جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔶 حکومت نظامی و امنیتی-نظامی کردن فضای مجازی

🖊️ امیرحسین علینقی

◻️ از جمله مهم‌ترین طرح‌های ارائه شده به پارلمان کشور، از ابتدای تشکیل مجلس شورای اسلامی تاکنون، طرح موسوم به «طرح صیانت از حقوق کاربران فضای مجازی» است که ظاهراً با نام‌ها و عناوین دیگری نیز شناخته می‌شود. در ارتباط با این طرح، نکات قابل تاملی از زاویه مباحث مربوط به حقوق و آزادی‌های عمومی (مانند آزادی ارتباطات و حریم خصوصی)، و همچنین مناسبات میان قوای حاکم با یکدیگر (مانند مرجع وضع الزام در ساخت حقوق اساسی ایران و تفکیک صلاحیت‌های مقام‌های اجرایی از یکدیگر)، و همچنین امکان یا عدم امکان واگذاری رسیدگی به این طرح بر اساس اصل ۸۵، وجود دارد که نیازمند وارسی است. با این وصف، این طرح حاوی یکی از مهم‌ترین گزاره‌های قابل تصور در باب امنیتی-نظامی کردن عرصه عمومی کشور است که معنایی جز حکومت نظامی ندارد.

🆔@jameeno

🔻 اینجا بیشتر بخوانید

yun.ir/z65079
غیر از مطالبی که آقای علینقی مستقیما برای جامعه نو ارسال میکنند، مطالب‌مفید دیگری نیز در تلگرام شخصی ایشان به نشانی زیر منتشر شده است . اشتراک تلگرام ایشان را به همراهان توصیه میکنیم.

https://t.me/alinaghi_ch

🆔@jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸کشور پادگان نیست

🖌اسداله شمائی

▫️اخراج دکتر عبدالکریمی از دانشگاه آزاد خلاف قانون اساسی است. حرف زدن جرم نیست.اعلام موضع،فکر و اندیشه حق اولیه و اساسی شهروندان است.آن چه ایران نیاز دارد گفتگوست.بستن دهان‌ها ممکن نیست و باید اقناع صورت بگیرد.قطع حقوق ماهانه غیرانسانی و ناعادلانه است.اگر هدف این باشد که بقیه عبرت بگیرند و صداها خاموش شود،کشور ضرر می بیند.مخالفان فکری برای هر جامعه نعمت محسوب می شوند.تنوع افکار،سبک‌های زندگی و صداهای مختلف نشانه پویایی جامعه است.راه درست ادارهٔ جامعه، احترام به اکثریت و افکار عمومی است.
متفکران علوم انسانی راه را به مدیران اجرایی نشان داده و می‌دهند.محمدعلی اسلامی‌ندوشن در سال ۱۳۷۵ در گفتگو با روزنامه ایران می گوید:
«البته در یک کشور راضی نگاه داشتن همهٔ قشرها و گروه‌ها ممکن نیست،ولی این مهم است که راهی که در پیش گرفته می‌شود،معدل عقل بشری آن را پذیرفته باشد.
نظامی که دنیای امروز شناخته است،تابع تقسیم‌بندی اکثریت و اقلیت است،یعنی هر چه اکثریت از طریق رأی خود پذیرفت،اقلیت نیز به آن گردن می‌نهد و این روش در صورتی کسب مشروعیت می‌کند که اقلیّت اجازهٔ عرض اندام داشته باشد،یعنی حق اولی‍ًهٔ تجمع،بیان و انتقاد محفوظ بماند.
یکپارچه بودن و یک زبان معرفی شدن یک ملت،یا علامت نظام آرمانی است که تاکنون تحقق نیافته و یا علامت اختناق»

باید بپذیریم جامعهٔ ایران یکدست و یک زبان نیست.هیچ جامعهٔ بشری یکدست نیست.این تنوع آفریده خداست.قابل احترام است.
قانون وسیله و تسهیل‌گر است و هدف نیست.زندگی‌ها را نباید فدای اجرای قوانین ناکارآمد بکنیم،بلکه این قانون‌ها هستند که باید به نفع زندگی‌ها تغییر کنند.
انسان واضع قانون است،این عاملیت و شأنیت باید همیشه در یادها باشد.
قانون بد بهتر از بی‌قانونی است اما تبدیل قانون به چماق و وسیله استثمار ‌و انحصار و سرکوب و اختناق و تحمیل قدرت،سوء استفاده از قانون است و با روح قانون نمی‌خواند.قانون باید تأمین کننده حقوق باشد.آزادی انسان و مختار بودن انسان مهم‌تر از هر اصل و قانونی است.
فصل سوم قانون اساسی برای نمایش و‌ پز نیست.
آزادی برکات بسیاری دارد.تضییع حقوق اولیه انسان‌ها به کشور ضرر می‌زند.
هنر آن است که مردم احساس کنند کشور مال آن هاست و می توانند آن را به شکل دلخواه خود درآورند نه آن که همه را به فکر مهاجرت بیندازیم.کشور بدون ملت و اکثریت راضی کشور نیست. کشور بدون ملت و اکثریت امیدوار کشور نیست.

کشور پادگان نیست که همه یک دست لباس بپوشند،گوش به فرمان باشند و چرا نداشته باشند.کشورداری رسم دیگری دارد.

🆔 @jameeno
🔸 خروج دشوار از مسیر سنگلاخ!

yun.ir/a4l41e

◽️ احسان اشرفی/ جامعه نو: اخیرا وزیر اقتصاد طی سخنانی در همایش بانکداری اسلامی به نقش موثر نظام بانکی اشاره و ریشه بسیاری از مشکلات امروز کشور را به درستی در نقش بانکها و سیاست پولی ارزیابی کرد.

این ریشه همان سهم 3 درصدی سکه و اسکناس و سهم 97 درصدی پول بانکی از کل نقدینگی و محل هزینه شدن آنها است. این معضلی است که بسیاری از کشورها با آن مواجه هستند و ما نیز بیش از یکسال پیش در مقاله "چرا فروپاشی اقتصادی نزدیک است" نسبت به بروز تورم شدید در آمریکا به دلیل سوء مدیریت منابع بانکی در آن کشور هشدار دادیم. هشدار زودهنگامی که با افزایش شدید تورم در آمریکا طی ماههای گذشته اثبات شد.

🆔@jameeno

🔻 اینجا بیشتر بخوانید
#دیدگاه_روزنامه_نگار_مهمان

🔸 دستاورد تحریم‌ها بر ساختار اجتماعی ایران
( از خصوصیات قشر نوظهور، تمایل به خرید ماشین‌های گرانقیمت، خانه‌های مجلل و خوردن غذا در رستوران‌های
لوکس و شلوغ درشرایط تحریم وکرونا است)

🖊 مرتضی حق‌بیان /روزنامه‌نگار

◽️ واژه تحریم مترادف است با فقر، کمبود، مشکلات و غیره در نیازهای اولیه و ثانویه‌ی زندگی مردم. بیش از یک دهه است که قیمت هر چیزی در ایران به صورت روزانه افزایش یافته است و در رأس آن خانه و اتومبیل قرار دارد. که دلیلش فقط تحریم نیست. چون در کشور تحریم شده، کالا به اندازه کافی وجود ندارد، که در ایران وجود دارد. چون در کشور تحریم شده، واردات کالا به سختی انجام می‌شود. که در ایران آنچه که در نظر است وارد شود، وارد می‌شود. (مثل چوب بستنی، کود انسانی، اتومبیل‌های گرانقیمت) در کشور تحریم شده کالاهای اولیه و اساسی بیش و پیش از دیگر کالاها گران می‌شود. در ایران کالاهای لوکس و تجملاتی بیش و پیش از همه گران شد.

🆔@jameeno

🔻 اینجا بیشتر بخوانید

yun.ir/5ibcv8
#الف

🖇به علت تراکم مطالب این مطلب با مدتی تاخیر منتشر میشود


🔹موش کور!

تحریریه جامعه نو : مجبوریم یکبار دیگر گور دفن کثافتکاریهای حکومت را باز کنیم ، و با نبش قبر و کالبدشکافی ماجراهای دفن شده یادآوری کنیم دوره نفهم‌پنداری افکار عمومی به سر آمده است. شاید هنوز باشند عوام از همه جابیخبری که بسان باور به افسانه های بالای منبر، حکایات و جعلیات درباره غارت منابع کشور را هم بپذیرند. اما شک باید کرد تعدادشان خیلی بیشتر از کسانی باشد که این افسانه ها را توی بوق میکنند. دست همه رو است!

این روزها دوباره چند داستان مورد توجه قرار گرفته است: کارتن خوابها ارز ۴۲۰۰تومانی گرفته‌اند، سرمایه دارها ۳میلیارددلار خانه در ترکیه خریده‌اند، یک دیپلم ردی در موسسه اعتباری بی‌مجوز ۱۲ هزار میلیارد تومان مردم را برد، ... همه اش دروغ و راستش اینکه همه را عمله‌جات دولت پنهان بردند.

اولین افسانه ، ماجرای ارز ۴۲۰۰ تومانی است . زمان طراحی و شروعش ، دوره پیشا خروج ترامپ ازبرجام است. در اواخر سال ۹۷ سران دولت‌پنهان به این نتیجه رسیدند بزودی انتقال ارز به مشکل میخورد ، باید پیشدستی ، اما خیلی با احتیاط عمل کرد. آنها یادشان بود که در سال ۵۷ عجله عوامل رژیم سابق در خروج ارز باعث شد کارمندان بانک مرکزی در شهریور آن سال لیست ۱۷۷ نفر از سران رژیم را که ارز خارج کرده بودند منتشر و رژیم را بی آبرو کنند. آنهانباید چنین میکردند. هم دوران عوض شده و هم حکومت نه درحال فرار، که در مرحله تحکیم است. راه دیگری رفتند. برچسب ارزجهانگیری که به آن خروج رسوای ارزی زدندبسیاررندانه بود. جهانگیری هم مانند اکثریت کارگزاران نظام شخص داناو عاقل و حیثیت پرستی نیست ولی آنقدر فهم داشت که "ارزبرای همه به هر مقدار به قیمت ۴۲۰۰" ابلهانه ترین حرفی است که حتی یک آدم متوسط‌العقل با سابقه حتی یک سال وزارت و صدارت درایران به زبان نمیآورد. بنابراین تجربه ما میگوید اوبفرموده عمل کرده است. البته اگر این را هم نپذیرید فرقی دراصل وماهیت جریان نمیکند: میخواستند "ارزمشروع" خارج کنند برا‌‌ی‌"اهداف خیر" و "روز مبادا". بخش نامشخصی از آن هجده میلیارد دلاری که گویا طی ۴ ماه ‌خارج کردند وحالا دنبال دزدش میگردندتوسط شرکتهای جعلی وهویتهای نامشخص (اسمش راگذاشته‌اندکارتن‌خواب) خارج شد که مدارکشان راکسانی جزدولت پنهان تهیه نمیتوانست کرد. تنها مشکل آنهابرای گم کردن ردخود سرنخی است که اسم آن را میگذاریم "سرنخ‌ریال" : برای دریافت ارز به هرشکلی، در هرحال مجبورید معادل ریالی‌اش رابه شکل اعتبارعرضه کنید یابه بانکی بپردازید واین بایداز یک حساب جاری بیاید. حتی اگربرای آن کارتن خواب خیالی حسابجاری گشوده باشند تامعادل ریالی ارز رابه بانک انتقال دهد، بایداز یک حساب دیگر حسابش را پر کرده باشید. حتی برای ۱۰۰میلیون دلار (که پول خردبرادران است) احتیاج به انتقال ۴۲۰ میلیاردتومان بود که اگر صدبارهم حساب به حساب شده باشد ردش معلوم است. معنی این حرف آن است که آن بالادقیقا میدانستند پولهارا چه کسانی بیرون برده‌اند وبه چه کاری زده‌اند. البته دستگاه جیره بگیر تبلیغاتی دست از سرکارتن‌خوابهای فلکزده برنخواهدداشت.

ماجرای دوم، به محل خرج وبه قول داش مشتی‌ها نفله‌کردن آن ارزهامربوط میشود. اسمش را میگذاریم تاسیس جمهوری اسلامی دوم که درسراسر ممالک اسلامی پراکنده است: در ترکیه، سوریه، لبنان ، امارات والبته جزایرگومبا‌گومبا ! ازبین همین چند مقصدنمونه ویک مقصد نمادین درباره یکی دوتایش خیلی آشکار نمیشودحرف زد ودرپرده بایدگفت. مثلا درباره ترکیه که همین سال گذشته۷۲۰۰ واحدآپارتمانش راصاحبان پاسپورت ایرانی خریدند( آخرین آمار: ماه گذشته ۹۱۱آپارتمان، در مقابل ۲۵۹ آپارتمان خریداری شده در شمال تهران!)بازهم رندی وآدرس عوضی هست. رسانه‌های داخلی خبرش رااینطور پایان میدهند که"جوی در بازارتهران ایجاد شده که برخی فعالان اقتصادی، خانواده خود رابه ترکیه منتقل کرده وخود همچنان به کسب درآمد درداخل می پردازند." اینکه این رسانه ها از کجامیفهمند این بازاریان تهران هستند که درترکیه خانه میخرند مشخص نیست، ولی قابل انتظارهست که اگر کسی میتوانست فهرست هویتی خریداران رافراهم کند غیرازآن بازاریان موردتاکید رسانه‌هاتعدادزیادی ازکارگزاران تعذیب وعمله جات تمشیت حکومت رادرمیان انها مییافت: برای روزمبادا دنبال خانه وپاسپورت ترکیه‌اند(نشانیهای صریحتر رادر الف "قاضی منصوری کجا میرفت؟" درهمین کانال جستجو کنید).

🆔 @jameeno

🔻ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🔺ادامه یادداشت از پست قبل


▫️مورد سوریه جالبتر است. درست درمیانه جنگ وبه آتش کشیدن سوریه وفرار شهروندان بدبخت به مناطق امن، دولت سوریه اعلامیه‌ای صادرکرد که به "فرمان ۱۰" موسوم بود. به شهروندان گریخته چندروزمهلت داده بودند بادردست داشتن سند به شهرخودبرگردند و مالکیت خود رااثبات کنند، وگرنه خانه‌شان مصادره میشود. معلوم بودبخشی ازطرح پاکسازی سکنه ، تسویه وتصفیه قومی ومذهبی وبرنامه
دراز مدت بازآرایی جمعیتی است. بعدا مشخص شد املاک شهروندان سوری تجمیع، و درآنها آپارتمان سازی باسرمایه گذاری ایران انجام شده و سپس این اخبار تکمیلی جسته گریخته رسید که افغانیان و برخی سوریهای موافق با حکومت درآنها اسکان یافته اند. مشخص نیست چه نسبتی از خرید املاک سوری توسط سرمایه گذار و چه مقدار توسط اشخاص حقیقی صورت گرفته است.گمانه هایی که میتواندبراساس اهداف منطقه ‌ای باشد، حاکی است بخشی از منابع پریده از کشور با داستان ارز۴۲۰۰ تومانی ، به احتمال زیاد در املاک سوریه فرود آمده‌اند. البته براساس استراتژی امنیت منطقه‌ای کشور، میتوان توضیح خوبی بر این ماجرا داد که در مطالب دارای هشتگ خارپشت در این کانال عرضه شده‌اند.

انتقال داراییهای ایران به لبنان با قیمت ارزان هم میتواند یکی از اهداف آن مکانیسم خروج قانونی ۴۲۰۰تومانی باشد. کمکهای حکومت ایران به همکیشان لبنانی‌اش آنقدر آشکار است که شیخ حسن نصرالله از اعلام صریح آنها پشت میکروفونها هیچ ابایی ندارد ، هرچند حکومت خوش ندارد ایرانی ها درباره آن فضولی ومخالفت کنند. واضح است با توجه به تحریمهای بانکی و زیر ذره‌بین بودن انتقالات پولی مرتبط باایران، برای اجرایی کردن برنامه کمک مالی نمیتوان فقط به انتقالات نقدی چمدانی ( مانندچمدانهای انتقال ۲۲ میلیون دلاربه حماس که محمودالزهار پارسال خبرش را داد) متکی بود. انتقالات باید ابتدا به کانالهای تجاری و شرکتهای پوششی صادرات و واردات جهان وارد شوند و در آنها بچرخند تا ردشان گم‌شود. درواقع آن کارتون‌خوابها، باید ابتدا با ارز دریافتی در خارج ازایران تجارت کنند تا درنهایت پول به به شرکتهای عوامل "آنطرف " منتقل شود.

به درازا انجامید و بسیاری قصه‌هاناگفته ماند. حرف این بود که در ایران برگ از درخت نمیافتد مگر زیر نظر دولت پنهان و پول هنگفتی جابجا نمیشود مگر آن دولت مطلع باشد و به نفع خودش بداند.این دولت شبح وار و آن تشکیلات مخوف مفتخربه هنر دورزدن ،مخترع ارزارزان۴۲۰۰ تومانی، کاشف پناهگاهای امن پول ونفر، خالق کارتون‌خواب‌ها، و مبتکر غارت منابع ملی از راه قانونی است!

🆔 @jameeno
🔺شماره جدید «تجربه» از شنبه سوم مهرماه توزیع می‌شود

▫️به گزارش باشگاه روزنامه‌نگاران ایران ماهنامه‌ی «تجربه» از روز شنبه سوم مهر به دکه‌های روزنامه‌فروشی‌ و کتابفروشی‌های منتخب می‌رود.
این مجله‌ که رویکردِ خود را فرهنگ، هنر و ادبیات برگزیده است، در دوره‌ی جدید، ضمن پرداختنِ جدی به این حوزه‌ها، سه بخشِ تازه‌ی کودکی، مطالعات ایرانی و مطالعاتِ زنان را نیز در دستور کار خود دارد.

ماهنامه تجربه در دور جدید به مدیر مسئولی کتایون بناساز و سردبیری پژمان موسوی منتشر می‌شود.

دبیری تحریریه‌ دوره‌ی جدید «تجربه» را سما بابایی بر عهده دارد و مهدی میرمحمدی، میلاد حسینی، گیسو فغفوری، ساسان گلفر، احسان زیورعالم، حسین گنجی، الناز محمدی، حمیدرضا محمدی و مهدی حسنی اعضای شورای دبیرانِ آن را تشکیل می‌دهند.

🆔 @jameeno
#الف

🔻تنازل، تکامل!

▫️شورای سردبیری: اصلاح‌طلبی درایران بین دوشق تقاضای اجرای بدون تنازل‌قانون اساسی وبازنگری درقانون اساسی سعی صفاومروه میکند! درانتهای این سعی سربه کجا میبریم؟

بین دومسیر تقاضای اجرای بدون تنازل قانون اساسی وبازنگری درقانون اساسی چه تفاوتی هست ورفتن ازپشت یکی به حمایت ازتقاضای دیگر نشانه چه تحرکی درمجموعه جامعه و سیستم سیاسی وحاکمیت است وچه نسبتی بااصلاح‌طلبی دارد؟ اخیرا یکی از اصلاح‌طلبان نام‌آور دوباره این مانور را در یک گفتگوی تحلیلی انجام داده است. بالاخره کجا باید ایستاد؟

مضمون تقاضای اول که زمانی مطالبه بیشتراصلاح‌طلبان جمهوری اسلامی بوده عمل حکومت به همه موادقانون اساسی است ونه تاکیدبربخشی گزینشی ونادیده گرفتن بخشهای دیگر ویاارائه تفسیرهای مضیق ازآنها. این رامیدانیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی درشرایطی پساانقلابی پدید آمد وترکیبی شدازمواد دموکراتیک وآزادیخواهانه، وهمچنین موادی برگرفته ازفقه اسلامی که به آراءفضل‌الله‌نوری شبیه تر بود تا دیدگاه‌های علمای صدرمشروطیت. در واقع ترکیبی بود ازحکومت مشروطه و مشروعه. با جاافتادن حکومت برمبنای سلسله‌مراتب روحانی‌، به تدریج آن ابعاد مردمسالارانه وآزادیخواه قانون اساسی زیرپای حکومت له وکنار گذاشته شد؛ مطالبه "اجرای بدون تنازل قانون اساسی"ناظر برهمین اجرای نصفه نیمه قانون اساسی بود: تقاضای عادلانه رفتار کردن درامور سیاست وقدرت، زمانیکه حکومت به تدریج به سمت استبداد میخزید و هرحرکت خود رامطابق اصلی ازشترگاو پلنگ قانون اساسی اعلام میکرد.

مفهوم مضمون مطالبه دوم ساده‌تراست: قانون اساسی به علت تناقضات مستتر درآن کارکرد خود رااز دست داده وباید اصلاح شود. این تقاضا اخیرا اززبان کسانی شنیده میشود که قبلا خواستاراجرای کل(به اصطلاح "بدون تنازل ")قانون اساسی بودند. چیزی تغییرکرده که مطالبه تغییر کرده است؟ چه چیزی؟

تغییرات فراوان بوده‌اند. نخست افزایش خصلت استبدادی وباریک شدن هرم حکومتی است که خصلت آشکار دارد و نمیتوان آنرا پنهان کرد. به واقع چون امری سیاسی و در محدوده قدرت است نمیتوان آنرا روکش کرد. حکومت فردی متمایل به استبدادمعمولا این خاصیت را دارد که به تدریج تک تک مواد قانونی را ناخوان با یافته ها ومصلحت خود مییابد و هریک را به طریقی کنار میگذارد. این حذفها در نهایت ماهیت قانون اساسی را تغییر میدهد و ایده تعویض و تجدید نظر در آن را پدید می آورد.

دوم ، تغییر حاملان تقاضای اجرای بدون تنازل قانون اساسی است که در دوران ما سرعت گرفته است. اکثرکسانی که خواهان اجرای بدون تنازل قانون اساسی بودند، پیوندهای گسترده‌ای با حکومت در دهه ۶۰ و تااواسط دهه ۸۰داشتند. در بخشهای مختلف حکومت کار میکردند ، به نظام باور داشتند، و خواهان اکیدحفظ آن بودند. قرار گرفتن در معرض پیش‌بینی نتایج محتوم وضعیت بر مبنای تجربیات تاریخی جهان وتسریع جمع شدن اهرمهای حکومت زیر دست یک نفر، آنها را با احساس عمیق ناکامی در به انجام رساندن یک تحول آرمانخواهانه روبرو کرد: آگاهی از مقصد شوم قطاری که گمان میکردند عازم بهشت است ! تولد اصلاح طلبی درمیانه دهه هفتاد حاصل همین موقعیت بودو خواسته اصلی آن باز تقسیم دوباره قدرت و برگشتن به روح همان قانون اساسی شترگاوپلنگی شد. از این رو میتوان مطالبه اجرای بدون تنازل قانون اساسی را "مطالبه‌‌سیاسی‌درون‌سیستمی بامضمون رعایت حقوق دموکراتیک"ونوعی "اصلاح‌طلبی ترمیمی" دانست.

پیدا شدن اندیشه مبتنی بربازنگری درقانون اساسی با وجود تعارضش به مطالبه پیشین نوعی تکامل همان مطالبه پیشین بود: با برخوردن مطالبات نرم سیاسی اصلاحطلبانه به هسته فولادین قدرت، در میانه دوره صدارت محمدخاتمی مساله رفراندم پیش آمد: پیش درامد و مقدمه‌ای برای خواست تغییر قانون اساسی. البته تقاضای غیر قابل برآوردی بود. قدرت سیاسی که گمان میرفت مطابق قانون اساسی باید نرم و شکل پذیر باشد، چون فولاد سخت و متمرکز شده بود وزیربارنمیرفت. حتی برای تغییرات یک بندی و محدود درقانون اساسی حاضر نبود. توضیح آنرامیتوان هنوزهم (دردوران حسن روحانی هم او گاهی زیرلب رفراندم رازمزمه میکرد) این دانست که حکومت فکر میکند درآوردن حتی یک آجر از دل بنای قانون اساسی موجود و تفسیرات موسع مهمتراز متن، کل سیستم را اسیب‌پذیر و تخریب میکند.

حالا، درحالیکه حکومت هرچه بیشتر در خود فرو میرود وحلقه‌ای کوچک به دورکانونی فردی شکل میگیرد، روند تکامل مطالبات به نقطه تقاضای بازنگری قانون اساسی میرسد که ماهیتا اصلاح‌طلبانه (رفرمیسم)است. نکته اینکه ایستگاه بعد از آن دیگر مطالبه نیست ؛ سپردن روند تحول به دست پتانسیل های غیر قابل کنترل زاینده شورش و نفی‌سیاسی است که قطعامنجربه انحلال حکومت میشود. مسیر میانه‌ی بازآرایی ساختار قدرت بابازنگری کنترل شده قانون اساسی، راهی کم‌هزینه، نوعی"اصلاح تکمیلی" ومفیدبرای گریزازفروپاشی است.

🆔 @jameeno
🔸جستاری پیرامون شیوه‌های کنشگری صنفی معلمان؛

🔹مذاکره یا تجمع؛ مسئله این نیست!

◽️ لیلا رزاقی / جامعه نو: به فاصله چندساعت از برگزاری تجمع صنفی معلمان در سومین روز از مهرماه ۱۴۰۰ که به دعوت شورای هماهنگی تشکل‌های صنفی فرهنگیان و پی عدم اجرای مطالباتی چون رتبه‌بندی معلمان شاغل و همسان‌سازی حقوق بازنشستگان برگزار شده بود، بحثی در شبکه اجتماعی کلاب‌هاوس و در اتاق «اتحاد معلمان» آغاز شد که از چندگانگی و گاه تقابل و تعارض رویکردها و استراتژی‌ها برای پیگیری مطالبات صنفی، حکایت داشت. برخلاف جلسات مشابهی که پیش از این در نقد رویکردها و آسیب‌شناسی وضعیت فعالیت صنفی برگزار شده بود و مونولوگ‌گویی و بیانیه‌خوانی در آن بر دیالوگ و مباحثه غلبه داشت؛ این جلسه که توسط اعضای مستقل تشکل‌های صنفی و شورای هماهنگی ترتیب داده شده بود به محلی برای شنیده شدن صداهای مختلف تبدیل شد. نکته اینجاست که به رغم تکاپوی فعالان صنفی برای ارتباط‌گیری با بدنه معلمان و ایجاد زمینه‌ای برای آسیب‌شناسی وضع موجود ( به خصوص در بستر شبکه‌های اجتماعی همچون کلاب هاوس) ؛ همچنان تعارض رویکردها و گفتمان‌ها اثر سوء خود را بر انتخاب مناسب‌ترین استراتژی‌ها برای پیشبرد مطالبات صنفی معلمان می‌گذارد.

🆔@jameeno

🔻 اینجا بیشتر بخوانید

yun.ir/mxw2g2
#الف

🔸بدل استاد!

▫️تحریریه جامعه‌نو: خواننده ارجمندی نوشته‌اند دیگر از استراتژی #خارپشت حرف نمی‌زنید... شایداشتباه بوده است.
بایدتشکر کنیم و پاسخ بدهیم

خیر. باورداریم هرچه رخ میدهد درجهت تاییددرستی آن استراتژی است والبته ایمان به درستی مطلق هیچ چیزنداریم وهرطرح وفرضی باید درزمان مناسب ازکوره تجربه سربلند بیرون آید. بویژه درامرسیال سیاست که هر ایده‌ای باید دائما محک بخورد. ببینیم محک هفته های اخیر نشان از چه میدهند:

رخدادهای مهم مرتبط باایران کماکان دراطراف کشور رخ داده‌اند: تنش عملیاتی ولفظی باآذربایجان، تنش عملیاتی وتهدید لفظی بااقلیم‌کردستان و عراق، مذاکره باعربستان، والبته تحکیم این فکر دراذهان بیشتری، که حکومت تازه افغانستان شاخه شروری از سیاست ایالات متحده برضدایران خواهدبود. این وسط مشخص شده هماهنگیهایی هم بین ترکیه و پاکستان صورت میگیرد که فشارتحکیم گره آنهابرایران وارد خواهد شد. همه اینها دربستر تخریب بیشتر اخیر روابط ایران باسازمانهای بین‌المللی وجامعه اروپا رخ میدهد که برسر داستان اتمی شدن است.

همه این ماجراهای فشار زا رامیتوان به عنوان عواقبی ازاستراتژی امنیت ملی پرخطای ایران توصیف کرد. حتی شروع دور تازه‌ای ازمذاکره باعربستان را که ذاتاامر مثبتی است : در شرایطی شروع میشودکه ما آن راشرایط اضطرار مینامیم. حل وفصل اختلاف و تنش با عربستان و سایر اعراب متحدش از مدتها پیش مورد توصیه بوده و بسیار دیر شروع شده است. به همین علت کم ثمر واز موضع ضعف است. این حل وفصل بایدحداقل اززمان شروع معامله ایالات متحده باطالبان صورت میگرفت تاهزینه کمتری داده شود. اما به هرحال مفید و درچارچوب توصیه‌هایی است که خارپشت ازسه سال پیش برآنها اصرار کرده است.

اما حتی بااین گونه مذاکره‌هابه سمت حل مشکل نمیرویم: بایدمشخص کردتصمیمهای درستی مثل شروع مذاکره باعربستان به عنوان گامی تاکتیکی درنظر گرفته شده‌اند یاماهیت استراتژیک دارند وبخشی ازیک تغییر استراتژی هستند. به عبارت دیگر، مثلاباعربستان گفتگو میکنیم تامعامله‌ای بامضمون بده‌بستان تاکتیکی درباره یمن، سوریه ، و لبنان انجام دهیم، یاهدف تبدیل منازعه به همزیستی وتضمین کاهش تنش وتوسعه رابطه داریم. متاسفانه علائم موجود حکایت ازاضطرار تاکتیکی میکنند نه افق‌بینی استراتژیک!

به ذهنیت پشت عبارات زیرکه فردموثری درحوزه امنیت ملی درتاریخ هفتم مهر صادرکرده است توجه کنید:"دولت‌های ترکیه وآذربایجان درحال دست زدن به ریسک‌های بزرگی هستندکه می‌تواند پیش از دیگران خودآنان رادربحران وجودی فروببرد. دولت علی‌اف باشش میلیون جمعیت شیعه که بدون شک دل بسته مرکزیت شیعه هستند، مواجه است ودولت اردوغان درترکیه باحدود ۲۳ میلیون شیعه علوی روبه‌رو می‌باشد. جمهوری اسلامی هیچ‌گاه نخواسته است از این ظرفیت‌هابرای گوشمالی اردوغان یاعلی‌اف استفاده کند. ما برخلاف آنان وبراساس اصول اخلاقی خود، حسن همجواری را رعایت کرده‌ایم؛ تا جایی که فراتراز آن دردو نوبت حکومت‌های این دوخانواده راازویرانی نجات داده‌ایم."

طولانی وکامل آوردیم، چون همه اجزای استراتژی امنیتی ایران را درخود متبلورکرده است : تمایل به مذهبی کردن منازعات ، تمایل به رویارویی نیابتی ازطریق فرقه سازی، ناتوانی در تشخیص تعداد طرفهای درگیر دریک جبهه، و ناتوانی ازتشخیص اینکه بدل استراتژی محاصره کردن بامتحد نیابتی(روش اسرائیل وشیوه موردعلاقه ایران) به خودش زده شده است: اگر محرکی برای علی‌اف سراغ کنیم، بیشتر اسرائیل است تا ترکیه! استراتژی خارپشت براین واقعیت استواراست که(به دلایل مشروحی که قبلا گفته‌ایم) استراتژی پرفرال یا پیرامونی اسرائیل برای ایران کارنمیکند واین تقلید رابایدکنار بگذاریم. ظهور مجدد وسنجیده طالبان هم به همین سان بخشی ازسیاست پرفرال برای محاصره ایران توسط متحدنیابتی تازه ایالات متحده است. در واقع ما همان هستیم که رفت داخل خمره شکسته تاآنرا بست بزند وماند آن وسط!

این خطاکه ما بااستفاده ازدرخشش پول وجذابیت مذهب دشمنان خود رامحاصره ونابود میکنیم مادرهمه خطاهای استراتژی امنیت ملی وسیاست خارجی ایران است. کودکانه است تهدید علی‌اف به گوشمالی‌اش بانمازخوانهای آذربایجان، همانقدرکه بایدخندید به گنده‌گویی های عمله‌جات دولتش که تبریز رامخاطب خودمیگیرند. حکومت بایدازاین کارهانکند.نه درشمال غرب، نه دراقلیم، نه درجای دیگر.

خواننده ارجمندپرسنده را حوالت میدهیم به بررسی اینکه آیا همه آنچه ازاستراتژی خارپشت درجامعه‌نو خوانده است معطوف به موارد خاص است یاجامعیتی دارد وهمه مسائل سیاست خارجی را پوشش میدهد یانه ، و اینکه استراتژی سوم ،یعنی بدیل آن و متفاوت با استراتژی پرهزینه فعلی امنیت ملی چه میتواند باشد. ما کمتر حرف خواهیم زد تا خوانندگان وقایع و اوضاع را بر اساس تطبیق نتایج با انتظارات و سپس با دلایل بنیادین سبب ساز آن تحلیل کنند. مسیر سومی وجود ندارد!

🆔 @jameeno
#الف

🔸گردنه حیران !

◽️تحریریه‌جامعه‌نو: اگر کشور در عرصه بین‌المللی در موقعیتی قرارگیرد که نه بتواند با دیپلماسی کار خود را پیش ببرد و نه مصلحت بداند برای پیشبرد مقاصدش از زور استفاده کند چه باید کرد؟ راه سومی وجود دارد؟
امروز میخواهیم بر اساس وضع موجود و مسائلی که پیش روی کشور هست به این پرسش پاسخ دهیم.

ابتدا بگوییم که بله،راه سومی هست و آن هیچ کاری نکردن و باختن بدون جنگ و بدون نتیجه گرفتن از سیاست و دیپلماسی است . واقعیت این است که حکومت کشور ما تقریبا در همه موارد از این مسیر سوم رفته که از سر سرگردانی و حیرت بوده است. حداقل اینکه بخش اعظمی از مسیر حل بسیاری از مسائل را از کوره راه و همین مسیر سوم پیموده است. مثال قدیمی اش سال پایانی جنگ با عراق است که داستانش را همه میدانند: قطعنامه ۵۹۸ را مطابق انتظارات عقیدتی خود نیافته و نپذیرفتیم تا برتری نظامی را کاملا از دست دادیم و حرف هیچ دیپلماتی را هم در پیش‌بینی فرجام آن اصرار قبول نکردیم. وقتی گفتیم "باشد"، فقط بوی ناکامی نمیداد، مزه‌اش کاملا تلخ و سرشار از شکست بود.

جلوتر که آمدیم زور نداشتیم از افزایش ظرفیت هسته‌ای خود دفاع کنیم وبا زور و تهدید حق بستانیم، دیپلمات و رئیس جمهور و معمار سیاست خارجی‌مان هم جلیلی و احمدی‌نژاد و متکی بودند که عمل دسته جمعی‌شان به آن تحریم های تاریخی برای از پا درآوردن اقتصاد منجر شد و درنهایت هم راه سوم را رفتیم : معطل کردن، دربن‌بست قرارگرفتن دیپلماسی، ترس از توان نازل نظامی برای رویارویی با قدرت های برتر،و سرانجام سازشی که بوی تسلیم داد، و برجامی که دست و پای ما را رسما می‌بست و فقط اجازه نفس کشیدن و بقای حکومت را میداد.

آخرین مثال این روش ازحکومت‌داری اکنون پیش روی ماست: یک آچمز تازه که مسیر نظامی‌اش نیاز به ابرقدرت بودن دارد، مسیر دیپلماتیکش کم توان است و مثل بازی والیبال تک نفره‌ای با تیمی از سه بازیکن که یکی ابرقدرت بوده ،یکی رقیب قدرتمند و حریصی است با اقتصاد و جایگاه بین‌المللی بهتر از ایران ونخودی‌شان هم از حمایت روحی و بدنی اسرائیل برخوردار است. رک بگوئیم، اگر کار روزی بالا بگیرد، یعنی بخشی از ارمنستان اشغال شود، امکان عمل بهینه نداریم و در حالت آچمز ماجرا را پایان میدهیم....البته شاید باید این تنش شمال غربی راهم مانند داستان ظهور طالبان در شرق کشور علائمی از سوی خداوند بدانیم: انگار هر دو ماجرا به دقت از قضای روزگار طراحی شده اند تا این موقعیت آچمز را بطور واضح در برابر دیدگان حکومت ما قرار دهند. موقعیتی که حکومت ، بدون زور کافی و بدون کیاست وافی ، مجبور میشود راه سوم را که همیشه نوعی تسلیم است طی کند.

🔻 ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید

🆔 @jameeno
🔺 ادامه یادداشت از پست قبل

حالا به جای ادامه ذکر نمونه ها،بهتر است بپرسیم ریشه این وضعیت چیست و چرا همیشه به نقطه واحد آچمز میرسیم؟ چرا نمیتوانیم منافع کشور را از طریق تنظیم روابط بین‌المللی و دیپلماسی حداکثر کنیم و چرا تلاشها و هزینه هایی که در بسیاری کشورها میکنیم کمکی نمیکند و شیرینی‌هایی که میدهیم سرکنگبین هست،امافزاینده صفرای سیاست خارجی است و نه درمان و تسهیل کننده آن؟

همراهان قدیمی پاسخ را میدانند. به صورت مختصر، علتش یک انحراف اساسی از درک سازوکار تنظیم این جهان است. یک برداشت آلوده به ایدئولوژی مستخرج از مذهب ، به عنوان تنها وسیله نگاه به جهان و تغییر آن. حکومت ما، هنوزدر همان ماههای اول انقلاب مانده است که می اندیشید میتوان با پیام به توده‌های مستضعف کشورها بساط ظلم جائران را برچید. رویایش هیچگاه تحقق نیافت و کارش به آلودن آموزه ها و باورهای ایدئولوژیکش به پول هم انجامید: با پول متحد میخرد، آن هم فرقه‌هارا و نه دولتها . به همین دلیل است که در هیچ برآمد و رودرویی فرامرزی ، متحد دولتی ندارد. خنده دار است که دولت سوریه نیروهای ایران را میپذیرد و پایگاه میدهد، اما از روبرو شدن آنها با اسرائیل حمایت نمیکند. گاهی حتی به نظر میرسد اعلام بیطرفی میکند!

باید از همه ، حتی کسانی که با نتیجه گیری های ما موافق نیستند و مسیر درستی را که پیشنهاد کرده‌ایم (استراتژی #خارپشت) نمیپذیرند بخواهیم به پرسش ابتدای این مطلب فکر کنند و در جستجوی پاسخش باشند:

زوربازوی ایران و توان نظامی‌اش کم نیست. چرا نمیتواند در جایی که باید از آن استفاده کند(مثلا در برابر اسرائیل و طالبان و ترکیه)

چرا ایران نمیتواند نفوذ طبیعی ، خود را در کشورهای منطقه برای تلطیف رابطه با دولتهای مستقر آنها به کار گیرد؟

توانایی ایران برای تاثیرگذاری بر ساختارهای سیاسی کشورها از طریق تقویت فرقه‌ها و جناحها در آن کشورها چقدر بوده؟ چرا کسی کارنامه‌ای در این زمینه ارائه نمیکند.

چرا تاثیر اقتصادی کشور ترکیه بر عراق و سوریه (که بخشی از خاک هر دو کشور را در اشغال دارد) بسیار بیشتر از ایران است و گاه تا ۱۷ برابر هم میرسد؟

و به عنوان پرسش اصلی؛ علت بروز تاخیر در درک پدیده ها و جریان سیاست جهانی و سرگردانی در واکنش نشان دادن در برابر آنهادر کل حکومت ایران چیست؟

🆔@jameeno