#الف
🔸چهل سالگی!
▫️شورای سردبیری: در فرهنگ عامه، چهل سالگی سن کمال است. احتمالاً درست هم هست که انتظار داشته باشیم اشخاص حداقل در ۴۰ سالگی به کمال نسبی برسند، سبکسری و بی قیدی و ماجراجویی و بی مسئولیتی را کنار بگذارند و به جای نشستن بر سر میز قمار، رفیق بازی، هوسبازی و تشکیل دادن خانواده دوم و از این قبیل انحراف ها، به کار و کسب و اهل و عیال خود برسند که معمولا در این هنگام چهار پنج نفر شدهاند. آیا این انتظار را از نظامهای سیاسی و حکومتها هم میتوان داشت؟
باید این انتظار را خیلی زودتر از نیل به سن چهل و حتی از سال تولد حکومتها داشت، چرا که قاعدتاً حکومتها را باید گزینش برترین عقلا و امنای باتجربه کشور توسط مردم شکل دهند. از این جماعت هم انتظار نمیرود برای داشتن رفتار عاقلانه چهل سال زمان بخواهند. براین اساس، اگر مثلا حکومت کشور ما که اتفاقا امسال چهل سالگی اش را جشن گرفته هنوز برای عاقل شدن و بلوغ فکری و در پیش گرفتن رفتار بخردانه و حفظ منافع ملی و دوری از ماجرا جویی احتیاج به زمان بیشتر دارد، یک جای کارش اشکال دارد. مثلا ممکن است مشکل انتخاباتی داشته باشد ونتواند اشخاص مناسب را به حکومت بگمارد که البته گمان قریب به صحتی است. باز هم برحسب اتفاق، اخیرا در این مورد اعترافی شد . آقای جنتی رئیس تیم گزینش و شکل دهی قوه مقننه حکومت اخیرا درباره نمایندگان مجلس گفت "متأسفانه برخی به ابتدائیترین مسائل مربوط به مجلس آشنایی ندارند و چه بسا برخی اصلاً یک بار متن قانون اساسی را نخوانده باشند ... نامزدهای نمایندگی مجلس قبل از ورود به مجلس دورههای آموزشی بگذرانند." خب در این صورت میتوان انتظار داشت حکومتها نه تنها در چهل، بلکه در سنین بالاتر هم به بلوغ و کمال نرسند.
اگر حکومتها حتی در چهل سالگی هم به بلوغ و کمال نرسند، کارشان میتواند از جای دیگری هم خراب باشد. مثلا شیوه شان در رسیدن به اجماع مشکل داشته باشد و یا اصلا روش اجماع یعنی ابتنا به نظر جمع در اداره امور را که عقل سلیم حکم میکند به کنار نهاده باشند و به نظر فرد اکتفا کنند. رژیم پهلوی که این روزها سالگرد چهلم سقوط آن هم هست به همین دلیل ساقط شد. آن رژیم از چهل سالگی گذشته و هنوز عاقل نشده بود که حکومت مبتنی بر اعطای همه قدرت به یک فرد را کنار بگذارد. حکومتی استبدادی بود: بین دو ابرقدرت روسیه و امریکا افتاده بود و در همین منطقه برای یک طرف ژاندارمی میکرد و به آن پایگاه هوایی میداد؛ به عمان و یمن نیرو میبرد؛ در دعوای اعراب مداخله و دشمنی اعراب را علیه خود انبار میکرد؛ سرمایه گذاریها و سوگیریهای سیاسی اش نابخردانه بود و در دعوای اعراب و اسرائیل مداخله میکرد؛ هزینه نظامی اش بر سرمایه گذاری توسعهای اش پیشی گرفته بود؛ هزار فامیل سلطنت پرست را بر کشور حاکم کرده بود و عوامل و معتقدانش مجاز شده بودند کشور را غارت کنند؛ مجلس را آلت دست کرده بود و نمایندگان مجلس را آدمهای خودش دستچین میکردند؛ دستگاه سرکوب و خفقان راه انداخته و ساواک را بر مقدرات مردم حاکم کرده بود و خلاصه خردمندی در اداره کشور حاکم نبود تا بی رویارویی با شورش و انقلاب بیاساید.
اگر مشکل حکومتها این است که دندان عقلشان هرگز در نمی آید و یا وقتی در می اید که محتضر افتاده اند، علت چیست؟ ایرانیان که در این زمینه انبانی پر از تجربه دارند خیلی خوب میتوانند به این پرسش پاسخ دهند.
🆔 @jameeno
🔸چهل سالگی!
▫️شورای سردبیری: در فرهنگ عامه، چهل سالگی سن کمال است. احتمالاً درست هم هست که انتظار داشته باشیم اشخاص حداقل در ۴۰ سالگی به کمال نسبی برسند، سبکسری و بی قیدی و ماجراجویی و بی مسئولیتی را کنار بگذارند و به جای نشستن بر سر میز قمار، رفیق بازی، هوسبازی و تشکیل دادن خانواده دوم و از این قبیل انحراف ها، به کار و کسب و اهل و عیال خود برسند که معمولا در این هنگام چهار پنج نفر شدهاند. آیا این انتظار را از نظامهای سیاسی و حکومتها هم میتوان داشت؟
باید این انتظار را خیلی زودتر از نیل به سن چهل و حتی از سال تولد حکومتها داشت، چرا که قاعدتاً حکومتها را باید گزینش برترین عقلا و امنای باتجربه کشور توسط مردم شکل دهند. از این جماعت هم انتظار نمیرود برای داشتن رفتار عاقلانه چهل سال زمان بخواهند. براین اساس، اگر مثلا حکومت کشور ما که اتفاقا امسال چهل سالگی اش را جشن گرفته هنوز برای عاقل شدن و بلوغ فکری و در پیش گرفتن رفتار بخردانه و حفظ منافع ملی و دوری از ماجرا جویی احتیاج به زمان بیشتر دارد، یک جای کارش اشکال دارد. مثلا ممکن است مشکل انتخاباتی داشته باشد ونتواند اشخاص مناسب را به حکومت بگمارد که البته گمان قریب به صحتی است. باز هم برحسب اتفاق، اخیرا در این مورد اعترافی شد . آقای جنتی رئیس تیم گزینش و شکل دهی قوه مقننه حکومت اخیرا درباره نمایندگان مجلس گفت "متأسفانه برخی به ابتدائیترین مسائل مربوط به مجلس آشنایی ندارند و چه بسا برخی اصلاً یک بار متن قانون اساسی را نخوانده باشند ... نامزدهای نمایندگی مجلس قبل از ورود به مجلس دورههای آموزشی بگذرانند." خب در این صورت میتوان انتظار داشت حکومتها نه تنها در چهل، بلکه در سنین بالاتر هم به بلوغ و کمال نرسند.
اگر حکومتها حتی در چهل سالگی هم به بلوغ و کمال نرسند، کارشان میتواند از جای دیگری هم خراب باشد. مثلا شیوه شان در رسیدن به اجماع مشکل داشته باشد و یا اصلا روش اجماع یعنی ابتنا به نظر جمع در اداره امور را که عقل سلیم حکم میکند به کنار نهاده باشند و به نظر فرد اکتفا کنند. رژیم پهلوی که این روزها سالگرد چهلم سقوط آن هم هست به همین دلیل ساقط شد. آن رژیم از چهل سالگی گذشته و هنوز عاقل نشده بود که حکومت مبتنی بر اعطای همه قدرت به یک فرد را کنار بگذارد. حکومتی استبدادی بود: بین دو ابرقدرت روسیه و امریکا افتاده بود و در همین منطقه برای یک طرف ژاندارمی میکرد و به آن پایگاه هوایی میداد؛ به عمان و یمن نیرو میبرد؛ در دعوای اعراب مداخله و دشمنی اعراب را علیه خود انبار میکرد؛ سرمایه گذاریها و سوگیریهای سیاسی اش نابخردانه بود و در دعوای اعراب و اسرائیل مداخله میکرد؛ هزینه نظامی اش بر سرمایه گذاری توسعهای اش پیشی گرفته بود؛ هزار فامیل سلطنت پرست را بر کشور حاکم کرده بود و عوامل و معتقدانش مجاز شده بودند کشور را غارت کنند؛ مجلس را آلت دست کرده بود و نمایندگان مجلس را آدمهای خودش دستچین میکردند؛ دستگاه سرکوب و خفقان راه انداخته و ساواک را بر مقدرات مردم حاکم کرده بود و خلاصه خردمندی در اداره کشور حاکم نبود تا بی رویارویی با شورش و انقلاب بیاساید.
اگر مشکل حکومتها این است که دندان عقلشان هرگز در نمی آید و یا وقتی در می اید که محتضر افتاده اند، علت چیست؟ ایرانیان که در این زمینه انبانی پر از تجربه دارند خیلی خوب میتوانند به این پرسش پاسخ دهند.
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۱۸ بهمن ۹۷
چرا ایران در برابر عراق کوتاه میآید؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
چرا ایران در برابر عراق کوتاه میآید؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
صدای نو | ۱۸ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۱۸ بهمن ۹۷
چرا ایران در برابر عراق کوتاه میآید؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
چرا ایران در برابر عراق کوتاه میآید؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔻 چهلسالگی انقلاب اسلامی ایران
🖌 علی نادربابایی
▫️تردیدی نیست حوادث چهل سال پیش در جامعه ما که منجر به یک رخداد مهمی شد، در نتیجه عوامل مختلفی بود. از جمله عوامل داخلی، میتوان به تقلید از مرجعیت شیعه اشاره نمود.
حکومت سلطنتی پهلوی با تمام گامهایی که در راستای توسعه کشور و تامین رفاه اجتماعی مردم برداشته بود، خودکامگی و استبداد شاه و سرکوب مخالفان بزرگترین عامل در داخل ایران و مناسبات اقتصادی و نظامی در بیرون از مرزهای ایران و کشورهای قدرتمند جهان، موجی از مخالفان را تشکیل داد و به سرنگونی رژیم منتهی شد.
شاه به گور رفت اما خودکامگی مدفون نشد، ریشه انداخت و جوانه زد و در سیمای مذهبی ظاهر گردید.
✅ بخش عمدهای از مردم فردپرست هستند، پرستندگانی که اگر معشوق نیابند، از چوب و سنگ میتراشند و گاهی نیز با تغییر چهرهها، به پرستش خود پایدارند.
شخصیتگرایی بزرگترین آفت انسانهاست، فرقی ندارد که این شخصیتگرایی در منظر مذهب باشد و یا سیاست و حکومت، مجذوب هرکس که باشیم، خواسته یا ناخواسته بصیرتمان در برابر حقایق بسته خواهد ماند.
❇️ در سوره زخرف خداوند چنین یادآوری میفرماید:
أَفَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَنْ كُنْتُمْ قَوْمًا مُسْرِفِينَ ﴿۵﴾
آیا به صرف اینکه نام جمهوری اسلامی برای نظام حکومتی گذاشتید، میتوانید از قانونمندی خداوند به خاطر اسرافکاریهایتان فرار کنید؟
✅ قانونمندیهای خداوند گریزناپذیر و غیر قابل بازگردانیدن و غیرقابل انکار هستند و با قوانین ساخته بشر متفاوتند چرا که در قوانین بشری، قانونگذار و مجری انسانها هستند و نسبت به اجرا و انجام این قوانین تابع تمایلات خاصی میشوند و اجرای قانون را مورد جراحی قرار میدهند و یا در مواردی از رنگ و قیچی استفاده میکنند تا اجرای قانون مطابق امیال افراد تغییر نماید.
❇️ در آیهای از سوره نحل، خداوند کشوری را مثل زده و میفرماید
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ ﴿۱۱۲﴾
✅ پیوند رسالت و قومیت، پیوندی ناگسستنی است و این موضوع در آیات بسیاری، در قرآن تصریح شده است که برای هر قومی رسولی از میان خودشان و با زبان خودشان بعنوان یک قانونمندی پایدار، قابلتوجه و غیر قابل انکار میباشد.
قومیت شامل جغرافیا (زمان و مکان)، فرهنگ و تمدن و تاریخ هر ملتی است که معارف دینی را در انطباق با عرف اجتماعی قابل تبیین و تصدیق میکند، این ویژگی بطور شگفتانگیزی برای پویایی و بالندگی دین اسلام، در کتاب قرآن بیان شده است تا بشریت را در راستای رشد و تکامل تعالی بخشد، مردم را از شرک و عبادت غیر خدا بازدارد، از خرافهپرستی و تفرقه در دین اسلام (مذهب گرایی) و جهل و نادانی بترساند، برای کسانی که به آیات خداوند ایمان بیاورند، در اصلاح آن بکوشند، برای آگاهی مردم روشنگری نمایند، نوید زندگی بهتر در کنار هم میدهد.
❇️ ويَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَرَدًّا ﴿۷۶﴾مریم
🆔 @jameeno
🔻 چهلسالگی انقلاب اسلامی ایران
🖌 علی نادربابایی
▫️تردیدی نیست حوادث چهل سال پیش در جامعه ما که منجر به یک رخداد مهمی شد، در نتیجه عوامل مختلفی بود. از جمله عوامل داخلی، میتوان به تقلید از مرجعیت شیعه اشاره نمود.
حکومت سلطنتی پهلوی با تمام گامهایی که در راستای توسعه کشور و تامین رفاه اجتماعی مردم برداشته بود، خودکامگی و استبداد شاه و سرکوب مخالفان بزرگترین عامل در داخل ایران و مناسبات اقتصادی و نظامی در بیرون از مرزهای ایران و کشورهای قدرتمند جهان، موجی از مخالفان را تشکیل داد و به سرنگونی رژیم منتهی شد.
شاه به گور رفت اما خودکامگی مدفون نشد، ریشه انداخت و جوانه زد و در سیمای مذهبی ظاهر گردید.
✅ بخش عمدهای از مردم فردپرست هستند، پرستندگانی که اگر معشوق نیابند، از چوب و سنگ میتراشند و گاهی نیز با تغییر چهرهها، به پرستش خود پایدارند.
شخصیتگرایی بزرگترین آفت انسانهاست، فرقی ندارد که این شخصیتگرایی در منظر مذهب باشد و یا سیاست و حکومت، مجذوب هرکس که باشیم، خواسته یا ناخواسته بصیرتمان در برابر حقایق بسته خواهد ماند.
❇️ در سوره زخرف خداوند چنین یادآوری میفرماید:
أَفَنَضْرِبُ عَنْكُمُ الذِّكْرَ صَفْحًا أَنْ كُنْتُمْ قَوْمًا مُسْرِفِينَ ﴿۵﴾
آیا به صرف اینکه نام جمهوری اسلامی برای نظام حکومتی گذاشتید، میتوانید از قانونمندی خداوند به خاطر اسرافکاریهایتان فرار کنید؟
✅ قانونمندیهای خداوند گریزناپذیر و غیر قابل بازگردانیدن و غیرقابل انکار هستند و با قوانین ساخته بشر متفاوتند چرا که در قوانین بشری، قانونگذار و مجری انسانها هستند و نسبت به اجرا و انجام این قوانین تابع تمایلات خاصی میشوند و اجرای قانون را مورد جراحی قرار میدهند و یا در مواردی از رنگ و قیچی استفاده میکنند تا اجرای قانون مطابق امیال افراد تغییر نماید.
❇️ در آیهای از سوره نحل، خداوند کشوری را مثل زده و میفرماید
وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ ﴿۱۱۲﴾
✅ پیوند رسالت و قومیت، پیوندی ناگسستنی است و این موضوع در آیات بسیاری، در قرآن تصریح شده است که برای هر قومی رسولی از میان خودشان و با زبان خودشان بعنوان یک قانونمندی پایدار، قابلتوجه و غیر قابل انکار میباشد.
قومیت شامل جغرافیا (زمان و مکان)، فرهنگ و تمدن و تاریخ هر ملتی است که معارف دینی را در انطباق با عرف اجتماعی قابل تبیین و تصدیق میکند، این ویژگی بطور شگفتانگیزی برای پویایی و بالندگی دین اسلام، در کتاب قرآن بیان شده است تا بشریت را در راستای رشد و تکامل تعالی بخشد، مردم را از شرک و عبادت غیر خدا بازدارد، از خرافهپرستی و تفرقه در دین اسلام (مذهب گرایی) و جهل و نادانی بترساند، برای کسانی که به آیات خداوند ایمان بیاورند، در اصلاح آن بکوشند، برای آگاهی مردم روشنگری نمایند، نوید زندگی بهتر در کنار هم میدهد.
❇️ ويَزِيدُ اللَّهُ الَّذِينَ اهْتَدَوْا هُدًى وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ خَيْرٌ عِنْدَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَرَدًّا ﴿۷۶﴾مریم
🆔 @jameeno
🔸برای آرزوهای از دست رفته کودکان سرزمینم؛ "پارو میزنم، صعود میکنم، ادامه میدهم"
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: قصه کودکیهای از دست رفته، روایت آرزوهایی است که تازه بالغ شده، دود شدند و به هوا رفتند. حکایت لبخندهایی است که خشکیده شدند در آینه و شمعدان عروسی .. در گونههای سرخاب شده رنگ و رفته و در لباس عروس و دامادی که به اجبار بر قامت کودکیشان دوخته شده. هر چند سال هم که بگذرد، فراموش نمیکنند که جبر زمانه به حکم فرهنگ و قانون و فقر، چه چوب حراجی بر آرزوهای کودکیشان زد..
اینها همه دغدغههایی است که "احمد شعبانیفرد" را ترغیب میکند با هر بهانهای "نه به ازدواج کودکان" را فریاد بزند. یک بار با پیموندن عرض 650 کیلومتری دریای خزر و حالا با عبور از برف و سرما و صعود به قله توچال با شعار "لغو ازدواج کودکان همین امروز"..
برای احمد، نه گفتن به ازدواج کودکان نه یک شوی تبلیغاتی برای خوشامد فالوورهای اینستاگرامی که یک مسئولیت بزرگ اجتماعی است. مسئولیتی که هر بار و با ثبت هر رکوردی به او یادآوری میکند، با وجود تمام ناملایمتها و همراهنبودنها، این راه پایانی ندارد.
🔹تلاش بیپایان برای بازگرداندن حق کودکی
خبر صعود احمد شعبانیفرد ورزشکار پرافتخار ایرانی، به قله توچال با شعار "نه به ازدواج کودکان" همین چند روز پیش در شبکههای اجتماعی منتشر شد. گرچه خبرهایی از این دست که بیشتر فرهنگساز و مطالبهمحور است و با سروصدا و حاشیههای سرگرمکننده همراه نیست ، توسط رسانههای موجسوار حال حاضر ایران کمتر پیگیری میشود، اما فعالان مدنی را دلگرم میکند به ادامه تلاش برای لغو قوانین نقضکننده حق کودکی..
احمد شعبانیفرد را بسیاری با ثبت رکورد سهگانه آبهای آزاد جهان، با شعار "لغو کار کودک همین امروز و بهداشت و درمان رایگان برای کودکان کار" میشناسند. ورزشکاری که در سالهای اخیر بارها حرکتهای بزرگ ورزشی خود را با مسئولیتهای بزرگتر اجتماعی گره زد تا افکار عمومی را نسبت به آنچه با عنوان "نقض حق کودکی" میشناسیم، حساس کند. در تازهترین اقدام و همزمان با رد طرح ازدواج دختران زیر 13 سال در مجلس ایران، شعبانیفرد تلاش کرد تا اعتراض خود را با صعود به قله توچال و نصب بنری بر فراز این قله با مضمون "پافشاری بر لغو ازدواج کودکان" ابراز کند. شعبانیفرد در گفتگو با جامعه نو میگوید: " شانزدهم بهمن ماه، با شعار نه به ازدواج کودکان و مطالبه قانونگذاری برای احترام به حق کودکی، تصمیم گرفتیم با یک تیم کوهنوردی به قله توچال صعود کنیم. به خاطر برف و کولاک زیاد، تصمیم گرفتیم به صورت تیمی این کار رو انجام بدیم تا برای کسی مشکلی پیش نیاد ولی متأسفانه چند ساعت قبل از حرکت، تصمیم تیم عوض شد.."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ki-02-09
▫️لیلارزاقی / جامعه نو: قصه کودکیهای از دست رفته، روایت آرزوهایی است که تازه بالغ شده، دود شدند و به هوا رفتند. حکایت لبخندهایی است که خشکیده شدند در آینه و شمعدان عروسی .. در گونههای سرخاب شده رنگ و رفته و در لباس عروس و دامادی که به اجبار بر قامت کودکیشان دوخته شده. هر چند سال هم که بگذرد، فراموش نمیکنند که جبر زمانه به حکم فرهنگ و قانون و فقر، چه چوب حراجی بر آرزوهای کودکیشان زد..
اینها همه دغدغههایی است که "احمد شعبانیفرد" را ترغیب میکند با هر بهانهای "نه به ازدواج کودکان" را فریاد بزند. یک بار با پیموندن عرض 650 کیلومتری دریای خزر و حالا با عبور از برف و سرما و صعود به قله توچال با شعار "لغو ازدواج کودکان همین امروز"..
برای احمد، نه گفتن به ازدواج کودکان نه یک شوی تبلیغاتی برای خوشامد فالوورهای اینستاگرامی که یک مسئولیت بزرگ اجتماعی است. مسئولیتی که هر بار و با ثبت هر رکوردی به او یادآوری میکند، با وجود تمام ناملایمتها و همراهنبودنها، این راه پایانی ندارد.
🔹تلاش بیپایان برای بازگرداندن حق کودکی
خبر صعود احمد شعبانیفرد ورزشکار پرافتخار ایرانی، به قله توچال با شعار "نه به ازدواج کودکان" همین چند روز پیش در شبکههای اجتماعی منتشر شد. گرچه خبرهایی از این دست که بیشتر فرهنگساز و مطالبهمحور است و با سروصدا و حاشیههای سرگرمکننده همراه نیست ، توسط رسانههای موجسوار حال حاضر ایران کمتر پیگیری میشود، اما فعالان مدنی را دلگرم میکند به ادامه تلاش برای لغو قوانین نقضکننده حق کودکی..
احمد شعبانیفرد را بسیاری با ثبت رکورد سهگانه آبهای آزاد جهان، با شعار "لغو کار کودک همین امروز و بهداشت و درمان رایگان برای کودکان کار" میشناسند. ورزشکاری که در سالهای اخیر بارها حرکتهای بزرگ ورزشی خود را با مسئولیتهای بزرگتر اجتماعی گره زد تا افکار عمومی را نسبت به آنچه با عنوان "نقض حق کودکی" میشناسیم، حساس کند. در تازهترین اقدام و همزمان با رد طرح ازدواج دختران زیر 13 سال در مجلس ایران، شعبانیفرد تلاش کرد تا اعتراض خود را با صعود به قله توچال و نصب بنری بر فراز این قله با مضمون "پافشاری بر لغو ازدواج کودکان" ابراز کند. شعبانیفرد در گفتگو با جامعه نو میگوید: " شانزدهم بهمن ماه، با شعار نه به ازدواج کودکان و مطالبه قانونگذاری برای احترام به حق کودکی، تصمیم گرفتیم با یک تیم کوهنوردی به قله توچال صعود کنیم. به خاطر برف و کولاک زیاد، تصمیم گرفتیم به صورت تیمی این کار رو انجام بدیم تا برای کسی مشکلی پیش نیاد ولی متأسفانه چند ساعت قبل از حرکت، تصمیم تیم عوض شد.."
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/ki-02-09
Telegraph
برای آرزوهای از دست رفته کودکان سرزمینم؛ "پارو میزنم، صعود میکنم، ادامه میدهم"
جامعه نو: قصه کودکیهای از دست رفته، روایت آرزوهایی است که تازه بالغ شده ، دود شدند و به هوا رفتند. حکایت لبخندهایی است که خشکیده شدند در آینه و شمعدان عروسی .. در گونه های سرخاب شده رنگ و رفته و در لباس عروس و دامادی که به اجبار بر قامت کودکیشان دوخته…
#یادداشت_منتخب
♦️معمای گوشت
◽ بازار گوشت منجمد و گوشت گرم گاو و گوسفند، با چند مسئله مواجه است: متوسط رشد قیمت آن بیش از رشد cpi است، چندنرخی است و نرخ دولتی کم یاب است و با صف مواجه است، رانت گسترده ای نصیب واردکنندگان و توزیع کنندگان آن می شود، تقلب گسترده ای در بازار شکل می گیرد و بازار با اخلال عمده مواجه است.
◽ برای تحلیل این پدیده ها، ابتدا مروری بر چند واقعیت آماری می کنیم:
⬅️ آمار واردات ماهانه گمرک نشان می دهد که میزان واردات گوشت منجمد گوساله و گوشت تازه گوسفند، نسبت به زمان مشابه سال قبل رشد داشته است. (عرضه از محل واردات افزایش یافته است)
⬅️ گوشت منجمد و تازه و نهاده های دامی مربوط به آن، از جمله اقلام اصلی فهرست تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی است.
⬅️ بر اساس آمار گمرک، میانگین قیمت گوشت وارداتی طی چهار ماه گذشته در حدود ۱۷۰۰۰ تومان بوده است. از طرف دیگر متوسط قیمت مصرف کننده گوشت در کشور در دیماه ۶۹۰۰۰ تومان بوده است.
⬅️ گزارش جدید مرکز آمار نشان می دهد، میزان تولید انواع گوشت به طور متوسط در پاییز امسال نسبت به سال گذشته، ۲۰ درصد کاهش یافته است.
◽ واقعیت های آماری فوق نشان می دهد: اول آنکه سیاست تخصیص ارز دولتی تاثیری در کاهش شتاب قیمت کالاهای اساسی به ویژه گوشت نداشته است و در عمل نرخ ارز آزاد تعیین کننده قیمت بازار است. دوم آنکه، سیاست دولت در واردات گوشت با ارز دولتی، رانت گسترده ای نصیب شبکه واردات و توزیع اقلام اساسی کرده است. سوم آنکه، سرکوب قیمت و تعزیراتی کردن بازار و ایجاد مزیت قیمتی برای واردات گوشت، موجب کاهش تولید داخل شده است.
◽ جمع بندی مطلب آن است که، هم مصرف کننده و هم تولیدکننده و هم دولت، بازنده مطلق سیاست های غلط (سرکوب قیمت و توزیع رانت ارزی) بوده است و تداوم این سیاست برای سال آینده به صلاح کشور نیست.
◽ راه حل ایده آل و بی هزینه ای برای خروج از این شرایط وجود ندارد ولی کم هزینه ترین و مناسب ترین راه حل آن است که سیاست توزیع ارز دولتی در اسرع وقت به طور کامل متوقف شود. دولت اقلام اساسی را از فهرست تعزیرات و قیمت گذاری خارج کند و اجازه تعدیل به بازارها داده شود. در نهایت دولت برای حمایت از خانوار، منابع ریالی حاصل از اصلاح سیاست ارزی را از طریق افزایش یارانه مستقیم به خانوارها بازتوزیع نماید. / کانال چشمانداز اقتصاد ایران
🆔 @jameeno
♦️معمای گوشت
◽ بازار گوشت منجمد و گوشت گرم گاو و گوسفند، با چند مسئله مواجه است: متوسط رشد قیمت آن بیش از رشد cpi است، چندنرخی است و نرخ دولتی کم یاب است و با صف مواجه است، رانت گسترده ای نصیب واردکنندگان و توزیع کنندگان آن می شود، تقلب گسترده ای در بازار شکل می گیرد و بازار با اخلال عمده مواجه است.
◽ برای تحلیل این پدیده ها، ابتدا مروری بر چند واقعیت آماری می کنیم:
⬅️ آمار واردات ماهانه گمرک نشان می دهد که میزان واردات گوشت منجمد گوساله و گوشت تازه گوسفند، نسبت به زمان مشابه سال قبل رشد داشته است. (عرضه از محل واردات افزایش یافته است)
⬅️ گوشت منجمد و تازه و نهاده های دامی مربوط به آن، از جمله اقلام اصلی فهرست تخصیص ارز ۴۲۰۰ تومانی است.
⬅️ بر اساس آمار گمرک، میانگین قیمت گوشت وارداتی طی چهار ماه گذشته در حدود ۱۷۰۰۰ تومان بوده است. از طرف دیگر متوسط قیمت مصرف کننده گوشت در کشور در دیماه ۶۹۰۰۰ تومان بوده است.
⬅️ گزارش جدید مرکز آمار نشان می دهد، میزان تولید انواع گوشت به طور متوسط در پاییز امسال نسبت به سال گذشته، ۲۰ درصد کاهش یافته است.
◽ واقعیت های آماری فوق نشان می دهد: اول آنکه سیاست تخصیص ارز دولتی تاثیری در کاهش شتاب قیمت کالاهای اساسی به ویژه گوشت نداشته است و در عمل نرخ ارز آزاد تعیین کننده قیمت بازار است. دوم آنکه، سیاست دولت در واردات گوشت با ارز دولتی، رانت گسترده ای نصیب شبکه واردات و توزیع اقلام اساسی کرده است. سوم آنکه، سرکوب قیمت و تعزیراتی کردن بازار و ایجاد مزیت قیمتی برای واردات گوشت، موجب کاهش تولید داخل شده است.
◽ جمع بندی مطلب آن است که، هم مصرف کننده و هم تولیدکننده و هم دولت، بازنده مطلق سیاست های غلط (سرکوب قیمت و توزیع رانت ارزی) بوده است و تداوم این سیاست برای سال آینده به صلاح کشور نیست.
◽ راه حل ایده آل و بی هزینه ای برای خروج از این شرایط وجود ندارد ولی کم هزینه ترین و مناسب ترین راه حل آن است که سیاست توزیع ارز دولتی در اسرع وقت به طور کامل متوقف شود. دولت اقلام اساسی را از فهرست تعزیرات و قیمت گذاری خارج کند و اجازه تعدیل به بازارها داده شود. در نهایت دولت برای حمایت از خانوار، منابع ریالی حاصل از اصلاح سیاست ارزی را از طریق افزایش یارانه مستقیم به خانوارها بازتوزیع نماید. / کانال چشمانداز اقتصاد ایران
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔹وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿۱۷﴾الزمر
🔻اصلاح ساختاری با عوامل فساد امکانپذیر نیست
🖌علی نادربابایی
▫️شرایط اقتصادی و اوضاع اجتماعی و فرهنگی جامعه ما روبه انحطاط و سقوط است و این پروسه از چندین سال پیش آغاز شده و اکنون در ادامه این روند، شاهد آشکار شدن بسیاری از مسائل هستیم که به برکت وجود فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و عدم امکان اعمال محدودیتهای پیشبینی شده و اقدامات صورت گرفته، در حال گسترش است و شاهد افزایش سطح پوشش آن هستیم.
جهان امروز، جهان تعامل و ارتباط و آگاهی است و نمیتوان از آگاهی مردم پیشگیری نمود، علیرغم برخوردهای امنیتی-نظامی و بهرهگیری از همه تکنیکهای سرکوب، کسی تاکنون نتوانسته مانع از اطلاعرسانی و آگاهی جمعی شود. هرچند موانع مختلفی برای کنترل آن صورت گرفته لکن ناکامی مدیریت کلان در عرصه منع گردش اطلاعات مشهود است.
سردادن شعار «استقلال» در جهان امروز بی معناست و فریبی بیش نیست. در شرایطی که با یک تحریم اقتصادی، برای دور زدن آن بدنبال راهکار میگردیم، خود نشان از عدم «استقلال» است که حتی در چهل سالگی انقلاب (اسلامی) بوضوح شاهد آن هستیم. چهل سالگی برای نظام حاصل از این انقلاب، نه تنها بلوغی به ارمغان نداشته، بلکه ناکامیهای آن بیشتر از قبل برای همگان آشکار شده است.
در شرایط فعلی آنچه برای مردم ایجاد آرامش و امنیت خواهد کرد، بهبود هرچه سریعتر اوضاع اقتصادی و عقب کشیدن نیروهای امنیتی از رفتار سرکوبگرانه و ادامه آن و ایجاد زمینه اطلاعرسانی آزاد برای پیگیری موارد فساد و شناسایی ریشهها و روشن کردن گستردگی دامنه آن و نهایتاً برخورد قانونی همراه با شفافسازی از طریق بخشهای قضایی و نظارتی و بازرسی، همراه با رسانهای کردن و به اطلاع عموم گذاشتن، میباشد و در عین حال اقدامی سریع برای اصلاح قوانین و برداشتن هرگونه موانع موجود (اعم از شورای نگهبان و تشخیص مصلحت نظام و...) از مسیر عملیاتی کردن قانون لازم است.
ضمناً نباید فراموش کرد که نمایندگانی که عصاره نظارت نهادهای خاص هستند، و همدستی و مشارکت برخی از آنها در وقوع جرائم برای همگان محرز شده، در این راستا نخواهند توانست قانونگذاران مورد اعتمادی باشند.
ساختارهای نظام با عوامل موجود که هرکدام سهمی در بوجود آمدن این شرایط داشتهاند، قابل اصلاح نیست و یا لااقل برای مردم قانعکننده نخواهد بود و اعتماد مردم لازمه همکاری با کلیه امکانات است.
دعوت از کلیه اقشار ایرانی در داخل و خارج از کشور و ایجاد زمینههای اعتماد و امنیت برای این نیروها در بخش های مختلف ضروری مینماید، تا بتوان پتانسیل کافی برای انجام این مهم را از مشارکت جمعی مخالفان و معترضان و منتقدان و موافقان بدست آورد . توجه و تدبیر و مدیریت صحیح این روند میتواند مصداق «جهاد اکبر» و عزم ملی باشد.
«پیام رسالت رسولان خداوند دعوت به توحید و اصلاح است و این ابلاغ جز با گفتگو امکانپذیر نیست.»
رسیدن به یک توافق جهانی برای پرهیز از جنگ و خونریزی و تجاوز و تهدید نظامی و تقاضا کردن سازمان ملل متحد بر نظارت و ایجاد زمینه صلح با کشورهای متخاصم و عقب کشیدن نیروهای نظامیمان از کشورهای منطقه و استفاده و بکارگیری تمامی امکانات برای اصلاح در داخل بعنوان یک راهکار برای وادار کردن دشمنان به عقبنشینی و برداشتن تحریم های اقتصادی پیامدهای آن خواهد بود.
آنچه تاکنون مورد غفلت قرار گرفته، عدم توجه به خواستههای ملی_مردمی و صرف ثروت و منابع مردم برای حفظ نظام و منافع عدهای خاص بوده که نشان میدهد مدیران نظام، امانتداران خوبی برای مردم نبودند.
دستاوردهای انقلاب اسلامی به سیب سرخی شبیه بود که اکنون پوست آن گرفته شده و متاسفانه درون آن سیاهی و تباهی و فساد به چشم میآید.
نیروهای مخالف و معترض و منتقد بهتر میتوانند نقاط ضعف سیستمی را که عوامل داخلی آن نمیبینند و یا به تساهل و حفظ منافع جناحی ندیده گرفته و از کنارشان رد میشوند، به ترازوی انصاف قرار دهند.
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾الزمر
🆔 @jameeno
🔹وَالَّذِينَ اجْتَنَبُوا الطَّاغُوتَ أَنْ يَعْبُدُوهَا وَأَنَابُوا إِلَى اللَّهِ لَهُمُ الْبُشْرَى فَبَشِّرْ عِبَادِ ﴿۱۷﴾الزمر
🔻اصلاح ساختاری با عوامل فساد امکانپذیر نیست
🖌علی نادربابایی
▫️شرایط اقتصادی و اوضاع اجتماعی و فرهنگی جامعه ما روبه انحطاط و سقوط است و این پروسه از چندین سال پیش آغاز شده و اکنون در ادامه این روند، شاهد آشکار شدن بسیاری از مسائل هستیم که به برکت وجود فضای مجازی و شبکههای اجتماعی و عدم امکان اعمال محدودیتهای پیشبینی شده و اقدامات صورت گرفته، در حال گسترش است و شاهد افزایش سطح پوشش آن هستیم.
جهان امروز، جهان تعامل و ارتباط و آگاهی است و نمیتوان از آگاهی مردم پیشگیری نمود، علیرغم برخوردهای امنیتی-نظامی و بهرهگیری از همه تکنیکهای سرکوب، کسی تاکنون نتوانسته مانع از اطلاعرسانی و آگاهی جمعی شود. هرچند موانع مختلفی برای کنترل آن صورت گرفته لکن ناکامی مدیریت کلان در عرصه منع گردش اطلاعات مشهود است.
سردادن شعار «استقلال» در جهان امروز بی معناست و فریبی بیش نیست. در شرایطی که با یک تحریم اقتصادی، برای دور زدن آن بدنبال راهکار میگردیم، خود نشان از عدم «استقلال» است که حتی در چهل سالگی انقلاب (اسلامی) بوضوح شاهد آن هستیم. چهل سالگی برای نظام حاصل از این انقلاب، نه تنها بلوغی به ارمغان نداشته، بلکه ناکامیهای آن بیشتر از قبل برای همگان آشکار شده است.
در شرایط فعلی آنچه برای مردم ایجاد آرامش و امنیت خواهد کرد، بهبود هرچه سریعتر اوضاع اقتصادی و عقب کشیدن نیروهای امنیتی از رفتار سرکوبگرانه و ادامه آن و ایجاد زمینه اطلاعرسانی آزاد برای پیگیری موارد فساد و شناسایی ریشهها و روشن کردن گستردگی دامنه آن و نهایتاً برخورد قانونی همراه با شفافسازی از طریق بخشهای قضایی و نظارتی و بازرسی، همراه با رسانهای کردن و به اطلاع عموم گذاشتن، میباشد و در عین حال اقدامی سریع برای اصلاح قوانین و برداشتن هرگونه موانع موجود (اعم از شورای نگهبان و تشخیص مصلحت نظام و...) از مسیر عملیاتی کردن قانون لازم است.
ضمناً نباید فراموش کرد که نمایندگانی که عصاره نظارت نهادهای خاص هستند، و همدستی و مشارکت برخی از آنها در وقوع جرائم برای همگان محرز شده، در این راستا نخواهند توانست قانونگذاران مورد اعتمادی باشند.
ساختارهای نظام با عوامل موجود که هرکدام سهمی در بوجود آمدن این شرایط داشتهاند، قابل اصلاح نیست و یا لااقل برای مردم قانعکننده نخواهد بود و اعتماد مردم لازمه همکاری با کلیه امکانات است.
دعوت از کلیه اقشار ایرانی در داخل و خارج از کشور و ایجاد زمینههای اعتماد و امنیت برای این نیروها در بخش های مختلف ضروری مینماید، تا بتوان پتانسیل کافی برای انجام این مهم را از مشارکت جمعی مخالفان و معترضان و منتقدان و موافقان بدست آورد . توجه و تدبیر و مدیریت صحیح این روند میتواند مصداق «جهاد اکبر» و عزم ملی باشد.
«پیام رسالت رسولان خداوند دعوت به توحید و اصلاح است و این ابلاغ جز با گفتگو امکانپذیر نیست.»
رسیدن به یک توافق جهانی برای پرهیز از جنگ و خونریزی و تجاوز و تهدید نظامی و تقاضا کردن سازمان ملل متحد بر نظارت و ایجاد زمینه صلح با کشورهای متخاصم و عقب کشیدن نیروهای نظامیمان از کشورهای منطقه و استفاده و بکارگیری تمامی امکانات برای اصلاح در داخل بعنوان یک راهکار برای وادار کردن دشمنان به عقبنشینی و برداشتن تحریم های اقتصادی پیامدهای آن خواهد بود.
آنچه تاکنون مورد غفلت قرار گرفته، عدم توجه به خواستههای ملی_مردمی و صرف ثروت و منابع مردم برای حفظ نظام و منافع عدهای خاص بوده که نشان میدهد مدیران نظام، امانتداران خوبی برای مردم نبودند.
دستاوردهای انقلاب اسلامی به سیب سرخی شبیه بود که اکنون پوست آن گرفته شده و متاسفانه درون آن سیاهی و تباهی و فساد به چشم میآید.
نیروهای مخالف و معترض و منتقد بهتر میتوانند نقاط ضعف سیستمی را که عوامل داخلی آن نمیبینند و یا به تساهل و حفظ منافع جناحی ندیده گرفته و از کنارشان رد میشوند، به ترازوی انصاف قرار دهند.
الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ أُولَئِكَ الَّذِينَ هَدَاهُمُ اللَّهُ وَأُولَئِكَ هُمْ أُولُو الْأَلْبَابِ ﴿۱۸﴾الزمر
🆔 @jameeno
♦️ کشمکش نظری اقتصاددانان بر سر قیمت بنزین
◽️ جامعه نو: در حالیکه کشور در آستانه اصلاح دوبارهای در نظام توزیع بنزین قرار گرفته، مجادلههایی بین دو جریان فکری اقتصادی در باب تحلیل آمارهای موجود مصرف و قیمتهای فعلی این حامل انرژی به وجود آمده است. سخنان دکتر فرشاد مومنی از اقتصاددانان موسوم به نهادگرا و پاسخهای دکتر محمد طبیبیان از اقتصاددانان معتقد به جریان اقتصادی لیبرال را در پست بعدی بخوانید
🆔 @jameeno
◽️ جامعه نو: در حالیکه کشور در آستانه اصلاح دوبارهای در نظام توزیع بنزین قرار گرفته، مجادلههایی بین دو جریان فکری اقتصادی در باب تحلیل آمارهای موجود مصرف و قیمتهای فعلی این حامل انرژی به وجود آمده است. سخنان دکتر فرشاد مومنی از اقتصاددانان موسوم به نهادگرا و پاسخهای دکتر محمد طبیبیان از اقتصاددانان معتقد به جریان اقتصادی لیبرال را در پست بعدی بخوانید
🆔 @jameeno
🔸نظر اساتید اقتصاد: دکتر فرشاد مؤمنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه:
▫️ به دروغها اعتنا نکنید؛ سرانۀ مصرف بنزینِ آمریکا و کانادا بیش از پنج برابر ایران است.
▪️بهای بنزین در ایران به طور نسبی از کشورهای OECD بین ۱.۵ تا ۶ برابر بیشتر است.
▪️این نسبت عیناً در مورد قیمت نسبی بنزین با استاندارد و نسبت بهای بنزین به هزینههای مصرف نهایی خانوار در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم موضوعیت دارد.
▪️هزینۀ نهایی استفاده از خودرو نسبت به کل مخارج خانوار در ایران بین 10 تا 30 برابر کشورهای پیشرفته صنعتی و بین 5 تا 10 برابر نسبت مشابه برای اعراب حوزۀ خلیج فارس است.
☑️ اینکه قیمتهای مطلق مبنای قضاوت قرار میگیرند و بگویند در ایران بنزین اینگونه هست و درآمریکا آنگونه هست، مطلقاً اعتبار علمی ندارد. در اقتصاد با قیمتهای نسبی سروکار داریم. / کانال دوستدار سقراط
🆔 @jameeno
▫️ به دروغها اعتنا نکنید؛ سرانۀ مصرف بنزینِ آمریکا و کانادا بیش از پنج برابر ایران است.
▪️بهای بنزین در ایران به طور نسبی از کشورهای OECD بین ۱.۵ تا ۶ برابر بیشتر است.
▪️این نسبت عیناً در مورد قیمت نسبی بنزین با استاندارد و نسبت بهای بنزین به هزینههای مصرف نهایی خانوار در کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس هم موضوعیت دارد.
▪️هزینۀ نهایی استفاده از خودرو نسبت به کل مخارج خانوار در ایران بین 10 تا 30 برابر کشورهای پیشرفته صنعتی و بین 5 تا 10 برابر نسبت مشابه برای اعراب حوزۀ خلیج فارس است.
☑️ اینکه قیمتهای مطلق مبنای قضاوت قرار میگیرند و بگویند در ایران بنزین اینگونه هست و درآمریکا آنگونه هست، مطلقاً اعتبار علمی ندارد. در اقتصاد با قیمتهای نسبی سروکار داریم. / کانال دوستدار سقراط
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔸نظر اساتید اقتصاد: دکتر فرشاد مؤمنی، عضو هیات علمی دانشگاه علامه: ▫️ به دروغها اعتنا نکنید؛ سرانۀ مصرف بنزینِ آمریکا و کانادا بیش از پنج برابر ایران است. ▪️بهای بنزین در ایران به طور نسبی از کشورهای…
🖌محمد طبیبیان
▫️گرچه سعى مى كنم به اين صحبتها توجه نكنم، اما گاهى ظلم به جوانان كشور است كه در برابر سيل پد آگاهى و ارائه اطلاعات مغلوط تنها رها شوند.
اما توضيح در مورد برخى از مطالب بالا؛
اولا هر كسى مىتواند درك كند كه در آمريكا مصرف سرانه بنزين بالا است. چون جامعهاى است با درآمد سرانه سالى حدود چهل هزار دلار، داراى متوسط دو اتومبيل براى هر خانوار و اندازه متوسط خانوار حدود سه نفر. در مقايسه با كشورى كه در آمد سرانه در حد چهار هزار دلار يا كمتر است و تعداد اتومبيل براى هر خانوار كمتر و اندازه خانوار بزرگتر. مردم يك كشور ثروتمندتر. از هر چيز مفيد از جمله بنزين بيشتر مصرف مى كنند. پس دروغى در كار نبوده.
دوم اصولا اين مقايسه چندان مفيد نيست، بايد ديد هر كشور با استفاده از منابع انرژى چه ميزان توليد ملى ايجاد مىكند. در مقايسه كدام كشور با هر واحد انرژى توليد ملى بيشترى بدست مىدهد. يعنى بايد شدت انرژى را محاسبه كرد. براى اين كار هم شاخص خاصى وجود دارد، تمام مصرف انرژى از هر منبع (ذغال، نفت، گاز، برق آبى،... ) را تبديل به معادل نفت خام مىكنند و نسبت آن را با توليد ملى بدست مىدهند. براى مثال در ويكىپيديا در سال ٢٠٠٩ نسبت بشكه معادل مصرف نفت خام
به توليد ملى براى كشورهاى مختلف به ترتيب زير آمده است.
ايران ٠.٢٤
آمريكا ٠.١٧
تركيه ٠.١١
اتحاديه اروپا ٠.١٥
در واقع ايران يكى از ده پر مصرفترين است. يعنى براى هر دلار توليد ملى منابع انرژى زيادى ضايع مىشود. اين نكته مهمى است كه كارشناسان آگاه سالها است مطرح كردهاند.
از آن مهمتر روند مصرف انرژى به توليد ملى است كه درمورد آمريكا در نمودار زير آمده است. روند همچنین است در مورد سایر کشورهای صنعتی. ملاحظه مىشود تلاش موفقى براى كاهش شدت مصرف انرژى انجام شده. در صورتى كه در كشور ما عليرغم اين كه توليد ملى واقعى راكد بوده مصرف حاملهاى انرژى رشد كرده و ضايعات فزونى يافته كه يك جلوه آن هواى مسموم شهرها است. چرا برخى سعى مىكنند حقايق را وارونه جلوه دهند؟
يك نكته ديگر از مطلب بالا، قيمت بنزين است كه گفته شده بهاى بنزين ايران از oecd تا شش برابر بيشتر است. متوسط قيمت بنزين كشورهاى اتحاديه اروپا بين ٧.٥ تا ٨ دلار براى هر گالن يا چهار ليتر است يعنى حدود دو دلار براى هر ليتر خودتان محاسبه كنيد كه قيمت در اروپا بيشتر است يا ايران.
اين اطلاعات به سادگى از طريق جستجوى گوگل دستيافتنى است.
من به باقى مطلب آن گوينده هم كارى ندارم.
منبع: کانال یادداشتهای شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Ta-02-11
▫️گرچه سعى مى كنم به اين صحبتها توجه نكنم، اما گاهى ظلم به جوانان كشور است كه در برابر سيل پد آگاهى و ارائه اطلاعات مغلوط تنها رها شوند.
اما توضيح در مورد برخى از مطالب بالا؛
اولا هر كسى مىتواند درك كند كه در آمريكا مصرف سرانه بنزين بالا است. چون جامعهاى است با درآمد سرانه سالى حدود چهل هزار دلار، داراى متوسط دو اتومبيل براى هر خانوار و اندازه متوسط خانوار حدود سه نفر. در مقايسه با كشورى كه در آمد سرانه در حد چهار هزار دلار يا كمتر است و تعداد اتومبيل براى هر خانوار كمتر و اندازه خانوار بزرگتر. مردم يك كشور ثروتمندتر. از هر چيز مفيد از جمله بنزين بيشتر مصرف مى كنند. پس دروغى در كار نبوده.
دوم اصولا اين مقايسه چندان مفيد نيست، بايد ديد هر كشور با استفاده از منابع انرژى چه ميزان توليد ملى ايجاد مىكند. در مقايسه كدام كشور با هر واحد انرژى توليد ملى بيشترى بدست مىدهد. يعنى بايد شدت انرژى را محاسبه كرد. براى اين كار هم شاخص خاصى وجود دارد، تمام مصرف انرژى از هر منبع (ذغال، نفت، گاز، برق آبى،... ) را تبديل به معادل نفت خام مىكنند و نسبت آن را با توليد ملى بدست مىدهند. براى مثال در ويكىپيديا در سال ٢٠٠٩ نسبت بشكه معادل مصرف نفت خام
به توليد ملى براى كشورهاى مختلف به ترتيب زير آمده است.
ايران ٠.٢٤
آمريكا ٠.١٧
تركيه ٠.١١
اتحاديه اروپا ٠.١٥
در واقع ايران يكى از ده پر مصرفترين است. يعنى براى هر دلار توليد ملى منابع انرژى زيادى ضايع مىشود. اين نكته مهمى است كه كارشناسان آگاه سالها است مطرح كردهاند.
از آن مهمتر روند مصرف انرژى به توليد ملى است كه درمورد آمريكا در نمودار زير آمده است. روند همچنین است در مورد سایر کشورهای صنعتی. ملاحظه مىشود تلاش موفقى براى كاهش شدت مصرف انرژى انجام شده. در صورتى كه در كشور ما عليرغم اين كه توليد ملى واقعى راكد بوده مصرف حاملهاى انرژى رشد كرده و ضايعات فزونى يافته كه يك جلوه آن هواى مسموم شهرها است. چرا برخى سعى مىكنند حقايق را وارونه جلوه دهند؟
يك نكته ديگر از مطلب بالا، قيمت بنزين است كه گفته شده بهاى بنزين ايران از oecd تا شش برابر بيشتر است. متوسط قيمت بنزين كشورهاى اتحاديه اروپا بين ٧.٥ تا ٨ دلار براى هر گالن يا چهار ليتر است يعنى حدود دو دلار براى هر ليتر خودتان محاسبه كنيد كه قيمت در اروپا بيشتر است يا ايران.
اين اطلاعات به سادگى از طريق جستجوى گوگل دستيافتنى است.
من به باقى مطلب آن گوينده هم كارى ندارم.
منبع: کانال یادداشتهای شخصی نگارنده
🆔 @jameeno
https://telegra.ph/Ta-02-11
Telegraph
نمودار تولید و مصرف انرژی
#الف
🔸دوراهی جنگ و...
▫️شورای سردبیری: مختصات رقومی روابط ایران و ایالاتمتحده هر روز بیشازپیش نشانگر افزایش شیب مسیر رویارویی است. دو کشور در مسیری بد، به سوی وضعیتی وخیم پیش میروند. خوف آن است که بیعقلی و پافشاری از دوسو هردو را به نقطه کنترلناپذیر بکشاند. کاری باید کرد.
ابتدا ببینیم موضع دو طرف در موقعیتی که پنجه در پنجه ندارند چیست. شناخت دوساله از سیاست ترامپ او را علیرغم تهدیدهایش بیمیل به رویارویی مستقیم و طرفدار اعمال فشار اقتصادی و محاصره منطقهای نشان میدهد. به نظر میرسد سیاستش تا مرحله اعمال فشار از راه دور و رویارو کردن ایران با تهدیدهای همسایگان و تضعیف تا حد شکستن کمر مردم و سیستم، از پشتیبانی کافی در میان سیاستمردان ایالاتمتحده برخوردار است. در این سو، حکومت ایران در پافشاریاش بر مقاومت و عدم تسلیم مصمم است و شرایط ارائه شده از سوی ایالاتمتحده (از جمله شرایط دوازدهگانه پومپئو) نیز به صورتی است که تداوممقاومت را نتیجه میدهد. به واقع، ایالاتمتحده با اتکا به دست برتر خود از نظر اقتصاد و زور بازو در جستجوی تسلیمی است که پذیرفته نمیشود.
این موقعیت رو به بهبود نیست بلکه به سمت وخامت پیش میرود. بعید نیست تحریکات اسرائیل و مشاوران ترامپ و وسوسهگری برخی ایرانیان آتش درگیریهایی در خلیج فارس را هم در آستین داشته باشد و صبر حکومت ایران هم بالاخره حدی دارد: اگر ایران زیر فشار کمرشکن اقتصادی بیپایان قرار گیرد و عوض کردن زمین بازی را به عنوان راهحل جستجو کند، آدم باورمند به زور بازوی ایران هم کم نیست. معنای آن، همان است که بولتون میخواهد: تنش منطقهای منجر به درگیری ایران. هرچند تیم ترامپ عاقبت مخوف را نمیخواهد، اما به دلایلی، ایران درگیری با اعراب را بهسرعت به درگیری با ایالات متحده تبدیل خواهد کرد: جنگی برای رفع محاصره!
پایان چنین روندی فقط یک چیز است: مذاکره، که کسی امروز به آن توصیه نمیکند، ولی آن روز، در فرجام جنگ، برای انجام آن حتی نیاز به توصیه نیست. این از یک واقعیت تاریخی ناشی میشود. هیچ جنگی نیست که در پایان آن مذاکرهای در میان نباشد، مگر آنکه یک طرف کاملا مضمحل و از صحنه روزگار پاک شده باشد.
اما حتیاین مسیر میتواند بدیلی داشته باشد: جستجوی میانجی برای صلح.
هرچند سوگندی برای عدم مذاکره بر زبان کسی جاری نشده، اما کسی هم انتظار ندارد حکومت ایران برای گفتگوی زیر فشار با ایالاتمتحده اعلام آمادگی کند. رفتار ایالاتمتحده در دو سال اخیر خارج از هر عرف پذیرفته روابط بینالمللی مسالمتآمیز بوده است، سیاستی سراسر تحریک که مسیر گفتگوی برابر رابسته و طرف مقابل را عملا و آگاهانه به سمت رویارویی هدایت میکند. ایران عملا نمیتواند برای هرنوع مذاکرهای اعلام آمادگی کند، مگر آنکه پذیرفته باشد شکست خورده است.این نتیجه یک طراحی سراسر خباثت و جنگطلبانه است. اما ایران میتواند مسیر آزمایش و پذیرفته شدهای را که قبلا رفته دوباره برود. این بار، درجستجوی میانجی برای صلح و اگر نه صلح، تفاهم با هدف تنشزدایی.
نه طریقی غریب است و نه بعید است که همین الان هم در جریان باشد. اگر ترامپ که سیاست بینالملل را به هم ریخته بر دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده حاکم نشده بود، (و البته در ایران هم روحانیون برجسته قدم زدن ظریف و کری را در حد کفرندانسته بودند) اساسا نیازی به میانجی هم نبود. ولی اکنون، با قفل شدن حماقت ترامپ و خباثت بولتون و نتانیاهو در پافشاری ایران بر تسلیمناپذیری، یا باید از طریق جنگ به سوی مذاکره برویم و یا از طریق میانجی به سوی صلح. بپذیریم عقلا و دوستانی در وسط بنشینند و سطح تنش را پایین بیاورند.
هردو سو به آن احتیاج دارند، هرچند در عرصه تبلیغات کوتاه نیایند. مگر در دوران اوج کفر بودن حرف مذاکره با آمریکا و توصیف دست چدنی و دستکش ابریشم مخفیانه و رودررو در عمان مذاکره نکردیم؟ اکنون سخت نخواهد بود نه خودمان، که قابوس یا نارندرا مودی یا حتی صدر اعظم آلمان به سراغ ترامپ بروند که حرف حسابش با ایران چیست و شرایط پای معاملهاش کدامست و ما چه میدهیم و درعوض چه میخواهیم. نه اینکه امتحانش ضرر نداشته باشد، که انجامش لازم است، اگر میخواهیم از مسیر جنگ به سوی مذاکره نرویم. راه سوم شرافتمندانهای نیست: یا جنگ و سپس مذاکره، یا میانجیگری وسپس ترک مخاصمه.
این مسیر البته مخالفان بسیار دارد؛ از سر خباثت و از روی بیبصیرتی. البته هزینه هم دارد که باید بدهیم. هزینه ظهور ترامپ در قدرتمندترین کشور جهان را همه جهان میدهند، بخشی هم لاجرم به دوش ماست و هزینه قضاوت اشتباهی را هم باید بپردازیم که حکم کرد در کلان معاملهای که با تیم اوباما و کل اروپا کردیم، امتیاز سانتریفوژ و کیکزرد روی میز بگذاریم و فقط لغو تحریمها را بخواهیم. برای جبران گذشته باید از دوستان محدود و مخالفان معقول ایران کمک بگیریم.
🆔 @jameeno
🔸دوراهی جنگ و...
▫️شورای سردبیری: مختصات رقومی روابط ایران و ایالاتمتحده هر روز بیشازپیش نشانگر افزایش شیب مسیر رویارویی است. دو کشور در مسیری بد، به سوی وضعیتی وخیم پیش میروند. خوف آن است که بیعقلی و پافشاری از دوسو هردو را به نقطه کنترلناپذیر بکشاند. کاری باید کرد.
ابتدا ببینیم موضع دو طرف در موقعیتی که پنجه در پنجه ندارند چیست. شناخت دوساله از سیاست ترامپ او را علیرغم تهدیدهایش بیمیل به رویارویی مستقیم و طرفدار اعمال فشار اقتصادی و محاصره منطقهای نشان میدهد. به نظر میرسد سیاستش تا مرحله اعمال فشار از راه دور و رویارو کردن ایران با تهدیدهای همسایگان و تضعیف تا حد شکستن کمر مردم و سیستم، از پشتیبانی کافی در میان سیاستمردان ایالاتمتحده برخوردار است. در این سو، حکومت ایران در پافشاریاش بر مقاومت و عدم تسلیم مصمم است و شرایط ارائه شده از سوی ایالاتمتحده (از جمله شرایط دوازدهگانه پومپئو) نیز به صورتی است که تداوممقاومت را نتیجه میدهد. به واقع، ایالاتمتحده با اتکا به دست برتر خود از نظر اقتصاد و زور بازو در جستجوی تسلیمی است که پذیرفته نمیشود.
این موقعیت رو به بهبود نیست بلکه به سمت وخامت پیش میرود. بعید نیست تحریکات اسرائیل و مشاوران ترامپ و وسوسهگری برخی ایرانیان آتش درگیریهایی در خلیج فارس را هم در آستین داشته باشد و صبر حکومت ایران هم بالاخره حدی دارد: اگر ایران زیر فشار کمرشکن اقتصادی بیپایان قرار گیرد و عوض کردن زمین بازی را به عنوان راهحل جستجو کند، آدم باورمند به زور بازوی ایران هم کم نیست. معنای آن، همان است که بولتون میخواهد: تنش منطقهای منجر به درگیری ایران. هرچند تیم ترامپ عاقبت مخوف را نمیخواهد، اما به دلایلی، ایران درگیری با اعراب را بهسرعت به درگیری با ایالات متحده تبدیل خواهد کرد: جنگی برای رفع محاصره!
پایان چنین روندی فقط یک چیز است: مذاکره، که کسی امروز به آن توصیه نمیکند، ولی آن روز، در فرجام جنگ، برای انجام آن حتی نیاز به توصیه نیست. این از یک واقعیت تاریخی ناشی میشود. هیچ جنگی نیست که در پایان آن مذاکرهای در میان نباشد، مگر آنکه یک طرف کاملا مضمحل و از صحنه روزگار پاک شده باشد.
اما حتیاین مسیر میتواند بدیلی داشته باشد: جستجوی میانجی برای صلح.
هرچند سوگندی برای عدم مذاکره بر زبان کسی جاری نشده، اما کسی هم انتظار ندارد حکومت ایران برای گفتگوی زیر فشار با ایالاتمتحده اعلام آمادگی کند. رفتار ایالاتمتحده در دو سال اخیر خارج از هر عرف پذیرفته روابط بینالمللی مسالمتآمیز بوده است، سیاستی سراسر تحریک که مسیر گفتگوی برابر رابسته و طرف مقابل را عملا و آگاهانه به سمت رویارویی هدایت میکند. ایران عملا نمیتواند برای هرنوع مذاکرهای اعلام آمادگی کند، مگر آنکه پذیرفته باشد شکست خورده است.این نتیجه یک طراحی سراسر خباثت و جنگطلبانه است. اما ایران میتواند مسیر آزمایش و پذیرفته شدهای را که قبلا رفته دوباره برود. این بار، درجستجوی میانجی برای صلح و اگر نه صلح، تفاهم با هدف تنشزدایی.
نه طریقی غریب است و نه بعید است که همین الان هم در جریان باشد. اگر ترامپ که سیاست بینالملل را به هم ریخته بر دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده حاکم نشده بود، (و البته در ایران هم روحانیون برجسته قدم زدن ظریف و کری را در حد کفرندانسته بودند) اساسا نیازی به میانجی هم نبود. ولی اکنون، با قفل شدن حماقت ترامپ و خباثت بولتون و نتانیاهو در پافشاری ایران بر تسلیمناپذیری، یا باید از طریق جنگ به سوی مذاکره برویم و یا از طریق میانجی به سوی صلح. بپذیریم عقلا و دوستانی در وسط بنشینند و سطح تنش را پایین بیاورند.
هردو سو به آن احتیاج دارند، هرچند در عرصه تبلیغات کوتاه نیایند. مگر در دوران اوج کفر بودن حرف مذاکره با آمریکا و توصیف دست چدنی و دستکش ابریشم مخفیانه و رودررو در عمان مذاکره نکردیم؟ اکنون سخت نخواهد بود نه خودمان، که قابوس یا نارندرا مودی یا حتی صدر اعظم آلمان به سراغ ترامپ بروند که حرف حسابش با ایران چیست و شرایط پای معاملهاش کدامست و ما چه میدهیم و درعوض چه میخواهیم. نه اینکه امتحانش ضرر نداشته باشد، که انجامش لازم است، اگر میخواهیم از مسیر جنگ به سوی مذاکره نرویم. راه سوم شرافتمندانهای نیست: یا جنگ و سپس مذاکره، یا میانجیگری وسپس ترک مخاصمه.
این مسیر البته مخالفان بسیار دارد؛ از سر خباثت و از روی بیبصیرتی. البته هزینه هم دارد که باید بدهیم. هزینه ظهور ترامپ در قدرتمندترین کشور جهان را همه جهان میدهند، بخشی هم لاجرم به دوش ماست و هزینه قضاوت اشتباهی را هم باید بپردازیم که حکم کرد در کلان معاملهای که با تیم اوباما و کل اروپا کردیم، امتیاز سانتریفوژ و کیکزرد روی میز بگذاریم و فقط لغو تحریمها را بخواهیم. برای جبران گذشته باید از دوستان محدود و مخالفان معقول ایران کمک بگیریم.
🆔 @jameeno
🔸صدای نو | ۲۳ بهمن ۹۷
ترامپ با کنفرانس ورشو به کدام راه میرود؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
ترامپ با کنفرانس ورشو به کدام راه میرود؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
صدای نو | ۲۳ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۳ بهمن ۹۷
ترامپ با کنفرانس ورشو به کدام راه میرود؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
ترامپ با کنفرانس ورشو به کدام راه میرود؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
🔸صدای نو | ۲۴ بهمن ۹۷
دلیل کسری بیسابقهی بودجه ۹۷ چیست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
دلیل کسری بیسابقهی بودجه ۹۷ چیست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
صدای نو | ۲۴ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۴ بهمن ۹۷
دلیل کسری بیسابقهی بودجه ۹۷ چیست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
دلیل کسری بیسابقهی بودجه ۹۷ چیست؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
#یادداشت_منتخب
🔹گواهی سپردههای ریالی
▫️پویا ناظران: این هفته، گواهی سپردههای ریالی ۲۰٪ی سررسید میشن و من نسبت به تبعات تورمیشون نگرانم. تو این پست میخواهم توضیح بدم چرا.
عرفاً به پول میگیم پول، اما مثل اسکیموها که برای برف چند تا اسم دارند، اقتصاددانها هم برای پول چند تا اسم دارند: پایهپولی، پول، شبهپول، نقدینگی. علتش اینه که آثار اقتصادی هر کدوم از اینها متفاوته.
«پول» مجموع اسکناسهای تو جیب، و موجودی سپردههای جاریه.
«شبهپول» مجموع موجودی سپردههای مدتداره.
«نقدینگی» به مجموع «پول» و «شبهپول» میگن.
«پول» بیشتر تو اقتصاد میگرده، در حالیکه «شبهپول» تو بانک خوابیده. به همین دلیل رشد پول اثر تورمی فوری داره، در حالیکه اثر تورمی رشد شبهپول با تاخیر - گاهی چند سال - بروز میکنه.
نتیجه اینکه اگه کسی به شما گفت قراره یهو پول دو برابر بشه، نگران تورم بشید.
از شنبه ۲۸ بهمن ۹۶، تا پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶، یعنی دقیقا دو هفته کاری، بانکمرکزی به بانکها اجازه داد گواهی سپرده ریالی با سود ۲۰٪ی بفروشند، این در حالی بود که پنج ماه پیشتر، نرخ سود سپرده بانکی رو کاهش داده بود. / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/dd-02-15-5
🔹گواهی سپردههای ریالی
▫️پویا ناظران: این هفته، گواهی سپردههای ریالی ۲۰٪ی سررسید میشن و من نسبت به تبعات تورمیشون نگرانم. تو این پست میخواهم توضیح بدم چرا.
عرفاً به پول میگیم پول، اما مثل اسکیموها که برای برف چند تا اسم دارند، اقتصاددانها هم برای پول چند تا اسم دارند: پایهپولی، پول، شبهپول، نقدینگی. علتش اینه که آثار اقتصادی هر کدوم از اینها متفاوته.
«پول» مجموع اسکناسهای تو جیب، و موجودی سپردههای جاریه.
«شبهپول» مجموع موجودی سپردههای مدتداره.
«نقدینگی» به مجموع «پول» و «شبهپول» میگن.
«پول» بیشتر تو اقتصاد میگرده، در حالیکه «شبهپول» تو بانک خوابیده. به همین دلیل رشد پول اثر تورمی فوری داره، در حالیکه اثر تورمی رشد شبهپول با تاخیر - گاهی چند سال - بروز میکنه.
نتیجه اینکه اگه کسی به شما گفت قراره یهو پول دو برابر بشه، نگران تورم بشید.
از شنبه ۲۸ بهمن ۹۶، تا پنجشنبه ۱۰ اسفند ۹۶، یعنی دقیقا دو هفته کاری، بانکمرکزی به بانکها اجازه داد گواهی سپرده ریالی با سود ۲۰٪ی بفروشند، این در حالی بود که پنج ماه پیشتر، نرخ سود سپرده بانکی رو کاهش داده بود. / وقایع اقتصادیه
🆔 @jameeno
🔻بیشتر بخوانید
https://telegra.ph/dd-02-15-5
Telegraph
گواهی سپردههای ریالی
این هفته، گواهی سپردههای ریالی ۲۰٪ی سررسید میشن و من نسبت به تبعات تورمیشون نگرانم. تو این پست میخواهم توضیح بدم چرا. عرفاً به پول میگیم پول، اما مثل اسکیموها که برای برف چند تا اسم دارند، اقتصاددانها هم برای پول چند تا اسم دارند: پایهپولی، پول، شبهپول،…
#یادداشت_منتخب
https://telegra.ph/Ofogh-02-15-2
🔺رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور
▫️مینا قنبری: این روزها مدام پرسشی میان مردم ردوبدل میشود که منتسبان به خاندانهای در مسند قدرت چه میکنند؟ از کجا و کدام خاندان آمدهاند و در کجا شاغل هستند؟ در این گزارش و جداول آن سعی شده تا مشخصات تعداد کمی از وابستگان مقامات و مسئولین که به واسطه وابستگی به صاحبمنصبان و البته فارغ از جناح آنها توانستهاند به مقام و منصبی برسند، بیاید. در این تحقیق تنها نام افراد و اشخاصی آورده شده که مدارک آن موجود بوده است. و البته تا زمان انتشار این گزارش ممکن است تغییرات معمول سالانه شرکتها، اطلاعات این گزارش را به شکل جزئی تغییر داده باشد، از هرگونه توضیح و تصحیح استقبال خواهد شد. / افق نو
لینک مطلب در سایت افقنو:
http://ofogheno.com/?p=3444
https://telegra.ph/Ofogh-02-15-2
🔺رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور
▫️مینا قنبری: این روزها مدام پرسشی میان مردم ردوبدل میشود که منتسبان به خاندانهای در مسند قدرت چه میکنند؟ از کجا و کدام خاندان آمدهاند و در کجا شاغل هستند؟ در این گزارش و جداول آن سعی شده تا مشخصات تعداد کمی از وابستگان مقامات و مسئولین که به واسطه وابستگی به صاحبمنصبان و البته فارغ از جناح آنها توانستهاند به مقام و منصبی برسند، بیاید. در این تحقیق تنها نام افراد و اشخاصی آورده شده که مدارک آن موجود بوده است. و البته تا زمان انتشار این گزارش ممکن است تغییرات معمول سالانه شرکتها، اطلاعات این گزارش را به شکل جزئی تغییر داده باشد، از هرگونه توضیح و تصحیح استقبال خواهد شد. / افق نو
لینک مطلب در سایت افقنو:
http://ofogheno.com/?p=3444
Telegraph
رد خون در نرخ اشتغال و بیکاری کشور
افق نو: این روزها مدام پرسشی میان مردم ردوبدل میشود که منتسبان به خاندانهای در مسند قدرت چه میکنند؟ از کجا و کدام خاندان آمدهاند و در کجا شاغل هستند؟ در این گزارش و جداول آن سعی شده تا مشخصات تعداد کمی از وابستگان مقامات و مسئولین که به واسطه وابستگی…
#یادداشتهای_اوین
🔸بقا، لازمه ارزش تاریخی
🖌معلم دربند؛ #محمد_حبیبی
▫️اروین یالوم روانکاو و نویسنده آمریکایی، کتابی دارد با عنوان دروغگویی روی مبل؛ در بخشی از این کتاب، یالوم مناسبت تولد را دستمایه نمایش تناقضی شگرف در زندگی قرار میدهد. هر بار که جشنی برای تولد انسانی برگزار میشود، شادی و نشاط به ظاهر هسته مرکزی است، در حالی که واقعیت درونی، غم گذران عمر و نزدیکی به نیستی است و چه چیز هراسناک تر از نیستی برای آدمی. در این میان یالوم به نکته ای ظریف و در عین حال عمیق اشاره میکند و آن تمایز میان ارزش و بقاست. اگر ارزش و بقا را یکی بگیریم، نتیجه نهایی، نهیلیسم و پوچگرایی است و تمایز میان این دوف محرک زندگی آدمی است.
اگر روایت این روانشناس اگزیستانسیالیست، برای فرد فردِ آدمیان صادق باشد، پیرامون برساختههای جمعی آدمیان، نهادهای مدنی و اجتماعی گزارهای نادرست است. برای نهادهای مدنی، جمع میان ارزش و بقا، هم لازم است و هم اجتناب ناپذیر.
بقای یک نهاد مدنی محدود به عمر یک نسل نیست و چه بسا برای سالها و دههها، نسل به نسل تداوم یابد و در صحنه تاریخ یک سرزمین نقش سرنوشت سازی ایفا کند. به عبارت دیگر واجد ارزش تاریخی شود.
نسلهای هر مجموعه، یک به یک میآیند و میروند و آنچه که در پس پیشانی تاریخ حک میشود نام آن مجموعه است. پس اگر جشنهای تولد برای هر فرد گامی است تدریجی به سوی نیستی، سالروز تاسیس هر نهاد مدنی نشانه ای است از بقا در سپهر تاریخی.
با این همه اگر چه بقا شرط لازم است، اما کافی نیست. اینکه این نقش تاریخی چگونه انجام شده را قضاوت تاریخی مشخص میکند. همچنان که تاریخ معاصر ایران نهادهای مدنی اش را با همه کم وزنی شان به قضاوت نشسته و می نشیند. از میان همه آنها عبرت آموزتر سرنوشت حزب توده ایران است.حزبی که بعد از گذشت یک قرن، همچنان یکی از گسترده ترین مجموعه های سیاسی است که تاریخ این کشور به خود دیده است. در این حزب هم به نامهایی چون خسرو روزبه و وارطان برمیخوریم؛ نمادهایی از آرمان و و مقاومت. و هم وادادگی کسانی چون عبدالصمد کامبخش و کیانوری را می بینیم. با این همه در سپهر تاریخی ایران، خیانت به وطن و سرسپردگی به بیگانه با نام این حزب عجین است. چه آن زمان که در هنگامه ملی شدن صنعت نفت، پیرمرد احمدآبادی را تنها گذاشتند و چه سالها بعد که در آغازین سالهای انقلاب 57 ، به همراهان و همفکران خود پشت کردند.
آری تاریخ در نهایت قضاوت میکند، چرا که داوری منصف و سختگیر است. قضاوت میکند سخت، تلخ و گزنده. بی شک روزی هم به قضاوت ما خواهد نشست. همه، چه آنها که در گذشته، چه ما که در حال و چه آیندگان که به عنوان معلمان این سرزمین به این مجموعه پیوسته و میپیوندند، باید دل نگران این قضاوت تاریخی باشند. در آن روز نامها فراموش شده اند و فقط یک نام تن به قضاوت تاریخی می دهد و آن کانون صنفی معلمان است. پس همچنان که فروغ فرخزاد می گوید:
" پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است. "
زندان اوین
🆔 @jameeno
🔸بقا، لازمه ارزش تاریخی
🖌معلم دربند؛ #محمد_حبیبی
▫️اروین یالوم روانکاو و نویسنده آمریکایی، کتابی دارد با عنوان دروغگویی روی مبل؛ در بخشی از این کتاب، یالوم مناسبت تولد را دستمایه نمایش تناقضی شگرف در زندگی قرار میدهد. هر بار که جشنی برای تولد انسانی برگزار میشود، شادی و نشاط به ظاهر هسته مرکزی است، در حالی که واقعیت درونی، غم گذران عمر و نزدیکی به نیستی است و چه چیز هراسناک تر از نیستی برای آدمی. در این میان یالوم به نکته ای ظریف و در عین حال عمیق اشاره میکند و آن تمایز میان ارزش و بقاست. اگر ارزش و بقا را یکی بگیریم، نتیجه نهایی، نهیلیسم و پوچگرایی است و تمایز میان این دوف محرک زندگی آدمی است.
اگر روایت این روانشناس اگزیستانسیالیست، برای فرد فردِ آدمیان صادق باشد، پیرامون برساختههای جمعی آدمیان، نهادهای مدنی و اجتماعی گزارهای نادرست است. برای نهادهای مدنی، جمع میان ارزش و بقا، هم لازم است و هم اجتناب ناپذیر.
بقای یک نهاد مدنی محدود به عمر یک نسل نیست و چه بسا برای سالها و دههها، نسل به نسل تداوم یابد و در صحنه تاریخ یک سرزمین نقش سرنوشت سازی ایفا کند. به عبارت دیگر واجد ارزش تاریخی شود.
نسلهای هر مجموعه، یک به یک میآیند و میروند و آنچه که در پس پیشانی تاریخ حک میشود نام آن مجموعه است. پس اگر جشنهای تولد برای هر فرد گامی است تدریجی به سوی نیستی، سالروز تاسیس هر نهاد مدنی نشانه ای است از بقا در سپهر تاریخی.
با این همه اگر چه بقا شرط لازم است، اما کافی نیست. اینکه این نقش تاریخی چگونه انجام شده را قضاوت تاریخی مشخص میکند. همچنان که تاریخ معاصر ایران نهادهای مدنی اش را با همه کم وزنی شان به قضاوت نشسته و می نشیند. از میان همه آنها عبرت آموزتر سرنوشت حزب توده ایران است.حزبی که بعد از گذشت یک قرن، همچنان یکی از گسترده ترین مجموعه های سیاسی است که تاریخ این کشور به خود دیده است. در این حزب هم به نامهایی چون خسرو روزبه و وارطان برمیخوریم؛ نمادهایی از آرمان و و مقاومت. و هم وادادگی کسانی چون عبدالصمد کامبخش و کیانوری را می بینیم. با این همه در سپهر تاریخی ایران، خیانت به وطن و سرسپردگی به بیگانه با نام این حزب عجین است. چه آن زمان که در هنگامه ملی شدن صنعت نفت، پیرمرد احمدآبادی را تنها گذاشتند و چه سالها بعد که در آغازین سالهای انقلاب 57 ، به همراهان و همفکران خود پشت کردند.
آری تاریخ در نهایت قضاوت میکند، چرا که داوری منصف و سختگیر است. قضاوت میکند سخت، تلخ و گزنده. بی شک روزی هم به قضاوت ما خواهد نشست. همه، چه آنها که در گذشته، چه ما که در حال و چه آیندگان که به عنوان معلمان این سرزمین به این مجموعه پیوسته و میپیوندند، باید دل نگران این قضاوت تاریخی باشند. در آن روز نامها فراموش شده اند و فقط یک نام تن به قضاوت تاریخی می دهد و آن کانون صنفی معلمان است. پس همچنان که فروغ فرخزاد می گوید:
" پرواز را به خاطر بسپار، پرنده مردنی است. "
زندان اوین
🆔 @jameeno
#الف
🔹جوانها، سیاست، و ....
▫️شورای سردبیری: حدود یک ماه پیش، در الفی که عنوان "جمهوری نازا" داشت و به توضیح مفهوم #نازایی_سیاسی میپرداخت از یک اصلاحطلب برجسته نقل قولی آوردیم که لازم بود جداگانه به نکتهای در جوف آن بپردازیم و البته در آن هنگام جایش نبود و اکنون به آن میرسیم.
در آنجا، هنگام بحث از بحران گفتمانی جبهه اصلاحطلب گفته بودیم شرایطی متصور است که اصلاحطلبان در آن ".... در زایش گفتمان تازه سیاسی درمیمانند و آنقدر درمانده از جستن راه، که زعمای تفکر در آن، راه برونرفت از برهوت بیاندیشگی را میدان دادن به جوانان اعلام میکنند؛ همان راهی که ورد زبان سیاستمداران کلاهبردار بیراهحل است..."
همین موضوع بود که لازم بود و هست بدان بپردازیم: جوانان، در عرصه سیاست. از زمان صدر مائو و انقلاب فرهنگیاش، تا دکتر محمدرضا تاجیک و امیدش به گفتمانسازی جوانان و تا دیگران.... یک بازی خطا، منحط و گاه خباثتآمیز که بهانه شیک میدان دادن به جوانان را به میان میکشد تا اهداف سیاسی خود را پیش ببرد. امتحان بدی در دنیا داده است. چند مثال مختصر بزنیم.
در سراسر دهه ۸۰ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی زیر فشار اتهام برخی شکلدهندگان افکار عمومی در محافل سیاسی بود که سازمانی است مرکب از "پیر و پاتالها" که همگی در یک فولکسواگن جا میگیرند و در را هم به روی جوانان باز نمیکنند. یکبار خبرنگار جوانی بهزاد نبوی را تحت فشار گذاشت که چرا چنین است و باید چنان باشد. پیر سیاست عاقبت از کوره در رفت و گفت "من دوبرابر سن تو سابقه سیاسی دارم، داری به من یاد میدهی حزبم را چطور اداره کنم؟" اما عاقبت، هسته مرکزی آن سازمان استخوان خردکرده هم تسلیم شد و در آخرین کنگره سالانهاش به طرزی غریب دو جوان را به عضویت دفتر سیاسی خود در آورد. جوانان خوبی بودند، اما اندکی بعد با سرکوب جنبش سبز و دستگیر شدن اعضای کلیدی احزاب، گویا با اولین مشت و لگد و تهدید وحشت کردند و به اصطلاح بریدند و در آن مصاحبههای معروف به دستور بازجویان به لکهدار کردن سازمان سیاسی خودشان پرداختند. شبی که نبوی از زندان مرخص شد و همه دوستانش با لب خندان و چشمانی رخشان به دیدار او شتافتند، یکی از آن دو جوان با چشمی اشکبار و سری افکنده آمده بود. آنقدر ویران، که پیر سیاست لازم دید او را به بر بگیرد و...
اما جوانگرایی در سیاست همیشه اینقدر کمهزینه نیست. در ۱۹۶۶، مائوتسهتونگ هنگامی که خواست ناکامیها و بحرانهای ناشی از برنامههای مشعشع خود را بپوشاند و حزب کمونیست چین را تصفیه کند، یک انقلاب فرهنگی به راه انداخت. جنگی بر سر قدرت که عنوان فرهنگی به خود گرفت، قدرت صدر مائو را تثبیت کرد، حدود یک و نیم میلیون نفر کشته داد و البته مجریان آن جوانان بودند. مائو که میگفت دیگر به توانایی و اراده پیران اعتماد ندارد و آنها ابتکار عمل و جرأت ندارند گاردهای سرخ را پدید آورد که متشکل از دانشآموزان و دانشجویان طرفدارش بودند و ابزار سرکوب مخالفان صدر مائو شدند. فاجعه تا نزدیکی مرگ مائو به شدت ادامه داشت و کمونیسم چینی را هم به نام جوانان به بدنامی کشاند.... به همین دلیل است که در آن #الف گفته بودیم جوانگرایی ورد زبان سیاستمداران کلاهبردار بیراهحل است.
شارلاتانیسم خوشامدگویی به جوانان و سوءاستفاده سیاسی از آنها درایران شیوعی تمام دارد. همه به آن مبتلایند و البته محمود احمدینژاد آن را تکامل بخشیده است. او در دوره اول خود پستی به عنوان مشاور جوان در کنار وزرا و معاونان وزرا اختراع کرده بود که بر اساس آن یک اتاق و رئیس دفتر به این مشاوران داده میشد و با قدرت اعطایی، حق مداخله در هر امری را داشتند، اما هیچ تجربه و شناختی از جایی که به آن میرفتند نداشتند. ابتدا در اثر ناآگاهی زیان میزدند و سپس هنگامی که کارمندان حرفهای و نخاله آنها را زیر نفوذ میگرفتند، به آلت سوءاستفاده بدل میشدند...
رفتن به سراغ جوانان برای مسئولیتهای بزرگ، کشورداری، مدیریت و تصمیمسازی یک حقه سیاسی آلوده به جنایت ملی است. به جوانان باید امید داد که در جامعهای با فرصتهای برابر، بیفساد، آزاد و امن زندگی خواهند کرد. بروند درسشان را بخوانند و در کنار آن در فعالیتهای اجتماعی به آزادی و بدون واهمه مشارکت کنند و از اشتباهات سیاسی پدران تجربه بگیرند. بخوانند، بخوانند، و بخوانند. نوبت آنها وقتی است که شقیقههایشان به سپیدی بزند.
جوانگرایی واقعی، همین است.
🆔 @jameeno
🔹جوانها، سیاست، و ....
▫️شورای سردبیری: حدود یک ماه پیش، در الفی که عنوان "جمهوری نازا" داشت و به توضیح مفهوم #نازایی_سیاسی میپرداخت از یک اصلاحطلب برجسته نقل قولی آوردیم که لازم بود جداگانه به نکتهای در جوف آن بپردازیم و البته در آن هنگام جایش نبود و اکنون به آن میرسیم.
در آنجا، هنگام بحث از بحران گفتمانی جبهه اصلاحطلب گفته بودیم شرایطی متصور است که اصلاحطلبان در آن ".... در زایش گفتمان تازه سیاسی درمیمانند و آنقدر درمانده از جستن راه، که زعمای تفکر در آن، راه برونرفت از برهوت بیاندیشگی را میدان دادن به جوانان اعلام میکنند؛ همان راهی که ورد زبان سیاستمداران کلاهبردار بیراهحل است..."
همین موضوع بود که لازم بود و هست بدان بپردازیم: جوانان، در عرصه سیاست. از زمان صدر مائو و انقلاب فرهنگیاش، تا دکتر محمدرضا تاجیک و امیدش به گفتمانسازی جوانان و تا دیگران.... یک بازی خطا، منحط و گاه خباثتآمیز که بهانه شیک میدان دادن به جوانان را به میان میکشد تا اهداف سیاسی خود را پیش ببرد. امتحان بدی در دنیا داده است. چند مثال مختصر بزنیم.
در سراسر دهه ۸۰ سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی زیر فشار اتهام برخی شکلدهندگان افکار عمومی در محافل سیاسی بود که سازمانی است مرکب از "پیر و پاتالها" که همگی در یک فولکسواگن جا میگیرند و در را هم به روی جوانان باز نمیکنند. یکبار خبرنگار جوانی بهزاد نبوی را تحت فشار گذاشت که چرا چنین است و باید چنان باشد. پیر سیاست عاقبت از کوره در رفت و گفت "من دوبرابر سن تو سابقه سیاسی دارم، داری به من یاد میدهی حزبم را چطور اداره کنم؟" اما عاقبت، هسته مرکزی آن سازمان استخوان خردکرده هم تسلیم شد و در آخرین کنگره سالانهاش به طرزی غریب دو جوان را به عضویت دفتر سیاسی خود در آورد. جوانان خوبی بودند، اما اندکی بعد با سرکوب جنبش سبز و دستگیر شدن اعضای کلیدی احزاب، گویا با اولین مشت و لگد و تهدید وحشت کردند و به اصطلاح بریدند و در آن مصاحبههای معروف به دستور بازجویان به لکهدار کردن سازمان سیاسی خودشان پرداختند. شبی که نبوی از زندان مرخص شد و همه دوستانش با لب خندان و چشمانی رخشان به دیدار او شتافتند، یکی از آن دو جوان با چشمی اشکبار و سری افکنده آمده بود. آنقدر ویران، که پیر سیاست لازم دید او را به بر بگیرد و...
اما جوانگرایی در سیاست همیشه اینقدر کمهزینه نیست. در ۱۹۶۶، مائوتسهتونگ هنگامی که خواست ناکامیها و بحرانهای ناشی از برنامههای مشعشع خود را بپوشاند و حزب کمونیست چین را تصفیه کند، یک انقلاب فرهنگی به راه انداخت. جنگی بر سر قدرت که عنوان فرهنگی به خود گرفت، قدرت صدر مائو را تثبیت کرد، حدود یک و نیم میلیون نفر کشته داد و البته مجریان آن جوانان بودند. مائو که میگفت دیگر به توانایی و اراده پیران اعتماد ندارد و آنها ابتکار عمل و جرأت ندارند گاردهای سرخ را پدید آورد که متشکل از دانشآموزان و دانشجویان طرفدارش بودند و ابزار سرکوب مخالفان صدر مائو شدند. فاجعه تا نزدیکی مرگ مائو به شدت ادامه داشت و کمونیسم چینی را هم به نام جوانان به بدنامی کشاند.... به همین دلیل است که در آن #الف گفته بودیم جوانگرایی ورد زبان سیاستمداران کلاهبردار بیراهحل است.
شارلاتانیسم خوشامدگویی به جوانان و سوءاستفاده سیاسی از آنها درایران شیوعی تمام دارد. همه به آن مبتلایند و البته محمود احمدینژاد آن را تکامل بخشیده است. او در دوره اول خود پستی به عنوان مشاور جوان در کنار وزرا و معاونان وزرا اختراع کرده بود که بر اساس آن یک اتاق و رئیس دفتر به این مشاوران داده میشد و با قدرت اعطایی، حق مداخله در هر امری را داشتند، اما هیچ تجربه و شناختی از جایی که به آن میرفتند نداشتند. ابتدا در اثر ناآگاهی زیان میزدند و سپس هنگامی که کارمندان حرفهای و نخاله آنها را زیر نفوذ میگرفتند، به آلت سوءاستفاده بدل میشدند...
رفتن به سراغ جوانان برای مسئولیتهای بزرگ، کشورداری، مدیریت و تصمیمسازی یک حقه سیاسی آلوده به جنایت ملی است. به جوانان باید امید داد که در جامعهای با فرصتهای برابر، بیفساد، آزاد و امن زندگی خواهند کرد. بروند درسشان را بخوانند و در کنار آن در فعالیتهای اجتماعی به آزادی و بدون واهمه مشارکت کنند و از اشتباهات سیاسی پدران تجربه بگیرند. بخوانند، بخوانند، و بخوانند. نوبت آنها وقتی است که شقیقههایشان به سپیدی بزند.
جوانگرایی واقعی، همین است.
🆔 @jameeno
صدای نو | ۲۷ بهمن ۹۷
@jameeno : گروه جامعه نو
🔸صدای نو | ۲۷ بهمن ۹۷
آیا به میدان کشاندن جوانان راهحل مسئله است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow
آیا به میدان کشاندن جوانان راهحل مسئله است؟
صدای نو، در کانال جامعه نو و در حساب صداینو در ساندکلاود.
🆔 @jameeno
📻 soundcloud.com/sedayenow