#الف
🔸حرف بزن!
▫️شورای سردبیری: اخیرا آقای شهابالدین حائری که درمراتب روحانیت عنوان حجتالاسلام دارد با تعدادی از خانمها گفتگویی طولانی درباره قانونی وانسانی بودن ترورسیاسی، اعدام سیاسی و جاسوسی درونخانوادگی (اینجا) انجام داده که بسیار خواندنی است. خلاصه بحث این است که روحانییادشده درمجموع ضمن دفاع کمابیش ازجاسوسیخانوادگی واعدام دردهه پنجاه وشصت، دربرابرآن بانوان همدلی فراوانی نشان داده و درنهایت به این نتیجه میرسدکه تندرویها وبیقانونیهای زیادی صورت گرفته است. بحثی محترمانه است که ازخلال آن میتوان آینده رابه خوبی پیش بینی کرد: نظام اسلامی نخواهد توانست درشرایط دیالوگ برابر وبدون استفاده از "تکگوییمستبدانه" از گذشته ، ازعملکرد کارگزاران وتصمیمات رهبران خود دفاع کند. این امرمیتواند در دراز مدت و درصورتی که چنین بحثهایی امکان استمرار پیدا کنند به موضوع مشروعیت سیستم نیز برسد و درآن صورت بااستدلال "تندروی و اشتباهاتی شده" نمیتوان ختم کرد.
خوانندگان ما به خوبی میدانند تمرکزعمده جامعهنو برمسائل عمده وحیاتی روز است وفعلا توجه متمرکزی به مسایل فرعی ویاپیوسته به تاریخ ندارد. اضافه برآن باتوجه به سوابق رئیس فعلی حکومت بیمیلی به ورود به چنین بحثهایی دوچندان میشود زیراممکن است شائبه ورود به جریانات رقابتی وتخریب وکشمکشهای بیموقع راپدیدآورد که مااهلش نیستیم . اما موضوع گفتگوی یاد شده رامیتوان از زاویهای مساله حیاتی و موثر برآینده مبهم کشور دانست: دربرابر آوارمشکلات ناشی ازناکارکردی سیستم درحوزه سیاست واقتصاد واحتمال بروزشدن فشارهای خصمانه خارجی، ما مردم نیاز به تفاهم،صلح ووحدت ملی داریم تا اگر طوفانی وزید(و این سیستم را برد یا نبرد)کشور را ازدست ندهیم. ایران درشرایط فعلی خانهای است که درآن بمبی بزرگ پر ازباروت نفرت و تیانتیخشم تیکتاک میکند. کشوری دوپاره که مردم آن به دوگروه تایید کنندگان کور و کر سیستمی پر ازفساد وتباهی ، وناراضیانی آکنده ازخشم ونفرت کور به خاطرآن تباهیهاتقسیم شدهاند. این خطر بزرگی است.
بانوانی که با آقای حائری گفتگو کردهاند بهخوبی خشم خود راپنهان میکنند. این وجه مثبت وسازنده این رویارویی است. وجه منفی و شرخیزروابط ما، سلطه همین خشم است. خشم رامیتوان دریک گفتگوی متمدنانه وکنترل شده پنهان کرد وآن را فروخورد ، ولی کیست که نداندخشم مولدنفرت ونفی، درپیکره توده بامکانیسمهای دیگری عمل میکند.
جامعه،مردمان،توده ، معمولا خشم را فرونمیخورد ورویاروییاش باخود، درهنگامه شکستن سدهای مسلح بسیار ویرانگر است. بدترین جنایتهای تودهای میتوانند وقتی حکومتهاغیبشان زده رخ دهند. روز پس از ۲۲ بهمن ۵۷درتبریز پیکری راآنقدر باطناب روی خیابانها کشیدند که تمام شد: چیزی از پیکرفلکزده باقی نماند. میگفتند ساواکی بوده، ولی فقط به نقل ازگروه قبلی، که ساعتی طناب راکشیده و خسته شده ورفته بودند. شناخته ومعلوم نشد چگونه اورا به دست جماعت خشمگین دادهاند. این حکومت بماند یانه، نباید دوباره دچار این فجایع شویم.
باید بایکدیگرحرف بزنیم . آگاهانه، وبدون فراموش کردن ازگذشته فاصله بگیریم. آدمها درحال تحول وحرکت روبه آینده هستند. قضاوتها را درباره قصاوتها عوض میکنند، پیوستگیها وحمایتهایشان راتغییر میدهند، وما را درتشخیص علت ومسئولان واقعی و پشت صحنه رسیدن به اوضاع فلاکتبارفعلی وبزرگ شدن بمب نفرت وخشم کمک میکنند تا بتوانیم باآسیب کمتر به آینده ایران برویم. این مهمترین نتیجه این گفتگوهاست. خلخالی رفته است، دژخیم ها مردهاند ، فرمان دهندگان درگذشتهاند، مادرانستمدیدگان نیز . بسیاریشان رفتهاند. طرفهای گفتگوی آقای حائری بسیارنفرت زدایی شده ازاین مردهها و درگذشتههاسخن میگویند وبامرثیهگویی نه چندان برای ستمدیدگان. به نقطه میل به جلوگیری ازتکرار فاجعه رسیدهاندکه دستاوردملی بزرگی است: مردم نگران تمامیت و سرنوشت کشور وناتوانی از تکیه به یکدیگر درعبور ازپیچخطرساز بعدیاند. به همین علت عاقلانشان نرم سخنی، تفهیم وتفهم ودیالوگ جستجوگرعلت پیشه میکنند.
این گام بزرگی است که هرکس ادعای پیشگامی و اندیشهگری به سرنوشت کشوردارد باید آن را بردارد، واهل فعالیت سیاسی با پیشینه حضور در خیمه حکومت چهل ساله بیش از همه! نمیتوان در میانه دوراهی ایستاد و جهت درست را نشان داد. خودباید رفت؛ اگر دربرابر این پرسش که چرا در آن "دوران طلایی" آن فجایع رخ داد و مسئول مستقیمش که و چه بود به لکنت و آسمان ریسمان بیفتیم نمیتوانیم پیشگام تغییر باشیم! بدون اینصراحت وشجاعت اخلاقی ، فراموش کردن، گذشت، وتفاهم ماندگار و مفیدی درکار نخواهد بود. لازم نیست پردهدری کنیم وآوار روی سربریزیم. کافیست دربحث علت یابی صادق باشیم ودر دورانی که عصرمقدسان به سرآمده روی زمین ازآدمها به عنوان موجود خطاپذیرحرف بزنیم. ازآدمهای خاکی واعمالشان، به انصاف عقل واخلاق!
🆔 @jameeno
🔸حرف بزن!
▫️شورای سردبیری: اخیرا آقای شهابالدین حائری که درمراتب روحانیت عنوان حجتالاسلام دارد با تعدادی از خانمها گفتگویی طولانی درباره قانونی وانسانی بودن ترورسیاسی، اعدام سیاسی و جاسوسی درونخانوادگی (اینجا) انجام داده که بسیار خواندنی است. خلاصه بحث این است که روحانییادشده درمجموع ضمن دفاع کمابیش ازجاسوسیخانوادگی واعدام دردهه پنجاه وشصت، دربرابرآن بانوان همدلی فراوانی نشان داده و درنهایت به این نتیجه میرسدکه تندرویها وبیقانونیهای زیادی صورت گرفته است. بحثی محترمانه است که ازخلال آن میتوان آینده رابه خوبی پیش بینی کرد: نظام اسلامی نخواهد توانست درشرایط دیالوگ برابر وبدون استفاده از "تکگوییمستبدانه" از گذشته ، ازعملکرد کارگزاران وتصمیمات رهبران خود دفاع کند. این امرمیتواند در دراز مدت و درصورتی که چنین بحثهایی امکان استمرار پیدا کنند به موضوع مشروعیت سیستم نیز برسد و درآن صورت بااستدلال "تندروی و اشتباهاتی شده" نمیتوان ختم کرد.
خوانندگان ما به خوبی میدانند تمرکزعمده جامعهنو برمسائل عمده وحیاتی روز است وفعلا توجه متمرکزی به مسایل فرعی ویاپیوسته به تاریخ ندارد. اضافه برآن باتوجه به سوابق رئیس فعلی حکومت بیمیلی به ورود به چنین بحثهایی دوچندان میشود زیراممکن است شائبه ورود به جریانات رقابتی وتخریب وکشمکشهای بیموقع راپدیدآورد که مااهلش نیستیم . اما موضوع گفتگوی یاد شده رامیتوان از زاویهای مساله حیاتی و موثر برآینده مبهم کشور دانست: دربرابر آوارمشکلات ناشی ازناکارکردی سیستم درحوزه سیاست واقتصاد واحتمال بروزشدن فشارهای خصمانه خارجی، ما مردم نیاز به تفاهم،صلح ووحدت ملی داریم تا اگر طوفانی وزید(و این سیستم را برد یا نبرد)کشور را ازدست ندهیم. ایران درشرایط فعلی خانهای است که درآن بمبی بزرگ پر ازباروت نفرت و تیانتیخشم تیکتاک میکند. کشوری دوپاره که مردم آن به دوگروه تایید کنندگان کور و کر سیستمی پر ازفساد وتباهی ، وناراضیانی آکنده ازخشم ونفرت کور به خاطرآن تباهیهاتقسیم شدهاند. این خطر بزرگی است.
بانوانی که با آقای حائری گفتگو کردهاند بهخوبی خشم خود راپنهان میکنند. این وجه مثبت وسازنده این رویارویی است. وجه منفی و شرخیزروابط ما، سلطه همین خشم است. خشم رامیتوان دریک گفتگوی متمدنانه وکنترل شده پنهان کرد وآن را فروخورد ، ولی کیست که نداندخشم مولدنفرت ونفی، درپیکره توده بامکانیسمهای دیگری عمل میکند.
جامعه،مردمان،توده ، معمولا خشم را فرونمیخورد ورویاروییاش باخود، درهنگامه شکستن سدهای مسلح بسیار ویرانگر است. بدترین جنایتهای تودهای میتوانند وقتی حکومتهاغیبشان زده رخ دهند. روز پس از ۲۲ بهمن ۵۷درتبریز پیکری راآنقدر باطناب روی خیابانها کشیدند که تمام شد: چیزی از پیکرفلکزده باقی نماند. میگفتند ساواکی بوده، ولی فقط به نقل ازگروه قبلی، که ساعتی طناب راکشیده و خسته شده ورفته بودند. شناخته ومعلوم نشد چگونه اورا به دست جماعت خشمگین دادهاند. این حکومت بماند یانه، نباید دوباره دچار این فجایع شویم.
باید بایکدیگرحرف بزنیم . آگاهانه، وبدون فراموش کردن ازگذشته فاصله بگیریم. آدمها درحال تحول وحرکت روبه آینده هستند. قضاوتها را درباره قصاوتها عوض میکنند، پیوستگیها وحمایتهایشان راتغییر میدهند، وما را درتشخیص علت ومسئولان واقعی و پشت صحنه رسیدن به اوضاع فلاکتبارفعلی وبزرگ شدن بمب نفرت وخشم کمک میکنند تا بتوانیم باآسیب کمتر به آینده ایران برویم. این مهمترین نتیجه این گفتگوهاست. خلخالی رفته است، دژخیم ها مردهاند ، فرمان دهندگان درگذشتهاند، مادرانستمدیدگان نیز . بسیاریشان رفتهاند. طرفهای گفتگوی آقای حائری بسیارنفرت زدایی شده ازاین مردهها و درگذشتههاسخن میگویند وبامرثیهگویی نه چندان برای ستمدیدگان. به نقطه میل به جلوگیری ازتکرار فاجعه رسیدهاندکه دستاوردملی بزرگی است: مردم نگران تمامیت و سرنوشت کشور وناتوانی از تکیه به یکدیگر درعبور ازپیچخطرساز بعدیاند. به همین علت عاقلانشان نرم سخنی، تفهیم وتفهم ودیالوگ جستجوگرعلت پیشه میکنند.
این گام بزرگی است که هرکس ادعای پیشگامی و اندیشهگری به سرنوشت کشوردارد باید آن را بردارد، واهل فعالیت سیاسی با پیشینه حضور در خیمه حکومت چهل ساله بیش از همه! نمیتوان در میانه دوراهی ایستاد و جهت درست را نشان داد. خودباید رفت؛ اگر دربرابر این پرسش که چرا در آن "دوران طلایی" آن فجایع رخ داد و مسئول مستقیمش که و چه بود به لکنت و آسمان ریسمان بیفتیم نمیتوانیم پیشگام تغییر باشیم! بدون اینصراحت وشجاعت اخلاقی ، فراموش کردن، گذشت، وتفاهم ماندگار و مفیدی درکار نخواهد بود. لازم نیست پردهدری کنیم وآوار روی سربریزیم. کافیست دربحث علت یابی صادق باشیم ودر دورانی که عصرمقدسان به سرآمده روی زمین ازآدمها به عنوان موجود خطاپذیرحرف بزنیم. ازآدمهای خاکی واعمالشان، به انصاف عقل واخلاق!
🆔 @jameeno
Telegram
مباحثات
⚡ گفتوگوی اینترنتی حجتالاسلام شهابالدین حائری با منتقدین
درنگی در مبانی فقهی و قانونی برخورد با گروههای تروریستی
🔸 مقدمه: در روزهای اخیر انتشار فیلمی از یک مادر که فرزند خود را به جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق به محاکم قضائی معرفی کرده بود، برخی بحثها…
درنگی در مبانی فقهی و قانونی برخورد با گروههای تروریستی
🔸 مقدمه: در روزهای اخیر انتشار فیلمی از یک مادر که فرزند خود را به جرم عضویت در سازمان مجاهدین خلق به محاکم قضائی معرفی کرده بود، برخی بحثها…
👍2🍌1
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🖌بهبهانی
🔸آنچه متولیان جمهوری اسلامی نمی خواهند بدانند این است که با آمدن طالبان بی نظمی جدیدی بر هند و پاکستان و ایران حاکم خواهد شد، در این بی نظمی پاکستان می خواهد سیادت خود بر این منطقه را طراحی کند.
مدیریت نظام باید درک کند که حضور بیش از۳۰ گروه جهادی_تکفیری برای اداره افغانستان به مثابه یک حکومت نیست!
سیاست خارجی همواره شمشیر دولبه ای است که نباید تیغه آن را با دسته اشتباه گرفت!
🆔 @jameeno
🖌بهبهانی
🔸آنچه متولیان جمهوری اسلامی نمی خواهند بدانند این است که با آمدن طالبان بی نظمی جدیدی بر هند و پاکستان و ایران حاکم خواهد شد، در این بی نظمی پاکستان می خواهد سیادت خود بر این منطقه را طراحی کند.
مدیریت نظام باید درک کند که حضور بیش از۳۰ گروه جهادی_تکفیری برای اداره افغانستان به مثابه یک حکومت نیست!
سیاست خارجی همواره شمشیر دولبه ای است که نباید تیغه آن را با دسته اشتباه گرفت!
🆔 @jameeno
#الف
🔹در میدان نقشهبردارینشده!
▫️شورای سردبیری: مدیرمسئول یک روزنامه که ازمطلعان استراتژی میلیتاریستهای ایران وگاهی مامور اعلام آن است، معمولا نشانیهای سرراست میداد: اگردرگیری محدودایذایی را که بین ماجریان دارد به تهاجم جنگی تبدیل کنید، با موشک برجهای شیشهای دوبی رامیزنیم تااقتصادتان به هوابرود!... میشد اسمش راگذاشت "استراتژی مستخرج از دسترسی به وسیله!"...فقط خدا میداند این استراتژی برای دفاع ازیک مرز ۸۰۰کیلومتری که انواع تروریستهاپشت آن صف کشیده باشندچگونه کار خواهد کرد!!!
▫️▫️موضوع تازهای پیداکردهایم برای نقداستراتژیامنیتمنطقهای حکومت که همیشه آن رااشتباه خواندهایم. ماجراهای افغانستان فرصت خوبی هم به دست استراتژیستهای امنیتملی حکومت داده تا دستپخت سابقشان راببینند وبچشند. البته فرصتی هم برای تغییر فرمان ماشین حکومت وتغییرخط قطارسیاست هست، که این یکی خیلی مهمتراست. چه با حکومت موافق وچه مخالف باشیم، رویه ها واقداماتش رابرسرنوشت آینده کشوربسیار موثر می یابیم و به همین علت بایدبه اینالف توجه ویژه شود؛ هم توسط اهل دغدغه درباره امنیت کشور، و هم توسط کسانی که در جامعهنو دنبال ردپا میگردند.
نشستهای دوحه دردوسال اخیربین سیاستسازان آمریکایی وتروریستهای طالبان چشم استراتژیستهای جمهوری اسلامی رابازکرد: ایالات متحده برای چه با طالبان حرف میزند؟ برای آنکه آنهاراراضی کند در حکومت باغنی شریک شوند؟!! فقط احمقهااین را باورمیکردند. تهش این درمی آمدکه امریکا نتیجه گرفته به جای جنگ با عفریتطالبان که شکمش پرورشگاه تروریسم بنیادگرااست، بهتر است آن را رام کند تااگر افعی پرورد، در جایی غیر از دایره منافع ایالاتمتحد بزاید. آنها که توافقات دوحه منتج به امضا بین دولت ترامپ و طالبان را پی میگرفتند. به راحتی درک میکردند آنچه ایالات متحده به طالبان داده، بسیار بزرگتر ازبهای راضی کردن آن برای گفتگو بادولت غنی است، پس باید یک امتیازذکر ناشده هم در لیست توافق ها باشد: صلح طالبان باماشین امنیتی - نظامی ایالات متحده و صدمه نزدن به منافع آن. آینده نشان خواهد داد که ایالات متحده قلاده طالبان را هم به دست گرفته است!
وقتی پس از این توافقها احتمال به قدرت رسیدن طالبان درافغانستان افزایش و سرعت یافت، دستگاه امنیت ملی کشور(نمیدانیم به تشخیص کدام کارشناس)احساس خطرکرد: همسایگی دوباره باطالبان ، که مسلم بود این بارهممسلکانش را بالاخره و دوباره به افغانستان میآورد: القاعده و داعش، علیرغم اختلافات بینشی و سلیقهای! درباره خطر آنهاقبلابسیار نوشتیم واضافه گویی نمیکنیم. مساله این بود که دربرابر این خطر چهبایدکرد. گام اول نزدیک شدن به طالبان واندازه گیری میزان خطربود و دیدارظریف با هیات طالبان هم به همین منظور. علیرغم توجیهات ابلهانهای که بامضمون عوض شدن طالبان به بازار دلایل تقلبی آمد، تلقی این بودکه آنها بزودی به حکومت میرسند، افغانستان به کارگردانی پاکستان هاب تروریسم منطقه میشود، وکشور باید دربرابر آن یک استراتژی دفاعی داشته باشد. راه افتادن ماشین دیپلماسی، درواقع میتواندباهدف فراهم کردن فرصت برای کسب آمادگی میدان بوده باشد. همان داستان استالین وهیتلر است: درطلیعه جنگ جهانی دومدر سال۱۹۳۹ اتحادشوروی باآلمان پیمان عدم تعرض وهمکاری تجاری امضاکرد. آلمان امضاکردتا باخیال راحت ازشرق، به فرانسه درغرب حمله کندو شوروی که میدانست هیتلر سرانجام حمله میکندمعاهده رابرای بدست آوردن فرصت امضاکرد: فرصت انتقال صنایع به عمق کشور، کسب آمادگی نظامی، و تحکیم دفاع درمسیرحرکتآلمان به سمت نفت قفقاز. میشود پذیرفت شروع والس دیپلماسی باطالبان همین هدف کسب فرصت رادنبال کرده واز همین روسیاست حکومت دربرابر طالبان رابایدصحیح دانست : غیرفرقهای(بیتوجه به جنبههای تعارضی مذهبی و قومی و فرهنگی در افغانستان)، نامتمایل به سازوکارهای نیابتی مورد علاقه حکومت(تحمل سرزنش طرفداران حمایت از مقاومت در هرات وپنجشیر، اما ماندن برسرموضع دیپلماتیک) ، و آمیخته بامحافظه کاری، که سرجمعش به نفع منافع ملی است.
این تغییرمهمی است که ممکن است در آینده بر ذهنیت حکومت درباره سازوکارهای بینالمللی حاکم شده و رویکردهای کهنه ومخرب (سیاست ایران درکشورهای عربی) را اصلاح کند: ترجیح دیپلماسی برمیدان ، مصلحت دانستن کار باحکومتهای مستقربه جای فرقهها و احزاب و اقلیتها، و ... چیز مهم دیگری هم هست؟
🆔 @jameeno
🔻ادامه یادداشت را در پست زیر بخوانید
🔹در میدان نقشهبردارینشده!
▫️شورای سردبیری: مدیرمسئول یک روزنامه که ازمطلعان استراتژی میلیتاریستهای ایران وگاهی مامور اعلام آن است، معمولا نشانیهای سرراست میداد: اگردرگیری محدودایذایی را که بین ماجریان دارد به تهاجم جنگی تبدیل کنید، با موشک برجهای شیشهای دوبی رامیزنیم تااقتصادتان به هوابرود!... میشد اسمش راگذاشت "استراتژی مستخرج از دسترسی به وسیله!"...فقط خدا میداند این استراتژی برای دفاع ازیک مرز ۸۰۰کیلومتری که انواع تروریستهاپشت آن صف کشیده باشندچگونه کار خواهد کرد!!!
▫️▫️موضوع تازهای پیداکردهایم برای نقداستراتژیامنیتمنطقهای حکومت که همیشه آن رااشتباه خواندهایم. ماجراهای افغانستان فرصت خوبی هم به دست استراتژیستهای امنیتملی حکومت داده تا دستپخت سابقشان راببینند وبچشند. البته فرصتی هم برای تغییر فرمان ماشین حکومت وتغییرخط قطارسیاست هست، که این یکی خیلی مهمتراست. چه با حکومت موافق وچه مخالف باشیم، رویه ها واقداماتش رابرسرنوشت آینده کشوربسیار موثر می یابیم و به همین علت بایدبه اینالف توجه ویژه شود؛ هم توسط اهل دغدغه درباره امنیت کشور، و هم توسط کسانی که در جامعهنو دنبال ردپا میگردند.
نشستهای دوحه دردوسال اخیربین سیاستسازان آمریکایی وتروریستهای طالبان چشم استراتژیستهای جمهوری اسلامی رابازکرد: ایالات متحده برای چه با طالبان حرف میزند؟ برای آنکه آنهاراراضی کند در حکومت باغنی شریک شوند؟!! فقط احمقهااین را باورمیکردند. تهش این درمی آمدکه امریکا نتیجه گرفته به جای جنگ با عفریتطالبان که شکمش پرورشگاه تروریسم بنیادگرااست، بهتر است آن را رام کند تااگر افعی پرورد، در جایی غیر از دایره منافع ایالاتمتحد بزاید. آنها که توافقات دوحه منتج به امضا بین دولت ترامپ و طالبان را پی میگرفتند. به راحتی درک میکردند آنچه ایالات متحده به طالبان داده، بسیار بزرگتر ازبهای راضی کردن آن برای گفتگو بادولت غنی است، پس باید یک امتیازذکر ناشده هم در لیست توافق ها باشد: صلح طالبان باماشین امنیتی - نظامی ایالات متحده و صدمه نزدن به منافع آن. آینده نشان خواهد داد که ایالات متحده قلاده طالبان را هم به دست گرفته است!
وقتی پس از این توافقها احتمال به قدرت رسیدن طالبان درافغانستان افزایش و سرعت یافت، دستگاه امنیت ملی کشور(نمیدانیم به تشخیص کدام کارشناس)احساس خطرکرد: همسایگی دوباره باطالبان ، که مسلم بود این بارهممسلکانش را بالاخره و دوباره به افغانستان میآورد: القاعده و داعش، علیرغم اختلافات بینشی و سلیقهای! درباره خطر آنهاقبلابسیار نوشتیم واضافه گویی نمیکنیم. مساله این بود که دربرابر این خطر چهبایدکرد. گام اول نزدیک شدن به طالبان واندازه گیری میزان خطربود و دیدارظریف با هیات طالبان هم به همین منظور. علیرغم توجیهات ابلهانهای که بامضمون عوض شدن طالبان به بازار دلایل تقلبی آمد، تلقی این بودکه آنها بزودی به حکومت میرسند، افغانستان به کارگردانی پاکستان هاب تروریسم منطقه میشود، وکشور باید دربرابر آن یک استراتژی دفاعی داشته باشد. راه افتادن ماشین دیپلماسی، درواقع میتواندباهدف فراهم کردن فرصت برای کسب آمادگی میدان بوده باشد. همان داستان استالین وهیتلر است: درطلیعه جنگ جهانی دومدر سال۱۹۳۹ اتحادشوروی باآلمان پیمان عدم تعرض وهمکاری تجاری امضاکرد. آلمان امضاکردتا باخیال راحت ازشرق، به فرانسه درغرب حمله کندو شوروی که میدانست هیتلر سرانجام حمله میکندمعاهده رابرای بدست آوردن فرصت امضاکرد: فرصت انتقال صنایع به عمق کشور، کسب آمادگی نظامی، و تحکیم دفاع درمسیرحرکتآلمان به سمت نفت قفقاز. میشود پذیرفت شروع والس دیپلماسی باطالبان همین هدف کسب فرصت رادنبال کرده واز همین روسیاست حکومت دربرابر طالبان رابایدصحیح دانست : غیرفرقهای(بیتوجه به جنبههای تعارضی مذهبی و قومی و فرهنگی در افغانستان)، نامتمایل به سازوکارهای نیابتی مورد علاقه حکومت(تحمل سرزنش طرفداران حمایت از مقاومت در هرات وپنجشیر، اما ماندن برسرموضع دیپلماتیک) ، و آمیخته بامحافظه کاری، که سرجمعش به نفع منافع ملی است.
این تغییرمهمی است که ممکن است در آینده بر ذهنیت حکومت درباره سازوکارهای بینالمللی حاکم شده و رویکردهای کهنه ومخرب (سیاست ایران درکشورهای عربی) را اصلاح کند: ترجیح دیپلماسی برمیدان ، مصلحت دانستن کار باحکومتهای مستقربه جای فرقهها و احزاب و اقلیتها، و ... چیز مهم دیگری هم هست؟
🆔 @jameeno
🔻ادامه یادداشت را در پست زیر بخوانید
👍1
🔺ادامه یادداشت از پست قبل
▫️بله! مهمتر از همه آنچه گفته شد، داشتن "روشبرخورد" با هر پدیدهای برای کنترل آن است: اینکه برای ازمیان برداشتن یک مشکل، قبلا فکرکرده اید یانه وبرای آن ازچه مسیری استفاده میکنید. مثلا دریک زورآزمایی محدودبرسر کسب فضای حیاتی، سوای سازش و دیپلماسی میتوانید باداشتن نوع خاصی ازموشک، ناوگانیازکشتیهای جنگی را ازآبهای خوددورکنید یاپالایشگاه استراتژیکی رابزنید. میتوانید باپهبادخاصی مزاحمت برای کشتیهای خود را تلافی کنید، اما پرسش این است که آیا برای رفع خطر تروریستهای خونخواری که دولت میزبانشان حتی مسئولیت اعمال آنها در کنار مرزتان را نخواهد پذیرفت چه فکری کردهاید؟ آیا باید مانند آمریکاییها ی بعد از ۱۱سپتامبر بفهمیم در باره نوع واکنش در برابر "حمله تروریستی به خاک" از داخل کشورفکری نکردهایم؟ توجه داشته باشید که در باره نوع سلاح و تاکتیک حرف نمیزنیم. از مسیری در استراتژی امنیت ملی سخن میگوییم که باید شرایط حاشیه و نقاط پایانی خطر خیزش را پیشاپیش مورد نظر قرارمیدادیم و البته ما این کار را نکرده ایم . مثلا فکر نکرده ایم ممکن است تخاصم های خودخواسته در غرب کشور روزی به شرق کشور هم بکشد. نباید آقایان فکرش را میکردند؟
قبلا ، با هدفی تاکتیکی پیشنهاد شده دیپلماسی موجود با طالبان در فرصت مناسب درباره ایجادیک نوار امنیتی با عرض مناسب در منطقه مرزی به توافق برسد، اما واضح است که این اقدامات تاکتیکی کشور را ایمن نمیکند و انجام آنها هم اراده و موقعیتی همچون اراده و قدرت ترکیه و اسرائیل را نیازمند است.. ایمنی کشور در شرق، منوط به درستی استراتژی امنیتی کلی کشوربوده وهست واستراتژی امنیتی کشور بربنیانهای اشتباه گذاشته شده است : میلیتاریسم به جای سازش و توافق ، میدان به جای دیپلماسی، فرقه گرایی به جای پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر. هیچکدام از اینها در برابر افغانستان طالبان کار نمیکند و زاینده شری وسیع است. حکومت ایران درس فعلی خود رااز نبرد دربیابانهای عراق و سوریه گرفته است: حضوربا اجازه دولتها، و زیر سایه قدرت کسب اطلاعات و کوبندگی هواپیماهای روسیه و آمریکا! موقعیتی فرودست و درحکم پیاده نظام، که زاده استراتژی امنیتی وهمآلود، پرمدعا و بدنتیجه در غرب کشور بوده و ما را ذلیل کرده است. اینجا فرق خواهد کرد: نه میشود وارد جنگ با تروریسم در خاک افغانستان شد ، نه آن حمایتها وجود دارد و نه جایی برای آن روشها هست. میدانی تازه است. در واقع آمریکا گفته است"با من نساختی، رفتم با طالبان کنار آمدم ، حالا بفرما !" در انتظار تحقق این تعارف و نشستن بر سر میزی که میزبانش ایالات متحده است باشید.
خلاصه کنیم . کشور فاقد یک سیاست تعریف شده قابل دفاع و تداوم در برابر تحولات جاری در شرق ایران است. تصور کاملی از انچه رخ خواهد دادندارد و ردیف کردن موشک ها و تهدیدهای امثال حسین شریعتمداری هم در مرزهای شرقی به کارش نمیآید. این فقدان تصور و طرح حاصل مسیری است که استراتژی امنیت ملی تخاصمجو و فرقهگرای حکومت پیمود. نشانه های محدودی هست که عیوب کار خود را دیده و در ماجرای افغانستان اندکی اصلاح کرده است،اما کافی نیست.یک ارزیابی کلی و درانداختن طرحی نو نیاز دارد.
🆔 @jameeno
▫️بله! مهمتر از همه آنچه گفته شد، داشتن "روشبرخورد" با هر پدیدهای برای کنترل آن است: اینکه برای ازمیان برداشتن یک مشکل، قبلا فکرکرده اید یانه وبرای آن ازچه مسیری استفاده میکنید. مثلا دریک زورآزمایی محدودبرسر کسب فضای حیاتی، سوای سازش و دیپلماسی میتوانید باداشتن نوع خاصی ازموشک، ناوگانیازکشتیهای جنگی را ازآبهای خوددورکنید یاپالایشگاه استراتژیکی رابزنید. میتوانید باپهبادخاصی مزاحمت برای کشتیهای خود را تلافی کنید، اما پرسش این است که آیا برای رفع خطر تروریستهای خونخواری که دولت میزبانشان حتی مسئولیت اعمال آنها در کنار مرزتان را نخواهد پذیرفت چه فکری کردهاید؟ آیا باید مانند آمریکاییها ی بعد از ۱۱سپتامبر بفهمیم در باره نوع واکنش در برابر "حمله تروریستی به خاک" از داخل کشورفکری نکردهایم؟ توجه داشته باشید که در باره نوع سلاح و تاکتیک حرف نمیزنیم. از مسیری در استراتژی امنیت ملی سخن میگوییم که باید شرایط حاشیه و نقاط پایانی خطر خیزش را پیشاپیش مورد نظر قرارمیدادیم و البته ما این کار را نکرده ایم . مثلا فکر نکرده ایم ممکن است تخاصم های خودخواسته در غرب کشور روزی به شرق کشور هم بکشد. نباید آقایان فکرش را میکردند؟
قبلا ، با هدفی تاکتیکی پیشنهاد شده دیپلماسی موجود با طالبان در فرصت مناسب درباره ایجادیک نوار امنیتی با عرض مناسب در منطقه مرزی به توافق برسد، اما واضح است که این اقدامات تاکتیکی کشور را ایمن نمیکند و انجام آنها هم اراده و موقعیتی همچون اراده و قدرت ترکیه و اسرائیل را نیازمند است.. ایمنی کشور در شرق، منوط به درستی استراتژی امنیتی کلی کشوربوده وهست واستراتژی امنیتی کشور بربنیانهای اشتباه گذاشته شده است : میلیتاریسم به جای سازش و توافق ، میدان به جای دیپلماسی، فرقه گرایی به جای پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر. هیچکدام از اینها در برابر افغانستان طالبان کار نمیکند و زاینده شری وسیع است. حکومت ایران درس فعلی خود رااز نبرد دربیابانهای عراق و سوریه گرفته است: حضوربا اجازه دولتها، و زیر سایه قدرت کسب اطلاعات و کوبندگی هواپیماهای روسیه و آمریکا! موقعیتی فرودست و درحکم پیاده نظام، که زاده استراتژی امنیتی وهمآلود، پرمدعا و بدنتیجه در غرب کشور بوده و ما را ذلیل کرده است. اینجا فرق خواهد کرد: نه میشود وارد جنگ با تروریسم در خاک افغانستان شد ، نه آن حمایتها وجود دارد و نه جایی برای آن روشها هست. میدانی تازه است. در واقع آمریکا گفته است"با من نساختی، رفتم با طالبان کنار آمدم ، حالا بفرما !" در انتظار تحقق این تعارف و نشستن بر سر میزی که میزبانش ایالات متحده است باشید.
خلاصه کنیم . کشور فاقد یک سیاست تعریف شده قابل دفاع و تداوم در برابر تحولات جاری در شرق ایران است. تصور کاملی از انچه رخ خواهد دادندارد و ردیف کردن موشک ها و تهدیدهای امثال حسین شریعتمداری هم در مرزهای شرقی به کارش نمیآید. این فقدان تصور و طرح حاصل مسیری است که استراتژی امنیت ملی تخاصمجو و فرقهگرای حکومت پیمود. نشانه های محدودی هست که عیوب کار خود را دیده و در ماجرای افغانستان اندکی اصلاح کرده است،اما کافی نیست.یک ارزیابی کلی و درانداختن طرحی نو نیاز دارد.
🆔 @jameeno
Forwarded from جامعه نو
#الف
🔹کانال زبان!
▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم. بیبهانه و با پوزش اطاعت میکنیم.
مناطق اشاره شده در مطلب، حوزه گسترده ای است که فارسیزبانان در آن زندگی میکنند. مشخصا تاجیکستان و افغانستان مراد آن اشاره بودهاند که همراه با ایران، منطقه وسیع پارسیزبانان را تشکیل میدهند. "همه آنچه میخواهیم" نیز اشاره دارد به امیال عظمتطلبانه حکومت فعلی ایران که مثل هر حکومت ره گم کردهمتوهمی سودای تشکیل یک قدرتبرتر منطقهای وجهانی ذهنش را رهانمیکند. برخلاف حکومت پیشین که محورامپراطوری ذهنی خود را در تاریخ اسطورهای و پادشاهی ایران جستجو میکرد، حکومت کنونی در بخش اعظم چهاردهه گذشته، تشکیل یک امپراطوری مذهبی را در رویاهایش میپروراند و در واقع یک استراتژی فرقهمحور در ذهن دارد. پیدا کردن جماعات شیعی و حمایت از انها برای تشکیل حکومت در کشورهای منطقه، در همین راستا بوده است و علت ناکامی حکومت ایران در پیدا کردن نفوذ و قدرتی غیر قابل نفی توسطرقبا و رانده شدن به گوشه رینگ سیاست بینالملل، در نادرستی همین استراتژی نهفته است .
مختصر بگوییم که این هدف فینفسه اشتباه نیست؛ هر محوری که شکلگیری قدرت واقعی و غیر توهمی برای کشور حول آن ممکن باشد، میتواند مفیدباشد و حضور یک امت شیعی قدرتمند در عرصه جهانی نیزمیتوانست برای ایران مفید باشد. اما این امر در عمل به دلایلی که این مطلب جای بحث آن نیست ناممکن است. در چارچوب استراتژی #خارپشت نیز، از آن جهت ناممکن است که در این استراتژی اصل بر پذیرش دوفاکتوی حکومتها و دولتهای مستقر در کشورها به عنوان یک واقعیت توسط حکومت ایران است. بنابراین ، مطابق این استراتژی حکومت باید از جستجوی متحدفرقهای (هر فرقهای ) در کشور مفروض اجتناب کند و در بحرین و عربستان و نیجریه و کویت و عراق و لبنان و یمن و ...(فهرستی طولانیشد !) دنبال یارغار نگردد. با رویه عکس این رویکرد، یعنی روش فعلی، فقط میتوان دولتهای دشمن در اطراف کشور پدید آورد و نه یک ایران قدرتمند صاحب نفوذ و امن.
جایگزین رویکرد فرقهای ناکارا، یک محور قدرتمند واقعی و متفاوت برای ایجاد حس تعلق و هویت بخشاست که از نظر قدرت قابل قیاس با حس کنونی تعلق مذهبی باشد . سقفی دربرگیرنده، همچون بزرگی یک امپراطوری . این امپراطوری البته نیازی به ایجاد ندارد و قائم به ذات خویش به درازای تاریخ ایستاده است : امپراطوری زبان و ادبیات فارسی، ومجموعهای از فرهنگ که دربستر این زبان زاده شده وهمراه آن بالیده است.
بنابر این، مشروح توصیه ای که به اشاره در مطلب مورد بحث آمده ، این است که براساس تجربه، گسترش نفوذ ایران براساس فرهنگ عقیدتی وایمانی در قلمرو بال غربی همسایگان آن (اعراب) امکان پذیر نیست زیرا تعارض ماهویمذهبی بین ایران و اکثریت کشورهای عرب(که هیچ کنفرانس تقریب مذاهبی سلطه آن را منتفی نمیسازد) تا آینده نامعلوم لاینحل است. اما برعکس آن، بستر نزدیککننده مناسبی برای ایجاد یک حوزه نفوذ سرشار از مسالمت و پذیرش تودهای در شرق و شمال شرق ایران گسترده است. ما آنرا امپراطوری زبان فارسی نام میگذاریم ؛ گسترده از تاجیکستان تا کردستان ، و از افغانستان تا آذربایجان. نفوذ زبان و ادب فارسی در پاکستان و هند و... بماند. ما باید خود را جزئی از این مپراطوری بدانیم و در جهت قدرتمند کردن آن حرکت کنیم. این امپراطوری، از نظر جغرافیایی عمق استراتژیک (یک مفهوم میلیتاریستی)ندارد، اما از جنبه تاریخی، تداوم استراتژیک دارد؛ یک همپیوندی نرم و ماندگار، به جای همنشینیها و پیمانهایی پر از خردهشیشه!
توصیه ای که ما همواره درچارچوب استراتژیخارپشت داشته ایم،پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر عرب (باوجود همه پادشاهان نادان و خونریز و ضد ملیشان) ، توسعه تجارت با جهان عرب برای کاهش زمختیها ودردسرهایش ، و از نظر سیاسی(اگر عرق مذهبی حکومت غلیان دارد!)تقاضای هشیارانه دیپلماتیک برای رعایت حقوق همه شهروندان ازجمله جماعات هم مذهب با ایران از همین دولتهابوده است. توسعه نقش بین المللی ایران و گسترش نفوذ آن نه از طریق سلطه اقتصادی ممکن است ،نه از مسیر وحدت اسلامی، نه از کانال تقرب مذهبی، و البته نه فقط از طریق کسب قدرت نظامی. شاید به اینها هم نیاز باشد، ولی تداوم حیات ایران و ظهور و حضور آن به عنوان یک قدرت منطقهای متمدن و بلامنازع، فقط در قلمروی امپراطوری زبانیاش ممکن است ؛ ناآلوده به توهمات ناسیونالیستی و شوونیسم قومی، نامجبور به رویارویی با تعارضات مذهبی و تعصبات قبیلهای .
🆔 @jameeno
🔹کانال زبان!
▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم. بیبهانه و با پوزش اطاعت میکنیم.
مناطق اشاره شده در مطلب، حوزه گسترده ای است که فارسیزبانان در آن زندگی میکنند. مشخصا تاجیکستان و افغانستان مراد آن اشاره بودهاند که همراه با ایران، منطقه وسیع پارسیزبانان را تشکیل میدهند. "همه آنچه میخواهیم" نیز اشاره دارد به امیال عظمتطلبانه حکومت فعلی ایران که مثل هر حکومت ره گم کردهمتوهمی سودای تشکیل یک قدرتبرتر منطقهای وجهانی ذهنش را رهانمیکند. برخلاف حکومت پیشین که محورامپراطوری ذهنی خود را در تاریخ اسطورهای و پادشاهی ایران جستجو میکرد، حکومت کنونی در بخش اعظم چهاردهه گذشته، تشکیل یک امپراطوری مذهبی را در رویاهایش میپروراند و در واقع یک استراتژی فرقهمحور در ذهن دارد. پیدا کردن جماعات شیعی و حمایت از انها برای تشکیل حکومت در کشورهای منطقه، در همین راستا بوده است و علت ناکامی حکومت ایران در پیدا کردن نفوذ و قدرتی غیر قابل نفی توسطرقبا و رانده شدن به گوشه رینگ سیاست بینالملل، در نادرستی همین استراتژی نهفته است .
مختصر بگوییم که این هدف فینفسه اشتباه نیست؛ هر محوری که شکلگیری قدرت واقعی و غیر توهمی برای کشور حول آن ممکن باشد، میتواند مفیدباشد و حضور یک امت شیعی قدرتمند در عرصه جهانی نیزمیتوانست برای ایران مفید باشد. اما این امر در عمل به دلایلی که این مطلب جای بحث آن نیست ناممکن است. در چارچوب استراتژی #خارپشت نیز، از آن جهت ناممکن است که در این استراتژی اصل بر پذیرش دوفاکتوی حکومتها و دولتهای مستقر در کشورها به عنوان یک واقعیت توسط حکومت ایران است. بنابراین ، مطابق این استراتژی حکومت باید از جستجوی متحدفرقهای (هر فرقهای ) در کشور مفروض اجتناب کند و در بحرین و عربستان و نیجریه و کویت و عراق و لبنان و یمن و ...(فهرستی طولانیشد !) دنبال یارغار نگردد. با رویه عکس این رویکرد، یعنی روش فعلی، فقط میتوان دولتهای دشمن در اطراف کشور پدید آورد و نه یک ایران قدرتمند صاحب نفوذ و امن.
جایگزین رویکرد فرقهای ناکارا، یک محور قدرتمند واقعی و متفاوت برای ایجاد حس تعلق و هویت بخشاست که از نظر قدرت قابل قیاس با حس کنونی تعلق مذهبی باشد . سقفی دربرگیرنده، همچون بزرگی یک امپراطوری . این امپراطوری البته نیازی به ایجاد ندارد و قائم به ذات خویش به درازای تاریخ ایستاده است : امپراطوری زبان و ادبیات فارسی، ومجموعهای از فرهنگ که دربستر این زبان زاده شده وهمراه آن بالیده است.
بنابر این، مشروح توصیه ای که به اشاره در مطلب مورد بحث آمده ، این است که براساس تجربه، گسترش نفوذ ایران براساس فرهنگ عقیدتی وایمانی در قلمرو بال غربی همسایگان آن (اعراب) امکان پذیر نیست زیرا تعارض ماهویمذهبی بین ایران و اکثریت کشورهای عرب(که هیچ کنفرانس تقریب مذاهبی سلطه آن را منتفی نمیسازد) تا آینده نامعلوم لاینحل است. اما برعکس آن، بستر نزدیککننده مناسبی برای ایجاد یک حوزه نفوذ سرشار از مسالمت و پذیرش تودهای در شرق و شمال شرق ایران گسترده است. ما آنرا امپراطوری زبان فارسی نام میگذاریم ؛ گسترده از تاجیکستان تا کردستان ، و از افغانستان تا آذربایجان. نفوذ زبان و ادب فارسی در پاکستان و هند و... بماند. ما باید خود را جزئی از این مپراطوری بدانیم و در جهت قدرتمند کردن آن حرکت کنیم. این امپراطوری، از نظر جغرافیایی عمق استراتژیک (یک مفهوم میلیتاریستی)ندارد، اما از جنبه تاریخی، تداوم استراتژیک دارد؛ یک همپیوندی نرم و ماندگار، به جای همنشینیها و پیمانهایی پر از خردهشیشه!
توصیه ای که ما همواره درچارچوب استراتژیخارپشت داشته ایم،پذیرش دوفاکتوی دولتهای مستقر عرب (باوجود همه پادشاهان نادان و خونریز و ضد ملیشان) ، توسعه تجارت با جهان عرب برای کاهش زمختیها ودردسرهایش ، و از نظر سیاسی(اگر عرق مذهبی حکومت غلیان دارد!)تقاضای هشیارانه دیپلماتیک برای رعایت حقوق همه شهروندان ازجمله جماعات هم مذهب با ایران از همین دولتهابوده است. توسعه نقش بین المللی ایران و گسترش نفوذ آن نه از طریق سلطه اقتصادی ممکن است ،نه از مسیر وحدت اسلامی، نه از کانال تقرب مذهبی، و البته نه فقط از طریق کسب قدرت نظامی. شاید به اینها هم نیاز باشد، ولی تداوم حیات ایران و ظهور و حضور آن به عنوان یک قدرت منطقهای متمدن و بلامنازع، فقط در قلمروی امپراطوری زبانیاش ممکن است ؛ ناآلوده به توهمات ناسیونالیستی و شوونیسم قومی، نامجبور به رویارویی با تعارضات مذهبی و تعصبات قبیلهای .
🆔 @jameeno
👍1
جامعه نو
#الف 🔹کانال زبان! ▫️شورای سردبیری: یکی از همراهان نزدیک به جامعه نو با ارسال بند پایانی مطلب استراتژی #خارپشت، خواسته است درباره مفهوم عبارت "همه آنچه میخواهیم در همین نزدیکی، در شمال نزدیک و در شرق همسایه خفته است"روشنگری و به قول ایشان رمزگشایی کنیم.…
🔸درخواست جامعهنو از همراهان
🔺این تازه اول داستان است
▫️داستان جنگرویاروی پنجشیر پایان گرفت، اما واقعیت سلطه طالبان و تلاش مردم افغانستان برای پسزدن آنان به این زودیها پایان نمییابد. اکنون که فضای احساسی به تدریج کمرنگ میشود و اذهان به سمت و سوی دیگر خواهد رفت، میخواهیم از هموطنانی که در همدلی با مقاومت کم نگذاشتند و برناتوانی ایرانیان در یاری رساندن به جنبش ایستاده در برابر سرطان طالبان افسوس خوردند دعوت کنیم آینده را بستر تحقق آرزوهای خود برای نجات گهواره زبان و فرهنگ پارسی سازند. این تعهد بزرگی است که جانهای رفته به آسمان از دره پنجشیر برای ماگذاشتهاند.
این دعوت را با بازنشر یادداشت فوق موسوم به "کانال زبان" که دوسال پیش به تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۹ در همین صفحه منتشر شد تکمیل میکنیم: تقاضای جامعهنو برای تمرکز بر تغییر سیاستهای حکومت در جهت حراست از امپراطوری زبان پارسی به عنوان ضامن امنیت ملی و دست کشیدن از ماجراجوییهای مخرب در حوزه اعراب.
در هفته های اخیر، توجه به نوشتههاوموضع جامعهنو در مورد مساله افغانستان ادامه داشته و گاهی با کنایه همراه شده. حالا وقت آن است لازم بدانیم و دعوت کنیم این موضع بازخوانی شود. هنگام تحریر مقالهی یادشده داستان باز آمدن طالبان و مقاومت پنجشیر رخ نداده بود و کسان بسیاری به این حقیقت وقعی نمیگذاشتند که اتحاد طبیعی ایرانیان با افغانیان و تاجیکها برای حراست از یک امپراطوری تاریخی لایزال، ضروری است. راستش خطای بزرگی بودهاست نادانستن و پیگیری نکردن این "وظیفه" توسط طرفداران تغییر فرمان سیاست در ایران. تقاضا میکنیم خواست مستتر در این الف را چنان ببینید که گویی مطالبه ملی فردایتان است در برابر حکومت، و باید کل استراتژی امنیتملی و سیاست خارجی ایران را عوض کند.
🆔 @jameeno
🔺این تازه اول داستان است
▫️داستان جنگرویاروی پنجشیر پایان گرفت، اما واقعیت سلطه طالبان و تلاش مردم افغانستان برای پسزدن آنان به این زودیها پایان نمییابد. اکنون که فضای احساسی به تدریج کمرنگ میشود و اذهان به سمت و سوی دیگر خواهد رفت، میخواهیم از هموطنانی که در همدلی با مقاومت کم نگذاشتند و برناتوانی ایرانیان در یاری رساندن به جنبش ایستاده در برابر سرطان طالبان افسوس خوردند دعوت کنیم آینده را بستر تحقق آرزوهای خود برای نجات گهواره زبان و فرهنگ پارسی سازند. این تعهد بزرگی است که جانهای رفته به آسمان از دره پنجشیر برای ماگذاشتهاند.
این دعوت را با بازنشر یادداشت فوق موسوم به "کانال زبان" که دوسال پیش به تاریخ ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۹ در همین صفحه منتشر شد تکمیل میکنیم: تقاضای جامعهنو برای تمرکز بر تغییر سیاستهای حکومت در جهت حراست از امپراطوری زبان پارسی به عنوان ضامن امنیت ملی و دست کشیدن از ماجراجوییهای مخرب در حوزه اعراب.
در هفته های اخیر، توجه به نوشتههاوموضع جامعهنو در مورد مساله افغانستان ادامه داشته و گاهی با کنایه همراه شده. حالا وقت آن است لازم بدانیم و دعوت کنیم این موضع بازخوانی شود. هنگام تحریر مقالهی یادشده داستان باز آمدن طالبان و مقاومت پنجشیر رخ نداده بود و کسان بسیاری به این حقیقت وقعی نمیگذاشتند که اتحاد طبیعی ایرانیان با افغانیان و تاجیکها برای حراست از یک امپراطوری تاریخی لایزال، ضروری است. راستش خطای بزرگی بودهاست نادانستن و پیگیری نکردن این "وظیفه" توسط طرفداران تغییر فرمان سیاست در ایران. تقاضا میکنیم خواست مستتر در این الف را چنان ببینید که گویی مطالبه ملی فردایتان است در برابر حکومت، و باید کل استراتژی امنیتملی و سیاست خارجی ایران را عوض کند.
🆔 @jameeno
👍2
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸از فاتحان قلعه های فخر تاریخ/
تا فاتحان گوژپشت و پیر
🖌محمد کوراوند
این روزها خیلی از ایرانمهران می پرسند بر مصایبی که بر سر هریوا و باختر باستان می رود چه می توان کرد.
با زبانی سخت غم آلود می گویم، بر مصایبی که بر سراسر ایران کهن رفته و می رود چه می توان کرد. با درد مشترک چه می توان کرد.
آری این درد مشترک بسیار تاریخی است.
پاسخم کوتاه است.
سرزمین ما که از تبار روشنی و مهر و "فروغِ صدهزاران آفتابِ جاودان" بود سالهاست در میان "از تباران هر چه سیاهی سرشتشان" محصور است.
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
نجات حوزه تمدن ایران زمین به نجات ایران و فرهنگش بستگی دارد. و نجات ایران به تابش نور روشنایی و خرد در پایتخت قرن!
"ما به سوی پایتخت قرن می آییم"
▫️▫️اما تا زمانیکه انسان بیدار نشود
هنوز شب است و "در تمامِ شب چراغی نیست" و در ظلمت امیدی نیست.
"ای خداوندانِ ظلمتشاد!
از بهشتِ گندِتان، ما را
جاودانه بینصیبی باد!"
آری هم فرهنگ، داستان حال ما اکنون چنین است
"تاریخ این ایام را هر کس که می خواند، جز این سخن از ما نمی راند. داستان مردمانی از تبار مهر از تبار نیکی و نور که دیر زمانیست دل به تاریکی شب سپرده اند...
پرده گذشته ی نورانی ما را "امید" چنین نقل می کند:
"ما
فاتحان قلعههای فخر تاریخیم
شاهدان شهرهای شوکت هر قرن
ما
یادگار عصمت غمگین اعصاریم
ما
راویان قصههای شاد و شیرینیم
قصههای آسمان پاک، نور جاری...
قصههای خوشترین پیغام
از زلال جویبار روشن ایام
قصههای بیشهٔ انبوه، پشتش کوه، پایش نهر
قصههای دست گرم دوست در شبهای سرد شهر
ما
کاروان ساغر و چنگیم...
زندگیمان شعر و افسانه
ساقیان مست مستانه
هان، کجاست
پایتخت قرن؟
ما برای فتح می آییم"
اما هزار افسوس، بر پرده امروز، "امید" چنین خواند، از خواب جادویی :
"ای پریشانگوی مسکین! پرده دیگر کن...
داستان پور فرخزاد را سر کن
آن که گویی نالهاش از قعر چاهی ژرف میآید...
آه، دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم
بر به کشتیهای موج بادبان از کف...
تیغهامان زنگخورد و کهنه و خسته
کوسهامان جاودان خاموش
تیرهامان بال بشکسته .
ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زآنکه بیرونید از سینه
راویان قصههای رفته از یادیم
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار میخواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غار،
چشم میمالیم و میگوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینکار
لیک بی مرگ است دقیانوس!
وای، وای، افسوس...
🆔 @jameeno
🔸از فاتحان قلعه های فخر تاریخ/
تا فاتحان گوژپشت و پیر
🖌محمد کوراوند
این روزها خیلی از ایرانمهران می پرسند بر مصایبی که بر سر هریوا و باختر باستان می رود چه می توان کرد.
با زبانی سخت غم آلود می گویم، بر مصایبی که بر سراسر ایران کهن رفته و می رود چه می توان کرد. با درد مشترک چه می توان کرد.
آری این درد مشترک بسیار تاریخی است.
پاسخم کوتاه است.
سرزمین ما که از تبار روشنی و مهر و "فروغِ صدهزاران آفتابِ جاودان" بود سالهاست در میان "از تباران هر چه سیاهی سرشتشان" محصور است.
شهر یاران بود و خاک مهربانان این دیار
مهربانی کی سر آمد شهریاران را چه شد
نجات حوزه تمدن ایران زمین به نجات ایران و فرهنگش بستگی دارد. و نجات ایران به تابش نور روشنایی و خرد در پایتخت قرن!
"ما به سوی پایتخت قرن می آییم"
▫️▫️اما تا زمانیکه انسان بیدار نشود
هنوز شب است و "در تمامِ شب چراغی نیست" و در ظلمت امیدی نیست.
"ای خداوندانِ ظلمتشاد!
از بهشتِ گندِتان، ما را
جاودانه بینصیبی باد!"
آری هم فرهنگ، داستان حال ما اکنون چنین است
"تاریخ این ایام را هر کس که می خواند، جز این سخن از ما نمی راند. داستان مردمانی از تبار مهر از تبار نیکی و نور که دیر زمانیست دل به تاریکی شب سپرده اند...
پرده گذشته ی نورانی ما را "امید" چنین نقل می کند:
"ما
فاتحان قلعههای فخر تاریخیم
شاهدان شهرهای شوکت هر قرن
ما
یادگار عصمت غمگین اعصاریم
ما
راویان قصههای شاد و شیرینیم
قصههای آسمان پاک، نور جاری...
قصههای خوشترین پیغام
از زلال جویبار روشن ایام
قصههای بیشهٔ انبوه، پشتش کوه، پایش نهر
قصههای دست گرم دوست در شبهای سرد شهر
ما
کاروان ساغر و چنگیم...
زندگیمان شعر و افسانه
ساقیان مست مستانه
هان، کجاست
پایتخت قرن؟
ما برای فتح می آییم"
اما هزار افسوس، بر پرده امروز، "امید" چنین خواند، از خواب جادویی :
"ای پریشانگوی مسکین! پرده دیگر کن...
داستان پور فرخزاد را سر کن
آن که گویی نالهاش از قعر چاهی ژرف میآید...
آه، دیگر ما
فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم
بر به کشتیهای موج بادبان از کف...
تیغهامان زنگخورد و کهنه و خسته
کوسهامان جاودان خاموش
تیرهامان بال بشکسته .
ما
فاتحان شهرهای رفته بر بادیم
با صدایی ناتوانتر زآنکه بیرونید از سینه
راویان قصههای رفته از یادیم
کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را
گویی از شاهی ست بیگانه
یا ز میری دودمانش منقرض گشته
گاهگه بیدار میخواهیم شد زین خواب جادویی
همچو خواب همگنان غار،
چشم میمالیم و میگوییم: آنک، طرفه قصر زرنگار
صبح شیرینکار
لیک بی مرگ است دقیانوس!
وای، وای، افسوس...
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔶 حکومت نظامی و امنیتی-نظامی کردن فضای مجازی
🖊️ امیرحسین علینقی
◻️ از جمله مهمترین طرحهای ارائه شده به پارلمان کشور، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، طرح موسوم به «طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی» است که ظاهراً با نامها و عناوین دیگری نیز شناخته میشود. در ارتباط با این طرح، نکات قابل تاملی از زاویه مباحث مربوط به حقوق و آزادیهای عمومی (مانند آزادی ارتباطات و حریم خصوصی)، و همچنین مناسبات میان قوای حاکم با یکدیگر (مانند مرجع وضع الزام در ساخت حقوق اساسی ایران و تفکیک صلاحیتهای مقامهای اجرایی از یکدیگر)، و همچنین امکان یا عدم امکان واگذاری رسیدگی به این طرح بر اساس اصل ۸۵، وجود دارد که نیازمند وارسی است. با این وصف، این طرح حاوی یکی از مهمترین گزارههای قابل تصور در باب امنیتی-نظامی کردن عرصه عمومی کشور است که معنایی جز حکومت نظامی ندارد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/z65079
🔶 حکومت نظامی و امنیتی-نظامی کردن فضای مجازی
🖊️ امیرحسین علینقی
◻️ از جمله مهمترین طرحهای ارائه شده به پارلمان کشور، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، طرح موسوم به «طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی» است که ظاهراً با نامها و عناوین دیگری نیز شناخته میشود. در ارتباط با این طرح، نکات قابل تاملی از زاویه مباحث مربوط به حقوق و آزادیهای عمومی (مانند آزادی ارتباطات و حریم خصوصی)، و همچنین مناسبات میان قوای حاکم با یکدیگر (مانند مرجع وضع الزام در ساخت حقوق اساسی ایران و تفکیک صلاحیتهای مقامهای اجرایی از یکدیگر)، و همچنین امکان یا عدم امکان واگذاری رسیدگی به این طرح بر اساس اصل ۸۵، وجود دارد که نیازمند وارسی است. با این وصف، این طرح حاوی یکی از مهمترین گزارههای قابل تصور در باب امنیتی-نظامی کردن عرصه عمومی کشور است که معنایی جز حکومت نظامی ندارد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/z65079
Telegraph
حکومت نظامی و امنیتی-نظامی کردن فضای مجازی
از جمله مهمترین طرحهای ارائه شده به پارلمان کشور، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، طرح موسوم به «طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی» است که ظاهراً با نامها و عناوین دیگری نیز شناخته میشود. در ارتباط با این طرح، نکات قابل تاملی از زاویه مباحث…
غیر از مطالبی که آقای علینقی مستقیما برای جامعه نو ارسال میکنند، مطالبمفید دیگری نیز در تلگرام شخصی ایشان به نشانی زیر منتشر شده است . اشتراک تلگرام ایشان را به همراهان توصیه میکنیم.
https://t.me/alinaghi_ch
🆔@jameeno
https://t.me/alinaghi_ch
🆔@jameeno
Telegram
حقوق و اجتماع-علینقی
"به جای نفرین به تاریکی شمعی روشن کنید." کنفوسیوس
جهت مشاهده کانال یا عضویت در آن از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://t.me/alinaghi_ch
ارتباط:
https://t.me/aalinaghi
جهت مشاهده کانال یا عضویت در آن از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://t.me/alinaghi_ch
ارتباط:
https://t.me/aalinaghi
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔸کشور پادگان نیست
🖌اسداله شمائی
▫️اخراج دکتر عبدالکریمی از دانشگاه آزاد خلاف قانون اساسی است. حرف زدن جرم نیست.اعلام موضع،فکر و اندیشه حق اولیه و اساسی شهروندان است.آن چه ایران نیاز دارد گفتگوست.بستن دهانها ممکن نیست و باید اقناع صورت بگیرد.قطع حقوق ماهانه غیرانسانی و ناعادلانه است.اگر هدف این باشد که بقیه عبرت بگیرند و صداها خاموش شود،کشور ضرر می بیند.مخالفان فکری برای هر جامعه نعمت محسوب می شوند.تنوع افکار،سبکهای زندگی و صداهای مختلف نشانه پویایی جامعه است.راه درست ادارهٔ جامعه، احترام به اکثریت و افکار عمومی است.
متفکران علوم انسانی راه را به مدیران اجرایی نشان داده و میدهند.محمدعلی اسلامیندوشن در سال ۱۳۷۵ در گفتگو با روزنامه ایران می گوید:
«البته در یک کشور راضی نگاه داشتن همهٔ قشرها و گروهها ممکن نیست،ولی این مهم است که راهی که در پیش گرفته میشود،معدل عقل بشری آن را پذیرفته باشد.
نظامی که دنیای امروز شناخته است،تابع تقسیمبندی اکثریت و اقلیت است،یعنی هر چه اکثریت از طریق رأی خود پذیرفت،اقلیت نیز به آن گردن مینهد و این روش در صورتی کسب مشروعیت میکند که اقلیّت اجازهٔ عرض اندام داشته باشد،یعنی حق اولیًهٔ تجمع،بیان و انتقاد محفوظ بماند.
یکپارچه بودن و یک زبان معرفی شدن یک ملت،یا علامت نظام آرمانی است که تاکنون تحقق نیافته و یا علامت اختناق»
باید بپذیریم جامعهٔ ایران یکدست و یک زبان نیست.هیچ جامعهٔ بشری یکدست نیست.این تنوع آفریده خداست.قابل احترام است.
قانون وسیله و تسهیلگر است و هدف نیست.زندگیها را نباید فدای اجرای قوانین ناکارآمد بکنیم،بلکه این قانونها هستند که باید به نفع زندگیها تغییر کنند.
انسان واضع قانون است،این عاملیت و شأنیت باید همیشه در یادها باشد.
قانون بد بهتر از بیقانونی است اما تبدیل قانون به چماق و وسیله استثمار و انحصار و سرکوب و اختناق و تحمیل قدرت،سوء استفاده از قانون است و با روح قانون نمیخواند.قانون باید تأمین کننده حقوق باشد.آزادی انسان و مختار بودن انسان مهمتر از هر اصل و قانونی است.
فصل سوم قانون اساسی برای نمایش و پز نیست.
آزادی برکات بسیاری دارد.تضییع حقوق اولیه انسانها به کشور ضرر میزند.
هنر آن است که مردم احساس کنند کشور مال آن هاست و می توانند آن را به شکل دلخواه خود درآورند نه آن که همه را به فکر مهاجرت بیندازیم.کشور بدون ملت و اکثریت راضی کشور نیست. کشور بدون ملت و اکثریت امیدوار کشور نیست.
کشور پادگان نیست که همه یک دست لباس بپوشند،گوش به فرمان باشند و چرا نداشته باشند.کشورداری رسم دیگری دارد.
🆔 @jameeno
🔸کشور پادگان نیست
🖌اسداله شمائی
▫️اخراج دکتر عبدالکریمی از دانشگاه آزاد خلاف قانون اساسی است. حرف زدن جرم نیست.اعلام موضع،فکر و اندیشه حق اولیه و اساسی شهروندان است.آن چه ایران نیاز دارد گفتگوست.بستن دهانها ممکن نیست و باید اقناع صورت بگیرد.قطع حقوق ماهانه غیرانسانی و ناعادلانه است.اگر هدف این باشد که بقیه عبرت بگیرند و صداها خاموش شود،کشور ضرر می بیند.مخالفان فکری برای هر جامعه نعمت محسوب می شوند.تنوع افکار،سبکهای زندگی و صداهای مختلف نشانه پویایی جامعه است.راه درست ادارهٔ جامعه، احترام به اکثریت و افکار عمومی است.
متفکران علوم انسانی راه را به مدیران اجرایی نشان داده و میدهند.محمدعلی اسلامیندوشن در سال ۱۳۷۵ در گفتگو با روزنامه ایران می گوید:
«البته در یک کشور راضی نگاه داشتن همهٔ قشرها و گروهها ممکن نیست،ولی این مهم است که راهی که در پیش گرفته میشود،معدل عقل بشری آن را پذیرفته باشد.
نظامی که دنیای امروز شناخته است،تابع تقسیمبندی اکثریت و اقلیت است،یعنی هر چه اکثریت از طریق رأی خود پذیرفت،اقلیت نیز به آن گردن مینهد و این روش در صورتی کسب مشروعیت میکند که اقلیّت اجازهٔ عرض اندام داشته باشد،یعنی حق اولیًهٔ تجمع،بیان و انتقاد محفوظ بماند.
یکپارچه بودن و یک زبان معرفی شدن یک ملت،یا علامت نظام آرمانی است که تاکنون تحقق نیافته و یا علامت اختناق»
باید بپذیریم جامعهٔ ایران یکدست و یک زبان نیست.هیچ جامعهٔ بشری یکدست نیست.این تنوع آفریده خداست.قابل احترام است.
قانون وسیله و تسهیلگر است و هدف نیست.زندگیها را نباید فدای اجرای قوانین ناکارآمد بکنیم،بلکه این قانونها هستند که باید به نفع زندگیها تغییر کنند.
انسان واضع قانون است،این عاملیت و شأنیت باید همیشه در یادها باشد.
قانون بد بهتر از بیقانونی است اما تبدیل قانون به چماق و وسیله استثمار و انحصار و سرکوب و اختناق و تحمیل قدرت،سوء استفاده از قانون است و با روح قانون نمیخواند.قانون باید تأمین کننده حقوق باشد.آزادی انسان و مختار بودن انسان مهمتر از هر اصل و قانونی است.
فصل سوم قانون اساسی برای نمایش و پز نیست.
آزادی برکات بسیاری دارد.تضییع حقوق اولیه انسانها به کشور ضرر میزند.
هنر آن است که مردم احساس کنند کشور مال آن هاست و می توانند آن را به شکل دلخواه خود درآورند نه آن که همه را به فکر مهاجرت بیندازیم.کشور بدون ملت و اکثریت راضی کشور نیست. کشور بدون ملت و اکثریت امیدوار کشور نیست.
کشور پادگان نیست که همه یک دست لباس بپوشند،گوش به فرمان باشند و چرا نداشته باشند.کشورداری رسم دیگری دارد.
🆔 @jameeno
🔸 خروج دشوار از مسیر سنگلاخ!
yun.ir/a4l41e
◽️ احسان اشرفی/ جامعه نو: اخیرا وزیر اقتصاد طی سخنانی در همایش بانکداری اسلامی به نقش موثر نظام بانکی اشاره و ریشه بسیاری از مشکلات امروز کشور را به درستی در نقش بانکها و سیاست پولی ارزیابی کرد.
این ریشه همان سهم 3 درصدی سکه و اسکناس و سهم 97 درصدی پول بانکی از کل نقدینگی و محل هزینه شدن آنها است. این معضلی است که بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند و ما نیز بیش از یکسال پیش در مقاله "چرا فروپاشی اقتصادی نزدیک است" نسبت به بروز تورم شدید در آمریکا به دلیل سوء مدیریت منابع بانکی در آن کشور هشدار دادیم. هشدار زودهنگامی که با افزایش شدید تورم در آمریکا طی ماههای گذشته اثبات شد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
yun.ir/a4l41e
◽️ احسان اشرفی/ جامعه نو: اخیرا وزیر اقتصاد طی سخنانی در همایش بانکداری اسلامی به نقش موثر نظام بانکی اشاره و ریشه بسیاری از مشکلات امروز کشور را به درستی در نقش بانکها و سیاست پولی ارزیابی کرد.
این ریشه همان سهم 3 درصدی سکه و اسکناس و سهم 97 درصدی پول بانکی از کل نقدینگی و محل هزینه شدن آنها است. این معضلی است که بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند و ما نیز بیش از یکسال پیش در مقاله "چرا فروپاشی اقتصادی نزدیک است" نسبت به بروز تورم شدید در آمریکا به دلیل سوء مدیریت منابع بانکی در آن کشور هشدار دادیم. هشدار زودهنگامی که با افزایش شدید تورم در آمریکا طی ماههای گذشته اثبات شد.
🆔@jameeno
🔻 اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
خروج دشوار از مسیر سنگلاخ !
اخیرا وزیر اقتصاد طی سخنانی در همایش بانکداری اسلامی به نقش موثر نظام بانکی اشاره و ریشه بسیاری از مشکلات امروز کشور را به درستی در نقش بانکها و سیاست پولی ارزیابی کرد. این ریشه همان سهم 3 درصدی سکه و اسکناس و سهم 97 درصدی پول بانکی از کل نقدینگی و محل…