صدای نو | ۳۰ آبان ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۳۰ آبان ۹۷
آیا جمهوری اسلامی از سوریه خارج میشود؟
و
به یاد پنجاهوسومین نفر
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
آیا جمهوری اسلامی از سوریه خارج میشود؟
و
به یاد پنجاهوسومین نفر
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_منتخب
«کی بالاخره اقتصاد این کشور درست میشه؟ امیدی به آینده هست؟»
▫️پویا ناظران: تا سیاستگذاری اقتصادی درست نشه، اقتصاد درست نمیشه.
پس فکر کنیم ببینیم چه جوری میشه سیاستگذاری اقتصادی رو اصلاح کرد.
وقتی که سیاستگذار منتخب مردمه، اون کاری رو میکنه که مردم دلشون میخواهد، نه اون کاری که در بلندمدت بنفعشونه. پس برای درست شدن سیاستگذاری اقتصادی، اول باید دانش اقتصادی همگانی به جایی برسه که مردم از دولت اون چیزی رو بخواهند که در بلندمدت بنفعشونه.
گوش کارشناسان اقتصادی کشور پر از این عبارت که:
«طرح شما از نظر منطق اقتصادی کاملاً درسته! من قبول دارم! خیلی هم خوبه. ولی امروز جامعه ما پذیرای چنین راهحلی نیست». بعد هم «وضعیت حساس کنونی» رو بهونه میکنن برای انفعال.
اگه نصف اون میزانی که تو دبیرستان صرف ریاضی و فیزیک شد، صرف اقتصاد میشد، مطالبات اجتماعی متفاوت میشد و این وضعمون نبود.
اما اگه الان بخواهیم از سطح دبیرستان شروع کنیم، چند تا اشکال داره:
۱) خیلی زمان میبره. اگه از سال آینده اقتصاد رو به مقطع دبیرستان اضافه کنیم، ۲۰ سال دیگه نفعش رو میبینیم.
۲) کی باید اون کتابهای درسی اقتصاد دبیرستان رو بنویسه؟! برخی از اقتصادخوندههای مشهور کشور، اشرافشون به علم اقتصاد کمتر از اقتصادنخوندههای کف بازاره.
خب همگی تلاش کنیم که مطالعه اقتصادی رو جدیتر بگیریم. مثلا هر روز تحلیلهای اقتصادی روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی خوب رو بخونیم.
این سریعتر از آموزش در مقطع دبیرستان جواب میده.
به نویسنده کتب درسی هم انحصار در عرصه تفکر اقتصادی نمیده. لازم نیست کسی اقتصاددان باشه، تا حرف منطقی رو بفهمه. پس کسانی که علاقمند باشند، بالاخره تحلیلهای خوب رو، چه در نشریات و چه در شبکههای اجتماعی، پیدا میکنند.
اشکالش اینه که کل مشتری کانالهای اقتصادی تلگرام صد هزار نفر هم نیست. تیراژ روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی با کیفیت هم بیشتر از این نیست. این کشور پنجاه میلیون رای دهنده داره. یعنی تحلیلهای اقتصادی، به گوش ۱٪ جامعه هم نمیرسه.
پس چکار کنیم تا سیاستگذاری اقتصادی تو کشور بهبود پیدا کنه؟
اقتصاد امروز حاصل چند دهه سیاستگذاری «پیرمردها»ست. پیرمردهایی که هیچوقت علم اقتصاد رو نخوندند و نفهمیدند. این جماعت غریبه با علم اقتصاد، میز سیاستگذاری و تصمیمگیری رو به تسلط خودشون درآوردند. در واقع دور میز، تعداد زیادی از این «پیرمردها» نشستهاند، و فقط گاهی یک اقتصاددان مسلط به علم اقتصاد هم حضور داره.
حالا تصور میکنید برخورد بقیه با اون یه دونه اقتصاددان چه جوریه؟ تو مایههای برخورد اهالی برره با کیانوش!
برای اصلاح سیاستگذاری اقتصادی کشور، باید تعداد اقتصاددانهای دور اون میزها رو افزایش داد. اما برای این کار، اول باید اقتصاددانهای جوان و باسواد داشت.
امروز تخمین من از تعداد اقتصاددانهای جوان و باسواد حاضر در کشور، حدود بیست تا سی نفره. تعدادشون باید ده برابر بشه تا صداشون شنیده بشه.
اگه ۱۰۰۰ نفر از دانشجوهای ایرانی بروند در آمریکا و اروپا تا اقتصاد، مدیریت، و فاینانس بخونند، بعد از فارغالتحصیلی، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون بر میگردند به کشور.
حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون هم بعد از چند سال کار کردن، به کشور بر میگردند.
به ارزیابی من از عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشور، همین دویست سیصد نفر کافیاند تا جهتگیری اقتصادی کشور بیافته تو ریل درست. این دویست سیصد نفر، مستقیم و غیرمستقیم، هم بر فضای مباحث اقتصادی رسانهای تاثیر میگذارند، هم بر سیاستگذاریهای اقتصادی. این عده، عامل برداشتن گامهای کوچک و مکرر، در جهت اصلاح حکمرانی اقتصادی کشور میشن؛ دقیقا چیزی که لازم داریم.
«پیرمردها» کرسی سیاستگذاری رو دو دستی چسبیدهاند، و مثل سنگر ازش حفاظت میکنند. امروز تک و توک اقتصاددانانی هستند که بالاخره دور این میز جایی پیدا کردهاند. اما تعدادشون اینقدر کمه که قدرت اثرگذاری ندارند.
سنگر سیاستگذاری اقتصادی رو باید با یک موج انسانی از این «پیرمردها» گرفت؛ موجی از صدها جوان باسواد و مسلط به علم اقتصاد.
الان حدود ۵۰ تا دانشجوی ایرانی در آمریکا دکترای اقتصاد میخونند. روزی که ۱۰۰۰ نفر از شما در دانشگاههای معتبر دنیا در حال تحصیل اقتصاد، فاینانس، مدیریت، یا حسابداری باشید، من خیالم راحت میشه که اصلاح جهت گیری اقتصادی کشور دیر و زود داره، اما دیگه سوخت و سوز نداره. در اون صورت، اگرچه سامان گرفتن اقتصاد همچنان سخته، و یه شبه هم قابل انجام نیست، اما لااقل قطعیه!
در متن گفتم «اقتصاددان»، ولی واقعا نیاز کشور به جوانان باسواد در رشتههای علوم اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، علوم سیاسی، و کلا سایر علوم انسانی، کمتر از نیاز کشور به اقتصاد، فاینانس و مدیریت نیست / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
«کی بالاخره اقتصاد این کشور درست میشه؟ امیدی به آینده هست؟»
▫️پویا ناظران: تا سیاستگذاری اقتصادی درست نشه، اقتصاد درست نمیشه.
پس فکر کنیم ببینیم چه جوری میشه سیاستگذاری اقتصادی رو اصلاح کرد.
وقتی که سیاستگذار منتخب مردمه، اون کاری رو میکنه که مردم دلشون میخواهد، نه اون کاری که در بلندمدت بنفعشونه. پس برای درست شدن سیاستگذاری اقتصادی، اول باید دانش اقتصادی همگانی به جایی برسه که مردم از دولت اون چیزی رو بخواهند که در بلندمدت بنفعشونه.
گوش کارشناسان اقتصادی کشور پر از این عبارت که:
«طرح شما از نظر منطق اقتصادی کاملاً درسته! من قبول دارم! خیلی هم خوبه. ولی امروز جامعه ما پذیرای چنین راهحلی نیست». بعد هم «وضعیت حساس کنونی» رو بهونه میکنن برای انفعال.
اگه نصف اون میزانی که تو دبیرستان صرف ریاضی و فیزیک شد، صرف اقتصاد میشد، مطالبات اجتماعی متفاوت میشد و این وضعمون نبود.
اما اگه الان بخواهیم از سطح دبیرستان شروع کنیم، چند تا اشکال داره:
۱) خیلی زمان میبره. اگه از سال آینده اقتصاد رو به مقطع دبیرستان اضافه کنیم، ۲۰ سال دیگه نفعش رو میبینیم.
۲) کی باید اون کتابهای درسی اقتصاد دبیرستان رو بنویسه؟! برخی از اقتصادخوندههای مشهور کشور، اشرافشون به علم اقتصاد کمتر از اقتصادنخوندههای کف بازاره.
خب همگی تلاش کنیم که مطالعه اقتصادی رو جدیتر بگیریم. مثلا هر روز تحلیلهای اقتصادی روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی خوب رو بخونیم.
این سریعتر از آموزش در مقطع دبیرستان جواب میده.
به نویسنده کتب درسی هم انحصار در عرصه تفکر اقتصادی نمیده. لازم نیست کسی اقتصاددان باشه، تا حرف منطقی رو بفهمه. پس کسانی که علاقمند باشند، بالاخره تحلیلهای خوب رو، چه در نشریات و چه در شبکههای اجتماعی، پیدا میکنند.
اشکالش اینه که کل مشتری کانالهای اقتصادی تلگرام صد هزار نفر هم نیست. تیراژ روزنامهها و هفتهنامههای اقتصادی با کیفیت هم بیشتر از این نیست. این کشور پنجاه میلیون رای دهنده داره. یعنی تحلیلهای اقتصادی، به گوش ۱٪ جامعه هم نمیرسه.
پس چکار کنیم تا سیاستگذاری اقتصادی تو کشور بهبود پیدا کنه؟
اقتصاد امروز حاصل چند دهه سیاستگذاری «پیرمردها»ست. پیرمردهایی که هیچوقت علم اقتصاد رو نخوندند و نفهمیدند. این جماعت غریبه با علم اقتصاد، میز سیاستگذاری و تصمیمگیری رو به تسلط خودشون درآوردند. در واقع دور میز، تعداد زیادی از این «پیرمردها» نشستهاند، و فقط گاهی یک اقتصاددان مسلط به علم اقتصاد هم حضور داره.
حالا تصور میکنید برخورد بقیه با اون یه دونه اقتصاددان چه جوریه؟ تو مایههای برخورد اهالی برره با کیانوش!
برای اصلاح سیاستگذاری اقتصادی کشور، باید تعداد اقتصاددانهای دور اون میزها رو افزایش داد. اما برای این کار، اول باید اقتصاددانهای جوان و باسواد داشت.
امروز تخمین من از تعداد اقتصاددانهای جوان و باسواد حاضر در کشور، حدود بیست تا سی نفره. تعدادشون باید ده برابر بشه تا صداشون شنیده بشه.
اگه ۱۰۰۰ نفر از دانشجوهای ایرانی بروند در آمریکا و اروپا تا اقتصاد، مدیریت، و فاینانس بخونند، بعد از فارغالتحصیلی، حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون بر میگردند به کشور.
حدود ۱۰۰ تا ۱۵۰تاشون هم بعد از چند سال کار کردن، به کشور بر میگردند.
به ارزیابی من از عرصه سیاستگذاری اقتصادی کشور، همین دویست سیصد نفر کافیاند تا جهتگیری اقتصادی کشور بیافته تو ریل درست. این دویست سیصد نفر، مستقیم و غیرمستقیم، هم بر فضای مباحث اقتصادی رسانهای تاثیر میگذارند، هم بر سیاستگذاریهای اقتصادی. این عده، عامل برداشتن گامهای کوچک و مکرر، در جهت اصلاح حکمرانی اقتصادی کشور میشن؛ دقیقا چیزی که لازم داریم.
«پیرمردها» کرسی سیاستگذاری رو دو دستی چسبیدهاند، و مثل سنگر ازش حفاظت میکنند. امروز تک و توک اقتصاددانانی هستند که بالاخره دور این میز جایی پیدا کردهاند. اما تعدادشون اینقدر کمه که قدرت اثرگذاری ندارند.
سنگر سیاستگذاری اقتصادی رو باید با یک موج انسانی از این «پیرمردها» گرفت؛ موجی از صدها جوان باسواد و مسلط به علم اقتصاد.
الان حدود ۵۰ تا دانشجوی ایرانی در آمریکا دکترای اقتصاد میخونند. روزی که ۱۰۰۰ نفر از شما در دانشگاههای معتبر دنیا در حال تحصیل اقتصاد، فاینانس، مدیریت، یا حسابداری باشید، من خیالم راحت میشه که اصلاح جهت گیری اقتصادی کشور دیر و زود داره، اما دیگه سوخت و سوز نداره. در اون صورت، اگرچه سامان گرفتن اقتصاد همچنان سخته، و یه شبه هم قابل انجام نیست، اما لااقل قطعیه!
در متن گفتم «اقتصاددان»، ولی واقعا نیاز کشور به جوانان باسواد در رشتههای علوم اجتماعی، سیاستگذاری عمومی، علوم سیاسی، و کلا سایر علوم انسانی، کمتر از نیاز کشور به اقتصاد، فاینانس و مدیریت نیست / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲ آذر ۹۷
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
صدای جمعه
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔹نقش سه استاد در اخراج حوریه دهقانشاد از دانشگاه آزاد اسلامی
▫️ جامعه نو: یک منبع آگاه به جامعهنو گفت که در جریان اخراج دکتر حوریه دهقانشاد از دانشگاه آزاد اسلامی، سه نفر از استادان این دانشگاه نقش داشتهاند و علیه او شهادت دادهاند.
دکتر حوری دهقانشاد استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی با شکایت ۸ دانشجو از تدریس در این دانشگاه تعلیق و سپس اخراج شد.
پیش از این وحید عقیلی، رییس سابق دانشکده در گفتگو با فرارو گفته بود که نقشی در این پرونده نداشته و این تصمیم را هیات امنای دانشگاه آزاد گرفته است. محمدرضا رسولی معاون این دانشکده نیز در گفتگو با ایرنا گفته بود که از این موضوع اطلاعی نداشته است و اولین بار است که این خبر را میشنود.
🆔 @jameeno
▫️ جامعه نو: یک منبع آگاه به جامعهنو گفت که در جریان اخراج دکتر حوریه دهقانشاد از دانشگاه آزاد اسلامی، سه نفر از استادان این دانشگاه نقش داشتهاند و علیه او شهادت دادهاند.
دکتر حوری دهقانشاد استاد علوم ارتباطات دانشگاه آزاد اسلامی با شکایت ۸ دانشجو از تدریس در این دانشگاه تعلیق و سپس اخراج شد.
پیش از این وحید عقیلی، رییس سابق دانشکده در گفتگو با فرارو گفته بود که نقشی در این پرونده نداشته و این تصمیم را هیات امنای دانشگاه آزاد گرفته است. محمدرضا رسولی معاون این دانشکده نیز در گفتگو با ایرنا گفته بود که از این موضوع اطلاعی نداشته است و اولین بار است که این خبر را میشنود.
🆔 @jameeno
روزنامهنگاری تحقیقی٬ زمینه جدید کار رسانهای جامعه نو
جامعه نو ـ گروه رسانهای جامعه نو این بار تجربه مغفول روزنامهنگاری در ایران را موردتوجه قرار داده است. این تجربه جدید که با تارنمای «افق نو» به عرصه اطلاعرسانی کشور پیوست٬ روزنامهنگاری تحقیقی٬ از جمعآوری ادبیات آن تا آموزش٬ تولید و نهادسازی را هدف پیش روی خود قرار داده است. دستاندرکاران این سایت در بخش «درباره ما» توضیح دادهاند:
«افق نو» عرصه اطلاعرسانی و آموزش روزنامهنگاری تحقیقی در ایران و پروژهای در زیرمجموعه گروه رسانهای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارشهای تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامهنگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت. نخستین هدف، گردآوری ادبیات آکادمیک این حوزه در سایت است و هر آنچه در این قالب یا درباره آن در جهان منتشر میشود تا حد امکان با ترجمه فارسی در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. تلاش میشود تولید گزارشهای تحقیقی را ممکن کنیم و با برگزاری کارگاه و برنامههای آموزشی سواد روزنامهنگاری تحقیقی خودمان و علاقهمندان این حوزه را افزایش دهیم. در این مسیر راه درازی در پیش است و از همراهی روزنامهنگاران مستقل و آزاد کشور، کارشناسان مراکز تحقیقی و علاقهمندان به ورود به این حرفه استقبال میکنیم.
«افق نو» در آدرسهای زیر در دسترس علاقهمندان عرصه روزنامهنگاری تحقیقی است:
تارنما:ofogheno.com
تلگرام:https://t.me/ofogheno1
فیسبوک:https://www.facebook.com/Ofogheno1
توئیتر:https://twitter.com/ofogheno
آپارات: https://aparat.com/ofogheno
جامعه نو ـ گروه رسانهای جامعه نو این بار تجربه مغفول روزنامهنگاری در ایران را موردتوجه قرار داده است. این تجربه جدید که با تارنمای «افق نو» به عرصه اطلاعرسانی کشور پیوست٬ روزنامهنگاری تحقیقی٬ از جمعآوری ادبیات آن تا آموزش٬ تولید و نهادسازی را هدف پیش روی خود قرار داده است. دستاندرکاران این سایت در بخش «درباره ما» توضیح دادهاند:
«افق نو» عرصه اطلاعرسانی و آموزش روزنامهنگاری تحقیقی در ایران و پروژهای در زیرمجموعه گروه رسانهای «جامعه نو» است. این فضا که از سال ۱۳۹۴ با نام «افق اقتصاد» با گرایش غالب گزارشهای تحقیقی اقتصادی فعال بوده است، به مسیر تکامل روزنامهنگاری کندوکاوی در ایران اختصاص خواهد داشت. نخستین هدف، گردآوری ادبیات آکادمیک این حوزه در سایت است و هر آنچه در این قالب یا درباره آن در جهان منتشر میشود تا حد امکان با ترجمه فارسی در اختیار مخاطبان قرار خواهد گرفت. تلاش میشود تولید گزارشهای تحقیقی را ممکن کنیم و با برگزاری کارگاه و برنامههای آموزشی سواد روزنامهنگاری تحقیقی خودمان و علاقهمندان این حوزه را افزایش دهیم. در این مسیر راه درازی در پیش است و از همراهی روزنامهنگاران مستقل و آزاد کشور، کارشناسان مراکز تحقیقی و علاقهمندان به ورود به این حرفه استقبال میکنیم.
«افق نو» در آدرسهای زیر در دسترس علاقهمندان عرصه روزنامهنگاری تحقیقی است:
تارنما:ofogheno.com
تلگرام:https://t.me/ofogheno1
فیسبوک:https://www.facebook.com/Ofogheno1
توئیتر:https://twitter.com/ofogheno
آپارات: https://aparat.com/ofogheno
Telegram
افقنو_ofogheno
افق نو/ عرصه روزنامهنگاری تحقیقی ایران
زیرمجموعه گروه رسانهای جامعهنو؛ رسانه روزنامهنگاران مستقل
ارتباط با ادمین کانال: @ofogheno_1
تارنما: ofogheno.com
پست الکترونیک: info@ofogheno.com
زیرمجموعه گروه رسانهای جامعهنو؛ رسانه روزنامهنگاران مستقل
ارتباط با ادمین کانال: @ofogheno_1
تارنما: ofogheno.com
پست الکترونیک: info@ofogheno.com
#الف
🔸به قلب دست نزنید!
▫️شورای سردبیری: سیاستهای دولتها را از زوایای مختلفی میتوان بررسی کرد. یکی از این زوایا، رابطه انتفاعی هر سیاست با گروههای خاص اجتماعی است: چه کسانی و چگونه از یک سیاست خاص سود میبرند و چرا؟ از تغییری جزئی در مقررات تجاری بین دو کشور گرفته تا برقراری حالت جنگی بین آنها، منتفعانی را میتوان سراغ کرد که ممکن است در نگاه اول نفعی برای انها دیده نشود، ممکن است سیاستی در معصومانهترین شکل ارائه شود و شاید از وجه نظری نتوان در آن منفعتی خاص برای کسی تصور کرد، اما منفعت جویی در دنیای سیاست، کاملا مثل موضوع محوری قدرت یک امر ذاتی است. توانایی سیاستگذاری و تعیین تکلیف برای دیگران، خودش بالذات نوعی منفعت است، حتی اگر مابهازای مادی نداشته باشد.
تعیین گروه اجتماعی منتفع از یک سیاست، در غالب اوقات آسان است: افزایش تعرفه واردات کفش به کفاشها، تاجران چرم و مشاغل مرتبط با کفش و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند؛ افزایش سقف ساعت کار رستورانها به صاحبان رستورانها و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند: تداوم برگزاری کنکور منتفعانی در صنعت آموزش دارد، شهر شدن یک روستا هم .... و همینطور که پیش میرویم یافتن منتفعان ممکن است سختتر شود و انگیزهها و پیشرانهها ناشفافتر. اما همیشه پای منتفعانی در کار است. در عرصه سیاست خارجی چه؟
شگفت است که اتفاقا در عرصه سیاست خارجی هم رد پای منتفعان را به راحتی میتوان زد. امثال ترامپ حتی این رد پا را در ویترین میگذارند وقتی میگویند قتل خبرنگار کار بدی است، ولی آخه ما با قاتل معامله ۱۰۰ میلیاردی داریم. بوش که مثل ترامپ صاف و صادق نبود، اعلام نمیکرد در روزهای بعد از تهاجم یازده سپتامبر اعضایی از خانواده بنلادن به این خاطر با پرواز اختصاصی از ایالات متحده بیرون رفتهاند که با خانواده بوش پیوندهای مالی داشتهاند و یا لغو قانون اکتشاف معدن در پارکهای ملی ایالات متحده چه نفعی به دوستان او میرساند.
مواردی هست که وجود شخص منتفع از این هم پوشیدهتر است. مثلا کاملا ممکن است رابطه دو کشور صرفا به این دلیل گرم و مودتآمیز باشد که سیاستساز یکی از کشورها پساندازش را در بانکهای کشور دیگر حفظ میکند. ممکن است کسی به بهانه وجود یک اثر تاریخی و یا حتی "همینطوری" به کشور دیگری لطف داشته باشد، چون ته ذهنش فکر میکند پناهگاه روز مبادایش آنجا باشد، و....
اما ممکن است وضعیتهای باز هم پیچیدهتر و پوششیافته وجود داشته باشد که مواردی مانند مثالهای بالا پیش انها بچهگانه به نظر برسد. وقتی یک گروه وسیع، تعداد زیادی از مقامات یک کشور در مسیر بیتوجیهی قرار دارند، نمیتوان همه را پساندازکننده پول در کشور دیگر فرض کرد. نمیتوان گفت همه به دنبال رویاهای بلندپروازانه، توهم نادر شاه بودن، اشتیاق خلیفه شدن در یک خلافت بزرگ احیا شده در سرزمینهای اسلامی، آرزوپردازی از روی دست پطر کبیر برای رسیدن به آبهای مدیترانه و امثال آن به مسیر اشتباه رفتهاند. نمیتوان توضیح معقولی داد ایران در حیات خلوت عربستان دنبال چه میگردد و نمیتوان خیلی توضیحات و توجیهات را درباره خیلی چیزها منطبق بر محاسبات عقلانی یافت. اما عجیبترین این ناتوانیها، عدم امکان واقعی برای بحث در زمینه وجوهی از سیاست خارجی است. در کشور ما میتوان به راحتی از آیتاللهها انتقاد کرد و حریم معمول آنها مانع انتقاد یک شهروند عادی از انها نیست، میتوان از شورای حراست شده نگهبان انتقاد کرد و اعمال و تصمیمهای آن را از منظر حقوقی و سیاسی زیر انتقاد گرفت، ولی برخی تحرکات خارجی حریمی دارند که به طرزی غریب دخول به آنها کمترین اتهامش اقدام علیه امنیت ملی و بهتان خیانت است. سال گذشته مقاله کوتاهی درباره مساله توسعه موشکی در جامعه فردا، این روزنامه را زیر ضربه برد و اعجاب در این است که طی حدود سه سال اخیر برجام به عنوان عمدهترین رخداد سیاست خارجی ایران هر روز زیر پتک نفی و خیانتآمیز بودن کوبیده شده و تدارککنندگان آن از اتهام خیانت و تهدید فسیل شدن در سیمان در امان نبوده اند ، اما فرض کنید فردا روزنامهای در سرمقالهاش به نظام یادآور شود به حکم عقل باید پذیرفت سیاست خارجی ایران در مقابل عراق و بحرین و سوریه و یمن و فلسطین و ....اشتباه است و نیرو بردن به اینجا و آنجا منافعی برای کشور ندارد و زیانبار است. فکر میکنید چه بلایی بر سرش میآید؟ اگر کسی به محاسبات عقلانی در باره رابطه ایران با اسرائیل دست بزند و منتشر کند چه برخوردی با او میشود؟...
حالا پرسش اندیشهسوز این است: منتفعان امنیتی کردن گفتگوی عمومی انتقادی درباره نقش و جایگاه و روابط ایران در منطقهای که اسرائیل در قلب آن قرار گرفته چه کسانی هستند؟
🆔 @jameeno
🔸به قلب دست نزنید!
▫️شورای سردبیری: سیاستهای دولتها را از زوایای مختلفی میتوان بررسی کرد. یکی از این زوایا، رابطه انتفاعی هر سیاست با گروههای خاص اجتماعی است: چه کسانی و چگونه از یک سیاست خاص سود میبرند و چرا؟ از تغییری جزئی در مقررات تجاری بین دو کشور گرفته تا برقراری حالت جنگی بین آنها، منتفعانی را میتوان سراغ کرد که ممکن است در نگاه اول نفعی برای انها دیده نشود، ممکن است سیاستی در معصومانهترین شکل ارائه شود و شاید از وجه نظری نتوان در آن منفعتی خاص برای کسی تصور کرد، اما منفعت جویی در دنیای سیاست، کاملا مثل موضوع محوری قدرت یک امر ذاتی است. توانایی سیاستگذاری و تعیین تکلیف برای دیگران، خودش بالذات نوعی منفعت است، حتی اگر مابهازای مادی نداشته باشد.
تعیین گروه اجتماعی منتفع از یک سیاست، در غالب اوقات آسان است: افزایش تعرفه واردات کفش به کفاشها، تاجران چرم و مشاغل مرتبط با کفش و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند؛ افزایش سقف ساعت کار رستورانها به صاحبان رستورانها و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند: تداوم برگزاری کنکور منتفعانی در صنعت آموزش دارد، شهر شدن یک روستا هم .... و همینطور که پیش میرویم یافتن منتفعان ممکن است سختتر شود و انگیزهها و پیشرانهها ناشفافتر. اما همیشه پای منتفعانی در کار است. در عرصه سیاست خارجی چه؟
شگفت است که اتفاقا در عرصه سیاست خارجی هم رد پای منتفعان را به راحتی میتوان زد. امثال ترامپ حتی این رد پا را در ویترین میگذارند وقتی میگویند قتل خبرنگار کار بدی است، ولی آخه ما با قاتل معامله ۱۰۰ میلیاردی داریم. بوش که مثل ترامپ صاف و صادق نبود، اعلام نمیکرد در روزهای بعد از تهاجم یازده سپتامبر اعضایی از خانواده بنلادن به این خاطر با پرواز اختصاصی از ایالات متحده بیرون رفتهاند که با خانواده بوش پیوندهای مالی داشتهاند و یا لغو قانون اکتشاف معدن در پارکهای ملی ایالات متحده چه نفعی به دوستان او میرساند.
مواردی هست که وجود شخص منتفع از این هم پوشیدهتر است. مثلا کاملا ممکن است رابطه دو کشور صرفا به این دلیل گرم و مودتآمیز باشد که سیاستساز یکی از کشورها پساندازش را در بانکهای کشور دیگر حفظ میکند. ممکن است کسی به بهانه وجود یک اثر تاریخی و یا حتی "همینطوری" به کشور دیگری لطف داشته باشد، چون ته ذهنش فکر میکند پناهگاه روز مبادایش آنجا باشد، و....
اما ممکن است وضعیتهای باز هم پیچیدهتر و پوششیافته وجود داشته باشد که مواردی مانند مثالهای بالا پیش انها بچهگانه به نظر برسد. وقتی یک گروه وسیع، تعداد زیادی از مقامات یک کشور در مسیر بیتوجیهی قرار دارند، نمیتوان همه را پساندازکننده پول در کشور دیگر فرض کرد. نمیتوان گفت همه به دنبال رویاهای بلندپروازانه، توهم نادر شاه بودن، اشتیاق خلیفه شدن در یک خلافت بزرگ احیا شده در سرزمینهای اسلامی، آرزوپردازی از روی دست پطر کبیر برای رسیدن به آبهای مدیترانه و امثال آن به مسیر اشتباه رفتهاند. نمیتوان توضیح معقولی داد ایران در حیات خلوت عربستان دنبال چه میگردد و نمیتوان خیلی توضیحات و توجیهات را درباره خیلی چیزها منطبق بر محاسبات عقلانی یافت. اما عجیبترین این ناتوانیها، عدم امکان واقعی برای بحث در زمینه وجوهی از سیاست خارجی است. در کشور ما میتوان به راحتی از آیتاللهها انتقاد کرد و حریم معمول آنها مانع انتقاد یک شهروند عادی از انها نیست، میتوان از شورای حراست شده نگهبان انتقاد کرد و اعمال و تصمیمهای آن را از منظر حقوقی و سیاسی زیر انتقاد گرفت، ولی برخی تحرکات خارجی حریمی دارند که به طرزی غریب دخول به آنها کمترین اتهامش اقدام علیه امنیت ملی و بهتان خیانت است. سال گذشته مقاله کوتاهی درباره مساله توسعه موشکی در جامعه فردا، این روزنامه را زیر ضربه برد و اعجاب در این است که طی حدود سه سال اخیر برجام به عنوان عمدهترین رخداد سیاست خارجی ایران هر روز زیر پتک نفی و خیانتآمیز بودن کوبیده شده و تدارککنندگان آن از اتهام خیانت و تهدید فسیل شدن در سیمان در امان نبوده اند ، اما فرض کنید فردا روزنامهای در سرمقالهاش به نظام یادآور شود به حکم عقل باید پذیرفت سیاست خارجی ایران در مقابل عراق و بحرین و سوریه و یمن و فلسطین و ....اشتباه است و نیرو بردن به اینجا و آنجا منافعی برای کشور ندارد و زیانبار است. فکر میکنید چه بلایی بر سرش میآید؟ اگر کسی به محاسبات عقلانی در باره رابطه ایران با اسرائیل دست بزند و منتشر کند چه برخوردی با او میشود؟...
حالا پرسش اندیشهسوز این است: منتفعان امنیتی کردن گفتگوی عمومی انتقادی درباره نقش و جایگاه و روابط ایران در منطقهای که اسرائیل در قلب آن قرار گرفته چه کسانی هستند؟
🆔 @jameeno
صدای نو | ۵ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۵ آذر ۹۷
چرا گفتگوی عمومی پیرامون سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ممنوع است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چرا گفتگوی عمومی پیرامون سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ممنوع است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸گفتوگوی نو | بهزاد نبوی
نبوی: #بیایید_بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
گفتوگو با بهزاد نبوی را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/afuouzufm65w
🆔 @jameeno
نبوی: #بیایید_بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
گفتوگو با بهزاد نبوی را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/afuouzufm65w
🆔 @jameeno
🔸گزارشی از تجمع فعالان کارزار منع خشونت علیه زنان مقابل مجلس
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: صبح روز سه شنبه ششم آذرماه 1397تعدادی از فعالان زن در برابر مجلس تجمع کردند و خواهان تصویب قانونی همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت علیه زنان در ایران شدند.
وبلاگ «بهمبری» گزارش داد: در این تجمع در دست شرکت کنندگان پلاکاردهایی دیده میشد که بر روی آن نوشته شده بود: «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که در آن ایجاد خانههای امن و مراکز حمایتی از زنان خشونت دیده در سراسر ایران در دستور کار قرار گیرد»، « ما خواهان تصویب قانونی هستیم که دستور ایجاد واحد ویژۀ رسیدگی به خشونت خانگی علیه زنان را با حضور قاضی پلیس زن و ضابطان قضایی و انتظامی آموزش دیده صادر کند»، «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که درمان خشونتگر را در کنار جبران آسیبهای وارد شده به خشونت دیده در نظر بگیرد»... در یکی دیگر از پلاکاردها نوشته شده بود: «مردم باید بتوانند در قانونگذاری مشارکت فعال داشته باشند» و در پلاکارد دیگری نوشته شده بود: «در ایران از هر سه زن متأهل، دو زن تجربۀ خشونت خانگی داشتهاند و ما در همین چارچوب خواهان تصویب قانون همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم.»
بر اساس این گزارش، در این تجمع همچنین در دست برخی از شرکتکنندگان ریسههایی از روایتهای زنان خشونت دیده که توسط فعالان کارزار منع خشونت خانوادگی تهیه شده بود، مشاهده میشد.
یکی از افراد شرکتکننده در این تجمع که خود را از اعضای کارزار منع خشونت خانوادگی معرفی کرد گفت: «این تجمع در پایان دومین سالگرد فعالیت این کارزار برگزار شده است و ما در این کارزار با توجه به آمار نسبتاً بالای خشونت خانگی در ایران و پیامدهای آن، خواهان تصویب قانونی جامع برای منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم که در آن همۀ انواع خشونت خانگی جرم انگاری شده باشد.»
وی تأکید کرد: «بهنظر ما این قانون باید دربرگیرندۀ حمایت همه جانبۀ نهادهای دولتی و عمومی مسئول از افراد خشونت دیده و مشارکت فعال آنها در پیشگیری از خشونت خانگی باشد.»
این عضو کارزار منع خشونت خانوادگی افزود: «دراین قانون باید آموزش و آگاهسازی، یکی از نقاط محوری باشد و رسانهها و نهادهای آموزشی نیز در راستای ایجاد آگاهی و حساسیت بین مردم در ارتباط با این خشونت به وظایفشان عمل کنند.»
این تجمع حدود نیم ساعت به طول انجامید و در پایان نیروی انتظامی، تجمع کنندگان را مجبور به ترک محل کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/vio-11-27
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: صبح روز سه شنبه ششم آذرماه 1397تعدادی از فعالان زن در برابر مجلس تجمع کردند و خواهان تصویب قانونی همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت علیه زنان در ایران شدند.
وبلاگ «بهمبری» گزارش داد: در این تجمع در دست شرکت کنندگان پلاکاردهایی دیده میشد که بر روی آن نوشته شده بود: «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که در آن ایجاد خانههای امن و مراکز حمایتی از زنان خشونت دیده در سراسر ایران در دستور کار قرار گیرد»، « ما خواهان تصویب قانونی هستیم که دستور ایجاد واحد ویژۀ رسیدگی به خشونت خانگی علیه زنان را با حضور قاضی پلیس زن و ضابطان قضایی و انتظامی آموزش دیده صادر کند»، «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که درمان خشونتگر را در کنار جبران آسیبهای وارد شده به خشونت دیده در نظر بگیرد»... در یکی دیگر از پلاکاردها نوشته شده بود: «مردم باید بتوانند در قانونگذاری مشارکت فعال داشته باشند» و در پلاکارد دیگری نوشته شده بود: «در ایران از هر سه زن متأهل، دو زن تجربۀ خشونت خانگی داشتهاند و ما در همین چارچوب خواهان تصویب قانون همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم.»
بر اساس این گزارش، در این تجمع همچنین در دست برخی از شرکتکنندگان ریسههایی از روایتهای زنان خشونت دیده که توسط فعالان کارزار منع خشونت خانوادگی تهیه شده بود، مشاهده میشد.
یکی از افراد شرکتکننده در این تجمع که خود را از اعضای کارزار منع خشونت خانوادگی معرفی کرد گفت: «این تجمع در پایان دومین سالگرد فعالیت این کارزار برگزار شده است و ما در این کارزار با توجه به آمار نسبتاً بالای خشونت خانگی در ایران و پیامدهای آن، خواهان تصویب قانونی جامع برای منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم که در آن همۀ انواع خشونت خانگی جرم انگاری شده باشد.»
وی تأکید کرد: «بهنظر ما این قانون باید دربرگیرندۀ حمایت همه جانبۀ نهادهای دولتی و عمومی مسئول از افراد خشونت دیده و مشارکت فعال آنها در پیشگیری از خشونت خانگی باشد.»
این عضو کارزار منع خشونت خانوادگی افزود: «دراین قانون باید آموزش و آگاهسازی، یکی از نقاط محوری باشد و رسانهها و نهادهای آموزشی نیز در راستای ایجاد آگاهی و حساسیت بین مردم در ارتباط با این خشونت به وظایفشان عمل کنند.»
این تجمع حدود نیم ساعت به طول انجامید و در پایان نیروی انتظامی، تجمع کنندگان را مجبور به ترک محل کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/vio-11-27
Telegraph
کارزار منع خشونت علیه زنان مقابل مجلس
گفتوگوی نو | بهزاد نبودی
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸گفتوگوی نو | بهزاد نبوی
نبوی: بیایید بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
🆔 @jameeno
نبوی: بیایید بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۶ آذر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۶ آذر ۹۷
ظریف در مورد پولشویها چه میداند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
ظریف در مورد پولشویها چه میداند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Ofogh-11-27
#یادداشت_منتخب
🔻چه کسی روزنامهنگاران روس را میکشد
🖌سهیل سراییان
▫️بر اساس گزارش Freedom House، روسیه هماکنون در رتبهی جهانی آزادی مطبوعات ۱۸۰ از ۱۹۹ کشور است. این آمار تقریبا از سال ۲۰۰۲ به صورت مداوم در حال سقوط بوده است. در سال ۲۰۰۲ روسیه در رتبهی ۱۱۴ قرار داشته است.
از اولین کارهایی که پوتین پس از به دست آوردن قدرت در سال ۲۰۰۰ انجام داد، تسلط بر رسانههای روسیه و مهندسی آنها بود. شاید خیلیها این گونه تصور کنند که او بهصورت غیرمستقیم این کار را انجام داده است، اما در سال ۲۰۰۰ با حمله به دفاتر برخی از شبکههای تلویزیونی این ماجرا آغاز شد. رییس شبکهی ان تی وی، ولادمیر گوسینکی از اولین نفراتی بود که به جرم فریب و تقلب دستگیر شد. او زمانی اتهاماتش بخشیده شد که موافقت کرد تا شبکهاش را به امپراتوری رسانهای دولت بفروشد.
پس از آن کرملین دیکتاتوری رسانهایاش را با فشار و سختی بیشتری برای رسانههای مستقل اجرایی کرد. عدم صدور مجوز برای رسانههای مستقل، ممنوعیت حق تبلیغ، محدود کردن حضور سرمایهگذاران و مدیران خارجی برای رسانهها و اخراج گسترده روزنامهنگاران به جرم افراطی بودن از جمله کارهایی هستند که در این سالها علیه رسانههای مستقل توسط کرملین صورت گرفته است.
منبع: @ofogheno1
لینک مطلب در سایت: http://ofogheno.com/?p=2976
#یادداشت_منتخب
🔻چه کسی روزنامهنگاران روس را میکشد
🖌سهیل سراییان
▫️بر اساس گزارش Freedom House، روسیه هماکنون در رتبهی جهانی آزادی مطبوعات ۱۸۰ از ۱۹۹ کشور است. این آمار تقریبا از سال ۲۰۰۲ به صورت مداوم در حال سقوط بوده است. در سال ۲۰۰۲ روسیه در رتبهی ۱۱۴ قرار داشته است.
از اولین کارهایی که پوتین پس از به دست آوردن قدرت در سال ۲۰۰۰ انجام داد، تسلط بر رسانههای روسیه و مهندسی آنها بود. شاید خیلیها این گونه تصور کنند که او بهصورت غیرمستقیم این کار را انجام داده است، اما در سال ۲۰۰۰ با حمله به دفاتر برخی از شبکههای تلویزیونی این ماجرا آغاز شد. رییس شبکهی ان تی وی، ولادمیر گوسینکی از اولین نفراتی بود که به جرم فریب و تقلب دستگیر شد. او زمانی اتهاماتش بخشیده شد که موافقت کرد تا شبکهاش را به امپراتوری رسانهای دولت بفروشد.
پس از آن کرملین دیکتاتوری رسانهایاش را با فشار و سختی بیشتری برای رسانههای مستقل اجرایی کرد. عدم صدور مجوز برای رسانههای مستقل، ممنوعیت حق تبلیغ، محدود کردن حضور سرمایهگذاران و مدیران خارجی برای رسانهها و اخراج گسترده روزنامهنگاران به جرم افراطی بودن از جمله کارهایی هستند که در این سالها علیه رسانههای مستقل توسط کرملین صورت گرفته است.
منبع: @ofogheno1
لینک مطلب در سایت: http://ofogheno.com/?p=2976
Telegraph
چه کسی روزنامهنگاران روس را میکشد؟
افقنو - سهیل سراییان: آیا پوتین روزنامهنگاران را میکشد؟ این سؤالی است که هر روزنامهنگاری در روسیه از خودش میپرسد. بر اساس گزارش Freedom House، روسیه هماکنون در رتبهی جهانی آزادی مطبوعات ۱۸۰ از ۱۹۹ کشور است. این آمار تقریبا از سال ۲۰۰۲ به صورت مداوم…
صدای نو | ۷ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۷ آذر ۹۷
بهزاد نبوی: بیرون بیایید
پیشنهاد بهزاد نبوی چه معنایی دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
بهزاد نبوی: بیرون بیایید
پیشنهاد بهزاد نبوی چه معنایی دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸اقتصاد جدید و پسماندهی ترامپی؛ مقاله کوتاه و جالبی از پاول کروگمن
🖌برگردان: صالح فرازی
▫️چند روز پیش همینجوری که از جلوی دکه روزنامه فروشی رد می شدم یک نیویورکتایمز خریدم (نسخه بین المللی که برای بیرون از آمریکا منتشر میشود(. معمولاً با خودم می گویم که این نشریات را یا در دانشگاه مشترک هستیم یا نسخه آنلاینشان در دسترس است پس چرا بخرم. ولی این دفعه خوب شد خریدم: توی صفحات میانی، یک جایی پایینهای صفحه چشمم خورد به مقاله ای از پاول کروگمن اقتصاددان معروف و برنده جایزه نوبل. این درست که او ستوننویس ثابت نیویورکتایمز بوده است ولی نمیدانستم مقالههایش ممکن است اینقدر متواضع باشند که بروند آن وسط های روزنامه وپایینهای صفحه! موضوع مقاله -که نسبتاُ کوتاه هم بود- از اینهم برایم جالبتر بود: اینکه چطور ایالتها/مناطقی که آمریکای دانش-بنیان (بخوانید آمریکای پیشرفته) را نمایندگی می کنند در انتخابات به چپ سیاسی گرایش پیدا می کند و آمریکای عقبتر ماندهتر راست محافظهکار می شود!
مقاله با توضیح عجیبی شروع میشود از معیار شرکت آمازون برای انتخاب شهری (علاوه بر سیاتل) که میزبان دومین دفتر مرکزیاش باشد. این غول تکنولوژی جهان بیش از یک سال پیش اعلام کرد که برای این انتخاب، طرح پیشنهادی شهرهای مختلف را می پذیرد و اینطوری رقابت شدیدی بین شهرها و دانشگاهها و مناطق وابسته به راه انداخت (بالاخره امسال اعلام شد نیویورک و شهر کریستال سیتی در حومه واشنگتن دیسی مشترکاً انتخاب شدند). شاهد بودم مثلا موسسه فنآوری نیوجرسی که در شهر نوارک واقع شده چه کارزاری به نفع این شهر بهراه انداخته بود به امید برنده شدن در این رقابت که معنایش توسعه شهری و شکوفاشدن هرچهبیشتر فرصتهای شغلی بود (البته به قیمت جمعیت بیشتر و آلودگی و ترافیک و گرانتر شدن قیمت خانه و قس علیهذا). هر چند نوارک واقعا شهر بد و ناامنی است و در آخر هم در بین ۱۰ شهر نامزد نهایی آخر شد. اما توضیح عجیب کروگمن در باره معیار آمازون چه بود؟ میگفت آمازون گفته دفتر جدیدش را فقط در جاهایی که گرایش انتخاباتیشان به چپ (حزب دموکرات) متمایل باشد بنا خواهد کرد! البته واضح است که صراحتاً این را نگفته، بلکه گفته بود دفتر جدید یا در کلانشهرهایی که بیش از یک میلیون نفر جمعیت داشته باشند خواهد بود یا در مناطق شهری و حومهشهری که قابلیت جذب و نگهداری استعدادها در زمینه تکنولوژی را داشته باشند. کروگمن میگوید از قضا تقریبا تمام مناطقی که یکی از این دو ویژگی را داشته باشند در انتخابات امسال (نوامبر ۲۰۱۸) به دموکراتها رای دادهاند!
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/eco-11-29
🔸اقتصاد جدید و پسماندهی ترامپی؛ مقاله کوتاه و جالبی از پاول کروگمن
🖌برگردان: صالح فرازی
▫️چند روز پیش همینجوری که از جلوی دکه روزنامه فروشی رد می شدم یک نیویورکتایمز خریدم (نسخه بین المللی که برای بیرون از آمریکا منتشر میشود(. معمولاً با خودم می گویم که این نشریات را یا در دانشگاه مشترک هستیم یا نسخه آنلاینشان در دسترس است پس چرا بخرم. ولی این دفعه خوب شد خریدم: توی صفحات میانی، یک جایی پایینهای صفحه چشمم خورد به مقاله ای از پاول کروگمن اقتصاددان معروف و برنده جایزه نوبل. این درست که او ستوننویس ثابت نیویورکتایمز بوده است ولی نمیدانستم مقالههایش ممکن است اینقدر متواضع باشند که بروند آن وسط های روزنامه وپایینهای صفحه! موضوع مقاله -که نسبتاُ کوتاه هم بود- از اینهم برایم جالبتر بود: اینکه چطور ایالتها/مناطقی که آمریکای دانش-بنیان (بخوانید آمریکای پیشرفته) را نمایندگی می کنند در انتخابات به چپ سیاسی گرایش پیدا می کند و آمریکای عقبتر ماندهتر راست محافظهکار می شود!
مقاله با توضیح عجیبی شروع میشود از معیار شرکت آمازون برای انتخاب شهری (علاوه بر سیاتل) که میزبان دومین دفتر مرکزیاش باشد. این غول تکنولوژی جهان بیش از یک سال پیش اعلام کرد که برای این انتخاب، طرح پیشنهادی شهرهای مختلف را می پذیرد و اینطوری رقابت شدیدی بین شهرها و دانشگاهها و مناطق وابسته به راه انداخت (بالاخره امسال اعلام شد نیویورک و شهر کریستال سیتی در حومه واشنگتن دیسی مشترکاً انتخاب شدند). شاهد بودم مثلا موسسه فنآوری نیوجرسی که در شهر نوارک واقع شده چه کارزاری به نفع این شهر بهراه انداخته بود به امید برنده شدن در این رقابت که معنایش توسعه شهری و شکوفاشدن هرچهبیشتر فرصتهای شغلی بود (البته به قیمت جمعیت بیشتر و آلودگی و ترافیک و گرانتر شدن قیمت خانه و قس علیهذا). هر چند نوارک واقعا شهر بد و ناامنی است و در آخر هم در بین ۱۰ شهر نامزد نهایی آخر شد. اما توضیح عجیب کروگمن در باره معیار آمازون چه بود؟ میگفت آمازون گفته دفتر جدیدش را فقط در جاهایی که گرایش انتخاباتیشان به چپ (حزب دموکرات) متمایل باشد بنا خواهد کرد! البته واضح است که صراحتاً این را نگفته، بلکه گفته بود دفتر جدید یا در کلانشهرهایی که بیش از یک میلیون نفر جمعیت داشته باشند خواهد بود یا در مناطق شهری و حومهشهری که قابلیت جذب و نگهداری استعدادها در زمینه تکنولوژی را داشته باشند. کروگمن میگوید از قضا تقریبا تمام مناطقی که یکی از این دو ویژگی را داشته باشند در انتخابات امسال (نوامبر ۲۰۱۸) به دموکراتها رای دادهاند!
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/eco-11-29
Telegraph
اقتصاد جدید و پسماندهی ترامپی
چند روز پیش همینجوری که از جلوی دکه روزنامه فروشی رد می شدم یک نیویورکتایمز خریدم (نسخه بین المللی که برای بیرون از آمریکا منتشر میشود(. معمولاً با خودم می گویم که این نشریات را یا در دانشگاه مشترک هستیم یا نسخه آنلاینشان در دسترس است پس چرا بخرم. ولی…
▫️جامعه نو: وزارتخانه ارتباطات زیر نظر وزیر جوان اعلام کرده پس از این، حق حساب به اصطلاح پیامرسانهای داخلی را که قرار بود مردم را از پیامرسان خارجی بینیاز کنند قطع خواهد کرد زیرا در نیل به اهدافشان ناکام بودهاند. علت شکست این طرح و حمایت نافرجام و پرخرج از آن، بیاعتمادی مردم به حکومت و ترس از کنترل مسائل خصوصیشان توسط دستگاههای آن است. جامعه نو در دوران اصرار حکومت و همه دستگاههایش برای پذیراندن لزوم این جابجایی (فروردین ماه) توصیه کرد بهتر است وزیر جوان به جای اصرار به مردم برای پیوستن به این پیامرسانهای ابداعی، دستمزد طراحان را بدهد و زحمت خود و مردم را کم کند. گوش نکردند تا این شکست رخ داد. در این شب جمعه و برای تغییر ذائقه، مطلبی را برای همراهان تازه پیوستهٔ جامعه نو بازنشر میکنیم که آن توصیه را طرح میکرد.
مطلب را در پست بعدی بخوانید.
🆔 @jameeno
مطلب را در پست بعدی بخوانید.
🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️جامعه نو: وزارتخانه ارتباطات زیر نظر وزیر جوان اعلام کرده پس از این، حق حساب به اصطلاح پیامرسانهای داخلی را که قرار بود مردم را از پیامرسان خارجی بینیاز کنند قطع خواهد کرد زیرا در نیل به اهدافشان ناکام بودهاند. علت شکست این طرح و حمایت نافرجام و پرخرج…
#الف
🔺"پرشیا سفید، اتوبان نیایش"
▫️شورای سردبیری: حدود سه سال پیش، خانم جوانی هراسان به یک آشنای مشترک مراجعه و تقاضای کمک کرده و گفته بود جوانی در یک خودروی پرشیا در اتوبان نیایش با او کورس گذاشته و سپس پشت چراغ قرمز در کنارش توقف کرده و سعی کرده سر صحبت را باز کند. در ادامه و حدود یک ساعت بعد، در حالی که آن خانم مشغول خرید در بازارچه تجریش بوده، تلفنش زنگ میزند و مردی از آنسوی خط خود را معرفی میکند: " راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش!" درمقابل حیرت این زن جوان که سادهلوحانه میپرسد شماره مرا از کجا آوردهاید، جوان مزاحم با لحنی خودستایانه میگوید "ما اینیم! حتی آدرس خانه و چیزهای دیگر شما را هم میدانم". دوباره تقاضای نامشروع خود را تکرار میکند و چون نتیجهای از این شهروند هراسزده نمیگیرد پی کار خود میرود.
دوست مشترک توضیح سادهای به آن خانم داده بود: آن جوان از ابواب جمعی دستگاههای امنیتی و انتظامی بوده که قرار است ناموس و امنیت ما را حفاظت کنند و منبع اطلاعش از شماره تلفن قربانی نگونبخت نیز از طریق وارد کردن شماره خودرو به کامپیوترهای اداره متبوعش بوده است. وقتی شماره خودرو، یا شماره ملی، یا کارت بانکی، یا دفترچه بیمه و... را وارد میکنند به همهچیز ما دسترسی دارند. از طریق ما به همسر، فرزند، سایر اعضای خانواده، و الی آخر.
این تصویر مختصری است از توانایی هزاران کارمندی که فارغ از نظارت مدیرانی که در حال مدیریت سهام کارخانهها و تعاونیهای اعتبار و موسسات قرضالحسنه وابسته به نهادهای خاص هستند، میتوانند با دسترسی به اطلاعات خصوصی شهروندان دمار از گرده همه درآورند. نگویید چنین نمیشود. قاعده این بازی همین است: به نوشته یکی از جاسوسان پیشین سرویس اطلاعاتی اسرائیل، سالها پیش، یک مامور موساد دوربین عکسبرداری در شب خود را به بلواری در تلآویو میبرد و از پیرمردان دارای اتومبیلهای شیک که برای همراه بردن فواحش به این خیابان میآمدند عکس میگرفت و از روی شماره خودروی آنها هویتشان را شناسایی میکرد، و از آنها حقالسکوت میگرفت. به نوشته ویکتور استروفسکی در کتاب راه نیرنگ، موساد او را از یکسو توبیخ کرد و از سوی دیگر پاداش داد چرا که درسش را خوب آموخته بود. همه رژیمهای مبتنی بر ایدئولوژی که آزادی فردی شهروندان را در مقابل باورها و نیازهای خود هیچ میدانند، از این راه میروند و عملهجات(!) خود را در ازای خدماتی که میکنند در درازدستی به شهروندان آزاد میگذارند.
این روزها مقامات ما روزی ده بار سوگند میخورند که سیستم قصد دستیابی به پیامهای مردم به یکدیگر را ندارد و روزی هزار مطلب تبلیغی درباره مضرات پیامرسان خارجی و حسن مشابه داخلی آن از دستگاه تبلیغاتی تحت سلطه خود پخش میکنند. البته سابقه حکومت ما میگوید این عهد نابسته سرک نکشیدن به حریم خصوصی مردم را ماموران ماذون قبلا هزاران بار شکسته و رنج بازجویی و سالهایی دراز از زندان را بر جوانان این کشور تحمیل کردهاند. آزموده را نمیآزمایند. به حرفش اعتماد نمیکنند، و میدانند حرام بودن شرعی "تجسس در احوال مردم" مدتهاست توسط برخی از فتوادهندگان درجه دوم مستقر در نهادهای مرتبط، در نهان جای خود را به مستحب و سپس واجب داده است.
گذشته از اینکه هیچ نظام مبتنی بر اصول و مرام و برنامه ایدئولوژیکی در جهان وجود ندارد و نخواهد داشت که حق خود را برای کنترل کامل زندگی و حتی ذهن شهروندان بهپای احترام به حریم خصوصی آنها قربانی کند، کنترل کارمندان فراوان دستگاههای متعدد و پر عرض و طول امنیتی و اطلاعاتی نیز مشکل دیگری است. دست تطاول کارمندانی که میبینند دست مدیرانشان برای این همه سوءاستفاده از قدرت، اختلاس، رشوهگیری، زدوبند و فسادهای مالی و غیرمالی باز است، بی هیچ هراسی بر همهچیز شهروندان دراز خواهد شد.
ما باور داریم مردم ایران به علت تجربههای گذشته در این موضوع به حکومت اعتماد ندارند و توصیه میکنیم پول قرارداد برادرانی را که سیستم پیامرسان طراحی کردهاند بدهند و پرونده را ببندند. فریب آشکار تصویب قانون برای حراست از حریم خصوصی نیز از انواع حناهای بیرنگ است. در چهل سال اخیر، حکومت ما در مورد مسائل ارتباطی و رسانهای کاری نکرده که بعدا نفهمیده باشد اشتباه پرهزینهای کرده است. ایندفعه اشتباه نکند. همان مقدار اطلاعات که جوانان "راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش" در دست دارند برای ادامه حاکمیت عدل و امنیت کافی است.
🆔 @jameeno
🔺"پرشیا سفید، اتوبان نیایش"
▫️شورای سردبیری: حدود سه سال پیش، خانم جوانی هراسان به یک آشنای مشترک مراجعه و تقاضای کمک کرده و گفته بود جوانی در یک خودروی پرشیا در اتوبان نیایش با او کورس گذاشته و سپس پشت چراغ قرمز در کنارش توقف کرده و سعی کرده سر صحبت را باز کند. در ادامه و حدود یک ساعت بعد، در حالی که آن خانم مشغول خرید در بازارچه تجریش بوده، تلفنش زنگ میزند و مردی از آنسوی خط خود را معرفی میکند: " راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش!" درمقابل حیرت این زن جوان که سادهلوحانه میپرسد شماره مرا از کجا آوردهاید، جوان مزاحم با لحنی خودستایانه میگوید "ما اینیم! حتی آدرس خانه و چیزهای دیگر شما را هم میدانم". دوباره تقاضای نامشروع خود را تکرار میکند و چون نتیجهای از این شهروند هراسزده نمیگیرد پی کار خود میرود.
دوست مشترک توضیح سادهای به آن خانم داده بود: آن جوان از ابواب جمعی دستگاههای امنیتی و انتظامی بوده که قرار است ناموس و امنیت ما را حفاظت کنند و منبع اطلاعش از شماره تلفن قربانی نگونبخت نیز از طریق وارد کردن شماره خودرو به کامپیوترهای اداره متبوعش بوده است. وقتی شماره خودرو، یا شماره ملی، یا کارت بانکی، یا دفترچه بیمه و... را وارد میکنند به همهچیز ما دسترسی دارند. از طریق ما به همسر، فرزند، سایر اعضای خانواده، و الی آخر.
این تصویر مختصری است از توانایی هزاران کارمندی که فارغ از نظارت مدیرانی که در حال مدیریت سهام کارخانهها و تعاونیهای اعتبار و موسسات قرضالحسنه وابسته به نهادهای خاص هستند، میتوانند با دسترسی به اطلاعات خصوصی شهروندان دمار از گرده همه درآورند. نگویید چنین نمیشود. قاعده این بازی همین است: به نوشته یکی از جاسوسان پیشین سرویس اطلاعاتی اسرائیل، سالها پیش، یک مامور موساد دوربین عکسبرداری در شب خود را به بلواری در تلآویو میبرد و از پیرمردان دارای اتومبیلهای شیک که برای همراه بردن فواحش به این خیابان میآمدند عکس میگرفت و از روی شماره خودروی آنها هویتشان را شناسایی میکرد، و از آنها حقالسکوت میگرفت. به نوشته ویکتور استروفسکی در کتاب راه نیرنگ، موساد او را از یکسو توبیخ کرد و از سوی دیگر پاداش داد چرا که درسش را خوب آموخته بود. همه رژیمهای مبتنی بر ایدئولوژی که آزادی فردی شهروندان را در مقابل باورها و نیازهای خود هیچ میدانند، از این راه میروند و عملهجات(!) خود را در ازای خدماتی که میکنند در درازدستی به شهروندان آزاد میگذارند.
این روزها مقامات ما روزی ده بار سوگند میخورند که سیستم قصد دستیابی به پیامهای مردم به یکدیگر را ندارد و روزی هزار مطلب تبلیغی درباره مضرات پیامرسان خارجی و حسن مشابه داخلی آن از دستگاه تبلیغاتی تحت سلطه خود پخش میکنند. البته سابقه حکومت ما میگوید این عهد نابسته سرک نکشیدن به حریم خصوصی مردم را ماموران ماذون قبلا هزاران بار شکسته و رنج بازجویی و سالهایی دراز از زندان را بر جوانان این کشور تحمیل کردهاند. آزموده را نمیآزمایند. به حرفش اعتماد نمیکنند، و میدانند حرام بودن شرعی "تجسس در احوال مردم" مدتهاست توسط برخی از فتوادهندگان درجه دوم مستقر در نهادهای مرتبط، در نهان جای خود را به مستحب و سپس واجب داده است.
گذشته از اینکه هیچ نظام مبتنی بر اصول و مرام و برنامه ایدئولوژیکی در جهان وجود ندارد و نخواهد داشت که حق خود را برای کنترل کامل زندگی و حتی ذهن شهروندان بهپای احترام به حریم خصوصی آنها قربانی کند، کنترل کارمندان فراوان دستگاههای متعدد و پر عرض و طول امنیتی و اطلاعاتی نیز مشکل دیگری است. دست تطاول کارمندانی که میبینند دست مدیرانشان برای این همه سوءاستفاده از قدرت، اختلاس، رشوهگیری، زدوبند و فسادهای مالی و غیرمالی باز است، بی هیچ هراسی بر همهچیز شهروندان دراز خواهد شد.
ما باور داریم مردم ایران به علت تجربههای گذشته در این موضوع به حکومت اعتماد ندارند و توصیه میکنیم پول قرارداد برادرانی را که سیستم پیامرسان طراحی کردهاند بدهند و پرونده را ببندند. فریب آشکار تصویب قانون برای حراست از حریم خصوصی نیز از انواع حناهای بیرنگ است. در چهل سال اخیر، حکومت ما در مورد مسائل ارتباطی و رسانهای کاری نکرده که بعدا نفهمیده باشد اشتباه پرهزینهای کرده است. ایندفعه اشتباه نکند. همان مقدار اطلاعات که جوانان "راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش" در دست دارند برای ادامه حاکمیت عدل و امنیت کافی است.
🆔 @jameeno