جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
🔸«تجربه» تازه با تصویر جلدی از گلی امامی روی پیشخوان

▫️شماره‌ی نهمِ دوره‌ی جدید مجله‌ی «تجربه» با تصویر جلدی از «گلی امامی» نویسنده و مترجمِ صاحب‌سبک و صفحاتی درباره‌ی زندگی و زمانه‌ی پروانه اعتمادی نقاشِ شهیرِ ایرانی منتشر شد.

در این شماره می‌خوانید:

▫️گفت‌و‌گوی ویژه: گفت‌وگو با گلی امامی، از سال‌های دور تا امروز

▫️چهره‌ی‌ماه: گفتگو با پروانه اعتمادی، صفحاتی درباره‌ی زندگی و زمانه‌ی پروانه اعتمادی با آثار و گفتاری از توکا ملکی، علی بختیاری، مهرنوش علی‌مددی، محمودرضا بهمن‌پور، صفا قاسمی، آرمان خلعتبری، اشکان فروتن و بهمن کیارستمی.

▫️ادبیات: گفتگو با سنان أنطون نویسنده‌ی عراقی درباره‌ی کارنامه‌ی ادبی‌اش، پرونده‌ای درباره‌ی کتاب «بند‌ها»، همراه با گفتگویی با امیرمهدی حقیقت مترجمِ کتاب، گفت‌وگو با یوسف علیخانی درباره‌ی کتابِ «زاهو»، یادداشتی از حسین سناپور درباره‌ی رمانِ «رد گردنبند بر گردن دوشیزگان»، مروری بر کتاب‌های ماهِ ادبیات همراه با گزارشی از نمایشگاه بین‌المللیِ کتاب

▫️کتاب‌خانه: گفت‌وگو با «عباس مخبر» درباره‌ی کتابِ «سفر قهرمان» زندگی و آثار جوزف کمبل، گفت‌وگو با علیرضا امیرحاجبی و انگیزه‌ی انتشار کتابِ «مواجهه با سکوت»، پرونده‌ای درباره کتابِ «دیوان سلطان احمد جلایر» به همراه گفت‌وگو با دکتر علی فردوسی و دکتر ساناز رجبیان و یادداشت‌هایی از امیر یوسفی و فریدون مجلسی

▫️موسیقی: گفتگو با فردین خلعتبری و رامین صدیقی درباره‌ی آلبوم «گاه فراموشی»

▫️سینمای ایران: پرونده‌ای درباره‌ی تعطیلی پی در پی سالن‌های سینما در ایران با آثار و گفتاری از احمد طالبی نژاد، آران جاویدانی، هارون یشایایی، امیر حسین علم‌الهدی، اسماعیل هویدا و سعید مروتی، صفحاتی درباره‌ی حضور ایران در جشنواره‌ی کن به همراه یادداشت‌هایی از پوریا ذوالفقاری و مجتبی اسکندری

▫️سینمای جهان: پرونده‌ای درباره‌ی تلخ و شیرینِ سینمای دیجیتالی، صفحاتی درباره‌ی سریال «خاندان اژدها»

▫️تئاتر: پرونده‌‌ای درباره‌ی آنچه این روزها بر صحنه‌ی تئاتر ایران می‌گذرد

▫️تجسمی: نگاهی به نمایشگاه «بر باد رفته» در کارخانه قند کهریزک با آثار و گفتاری از پویا آریانپور، محمدرضا مریدی، حافظ روحانی، مریم مجد، کاوه خورابه و حسن عشایری، صفحاتی درباره‌ی نمایشگاه «بی‌چهره» با یادداشت‌ها و گفتارهایی از امیر نصری، محمود محرومی، فرهاد گاوزن، حسین گنجی، شیما باباجانی، رضا باباجانی، عالیه عطایی و حسین محسنی

▫️مطالعات ایرانی: / گفت‌وگو با حسین اسماعیلی استاد دانشگاه و ایران شناس مقیم پاریس، گفت‌وگو با مهدی کیوانی تاریخ‌نگار و اصفهان‌شناس، وارثانِ زعفران و نمک: یادداشت-گزارشی دنباله‌دار از علی اتحاد

▫️به همراه یادداشت‌ها و گفتارهایی از فرشین کاظمی‌نیا، شهرداد میرزایی و علی همدانی…

▫️عکس روی جلد: مهدی حسنی

▫️مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد.

🆔 @jameeno

https://s6.uupload.ir/files/img_20220622_183423_787_lj4y.jpg
#الف

🔹درست می‌گفتند؟

▫️تحریریۀ جامعه‌نو: ظاهراوضاع حاکی است حکومت ایران بعد از شکستن کمر اقتصاد وتورم فزاینده، وآقای بایدن هم به خاطر تورم فزاینده ،دنبال توافقند. هردو به یک دلیل به توافق فوری نیاز دارند! وجهی تازه از بلایی که سیاست میتواند برسراقتصاد بیاورد، و یا برعکس گره آن را بگشاید. اقتصادقربانی هست، اما اردنگی‌های جانانه هم به اهل سیاست میزند!

اگر کسی ایرانِ امروز را با اتحاد شوروی سال‌های نیمۀ دومِ دهۀ هشتاد میلادی مقایسه کند و موقعیت‌شان را یکسان بیابد به خطا نرفته است: یک نظامِ ‌باوربنیانِ ورشکستۀ سیاسی و اقتصادی، که عده‌ای پیرمردِ کهنه‌پرستِ کم‌سوادِ دنیاندیده ولجباز، یافته‌هایی قطعی را که حاکی از عقب‌افتادگیِ کشور است نفی می‌کنند و معتقدند اتحاد شوروی ابرقدرتِ اول جهان است، نامرادیِ مردم نتیجۀ تبلیغات دشمن وتنبلیِ خودشان است واقتصادِ کمونیستی کماکان نجات‌بخشِ کشور و حلّالِ همۀ مشکلات خواهد بود. باتوهماتِ آن پیرمردها، در کمتر ازپنج سال اتحاد شوروی منحل شد و همۀ آن پیرمردها رفتند پی کارشان. سرنوشتِ ما نیز همین است!

مشابهت‌های دیگری هم وجود داشت. اول اینکه اقتصاددانان و عناصرِ دنیادیدۀ آن حزب، درست مثل اقتصاددانانِ ایران و برخی مقامات حکومت فهمیده بودند بحرانِ کشور خیلی عمیق است و رو به فروپاشی می‌رود. جالب است که اقتصاددانانِ روس هم مثل همتایانِ ایرانیِ خود دو دسته بودند. برخی از آن‌ها مثل اقتصاددانانِ دولتِ کنونیِ ایران، متوهمان یا حزبی‌های حقه‌بازی بیش نبودند. آن اواخر ایگور لیگاچف عضو برجستۀ حزب و دولت می‌گفت علت عقب‌ماندگیِ روسیه این است که مردم به‌جای رفتن به مزرعه و جمع‌کردنِ سیب‌زمینی‌ها، بحث سیاسی می‌کنند! نسخۀ روسیِ ایرانِ کنونی، ۳۵سالِ پیش!

اما به‌هرحال نمی‌توان دهانِ اقتصاددانان را گِل گرفت. همان‌طور که سران شوروی نمی‌توانستند، حکومت ایران هم نمی‌تواند هرچند به اقتصاددانان چنگ و دندان نشان دهد. در ایران تعداد اقتصاددانانِ فهیمِ شرافتمند از اقتصادخوانده‌های نان‌به‌نرخ‌روز‌خورِ حکومتی یافرصت‌طلب خیلی بیشتر است. نمونه‌اش همین۶۱ اقتصاددانی هستند که اخیراً دربارۀ اقتصاد کشورهشدار داده و البته فحش خورده‌اند. برخی از آن‌ها را هم ترساندند که باید امضایشان را پس بگیرند.

اما مصیبتِ مردم و اقتصاددانانِ ایران فقط چنگ و دندان نیست؛ تخطئۀ از سوی همکارانشان نیز هست؛ آن هم نه به دلایل علمی و با استدلال‌های اقتصادی، که با لگدهای سیاسی صنفی و مثلاً با این مضمون که مسئولِ وضعیت فعلی همین عده‌اند! استدلال را ببینید: «...نوع نگاه دوستان دربارۀ تحریم‌ها و فتف هنوز مثل ده سال قبل است. تصور می‌کنند تحریم‌ها به دلایل سیاسی امنیتی وضع شده‌اند و اگر مثلاً سیاستمدار «زورآزمایی در عرصۀ بین‌المللی» نکند لابد تحریم‌ها هم رفع می‌شود.... در عمل منظورشان از رفع تحریم چیست؟ هرگز به یک پاسخِ نسبتاً هماهنگ دربارۀ معنای «رفع» و «تحریم» نمی‌رسید که نسبتِ حداقلی با واقعیات روى زمین داشته باشد! ...مادامی‌که نفهمیم تحریم به دلایل اقتصادی (عموماً ژئواکونومى) وضع شده و مذاکره و یا مقاومت در مقابل آن‌هم در درجۀ اول امرى است اقتصادی و نه سیاسی ـ امنیتی ـ هسته‌ای، فرمان دادنِ ما به سیاستمدار، دردی دوا نمی‌کند...»

همسو شدنِ این‌گونه منتقدان باکیهان نشان می‌دهد گیرِ اصلی آن ۶۱ نفر کجاست. اشکال آنها این است که گفته‌اند مشکلِ اقتصادِ ایران در اصل در بخشِ سیاسی است و توصیۀ اصلی‌شان این است که برای رهاندنِ گریبانِ اقتصادِ کشور ومردم از دست تحریم‌ها، باید به مصالحه‌ای سیاسی با دنیا رضایت داد. کاری هم به بقیۀ تحلیل‌ها و حرف‌ها وتوصیه‌های آن‌ها ندارند. اما گویا حالا،حکومت دارد به نصیحت آنها گوش میدهد.

مصیبت ایرانی‌ها همین‌جاست. حکومت اقتصاددانی می‌خواهد که راه‌حل‌های سیاست‌زدایی شده ارائه کند: برای کاهش تورم باید بودجه را کنترل کرد، خصوصی‌سازی کرد، با رانت‌جویی مقابله کرد و... توصیه‌هایی درست هستند اما کامل، نه! برای حکومتی که در خوش‌بینانه‌ترین قضاوت، اقتصاد کشور را گروگانِ توهمات سیاسی خود کرده و از پا انداخته، مردم وکشور را فقیر و درمانده کرده و چشم‌اندازهای دهشت‌بار در برابر مردمان و کشور قرار داده است، نمی‌توان دستورالعملِ اقتصادی نوشت و به سیاست‌هایش کاری نداشت. اگر بتوان سیاست‌های حکومت ایران را منظومه‌ای دانست، نقطۀ کانونی آن، سیاست امنیت ملیِ حکومت است که بر منازعه‌جوییِ همه‌جانبه با جهانِ غرب استوار است و تحریم‌ها دستاورد همین سیاست هستند. کشور در وضعیت جنگی قرار دارد و تا این منازعه پایان نیابد، سیاست‌های اقتصادی به‌عنوان تابع متغیر اصلی، راه به‌جایی نخواهند برد. آن اقتصاددان‌ها تنش‌زدایی ومعاملۀ شرافتمندانه‌ای برای پایان تحریم‌ها راتوصیه کرده بودند.
انشاء.... واقعا عقل به خرج بدهند!

🆔 @jameeno
#الف

🔸رخنه!

▫️شورای سردبیری: بعد از جنگ جهانی دوم، بریتانیا دوباره با اتحاد شوروی دشمن و بازیگرِ جنگ سرد شد اما چند نفر از عناصر برجستۀ بورژوازی آن در رفاقت با شوروی کمونیست جاماندند؛ حلقۀ‌کمبریج، گروه پنج نفره‌ای از نجیب‌زادگانِ انگلیسی که گرایش به کمونیسم سبب شد در دلِ وزارت خارجه و سرویس‌های جاسوسی و ضدجاسوسیِ بریتانیا اما در خدمتِ سرویسِ جاسوسیِ شوروی موسوم به کا‌گ‌ب باشند. در نهایت لو رفتند و از هم پاشیدند. برخی به شوروی گریختند، برخی در برابر اعتراف بخشیده شدند و دربارۀ برخی از آن‌ها، شکارچیان جاسوس‌ها هرگز مدرکی پیدا نکردند. سِر راجر هالیس رئیس ام‌آی۵ (سرویس ضدجاسوسی) تا زمانِ بازنشستگی سر جایش نشسته بود و تحقیقات حتی پس از مرگش ادامه یافت ولی معلوم نشد جاسوس بود یا نه!

اعضای گروه جداگانه کار می‌کردند ولی از دور مواظب هم بودند. وقتی انگلیسی‌ها پی بردند دانالد مک‌لین، کارمند ارشد اطلاعاتی‌شان در سفارت واشنگتن، جاسوسِ روس‌هاست و او را احضار کردند، دوستان (گویا کیم فیلبی که رئیس میز روسیه در سرویس ضدجاسوسی بود) آگاهش کردند تا بگریزد.

از این داستان‌ها بسیار داشتند و سی‌سال مواظب یکدیگربودند اما وجهی از کارِ آن‌ها بسیار دیدنی بود. سَرجاسوس‌های روس در مقر کاگ‌ب نشسته و به خاطرِ داشتنِ جاسوسان متعدد، «نشانی عوضی» طراحی می‌کردند. می‌توانستند از اطلاعات طوری استفاده کنند که انگلیسی‌ها هنگام جستجوی سرنخ‌های جاسوسی، سرنخی پیدا کنند که آن‌ها را پی نخود سیاه و یا سوزن در انبار کاه بفرستد. سِر آنتونی بلانت (ماشاءالله همه‌شان هم سِر و نجیب‌زاده و جزو «خواص» بودند!) تا زمانی که فرتوت نشده بود و زندانی کردنش تف سربالا بود، به جاسوس بودن اعتراف نکرد و کیم فیلبی (که در دنیای جاسوسان، ابرجاسوس خوانده می‌شود) همیشه آماده بود جواب‌ها وتوجیهاتی ارائه کند (می‌دانست چه پرسش‌هایی در راه است!) که از او رفع اتهام می‌شد. آخرین دفعه که یک همکار را فرستادند بیروت تا از او دوستانه بازجویی کند، شبانه سوار کشتیِ باریِ روس شد و به شوروی رفت که همچون یک قهرمانِ جنگ از او استقبال کردند. به‌اصطلاح ما، شیرتوشیری بود که نفوذِ گسترده و سطح بالای کاگ‌ب در کاسۀ اینتلیجنت‌سرویس و ام‌آی۵ گذاشته بود. وقتی به یک سرویسِ جاسوسی رخنه شود و آنجا دنبالِ جاسوسِ یک سرویسِ دیگر بگردند، می‌شود کارِ جستجو را یا به بن‌بست کشاند و یا محیلانه‌تر، نگاه‌ها را معطوف به اشخاصی کرد که جاسوس نیستند.

طولانی می‌شود ولی این را هم اضافه کنیم که شگردِ دیگر کاگ‌ب برای فرستادنِ انگلیسی‌ها پی نخود سیاه، جاسوس‌های دوجانبه و پناهنده‌ها بودند. جاسوس‌های دوجانبه‌ را چنان تغذیه و دست‌پر می‌کردند که لابه‌لای اطلاعاتِ واقعی، سرنخِ دروغینی هم بافته‌شده باشد و جاسوس‌گیرها را دنبال اشخاص دیگر بفرستد. گاهی هم مأموران کاگ‌ب تقاضای پناهندگی در غرب می‌کردند و در انبانِ پر و مملو از اطلاعاتِ آن‌ها، باز هم نشانیِ عوضی بود! مأموران ضدجاسوسی بریتانیا مدتی طولانی معاون ام‌آی ۵ را تعقیب و مراقبت کردند تا نقطۀ ارتباط او با روس‌ها را پیدا کنند ولی به‌جایی نرسیدند چون دنبال سرنخ عوضی رفته بودند!

این حقه‌بازی‌ها آن‌قدر گسترده بود که از طریق جاسوس‌های انگلیسی، آمریکایی‌ها هم آسیب می‌دیدند. ادگار هوور رئیس مخوفِ اف‌بی‌آی و جیمز انگلتون رئیس ضدجاسوسی سی‌آی‌ای در جستجوی جاسوسانِ فرضی، در سازمان‌های خود یک تصفیۀ گسترده راه انداختند و چون معلوم بود هنوز رخنه‌ای هست، با کارکنان خود رفتار دیوانه‌واری داشتند: کاملاً از روس‌های عاقل، بازی خورده بودند.

این داستان‌ها ربطی به کشور ما ندارد و فقط می‌خواهیم درس‌هایی بگیریم. حلقۀ نفوذیِ کمبریج، آقازاده و از فرزندان خانواده‌های اشرافی بودند. کسی در اعتقاد و وفاداریِ عمیقشان به علیاحضرت ملکه شک نداشت،اماعقیده‌شان عوض شده بود. روس‌ها آن‌ها را با پول، زن و شراب نفریفته بودند. آدم‌های ما که باده پنهان می‌خورند و آن‌طرفِ مرز از بوی فواحشِ عریان، مست و مشغول عقده‌گشایی می‌شوند، صد پله از جوانانِ مؤمن به مرام کمونیسم در کمبریج دهۀ سیِ قرن پیش آسیب‌پذیرترند. فلاکتِ اطلاعاتیِ کنونی کشور نتیجۀ بی‌بصیرتیِ حکومت در ترجیحِ مدح‌گویانِ قدرت به وفادارانِ آب‌وخاک و ملیت است. مسلماً ما از پشت پرده چیزی نمی‌دانیم و هیچ‌ برکنارشده و برآمده‌ای برایمان با دیگری تفاوت ندارد اما حدس می‌زنیم رخنه آن‌قدر عمیق است و موش‌ها آن‌قدر پرتعدادند که رقبایی که حکومت (با دست‌ودل‌بازی) در منطقه برای کشور فراهم کرده (و به‌ویژه اسرائیل) می‌توانند هر شگردِ موذیانه‌ای را اجرا و هر فکرِ منحرفی را تلقین و هر عملیاتِ چندلایۀ آسیب‌زننده‌ای را طراحی کنند. یکی از آن‌ها، تزریقِ سم به بخشی از پیکرۀ اطلاعاتی است که از رگِ دلخواه به مغز و قلب می‌رسد!

🆔 @jameeno
# توئیتر_جامعه_نو
#الف

🔸خارپشت، بی متحد!

▫️تحریریۀ جامعه نو: اگر ایرانی‌ها بخواهند راه درستی برای تعیین تکلیف خود در خاورمیانه پیدا کنند و بفهمند چه باید بکنند، لازم است به‌جای کشورهای واقع در غرب ایران و قلب خاورمیانه، به شرق کشور نگاه کنند. به منطقه‌ای که در آن، کشورها متحدان خود را به‌صورت طبیعی انتخاب می‌کنند و نه با وهم و خیالِ عقیدتی! در شرق ایران، پاکستان و افغانستان و هند قرار دارند؛ در دوردست نیز چین است! چین متحدِ طبیعیِ پاکستان است و هند متحدِ طبیعیِ افغانستان. خلاصه بگوییم که پاکستان از هند جدا شده است و دشمنیِ آن‌ها هرگز از بین نرفته است. هر دو در مسابقۀ تسلیحاتی به بمب اتم دست‌یافته‌اند و رقابتِ سابقه‌دارِ دو کشورِ بزرگِ چین و هند سبب شده است چین متحدِ طبیعیِ پاکستان بشود. در رقابتِ استراتژیک با پاکستان نیز، هند افغانستان را به‌عنوان متحدِ طبیعیِ خود برگزیده است. این بلوک‌بندی، نتیجۀ ضرورت‌هایی تاریخی و تا حدی جبر جغرافیای انسانی بوده است. وضعیت اکنون به‌گونه‌ای است که هم پاکستان و هم چین، در اتخاذ سیاست‌هایی که به امنیت ملی آن‌ها مربوط می‌شود، این اتحادِ طبیعی را مؤلفۀ تغییرناپذیر و دائمی می‌دانند. حتی افزایشِ حضورِ اقتصادیِ چین در پاکستان نه مسبب، بلکه نتیجۀ این اتحاد طبیعی سیاسی است.

▫️از متن: برخلاف مقدماتِ نظریۀ تنهاییِ استراتژیک که سرزمین ایران و حاکمانش را در طول تاریخ و به خاطر جغرافیای آن تنها می‌یابد و معتقد است به‌این‌علت ایران نمی‌تواند متحد استواری داشته باشد، قرار گرفتنِ پیش‌فرض‌ها و آمال ایدئولوژیک (یک مذهب به ایدئولوژی تبدیل شده) به‌عنوان عمده‌ترین پیشرانۀ حکومت و کشور، ایران را به کوچۀ پیچ‌واپیچِ بن‌بستی کشانده که پیمایشِ آن چهل سال طول کشیده و کشور را از ظرفیت مشارکت در بازی‌های متنوع سیاست جهانی باز داشته و تنها ساخته است: آزادسازیِ سرزمین فلسطین از دست اشغالگران که در سال‌های نخستِ این چهار دهه به نام مردم ایران سند زده شد، همان کاسه‌ای است که «علت تاکتیکی» در آن تکوین یافته است. آن آرمانِ تقریباً جهانیِ دهۀ۶۰ و هفتادِ قرن پیش (حمایت از حق فلسطینیان) در دستانِ حکومتِ برآمده از انقلاب ایران، همچون یک خمیرِ بازی به کار گرفته شد تا بر مبنای آن، سیاست خارجی و در نهایت استراتژیِ امنیت ملی ایران به‌غلط شکل بگیرد. البته درست مثل خمیرهای بازی که بعد از مدتی کهنه و فاسد می‌شوند و انعطاف از دست می‌دهند و فقط شکلِ ظاهری‌شان حفظ می‌شود، آویزۀ فلسطین نیز به گردنِ حکومت ایران زنگ زده و خرد شده است (که موضوع اصلیِ بحث ما نیست) اما کماکان پیکرۀ سیاست خارجیِ کشور را بر آن استوار می‌سازد. مخلوقی عجیب که روکشِ همان ایدئولوژیِ برآمده از مذهب است. نتایجِ وخیمِ آن را برای منافع ملی و سرنوشت کشور در مجموعه مطالبِ «استراتژی #خارپشت» توصیف کرده‌ایم.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید
👍1
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺به نام خداوند بخشنده مهربان و درهم کوبنده‌ی ستمگران
به نام انسانیت
به نام ایران

▫️از : یک شهروند ایرانی
▫️به : مسئولان استانی جمهوری اسلامی
▫️موضوع: هشدار

▫️با سلام
احتراما به شما یاداوری می شود: در حالی که حاکمیت جامعه مسئولیت حفظ جان تک تک مردم را بر عهده دارد و از نظر خداوند قادر متعال کشتن یک انسان بی گناه به اندازه ی کشتن تمام انسان ها نکوهیده است آمار مرگ مردم ایران در شیوع ویروس کووید ۱۹، تصادفات رانندگی و حوادث کار و خشونت ها و اعتراضات و اعدام ها به صورت آشکار و انکارناپذیری نشان می دهد که بسیاری از ایرانیان تاکنون به علت ضعف های ساختاری و اشتباهات سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند یا در صف خسارت بار مرگ زودهنگام قرار دارند.
به شما یاداوری می شود : اگرچه بنیانگذاران جمهوری اسلامی با قول های رسیدن همه ی مردم ایران به حقشان و تحقق مقام انسانیت به قدرت رسیده اند و شما نیز با تایید مکرر و صریح بنیانگذاران جمهوری اسلامی برای مسئولیت در جمهوری اسلامی گزینش شده اید فقر و فساد و بی عدالتی و دروغ و ریاکاری و انواع مفاسد اقتصادی و سیاسی مردم کشورمان را گرفتار کرده و رضایتمندی آنها را تحت تاثیرات مخربی قرار داده و حس خوشبختی و پیشرفت را از اکثریت مردم کشورمان گرفته است.
به شما یاداوری می شود : وظیفه دارید از مشکلات و مطالبات اکثریت مردم رنج کشیده ی ایران آگاه شوید که خواهان تغییر وضعیت وخیم و مرگبار موجود کشورمان هستند و تغییر وضعیت موجود بدون مبارزه ای انقلابی با جهل و ترس و استبداد و ریاکاری امکان پذیر نمی شود.
بنابراین به شما موکدا توصیه می شود : در اولین قدم از ترس و ریاکاری و عوام فریبی دوری کنید موضع خود را مشخص سازید و وضعیت وخیم و مرگبار موجود و خطر طوفان خشم و خشونت را به مسئولان بالاتر گزارش دهید و مذاکره مستقیم در جهت پایان دادن به دشمنی با آمریکا و رفع تحریم ها ، مبارزه با فساد ، گذار به یک دموکراسی واقعی و برگزاری انتخابات آزاد را مطالبه و عملیاتی نمایید یا از مقام مسئولیت خود استعفا دهید.
به شما موکدا یاداوری می شود : تاریخ ظلم ستیز، روند سریع پیشرفت دانش و آگاهی روزافزون مردم و جهانی شدن نشان می دهد که بدون تردید ، به هر حال و به زودی نقطه عطفی در جهت آزادی ایران به وجود خواهد آمد و نظام ایران عزیز با کمک جامعه‌ی رو به تعالی جهانی به هوشمندی عظیمی خواهد رسید و مسئولان را برای هر آنچه در جهت جان و رضایتمندی مردم کرده و نکرده اند مورد قضاوت قرار خواهد داد.
به شما هشدار داده می شود: وضعیت بسیار نامطلوب اقتصادی تحمیل شده بر مردم ایران، اعتراضات رو به گسترش اخیر و اتفاقات ناگواری که هر روز ازگوشه و کنار کشورمان به گوش می رسد هم بار دیگر یاداوری میکند: وضعیت مردم ایران به شکل روشن و انکارناپذیر وخیم و مرگبار است و هر گونه بی تفاوتی و ترس و انفعال مسئولان به عنوان تداوم ریاکاری و گمراهی با ستمگران به حساب می آید.
امید است به آگاهی برسید، احترام خود را حفظ کنید و مورد بخشش خداوند و مردم حق طلب، رنج کشیده و عزادار کشورمان قرار گیرید.
با سپاس
*این نامه به بهتر شدن از سوی آگاهان و شجاعان و ارسال به مسئولان استانی جمهوری اسلامی نیاز دارد.
*پیشنهاد می شود استانداران و معاونان ایشان و مدیران ادارات و هر مدیری که بیش از ۵ برابر پایه حقوق کارگر از دولت دریافت می کند به عنوان مخاطب این نامه شناخته شود.
*از تمام چهره های معروف و محبوب در خواست می شود به محور بیان مشکلات و اتحاد مردم ایران تبدیل شوند چون یاری مردم ستمدیده ی ایران مسلما پس از آگاهی و آزادی به معیاری مهم برای محبوبیت تبدیل خواهد شد.
*از رسانه درخواست می شود که در این شرایط وخیم و مرگبار از ترس و خودسانسوری دوری کنند و به وظیفه ی انسانی خود عمل نمایند.
*از معلمان درخواست می شود که به ما شهروندان ایران درس آگاهی و آزادیخواهی و اتحاد بیاموزید.

🆔 @jameeno
#الف

🔸انگشتِ سفیدبرفی!

▫️تحریریۀ جامعه نو: اگر کسی بپذیرد تسلطِ طالبان بر افغانستان نقشۀ رذیلانۀ اتاق‌فکرِ استراتژیست‌های دیا و نسا در وزارت دفاع ایالات متحده برای ایجاد یک هابِ تروریسمِ کنترل‌شده در غرب آسیا نیست و صرفاً نتیجۀ شکست آمریکا از طالبان و تمایلش به خلاص شدن از باتلاقِ افغانستان بوده است، میتواندگمان کند اهداف امروز آمریکا در منطقۀ ما، همان اهدافِ رسمی و اعلام‌شدۀ کاخ سفید است. اما در واقع چنین نیست. نه آن تغییر عجیب در افغانستان نتیجۀ شعور کسی مثل ترامپ بود و نه این تحولات عجیب بین اعراب و اسرائیل، ایدۀ بایدن. او به خاورمیانه می‌آید که با دعای خیر تحولی را که پنتاگون ارکستراسیون آن را پس از شکست داعش انجام داد، کاملاً رونمایی کند: سمفونیِ سفیدبرفی و هفت‌کوتوله!

دربارۀ آنچه در خاورمیانه و زیرِ دماغ حکومت ما جریان دارد بارها مطالبی نوشته‌ایم و مَخلَصِ کلام این‌که (به دلایل مختلف) یک انتگراسیونِ سیاسی ـ نظامی بین اعراب و اسرائیل رخ داده و در حد نمایش و شعار هم نیست و نتایج عملی برای منطقه خواهد داشت. آخرین بار گفتیم ایالات‌متحده در حال ایجاد یک جبهه و سپر عربی برای حفاظتِ طولانی‌مدت از منافع خود و اسرائیل است و (بر اساس اطلاعات افشاشده) بناست مدیریت این جبهه با اسرائیل باشد. رونماییِ رسمیِ کنونی از طرح یک ساختارِ دفاعیِ مشترکِ هوایی، پردۀ دوم از عملیاتی است که شاملِ نزدیکیِ دیپلماتیک و ایجاد پیوندهای اقتصادیِ هر چند محدود (تا امروز حدود ۳میلیارد دلار) است.

حالا مسئله این است که پردۀ سوم این ماجرا چیست و چقدر گسترده است؟ آن سپر عربی که فروردین ماه گفتیم، در قالب یکپارچگیِ دفاع هواییِ اعراب و اسرائیل در حال وقوع است. منطقاً برای کاراییِ آن ستادهای مشترکِ عملیات و برنامه‌ریزی نیاز است و ابعاد فنیِ چنین کاری مستلزمِ نه فقط پیچ کردن، که جوش خوردنِ دستگاه‌های نظامی به یکدیگر است. به‌عبارت‌دیگر این باید یک پیوندِ استراتژیک باشد و نه یک ماجراجوییِ تاکتیکی. ما طبق عادت، این نزدیکی‌ها و پیوندها را تبلیغاتی و برای ترساندنِ ایران می‌دانیم، درحالی‌که مدت‌هاست کار از مرحلۀ حرف و تبلیغات گذشته و اسرائیلی‌ها در امارات حضور نظامی دارند و همین یک ساعت پیش هم آلون بن‌داوود خبرنگار اسرائیلی فاش کرد محمد بن‌سلمان و نخست‌وزیرِ اسرائیل در شهر نئوم دیدار کرده‌اند. آخرین هفت‌کوتوله نیز با سفیدبرفی روی‌هم ریخته‌ است!

حالا سؤال این است که آیا جنگ خواهد شد؟ آیا ایران می‌تواند سیاستِ نه جنگ نه مذاکره را ادامه دهد (مذاکراتِ تاکتیکی با برخی کشورهای عرب، تغییری راهبردی در بطن خود ندارند) و در زمینۀ توسعۀ نظامی کارِ خودش را بکند و در مواقع خاص و رسیدن به پیچ‌های تند، سرعتش را کم و مذاکره‌ای هم بکند؟ تجربه (تا امروز) می‌گوید می‌تواند.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید