جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹تأثیر رسمیت مذهب اثنی عشری بر حقوق مسلمانان غیر شیعه اثنی عشری براساس قانون اساسی

▫️حامد اکبری گندمانی: مشهورترین تعریف از دموکراسی این است: «حکومت مردم بر مردم». این تعریف که در سرشت خود، حاکمیت جزئی از مردم را خواه از سوی فرد یا گروه بر کل اجتماع نفی می کند، بر پایه این اندیشه استوار است که همه مردم باید به گونه ای در حکومت کردن مشارکت داشته باشند. اندیشه و مفهوم دموکراسی در جهان امروز تنها مختص نظام سیاسی نیست بلکه در عین حال نوعی زندگی کردن و فلسفه زندگی است و شاید از دید پاره ای از افراد این فکر با باورهای مذهبی نیز برابری می کند. شرکت در حکومت، به مفهوم شرکت آزادانه است که افراد را جسماً و روحاً یا از نظر مادی و معنوی مجبور نسازند که در پاره ای از تصمیمات هیات حاکم با جهت هایی که او مشخص و معین می کند، شرکت کنند. از روزگاران بسیار دور فکر دموکراسی همیشه با اندیشه آزادی ناب و مطلق و آزادی های سیاسی همراه بوده است و آزادی، یعنی استقلال عمل داشتن.

کسی در اجتماع مستقل است که از بیان اندیشه و باورهایش، بیم نداشته باشد و زیر فشار فرد یا گروه دیگر قرار نگیرد و مهم تر آنکه توانایی و ابزار بیان اندیشه مستقل را در اختیار داشته باشد. دموکراسی فقط یک آرمان و خواست سیاسی نیست بلکه در بردارنده خواست ها و انتظارهای اجتماعی و اقتصادی نیز است. با این دید بی درنگ از مفهوم سیاسی دموکراسی که پیوند فرد را با نظام حاکم مشخص می سازد و خواهان تضمین و تحقق آزادی های گوناگون است، به مفهوم دموکراسی اجتماعی نزدیک می شویم که خواستار زندگی بهتر و تقسیم عادلانه تر، دستاوردهای مادی و اقتصادی برای همه کسانی است که در جامعه ملی از بهره گیری از این دستاوردها دورمانده اند( ابوالحمد، عبدالحمید، مبانی سیاست، انتشارات توس، چاپ ششم، بهمن ۱۳۷۰، صفحه ۱۷۲). « اصل حاکمیت قانون» یکی از اصول مهم حقوقی است که براساس آن، انجام کلیه امور سیاسی، اداری و قضائی و اتخاذ هرگونه تصمیم از طرف مقامات و مسئولان باید بر طبق قانون باشد. حکمت این اصل، در جلوگیری از استبداد و خودسری از سوی صاحب منصبان عالی و کارگزاران منصوب آنان در اداره امور و برخورد با شهروندان می باشد. تضمین حقوق و آزادی های شهروندان و استقرار امنیت برای آنان، در گرو تنظیم اقتدار هیات حاکمه از طریق وضع قوانینی است که حدود اختیارات آنان را به نحو منطقی مشخص نماید.


تضمین مذکور، البته بستگی به نظام سیاسی و ساختار قدرت عمومی دارد. در نظام های استبدادی و به طورکلی در نظام هایی که مردم نقش واقعی و موثر در تعیین سرنوشت خود ندارند، تدوین قوانین مردمی دور از انتظار خواهد بود. با این ترتیب حقانیت قوانین، ارتباط مستقیم با مردم سالاری دارد. بدین معنی که فقط از طریق پارلمان مردمی می توان به قوانین تضمین کننده امنیت دست یافت. در چنین حالتی است که هیات قانونگذاری به عنوان امینی پارسا و تحت نظارت مستقیم افکار عمومی به وضع قانون می پردازد( سید محمد هاشمی، حقوق اساسی و ساختارهای سیاسی، انتشارات بنیاد حقوقی میزان، چاپ اول ۱۳۹۰، صفحه 334).

🆔 @jameeno

🔻بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Sh-05-06-2
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻 برخورد قضایی به اتهام تظاهر به روزه خواری

🔹 ترویج فرهنگ ریاکاری در جامعه / برخلاف آموزه های قرآن عمل کردن

▫️علی نادربابایی: نخست اینکه مقوله دین ، یک مقوله دعوتی است همراه با انذار و بشارت
و نه با جنگ و خونریزی و تحمیل که برای پیشینیان ما بدین گونه بوده و یا دست کم در تاریخ چنین مکتوب شده است .
در تمام طول تاریخ بعد از اسلام و بعد از لشکرکشی های صورت گرفته ، جهان اسلام توسط کسانی مدیریت شده ( خلفای اموی و بنی عباس ) که نه منطبق با قرآن بوده و نه مورد تأیید مسئولان و کارگزاران نظام جمهوری اسلامی و نه دیگر دینداران حقیقی و حتی نه هر انسان آزاده ای .
احکام اسلامی توسط این حاکمان فاسد و طاغوت بر صفحات تاریخ این سرزمین با شلاق و خون ، جاری و ثبت شده و همینان لکه ننگ و برگ‌های سیاه بر تاریخ ۱۴۰۰ ساله اسلام زده اند .
این مقدمه را یادآور شدم تا فراموش نکنیم که پدران ما چگونه مسلمان شده و آنرا برای ما به میراث گذاشته اند .

اگر استناد جنابان و حضرات به برخورد قضایی در ایام ماه رمضان برمبنای آیات ۱۸۳_۱۸۷ سوره بقره می‌باشد ، لازمست یکبار دیگر در این آیات را بازنگری نمایند .
ابتدا توجه خوانندگان این نوشتار را به مخاطبان آیه ۱۸۳ از این آیات جلب کنم که می‌فرماید :
يا أيها الذين آمنوا.... صرف نظر از اینکه جامعه ما یک جامعه متکثر می باشد ، لذا به هیچ عنوان نمیتوان مخاطب آیه را به عموم جامعه تعمیم داد و پلیس و سیستم قضایی را تشویق به برخورد با کسانی کند که در این دایره نمی‌گنجند !
در ادامه می‌فرماید :
كتب عليكم الصيام كما كتب علي الذين من قبلكم.... این آیه چنانچه از شأن نزول آن میتوان فهمید ، بعد از آیه مربوط به حکم « الرفث » ( بعد از آیه ۱۸۷ ) نازل شده و نشان دهنده این موضوع است که مخاطبان آیه پیشینه ای از این امر واجب شده دارند که در آنچه قبلاً نوشته شده بود ، تغییراتی ایجاد شده و آیاتی منسوخ شده و این آیات ناسخ آنها می‌باشد .
موارد اختلاف شده در آموزه های قبلی بصورت رویه ، مرسوم شده نشانگر ضرورتی بعنوان بازتبیین مفهوم آیات می‌باشد ، بطور مثال در متن آیه کلمه ای که به معنای « رؤیت هلال ماه » باشد ، بیان نشده بلکه از لفظ « شهد » استفاده شده است که با توجه به معنا ، گواه بودن با علم و آگاهی حاصل می شود و ابزارهای پیشرفته امروزی برای این منظور کافیست و نیازی به تشکیلاتی همچون ستاد استهلال و صرف بودجه برای « رؤيت» نیست .
از سوی دیگر به « یرید الله بکم الیسر...» تأکید شده است بدین معنا که در فرمان جدید خداوند تساهل وجود دارد نسبت به قبل !

تعداد روزهای واجب شده برای « الصیام » سه روز از زمانی که هلال ماه رمضان مورد گواهی ( و نه رؤیت ) قرار گیرد و اما فعلا « ایام معدودات » برای کسانی که به هر دلیل ذکر شده ( مریضی و سفر و...) امکان صوم میسر نشده ، در بازه زمانی بیست و هفت روز دیگر ماه رمضان در نظر گرفته شود تا هدایتی دیگر که در صورت لزوم اصلاح خواهد شد !
در خصوص حکم مربوط به « الرفث » در « لیلة الصيام » توجه شود که این موضوع مربوط به روزهای صیام است و نه هر روز از ماه رمضان.
در ادامه می‌فرماید :
باشروهن و ابتغوا ماكتب الله لكم و كلوا و اشربوا حتي يتبين لكم الخيط الابيض من الخيط الأسود من الفجر....مباشرت با همسران و خوردن و نوشيدن را بدانچه نوشته است خداوند تا زمان پدیدار شدن خط سفید از سیاهی در فجر ( وقوع فجر صادق) ، یعنی بعد از فجرکاذب و زمان فجر صادق پایان مباشرت به همبستری و خوردن و آشامیدن است و آغاز ممنوعیت و روزه گرفتن ، تا.... آغاز شب که بعد از غروب خورشید اتفاق می افتد .
حتما مستحضرید که از نظر زمانی بین فجر صادق و فجر کاذب چند دقیقه‌ای فاصله وجود دارد که در فصول وجغرافیای مختلف می‌تواند متفاوت باشد ( حدوداً پانزده الی بیست دقیقه) که البته هنوز وقت نماز صبح نشده است و حدوداً ده الی پانزده دقیقه تا وقت نماز صبح مانده که فرصتی برای غسل یا آماده شدن برای اقامه نماز باقیست .
اما آیه ۱۸۵ از این آیات که ماه رمضان را ماه نزول قرآن بیان فرموده ، ممکن است برای برخی علاقمندان پرسش باشد که منظور از « أنزل فيه القرآن ...» کدام آیات قرآن است؟ همان « القرآن ذی الذکر» می‌باشد که در سوره ص آمده است ، قرآن دارنده ذکر ( از ابتدای سوره ۳۸ سوره ص تا آیه ۱۶ از این سوره ) و مفهوم « الذکر در قرآن »

موارد بیان شده و مطالب قبلی را میتوان مصداق « بینات من الهدی » در نظر گرفت .
«الفرقان » ابزار و مکانیسمی برای تشخیص حق از باطل و شناسایی اسامی بکار رفته در قرآن و ....
نزول کلمات قرآن و همچنین مفاهیم و علم آیات بطور تدریجی بوده و حتی نزول الفرقان نیز مرحله به مرحله می‌باشد .

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻آموزش و پرورش بیمار و مسئولیت فردی ما

▫️مژگان باقری: در هیاهوی کلیپ رقص کودکان در چند مدرسه، همه فریاد برآوردند که شادی حق کودکان است اما کمتر کسی به این موضوع پرداخت که شادی متناسب با سن کودکان هم حق کودکان است.
همه فریاد برآوردند که رقص یک نیاز طبیعی است اما کسی نگفت که مدیر یک مدرسه باید تا چه اندازه بی مسئولیت باشد که برای شاد کردن بچه ها چنین آهنگی پخش کند. حتی مشکل علی مطهری هم که متاسفانه از فضل پدر بهره ای نبرده است فقط رقص بچه ها بود.
در میان انبوه مطالب منتشر شده فقط یکی دو مورد به محتوای ترانه اشاره کردند و بعد بلافاصله انگشت اتهام را به سمت مسئولین نشانه رفتند.
قسمت فاجعه آمیز ماجرا این بود که بچه ها تمام متن ترانه را حفظ بودند. ظاهرا بزرگترها اعم از پدران و مادران و معلمان که اکثرا از نسل دهه پنجاه و شصت هستند و همه محدودیت ها و ممنوعیت های دهه شصت را تجربه کرده اند از ترس اینکه مبادا کودکان هم مانند خودشان سرخورده و دچار کمبودهای روحی و روانی بشوند الان از آن سوی بام افتاده اند و بچه ها را برای شنیدن و دیدن هر نوع موسیقی و فیلمی آزاد گذاشته اند. متاسفانه سواد تربیتی و روانشناسی بسیاری از اولیا و مربیان ما آنقدر پایین است که نمی دانند حتی در جهان بسیار آزاد غرب هم کودک اجازه دیدن هر نوع فیلم و یا شنیدن هر نوع موسیقی ندارد.
در ماجرای اخیر، همه به حکومت و نظام آموزش و پرورش هجوم آوردندکه سختگیری های بی مورد مذهبی باعث این لجام گسیختگی شده است. البته این حرف کاملا درست است و شکی در آن نیست. اما در این صورت تکلیف مسئولیت فردی چه میشود؟
فرض کنیم چنین نظام ایدئولوژیکی تا صد سال دیگر پابرجا بماند. آیا ما به عنوان پدر و مادر یا معلم نباید تمام تلاش خود را به کار بگیریم که هم آسیب های ناشی از نظام ایدئولوژیک را کاهش دهیم و هم کودکانمان را با روشهای کودکانه شاد کنیم؟ آیا باید مسئولیت فردی را فراموش کرده و با رها کردن کودکان در میان انبوهی از فیلم ها و موسیقی های نامناسب، روح و روان آنها را نابود کنیم و دست آخر بگوییم تقصیر حکومت است؟

بیایید به مسئله از بعدی دیگر نگاه کنیم. فرض کنیم همین فردا نظام ایدئولوژیک ما از بیخ و بن متحول و صددرصد سکولار شود. آیا ما بزرگترها به عنوان پدر و مادر و معلم آمادگی تربیت کودکانمان را در یک نظام سکولار داریم؟ آیا علم روانشناسی در یک نظام سکولار به ما اجازه می دهد که چشم و گوش کودکانمان را در معرض انواع پیام های آسیب‌زا قرار دهیم؟

ما در مواجهه با اتفاقاتی که در کشورمان می افتد بعضا ریاکارانه برخورد می کنیم. مثلا در مسئله ی ازدواج کودکان زیر 18 سال، ژست روشنفکرانه می گیریم که چرا مجلس ازدواج کودکان را ممنوع نمی کند؟ که البته حرفی است درست. اما وقتی کودک هشت ساله مان آهنگ ساسی مانکن را می خواند که از سر تا پا مفهوم سکسی دارد نه تنها نگران نمی شویم بلکه با کلی ذوق و شوق، او را به دیگران نشان می دهیم و از اینکه کودکمان چنین حافظه ای دارد به خود می بالیم!! همان منطقی که ازدواج یک دختر پانزده ساله را محکوم می کند، شنیدن یک آهنگ سکسی توسط یک کودک هشت ساله را هم تجاوز به روح و روان او می داند. بیایید با خود کمی صادق باشیم.

اما چه باید کرد؟
اگر کسانی منتظر نشسته‌اند تا آموزش و پرورش نصیحت ناصحان را بپذیرد و برای پرورش کودکان و نوجوانان یک گام عقلانی بردارد سخت در اشتباهند. در این نظام اگر عقلانیت وجود می داشت باید معلمان پیشرو و آزادیخواه در جایگاه تصمیم گیرندگان کلان آموزش و پرورش باشند نه کسانی که با یک توپ و تشر از مقامات سیاسی، دستپاچه می شوند و تصمیمات عجولانه می گیرند.
تصمیمات نابخردانه آموزش و پرورش در ماجرای اخیر دردناک است: یکی می گوید برای رفع مشکل ساسی مانکن باید نماز خوانی را در مدارس ترویج کنیم! آن دیگری، تک خوانی دختران در گروه سرود را ممنوع می کند و یکی نیست بگوید اولا تک خوانی دختران همیشه ممنوع بوده، ثانیا تک خوانی دختران چه ارتباطی به ماجرای ساسی مانکن دارد؟! دل آدم از این همه بی سوادی به درد می آید. امیدی به این افراد نیست، باید منتظر ماند تا دوره شان تمام شود و بروند.

شکی نیست که نظام ایدئولوژیک مذهبی باعث گسیختگی فرهنگی در کشور ما شده است. اما با این همه مردم نباید مسئولیت فردی خود را فراموش کنند. مدیران اجازه ندارند به بهانه شاد کردن کودکان، آهنگ های مبتذل برایشان پخش کنند. اتفاقی که در مدارس کشورهای مدرن هم نمی افتد.
آموزش و پرورش ما بیمار است و دقیقا به همین دلیل مسئولیت فرد فرد ما سنگین تر است. ما بزرگترها وظیفه داریم با مطالعه و به روز کردن سواد خود تا جاییکه می توانیم اثرات منفی این نظام آموزشی را کاهش دهیم.
کار بسیار سختی است اما حداقل تا زمانی که چنین تفکری بر آموزش‌وپرورش کشور حاکم است بیشتر مراقب کودکانمان باشیم.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻 دستگاه قضایی محل اجرای فتاوای اجتهادی_سلیقه ای نیست

▫️علی نادربابایی: در یکی از شهرهای کشور، دادستان دستور صادر کرده که با بانوان دوچرخه‌سوار برخورد پلیسی شود و در صورت مواجهه با (بانوان دوچرخه‌سوار) مدارک شناسایی و یا دوچرخه متخلفان ضبط و توقیف شود.

در شهر دیگری به نیروی انتظامی دستور داده شده که با معضل سگ‌گردانی برخورد شود.

در شهری دیگر یک امام جمعه از ضابطان قضایی درخواست برخورد با روزه خواران نموده و....از این دست مسائل که هر روز در گوشه و کنار ایران اسلامی شاهد هستیم.

در شرایطی که مردم در «خوف» از وقوع جنگ و «گرسنگی» اوضاع بد اقتصادی به سر می‌برند که حاصل ناکارآمدی مدیریت کلان بوده
چنانچه در سوره نحل می‌فرماید:

وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا قَرْيَةً كَانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتِيهَا رِزْقُهَا رَغَدًا مِنْ كُلِّ مَكَانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذَاقَهَا اللَّهُ لِبَاسَ الْجُوعِ وَالْخَوْفِ بِمَا كَانُوا يَصْنَعُونَ ﴿۱۱۲﴾النحل

زده است خداوند مثل شهری را که در امنیت بود و رزق و روزی شان از هر سو می‌آمد، پس، به نعمت‌های خداوند کفر ورزیدند و پوشانید لباس گرسنگی و ترس را به سبب صنعتی که می‌کردند.

به جای اندیشیدن به اوضاع موجود و تلاش برای یافتن راهی برای اصلاح امور، هر روز یک قانون نانوشته‌ای را به این مردم تحمیل و در میان مردم به بهانه نفوذ و دشمن، فشارهای مضاعفی را از طرق مختلف فضاسازی می‌کنند.

فساد حاکم بر ساختارهای نظام بانکی و اداری-مالی همچون یک دومینوی سازمان یافته ای شده که هیچ کس جرئت رسیدن به مهره‌های بعدی را ندارد، و این فساد با حذف مهره‌ها قابل اصلاح نیست.

حضرات محترم فقها می‌توانند احکام اجتهادی خودشان را در میان جماعت اهل تقلید صادر کنند، اینکه چه کسانی پیروی‌کننده باشند و یا نه، مربوط به اهل تقلید است:

وَقَالُوا رَبَّنَا إِنَّا أَطَعْنَا سَادَتَنَا وَكُبَرَاءَنَا فَأَضَلُّونَا السَّبِيلَا ﴿۶۷﴾الاحزاب

و گفتند: پروردگارا همانا اطاعت کردیم سادات و بزرگانمان را، پس گمراهمان کردند.

رَبَّنَا آتِهِمْ ضِعْفَيْنِ مِنَ الْعَذَابِ وَالْعَنْهُمْ لَعْنًا كَبِيرًا ﴿۶۸﴾الاحزاب

پروردگارا! بده به آنها دو برابر از عذاب و لعنت‌شان کن لعنت بزرگی.

کفی بالله بینی و بینکم

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸فساد در مدیریت

▫️علی عادلی: تا روز معرفی اسلامی وزیر راه و شهرسازی و شریعتمداری وزیر کار و تعاون ، راقم این سطور دهها نوشته در حمایت از دولت تدبیر و امید و شیوه سیاست ورزی او خاصه «اعتدال» داشتم


در این مملکت از همه جا رانده و از همه جا مانده ، اخوند و موشک و ترامپ مقصر نابسامانی کشور نیست
سیستم مدیریت کشور هم معیوب و هم فاسد است

در جایی دکتر روحانی نالیده که :«مدیران دولتی چرا روزه سکوت گرفته اند نمی دانم از چه کسی می ترسند اگر نمیتوانند کنار بروند»
باید گفت از کسی نمیترسند باجایگاهشان عاشقی دارند

امروز یکی از جدی ترین دلایل ناکامی در توسعه ایران ،عشقبازی مدیران اجرایی کشور است، این عشق مفرط فرجامش پیوند کاسب کارانه مدیران و نمایندگان است


در لایه‌های بالادست دولت، زمانی که وزیری به بهانه های ترس از استیضاح هر باجی را به نمایندگان میدهند معلوم است در مدیریت پایین دست جوانمردی می میرد و مثل ان پیش نماز و پی نماز اتفاق می‌افتد

بگذارید با ذکر مصداق شرح مصیبت نمایم
در خبرها امده شازده داماد وزیر کار و تعاون به اتهام صدمیلیارد تومان محاکمه میشود همین یکی کافی بود برای بی کفایتی و نااهلی وزیر اما دکتر روحانی او را دوباره بر صدر وزارتخانه ای اقتصادی معرفی نمود و نمایندگان رأی اعتماد داده‌اند

در روز رأی اعتماد به وزیر راه و شهرسازی، نماینده‌ای از بی‌کفایتی او با ذکر مدارک نالید اما همین وزیر توانست با معاملات پشت پرده بر صدر وزارتخانه ای بزرگ و اقتصادی بنشیند

در حادثه‌ی سیلاب اخیر مازندران، حتما شهرداری ساری بخاطر احداث پارک بر سر راه اب، که گلوی خسته ی رودخانه ی تجن را خفه کرده مقصر بود هنوز خستگی مردم دردمند از سیلاب بر تن شان بود که وزیر بی تدبیر راه و مسکن «مهدی عبوری» شهردار ساری را به معاونت خود برگزید

در روز بعد ازحادثه ی سیلاب شهرستان ساری جناب مهندس جهانگیری از استاندار مازندران تقدیر ویژه عنایت داشته‌اند. کسی نبود به جناب جهانگیری یادآوری نماید سرچشمه های این سیلاب چرا در سالهای طولانی فرمانداری جناب استاندار بر شهرستان بسته نشد!؟

باید گفت چرا در گزینش مدیران معیاری برای خدمت و خیانت وجود دارد؟
شوربختانه رابطه وارادت، تملق، چاپلوسی، و بده‌بستانهای پس پرده، جای لیاقت وضابطه نشسته؛
آقای رئیس جمهور باید ندیمی‌گری و بادمجان دور قاپ چینان را از چرخه مدیریت کشور حذف کند وگرنه دلهای در پناه اندک امید به شما به سرزمین سوخته کوچ خواهند کرد

مهرافزون


🆔 @jameeno
▫️در ۹۲ سال گذشته، پیش نیامده که سه سال متوالی تورم زیر ۵٪ باشد، بجز یک استثناء. آن استثناء دهه ۴۰ شمسی است؛ وقتی به مدت ده سال، تورم زیر ۵٪ بود.
همچنین، دهه ۴۰ تنها دهه‌ای‌ است که رشد اقتصادی هر سال بالای ۶٪ بود.
بسیاری از برندهای معروف صنعتی کشور، یا در این دهه متولد شدند، یا در این دهه چنان رشدی داشتند که در بازار کشور مطرح شدند.

منتها از سال ۵۰، تورم رفت بالای ۵٪، و پیوسته افزایش داشت تا در سال ۵۶ به ۲۵٪ رسید. از سوی دیگر،‌ رشد اقتصادی سال ۵۶ منفی بود.

دهه چهل را دهه سیاستگذاری عالیخانی، در هماهنگی با سمیعی و صفی‌اصفیا می‌دانند. / وقایع اقتصادیه

🆔 @jameeno
جامعه نو
▫️در ۹۲ سال گذشته، پیش نیامده که سه سال متوالی تورم زیر ۵٪ باشد، بجز یک استثناء. آن استثناء دهه ۴۰ شمسی است؛ وقتی به مدت ده سال، تورم زیر ۵٪ بود. همچنین، دهه ۴۰ تنها دهه‌ای‌ است که رشد اقتصادی هر سال بالای ۶٪ بود. بسیاری از برندهای معروف صنعتی کشور، یا در…
#یادداشت_منتخب

🔻تحلیل ۹۲ سال تورم ایران

▫️پویا ناظران: اواخر سال ۴۱، در دولت اسدالله عَلَم و درست بعد از انقلاب سفید، وزارت اقتصاد ایجاد شد و علی‌نقی عالیخانی، دکترای اقتصاد از فرانسه، وزیر اقتصاد شد. همزمان محمدعلی صفی‌اصفیا هم رییس سازمان برنامه شد. دو سال بعد، محمدمهدی سمیعی رییس کل بانک مرکزی شد و هویدا هم که تا اون زمان وزیر دارایی بود، نخست وزیر شد.

عالیخانی به کار کارشناسی و سیاستگذاری علمی معتقد بود، و اهل بله قربان گویی نبود. سمیعی و صفی‌اصفیا هم کاملاً با عالیخانی هماهنگ بودند. با سیاستگذاری این تیم، اقتصاد کشور یک دهه تورم زیر ۵٪ و رشد اقتصادی بالای ۶٪ رو تجربه کرد.

اما با تحقق رشد اقتصادی دهه چهل، جاه طلبی محمدرضا پهلوی هم گل کرد. چندین سال بود که شاه در سیاستگذاری دخالت می‌کرد، اما از نیمه دهه ۴۰، بتدریج شاه خودرای‌تر شد. بعد از مدتی، کار بجایی رسید که شاه به اقتصاددانهای کشور می‌گفت «شما نمی‌فهمید».

داستان رابطه شاه و تیم اقتصادی دهه ۴۰ رو از زبان خود عالیخانی بشنوید:
https://www.youtube.com/watch?v=hNxhXj9-rF8

از اونجا که تیم عالیخانی زیر بار اوامر غیرعلمی شاه نمی‌رفتند، در سال ۴۷ صفی‌اصفیا برکنار شد و در سال ۴۸ عالیخانی و سمیعی کنار گذاشته شدند تا از اون به بعد، کابینه هویدا مجری منویات محمدرضا پهلوی بشه. در نمودار «۹۲ سال تورم ایران»، روند رشد تورم بعد از عزل عالیخانی کاملا مشهوده. افسانه‌هایی که در مورد تثبیت قیمت کبریت و خودکار در طول ۱۳ سال نخست وزیری هویدا گفته میشه واقعیت ندارند. تورم دهه پنجاه خیلی بیشتر از این حرفها بود.

اقتصادی که در دهه ۴۰ با سرعت ولی بدون تورم رشد می‌کرد، با غیرعلمی شدن سیاستگذاری اقتصادی، به انواع آفات اقتصادی از جمله تورم و بیماری هلندی مبتلا شد، و در سال ۵۶ رشد منفی رو تجربه کرد. از سال ۵۰ تا حالا، اقتصاد کشور نه رشد اقتصادی مثل دهه ۴۰ به خود دیده، نه تورم زیر ۵٪ تجربه کرده.

وضعیت اقتصادی کشور همیشه به بدی الان نبوده. یک زمانی کشورهای دیگه، از کره گرفته تا ترکیه، حسرت رشد اقتصادی و سیر توسعه صنعتی ایران رو می‌خوردند. اما جایی در تاریخ، نقطه عطفی رو گذروندیم که بعد از اون، اقتصاد از ریل رشد خارج شد.

اون نقطه عطف سال ۵۷ نبود، بلکه سال ۴۷ بود. اون نقطه عطف تغییر قانون اساسی نبود، بلکه تغییر نگرش حاکمیت به علم بود. مسئله کنار گذاشتن عالیخانی نیست. مسئله کنار گذاشتن نگاه علمی و کارشناسی به سیاستگذاری اقتصادیه. از سال ۴۸، سیاست بر علم غالب شده و الان پنجاه ساله که سیاستمداران علاقه‌ای به تحلیل علمی و کارشناسی ندارند، بلکه بدنبال اطرافیان بله قربان گو هستند.

در تمام دولتهای گذشته جو حاکم بر جلسات کابینه چنان بوده که وزرا عموماً جرات نمی‌کردند ارزیابی کارشناسی وزارت خود رو منعکس کنند، بلکه بر مبنای منویات رییس دولت رای می‌‌دادند.
صفایی فراهانی، در ده دقیقه اول این مصاحبه، چند مورد تجربه خود در این زمینه رو نقل می‌کنه:
https://www.aparat.com/v/MP9eh


۵۰ ساله که سیاستمدارها، از محمدرضا پهلوی تا حسن روحانی، به اقتصاددانها می‌گن شما نمی‌فهمید، و نسبت به علم اقتصاد بی‌اعتنا هستند.

نقطه عطف اقتصاد ما سال ۴۸ بود، اونجا که سیاستمدار علم اقتصاد رو به مسلخ برد. / وقایع اقتصادیه


🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸اصلاح طلبان و تقویت روحیه ملی

▫️احسان آزاد: با بالاگرفتن تنش میان ایران و آمریکا، علاوه بر شرایط اسف بار اقتصادی حاصل از تحریم،که مشکلات مزمن ناشی از بی کفایتی ها و سوء مدیریت ها را برجسته تر کرده است، سایه ی جنگ نیز بیش از پیش بر سر جامعه سنگینی می کند. در این روزهای حساس اغلب تحلیلگران به این مسئله از منظر سیاست خارجی و منطقه ای ایران و آمریکا پرداخته و بر این اساس موضع و اهرمهای طرفین را در این رویارویی که میرود به نقطه ی اوج یک رویارویی فرسایشی چهل ساله تبدیل شود، برشمرده اند.
اما در این میان اغلب مردم که با اضطراب روند حوادث را دنبال می کنند، نقش خود را در میان هیاهوی سیاستمداران خالی می بینند. درک این موقعیت زمانی با اهمیت تر میشود که فضای یاس، نا امیدی و استیصال حتی قبل از بالا گرفتن تنش با آمریکا، به دلایل گوناگون بر جامعه سایه افکنده بود و افزایش نارضایتی عمومی بیش از پیش به گسست مردم از حاکمیت انجامیده بود. لذا توده اجتماع اکنون از هر سو با چالش هایی مواجه است که راه برون رفت از آنها را یا نمی یابد یا به خاطر فضای بی اعتمادی و یاس حاکم، اعتنا و اعتمادی به راه حل هایی که هر چند محدود، از سوی طیف های مختلف ارائه میشود، ندارد. از یکسو صدایش در حاکمیت شنیده نشده و تلاشهای پی در پی مسالمت آمیز و دموکراتیک اش ، برای تغییر وضع موجود یکی پس از دیگری، بعد از فرازهای هیجانی آغازین ، با مقاومت هسته ی سخت قدرت با شکست مواجه شده است و به طور مداوم و گویی تعمدا ، سیگنال هایی دریافت می کند که: "تغییر ممکن نیست ". از سوی دیگر در سطح نخبگان و رهبران مرجع سیاسی با یک خلاء مواجه است، بطوری که عملا قادر به پیدا کردن نیرویی که خواست های تحول خواهانه اش را در سطح جامعه نمایندگی کند، نبوده و اعتمادش را نیز به نمایندگان پیشین به شدت از دست داده است. گزینه های پیش رویش یا براندازان خارج نشین اند که او را دائم به شورش و قیام در این وضعیت متلاطم می خوانند و اکثرا خواسته و البته برخی ناخواسته، همان چیزی را می گویند که از دهان ترامپ و یارانش خارج می شود و یا سکوت و انفعال و انتظار دستی از غیب و شاید هم استقبال از جنگ!
به طور خلاصه توده ی مردم در برزخ بین حاکمیت تغییر ناپذیر و ناکارآمد، اصلاح طلبان بی کفایت، براندازان اکثرا وابسته و پدیده ای به نام ترامپ گرفتار است و مایوس و هاج واج بدنبال برون رفت از این چالش عظیم ست.
وضعیت نگران کننده ی سرمایه اجتماعی و شرایط حساس کنونی، فارغ از سیاستهای حاکمیت در بالا، ضرورت یک گفتگوی مستقیم و شفاف با توده مردم را به منظور ترمیم شکاف ها و ایجاد همبستگی ملی و تقویت روحیه ملی بیش از پیش نشان میدهد.
تاریخ نشان داده که یک ملت افسرده، مستأصل و نا امید که باخطر فقر اقتصادی نیز روبرو ست، قطعا از سر استیصال به هر ریسمانی چنگ خواهد زد و این خطری ست شاید بیشتر از جنگ، که این ملت ۸ سال جنگ را در بدترین شرایط داخلی و بین المللی، با اتکا به روحیه بالا و همبستگی ملی، پیروزمندانه از سر گذرانده است.
بر این اساس به نظر می رسد اکنون مسئولیت تاریخی تمام نیروهای مستقل، ملی و دلسوز که دغدغه ایران دارند، ایجاد و تقویت گفتگو در سطح جامعه نه فقط در میان نخبگان و فعالین سیاسی بلکه مهمتر از آن با توده ی مردم ست. از این منظر آن دست از اصلاح طلبان راستین نیز که هنوز در توده ی مردم پایگاهی دارند، باید از این موقعیت بیش از پیش در این راستا بهره گیرند. بر این مبنا شاید بهتر باشد اصلاح طلبان به جای مناظره های جناحی که حرف های جدیدی برای این توده ی نا امید و خسته ندارد و هنوز بیشتر هدفش یافتن مقصر است تا راه حل ، به گفتگوی مستقیم و رو در رو با مردم از طریق جلسات پرسش و پاسخ و یا با بهره گیری از امکانات فضای مجازی ، به منظور طرح دغدغه ها و یافتن راه حل در یک فرایند گفتگو از پایین، بپردازند. از این طریق نه تنها خود را به نقد عمومی خواهند گذاشت بلکه با ترویج گفتگو با مردم به منظور هم افزایی و یافتن راه حل به ارتقاء روحیه ملی نیز کمک خواهند کرد.

🆔 @jameeno
#الف

🔻 سرگشتگی!

▫️شورای‌سردبیری: چند هفته‌ پیش، در هشتم اردیبهشت، در یکی‌از آخرین #الف‌ های پیش از دوره فترت ناخواسته شورای‌سردبیری (الفی با عنوان "مسیرسوم")پیشنهادی به نظام داده بودیم که به جای کشمکش بی‌معنی مذاکره یا جنگ، از راه ارتباط مستقیم با ترامپ به‌ واسطه کسانی چون نخست‌وزیران هند و ژاپن و یا رئیس‌جمهور چین برود. اقدامی که ظریف شال‌وکلاه کرد و هفته پیش با سفر به هر سه کشورانجام داد. البته ادعا نمیکنیم آن پیشنهاد خیلی داهیانه بود و در این نظام هم کسی به‌ توصیه‌هایی از این دست توجه نمی‌کند: آنقدر در تردید غوطه‌ می‌زنند تا مسیر درست به شکلی دیرهنگام به عقلشان برسد و در واقع راه‌حل خودش خود را تحمیل کند. اما به هر حال، مساله اصلی این نیست و دیر رفتن به مسیر سوم، خود یک معلول است؛ مساله اصلی نظام، فقدان منظر استراتژیک در طراحی برنامه‌های مرتبط با حضور بین‌المللی است: حکومت فاقد روشن‌بینی‌ و توان لازم برای تشخیص محیط، درک درست منافع عام و شناخت نقطه مناسب استقرار خویش است. این یعنی تصوری از مقصد خود و نقطه هدف ندارد و این را می‌توان فقدان منظر استراتژیک نامید. رسیدن به مقام اول منطقه در حوزه‌های مختلف و در افق زمانی فلان تاریخ فرضی ۲۵ یا ۵۰ ساله را که ردیف کردن آرزوها توسط مجمع تشخیص مصلحت و یک بازی تبلیغی‌است نمیتوان منظر استراتژیک خواند، همانطور که مقاومت را نمی‌توان یک روش حل مسائل پیش‌رو نامید. چه در حیطه اقتصاد و چه در مساله اخیر با ایالات متحده، فرض کردن مقاومت به عنوان راه حل، مانند تاکید بر کوشش و جدوجهد برای حل یک مساله ریاضی بدون استفاده از فرمول‌های مورد نیاز برای حل آن است. اتفاقا اصرار بر اینکه به جای انتخاب مذاکره یا جنگ بهتر است مقاومت کنیم، مثال روشنی از گریز‌ از فرمول و راهگشا دانستن کوشش‌ و مقاومت است. به خاطر بیاوریم اصطلاح سوق‌الجیشی که نخستین معادل به‌کار رفته در ترجمه کلمه استراتژی (پیش از جعل معادل مناسب "راهبرد") است، صرفا در حوزه نظامی کاربرد و به "چگونگی" حرکت دادن توان در جهت هدف اشاره داشت و توصیه به مقاومت در برابر دشمن نبود. مقاومت و جدوجهد روش نیست و مساله‌‌ حل نمی‌کند. حکومت به خاطر فقدان منظر استراتژیک، مقاومت را روش حل اعلام میکند. واقع آن است که مسیری که باید در پیمایش آن مقاومت به خرج دهد سراغ ندارد.

اما دست‌وپازدن در ورطه سرگشتگی و اجتناب از راه‌حل‌های واقعی، معمولا در نهایت بدترین مسیر را برای خروج از موقعیت تحمیل میکند: اگر عیبی بر برجام وارد بود، به خاطر دیر رفتن بر سر میز مذاکره و روبروشدن با اجماع جهانی و صدور قطعنامه های شورای امنیت بود. حالا هم با توجه به تجربه‌های پیشین و استعدادهای ذاتی‌ حکومت، میتوان پیش‌بینی کرد که شعار مبهم مقاومت به جای مذاکره یا جنگ، در نهایت به "شکست بدون جنگ" و "تسلیم بدون مذاکره" منجر شود.

البته بدیهی است که این #الف در پی توصیه به مذاکره نیست، صرفا در مسیر روشن کردن موقعیت است و حکومت هم چندان به توصیه‌ها وقعی نمی‌نهد. در همان الف پیشین و پیش از آنکه موضوع اختلاف دیدگاه ترامپ با بولتون و پومپئو در آمریکا بالا بگیرد، به نظام توجه داده شده بود اگر پیشنهادی مثل مبادله زندانی به آمریکایی‌ها دارد، با خود ترامپ در میان بگذارد نه دستیارانش. متاسفانه حکومت به خاطر کبر نظری خود همواره از آگاهی واقع‌بینانه عقب است وگرنه شش ماه پیش هنگامی که از پیشنهاد خود به ترامپ برای‌مبادله زندانی خبری دریافت نمی‌کرد، باید می‌فهمید کسانی‌ پیشنهادش را له کرده‌اند.

باوجود تحولات چشمگیری که طی سه هفته گذشته رخ داده، صدای بلند طبل جنگ و فراخوان‌های بیشمار به مذاکره و سازش، توصیه واقع‌بینانه همانست که‌ ظریف برای آن به شرق سفر کرد؛ یافتن مسیری برای شروع چانه‌زنی با خود ترامپ که کماکان، شخصا طرف اصلی ایران است.

این را هم ناگفته نگذاریم که توصیه اکید کرده بودیم دارودسته‌ها و فرقه‌های پراکنده در کشورهای عرب به حال خود گذاشته شوند، وگرنه پس از این ما را گروگان اهداف خود خواهند کرد. این، اکنون در حال رخ دادن است، حتی زمانی که فکر می‌کنیم دارند در زمین ما بازی میکنند. گمان داریم که شاه عرصه شطرنج خاورمیانه‌ایم، اما این‌ شطرنج نیست. قماری است که این روزهاحتی کارتهای آن را به دست دیگران داده‌ایم. ممکن است صورتحساب بزرگی برایمان بفرستند!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹مصلحت هنر و احترام عرف

▫️مژگان باقری: احضار یک خواننده زن به دادگاه نطنز در استان اصفهان به دلیل تک‌خوانی او در روستای تاریخی ابیانه موجی از اعتراضات حامیان حقوق زنان را در فضای مجازی به راه انداخته تا جاییکه اصلاح‌طلبانی مانند قائم‌مقام حزب اتحاد ملت را نیز به واکنش واداشته. خانم آذر منصوری خطاب به مسئولین گفته‌اند بعد از چهل سال باید بپذیرند که در هنر هم بین عرضه و تقاضا معادله‌ای برقرار است و با محدود کردن عرضه، این تقاضا محدود نمی‌شود. البته که این گفته‌ی درستی است اما شاید برای این مورد خاص، کاربرد چندانی نداشته باشد.

من نیز به عنوان یک زن، حامی پرو پاقرص تک خوانی زنان هستم و معتقدم که نمی توان صدای آواز نیمی از جمعیت را به بهانه های غیر منطقی خاموش کرد، اما به این موضوع خاص نه از منظر یک زن بلکه از منظر یک گردشگر و کوهنورد حرفه ای نگاه می کنم.
در گردشگری و کوهنوردی قوانینی وجود دارد که هر گردشگر و کوهنورد موظف به رعایت آن می باشد. باشگاههای گردشگری و کوهنوردی موظفند این قوانین را به اطلاع اعضای خود برسانند. برخی از این قوانین که به موضوع مورد بحث مربوط می شوند به شرح زیر است.

هر گردشگر و کوهنوردی باید:
1) برای احترام به فرهنگ بومی، هنجارهای جامعه میزبان اعم از فرهنگ، سنن، زبان، گویش، لباس، عقاید و .... را رعایت کند.
2) از مکان های خصوصی و مردمان محلی و عشایر ( بخصوص زنان و کودکان) بدون اجازه عکاسی نکرده و به حساسیت های فرهنگی منطقه احترام بگذارد.
3) اماکن مقدس و باورها و اعتقادات سنتی مردم منطقه را شناخته و به آنها احترام بگذارد.
4) در محیطهای روستایی و عشایری حتی‌الامکان پوشش مناسب داشته باشد.

اگر دقت کنیم متوجه می شویم که هیچ کدام از این قوانین بدون دلیل وضع نشده اند. یک دلیل آن، این است که گردشگر و کوهنورد فقط یک یا چند روز در منطقه می ماند بنابراین به عنوان میهمان حق ندارد باعث برهم زدن نظم و آلوده کردن محیط و ایجاد تنش در جامعه میزبان شود.
دلیل دیگر این است که اصولا مکانهای گردشگری از این نظر جذاب و مورد اقبال مردم هستند که با شهرهای بزرگ به کلی متفاوتند و همین تفاوت موجب روی آوردن مردم به این مکان ها می شود. مردم حاضرند هزینه زیادی صرف کرده و چند روز وقت بگذارند و رنج سفر را بر خود هموار کنند تا به عنوان مثال روستایی مانند ابیانه را ببینند که از شکل خانه ها گرفته تا زبان و لباس و فرهنگ و خوراک مردم آنجا با شهرهای خودشان تفاوت های چشمگیر و اساسی دارد. اگر قرار باشد که ابیانه هم شبیه شیراز و اصفهان و تهران و ... شود اساسا چرا ما باید وقت و هزینه خود را صرف دیدن چنین مکانی کنیم؟!

این مکان ها آرامشی به گردشگران می دهند که در شهرهای شلوغ چند میلیونی یافت نمی شود اما متاسفانه از آنجا که مردم ما برای انجام هیچ کاری آموزش ندیده‌اند تصورشان از سفر گردشگری یا کوهنوردی این است که ساکشان را بپیچند و به مکانی دوردست بروند تا تمام کارهایی را که در شهر خودشان قادر به انجامش نیستند دور از چشم ماموران حکومتی انجام دهند و پس از آنکه حسابی خود را تخلیه کردند به شهر و دیار خود بازگردند!

شکی نیست که یک سر این ماجرا به حکومت بازمی گردد. اگر حکومت، آزادی های مدنی را که حق تمامی مردم است از شهروندان دریغ نکند به عنوان مثال یک زن خوش صدای علاقمند به خوانندگی مجبور نمی شود هنر خود را در روستایی تاریخی مانند ابیانه در معرض دید تماشاچیان قرار دهد.
اما طرف دیگر این ماجرا خود مردم هستند. اگر مردم با مفهوم درست گردشگری آشنا شوند و متوجه شوند که خوانندگی در چنین مکانی اولا به بافت فرهنگی این مکان آسیب می زند، ثانیا حق سایر گردشگران را که خواهان لذت بردن از یک فضای آرام روستایی هستند پایمال می کند و ثالثا به تدریج این مکان ها را از فهرست جاذبه های گردشگری خارج کرده و در نتیجه اقتصاد این مکان ها را مختل می سازد، آنگاه به هیچ قیمتی حاضر نمی شوند در یک جغرافیای فوق العاده مانند ابیانه، معرکه خوانندگی به راه بیندازند؛ کاری که معمولا در شهرهای بزرگ و خیابانهای شلوغ شاهدش هستیم!

اگر ما ادعای طرفداری از حقوق شهروندان را داریم پس باید به حقوق مردم ابیانه هم احترام بگذاریم. کسانیکه در ابیانه مانده‌اند مطمئنا این آرامش، این فرهنگ و لباس و گویش را دوست داشته‌اند و ثانیا شاید گردشگری تنها راه درآمد مردم این منطقه باشد، بنابراین گردشگران حق ندارند با انجام کارهای مغایر با فرهنگ این منطقه، راه درآمد این مردم را مسدود کنند.

متاسفانه حکومت با محروم کردن مردم از آزادیهای فردی چنان آنان را در تنگنا قرار داده که در هر مکان و زمانی که فرصتی دست می‌دهد به قوانین حکومتی دهن‌کجی می‌کنند و شوربختانه صاحبنظران جامعه نیز بجای نشان دادن راه درست و اصلاح خطاهای فکری مردم، با موج جامعه همراه شده و از آنان حمایت می‌کنند

🆔 @jameeno
#الف

🔻ایران به قطر حمله میکند؟

▫️شورای سردبیری: راه ایران برای رفتن به مسیری که آن را مقاومت می‌نامد باز نیست. این، یعنی شبه‌استراتژی مسلط بر ذهن تصمیم‌سازان ایران کار نخواهد کرد. پیشبرد جنگ نامتقارن که عنصر محوری مقاومت در برابر یک جنگ تحمیلی کلاسیک و یا پاسخ به فشار سیاسی و اقتصادی یک خصم قدرتمند مفروض در نظر گرفته میشود در نخستین مراحل خود برای ایران ناممکن میشود. علت آن را با این فرض که ایران قاعدتا باید به تعمیق محاصره اقتصادی و یا تهاجم احتمالی آمریکا واکنش نشان دهد بررسی میکنیم.

مهمترین تعیین‌کننده اهداف و شکل یک نبرد نامتقارن، محیط پیشبرد آن است. چه نبرد دره دین‌بین‌فو را در ویتنام در نظر بگیریم یا شیوه ایستادگی کوبایی‌ها در خلیج خوکها و یا مبارزه مجاهدین افغان با ارتش اتحادشوروی، فضا و محیط در شکل‌دهی به جنگ نامتقارن و دستاوردهای آن تاثیر تعیین‌کننده دارد و می‌دانیم که مقاومت ما در برابر هرگونه تهاجم ایالات متحده در فضاهایی انجام خواهد شد که تحرک در آنها برای ایران با موانعی روبروست. غالبا گفته میشود بخش اعظم درگیری دو کشور در عراق صورت خواهد گرفت، بدون توجه به اینکه اتفاقا خاک عراق محیطی است که ایران باید در آن بسیار محتاط باشد: دولت و نیروهای سیاسی عراق، به دلایلی روشن میلی به دادن فضای تحرک به نیروهای ایران در خاک خود ندارند و استفاده از نیروهای سازماندهی شده فرقه‌ای که از آنها با عنوان نیروهای نیابتی یاد میشود نیز به طریق اولی مغایر حق اعمال حاکمیت دولت عراق از کار درمیاید و به سرعت روابط دوکشور را بحرانی میکند. دولتمردان عراقی این بحران را به بحران حاصل از چشم‌پوشی بر تحرک نیابتی ایران در عراق ترجیح خواهند داد.

به همین سان است سایر کشورهای عرب؛ قطر به خاطر سیاست مستقل خود روابط دوستانه‌ای با ایران دارد و مغضوب کشورهای دیگر عرب به سردستگی سعودی است. هفته آینده سران کشورهای عرب به مکه میروند تا در باره موقعیت فعلی تصمیم بگیرند، اما بن‌سلمان از امیر قطر دعوت نکرده است. این در حالی است که بزرگترین پایگاه نظامی ایالات متحده در منطقه، درقطراست. چگونه میتوان آن پایگاه را به موشک بست و یا عملی علیه پرسنل آمریکاییآن در مرکز قطر صورت داد که قطر به آن معترض نباشد و به جای دوستی کم زیان به دشمنی فعال در جبهه ایالات متحده تبدیل نشود؟ آیا ما ایالات متحده را در قطر آسیب‌پذیر میدانیم؟
ناو هواپیمابر کذایی آمریکا به خلیج فارس نیامده و براساس گزارش‌ها در آبهای ساحلی عمان به سر می‌برد. آیا میتوان بدون رنجاندن دوستی مثل پادشاه عمان در آبهای این کشور عملیات متقارن یا نامتقارن برضد آن داشت؟ درباره کویت که سیاست وابسته و دنباله‌رویی ندارد چه؟ درباره پایگاه و پرسنل آمریکایی مستقر در بحرین با آن جمعیت فراوان ایرانی چه؟ داریم به موشک‌باران اسرائیل و سعودی و امارات فکر میکنیم؟ آن که دیگر عملیات نامتقارن نیست، جنگ تمام‌عیار و رودررو با یک جبهه گسترده است که به سرعت به شکست ایران خواهد انجامید و در سطوح بالای حکومت خردمندانه به آن فکر نمیکنند.

اما خردمندی نباید در همین نقطه پایان گیرد. "جنگ نمیشود" باید به این معنا باشد که تصور تحمیل یک جنگ نامتقارن به ایالات متحده نیز نزد حکومت وجود ندارد و برخی رجزخوانی‌های اشخاص مدعی تخصص در نبردهای غیرکلاسیک و جنگ نامتقارن هیچگاه اجرایی نخواهند شد؛ به این دلیل ساده که یا فضای اقدام به آنها وجود ندارد، یا زیان آنها بیش از کارایی‌شان است.

عنصر دیگری نیز درباره شیوه مذکور رویارویی وجود دارد که از نظر مدت اجرا با جنگهای نامتقارن تعارض دارد: جنگ نامتقارن را در طول زمان و براساس فرصتهایی که پیش میاید انجام می‌دهند، اما ارزیابی‌ها و سوابق میگویند رویارویی‌های پیشین ایران و ایالات‌متحده برق‌آسا و دارای زمان محدود بوده است. در نیمه اول دهه ۶۰ ایالات متحده عملیات علیه سکوهای نفتی را انجام داد و بلافاصله اعلام کرد عملیاتی انجام داده و تمام شده و ادامه نمی‌یابد. در واقع، ایران از طریق خبرگزاری‌هایی که از کنفرانس مطبوعاتی کاسپار واینبرگر وزیر دفاع ایالات متحده گزارش میدادند از شروع و پایان حمله خبر شد (این الگو و رفتار ایالات متحده اتفاقی نبود و بعدا در شکل صورتبندی شده در کتاب واینبرگر منتشر شد که مشتمل بود بر کاربرد قدرت متمرکز پیشگیرانه در زمان محدود).
در این فضای کم، فقط میتوان دوباره تکرار کرد در ماجرای اخیر حتما باید از اراده گرایی‌ اجتناب کرد، چرا که اراده‌گرایی‌ها تاکنون هیچ مشکلی از این جمهوری حل نکرده‌ که زاینده مشکل بزرگتری نباشد. گره، با دست باز میشود!

🆔 @jameeno
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔻 دستگاه قضایی محل اجرای فتاوای اجتهادی_سلیقه ای نیست ▫️علی نادربابایی: در یکی از شهرهای کشور، دادستان دستور صادر کرده که با بانوان دوچرخه‌سوار برخورد پلیسی شود و در صورت مواجهه با (بانوان دوچرخه‌سوار) مدارک شناسایی و یا دوچرخه…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹 بازتاب های مختلف از قرائتی فرقدار از قرآن

▫️علی نادربابایی: برخی شگفت زده شدند، برخی علیرغم اینکه می‌دانستند، تلاش بر پوشانیدن آن نمودند و......و برخی ، آنرا سحر و دروغ خواندند!

جملاتی است که در سوره ص سوره ۳۸ قرآن بازتاب افراد مختلف را اینگونه توصیف فرموده است :

وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ وَقَالَ الْكَافِرُونَ هَذَا سَاحِرٌ كَذَّابٌ﴿۴﴾ص

و از اينكه هشداردهنده‏ اى از خودشان برايشان آمده درشگفتند و كافران مى گويند اين ساحرى شياد است (۴)

أَأُنْزِلَ عَلَيْهِ الذِّكْرُ مِنْ بَيْنِنَا بَلْ هُمْ فِي شَكٍّ مِنْ ذِكْرِي بَلْ لَمَّا يَذُوقُوا عَذَابِ ﴿۸﴾ص

آيا از ميان ما قرآن بر او نازل شده است [نه] بلكه آنان در باره قرآن من دودلند [نه] بلكه هنوز عذاب [مرا] نچشيده‏ اند (۸)

در سوره بقره آیه ۱۸۵ ، در توصیف ماه رمضانی‌ که درآن ماه از این سال قمری ، فروفرستاده شدن آن بخش از قرآن که برای مردم هدایت است ، و بیان دلایل روشنی از هدایت و تشخیص حق از باطل، چنین آمده است:

شَهْرُ رَمَضَانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ هُدًى لِلنَّاسِ وَبَيِّنَاتٍ مِنَ الْهُدَى وَالْفُرْقَانِ.....-(۱۸۵)-البقرة

در این مجال به یکی دیگر از آیات قرآن و تحلیل و تبیین آن می‌پردازیم که با قرائت های قبلی فرق دارد. این فرقدار بودن قرائت نه یک بدعت و نه یک دروغ و افترا بستن به خدا، بلکه با تصدیق کلام با استعانت خداوند و بهره گیری از فرقان تبیین می شود .

وَقُرْآنًا فَرَقْنَاهُ لِتَقْرَأَهُ عَلَى النَّاسِ عَلَى مُكْثٍ وَنَزَّلْنَاهُ تَنْزِيلًا ﴿۱۰۶﴾الاسراء

و قرآنى [با عظمت را] فرقدار و جدا جدا [که البته تو] آن را با مکث و آرامى برای مردم بخوانى و آن را به تدريج فروفرستادیم (۱۰۶)

آیه مورد نظر برای این مقال ، از سوره بقره و ارتباط با مردم نازل شده و تاکنون قرائت دیگری از آن در میان مردم تبلیغ و ترویج و بصورت یک مجازات اسلامی در نظر گرفته شده بود !

يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا .....َ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ-(۲۱۹)-البقرة

در این آیه چنانچه ملاحظه می‌کنید نفی منفعت برای مردم نشده است ، علیرغم اینکه زمینه ساز جرائم بزرگی می‌تواند باشد ، اما بدون استثناء در تمام کتب استفتائات فقها تنها به جنبه منفی آن پرداخته شده و برای آن حد و تعزیر و مجازات تعیین شده است ، حتی برخی از حضرات پا را فراتر گذاشته و فتوای « حرام » صادر کرده اند که نه در میان حرام شده ها از آن نام برده شده و نه مجازاتی تعریف شده ، بلکه منافع آن نیز تصریح شده است .

بنده در این فرصت قصد پرداختن به منافع و مضرات آن ندارم و تنها از جنبه ارائه قرائنی فرقدار و در تطبیق با آیات مرتبط با ماه رمضان مطرح نمودم ، شاید مورد تفکر قرار دهید .

وَبِالْحَقِّ أَنْزَلْنَاهُ وَبِالْحَقِّ نَزَلَ وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا مُبَشِّرًا وَنَذِيرًا ﴿۱۰۵﴾الاسراء

🆔 @jameeno
#الف

🔸امتیاز سمی!

▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان جامعه نو، در پیامی پیشنهاد داده درباره احتمال ارتباط بالا گرفتن تنش بین ایران و آمریکا و طرح صلح موسوم به معامله قرن مطلبی داشته باشیم. سعی خواهیم کرد امکان وجود چنین ارتباطی را بررسی کنیم، چرا که مسائل خاورمیانه از جمله دغدغه‌های اصلی ایران و اسرائیل، گره کور سیاست خارجی کشور است. در پرتو بررسی این مساله دوباره به روابط با دولت‌های عرب و استراتژی #خارپشت نگاه خواهیم کرد.

طرح صلح یاد شده را که هنوز محتوای آن مشخص نیست، نباید چندان جدی گرفت. مانند همه کارهای دیگر ترامپ اسم دهان‌پرکنی دارد، اما کارکرد و دستاورد نخواهد داشت اساسا ترامپ اطلاعات و تصور درستی از مساله فلسطین و اسرائیل ندارد. او در ورود به کاخ سفید هنوز معنای سیاست "دو دولت" را نمی‌دانست و از موضع رسمی ایالات متحده نسبت به آن اطلاع نداشت و در مصاحبه‌ها گاف کم‌اطلاعی داد. ترامپ تیم اهل‌فکری نیز در کنار خود ندارد که فرض کنیم آنها توانسته‌اند یک طرح راهبردی برای حل مناقشه اسرائیل و فلسطین پدید آورند. سردمدار طرح هم داماد جوان ترامپ است که هنوز سخن نگفته است تا عیب و هنرش نهفته بماند. طرف معامله هم بیشتر بن‌سلمان بی‌آبرو و بی‌تجربه است نه فلسطینی‌ها! مساله اسرائیل و فلسطینی‌ها بسیار پیچیده است و مرد کهن میخواهد.

میتوان برآورد کرد که واکنش ایران به این طرح مثل خود طرح خالی از محتوای عملی و در حد شعار و رجز خواهد بود؛ ایران دچار گرفتاری‌های خودش است و آنقدر دست و پایش بسته است که پاسخ حملات منظم و متعدد اسرائیل به امکانات و قرارگاه‌هایش در سوریه را نمیدهد و آنها را زیرسبیلی رد میکند. بعید است این دست‌بسته بودن ایران را اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها متوجه نشده باشند. آنها می‌بینند که دولت ایران در مقابل این آسیب‌ها حتی از ناله و نفرین و شعار دادن معمول نیز خودداری میکند. بنابراین آنها انتظار انجام اقدامی ندارند که بخواهند پیشاپیش ایران را زیر فشار و تهدید بگذارند، ایران حتی به همراهی مامور فشار به ایران (برایان هوک) با داماد ترامپ در سفرها و دیدارها اهمیتی نداده است.

اما هر گام و تحولی که چه با محتوای حل مشکل و چه در جهت وخامت روابط فلسطینی‌ها و اسرائیل رخ دهد بر موقعیت و رفتار ایران موثر خواهد بود. اکثریت دولتهای عرب که مشکل فلسطین را دیگر مساله خودشان نمیدانند و برعکس به نوعی با ایران درگیری دارند، از اینکه ایرانی‌ها به اسرائیل مشغول و بر ضد آن پول خرج کنند و زیر فشار اسرائیل باشند استقبال می‌کنند. این هم که حمال‌های بندر بصره یا رانندگان تاکسی قاهره مانند دوران احمدی‌نژاد به خاطر نفرین کردن اسرائیل زنده‌باد بگویند برایشان اهمیتی ندارد.

باید یادمان باشد که ایران در این منطقه بیشتر با دولتهای عرب مشکل دارد تا دولت اسرائیل و پایش بیشتر در کشورهای عرب درگیر است تا مرزهای اسرائیل. به واقع، مساله حقیقی نظام ایران فلسطینی‌ها و اسرائیل نیستند، بلکه درگیری‌های عربی‌اش هستند. به همین دلیل هم هست که دائم به حکومت یاد آور میشویم حتی برای موثر بودن در پیگیری حقوق فلسطینی‌ها و حمایت از هم‌مذهبان ساکن در کشورهای عرب باید استراتژی #خارپشت پیشه و ترک حضور کند.

گاهی تصور میشود حضور سیاست ایران در کشورهای عربی امتیازی است که برای ترک آن باید امتیازی گرفت و عقب کشیدن سیاست ایران از این مناطق، دادن امتیاز رایگان به دیگران است. البته زمانی و در مواردی این تلقی درست بوده است. در سالهای شروع ماجرای داعش و شتافتن ایران برای مبارزه با آن و حفظ حکومت اسد و حمایت از دولت عراق، معاون سابق وزارت خارجه به صورت خصوصی میگفت الان وقت این است که ایران همراهی با ایالات متحده در سوریه و عراق را به عنوان امتیاز، وجه‌المصالحه قرار دهد و همه مسائل خود را با آمریکایی‌ها حل کند. بدیهی است که آن امتیاز حالا دیگر خریداری ندارد و هر روز کسی (آمریکا، روسیه، ترکیه، مصر، عربستان و البته اسرائیل و شاید کسانی مثل اسد!) راه خروج را به ایران نشان میدهد. آن موقعیت و امتیاز، اگر سیب درشت خوشرنگی هم بوده، حالا پوسیده است. تصور اشتباهی خواهد بود اگر موقعیت کنونی را امتیاز بدانیم. قاتق نان نیست به هرحال!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹نظریه نصب در ولایت فقیه و قانون اساسی

🖌امیرحسین علینقی

۱. در مطالعات فقهی، نظریه‌های مربوط به ولایت فقیه را به «نظریه انتخاب» و «نظریه انتصاب» تقسیم می‌کنند. در برخی منابع، به اصل ۵۷ قانون اساسی، به عنوان مستند حقوقی مربوط به «اعتبار» نظریه نصب اشاره شده و طرفداران این رویکرد معتقدند که اصل ۵۷ بر اعتبار نظریه فقهی انتصاب، در حقوق اساسی ایران، صحه گذاشته است.
در این یاداشت به بنیان مبتنی بر تضاد این تصور پرداخته می‌شود. اصولاً نظریه انتصاب، نظریه‌ای در طرح موضوع «حاکمیت» است و آن‌گونه که خواهد آمد، این «حاکمیت» و «صاحب حق حاکمیت» است که به «منابع حقوق» و از جمله «قانون اساسی» اعتبار می‌دهد و نه بالعکس.

۲. از آنجا که قانون اساسی یک منبع حقوق اساسی است که مشخص می‌کند که در یک کشور چه کسانی صاحب حق و تکلیف‌اند، این پرسش طرح می‌شود که قانون اساسی اعتبار و روایی خود را از کدام سرچشمه اخذ می‌کند؟ دو پاسخ به این پرسش ارائه شده است.

اول) ممکن است در بررسی منشا اعتبار و روایی قانون اساسی، به رفراندوم و همه‌پرسی استناد شود. در این‌حال، قانون اساسی اعتبار و روایی خود را از رای مردم اخذ می‌کند. این امر منوط به وجود این مفروض است که پیشاپیش مردم از این حق برخوردار باشند که با آرای خویش، بر متنی به نام قانون اساسی، مهر تایید بزنند. نظریه‌پردازان متمایل به این رویکرد، چنین حقی را برای انسان‌ها قائل‌اند و این حق مردم را، حق حاکمیت مردم یا انسان می‌نامند که بازتابش در اصل ۵۶ قانون اساسی قابل مشاهده است. در این نظریه که به «نظریه قرارداد» نیز شهره است، اعتبار هر متن و گزاره حقوقی، مستقیماً (مانند قانون اساسی) و یا غیرمستقیم (مانند قوانینی که نمایندگان مردم در مجلس وضع می‌کنند)، ناشی از آرای عمومی و اراده مردم است. لذا، در این نظریه. این آرای مردم است که به کلیه منابع حقوق، و از جمله قانون اساسی اعتبار می‌بخشد و این‌گونه نیست که قانون اساسی و دیگر منابع حقوق به اراده انسان‌ها اعتبار دهد. نظریه فقهی انتخاب در ولایت فقیه را می‌توان ترجمانی فقهی از نظریه قرارداد دانست. نمونه دیگری از بازتاب نظریه حق حاکمیت مردم در رویکردهای فقهی را می‌توان در نظریه «بیعت» مشاهده کرد.

دوم) برخی رویکردها نیز وجود دارند که چنین حقی را برای انسان‌ها قائل نیستند. عصاره این رویکردها، خبر از عدم اهلیت عامه مردم در تعیین سرنوشت خویش می‌دهد. مثال‌ها و مصادیق متعددی از قائلین به این رویکرد وجود دارد که بررسی آنها، مجال و فرصت دیگری را طلب می‌کند. نظریه فقهی انتصاب در ولایت فقیه، یکی از این رویکردهاست. این نظریه منشاء حاکمیت و حق ناشی از آن را در جای دیگری غیر از اراده و خواست عمومی انسان‌ها، یعنی اراده ولی فقیه منصوب، جستجو می‌کند. لذا، نظریه انتصاب، نه تنها تعلق خاطری به حاکمیت اراده انسان‌ها در عرصه عمومی ندارد، بلکه اصولاً به این دلیل در میدان است تا این حق را از انسان‌ها، از آن جهت که انسان‌اند، دریغ کند. به همین دلیل، در این رویکرد، تجلیات اراده انشایی انسان‌ها، مانند تصویب قانون اساسی، ذاتاً نمی‌تواند از زاویه حقوقی، محل اعتبار باشد. در نتیجه، انتظار اینکه طرفداران رویکرد انتصاب، تمایلی به ایده حق حاکمیت انسان و قانون اساسی تصویب شده توسط انسان‌ها داشته باشند، به معنای نفی خود (رویکرد انتصاب) است. برای آنها تنها اراده صاحب حق حاکمیت یا فقیه منصوب است که محل اعتبار است. دلیل آنکه گاه از واژگانی مانند «حکم حکومتی»، «فصل‌الخطاب» و یا «فراتر از قانون اساسی» بودن در ادبیات حقوقی کشور استفاده می‌شود، همین نکته است: ارجاع اعتبار نهایی گزاره‌های حقوقی، به مرجعی خارج از اراده عمومی انسان‌ها.

🆔 @jameeno

🔻 بیشتر بخوانید

https://telegra.ph/Th-05-30
🔸همراهان گرامی جامعه‌نو

در آپدیت تازه تلگرام، امکان کامنت گذاشتن بر روی پست‌های کانال فراهم شده. ما نیز برای تعامل بهتر با شما، این امکان را فعال کردیم تا بتوانیم نظرات شما نسبت به مطالب منتشر شده در کانال را جویا شویم.
از همراهی‌تان متشکریم.

🆔 @jameeno
#الف

🔻پایان اقناع!

▫️شورای‌سردبیری: ایران بزودی با تحولاتی روبرو خواهد شد که به مثابه قاضی، بین میل‌ حکومت و گرایش‌جامعه قرار میگیرند و تکلیف حکومت و مردم را مشخص می‌کنند: یا اکثریت جامعه را به تداوم هزینه دادن در راه امیال حکومت مجبور میکند، و یا حکومت را دچار موقعیتی می‌سازد که به خاطر عدم مقبولیت سیاست‌هایش، رویه خود را به ناچار تغییر دهد. تفاوت عمیق هریک از این دو احتمال را بودونبود یک عنصر پدید می‌آورد: قدرت اقناع!

حتی نگاهی غیرمحاسبه‌ای به ‌مواضع و سخنرانی‌های مقامات درجه‌ اول حکومت نشان می‌دهد مضمون آشکار و ماهیت پنهان آنها اقناع جامعه درباره رویه حکمرانی و سیاست خارجی و آثار داخلی آن است. حکومت یا تلاش دارد اثبات کند که هیچ راه شرافتمندانه و بی‌ضرری جز آنچه بدان میرود وجود ندارد، و یا زور می‌زند مردم را قانع کند فشار اقتصادی وارده بر گرده آنها حاصل عواملی غیر از سیاستهای حکومت است. عده‌ای نیزحقوق‌های کلان می‌گیرند تا این خواست حکومت را به افکار عمومی تبدیل کنند. بیشترین منع در زمینه نقد سیاستهای حکومت نیز در همین زمینه است: بحث در موضوع متوقف نیست، اما نقد رای حکومت موقوف است. موقوف است، زیرا تلاش آن برای اقناع جامعه را بی‌تاثیر می‌کند.

اما کار حکومت روزبه‌روز سخت‌تر و اقناع جامعه ناممکن‌تر میشود. علت آن به سادگی کم‌قوتی دلایل ریز و درشت حکومت است: لزوم دفاع از مظلومان جهان، حمایت از مسلمانان، مقابله با ستمگران و نظایر آنها، که در عمل به اقداماتی غیرقابل توجیه ترجمه می‌شوند. درگیر شدن در کشمکشهای نقاطی دور از ایران، هزینه کردن درآمدهای ملی در مسیرهایی مغایر منافع ملی، و البته انبار کردن انواع خطرها و ریسکهایی پرهزینه که آینده را مبهم و هراس‌آور میسازند.

این هزینه‌ها را معمولا به آشکاری و روشنی نمی‌توان در دامان جامعه گذاشت. جامعه باید قانع شود خطراتی را در خارج از مرزها تهدیدش می‌کند که خوفناک هستند و کشور را بر باد می‌دهند، ناموسش در خطر است، باورهای دینی‌اش در معرض نابودی قرار گرفته، و حکومت از یکسو درحال جنگ با این خطرها و از سوی دیگر مشغول تقویت قوای‌ علمی‌ کشور، تمدن‌سازی، توسعه اقتصادی و رسیدن به مقام اول در انواع زمینه‌هاست. به این ترتیب، زبان حکومت از رئوس تصمیم‌ساز آن تا پایین‌دستی‌های تبلیغاتچی، زبان اقناع است: باوراندن وعده‌های بی‌پایه به جامعه برای بستن آن به ارابه‌ای که اگر هم صادقانه عازم بهشت است، سرانجام از برهوت فروپاشی سر در میاورد.

سالها پیش قدرت‌ اقناع حکومت کم نبود اما اکنون به انتها رسیده است و تلاشهای اقناعی به ضد خود بدل شده‌اند. امروز باوراندن اینکه حتی اگر صد مقام حکومتی فاسد دیدید اعتماد خود را به حکو مت از دست ندهید ممکن نیست. اینکه رقابتها و دعوای داخل حکومتی بر سر به‌اصطلاح اسلام ناب محمدی است کسی را قانع نمی‌کند و اینکه دنیا فقط مشغول نقشه‌کشی برای‌ تخریب فرهنگ مورد ادعای حکومت ایران است حرف بی‌ربطی به شمار می‌آید. این نقطه‌ای است که حکومت در سرازیری دروغ‌های آشکار مثل داشتن سلاحهای سری و ناشناخته می‌افتد و دست آخر در پشت تریبون به تهدید مردم به از خارج وارد کردن لاتها و همخوهای داعش برای دفاع از انقلاب در صورت قانع نشدن مردم به ادامه دفاع از انقلاب اسلامی می‌افتد. این، پایان دوران کسب همراهی از طریق اقناع است.

در چنین موقعیتی، تنها راه محتمل حکومت برای بازگشت به یک رابطه اقناعی تغییر بنیادین رفتار آن است. غالب حکومتهایی که چارچوب رفتاری معقول و محافظه‌کارانه ندارند، در چنین مرحله‌ای به فاز تحمیل پا میگذارند. تهدید آوردن سرکوبگر از عراق و افغانستان و پاکستان نشانه‌ای از آشکاری ورود به این مرحله است.

اما بدیل یک رابطه اقناعی از کارافتاده و مبتنی بر تحمیق، تهدید و تحمیل نیست. تغییر رفتار است. حکومت ایران می‌داند گفتارش از مرحله ارائه استدلال‌های قانع‌کننده به لفاظی‌هایی کاملا ایدئولوژیک با هدف تحمیق و ایجاد امیدهای واهی انجامیده و تداوم حفظ موقعیت فعلی در عرصه داخلی و خارجی صرفا مبتنی بر تعلیق زمان و از این ستون به آن ستون شدن است، زیرا پاسخ اندیشیده و در چارچوب یک استراتژی واقع‌بینانه در کف خود ندارد. اصرار بر اینکه آنچه میگویم حق و درست و نظر همه شماست، سپردن‌ بنیان حکومت به سیل قدرتمند شک و حداقلی از تفکر نزد مخاطبان است. حکومت باید رفتار خود را عوض کند تا حرفهایش قابل پذیرش شود. این را باید وصیت و نصیحت خیرخواهانه به حکومت تلقی کرد.

بنیان تغییری که به حکومت پیشنهاد می‌کنیم، بازگشت رویه حکومت به طرق حکومتگری خردمندانه‌ بر مردمان، و قواعد تعامل با اجانب است. حکومت حتی‌اگر علاقمند است پوسته ایدئولوژی ذهنی خود را حفظ کند (هرچند قرائن میگوید این پوسته ترکهای اساسی برداشته) باید محتوای درونی را با واقعیات بیرونی تنظیم کند. این تنها راه صواب است!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹آیا گواه بودن بر هلال ماه نو ( زایش ماه ) نیازی به رؤیت هلال دارد؟

🖌علی نادربابایی

▫️در آغاز ظهور اسلام در جزیره العرب برای گواهی کردن (شهد) زایش ماه نو و تعیین مواقیت هیچگونه ابزاری وجود نداشت و لذا برای اینکه بفهمند وارد ماه نو شده اند ، مجبور به « رؤیت » هلال ماه با چشم غیرمسلح بودند و آغاز هرماه بمنزله پایان ماه قبل منظور می‌شد . و مسلمین نیز از همین روش برای آغاز ماه رمضان و اتمام ماه شعبان و یا آغاز ماه شوال و اتمام ماه رمضان استفاده می کردند .

لکن امروره باتوجه به امکانات موجود نیازی به رؤیت هلال ماه نیست و محاسبه زایش ماه نو به دقیقه و ثانیه و به مختصات جغرافیایی امکان پذیر است و این دستاورد علمی بشری مورد ناسپاسی فقهی قرار گرفته است.

تا کجا باید گرفتار فقه سنتی باشیم؟
دلایل روشن زیادی برای بطلان فقه سنتی وجود دارد!

کمترین انتظار از انسان خردورز امروزی اینست که مسائل دینی را با علم و فناوری و عقلانیت منطبق نماید و نه صرفاً یک مقلد چشم و گوش بسته ، دنباله رو روشهای کهنه ای باشد که نمی‌تواند جایگاه علم را در دین تعریف کند!

منشأ علم بشری ، خداوند است و خداوند این علم را در جهت رشد و تعالی بشریت عطا فرموده تا یافته های علمی را بکار ببندیم و شکرگزار باشیم!

نفی علم ، مورد سرزنش قرآن قرار گرفته و منع شده است!

بسیاری مسائل هست که قابل رؤیت کردن نیستند اما با علم و دانش، مورد گواهی هستند!

🆔 @jameeno
🔻آمریکا خود را در حمله به ایران محق می‌داند

▫️تحریریه جامعه‌ نو: بررسی‌ها نشان می‌دهد برنامه‌های شکل‌دهی افکار عمومی ایالات متحده بر مبنای محق ساختن دولت ایالات متحده برای تهاجم احتمالی به ایران طراحی شده است.
بررسی برنامه‌های رادیوی فارسی دولت ایالات متحده (وی او ای) حاکی از زمینه‌چینی درافکار عمومی برای حقانیت بخشیدن به هرگونه اقدام تهاجمی این کشور علیه ایران طراحی شده است. در طراحی تجدید ساختار این رادیو، سهم برنامه‌های سرگرم‌کننده و علمی افزایش یافته بود که فاصله بین اخبار را با حداقل سهم برای برنامه‌های سیاسی پر میکرد اما اخیرا تمرکز بر برنامه‌های سیاسی ضد ایران افزایش یافته است. در یکی از این برنامه‌ها با اشاره به حرفهای یکی از مقامات ایرانی که گفته بود هنگامی که نخستین گلوله در خلیج فارس شلیک شود جنگی اجتناب‌ناپذیر شکل می‌گیرد، تلاش میشود با اظهار اینکه نخستین گلوله خیلی وقت است توسط ایران شلیک شده، رفتار ایران در تاریخ روابط با ایالات متحده همچون رفتاری تهاجمی توصیف و اعلام شود که اکنون زمان پاسخگویی به آن فرارسیده است.
برخی از این برنامه‌ها تازه تولید نشده‌اند و صرفا مقدمات و موصولهای آنها بروز و متناسب شده‌اند تا مضمون آنها فضاساز و توجیه‌کننده تهاجمی احتمالی در آینده باشد.

🆔 @jameeno
#الف

🔹قضیه ناموس!

▫️شورای سردبیری: چندسال پیش، فکر رفتن به سوریه برای جنگ با داعش، کارگر افغانی مزرعه یکی از آشنایان را به خود مشغول کرده بود. در برابر این نصیحت که زندگی پدر ومادری ناتوان و برادر و خواهرانی خردسال در افغانستان وابسته به اوست و نباید خود را به خطر بیندازد مقاومت می‌کرد. البته استدلال و پیشرانه‌ای کمابیش منطقی داشت. می‌گفت به جای دستمزد ماهانه یک میلیون تومانی سه میلیون خواهم گرفت و چون خرج خوراک نخواهم داشت تمام آن را برای خانواده می‌فرستم و دو ماه هم که خدمت کردم بیماری خودم را اعلام می‌کنم (گویا مبتلا به بیماری موسوم به باد فتق بود) تا مرا رایگان درمان کنند. در مقابل اصرار دیگران که می‌گفتند ارزش دادن جانش را ندارد آخرالامر این منت را هم گذاشت که دارم می‌روم از ناموس شما هم دفاع کنم. در بین ناصحان البته کسی به این دلیل آخرش باور نداشت. یک نفر که چنته‌ پری داشت به او گفت ناموس ما یا در دوبی است و یا همین‌جا زیر دست سعید طوسی (دوران افشا شدن پرونده دختران ایرانی دوبی و اعمال سعید طوسی بود) و منت به ما نگذار و....

بالاخره آن جوان افغان کارش را ترک کرد و از سرنوشتش هم با خبر نشدیم، اما یادگاری که برای ما گذاشت همان منت دفاع از ناموس بود. گاهی این بحث پیش می‌آید که بالاخره ناموس چیست و چه چیزهایی ناموسی است. برای ما آدمهای معمولی، البته تعریف ناموس همان مفهوم عرفی را دارد: زنان خانواده، دختران و پسران نوجوان، زنان و دختران هم‌محل و گاهی هم یک شئ یا ایده که درباره‌اش تلقین شده‌ایم. مثلا به ارتشیان دوران پهلوی تلقین می‌شد اسلحه شما ناموستان است و نباید از خود دورش کنید.

برخلاف موارد خانوادگی ناموس که درک آنها ساده است، این مورد آخری البته خیلی قابل تفسیر است. واقعاً چه چیزهایی ناموس عمومی محسوب می‌شوند؟ دختران هم‌وطنی که گزارشهای شومی درباره سرنوشت سیاه‌بختانه آنها میشنویم؟ پسربچه‌هایی که مورد تعرض معلمانی چون سعید طوسی قرار می‌گیرند؟ مردان و زنان بیکار و بی‌پناهی که هر غروب برای کودکان منتظر خود فقط شرمساری به آشیان می‌برند؟ خاک وطن؟ غنی‌سازی اورانیوم؟ شهر موشکی؟ دارودسته‌های فلسطینی و امثال آنها در کشورهای مجاور؟....

این فهرست را می‌توان ادامه داد. اما تا همین‌جا بس است و کافی است روی اهم همین‌ها توافقی داشته باشیم. اخیراً مقام رهبری در یکی از سخنرانی‌های خود درباره اینکه راجع به امور ناموسی انقلاب با آمریکا مذاکره نمی‌کنیم سخن گفته‌اند. بنا به قرائن، میتوان فهمید که منظور ایشان از امور ناموسی یکی برد و نوع موشکهای کشور است و دیگری احتمالا موضوع ظرفیتهای هسته‌ای. بواقع نیز هنگامی که مردان سیاسی از ناموس می‌گویند قاعدتاً اشاره به سعید طوسی ندارند و درباره امور مهم و بین‌المللی حرف می‌زنند. ممکن است ناظرانی بپرسند آیا مساله موشکها از امور ناموسی کشور ماست و باید روی آن تعصب و ایستادگی داشته باشیم؟ آشکار است که هر ناظر آگاهی که نگاهی به سرنوشت حداقل یکصد ساله اخیر کشور انداخته باشد به این پرسش پاسخ مثبت می‌دهد. اموری در کشور هست که به نوع حکومت و رفتارش در مسائل دیگر (مثلاً انحصارطلبی در قدرت یا استبداد) بستگی ندارد. امور دفاعی از زمره این امور است. درباره آنها نباید کوتاه آمد.

اما حکومتها غیر از امور دفاعی و خاک وطن و مرز پرگوهر و عمق استراتژیک و امثال اینها ناموس دیگری هم دارند: کشوری امن که بیگانه‌ای جرأت نمی‌کند به آن نظر سوء داشته باشد و ناموس آن را لکه‌دار کند اما ناموس امنیت روانی مردمانش زیر پای بی‌قانونی، تبعیض و ترکتازی خواص دریده شده، ناموس روح جوانانش ذلیل بیکاری‌ و مستعد انواع انحراف گشته، عفت اقتصادش را هر روز یک دزد موید حکومت به یغما می‌برد، و او را تهدید می‌کنند اگر از انقلاب دفاع نکند گروههای سازمان‌یافته بیگانه برای دفاع خواهند آمد، ناموس عمومی و شرافت‌ ملی و عزت انسانی‌ خود را پیشاپیش از دست داده است. موشک و حتی سلاح هسته‌ای نمی‌تواند آن را برگرداند. نمونه دقیقاً کامل آن کره شمالی است. غیرت دفاع از ناموس، نتیجه تعصب نیست، حاصل شعور است!

با حکایتی از شیخ اجل تمام کنیم:
منجمی به خانه درآمد. يکی مرد بيگانه را ديد با زن او بهم نشسته. دشنام و سقط گفت و فتنه و آشوب برخاست. صاحبدلی که برين واقف بود گفت:
تو بر اوج فلک چه دانی چيست
که ندانی که در سرايت کيست

🆔 @jameeno
📰 انجمن حمایت از حقوق کودکان به مناسبت روز جهانی منع کار کودک برگزار می‌کند:

رونمایی از پژوهش در قالب پنل تخصصی
یغمای کودکی

پژوهشی در باب شناخت، پیشگیری و کنترل زباله‌گردی کودکان در تهران

با سخنرانی :
▫️احمد میدری
معاون رفاه اجتماعی وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی
▫️بهاره آورین
عضو شورای شهر تهران
▫️کامیل احمدی
مردم‌شناس و سرپرست پژوهش زباله‌گردی کودکان
▫️مروئه وامقی
عضو هیات علمی دانشکده علوم بهزیستی و توانبخشی
▫️مراد ثقفی
فعال مدنی
▫️فرشید یزدانی
مدیر عامل انجمن حمایت از حقوق کودکان

سه شنبه : ۲۱ خردادماه
ساعت ۱۸:۰۰ الی ۲۰:۰۰
تالار ایوان شمس


🗾@irsprcorg