#الف
🔸خارپشت، بی متحد!
▫️تحریریۀ جامعه نو: اگر ایرانیها بخواهند راه درستی برای تعیین تکلیف خود در خاورمیانه پیدا کنند و بفهمند چه باید بکنند، لازم است بهجای کشورهای واقع در غرب ایران و قلب خاورمیانه، به شرق کشور نگاه کنند. به منطقهای که در آن، کشورها متحدان خود را بهصورت طبیعی انتخاب میکنند و نه با وهم و خیالِ عقیدتی! در شرق ایران، پاکستان و افغانستان و هند قرار دارند؛ در دوردست نیز چین است! چین متحدِ طبیعیِ پاکستان است و هند متحدِ طبیعیِ افغانستان. خلاصه بگوییم که پاکستان از هند جدا شده است و دشمنیِ آنها هرگز از بین نرفته است. هر دو در مسابقۀ تسلیحاتی به بمب اتم دستیافتهاند و رقابتِ سابقهدارِ دو کشورِ بزرگِ چین و هند سبب شده است چین متحدِ طبیعیِ پاکستان بشود. در رقابتِ استراتژیک با پاکستان نیز، هند افغانستان را بهعنوان متحدِ طبیعیِ خود برگزیده است. این بلوکبندی، نتیجۀ ضرورتهایی تاریخی و تا حدی جبر جغرافیای انسانی بوده است. وضعیت اکنون بهگونهای است که هم پاکستان و هم چین، در اتخاذ سیاستهایی که به امنیت ملی آنها مربوط میشود، این اتحادِ طبیعی را مؤلفۀ تغییرناپذیر و دائمی میدانند. حتی افزایشِ حضورِ اقتصادیِ چین در پاکستان نه مسبب، بلکه نتیجۀ این اتحاد طبیعی سیاسی است.
▫️از متن: برخلاف مقدماتِ نظریۀ تنهاییِ استراتژیک که سرزمین ایران و حاکمانش را در طول تاریخ و به خاطر جغرافیای آن تنها مییابد و معتقد است بهاینعلت ایران نمیتواند متحد استواری داشته باشد، قرار گرفتنِ پیشفرضها و آمال ایدئولوژیک (یک مذهب به ایدئولوژی تبدیل شده) بهعنوان عمدهترین پیشرانۀ حکومت و کشور، ایران را به کوچۀ پیچواپیچِ بنبستی کشانده که پیمایشِ آن چهل سال طول کشیده و کشور را از ظرفیت مشارکت در بازیهای متنوع سیاست جهانی باز داشته و تنها ساخته است: آزادسازیِ سرزمین فلسطین از دست اشغالگران که در سالهای نخستِ این چهار دهه به نام مردم ایران سند زده شد، همان کاسهای است که «علت تاکتیکی» در آن تکوین یافته است. آن آرمانِ تقریباً جهانیِ دهۀ۶۰ و هفتادِ قرن پیش (حمایت از حق فلسطینیان) در دستانِ حکومتِ برآمده از انقلاب ایران، همچون یک خمیرِ بازی به کار گرفته شد تا بر مبنای آن، سیاست خارجی و در نهایت استراتژیِ امنیت ملی ایران بهغلط شکل بگیرد. البته درست مثل خمیرهای بازی که بعد از مدتی کهنه و فاسد میشوند و انعطاف از دست میدهند و فقط شکلِ ظاهریشان حفظ میشود، آویزۀ فلسطین نیز به گردنِ حکومت ایران زنگ زده و خرد شده است (که موضوع اصلیِ بحث ما نیست) اما کماکان پیکرۀ سیاست خارجیِ کشور را بر آن استوار میسازد. مخلوقی عجیب که روکشِ همان ایدئولوژیِ برآمده از مذهب است. نتایجِ وخیمِ آن را برای منافع ملی و سرنوشت کشور در مجموعه مطالبِ «استراتژی #خارپشت» توصیف کردهایم.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔸خارپشت، بی متحد!
▫️تحریریۀ جامعه نو: اگر ایرانیها بخواهند راه درستی برای تعیین تکلیف خود در خاورمیانه پیدا کنند و بفهمند چه باید بکنند، لازم است بهجای کشورهای واقع در غرب ایران و قلب خاورمیانه، به شرق کشور نگاه کنند. به منطقهای که در آن، کشورها متحدان خود را بهصورت طبیعی انتخاب میکنند و نه با وهم و خیالِ عقیدتی! در شرق ایران، پاکستان و افغانستان و هند قرار دارند؛ در دوردست نیز چین است! چین متحدِ طبیعیِ پاکستان است و هند متحدِ طبیعیِ افغانستان. خلاصه بگوییم که پاکستان از هند جدا شده است و دشمنیِ آنها هرگز از بین نرفته است. هر دو در مسابقۀ تسلیحاتی به بمب اتم دستیافتهاند و رقابتِ سابقهدارِ دو کشورِ بزرگِ چین و هند سبب شده است چین متحدِ طبیعیِ پاکستان بشود. در رقابتِ استراتژیک با پاکستان نیز، هند افغانستان را بهعنوان متحدِ طبیعیِ خود برگزیده است. این بلوکبندی، نتیجۀ ضرورتهایی تاریخی و تا حدی جبر جغرافیای انسانی بوده است. وضعیت اکنون بهگونهای است که هم پاکستان و هم چین، در اتخاذ سیاستهایی که به امنیت ملی آنها مربوط میشود، این اتحادِ طبیعی را مؤلفۀ تغییرناپذیر و دائمی میدانند. حتی افزایشِ حضورِ اقتصادیِ چین در پاکستان نه مسبب، بلکه نتیجۀ این اتحاد طبیعی سیاسی است.
▫️از متن: برخلاف مقدماتِ نظریۀ تنهاییِ استراتژیک که سرزمین ایران و حاکمانش را در طول تاریخ و به خاطر جغرافیای آن تنها مییابد و معتقد است بهاینعلت ایران نمیتواند متحد استواری داشته باشد، قرار گرفتنِ پیشفرضها و آمال ایدئولوژیک (یک مذهب به ایدئولوژی تبدیل شده) بهعنوان عمدهترین پیشرانۀ حکومت و کشور، ایران را به کوچۀ پیچواپیچِ بنبستی کشانده که پیمایشِ آن چهل سال طول کشیده و کشور را از ظرفیت مشارکت در بازیهای متنوع سیاست جهانی باز داشته و تنها ساخته است: آزادسازیِ سرزمین فلسطین از دست اشغالگران که در سالهای نخستِ این چهار دهه به نام مردم ایران سند زده شد، همان کاسهای است که «علت تاکتیکی» در آن تکوین یافته است. آن آرمانِ تقریباً جهانیِ دهۀ۶۰ و هفتادِ قرن پیش (حمایت از حق فلسطینیان) در دستانِ حکومتِ برآمده از انقلاب ایران، همچون یک خمیرِ بازی به کار گرفته شد تا بر مبنای آن، سیاست خارجی و در نهایت استراتژیِ امنیت ملی ایران بهغلط شکل بگیرد. البته درست مثل خمیرهای بازی که بعد از مدتی کهنه و فاسد میشوند و انعطاف از دست میدهند و فقط شکلِ ظاهریشان حفظ میشود، آویزۀ فلسطین نیز به گردنِ حکومت ایران زنگ زده و خرد شده است (که موضوع اصلیِ بحث ما نیست) اما کماکان پیکرۀ سیاست خارجیِ کشور را بر آن استوار میسازد. مخلوقی عجیب که روکشِ همان ایدئولوژیِ برآمده از مذهب است. نتایجِ وخیمِ آن را برای منافع ملی و سرنوشت کشور در مجموعه مطالبِ «استراتژی #خارپشت» توصیف کردهایم.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
خارپشت، بی متحد!
اگر ایرانیها بخواهند راه درستی برای تعیین تکلیف خود در خاورمیانه پیدا کنند و بفهمند چه باید بکنند، لازم است بهجای کشورهای واقع در غرب ایران و قلب خاورمیانه، به شرق کشور نگاه کنند. به منطقهای که در آن، کشورها متحدان خود را بهصورت طبیعی انتخاب میکنند…
👍1
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🔺به نام خداوند بخشنده مهربان و درهم کوبندهی ستمگران
به نام انسانیت
به نام ایران
▫️از : یک شهروند ایرانی
▫️به : مسئولان استانی جمهوری اسلامی
▫️موضوع: هشدار
▫️با سلام
احتراما به شما یاداوری می شود: در حالی که حاکمیت جامعه مسئولیت حفظ جان تک تک مردم را بر عهده دارد و از نظر خداوند قادر متعال کشتن یک انسان بی گناه به اندازه ی کشتن تمام انسان ها نکوهیده است آمار مرگ مردم ایران در شیوع ویروس کووید ۱۹، تصادفات رانندگی و حوادث کار و خشونت ها و اعتراضات و اعدام ها به صورت آشکار و انکارناپذیری نشان می دهد که بسیاری از ایرانیان تاکنون به علت ضعف های ساختاری و اشتباهات سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند یا در صف خسارت بار مرگ زودهنگام قرار دارند.
به شما یاداوری می شود : اگرچه بنیانگذاران جمهوری اسلامی با قول های رسیدن همه ی مردم ایران به حقشان و تحقق مقام انسانیت به قدرت رسیده اند و شما نیز با تایید مکرر و صریح بنیانگذاران جمهوری اسلامی برای مسئولیت در جمهوری اسلامی گزینش شده اید فقر و فساد و بی عدالتی و دروغ و ریاکاری و انواع مفاسد اقتصادی و سیاسی مردم کشورمان را گرفتار کرده و رضایتمندی آنها را تحت تاثیرات مخربی قرار داده و حس خوشبختی و پیشرفت را از اکثریت مردم کشورمان گرفته است.
به شما یاداوری می شود : وظیفه دارید از مشکلات و مطالبات اکثریت مردم رنج کشیده ی ایران آگاه شوید که خواهان تغییر وضعیت وخیم و مرگبار موجود کشورمان هستند و تغییر وضعیت موجود بدون مبارزه ای انقلابی با جهل و ترس و استبداد و ریاکاری امکان پذیر نمی شود.
بنابراین به شما موکدا توصیه می شود : در اولین قدم از ترس و ریاکاری و عوام فریبی دوری کنید موضع خود را مشخص سازید و وضعیت وخیم و مرگبار موجود و خطر طوفان خشم و خشونت را به مسئولان بالاتر گزارش دهید و مذاکره مستقیم در جهت پایان دادن به دشمنی با آمریکا و رفع تحریم ها ، مبارزه با فساد ، گذار به یک دموکراسی واقعی و برگزاری انتخابات آزاد را مطالبه و عملیاتی نمایید یا از مقام مسئولیت خود استعفا دهید.
به شما موکدا یاداوری می شود : تاریخ ظلم ستیز، روند سریع پیشرفت دانش و آگاهی روزافزون مردم و جهانی شدن نشان می دهد که بدون تردید ، به هر حال و به زودی نقطه عطفی در جهت آزادی ایران به وجود خواهد آمد و نظام ایران عزیز با کمک جامعهی رو به تعالی جهانی به هوشمندی عظیمی خواهد رسید و مسئولان را برای هر آنچه در جهت جان و رضایتمندی مردم کرده و نکرده اند مورد قضاوت قرار خواهد داد.
به شما هشدار داده می شود: وضعیت بسیار نامطلوب اقتصادی تحمیل شده بر مردم ایران، اعتراضات رو به گسترش اخیر و اتفاقات ناگواری که هر روز ازگوشه و کنار کشورمان به گوش می رسد هم بار دیگر یاداوری میکند: وضعیت مردم ایران به شکل روشن و انکارناپذیر وخیم و مرگبار است و هر گونه بی تفاوتی و ترس و انفعال مسئولان به عنوان تداوم ریاکاری و گمراهی با ستمگران به حساب می آید.
امید است به آگاهی برسید، احترام خود را حفظ کنید و مورد بخشش خداوند و مردم حق طلب، رنج کشیده و عزادار کشورمان قرار گیرید.
با سپاس
*این نامه به بهتر شدن از سوی آگاهان و شجاعان و ارسال به مسئولان استانی جمهوری اسلامی نیاز دارد.
*پیشنهاد می شود استانداران و معاونان ایشان و مدیران ادارات و هر مدیری که بیش از ۵ برابر پایه حقوق کارگر از دولت دریافت می کند به عنوان مخاطب این نامه شناخته شود.
*از تمام چهره های معروف و محبوب در خواست می شود به محور بیان مشکلات و اتحاد مردم ایران تبدیل شوند چون یاری مردم ستمدیده ی ایران مسلما پس از آگاهی و آزادی به معیاری مهم برای محبوبیت تبدیل خواهد شد.
*از رسانه درخواست می شود که در این شرایط وخیم و مرگبار از ترس و خودسانسوری دوری کنند و به وظیفه ی انسانی خود عمل نمایند.
*از معلمان درخواست می شود که به ما شهروندان ایران درس آگاهی و آزادیخواهی و اتحاد بیاموزید.
🆔 @jameeno
🔺به نام خداوند بخشنده مهربان و درهم کوبندهی ستمگران
به نام انسانیت
به نام ایران
▫️از : یک شهروند ایرانی
▫️به : مسئولان استانی جمهوری اسلامی
▫️موضوع: هشدار
▫️با سلام
احتراما به شما یاداوری می شود: در حالی که حاکمیت جامعه مسئولیت حفظ جان تک تک مردم را بر عهده دارد و از نظر خداوند قادر متعال کشتن یک انسان بی گناه به اندازه ی کشتن تمام انسان ها نکوهیده است آمار مرگ مردم ایران در شیوع ویروس کووید ۱۹، تصادفات رانندگی و حوادث کار و خشونت ها و اعتراضات و اعدام ها به صورت آشکار و انکارناپذیری نشان می دهد که بسیاری از ایرانیان تاکنون به علت ضعف های ساختاری و اشتباهات سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی جان خود را از دست داده اند یا در صف خسارت بار مرگ زودهنگام قرار دارند.
به شما یاداوری می شود : اگرچه بنیانگذاران جمهوری اسلامی با قول های رسیدن همه ی مردم ایران به حقشان و تحقق مقام انسانیت به قدرت رسیده اند و شما نیز با تایید مکرر و صریح بنیانگذاران جمهوری اسلامی برای مسئولیت در جمهوری اسلامی گزینش شده اید فقر و فساد و بی عدالتی و دروغ و ریاکاری و انواع مفاسد اقتصادی و سیاسی مردم کشورمان را گرفتار کرده و رضایتمندی آنها را تحت تاثیرات مخربی قرار داده و حس خوشبختی و پیشرفت را از اکثریت مردم کشورمان گرفته است.
به شما یاداوری می شود : وظیفه دارید از مشکلات و مطالبات اکثریت مردم رنج کشیده ی ایران آگاه شوید که خواهان تغییر وضعیت وخیم و مرگبار موجود کشورمان هستند و تغییر وضعیت موجود بدون مبارزه ای انقلابی با جهل و ترس و استبداد و ریاکاری امکان پذیر نمی شود.
بنابراین به شما موکدا توصیه می شود : در اولین قدم از ترس و ریاکاری و عوام فریبی دوری کنید موضع خود را مشخص سازید و وضعیت وخیم و مرگبار موجود و خطر طوفان خشم و خشونت را به مسئولان بالاتر گزارش دهید و مذاکره مستقیم در جهت پایان دادن به دشمنی با آمریکا و رفع تحریم ها ، مبارزه با فساد ، گذار به یک دموکراسی واقعی و برگزاری انتخابات آزاد را مطالبه و عملیاتی نمایید یا از مقام مسئولیت خود استعفا دهید.
به شما موکدا یاداوری می شود : تاریخ ظلم ستیز، روند سریع پیشرفت دانش و آگاهی روزافزون مردم و جهانی شدن نشان می دهد که بدون تردید ، به هر حال و به زودی نقطه عطفی در جهت آزادی ایران به وجود خواهد آمد و نظام ایران عزیز با کمک جامعهی رو به تعالی جهانی به هوشمندی عظیمی خواهد رسید و مسئولان را برای هر آنچه در جهت جان و رضایتمندی مردم کرده و نکرده اند مورد قضاوت قرار خواهد داد.
به شما هشدار داده می شود: وضعیت بسیار نامطلوب اقتصادی تحمیل شده بر مردم ایران، اعتراضات رو به گسترش اخیر و اتفاقات ناگواری که هر روز ازگوشه و کنار کشورمان به گوش می رسد هم بار دیگر یاداوری میکند: وضعیت مردم ایران به شکل روشن و انکارناپذیر وخیم و مرگبار است و هر گونه بی تفاوتی و ترس و انفعال مسئولان به عنوان تداوم ریاکاری و گمراهی با ستمگران به حساب می آید.
امید است به آگاهی برسید، احترام خود را حفظ کنید و مورد بخشش خداوند و مردم حق طلب، رنج کشیده و عزادار کشورمان قرار گیرید.
با سپاس
*این نامه به بهتر شدن از سوی آگاهان و شجاعان و ارسال به مسئولان استانی جمهوری اسلامی نیاز دارد.
*پیشنهاد می شود استانداران و معاونان ایشان و مدیران ادارات و هر مدیری که بیش از ۵ برابر پایه حقوق کارگر از دولت دریافت می کند به عنوان مخاطب این نامه شناخته شود.
*از تمام چهره های معروف و محبوب در خواست می شود به محور بیان مشکلات و اتحاد مردم ایران تبدیل شوند چون یاری مردم ستمدیده ی ایران مسلما پس از آگاهی و آزادی به معیاری مهم برای محبوبیت تبدیل خواهد شد.
*از رسانه درخواست می شود که در این شرایط وخیم و مرگبار از ترس و خودسانسوری دوری کنند و به وظیفه ی انسانی خود عمل نمایند.
*از معلمان درخواست می شود که به ما شهروندان ایران درس آگاهی و آزادیخواهی و اتحاد بیاموزید.
🆔 @jameeno
#الف
🔸انگشتِ سفیدبرفی!
▫️تحریریۀ جامعه نو: اگر کسی بپذیرد تسلطِ طالبان بر افغانستان نقشۀ رذیلانۀ اتاقفکرِ استراتژیستهای دیا و نسا در وزارت دفاع ایالات متحده برای ایجاد یک هابِ تروریسمِ کنترلشده در غرب آسیا نیست و صرفاً نتیجۀ شکست آمریکا از طالبان و تمایلش به خلاص شدن از باتلاقِ افغانستان بوده است، میتواندگمان کند اهداف امروز آمریکا در منطقۀ ما، همان اهدافِ رسمی و اعلامشدۀ کاخ سفید است. اما در واقع چنین نیست. نه آن تغییر عجیب در افغانستان نتیجۀ شعور کسی مثل ترامپ بود و نه این تحولات عجیب بین اعراب و اسرائیل، ایدۀ بایدن. او به خاورمیانه میآید که با دعای خیر تحولی را که پنتاگون ارکستراسیون آن را پس از شکست داعش انجام داد، کاملاً رونمایی کند: سمفونیِ سفیدبرفی و هفتکوتوله!
دربارۀ آنچه در خاورمیانه و زیرِ دماغ حکومت ما جریان دارد بارها مطالبی نوشتهایم و مَخلَصِ کلام اینکه (به دلایل مختلف) یک انتگراسیونِ سیاسی ـ نظامی بین اعراب و اسرائیل رخ داده و در حد نمایش و شعار هم نیست و نتایج عملی برای منطقه خواهد داشت. آخرین بار گفتیم ایالاتمتحده در حال ایجاد یک جبهه و سپر عربی برای حفاظتِ طولانیمدت از منافع خود و اسرائیل است و (بر اساس اطلاعات افشاشده) بناست مدیریت این جبهه با اسرائیل باشد. رونماییِ رسمیِ کنونی از طرح یک ساختارِ دفاعیِ مشترکِ هوایی، پردۀ دوم از عملیاتی است که شاملِ نزدیکیِ دیپلماتیک و ایجاد پیوندهای اقتصادیِ هر چند محدود (تا امروز حدود ۳میلیارد دلار) است.
حالا مسئله این است که پردۀ سوم این ماجرا چیست و چقدر گسترده است؟ آن سپر عربی که فروردین ماه گفتیم، در قالب یکپارچگیِ دفاع هواییِ اعراب و اسرائیل در حال وقوع است. منطقاً برای کاراییِ آن ستادهای مشترکِ عملیات و برنامهریزی نیاز است و ابعاد فنیِ چنین کاری مستلزمِ نه فقط پیچ کردن، که جوش خوردنِ دستگاههای نظامی به یکدیگر است. بهعبارتدیگر این باید یک پیوندِ استراتژیک باشد و نه یک ماجراجوییِ تاکتیکی. ما طبق عادت، این نزدیکیها و پیوندها را تبلیغاتی و برای ترساندنِ ایران میدانیم، درحالیکه مدتهاست کار از مرحلۀ حرف و تبلیغات گذشته و اسرائیلیها در امارات حضور نظامی دارند و همین یک ساعت پیش هم آلون بنداوود خبرنگار اسرائیلی فاش کرد محمد بنسلمان و نخستوزیرِ اسرائیل در شهر نئوم دیدار کردهاند. آخرین هفتکوتوله نیز با سفیدبرفی رویهم ریخته است!
حالا سؤال این است که آیا جنگ خواهد شد؟ آیا ایران میتواند سیاستِ نه جنگ نه مذاکره را ادامه دهد (مذاکراتِ تاکتیکی با برخی کشورهای عرب، تغییری راهبردی در بطن خود ندارند) و در زمینۀ توسعۀ نظامی کارِ خودش را بکند و در مواقع خاص و رسیدن به پیچهای تند، سرعتش را کم و مذاکرهای هم بکند؟ تجربه (تا امروز) میگوید میتواند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
🔸انگشتِ سفیدبرفی!
▫️تحریریۀ جامعه نو: اگر کسی بپذیرد تسلطِ طالبان بر افغانستان نقشۀ رذیلانۀ اتاقفکرِ استراتژیستهای دیا و نسا در وزارت دفاع ایالات متحده برای ایجاد یک هابِ تروریسمِ کنترلشده در غرب آسیا نیست و صرفاً نتیجۀ شکست آمریکا از طالبان و تمایلش به خلاص شدن از باتلاقِ افغانستان بوده است، میتواندگمان کند اهداف امروز آمریکا در منطقۀ ما، همان اهدافِ رسمی و اعلامشدۀ کاخ سفید است. اما در واقع چنین نیست. نه آن تغییر عجیب در افغانستان نتیجۀ شعور کسی مثل ترامپ بود و نه این تحولات عجیب بین اعراب و اسرائیل، ایدۀ بایدن. او به خاورمیانه میآید که با دعای خیر تحولی را که پنتاگون ارکستراسیون آن را پس از شکست داعش انجام داد، کاملاً رونمایی کند: سمفونیِ سفیدبرفی و هفتکوتوله!
دربارۀ آنچه در خاورمیانه و زیرِ دماغ حکومت ما جریان دارد بارها مطالبی نوشتهایم و مَخلَصِ کلام اینکه (به دلایل مختلف) یک انتگراسیونِ سیاسی ـ نظامی بین اعراب و اسرائیل رخ داده و در حد نمایش و شعار هم نیست و نتایج عملی برای منطقه خواهد داشت. آخرین بار گفتیم ایالاتمتحده در حال ایجاد یک جبهه و سپر عربی برای حفاظتِ طولانیمدت از منافع خود و اسرائیل است و (بر اساس اطلاعات افشاشده) بناست مدیریت این جبهه با اسرائیل باشد. رونماییِ رسمیِ کنونی از طرح یک ساختارِ دفاعیِ مشترکِ هوایی، پردۀ دوم از عملیاتی است که شاملِ نزدیکیِ دیپلماتیک و ایجاد پیوندهای اقتصادیِ هر چند محدود (تا امروز حدود ۳میلیارد دلار) است.
حالا مسئله این است که پردۀ سوم این ماجرا چیست و چقدر گسترده است؟ آن سپر عربی که فروردین ماه گفتیم، در قالب یکپارچگیِ دفاع هواییِ اعراب و اسرائیل در حال وقوع است. منطقاً برای کاراییِ آن ستادهای مشترکِ عملیات و برنامهریزی نیاز است و ابعاد فنیِ چنین کاری مستلزمِ نه فقط پیچ کردن، که جوش خوردنِ دستگاههای نظامی به یکدیگر است. بهعبارتدیگر این باید یک پیوندِ استراتژیک باشد و نه یک ماجراجوییِ تاکتیکی. ما طبق عادت، این نزدیکیها و پیوندها را تبلیغاتی و برای ترساندنِ ایران میدانیم، درحالیکه مدتهاست کار از مرحلۀ حرف و تبلیغات گذشته و اسرائیلیها در امارات حضور نظامی دارند و همین یک ساعت پیش هم آلون بنداوود خبرنگار اسرائیلی فاش کرد محمد بنسلمان و نخستوزیرِ اسرائیل در شهر نئوم دیدار کردهاند. آخرین هفتکوتوله نیز با سفیدبرفی رویهم ریخته است!
حالا سؤال این است که آیا جنگ خواهد شد؟ آیا ایران میتواند سیاستِ نه جنگ نه مذاکره را ادامه دهد (مذاکراتِ تاکتیکی با برخی کشورهای عرب، تغییری راهبردی در بطن خود ندارند) و در زمینۀ توسعۀ نظامی کارِ خودش را بکند و در مواقع خاص و رسیدن به پیچهای تند، سرعتش را کم و مذاکرهای هم بکند؟ تجربه (تا امروز) میگوید میتواند.
🆔 @jameeno
🔺اینجا بیشتر بخوانید
Telegraph
انگشتِ سفیدبرفی!
تحریریۀ جامعه نو: اگر کسی بپذیرد تسلطِ طالبان بر افغانستان نقشۀ رذیلانۀ اتاقفکرِ استراتژیستهای دیا و نسا در وزارت دفاع ایالات متحده برای ایجاد یک هابِ تروریسمِ کنترلشده در غرب آسیا نیست و صرفاً نتیجۀ شکست آمریکا از طالبان و تمایلش به خلاص شدن از باتلاقِ…
#الف
🔸چاقو و پنبه!
▫️تحریریۀ جامعه نو: در دوران ما، نانخورهای ایرانیِ حقوق مدنی بسیار زیادند و شاید از تعداد فعالان حقوق مدنیِ شناختهشدۀ کشور هم بیشترند. دلیل روشنی دارد: برای فعال مدنیِ واقعی، ترویج (promotion) مهمتر از تبلیغ (propaganda) است و اساساً ترویج، کاری پوشیده و دشوارتر از تبلیغ است. اولی شعور میخواهد و بلندگو نه اما دومی بدون بلندگو و غلو، ممکن نیست. اما از تبلیغ آنسوتر هم داریم: تحریک (agitation). کارِ نانخورهای حقوق مدنی، دومی و سومی و طبعاً شمارِ آنها هم بیشتر است. تحریک از هر ننهقمری برمیآید!
میخواهیم کمی دربارۀ مسئلۀ این روزها حرف بزنیم و امیدواریم حرف حساب باشد. ابتدا ببینیم در عرصۀ سیاست و فعالیتهای مدنی، ترویج و تبلیغ و تحریک چه تفاوتهایی دارند.
برای روشن شدن، از مثالِ در دسترس یعنی تحرکات مربوط به حجابِ تحمیلیِ حکومت بر زنان جامعه استفاده میکنیم.
«ترویج» به معنی توسعۀ یک امر و عادی و عرفی کردن آن است. کاری بدون اعمال زور، مبتنی بر واقعیات و اطلاعرسانی. پنجاه سال پیش، این کلمه بیش از همه دربارۀ کشاورزی و توسط سازمانی به همین نام بهکار میرفت: آموزشِ روشهای علمیِ توسعۀ کشتوکار با بهرهوریِ بیشتر به روستاییان؛ نام سنجیدهای بود. در موضوع حقوق مدنی و حجاب، ترویج اصول حقوقِ مدنیِ شهروندان در عرصۀ نظری و رجوع به پوششِ عرفی و اختیاری، کارِ ترویجی است. طیف وسیعی از تحرکات در این زمینه هست که غیرعمد و حسابنشده، به ترویج اختیارِ فرد بر پوششِ شخصیاش کمک میکنند. مثلاً تبدیل مقنعه به روسری و روسری به شال طی سالیان طولانی برای نفی کدهای پوششیِ حکومتی و افزایش اختیار زنان در مورد لباسشان، مؤثر بوده است. شاید بتوان گفت شال دخترانی نیز که هر روز (غالباً نه عامدانه که معصومانه) از سرشان لیز میخورد و مدتی روی شانه میافتد، در افزایش حیطۀ آزادیِ فردی، نقشِ ترویجیِ بسیار بیشتری از مجموعِ دعوتهای مبلّغان و محرّکانِ حذف حجاب داشته است.
«تبلیغ» با ترویج فرق دارد: ارادۀ برنامهریزیشده، مبالغه و پاداش و جریمه دارد. بهترین مثال آن، کاری است که حکومت برای گسترش منویات خود دربارۀ پوشش زنان میکند: وعدۀ بهشت به دختران محجبه و آتش جهنم به افراد بیحجاب، سفارش فیلم و سرود و نمایشِ مؤیدِ منویات و اهداف و البته از آنسو، تمرکز بر تبلیغات حکومت و تخریب آن؛ امامجمعه قول میدهد بیحجابها در روز جهنم از مو آویزان میشوند و از رابطۀ کمبارشی و بیحجابی میگوید و برگردانِ آن نزد مبلغانِ بیحجابی، سخرۀ حکومت و کدهای پوششیِ آن، تبلیغ بیحجابی و تشویق به دور انداختنِ روسری است.
🆔 @jameeno
🔻ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🔸چاقو و پنبه!
▫️تحریریۀ جامعه نو: در دوران ما، نانخورهای ایرانیِ حقوق مدنی بسیار زیادند و شاید از تعداد فعالان حقوق مدنیِ شناختهشدۀ کشور هم بیشترند. دلیل روشنی دارد: برای فعال مدنیِ واقعی، ترویج (promotion) مهمتر از تبلیغ (propaganda) است و اساساً ترویج، کاری پوشیده و دشوارتر از تبلیغ است. اولی شعور میخواهد و بلندگو نه اما دومی بدون بلندگو و غلو، ممکن نیست. اما از تبلیغ آنسوتر هم داریم: تحریک (agitation). کارِ نانخورهای حقوق مدنی، دومی و سومی و طبعاً شمارِ آنها هم بیشتر است. تحریک از هر ننهقمری برمیآید!
میخواهیم کمی دربارۀ مسئلۀ این روزها حرف بزنیم و امیدواریم حرف حساب باشد. ابتدا ببینیم در عرصۀ سیاست و فعالیتهای مدنی، ترویج و تبلیغ و تحریک چه تفاوتهایی دارند.
برای روشن شدن، از مثالِ در دسترس یعنی تحرکات مربوط به حجابِ تحمیلیِ حکومت بر زنان جامعه استفاده میکنیم.
«ترویج» به معنی توسعۀ یک امر و عادی و عرفی کردن آن است. کاری بدون اعمال زور، مبتنی بر واقعیات و اطلاعرسانی. پنجاه سال پیش، این کلمه بیش از همه دربارۀ کشاورزی و توسط سازمانی به همین نام بهکار میرفت: آموزشِ روشهای علمیِ توسعۀ کشتوکار با بهرهوریِ بیشتر به روستاییان؛ نام سنجیدهای بود. در موضوع حقوق مدنی و حجاب، ترویج اصول حقوقِ مدنیِ شهروندان در عرصۀ نظری و رجوع به پوششِ عرفی و اختیاری، کارِ ترویجی است. طیف وسیعی از تحرکات در این زمینه هست که غیرعمد و حسابنشده، به ترویج اختیارِ فرد بر پوششِ شخصیاش کمک میکنند. مثلاً تبدیل مقنعه به روسری و روسری به شال طی سالیان طولانی برای نفی کدهای پوششیِ حکومتی و افزایش اختیار زنان در مورد لباسشان، مؤثر بوده است. شاید بتوان گفت شال دخترانی نیز که هر روز (غالباً نه عامدانه که معصومانه) از سرشان لیز میخورد و مدتی روی شانه میافتد، در افزایش حیطۀ آزادیِ فردی، نقشِ ترویجیِ بسیار بیشتری از مجموعِ دعوتهای مبلّغان و محرّکانِ حذف حجاب داشته است.
«تبلیغ» با ترویج فرق دارد: ارادۀ برنامهریزیشده، مبالغه و پاداش و جریمه دارد. بهترین مثال آن، کاری است که حکومت برای گسترش منویات خود دربارۀ پوشش زنان میکند: وعدۀ بهشت به دختران محجبه و آتش جهنم به افراد بیحجاب، سفارش فیلم و سرود و نمایشِ مؤیدِ منویات و اهداف و البته از آنسو، تمرکز بر تبلیغات حکومت و تخریب آن؛ امامجمعه قول میدهد بیحجابها در روز جهنم از مو آویزان میشوند و از رابطۀ کمبارشی و بیحجابی میگوید و برگردانِ آن نزد مبلغانِ بیحجابی، سخرۀ حکومت و کدهای پوششیِ آن، تبلیغ بیحجابی و تشویق به دور انداختنِ روسری است.
🆔 @jameeno
🔻ادامه یادداشت را در پست بعدی بخوانید
🔺ادامه یادداشت از پست قبل
🔹«تحریک» مرحلۀ جنگی و ترغیب به رویارویی است؛ در سیاست هم زیاد کاربرد دارد و معمولاً خبیثترین طرفِ رویارویی از آن استفاده میکند که طرف سوم و بهرهبردارِ نهاییِ رویارویی است؛ از تحریک صدام به حمله به کویت توسط وزیر دفاع و سفیر آمریکا در بغداد، تا تحرکاتِ اخیرِ برداشتن روسری در گوشهای و فرستادنِ عکس و فیلم آن برای شبکههای رقبای حکومت ایران، در شمار تحریکات سیاسیاند. طرف سوم در مثال نخست ایالاتمتحده بود که میخواست بعداً نجاتبخشِ امیر کویت شود و صدام را هم به تله بکشد. در مثال دوم، طرف سوم عناصر مخبطِ مزدبگیریاند که هرگونه تحرکِ اجتماعیِ مطالباتی در خاک ایران را به نام خود سند و برای تزریق خشونت به آن زور میزنند و سپس بهاصطلاح، برای پرداختکنندگانِ دستمزد فاکتور میکنند. اینها همان نانخورهای حقوق مدنیاند که در ابتدا گفتیم و تعدادشان هم خیلی زیاد است و متأسفانه بیشتر به کاربردِ عنوان روزنامهنگار هم علاقهمندند. زیاد بودنِ تعدادشان البته نتیجۀ خطاهای بنیادینِ حکومت ایران و دستودلبازیِ دولتهایی است که در مخالفت با حکومت ایران، از اشتباهات حکومت در مورد مردمانِ ایران سود میبرند.
حکومت با بلاهت، پایهایترین حقوق جامعه را زیر پا میگذارد و دولتهای مخالف آن میخواهند سوار این موضوع شوند. حجاب یکی از این موارد است. یک مسئلۀ اجتماعی با ذینفعان فراوان، که «آژیتاتور»ها (تحریککننده ها) میتوانند با دادن نشانیِ غلط، از آن بهرهبرداری کنند. آنها به زنان میگویند که با حرکتی لجبازانه، دقیقهای روسری از سر برگیرند و فیلمش را در اینترنت بگذارند و ارزش آن را برتر از بیتفاوتیِ هزاران شهروندی میدانند که کاری به روسریِ ظاهراً غیرعمد افتادۀ دختران در خیابانها و فروشگاهها و در همۀ روزهای سال ندارند. آن شال از سر افتادنهای کمخطر (که تا مخبط یا مأموری آن را یادآوری نکند پایان نمییابد) را نمیشود در بوق کرد و بابتش دستمزد گرفت!
آن روز که تعداد این شالهای سُریده بر گیسو و افتاده به شانه، به عددی مکفی برسد، کاسبیِ دو جماعت به پایان خواهد رسید:
کاسبانِ حجاب و حقوقبگیرانِ وننشین و کاسبانِ بیحجابی و مزدبگیرانِ لندننشین!
مردمِ ما دارای تجربۀ پایانِ هزینهدهی برای دسترسی به آنتن ماهواره و غالب کردنِ ارادۀ خود بر حکومتاند. آنها حکومت را به پذیرشِ طرحِ مسالمتآمیزِ مطالباتِ صنفیشان در خیابانمجبور کردهاند، و حق آزادیِ پوششِ زنانشان را نیز با زیرکی و تیزهوشی به دست خواهند آورد؛ بدون درگیریِ دائم و همگانی با گشت ارشاد و بدون تن دادن به تحریکِ اشخاص خبیث. خواستِ امروزِ آنها عقب نشاندنِ کمهزینۀ حکومت در مورد حقوق فردی و ادارۀ عاقلانۀ کشور است نه امحای آن!
🆔 @jameeno
🔹«تحریک» مرحلۀ جنگی و ترغیب به رویارویی است؛ در سیاست هم زیاد کاربرد دارد و معمولاً خبیثترین طرفِ رویارویی از آن استفاده میکند که طرف سوم و بهرهبردارِ نهاییِ رویارویی است؛ از تحریک صدام به حمله به کویت توسط وزیر دفاع و سفیر آمریکا در بغداد، تا تحرکاتِ اخیرِ برداشتن روسری در گوشهای و فرستادنِ عکس و فیلم آن برای شبکههای رقبای حکومت ایران، در شمار تحریکات سیاسیاند. طرف سوم در مثال نخست ایالاتمتحده بود که میخواست بعداً نجاتبخشِ امیر کویت شود و صدام را هم به تله بکشد. در مثال دوم، طرف سوم عناصر مخبطِ مزدبگیریاند که هرگونه تحرکِ اجتماعیِ مطالباتی در خاک ایران را به نام خود سند و برای تزریق خشونت به آن زور میزنند و سپس بهاصطلاح، برای پرداختکنندگانِ دستمزد فاکتور میکنند. اینها همان نانخورهای حقوق مدنیاند که در ابتدا گفتیم و تعدادشان هم خیلی زیاد است و متأسفانه بیشتر به کاربردِ عنوان روزنامهنگار هم علاقهمندند. زیاد بودنِ تعدادشان البته نتیجۀ خطاهای بنیادینِ حکومت ایران و دستودلبازیِ دولتهایی است که در مخالفت با حکومت ایران، از اشتباهات حکومت در مورد مردمانِ ایران سود میبرند.
حکومت با بلاهت، پایهایترین حقوق جامعه را زیر پا میگذارد و دولتهای مخالف آن میخواهند سوار این موضوع شوند. حجاب یکی از این موارد است. یک مسئلۀ اجتماعی با ذینفعان فراوان، که «آژیتاتور»ها (تحریککننده ها) میتوانند با دادن نشانیِ غلط، از آن بهرهبرداری کنند. آنها به زنان میگویند که با حرکتی لجبازانه، دقیقهای روسری از سر برگیرند و فیلمش را در اینترنت بگذارند و ارزش آن را برتر از بیتفاوتیِ هزاران شهروندی میدانند که کاری به روسریِ ظاهراً غیرعمد افتادۀ دختران در خیابانها و فروشگاهها و در همۀ روزهای سال ندارند. آن شال از سر افتادنهای کمخطر (که تا مخبط یا مأموری آن را یادآوری نکند پایان نمییابد) را نمیشود در بوق کرد و بابتش دستمزد گرفت!
آن روز که تعداد این شالهای سُریده بر گیسو و افتاده به شانه، به عددی مکفی برسد، کاسبیِ دو جماعت به پایان خواهد رسید:
کاسبانِ حجاب و حقوقبگیرانِ وننشین و کاسبانِ بیحجابی و مزدبگیرانِ لندننشین!
مردمِ ما دارای تجربۀ پایانِ هزینهدهی برای دسترسی به آنتن ماهواره و غالب کردنِ ارادۀ خود بر حکومتاند. آنها حکومت را به پذیرشِ طرحِ مسالمتآمیزِ مطالباتِ صنفیشان در خیابانمجبور کردهاند، و حق آزادیِ پوششِ زنانشان را نیز با زیرکی و تیزهوشی به دست خواهند آورد؛ بدون درگیریِ دائم و همگانی با گشت ارشاد و بدون تن دادن به تحریکِ اشخاص خبیث. خواستِ امروزِ آنها عقب نشاندنِ کمهزینۀ حکومت در مورد حقوق فردی و ادارۀ عاقلانۀ کشور است نه امحای آن!
🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو
🖌اسدالله شمائی
🔸عدالت است که ما را خوشحال می کند
اسداله شمائی
▫️صرفنظر از تعداد اندکی که چند تابعیتی هستند،اکثر انسانها یک کشور بیشتر ندارند و طبیعی است که حق داشته باشند در آن راحت باشند و بخواهند آرزوهای خود را در آن تحقق بدهند.
ساکنان ایران هم مالکان حقیقی کشور ایران هستند و به یک اندازه حق دارند نظر بدهند و در اداره کشورشان خود را سهیم بدانند.
داراییهای عمومی مثل خیابان و پارک و دریا و جنگل و بیابان و کوه و دشت مال همه است.
همه از این مشاعات حقوق برابر دارند.
دولت موظف است در استفاده برابر شهروندان از آن ها همه را با یک چشم ببیند.
همه باید این احساس را داشته باشند که می توانند هر مراسم و جشن و برنامه ای را که دوست دارند می توانند در مشاعات برگزار کنند.
امروز این احساس در همه نیست و خیلیها احساس می کنند حکومت صاحب همه چیز است و تنها اوست که عقلش کار می کند و تشخیص می دهد آن ها چه بخورند چه بپوشند چه ببینند چه بشنوند،چه کسی را برای نمایندگی انتخاب کنند و ...
این نگاه به شهروندان و صغیر دیدن آنها عقلانی نیست.تضارب آرا و انسان بالغ یک کشور را آباد می کند .
عقل جمعی مردم است که کشور را پیش میبرد .
بزرگ شدن دولت مردم را کوچک می کند، کشور را ضعیف می کند.
خیابان مال همه است. کشور مال همه است. حق انتخاب مال همه است. حق تعیین سرنوشت مال همه است حق انتخاب سبک زندگی مال همه است ...
حاکمیت به جای این که وظایف حاکمیتی خودش را درست انجام بدهد وقت و توان خود را به محدود کردن همه و تعیین صلاح و سبک زندگی همه معطوف کرده است.
مردم کوچک و محدود شده گویی توان حرکتی ندارند و به تدریج درمانده و معلول می شوند.
با این فرمان مردم یا به مهاجرت می روند یا افسرده و ناامید می شوند.
استفاده از بیت المال برای تبلیغ یک سبک زندگی و یک فکر و عقیده تضییع حقالناس است.
بیتالمال باید برای عموم مردم هزینه شود.
به امید روزی که مردم احساس عدالت بکنند.
هیچ چیز به اندازه عدالت ما مردم را خوشحال نمیکند.
🆔 @jameeno
🖌اسدالله شمائی
🔸عدالت است که ما را خوشحال می کند
اسداله شمائی
▫️صرفنظر از تعداد اندکی که چند تابعیتی هستند،اکثر انسانها یک کشور بیشتر ندارند و طبیعی است که حق داشته باشند در آن راحت باشند و بخواهند آرزوهای خود را در آن تحقق بدهند.
ساکنان ایران هم مالکان حقیقی کشور ایران هستند و به یک اندازه حق دارند نظر بدهند و در اداره کشورشان خود را سهیم بدانند.
داراییهای عمومی مثل خیابان و پارک و دریا و جنگل و بیابان و کوه و دشت مال همه است.
همه از این مشاعات حقوق برابر دارند.
دولت موظف است در استفاده برابر شهروندان از آن ها همه را با یک چشم ببیند.
همه باید این احساس را داشته باشند که می توانند هر مراسم و جشن و برنامه ای را که دوست دارند می توانند در مشاعات برگزار کنند.
امروز این احساس در همه نیست و خیلیها احساس می کنند حکومت صاحب همه چیز است و تنها اوست که عقلش کار می کند و تشخیص می دهد آن ها چه بخورند چه بپوشند چه ببینند چه بشنوند،چه کسی را برای نمایندگی انتخاب کنند و ...
این نگاه به شهروندان و صغیر دیدن آنها عقلانی نیست.تضارب آرا و انسان بالغ یک کشور را آباد می کند .
عقل جمعی مردم است که کشور را پیش میبرد .
بزرگ شدن دولت مردم را کوچک می کند، کشور را ضعیف می کند.
خیابان مال همه است. کشور مال همه است. حق انتخاب مال همه است. حق تعیین سرنوشت مال همه است حق انتخاب سبک زندگی مال همه است ...
حاکمیت به جای این که وظایف حاکمیتی خودش را درست انجام بدهد وقت و توان خود را به محدود کردن همه و تعیین صلاح و سبک زندگی همه معطوف کرده است.
مردم کوچک و محدود شده گویی توان حرکتی ندارند و به تدریج درمانده و معلول می شوند.
با این فرمان مردم یا به مهاجرت می روند یا افسرده و ناامید می شوند.
استفاده از بیت المال برای تبلیغ یک سبک زندگی و یک فکر و عقیده تضییع حقالناس است.
بیتالمال باید برای عموم مردم هزینه شود.
به امید روزی که مردم احساس عدالت بکنند.
هیچ چیز به اندازه عدالت ما مردم را خوشحال نمیکند.
🆔 @jameeno