جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸خط فاصله!

🖌حمیدرضا مجلسی

▫️بشار اسد برای نزدیکی و جلب همکاری و حمایت کشورهای منطقه و جهان به جهت بازسازی زیربناهای ویران شده کشورش متاسفانه مجبور است از نظام حاکم بر ایران فاصله بگیرد که نشانه های این دوری گزینی ، یکی دو سالی است که هر از گاهی هویدا می شود و البته قابل سرزنش هم نیست .
اکنون سوال این است که این چه سیاست خارجی ای است که هر دولتی در منطقه و جهان بخواهد به ایران نزدیک گردد بایستی پیه انزوا و دوری از سایر دولت ها را به جان بخرد و چنانچه بخواهد بعنوان کشوری نرمال با اغلب دولت ها علی الخصوص در منطقه خاور میانه ارتباط و همکاری گسترده داشته باشد ، ناچار به فاصله گذاری با ایران است ؟
پرسش دیگر آن است که اساسا دوستی و نزدیکی با نظام حاکم بر ایران چه مزایا ، امتیازات و منافعی برای هر دولت مفروضی دارد ؟ ظرفیت های جمهوری اسلامی برای حمایت و همکاری با سایر دولت ها ، جز برخی حمایت های امنیتی و نظامی ، چه حوزه هایی را شامل می شود ؟ از آنجا که جمهوری اسلامی از همان روز تولد ، خشت اول اصول راسیاست خارجی خود را بر مبنای نگاه و ارتباط با ملت ها (به جای دولت ها) ، کج نهاده است این دیوار نیز تا ثریای کنونی کج بالا آمده و اصولا نظام حاکم را از هرگونه استعداد و مزیت چشمگیری در همکاری و تعامل با دولت ها محروم نموده است . امروز به وضوح می توان دید که چارچوب و اصول پر هزینه و بی فایده و بی هدف تعریف شده برای سیاست خارجی نظام ، باعث شده هرگونه اتحاد ، نزدیکی و دوستی با دولت ایران برای سایر دولت ها جز هزینه بالای سیاسی و اقتصادی ، بهره و فایده دیگری نداشته باشد .
پافشاری بیش از اندازه حاکمان ایران بر مزیت امنیتی و نظامی کشور و غفلت از تقویت سایر استعداد های درونی و بالقوه ایران ، باعث شده ، نظام جمهوری اسلامی شاید در ابعاد امنیتی و نظامی بتواند همکاری های موثری با دولت های دوست خود داشته باشد کما اینکه بشار اسد را از گرداب سقوط و آشوب و دولت عراق را از جهنم جنگ داعش در فاز همکاری امنیتی و نظامی نجات داد ، اما پس از عبور از فاز نظامی و امنیتی ، دیگر استعداد و مزیتی برای ادامه تعامل و همکاری و اتحاد با آن دولت ها در سایر حوزه ها نداشته باشد .
شخص بشار اسد یا دولت عراق (یا حتی لبنان) را نمی توان بابت فاصله گرفتنشان از ایران سرزنش و آنها را به نمک نشناسی متهم کرد . عالم سیاست عالم واقعیت هاست .
اسد با حمایت های نظامی ایران و روسیه توانست در قدرت ماندگار شده و کشورش را از شر جنگ هولناک داخلی برهاند ولی اکنون او بر ویرانه ای باقیمانده از جهنم جنگ داخلی حکومت می کند و باید در اسرع وقت این ویرانه را آباد کند . نه جمهوری اسلامی در قواره ای است که بتواند یک تنه سوریه را بازسازی و آباد کند و همه سرمایه لازم را فراهم نماید و نه اسد می تواند بدون فاصله گیری از ایران ، همکاری و سرمایه گذاری سایر کشورها جهت بازسازی کشورش را فراهم آورد .
سیاست خارجی ماجراجو ، ایدئولوژیک و پرهزینه جمهوری اسلامی علی الخصوص سیاست منطقه ای مبتنی بر محور مقاومت ، ایران را به دولتی منزوی و فاقد دوست و متحدی مطمئن و قابل اعتماد در منطقه تبدیل کرده و هرچقدر هم تلاش کند با صرف هزینه های هنگفت در میدان عملیات نظامی و امنیتی ، از دولت های نزدیک خود حمایت کند ، اما نمی تواند در سایر میادین و حوزه ها مزیتی برای آن دولت ها ایجاد کرده و دوستی و اتحاد خود با آنها را حفظ کند . جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته شرایطی برای خود ایجاد کرده که هرگونه نزدیکی و دوستی با این نظام برای هر دولتی ، پرهزینه و کم دستاورد به نظر می رسد . وقت آن رسیده که نظام با ایجاد تغییرات اساسی در زیربنای سیاست خارجی خود ، به سمت جلب همکاری و تعامل همه جانبه با دولت های منطقه و جهان حرکت کرده و از راهبرد ایجاد ارتباط و همکاری با فرقه ها و محافل و گروههای داخل کشورها (به زعم خود با ملت ها) دست بردارد .

🆔 @jameeno
Forwarded from رِباط
📢شماره‌ی سوّم نشریه‌ی رِباط با موضوع روایت هزاردستان و جامعهٔ‌مدنی منتشر شد!

🔖در این شماره چه می‌خوانیم؟
🔷رباط در این شماره تلاش می‌کند به بازاندیشی تصویر جامعهٔ مدنی و عناصر آن در دهه اخیر در نسبت با جمهوری اسلامی بپردازد.

همراهان رباط در این شماره:

محمدرضا تاجیک
«نابسندگی‌های درک اصلاحات از جامعهٔ مدنی»

محمد مهدی جعفری
گفتگو درباره «زندگی و اندیشه آیت الله طالقانی»

فاطمه صادقی
گفتگو درباره کتاب «زندگی همچون سیاست»

مرحوم داود فیرحی
«بازنشر سخنران اهمیت آرا آیت الله طالقانی برای فهم جامعه امروز»

حسین نورائی نژاد
«اصلاحات و جامعه مدنی، همافزایی یا بهره کشی»

محمد ملا عباسی
گفتگو درباره «موقعیت پرابلماتیک طالقانی پس از انقلاب»

و دیگران

🔍چه‌طور از اخبار رِباط مطلع شویم؟
📌شما می‌توانید ما را در اینستاگرام و تلگرام دنبال کنید.

🗞برای خرید نشریه چه کنیم؟
📌برای دریافت نسخه‌ی فیزیکی نشریه، درگاه باسلام، دایرکت اینستاگرام و ادمین تلگرام [@Rebaatadmin]در اختیار شماست.
#اطلاع_رسانی

🔸تحریریه جامعه‌نو : پس از ۶ سال، اندیشکده مرصاد که فعالیتش عمدتا برتبیین راهبردهای امنیتی متمرکز است گزارش تحلیلی خود را که در نخستین ماههای پس از انعقاد برجام تحریر شده است انتشار عمومی داد. این گزارش که مرور آن را به همراهان توصیه میکنیم بدون اشاره مستقیم، به انعکاس بحث های حلقه‌های اندیشه‌ورز درون حکومتی میپردازد وجذابیت آن با وجود از دست دادن تاریخ مصرف در این است که همچون یک آینه دغدغه ها و کشمکشهای فکری حلقه مرکزی شکل دهنده به استراتژی امنیتی - تهاجمی بخش ایدئولوژیک حکومت را درآن مقطع منعکس میکند. مزیت اصلی آگاهی از مفاد آن در دوره کنونی ، این است که نشان میدهد عواقب و نتایج مجموعه سیاستهای منطقه‌ای کشور در آن مقطع کمابیش برای اهل فکرودغدغه حکومت شناخته شده بوده است. به عبارت دیگر ، حداقل بخشی از سیاستها و تصمیمات حکومت در زمینه چشم‌انداز امنیت ملی با خصلتی کاملا ایدئولوژیک و به دوراز منافع‌ملموس ملی، با آگاهی اتخاذ میشده است. نیمی ازگزارش کاملا خواندنی است .

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺خطاب به رئیسی و معلم تاریخش

▫️محمد کوراوند

هزار سال بعد:
ایران جاوید است،
۱۳ هزار سال تاریخ ایران پاپرجاست،
هزاران صفحه افتخار و خردمندی و فرهی به تاریخ ایران افزوده شده است،
کماکان صدها صفحه ی تاریخ از عظمت ایران باستان و سلسله تمدن ساز هخامنشی خواهد گفت،
تخت جمشید و آپادانا سرفراز پابرجاست...
و تاریخ از بزرگان دادگری خواهد گفت که ستم ناخواسته بر ملل شکست خورده را هم نمی پسندیدند و برای ملت خویش جز نیکی نمی خواستند...


اما در پیشگاه تاریخ نیم صفحه از یک برگ هم درباره روزگار شما و نسل ماست. روایتی عادلانه از یک عصر خواب آلود.
نیم صفحه اندوه، پر از درد، و افسوسی که ایرانیان آن روزگار به حال ایران امروز خواهند خورد.

" تاریخ این ایام را
هرکس که خواهد خواند
جز این سخن از ما نخواهد راند:
این نسل سردرگم
بر توسن اندیشه هاشان لنگ
فرسنگ در فرسنگ
جز سوی ترکستان نمی رانند
تاریخ پیش از خویش را باری نمی خوانند."

🆔 @jameeno
#الف

🔸روح‌ ابومصعب!

▫️شورای سردبیری: دربهارسال۸۵ ، دورهبرتروریستهای القاعده بحثی مکتوب داشتند: الظواهری معاون وجانشین بن‌لادن رهبرالقاعده، وابومصعب‌الزرقاوی رئیس شاخه عراق القاعده. عراق تحت اشغال ایالات متحده وزیرنفوذ ایران بود وداشت یک دولت دارای ساختارفرقه‌ای شکل میداد تاعراق تازه‌ای پدید آید. محوربحث اختلاف دیدگاهشان بود: ظواهری میگفت اولویت القاعده خروج آمریکایی‌هاست، زرقاوی میگفت باید بازی آنها رابه هم بزنیم وفرصت ثبات به دولت دست‌سازشان ندهیم. تاکتیک ؟ "آنقدر به شیعه ها حمله میکنیم ومیکشیم تاوادار به واکنش شوند وشروع به کشتن سنی‌هاکنندوتبدیل به جنگ داخلی شود". تاوقتی که دوسال‌بعد کشته شد، همین کار راکرد ، عراق روزخوش ندید وآن ساختارفرقه‌ای پرنقص هم جانیفتاد. هنوز هم درحال تلوخوردن است....

شگردزرقاوی دراغلب کشورهای اسلامی روش آسانی برای پیشبرد کار ورسیدن به هدف‌است. هرهدفی، وبرای تبدیل افغانستان به هاب تروریسم اسلامی بهترین روش! زرقاوی مرده، اما خلفش داعش میراث خوبی از اودارد. کشتارهای افغانستان بسیاراندیشیده برنامه ریزی شده‌است. انتظار آن میرفت.

دیروزیکی ازخوانندگان جامعه‌نو پیامی بااین مضمون فرستاده که چراحرفی تازه درباره افغانستان نمیزنید واختلاف داعش وطالبان چه تاثیری برآینده دارد... سعی میکنیم پاسخ روشن وکوتاه خدمت این خواننده ارجمندکه نگران به نظرمیرسندبدهیم.

ماهم کماکان نگران هستیم. البته جالب است که تنش درمرزآذربایجان و ترکیه که به لشگرکشی ونمایش کلفتی‌بازو کشیدآنقدر ما رانگران نمیکند تامرزشرقی که ظاهرا مرزدوستی حکومت وطالبان است! علت مشخصی دارد: تنش غربی کم جان، موقت، و ازنظر خشونت نهفته درخود درحدرقابت‌طناب‌کشی است، اماسایه جنگی‌که درشرق انتظارمان رامیکشد گسترده ، بلندمدت، ودارای حدودمبهم است که حاصلی از وجودیک نادولت درافغانستان وخصلت پیش‌بینی‌ناپذیری خطمشی تروریستی است. ارزیابی های مبتنی برتجربه را، اکنون اطلاعات تازه تائیدمیکنند.

تااین لحظه، آنچه درافغانستان‌واگذارشده به طالبان رخ داده خارج ازمحدوده پیش بینی‌ها نبوده است: افغانستان باوجود نادولت‌طالبان ، زمینه اقلیمی وجمعیتی وبافت اجتماعی، و همچنین موقعیت ژئوپولیتیک، بهترین محیط برای تحدید، زیست، وتکثیر ویروس تروریسم بنیادگرا به منظور بازآرایی منطقه وشکل دهی به آینده‌آن است. گفته بودیم چشم‌اندازاین برنامه، بر درگیر کردن ایران متمرکز وزمینه آن رویارویی فرقه‌ای به جای رقابت ایدئولوژی‌های سیاسی است. مانند پراکندن ویروس دریک جامعه نامطلوب است: کافیست تحرک اولیه ویروس رااجازه دهید، بقیه راه راخودش میرود. خشمگین کردن شیعیان چاشنی یک انفجار مخوف است که امواج‌سونامی آن ازاقیانوس هند تا کناره های مدیترانه را دربرخواهد گرفت: داستان افغانستان ومهمانان این دوره ازحکومتش فاز شروع کننده ماجرا است. پاکستان از زمین و آمریکا از آسمان این فاز را تحت کنترل دارند.

امابین طالبان وداعش تقسیم کاری محسوس وجود دارد. قبلا گفته‌ایم به اختلافات آنهانباید بهای بیش ازحد داد. توافق وهمسویی آنهامهمترازاختلاف سلایق وشیوه کارشان است: طالبان بااستفاده ازمدل اسرائیل جابجایی‌های اجباری وخشن جمعیتی بوجود می‌آورد، وداعش باحملات مستقیم وچشمگیر جمعیت شیعه رابه آستانه تحریک میراند. همان داستان زرقاوی وعراق است. تفاوتش دراین است که درعراق دنبال جنگ داخلی بودند، درافغانستان هدف نهایی، بسیار بزرگتر از راه‌انداختن جنگ داخلی است. جنگی فیصله بخش، از دیدگاه فرقه‌گرایان اسلامی ، که احتمال پریدن منطقه از روی آن بسیارکم و کشیده شدن پای ایران به آن بسیار محتمل است. اختلافات خانگی برادران تروریست آنرا ازشدت نمیاندازد: هر اندازه قدرت خالص زیردندان طالبان مزه کند وبرای حفظ حکومت از بی‌قاعدگی رفتاری وناروشنی مواضع دورشده وریزش داشته باشد، داعش وهمگنان آن رویش خواهند داشت وافغانستان بیشتر به موقعیت هاب تروریسم منطقه نزدیک خواهد شد. در آن جنگ نامنظم نهایی، هردوکنار یکدیگر خواهندبود.

درباره موضع حکومت ایران در برابر این خطر حرف تازه‌ای برای گفتن نیست: مواضع حکومت کماکان مسالمت انتقادی با طالبان و به عقل نزدیکتر از ایده های مخالفان احساساتی سیاستش بوده ، ظاهرا به تقویت مواضع دفاعی ضد تحرکات تروریستی در مرزهای شرقی ادامه میدهد، و از آن مهمتر، گرایش آشکاری به خلاص کردن گریبان خود از گرفتاری در کشورهای عربی نشان داده است. شروع گفتگو با عربستان که گویا به حضور یک هیات سعودی در تهران هم منجر شده ، و کنترل تب سخنگویان در مورد مسائل با باکو و کاهش حجم شعار درباره حضور در مرز اسرائیل نشانه‌های علنی این گرایش است. باید منتظر بمانیم مشخص شود گام هسته ای بعدی کشورچیست و چه تاثیری بر رشد جوانه تهاجم تروریستی در مرزهای شرقی خواهد داشت.

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔸جامعه به مدرسه چه نمره‌ای می‌دهد؟

🖌 اسداله شمائی

◽️مدرسه مثل نهادها و ادارات دیگر خدمت ارائه می‌دهد.آموزش و پرورش، خدمت مدرسه است. به عبارت دیگر علم و تربیت. حالا باید ببینیم آیا جامعه از خدمات مدرسه راضی است؟ جامعه وجود خارجی ندارد.این افراد هستند که وجود دارند.اگر افراد زیادی از مدرسه راضی باشند نشانهٔ این است که جامعه از مدرسه راضی است. من یک معلم ادبیات هستم و نظرسنجی نمی‌دانم. فقط نکاتی را عرض می کنم.

اگر کارکنان یک نهاد خدمت‌رسان از نهادی که در آن خدمت می‌کنند راضی نباشند و خودشان منتقدان اصلی نهاد خود باشند و خودشان خدمات ارائه شده را تخطئه کنند دیگر تکلیف جامعه روشن است.خیلی از معلمان خیلی از کتاب ها را قبول ندارند.با خیلی از محتواهای ارائه شده مخالف‌اند.اکثریت معلمان نظام آموزشی را ایدئولوژیک و به شدت سیاست زده و سطحی نگر می‌دانند و...
این ها ادعای من بر اساس مشاهدات میدانی به عنوان معلم و پدر یک دانش‌آموز مدرسه رو است.آموزش و پرورش و هر مقامی قبول ندارد با یک نظرسنجی علمی و پژوهش مستند آن را رد کند.گردن ما در مقابل حقیقت از مو باریک‌تر است.

منِ معلم منِ مدیر منِ معاون وقتی با مدرسه و نظام آموزشی و خدمات ارائه شده همدل نیستم چگونه انتظار داریم کسانی که از ما خدمت می‌گیرند راضی باشند؟ اگر شما ماشین خود را به یک تعویض روغنی ببرید و صاحب و کارکنان آن جا کیفیت روغن و خدمات آن جا را زیر سؤال ببرند چه احساسی پیدا می کنید؟

واقعاً دلم به حال جامعه می‌سوزد.به حال دانش‌آموزان و پدران و مادران می‌سوزد که چاره‌ای ندارند و علیرغم میل باطنی و از روی اجبار و از سرواکنی با بسیاری از دردسر ها و چرت و پرت‌ها و اراجیف مدرسه کنار می‌آیند و جیکشان در نمی‌آید. پدر فرزند معصوم هفت‌ساله اش را برای پیش دبستانی به مدرسه می‌برد و فرم می‌گیرد.در فرم خواسته شده اطلاعات هویتی فرزندش را بنویسد.یکی از پرسش ها این است:دین :
پدر می گوید من نمی‌دانم این دین‌اش چیست یا چه خواهد شد؟
قبل از این که معاون مدرسه چیزی بگوید یکی از والدین می‌گوید:« بنویسید اسلام»


حالا برای همه این گزاره که« نظام آموزشی ما مشکل اساسی دارد»اظهر من الشمس است . معلمان و اولیای مدرسه هم با بچه‌ها و والدین همدل‌اند.اولیای مدرسه می گویند: دست ما بسته است.بخشنامه است سند است زور است...
بچه‌ها و والدین هم می‌پذیرند یعنی شرایط معلمان و اولیای مدرسه را درک می کنند.خودشان را جای مدیر و معاون و‌ معلم می‌گذارند و می‌گویند اون بیچاره ها هم برای چندرغار مجبورند دیگه. خلاصه این می شود که همه ناراضی‌اند.

چاره چیست؟
خیلی از مسئولان می‌فرمایند نقد خالی نکن.راهکار هم نشان بده.

راهکار یا چاره یا «چه باید کرد؟»...

نهاد خدمت رسان در تمام دنیا دنبال رضایت مشتری است.مشتری راضی باشد یعنی نهاد خدمت رسان کارش را خوب انجام داده است. پس باید دنبال کسب رضایت بود

اول معلمان و مدیران و کارکنان مدارس باید راضی شوند.مگر خودتان نمی گویید این ها در صف هستند خط مقدم اند و...
معلمان فقط افزایش حقوق نمی‌خواهند.درخواست حقوق برابر با خط فقر زیاده‌خواهی نیست. معلمان و مدیران خواهان افزایش کیفیت آموزش هستند و معترض زورچپانی محتوا و برنامه ها و خط مشی های تحمیلی سرشار از جهل فروشی و تحجر هستند.مخالف تنوع مدارس و پولی کردن آموزش و... هستند.

بعد از کسب رضایت اولیای مدارس باید رضایت بچه ها و والدین بچه ها را هم به دست بیاورید. والدین در جهان مدرن زندگی می کنند‌الان قدیم نیست.برای نمونه اگر والدینی دوست دارند فرزند هفت ساله شان در یک مدرسه مختلط درس بخواند نظام آموزشی باید این حق انتخاب را به او بدهد.رضایت مشتری مهم است.


وقتی هم معلمان و اولیای مدرسه راضی شدند هم بچه ها و والدین، آن وقت است که می توانیم ادعا کنیم از جمهوری اسلامی الگوی موفقی ساختیم برای دنیا. انقلاب ۵۷ خطا نبود.شعار« استقلال آزادی جمهوری اسلامی»چیزی کم نداشت.مشکل این بود که از این شعار فقط کلمه آخر را دیدیم.آخرین کلمه به گوش ها خورد و بقیه فراموش شد.
استقلال
آزادی
جمهوری
اسلامی
چیزی درست کردیم که به قول آقای دایی بزرگوار نه م داره نه ح داره یه دونه ر هم نداره.عباس بوعذار کجا و محمدی کجا؟

🆔@jameeno
#الف

🔺« اون بنزینه که... »!

تحریریۀ جامعه‌نو: در دهۀ ۶۰ چند آدمِ مطمئن به شورای سردبیریِ روزنامۀ اطلاعات تزریق شدند. یکی از آن‌ها «سید احمد سام» بود که مدتی نفر اصلیِ شورا شد؛ یک اعجوبۀ ایدئولوژی که فکر می‌کرد اعضای تحریریه حتماً با جمهوری اسلامی مخالف‌اند و او باید جلوی موذی‌گریِ آن‌ها را در مطالب روزنامه بگیرد. یکی از شاهکارهایش که نمایانگرِ ماهیت اوست، ویرایشِ یک شعر است. روزی مرحوم ‌مسعود محمودی، از اعضای تحریریه، شعری از دختری نوجوان برای صفحۀ جوانه‌ها انتخاب کرد. این صفحه، ابتکار محمودی بود و آثاری که نوجوانان می‌فرستادند چاپ می‌کرد تا گرایش به ادبیات را بین جوانان و نوجوانان ترویج دهد. از صفحه استقبال می‌شد و سبب وحشت هر سانسورچیِ کم‌دانشی بود که می‌ترسد در قالب شعر و داستان، طعنه یا توطئه‌ای نثار جمهوری اسلامی شود!
الغرض، شعر آن دختر نوجوان بیت‌مانندی در پایان داشت که می‌گفت: «آن‌که با شب در ستیزه، اذان است و نماز است و سپیده.» این آقا، در کنکاش‌های پیگیرانه برای یافتن رگه‌های توطئه و خیانت، حدس زد کلمۀ «سپیده» حتماً به‌جای «سپیدۀ صبحگاهی»، اشاره به شورش یا کودتا یا انقلاب تازه‌ای دارد و در ویرایشِ (!) صفحۀ آمادۀ چاپ، «سپیده» را به «توحیده» تغییر داد. زورش هم زیادتر از مسئول ‌صفحه بود که می‌گفت دخترک مرا به خاطر این کار نفرین می‌کند و حتماً چشمۀ ذوقش می‌خشکد.
این جریان را برای آشنایی با فضا گفتم. اصل مطلب شاهکار دیگری است. در متنِ یک مقاله چند بار به انقلاب ایران اشاره می‌شد و نویسنده، کلمۀ اسلامی را (می‌دانم که به سهو) نیاورده بود. این جناب که بعداً به پاسِ این خدماتِ مشعشع در دفترِ لندنِ روزنامۀ اطلاعات مستقر شد، این توطئۀ خباثت‌آمیز را هم کشف کرد و به حروف‌چین گفت بعد از هر کلمۀ انقلاب، یک اسلامی بگذارد! غافل از این‌که در مقاله یک بار هم عبارت انقلاب اکتبر آمده بود و ترکیبِ مسخرۀ «انقلاب اسلامی اکتبر» تا مدت‌ها اسباب خندۀ تحریریه شد.
داستان تکیه بر یک واژه و اصرار بر جا دادنِ یک عبارتِ تأکیدی در کنار کلمه‌ای دیگر، دائماً در ایران تکرار می‌شود. یکی از موارد به‌یادمانده‌اش در اخبار تلویزیون و یک عمل جراحی در اواخر عمر مرحوم آیت‌الله خمینی بود. معلوم نیست کدام مصلحت‌اندیشِ شیرپاک‌خورده‌ای دستور داد در خبرنویسی دربارۀ این عمل جراحی، حتماً به موفقیت‌آمیز بودن آن تأکید شود. «عمل موفقیت‌آمیز» زیاد شنیده می‌شد و یک بار هم شد: «...بعد از خروج از اتاق عملِ موفقیت‌آمیز». خط‌دهندگانِ خبرنویسی دستگاه تبلیغات این جمهوری به طرز شگفت‌آوری نابغه‌اند!
تازه‌ترین خبرنویسی هنرمندانه، قضیۀ ارسال سوخت به لبنان است. آغازِ ماجرا بی‌دولتی و ورشکستگیِ لبنان بود که پول خرید سوخت نداشت. جمهوری اسلامی با ارسال سوخت از طریق حزب‌الله، با یک تیر چند نشان زد: هم اعتبار حزب‌الله را نزد غیرشیعیانِ لبنان بالا برد، هم پول رساندن به حزب‌الله را (که به دلیل تحریم‌ها فوق‌العاده مشکل شده است) آسان کرد و هم به‌جای دلار و یوروی کمیاب در دست ایران، سوختی را ارسال کرد که فروش آن به علت تحریم، بسیار مشکل است. مکانیسم اِعلامی نیز همین را نشان می‌دهد: طبق اخبار رسمی، این سوخت فروخته شده است و آن را تجّار لبنانی خریده‌اند و پولش را هم به لیرِ لبنان می‌دهند. ساده‌ترین پوشش است بر این‌که سوخت به حزب‌الله داده شده است تا توزیع کند و بهرۀ سیاسی ببرد و پولِ آن را هم به زخمِ گرفتاری‌هایش بزند. تنها مشکلی که این وسط به ذهن رسیده، افکار عمومی داخلی است که در فضای نه گفتن به غزه و لبنان است و باید «یک‌جور‌ی» به آن جهت داد. این بار، کلمۀ نجات‌بخش عبارت «فروخته شده» است! امکان ندارد خبرِ رسیدنِ سوخت به لبنان و شادیِ مردمِ آن و ناکامیِ آمریکا پخش شود و هر جا عبارت «سوخت ایران» می‌آید در وسطش یک زائدۀ ناچسبِ «خریداری شده از» نیاورند. البته این تأکید فراوان و زور زدن و قسم خوردن، خودش گویای اصل ماجراست: حکومت نگران است بخش اعظم جامعه، این کمک به حزب‌الله را نپذیرد و البته، نگرانی بی‌موردی نیست.
فقط آمریکا به "فروخته شده به" ونزوئلا، واسرائیل به"خریداری شده از" ایران برای لبنان گیرنمیدهند و زهرشان را نخواهند ریخت، حتی ایرانیان هم به شیوۀ کمک‌های خارجیِ ایران معترض‌اند. شایدسوخت دادن به این‌وآن به مصلحت سیاست خارجی باشد اماهمراه آن خوب است به فکرتوجیه بهتر جامعه، امنیت بنزینی امروز وسوخت نیرو گاه‌ها درزمستان هم باشیم.

از واکنشِ جامعه نسبت به ولخرجی‌ها واهمه است؟ خب بهتر است تجدیدنظری در علایق حکومتی شود. موقعیتِ منطقه شکننده و روابط خارجی‌ ایران از آن هم نااستوارتر است. به‌زودی دورۀ آزمایشِ وفای دوستانِ در زمان ضربه دشمنان فرا می‌رسد و در آن روز، باید دید توصیف اوضاع با کدام کلمات اضافی همراه می‌شود!

🆔 @jameeno