جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔸کوچکش هم زیباست!

▫️تحریریه جامعه‌نو: سالها پیش، در زمانی که دولت و مجلس ایران پر میشد از مدرک‌‌خریده‌هایی که دکترا از موسسات فروش مدرک گرفته بودند و ایران افتخار اضافه‌کردن یک واژه - فعل تازه به فرهنگهای معتبرانگلیسی را داشت(kordanism به افتخارعوضعلی‌کردان وزیر کشور احمدینژاد که مدرک جعلی دکترا از آکسفورد داشت) رسوایی یک وزیر آلمانی این کشور را در گردابی‌سیاسی فروبرد. گناه وزیر آن بود که اهل جستجو(احتمالا از حزب مخالف)در رساله دکترایش رگه‌هایی از سرقت عبارتی یافته بودند. بخشهایی از یک رساله دیگر را بدون قید انتقال در رساله‌اش آورده بود.او پی‌کارش رفت، اما مسئول سیاسی و هزینه‌پرداز این تقلب، حزب او بود. حزب باید نامزدهایش را از نظر اخلاقی تضمین کند و دربرابر رفتار نمایندگان خود اگر نه مسئول حقوقی، مسئول سیاسی است.

این روزها، رفتار مجلس‌ایران که هرروزگاف جمعی و فردی تازه ای از خودصادر میکند زیر ذره‌بین جامعه است. ازدستکاری هدفمندقانون انتخابات تا حاتم بخشی مبالغ هنگفت به خودش، از سیلی زدن به سرباز وظیفه تا فحاشی به یک‌فعال سیاسی‌زن، دروغ‌بستن به این و آن و ...انگارکارمندان حکومت در مجلس هیچ اصل و فرعی از نمایندگی را رعایت نمیکنند.

درکنار این، بحث های فراوانی جریان دارد در باره اینکه این مجلس‌پرمساله حاصل چیست؟ محصول نظارت استصوابی شورای نگهبان است و مسئول کژی‌هایش آن شوراست؟ این وضع حاصل نادانی و بیخبری مردم است، یا حاصل عدم مشارکت تحولخواهان واهل‌اصلاح است و بالاخره کی؟ حکومت هم که تا امروز جزمسئولیت کاسته شدن از نرخ بالای جمعیت در دو دهه اخیر را نپذیرفته است و مسئولیت بقیه نارساییهارا به عهده انتخاب شدگان توسط مردم میداند!

در این کشمکش‌ها یک استدلال رایج و درست این است که نظارت بر صلاحیت‌داوطلبان لازم است و اگر نباشد مثلا ممکن است مردم قاتلها را انتخاب کنند(استدلال عضوشورای نگهبان). البته مردم به این استدلال میخندند ولی گاهی به نظر میرسدمنتقدان این نوع از دلیل‌آوری خواهان حذف هر نوع نظارتی بر داوطلبان نمایندگی هستند، زیرا فقط نظارت را نفی میکنند و بدیلی برای آن در کف ندارند. این بدیل البته وجود دارد و از شدت وضوح غالبابه آن اشاره نمیشود: احزاب مسئول سیاسی سلامت مالی، و اخلاقی نامزدهای خود هستند(مسئولیت حقوقی به عهده خود اشخاص است) و اگر این اصل را بپذیریم، احزاب هستند که هزینه انواع فسادها یا پرخاشگری منتخب خود برای کرسیهای مجلس را میدهند. تشکیلات یک حزب هرقدر که در سابقه و رفتار و اخلاق اعضای کمربسته برای نمایندگی مردم تفحص کنند، وضع‌مالی آنها را در طول نمایندگی زیر ذره بین قرار دهند، و سختگیری‌کنند محق هستند زیراعضوی که سودای ورود حرفه‌ای به سطوح بالای سیاست را دارد لاجرم بایداین کنکاش‌ها را بپذیرد. نتیجه اش میشود نماینده‌ای بندرت تا بن‌دندان فاسد. اینکه آدمی مثل ترامپ از دست حزب جمهوریخواه در میرود یا آن وزیر متقلب آلمانی و مثل اینهاهم وجود دارند درست است، اما قاعده نیستند و در کشوری که تحت استبداد مطلقه نیست، رسانه‌ها آزادند و قانون هم ملعبه نیست، مجلس‌هارا شارلاتانها، احمقها ، چاکرصفتها و گردن کلفتها پر نمیکنند.

علت واقعی این پدیده‌چرک، این مجلس‌ایرانی چیست؟ کشور گرفتار یک مشکل پیچیده درزمینه ساختارقدرت است که به نازایی‌سیاسی در اثر اخته‌سازی مستبدانه انجامیده است. این نازایی در وجه سیاسی به عدم امکان شکل گیری احزاب توانمند مستقل از قدرت فائقه، و در وجه اجتماعی به فردی شدن مطالبات و ناتوانی درتعریف و پیگیری مطالبات اجتماعی بنیادی منجر شده است.سازوکار تشکیل مجلسی که نماینده جامعه باشد از دل رفع این نقص‌ها در میآید. نکته ای تقریبا بدیهی است که هسته‌اصلی قدرت به‌خوبی از آن آگاه است و تلاش میکند شرایط بسته کنونی را قفل‌های بیشتری بزند. ما آگاهیم نمیتوان به راحتی بر این موقعیت فایق آمد، وتا اطلاع بعدی، راه ساییدن این زنجیرها و قفلها، کسب پیروزی‌های هرچندکوچک بر اجزای دستگاه استبداد است: له کردن یک نماینده دست یا دهان هرز، رها نکردن داستان عیسی‌های ناشریف و رئیس‌بلافصلشان، و افشا و سخره بلاهت عمومی هر روزه در قانون‌سازی. همه باید در آن مشارکت کنند.

پیروزیهای کوچک حتی در وادار سازی به پذیرش تقصیر یا عذرخواهی در شرایط جهنمی یک کشور درحال ویران‌شدگی سیاسی، اندکی هوا برای تداوم حیات جامعه است. سرباز این جنگهای کوچک ، فقط سیلی‌خورده بی‌ترس از عمله استبداد نیست، هر کسی است که این خبر را به خانه میبرد و خانواده‌اش را به همدردی با دیگری تشویق میکند. مردم به همبستگی در برابر مصیبت نیاز دارند!

🆔 @jameeno
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🔸 تیزر نخستین دوره همایش اخلاق و فرهنگ شهرنشینی

تاریخ برگزاری: ۲۹ و ۳۰ بهمن‌(به‌صورت مجازی)


آخرین مهلت ثبت‌نام برای حضور در همایش: ۱۰ بهمن

رییس همایش: دکتر مصطفی معین

دبیر علمی: دکتر میرطاهر موسوی

اعطای گواهینامه معتبر مرکز آموزش مدیریت دولتی به شرکت‌کنندگان

🆔 @jameeno
#الف

🔸تقاضای تعلیق، با احترام!

▫️شورای سردبیری: اخیرا نظریه‌پردازی تازه آقای‌سروش بحثها و اظهارنظرهای تازه‌ای بین روشنفکران دینی از جمله طرفداران دیدگاه سیاسی ایشان، اهل تحقیق در دین، و اعضای گروه‌های ملی مذهبی پدید آورده است که سهمی در کنار سایر موضوعات و مسائل و گرفتاری‌های مشغول کننده جامعه به خود اختصاص داده است. جامعه‌نو البته سر ورود به بحث درباره یافته‌ی تازه آقای سروش ندارد اول به دلیل آنکه دانش کافی در زمینه محتوای بحث ندارد، و دوم به خاطر آنکه ورود به چنین مباحثی را مفید و وظیفه خود نمیداند، هرچند عنوان بحث "دین‌و‌قدرت" باشد و جذبه‌ای برای شنونده فراهم کند. امروز مافقط به دو نکته‌حاشیه‌ای مرتبط با این بحث میپردازیم: ناعادلانه بودن دعوی‌روشنفکران دینی برای تعریف مصلحتهای ملی وسرنوشت جماعت، زمانی که هنوز بنیان نظری خود رابرای مداخله دین در اداره اجتماع به فرجام تکمیل نرسانده‌اند و دوم اینکه به نظر میرسد دستگاه ایدئولوژیک وتشکیلات تبلیغاتی حکومت وسابقامدعی در این مباحث ،دیگر با هیچ حرف شاذی که از سوی مخالفان سیاسی‌باورمند به مذهب و دین به جامعه تزریق شود مشکلی ندارد.؛ گویا تشعشعات آقای سروش، رگ‌گردنی را سیخ نمیکند و این معنای سیاسی مهمی دارد!


آشکار است که جامعه ما در میانه یا پایان پروسه مشخصی از دعوی‌دینی برای آباد کردن زندگی‌دنیوی مردم قرار دارد و از آنجا که این تجربه با ناکامی و افلاس بارز روبرو بوده و نتایج مصیبت‌باری حاصل کرده است در پذیرش یک تجربه جدید محتاط خواهد‌بود، بویژه زمانی که مدعای جدید هنوز سردرگم است و مبانی نظری‌اش را تدوین نکرده و درنتیجه چارچوبی برای سیاست ورزی و اداره امورعرفی کشور ارائه نداده است. لابداین واقعیت برای اهل تامل در گرایشهای فکری - سیاسی‌کشور ما روشن است که در سالهای اخیر، بحثهای دین محور رونقی نداشته‌اند مگر آنکه کسی در بطن آنها به دنبال یافتن دلایل عقلی برای اثبات لزوم مداخله صورتی از دین‌باوری در اداره حیات مادی جامعه و سیاست‌ورزی و کسب قدرت و یا نفی آن داشته باشد. دو دهه پیش، حتی ناباوران به لزوم مداخله دین در هر سطحی از امور سیاسی نیز درگیر این بحث‌ها بودند، چرا که مداخله یا عدم مداخله فوق و شکل آن را بر حیات اجتماعی همه موثر میدانستند. اکنون چنین شوقی حتی در دل مومنان نیست.


از سوی دیگر،آنچه اکنون با آن روبروئیم و انرژی روشنفکران دینی را مصروف خود میکند، در عمیق ترین ریشه خودکشف‌ و‌شهود نظری و کشمکش‌فکری بیشتر مبتنی بر ادله تفسیری بین خوانش‌حکمروا از حضوراجتماعی دین وتفاسیرتازه هرسال نوشونده و ایضا نوپدید است و از آنجا که خوانش پیشین و برداشتهای تازه هردو به نوعی رادیکالیسم‌نظری آلوده‌اند(زیرا بحث علمی صرف نیستند و مابه‌ازای مستقیم سیاسی دارند)، قاعدتاباید از عاقبت رویارویی آنها واهمه داشت. این فکر میتوانست ما را بترساندکه اگرحکومت فعلی تاگردن در گرفتاری‌های روزمره‌معیشتی، درگیریهای خارجی، فساد ورقابت فرونرفته بود وفرصت سرخاراندن داشت، لابد به سراغ این میرفت که بداند چه کسی به تئوریهای رویای پیامبرانه باوردارد تا دمار از گرده‌اش بکشد! اما چنین نیست، کاربرد وصله‌هایی مثل برچسب "اسلام‌آمریکایی" برای سرکوب منتقدان مدتهاست فراموش شده و حداقل فعلا گرفتاری وبدبختی‌های حکومت ما را از واقع شدن در میانه جنگ عقیدتی داخلی رهانده است. راستش ممکن است جامعه را برای ابد رهانده باشد! شکر.

🔺اینجا بیشتر بخوانید

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺از این میدان نرویم!

🖇پس از اشاره به دونکته مستتر در تازه‌ترین سخنان آقای خاتمی در توییتر و کانال جامعه‌نو ، همراه ارجمند خانم سودابه پس از گفتگوی کوتاهی با تحریریه، یادداشت زیر را در مورد احتمال نادرستی آن برداشت، و همچنین تعهد گریزناپذیر اصلاح طلبان به‌ رها نکردن عرصه انتخابات ارسال کرده‌اند. ضمن امید به اینکه تبادل دیدگاه‌های همراهان جامعه‌نو به روشن شدن افق انتخابات کمک کند، توجه همه را به یادداشت جلب میکنیم.

🔸از عبارت" … واگر به هر دلیل توفیق معرفی نامزد مشخص را نداشتید لااقل رويكرد و برنامه خود و آنچه را به خیر ملت و مردم و کشور می دانید ارائه داده اید.." مستقيما نمي توان الزاما برداشت پيشگفته ي شما را داشت. ممكن است اصلاح طلبان با اجماع، كسي را معرفي كنند؛ بر پايه ي اين معرفي، رويكرد و برنامه خود و آنچه را به خیر ملت و مردم و کشور می دانند ارائه دهند؛ آن فرد به دلايل معلوم و نامعلوم از جانب نهادهاي معلوم و البته نامعلوم رد صلاحيت شود؛ با اين حال در بزنگاهي دشوار و خطير چون امروز كه همه ي پنجره ها به روي كشور بسته اند و جز سوراخي باريك، راهي براي نفوذ در صفوف متحد و يكپارچه ي تندروهاي داخلي، منطقه و ترامپ و باندهاي وابسته در دشمني با ميهنمان موجود نيست، ممكن است تحليل هاي ميهن دوستان و دغدغه مندان ميهن و مردم بر آن قرار گيرد كه براي نجات كشور، به روي كار آوردن سرداران و حاكميت يكپارچه بايد" نه" گفت. آن زمان از همه و هر نيروي طرفدار صلح و ميهن دوستي بايد خواست تا در انتخابات شركت كرده و" نه" اي تاريخي به تير و ترقه بازي و رجزخواني هاي تبعي آن بدهند.
البته شما هم برداشت خود را ارائه داديد كه از ديد من قابل احترام است.
با اطمينان مي توانم بگويم كه در اين سوي مرزي تاريخي- جهاني كه منافع ملي ما را از منافع تندروهاي داخلي( كاسبان تحريم، دلواپسان رنگ وارنگ ووو)، تندروهاي منطقه( مثلث ب و باندهاي وابسته) و تندروهاي ترامپيست و باندهاي وابسته از ايراني تا غير ايراني، جدا مي كند؛ همه ي نيروهاي صلح، امنيت، پيشرفت و توسعه، در جغرافياي داخل، منطقه و جهان در كنار ما و ياريگر ما خواهند بود! به شرط آن كه حواس تاريخي مان را جمع كنيم و يادمان نرود در همين دوره هاي متاخر از كجا خورديم و اجازه ندهيم ميهن و مردممان از يك سوراخ باري ديگر هم گزيده شوندِ!

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸کلیشه

🖌رضا داودی

▫️ساده اندیشی و تفکر کلیشه ای یکی از مشخصه های بارز جوامع با فرهنگ توده ای است . چون علل این معضل نیازمند تحقیق میدانی گسترده است هدف این نوشتار واکاوی علل و ریشه های این معضل به صورت تخصصی نیست و صرفا به عنوان یک پدیده ی اجتماعی به معضل کلیشه باوری و ساده اندیشی می پردازد و به دنبال راه کار جهت برون رفت از این معضل اجتماعی است . اگر چه نمی توان ریشه یابی یک معضل را برای ارائه راهکار جهت برون رفت از آن نادیده انگاشت .

توصیف و تبیین صحیح صورت مسئله به عنوان اولین قدم می تواند افق مناسبی پیش چشم ما بگشاید که هم راهگشای حل مسئله و ارائه راهکار، و هم نزدیک شدن به ریشه ها و علل آن باشد . می توان با طرح چنین موضوعاتی و ایجاد پرسش و معطوف کردن ذهن جامعه به برخی معضلات ، کارشناسان و متخصصان امر را به یافتن ریشه های مسائل یاری رساند .

کلیشه باوری را می توان نقطه ی مقابل تفکر نقاد و خردگرا خواند . تفکری پاسخ محور ، مطلق گرا ، مکانیکی ، تقلیل گرا ، فرموله ، بسیار ساده و به دور از هر نوع پیچیدگی ، ابهام و قابل فهم برای عموم است .

تفکر نقاد بر پرسش محوری استوار است و توانایی تشخیص مغالطات و نگرش انتقادی به ساختار و فرهنگ رایج و هژمونی های موجود را دارد ؛ ساخت های اجتماعی " واقعا موجود " را به چالش می طلبد و واقعیت های اجتماعی که " باید باشد " را نشان می دهد .تفکر نقادانه به معنی کشف روابط اقتدار ، منافع پنهانی و پی بردن به ماهیت شعارهای فریبنده در جامعه است . ماهیت تفکر نقادانه شکاکی و عدم قطعیت است .

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#الف

🔸تغییر!

▫️شورای سردبیری: تعدادصداهایی که ازاشتباه بودن سیاست‌منطقه‌ای ایران سخن میگویند افزایش یافته است. زمانی پیش، کسانی که درباره طیف وسیع مسائل کشورمواضع تحول‌طلبانه داشتنداز ورود به این موضوع خودداری میکردند. این خودداری صرفا از ترس واکنش نهادهای اداره کننده سیاست منطقه‌ای کشور نبود؛ وابستگی متقابل ودرهم تنیدگی سیاست خارجی و داخلی راباورنداشتند. امااکنون تغییرات بارزی دیده میشود. حتی روزنامه طرفدار تندخویی درسیاست منطقه‌ای، کیهان ، اخیراسخن ازبهبودرابطه باکشورهای منطقه خلیج فارس گفته و نقارموجود را حاصل عمل دشمنان دانسته است. این تغییر راباید حاصل عیان‌شدگی زیانهای‌ملی ناشی ازوضعیت کنونی دانست. امکان ادامه خط مشی‌کنونی در سیاست خارجی کمتر شده است.


اما به عللی، تغییرخط مشی نمیتواندفوری باشد. مهمترین علت، ابتنای سیاستهای کنونی بر یک استراتژی امنیت ملی‌ریشه‌دار است. درپیش‌گرفتن سیاست‌خارجی فرقه‌گرا، مداخله‌جو، ومیلیتاریستی‌ منجر به وضعیت کنونی تاکتیکی و موسمی نبوده وحاصل استراتژی امنیت ملی حکومت است که خودمنتج ازباورهای زمانخورده مذهبی‌است. دراشتباه بودن آن تردیدی نیست و جامعه‌نو در سلسله مباحث مبسوطی زیر عنوان استراتژی خارپشت آسیب‌زا بودن این استراتژی را آشکار کرده است.نشانداده شده که بنیان این استراتژی صورتی مغلوط از استراتژی امنیتی پیرامونی‌اسرائیل(peripheral)است که برای کشور ما کارایی ندارد؛ نشانداده شده تعریف طراحان استراتژی انتخابی از عمق استراتژیک با مختصات تاریخی ایران نمیخواند؛ ونشان داده شده سیاست اتحادبافرقه‌های خارج از دولت‌های‌رسمی (یا حداکثر شریک در دولتها، مثل حزب‌الله و حشدالشعبی)بحرانزا و بی‌عاقبت است؛ و نشانداده شده مادامی که ایران مساله خود رادر منطقه به شیوه مسالمت‌آمیز بااعراب حل نکندمجبور است با ایالات متحده هم رویارویی داشته باشد؛ و همچنین گفته شده نمیتوان باجنازه رویارویی اعراب وفلسطینی‌هابا اسرائیل تحرکی منجر به‌امتیاز سیاسی در منطقه پدیدآورد. مسیربدیل برای خلق یک موقعیت جدید واقع‌بینانه وایمن ، تجدیدنظر در استراتژی امنیت ملی است که مختصات آن را شرح داده‌ایم: رویکردی منفعت گرا و نه ایدئولوژیک، تفاهم جو و نه خصومت‌ساز، و جستجوگرنفوذ اقتصادی و فرهنگی،نه صرفاامنیتی و نظامی.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔺معرفی کتاب

🔸مفهوم نقد درنهضتهای تجددخواه جهان عرب

▫️تحریریه جامعه نو: مفهوم نقد در نهضتهای تجددخواه جهان عرب، نوشته دکتر ابراهیم‌الحیدری و ترجمه تازه همکارمان فاروق نجم‌الدین، مساله‌ای را در جهان عرب مطرح می‌کند که معضل روشنفکران مانیز هست: فقدان نظریه معرفت‌شناختی در حوزه برخورد با مدرنیته وتوسعه . معرفی مندرج درپشت جلد این کتاب که مدتها منتظر انتشار بوده ورودیه مناسبی است برای آشنایی با موضوع کتاب.

🆔 @jameeno
جامعه نو
🔺معرفی کتاب 🔸مفهوم نقد درنهضتهای تجددخواه جهان عرب ▫️تحریریه جامعه نو: مفهوم نقد در نهضتهای تجددخواه جهان عرب، نوشته دکتر ابراهیم‌الحیدری و ترجمه تازه همکارمان فاروق نجم‌الدین، مساله‌ای را در جهان عرب مطرح می‌کند که معضل روشنفکران مانیز هست: فقدان نظریه…
🔹جهت آشنایی با موضوع کتاب:

▫️دکتر ابراهیم الحیدری از جملۀ متفکران جهان عرب است که اعتقاد دارد کندی یا توقف گذار جوامع عربی از سنت به مدرنیته بیش از آنکه ناشی از مقاومت ساختار سنتی جامعه باشد، معلول درک نادرستی است که از مقولۀ توسعه‌یافتگی و به‌طور اخص مقولۀ مدرنیته وجود دارد. به باور نویسنده، جهان عرب فاقد نظریۀ معرفت‌شناختی مستقلی است که بتوان آن را الگویی برای ایجاد گذار قرار داد.
ابراهیم الحیدری در تبیین دلایل ناکامی نهضت تجددخواهی در جهان عرب، بیش از آنکه موضوع را به گردن سنت‌گرایان و یا دشمن خارجی بیاندازد، دنبال یافتن کاستی‌هایی است که در عملکرد نیروهای تجددخواه و جود داشته و به بازتولید عقب‌ماندگی در این جوامع انجامیده است. او به نقل از کنستانتین زریق، یکی از بارزترین اندیشمندان ناسیونالیست عرب می‌نویسد: « با کالبدشکافی روند نهضت ملی معلوم می‌شود که فرایند تشکیل هویت قومی-ملی-اجتماعی در جوامع عرب، فرایندی به غایت سست بود. از سوی دیگر کامل‌نشدن فرایند تشکیل نهادهای حاکمیتی، جوامع جدید را دچار خلأ نهادهای قانونی نمود و این امر به سلطۀ مجدد مناسبات پدرسالار در قدرت انجامید». از همین رو است که جوامع عرب به اعتقاد نویسنده همچنان دستخوش پدیده‌ای هستند که او آن را «بازتولید عقب‌ماندگی» می‌نامد.

🆔 @jameeno
#الف

🔸بلوغ‌پذیرش!

▫️شورای‌سردبیری: حکومتهاهمیشه باچیزی درحال جنگند. طرف جنگ آنهاهمیشه دریک موجودیت مادی ، مثلا یک کشور یا گروه‌سیاسی ظاهرنمیشود؛ بسیاری اوقات آن موجودیت حتی دریک پدیده ملموس اجتماعی، مثلا فقر، عیان نمیشود که حکومتها همگی مدعی جنگ با آن هستند. دشمنانی نیز وجود دارندکه حکومتهاتوان سرکوبشان راندارند، هرچندپیش رو و در مشت‌رس آنهاست. "واقعبینی اجتماعی" حاصل ازافزایش سطح آگاهی درزمره این دشمنان حکومتهاست. به زیان آنها کارمیکند، چون افسانه‌هایی را که میبافتد بیرنگ و محو میکند. واقع‌بینی اجتماعی سیلاب اذهان‌ست و ثمره تلاش حکومتهایی که اسباب قدرتشان دستمالی و شستشوی اذهان است را میشوید و میبرد. پدیده‌ای خطرناک برای حاکمان! افزایش حجم اطلاعات ودانسته‌ها درمغز انسانها دستکاری ذهن جمعی رابر ضد آنچه حکومتها معمولا القا میکنند به مخاطره می‌اندازد، جریانی مداوم است و ریزشها را پدید می‌آورد. بیهوده نبودکه وزارت آموزش وپرورش در یکسال گذشته دوبار شال‌وکلاه و هجمه کرده که مدارس را باز کند. مدارس که بسته است جریان مغزشویی فقط به کارکرد دستگاه رادیو وتلویزیون محدود میشودکه ازآن نمیتوان نوجوان طرازحکومت پدید آورد.

امروز درجامعه ما دوجریان درحال فروپاشی آجربه‌آجر قلعه حکومت و ریختن باروها و دیوارهای آن هستند: افزایش مبادله اطلاعات و آرا، که به لطف خصلت یکطرفه نبودن سیستم مبادله اینترنتی قابلیت نقد راهمراه خود دارد، و دوم، جریان سرخوردگی اجزای دستگاه اداری حکومت از پایمال شدن شعارها و مدعیات حکومت چهل ساله که مار و موش فساد و تباهی، ناراستی و قدرت‌طلبی، و بی‌عقلی و مریدپروری آنرا به چیزی شبیه پسمانده جانوران موذی تبدیل‌کرده و سبب ریزش آدمهااز پیکره آن میشود. ناکامی حکومت در اداره عقلانی جامعه اشخاصی را که وجدان به منافع نفروشند ازپیکره آن میکند. بسیاری از این افراد دردوران باورمندی به‌سلامت سیستم زیر علم آن سینه زده ، در دستگاهش حکم ناروا و قاعده آسیب‌زا جاری ساخته و گاه حتی در دستگاه سرکوب آن فرادستی کرده اند، اما هنگامی که صور وجدان انها راهشیار کرده یا سیل آگاهی غبارذهنشان را شسته ، سیستم را رها کرده و یا در جریان ترک آن هستند. جای خوشوقتی است که جامعه ما در سالهای اخیر به چنان حدی ازبلوغ رسیده که آغوشش برای پذیرش این ریزشها باز است. این هم یکی از ابعاد مثبت واقع‌بینی اجتماعی در جامعه ماست؛ گذشت و پذیرش، بدون فراموش کردن!

این مساله از آنجا اهمیت دارد که توسعه آن برای روزها و سالهای آینده نیاز حیاتی ماست . تقسیم شدگی جامعه به دوصف متنافرکه سبب‌ساز آن اعمال حکومت است(یکی منتقدخصم‌آلود حکومت است و یکی مدافع‌بی‌چون وچرا) در آینده نزدیک احتمالاحمام خون به راه میاندازد و راه اجتناب از آن پی‌جویی علت‌تنافر و مشخص کردن منابع نفرت پراکنی و نتایج آن است. نوشتن جملات تحسین نسبت به منش کسانی چون نلسون ماندلا برای این منظور کفایت نمیکند ولازم است نهضتی عملی برای جبران دوگانه سازی عمدی جامعه توسط دستگاه تبلیغات‌والقای حکومت درجامعه به جریان بیفتد. این جریان ابتدا با پذیرش این اصل که انسانها تغییر وتکامل پذیرند و میتوانند واقعبینتر شوند، گذشته خود را نقد کنند، و سبب نفرت نباشند و البته از اشخاص صاحب نام شروع میشود. امانباید به آنها ختم شود. جامعه مابه صلح درونی نیاز دارد، آنقدردرونی که میتواند درفضا و زمان محدود در یک تاکسی هم باشد. ترویج "واقعبینی اجتماعی" سلاح مبارزه باآفرینندگان نمودهای خشم و خصومت آفرینی است که‌هرروز از گوشه‌ای از حکومت صادر میشودو دره بین شهروندان طرفدار و مخالف حکومت را عمیق‌تر میکند.

در ماههای اخیر مهدی نصیری، مدیر مسئول سابق کیهان که سنگ‌بنای تندروی و پرونده سازی را پیش از حسین‌شریعتمداری در این روزنامه گذاشت با چهره وحرف‌های تازه‌ای ظاهر شده است. اگر همراهان به خاطر بیاورند سالی پیش اعترافش به پرونده سازی علیه سید محمدخاتمی را به اطلاع رساندیم. اما حالا آن آدم سابق نیست و آرای او تغییر کرده است. کسانی مواضع او را کمابیش با آرای علی‌مطهری قیاس کرده‌اند: ناقد عملکرد حکومت و موافق بازآرایی حضور دین در عرصه سیاست. امروز دیگر نه ما مچش را به خاطر پرونده‌سازی میگیریم و نه دیگران. هیچکس خود را به حساب‌کشی از اومشغول نمیکند. روزنامه نگاران واقعبینانه پذیرفته‌اند که آدمها میتوانند تغییر کنند و برای جامعه مفید باشند. این پدیده‌ای مثبت و مفیدبه حال وحدت جامعه و افزایش توان آن درنیفتادن به دام رذالت‌ حکومت است. نبایدهمیشه درگذشته ماند!

اما همانطور که پیشتراشاره شد این رویکرد نبایدبه‌اشخاص صاحب نام محدود باشد و بیش از آنها بدنه جامعه است که به گذشت از گذشته، تسامح و صلح درونی نیاز دارد. این صلح برای افزایش قدرت جامعه دربرابر حکومت حیاتی است و توسعه واقع‌بینی در جامعه بستر رشد و نتیجه بخشی آن است.

🆔 @jameeno