فلسطینیها نیستند و این گرایشی فزاینده است.
۴- اعراب هیچگاه مستقل نبوده و گذران زیر سایه ابرقدرتها عادت آنها پس از فروپاشی حکومت عثمانی بوده است: به اتکای ابرقدرتها باهم میجنگند و بمبهای آنها را بر سر یکدیگر میریزند. ترامپ صادقانه گفته بود که اعراب را باید دوشید. اردوغان هم همین کار را میکند.
در نتیجه، بهترین راه برای مفید ساختن همسایگی با اعراب، کنار کشیدن از مسائل داخلی آنها و تجارت با آنها به صورت علیالسویه است. نه دین مشترک، نه مذهب متفاوت، نه اسرائیل، نه فلسطین، نه غارت امپریالیستی و نه هیچ پارامتر ایدئولوژیک دیگری نمیتواند تنظیمگر رابطه ما با مجموعه درهمجوشی از دولتها و ملتهایی باشد که در هیچ وجهی منافع مشترک واقعی با ما ندارند. باید کلاه خود را بچسبیم و آنها را باید به حال خودشان رها کنیم!
🆔 @jameeno
🔹اعراب را به حال خودشان بگذارید!
▫️شورای سردبیری: کشورها در شرق و غرب ایران تفاوت چشمگیری دارند. در شرق، با وجود درگیریهای قدیمی بین شیعیان و سنیان در پاکستان و تعارضهای قومی در افغانستان، با وجود پایگاههای فراوان طالبان و القاعده و اکنون داعش در خاک هر دو کشور و ایضا با وجود نیروها و سلطه اعضای ناتو و بویژه ایالات متحده در هر دو کشور، جز مزاحمتهایی ناچیز از قبیل تروریستهایی مثل ریگی، کشور ما درگیر دردسر نیست. در غرب، فقط با دولتهایی عربی روبروییم: دشمنخو و اساسا متخاصم، ثروتمند و غالبا نادان و نامتوجه به منافع ملی، متظاهر به داشتن عرق قومی، اما بیباور به هر چیزی جز منفعتهای حقیر شخصی. برای ما سرشار از دردسرند؛ از صدام گرفته تا اسد، و از سعودیها گرفته تا یمنیها. چرا این طور است؟
علت آن، احتمالا تعارض مذهب و فرقه نیست، وگرنه در پاکستان و افغانستان هم سوگیری شیعه و سنی میکردیم و وارد مرافعات داخلی آنها و دچار دردسر میشدیم. وجود داعش در سرزمینهای عربی نیست، چون الان داعش در پاکستان و افغانستان در همسایگی ماست. رفاقت برخی اعراب با اسرائیل نیست، چون ترکیه و روسیه از رفیقان مشترک ما و اسرائیلیها هستند و مشکلی با این موضوع نداریم. پس چرا کشور ما در رابطه با اعراب در غرب و جنوب کشور دچار روابطی تا این حد آمیخته از عشق و نفرت است؟ برای برخی جان میدهیم و اردوکشی میکنیم و از رسیدن به توافق حداقلی با برخی عاجزیم؟ کسی از ماهیت این رابطه سر در میآورد؟ دچار گسیختگی و نایکپارچگی منطقی نیست؟
پارامترهایی در سیاست بینالملل هست که غالبا برای توضیح سیاست کشورها به کار گرفته میشود: امنیت ملی، عمق استراتژیک، فضای حیاتی، منافع سرزمینی، بلوکبندی و امنیت منطقهای و مانند آنها. پرسش میتوان کرد که سیاست عربی ایران بر اساس کدام مفاهیم و منافع شکل گرفته است و نزدیکی و دوری آن به اعراب براساس کدام مصالح است؟ چه اهداف مهمی ما را در عراق با ارتش ایالت متحده و در سوریه با ارتش روسیه پیوند میدهد؟ از چه زمانی اینکه در یمن چه کسی بر این ملت عقبمانده و فقیر و بیتاثیر بر اوضاع جهان حکومت میکند، برای کشور ما مهم شده است؟ چه چیزی باعث شده است در اختلاف خانوادگی فلسطینیها بر سر چگونگی برخورد با اسرائیل، ما به طرفداری از نظر یک برادر برخیزیم و برادر دیگر را خائن بدانیم؟ پرسشهایی از این دست در روابط با اعراب در مقابل ما بسیار است. پرسشهایی بیپاسخ که گمان نمیرود استراتژیستهای حکومت چندان به آنها فکر کرده باشند.
با وجود سردر گمی، چند اصل راهنما در رابطه با کشورهای عربی وجود دارد که یاریدهنده است:
۱- با یکی از آنها علیه دیگری نباید دوست شد؛ اختلافات آنها نیز مانند دوستیهایشان پایدار نیست. ترکیه جز با گردنکلفتترینشان یعنی سعودیها روابط پایدار ندارد و ژلهای عمل میکند.
۲- اعراب علیرغم سخن گفتن از عزت عربی و جهان اسلام به هیچکدام باور ندارند، نه چپهایی مثل بعثیهای عراق و سوریه، نه پادشاهانی مانند فیصل و ملک حسین و اخلاف آنها.
۳- دولتهای عرب هیچ دشمنی و مخالفتی با اسرائیل ندارند. مردمان عرب حاضر به دادن هزینه برای حقوق فلسطینیها نیستند و این گرایشی فزاینده است.
۴- اعراب هیچگاه مستقل نبوده و گذران زیر سایه ابرقدرتها عادت آنها پس از فروپاشی حکومت عثمانی بوده است: به اتکای ابرقدرتها باهم میجنگند و بمبهای آنها را بر سر یکدیگر میریزند. ترامپ صادقانه گفته بود که اعراب را باید دوشید. اردوغان هم همین کار را میکند.
در نتیجه، بهترین راه برای مفید ساختن همسایگی با اعراب، کنار کشیدن از مسائل داخلی آنها و تجارت با آنها به صورت علیالسویه است. نه دین مشترک، نه مذهب متفاوت، نه اسرائیل، نه فلسطین، نه غارت امپریالیستی و نه هیچ پارامتر ایدئولوژیک دیگری نمیتواند تنظیمگر رابطه ما با مجموعه درهمجوشی از دولتها و ملتهایی باشد که در هیچ وجهی منافع مشترک واقعی با ما ندارند. باید کلاه خود را بچسبیم و آنها را باید به حال خودشان رها کنیم!
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹اعراب را به حال خودشان بگذارید! ▫️شورای سردبیری: کشورها در شرق و غرب ایران تفاوت چشمگیری دارند. در شرق، با وجود درگیریهای قدیمی بین شیعیان و سنیان در پاکستان و تعارضهای قومی در افغانستان، با وجود پایگاههای فراوان طالبان و القاعده و اکنون داعش…
Audio
🔹هفتاد و ششمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: اعراب را به حال خودشان بگذارید
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: اعراب را به حال خودشان بگذارید
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔹رئیس دفتر رئیسجمهور: نمیخواهیم بگوییم کسی حق ندارد از پیامرسان خارجی استفاده کند
▫️محمود واعظی در حاشیه جلسه هیات دولت در پاسخ به این سوال که آیا دولت تصمیمی برای فیلتر تلگرام دارد یا خیر، اظهارکرد: مسئول پاسخگویی به این سوال آقای جهرمی هستند. به مسئولین مربوطه خواهم گفت که به خبرنگاران پاسخ دهند. وی در واکنش به صحبتهای دلیگانی نماینده مجلس شورای اسلامی مبنی بر ایستادگی رئیسجمهور برای جلوگیری از فیلتر تلگرام گفت: ایشان حرفهای مختلفی میزنند که خیلی از آنها پایه و اساسی ندارد؛ این حرف هم یکی از آنهاست.
رئیس دفتر رئیسجمهور افزود: وقتی در مورد پیامرسانها صحبت میکنیم هم پول و هم اطلاعات مردم است که از بین میرود. به جای اینکه این اطلاعات در داخل کشور باشد در خارج از کشور وجود دارد. ما به عنوان دولت نمیخواهیم بگوییم کسی حق ندارد از پیامرسان خارجی استفاده کند. در حال حاضر تعداد زیادی پیامرسان خارجی در دسترس مردم است. ممکن است یک پیامرسانی مشکلی برای مردم ایجاد کند که در جای خود توسط شوراهای مربوطه در مورد آن تصمیمگیری میشود. وی افزود: امروز در دولت بحث شد و دوستانمان پیشنهاد کردند که ما از خودمان شروع کنیم. قرار شد، کسانی که در پیامرسانهای خارجی هستند را به پیامرسانهای داخلی منتقل کنیم.
واعظی گفت: در سال ۹۳دستورالعملی را به همه وزارتخانهها ابلاغ کردیم که هیچ فعالیت دولتی را حق ندارند در پیامرسانهای خارجی انجام دهند. این بار علاوه بر اینکه این موضوع را مجددا ابلاغ کردیم، حتی به خودمان هم توصیه کردیم تا از پیامرسانهای داخلی استفاده کنیم.
ساعاتی پیش اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیسجمهور، فعالیت خود را در تلگرام متوقف کرد. پیش از او نیز، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب (Khamenei.ir) به کار خود در تلگرام پایان داد.
🆔 @jameeno
▫️محمود واعظی در حاشیه جلسه هیات دولت در پاسخ به این سوال که آیا دولت تصمیمی برای فیلتر تلگرام دارد یا خیر، اظهارکرد: مسئول پاسخگویی به این سوال آقای جهرمی هستند. به مسئولین مربوطه خواهم گفت که به خبرنگاران پاسخ دهند. وی در واکنش به صحبتهای دلیگانی نماینده مجلس شورای اسلامی مبنی بر ایستادگی رئیسجمهور برای جلوگیری از فیلتر تلگرام گفت: ایشان حرفهای مختلفی میزنند که خیلی از آنها پایه و اساسی ندارد؛ این حرف هم یکی از آنهاست.
رئیس دفتر رئیسجمهور افزود: وقتی در مورد پیامرسانها صحبت میکنیم هم پول و هم اطلاعات مردم است که از بین میرود. به جای اینکه این اطلاعات در داخل کشور باشد در خارج از کشور وجود دارد. ما به عنوان دولت نمیخواهیم بگوییم کسی حق ندارد از پیامرسان خارجی استفاده کند. در حال حاضر تعداد زیادی پیامرسان خارجی در دسترس مردم است. ممکن است یک پیامرسانی مشکلی برای مردم ایجاد کند که در جای خود توسط شوراهای مربوطه در مورد آن تصمیمگیری میشود. وی افزود: امروز در دولت بحث شد و دوستانمان پیشنهاد کردند که ما از خودمان شروع کنیم. قرار شد، کسانی که در پیامرسانهای خارجی هستند را به پیامرسانهای داخلی منتقل کنیم.
واعظی گفت: در سال ۹۳دستورالعملی را به همه وزارتخانهها ابلاغ کردیم که هیچ فعالیت دولتی را حق ندارند در پیامرسانهای خارجی انجام دهند. این بار علاوه بر اینکه این موضوع را مجددا ابلاغ کردیم، حتی به خودمان هم توصیه کردیم تا از پیامرسانهای داخلی استفاده کنیم.
ساعاتی پیش اسحاق جهانگیری، معاون اول رئیسجمهور، فعالیت خود را در تلگرام متوقف کرد. پیش از او نیز، پایگاه اطلاعرسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب (Khamenei.ir) به کار خود در تلگرام پایان داد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹اقتدار و رجز
▫️شورای سردبیری: رجز در فرهنگ ملی ما جای ویژهای دارد. از دل اساطیر و قهرمانان شاهنامه تا همین امروز و انواع یال و کوپال نشان دادنها و موشک رژه بردنها، رجزخوانی و اقتدار نمایی خصلت سیاسی- رزمی ما بوده است. دائما در حال رونمایی از دستاوردها، سیلی زدن به دشمن در پشت تریبون، مشت نشان دادن در خیابان، وبیان این تهدید بودهایم که اگر کسی دست از پا خطا کند عاقبت سختی در انتظار او خواهد بود.
اشکالی نداشت اگر همه چنین میکردند، اما نمیکنند. رندان سیاسی معمولا درباره توانایی و قدرت خود بویژه در زمینه نظامی حرف نمیزنند. آنها حتی داشتن تسلیحات را تکذیب میکنند. رژیم اسرائیل ۴۰ سال است در مقابل این پرسش که بمب هستهای دارد یا نه سکوت میکند. پیروزیهای اطلاعاتی و امنیتی خود را اعلام نمیکند و دائما درپی اعلام مظلومیت و آسیبپذیر بودن خود است. جالب است که یکی از منابع اعلام قدرتمند و شکستناپذیر بودن ایران در روزنامه کیهان، مطبوعات اسرائیلی هستند که دائما هشدار میدهند ایران قوی شده و میخواهد ما را نابود کند.
یک احتمال در بیان علت رجزخوانی فراوان و خودمقتدربینی میتواند احساس ضعف و ناتوانی در مقابل دشمنان بالقوه باشد، مانند کسانیکه در تاریکی شب در کوچهها آواز میخوانند، یا حیواناتی که موهای خود را برای بزرگ نموده شدن سیخ میکنند. در جهان ما، این رفتار بدوی دیگر جایی ندارد. کشورها یکدیگر را چنان دقیق میپایند که نه میتوان سلاح خریداری یا تولید شده را پنهان کرد، نه میتوان تظاهر به داشتن نداشته کرد. نقل است که در جنگ دوم نیروهای متفقین در شمال آفریقا پیتهای حلبی را کنار هم میچیدند و شبها آنرا صد متر جلوتر میبردند تا خلبانان گشتیهای آلمانی را به این باور برسانند که دارند خط لوله احداث میکنند و در یورش به اروپا هزاران تانک لاستیکی بادکنکی در غرب بریتانیا گذاشته بودند تا تصور حمله از جایی غیر از نرماندی را پدید آورند. دوران این حیلهها گذشته و آخرین آنها نعرههایی بوده که هیتلر جلوی ژنرالهای بیباور به لافش درباره سلاحهای خیالیاش میکشیده است.
یک علت دیگر میتوان برای رجزخوانی و هل من مبارز طلبیدنها سراغ کرد: مقتدرنمایی در برابر خودی و با مصرف داخلی. رژیم ها، هنگامی که در برابر ملت خود کم میآورند و در حل معضلات و حتی نیازهای پیشپاافتاده درمیمانند به رجزخوانی و نمایش اقتدار در برابر دشمن فرضی و در واقع جامعه رومیآورند. در واقع روی دیگر به خیابان آوردن هر روزه مردم برای تکان دادن پرچم در ونزوئلا، کره شمالی و کشورهای مشابه، همین قدرتنماییها در برابر مردم است.
در ایران نیز ما از این کارها کم نمیکنیم، هرچند نه به غلظتی که دیگران میکنند. رجزخوانی ما، صدور قصاراتی است چون روی سر فلانی سیمان میریزیم، یا هرکس بیاید جلو با سرب استقبال میکنیم و اخیرا، متاسفانه بزرگنمایی قدرت ارتش روسیه، چنانکه در یک مستعمره. اینها کارهای اشتباهی است حاصل نادانی کارگزاران دستگاه تبلیغاتی و برخی اوقات زبان بیمهار برخی صاحبمنصبان. دیروز، زیدی فرموده بود قصد آمریکا و دو متحدش از تهاجم شبانه به سوریه، رویارویی با نفوذ ایران بوده است. خدا را شکر که مخاطبش داخلی بود، اما به هررو این گندهگوییها، رجزها، تهدیدها و نادانیهای سیاسی در آنسوی مرز دستمایه آوردن عوام ایالات متحده و کشورهای عربی و سایر دشمنان متعدد ما به پشتیبانی سیاستهای حکام کینهجو میشود. حکومت باید نقطه قوتی واقعی داشته باشد تا مردم را مدیون و فریفته آن کند، نه افسانه ابرقدرت بودن در محاصره اعراب ثروتمندی که در حال انبار کردن انواع سلاحهای پیشرفتهاند تا روزی به جای اسرائیل، حساب ما را برسند.
🆔 @jameeno
🔹اقتدار و رجز
▫️شورای سردبیری: رجز در فرهنگ ملی ما جای ویژهای دارد. از دل اساطیر و قهرمانان شاهنامه تا همین امروز و انواع یال و کوپال نشان دادنها و موشک رژه بردنها، رجزخوانی و اقتدار نمایی خصلت سیاسی- رزمی ما بوده است. دائما در حال رونمایی از دستاوردها، سیلی زدن به دشمن در پشت تریبون، مشت نشان دادن در خیابان، وبیان این تهدید بودهایم که اگر کسی دست از پا خطا کند عاقبت سختی در انتظار او خواهد بود.
اشکالی نداشت اگر همه چنین میکردند، اما نمیکنند. رندان سیاسی معمولا درباره توانایی و قدرت خود بویژه در زمینه نظامی حرف نمیزنند. آنها حتی داشتن تسلیحات را تکذیب میکنند. رژیم اسرائیل ۴۰ سال است در مقابل این پرسش که بمب هستهای دارد یا نه سکوت میکند. پیروزیهای اطلاعاتی و امنیتی خود را اعلام نمیکند و دائما درپی اعلام مظلومیت و آسیبپذیر بودن خود است. جالب است که یکی از منابع اعلام قدرتمند و شکستناپذیر بودن ایران در روزنامه کیهان، مطبوعات اسرائیلی هستند که دائما هشدار میدهند ایران قوی شده و میخواهد ما را نابود کند.
یک احتمال در بیان علت رجزخوانی فراوان و خودمقتدربینی میتواند احساس ضعف و ناتوانی در مقابل دشمنان بالقوه باشد، مانند کسانیکه در تاریکی شب در کوچهها آواز میخوانند، یا حیواناتی که موهای خود را برای بزرگ نموده شدن سیخ میکنند. در جهان ما، این رفتار بدوی دیگر جایی ندارد. کشورها یکدیگر را چنان دقیق میپایند که نه میتوان سلاح خریداری یا تولید شده را پنهان کرد، نه میتوان تظاهر به داشتن نداشته کرد. نقل است که در جنگ دوم نیروهای متفقین در شمال آفریقا پیتهای حلبی را کنار هم میچیدند و شبها آنرا صد متر جلوتر میبردند تا خلبانان گشتیهای آلمانی را به این باور برسانند که دارند خط لوله احداث میکنند و در یورش به اروپا هزاران تانک لاستیکی بادکنکی در غرب بریتانیا گذاشته بودند تا تصور حمله از جایی غیر از نرماندی را پدید آورند. دوران این حیلهها گذشته و آخرین آنها نعرههایی بوده که هیتلر جلوی ژنرالهای بیباور به لافش درباره سلاحهای خیالیاش میکشیده است.
یک علت دیگر میتوان برای رجزخوانی و هل من مبارز طلبیدنها سراغ کرد: مقتدرنمایی در برابر خودی و با مصرف داخلی. رژیم ها، هنگامی که در برابر ملت خود کم میآورند و در حل معضلات و حتی نیازهای پیشپاافتاده درمیمانند به رجزخوانی و نمایش اقتدار در برابر دشمن فرضی و در واقع جامعه رومیآورند. در واقع روی دیگر به خیابان آوردن هر روزه مردم برای تکان دادن پرچم در ونزوئلا، کره شمالی و کشورهای مشابه، همین قدرتنماییها در برابر مردم است.
در ایران نیز ما از این کارها کم نمیکنیم، هرچند نه به غلظتی که دیگران میکنند. رجزخوانی ما، صدور قصاراتی است چون روی سر فلانی سیمان میریزیم، یا هرکس بیاید جلو با سرب استقبال میکنیم و اخیرا، متاسفانه بزرگنمایی قدرت ارتش روسیه، چنانکه در یک مستعمره. اینها کارهای اشتباهی است حاصل نادانی کارگزاران دستگاه تبلیغاتی و برخی اوقات زبان بیمهار برخی صاحبمنصبان. دیروز، زیدی فرموده بود قصد آمریکا و دو متحدش از تهاجم شبانه به سوریه، رویارویی با نفوذ ایران بوده است. خدا را شکر که مخاطبش داخلی بود، اما به هررو این گندهگوییها، رجزها، تهدیدها و نادانیهای سیاسی در آنسوی مرز دستمایه آوردن عوام ایالات متحده و کشورهای عربی و سایر دشمنان متعدد ما به پشتیبانی سیاستهای حکام کینهجو میشود. حکومت باید نقطه قوتی واقعی داشته باشد تا مردم را مدیون و فریفته آن کند، نه افسانه ابرقدرت بودن در محاصره اعراب ثروتمندی که در حال انبار کردن انواع سلاحهای پیشرفتهاند تا روزی به جای اسرائیل، حساب ما را برسند.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸هنر سیاسی از همیشه مهمتر است / درباره جایزهی پولیتزر موسیقی کندریک لامار
🖌حسام گرشاسبی
▫️اولین مزیت اهدای جایزهی پولیتزر موسیقی به یک ستارهی پاپ همین بود که بخش عمدهای از موزیکبازها و حتی گروهی از دستاندرکاران موسیقی فهمیدند چنین جایزهای وجود دارد! جایزهای که از سال ۱۹۴۳ تا بهحال به موسیقیهای «جدی» و موسیقیدانهای کلاسیک رسیده و فقط سه بار موسیقیدانهای سبک جَز آن را دریافت کردهاند: وینتون مارسالیس در سال ۱۹۹۷، اورنت کولمن در ۲۰۰۶ و هنری تریدجیل در سال ۲۰۱۶. برای شناخت بهتر فضای کلی حاکم بر انتخاب آثار و برندگان پولیتزر موسیقی باید به این نکته نیز توجه کرد که برندههای پولیتزر موسیقی جملگی سفیدپوست بودهاند تا سال ۱۹۹۶ که یک آفریقایی-آمریکایی با نام جرج واکر برندهی این جایزه اعلام شده است.
امسال اما سیاهپوستِ ۳۰ سالهی عصاقورتندادهای، با موهای بافتهی بلند، زنجیر طلا بر گردن، گوشواره در گوش و لباسهای گلوگشاد بر تن، این جایزهی «بلندمرتبه» را از آن خود کرده است. کندیرک لامار از هر نظر با برندههای قبلی پولیتزر موسیقی فرق میکند: چه از نظر ظاهری، چه سبک موسیقی و چه پایگاه اجتماعی. او شاید تنها برندهی این جایزه باشد که همزمان هم مدتها بر صدر جدولهای پرفروشترین آثار شنیداری جهان ایستاده، هم در بالاترین محبوبیت است و هم در خط مقدم موسیقی سیاسی و اعتراضی سیاهپوستان. در عین اینکه از آلبوم جدیدش تا بهحال سهونیم میلیون نسخه (فیزیکی و اینترنتی) فروش رفته و فقط یکی از آثارش در اسپاتیفای ۷۵۰ میلیون بار شنیده شده، موسیقیاش جدی است و بازتابدهندهی دوران خودش. با محتوایی دربارهی شرایط زندگی سیاهان، اعتراضات آنها، ریاستجمهوری ترامپ، خشونت، فساد و غیره.
انتخاب البوم «لعنت» ساختهی کندریک لامار بهعنوان برندهی پولیتزر موسیقی ۲۰۱۸، قبل از هرچیز نشاندهندهی تغییر اساسی رویکرد هیئت داوران جدی و عصاقورتدادهی این جایزه است و این نکته که آنها موسیقی پاپ را در زمرهی موسیقیهای قابل اعتنای فرهنگ امریکا بهحساب آوردهاند. دیوید هاجو، یکی از اعضای هیئت انتخاب ۲۰۱۸، استاد دانشکدهی روزنامهنگاری دانشگاه کلمبیا و دبیر بخش موسیقی هفتهنامهی نِیشِن، میگوید که هیئت انتخاب امسال ۱۰۰ اثر را مورد بررسی قرار دادهاند. گویا یکی از آثارِ ارکسترال متأثر از موسیقی هیپپاپ بوده که باعث شده فکر کنند چرا نباید سراغ خودِ هیپپاپ بروند و این بررسیها منجر به شکلگیری بحثهای فلسفی میان اعضای هیئت انتخاب شده: «به این واقعیت رسیدیم که آثار این سبک در ذات خود ارزشمند است و نه فقط بهعنوان یک منبع قابل اعتنا برای استفاده در تحقیقات میدانی موسسات مطالعاتی.»
او در گفتوگو با نیویورکتایمز به این نکته نیز اشاره میکند که برخی از اعضای هیئت انتخاب، با ترکیبی از یک ویولننواز کلاسیک، یک مدیر اپرای متروپولیتن، یک استاد ادبیات در دانشگاه کلمبیا و یک آهنگساز مینیمال، آلبوم «لعنت» را نشنیده بودند، ولی «با هم آن را شنیدیم و پس از آن مخالفت در حد صفر بود [...] فقط یک بحث سازنده و زنده درگرفت.»
برخی منتقدین هم هستند که بر این انتخاب مهر تأیید میزنند. برای مثال متیو ترامِل، از پیچفورک، میگوید: «قصهگویی مهمترین مهارت لامار و مأموریت اصلی او است» و ادامه میدهد که او در قالب کلمات به ما میگوید مانند او در یک خانوادهی فقیر سیاهپوست در شهری کوچک در جنوب کالیفرنیا بزرگ شدن چگونه است: «اینکه دائما در برابر محیط اطرافت در حال دفاع از خودت باشی.» منتقد لسآنجلستایمز نیز «لعنت» را یک آلبوم فوقالعاده معرفی میکند که در روایتی مستند زندگی سیاهان جنوب لسآنجلس را همراه با ضربها و ریتمهای متنوع منعکس میکند. آلبومی که در آغاز سال نو میلادی سازندهاش را صاحب ۵ جایزهی گرَمی (اسکار دنیای موسیقی) کرد.
در این یکی دو روزی که از زمان اعلام برندگان پولیتزر گذشته، البته برخی انتخاب لامار را نه فقط هنری، که وابسته به محتوای آلبومش میدانند. برای مثال کلی کین، منتقد وبسایت سیانان، آثار او را با برخی آثار نینا سیمون، که تبدیل به موسیقی متن جنبش حقوق شهروندی سیاهان در دههی ۷۰ میلادی شده بود، مقایسه میکند و ادامه میدهد: «در دوران ترامپ که شهروند بودن معنای واقعی خود را از دست میدهد و زندگی امریکایی خار و خفیف میشود و یک شارلاتان ادای رهبر دنیای آزاد را در میآورد [...] هنر سیاسی از همیشه مهمتر است.» به اعتقاد او این یکی از دلایل بیشماری است که هیئت داوران پولیتزر این انتخاب را کرده است. او سپس به بخشی از متن قطعهی «قلب، بخش ۴» اشاره میکند: «ترامپ کودن است، بدون که ما چه حسی داریم» و ادامه میدهد که این آلبوم ناقوس بیداری برای جامعهی روشنفکریِ خفتهی امریکا است.
🆔 @jameeno
🔸هنر سیاسی از همیشه مهمتر است / درباره جایزهی پولیتزر موسیقی کندریک لامار
🖌حسام گرشاسبی
▫️اولین مزیت اهدای جایزهی پولیتزر موسیقی به یک ستارهی پاپ همین بود که بخش عمدهای از موزیکبازها و حتی گروهی از دستاندرکاران موسیقی فهمیدند چنین جایزهای وجود دارد! جایزهای که از سال ۱۹۴۳ تا بهحال به موسیقیهای «جدی» و موسیقیدانهای کلاسیک رسیده و فقط سه بار موسیقیدانهای سبک جَز آن را دریافت کردهاند: وینتون مارسالیس در سال ۱۹۹۷، اورنت کولمن در ۲۰۰۶ و هنری تریدجیل در سال ۲۰۱۶. برای شناخت بهتر فضای کلی حاکم بر انتخاب آثار و برندگان پولیتزر موسیقی باید به این نکته نیز توجه کرد که برندههای پولیتزر موسیقی جملگی سفیدپوست بودهاند تا سال ۱۹۹۶ که یک آفریقایی-آمریکایی با نام جرج واکر برندهی این جایزه اعلام شده است.
امسال اما سیاهپوستِ ۳۰ سالهی عصاقورتندادهای، با موهای بافتهی بلند، زنجیر طلا بر گردن، گوشواره در گوش و لباسهای گلوگشاد بر تن، این جایزهی «بلندمرتبه» را از آن خود کرده است. کندیرک لامار از هر نظر با برندههای قبلی پولیتزر موسیقی فرق میکند: چه از نظر ظاهری، چه سبک موسیقی و چه پایگاه اجتماعی. او شاید تنها برندهی این جایزه باشد که همزمان هم مدتها بر صدر جدولهای پرفروشترین آثار شنیداری جهان ایستاده، هم در بالاترین محبوبیت است و هم در خط مقدم موسیقی سیاسی و اعتراضی سیاهپوستان. در عین اینکه از آلبوم جدیدش تا بهحال سهونیم میلیون نسخه (فیزیکی و اینترنتی) فروش رفته و فقط یکی از آثارش در اسپاتیفای ۷۵۰ میلیون بار شنیده شده، موسیقیاش جدی است و بازتابدهندهی دوران خودش. با محتوایی دربارهی شرایط زندگی سیاهان، اعتراضات آنها، ریاستجمهوری ترامپ، خشونت، فساد و غیره.
انتخاب البوم «لعنت» ساختهی کندریک لامار بهعنوان برندهی پولیتزر موسیقی ۲۰۱۸، قبل از هرچیز نشاندهندهی تغییر اساسی رویکرد هیئت داوران جدی و عصاقورتدادهی این جایزه است و این نکته که آنها موسیقی پاپ را در زمرهی موسیقیهای قابل اعتنای فرهنگ امریکا بهحساب آوردهاند. دیوید هاجو، یکی از اعضای هیئت انتخاب ۲۰۱۸، استاد دانشکدهی روزنامهنگاری دانشگاه کلمبیا و دبیر بخش موسیقی هفتهنامهی نِیشِن، میگوید که هیئت انتخاب امسال ۱۰۰ اثر را مورد بررسی قرار دادهاند. گویا یکی از آثارِ ارکسترال متأثر از موسیقی هیپپاپ بوده که باعث شده فکر کنند چرا نباید سراغ خودِ هیپپاپ بروند و این بررسیها منجر به شکلگیری بحثهای فلسفی میان اعضای هیئت انتخاب شده: «به این واقعیت رسیدیم که آثار این سبک در ذات خود ارزشمند است و نه فقط بهعنوان یک منبع قابل اعتنا برای استفاده در تحقیقات میدانی موسسات مطالعاتی.»
او در گفتوگو با نیویورکتایمز به این نکته نیز اشاره میکند که برخی از اعضای هیئت انتخاب، با ترکیبی از یک ویولننواز کلاسیک، یک مدیر اپرای متروپولیتن، یک استاد ادبیات در دانشگاه کلمبیا و یک آهنگساز مینیمال، آلبوم «لعنت» را نشنیده بودند، ولی «با هم آن را شنیدیم و پس از آن مخالفت در حد صفر بود [...] فقط یک بحث سازنده و زنده درگرفت.»
برخی منتقدین هم هستند که بر این انتخاب مهر تأیید میزنند. برای مثال متیو ترامِل، از پیچفورک، میگوید: «قصهگویی مهمترین مهارت لامار و مأموریت اصلی او است» و ادامه میدهد که او در قالب کلمات به ما میگوید مانند او در یک خانوادهی فقیر سیاهپوست در شهری کوچک در جنوب کالیفرنیا بزرگ شدن چگونه است: «اینکه دائما در برابر محیط اطرافت در حال دفاع از خودت باشی.» منتقد لسآنجلستایمز نیز «لعنت» را یک آلبوم فوقالعاده معرفی میکند که در روایتی مستند زندگی سیاهان جنوب لسآنجلس را همراه با ضربها و ریتمهای متنوع منعکس میکند. آلبومی که در آغاز سال نو میلادی سازندهاش را صاحب ۵ جایزهی گرَمی (اسکار دنیای موسیقی) کرد.
در این یکی دو روزی که از زمان اعلام برندگان پولیتزر گذشته، البته برخی انتخاب لامار را نه فقط هنری، که وابسته به محتوای آلبومش میدانند. برای مثال کلی کین، منتقد وبسایت سیانان، آثار او را با برخی آثار نینا سیمون، که تبدیل به موسیقی متن جنبش حقوق شهروندی سیاهان در دههی ۷۰ میلادی شده بود، مقایسه میکند و ادامه میدهد: «در دوران ترامپ که شهروند بودن معنای واقعی خود را از دست میدهد و زندگی امریکایی خار و خفیف میشود و یک شارلاتان ادای رهبر دنیای آزاد را در میآورد [...] هنر سیاسی از همیشه مهمتر است.» به اعتقاد او این یکی از دلایل بیشماری است که هیئت داوران پولیتزر این انتخاب را کرده است. او سپس به بخشی از متن قطعهی «قلب، بخش ۴» اشاره میکند: «ترامپ کودن است، بدون که ما چه حسی داریم» و ادامه میدهد که این آلبوم ناقوس بیداری برای جامعهی روشنفکریِ خفتهی امریکا است.
🆔 @jameeno
🔺گزارش مقدماتی زمینلرزه
بزرگی: 5.9 ریشتر
محل وقوع: استان بوشهر - حوالی كاكي
تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1397/01/30 11:04:47
عمق زمینلرزه: 18 کیلومتر
نزدیکترین شهرها:
3 کیلومتری كاكي (بوشهر)
20 کیلومتری شنبه (بوشهر)
33 کیلومتری برد خون (بوشهر)
نزدیکترین مراکز استان:
95 کیلومتری بوشهر
168 کیلومتری شيراز
🆔 @jameeno
بزرگی: 5.9 ریشتر
محل وقوع: استان بوشهر - حوالی كاكي
تاریخ و زمان وقوع به وقت محلی: 1397/01/30 11:04:47
عمق زمینلرزه: 18 کیلومتر
نزدیکترین شهرها:
3 کیلومتری كاكي (بوشهر)
20 کیلومتری شنبه (بوشهر)
33 کیلومتری برد خون (بوشهر)
نزدیکترین مراکز استان:
95 کیلومتری بوشهر
168 کیلومتری شيراز
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹اقتدار و رجز ▫️شورای سردبیری: رجز در فرهنگ ملی ما جای ویژهای دارد. از دل اساطیر و قهرمانان شاهنامه تا همین امروز و انواع یال و کوپال نشان دادنها و موشک رژه بردنها، رجزخوانی و اقتدار نمایی خصلت سیاسی- رزمی ما بوده است. دائما در حال رونمایی از دستاوردها،…
Audio
🔹هفتاد و هفتمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: اقتدار و رجز
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: اقتدار و رجز
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔸پایان حکومت کاستروها
▫️جامعه نو: از امروز پنجشنبه و برای نخستین بار پس از حدود شش دهه، هیچ کاسترویی بر جزیره کوبا حکومت نخواهد کرد. به گزارش روزنامه لوموند رائول کاسترو رسما ریاست جمهوری را به جانشین خود میگل دیازکانِلِ 57 ساله تفویض میکند. دیروز چهارشنبه، مجلس کوبا نفر دوم نظام حکومتی این کشور را برای این پست انتخاب کرد که بدون شک برای تصدی آن رای کافی خواهد آورد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: از امروز پنجشنبه و برای نخستین بار پس از حدود شش دهه، هیچ کاسترویی بر جزیره کوبا حکومت نخواهد کرد. به گزارش روزنامه لوموند رائول کاسترو رسما ریاست جمهوری را به جانشین خود میگل دیازکانِلِ 57 ساله تفویض میکند. دیروز چهارشنبه، مجلس کوبا نفر دوم نظام حکومتی این کشور را برای این پست انتخاب کرد که بدون شک برای تصدی آن رای کافی خواهد آورد.
🆔 @jameeno
🔺طرح جلد شماره تازه #اکونومیست (با موضوع استحاله حزب جمهوریخواه در ایالات متحده)
▫️عنوان: چه بر سر حزب جمهوریخواه آمد؟
🆔 @jameeno
▫️عنوان: چه بر سر حزب جمهوریخواه آمد؟
🆔 @jameeno
#پیشخوان_بینالملل
▫️جامعه نو: روزنامه لوموند در گزارشی ذیل عنوان "تحقیقات مالت پیرامون قتل یک روزنامهنگار" به پروژۀ دافنه پرداخته است.
دافنه کاروانا گالیزیا، روزنامهنگار اهل مالت، در اکتبر گذشته بر اثر انفجار بمبی در اتومبیل شخصی خود به قتل رسید. وی پیش از مرگش به افشاگری مفاسد دولتی مالت از خلال وبلاگ شخصیاش مشغول بود.
همچنین به گزارش گاردین اعضای پارلمان اروپا، به همراه تنی چند از نویسندگان که چهره شاخصی چون مارگارت اتوود از جمله آنهاست، خواستار پاسخگویی مقامات دولتی مالت هستند
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/6p2x_da.jpg
▫️جامعه نو: روزنامه لوموند در گزارشی ذیل عنوان "تحقیقات مالت پیرامون قتل یک روزنامهنگار" به پروژۀ دافنه پرداخته است.
دافنه کاروانا گالیزیا، روزنامهنگار اهل مالت، در اکتبر گذشته بر اثر انفجار بمبی در اتومبیل شخصی خود به قتل رسید. وی پیش از مرگش به افشاگری مفاسد دولتی مالت از خلال وبلاگ شخصیاش مشغول بود.
همچنین به گزارش گاردین اعضای پارلمان اروپا، به همراه تنی چند از نویسندگان که چهره شاخصی چون مارگارت اتوود از جمله آنهاست، خواستار پاسخگویی مقامات دولتی مالت هستند
🆔 @jameeno
http://uupload.ir/files/6p2x_da.jpg
#الف
🔹رام کردن اسب وحشی در لوستر فروشی
▫️شورای سردبیری: مقایسه رویکرد و روشهای به کار گرفته شده در مهار اخیر بازار ارز با آنچه در دفعات پیشین رخ میداد فرضیاتی را مطرح میکند و به نظر میرسد حتی اگر نرخ ارز وحشی نمیشد، تصمیمهایی انقباضی از طرف نظام اتخاذ میشد. ابتدا به علتهای منطقی اتخاذ چنین تصمیمی بپردازیم.
به یاد میآوریم که در سال ۱۳۸۶ و پس از لورفتن سهوی یک برنامه امریکایی برای جلوگیری از رسیدن بنزین به ایران توسط وزیر امور خارجه ایالات متحده، کاندولیزا رایس، اراده نظام بر سهمیهبندی و کنترل مصرف بنزین قرار گرفت. کار مشکلی بود ولی کل کشور برای موفقیت آن بسیج شد و احمدینژاد نیز که به این اقدام بیمیل بود اجبارا آن را همراهی کرد. هرچند آمریکا برنامه خودش را اجرا نکرد، ولی آن تجربه موفق بود و به نظر میرسد دوباره در آستانه افزایش فشار احتمالی ایالات متحده، یک اراده دیگر در حال تحقق است. با این تفاوت که آن یک کار برنامهریزی شده و با مصوبه مجلس بود، و این یکی بدون تدارک، فاقد مبانی نظری اقتصادی، بیقانون و حتی فاقد یک دستورالعمل اندیشیده.
تفاوت دیگر این است که غیر از دچار شدن کشور به وضعی شبیه به سالهای شروع تحریم ۸۶ به بعد، وضع اقتصادی کشور نیز بالاخره مورد توجه نظام قرار گرفته است. اوضاع بد اقتصاد را شورشهای شهری دی ماه سال گذشته مانند هشداری که به پیشانی بچسبانند غیرقابل بیاعتنایی میساخت و باید تصمیمهایی در باره پارامترهای مختلف اقتصاد گرفته میشد. بازار ارز، خودش را جلو انداخت. خود را جلو انداخت، در حالیکه هنوز فکر چندانی برای وضع پیچیده آن نشده بود.
در برخورد با بازار هیجانزده، تاکتیکهای تجربه شده قبلی مانند خطونشان یا دستگیری دلالان (که حتی یک بار پیش از نوروز ۹۷ اجرا شد) اهمیت خود را از دست دادهاند و تصمیمها نیز تغییر کردهاند: بانک مرکزی این بار شلاق را برای بخش خصوصی صادرکننده و مسافران و افراد نیازمند سفر به خارج به کار گرفته؛ دیگر بانک مرکزی دنبال مداخله عملی و تعدیل قیمت از طریق توزیع دلار نیست؛ در میانه بحران بازار اسکناس دلاری، دولت سازوکارهای واردات و صادرات را نیز انقباضی کرده؛ توزیع و مبادله دلاری در بازار و صرافیها را به شکل بحرانزایی منتفی کرده و سپس در مقابل پرسشهای گوناگون در باره چگونگی تامین نیازهای ارزی به چارهجویی مقطعی پرداخته است. اغلاط این مشق دولت خیلی زیادتر از گذشته است: بالای سرش ایستاده و امر کردهاند، اوهم پر اشتباه مینویسد.
در میان مجموع این تصمیمگیریها یک رشته پیونددهنده وجود دارد: بیبازگشتی گذشته، پس از فروکش بحران. سیاست خارجی، اگر بدتر نشود به این زودیها روی ریل کاهش تنش قرار نمیگیرد، و تجربه گذشته به نظام اجبار میکند برای افزایش توان مقاومت، تجارت و مبادلات را منقبض کند. این در حالی است که علیرغم وخامت اوضاع اقتصاد، وضع ذخایر و تراز تجاری از بحران خیلی فاصله دارد. در واقع دست به اقدام انقباضی افراطی بی موقعی زدند که وقتش نبود. اهل سیاست، از این واکنش آمادگی ذهنی نظام برای ورود به جنگ را استخراج میکنند.
اما یک مشکل عمده در همه این اعمال وجود دارد که فقدان برنامه اندیشیده است. سیف و کارشناسانش امریه و پشتیبانی کامل نظام را از این تحول بیبازگشت گرفته، اما روی کاغذ برنامهای نداشتهاند. بعضی تصمیمهای گرفته شده بسیار لازم و برای قطع سایه نرخ دلار از روی اجاره خانه، دستمزد سلمانی، قیمت میوه و هزار چیز دیگر بسیار لازم بوده است، اما به اجرا گذاشتن آنها در دورهای که بحران بازارها را دچار آشوب کرده فقط از مدیران کشور ما سر میزند که به فرموده عمل میکنند، نه به عقل. بازی با نرخ ارز و تکان دادن ضوابط مبادلات ارزی، مانند رام کردن یک اسب سرکش و ناآرام است. آنرا نمیتوان در مغازه لوستر فروشی انجام داد. نتیجه این موقعنشناسی، سکندری و عقبنشینیهای ناگزیر است.
🆔 @jameeno
🔹رام کردن اسب وحشی در لوستر فروشی
▫️شورای سردبیری: مقایسه رویکرد و روشهای به کار گرفته شده در مهار اخیر بازار ارز با آنچه در دفعات پیشین رخ میداد فرضیاتی را مطرح میکند و به نظر میرسد حتی اگر نرخ ارز وحشی نمیشد، تصمیمهایی انقباضی از طرف نظام اتخاذ میشد. ابتدا به علتهای منطقی اتخاذ چنین تصمیمی بپردازیم.
به یاد میآوریم که در سال ۱۳۸۶ و پس از لورفتن سهوی یک برنامه امریکایی برای جلوگیری از رسیدن بنزین به ایران توسط وزیر امور خارجه ایالات متحده، کاندولیزا رایس، اراده نظام بر سهمیهبندی و کنترل مصرف بنزین قرار گرفت. کار مشکلی بود ولی کل کشور برای موفقیت آن بسیج شد و احمدینژاد نیز که به این اقدام بیمیل بود اجبارا آن را همراهی کرد. هرچند آمریکا برنامه خودش را اجرا نکرد، ولی آن تجربه موفق بود و به نظر میرسد دوباره در آستانه افزایش فشار احتمالی ایالات متحده، یک اراده دیگر در حال تحقق است. با این تفاوت که آن یک کار برنامهریزی شده و با مصوبه مجلس بود، و این یکی بدون تدارک، فاقد مبانی نظری اقتصادی، بیقانون و حتی فاقد یک دستورالعمل اندیشیده.
تفاوت دیگر این است که غیر از دچار شدن کشور به وضعی شبیه به سالهای شروع تحریم ۸۶ به بعد، وضع اقتصادی کشور نیز بالاخره مورد توجه نظام قرار گرفته است. اوضاع بد اقتصاد را شورشهای شهری دی ماه سال گذشته مانند هشداری که به پیشانی بچسبانند غیرقابل بیاعتنایی میساخت و باید تصمیمهایی در باره پارامترهای مختلف اقتصاد گرفته میشد. بازار ارز، خودش را جلو انداخت. خود را جلو انداخت، در حالیکه هنوز فکر چندانی برای وضع پیچیده آن نشده بود.
در برخورد با بازار هیجانزده، تاکتیکهای تجربه شده قبلی مانند خطونشان یا دستگیری دلالان (که حتی یک بار پیش از نوروز ۹۷ اجرا شد) اهمیت خود را از دست دادهاند و تصمیمها نیز تغییر کردهاند: بانک مرکزی این بار شلاق را برای بخش خصوصی صادرکننده و مسافران و افراد نیازمند سفر به خارج به کار گرفته؛ دیگر بانک مرکزی دنبال مداخله عملی و تعدیل قیمت از طریق توزیع دلار نیست؛ در میانه بحران بازار اسکناس دلاری، دولت سازوکارهای واردات و صادرات را نیز انقباضی کرده؛ توزیع و مبادله دلاری در بازار و صرافیها را به شکل بحرانزایی منتفی کرده و سپس در مقابل پرسشهای گوناگون در باره چگونگی تامین نیازهای ارزی به چارهجویی مقطعی پرداخته است. اغلاط این مشق دولت خیلی زیادتر از گذشته است: بالای سرش ایستاده و امر کردهاند، اوهم پر اشتباه مینویسد.
در میان مجموع این تصمیمگیریها یک رشته پیونددهنده وجود دارد: بیبازگشتی گذشته، پس از فروکش بحران. سیاست خارجی، اگر بدتر نشود به این زودیها روی ریل کاهش تنش قرار نمیگیرد، و تجربه گذشته به نظام اجبار میکند برای افزایش توان مقاومت، تجارت و مبادلات را منقبض کند. این در حالی است که علیرغم وخامت اوضاع اقتصاد، وضع ذخایر و تراز تجاری از بحران خیلی فاصله دارد. در واقع دست به اقدام انقباضی افراطی بی موقعی زدند که وقتش نبود. اهل سیاست، از این واکنش آمادگی ذهنی نظام برای ورود به جنگ را استخراج میکنند.
اما یک مشکل عمده در همه این اعمال وجود دارد که فقدان برنامه اندیشیده است. سیف و کارشناسانش امریه و پشتیبانی کامل نظام را از این تحول بیبازگشت گرفته، اما روی کاغذ برنامهای نداشتهاند. بعضی تصمیمهای گرفته شده بسیار لازم و برای قطع سایه نرخ دلار از روی اجاره خانه، دستمزد سلمانی، قیمت میوه و هزار چیز دیگر بسیار لازم بوده است، اما به اجرا گذاشتن آنها در دورهای که بحران بازارها را دچار آشوب کرده فقط از مدیران کشور ما سر میزند که به فرموده عمل میکنند، نه به عقل. بازی با نرخ ارز و تکان دادن ضوابط مبادلات ارزی، مانند رام کردن یک اسب سرکش و ناآرام است. آنرا نمیتوان در مغازه لوستر فروشی انجام داد. نتیجه این موقعنشناسی، سکندری و عقبنشینیهای ناگزیر است.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔹«حسنک را به پای دار آوردند...!»
🖌 جلال صادقی
🔻حسنک را به پای دار آوردند،نعوذ بالله من قضاءالسوء...مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند...و این داستانی است با بسیار عبرت...!
نخست:
کاوه مدنی کشور را ترک گفت در حالیکه آقای دادستان به صورت ضمنی وی را جاسوسی فراری خطاب می کند ؛ احمد زید ابادی از روزهای تعلیق حیات سخن می گوید ؛روزهای معلق ماندن میان زمین و آسمان در سلول های انفرادی ؛ مقداری پیشتر علیرضا رجایی بخشی از وجود خویش را در نبرد با سرطان زندان از دست میدهد و اکنون جلایی پور را به همان سرانجامی مهمان کرده اند که از آن سخن رفت.
سنت ناخوشایند قدرنادیدن شایستگان در این سرزمین چه زمانی پایان خواهد یافت؟ رجایی ، زید ابادی و اکنون بازداشت جلایی پور حکایت غم انگیز سرزمینی است که هیچگاه با شایستگان خویش سر به مهر نبوده است.گویی، «بوسهل زوزنی»ها در سرتاسر تاریخ این سرزمین تکثیر یافته اند ، جان شایستگان را می ستانند و تغییر حکومت ها اما هیچ تغییری در این سنت ناشایست ایجاد نکرده است.
به گمانم ، شایستگان علوم انسانی مسیر نادرستی را برگزیده اند ؛ شایسته تر آنست که مارگیری ،جن گیری و دعا نویسی آموخت تا آنکه سودای انسان داشت و اندوه ایرانی آباد و آزاد.
دوم:
دادستان تهران صبحگاه کاوه ی مدنی را تلویحا جاسوسی فراری خطاب می کند و شامگاه محمدرضا جلایی پور را بازداشت می نماید. وی در ظرف یک روز دو نابغه ی جوان ایرانی را به داغ و درفش تهدید می نماید ؛ اولی را شفاهأ و دیگری را عملأ.
ایا حضرت ایشان به پیامدهای چنین رفتاری نسبت به نابغه های جوان ایرانی آگاه است؟آیا ایشان بیمناک نتایج ناگوار چنین اقداماتی نمی باشند؟ آیا ایشان در روزهای اخیر هرگز به سرنوشت قاضی مرتضوی اندیشیده اند؟
فاعتبروا یا اولی الابصار...
🆔 @jameeno
🔹«حسنک را به پای دار آوردند...!»
🖌 جلال صادقی
🔻حسنک را به پای دار آوردند،نعوذ بالله من قضاءالسوء...مشتی رند را سیم دادند که سنگ زنند...و این داستانی است با بسیار عبرت...!
نخست:
کاوه مدنی کشور را ترک گفت در حالیکه آقای دادستان به صورت ضمنی وی را جاسوسی فراری خطاب می کند ؛ احمد زید ابادی از روزهای تعلیق حیات سخن می گوید ؛روزهای معلق ماندن میان زمین و آسمان در سلول های انفرادی ؛ مقداری پیشتر علیرضا رجایی بخشی از وجود خویش را در نبرد با سرطان زندان از دست میدهد و اکنون جلایی پور را به همان سرانجامی مهمان کرده اند که از آن سخن رفت.
سنت ناخوشایند قدرنادیدن شایستگان در این سرزمین چه زمانی پایان خواهد یافت؟ رجایی ، زید ابادی و اکنون بازداشت جلایی پور حکایت غم انگیز سرزمینی است که هیچگاه با شایستگان خویش سر به مهر نبوده است.گویی، «بوسهل زوزنی»ها در سرتاسر تاریخ این سرزمین تکثیر یافته اند ، جان شایستگان را می ستانند و تغییر حکومت ها اما هیچ تغییری در این سنت ناشایست ایجاد نکرده است.
به گمانم ، شایستگان علوم انسانی مسیر نادرستی را برگزیده اند ؛ شایسته تر آنست که مارگیری ،جن گیری و دعا نویسی آموخت تا آنکه سودای انسان داشت و اندوه ایرانی آباد و آزاد.
دوم:
دادستان تهران صبحگاه کاوه ی مدنی را تلویحا جاسوسی فراری خطاب می کند و شامگاه محمدرضا جلایی پور را بازداشت می نماید. وی در ظرف یک روز دو نابغه ی جوان ایرانی را به داغ و درفش تهدید می نماید ؛ اولی را شفاهأ و دیگری را عملأ.
ایا حضرت ایشان به پیامدهای چنین رفتاری نسبت به نابغه های جوان ایرانی آگاه است؟آیا ایشان بیمناک نتایج ناگوار چنین اقداماتی نمی باشند؟ آیا ایشان در روزهای اخیر هرگز به سرنوشت قاضی مرتضوی اندیشیده اند؟
فاعتبروا یا اولی الابصار...
🆔 @jameeno