جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف

🔹فقط اراده کن!

▫️تحریریۀ جامعه نو: احتمالاً از تصویرِ پیوستِ این الف تعجب می‌کنید؛ یعنی دربارۀ چنین موردِ محرزی حرف بزنیم؟ بدیهی بودنِ این حکم حکمتی دارد؟ شبیه این نصیحت نیست که «قبولی در کنکور ارادۀ جدی می‌خواهد و دانش‌آموزی که سرسختی و ارادۀ کافی داشته باشد نتیجه می‌گیرد». هر چند که بی‌شک قصارگویی‌هایی چنین، خالی از فایده‌اند ولی گاه سادگی و معصومیتِ آن‌ها مسئلۀ مخوفی را پنهان می‌کند. حکمی که از توییتر نقل کرده‌ایم چنین خوفی دارد. «اراده»ای که در بستر سیاسی از آن سخن می‌رود، ارادۀ‌ نامیمونی است که مانند درختی مسموم، میوه‌ای تلخ می‌دهد. حکمتِ نهفتۀ آن، یک اراده‌گرایی نهفته فاشیستی است! یک دعوت سیاسیِ منحط که به دموکراسی ختم نمی‌شود!

خوانندگان آگاه‌اند که هرچند «جامعه نو» فعالیت‌های خرده‌روشنفکری را در رویارویی‌های روزانه با بلاهت‌ها و خباثت‌های حکومت مفید می‌داند اما خودش متمرکز بر این است که بر خاکسترِ حکومت فعلی، سرنوشتِ مردمِ کشور چه می‌شود. اگر جملۀ قصاری از خرده‌متفکرانی مثل این، نظرمان را می‌گیرد، به خاطر رابطه‌اش با همین مسئله است؛ در پسِ سادگی آن، دعوت به شورشِ کور موج می‌زند و بن‌مایۀ آن صرفاً دعوت به براندازیِ زورمحورِ حکومت فعلی نیست بلکه یک نظمِ اراده‌گرایانۀ جدید در پسابراندازی است که تکرارِ داستانِ از چاله به چاه افتادن است.

اراده، کلمه‌ای خوش‌آهنگ است با معنایی مثبت اما اراده‌گرایی (در فلسفه و علوم سیاسی) طریقی است در مقابل تعقل و خردگرایی. نزد ما، جنبشِ اراده‌گرا مشابه جنبش‌های چریکیِ دهۀ پنجاه است و دولتِ اراده‌گرا هم نظامِ پل‌پوت یا حتی همین حکومت ایران که حکمرانیِ خردمندانه را تحقیر می‌کند و اراده‌گرایانه، نقشۀ مهندسیِ رفتار اجتماعی، طرح تحول و جهت‌دهیِ فرهنگی، برنامۀ اصلاحات اقتصادی از طریق جراحی و توهم پیروزی در نبردهای مذهبی، از ذهنش بیرون می‌زند. خرده‌روشنفکران نیز در همین طریق‌اند. در تعیین فرجامِ کشور و عبور از وضعیت بی‌ثبات کنونی، اراده را از هر وسیله‌ای مهم‌تر می‌دانند که نتیجه‌اش می‌شود توصیه و تکیه بر کاربرد زور و روبرو کردنِ ارادۀ ملت با ارادۀ حکومت. سادگیِ مضری است! گاه ساده کردنِ صورت‌مسئلۀ سیاست، ملت‌ها را به طریق ناصواب می‌کشد؛ این افکار که «هرکس» زودتر بجنبد و اراده داشته باشد، زودتر بساط سلطانی را به‌هم‌می‌ریزد و شاه می‌شود، کمابیش در همۀ ما هست اما اهل تعقل به آن مهمیز می‌زنند و بی خیالِ سودای سواری با خر شیطان می‌شوند.


🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
#الف

🔸با همین فرمان!

▫️شورای سردبیری: با وخیم‌تر شدنِ موقعیت بین‌المللی ایران همۀ ما بر مسائل سیاست خارجی کشور متمرکز شده‌ایم. بااین‌حال سرازیریِ بحرانیِ وضعیت داخلی، نظرها را به داخل و نتایج سیاست‌های حکومت در برابر تحرکِ بی‌وقفۀ اجتماع نیز می‌کشاند. دربارۀ بحران داخلی کم‌حرف نزده‌ایم اما وخامت روزافزون رابطۀ مردم ـ حکومت، مستلزمِ نگاه دوباره است.

هر سه پارامتر عمدۀ روزگار مردم، ثبات حکومت و پیوستگی ملی، رو به ریزش و وخامت‌اند. توانایی مردم برای تحمل فشارها به حوزۀ معیشت‌پایه منتقل شده و به آستانۀ انفجار رسیده است. حکومت بی تعادل است و ترکیبی از گیرافتادگیِ منطقه‌ای و جهانی با بلاتکلیفیِ سیاست داخلی، آن را فلج و بی‌ثبات کرده است (آن‌قدر که نمی‌داند باید دربارۀ برجام توافق کند یا نه، خودروها را قرعه‌کشی کند یا نه، بازار ارز را رها کند یا نه و...) و از جنبۀ ملی نیز کشور در وضعیتی است که بعید نیست دستخوشِ هرج‌ومرجِ ناشی از فروپاشیِ قدرت مرکزی شود و به ورطۀ شورش، بی‌قانونی، بی‌حکومتی، جنگ شهری و انقلاب دچار شود. امروز با عنایتی به دو پارامتر نخست، بر سومین مورد یعنی فروریختگی ملی تمرکز می‌کنیم.

مراد از فروریختگی ملی، رویارویی با وضعیتی است که ناتوانیِ حکومت در ادارۀ معقول کشور، به بی‌تأثیری و بلاتکلیفی و ناتوانی در اعمال نظم، بی‌ثباتی و در نهایت سقوط منجر می‌شود؛ درحالی‌که هنوز بدیلِ معقولِ منطقی برای حفظ نظم عمومی پیدا نشده است. این معمولاً وضعیتِ گذار از حکومت‌های توتالیتر و فردمحور است که مهم‌ترین ویژگیِ پایانی‌اش، خلأ یک‌بارۀ قدرت مرکزی است. در وضعیت خلأ قدرت، امکان تأثیرِ همۀ خرده‌مراکزِ قدرت، یک‌باره چندبرابر می‌شود و این خرده‌مراکز، برای پر کردنِ حجمِ بیشتری از خلأ پیش‌آمده، به تکاپو می‌افتند. طیفی از رخدادهای نامیمون، از تجزیۀ کشور و جنگ داخلی(حداکثر) تا انحلال سیستمِ بوروکراتیک و سرگردانیِ مردم(حد اقل)، نتیجۀ این موقعیت گذار است.


🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔹ویرانه‌های دلالی

🔺شماره بیست‌و‌پنجم مجله‌ی مروارید
با موضوع«دلالی» منتشر شد.

پرونده‌های زیر را در این شماره بخوانید:

▫️پرونده گروه اندیشه: دلالی معرفت
نویسندگان
کبوتر ارشدی(دبیر) ایمان گنجی
حسین شهرابی/ ریحانه نامدار/ آرمان اسعد
محمدکریم آسایش/ وحیدالدین بزرگ‌تبار
وحید آقاجانی/ مجتبی میثمی/ مجیدفنایی

▫️پرونده گروه جامعه: مانده برجا ننگ دلالی
نویسندگان:
ترانه ‌بنی‌یعقوب (دبیر) کمال اطهاری
مریم طالشی/ مجید احمدی‌نیا / یوسف حیدری
کاوه مظفری/ سکینه عرب‌نژاد
امیرعباس کلهر/ مهرداد گریوانی/ محمدرضا نیک‌نژاد

▫️پرونده گروه هنر: غارت سانتیمانتال
نویسندگان:
مرجان صائبی(دبیر) ناصر زرافشان
صالح نجفی/ شروین طاهری
نسترن عیسی‌زاده / علی گلستانه /
ایلیاد موسوی/ نیما میرابی / سینا زرین‌جوی/ الهام احمدپور

▫️صاحب امتیاز و مدیر مسئول: گیتا علی‌آبادی
سردبیر: پژمان موسوی
مدیر هنری: امیر علایی
دبیر عکس: آرش خاموشی

🆔 @jameeno
🔸«تجربه» تازه با تصویر جلدی از گلی امامی روی پیشخوان

▫️شماره‌ی نهمِ دوره‌ی جدید مجله‌ی «تجربه» با تصویر جلدی از «گلی امامی» نویسنده و مترجمِ صاحب‌سبک و صفحاتی درباره‌ی زندگی و زمانه‌ی پروانه اعتمادی نقاشِ شهیرِ ایرانی منتشر شد.

در این شماره می‌خوانید:

▫️گفت‌و‌گوی ویژه: گفت‌وگو با گلی امامی، از سال‌های دور تا امروز

▫️چهره‌ی‌ماه: گفتگو با پروانه اعتمادی، صفحاتی درباره‌ی زندگی و زمانه‌ی پروانه اعتمادی با آثار و گفتاری از توکا ملکی، علی بختیاری، مهرنوش علی‌مددی، محمودرضا بهمن‌پور، صفا قاسمی، آرمان خلعتبری، اشکان فروتن و بهمن کیارستمی.

▫️ادبیات: گفتگو با سنان أنطون نویسنده‌ی عراقی درباره‌ی کارنامه‌ی ادبی‌اش، پرونده‌ای درباره‌ی کتاب «بند‌ها»، همراه با گفتگویی با امیرمهدی حقیقت مترجمِ کتاب، گفت‌وگو با یوسف علیخانی درباره‌ی کتابِ «زاهو»، یادداشتی از حسین سناپور درباره‌ی رمانِ «رد گردنبند بر گردن دوشیزگان»، مروری بر کتاب‌های ماهِ ادبیات همراه با گزارشی از نمایشگاه بین‌المللیِ کتاب

▫️کتاب‌خانه: گفت‌وگو با «عباس مخبر» درباره‌ی کتابِ «سفر قهرمان» زندگی و آثار جوزف کمبل، گفت‌وگو با علیرضا امیرحاجبی و انگیزه‌ی انتشار کتابِ «مواجهه با سکوت»، پرونده‌ای درباره کتابِ «دیوان سلطان احمد جلایر» به همراه گفت‌وگو با دکتر علی فردوسی و دکتر ساناز رجبیان و یادداشت‌هایی از امیر یوسفی و فریدون مجلسی

▫️موسیقی: گفتگو با فردین خلعتبری و رامین صدیقی درباره‌ی آلبوم «گاه فراموشی»

▫️سینمای ایران: پرونده‌ای درباره‌ی تعطیلی پی در پی سالن‌های سینما در ایران با آثار و گفتاری از احمد طالبی نژاد، آران جاویدانی، هارون یشایایی، امیر حسین علم‌الهدی، اسماعیل هویدا و سعید مروتی، صفحاتی درباره‌ی حضور ایران در جشنواره‌ی کن به همراه یادداشت‌هایی از پوریا ذوالفقاری و مجتبی اسکندری

▫️سینمای جهان: پرونده‌ای درباره‌ی تلخ و شیرینِ سینمای دیجیتالی، صفحاتی درباره‌ی سریال «خاندان اژدها»

▫️تئاتر: پرونده‌‌ای درباره‌ی آنچه این روزها بر صحنه‌ی تئاتر ایران می‌گذرد

▫️تجسمی: نگاهی به نمایشگاه «بر باد رفته» در کارخانه قند کهریزک با آثار و گفتاری از پویا آریانپور، محمدرضا مریدی، حافظ روحانی، مریم مجد، کاوه خورابه و حسن عشایری، صفحاتی درباره‌ی نمایشگاه «بی‌چهره» با یادداشت‌ها و گفتارهایی از امیر نصری، محمود محرومی، فرهاد گاوزن، حسین گنجی، شیما باباجانی، رضا باباجانی، عالیه عطایی و حسین محسنی

▫️مطالعات ایرانی: / گفت‌وگو با حسین اسماعیلی استاد دانشگاه و ایران شناس مقیم پاریس، گفت‌وگو با مهدی کیوانی تاریخ‌نگار و اصفهان‌شناس، وارثانِ زعفران و نمک: یادداشت-گزارشی دنباله‌دار از علی اتحاد

▫️به همراه یادداشت‌ها و گفتارهایی از فرشین کاظمی‌نیا، شهرداد میرزایی و علی همدانی…

▫️عکس روی جلد: مهدی حسنی

▫️مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد.

🆔 @jameeno

https://s6.uupload.ir/files/img_20220622_183423_787_lj4y.jpg
#الف

🔹درست می‌گفتند؟

▫️تحریریۀ جامعه‌نو: ظاهراوضاع حاکی است حکومت ایران بعد از شکستن کمر اقتصاد وتورم فزاینده، وآقای بایدن هم به خاطر تورم فزاینده ،دنبال توافقند. هردو به یک دلیل به توافق فوری نیاز دارند! وجهی تازه از بلایی که سیاست میتواند برسراقتصاد بیاورد، و یا برعکس گره آن را بگشاید. اقتصادقربانی هست، اما اردنگی‌های جانانه هم به اهل سیاست میزند!

اگر کسی ایرانِ امروز را با اتحاد شوروی سال‌های نیمۀ دومِ دهۀ هشتاد میلادی مقایسه کند و موقعیت‌شان را یکسان بیابد به خطا نرفته است: یک نظامِ ‌باوربنیانِ ورشکستۀ سیاسی و اقتصادی، که عده‌ای پیرمردِ کهنه‌پرستِ کم‌سوادِ دنیاندیده ولجباز، یافته‌هایی قطعی را که حاکی از عقب‌افتادگیِ کشور است نفی می‌کنند و معتقدند اتحاد شوروی ابرقدرتِ اول جهان است، نامرادیِ مردم نتیجۀ تبلیغات دشمن وتنبلیِ خودشان است واقتصادِ کمونیستی کماکان نجات‌بخشِ کشور و حلّالِ همۀ مشکلات خواهد بود. باتوهماتِ آن پیرمردها، در کمتر ازپنج سال اتحاد شوروی منحل شد و همۀ آن پیرمردها رفتند پی کارشان. سرنوشتِ ما نیز همین است!

مشابهت‌های دیگری هم وجود داشت. اول اینکه اقتصاددانان و عناصرِ دنیادیدۀ آن حزب، درست مثل اقتصاددانانِ ایران و برخی مقامات حکومت فهمیده بودند بحرانِ کشور خیلی عمیق است و رو به فروپاشی می‌رود. جالب است که اقتصاددانانِ روس هم مثل همتایانِ ایرانیِ خود دو دسته بودند. برخی از آن‌ها مثل اقتصاددانانِ دولتِ کنونیِ ایران، متوهمان یا حزبی‌های حقه‌بازی بیش نبودند. آن اواخر ایگور لیگاچف عضو برجستۀ حزب و دولت می‌گفت علت عقب‌ماندگیِ روسیه این است که مردم به‌جای رفتن به مزرعه و جمع‌کردنِ سیب‌زمینی‌ها، بحث سیاسی می‌کنند! نسخۀ روسیِ ایرانِ کنونی، ۳۵سالِ پیش!

اما به‌هرحال نمی‌توان دهانِ اقتصاددانان را گِل گرفت. همان‌طور که سران شوروی نمی‌توانستند، حکومت ایران هم نمی‌تواند هرچند به اقتصاددانان چنگ و دندان نشان دهد. در ایران تعداد اقتصاددانانِ فهیمِ شرافتمند از اقتصادخوانده‌های نان‌به‌نرخ‌روز‌خورِ حکومتی یافرصت‌طلب خیلی بیشتر است. نمونه‌اش همین۶۱ اقتصاددانی هستند که اخیراً دربارۀ اقتصاد کشورهشدار داده و البته فحش خورده‌اند. برخی از آن‌ها را هم ترساندند که باید امضایشان را پس بگیرند.

اما مصیبتِ مردم و اقتصاددانانِ ایران فقط چنگ و دندان نیست؛ تخطئۀ از سوی همکارانشان نیز هست؛ آن هم نه به دلایل علمی و با استدلال‌های اقتصادی، که با لگدهای سیاسی صنفی و مثلاً با این مضمون که مسئولِ وضعیت فعلی همین عده‌اند! استدلال را ببینید: «...نوع نگاه دوستان دربارۀ تحریم‌ها و فتف هنوز مثل ده سال قبل است. تصور می‌کنند تحریم‌ها به دلایل سیاسی امنیتی وضع شده‌اند و اگر مثلاً سیاستمدار «زورآزمایی در عرصۀ بین‌المللی» نکند لابد تحریم‌ها هم رفع می‌شود.... در عمل منظورشان از رفع تحریم چیست؟ هرگز به یک پاسخِ نسبتاً هماهنگ دربارۀ معنای «رفع» و «تحریم» نمی‌رسید که نسبتِ حداقلی با واقعیات روى زمین داشته باشد! ...مادامی‌که نفهمیم تحریم به دلایل اقتصادی (عموماً ژئواکونومى) وضع شده و مذاکره و یا مقاومت در مقابل آن‌هم در درجۀ اول امرى است اقتصادی و نه سیاسی ـ امنیتی ـ هسته‌ای، فرمان دادنِ ما به سیاستمدار، دردی دوا نمی‌کند...»

همسو شدنِ این‌گونه منتقدان باکیهان نشان می‌دهد گیرِ اصلی آن ۶۱ نفر کجاست. اشکال آنها این است که گفته‌اند مشکلِ اقتصادِ ایران در اصل در بخشِ سیاسی است و توصیۀ اصلی‌شان این است که برای رهاندنِ گریبانِ اقتصادِ کشور ومردم از دست تحریم‌ها، باید به مصالحه‌ای سیاسی با دنیا رضایت داد. کاری هم به بقیۀ تحلیل‌ها و حرف‌ها وتوصیه‌های آن‌ها ندارند. اما گویا حالا،حکومت دارد به نصیحت آنها گوش میدهد.

مصیبت ایرانی‌ها همین‌جاست. حکومت اقتصاددانی می‌خواهد که راه‌حل‌های سیاست‌زدایی شده ارائه کند: برای کاهش تورم باید بودجه را کنترل کرد، خصوصی‌سازی کرد، با رانت‌جویی مقابله کرد و... توصیه‌هایی درست هستند اما کامل، نه! برای حکومتی که در خوش‌بینانه‌ترین قضاوت، اقتصاد کشور را گروگانِ توهمات سیاسی خود کرده و از پا انداخته، مردم وکشور را فقیر و درمانده کرده و چشم‌اندازهای دهشت‌بار در برابر مردمان و کشور قرار داده است، نمی‌توان دستورالعملِ اقتصادی نوشت و به سیاست‌هایش کاری نداشت. اگر بتوان سیاست‌های حکومت ایران را منظومه‌ای دانست، نقطۀ کانونی آن، سیاست امنیت ملیِ حکومت است که بر منازعه‌جوییِ همه‌جانبه با جهانِ غرب استوار است و تحریم‌ها دستاورد همین سیاست هستند. کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و تا این منازعه پایان نیابد، سیاست‌های اقتصادی به‌عنوان تابع متغیر اصلی، راه به‌جایی نخواهند برد. آن اقتصاددان‌ها تنش‌زدایی ومعاملۀ شرافتمندانه‌ای برای پایان تحریم‌ها راتوصیه کرده بودند.
انشاء.... واقعا عقل به خرج بدهند!

🆔 @jameeno
#الف

🔸رخنه!

▫️شورای سردبیری: بعد از جنگ جهانی دوم، بریتانیا دوباره با اتحاد شوروی دشمن و بازیگرِ جنگ سرد شد اما چند نفر از عناصر برجستۀ بورژوازی آن در رفاقت با شوروی کمونیست جاماندند؛ حلقۀ‌کمبریج، گروه پنج نفره‌ای از نجیب‌زادگانِ انگلیسی که گرایش به کمونیسم سبب شد در دلِ وزارت خارجه و سرویس‌های جاسوسی و ضدجاسوسیِ بریتانیا اما در خدمتِ سرویسِ جاسوسیِ شوروی موسوم به کا‌گ‌ب باشند. در نهایت لو رفتند و از هم پاشیدند. برخی به شوروی گریختند، برخی در برابر اعتراف بخشیده شدند و دربارۀ برخی از آن‌ها، شکارچیان جاسوس‌ها هرگز مدرکی پیدا نکردند. سِر راجر هالیس رئیس ام‌آی۵ (سرویس ضدجاسوسی) تا زمانِ بازنشستگی سر جایش نشسته بود و تحقیقات حتی پس از مرگش ادامه یافت ولی معلوم نشد جاسوس بود یا نه!

اعضای گروه جداگانه کار می‌کردند ولی از دور مواظب هم بودند. وقتی انگلیسی‌ها پی بردند دانالد مک‌لین، کارمند ارشد اطلاعاتی‌شان در سفارت واشنگتن، جاسوسِ روس‌هاست و او را احضار کردند، دوستان (گویا کیم فیلبی که رئیس میز روسیه در سرویس ضدجاسوسی بود) آگاهش کردند تا بگریزد.

از این داستان‌ها بسیار داشتند و سی‌سال مواظب یکدیگربودند اما وجهی از کارِ آن‌ها بسیار دیدنی بود. سَرجاسوس‌های روس در مقر کاگ‌ب نشسته و به خاطرِ داشتنِ جاسوسان متعدد، «نشانی عوضی» طراحی می‌کردند. می‌توانستند از اطلاعات طوری استفاده کنند که انگلیسی‌ها هنگام جستجوی سرنخ‌های جاسوسی، سرنخی پیدا کنند که آن‌ها را پی نخود سیاه و یا سوزن در انبار کاه بفرستد. سِر آنتونی بلانت (ماشاءالله همه‌شان هم سِر و نجیب‌زاده و جزو «خواص» بودند!) تا زمانی که فرتوت نشده بود و زندانی کردنش تف سربالا بود، به جاسوس بودن اعتراف نکرد و کیم فیلبی (که در دنیای جاسوسان، ابرجاسوس خوانده می‌شود) همیشه آماده بود جواب‌ها وتوجیهاتی ارائه کند (می‌دانست چه پرسش‌هایی در راه است!) که از او رفع اتهام می‌شد. آخرین دفعه که یک همکار را فرستادند بیروت تا از او دوستانه بازجویی کند، شبانه سوار کشتیِ باریِ روس شد و به شوروی رفت که همچون یک قهرمانِ جنگ از او استقبال کردند. به‌اصطلاح ما، شیرتوشیری بود که نفوذِ گسترده و سطح بالای کاگ‌ب در کاسۀ اینتلیجنت‌سرویس و ام‌آی۵ گذاشته بود. وقتی به یک سرویسِ جاسوسی رخنه شود و آنجا دنبالِ جاسوسِ یک سرویسِ دیگر بگردند، می‌شود کارِ جستجو را یا به بن‌بست کشاند و یا محیلانه‌تر، نگاه‌ها را معطوف به اشخاصی کرد که جاسوس نیستند.

طولانی می‌شود ولی این را هم اضافه کنیم که شگردِ دیگر کاگ‌ب برای فرستادنِ انگلیسی‌ها پی نخود سیاه، جاسوس‌های دوجانبه و پناهنده‌ها بودند. جاسوس‌های دوجانبه‌ را چنان تغذیه و دست‌پر می‌کردند که لابه‌لای اطلاعاتِ واقعی، سرنخِ دروغینی هم بافته‌شده باشد و جاسوس‌گیرها را دنبال اشخاص دیگر بفرستد. گاهی هم مأموران کاگ‌ب تقاضای پناهندگی در غرب می‌کردند و در انبانِ پر و مملو از اطلاعاتِ آن‌ها، باز هم نشانیِ عوضی بود! مأموران ضدجاسوسی بریتانیا مدتی طولانی معاون ام‌آی ۵ را تعقیب و مراقبت کردند تا نقطۀ ارتباط او با روس‌ها را پیدا کنند ولی به‌جایی نرسیدند چون دنبال سرنخ عوضی رفته بودند!

این حقه‌بازی‌ها آن‌قدر گسترده بود که از طریق جاسوس‌های انگلیسی، آمریکایی‌ها هم آسیب می‌دیدند. ادگار هوور رئیس مخوفِ اف‌بی‌آی و جیمز انگلتون رئیس ضدجاسوسی سی‌آی‌ای در جستجوی جاسوسانِ فرضی، در سازمان‌های خود یک تصفیۀ گسترده راه انداختند و چون معلوم بود هنوز رخنه‌ای هست، با کارکنان خود رفتار دیوانه‌واری داشتند: کاملاً از روس‌های عاقل، بازی خورده بودند.

این داستان‌ها ربطی به کشور ما ندارد و فقط می‌خواهیم درس‌هایی بگیریم. حلقۀ نفوذیِ کمبریج، آقازاده و از فرزندان خانواده‌های اشرافی بودند. کسی در اعتقاد و وفاداریِ عمیقشان به علیاحضرت ملکه شک نداشت،اماعقیده‌شان عوض شده بود. روس‌ها آن‌ها را با پول، زن و شراب نفریفته بودند. آدم‌های ما که باده پنهان می‌خورند و آن‌طرفِ مرز از بوی فواحشِ عریان، مست و مشغول عقده‌گشایی می‌شوند، صد پله از جوانانِ مؤمن به مرام کمونیسم در کمبریج دهۀ سیِ قرن پیش آسیب‌پذیرترند. فلاکتِ اطلاعاتیِ کنونی کشور نتیجۀ بی‌بصیرتیِ حکومت در ترجیحِ مدح‌گویانِ قدرت به وفادارانِ آب‌وخاک و ملیت است. مسلماً ما از پشت پرده چیزی نمی‌دانیم و هیچ‌ برکنارشده و برآمده‌ای برایمان با دیگری تفاوت ندارد اما حدس می‌زنیم رخنه آن‌قدر عمیق است و موش‌ها آن‌قدر پرتعدادند که رقبایی که حکومت (با دست‌ودل‌بازی) در منطقه برای کشور فراهم کرده (و به‌ویژه اسرائیل) می‌توانند هر شگردِ موذیانه‌ای را اجرا و هر فکرِ منحرفی را تلقین و هر عملیاتِ چندلایۀ آسیب‌زننده‌ای را طراحی کنند. یکی از آن‌ها، تزریقِ سم به بخشی از پیکرۀ اطلاعاتی است که از رگِ دلخواه به مغز و قلب می‌رسد!

🆔 @jameeno
# توئیتر_جامعه_نو
#الف

🔸خارپشت، بی متحد!

▫️تحریریۀ جامعه نو: اگر ایرانی‌ها بخواهند راه درستی برای تعیین تکلیف خود در خاورمیانه پیدا کنند و بفهمند چه باید بکنند، لازم است به‌جای کشورهای واقع در غرب ایران و قلب خاورمیانه، به شرق کشور نگاه کنند. به منطقه‌ای که در آن، کشورها متحدان خود را به‌صورت طبیعی انتخاب می‌کنند و نه با وهم و خیالِ عقیدتی! در شرق ایران، پاکستان و افغانستان و هند قرار دارند؛ در دوردست نیز چین است! چین متحدِ طبیعیِ پاکستان است و هند متحدِ طبیعیِ افغانستان. خلاصه بگوییم که پاکستان از هند جدا شده است و دشمنیِ آن‌ها هرگز از بین نرفته است. هر دو در مسابقۀ تسلیحاتی به بمب اتم دست‌یافته‌اند و رقابتِ سابقه‌دارِ دو کشورِ بزرگِ چین و هند سبب شده است چین متحدِ طبیعیِ پاکستان بشود. در رقابتِ استراتژیک با پاکستان نیز، هند افغانستان را به‌عنوان متحدِ طبیعیِ خود برگزیده است. این بلوک‌بندی، نتیجۀ ضرورت‌هایی تاریخی و تا حدی جبر جغرافیای انسانی بوده است. وضعیت اکنون به‌گونه‌ای است که هم پاکستان و هم چین، در اتخاذ سیاست‌هایی که به امنیت ملی آن‌ها مربوط می‌شود، این اتحادِ طبیعی را مؤلفۀ تغییرناپذیر و دائمی می‌دانند. حتی افزایشِ حضورِ اقتصادیِ چین در پاکستان نه مسبب، بلکه نتیجۀ این اتحاد طبیعی سیاسی است.

▫️از متن: برخلاف مقدماتِ نظریۀ تنهاییِ استراتژیک که سرزمین ایران و حاکمانش را در طول تاریخ و به خاطر جغرافیای آن تنها می‌یابد و معتقد است به‌این‌علت ایران نمی‌تواند متحد استواری داشته باشد، قرار گرفتنِ پیش‌فرض‌ها و آمال ایدئولوژیک (یک مذهب به ایدئولوژی تبدیل شده) به‌عنوان عمده‌ترین پیشرانۀ حکومت و کشور، ایران را به کوچۀ پیچ‌واپیچِ بن‌بستی کشانده که پیمایشِ آن چهل سال طول کشیده و کشور را از ظرفیت مشارکت در بازی‌های متنوع سیاست جهانی باز داشته و تنها ساخته است: آزادسازیِ سرزمین فلسطین از دست اشغالگران که در سال‌های نخستِ این چهار دهه به نام مردم ایران سند زده شد، همان کاسه‌ای است که «علت تاکتیکی» در آن تکوین یافته است. آن آرمانِ تقریباً جهانیِ دهۀ۶۰ و هفتادِ قرن پیش (حمایت از حق فلسطینیان) در دستانِ حکومتِ برآمده از انقلاب ایران، همچون یک خمیرِ بازی به کار گرفته شد تا بر مبنای آن، سیاست خارجی و در نهایت استراتژیِ امنیت ملی ایران به‌غلط شکل بگیرد. البته درست مثل خمیرهای بازی که بعد از مدتی کهنه و فاسد می‌شوند و انعطاف از دست می‌دهند و فقط شکلِ ظاهری‌شان حفظ می‌شود، آویزۀ فلسطین نیز به گردنِ حکومت ایران زنگ زده و خرد شده است (که موضوع اصلیِ بحث ما نیست) اما کماکان پیکرۀ سیاست خارجیِ کشور را بر آن استوار می‌سازد. مخلوقی عجیب که روکشِ همان ایدئولوژیِ برآمده از مذهب است. نتایجِ وخیمِ آن را برای منافع ملی و سرنوشت کشور در مجموعه مطالبِ «استراتژی #خارپشت» توصیف کرده‌ایم.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
👍1