#الف
🔸به قلب دست نزنید!
▫️شورای سردبیری: سیاستهای دولتها را از زوایای مختلفی میتوان بررسی کرد. یکی از این زوایا، رابطه انتفاعی هر سیاست با گروههای خاص اجتماعی است: چه کسانی و چگونه از یک سیاست خاص سود میبرند و چرا؟ از تغییری جزئی در مقررات تجاری بین دو کشور گرفته تا برقراری حالت جنگی بین آنها، منتفعانی را میتوان سراغ کرد که ممکن است در نگاه اول نفعی برای انها دیده نشود، ممکن است سیاستی در معصومانهترین شکل ارائه شود و شاید از وجه نظری نتوان در آن منفعتی خاص برای کسی تصور کرد، اما منفعت جویی در دنیای سیاست، کاملا مثل موضوع محوری قدرت یک امر ذاتی است. توانایی سیاستگذاری و تعیین تکلیف برای دیگران، خودش بالذات نوعی منفعت است، حتی اگر مابهازای مادی نداشته باشد.
تعیین گروه اجتماعی منتفع از یک سیاست، در غالب اوقات آسان است: افزایش تعرفه واردات کفش به کفاشها، تاجران چرم و مشاغل مرتبط با کفش و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند؛ افزایش سقف ساعت کار رستورانها به صاحبان رستورانها و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند: تداوم برگزاری کنکور منتفعانی در صنعت آموزش دارد، شهر شدن یک روستا هم .... و همینطور که پیش میرویم یافتن منتفعان ممکن است سختتر شود و انگیزهها و پیشرانهها ناشفافتر. اما همیشه پای منتفعانی در کار است. در عرصه سیاست خارجی چه؟
شگفت است که اتفاقا در عرصه سیاست خارجی هم رد پای منتفعان را به راحتی میتوان زد. امثال ترامپ حتی این رد پا را در ویترین میگذارند وقتی میگویند قتل خبرنگار کار بدی است، ولی آخه ما با قاتل معامله ۱۰۰ میلیاردی داریم. بوش که مثل ترامپ صاف و صادق نبود، اعلام نمیکرد در روزهای بعد از تهاجم یازده سپتامبر اعضایی از خانواده بنلادن به این خاطر با پرواز اختصاصی از ایالات متحده بیرون رفتهاند که با خانواده بوش پیوندهای مالی داشتهاند و یا لغو قانون اکتشاف معدن در پارکهای ملی ایالات متحده چه نفعی به دوستان او میرساند.
مواردی هست که وجود شخص منتفع از این هم پوشیدهتر است. مثلا کاملا ممکن است رابطه دو کشور صرفا به این دلیل گرم و مودتآمیز باشد که سیاستساز یکی از کشورها پساندازش را در بانکهای کشور دیگر حفظ میکند. ممکن است کسی به بهانه وجود یک اثر تاریخی و یا حتی "همینطوری" به کشور دیگری لطف داشته باشد، چون ته ذهنش فکر میکند پناهگاه روز مبادایش آنجا باشد، و....
اما ممکن است وضعیتهای باز هم پیچیدهتر و پوششیافته وجود داشته باشد که مواردی مانند مثالهای بالا پیش انها بچهگانه به نظر برسد. وقتی یک گروه وسیع، تعداد زیادی از مقامات یک کشور در مسیر بیتوجیهی قرار دارند، نمیتوان همه را پساندازکننده پول در کشور دیگر فرض کرد. نمیتوان گفت همه به دنبال رویاهای بلندپروازانه، توهم نادر شاه بودن، اشتیاق خلیفه شدن در یک خلافت بزرگ احیا شده در سرزمینهای اسلامی، آرزوپردازی از روی دست پطر کبیر برای رسیدن به آبهای مدیترانه و امثال آن به مسیر اشتباه رفتهاند. نمیتوان توضیح معقولی داد ایران در حیات خلوت عربستان دنبال چه میگردد و نمیتوان خیلی توضیحات و توجیهات را درباره خیلی چیزها منطبق بر محاسبات عقلانی یافت. اما عجیبترین این ناتوانیها، عدم امکان واقعی برای بحث در زمینه وجوهی از سیاست خارجی است. در کشور ما میتوان به راحتی از آیتاللهها انتقاد کرد و حریم معمول آنها مانع انتقاد یک شهروند عادی از انها نیست، میتوان از شورای حراست شده نگهبان انتقاد کرد و اعمال و تصمیمهای آن را از منظر حقوقی و سیاسی زیر انتقاد گرفت، ولی برخی تحرکات خارجی حریمی دارند که به طرزی غریب دخول به آنها کمترین اتهامش اقدام علیه امنیت ملی و بهتان خیانت است. سال گذشته مقاله کوتاهی درباره مساله توسعه موشکی در جامعه فردا، این روزنامه را زیر ضربه برد و اعجاب در این است که طی حدود سه سال اخیر برجام به عنوان عمدهترین رخداد سیاست خارجی ایران هر روز زیر پتک نفی و خیانتآمیز بودن کوبیده شده و تدارککنندگان آن از اتهام خیانت و تهدید فسیل شدن در سیمان در امان نبوده اند ، اما فرض کنید فردا روزنامهای در سرمقالهاش به نظام یادآور شود به حکم عقل باید پذیرفت سیاست خارجی ایران در مقابل عراق و بحرین و سوریه و یمن و فلسطین و ....اشتباه است و نیرو بردن به اینجا و آنجا منافعی برای کشور ندارد و زیانبار است. فکر میکنید چه بلایی بر سرش میآید؟ اگر کسی به محاسبات عقلانی در باره رابطه ایران با اسرائیل دست بزند و منتشر کند چه برخوردی با او میشود؟...
حالا پرسش اندیشهسوز این است: منتفعان امنیتی کردن گفتگوی عمومی انتقادی درباره نقش و جایگاه و روابط ایران در منطقهای که اسرائیل در قلب آن قرار گرفته چه کسانی هستند؟
🆔 @jameeno
🔸به قلب دست نزنید!
▫️شورای سردبیری: سیاستهای دولتها را از زوایای مختلفی میتوان بررسی کرد. یکی از این زوایا، رابطه انتفاعی هر سیاست با گروههای خاص اجتماعی است: چه کسانی و چگونه از یک سیاست خاص سود میبرند و چرا؟ از تغییری جزئی در مقررات تجاری بین دو کشور گرفته تا برقراری حالت جنگی بین آنها، منتفعانی را میتوان سراغ کرد که ممکن است در نگاه اول نفعی برای انها دیده نشود، ممکن است سیاستی در معصومانهترین شکل ارائه شود و شاید از وجه نظری نتوان در آن منفعتی خاص برای کسی تصور کرد، اما منفعت جویی در دنیای سیاست، کاملا مثل موضوع محوری قدرت یک امر ذاتی است. توانایی سیاستگذاری و تعیین تکلیف برای دیگران، خودش بالذات نوعی منفعت است، حتی اگر مابهازای مادی نداشته باشد.
تعیین گروه اجتماعی منتفع از یک سیاست، در غالب اوقات آسان است: افزایش تعرفه واردات کفش به کفاشها، تاجران چرم و مشاغل مرتبط با کفش و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند؛ افزایش سقف ساعت کار رستورانها به صاحبان رستورانها و حامیان سیاسی صنف آنها نفع میرساند: تداوم برگزاری کنکور منتفعانی در صنعت آموزش دارد، شهر شدن یک روستا هم .... و همینطور که پیش میرویم یافتن منتفعان ممکن است سختتر شود و انگیزهها و پیشرانهها ناشفافتر. اما همیشه پای منتفعانی در کار است. در عرصه سیاست خارجی چه؟
شگفت است که اتفاقا در عرصه سیاست خارجی هم رد پای منتفعان را به راحتی میتوان زد. امثال ترامپ حتی این رد پا را در ویترین میگذارند وقتی میگویند قتل خبرنگار کار بدی است، ولی آخه ما با قاتل معامله ۱۰۰ میلیاردی داریم. بوش که مثل ترامپ صاف و صادق نبود، اعلام نمیکرد در روزهای بعد از تهاجم یازده سپتامبر اعضایی از خانواده بنلادن به این خاطر با پرواز اختصاصی از ایالات متحده بیرون رفتهاند که با خانواده بوش پیوندهای مالی داشتهاند و یا لغو قانون اکتشاف معدن در پارکهای ملی ایالات متحده چه نفعی به دوستان او میرساند.
مواردی هست که وجود شخص منتفع از این هم پوشیدهتر است. مثلا کاملا ممکن است رابطه دو کشور صرفا به این دلیل گرم و مودتآمیز باشد که سیاستساز یکی از کشورها پساندازش را در بانکهای کشور دیگر حفظ میکند. ممکن است کسی به بهانه وجود یک اثر تاریخی و یا حتی "همینطوری" به کشور دیگری لطف داشته باشد، چون ته ذهنش فکر میکند پناهگاه روز مبادایش آنجا باشد، و....
اما ممکن است وضعیتهای باز هم پیچیدهتر و پوششیافته وجود داشته باشد که مواردی مانند مثالهای بالا پیش انها بچهگانه به نظر برسد. وقتی یک گروه وسیع، تعداد زیادی از مقامات یک کشور در مسیر بیتوجیهی قرار دارند، نمیتوان همه را پساندازکننده پول در کشور دیگر فرض کرد. نمیتوان گفت همه به دنبال رویاهای بلندپروازانه، توهم نادر شاه بودن، اشتیاق خلیفه شدن در یک خلافت بزرگ احیا شده در سرزمینهای اسلامی، آرزوپردازی از روی دست پطر کبیر برای رسیدن به آبهای مدیترانه و امثال آن به مسیر اشتباه رفتهاند. نمیتوان توضیح معقولی داد ایران در حیات خلوت عربستان دنبال چه میگردد و نمیتوان خیلی توضیحات و توجیهات را درباره خیلی چیزها منطبق بر محاسبات عقلانی یافت. اما عجیبترین این ناتوانیها، عدم امکان واقعی برای بحث در زمینه وجوهی از سیاست خارجی است. در کشور ما میتوان به راحتی از آیتاللهها انتقاد کرد و حریم معمول آنها مانع انتقاد یک شهروند عادی از انها نیست، میتوان از شورای حراست شده نگهبان انتقاد کرد و اعمال و تصمیمهای آن را از منظر حقوقی و سیاسی زیر انتقاد گرفت، ولی برخی تحرکات خارجی حریمی دارند که به طرزی غریب دخول به آنها کمترین اتهامش اقدام علیه امنیت ملی و بهتان خیانت است. سال گذشته مقاله کوتاهی درباره مساله توسعه موشکی در جامعه فردا، این روزنامه را زیر ضربه برد و اعجاب در این است که طی حدود سه سال اخیر برجام به عنوان عمدهترین رخداد سیاست خارجی ایران هر روز زیر پتک نفی و خیانتآمیز بودن کوبیده شده و تدارککنندگان آن از اتهام خیانت و تهدید فسیل شدن در سیمان در امان نبوده اند ، اما فرض کنید فردا روزنامهای در سرمقالهاش به نظام یادآور شود به حکم عقل باید پذیرفت سیاست خارجی ایران در مقابل عراق و بحرین و سوریه و یمن و فلسطین و ....اشتباه است و نیرو بردن به اینجا و آنجا منافعی برای کشور ندارد و زیانبار است. فکر میکنید چه بلایی بر سرش میآید؟ اگر کسی به محاسبات عقلانی در باره رابطه ایران با اسرائیل دست بزند و منتشر کند چه برخوردی با او میشود؟...
حالا پرسش اندیشهسوز این است: منتفعان امنیتی کردن گفتگوی عمومی انتقادی درباره نقش و جایگاه و روابط ایران در منطقهای که اسرائیل در قلب آن قرار گرفته چه کسانی هستند؟
🆔 @jameeno
صدای نو | ۵ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۵ آذر ۹۷
چرا گفتگوی عمومی پیرامون سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ممنوع است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
چرا گفتگوی عمومی پیرامون سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی ممنوع است؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸گفتوگوی نو | بهزاد نبوی
نبوی: #بیایید_بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
گفتوگو با بهزاد نبوی را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/afuouzufm65w
🆔 @jameeno
نبوی: #بیایید_بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
گفتوگو با بهزاد نبوی را از لینک زیر گوش کنید.
https://soundcloud.com/sedayenow/afuouzufm65w
🆔 @jameeno
🔸گزارشی از تجمع فعالان کارزار منع خشونت علیه زنان مقابل مجلس
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: صبح روز سه شنبه ششم آذرماه 1397تعدادی از فعالان زن در برابر مجلس تجمع کردند و خواهان تصویب قانونی همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت علیه زنان در ایران شدند.
وبلاگ «بهمبری» گزارش داد: در این تجمع در دست شرکت کنندگان پلاکاردهایی دیده میشد که بر روی آن نوشته شده بود: «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که در آن ایجاد خانههای امن و مراکز حمایتی از زنان خشونت دیده در سراسر ایران در دستور کار قرار گیرد»، « ما خواهان تصویب قانونی هستیم که دستور ایجاد واحد ویژۀ رسیدگی به خشونت خانگی علیه زنان را با حضور قاضی پلیس زن و ضابطان قضایی و انتظامی آموزش دیده صادر کند»، «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که درمان خشونتگر را در کنار جبران آسیبهای وارد شده به خشونت دیده در نظر بگیرد»... در یکی دیگر از پلاکاردها نوشته شده بود: «مردم باید بتوانند در قانونگذاری مشارکت فعال داشته باشند» و در پلاکارد دیگری نوشته شده بود: «در ایران از هر سه زن متأهل، دو زن تجربۀ خشونت خانگی داشتهاند و ما در همین چارچوب خواهان تصویب قانون همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم.»
بر اساس این گزارش، در این تجمع همچنین در دست برخی از شرکتکنندگان ریسههایی از روایتهای زنان خشونت دیده که توسط فعالان کارزار منع خشونت خانوادگی تهیه شده بود، مشاهده میشد.
یکی از افراد شرکتکننده در این تجمع که خود را از اعضای کارزار منع خشونت خانوادگی معرفی کرد گفت: «این تجمع در پایان دومین سالگرد فعالیت این کارزار برگزار شده است و ما در این کارزار با توجه به آمار نسبتاً بالای خشونت خانگی در ایران و پیامدهای آن، خواهان تصویب قانونی جامع برای منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم که در آن همۀ انواع خشونت خانگی جرم انگاری شده باشد.»
وی تأکید کرد: «بهنظر ما این قانون باید دربرگیرندۀ حمایت همه جانبۀ نهادهای دولتی و عمومی مسئول از افراد خشونت دیده و مشارکت فعال آنها در پیشگیری از خشونت خانگی باشد.»
این عضو کارزار منع خشونت خانوادگی افزود: «دراین قانون باید آموزش و آگاهسازی، یکی از نقاط محوری باشد و رسانهها و نهادهای آموزشی نیز در راستای ایجاد آگاهی و حساسیت بین مردم در ارتباط با این خشونت به وظایفشان عمل کنند.»
این تجمع حدود نیم ساعت به طول انجامید و در پایان نیروی انتظامی، تجمع کنندگان را مجبور به ترک محل کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/vio-11-27
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: صبح روز سه شنبه ششم آذرماه 1397تعدادی از فعالان زن در برابر مجلس تجمع کردند و خواهان تصویب قانونی همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت علیه زنان در ایران شدند.
وبلاگ «بهمبری» گزارش داد: در این تجمع در دست شرکت کنندگان پلاکاردهایی دیده میشد که بر روی آن نوشته شده بود: «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که در آن ایجاد خانههای امن و مراکز حمایتی از زنان خشونت دیده در سراسر ایران در دستور کار قرار گیرد»، « ما خواهان تصویب قانونی هستیم که دستور ایجاد واحد ویژۀ رسیدگی به خشونت خانگی علیه زنان را با حضور قاضی پلیس زن و ضابطان قضایی و انتظامی آموزش دیده صادر کند»، «ما خواهان تصویب قانونی هستیم که درمان خشونتگر را در کنار جبران آسیبهای وارد شده به خشونت دیده در نظر بگیرد»... در یکی دیگر از پلاکاردها نوشته شده بود: «مردم باید بتوانند در قانونگذاری مشارکت فعال داشته باشند» و در پلاکارد دیگری نوشته شده بود: «در ایران از هر سه زن متأهل، دو زن تجربۀ خشونت خانگی داشتهاند و ما در همین چارچوب خواهان تصویب قانون همه جانبهنگر برای پیشگیری و منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم.»
بر اساس این گزارش، در این تجمع همچنین در دست برخی از شرکتکنندگان ریسههایی از روایتهای زنان خشونت دیده که توسط فعالان کارزار منع خشونت خانوادگی تهیه شده بود، مشاهده میشد.
یکی از افراد شرکتکننده در این تجمع که خود را از اعضای کارزار منع خشونت خانوادگی معرفی کرد گفت: «این تجمع در پایان دومین سالگرد فعالیت این کارزار برگزار شده است و ما در این کارزار با توجه به آمار نسبتاً بالای خشونت خانگی در ایران و پیامدهای آن، خواهان تصویب قانونی جامع برای منع خشونت خانگی علیه زنان هستیم که در آن همۀ انواع خشونت خانگی جرم انگاری شده باشد.»
وی تأکید کرد: «بهنظر ما این قانون باید دربرگیرندۀ حمایت همه جانبۀ نهادهای دولتی و عمومی مسئول از افراد خشونت دیده و مشارکت فعال آنها در پیشگیری از خشونت خانگی باشد.»
این عضو کارزار منع خشونت خانوادگی افزود: «دراین قانون باید آموزش و آگاهسازی، یکی از نقاط محوری باشد و رسانهها و نهادهای آموزشی نیز در راستای ایجاد آگاهی و حساسیت بین مردم در ارتباط با این خشونت به وظایفشان عمل کنند.»
این تجمع حدود نیم ساعت به طول انجامید و در پایان نیروی انتظامی، تجمع کنندگان را مجبور به ترک محل کرد.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/vio-11-27
Telegraph
کارزار منع خشونت علیه زنان مقابل مجلس
گفتوگوی نو | بهزاد نبودی
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸گفتوگوی نو | بهزاد نبوی
نبوی: بیایید بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
🆔 @jameeno
نبوی: بیایید بیرون!
تحلیل بهزاد نبوی از موقعیت منطقهای کشور در گفتگو با صدای نو
گفتوگوی نو، برنامهای است هفتگی از گروه جامعهنو، که پای صحبت چهرههای سرشناس سیاست به مسائل روز ایران میپردازد.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۶ آذر ۹۷
گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۶ آذر ۹۷
ظریف در مورد پولشویها چه میداند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
ظریف در مورد پولشویها چه میداند؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Ofogh-11-27
#یادداشت_منتخب
🔻چه کسی روزنامهنگاران روس را میکشد
🖌سهیل سراییان
▫️بر اساس گزارش Freedom House، روسیه هماکنون در رتبهی جهانی آزادی مطبوعات ۱۸۰ از ۱۹۹ کشور است. این آمار تقریبا از سال ۲۰۰۲ به صورت مداوم در حال سقوط بوده است. در سال ۲۰۰۲ روسیه در رتبهی ۱۱۴ قرار داشته است.
از اولین کارهایی که پوتین پس از به دست آوردن قدرت در سال ۲۰۰۰ انجام داد، تسلط بر رسانههای روسیه و مهندسی آنها بود. شاید خیلیها این گونه تصور کنند که او بهصورت غیرمستقیم این کار را انجام داده است، اما در سال ۲۰۰۰ با حمله به دفاتر برخی از شبکههای تلویزیونی این ماجرا آغاز شد. رییس شبکهی ان تی وی، ولادمیر گوسینکی از اولین نفراتی بود که به جرم فریب و تقلب دستگیر شد. او زمانی اتهاماتش بخشیده شد که موافقت کرد تا شبکهاش را به امپراتوری رسانهای دولت بفروشد.
پس از آن کرملین دیکتاتوری رسانهایاش را با فشار و سختی بیشتری برای رسانههای مستقل اجرایی کرد. عدم صدور مجوز برای رسانههای مستقل، ممنوعیت حق تبلیغ، محدود کردن حضور سرمایهگذاران و مدیران خارجی برای رسانهها و اخراج گسترده روزنامهنگاران به جرم افراطی بودن از جمله کارهایی هستند که در این سالها علیه رسانههای مستقل توسط کرملین صورت گرفته است.
منبع: @ofogheno1
لینک مطلب در سایت: http://ofogheno.com/?p=2976
#یادداشت_منتخب
🔻چه کسی روزنامهنگاران روس را میکشد
🖌سهیل سراییان
▫️بر اساس گزارش Freedom House، روسیه هماکنون در رتبهی جهانی آزادی مطبوعات ۱۸۰ از ۱۹۹ کشور است. این آمار تقریبا از سال ۲۰۰۲ به صورت مداوم در حال سقوط بوده است. در سال ۲۰۰۲ روسیه در رتبهی ۱۱۴ قرار داشته است.
از اولین کارهایی که پوتین پس از به دست آوردن قدرت در سال ۲۰۰۰ انجام داد، تسلط بر رسانههای روسیه و مهندسی آنها بود. شاید خیلیها این گونه تصور کنند که او بهصورت غیرمستقیم این کار را انجام داده است، اما در سال ۲۰۰۰ با حمله به دفاتر برخی از شبکههای تلویزیونی این ماجرا آغاز شد. رییس شبکهی ان تی وی، ولادمیر گوسینکی از اولین نفراتی بود که به جرم فریب و تقلب دستگیر شد. او زمانی اتهاماتش بخشیده شد که موافقت کرد تا شبکهاش را به امپراتوری رسانهای دولت بفروشد.
پس از آن کرملین دیکتاتوری رسانهایاش را با فشار و سختی بیشتری برای رسانههای مستقل اجرایی کرد. عدم صدور مجوز برای رسانههای مستقل، ممنوعیت حق تبلیغ، محدود کردن حضور سرمایهگذاران و مدیران خارجی برای رسانهها و اخراج گسترده روزنامهنگاران به جرم افراطی بودن از جمله کارهایی هستند که در این سالها علیه رسانههای مستقل توسط کرملین صورت گرفته است.
منبع: @ofogheno1
لینک مطلب در سایت: http://ofogheno.com/?p=2976
Telegraph
چه کسی روزنامهنگاران روس را میکشد؟
افقنو - سهیل سراییان: آیا پوتین روزنامهنگاران را میکشد؟ این سؤالی است که هر روزنامهنگاری در روسیه از خودش میپرسد. بر اساس گزارش Freedom House، روسیه هماکنون در رتبهی جهانی آزادی مطبوعات ۱۸۰ از ۱۹۹ کشور است. این آمار تقریبا از سال ۲۰۰۲ به صورت مداوم…
صدای نو | ۷ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۷ آذر ۹۷
بهزاد نبوی: بیرون بیایید
پیشنهاد بهزاد نبوی چه معنایی دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
بهزاد نبوی: بیرون بیایید
پیشنهاد بهزاد نبوی چه معنایی دارد؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸اقتصاد جدید و پسماندهی ترامپی؛ مقاله کوتاه و جالبی از پاول کروگمن
🖌برگردان: صالح فرازی
▫️چند روز پیش همینجوری که از جلوی دکه روزنامه فروشی رد می شدم یک نیویورکتایمز خریدم (نسخه بین المللی که برای بیرون از آمریکا منتشر میشود(. معمولاً با خودم می گویم که این نشریات را یا در دانشگاه مشترک هستیم یا نسخه آنلاینشان در دسترس است پس چرا بخرم. ولی این دفعه خوب شد خریدم: توی صفحات میانی، یک جایی پایینهای صفحه چشمم خورد به مقاله ای از پاول کروگمن اقتصاددان معروف و برنده جایزه نوبل. این درست که او ستوننویس ثابت نیویورکتایمز بوده است ولی نمیدانستم مقالههایش ممکن است اینقدر متواضع باشند که بروند آن وسط های روزنامه وپایینهای صفحه! موضوع مقاله -که نسبتاُ کوتاه هم بود- از اینهم برایم جالبتر بود: اینکه چطور ایالتها/مناطقی که آمریکای دانش-بنیان (بخوانید آمریکای پیشرفته) را نمایندگی می کنند در انتخابات به چپ سیاسی گرایش پیدا می کند و آمریکای عقبتر ماندهتر راست محافظهکار می شود!
مقاله با توضیح عجیبی شروع میشود از معیار شرکت آمازون برای انتخاب شهری (علاوه بر سیاتل) که میزبان دومین دفتر مرکزیاش باشد. این غول تکنولوژی جهان بیش از یک سال پیش اعلام کرد که برای این انتخاب، طرح پیشنهادی شهرهای مختلف را می پذیرد و اینطوری رقابت شدیدی بین شهرها و دانشگاهها و مناطق وابسته به راه انداخت (بالاخره امسال اعلام شد نیویورک و شهر کریستال سیتی در حومه واشنگتن دیسی مشترکاً انتخاب شدند). شاهد بودم مثلا موسسه فنآوری نیوجرسی که در شهر نوارک واقع شده چه کارزاری به نفع این شهر بهراه انداخته بود به امید برنده شدن در این رقابت که معنایش توسعه شهری و شکوفاشدن هرچهبیشتر فرصتهای شغلی بود (البته به قیمت جمعیت بیشتر و آلودگی و ترافیک و گرانتر شدن قیمت خانه و قس علیهذا). هر چند نوارک واقعا شهر بد و ناامنی است و در آخر هم در بین ۱۰ شهر نامزد نهایی آخر شد. اما توضیح عجیب کروگمن در باره معیار آمازون چه بود؟ میگفت آمازون گفته دفتر جدیدش را فقط در جاهایی که گرایش انتخاباتیشان به چپ (حزب دموکرات) متمایل باشد بنا خواهد کرد! البته واضح است که صراحتاً این را نگفته، بلکه گفته بود دفتر جدید یا در کلانشهرهایی که بیش از یک میلیون نفر جمعیت داشته باشند خواهد بود یا در مناطق شهری و حومهشهری که قابلیت جذب و نگهداری استعدادها در زمینه تکنولوژی را داشته باشند. کروگمن میگوید از قضا تقریبا تمام مناطقی که یکی از این دو ویژگی را داشته باشند در انتخابات امسال (نوامبر ۲۰۱۸) به دموکراتها رای دادهاند!
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/eco-11-29
🔸اقتصاد جدید و پسماندهی ترامپی؛ مقاله کوتاه و جالبی از پاول کروگمن
🖌برگردان: صالح فرازی
▫️چند روز پیش همینجوری که از جلوی دکه روزنامه فروشی رد می شدم یک نیویورکتایمز خریدم (نسخه بین المللی که برای بیرون از آمریکا منتشر میشود(. معمولاً با خودم می گویم که این نشریات را یا در دانشگاه مشترک هستیم یا نسخه آنلاینشان در دسترس است پس چرا بخرم. ولی این دفعه خوب شد خریدم: توی صفحات میانی، یک جایی پایینهای صفحه چشمم خورد به مقاله ای از پاول کروگمن اقتصاددان معروف و برنده جایزه نوبل. این درست که او ستوننویس ثابت نیویورکتایمز بوده است ولی نمیدانستم مقالههایش ممکن است اینقدر متواضع باشند که بروند آن وسط های روزنامه وپایینهای صفحه! موضوع مقاله -که نسبتاُ کوتاه هم بود- از اینهم برایم جالبتر بود: اینکه چطور ایالتها/مناطقی که آمریکای دانش-بنیان (بخوانید آمریکای پیشرفته) را نمایندگی می کنند در انتخابات به چپ سیاسی گرایش پیدا می کند و آمریکای عقبتر ماندهتر راست محافظهکار می شود!
مقاله با توضیح عجیبی شروع میشود از معیار شرکت آمازون برای انتخاب شهری (علاوه بر سیاتل) که میزبان دومین دفتر مرکزیاش باشد. این غول تکنولوژی جهان بیش از یک سال پیش اعلام کرد که برای این انتخاب، طرح پیشنهادی شهرهای مختلف را می پذیرد و اینطوری رقابت شدیدی بین شهرها و دانشگاهها و مناطق وابسته به راه انداخت (بالاخره امسال اعلام شد نیویورک و شهر کریستال سیتی در حومه واشنگتن دیسی مشترکاً انتخاب شدند). شاهد بودم مثلا موسسه فنآوری نیوجرسی که در شهر نوارک واقع شده چه کارزاری به نفع این شهر بهراه انداخته بود به امید برنده شدن در این رقابت که معنایش توسعه شهری و شکوفاشدن هرچهبیشتر فرصتهای شغلی بود (البته به قیمت جمعیت بیشتر و آلودگی و ترافیک و گرانتر شدن قیمت خانه و قس علیهذا). هر چند نوارک واقعا شهر بد و ناامنی است و در آخر هم در بین ۱۰ شهر نامزد نهایی آخر شد. اما توضیح عجیب کروگمن در باره معیار آمازون چه بود؟ میگفت آمازون گفته دفتر جدیدش را فقط در جاهایی که گرایش انتخاباتیشان به چپ (حزب دموکرات) متمایل باشد بنا خواهد کرد! البته واضح است که صراحتاً این را نگفته، بلکه گفته بود دفتر جدید یا در کلانشهرهایی که بیش از یک میلیون نفر جمعیت داشته باشند خواهد بود یا در مناطق شهری و حومهشهری که قابلیت جذب و نگهداری استعدادها در زمینه تکنولوژی را داشته باشند. کروگمن میگوید از قضا تقریبا تمام مناطقی که یکی از این دو ویژگی را داشته باشند در انتخابات امسال (نوامبر ۲۰۱۸) به دموکراتها رای دادهاند!
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/eco-11-29
Telegraph
اقتصاد جدید و پسماندهی ترامپی
چند روز پیش همینجوری که از جلوی دکه روزنامه فروشی رد می شدم یک نیویورکتایمز خریدم (نسخه بین المللی که برای بیرون از آمریکا منتشر میشود(. معمولاً با خودم می گویم که این نشریات را یا در دانشگاه مشترک هستیم یا نسخه آنلاینشان در دسترس است پس چرا بخرم. ولی…
▫️جامعه نو: وزارتخانه ارتباطات زیر نظر وزیر جوان اعلام کرده پس از این، حق حساب به اصطلاح پیامرسانهای داخلی را که قرار بود مردم را از پیامرسان خارجی بینیاز کنند قطع خواهد کرد زیرا در نیل به اهدافشان ناکام بودهاند. علت شکست این طرح و حمایت نافرجام و پرخرج از آن، بیاعتمادی مردم به حکومت و ترس از کنترل مسائل خصوصیشان توسط دستگاههای آن است. جامعه نو در دوران اصرار حکومت و همه دستگاههایش برای پذیراندن لزوم این جابجایی (فروردین ماه) توصیه کرد بهتر است وزیر جوان به جای اصرار به مردم برای پیوستن به این پیامرسانهای ابداعی، دستمزد طراحان را بدهد و زحمت خود و مردم را کم کند. گوش نکردند تا این شکست رخ داد. در این شب جمعه و برای تغییر ذائقه، مطلبی را برای همراهان تازه پیوستهٔ جامعه نو بازنشر میکنیم که آن توصیه را طرح میکرد.
مطلب را در پست بعدی بخوانید.
🆔 @jameeno
مطلب را در پست بعدی بخوانید.
🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️جامعه نو: وزارتخانه ارتباطات زیر نظر وزیر جوان اعلام کرده پس از این، حق حساب به اصطلاح پیامرسانهای داخلی را که قرار بود مردم را از پیامرسان خارجی بینیاز کنند قطع خواهد کرد زیرا در نیل به اهدافشان ناکام بودهاند. علت شکست این طرح و حمایت نافرجام و پرخرج…
#الف
🔺"پرشیا سفید، اتوبان نیایش"
▫️شورای سردبیری: حدود سه سال پیش، خانم جوانی هراسان به یک آشنای مشترک مراجعه و تقاضای کمک کرده و گفته بود جوانی در یک خودروی پرشیا در اتوبان نیایش با او کورس گذاشته و سپس پشت چراغ قرمز در کنارش توقف کرده و سعی کرده سر صحبت را باز کند. در ادامه و حدود یک ساعت بعد، در حالی که آن خانم مشغول خرید در بازارچه تجریش بوده، تلفنش زنگ میزند و مردی از آنسوی خط خود را معرفی میکند: " راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش!" درمقابل حیرت این زن جوان که سادهلوحانه میپرسد شماره مرا از کجا آوردهاید، جوان مزاحم با لحنی خودستایانه میگوید "ما اینیم! حتی آدرس خانه و چیزهای دیگر شما را هم میدانم". دوباره تقاضای نامشروع خود را تکرار میکند و چون نتیجهای از این شهروند هراسزده نمیگیرد پی کار خود میرود.
دوست مشترک توضیح سادهای به آن خانم داده بود: آن جوان از ابواب جمعی دستگاههای امنیتی و انتظامی بوده که قرار است ناموس و امنیت ما را حفاظت کنند و منبع اطلاعش از شماره تلفن قربانی نگونبخت نیز از طریق وارد کردن شماره خودرو به کامپیوترهای اداره متبوعش بوده است. وقتی شماره خودرو، یا شماره ملی، یا کارت بانکی، یا دفترچه بیمه و... را وارد میکنند به همهچیز ما دسترسی دارند. از طریق ما به همسر، فرزند، سایر اعضای خانواده، و الی آخر.
این تصویر مختصری است از توانایی هزاران کارمندی که فارغ از نظارت مدیرانی که در حال مدیریت سهام کارخانهها و تعاونیهای اعتبار و موسسات قرضالحسنه وابسته به نهادهای خاص هستند، میتوانند با دسترسی به اطلاعات خصوصی شهروندان دمار از گرده همه درآورند. نگویید چنین نمیشود. قاعده این بازی همین است: به نوشته یکی از جاسوسان پیشین سرویس اطلاعاتی اسرائیل، سالها پیش، یک مامور موساد دوربین عکسبرداری در شب خود را به بلواری در تلآویو میبرد و از پیرمردان دارای اتومبیلهای شیک که برای همراه بردن فواحش به این خیابان میآمدند عکس میگرفت و از روی شماره خودروی آنها هویتشان را شناسایی میکرد، و از آنها حقالسکوت میگرفت. به نوشته ویکتور استروفسکی در کتاب راه نیرنگ، موساد او را از یکسو توبیخ کرد و از سوی دیگر پاداش داد چرا که درسش را خوب آموخته بود. همه رژیمهای مبتنی بر ایدئولوژی که آزادی فردی شهروندان را در مقابل باورها و نیازهای خود هیچ میدانند، از این راه میروند و عملهجات(!) خود را در ازای خدماتی که میکنند در درازدستی به شهروندان آزاد میگذارند.
این روزها مقامات ما روزی ده بار سوگند میخورند که سیستم قصد دستیابی به پیامهای مردم به یکدیگر را ندارد و روزی هزار مطلب تبلیغی درباره مضرات پیامرسان خارجی و حسن مشابه داخلی آن از دستگاه تبلیغاتی تحت سلطه خود پخش میکنند. البته سابقه حکومت ما میگوید این عهد نابسته سرک نکشیدن به حریم خصوصی مردم را ماموران ماذون قبلا هزاران بار شکسته و رنج بازجویی و سالهایی دراز از زندان را بر جوانان این کشور تحمیل کردهاند. آزموده را نمیآزمایند. به حرفش اعتماد نمیکنند، و میدانند حرام بودن شرعی "تجسس در احوال مردم" مدتهاست توسط برخی از فتوادهندگان درجه دوم مستقر در نهادهای مرتبط، در نهان جای خود را به مستحب و سپس واجب داده است.
گذشته از اینکه هیچ نظام مبتنی بر اصول و مرام و برنامه ایدئولوژیکی در جهان وجود ندارد و نخواهد داشت که حق خود را برای کنترل کامل زندگی و حتی ذهن شهروندان بهپای احترام به حریم خصوصی آنها قربانی کند، کنترل کارمندان فراوان دستگاههای متعدد و پر عرض و طول امنیتی و اطلاعاتی نیز مشکل دیگری است. دست تطاول کارمندانی که میبینند دست مدیرانشان برای این همه سوءاستفاده از قدرت، اختلاس، رشوهگیری، زدوبند و فسادهای مالی و غیرمالی باز است، بی هیچ هراسی بر همهچیز شهروندان دراز خواهد شد.
ما باور داریم مردم ایران به علت تجربههای گذشته در این موضوع به حکومت اعتماد ندارند و توصیه میکنیم پول قرارداد برادرانی را که سیستم پیامرسان طراحی کردهاند بدهند و پرونده را ببندند. فریب آشکار تصویب قانون برای حراست از حریم خصوصی نیز از انواع حناهای بیرنگ است. در چهل سال اخیر، حکومت ما در مورد مسائل ارتباطی و رسانهای کاری نکرده که بعدا نفهمیده باشد اشتباه پرهزینهای کرده است. ایندفعه اشتباه نکند. همان مقدار اطلاعات که جوانان "راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش" در دست دارند برای ادامه حاکمیت عدل و امنیت کافی است.
🆔 @jameeno
🔺"پرشیا سفید، اتوبان نیایش"
▫️شورای سردبیری: حدود سه سال پیش، خانم جوانی هراسان به یک آشنای مشترک مراجعه و تقاضای کمک کرده و گفته بود جوانی در یک خودروی پرشیا در اتوبان نیایش با او کورس گذاشته و سپس پشت چراغ قرمز در کنارش توقف کرده و سعی کرده سر صحبت را باز کند. در ادامه و حدود یک ساعت بعد، در حالی که آن خانم مشغول خرید در بازارچه تجریش بوده، تلفنش زنگ میزند و مردی از آنسوی خط خود را معرفی میکند: " راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش!" درمقابل حیرت این زن جوان که سادهلوحانه میپرسد شماره مرا از کجا آوردهاید، جوان مزاحم با لحنی خودستایانه میگوید "ما اینیم! حتی آدرس خانه و چیزهای دیگر شما را هم میدانم". دوباره تقاضای نامشروع خود را تکرار میکند و چون نتیجهای از این شهروند هراسزده نمیگیرد پی کار خود میرود.
دوست مشترک توضیح سادهای به آن خانم داده بود: آن جوان از ابواب جمعی دستگاههای امنیتی و انتظامی بوده که قرار است ناموس و امنیت ما را حفاظت کنند و منبع اطلاعش از شماره تلفن قربانی نگونبخت نیز از طریق وارد کردن شماره خودرو به کامپیوترهای اداره متبوعش بوده است. وقتی شماره خودرو، یا شماره ملی، یا کارت بانکی، یا دفترچه بیمه و... را وارد میکنند به همهچیز ما دسترسی دارند. از طریق ما به همسر، فرزند، سایر اعضای خانواده، و الی آخر.
این تصویر مختصری است از توانایی هزاران کارمندی که فارغ از نظارت مدیرانی که در حال مدیریت سهام کارخانهها و تعاونیهای اعتبار و موسسات قرضالحسنه وابسته به نهادهای خاص هستند، میتوانند با دسترسی به اطلاعات خصوصی شهروندان دمار از گرده همه درآورند. نگویید چنین نمیشود. قاعده این بازی همین است: به نوشته یکی از جاسوسان پیشین سرویس اطلاعاتی اسرائیل، سالها پیش، یک مامور موساد دوربین عکسبرداری در شب خود را به بلواری در تلآویو میبرد و از پیرمردان دارای اتومبیلهای شیک که برای همراه بردن فواحش به این خیابان میآمدند عکس میگرفت و از روی شماره خودروی آنها هویتشان را شناسایی میکرد، و از آنها حقالسکوت میگرفت. به نوشته ویکتور استروفسکی در کتاب راه نیرنگ، موساد او را از یکسو توبیخ کرد و از سوی دیگر پاداش داد چرا که درسش را خوب آموخته بود. همه رژیمهای مبتنی بر ایدئولوژی که آزادی فردی شهروندان را در مقابل باورها و نیازهای خود هیچ میدانند، از این راه میروند و عملهجات(!) خود را در ازای خدماتی که میکنند در درازدستی به شهروندان آزاد میگذارند.
این روزها مقامات ما روزی ده بار سوگند میخورند که سیستم قصد دستیابی به پیامهای مردم به یکدیگر را ندارد و روزی هزار مطلب تبلیغی درباره مضرات پیامرسان خارجی و حسن مشابه داخلی آن از دستگاه تبلیغاتی تحت سلطه خود پخش میکنند. البته سابقه حکومت ما میگوید این عهد نابسته سرک نکشیدن به حریم خصوصی مردم را ماموران ماذون قبلا هزاران بار شکسته و رنج بازجویی و سالهایی دراز از زندان را بر جوانان این کشور تحمیل کردهاند. آزموده را نمیآزمایند. به حرفش اعتماد نمیکنند، و میدانند حرام بودن شرعی "تجسس در احوال مردم" مدتهاست توسط برخی از فتوادهندگان درجه دوم مستقر در نهادهای مرتبط، در نهان جای خود را به مستحب و سپس واجب داده است.
گذشته از اینکه هیچ نظام مبتنی بر اصول و مرام و برنامه ایدئولوژیکی در جهان وجود ندارد و نخواهد داشت که حق خود را برای کنترل کامل زندگی و حتی ذهن شهروندان بهپای احترام به حریم خصوصی آنها قربانی کند، کنترل کارمندان فراوان دستگاههای متعدد و پر عرض و طول امنیتی و اطلاعاتی نیز مشکل دیگری است. دست تطاول کارمندانی که میبینند دست مدیرانشان برای این همه سوءاستفاده از قدرت، اختلاس، رشوهگیری، زدوبند و فسادهای مالی و غیرمالی باز است، بی هیچ هراسی بر همهچیز شهروندان دراز خواهد شد.
ما باور داریم مردم ایران به علت تجربههای گذشته در این موضوع به حکومت اعتماد ندارند و توصیه میکنیم پول قرارداد برادرانی را که سیستم پیامرسان طراحی کردهاند بدهند و پرونده را ببندند. فریب آشکار تصویب قانون برای حراست از حریم خصوصی نیز از انواع حناهای بیرنگ است. در چهل سال اخیر، حکومت ما در مورد مسائل ارتباطی و رسانهای کاری نکرده که بعدا نفهمیده باشد اشتباه پرهزینهای کرده است. ایندفعه اشتباه نکند. همان مقدار اطلاعات که جوانان "راننده پرشیا سفید، اتوبان نیایش" در دست دارند برای ادامه حاکمیت عدل و امنیت کافی است.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔻عسگراولادی و قتلهای زنجیرهای
🖌داوود حشمتی
▫️محمد بلوری دومین بخش از خاطراتش در مورد «چگونگی افشای قتلهای زنجیرهای» سال 77 را در روزنامه ایران منتشر کرد که در لابهلای آن اظهارنظری از حبیبالله عسگراولادی وجود دارد که توجه من را به موضوع مهمی جلب کرد. اظهارنظری که دیدنش این روزها خصوصا بعد از انتشار متن عبدالله شهبازی (مورخ) درباره یک سند تاریخی در مورد دستگیری عبدالل اوجالان موضوع را عجیبتر میکند.
محمود بلوری در گزارش خود به اظهارنظرهایی که آن زمان در مورد قتلهای زنجیرهای مطرح شده بود اشاره کرد و به نقل از عسگراولادی (دبیرکل سابق حزب موتلفه) مینویسد: «قتلها کار گروه کردهای طرفدار ترکیه و مخالفان عبدالله اوجالان است.»
سالها پیش درباره «قتلهای زنجیرهای» به تفصیل نوشتهام و قصد تکرار ندارم. به این مناسبت فقط بر سندی تأکید میکنم که حدود ده سال پس از قتل فروهرها، در جریان دستگیری اعضای شبکه ارگنهکن در ترکیه، از خانه مصطفی ازبک، از اعضای ارگنهکن، به دست آمد. ارگنهکن به شبکههای مخفی اطلاق میشود که در دوران «جنگ سرد»، از اوائل دهه ۱۹۵۰، بعنوان بخشی از عملیات مخفی پیمان ناتو، در ترکیه ایجاد شد. سند کشف شده در خانه مصطفی ازبک بسیار عجیب است و قتل فروهرها را به قتل گالینا استاروویتووا، نماینده مجلس روسیه، و به ارتباط ایشان با عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان (پکک)، مربوط میکند.
سند کشف شده از خانه مصطفی ازبک نامهای است از یکی از اعضای شاخه مسلح ارگنهکن با نام مستعار «غفور» که «برای اطلاع آقای مصطفی ازبک» نوشته. در این نامه، آنگونه که در روزنامه «طَرَف» ترکیه، مورخ پنجشنبه ۹ آوریل ۲۰۰۹/ ۲۰ فروردین ۱۳۸۸، منتشر شد و روز بعد روزنامه «دیلی زمان» منعکس کرد، چنین آمده است: «رئیس محترم ما ماهرترین تیراندازان را برای عملیاتی که باید انجام شود به ایتالیا منتقل کرد. در این فاصله استاروویتووا، که با رئیس باند [عبدالله اوجالان] تماس تلفنی داشت و به او کمک کرده بود که کشوری را برای پناهندگی پیدا کند، مورد هدف گلوله قرار گرفت از طریق ارتباطاتی که خود رئیس با تیمهای اوکرائین برقرار کرده بود. فروهر، وزیر کار پیشین ایران، که غالباً تماسهای تلفنی [با عبدالله اوجالان] داشت، دو روز بعد، مقارن با ورود رئیس به آنجا [به ایران]، کشته شد. سپس، رئیس بسیار محترم ما به ایتالیا بازگشت.»
حالا سئوالهای زیر قابل طرح و تحقیق است:
1- چگونه در آن زمان بلافاصله (تاکید دارم بلافاصله) عسگر اولادی به ارتباط ماجرا با مخالفان اوجالان اشاره میکند؟
2- غیر از عسگراولادی آن زمان (و بعدها حتی تاکنون) چه کسانی به این موضوع اشاره کردهاند؟
3- مبنای حرف عسگراولادی نمیتواند «تحلیل» باشد. بلکه یک «خبر» است. دلیل این استدلال هم روشن است. تحلیل باید بر مبنای خبرهایی باشد که دستکم بخشی از آن منتشر شده و با بررسی آنها فرد به یک تحلیل برسد. اما عسگراولادی تحلیل ارائه نکرد. بلکه یک خبر را مطرح کرد.
4- چگونه آقای عسگراولادی از ارتباطی حرف میزند که اولین سند در مورد آن دستکم یازده سال بعد منتشر شده است. منبعی که این اطلاعات را به عسگراولادی داده بود، کجاست؟
5 – این منبع را باید با خود عسگراولادی مرتبط دانست یا آن را در کانال حزب موتلفه باید جستجو کرد؟ یافتن پاسخ این سئوال میتواند مشخص کند که این روند را باید با دامنه وسیع ارزیابی کرد یا محدود و در حد همان یک موضوع.
در مجموع کنار هم آمدن این دو موضوع سرفصل تازه ای را برای محققان در این باره ایجاد میکند.
🆔 @jameeno
🔻عسگراولادی و قتلهای زنجیرهای
🖌داوود حشمتی
▫️محمد بلوری دومین بخش از خاطراتش در مورد «چگونگی افشای قتلهای زنجیرهای» سال 77 را در روزنامه ایران منتشر کرد که در لابهلای آن اظهارنظری از حبیبالله عسگراولادی وجود دارد که توجه من را به موضوع مهمی جلب کرد. اظهارنظری که دیدنش این روزها خصوصا بعد از انتشار متن عبدالله شهبازی (مورخ) درباره یک سند تاریخی در مورد دستگیری عبدالل اوجالان موضوع را عجیبتر میکند.
محمود بلوری در گزارش خود به اظهارنظرهایی که آن زمان در مورد قتلهای زنجیرهای مطرح شده بود اشاره کرد و به نقل از عسگراولادی (دبیرکل سابق حزب موتلفه) مینویسد: «قتلها کار گروه کردهای طرفدار ترکیه و مخالفان عبدالله اوجالان است.»
سالها پیش درباره «قتلهای زنجیرهای» به تفصیل نوشتهام و قصد تکرار ندارم. به این مناسبت فقط بر سندی تأکید میکنم که حدود ده سال پس از قتل فروهرها، در جریان دستگیری اعضای شبکه ارگنهکن در ترکیه، از خانه مصطفی ازبک، از اعضای ارگنهکن، به دست آمد. ارگنهکن به شبکههای مخفی اطلاق میشود که در دوران «جنگ سرد»، از اوائل دهه ۱۹۵۰، بعنوان بخشی از عملیات مخفی پیمان ناتو، در ترکیه ایجاد شد. سند کشف شده در خانه مصطفی ازبک بسیار عجیب است و قتل فروهرها را به قتل گالینا استاروویتووا، نماینده مجلس روسیه، و به ارتباط ایشان با عبدالله اوجالان، رهبر حزب کارگران کردستان (پکک)، مربوط میکند.
سند کشف شده از خانه مصطفی ازبک نامهای است از یکی از اعضای شاخه مسلح ارگنهکن با نام مستعار «غفور» که «برای اطلاع آقای مصطفی ازبک» نوشته. در این نامه، آنگونه که در روزنامه «طَرَف» ترکیه، مورخ پنجشنبه ۹ آوریل ۲۰۰۹/ ۲۰ فروردین ۱۳۸۸، منتشر شد و روز بعد روزنامه «دیلی زمان» منعکس کرد، چنین آمده است: «رئیس محترم ما ماهرترین تیراندازان را برای عملیاتی که باید انجام شود به ایتالیا منتقل کرد. در این فاصله استاروویتووا، که با رئیس باند [عبدالله اوجالان] تماس تلفنی داشت و به او کمک کرده بود که کشوری را برای پناهندگی پیدا کند، مورد هدف گلوله قرار گرفت از طریق ارتباطاتی که خود رئیس با تیمهای اوکرائین برقرار کرده بود. فروهر، وزیر کار پیشین ایران، که غالباً تماسهای تلفنی [با عبدالله اوجالان] داشت، دو روز بعد، مقارن با ورود رئیس به آنجا [به ایران]، کشته شد. سپس، رئیس بسیار محترم ما به ایتالیا بازگشت.»
حالا سئوالهای زیر قابل طرح و تحقیق است:
1- چگونه در آن زمان بلافاصله (تاکید دارم بلافاصله) عسگر اولادی به ارتباط ماجرا با مخالفان اوجالان اشاره میکند؟
2- غیر از عسگراولادی آن زمان (و بعدها حتی تاکنون) چه کسانی به این موضوع اشاره کردهاند؟
3- مبنای حرف عسگراولادی نمیتواند «تحلیل» باشد. بلکه یک «خبر» است. دلیل این استدلال هم روشن است. تحلیل باید بر مبنای خبرهایی باشد که دستکم بخشی از آن منتشر شده و با بررسی آنها فرد به یک تحلیل برسد. اما عسگراولادی تحلیل ارائه نکرد. بلکه یک خبر را مطرح کرد.
4- چگونه آقای عسگراولادی از ارتباطی حرف میزند که اولین سند در مورد آن دستکم یازده سال بعد منتشر شده است. منبعی که این اطلاعات را به عسگراولادی داده بود، کجاست؟
5 – این منبع را باید با خود عسگراولادی مرتبط دانست یا آن را در کانال حزب موتلفه باید جستجو کرد؟ یافتن پاسخ این سئوال میتواند مشخص کند که این روند را باید با دامنه وسیع ارزیابی کرد یا محدود و در حد همان یک موضوع.
در مجموع کنار هم آمدن این دو موضوع سرفصل تازه ای را برای محققان در این باره ایجاد میکند.
🆔 @jameeno
🔹نشست «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایتها و آثار هنری جنگ» برگزار شد
▫️نشست «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایتها و آثار هنری جنگ» بههمت حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعهشناسی چهارشنبه ۷ آذرماه در سالن کنفرانس این انجمن برگزار شد. در این نشست حبیب احمدزاده، عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران، نویسنده و مستندساز، فریبا نظری، دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه جنگ و الهام عدیمی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و عضو حلقه مطالعات اجتماعی زنان درباره این موضوع سخنرانی کردند
فریبا نظری در این نشست اظهار کرد: از سال ۱۳۶۷ اولین آثار رسمی منتشر شده در حوزه جنگ را که از حوزه هنری بیرون میآمد، خواندهام. پس از خواندن روایتهای متعدد از وقایع جنگ و بهویژه خاطرهنگاریها، توجهم به این نکته جلب شد که مسیر روایت زنان و مردان از آنچه در جنگ تجربه کردهاند، متفاوت است. جنگ پدیدهای اجتماعی عجیبی است که به تعداد کنشگرانی که آن را تجربه کردهاند میتواند روایتهای متفاوتی داشته باشد. روایت یک جنگزده، نظامی، سرباز، فرمانده یا دیگران متفاوت از یکدیگرند. جنگ پدیدهای میرا نیست که تاریخ شروع و پایان داشته باشد تا زمانی که پدیده سوگ در بازماندگان جاری است و خاطره، عکس و سند از جنگ برای نسلهای آینده پابرجاست، جنگ تمام نشده است. هنوز جنگ جهانی اول و دوم و پدیدههای بهجا مانده از آن زندهاند
این جامعهشناس با اشاره به اینکه موضوع پایاننامه دوره کارشناسی ارشدش «بررسی تأثیر گفتمان رسمی بر روایت زنان از جنگ ایران و عراق» بوده است، افزود: در مطالعه و بررسی خاطرهنگاریهایی که از جنگ داشتم، این سوال برایم پیش آمد که چرا بیشتر این آثار یک خط سیر و شیوه روایتی یکسان و مشابه دارند، در حالیکه روایت اسیران، جانبازان، پزشکان و پرستاران و دیگرانی که در جنگ بودهاند هر کدام باید متفاوت از دیگری باشد. در نهایت به این فکر کردم که علت این خط سیر یکسان تاثیرپذیری راویان از گزارههای گفتمان رسمی جامعه بود. آثار زنان را بهعنوان موارد بررسی این پایاننامه انتخاب کردم چرا که زنان معمولا در حاشیه میمانند و بهتبع صدور گزارههای ایدئولوژیک گفتمان غالب بر آنها شدیدتر است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ty-11-30
▫️نشست «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایتها و آثار هنری جنگ» بههمت حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعهشناسی چهارشنبه ۷ آذرماه در سالن کنفرانس این انجمن برگزار شد. در این نشست حبیب احمدزاده، عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران، نویسنده و مستندساز، فریبا نظری، دکترای جامعهشناسی و پژوهشگر حوزه جنگ و الهام عدیمی، کارشناس ارشد علوم ارتباطات اجتماعی و عضو حلقه مطالعات اجتماعی زنان درباره این موضوع سخنرانی کردند
فریبا نظری در این نشست اظهار کرد: از سال ۱۳۶۷ اولین آثار رسمی منتشر شده در حوزه جنگ را که از حوزه هنری بیرون میآمد، خواندهام. پس از خواندن روایتهای متعدد از وقایع جنگ و بهویژه خاطرهنگاریها، توجهم به این نکته جلب شد که مسیر روایت زنان و مردان از آنچه در جنگ تجربه کردهاند، متفاوت است. جنگ پدیدهای اجتماعی عجیبی است که به تعداد کنشگرانی که آن را تجربه کردهاند میتواند روایتهای متفاوتی داشته باشد. روایت یک جنگزده، نظامی، سرباز، فرمانده یا دیگران متفاوت از یکدیگرند. جنگ پدیدهای میرا نیست که تاریخ شروع و پایان داشته باشد تا زمانی که پدیده سوگ در بازماندگان جاری است و خاطره، عکس و سند از جنگ برای نسلهای آینده پابرجاست، جنگ تمام نشده است. هنوز جنگ جهانی اول و دوم و پدیدههای بهجا مانده از آن زندهاند
این جامعهشناس با اشاره به اینکه موضوع پایاننامه دوره کارشناسی ارشدش «بررسی تأثیر گفتمان رسمی بر روایت زنان از جنگ ایران و عراق» بوده است، افزود: در مطالعه و بررسی خاطرهنگاریهایی که از جنگ داشتم، این سوال برایم پیش آمد که چرا بیشتر این آثار یک خط سیر و شیوه روایتی یکسان و مشابه دارند، در حالیکه روایت اسیران، جانبازان، پزشکان و پرستاران و دیگرانی که در جنگ بودهاند هر کدام باید متفاوت از دیگری باشد. در نهایت به این فکر کردم که علت این خط سیر یکسان تاثیرپذیری راویان از گزارههای گفتمان رسمی جامعه بود. آثار زنان را بهعنوان موارد بررسی این پایاننامه انتخاب کردم چرا که زنان معمولا در حاشیه میمانند و بهتبع صدور گزارههای ایدئولوژیک گفتمان غالب بر آنها شدیدتر است.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ty-11-30
Telegraph
نشست «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایتها و آثار هنری جنگ» برگزار شد
نشست «تیپولوژی به تصویر کشیده شدن زنان در روایتها و آثار هنری جنگ» بههمت حلقه مطالعات مسائل اجتماعی زنان انجمن جامعهشناسی چهارشنبه ۷ آذرماه در سالن کنفرانس این انجمن برگزار شد. در این نشست حبیب احمدزاده، عضو هیات علمی دانشگاه هنر تهران، نویسنده و مستندساز،…
🔸همراهان جامعه نو،
«صدای جمعه» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. سبب، اشکالات فنی است. عذر ما را پذیرا باشید. پوزش از همه.
«صدای جمعه» امشب پخش نخواهد شد. بر ما ببخشایید. سبب، اشکالات فنی است. عذر ما را پذیرا باشید. پوزش از همه.
#الف
🔸چرا زیاد حرف میزنند؟
▫️شورای سردبیری: پرسش پیرامون آینده اقتصاد ایران این روزها فراگیر است. کم نیستند کسانی بین ناظران سیاسی و همچنین اقتصاددانان که کار اقتصاد ایران را تمام شده میدانند و فروپاشی را ناگزیر. در مقابل، دیگرانی هم بر مبنای بنیهای که در ظرفیتهای اقتصاد ایران سراغ دارند اقتصاد کشور را از وضعیت بحرانی دور اما دچار مشکلات بیرونی و غیر اقتصادی مییابند.
سوای کسانی که بدون مبنای علمی و نگاه تخصصی اظهار نظر میکنند، بین اهل فن هم بسته به نقطه ورود به بحث اختلاف نظر وجود دارد. این، البته اختلاف بین صفر و یک نیست. اقتصاددانان همیشه در جایی بین این دو حد قرار میگیرند، چرا که علمشان آنها را از مطلقسازی برحذر میدارد. نزدیک شدن به صفر برای برخی از آنها مفهوم وضعیت بیبازگشت و فروپاشی دارد، و برای دیگران به معنای کوچک شدن اقتصاد میتواند باشد که الزاما به سقوط نمیانجامد. نتیجه آن میشود که آنها را به صورت دائم در حال صدور هشدار و تدوین راه حلهای جزئی و کلی مییابیم.گاهی به نظر میرسد اقتصاددانان حتی از سیاستمدارهای پر حرف هم بیشتر حرف میزنند، با این تفاوت که سیاستمداران غالبا چرند میگویند، شعار میدهند و در راهجویی غالبا به خطا میروند اما کمتر اقتصاددانی است که خزعبل ببافد و مسیر اهل سیاست را برود.
اما چه لزومی دارد اقتصاددانان حرف بزنند و زیاد حرف بزنند؟ دوعلت بسیار مهم دارد : نیاز سیاستمداران به اندکی بصیرت، و نیاز مردمان به امید. سیاستمداران حکومت و کارگزاران آن غالباً نیازی به اهل اقتصاد نمییابند. حکومت غالبا فکر میکند روی گنج نشسته و اقتصاد هم که علم تخصیص منابع محدود است و بنابراین به کارشان نمیآید. کارگزاران حکومت هم که خودشان صاحب همه علوم هستند. صلاحیت تصمیمگیری درباره ساخت سد یا خط راه آهن یا تعیین نرخ ارز و بهره بانک و تعرفههای تجاری و نرخ تضمینی و ... را هم طی سالهای خدمت در دستگاههای دولتی برای خودشان پدید آوردهاند. پس به اقتصاددان نیازی نیست.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Alef1-12-01
🔸چرا زیاد حرف میزنند؟
▫️شورای سردبیری: پرسش پیرامون آینده اقتصاد ایران این روزها فراگیر است. کم نیستند کسانی بین ناظران سیاسی و همچنین اقتصاددانان که کار اقتصاد ایران را تمام شده میدانند و فروپاشی را ناگزیر. در مقابل، دیگرانی هم بر مبنای بنیهای که در ظرفیتهای اقتصاد ایران سراغ دارند اقتصاد کشور را از وضعیت بحرانی دور اما دچار مشکلات بیرونی و غیر اقتصادی مییابند.
سوای کسانی که بدون مبنای علمی و نگاه تخصصی اظهار نظر میکنند، بین اهل فن هم بسته به نقطه ورود به بحث اختلاف نظر وجود دارد. این، البته اختلاف بین صفر و یک نیست. اقتصاددانان همیشه در جایی بین این دو حد قرار میگیرند، چرا که علمشان آنها را از مطلقسازی برحذر میدارد. نزدیک شدن به صفر برای برخی از آنها مفهوم وضعیت بیبازگشت و فروپاشی دارد، و برای دیگران به معنای کوچک شدن اقتصاد میتواند باشد که الزاما به سقوط نمیانجامد. نتیجه آن میشود که آنها را به صورت دائم در حال صدور هشدار و تدوین راه حلهای جزئی و کلی مییابیم.گاهی به نظر میرسد اقتصاددانان حتی از سیاستمدارهای پر حرف هم بیشتر حرف میزنند، با این تفاوت که سیاستمداران غالبا چرند میگویند، شعار میدهند و در راهجویی غالبا به خطا میروند اما کمتر اقتصاددانی است که خزعبل ببافد و مسیر اهل سیاست را برود.
اما چه لزومی دارد اقتصاددانان حرف بزنند و زیاد حرف بزنند؟ دوعلت بسیار مهم دارد : نیاز سیاستمداران به اندکی بصیرت، و نیاز مردمان به امید. سیاستمداران حکومت و کارگزاران آن غالباً نیازی به اهل اقتصاد نمییابند. حکومت غالبا فکر میکند روی گنج نشسته و اقتصاد هم که علم تخصیص منابع محدود است و بنابراین به کارشان نمیآید. کارگزاران حکومت هم که خودشان صاحب همه علوم هستند. صلاحیت تصمیمگیری درباره ساخت سد یا خط راه آهن یا تعیین نرخ ارز و بهره بانک و تعرفههای تجاری و نرخ تضمینی و ... را هم طی سالهای خدمت در دستگاههای دولتی برای خودشان پدید آوردهاند. پس به اقتصاددان نیازی نیست.
🆔 @jameeno
🔻اینجا بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/Alef1-12-01
Telegraph
چرا زیاد حرف میزنند
شورای سردبیری: پرسش پیرامون آینده اقتصاد ایران این روزها فراگیر است. کم نیستند کسانی بین ناظران سیاسی و همچنین اقتصاددانان که کار اقتصاد ایران را تمام شده میدانند و فروپاشی را ناگزیر. در مقابل، دیگرانی هم بر مبنای بنیهای که در ظرفیتهای اقتصاد ایران سراغ…
صدای نو | ۱۰ آذر ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۰ آذر ۹۷
اسد خواهان حضور بیشتر ایران در سوریه است یا خروج ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
اسد خواهان حضور بیشتر ایران در سوریه است یا خروج ایران؟
صدای نو، هر شب در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
🔸توصیه بهزاد نبوی برای اتکا به عمق استراتژیک نرم
▫️نزهت امیرآبادیان / جامعه نو: انتشار مصاحبه صوتی بهزاد نبوی واکنش ها و نقد هایی به دنبال داشت، نقد هایی که نگرش آقای نبوی را در مورد اقدامات مسئولان، خصوصا در حوزه سیاست خارجی زیر سوال برده بود. مساله عمق استراتژیک ایران موضوعی است که در سال های اخیر در میان گروه های سیاسی با اختلافات نظر بسیار مطرح می شود. دلیل نوشتن این مطلب روشنگری در مورد عمق استراتژیک کشورها و بدفهمی در خصوص آن است که البته آقای بهزاد نبوی در مصاحبه اخیر خود به درستی و با ذکر مثال های متعدد به روشنی در مورد آن سخن گفته است.
در تعریف کلی، عمق استراتژیك را می توان دو وجه قدرت نرم افزاری و سخت افزاری یك ملت یا كشور برای دفاع از خود در مقابل توطئه ها و دسیسه های كشورهای متخاصم دانست. تنها در ادبیات نظامی است که عمق استراتژیک به فاصله بین خط مقدم و یا بخشهای نبرد رزمندگان و تولید سلاح های نظامی اطلاق میشود. اما در ایران فهم رایج از اصطلاح عمق استراتژیک تنها به قدرت سخت نظامیان خلاصه می شود و از قدرت نفوذ ایران از محور ایران، عراق و سوریه تا مدیترانه سخن گفته می شود.
آقای نبوی در مصاحبه خود به روشنی می گویند که تولید موشک توسط ایران مشکل نیست، مشکل آنجاست که ما روی موشک ها شعار می نویسیم و به نوعی با دادن بهانه به دست دشمن تنش آفرینی می کنیم. او در بخش دیگری از سخنان خود از کاربرد نادرست این سلاح ها نیز انتقاد می کند و می گوید ما ابر قدرت نیستیم. این جمله مهمترین بخش مصاحبه است، ما می دانیم که ابرقدرت نیستیم و باید این نکته را تکرار و باور کنیم.
اما باور به اینکه ایران یک ابرقدرت نیست به معنای سر فرود آوردن در مقابل قدرت های بزرگ است؟ خیر. همینجاست که آقای نبوی معتقد است لزومی برای مذاکره با ترامپ نیست. چرا که ما می توانیم از قابلیت های عمق استراتژیک نرم خود بهره ببریم. نکته ای که بهزاد نبوی در بخش اعظم مصاحبه با مثال های متعدد بر آن تاکید می کند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی خاص خود به صورت بالقوه دارای عمق استراتژیک نرم است. موقعیتی استثنایی که به دلیل تحلیل های نادرست یا حتی دلایلی پشت پرده که ما از آن بی خبریم، از آن استفاده نمی شود.
ایران می تواند به دلیل دسترسی به بخش بزرگی از خاورمیانه، آسیای مرکزی، خزر، خلیج فارس و مدیترانه اهمیت استراتژیک جهانی برای خود کسب کند. حتی مذهب شیعه به دلایل بسیاری از جمله اینکه تا کنون گروه های تندرو جهادی در درون آن پرورش نیافته می تواند پلی بین اسلام و غرب باشد.
جوزف نای نظریه پرداز اصلی قدرت نرم، آن را شیوه ای برای رسیدن به نتایج دلخواه، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس می داند. نای معتقد است با بهره گیری از قدرت نرم کشورها می توانند به مقاصد مورد نظر خود برسند. قدرت نرم می تواند ارزش ها و اندیشه کشور ها را قابل پذیرش کرده و حتی به پیروی از آن مجاب کند. بر این اساس قدرت نرم عبارت از توانایی جذب و اقناع دیگران برای همکاری است.
قدرت نرم شامل مولفه های سیاسی و فرهنگی متعددی است، مانند:
1- میزان مشارکت شهروندان یک کشور در امور سیاسی ـ اجتماعی و در واقع محترم شمردن حقوق شهروندی و گسترش آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
2- بالابردن قدرت اقتصادی مبتنی بر توسعه و رفاه و عدالت اجتماعی
3- همدلی و همبستگی به منظور ایجاد وحدت در داخل و خارج کشور با پذیرش تنوع های قومی و عقیدتی
4- دیپلماسی علمی، فرهنگی و اقتصادی برای تنش زدائی با همسایگان و جامعه جهانی
5- ایجاد پایه های دیپلوماتیک خارج از حوزه نفوذ ارگان های نظامی و غیر پاسخگو
و ...
قطعا حفظ امنیت و وحدت ایران یك وظیفه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است، این موضوع درگام نخست مستلزم ابتکار برای ایجاد سیاست تنش زدایی با همسایگان، منطقه و جامعه جهانی است که از طریق تغییراتی در داخل و خارج از کشور ممکن و در دسترس است.
آنجا که آقای نبوی از قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی کشور هایی چون ترکیه، هند و چین بدون آنکه زیر بار تحریم ها باشند سخن می گویند، دقیقا سخن از فعال سازی و استفاده از قدرت نرم در مناسبات بین المللی و دیپلماسی کشور است. نکته ای که در کشور ما مغفول مانده و یا به دلایلی تمایلی برای پرداختن به آن نیست، اما کهنه سیاستمدارانی چون بهزاد نبوی از آن آگاهند.
🆔 @jameeno
▫️نزهت امیرآبادیان / جامعه نو: انتشار مصاحبه صوتی بهزاد نبوی واکنش ها و نقد هایی به دنبال داشت، نقد هایی که نگرش آقای نبوی را در مورد اقدامات مسئولان، خصوصا در حوزه سیاست خارجی زیر سوال برده بود. مساله عمق استراتژیک ایران موضوعی است که در سال های اخیر در میان گروه های سیاسی با اختلافات نظر بسیار مطرح می شود. دلیل نوشتن این مطلب روشنگری در مورد عمق استراتژیک کشورها و بدفهمی در خصوص آن است که البته آقای بهزاد نبوی در مصاحبه اخیر خود به درستی و با ذکر مثال های متعدد به روشنی در مورد آن سخن گفته است.
در تعریف کلی، عمق استراتژیك را می توان دو وجه قدرت نرم افزاری و سخت افزاری یك ملت یا كشور برای دفاع از خود در مقابل توطئه ها و دسیسه های كشورهای متخاصم دانست. تنها در ادبیات نظامی است که عمق استراتژیک به فاصله بین خط مقدم و یا بخشهای نبرد رزمندگان و تولید سلاح های نظامی اطلاق میشود. اما در ایران فهم رایج از اصطلاح عمق استراتژیک تنها به قدرت سخت نظامیان خلاصه می شود و از قدرت نفوذ ایران از محور ایران، عراق و سوریه تا مدیترانه سخن گفته می شود.
آقای نبوی در مصاحبه خود به روشنی می گویند که تولید موشک توسط ایران مشکل نیست، مشکل آنجاست که ما روی موشک ها شعار می نویسیم و به نوعی با دادن بهانه به دست دشمن تنش آفرینی می کنیم. او در بخش دیگری از سخنان خود از کاربرد نادرست این سلاح ها نیز انتقاد می کند و می گوید ما ابر قدرت نیستیم. این جمله مهمترین بخش مصاحبه است، ما می دانیم که ابرقدرت نیستیم و باید این نکته را تکرار و باور کنیم.
اما باور به اینکه ایران یک ابرقدرت نیست به معنای سر فرود آوردن در مقابل قدرت های بزرگ است؟ خیر. همینجاست که آقای نبوی معتقد است لزومی برای مذاکره با ترامپ نیست. چرا که ما می توانیم از قابلیت های عمق استراتژیک نرم خود بهره ببریم. نکته ای که بهزاد نبوی در بخش اعظم مصاحبه با مثال های متعدد بر آن تاکید می کند.
ایران به دلیل موقعیت جغرافیایی و تاریخی خاص خود به صورت بالقوه دارای عمق استراتژیک نرم است. موقعیتی استثنایی که به دلیل تحلیل های نادرست یا حتی دلایلی پشت پرده که ما از آن بی خبریم، از آن استفاده نمی شود.
ایران می تواند به دلیل دسترسی به بخش بزرگی از خاورمیانه، آسیای مرکزی، خزر، خلیج فارس و مدیترانه اهمیت استراتژیک جهانی برای خود کسب کند. حتی مذهب شیعه به دلایل بسیاری از جمله اینکه تا کنون گروه های تندرو جهادی در درون آن پرورش نیافته می تواند پلی بین اسلام و غرب باشد.
جوزف نای نظریه پرداز اصلی قدرت نرم، آن را شیوه ای برای رسیدن به نتایج دلخواه، بدون تهدید و تشویق آشکار و ملموس می داند. نای معتقد است با بهره گیری از قدرت نرم کشورها می توانند به مقاصد مورد نظر خود برسند. قدرت نرم می تواند ارزش ها و اندیشه کشور ها را قابل پذیرش کرده و حتی به پیروی از آن مجاب کند. بر این اساس قدرت نرم عبارت از توانایی جذب و اقناع دیگران برای همکاری است.
قدرت نرم شامل مولفه های سیاسی و فرهنگی متعددی است، مانند:
1- میزان مشارکت شهروندان یک کشور در امور سیاسی ـ اجتماعی و در واقع محترم شمردن حقوق شهروندی و گسترش آزادی های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی
2- بالابردن قدرت اقتصادی مبتنی بر توسعه و رفاه و عدالت اجتماعی
3- همدلی و همبستگی به منظور ایجاد وحدت در داخل و خارج کشور با پذیرش تنوع های قومی و عقیدتی
4- دیپلماسی علمی، فرهنگی و اقتصادی برای تنش زدائی با همسایگان و جامعه جهانی
5- ایجاد پایه های دیپلوماتیک خارج از حوزه نفوذ ارگان های نظامی و غیر پاسخگو
و ...
قطعا حفظ امنیت و وحدت ایران یك وظیفه سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است، این موضوع درگام نخست مستلزم ابتکار برای ایجاد سیاست تنش زدایی با همسایگان، منطقه و جامعه جهانی است که از طریق تغییراتی در داخل و خارج از کشور ممکن و در دسترس است.
آنجا که آقای نبوی از قدرت نظامی، سیاسی و اقتصادی کشور هایی چون ترکیه، هند و چین بدون آنکه زیر بار تحریم ها باشند سخن می گویند، دقیقا سخن از فعال سازی و استفاده از قدرت نرم در مناسبات بین المللی و دیپلماسی کشور است. نکته ای که در کشور ما مغفول مانده و یا به دلایلی تمایلی برای پرداختن به آن نیست، اما کهنه سیاستمدارانی چون بهزاد نبوی از آن آگاهند.
🆔 @jameeno
👍2