صدای نو | ۱۲ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۲ مهر ۹۷
صدای جمعه : به یاد اکبر رادی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه : به یاد اکبر رادی
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔹خاتمی چه طلب میکند؟
▫️شورای سردبیری: آقای خاتمی در آخرین دیدار عمومی خود با جمعی از ایثارگران ضمن هشدارها و نصایح بنیادین خود سخنی هم از لزوم اصلاحات در ساختارهای نظام به میان آورده است. منظور رهبر اصلاحطلبان را از این عبارت که بار معنایی تعریف شدهای دارد چگونه باید استخراج کرد؟
عبارت چهار کلمهای سیدمحمد خاتمی میتواند برخی را خیلی خشمگین کند: "اصلاحاتی در ساختار نظام". این حرف غالباً تعبیر خوفناکی در ذهن ارکان نظام پدید میآورد که حاصل اعلام مداوم محتوای ساختارشکن برای آن توسط تندروهای حاشیهای سیاست است. تکرار آن توسط خاتمی که نفوذ اجتماعی کلامش از خردهروشنفکران بسیار بیشتر است، میتواند مابهازایی واقعی در عرصه سیاست پیدا کند و آرزویی را به واقعیت بدل سازد. اتفاقا برخلاف روشنفکران که غالباً مراد آنها از اصلاحات، در ته ذهنشان دگرگونی است، "اصلاحات در ساختار نظام" خاتمی از یک سو در چارچوبی اصلاحی است و نه انقلابی و از سوی دیگر معمولا ممکنالوصول است و نه تخیلی و نامنطبق به موقعیت واقعی موازنه نیروها. پس باید جدیتر از هر تغییر ساختاری فرض شود که طی این سالها بر زبان خردهروشنفکران جاری شده است. او بسیار دقیق سخن گفته است: "باید روشها و سیاستها عوض شود و در ساختار نظام اصلاحاتی رخ دهد." به زعم خاتمی برخی چیزها باید " عوض" شوند، و چیزهایی باید "اصلاح" گردند.
حال باید دید اصلاحات مورد نظر خاتمی در ساختار نظام چه میتواند باشد. ناگفته پیداست که همواره باید خواستهای سیاسی خاتمی نرمخو و معتدل از حکومت را کف انتظارات اصلاحطلبان از حکومت و نظام دانست. در واقع آقای خاتمی خواستهایی را مطرح میکند که کمتر از آن ارزش اعلام به عنوان کف مطالبات اصلاحطلبانه ندارد.
اما این مطالبات چه هستند و چقدر قابل دستیابیاند؟ بازتعریف ترکیب قدرت سیاسی؟ تجدیدنظر در چرخه انتخاب مقامات ارشد؟ تغییر تعریف ابتنای دستگاه اداره کشور بر سه قوه؟ اصلاحات بنیادین دستگاه قضایی؟ .... این فهرست را میتوان ادامه داد ولی مطالبات از نقطهای به بعد دیگر درباره ساختار نیستند و تقاضای تحقق کارکردهایی هستند که میثاق ملی یعنی قانون اساسی انجام آنها را بر عهده ساختار گذاشته است. بنابراین خواست و مطالبه آقای خاتمی را باید در همین فهرست مختصر جستجو کرد، زیرا حتی خواستهایی عمده مانند حذف نظارت استصوابی یا برابری حقوقی شهروندان نیز در زمره درخواست تغییر کارکردهاست و نه ساختارها. در واقع همانهاست که خاتمی به عنوان "تعویض روشها و سیاستها" از آنها یاد کرده است.
به این ترتیب باید دید اصلاح ساختار درخواستی آقای خاتمی کدامیک از اینهاست و البته این را جز خود ایشان کسی نمیتواند مشخص کند که اولویت اصلاحات در ساختارهای جمهوری اسلامی از نظر رهبر اصلاحات چیست. آنچه ذهن ما، فارغ از ذهنیت آقای خاتمی میتواند در این باره بدان مشغول شود این است که وخامت حادثشده در موقعیت کشور و تاثیری که میتواند بر ارتعاش مبانی ساختارهای موجود بگذارد، عقل سلیم را به جستجوی علل بنیادین و نقایص موجود در بافت ساختارها رهنمون میکند: تحکیم مبانی استقراری جمهوری اسلامی، پیششرط دوام آن در برابر امواج داخلی و خارجی است و این مبانی را جز با بازسازی آنها نمیتوان استحکام بخشید. به زبان سادهتر، تا تغییراتی در شیوه اداره کلان کشور از طریق بازتوزیع عقلانیتر قدرت رخ ندهد، گذشت زمان به نفع ثبات حکومت ایران نخواهد بود. ادبیات اصلاحطلبانی از کلاس سیدمحمد خاتمی، تقاضایی غلیظتر از این مطرح نمیتواند کرد، هر چند این تقاضا در ماهیت خود بسیار فراتر از مطالبه کسانی است که میگویند بر سر حذف نظارت استصوابی رفراندوم کنیم.
به هر رو، اینک که افق این جمهوری بیشتر شامگاهی است، آقای خاتمی کماکان در جایگاه همیشگی خود ایستاده و آرام و ناجنگجو مینماید، اما عبارتی را به زبان آورده که قاعدتاً باید به زودی آن را به تقاضایی دقیق و مصداقی مشخص ترجمه کند.
🆔 @jameeno
🔹خاتمی چه طلب میکند؟
▫️شورای سردبیری: آقای خاتمی در آخرین دیدار عمومی خود با جمعی از ایثارگران ضمن هشدارها و نصایح بنیادین خود سخنی هم از لزوم اصلاحات در ساختارهای نظام به میان آورده است. منظور رهبر اصلاحطلبان را از این عبارت که بار معنایی تعریف شدهای دارد چگونه باید استخراج کرد؟
عبارت چهار کلمهای سیدمحمد خاتمی میتواند برخی را خیلی خشمگین کند: "اصلاحاتی در ساختار نظام". این حرف غالباً تعبیر خوفناکی در ذهن ارکان نظام پدید میآورد که حاصل اعلام مداوم محتوای ساختارشکن برای آن توسط تندروهای حاشیهای سیاست است. تکرار آن توسط خاتمی که نفوذ اجتماعی کلامش از خردهروشنفکران بسیار بیشتر است، میتواند مابهازایی واقعی در عرصه سیاست پیدا کند و آرزویی را به واقعیت بدل سازد. اتفاقا برخلاف روشنفکران که غالباً مراد آنها از اصلاحات، در ته ذهنشان دگرگونی است، "اصلاحات در ساختار نظام" خاتمی از یک سو در چارچوبی اصلاحی است و نه انقلابی و از سوی دیگر معمولا ممکنالوصول است و نه تخیلی و نامنطبق به موقعیت واقعی موازنه نیروها. پس باید جدیتر از هر تغییر ساختاری فرض شود که طی این سالها بر زبان خردهروشنفکران جاری شده است. او بسیار دقیق سخن گفته است: "باید روشها و سیاستها عوض شود و در ساختار نظام اصلاحاتی رخ دهد." به زعم خاتمی برخی چیزها باید " عوض" شوند، و چیزهایی باید "اصلاح" گردند.
حال باید دید اصلاحات مورد نظر خاتمی در ساختار نظام چه میتواند باشد. ناگفته پیداست که همواره باید خواستهای سیاسی خاتمی نرمخو و معتدل از حکومت را کف انتظارات اصلاحطلبان از حکومت و نظام دانست. در واقع آقای خاتمی خواستهایی را مطرح میکند که کمتر از آن ارزش اعلام به عنوان کف مطالبات اصلاحطلبانه ندارد.
اما این مطالبات چه هستند و چقدر قابل دستیابیاند؟ بازتعریف ترکیب قدرت سیاسی؟ تجدیدنظر در چرخه انتخاب مقامات ارشد؟ تغییر تعریف ابتنای دستگاه اداره کشور بر سه قوه؟ اصلاحات بنیادین دستگاه قضایی؟ .... این فهرست را میتوان ادامه داد ولی مطالبات از نقطهای به بعد دیگر درباره ساختار نیستند و تقاضای تحقق کارکردهایی هستند که میثاق ملی یعنی قانون اساسی انجام آنها را بر عهده ساختار گذاشته است. بنابراین خواست و مطالبه آقای خاتمی را باید در همین فهرست مختصر جستجو کرد، زیرا حتی خواستهایی عمده مانند حذف نظارت استصوابی یا برابری حقوقی شهروندان نیز در زمره درخواست تغییر کارکردهاست و نه ساختارها. در واقع همانهاست که خاتمی به عنوان "تعویض روشها و سیاستها" از آنها یاد کرده است.
به این ترتیب باید دید اصلاح ساختار درخواستی آقای خاتمی کدامیک از اینهاست و البته این را جز خود ایشان کسی نمیتواند مشخص کند که اولویت اصلاحات در ساختارهای جمهوری اسلامی از نظر رهبر اصلاحات چیست. آنچه ذهن ما، فارغ از ذهنیت آقای خاتمی میتواند در این باره بدان مشغول شود این است که وخامت حادثشده در موقعیت کشور و تاثیری که میتواند بر ارتعاش مبانی ساختارهای موجود بگذارد، عقل سلیم را به جستجوی علل بنیادین و نقایص موجود در بافت ساختارها رهنمون میکند: تحکیم مبانی استقراری جمهوری اسلامی، پیششرط دوام آن در برابر امواج داخلی و خارجی است و این مبانی را جز با بازسازی آنها نمیتوان استحکام بخشید. به زبان سادهتر، تا تغییراتی در شیوه اداره کلان کشور از طریق بازتوزیع عقلانیتر قدرت رخ ندهد، گذشت زمان به نفع ثبات حکومت ایران نخواهد بود. ادبیات اصلاحطلبانی از کلاس سیدمحمد خاتمی، تقاضایی غلیظتر از این مطرح نمیتواند کرد، هر چند این تقاضا در ماهیت خود بسیار فراتر از مطالبه کسانی است که میگویند بر سر حذف نظارت استصوابی رفراندوم کنیم.
به هر رو، اینک که افق این جمهوری بیشتر شامگاهی است، آقای خاتمی کماکان در جایگاه همیشگی خود ایستاده و آرام و ناجنگجو مینماید، اما عبارتی را به زبان آورده که قاعدتاً باید به زودی آن را به تقاضایی دقیق و مصداقی مشخص ترجمه کند.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۴ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۴ مهر ۹۷
آیا مخالفان FATF با به میان آوردن مراجع، موفق خواهند شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا مخالفان FATF با به میان آوردن مراجع، موفق خواهند شد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔻دراز کردن حکیمباشی!
▫️شورای سردبیری: با تصویب لایحه مرتبط با سیافتی در مجلس، اکنون این پرسش مطرح است که ادامه برخورد با آن و ممانعت از تصویبش به کجا خواهد انجامید و خیل مخالفان از شورای نگهبان گرفته تا ائمه جمعه و اهل جنگ و صاحبان درآمدهای نیازمند به پولشویی در نهایت چه خواهند کرد. عاقبت امر را به دقت کامل نمیتوان پیشبینی کرد، ولی بر اساس تجربه میتوان حکمی داد: ممانعتها ادامه مییابد، اما لایحه سرانجام به صورتی که گروه اقدام مالی را راضی کند تصویب نهایی خواهد شد. در تاریخ جمهوری اسلامی مواردی از این دست دقیقاً مسیری واحد پیمودهاند. مشخصه اصلی مواردی مشابه به قرار زیر است:
حکومت در صحنه بینالمللی در شرایطی قرار میگیرد که لاجرم و باید چیزی ناخوشایند را بپذیرد تا خطری را از اصل نظام دور کند. مانند التیماتوم یا تحریم، یا ممنوعیت از تحرک اقتصادی و...
این پذیرش باید یا همراه با اقدام عملی سیستم و یا بر اساس یک مصوبه علنی ملی باشد و نمیتوان مشکل را بیسروصدا و با مذاکره پنهانی حلوفصل کرد.
روند شکل گرفتن مسأله و وخیمشدن آن با تبلیغات و رجزخوانیهای فراوان همراه شده باشد. و راه حل مساله ابعاد ناموسی یافته و پذیرش راه حل شکست حیثیتی به شمار رود.
در چنین شرایطی معمولاً هزینه فرضی به عهده مجلس انداخته شده است. نمونههایی مانند حل مسأله گروگانهای آمریکایی، نمونه کلاسیک حل مشکل بینالمللی به این طریق است و بین مسائل فراوان خارجی تنها یک مورد هست که فرد مسئولیت آن را پذیرفته است و آن هم پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت درباره آتشبس جنگ ایران و عراق است که کل هزینه آن را آیتالله خمینی شخصاً پذیرفت. در مورد برجام، تبلیغات مبتنی بر رد آنقدر بالا گرفته بود که حتی اطمینان وجود نداشت جوزدههایی که هنگام تصویب برجام در مجلس گریه میکردند، پالس را گرفته باشند و باید علائمی از اینکه برجام مورد تأیید مقامات ارشد هست به آنها نشان داده شود. این چیزی بود که امروز هم انجام شد و وظیفه دشوار اطمینان از نبودن چالهوچوله در مسیر آن هم مثل همیشه به عهده رئیس مجلس است که عاقبت امر به نامه یا پیغامی اشاره میکند.
بعید است روندی خلاف آنچه تاکنون عرف این حکومت بوده رخ دهد و ایران در مسیری نیست که خلاف خواستهای بینالمللی حرکت کند، زیرا حرکت در خلاف مسیری که بولتون و پومپئو طراحی کردهاند، همسوییهای هرچه بیشتر با معاهدات و پیمانهای بینالمللی را میطلبد. در نهایت عرضاندام آقایانی که وعده مخالفت با مصوبه مجلس دادهاند، مثل همیشه به ارتفاع کوه اشتباهات انبار شده کسانی میانجامد که رنود سیاسی، سارقان ثروت ملی و ماجراجویان بینالمللی سرنخ به جنبش درآمدن زبان آنها را به انگشت بستهاند.
شگردهایی تازه هم تجربه کردیم در این میانه: شعار شفاف کردن رأی نمایندگان به درخواست مخالفان سرسخت شفافیت عرصه سیاسی؛ استفاده از امکانات تشکیلاتی که نباید در سیاست دخالت کند برای تهدید کتبی نمایندگان مجلس؛ و جالبتر از همه استفاده از این گردنههای سیاسی برای تغییر فاز کسانی که رگه سوداهای سیاسی متفاوت در آنها آشکار شده است.
🆔 @jameeno
🔻دراز کردن حکیمباشی!
▫️شورای سردبیری: با تصویب لایحه مرتبط با سیافتی در مجلس، اکنون این پرسش مطرح است که ادامه برخورد با آن و ممانعت از تصویبش به کجا خواهد انجامید و خیل مخالفان از شورای نگهبان گرفته تا ائمه جمعه و اهل جنگ و صاحبان درآمدهای نیازمند به پولشویی در نهایت چه خواهند کرد. عاقبت امر را به دقت کامل نمیتوان پیشبینی کرد، ولی بر اساس تجربه میتوان حکمی داد: ممانعتها ادامه مییابد، اما لایحه سرانجام به صورتی که گروه اقدام مالی را راضی کند تصویب نهایی خواهد شد. در تاریخ جمهوری اسلامی مواردی از این دست دقیقاً مسیری واحد پیمودهاند. مشخصه اصلی مواردی مشابه به قرار زیر است:
حکومت در صحنه بینالمللی در شرایطی قرار میگیرد که لاجرم و باید چیزی ناخوشایند را بپذیرد تا خطری را از اصل نظام دور کند. مانند التیماتوم یا تحریم، یا ممنوعیت از تحرک اقتصادی و...
این پذیرش باید یا همراه با اقدام عملی سیستم و یا بر اساس یک مصوبه علنی ملی باشد و نمیتوان مشکل را بیسروصدا و با مذاکره پنهانی حلوفصل کرد.
روند شکل گرفتن مسأله و وخیمشدن آن با تبلیغات و رجزخوانیهای فراوان همراه شده باشد. و راه حل مساله ابعاد ناموسی یافته و پذیرش راه حل شکست حیثیتی به شمار رود.
در چنین شرایطی معمولاً هزینه فرضی به عهده مجلس انداخته شده است. نمونههایی مانند حل مسأله گروگانهای آمریکایی، نمونه کلاسیک حل مشکل بینالمللی به این طریق است و بین مسائل فراوان خارجی تنها یک مورد هست که فرد مسئولیت آن را پذیرفته است و آن هم پذیرش قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت درباره آتشبس جنگ ایران و عراق است که کل هزینه آن را آیتالله خمینی شخصاً پذیرفت. در مورد برجام، تبلیغات مبتنی بر رد آنقدر بالا گرفته بود که حتی اطمینان وجود نداشت جوزدههایی که هنگام تصویب برجام در مجلس گریه میکردند، پالس را گرفته باشند و باید علائمی از اینکه برجام مورد تأیید مقامات ارشد هست به آنها نشان داده شود. این چیزی بود که امروز هم انجام شد و وظیفه دشوار اطمینان از نبودن چالهوچوله در مسیر آن هم مثل همیشه به عهده رئیس مجلس است که عاقبت امر به نامه یا پیغامی اشاره میکند.
بعید است روندی خلاف آنچه تاکنون عرف این حکومت بوده رخ دهد و ایران در مسیری نیست که خلاف خواستهای بینالمللی حرکت کند، زیرا حرکت در خلاف مسیری که بولتون و پومپئو طراحی کردهاند، همسوییهای هرچه بیشتر با معاهدات و پیمانهای بینالمللی را میطلبد. در نهایت عرضاندام آقایانی که وعده مخالفت با مصوبه مجلس دادهاند، مثل همیشه به ارتفاع کوه اشتباهات انبار شده کسانی میانجامد که رنود سیاسی، سارقان ثروت ملی و ماجراجویان بینالمللی سرنخ به جنبش درآمدن زبان آنها را به انگشت بستهاند.
شگردهایی تازه هم تجربه کردیم در این میانه: شعار شفاف کردن رأی نمایندگان به درخواست مخالفان سرسخت شفافیت عرصه سیاسی؛ استفاده از امکانات تشکیلاتی که نباید در سیاست دخالت کند برای تهدید کتبی نمایندگان مجلس؛ و جالبتر از همه استفاده از این گردنههای سیاسی برای تغییر فاز کسانی که رگه سوداهای سیاسی متفاوت در آنها آشکار شده است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۵ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۵ مهر ۹۷
آیا کنوانسیون ضد پولشویی تصویب نهایی میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا کنوانسیون ضد پولشویی تصویب نهایی میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۶ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو |۱۶ مهر ۹۷
بنزین گران میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
بنزین گران میشود؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
♦️زاویه اربعین!
▫️شورای سردبیری: کشمکشی محسوس بین مقامات ایران و عراق بر سر ویزای ورودی زائران اربعین و هزینه آن وجود دارد. از طرف ایران این اصرار وجود دارد که ایران و عراق لزوم صدور روادید برای مسافران بین دو کشور را منتفی کنند و یا حداقل هزینه ویزای عراق را که ۴۱ دلار است از زائران راهپیمایی اربعین نگیرند. اصرار ایران را برخی روحانیون نجف نیز مورد حمایت قرار دادهاند. از سوی دیگر، مقامات عراقی بر لزوم نیاز به صدور روادید و همچنین اخذ هزینه روادید اربعین اصرار دارند. اخبار پیرامون این موضوع چه چیزی را به ما نمیگویند؟
به نظر میرسد رویکردهای دولتهای ایران و عراق در زمینه راهپیمایی اربعین با یکدیگر زاویه پیدا کرده و دو طرف اهداف کاملا مشترکی را در این زمینه پیگیری نمیکنند. در سالهای گذشته هردو دولت از این راهپیمایی به عنوان محمل یک قدرتنمایی بزرگ شیعیان در گستره سرزمینهای اسلامی و بویژه در عراق استفاده میکردند که اساس حکومت جدید آن بر تقسیم قدرت بر مبنای بزرگی فرقهها و گروههای مذهبی و تا حدی قومی (در مورد کردها) گذاشته شده است. همه ساله، تلاش شده است این راهپیمایی با غظمت وشکوه فراوان و با جمعیت انبوه برگزار شود و در این زمینه همکاری زیادی صورت میگرفت که حجم هرچه بیشتری از مشتاقان ایرانی این راهپیمایی امکان حضور در آن را بیابند.
اکنون به نظر میرسد این اشتیاق در سوی عراقی کاهش یافته است و مقامات شیعه دولت عراق که اخیرا گرایش سکولار از بشره همه آنها تراوش میکند همکاری چندانی برای حضور تعداد زیادی از ایرانیان نشان نمیدهند. علت آن قابل درک است و میتوان آن را در آرامش نسبی فضای عراق پس از سالها درگیری و کشتار بینفرقهای و میل سیاستمداران به حفظ و ثبات آن یافت. با وجود ساختار فرقهای حکومت، گویا دولتمردان عراقی که طبق قانون اساسی باید شیعه باشند، به تدریج فهمیدهاند برای اداره کشور نیازمند نشان دادن سیمایی از دولت خود به عنوان تشکیلاتی فرافرقهای و فاقد سوگیری مذهبیاند و باید خود را از رویاروییهای مذهبی دور سازند. آنها اکنون و پس از سالهای پرمرارت کشتارهای مذهبی درک کردهاند باید سیمایی کشوری به خود گرفته، نخستوزیر همه عراقیها باشند و نه فقط شیعیان. بدیهی است آنها مخالفتی با راهپیمایی سنتی اربعین توسط مردم عراق نداشته باشند و آن را نمایشی قابل توجه از توان اجتماعی شیعیان عراق بدانند، ولی باز کردن راه برای حضور شیعیان دیگر کشورها برای رژه رفتن در مقابل چشم شهروندان سنی مذهب عراق موضوعی متفاوت است. این موضوع بویژه با رجزخوانیهای متواتر مقامات مسئول و غیرمسئول ایرانی درباره نفوذ وسیع و گسترده ایران در عراق چالشبرانگیز از کار در میآید؛ ادعایی که بیش از برخی ژنرالهای ایران، توسط گروه رجوی، مقامات تندروی آمریکا مانند بولتون، نویسندگان ضدایرانی رسانههای عرب و بویژه کیهان تکرار میشود. امرلله زارعی نویسنده کیهان دو روز پیش میزان نفوذ ایران و آمریکا (خالق دولت کنونی عراق و استخراجکننده روزانه ۴ میلیون بشکه نفت عراق) در این کشور را مقایسه کرده و رجز خوانده بود نفوذ ایران بسیار فراتر است و ایران سه بر هیچ از آمریکا جلو است.
قاعدتا همه اینها برای نخستوزیران و دولتهای عراق چالشساز بودهاند. لابد آنها باید دائما مقداری انرژی صرف خنثی کردن تاثیر حرفهای غیرمسئولانهای از این دست کنند. احتمالا یکی از راههای پیش روی آنها این است که عاقلانه در مقابل افکار عمومی عراقیهاچنین بنمایند که عراقیهای شیعه بیش از آنکه خطبه برادری با ایرانیهای مشتاق زیارت کربلا بخوانند، میل به تحکیم برادری خود با هموطنان دیگرشان دارند. یکی از انعکاسهای عملیاتی این فکر، میتواند بیمیلی نسبت به تبدیل راهپیمایی اربعین به نشانه یکپارچگی بخش بزرگ و مهمی از جمعیت عراق با ایرانیان باشد و مقاومت در برابر درخواست کاهش هزینه ویزا را هم در همین چارچوب میتوان دید. قابل فهم و انتظار است و شاید بهتر باشد ما هم به جای شعار دادن درباره نفوذ عراقیمان، درک خود را از موقعیت واقعی این رابطه افزایش دهیم.
🆔 @jameeno
♦️زاویه اربعین!
▫️شورای سردبیری: کشمکشی محسوس بین مقامات ایران و عراق بر سر ویزای ورودی زائران اربعین و هزینه آن وجود دارد. از طرف ایران این اصرار وجود دارد که ایران و عراق لزوم صدور روادید برای مسافران بین دو کشور را منتفی کنند و یا حداقل هزینه ویزای عراق را که ۴۱ دلار است از زائران راهپیمایی اربعین نگیرند. اصرار ایران را برخی روحانیون نجف نیز مورد حمایت قرار دادهاند. از سوی دیگر، مقامات عراقی بر لزوم نیاز به صدور روادید و همچنین اخذ هزینه روادید اربعین اصرار دارند. اخبار پیرامون این موضوع چه چیزی را به ما نمیگویند؟
به نظر میرسد رویکردهای دولتهای ایران و عراق در زمینه راهپیمایی اربعین با یکدیگر زاویه پیدا کرده و دو طرف اهداف کاملا مشترکی را در این زمینه پیگیری نمیکنند. در سالهای گذشته هردو دولت از این راهپیمایی به عنوان محمل یک قدرتنمایی بزرگ شیعیان در گستره سرزمینهای اسلامی و بویژه در عراق استفاده میکردند که اساس حکومت جدید آن بر تقسیم قدرت بر مبنای بزرگی فرقهها و گروههای مذهبی و تا حدی قومی (در مورد کردها) گذاشته شده است. همه ساله، تلاش شده است این راهپیمایی با غظمت وشکوه فراوان و با جمعیت انبوه برگزار شود و در این زمینه همکاری زیادی صورت میگرفت که حجم هرچه بیشتری از مشتاقان ایرانی این راهپیمایی امکان حضور در آن را بیابند.
اکنون به نظر میرسد این اشتیاق در سوی عراقی کاهش یافته است و مقامات شیعه دولت عراق که اخیرا گرایش سکولار از بشره همه آنها تراوش میکند همکاری چندانی برای حضور تعداد زیادی از ایرانیان نشان نمیدهند. علت آن قابل درک است و میتوان آن را در آرامش نسبی فضای عراق پس از سالها درگیری و کشتار بینفرقهای و میل سیاستمداران به حفظ و ثبات آن یافت. با وجود ساختار فرقهای حکومت، گویا دولتمردان عراقی که طبق قانون اساسی باید شیعه باشند، به تدریج فهمیدهاند برای اداره کشور نیازمند نشان دادن سیمایی از دولت خود به عنوان تشکیلاتی فرافرقهای و فاقد سوگیری مذهبیاند و باید خود را از رویاروییهای مذهبی دور سازند. آنها اکنون و پس از سالهای پرمرارت کشتارهای مذهبی درک کردهاند باید سیمایی کشوری به خود گرفته، نخستوزیر همه عراقیها باشند و نه فقط شیعیان. بدیهی است آنها مخالفتی با راهپیمایی سنتی اربعین توسط مردم عراق نداشته باشند و آن را نمایشی قابل توجه از توان اجتماعی شیعیان عراق بدانند، ولی باز کردن راه برای حضور شیعیان دیگر کشورها برای رژه رفتن در مقابل چشم شهروندان سنی مذهب عراق موضوعی متفاوت است. این موضوع بویژه با رجزخوانیهای متواتر مقامات مسئول و غیرمسئول ایرانی درباره نفوذ وسیع و گسترده ایران در عراق چالشبرانگیز از کار در میآید؛ ادعایی که بیش از برخی ژنرالهای ایران، توسط گروه رجوی، مقامات تندروی آمریکا مانند بولتون، نویسندگان ضدایرانی رسانههای عرب و بویژه کیهان تکرار میشود. امرلله زارعی نویسنده کیهان دو روز پیش میزان نفوذ ایران و آمریکا (خالق دولت کنونی عراق و استخراجکننده روزانه ۴ میلیون بشکه نفت عراق) در این کشور را مقایسه کرده و رجز خوانده بود نفوذ ایران بسیار فراتر است و ایران سه بر هیچ از آمریکا جلو است.
قاعدتا همه اینها برای نخستوزیران و دولتهای عراق چالشساز بودهاند. لابد آنها باید دائما مقداری انرژی صرف خنثی کردن تاثیر حرفهای غیرمسئولانهای از این دست کنند. احتمالا یکی از راههای پیش روی آنها این است که عاقلانه در مقابل افکار عمومی عراقیهاچنین بنمایند که عراقیهای شیعه بیش از آنکه خطبه برادری با ایرانیهای مشتاق زیارت کربلا بخوانند، میل به تحکیم برادری خود با هموطنان دیگرشان دارند. یکی از انعکاسهای عملیاتی این فکر، میتواند بیمیلی نسبت به تبدیل راهپیمایی اربعین به نشانه یکپارچگی بخش بزرگ و مهمی از جمعیت عراق با ایرانیان باشد و مقاومت در برابر درخواست کاهش هزینه ویزا را هم در همین چارچوب میتوان دید. قابل فهم و انتظار است و شاید بهتر باشد ما هم به جای شعار دادن درباره نفوذ عراقیمان، درک خود را از موقعیت واقعی این رابطه افزایش دهیم.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔹دکتر محمدرضا تاجیک در گفتوگو با مباحثات:
✔️ روحانیتی که به نام سنت و گریز از سیاست، خود را از بحرانها کنار میکشد، فارغ از سرزنش نخواهد بود
✔️ روحانیت هرچند لطمه دیده، اما هنوز آلترناتیوی ندارد
🔸 تحلیل حوزه و روحانیت از نگاه بیرونی و توسط صاحبنظرانی غیرحوزوی، یقیناً فهم وضعیت موجود را برای روحانیت منطقیتر خواهد کرد؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی که بهنظر میرسد جمهوری اسلامی ـ و به تبع آن حوزه و روحانیت ـ در پیچ خطرناکی قرار گرفتهاند. از این رو، با دکتر محمدرضا تاجیک از اساتید و صاحبنظران نامی علوم سیاسی و دانشيار دانشکده علوم اقتصادي و سياسی دانشگاه شهید بهشتی به گفتوگو نشستیم.
🔹 انقلاب ۵۷ یک انقلاب بود بهنام خدا که یک ایدئولوژی دینی در پسِ آن عمل میکرد؛ یک رهبر دینی کاریزما، با دم مسیحاییاش آن را هدایت مینمود و تودههای مردم را بهحرکت درمیآورد؛ یک گروه مرجع مقبول و مشروع بهنام روحانیت در بسیج و هدایت مردم نقش ایفا میکرد؛ و یک گروه روشنفکری عمدتاً دینی هم به ضمیمهٔ این گروه مرجع حرکت میکرد.
🔹 طبیعتاً بسیار سخت است که ما بخواهیم روحانیت را از انقلاب و انقلابی دینی و ایدئولویک که بهنام خدا انجام شد جدا کنیم. مضافاً اینکه در فردای انقلاب هم آنچه تحقق پیدا کرد نظامی بود که اراده روحانیت در آن غالب بود؛ گفتمان دینی، گفتمان مسلط شده بود. حتی در اوایل انقلاب که عمدتاً کار در دست روشنفکران و نواندیشان دینی بود، خیلی سریع تسلط تقریباً بلامنازع روحانیت را در فضای قدرت و تدبیر منزل جامعه شاهد بودیم.
🔹 این حرف که روحانیت بعد از انقلاب تلاش کرد فضا را قبضه کند، روایت درستی است. این روایتِ تمام انقلابهاست که فرزندان خود را میخورند. به تعبیر بزرگی، روایت انقلاب از ابتدا تا پیروزی یک روایت است و از پیروزی به بعد، روایتی دیگر. از همینرو روایت انقلاب، از آغاز تا پیروزی، متفاوت است با روایتِ بعد از آن. قبل از انقلاب، یک همبستگی میان گروههای متکثر وجود داشت که بعد از پیروزی، این همبستگی، کمرنگتر شد. بهقول رُزا لوکزامبورگ روایت قبل از انقلاب و پس از آن، عبارت است از یک نوع وفاق در عین شقاق.
❓مباحثات: روحانیت سنتی بر این باور است که قبل از انقلاب چون روحانیت در قدرت حضور نداشت، محبوب بود و الآن هم اگر به همان شکل در قدرت حضور نداشته باشیم و در زندگیِ مردم از موضع قدرت رسمی و حکومتی مداخله نکنیم، دوباره محبوب خواهیم شد و شاهد این مقدار از سقوط در رتبهبندی ـ که خودتان هم اشاره کردید ـ نخواهیم بود.
🔹دکتر تاجیک: بهنظرم این قشر از روحانیت دچار اشتباه تاریخیاند؛ زیرا زمان متحول شده و امکان بازگشت به گذشته وجود ندارد؛ امکان اینکه کسی بگوید من به زمانِ قبل برمیگردم و آنچه از مقبولیت و محبوبیت که در گذشته داشتم را دوباره بازیابی و بازآفرینی میکنم وجود ندارد؛ زیرا تاریخ ما ورق خورده و دیگر چنین اقتدار و قدرتی در هیچ گروهی وجود ندارد که بتواند تاریخ را برعکس ورق بزند. مناسبات سابق، استلزامات خاص خودش را داشت که دیگر در این زمان، آن استلزامات وجود ندارد و انکار اینِ مهم، توجیهی است برای ناکارکردی و انفعال. روحانیت باید با مردم، در مردم و جزوی از مردم باشد و این لزوماً بهمعنای ورود به عرصهٔ سیاستِ مرسوم نیست.
🔹 روحانیتی که خیلی رهگشا نیست، روحانیتی که نمیتواند به مثابه یک کلید نقشآفرینی کند و در اوج بحرانها وارد عرصه مشکلات مردم شود و دری را بگشاید و در عوض ترجیح میدهد به پستوها بخزد و به کتاب و درس بسنده کند و بهنامِ نامی جدایی دین از سیاست، رفتار خودش را توجیه کند، در لحظات تاریخی، فارغ از سرزنش نخواهد بود / مباحثات
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
http://yon.ir/FtR8C
🔹دکتر محمدرضا تاجیک در گفتوگو با مباحثات:
✔️ روحانیتی که به نام سنت و گریز از سیاست، خود را از بحرانها کنار میکشد، فارغ از سرزنش نخواهد بود
✔️ روحانیت هرچند لطمه دیده، اما هنوز آلترناتیوی ندارد
🔸 تحلیل حوزه و روحانیت از نگاه بیرونی و توسط صاحبنظرانی غیرحوزوی، یقیناً فهم وضعیت موجود را برای روحانیت منطقیتر خواهد کرد؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی که بهنظر میرسد جمهوری اسلامی ـ و به تبع آن حوزه و روحانیت ـ در پیچ خطرناکی قرار گرفتهاند. از این رو، با دکتر محمدرضا تاجیک از اساتید و صاحبنظران نامی علوم سیاسی و دانشيار دانشکده علوم اقتصادي و سياسی دانشگاه شهید بهشتی به گفتوگو نشستیم.
🔹 انقلاب ۵۷ یک انقلاب بود بهنام خدا که یک ایدئولوژی دینی در پسِ آن عمل میکرد؛ یک رهبر دینی کاریزما، با دم مسیحاییاش آن را هدایت مینمود و تودههای مردم را بهحرکت درمیآورد؛ یک گروه مرجع مقبول و مشروع بهنام روحانیت در بسیج و هدایت مردم نقش ایفا میکرد؛ و یک گروه روشنفکری عمدتاً دینی هم به ضمیمهٔ این گروه مرجع حرکت میکرد.
🔹 طبیعتاً بسیار سخت است که ما بخواهیم روحانیت را از انقلاب و انقلابی دینی و ایدئولویک که بهنام خدا انجام شد جدا کنیم. مضافاً اینکه در فردای انقلاب هم آنچه تحقق پیدا کرد نظامی بود که اراده روحانیت در آن غالب بود؛ گفتمان دینی، گفتمان مسلط شده بود. حتی در اوایل انقلاب که عمدتاً کار در دست روشنفکران و نواندیشان دینی بود، خیلی سریع تسلط تقریباً بلامنازع روحانیت را در فضای قدرت و تدبیر منزل جامعه شاهد بودیم.
🔹 این حرف که روحانیت بعد از انقلاب تلاش کرد فضا را قبضه کند، روایت درستی است. این روایتِ تمام انقلابهاست که فرزندان خود را میخورند. به تعبیر بزرگی، روایت انقلاب از ابتدا تا پیروزی یک روایت است و از پیروزی به بعد، روایتی دیگر. از همینرو روایت انقلاب، از آغاز تا پیروزی، متفاوت است با روایتِ بعد از آن. قبل از انقلاب، یک همبستگی میان گروههای متکثر وجود داشت که بعد از پیروزی، این همبستگی، کمرنگتر شد. بهقول رُزا لوکزامبورگ روایت قبل از انقلاب و پس از آن، عبارت است از یک نوع وفاق در عین شقاق.
❓مباحثات: روحانیت سنتی بر این باور است که قبل از انقلاب چون روحانیت در قدرت حضور نداشت، محبوب بود و الآن هم اگر به همان شکل در قدرت حضور نداشته باشیم و در زندگیِ مردم از موضع قدرت رسمی و حکومتی مداخله نکنیم، دوباره محبوب خواهیم شد و شاهد این مقدار از سقوط در رتبهبندی ـ که خودتان هم اشاره کردید ـ نخواهیم بود.
🔹دکتر تاجیک: بهنظرم این قشر از روحانیت دچار اشتباه تاریخیاند؛ زیرا زمان متحول شده و امکان بازگشت به گذشته وجود ندارد؛ امکان اینکه کسی بگوید من به زمانِ قبل برمیگردم و آنچه از مقبولیت و محبوبیت که در گذشته داشتم را دوباره بازیابی و بازآفرینی میکنم وجود ندارد؛ زیرا تاریخ ما ورق خورده و دیگر چنین اقتدار و قدرتی در هیچ گروهی وجود ندارد که بتواند تاریخ را برعکس ورق بزند. مناسبات سابق، استلزامات خاص خودش را داشت که دیگر در این زمان، آن استلزامات وجود ندارد و انکار اینِ مهم، توجیهی است برای ناکارکردی و انفعال. روحانیت باید با مردم، در مردم و جزوی از مردم باشد و این لزوماً بهمعنای ورود به عرصهٔ سیاستِ مرسوم نیست.
🔹 روحانیتی که خیلی رهگشا نیست، روحانیتی که نمیتواند به مثابه یک کلید نقشآفرینی کند و در اوج بحرانها وارد عرصه مشکلات مردم شود و دری را بگشاید و در عوض ترجیح میدهد به پستوها بخزد و به کتاب و درس بسنده کند و بهنامِ نامی جدایی دین از سیاست، رفتار خودش را توجیه کند، در لحظات تاریخی، فارغ از سرزنش نخواهد بود / مباحثات
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید
🆔 @jameeno
http://yon.ir/FtR8C
Telegraph
دکتر محمدرضا تاجیک در گفتوگو با مباحثات: روحانیتی که به نام سنت و گریز از سیاست، خود را از بحرانها کنار میکشد، فارغ از سرزنش…
اشاره: تحلیل حوزه و روحانیت از نگاه بیرونی و توسط صاحبنظرانی غیرحوزوی، یقیناً فهم وضعیت موجود را برای روحانیت منطقیتر خواهد کرد؛ بهویژه در شرایط حساس کنونی که بهنظر میرسد جمهوری اسلامی ـ و به تبع آن حوزه و روحانیت ـ در پیچ خطرناکی قرار گرفتهاند. از…
صدای نو | ۱۷ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۷ مهر ۹۷
چه در پیش روی اقتصاد ایران است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چه در پیش روی اقتصاد ایران است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: هر چند نه کاملاً اما اساساً دیدگاههای نویسنده مقالهای که در پست بعدی میخوانید به استراتژی پیشنهادی و موردحمایت جامعه نو موسوم به «استراتژی خارپشت» بسیار نزدیک و همسو است. نویسنده معتقد است تغییر شرایط در خاورمیانه پس از ظهور و سقوط وسیع تروریستها، زمان مناسبی برای رونمایی از انعطاف در سیاست خارجی ایران پدید آورده است. توجه همراهان کانال را به این مقاله جلب میکنیم.
🆔 @jameeno
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
🔹بازگشت به موازنه و خویشتنداری در سیاست منطقهای لازم است
🖌دیاکو حسینی
✅با گذشت هفت سال از آغاز انقلاب های عربی و پانزده سال از جنگ عراق، منطقه ما هنوز نتوانسته خود را از خونریزی، قحطی، آوارگی و جنگ های نیابتی نجات دهد. امروز منطقه موسوم به خاورمیانه چندپارچه، فقیر و خشونت بار تر از هر زمانی پس از خاتمه یافتن جنگ داخلی لبنان است. برآوردی دقیق از خسارات وارده در جنگ های سوریه، عراق و یمن و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم آن آسان نیست اما به گفته گزارش های رسمی، برآوردهای امروز ما احتمالا چیزی بیش از قله کوه یخ را نشان نمی دهد.
✅خساراتی که فقط به زیرساخت ها در سوریه، عراق و یمن وارد شده به بیش از 257 میلیارد دلار یا بیشتر تخمین زده می شود. حجم اقتصاد سوریه به نصف مقدار خود در پیش از آغاز جنگ داخلی تنزل کرده و اقتصاد عراق نیز 28 درصد از حجم اقتصادی را دارد که در زمان سرنگونی صدام حسین از آن برخوردار بود. مطابق با استانداردهای بانک جهانی، 30 درصد از مردم یمن پیش از شعله ور شدن ناآرامی های داخلی، فقیر محسوب می شدند؛ این رقم اکنون از 80 درصد کل جمعیت فراتر می رود / فردای بهتر
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
https://telegra.ph/بازگشت-به-موازنه-و-خویشتن-داری-در-سیاست-منطقه-ای-لازم-است-10-07
🔹بازگشت به موازنه و خویشتنداری در سیاست منطقهای لازم است
🖌دیاکو حسینی
✅با گذشت هفت سال از آغاز انقلاب های عربی و پانزده سال از جنگ عراق، منطقه ما هنوز نتوانسته خود را از خونریزی، قحطی، آوارگی و جنگ های نیابتی نجات دهد. امروز منطقه موسوم به خاورمیانه چندپارچه، فقیر و خشونت بار تر از هر زمانی پس از خاتمه یافتن جنگ داخلی لبنان است. برآوردی دقیق از خسارات وارده در جنگ های سوریه، عراق و یمن و هزینه های مستقیم و غیرمستقیم آن آسان نیست اما به گفته گزارش های رسمی، برآوردهای امروز ما احتمالا چیزی بیش از قله کوه یخ را نشان نمی دهد.
✅خساراتی که فقط به زیرساخت ها در سوریه، عراق و یمن وارد شده به بیش از 257 میلیارد دلار یا بیشتر تخمین زده می شود. حجم اقتصاد سوریه به نصف مقدار خود در پیش از آغاز جنگ داخلی تنزل کرده و اقتصاد عراق نیز 28 درصد از حجم اقتصادی را دارد که در زمان سرنگونی صدام حسین از آن برخوردار بود. مطابق با استانداردهای بانک جهانی، 30 درصد از مردم یمن پیش از شعله ور شدن ناآرامی های داخلی، فقیر محسوب می شدند؛ این رقم اکنون از 80 درصد کل جمعیت فراتر می رود / فردای بهتر
🆔 @jameeno
🔻متن کامل را در لینک زیر بخوانید.
https://telegra.ph/بازگشت-به-موازنه-و-خویشتن-داری-در-سیاست-منطقه-ای-لازم-است-10-07
Telegraph
بازگشت به موازنه و خویشتن داری در سیاست منطقه ای لازم است
عوامل موثر در قدرت اول شدن منطقه ای ایران ✍🏼 دیاکو حسینی، مدیر برنامه مطالعات جهانی در مرکز بررسی های استراتژیک ریاست جمهوری دیپلماسی ایرانی: با گذشت هفت سال از آغاز انقلاب های عربی و پانزده سال از جنگ عراق، منطقه ما هنوز نتوانسته خود را از خونریزی، قحطی،…
🔻چرا دلار ارزان نشد؟
🖌 سيامك قاسمى
▫️ دیروز پس از تصویب الحاق ایران به کنوانسیون CFT در مجلس و تصویب چهارمین کنوانسیون لازم برای خروج ایران از ليست سياه گروه ویژه اقدام مالی FATF، تصور عمومی بر این بود که قیمت دلار در بازار غیررسمی ایران در ادامه کاهش های هفته اخیر باز هم کاهش خواهد یافت اما پس از کاهشی مقطعی در روز گذشته دلار امروز دوباره وارد کانال ۱۳ هزار تومان و حتی در برخی ساعات ۱۴ هزار تومان شد و انتظار کاهش شکل گرفته در جامعه محقق نشد.
🔹به نظرمی رسد موارد زیر از مهمترین دلایل کاهش قیمت دلار در شرایط کنونی است :
1️⃣ تقاضای سفته بازی در بازار ارز همچنان بالاست. کاهش شدید هفته گذشته درست است که سبب خروج برخی سرمایه های خرد از بازار شد، اما برخی سرمایه های خرد که از افزایش قبل جامانده بودند با فرض احتمال افزایش قیمت در آینده، تازه وارد بازار شدند . این نکته بسیار مهم است که سفته بازی تنها با ثبات نسبی قیمت ارز در یک محدوده قیمتی در یک بازه زمانی چند ماهه در بازار ارز کمرنگ می شود و نه شوک های کاهشی شدید در بازار، كه اين شوك ها تنها سبب خروج برخی از بازار و ورود تازه واردین می شود.
2️⃣ تصویب FATF بیشتر سبب شکل نگرفتن یک موج افزایشی شدید در بازار ارز شد تا سبب شکل گیری موج کاهشی شود . واضح است که حباب سیاسی و نگرانی شکل گرفته در بازار ارز در طی ماههای قبل نه به دلیل FATF که به دلیل تحریم های اقتصادی همه جانبه بر ایران شکل گرفته بود. لذا تا دلیل اصلی حباب سیاسی ارز پر قدرت حضور دارد و روز به روز به اعمال مرحله اصلى آن نزدیک می شویم، تصویب FATF بیشتر از آنکه مولد یک موج کاهش باشد می تواند عاملی برای جلوگیری از یک رشد سریع باشد.
3️⃣ نشانه های زیادی از دخالت بانک مرکزی در بازار ارز ایران در هفته گذشته وجود دارد. این دخالت در هفته گذشته در کنار کمپین رسانه ای خبری شکل گرفته سبب آغاز یک موج کاهشی شدید ارز شد. اما اگر بپذیریم که به دلیل کمبود منابع ارزی، امکان استمرار دخالت بانك مركزى در بازار محدود است، پس می شود انتظار داشت که قیمت با همان شدت کاهش هفته گذشته کاهش نیابد.
4️⃣ به نظر می رسد بازار ارز غیررسمی ایران از نظر حجم و عمق بازار ، بازار کوچکی است . سایز کوچک بازار سبب می گردد همانطور که با ایجاد یک کمپین رسانه ای و ترساندن سرمایه های خرد و دخالت توامان در بازار، می توان سبب کاهش چند هزار تومانی آن شد، هجوم موج تازه ای از سرمایه های خرد تازه نیز به دلیل عمق کم بازار می تواند مانع کاهش قیمت مى گردد.
5️⃣ يكى از مهمترين دلايل عدم كاهش ارز ، بلاتكليفي بازارهاى موازي است . كاهش قابل توجه بازار بورس و ترديد در ادامه رشد بازار مسكن و نگرانى از سيستم بانكى سبب مى گردد با توجه وجود مستمر نگرانى ها و حباب سياسي در بازار ارز، برخى از سرمايه ها به سادگى از بازار خارج نگردد.
6️⃣ واكنش سخت سياسي گروههاى مخالف تصويب FATF و ترديدها در زمينه واكنش شوراى نگهبان به اين لايحه هم اجازه تخليه كامل اثر مثبت تصويب اين لايحه را هم در بازار نداده است.
منبع: صرافخانه
🆔 @jameeno
🖌 سيامك قاسمى
▫️ دیروز پس از تصویب الحاق ایران به کنوانسیون CFT در مجلس و تصویب چهارمین کنوانسیون لازم برای خروج ایران از ليست سياه گروه ویژه اقدام مالی FATF، تصور عمومی بر این بود که قیمت دلار در بازار غیررسمی ایران در ادامه کاهش های هفته اخیر باز هم کاهش خواهد یافت اما پس از کاهشی مقطعی در روز گذشته دلار امروز دوباره وارد کانال ۱۳ هزار تومان و حتی در برخی ساعات ۱۴ هزار تومان شد و انتظار کاهش شکل گرفته در جامعه محقق نشد.
🔹به نظرمی رسد موارد زیر از مهمترین دلایل کاهش قیمت دلار در شرایط کنونی است :
1️⃣ تقاضای سفته بازی در بازار ارز همچنان بالاست. کاهش شدید هفته گذشته درست است که سبب خروج برخی سرمایه های خرد از بازار شد، اما برخی سرمایه های خرد که از افزایش قبل جامانده بودند با فرض احتمال افزایش قیمت در آینده، تازه وارد بازار شدند . این نکته بسیار مهم است که سفته بازی تنها با ثبات نسبی قیمت ارز در یک محدوده قیمتی در یک بازه زمانی چند ماهه در بازار ارز کمرنگ می شود و نه شوک های کاهشی شدید در بازار، كه اين شوك ها تنها سبب خروج برخی از بازار و ورود تازه واردین می شود.
2️⃣ تصویب FATF بیشتر سبب شکل نگرفتن یک موج افزایشی شدید در بازار ارز شد تا سبب شکل گیری موج کاهشی شود . واضح است که حباب سیاسی و نگرانی شکل گرفته در بازار ارز در طی ماههای قبل نه به دلیل FATF که به دلیل تحریم های اقتصادی همه جانبه بر ایران شکل گرفته بود. لذا تا دلیل اصلی حباب سیاسی ارز پر قدرت حضور دارد و روز به روز به اعمال مرحله اصلى آن نزدیک می شویم، تصویب FATF بیشتر از آنکه مولد یک موج کاهش باشد می تواند عاملی برای جلوگیری از یک رشد سریع باشد.
3️⃣ نشانه های زیادی از دخالت بانک مرکزی در بازار ارز ایران در هفته گذشته وجود دارد. این دخالت در هفته گذشته در کنار کمپین رسانه ای خبری شکل گرفته سبب آغاز یک موج کاهشی شدید ارز شد. اما اگر بپذیریم که به دلیل کمبود منابع ارزی، امکان استمرار دخالت بانك مركزى در بازار محدود است، پس می شود انتظار داشت که قیمت با همان شدت کاهش هفته گذشته کاهش نیابد.
4️⃣ به نظر می رسد بازار ارز غیررسمی ایران از نظر حجم و عمق بازار ، بازار کوچکی است . سایز کوچک بازار سبب می گردد همانطور که با ایجاد یک کمپین رسانه ای و ترساندن سرمایه های خرد و دخالت توامان در بازار، می توان سبب کاهش چند هزار تومانی آن شد، هجوم موج تازه ای از سرمایه های خرد تازه نیز به دلیل عمق کم بازار می تواند مانع کاهش قیمت مى گردد.
5️⃣ يكى از مهمترين دلايل عدم كاهش ارز ، بلاتكليفي بازارهاى موازي است . كاهش قابل توجه بازار بورس و ترديد در ادامه رشد بازار مسكن و نگرانى از سيستم بانكى سبب مى گردد با توجه وجود مستمر نگرانى ها و حباب سياسي در بازار ارز، برخى از سرمايه ها به سادگى از بازار خارج نگردد.
6️⃣ واكنش سخت سياسي گروههاى مخالف تصويب FATF و ترديدها در زمينه واكنش شوراى نگهبان به اين لايحه هم اجازه تخليه كامل اثر مثبت تصويب اين لايحه را هم در بازار نداده است.
منبع: صرافخانه
🆔 @jameeno
صدای نو | ۱۸ مهر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ مهر ۹۷
لاریجانی کجا ایستاده است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
لاریجانی کجا ایستاده است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#الف
🔸در خانه دیگران!
▫شورای سردبیری: در حاشیه رود مکونگ در شرق آسیا پنج کشور هست که ژاپن هر سال بین ۷ تا۱۰ میلیارد دلار کمک به آنها میدهد. کسانی که با نظامات سیاسی کشورهای ویتنام، برمه، لائوس، کامبوج و تایلند آشنا هستند میدانند علت این کمک نمیتواند ایدئولوژیک یا رفاقت با رژیمهای سیاسی مستقر در این کشورها باشد. با وجود اینکه این کشورها نسبت به اقتصاد ژاپن بسیار ضعیفتر هستند، علت این کمکها، بشردوستانه هم نیست. سیاستمداران ژاپن کتمان نمیکنند علت این کمکها کاملاً سیاسی است: ژاپن در رقابت با چین و برای حفظ نفوذ در منطقه آسیای جنوب شرقی به کشورها کمک میکند، هرچند چین و ژاپن اختلاف حاد با یکدیگر ندارند. برخلاف ما که نفوذمان در کشورهای منطقه خودمان انواع جنجالها و دردسرها را به دنبال دارد، ژاپن بدون هایوهوی و رجزخوانی به نفوذ خود میافزاید و بهرههایش را هم میبرد. ما با آنها چه تفاوتی داریم؟
اول باید ببینیم الزامات توسعه نفوذ منطقهای کشورها چیست و برای توسعه نفوذ منطقهای باید چه کیفیتی داشت.
اولین خصلت نفوذ از نوعی که آن را در ژاپن سراغ کردیم تاثیرناپذیری آن از تغییر دولتها در کشور مورد نظر است. برای ژاپن فرقی نمیکند در برمه یک ژنرال نخستوزیر باشد یا یک برنده نوبل صلح. حالا فرض کنید خدای ناکرده خانواده آقای اسد به دلیل غیرمترقبهای از بین برود و یک افسر سوری طرفدار غرب جای او را بگیرد. بر سر روابط ما با سوریه و نفوذی که باد غرور در حلق ما میاندازد چه میآید؟ فقط خدا میداند.
دومین پیششرط لازم برای توسعه نفوذ منطقهای داشتن اقتصاد قوی و نسبت به کشورهای منطقه، توسعهیافته است. بدون قدرت اقتصادی و سطح بالاتری از توسعه، نمیتوان به کشوری دیگر کمکی ارسال و بر آن نفوذ پیدا کرد، زیرا بزرگترین کانال و اهرم نفوذ کمک مالی مستقیم و یا ارائه انواع خدمات است. در منطقه ما، عربستان نمونهای است از کسب نفوذ از طریق توانایی مالی، در حالی که مصر به عنوان مهمترین کشور عرب، بر کشورهای دیگر نفوذی ندارد.
سومین لازمه توسعه نفوذ منطقهای کشورها، برخورداری از حمایت سیاسی داخلی به صورت اجماعی است. این اجماع فقط در سطح احزاب نیست و باید ملی باشد. حتی اگر جناحهای رقیب در یک کشور سیاست خارجی و منطقهای واحدی داشته باشند، ممکن است در سطح جامعه مخالفت با کمک به کشورهای دیگر زیاد باشد. در ایالات متحده، کمک به کشورهای دیگر مانند پاکستان، ترکیه، اسرائیل و مصر یک سیاست ملی موردحمایت اکثریت است. و هرچند ممکن است تظاهرات زیادی در گباره سیاستهای همه دولتها رخ دهد، اما کسی فریاد نمیزند "پاکستان را رها کن، فکری به حال ما کن!" البته در کشورهایی مانند عربستان که حکومت مطلقه اجازه اظهار نظر به مردم آنها را نمیدهد، مشخص نیست که آیا اجماعی در کمک به دیگر کشورها وجود دارد یا نه.
چهارمین شرط افزایش امکان نفوذ در کشورها، خالی بودن آن از ابعاد نظامی و درگیر شدن در کشمکشهای داخلی کشورهاست. نفوذی که با سوگیری همراه شود، غیر از آن که از همان ابتدا برچسب "مداخله" میگیرد و با آن مقابله میشود، با گذشت زمان دشمنی و مقاومت برمیانگیزد و عاقبت ناخوش دارد. نمونه بارز اینگونه حضور، کمک عربستان به دولت بحرین برای مقابله با شیعیان از طریق گسیل نیروی نظامی است. البته اکثر اقدامات و ابتکارعملهای کشور خودمان در مناطقی مانند عراق و سوریه نیز همین کیفیت را دارند. مثلاً در کشوری با ساختار سیاسی فرقهای مانند عراق که حتی حفظ توازن فرقهای در روابط سیاسی با آن کاری مشکل است، ناچیزترین تحرک دارای ماهیت نظامی، زمینه نفوذ موثر را بهکلی نابود میکند. هرچند کشورهای بزرگ و دارای قدرت بالا مانند آمریکا و روسیه میتوانند فارغ از هر نوع توازن قوا و تغییرات سیاسی بسیاری کشورها پایگاههای نظامی خود را در آنها حفظ کنند، اما آنها در موقعیت "سلطه" قرار دارند و نه "نفوذ" که اساساً بر تفوق قدرت نظامی اتکا ندارد.
حالا دیگر نیازی به مقایسه با ژاپن نیست و میتوانیم نفوذ خودمان را در منطقه محک بزنیم: در مناطقی ادعای نفوذ داریم که در آنها درگیری فرقهای در جریان است؛ مجبوریم کمکهای ارسالی را از چشم جهان پنهان کنیم؛ از چشم مردم خودمان هم پنهان کنیم چون وفاق ملی درباره کل روابط خارجی و بویژه کمک به دیگران نداریم؛ و از چشم مردم پنهان میکنیم، زیرا اقتصاد قوی دارای مازادی نداریم و هر روز میشنویم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. همه اینها هم دلیلی افزونتر بر این است که کشور ما ظرفیت نفوذ منطقهای از نوعی که هر روز در تبلیغات دیده میشود ندارد و بهتر است #خارپشت را به لانهاش برگردانیم و امکاناتش را به تقویت جوجهها و ضخیم و تیز کردن خارها اختصاص دهیم.
🆔 @jameeno
🔸در خانه دیگران!
▫شورای سردبیری: در حاشیه رود مکونگ در شرق آسیا پنج کشور هست که ژاپن هر سال بین ۷ تا۱۰ میلیارد دلار کمک به آنها میدهد. کسانی که با نظامات سیاسی کشورهای ویتنام، برمه، لائوس، کامبوج و تایلند آشنا هستند میدانند علت این کمک نمیتواند ایدئولوژیک یا رفاقت با رژیمهای سیاسی مستقر در این کشورها باشد. با وجود اینکه این کشورها نسبت به اقتصاد ژاپن بسیار ضعیفتر هستند، علت این کمکها، بشردوستانه هم نیست. سیاستمداران ژاپن کتمان نمیکنند علت این کمکها کاملاً سیاسی است: ژاپن در رقابت با چین و برای حفظ نفوذ در منطقه آسیای جنوب شرقی به کشورها کمک میکند، هرچند چین و ژاپن اختلاف حاد با یکدیگر ندارند. برخلاف ما که نفوذمان در کشورهای منطقه خودمان انواع جنجالها و دردسرها را به دنبال دارد، ژاپن بدون هایوهوی و رجزخوانی به نفوذ خود میافزاید و بهرههایش را هم میبرد. ما با آنها چه تفاوتی داریم؟
اول باید ببینیم الزامات توسعه نفوذ منطقهای کشورها چیست و برای توسعه نفوذ منطقهای باید چه کیفیتی داشت.
اولین خصلت نفوذ از نوعی که آن را در ژاپن سراغ کردیم تاثیرناپذیری آن از تغییر دولتها در کشور مورد نظر است. برای ژاپن فرقی نمیکند در برمه یک ژنرال نخستوزیر باشد یا یک برنده نوبل صلح. حالا فرض کنید خدای ناکرده خانواده آقای اسد به دلیل غیرمترقبهای از بین برود و یک افسر سوری طرفدار غرب جای او را بگیرد. بر سر روابط ما با سوریه و نفوذی که باد غرور در حلق ما میاندازد چه میآید؟ فقط خدا میداند.
دومین پیششرط لازم برای توسعه نفوذ منطقهای داشتن اقتصاد قوی و نسبت به کشورهای منطقه، توسعهیافته است. بدون قدرت اقتصادی و سطح بالاتری از توسعه، نمیتوان به کشوری دیگر کمکی ارسال و بر آن نفوذ پیدا کرد، زیرا بزرگترین کانال و اهرم نفوذ کمک مالی مستقیم و یا ارائه انواع خدمات است. در منطقه ما، عربستان نمونهای است از کسب نفوذ از طریق توانایی مالی، در حالی که مصر به عنوان مهمترین کشور عرب، بر کشورهای دیگر نفوذی ندارد.
سومین لازمه توسعه نفوذ منطقهای کشورها، برخورداری از حمایت سیاسی داخلی به صورت اجماعی است. این اجماع فقط در سطح احزاب نیست و باید ملی باشد. حتی اگر جناحهای رقیب در یک کشور سیاست خارجی و منطقهای واحدی داشته باشند، ممکن است در سطح جامعه مخالفت با کمک به کشورهای دیگر زیاد باشد. در ایالات متحده، کمک به کشورهای دیگر مانند پاکستان، ترکیه، اسرائیل و مصر یک سیاست ملی موردحمایت اکثریت است. و هرچند ممکن است تظاهرات زیادی در گباره سیاستهای همه دولتها رخ دهد، اما کسی فریاد نمیزند "پاکستان را رها کن، فکری به حال ما کن!" البته در کشورهایی مانند عربستان که حکومت مطلقه اجازه اظهار نظر به مردم آنها را نمیدهد، مشخص نیست که آیا اجماعی در کمک به دیگر کشورها وجود دارد یا نه.
چهارمین شرط افزایش امکان نفوذ در کشورها، خالی بودن آن از ابعاد نظامی و درگیر شدن در کشمکشهای داخلی کشورهاست. نفوذی که با سوگیری همراه شود، غیر از آن که از همان ابتدا برچسب "مداخله" میگیرد و با آن مقابله میشود، با گذشت زمان دشمنی و مقاومت برمیانگیزد و عاقبت ناخوش دارد. نمونه بارز اینگونه حضور، کمک عربستان به دولت بحرین برای مقابله با شیعیان از طریق گسیل نیروی نظامی است. البته اکثر اقدامات و ابتکارعملهای کشور خودمان در مناطقی مانند عراق و سوریه نیز همین کیفیت را دارند. مثلاً در کشوری با ساختار سیاسی فرقهای مانند عراق که حتی حفظ توازن فرقهای در روابط سیاسی با آن کاری مشکل است، ناچیزترین تحرک دارای ماهیت نظامی، زمینه نفوذ موثر را بهکلی نابود میکند. هرچند کشورهای بزرگ و دارای قدرت بالا مانند آمریکا و روسیه میتوانند فارغ از هر نوع توازن قوا و تغییرات سیاسی بسیاری کشورها پایگاههای نظامی خود را در آنها حفظ کنند، اما آنها در موقعیت "سلطه" قرار دارند و نه "نفوذ" که اساساً بر تفوق قدرت نظامی اتکا ندارد.
حالا دیگر نیازی به مقایسه با ژاپن نیست و میتوانیم نفوذ خودمان را در منطقه محک بزنیم: در مناطقی ادعای نفوذ داریم که در آنها درگیری فرقهای در جریان است؛ مجبوریم کمکهای ارسالی را از چشم جهان پنهان کنیم؛ از چشم مردم خودمان هم پنهان کنیم چون وفاق ملی درباره کل روابط خارجی و بویژه کمک به دیگران نداریم؛ و از چشم مردم پنهان میکنیم، زیرا اقتصاد قوی دارای مازادی نداریم و هر روز میشنویم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. همه اینها هم دلیلی افزونتر بر این است که کشور ما ظرفیت نفوذ منطقهای از نوعی که هر روز در تبلیغات دیده میشود ندارد و بهتر است #خارپشت را به لانهاش برگردانیم و امکاناتش را به تقویت جوجهها و ضخیم و تیز کردن خارها اختصاص دهیم.
🆔 @jameeno
👍1