جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺دو راهی طالبان یا سوریه؟!

🖌معصومه امینی

▫️«اگر اعتراضات ادامه پیدا کند، سرنوشت ایران شبیه به سوریه خواهد شد.» مشابه این هشدار در روزهای اخیر زیادی شنیده می‌شود، البته رسانه‌های وابسته به حکومت هم در دامن‌ زدن به این احتمال تلاش می‌کنند. اما گروه‌های دیگری هم هستند که اعتقاد متفاوتی دارند. از نگاه آن‌ها «اگر امروز در مقابل رفتارهای غیرقانونی حکومت مقاومت اجتماعی صورت نگیرد، آینده ایران چیزی شبیه به امروز افغانستان تحت سلطه طالبان خواهد بود.»

با تقریب خوبی می‌توان مدعی شد که اکثر افرادی که به یکی از این دو گزاره باور دارن، به جدیت با احتمال وقوع گزاره بدیل مطرح شده مخالف هستند. اما از نگاه نگارنده، به عنوان یک شهروند ایرانی، هر دو گروه از آنچه آینده ایران را خطرناک ساخته است، تبیین دقیق و نزدیک به واقعیتی دارند، هرچند از زاویه نگاه‌هایی متفاوت بیان می‌کنند.

مردم ایران دست کم طی 25 سال گذشته، از هرگونه جهت و کوشش در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی به منظور اصلاح و بهبود شرایط کشور دریغ نکرده‌اند. اما متاسفانه سرنوشت اکثریت قریب به مطلق تمامی این تلاش‌ها، مواجهه با یک «نه» مستحکم و استوار از سوی نهاد حکومت بوده است! مخالفتی چنان مصرّانه که در نهایت، اکثریتی از مردم را به این باور رساند که تلاش آن‌ها برای اصلاح امور در مقابل قدرت و اراده حکومت در جهت حفظ وضع موجود، نتیجه‌ای جز شکست نخواهد داشت. آن‌ها باور کردند که حکومت با عزمی استوار بنا دارد از مسیر اجرای احکام فقهی در جامعه، عموم مردم را بالاجبار در بهشتی که خود به آن باور دارد، وارد کند. و البته در مسیر دستیابی به این آرمان مقدس، نظر و مطالبات عمومی مردم، وجاهتی نخواهد داشت. رویکردی که از نگاه بخش عمده‌ای از این مردم، یعنی چیزی شبیه به حکومت طالبان.

از سمتی دیگر، همین حکومت به همین مردمِ ناامید شده از اصلاح شرایط که فریاد اعتراض‌شان این روزها در خیابان‌ها رنگ و لعابی خشن‌تر و کنترل‌نشده‌تر پیدا کرده است، هشدار می‌دهد که اگر حکومت ما بر کشور تضعیف شود، دشمنان این کشور لحظه‌ای برای تجزیه و تضعیف ایران تعلل نخواهند کرد.

در این نگرانی بسیاری از ایران دوستان هم همدل هستند. اما نکته مهمی که نباید از نظرها دور شود این است که اگر امروز واهمه‌ای از این سرنوشت تلخ برای آینده ایران وجود دارد؛ آن هم در نتیجه حکمرانی غلط همین حکومت فعلی است.

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید.
#الف

🔹گونه‌گونی و هم‌سویی

▫️فاروق نجم الدین / جامعه نو: حضور گرایش‌های متفاوت در یک حرکت اجتماعی اگر چه امری طبیعی و حتی ناگزیر است اما موضع‌گیری‌ها علیه گرایش‌های همسو گاه چنان بالا می‌گیرد که با نوعی از رانش نیرو همراه می‌شود.
اظهار نظر اخیر اقای بهزاد نبوی که می‌توان او را یکی از پیشگامان انتقاد از وضع موجود شمرد، یکی از همین موضع‌گیری‌ها است که گونه‌گونی و تنوع دیدگاهها را به اثبات می‌رساند. موضع‌گیری او اما با واکنش‌های متفاوتی روبرو بود که بسیاری از انها حتی ذهنیت هم‌افزایی را نیز زیر سؤال می‌برد ...

در نگاه من نقد و ایرادی از این جهت متوجه اقای بهزاد نبوی نیست که چرا او میخواهد نظام را اصلاح کند یا اینکه چرا حاضر نیست با کسانی همراه شود که به قول او "میخواهند دینامیت زیر نظام بگذارند"!

اصلا رویه اعلام‌شده اقای بهزاد نبوی و دیگر اصلاح‌طلبان همین بوده و هست. بنابراین دلیلی وجود ندارد که منتقدانش او را از این بابت شماتت کنند و یا از او بخواهند که از این نگاه عدول کند. به نظر من، این نقطه قوت اقای بهزاد نبوی است که میگوید "دیگر به انقلاب از هیچ نوعش اعتقاد ندارم". مرحوم بازرگان تا واپسین روزهای رژیم سلطنتی چنین اعتقادی داشت. او حتی پس از انقلاب نیز با تبیین شجاعانه "خط مشی گام به گام"، مخالفت خود را با روشهای تند و خشونت‌آمیز بیان می‌کرد. اگرچه افکار عمومی آن روزها همراهی چندانی با این نوع تفکر نداشت (یا اجازه داده نشد که بیان شود) اما بعدها اغلب نخبگان جامعه به این ضرورت پی برده و مرتبا از زیان‌هایی انتقاد می‌کردند که از قبَلِ تندروی‌ها (از هر نوعش) بر جامعه وارد آمده است. الان هم به نظر می‌رسد که ما در مرحله‌ی مشابهی به سر می‌بریم. خیلی‌ها نظام سلطنتی را سیاهی مطلق می‌دیدند اما این یک اشتباه مطلق بود.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید.
#توئیتر_جامعه_نو

🖇به علت بروز اشکال فنی، امکان بارگذاری توئیت‌ها در حساب توئیتری جامعه نو فراهم نشد.

۱- شرایط غریبی است. حکومت کشتار نمی‌خواهد، اما کارش در یورش به افراد و ساختمانها ازجنبه نوع و شدت، به شرایط پس از کودتای نظامیان آمریکای‌ لاتین درسالهای دهه هفتاد شبیه است. انگار که حکومت علیه بقایای مشروعیت خود کودتا کرده باشد: اتکا به خشونت عریان، سرکوب به مباشرت لات‌ها و لمپن‌ها!

۲- غولهایی را از بطری درآورده که به بطری برنمی‌گردند وبه‌زودی در کنترلش نخواهند بود. همه لمپن‌ها شعبان جعفری نمی‌شوند که تا آخر به آقایشان وفادار بمانند. لابداین مهم‌ نیست، اما فعلا دارند کارهایی می‌کنند وخواهند کرد که حکومت نه می‌تواند مسئولیتش را بپذیرد و نه به موجودات خیالی منتسب کند!


۳- درحالیکه نخبگان فکور جامعه درتلاشند وجه مدنی اعتراض‌های جاری را گسترش دهند و مطالبات اجتماعی را به شکل معقولی صورت‌بندی کنند، اما حکومت تلاش دارد از این کار جلو بگیرد! گرایش حکومت در برخورد با تحرکات موجود این است که تحرک دوماهه اخیر یک شورش کور، هرچند پر آسیب باشد.

۴- شورش‌ها آسیب تخریب ساختمان دولتی و بلند شدن صدای رگبار گلوله و از دست رفتن جان مردم را در پی دارند، اما درنهایت قابل سرکوبند. درمقابل، خیزش‌های اعتراضی مسالمت‌آمیز و مطالبه‌محور خصلت توسعه‌یابنده وملی می‌یابند وانرژی آنها غیرقابل مقاومت است. آشکار نیست چرا خشونت حکومت فزاینده است؟

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔹گره‌گشایی، شنیدن صداها، گفتگوی ایرانی با استمداد از حافظ و مولوی

🖌اسداله شمائی

▫️پذیرش و فهم مسئله مهم‌ترین بخش راه‌حل هر مسئله‌ای است. در ماشین در حال حرکت هستید ماشین عیبی پیدا می کند گاز نمی‌خورد یا دنده جا نمی‌خورد یا صدای نامتعارفی شنیده می‌شود یا...

راننده‌ای که مشکل را انکار می‌کند و نمی‌پذیرد که ماشین عیب پیدا کرده و با وجود عیب و نقص به راهش ادامه می‌دهد یا تصادف می‌کند و همه را به کشتن می‌دهد یا عیب چند برابر می‌‌شود و هزینه تعمیر بالاتر.

ماشین حکمرانی کشور عیب پیدا کرده است. سروصدا بلند شده و... انکار راه‌حل نیست.

باید سخن‌ها را شنید. راه‌حل همین است. راه حل در گفتگوست. شنیدن سخن‌ها راه‌حل است. همه یک کشور بیشتر نداریم. وقتی یک کشور داریم باید کنار بیاییم. مردم را نه می‌شود کشت نه همه را بیرون کرد.

در یک کشتی هستیم. یک خانواده هستیم، ایران خانه است. ما را در خود پناه داده نباید با دست خودمان آن را ویران کنیم. همه ایرانیان وطن‌دوست و میهن‌دوست هستند. دنبال برچسب زدن به همدیگر نباشیم. همه حق دارند آرزوهای خود را در همین جا بجویند و به رؤیاهایشان برسند. وحدت در عین کثرت ممکن است. تکثر و تنوع و طیف بودن طبیعی است. خدادادی است. اختلاف سلیقه خدادادی است.

حافظ ار خصم خطا گفت نگیریم بر او
ور به حق گفت جدل با سخن حق نکنیم

ایران و وطن و میهن را محور قرار داده و با نام ایران، وطن و میهن همه را به خانه برگردانیم. مام‌وطن می تواند چون مادری همه را آشتی دهد. سخن ها را شنیدن درمان است.
همه را برای نجات ایران وطن میهن صدا کنیم. همه می آیند.

برای ایران
برای ...

از لسان‌الغیب لااقل بپذیرید:

چو غنچه گرچه فروبستگی‌ست کارِ جهان
تو همچو بادِ بهاری گره‌گشا می‌باش

وفا مجوی ز کس ور سخن نمی‌شنوی
به هرزه طالبِ سیمرغ و کیمیا می‌باش

مریدِ طاعتِ بیگانگان مشو حافظ
ولی معاشرِ رندانِ پارسا می‌باش

گفتگو را تا دیر نشده آغاز کنید.

از بهاران کی شود سرسبز سنگ
خاک شو تا گل نمایی رنگ رنگ
سالها تو سنگ بودی دل‌خراش
آزمون را یک زمانی خاک باش
مولوی

🆔 @jameeno
جامعه نو
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو 🔸شورای بازنگری قانون اساسی و اختلاط زیان‌بار امر انتظامی و امر نظامی 🖌امیرحسین علینقی ۱. مدت‌هاست که نگاهی به شرایط جاری جامعه و نحوه مدیریت منازعات اجتماعی، آشکار می‌کند که تفاوت معنی‌داری میان نظامیان و نیروهای انتظامی کشور وجود…
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🖌امیرحسین علینقی

🔸در عدم‌تعهد یک تفکر، تصویری گویاتر از تصویر فوق نیست؛ و همچنین است در خطری که چنین افاضاتی برای یک جامعه دارد.

این نتیجه رواج گفتمان نظامی است. عاقبت انتقال تفکر صلب لشگری به فضای متکثر مدنی، وضعیت امروز جامعه ماست که زمین کسب و کارش با سرعت در مسیر سوخته شدن است.

از سربازهایی که لباس غیرنظامی بر تن دارند، زیاد داریم. همین دیروز یک "نظامی" مدیرعامل یک شرکت هواپیمایی "کشوری" شد.

کافی است تا آنچه این سرباز گفته را در فضای سیاست خارجی، اقتصاد، فرهنگ و اجتماع ترجمه کرده و با عملکردهای جاری مقایسه کنیم، تا متوجه شویم که چه آتشی به جان این سرزمین افتاده است. یحتمل با همین توجیه است که نیروهای حافظ نظم، به خود حق می‌دهند تا از هر معترضی، در سطحی فراتر از یک "دشمن"، در خیابان‌های ایران، پذیرایی کنند: نظامی کردن امر انتظامی!

آنچه آینده این سرزمین، این مردم، و حتی دین‌شان را تهدید می‌کند، بیاناتی از این دست است، که به لطف حوادث روزگار، از سطح جلسات آموزشی و توجیهی، به رو آمده است. "سیاست سرزمین سوخته" را جدی بگیریم.


🆔 @jameeno
🔺روبیکا چیست؟ از کجا آمد؟ دارد چه می‌کند؟ بیایید به سال ۹۶ برگردیم.
.
▫️پژمان موسوی / جامعه نو: چند روز پیش، «روبیکا» در واکنش به بدافزار معرفی شدن‌اش از سوی گوگل‌پلی، در بیانیه‌ای مدعیِ «۵۰ میلیون نصب فعال»، «۳۵ میلیون کاربر فعال» و «ارسال بیش از ۵۰۰ میلیون پیام یکتا در روز» شد. فارغ از این‌که این ادعا تا چه از از واقعیت دور است، برای این‌که بدانیم روبیکا چیست و در چه بستری رشد کرده است، باید به سال ۹۶ برگردیم.
اوایلِ پاییزِ ۹۶، صداوسیما مناقصه‌ای یک‌جانبه، بدونِ هیچ اطلاع‌رسانیِ روشن و در فضایی انحصاری و رانتی برگزار کرد و در آن، شرکتی به نامِ «توسکا» را برنده‌ی مناقصه اعلام کرد. در این مناقصه، صداوسیما تمامی تبلیغات خدمات ارزش افزوده و شرکت‌های حوزه‌ی پرداخت‌اش را به توسکا واگذار کرد. چند ماه از این مناقصه نگذشته بود که شرکت توسکا، اپلیکیشن «روبیکا» را به عنوانِ رسانه‌ی اولِ خود در نقشِ یک «وی.اُ.دی» به مردم معرفی کرد. از فروردین ۹۷ تا اوایل ۱۴۰۰، تمامی زیرساخت‌های تبلیغیِ صداوسیما عملا در اختیار روبیکا بود و این شرکت در بستری انحصاری و رانتی، شب و روز خود را در چشم و گوشِ مخاطب فرو می‌کرد. در واقع مردم در هر برنامه‌ی پُر بیننده‌ای، نام روبیکا را می‌شنیدند و برای هرگونه ارتباط با آن برنامه یا سازمان، مجبور بودند روبیکا را نصب کنند. اما سال ۱۴۰۰ ورق برگشت؛ سازمان تنظیم مقررات رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر که آن هم متعلق به صداوسیما بود، به دلیل استفاده‌ی غیرمجازِ داده‌های شخصیِ کاربران، مجوز فعالیت روبیکا را باطل کرد و یک علامت سوالِ بزرگ باقی گذاشت که چرا خودشان مجوزِ خودشان را که با این همه رانت و فساد به دست آمده، باطل کردند.
خیلی زود پاسخِ این پرسش روشن شد، روشن که نه یک روز از خواب بیدار شدیم و دیدیم روبیکا دوباره عنانِ امور را دست گرفته و همه جا سخن از روبیکا است.
هنوز اما آن‌چنان که باید، روبیکایی‌ها نتوانسته بودند صحنه را متعلق به خود کنند و این، اعتراضاتِ شهریور و مهر ۱۴۰۱ بود که این فرصت را به آن‌ها داد. اینستاگرام و واتس‌اپ فیلتر شدند و روبیکا مانندِ یک قهرمان وارد شد و خودش را جایگزینی خوب و مطمئن برای آن دو اپلیکیشنِ پُرطرفدار جا زد.
کم‌کم مدیران و وزیران و همه‌ی آن‌ها که منتظرِ چنین روزی بودند، صفحاتِ جدیدشان را در روبیکا رونمایی کردند و از مردم خواستند به این «اَپِ وطنی» بپیوندند.
البته مثل روز روشن بود که مردم حتی زمانی که قادر به «انتخاب» هم بودند، روبیکا را که محصولِ یک سازمانِ دولتی با سازوکارهای رانت‌گونه و انحصاری بوده انتخاب نمی‌کردند چه برسد به روزهایی که فیلترینگ و سانسور، امان‌شان را بریده و باید از روی «اجبار» روبیکا را نصب کنند.
بیانیه‌ی گوگل‌پلی هم که آب پاکی را روی دست مردم ریخت و وضعیتی را به وجود آورد که مدیرانِ این «اَپ» ماندند که برای نشان دادنِ اقبالِ مردم به خودشان چه بکنند.
این‌جا بود که شرکت‌ها و سازمان‌ها و نهادهای دولتی و خصولتی، کارمندان و نیروهای‌شان را مجبور کردند که روبیکا را به عنوان یک «ابزار پیام‌رسان» نصب کنند(روندی که این روزها به شدت ادامه دارد)، تا شاید بتوان از این «نصب‌ها»، یک عددِ بزرگی را در آورد و در بوق و کرنا کرد.
این‌ها هنوز نمی‌دانند برای مردم، «اعتماد» است که اهمیت دارد و آن‌ها هیچ‌گاه به یک اپلیکیشنِ انحصاری و رانتی که پُشت و روی‌اش دیگر کاملا مشخص است، روی خوش نشان نخواهند داد و حاضرند «دود» به هوا بفرستند و با دود ارتباط بگیرند اما امثالِ «روبیکا» را در گوشیِ تلفنِ همراه‌شان نصب نکنند…
🆔 @jameeno

https://s6.uupload.ir/files/img_20221104_124123_543_48it.jpg
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔺در جستجوی عقل سلیم

🖌حسن اسدنیا

▫️نگاهی به بعضی شعارهای مخالفان وضعیت حکمرانی موجود نشان می دهد در بعضی اعتراضات به تدریج، شعارها از بیانهای لطیفی چون «زن، زندگی، آزادی» و «مرد، میهن، آبادی» که بسیار نکته بینانه و ایجابی است به سمت شعارهایی حاوی نفی از جمله « تا ... کفن نشود ...» و «می کشم می کشم ...» و شعارهایی از این دست لغزیده است. خطاست اگر ضمن همدلی با ناراحتی جمعی، این اشتباه را به جماعت خشمگین از هر طرف یادآوری نکنیم. به قول نیچه کسی که می خواهد با اژدها بجنگد باید مراقب باشد خود به هیولا بدل نشود. البته که اینجا اژدها استعاره ای از سیستم معیوب و فاسدی است که به دلایل مختلف سال به سال درون نظام خزیده و بالیده است. کافی است به یاد آوریم، از دلایل انقلاب علیه نظام شاهنشاهی نیز یکی همین سر بر آوردن فساد بعضی از سران دولت و حکومت سابق بود. ناراحتی افراد قابل درک است و البته که کشته شدن تاسف آمیز بسیاری از هموطنان، از دختران و پسران راهپیمایی کننده در خیابان گرفته تا نمازگزاران زاهدان و یا زیارت کنندگان شاهچراغ و یا بسیجیان و پرسنل نیروی انتظامی، باعث تراکم خشم بسیاری در گروه های مختلف درگیر شده اما باید دانست اگر قرار باشد عقل سلیمی این میان حاکم گردد، فرصت عمل محدود است و خویشتنداری، بسیار حیاتی و فرصت زا. به همین علت باید نظام حکومت در این اندیشه تامل کند که نهایتا پس از این به ویژه با تیز شدن دندان طمع بعضی کشورها، سختگیری بیشتر و داغ و درفش نه تنها به نفعش نیست که در صورت تکرار و شدیدتر شدنش زیانی سخت تر از این بابت نه تنها به او که به ایران خواهد رسید. یادآوری این مساله به بیانی تحلیلی است. از آن سو باید به معترضان نیز هشدار داد، که گرچه ممکن است مقابلۀ خشن با ماموران یا لباس شخصیها یا حتی روحانیون در حال، به آنان دل خوشی و خنک دلی بدهد اما به قول مولوی «خون به خون شستن محال آمد محال». بیان خشن از هر طرف که باشد، خطرناک و غیرسازنده است و گفتار ناپاک می تواند به عمل اشتباه و ناقض غرض اولیه منجر شود. در هر صورت، شجاعت عمل کنشگرانه (و نه واکنشی) برای عمل در جهت اصلاح ابتدا باید از طرف حکومت که به هر صورت هنوز دست بالا را دارد، نشان داده شود. شجاعتی که بتواند تفاوت افکار جامعه را با خود بپذیرد، آن را درک کند، به آن احترام بگذارد و در جهت خواسته های به حق آن گام بردارد. کمیته های حقیقت یاب واقعی با مقبولیت جمعی تشکیل داده و مسببان کشته شدن افراد را بدون پرده پوشی و مصلحت سنجی معرفی کند. اگر بیان مذهبی در پذیرش این گزاره موثر است که باید از امام علی(ع) نقل کرد: «النجات فی الصدق». بیان حقیقت بدون مصلحت سنجی های معمول از آن جهت سبب تاکید دوباره است که جامعه بتواند کنش متفاوتی از حکومت مشاهده کند و دوباره از پس دستگیری و خاموش کردن هر آن که اعتراضی به آرامی یا تندی گفته، ذهن جامعه به سمت این شعر اخوان ثالث نگراید که سرود: «کاوه ای پیدا نمی آید دریغ! کاشکی اسکندری پیدا شود!»

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🖌شهرام خادم

🔸در نسبت جنبش و دلار!

▫️روشن است که جنبش شکل‌گرفته در دو ماه اخیر ریشه‌های گوناگون اجتماعی، سیاسی و... دارد. نمونه‌های مشابهْ اما نه یکسانِ جنبش حاضر، دست‌کم قدمتی از سال 57 و قبل از آن دارد. در این اثنا سیلی از تحلیل‌ها و اظهارنظرهای متنوع بیرون آمد.

اینکه کجا ایستاده‌ایم و اعتراض است یا اغتشاش، انقلاب است یا جنبش محدود، به چپ راهنما می‌زند یا راست، از داخل هدایت می‌شود یا خارج، چه امکان‌هایی پیش‌رو دارد و باید چه بشود، توسط چه کسانی راهبری شود یا بدون رهبر بماند، کل حکومت را به عقب براند یا به تغییر ساختارها اکتفا کند و... محل مناقشه است.

من هم‌چون سایر مردم ایران از درهای مختلف سخن به‌میان آورده‌ام. در این فقره از رابطه مستقیم یا غیرمستقیم جنبش و دلار می‌گویم. می‌دانیم که از همان آغاز اسفند انقلاب اسلامی زنان برای مقابله با حجاب اجباری به میدان آمدند و از آن‌گاه تاکنون خیابان‌های ایران صحنه‌ی اعتراض‌های ضدحکومتی بوده‌است. دلار 7 تومانی امروز به 5 هزار برابر رسید و هم‌چنان جمهوری اسلامی بر پایه‌ی سرکوب استوار مانده‌است؛ پایه‌ای که آخرین حربه‌ی حکومت برای گریز از دستِ مردم ناراضی است. تنها در همین هفته مردم داخل کشور 15 درصد فقیرتر شده‌اند.

آن‌چه ترسناک است اینکه مبادا تاب آوری مردم زیر غلتک های تورم نادیده گرفته‌شود. فقط ایرانیان داخل سرزمین عمق استخوان‌سوز تورم را حس می‌کنند. ایرانیان خارج سرزمین نیز پایاپای داخل، علیه سرکوب و استبداد حکومت ایستاده‌اند و اعتراض‌شان را به‌گوش جهانیان رسانده‌اند.

مبادا بی‌برنامگی برخی کمپین‌های دلال خارج‌نشین و الگوهای تکراری آن‌ها و زدوبندهای سیاسی و اقتصادی شان با ابرقدرت‌ها، روند چهار دهه‌ی اخیر را تکثیر کرده و جوانان افسرده و مستاصل داخلی را زیر چرخ دنده‌های تورم دوچندان له کند.

اگر چهاردهه "خواست ابرقدرت‌ها" به تضعیف کشور همراه با ارتجاع،ناکارآمدی، چپاول و استفاده عریان از گلوله، ما مردمان این سرزمین را نیازمند مسکن، خوراک، پوشاک، بهداشت، شغل و آموزش کرده‌است؛ به‌گونه‌ای که درک آن فقط برای داخلی ها ممکن است. پس هر الگویی که هم‌وطنان دغدغه‌مند خارج‌نشین بدون درنظر گرفتن فقر مضاعف ملت به‌کار گیرند، پيشاپيش نتیجه معکوس داده و مردم داخل را نومیدتر و درمانده تر خواهد کرد.
چرا ایرانیان خارج‌نشین در عوض این‌همه سال گلایه، از تأسیس یک صندوق مالی برای تامین داروهای خاص درماندگان داخل عاجزند؟ چرا هیچ انجمن بین‌المللی غیرسیاسی، صرفن با هدف تامین مالی اقشار خاصی از آسیب‌دیدگانِ ناشی از سرکوب حکومت، راه‌اندازی نشده و دلالی خون معترضان بیش از همه به‌چشم می‌آید.
کاش کمپین‌های سیاسی خارج‌نشین مطابق برنامه‌ای مدون،منسجم و تحقق پذیر، مطالبات سیاسی را دنبال کنند به‌گونه‌ای که پیش‌بینی کاهش ارزش پول ملی و فقر صدچندان ملت در آن به‌عنوان عنصری اجتناب‌ناپذیر در نظر گرفته‌شود.

🆔 @jameeno