جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔹کرنش و سرکوب

▫️شورای سردبیری: دو تلقی متناظر نزد مردم و حکومت وجود دارد: معروف است که مردم فکر می‌کنند حاکم خودش خوب و اطرافیانش بد و مخالف آسایش مردمند، و اغلب دیده می‌شود که حاکمان مردم راخوب و رهبران آنها را بدسرشت و نابکار معرفی می‌کنند. هر دو طرف هدف خاصی از تکیه بر این دوتلقی دارند: مردم چون از حاکمان می‌ترسند یا با آنها رودربایستی دارند، غالبا این عبارت را نجات‌بخش میدانند که " خودش خوب است ، امان از اطرافیان!"
حکام نیز وقتی از اعلام اینکه کارگران معترض یا رعایای شورشی نوکر اجنبی هستند طرفی نمی‌بندند و سنبه جامعه را پر زور می‌یابند، به خوشامدگویی آن‌ها می‌پردازند. آنها ابتدا با اعلام اینکه حق اعتراض پذیرفته است نسبت به احتمال سوء‌استفاده دشمنان از هر حضور اعتراضی هشدار می‌دهند و سپس بر حکومت معلوم می‌شود نفوذی در آنها صورت گرفته است. در غالب اوقات، این نفوذی‌ها رهبران جنبشهای اعتراضی و فعالان پرشوراجتماعی از کار در می‌آیند و دستگیر می‌شوند. این، روند جاری برخورد نظامهای اقتدارگرا با تحرکات نامطلوب اجتماعی است.

اما این روشی کارا برای اداره جامعه و ثبات ساز نیست. حل مشکل نیست، گریختن از مشکلاتی است که گریختن از مقابل آنها بزرگی و سرعتشان را افزایش می‌دهد و ما را به سمت امنیتی رفتارکردن بیشتر و دستگیری‌های بی‌توجیه و بازداشت بی‌دلیل فعالان سوق می‌دهد. معمولا احساس می‌کنیم کار درستی بوده و آرامش را برقرار کرده‌ایم. ولی در بسیاری اوقات این هوش ذاتی نهفته درعمل جمعی است که هنگام یورش جمع را عقب می‌کشد و نیروی امنیت‌ساز را مجاب می‌کند در دستگیری و بازداشت رهبران و افراد شاخص تحرکات اجتماعی محق بوده و" غائله وفتنه" را ختم کرده است.اما پاپس کشیدن جامعه در برابر این یورش‌ها، معمولا بازگشتی دوباره به دنبال دارد؛ با قدرت و تاکتیکهای موثرتر.

فارغ از اینکه حکومت‌ها راه دیگری هم پیش رو دارند یا نه، این رویکرد آنها دارای تناقضی درونی است. برای مسالمت با کارگران باید با تشکل آنها مسالمت کرد و برای نشان دادن حسن نیت نسبت به مطالبات معلمان باید نسبت به رهبران آنها و اعضای فعالشان ابراز حسن نیت کرد نه اینکه آنها را به بازداشتگاه کشاند. برای حکومتی که یا به دلیل داشتن خصلت جامعه‌گرا و یا به دلیل ناکامی در سرکوب فعالیتهای صنفی تصمیم می‌گیرد تسامح به خرج داده با تحرکات مدنی به مسالمت رفتار کند، لازم است با نمایندگان و فعالان مذاکره کند و نه مقابله.

در کشور ما، در موقعیت کنونی تعارض بین سیاست رسمی و رفتار عملی کاملا به چشم می‌آید. حکومت معتقد است در موقعیتی هستیم که به حمایت گروه‌های وسیع اجتماعی از حکومت نیاز است و نباید مطالبات صنفی و تحرکات پی‌گیرنده آنها با بی‌اعتنایی و سرکوب روبرو شوند، ولی باید نسبت به نفوذ در آنها هشیاری به خرج داده شود. اما علامتی که مجریان تحت کنترل مسئولان امنیتی دریافت می‌کنند، فعالان صنفی را در مظان اتهاماتی مبهم قرار می‌دهد. این نقطه‌ای است که پای بیگانه هم به میان می‌آید: همان چیزی که حکومت از آن وحشت دارد و هشدار دائم می‌دهد. دستگیری های بی ضابطه و منطق، رفتار غیرطبیعی با بازداشتی‌ها، وطولانی بودن دوران بلاتکلیفی رسانه‌های مخالف خارجی را به معرکه می‌کشاند و دستگاه سیاست خارجی نیز درگیر می‌شود. به این ترتیب، آن می‌شود که حکومت نمی‌خواست.

چاره کار ، صراحت حکومت است در اعلام آنچه درست و به مصلحت می‌داند: چه دشمن توطئه کند و چه نکند، چه کشور در" برهه حساس" باشد یا نباشد ، گروه‌های اجتماعی حق دارند مطالبات خود را از طریق تشکل.های صنفی و مدنی پیگیری کنند و ایجاد شائبه استفاده دشمن از مطالبات آنها باید کنار گذاشته شود . فعالان صنفی را نباید به انفرادی برد و....

🆔 @jameeno
🔺افشای تلاش اوباما برای دسترسی ایران به سیستم مالی آمریکا

▫️بر اساس خبری که از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس منتشر شده است، باراک اوباما برخلاف ادعای خود در برابر نمایندگان کنگره و رسانه‌ها، به ایران امکان دسترسی به سیستم مالی آمریکا را پس از توافق هسته‌ای داده است.

گروهی از نمایندگان جمهوریخواه آمریکا در سنای این کشور، روز ۶ ژوئن سندی را منتشر کرده‌اند که حکایت از اجازه تبدیل ارز به دولت ایران از سوی دولت اوباما دارد.
گفته می‌شود که در فوریه سال ۲۰۱۶ دولت اوباما زمینه‌های تبدیل دارایی مالی ایران به دلار را در یکی از بانک‌های مسقط فراهم آورده است.
دارایی‌های جمهوری اسلامی در آن بانک که به ریال عمان بوده، با اجازه اوباما می‌توانسته تبدیل به دلار شود.
به این ترتیب، جمهوری اسلامی در اوایل سال ۲۰۱۶ و پس از توافق هسته‌ای از امکان دسترسی به ۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارز برخوردار می‌شده است.
این در حالی است که باراک اوباما و وزیر خزانه‌داری وقت این کشور بارها در کنگره آمریکا و در رسانه‌ها مدعی شده بودند که حتی پس از توافق هسته‌ای نیز امکان دسترسی ایران به سیستم مالی آمریکا و دلار را فراهم نخواهند کرد.
گفته می‌شود که دولت اوباما در جریان مذاکرات مربوط به توافق هسته‌ای به ایران قول داده بود که به طور غیرمستقیم امکان دسترسی به سیستم مالی آن کشور را فراهم کند.

منبع: دویچه‌وله فارسی

🆔 @jameeno
🔹۵ نکته پیرامون اعلام لیست وکلای مورد تایید قوه قضائیه
عدالت قضایی در آستانه مثله شدن..

▫️سعید دهقان_وکیل دادگستری / جامعه نو: ازهر زاویه ای به لیست اسامی وکلای مورد تأیید رییس قوه قضاییه نگاه کنیم، دچار اشکالاتی جدی است:

۱- در مرحله قانونگذاری:
وقتي نمايندگان مجلس كه قرار بود «عصاره فضايل ملت» باشند، قانوني وضع می کنند كه به متهمانِ جرايم سياسی-امنیتی حکم می کند وکلای خود را فقط از بین وکلای مورد تأیید رییس قوه قضاییه انتخاب کنند، دو حالت بیشتر ندارد؛ یا مردم را نمایندگی نمی کنند، یا درک درستی از حقوق ملت ندارند. وگرنه چگونه ممکن است کسانی به نمایندگی از مردم در نهاد پارلمان به قانونگذاری مشغول باشند، اما ندانند که مطابق اصل 9 قانون اساسی «... هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»؛ آن هم حتی به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور!
چه رسد به اینکه اکنون مسأله استقلال وکلا مطرح است و حق دفاع مستقل شهروندان و این موضوع طبیعتا هیچ ارتباطی هم به تمامیت ارضی کشور ندارد و یا چگونه ممکن است نماینده مردم باشند و حق انتخابشان را از بین ببرند؛ وقتی خلاف اصل 35 قانون اساسی تصمیم می گیرند که مقرر کرده است «در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و ...». آیا این اقدام، طبق بند 9 از اصل سوم همین قانون مادر، تبعیض ناروا نیست که مطلقاً منع شده و قرار بود رفع شود؟!

🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno


http://telegra.ph/Dehghan-06-07
🔸جزئیات پیش نویس طرح احتمالی سازمان ملل برای یمن

▫️جامعه نو: رویترز از مفاد طرح صلح جدید سازمان ملل متحد در یمن مبنی بر توقف حملات ائتلاف متجاوز سعودی و دستیابی به توافق درباره تشکیل یک دولت انتقالی در مقابل دست کشیدن نیروهای ارتش و کمیته‌های مردمی یمن از موشک‌های بالستیک خود خبر داد.

پایگاه خبری عربی 21 در گزارش خود نوشت: گفته های دو منبع و یک پیش نویس نشان می دهد که طرح صلح سازمان ملل برای یمن از نیروهای ارتش و کمیته های مردمی یمن می خواهد که از موشک های بالستیک خود دست بکشند تا در مقابل حملات هوایی ائتلاف تحت فرماندهی سعودی به آنها متوقف و همچنین به یک توافق برای ایجاد دولتی انتقالی دست یافته شود.

این طرح هنوز اعلام نشده است و ممکن است که اصلاحاتی در آن انجام شود. این جدیدترین تلاش برای پایان دادن به ائتلاف عربستان و متحدانش علیه یمن است.

این پیش نویس طرح که خبرگزاری رویترز از آن اطلاع یافته و دو منبع آگاه آن را تایید کرده اند، با اشاره به نیروهای ارتش و کمیته های مردمی یمن می گوید: "باید طرف های نظامی که وابسته به دولت (عبدربه منصور هادی رئیس جمهور مستعفی یمن) نیستند؛ سلاح های سنگین و نیمه سنگین خود از جمله موشک های بالستیک را به روشی سازمان یافته و برنامه ریزی شده تحویل دهند".
این پیش نویس در عین حال گفته است: "هیچ گروه مسلحی از خلع سلاح مستثنی نخواهد بود".

این دو منبع که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند: "این پیش نویس طرح شامل حال حوثی ها می شود که موشک های بالستیک به عربستان شلیک می کنند".
برپایه این گزارش، این پیش نویس طرح همچنین دارای برنامه هایی برای تشکیل دولتی انتقالی است که "تشکل های سیاسی به اندازه کافی در آن نماینده داشته باشند" که به نظر می رسد اشاره ای تلویحی به حوثی ها باشد که به احتمال زیاد بدون مشارکت در دولت آینده از #صنعا دست نخواهند کشید.

یکی از این دو منبع گفت: " نیت، ارتباط دادن جوانب امنیتی به سیاسی است؛ از توقف نبردها گرفته.. تا حرکت به سمت خارج کردن نیروها و تشکیل یک دولت وحدت ملی. چه بسا آخرین هدف، دشوارترین هدف باشد."
مارتین گریفیتس فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن پیش نویس طرح را آماده کرده است و قرار است در نیمه ژوئن "چارچوبی کاری برای مذاکرات" مطرح کند.
این درحالی است که انور قرقاش وزیر مشاور در امور خارجی امارات به تمایل ابوظبی برای حمایت از تلاش های گریفیت اشاره کرد.
قرقاش به روزنامه انگلیسی زبان نشنال امارات گفت: از جنبه سیاسی، لازم است که از تلاش های سازمان ملل حمایت شود و این به معنای گذر در نهایت امر به سمت یک نظام سیاسی جدید در یمن است. روشن است که در سایه تلاش های سازمان ملل، عملیات نظامی و سیاسی دربرگیرنده خارج شدن حوثی ها از مناطق شهری است.
این رسانه آورده است به نظر می رسد که هدف از طرح صلح رسیدن سریع به یک آتش بس و مذاکره روی بسیاری از مسائل دشوار در مرحله بعدی است.
این پیش نویس بر همکاری با مسائلی نظیر دو فرایند قانونی و انتخاباتی و آشتی بین طرف ها در مرحله بعدی در قالب یک جدول کاری برای گذار سیاسی تاکید می کند.
پیش نویس همچنین خواهان تشکیل یک دولت انتقالی فراگیر به ریاست نخست وزیری توافقی است.
برپایه این گزارش، پیش نویس جزئیات بیشتری درباره چگونگی حضور احتمالی حوثی ها در چنین دولتی را ارائه نمی کند.
🆔 @jameeno
#الف

🔸آن بیست نفر

▫️شورای سردبیری: در ادبیات انقلابیون آغاز قرن بیستم یک جمله جالب هست که گوینده خطاب به خودش نوشته است: "ای پیر خرفت، مرتکب چه اشتباهی شده‌ای که این ....ها تو را با خودشان همداستان دیده‌اند؟"
احتمالا خیلی از اشخاص برجسته و صاحب عقل در موقعیتی قرار گرفته‌اند که این پرسش را از خود بکنند. احتمالا روزولت باید چنین گفته باشد، هنگامیکه چرچیل شروع به ستایش او کرد در ماههای پیش از پیاده کردن نیرو در خاک فرانسه در جنگ دوم جهانی، و یا جیمز کومی، هنگامی که ترامپ به او گفت من به وفاداری تو (برای ماستمالی کردن ارتباط با روسها) اطمینان دارم، و یا یک وکیل برجسته، وقتی دادستان از اعتمادش به او داد سخن میدهد و ....

مساله ساده‌ای است. هنگامی که میخواهند کاری را از کسی بخواهند که او را لکه‌دار میکند، و یا هزینه‌ای به دوشش میگذارد، و یا خلاف وجدان بشری‌اش عمل میکند تا بارکش کس دیگری شود، او را با تعریف یا قرار دادن در گروه برگزیدگان برتری میبخشند و جلو می‌اندازند. به قول بزرگی، با چرب و شیرین دنیا آدمها را از صراط مستقیم پرت میکنند. شیرینی، گاهی همان چربی برگزیده بودن از میان گروهی بسیار از همگنان برای وظیفه‌ای بفرموده است. هیهات از این فریب!

قضیه بسیار ساده است: از میان بیست هزار حقوقدان کشور که اجازه وکالت دارند، عضو کانون وکلا هستند، و اکثریت آنها از شرف انسانی، اعتبار اجتماعی، رتبه دانشگاهی و استقلال حرفه‌ای کافی برخوردارند، فقط بیست نفر مورد اعتماد رئیس قوه قضائیه قرار گرفته‌اند تا طبق تبصره ماده ۴۸ قانون مجازات کیفری اجازه قبول وکالت در پرونده اشخاص دارای فعالیت سیاسی (در ایرا ن به آنها "متهمان ضد امنیتی مرتکب اقدام بر ضد امنیت کشور و..." میگویند) را داشته باشند. خیلی از صاحبنظران به اصل این انتخاب و تعداد آن ایراد گرفته و نقد وارد کرده‌اند، و اگر شخص دیگری غیر از رئیس محترم کنونی قوه قضائیه با چنین حجمی از انتقاد روبرو میشد احتمالا نظر خود را پس میگرفت و یا تعداد را افزایش میداد و یا حداقل توضیح و توجیهی ارائه میکرد که جز اجرای قانون کاری نکرده است و الخ. اما خوشبختانه ایشان از اراده کافی برای انجام آنچه درست میداند برخوردار است. واقعش را بخواهید، برخلاف آن منتقدان فراوان، رئیس قوه کار خلاف و یا نامناسبی انجام نداده است. اتفاقا، بسیار متناسب است!

طرف دیگر این مساله جامعه وکلا است که مورد اعتماد قرار نگرفته و بر اساس برخی یادداشتها، گویا دلگیر است، هرچند شاید تعداد کثیری از اعضای این جامعه به دلایل واضح از اینکه در این فهرست حضور ندارند خشنودند. احتمالا این گروه فکر میکنند در جایی که اکثریت متهمان فراوان امنیتی کشور یا روزنامه‌نگارند، یا معلم، یا کارگر یا عضو تشکل‌های صنفی یا شرکت‌کننده در تظاهرات، یا فعال محیط زیست، نمیتوان هم به عنوان معتمد رئیس قضات در محکمه ای که همه فعالان سیاسی را دارای اتهام اقدام بر ضد امنیت کشور میداند حاضر شد، و هم از اعتماد جامعه و حقوقدانان همکار برخوردار بود.

اما طرف سومی هم وجود دارد: آن بیست نفر. آنها باید درباره این تمایز ویژه خود با بیست هزار نفر از کسانی که همدرس و همکارشان بوده‌اند اندیشه کنند. افتخاری که به آنها داده شده، افتخاری تاریخی و فراموش نشدنی است. جامعه حقوقی آنها را فراموش نمیکند.

برگردیم سراغ چرچیل و روزولت و جیمز کومی و ترامپ. البته یک نفر دیگر هم هست: کیم جونگ اون. داستان ما را او و ترامپ تکمیل می‌کنند. هر دو یاد گرفتند از یکدیگر تعریف کنند و بارشان را روی دوش هم بگذارند. بین تعداد زیادی سیاستمدار معقول، دموکرات و برآمده از رای مردم، ترامپ آقای اون را برای توافق انتخاب کرده و آقای اون نیز پس از آنهمه فحاشی دوجانبه، از بین رهبران کشورهای قدرتمند و موثر، برای رسیدن به توافق فقط به ترامپ رسیده است. جفت‌های همذات و همسوی سیاسی، معمولا یکدیگر را می‌یابند و همراه می‌شوند.
🆔 @jameeno
📌طرح جلد شمارۀ جدید نشریۀ #اکونومیست با عنوان "سیاست خارجی آمریکا"
▫️اکونومیست: حتی اگر ترامپ با کره شمالی به توافق برسد، رویکردش به آمریکا و جهان آسیب خواهد زد
🆔 @jameeno
🔺ترامپ با دیپلماسی، بازی پوکر دروغگو راه انداخته که البته ثمری نخواهد داشت.

▫️جامعه نو: نشست سران گروه هفت در حالی در کبک برگزار می‌شود که رئیس‌جمهور آمریکا خود را برای سفر به سنگاپور و دیدار با رهبر کره شمالی آماده می‌کند. اختلافات شدید شش کشور صنعتی این گروه با آمریکا بر سر موضوعاتی چون تعرفه‌های تجاری، توافق هسته‌ای ایران و تغیرات آب‌وهوایی سبب شده، این نشست بیشتر تداعی‌گر تعبیر برونو لومر، وزیر اقتصاد فرانسه، یعنی "گروه 6+1" باشد.

خبرگزاری ورلدکرانچ که در پاریس مستقر است ضمن یادآوری شدت تنش‌های این نشست و عجز شش کشور برای برقراری معامله با نویسندۀ کتاب "هنر معامله" یعنی ترامپ، از دومینیک مواسی، کارشناس روابط بین‌الملل، نقل کرده و نوشته دیپلماسی ترامپ که گرته‌برداری از تمهیدات بازی "پوکر دروغگو" است، در موضوعات دیپلماتیک از جمله دیدار قریب‌الوقوعش با رهبر کره شمالی به غایت آشوب برانگیز است. به نوشتۀ مواسی، چگونه ترامپ با آن ذهنیت کاسبکارانه به فکرش رسیده می‌تواند پیش از اعمال طرح صلح در خاورمیانه، جدال با کره شمالی را مرتفع کند؟ یا این تلاشی برای بالابردن آرای موافق در انتخابات میان دورۀ نوامبر است؟

به عقیدۀ این کارشناس تلاش‌های ترامپ از موضوع خاورمیانه گرفته تا آسیا، همه در جهت نمایش دادن اختلاف عقیده‌اش با اوباما است که یا به پیروزی چشمگیری خواهد انجامید یا شکستی افتضاح در پی خواهد داشت. در این میان چین تنها قدرت بزرگی است که از نشست ترامپ و اون نفع خواهد برد چون پیشاپیش می‌داند منافع قانونمندی که از این دیدار نصیبش می‌شود، بیشتر از امتیازاتی است که احتمالا به آمریکا می‌رسد. چون ماحصل این نشست، تشدید روابط برحق چین و کره شمالی خواهد بود. به بیان دیگر تنها بازیگران هوشمند این سناریو -از حیث بهبود وضعیت - چین و کره شمالی هستند.

همچنین مواسی نوشته کسانی که روند استراتژیک ترامپ را تحلیل می‌کنند و بر آن هستند تا او را از اخلاف آندرو جکسون، رئیس‌جمهور آمریکا در اوایل سده 19، به شمار آورند، نه تنها با این تلقی به جکسون بی‌حرمتی می‌کنند، بلکه خود را هم فریب می‌دهند چون اگر کار به تحلیل ایده‌های سیاسی ترامپ یا عملکرد دیپلماتیک او برسد، می‌بینیم نه تنها هیچ عملکرد دیپلماتیکی در کار نیست، بلکه معلوم می‌شود او از هیچ الگو یا سَلَف سیاسی‌ای هم پیروی نمی کند. رابطه با کره شمالی نمونۀ گویای این ادعاست.

🆔 @jameeno
#الف

🔹سلاح لات‌های سیاسی

▫️شورای سردبیری: کشور دوباره در مسیر رویارویی مستقیم با ایالات متحده قرار گرفته است اما "دعوای آمریکایی- ۲" یک تفاوت مهم با "دعوای آمریکایی - ۱" دارد: این بار، ایران گمان دارد از اینکه در زرادخانه ایالات متحده چه سلاح‌هایی وجود دارد و آنها از چه سلاحی با چه تاکتیکی استفاده خواهند کرد،خبر دارد. بار قبل، ما را در کوچه بن بست گیر انداختند، چون سلاح‌ها و تاکتیک آنها را نمی‌شناختیم.

همانطور که قبلا گفته‌ایم، رسیدن ما به نقطه پذیرش سازش در پشت میز، حاصل شلیک هیچ گلوله‌ای از هیچ سلاح کلاسیکی، و حتی محاصره اقتصادی به روش شناخته شده‌ای نبود. تصور زعمای قوم ما از تحریم و محاصره اقتصادی، آنی بود که بر کوبا رفته بود: گشت زنی کشتی‌ها در اطراف جزیره و جلوگیری از صادرات و واردات. برخی هم احتمالا داستان ممانعت نظامی صدور نفت ایران توسط ناوگان بریتانیا در دوران پس از ملی شدن صنعت نفت را به خاطر می‌آوردند.

اما اصلا شباهتی نداشت. داستان یوترن و سوئیفت برای ما اسلحه ناشناخته‌ای بود که زره مقاوم در برابر آن نیز برایمان ناشناخته بود (اصلا چنین زرهی می‌توانست وجود داشته باشد؟) بنابراین ما را شکست دادند و اگر برجام به جای تسلیم نامه یک موافقتنامه سیاسی از کار درآمد، به خاطر تسلط مذاکره کنندگان ایرانی، میل اروپایی‌ها به توافق نسبتا برد-برد به جای برتری جویی قطعی (که سنگ بنای ان در زمان مذاکره حسن روحانی با یوشکافیشر و جک استراو در دوران خاتمی گذاشته شده بود) و هار نبودن دولت اوباما بود. وگرنه، این فقط احمدی نژاد نبود که سلاح طرف مقابل را ورق پاره می‌دید، هیچ‌یک از آقایان از معنای واقعی و سلاح‌های پنهان شده پشت قطعنامه‌ها و دستورهای تحریم اطلاع و تصوری نداشتند.

حالا دوباره به یک رویارویی واقعی با ایالات متحده رسیده‌ایم و داریم نشان می‌دهیم که سلاح آنها را می‌شناسیم: اگر قبلا دنبال دور زدن تحریم‌ها با امثال بابک زنجانی و رشوه دادن به بانک‌ها و حمل اسکناس خارجی و جابجایی شمش طلا بودیم، حالا می‌خواهیم اروپایی‌ها بانک مخصوص غیر دلاری برای مبادله با ما تاسیس کنند. دوران امید بستن به بانک ایران و ونزوئلا گذشته و این پیشرفت خوبی است.

این هم پیشرفت خوبی بود که چند ماه پیش با روشن شدن برنامه حاکم جدید ایالات متحده، حکومت به فکر برخی انقباضات اقتصادی افتاد (هرچند به عللی صفرای ما را افزود) و نشان داد بالاخره در مقابل تحریم‌ها سپرهای واقعی هم پیدا کرده است. اما نکته‌ای هست که اگر حکومت قصد جاخالی دادن دارد، باید به آن توجه کافی کند. تیم ترامپ، نتانیاهو، بن سلمان یک تاکتیک تازه هم به کار می‌گیرد که اسلحه مرگباری است: عدم آمادگی برای مذاکره مبتنی بر معامله، فشار برای راندن به باتلاق تسلیم. این، تفاوت تیم لات‌های سیاسی (ترامپ، بولتون، پومپئو) با تیم مذاکره کنندگان سیاسی (اوباما، کری، شرمن) است. لات‌ها ما را به جای سربلندی از نیل به یک امضای برجامی، به همان جایی می‌رسانند که معادل نقطه پایان ماجرای رشدی است. نقطه خیلی بدی خواهد بود، اما متاسفانه پایان گرفتاری نخواهد بود. به درخواست صدور اعلامیه بسنده نمی‌کنند. با عمله ترامپ در واگنی مذاکره می‌کنیم که هیتلر سال‌ها بعد آن را آتش زد. درست است که طی چند ماه اخیر هوشیارانه به این مسیر متمایل نبوده‌ایم، اما تعیین کننده آنچه در آینده رخ خواهد داد، فقط ما نیستیم.

امید باید داشت که پایان ماجرا چنین نشود و ما دعا می‌کنیم، ولی اگر قرار باشد غیر از امید کاری هم بکنیم، آن کار رفتن به سراغ باز بینی بنیان‌های سیاست خارجی کشور است. خط اول گزارش حاصل از این بازبینی را ما برای حکومت می‌نویسیم: "بر عقول سلیم واضح و مبرهن است که در جهان هردم در حال تغییر کنونی، اگر بنیان‌ها و خط مشی‌ها و راهبردهای سیاست خارجی یک کشور مفروض چهار دهه ثابت و بلاتغییر بماند، حتما اشکالی در بنیان این سیاست خارجی وجود دارد و باید آن را .........."

بقیه‌اش را حکومت باید بنویسد، اگر می‌خواهد مسیرش دوباره به کوچه بن بست و باتلاق ختم نشود.

🆔 @jameeno
🔸بیانیه کانون صنفی معلمان تهران در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت معلمان بازداشتی

🔺برخورد با فعالان صنفی را متوقف کنید

▫️جامعه نو: کانون صنفی معلمان تهران در بیانیه ای به ادامه بازداشت موقت #محمد_حبیبی و کار شکنی در روند مرخصی سایر معلمان زندانی اعتراض کرد.
در این بیانیه که هجدهم خردادماه منتشر شده، آمده است:« نزدیک به یک ماه از بازداشت غیر قانونی و موقت محمدحبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران می گذرد. محمدحبیبی در زمان حضور در تجمع مسالمت آمیز ۲۰ اردیبهشت به شیوه‌ای بسیار خشن و پس از ضرب و شتم شدید بازداشت شد، جدا از سایر بازداشتی ها نگهداری شد و در حالی که می‌توانست مانند سایرین با وثیقه آزاد شود، برخلاف تمام موازین قانونی، با اعمال فشار از جانب ضابط و با پذیرفته نشدن وثیقه به زندان تهران بزرگ منتقل شد. تا سیر نقض مقررات و قانون از سوی مراجع قضایی کامل شود. همه این رفتارهای خلاف قانون در حالی صورت گرفت که محمدحبیبی به خاطر ضربات مشت و لگد هنگام بازداشت و کشیده شدن روی زمین نیاز به درمان فوری در خارج از زندان داشته و هم اکنون به دلیل آسیب های وارده دچار مشکل تنفسی و درد در قفسه سینه است. اما متاسفانه می‌شنویم که به دلیل کمبود شدید امکانات و نامناسب بودن شرایط زندان تهران بزرگ برای نگهداری زندانیان و بالاتر از آن بی توجهی به حداقل حقوقی که در قوانین موجود برای زندانی در نظر گرفته شده است، تنها داروی مسکن مصرف می‌کند و هیچ گونه اقدام درمانی صورت نگرفته است.

در ادامه این بیانیه ، کانون صنفی معلمان استان تهران ضمن بیان اعتراض شدید به ادامه دار شدن این روند غیرقانونی این سوال را مطرح می کند که « در شرایطی که ضابط، نوع حکم و محل نگهداری زندانی را مشخص می‌کند،اصولا استقلال دستگاه قضایی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چرا که پیش از این نیز، ضابط قضایی با اعمال نفوذ باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای معلمان زندانی شده است. یک نمونه ی اخیر آن شرایط اسماعیل عبدی است که گفته می‌شود مخالفت‌های ضابط قضایی است که مانع جدی در مسیر موافقت با درمان و مرخصی اسماعیل عبدی دیگر عضو هیات مدیره کانون تهران ایجاد نموده است.»

رعایت نشدن حقوق قانونی معلمان زندانی مورد دیگری است که در بیانیه کانون صنفی معلمان تهران به شدت مورد اعتراض قرار گرفته است:« مختاراسدی حتی یک روز به مرخصی نمی‌آید. چرا با سپری شدن مدت قانونی، محمودبهشتی‌لنگرودی، اسماعیل‌ عبدی و مختاراسدی نمی‌توانند از حق خود مبنی بر آزادی مشروط استفاده کنند؟ چرا برای بازگشت به کار رسول بداقی و محسن عمرانی اقدامی سریع و جدی صورت نمی گیرد؟ ‌ چرا پرونده سازی‌ها و تهدید معلمان فعال صنفی ادامه دارد؟ آیا معلمان بصورت عام و معلمان زندانی بصورت خاص چیزی جز عدالت آموزشی و زندگی شایسته برای معلمان و جامعه می خواهند؟ افکار عمومی چگونه باید این تناقضات را تحلیل نماید.»

کانون صنفی معلمان استان تهران، در پایان این بیانیه ضمن اعتراض به روند برخورد با فعالان صنفی، خواهان انتقال فوری محمدحبیبی به زندان اوین و ایجاد شرایطی برای آزادی او شده است. این نهاد صنفی همچنین نسبت به پیامدهای ممانعت از درمان اسماعیل عبدی هشدار داده است و خواهان دسترسی فوری اسماعیل عبدی و محمدحبیبی به خدمات درمانی مناسب در خارج از زندان شده است. « ما معتقدیم زندان جای هیچ منتقدی نیست و ضمن تاکید بر حقوق انسانی هر زندانی، خواستار برخورداری محمودبهشتی و مختاراسدی و اسماعیل عبدی از قانون آزادی مشروط هستیم.»

🆔 @jameeno
♦️پدران بنیان گذار آمریکا در برابر ترامپ


🖌بردفورد دی لانگ / برگردان: مجتبی رحیمی


▫️جامعه نو: در سالهای اولیه جمهوری آمریكا، جیمز مدیسون به هموطنان خود هشدار داد كه سیستمی که آن ها برای حکومت برگزیده اند، فقط در صورتی پایدار خواهد ماند كه اولاً به اصول نمایندگی/انتخابات پایبند باشند، وانگهی در چارچوب نظم حکومت کنند. به نظر می رسد در دوران دونالد ترامپ، این دو شرط دیگر دوام ندارند.

از آغاز تجربه دموکراسی آمریکایی، الکساندر همیلتون، یکی از بنیانگذاران آمریکا، شک و تردیدی جدی در مورد دموکراسی داشت. او در مجموعه مقاله های فدرالیسم، نوشت: «غیرممکن است تاریخ جمهوری های کوچک یونان و ایتالیا را بدون احساس ترس و انزجار در حالت تعلیق دائمی بین استبداد افراطی و هرج و مرج مطالعه کنید.»

تجربه جمهوری آمریکایی هنوز به نقطه بحران وجودی خود نرسیده است. اما شکی نیست که ایالات متحده در دوران ترامپ در حال تجربه مشکلات است که مدیسون پیش بینی کرد، زمانی که هشدار داد که «دولتمردان عاقل، قادر به ایجاد منافع عمومی و همیشه در دسترس نخواهند بود».

🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید.

🆔 @jameeno

http://telegra.ph/usa-06-09
#الف

🔹زنجیره حذف

▫️شورای سردبیری: میخواهیم فرض کنیم مثل داستان ریگ باران آسمانی و از بین رفتن (فقط) دشمنان خدا، صاعقه خاصی نازل شود و فقط همه اصلاح طلبان و حتی معتدلان جمهوری اسلامی را با خودش به آن دنیا ببرد . برای جمهوری اسلامی چه رخ خواهد داد؟
آینده جمهوری اسلامی را از هم اکنون پیش بینی نمی‌کنیم، ولی آنچه بر ابنای آن خواهد گذشت از هم اکنون قابل تصوراست: روز بعد از نابودی، راهپیمایی برگزار می‌کنند تا مطمئن شوند عوام مومن نابودی اصلاح طلبان را حتما به حساب الطاف الهی و حمایت امام زمان از باقی ماندگان در راس حکومت می‌دانند و می‌پذیرند. روز بعد معلوم می‌شود اهل اصلاحات چه خیانتهای مسلمی در پیروی از نظام سلطه و راه انداختن بساط بی‌دینی و بی‌حجابی و آزادی و جامعه مدنی‌ بازی و کنسرت و شفاف سازی و ...مرتکب شده اند. روز سوم مشخص می‌شود طی دو روزی که آقایان مشغول حکاکی سنگ قبر اصلاح‌طلبان و بتن‌ریزی آن بوده‌اند رئیس یک بانک و مدیر یک صندوق قرض‌الحسنه با چند فقره اختلاس به کانادا گریخته‌اند، رئیس دفتر این آقا به موساد سند داده و آن یکی از فلان شرکت کره‌ای یا ایتالیایی یا نروژی پول گرفته، ده کارخانه تعطیل و هزاران کارگر بیکار شده و صد کانتینر ترانزیت گم شده، آن هواپیما به علت مشکلات فنی سقوط کرده و....خلاصه، مشکلات همان است که بود. یک روز دیگر هم به پیونددادن علت این رخدادها به دامن اصلاح‌طلبان مرحوم می‌گذرد و .... روز بعد اتفاق جالب‌تری می‌افتد.در مقابل پرسش مردم که مسئول بدبختی امروز ما چه کسی است، باید یک آدم زنده پیدا کنند و مسئولیت را به گردن او اندازند. اورا پیدا می‌کنند اما در کمال تعجب خواهد گفت علت مشکلات اتخاذ سیاستهای اشتباه، اصرار به اعمال روشهای شکست خورده، و وجود طبقه‌ای از نجبا و آقازاده‌ها است که پاسخگوی کسی نیستند و قانون را دور می‌زنند و در واردات غیرقانونی دست دارند و وامهای گرفته را پس نمی‌دهند و اگر به نفع دستمال خودشان باشد سفارتخانه آتش می‌زنند و....
روز بعد هم مشخص خواهد شد که مدیریت یکدست پس از محو اصلاح‌طلبان، متاسفانه دوباره با توطئه اشخاص نفوذی دو پاره شده و عده‌ای به جای ما می‌توانیم، و فلانی از صحنه روزگار محو می‌شود و ....دوباره از حاکمیت قانون، شفافیت اقتصاد، آزادی نقد، تعامل بادنیا، و پاسخگویی حکومت حرف می‌زنند.انگار روح اصلاح‌طلبان در جسم آنها حلول کرده و رفتار آنها را فتنه‌گرانه ساخته است، دوباره باید نیروهای الهی به کمک جمهوری اسلامی بیایند.....

حکومت جمهوری اسلامی در روندی گریزناپذیر به ظهور تقاضاکنندگان اصلاحات و رفتار معتدل و تغییر رویکردهای مدیریتی خود نیازمند است. این ربطی به خاتمی و موسوی و روحانی ندارد. علت آن روشن است: میزان سرمایه مادی و معنوی و از جمله اعتبار اخلاقی حکومت به عنوان بخشی از سرمایه معنوی که در دسترس جامعه قرار دارد بسیار محدود است. سرعت از دست رفتن و سایش این سرمایه ها همواره بخشی قابل توجه از شهروندان و گروهی از مدیران دستگاه‌های حکومت‌ها را نگران می‌سازد و اندیشه درباره چگونگی کاهش سرعت این سایش یا بازیافت اعتبار ذهن آن بخش را به خود مشغول و درگیر می‌کند. چرا موفق به اصلاح امور نمیشوند و خودشان از میانه حذف گردانده( ! ) میشوند؟

امور حکومتی را در کلی‌ترین تقسیم‌بندی میتوان شامل دو گروه دانست: امور امنیت، و امور توسعه. هردو می‌توانند دلمشغولی حکومت باشند. مرحوم هاشمی رفسنجانی در دوران اوج قدرت نمونه کلاسیک این ترکیب بود. دل و قلبش میخواست امیرکبیر باشد و ایران را آباد کند و مغزش می‌گفت لازم نیست درباره امورسیاسی غیر از خودش به کس دیگری فکر کند. تعادلی نسبی هم بین دو پیشرانه برقرار کرد، ولی حریف بخشی از حاکمیت که اولویت محوری‌اش امنیت حکومت بود نشد و بالاخره هم ناکام از دنیا رفت.

هرچند تعارضی بین امنیت و توسعه نیست، ولی در کشورهای بی‌سامان، غیردموکراتیک و حکومتهایی که در آنها فردیت بارزترین وجه طراحی خط مشی‌های بنیادین ملی است، عامل امنیت بالاترین اولویت را به خود اختصاص می‌دهد و توسعه را واپس می‌زند. وجه بارزی که همیشه در جامعه نو از آن به عنوان قربانی کردن اقتصاد در پیشگاه سیاست یاد کرده‌ایم تبلوری از همین واپس‌زدگی نیازهای توسعه‌ای کشور توسط نیازهای امنیتی حکومت است.در نهایت، جامعه هم در کلی‌ترین تقسیم‌بندی به دوتکه تقسیم میشود: دلواپسان امنیت حکومت و تداوم آن، و دغدغه‌داران توسعه کشور و بقای آن. گروه دوم، همان اصلاح‌طلب‌ها هستند .
بازی فرضی حذف مداوم اصلاح‌طلبان که در اول مطلب از آن گفتیم در چنین بستری رخ میدهد: حذف تدریجی این‌ها، کنار زدن آنها، حذف دوباره بعدی‌ها، تا زمانی که جز مافیایی بی‌اصل، بی‌دین، بی‌وطن، و قاتل بالفطره باقی نماند. قاضیان جوان و شجاعی که در چرخش روزگار به "لونل بوئرو‌"ی چترباز فرمان تیر می‌دهند.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان

🔸آقای وزیر ! به خاطر خودتان کاری کنید

▫️مژگان باقری / معلم: سال گذشته وقتی نمایندگان مجلس مشغول چانه زنی برای دادن رای اعتماد به وزیران بودند بسیاری از دلسوزان آموزش و پرورش با وزارت آقای بطحایی شدیدا مخالفت می‌کردند. چرا که اعتقاد داشتند وزارت فرهنگ وزیری فرهیخته می‌خواهد و فرهیختگی چیزی نیست که بتوان در راهروهای مجلس و با لابیگری با نمایندگان منفعت طلب به دست آورد!
بالاخره ایشان وزیر شد و ما امیدوارانه چشم دوختیم به روزهای پیش رو. اما در روزهایی که پس از آن آمد تازه متوجه شدیم دلیل مخالفت شدید فرهنگیان باتجربه با وزارت ایشان چه بوده است. وزیری که نه می تواند از حرمت معلمانش دفاع کند، نه می تواند از جسم و روح دانش آموزانش مراقبت کند و نه حتی توان دارد که تصمیم خود مبنی بر حذف مدارس سمپاد را به کرسی بنشاند. آیا وقت آن نرسیده که بپرسیم اساسا فلسفه وجودی چنین وزیری چیست؟!
وقتی وزیر، تجمع مسالمت آمیز معلمان را غیر قانونی و دور از انصاف خواند احساس کردیم بین ما و وزیر هیچ حرفی باقی نمانده جز اینکه از ایشان خواهش کنیم در اوقات فراغت خویش، کتاب قانون اساسی و لغت نامه دهخدا را کمی ورق بزنند. اما امروز پس از گذشت یک ماه و در حالی که سازمان جهانی آموزش در نامه ای به رئیس جمهور خواستار آزادی معلمان زندانی شده است باز هم ناچاریم وزیر محترم را مخاطب خویش قرار دهیم.
نزدیک به یک ماه از دستگیری مجدد محمد حبیبی می‌گذرد. اسماعیل عبدی در اعتصاب غذا به سر می برد و معلمانی دیگر، دوره زندان یا تبعید را سپری می کنند.
آقای وزیر! به جز ایران، کدام کشور دیگری را می‌شناسید که با معلمانش به جرم دفاع از حقوق معلمان و دانش آموزان اینگونه برخورد شود؟ آیا ریاست در چنین وضعیتی باعث افتخار شماست؟ آیا زمان آن نرسیده که نه به خاطر معلمان بلکه به احترام خودتان کاری اساسی انجام دهید؟ آیا ترجیح نمی‌دهید که به جای رای نمایندگان، آراء معلمان را داشته باشید؟ فکر نکنید اگر استیضاح شوید دوباره همان تعداد رای را به دست می آورید. بالاخره نمایندگان هم برای دوره بعد به رای مردم نیاز دارند و مردم در این مدت عملکرد شما را زیر نظر داشته اند!
آقای وزیر! ما دوست داریم این وزارتخانه ثبات داشته باشد. دلمان نمی خواهد آموزش و پرورش با این همه بحران های عجیب و غریب، گرفتار بحران وزیر هم بشود و اصلا دچار این توهم هم نیستیم که اگر شما بروید فردی چون علی اکبر دهخدا یا بدیع الزمان فروزانفر وزیر می‌شود. اما باور کنید استعفای یک مسئول در دنیای سیاست، همیشه هم به معنای ضعف آن مسئول نیست بلکه به این معنی است که آن مسئول به یک چارچوب قانونی و اخلاقی پایبند است و چون به این نتیجه رسیده که ادامه کارش در آن چارچوب امکان پذیر نیست، استعفا داده است. باور کنید با استعفای شما هم خودتان بزرگتر می‌شوید، هم آموزش و پرورش جایگاه از دست رفته خویش را تا حدودی باز می‌یابد و هم برای همیشه در قلوب معلمین و دانش آموزان جای خواهید گرفت.
اما هدف اصلی از این نوشتار، آزادی معلمان زندانی است نه استعفای شما. اصلا شاید آقای رئیس جمهور با استعفای شما موافقت نکرد. بنابراین اگر می توانید با قدرت هر چه تمام‌تر بمانید و همکارانتان را آزاد کنید و در غیر اینصورت باور کنید که حتی اگر استعفای شما منجر به آزادی آنان نیز نشود باز از جامعه معلمین نمره قبولی خواهید گرفت و در پیشگاه ملت ایران سربلند خواهید شد چرا که صندلی قدرت را فدای آزادی معلمان کرده‌اید.
اما در آخر ذکر یک ماجرای تاریخی خالی از لطف نیست. چند روز قبل اردشیر زاهدی نامه ای به ترامپ نوشته و در مورد برجام حرفهای وطن پرستانه‌ای زده بود! یکی از دانش آموزان سابقم که اکنون دانشجو است با تعجب از من پرسید: "مگر زاهدی هنوز زنده است؟! من فکر می‌کردم هر کس که نامش در کتابهای تاریخ می‌آید خودش دیگر به تاریخ پیوسته است." پاسخ دادم قاعدتا همین طور است. ولی در کشور ما کتابهای تاریخ زود به زود عوض می شوند!
آقای وزیر! آرزو می کنیم که شما به اندازه اردشیر زاهدی عمر کنید ولی هیچ فکر کرده اید چه پاسخی باید به آیندگان بدهید؟ آیا نسل‌های آینده که مطمئنا نام امثال محمد حبیبی و اسماعیل عبدی و دیگران را در کتابهای تاریخشان خواهند خواند فقط با همین پاسخ کوتاه شما قانع خواهند شد که " من با نیروهای امنیتی در مورد آزادی همکارانم صحبت کردم ولی نتیجه نگرفتم " ؟! آیا از شما نخواهند پرسید چرا استعفا ندادید؟
آقای وزیر ! به خاطر خودتان، به خاطر نجات آموزش و پرورش، به خاطر پاسخ به تاریخ، برای معلمان زندانی یا کاری کنید یا استعفا دهید.
باور کنید در کشور ما کتاب های تاریخ زود به زود عوض می شوند!
🆔 @jameeno
🔺نمایندگان لایحه پالرمو را تصویب کردند

▫️جامعه نو: به گزارش ایرنا، نمایندگان مجلس شورای اسلامی با رفع ایرادات شورای نگهبان به لایحه الحاق دولت جمهوری اسلامی ایران به کنوانسیون سازمان ملل متحد برای مبارزه با جرائم سازمان یافته فراملی(پالرمو)، این لایحه را تصویب کردند.
🆔 @jameeno
🔸بشار اسد: دولت سوریه عروسک خیمه‌شب‌بازی نیست تا سایر کشورها دربارۀ آن تصمیم بگیرند

▫️جامعۀ نو: رئیس‌جمهور سوریه در مصاحبه با هفته‌نامۀ بریتانیایی "میل آن ساندی" حضور روسیه و ایران در کشورش را مشروع، و حضور آمریکا و انگلیس در خاک سوریه را تهاجم خوانده است.

این مقام ارشد سوریه از استقلال سیاسی کشور خود دفاع کرده و گفته گرچه حمایتهای روسیه و ایران موجب عقب راندن اسلام گرایان شده، اما اگر حمایت مردمش نبود، همچون شاه ایران از حکومت ساقط می‌شد. وی تأکید کرده سوریه مستقل از روسیه و ایران قدرت تصمیم‌گیری دارد.

🆔 @jameeno
🏆جام‌جهانی با جامعه‌نو

جام‌جهانی۲۰۱۸ روسیه و حواشی آن را بصورت زنده از توییتر جامعه‌نو دنبال کنید. همراه با سهیل سراییان، خبرنگار ما در روسیه.
Twitter.com/JameenoDaily
🔺آتش در خرمن سیاست عراق

▫️جامعه نو: وزارت کشور عراق از آتش‌سوزی در مخازن حاوی آرای انتخابات اخیر این کشور خبر داده است.
به گزارش السومریه‌نیوز، و به نقل از خبرگزاری دویچه وله، وزارت کشور عراق اعلام کرده نیروهای بخش دفاع مدنی در حال تلاشند آتش‌سوزی را که در مخازن کمیساریای انتخابات در الرصافه در بغداد رخ داده مهار کنند. یک منبع امنیتی عراقی هم گفته صندوق‌های اخذ آرا کاملا در آتش سوختند.
انتخابات پارلمانی عراق ماه گذشته برگزار شد که در پی اعلام نتایج شماری از احزاب با برجسته کردن موضوع تقلب در انتخابات آن را به صحن مجلس این کشور کشانده و رای به منحل کردن کمیسیون عالی انتخابات و بازشماری دستی آرا دادند.
🆔 @jameeno
#الف

🔹نوشدارو و زهر

▫️شورای سردبیری: سیاست خارجی کشور دچار گرفتاری‌های بزرگی است که تقریبا همه ریشه در مساله‌ای داخلی دارند. یکی از این گرفتاری‌های بنیادی، دچار بودنش به عارضه سرزنش عامل بیرونی به جای جستجوی دلیل داخلی است. عامل بیماری را وجود ویروس می‌داند نه ناتوانی جسم. همواره در تلاش است روحیه استکباری این، یا بدعهدی آن را به عنوان علت مشکلات خود بداند. این روحیه نه فقط در دستگاه حکومت، که در دل ناظران جامعه، یعنی رسانه‌ها نیز رسوخ کرده است. این روزها رسانه‌ها پراست از سرزنش عامل بیرونی گرفتاری‌های ملی: یکی بدعهد است، دیگری نوکر غرب، سومی توطئه‌گر و آن یک "بی معرفت" به قول وزیر دفاع.
اما عوام به طریق ملوک سیاسی و رسانه‌ای خود نمی‌روند. آنها با رویکرد حمله به علت داخلی گرفتاری به داستان گرفتاری‌ها ورود و در شبکه‌های اینترنتی غوغا می‌کنند. یکی فیلم مجلس رقص دختران فلسطینی را پخش می‌کند که در میانه فلاکت ملی مردم ما، چرا باید از اینها حمایت مالی کنیم که اینقدر خوش بگذرانند. دیگری قهوه خانه لبنان و خوشگذرانی جوانان منسوب به حزب الله را با شعار "غم لبنان کشت ما را "پخش می‌کند با هزار تفسیر سردستی اما موثر، که کل بنیان سیاست خارجی حکومت را زیر علامت سوال می‌برد. سومی عکس پوتین و نتانیاهو را با ذکر جزئیات آگاهی روسیه از حمله هوایی اسرائیل به ایرانیان در سوریه روی شبکه می‌برد و می‌پرسد چرا روسیه را متحد می‌دانید....

افتراقی جدی بین سیاست خارجی حکومت و تلقی‌ها و انتظارات جامعه وجود دارد. این وضعیتی قابل دوام نیست. حکومت‌ها در پیشبرد دراز مدت سیاست خارجی خود به حمایت افکار عمومی نیاز دارند. در غیر این صورت بالاخره در نقطه‌ای بین حکومت و جامعه گسست پدید می‌آید و این مساله کوچکی نیست. فریاد نه غزه، نه لبنان در تظاهرات سال ۸۸ از دهان عوامل اسرائیل بیرون نیامد. عده‌ای از مردم این شعار را می‌دادند و بلندی فریاد آنان در تناظر با خشم و سرکوب ابنای حکومت نشانگر دره عمیقی بود که بین سیاست خارجی حکومت و انتظارات جامعه وجود دارد. حکمت آموزترین نکته‌ای که در این میانه وجود دارد، انطباق آنچه حکومت درست و حق می‌داند، با آن چیزی است که دشمنان خارجی کشور بهانه حمله و فشار به کشور ما می‌یابند و مردم نشان داده‌اند علقه‌ای به آنها ندارند. برای یکی زهر است، برای دیگری نوشدارو.

داستان البته به سال ۸۸ ختم نشد. مردم حکومت را مسئول نقصان‌های آشکار در عرصه روابط بین الملل کشور می‌دانند. به همین دلیل مسبب گرفتاری‌های اجتماعی حاصل از فشارهای خارجی را نیز برخلاف آنچه تلویزیون تلاش می‌کند با تبلیغات خود حقنه کند، نه ترامپ و نتانیاهو و شیخ عرب، که حکومت می‌دانند. بعید است دستگاه تبلیغات یا کارشناسان امنیت در وزارت کشور بتوانند ادعا کنند شعار "میگن دشمن ما امریکاست، دشمن ما همینجاست" را امریکایی‌ها به جمع طلبکاران موسسات کلاهبردار اعتباری آورده باشند. البته این همان نقطه مناسب عمل و مداخله خارجی است که این روزها بر سر زبان امثال بولتون است. آنها این شعارها را نمی‌سازند، اما امیدوارند اشتباهات و خبط‌های متوالی حکومت زمینه اجتماعی تغییر کم دردسر و داخلی رژیم را پدید آورد.
این وضع مفروش کردن مسیر برای دشمن خبیث، قابل دوام نیست. حکومت باید درد خود را درمان کند. جامعه تلقی درست تری دارد که علت گرفتاری کشور و خود را عواملی می‌داند که حکومت نقطه قوت خود اعلام می‌کند. حکومت باید مسیر خود را عوض کند.

🆔 @jameeno
🔹ترامپ باید قراردادی استوار با کره شمالی ببندد اما این موضوع دخلی به ایران ندارد

▫️جامعه نو: دیدار قریب‌الوقوع رییس‌جمهور آمریکا و رهبر کره شمالی در سنگاپور در حالی صورت می‌گیرد که برخی تحلیلگران معتقدند توافق احتمالی میان سران دو کشور در یک صورت محقق میشود و آن اینکه ترامپ، کره شمالی را در گام اول به عنوان یک قدرت هسته‌ای به رسمیت بشناسد و با آن مدارا کند.

به گزارش بلومبرگ و به نقل از کریستوفر هیل، دیپلمات سابق آمریکایی، کره شمالی هم اینک از سلاح هسته‌ای برخوردار است و ازاین‌رو نمی‌توان ان را با ایران مقایسه کرد.

سناتور چاک شومر نیز حساس‌تر بودن این دیدار از مذاکرات ایران و امریکا پیرامون برجام را به بزرگ‌تر بودن تهدید از سوی کره شمالی نسبت داده است. همچنین طی گزارشی از سوی گروه بین‌المللی بحران در بروکسل ثمره دادن زودهنگام نشست فردا غیرممکن خوانده شده چون کره شمالی حالا هم دارای تسلیحات هسته‌ای است.

به نقل از این گزارش بیست ماه مذاکره پیاپی برای حصول برجام چنان که انتظار می‌رفت ثمر نداد. چطور می‌شود از کشوری که به آن تسلیحات دست یافته انتظار قبول نابودی تمام توانش در تسلیحات هسته‌ای را داشت.
🆔 @jameeno
#الف

🔸مماس با اسرائیل

▫️شورای سردبیری: در آخرین سال جنگ هشت ساله، در دورانی که جهان در انتظار پایان این جنگ از طریق پذیرش قطعنامه ۵۹۸ سازمان ملل توسط ایران بود، به ناگاه ایران درخواست جدیدی به میان آورد: عراق باید این را هم می‌پذیرفت که نیروهای ایران با عبور از خاک عراق به فلسطین بروند و با رژیم اشغالگر اسرائیل بجنگند. شرط عجیبی بود که مشاوران صدام خیلی زود با عرضه بدل آن ایران را آچمز کردند. صدام (لعن خدا بر او) پشت میکروفون آمد و گفت قبول می‌کنم شما از راه عراق به فلسطین بروید، ولی نیروهایی که در حال ریختن آتش بر سر یکدیگرند نمیتوانند به سلامتی از کنار هم بگذرند شما آتش بس بدهید، بعد عبور کنید.

احتمالا مشاوران ایرانی طراح این برنامه انتظار داشتند صدام جواب منفی بدهد و بستری تبلیغاتی علیه او فراهم شود و او هم دانست چه باید بگوید: مادامی که پنجه در پنجه هستیم، کاری غیر از جنگ نمی‌توانیم کرد و برای انجام کاری دیگر، ابتدا باید آتش توپها خاموش شوند.

طرح ایرانی انجام رفراندوم برای تعیین تکلیف فلسطین نیز که رهبر کشور دیروز بار دیگر آن را مطرح کرد دارای چنین ماهیتی است. نفس این طرح بسیار عادلانه است و اگر به سال ۱۹۴۸ بر می‌گشتیم، احتمالا تعداد کسانی که میپذیرفتند تکلیف خاک فلسطین از طریق رفراندم و گرفتن نظر ساکنان مشخص شود بسیار بیشتر می‌بود از آنهایی که ترجیح می‌دادند قدرتهای بزرگ در سازمان ملل موضوع را حل و فصل کنند.

اما آن بخش از طرح که آنرا به طرح تبلیغاتی ما در دوران جنگ شبیه می‌سازد، مساله تناقض تداوم درگیری با رای‌گیری است. به واقع، طرف مقابل می‌تواند بگوید این طرح را قبول دارد و به آن تن می‌دهد ولی برای مذاکره درباره آن و برنامه‌ریزی‌اش، ابتدا باید آتش خصومت ولو به صورت موقت فروبنشیند و آتش‌بس برقرار شود و بنابراین طرفین و از جمله اسرائیل و سازمان‌های رزمجوی فلسطینی باید اعلام کنند تحرکات خود را متوقف می‌کنند. این می‌تواند پاسخ معقول غیرقابل ردی باشد و بنابراین ایران در واقع پیشنهادی عرضه می‌کند که مذاکره در نفس آن تنیده شده است. آیا واقعا چنین است؟

به نظر نمی‌آید خود ایران موافقتی با مذاکره با اسرائیل داشته باشد، ولی آیا نمی‌تواند به فلسطینیها توصیه کند حقوق خود را از طریق مذاکره بر سر راه حل رفراندومی یا هرراه حل عادلانه دیگر پی گیری کنند؟ راستش رابخواهید، تأکید ایران بر این راه حل معنایی جز این نمی‌تواند داشته باشد که فلسطینی‌ها با اسرائیل مذاکره کنند. این امر را یک مساله دیگر نیز تقویت می‌کند. اگر به هر دلیلی همه سازمان‌های فلسطینی به عمل مبتنی بر مذاکره با اسرائیل گرایش نشان دهند، یک آچمز سیاسی دیگر نیز پدید خواهد آمد که گریزی از آن نیست: ایران نمی‌تواند خلاف نظر فلسطینی‌ها حرفی بزند و در مورد سرنوشت آنهابیش از خودشان حق داشته باشد. بنا براین تنها کار منطقی که می‌تواند بکند کنار کشیدن از موضوع اعراب و اسرائیل به عنوان یک صورت مساله پاک شده است.

می‌توان امیدوار بود همان‌طور که اروپا به فهم به این طرح دعوت شده است، خود ما هم به الزامات و پیامدهای منطقی این طرح خوب توجه داشته باشیم و گوشه چشمی هم به نتایج آن برای سیاست خارجی کشور بیندازیم. یک پیامد هرگونه استقبالی از این طرح، این پرسش است که آیا ایران حاضر است خودش نیز بخشی از مذاکره بر سر رفراندومی باشد که یک پیامد بیشتر محتمل آن، انحلال اسرائیل کنونی برای حل شدن یهودیان آن در یک دولت متفاوت است؟

به زحمت می‌توان پاسخ منفی به چنین پرسشی داد، هرچند پرسشهای اندیشه‌سوز دیگری هم رخ می‌نمایند: آیا اسرائیل به چنین روندی پاسخ مثبت می‌دهد؟ آیا این دولت که اساسا بر بنیان کاشت یک مساله لاینحل در منطقه پدید آمده به تنش زدایی تا حد رفتارهای دمکراتیکی از نوع رفراندوم تن میدهد؟ پاسخ این پرسشها رانیز ازروی تجربه گذشته منفی می‌یابیم.اسرائیل نشان داده است ترجیح می‌دهد اشخاص رزمجو در مقابل خود داشته باشد تا گروهی که آن را با قواعد دموکراتیک تحت فشار بگذارند. .....ظاهرا برای انداختن بیشتر رژیم کودک‌کش به مسیر بن‌بست، بهترین راه پیشنهاد مذاکره درباره سرنوشت فلسطین و منطقه است .عجیب اینکه سیاست رسمی و طولانی‌مدت ایران هم مخالفت با هرگونه مذاکره یا تماسی، حتی درموضوع مسابقات ورزشی جهانی است، هرچند از بطن پیشنهاد آن مذاکره و نشستن دور میز درمی‌آید.
🆔 @jameeno
🔺 آغاز دیدار تاریخی رهبر ۳۴ ساله کره شمالی و رییس‌جمهور ۷۱ ساله آمریکا

🆔 @jameeno