📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان –قسمت دوم
🔸گل، مهمانِ ناخوانده خانه ها
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش دوم این گزارش مفصل به پل دختر و روستاهایش اختصاص دارد.
سیل شرایط پلدختر را تبدیل به یک فاجعه کرده است، نیمی از شهر با گلی با ارتفاع یک و نیم تا 2متر پوشیده شده است، گلهایی که سفت وچسبناک بوده و آمیختهای از خاک رس و ماسه بادی است که حالا پس از گذشت چند روز سخت شده و کندن و دور کردن آن کاری سخت است، گل و لای در خانه ها تا ارتفاعی بالاتر از کابینت آشپزخانهها نفوذ کرده، شرایط پیچیده است، گل ها را نه می توان با بیل عادی از خانهها دور کرد و نه می توان از لودر استفاده کرد، مردم شهر برای پاکسازی خانه ها شدیدا نیازمند باب کت هستند.
غذارسانی و توزیع آب معدنی و کمکهای اولیه توسط امدادگران و سازمانهای مردم نهاد حاضر در منطقه انجام میشود، 2 آشپزخانه توسط سپاه و یک نهاد خصوصی ساخته شده است، اما شرایط روحی مردم آنقدر بد است که به گفته فعالان اجتماعی برخی از آنها به دنبال آب و غذا نمیروند و تمایلی به خوردن ندارند.
ساختمان کلانتری کاملا تخریب شده و اثری از آن نیست، ساختمان مدارس به شدت آسیب دیده و حیاط یکی از مدارس تبدیل به تپهای از گل شده است. ساختمان هایی که سرپا هستند مانند ساختمان پست، عمدتا زیرشان خالی است.
سیل انقدر قوی و خانمانبرانداز بوده که سیل بند قدیم و جدید شهر را کاملا در هم شکسته شده و قطعات بزرگ بتنی آنها را به عنوان میراث شوم خود به داخل شهر آورده است، قطعاتی که اکنون در گل و لای شهر جا خوش کرده اند، محله پشت سیل بند قدیمی نیز کاملا شسته شده و از بین رفته است.
یکی از فعالان اجتماعی که تمامی مناطق شهر را دیده است می گوید زیرساخت های پلدختر کاملا تخریب شده و قسمت خاکریز پلها که به جادههای شهری متصل می شوند از بین رفته اند و تنها قسمتهایی که روی ستون قرار دارند باقی است.
جاده پلدختر- اندیمشک نیز آسیب جدی دیده است به صورتی که یک باند آن تخریب شده است و قسمتهایی از باند دیگر نیز زیرش خالی و با سیل شسته شده است .
آب و برق بخشهایی شهر تا حدود زیاد وصل شده اما برای احتیاط و حذر از آلودگیهای احتمالی مردم همچنان از آب معدنی استفاده میکنند. نبود آبی که از سلامت آن مطمئن باشند، و به تبع آن سختی رعایت نکات بهداشتی، باعث نگرانی بابت افزایش عفونت های زنان و افزایش گلودردهای ویروسی در شهر شده است.
پوست دست زنی میانسال که با سیلاب تماس داشته است، دچار حالتی شبیه به سوختگی شده است اما هنوز پایشی در خصوص میزان الودگی سیل صورت نگرفته است، یکی از فعالان اجتماعی می گوید:« برای شناسایی که به شهر آمدم ، جایی زمین خوردم و دستم در گل فرورفت، درست در همان ناحیه پوست دستم دچار خارش و التهاب شد. موضوع پایش آلودگی سیل و گل و لای به جای مانده از آن موضوعی است که حتما باید مورد توجه مسئولان مربوطه قرار بگیرد.
اما مشکلات این شهر در همین نقطه به پایان نمی رسد پلدختر هوایی به شدت گرم داشته و به گفته محلیها دمای آن طی تابستان به 57 درجه هم میرسد، این درحالی است که هوا یمنطقه به دلیل بخار شدن آب ،این روزها به شدت شرجی شده است و از سوی دیگر وجود گل و لای خشک شده میزان گرد و غبار در سطح شهر را افزایش داده به نحوی که بیم آن میرود، این گرد و غبار در آینده تبدیل به یک معضل زیست محیطی برای مردم پلدختر و مناطق اطراف شود.
مشکلات مردم بعد از فروکش کردن تب و تاب سیل ادامه خواهد داشت، زیرا مردم ظرف 2، 3 ساعت از خانههای خود گریختهاند و برخلاف مردم معمولان فرصت جمع کردن وسایل مهم از جمله اوراق هویت خود را نداشتهاند، با برخی از مردم شهر که صحبت می کنی نه اوراق هویت دارند ونه حتی کد ملی خود را حفظ هستند، این موضوعی است که باید و باید سازمان ثبت احوال و وزارت کشور هرچه سریعتر نسبت به حل و فصل آن برای پیشگیری از آسیبهای بیشتر چاره اندیشی و برنامهریزی کند.
آب، تعدادی از روستاها و مزارع و زمینهای کشاورزی را بلعیده و یکی از محله های پلدختر را به زیر کشیده است.
🆔 @jameeno
🔸گل، مهمانِ ناخوانده خانه ها
▫️شادی مکی: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به همراه جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش دوم این گزارش مفصل به پل دختر و روستاهایش اختصاص دارد.
سیل شرایط پلدختر را تبدیل به یک فاجعه کرده است، نیمی از شهر با گلی با ارتفاع یک و نیم تا 2متر پوشیده شده است، گلهایی که سفت وچسبناک بوده و آمیختهای از خاک رس و ماسه بادی است که حالا پس از گذشت چند روز سخت شده و کندن و دور کردن آن کاری سخت است، گل و لای در خانه ها تا ارتفاعی بالاتر از کابینت آشپزخانهها نفوذ کرده، شرایط پیچیده است، گل ها را نه می توان با بیل عادی از خانهها دور کرد و نه می توان از لودر استفاده کرد، مردم شهر برای پاکسازی خانه ها شدیدا نیازمند باب کت هستند.
غذارسانی و توزیع آب معدنی و کمکهای اولیه توسط امدادگران و سازمانهای مردم نهاد حاضر در منطقه انجام میشود، 2 آشپزخانه توسط سپاه و یک نهاد خصوصی ساخته شده است، اما شرایط روحی مردم آنقدر بد است که به گفته فعالان اجتماعی برخی از آنها به دنبال آب و غذا نمیروند و تمایلی به خوردن ندارند.
ساختمان کلانتری کاملا تخریب شده و اثری از آن نیست، ساختمان مدارس به شدت آسیب دیده و حیاط یکی از مدارس تبدیل به تپهای از گل شده است. ساختمان هایی که سرپا هستند مانند ساختمان پست، عمدتا زیرشان خالی است.
سیل انقدر قوی و خانمانبرانداز بوده که سیل بند قدیم و جدید شهر را کاملا در هم شکسته شده و قطعات بزرگ بتنی آنها را به عنوان میراث شوم خود به داخل شهر آورده است، قطعاتی که اکنون در گل و لای شهر جا خوش کرده اند، محله پشت سیل بند قدیمی نیز کاملا شسته شده و از بین رفته است.
یکی از فعالان اجتماعی که تمامی مناطق شهر را دیده است می گوید زیرساخت های پلدختر کاملا تخریب شده و قسمت خاکریز پلها که به جادههای شهری متصل می شوند از بین رفته اند و تنها قسمتهایی که روی ستون قرار دارند باقی است.
جاده پلدختر- اندیمشک نیز آسیب جدی دیده است به صورتی که یک باند آن تخریب شده است و قسمتهایی از باند دیگر نیز زیرش خالی و با سیل شسته شده است .
آب و برق بخشهایی شهر تا حدود زیاد وصل شده اما برای احتیاط و حذر از آلودگیهای احتمالی مردم همچنان از آب معدنی استفاده میکنند. نبود آبی که از سلامت آن مطمئن باشند، و به تبع آن سختی رعایت نکات بهداشتی، باعث نگرانی بابت افزایش عفونت های زنان و افزایش گلودردهای ویروسی در شهر شده است.
پوست دست زنی میانسال که با سیلاب تماس داشته است، دچار حالتی شبیه به سوختگی شده است اما هنوز پایشی در خصوص میزان الودگی سیل صورت نگرفته است، یکی از فعالان اجتماعی می گوید:« برای شناسایی که به شهر آمدم ، جایی زمین خوردم و دستم در گل فرورفت، درست در همان ناحیه پوست دستم دچار خارش و التهاب شد. موضوع پایش آلودگی سیل و گل و لای به جای مانده از آن موضوعی است که حتما باید مورد توجه مسئولان مربوطه قرار بگیرد.
اما مشکلات این شهر در همین نقطه به پایان نمی رسد پلدختر هوایی به شدت گرم داشته و به گفته محلیها دمای آن طی تابستان به 57 درجه هم میرسد، این درحالی است که هوا یمنطقه به دلیل بخار شدن آب ،این روزها به شدت شرجی شده است و از سوی دیگر وجود گل و لای خشک شده میزان گرد و غبار در سطح شهر را افزایش داده به نحوی که بیم آن میرود، این گرد و غبار در آینده تبدیل به یک معضل زیست محیطی برای مردم پلدختر و مناطق اطراف شود.
مشکلات مردم بعد از فروکش کردن تب و تاب سیل ادامه خواهد داشت، زیرا مردم ظرف 2، 3 ساعت از خانههای خود گریختهاند و برخلاف مردم معمولان فرصت جمع کردن وسایل مهم از جمله اوراق هویت خود را نداشتهاند، با برخی از مردم شهر که صحبت می کنی نه اوراق هویت دارند ونه حتی کد ملی خود را حفظ هستند، این موضوعی است که باید و باید سازمان ثبت احوال و وزارت کشور هرچه سریعتر نسبت به حل و فصل آن برای پیشگیری از آسیبهای بیشتر چاره اندیشی و برنامهریزی کند.
آب، تعدادی از روستاها و مزارع و زمینهای کشاورزی را بلعیده و یکی از محله های پلدختر را به زیر کشیده است.
🆔 @jameeno
📌گزارش اختصاصی جامعه نو از استان سیل زده لرستان- قسمت آخر
🔸شیرز؛ ژئوپارکی که دیگر وجود ندارد
▫️جامعه نو: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش آخر این گزارش مفصل به کوهدشت و روستاهای اطراف آن و البته تنگه شیرز اختصاص دارد:
🔹شادی مکی، خبرنگار: به سمت شهرستان کوهدشت میرویم، کوهدشت مرکزی آسیب ندیده است، اما راههای ارتباطی در برخی روستاهای کوهدشت شمالی و جنوبی کاملا قطع است، برای رسیدن به کوهدشت شمالی به سمت تنگه شیرز حرکت می کنیم، ژئوپارکی طبیعی و زیبا در کنار رودخانه وحشی و سحرانگیز سیمره که چند روز پیش بر سر اهالی بخشهایی از لرستان آوار شد قرار دارد.
در مسیر تنگه شیرز بخش هایی از جاده تخریب شده و قدرت سیل آن قدر زیاد بوده که ترکهایی عمیق بر سطح آسفالت جاده ایجاد کرده است، پلهایی که در مسیر هستند غالبا تخریب شده و به تازگی پلهایی موقت جای آن را گرفته است. هرچه به تنگه شیرز نزدیک تر میشویم میزان تخریب جاده بیشتر میشود.
به ابتدای تنگه می رسیم، مکانی زیبا و بهشت گون درست در کنار سیمره خروشان که به خاطرت هم خطور نمیکند که چند روزپیش این رود چه بر سر آن آورده است. مابقی راه بسته است و نمیتوانیم به روستاها برویم.
یکی از افراد محلی که در تنگه صاحب کسب و کار بوده است به استقبال میآید، استخر پرورش ماهی اش را نشانم می دهد که حالا درآن اثری از ماهی نیست، دیگر توان غذا درست کردن و فروختن به توریستها را هم ندارد و چیزی حدود یک میلیارد تومان خسارت دیده است، او درباره روز حادثه میگوید:« ساعت11 شب بود، فقط من و 3 نفر از همکارهام اینجا بودیم و اخبار رو نگاه می کردیم که مرتب هشدار میداد از رودخونه ها فاصله بگیرید، همون موقعها یکی از اقوام تماس گرفت و گفت قرار سمت شما سیل بیاد، سریع رفتم بیرون ببینم رودخونه در چه حال هست، که دیدم سطح آب خیلی بالا اومده و آروم آروم داره سمت ما میاد، زود ماشینها را روشن کرده و سمت سرتپه فرار کردیم اما همه زندگیم از دستم رفت.»
مرد سقف آهنی را که در فاصله کمی از زمین قرار دارد نشانم میدهد و میگوید: «اینجا تا چند روزپیش پارکینگ بود اما الان چیزی ازش باقی نمونده و درست زیرپات یک تراکتورو دو تا ماشین سواری دفن شده» ، بعد خانهاش را نشانم میدهد، جایی که حالا راه ورودی آن با سنگ و خاک پوشیده شده و تنها بخش کوچکی در انتهای در ورودی قابل رویت است.
حرف های مرد که تمام میشود سروصدایی نظرم را جلب میکند گروهی از آفرود بازان از تهران به کمک هلال احمر آمدهاند تا خانوادههایی را که خودروهایشان در روستاهای اطراف مانده و به دلیل قطع شدن مسیر ارتباطی نتوانستهاند از روستا خارج شوند، از رود سیمره دهند، برای این کار آفرود بازان خود به درون رود خانه رفت و تسمه ای را به خودروها متصل و با کمک خودروی خود از آب بیرون می کشند زحمت آفرودبازان که به قول یکی از آنها چندروزی است نخوابیدهاند ستودنی است،باید این نکته را اضافه کرد که تیمهای آفرود از اقصی نقاط ایران برای کمک به لرستانی ها داوطلبانه به مناطق سیل زده استان آمده و در توزیع اقلام مورد نیاز به روستاهایی که جادههایشان صعب العبور شده کمک می کردند.
یکی از امدادگران هلال احمر که در تنگه حضور دارد می گوید :« روستاهای این اطراف از رودخانه فاصله داشتند و تنها مشکلشان تخریب راه های ارتباطی بود، 16 روستا در کوهدشت شمالی و حدود 20 روستا درمنطقه هومیان راه ارتباطی ندارند که به وسیله بالگرد هلال احمر و گروههای آفرود اقلام مورد نیاز به آنها رسانده شد و از نظر بهداشت و بیماری نیز هیچ نگرانی درباره آنها وجود ندارد.»
به دلیل بسته بودن راههای ارتباطی امکان ادامه مسیر وجود ندارد و به سمت خرم آباد حرکت میکنیم، اما موضوع مهم آن است که با مدیریت و نظارت درست و بهرهبرداری از نظرات متخصصان و فعالان محیط زیست، عدم خشک کردن بخشهایی از رود برای ساخت و ساز و جلوگیری از ساختمان سازی در حریم رودها ، قطعا امروز شاهد این فجایع در استان زیبای لرستان نبودیم و عیدمان تبدیل به عزای هموطنان جان باخته در سیل خانمان برانداز نمیشد، اینکه آیا این حوادث درست عبرتی برای مسئولان کشور خواهد شد یا همچنان باید شاهد حوادثی چنین تلخ در کشور باشیم نکته ای است که تاریخ مشخص خواهد کرد گرچه هربار یک فاجعه طبیعی یا انسانی نشان میدهد که مدیران کشور چندان هم پندآموز نیستند و نظام مدیریت بحران کشور نیز حال و روز خوبی ندارد و من در تمام راه این بیت را زمزمه می کنم که
ارغوان این چه رازیست که هرسال بهار به عزای دل ما میآید....
🆔 @jameeno
🔸شیرز؛ ژئوپارکی که دیگر وجود ندارد
▫️جامعه نو: یک هفته پس از سیلِ ویرانگرِ لرستان، شادی مکی، خبرنگار به جمعی از فعالان اجتماعی به استان لرستان رفته است و مشاهدات عینی خود را از برخی از روستاهای سیلزده این استان برای همراهان جامعه نو نوشته است. بخش آخر این گزارش مفصل به کوهدشت و روستاهای اطراف آن و البته تنگه شیرز اختصاص دارد:
🔹شادی مکی، خبرنگار: به سمت شهرستان کوهدشت میرویم، کوهدشت مرکزی آسیب ندیده است، اما راههای ارتباطی در برخی روستاهای کوهدشت شمالی و جنوبی کاملا قطع است، برای رسیدن به کوهدشت شمالی به سمت تنگه شیرز حرکت می کنیم، ژئوپارکی طبیعی و زیبا در کنار رودخانه وحشی و سحرانگیز سیمره که چند روز پیش بر سر اهالی بخشهایی از لرستان آوار شد قرار دارد.
در مسیر تنگه شیرز بخش هایی از جاده تخریب شده و قدرت سیل آن قدر زیاد بوده که ترکهایی عمیق بر سطح آسفالت جاده ایجاد کرده است، پلهایی که در مسیر هستند غالبا تخریب شده و به تازگی پلهایی موقت جای آن را گرفته است. هرچه به تنگه شیرز نزدیک تر میشویم میزان تخریب جاده بیشتر میشود.
به ابتدای تنگه می رسیم، مکانی زیبا و بهشت گون درست در کنار سیمره خروشان که به خاطرت هم خطور نمیکند که چند روزپیش این رود چه بر سر آن آورده است. مابقی راه بسته است و نمیتوانیم به روستاها برویم.
یکی از افراد محلی که در تنگه صاحب کسب و کار بوده است به استقبال میآید، استخر پرورش ماهی اش را نشانم می دهد که حالا درآن اثری از ماهی نیست، دیگر توان غذا درست کردن و فروختن به توریستها را هم ندارد و چیزی حدود یک میلیارد تومان خسارت دیده است، او درباره روز حادثه میگوید:« ساعت11 شب بود، فقط من و 3 نفر از همکارهام اینجا بودیم و اخبار رو نگاه می کردیم که مرتب هشدار میداد از رودخونه ها فاصله بگیرید، همون موقعها یکی از اقوام تماس گرفت و گفت قرار سمت شما سیل بیاد، سریع رفتم بیرون ببینم رودخونه در چه حال هست، که دیدم سطح آب خیلی بالا اومده و آروم آروم داره سمت ما میاد، زود ماشینها را روشن کرده و سمت سرتپه فرار کردیم اما همه زندگیم از دستم رفت.»
مرد سقف آهنی را که در فاصله کمی از زمین قرار دارد نشانم میدهد و میگوید: «اینجا تا چند روزپیش پارکینگ بود اما الان چیزی ازش باقی نمونده و درست زیرپات یک تراکتورو دو تا ماشین سواری دفن شده» ، بعد خانهاش را نشانم میدهد، جایی که حالا راه ورودی آن با سنگ و خاک پوشیده شده و تنها بخش کوچکی در انتهای در ورودی قابل رویت است.
حرف های مرد که تمام میشود سروصدایی نظرم را جلب میکند گروهی از آفرود بازان از تهران به کمک هلال احمر آمدهاند تا خانوادههایی را که خودروهایشان در روستاهای اطراف مانده و به دلیل قطع شدن مسیر ارتباطی نتوانستهاند از روستا خارج شوند، از رود سیمره دهند، برای این کار آفرود بازان خود به درون رود خانه رفت و تسمه ای را به خودروها متصل و با کمک خودروی خود از آب بیرون می کشند زحمت آفرودبازان که به قول یکی از آنها چندروزی است نخوابیدهاند ستودنی است،باید این نکته را اضافه کرد که تیمهای آفرود از اقصی نقاط ایران برای کمک به لرستانی ها داوطلبانه به مناطق سیل زده استان آمده و در توزیع اقلام مورد نیاز به روستاهایی که جادههایشان صعب العبور شده کمک می کردند.
یکی از امدادگران هلال احمر که در تنگه حضور دارد می گوید :« روستاهای این اطراف از رودخانه فاصله داشتند و تنها مشکلشان تخریب راه های ارتباطی بود، 16 روستا در کوهدشت شمالی و حدود 20 روستا درمنطقه هومیان راه ارتباطی ندارند که به وسیله بالگرد هلال احمر و گروههای آفرود اقلام مورد نیاز به آنها رسانده شد و از نظر بهداشت و بیماری نیز هیچ نگرانی درباره آنها وجود ندارد.»
به دلیل بسته بودن راههای ارتباطی امکان ادامه مسیر وجود ندارد و به سمت خرم آباد حرکت میکنیم، اما موضوع مهم آن است که با مدیریت و نظارت درست و بهرهبرداری از نظرات متخصصان و فعالان محیط زیست، عدم خشک کردن بخشهایی از رود برای ساخت و ساز و جلوگیری از ساختمان سازی در حریم رودها ، قطعا امروز شاهد این فجایع در استان زیبای لرستان نبودیم و عیدمان تبدیل به عزای هموطنان جان باخته در سیل خانمان برانداز نمیشد، اینکه آیا این حوادث درست عبرتی برای مسئولان کشور خواهد شد یا همچنان باید شاهد حوادثی چنین تلخ در کشور باشیم نکته ای است که تاریخ مشخص خواهد کرد گرچه هربار یک فاجعه طبیعی یا انسانی نشان میدهد که مدیران کشور چندان هم پندآموز نیستند و نظام مدیریت بحران کشور نیز حال و روز خوبی ندارد و من در تمام راه این بیت را زمزمه می کنم که
ارغوان این چه رازیست که هرسال بهار به عزای دل ما میآید....
🆔 @jameeno
#الف
🔸مسیر دررو!
▫️شورای سردبیری: اقدامات دولتهارا میتوان از جنبه پیشرانههای آنها به دوگروه تقسیم کرد: اقدامات ارادی و ابتکاری به عنوان کنش(مثل تصمیم علیه سپاه پاسداران توسط دولت ترامپ یا تصمیم حضور نظامی ایران در سوریه ) و اقدامات واکنشی و اجباری(مثل تصمیم متقابل ایران در باره ارتش ایالات متحده یا بستن پل مرزی بین ونزوئلا و کلمبیا توسط مادورو). اقدامات ارادی و کنشی معمولا فکر شدهتر و دارای تاثیر تهاجمیاند و در نقطه مقابل آنها، اقدامات انعکاسی و اجباری بیشتر غریزی و دفاعی هستند ؛ ماهیت واکنش دارند و از بین گزینه های محدود انتخاب میشوند.
شاید فرض شود که گونه نخست بر دومی برتری دارد ، اما در واقع آن دسته از اعمالی را میتوان بهتر دانست که بر اساس ملاحظات استراتژیک دارای افق وسیع و بخوبی فکر شده دردستور اجرا قرار میگیرند. بنابراین در واقع کسی ابتکار عمل واقعی را در دست میگیرد که از بهره هوشی بالا تر و قدرت محاسباتی بیشتر برخوردار است. نمونه برجسته و حاضر برای درک موضوع خروج امریکا از برجام و درگیر شدن ایران در یمن است. هردو با این تصور رخ دادهاند که مسیر خوبی برای افزایش نفوذ و قدرت بینالمللیاندو برمبنای محاسبه اشتباه از توانایی در دسترس رخ داده اند.: ایالات متحده علیرغم استفاده از نفوذش روی کشورهانتوانسته انهارا به دنبال بکشاند و ایران امکان استفاده از سرمایهگذاری در ماجرای یمن راندارد.
در ماجرای اخیر ، تقریبا تمامی واکنشها و پاسخها را انفعالی و انعکاسی یافته ایم. علت آن این است که نظام منتظر است ببیند آمریکا چه میکند تا واکنش نشان دهد و ناظران هم به همین سان ،تنها میتوانند پیشنهاداقدامات متقابل و واکنشی بدهند. بدتر آنکه برای ناظران ایرانی تنها اقدام در دسترس ، بازی کردن با برجام است. اخیر یکی از ناظران ۵ پیشنهاد در مقابل حکومت قرار داده است که درهر پنج مورد بند اول پیشنهاد یا بقای در برجام و یا خروج از آن است. گویی ذهن ما قفل شده است .
امابرون رفت از این تنگنا و در رفتن از دست آن تیم جنگ طلب ، ربطی به ماندن و نماندن در برجام ندارد. به مذاکره علنی یا مخفی با ترامپ(که درباره آن هم حرف زده میشود ) ربط ندارد. به ابتکارعمل حکومت ما در بیرون آمدن از هزارتوی شرربار خاور میانه بستگی دارد. به اینکه تیم ترامپ نتواند ما را با دولتهای عرب درگیر کند. استدلال روشنی دارد . در روش ترامپ و اسرائیلی ها، عاقلانهترین راه این است که ایران را در یک جنگ نیابتی با پول و توانایی اعراب از پا درآورند. حتی اگر اعراب بادرک این دام از آن بجهند، با شروع هر گونه درگیری با آمریکا ایران مجبور خواهد بود در خاک و آبهای اعراب به سراغ نیروهای آمریکایی برود (قطر، عراق،...)و احتمال عدم درگیری با اعراب در حین جنگ با آمریکا بسیار پایین است. مشکل بزرگ این است که همین الان هم ایران تا گلو در ماجراهای عربی فرورفته است و توطئه گران آمریکایی مشکل زیادی در غرق کردن ایران در درگیریهای قومی و فرقهای نخواهند داشت. از این دامگههای مرگبار چگونه باید گریخت؟
بهترین مسیر پیش روی ایران که در دوسال اخیر از پا گذاشتن در آن خودداری کرده است ، متوازن کردن دکترین دفاعی بر اساس استراتژی #خارپشت بوده است؛ از بین بردن احتمال درگیری ، احتراز از موقعیتهای خطر زا ، تبدیل روابط و اتحادهای سیاسی به وابستگیهای تجاری و اقتصادی درخاورمیانه. اما ما از مسیر متفاوتی رفتیم. عمیقتر کردن فرورفتگی جای پا درسرزمینهای عربی با توجیهات ایدئولوژیک و عقیدتی ، در واقع یک باتلاق
میلیتاریستی از کار درآمد که عواقب گریز ناپذیر دارد: در ذهن رهبران عرب ، نشانه ای از درستی حرفهای اسرائیلی ها و آمریکایی تلقی شد. بدبختی بزرگتر آن بود که خودمان هم باور کردیم درخاورمیانه برگ از درخت نمیافتد مگر به اراده ما.
برگردیم به جستجوی آن راهحل: هنوز دیر نشده و به جای اقدامات واکنشی و ادعای تلافی و عمل انفعالی ، فارغ از آنکه آمریکایی ها از ما چه میخواهند یا چه چیز باعث رضایت خانواده سعودی یا افزایش جسارتش میشود، آنچه را انجام دهیم که ما را بیش از آنچه به دیگران مشغول میکند به مسائل خودمان متوجه میکند. فرقی نمیکندکدام دیگران . لبنانی، یمنی،فلسطینی، سوری، بحرینی، اسرائیلی یا حتی عراقی. و فرقی نمیکند به چه دلیل به آنها مشغول بوده ایم : دفاع از حقوق ستمدیدگان یا آن داستان عمق استراتژیک یا چیز دیگر. درعمق لانه به مسائل مبرم خود و استراتژی دفاعی متفاوتی اندیشه کنبم. دکترینی دفاعی ، که محاصره شدگان توسط دارودستههای جنایت پیشه ، همسایگان دشمنخو، و اوضاع بد اقتصادی را در میبرد تا در شرایط مطمئن به تیز کردن تیغ خود برای روز احتمالی دفاع بپردازند. ما به آن استراتژی #خارپشت میگوییم.
🆔 @jameeno
🔸مسیر دررو!
▫️شورای سردبیری: اقدامات دولتهارا میتوان از جنبه پیشرانههای آنها به دوگروه تقسیم کرد: اقدامات ارادی و ابتکاری به عنوان کنش(مثل تصمیم علیه سپاه پاسداران توسط دولت ترامپ یا تصمیم حضور نظامی ایران در سوریه ) و اقدامات واکنشی و اجباری(مثل تصمیم متقابل ایران در باره ارتش ایالات متحده یا بستن پل مرزی بین ونزوئلا و کلمبیا توسط مادورو). اقدامات ارادی و کنشی معمولا فکر شدهتر و دارای تاثیر تهاجمیاند و در نقطه مقابل آنها، اقدامات انعکاسی و اجباری بیشتر غریزی و دفاعی هستند ؛ ماهیت واکنش دارند و از بین گزینه های محدود انتخاب میشوند.
شاید فرض شود که گونه نخست بر دومی برتری دارد ، اما در واقع آن دسته از اعمالی را میتوان بهتر دانست که بر اساس ملاحظات استراتژیک دارای افق وسیع و بخوبی فکر شده دردستور اجرا قرار میگیرند. بنابراین در واقع کسی ابتکار عمل واقعی را در دست میگیرد که از بهره هوشی بالا تر و قدرت محاسباتی بیشتر برخوردار است. نمونه برجسته و حاضر برای درک موضوع خروج امریکا از برجام و درگیر شدن ایران در یمن است. هردو با این تصور رخ دادهاند که مسیر خوبی برای افزایش نفوذ و قدرت بینالمللیاندو برمبنای محاسبه اشتباه از توانایی در دسترس رخ داده اند.: ایالات متحده علیرغم استفاده از نفوذش روی کشورهانتوانسته انهارا به دنبال بکشاند و ایران امکان استفاده از سرمایهگذاری در ماجرای یمن راندارد.
در ماجرای اخیر ، تقریبا تمامی واکنشها و پاسخها را انفعالی و انعکاسی یافته ایم. علت آن این است که نظام منتظر است ببیند آمریکا چه میکند تا واکنش نشان دهد و ناظران هم به همین سان ،تنها میتوانند پیشنهاداقدامات متقابل و واکنشی بدهند. بدتر آنکه برای ناظران ایرانی تنها اقدام در دسترس ، بازی کردن با برجام است. اخیر یکی از ناظران ۵ پیشنهاد در مقابل حکومت قرار داده است که درهر پنج مورد بند اول پیشنهاد یا بقای در برجام و یا خروج از آن است. گویی ذهن ما قفل شده است .
امابرون رفت از این تنگنا و در رفتن از دست آن تیم جنگ طلب ، ربطی به ماندن و نماندن در برجام ندارد. به مذاکره علنی یا مخفی با ترامپ(که درباره آن هم حرف زده میشود ) ربط ندارد. به ابتکارعمل حکومت ما در بیرون آمدن از هزارتوی شرربار خاور میانه بستگی دارد. به اینکه تیم ترامپ نتواند ما را با دولتهای عرب درگیر کند. استدلال روشنی دارد . در روش ترامپ و اسرائیلی ها، عاقلانهترین راه این است که ایران را در یک جنگ نیابتی با پول و توانایی اعراب از پا درآورند. حتی اگر اعراب بادرک این دام از آن بجهند، با شروع هر گونه درگیری با آمریکا ایران مجبور خواهد بود در خاک و آبهای اعراب به سراغ نیروهای آمریکایی برود (قطر، عراق،...)و احتمال عدم درگیری با اعراب در حین جنگ با آمریکا بسیار پایین است. مشکل بزرگ این است که همین الان هم ایران تا گلو در ماجراهای عربی فرورفته است و توطئه گران آمریکایی مشکل زیادی در غرق کردن ایران در درگیریهای قومی و فرقهای نخواهند داشت. از این دامگههای مرگبار چگونه باید گریخت؟
بهترین مسیر پیش روی ایران که در دوسال اخیر از پا گذاشتن در آن خودداری کرده است ، متوازن کردن دکترین دفاعی بر اساس استراتژی #خارپشت بوده است؛ از بین بردن احتمال درگیری ، احتراز از موقعیتهای خطر زا ، تبدیل روابط و اتحادهای سیاسی به وابستگیهای تجاری و اقتصادی درخاورمیانه. اما ما از مسیر متفاوتی رفتیم. عمیقتر کردن فرورفتگی جای پا درسرزمینهای عربی با توجیهات ایدئولوژیک و عقیدتی ، در واقع یک باتلاق
میلیتاریستی از کار درآمد که عواقب گریز ناپذیر دارد: در ذهن رهبران عرب ، نشانه ای از درستی حرفهای اسرائیلی ها و آمریکایی تلقی شد. بدبختی بزرگتر آن بود که خودمان هم باور کردیم درخاورمیانه برگ از درخت نمیافتد مگر به اراده ما.
برگردیم به جستجوی آن راهحل: هنوز دیر نشده و به جای اقدامات واکنشی و ادعای تلافی و عمل انفعالی ، فارغ از آنکه آمریکایی ها از ما چه میخواهند یا چه چیز باعث رضایت خانواده سعودی یا افزایش جسارتش میشود، آنچه را انجام دهیم که ما را بیش از آنچه به دیگران مشغول میکند به مسائل خودمان متوجه میکند. فرقی نمیکندکدام دیگران . لبنانی، یمنی،فلسطینی، سوری، بحرینی، اسرائیلی یا حتی عراقی. و فرقی نمیکند به چه دلیل به آنها مشغول بوده ایم : دفاع از حقوق ستمدیدگان یا آن داستان عمق استراتژیک یا چیز دیگر. درعمق لانه به مسائل مبرم خود و استراتژی دفاعی متفاوتی اندیشه کنبم. دکترینی دفاعی ، که محاصره شدگان توسط دارودستههای جنایت پیشه ، همسایگان دشمنخو، و اوضاع بد اقتصادی را در میبرد تا در شرایط مطمئن به تیز کردن تیغ خود برای روز احتمالی دفاع بپردازند. ما به آن استراتژی #خارپشت میگوییم.
🆔 @jameeno
📌جامعه نو: دکتر مرتضی ایمانی راد پژوهشگر اقتصادی در دو یادداشت روزهای اخیر خود چند پیش بینی از روند تورم در سال جاری مطرح کرده و چند راهکار را پیش روی کسب و کارها قرار داده است که در این پست و پست بعدی ملاحظه می فرمایید.
🔹تورم و روندهای محتمل آن در سال 98
▫️تورم به افزایش سطح عمومی قیمت ها در یک دوره مشخص گفته می شود که با یک شاخص که پایه آن یکصد است اندازه گیری می شود. وقتی صحبت از تورم می شود منظور تورمی است که مصرف کنندگان حس می کنند. به همین دلیل به آن تورم خرده فروشی و یا تورم مصرف کننده می گویند. روندهای زیر برای نرخ تورم در سال ۹۸ قابل پیش بینی است.
اول، مهمترین افزایش قیمت در حوزه کالاهای پایه اتفاق خواهد افتاد. این کالاها باید قابلیت انبار داشته باشند و مورد مصرف آنها زیاد باشد. برای نمونه فولاد، ورق، مس و آلومینیوم تعدادی از این کالاها هستند. علیرغم اینکه تقاضا برای این کالاها در سال جاری محدود است، ولی قیمت آنها با افزایش نرخ ارز افزایش می یابد.
دوم، افزایش قیمتها اجتناب ناپذیر است. تفاوت بین اقتصاددانان تنها در میزان افزایش آن است. احتمال افزایش نرخ تورم تا سی درصد برای سال جاری قابل پیش بینی است.
سوم، انقباض تقاضا نمی تواند جلوی افزایش قیمت را بگیرد، ولی میتواند برایش سقف درست کند. این سقف به نظرم همان سی درصد است. اشاره به تورم های بالای سی درصد منطقی نیست. تورم بالاتر از سی درصد نیاز به التهاب شدید در بازار ارز دارد که این هم تابع تحولات سیاسی است.
چهارم، بنابراین سال جاری باز هم سال گرانی است. بنابراین بهتر است همیشه موجودی مثبت داشته باشیم. بعضی از شرکتها از هیجان قیمت های بالا فروشهایی را می کنند که برای آنها موجودی کافی ندارند. این رویه برای شرکتها بسیار خطرناک است. بنابراین استراتژی مناسب برای شرکتها داشتن موجودی کافی مواد است. طبیعی است که فروش اعتباری هم لازم است به پشتوانه مواد اولیه موجود انجام شود.
پنجم، اینکه تورم در کالاهای اساسی اتفاق نمی افتد یک فرض غلط است. نرخ تورم در سال جاری برای بیشتر کالاها فراگیر است.
ششم، بیشترین نرخ تورم در سال جاری را روی کالاهای وارداتی خواهیم داشت. بنابراین تولید کنندگانی که وابسته به واردات هستند لازم است در این زمینه تمهیداتی بیندیشند.
هفتم، کمترین میزان تورم هم در حوزه هایی اتفاق می افتد که خرید آن کالا نیاز به نقدینگی بالا داشته باشد و ضمنا مصرف آن قابل تعویق انداختن باشد و مهمتر اینکه استفاده از آن برای تمام اقشار جامعه ضرورت نداشته باشد.
هشتم، چون این تورم توأم با رکود اقتصادی خواهد بود، پیش بینی می شود که فشار اقتصادی روی مردم به دلیل بالا رفتن قیمتها و پایین آمدن فرصتهای شغلی بالا برود. متاسفانه دولت توان کاهش این فشار را ندارد.
نهم، تحقق تورم پیش بینی شده موجب می شود که بازار اقتصادی در ایران کوچکتر شود و بنابراین سطح رقابت در بسیاری از حوزه ها افزایش یابد، بدیهی است که در این شرایط حاشیه سود کاهش می یابد.
🆔 @jameeno
🔹تورم و روندهای محتمل آن در سال 98
▫️تورم به افزایش سطح عمومی قیمت ها در یک دوره مشخص گفته می شود که با یک شاخص که پایه آن یکصد است اندازه گیری می شود. وقتی صحبت از تورم می شود منظور تورمی است که مصرف کنندگان حس می کنند. به همین دلیل به آن تورم خرده فروشی و یا تورم مصرف کننده می گویند. روندهای زیر برای نرخ تورم در سال ۹۸ قابل پیش بینی است.
اول، مهمترین افزایش قیمت در حوزه کالاهای پایه اتفاق خواهد افتاد. این کالاها باید قابلیت انبار داشته باشند و مورد مصرف آنها زیاد باشد. برای نمونه فولاد، ورق، مس و آلومینیوم تعدادی از این کالاها هستند. علیرغم اینکه تقاضا برای این کالاها در سال جاری محدود است، ولی قیمت آنها با افزایش نرخ ارز افزایش می یابد.
دوم، افزایش قیمتها اجتناب ناپذیر است. تفاوت بین اقتصاددانان تنها در میزان افزایش آن است. احتمال افزایش نرخ تورم تا سی درصد برای سال جاری قابل پیش بینی است.
سوم، انقباض تقاضا نمی تواند جلوی افزایش قیمت را بگیرد، ولی میتواند برایش سقف درست کند. این سقف به نظرم همان سی درصد است. اشاره به تورم های بالای سی درصد منطقی نیست. تورم بالاتر از سی درصد نیاز به التهاب شدید در بازار ارز دارد که این هم تابع تحولات سیاسی است.
چهارم، بنابراین سال جاری باز هم سال گرانی است. بنابراین بهتر است همیشه موجودی مثبت داشته باشیم. بعضی از شرکتها از هیجان قیمت های بالا فروشهایی را می کنند که برای آنها موجودی کافی ندارند. این رویه برای شرکتها بسیار خطرناک است. بنابراین استراتژی مناسب برای شرکتها داشتن موجودی کافی مواد است. طبیعی است که فروش اعتباری هم لازم است به پشتوانه مواد اولیه موجود انجام شود.
پنجم، اینکه تورم در کالاهای اساسی اتفاق نمی افتد یک فرض غلط است. نرخ تورم در سال جاری برای بیشتر کالاها فراگیر است.
ششم، بیشترین نرخ تورم در سال جاری را روی کالاهای وارداتی خواهیم داشت. بنابراین تولید کنندگانی که وابسته به واردات هستند لازم است در این زمینه تمهیداتی بیندیشند.
هفتم، کمترین میزان تورم هم در حوزه هایی اتفاق می افتد که خرید آن کالا نیاز به نقدینگی بالا داشته باشد و ضمنا مصرف آن قابل تعویق انداختن باشد و مهمتر اینکه استفاده از آن برای تمام اقشار جامعه ضرورت نداشته باشد.
هشتم، چون این تورم توأم با رکود اقتصادی خواهد بود، پیش بینی می شود که فشار اقتصادی روی مردم به دلیل بالا رفتن قیمتها و پایین آمدن فرصتهای شغلی بالا برود. متاسفانه دولت توان کاهش این فشار را ندارد.
نهم، تحقق تورم پیش بینی شده موجب می شود که بازار اقتصادی در ایران کوچکتر شود و بنابراین سطح رقابت در بسیاری از حوزه ها افزایش یابد، بدیهی است که در این شرایط حاشیه سود کاهش می یابد.
🆔 @jameeno
🔺استراتژی های پیشنهادی برای سال ۹۸
▫️مرتضی ایمانی راد: با توجه به روندهای اقتصاد ایران که در این خلاصه نمی توان به آنها پرداخت، استراتژی های زیر را به طور کلی برای واحدهای اقتصادی پیشنهاد میکنم:
اول، هر کس درآمد ارزی داشته باشد سال جاری سال فرصت ها است. بنابراین دسترسی به درآمدهای ارزی یکی از استراتژی های محوری سال جاری است. دسترسی به درآمد ارزی هم الزاما از طریق صادرات نیست، بلکه می شود با مشارکت، سرمایه گذاری روی ابزارهای بین المللی، انواع جوینت ونچرها و روشهای دیگر به درآمدهای ارزی دست یافت.
دوم، شرکتهایی که گرفتاری مالی دارند بهتر است استراتژی توسعه و یا افزایش سهم بازار را کنار بگذارند و تنها به بقا فکر کنند.
سوم، با توجه به کمبود نقدینگی، مدیریت نقدینگی یکی از کلیدهای سال جاری است.
چهارم، مانیتور کردن محیط، مخصوصا بازار ارز اهمیتی کمتر از تولید ندارد. مرتب باید اقتصاد را رصد کرد.
پنجم، پیشنهاد میکنم برنامه ریزی را کنار بگذارید. برنامه ریزی در هر زمان و به هر شکلش کاری انجام نمی دهد. بهتر است همانند مغولها تصمیم بگیرید. آنها کشک در دهان و روی اسب استراتژی های خود را می ساختند. در نتیجه باید زمان را از استراتژی گرفت.
ششم، کنترل هزینه ها بسیار مهم است. بدون کنترل هزینه ها نمی توان بقا را تضمین کرد.
هفتم، در همین شرایط ایران، فرصت های بسیار زیادی است، فقط باید متفاوت فکر کرد.
هشتم، بهتر است تا جاییکه می توانید روی وب بروید. این روزها کسب و کار را روی وب بردن اجتناب ناپذیر شده است. ن
نهم، تا مواد اولیه را تهیه نکرده باشید فروش نکنید. به مرور زمان ممکن است سود شما به زیان تبدیل شود.
دهم، تا حد امکان از فروش اعتباری خود داری کنید مگر اینکه هزینه اعتبار را در قیمت خود منظور کرده باشید.
یازدهم، از هر گونه تعهد ارزی که باید ریالی تسویه شود خود داری کنید.
دوازدهم، مدیریت موجودی کالا یکی از مبرم ترین فعالیت های سال جاری است. اینکه در هر مقطع چه میزان موجودی در شرکت باشد، در سود آوری شرکت تاثیر بسیار زیادی دارد.
سیزدهم، با توجه به اینکه بازار ایران در سال ۹۸ کوچکتر می شود، اتخاذ استراتژی های رقابتی از قبیل دست یابی به تکنولوژی های جدید بسیار ضروری است.
چهاردهم، بهتر است تا جاییکه امکان دارد فروش به دولت کمتر و بیشتر به سمت شرکتها و مصرف کنندگان حرکت کنید.
پانزدهم، در صورت امکان بخشی از درآمدهای شرکت ارزی باشد و یا به صورت ارز نگهداری شود که در مواقع واردات ضروری بدون پرداخت بهایی بالا بتوان از آن استفاده کرد.
شانزدهم، استفاده از منابع اعتباری داخلی پیشنهاد می شود و استفاده از منابع اعتباری ارزی بهتر است اجتناب شود، مگر اینکه از اعتبار خارجی برای توسعه صادرات استفاده شود.
هفدهم، استفاده از تولیدات جایگزین واردات به عنوان یک فرصت.
🆔 @jameeno
▫️مرتضی ایمانی راد: با توجه به روندهای اقتصاد ایران که در این خلاصه نمی توان به آنها پرداخت، استراتژی های زیر را به طور کلی برای واحدهای اقتصادی پیشنهاد میکنم:
اول، هر کس درآمد ارزی داشته باشد سال جاری سال فرصت ها است. بنابراین دسترسی به درآمدهای ارزی یکی از استراتژی های محوری سال جاری است. دسترسی به درآمد ارزی هم الزاما از طریق صادرات نیست، بلکه می شود با مشارکت، سرمایه گذاری روی ابزارهای بین المللی، انواع جوینت ونچرها و روشهای دیگر به درآمدهای ارزی دست یافت.
دوم، شرکتهایی که گرفتاری مالی دارند بهتر است استراتژی توسعه و یا افزایش سهم بازار را کنار بگذارند و تنها به بقا فکر کنند.
سوم، با توجه به کمبود نقدینگی، مدیریت نقدینگی یکی از کلیدهای سال جاری است.
چهارم، مانیتور کردن محیط، مخصوصا بازار ارز اهمیتی کمتر از تولید ندارد. مرتب باید اقتصاد را رصد کرد.
پنجم، پیشنهاد میکنم برنامه ریزی را کنار بگذارید. برنامه ریزی در هر زمان و به هر شکلش کاری انجام نمی دهد. بهتر است همانند مغولها تصمیم بگیرید. آنها کشک در دهان و روی اسب استراتژی های خود را می ساختند. در نتیجه باید زمان را از استراتژی گرفت.
ششم، کنترل هزینه ها بسیار مهم است. بدون کنترل هزینه ها نمی توان بقا را تضمین کرد.
هفتم، در همین شرایط ایران، فرصت های بسیار زیادی است، فقط باید متفاوت فکر کرد.
هشتم، بهتر است تا جاییکه می توانید روی وب بروید. این روزها کسب و کار را روی وب بردن اجتناب ناپذیر شده است. ن
نهم، تا مواد اولیه را تهیه نکرده باشید فروش نکنید. به مرور زمان ممکن است سود شما به زیان تبدیل شود.
دهم، تا حد امکان از فروش اعتباری خود داری کنید مگر اینکه هزینه اعتبار را در قیمت خود منظور کرده باشید.
یازدهم، از هر گونه تعهد ارزی که باید ریالی تسویه شود خود داری کنید.
دوازدهم، مدیریت موجودی کالا یکی از مبرم ترین فعالیت های سال جاری است. اینکه در هر مقطع چه میزان موجودی در شرکت باشد، در سود آوری شرکت تاثیر بسیار زیادی دارد.
سیزدهم، با توجه به اینکه بازار ایران در سال ۹۸ کوچکتر می شود، اتخاذ استراتژی های رقابتی از قبیل دست یابی به تکنولوژی های جدید بسیار ضروری است.
چهاردهم، بهتر است تا جاییکه امکان دارد فروش به دولت کمتر و بیشتر به سمت شرکتها و مصرف کنندگان حرکت کنید.
پانزدهم، در صورت امکان بخشی از درآمدهای شرکت ارزی باشد و یا به صورت ارز نگهداری شود که در مواقع واردات ضروری بدون پرداخت بهایی بالا بتوان از آن استفاده کرد.
شانزدهم، استفاده از منابع اعتباری داخلی پیشنهاد می شود و استفاده از منابع اعتباری ارزی بهتر است اجتناب شود، مگر اینکه از اعتبار خارجی برای توسعه صادرات استفاده شود.
هفدهم، استفاده از تولیدات جایگزین واردات به عنوان یک فرصت.
🆔 @jameeno