جامعه نو
4.93K subscribers
989 photos
33 videos
17 files
770 links
رسانه روزنامه‌نگاران مستقل

تماس با ما: @jameeno_pr
Download Telegram
#الف 

🔻کشتی و صخره!

▫️شورای سردبیری: برای پیش‌بینی آیندۀ کشور و اینکه چه خواهد شد، فروض و سناریوهای مختلفی وجود دارد. محور همۀ این سناریوها فرجام حکومت است و البته این جای تأسف دارد: در شرایط طبیعی یک کشور نرمال مفروض، آیندۀ آن فقط به سرنوشت دولت مستقرش ربط ندارد، مستلزم تغییرات در سیستم حکومتی‌اش نیست و بیشتر اوقات اصلاً منوط به دگرگونی در سیستم نیست؛ مثلاً آیندۀ هند، آلمان یا کانادا، کمترین ارتباطی با تغییر در نظام حکومتیِ آن‌ها ندارد: دولت‌ها می‌آیند و می‌روند، تحولات زیادی رخ می‌دهد، اما «سیستم» پابرجا می‌ماند؛ اما در ایران وضعیت طوری شده است که تصور تغییر در آن، بدون جابجا شدن ستون‌های حکومت فعلی و دگرگونیِ نظام تا حد انقراض، ناممکن به نظر می‌رسد. علتش قفل شدن همه‌چیز روی یک ارادۀ فردی است و البته ما نمی‌خواهیم در مطلب امروز درباره‌اش بحث کنیم و فقط می‌خواهیم به نتایج آن در قالب سناریوهای محتملِ تحول در روابط خارجی کشور بپردازیم.

در نگاه کلان، بیش از دو سناریوی کلی دربارۀ آیندۀ حکومت ایران در رابطه با جهانِ خارج و تأثیرات آن بر کشور وجود ندارد: سازش حکومت با مطالبات قدرت‌ها (اسم مستعارش «جامعۀ بین‌المللی» است) در اثر شدت فشار آن‌ها و حرکت در مسیر تبدیل به عضو نرمال همان جامعۀ بین‌المللی، یا مقاومت در برابر آن فشارها برای تن ندادن به آن مطالبات و باز شدنِ گرۀ مسئله با رودرروییِ گرم و تحرک نظامی. به دلایلی نتیجۀ هر دو (از نظر تبدیل کشور به عضو نرمال) یکسان است و به‌عبارتی هم جنگ می‌شود و هم مذاکره اما از جنبۀ هزینه و نتایج مترتب بر ترکیب و شکل و شمایلِ حکومت، با یکدیگر تفاوت فاحش دارند. شرح می‌دهیم.

اول ببینیم آن مطالبات بر مبنای اطلاعات موجود چیست؟ حداقل دو دهه است مطالبۀ اصلی برای همه روشن است: ایران نمی‌تواند به یک قدرت اتمی تبدیل شود و برای این منظور باید توسعۀ ظرفیت‌های هسته‌ای‌اش کنترل و متوقف شود. مطالبۀ جنبی و ثانوی این است که در رقابت‌های معمول و تشدیدشدۀ خاورمیانه و برخی کشورهای حاشیۀ آن، حکومت ایران حدی از رعایت را نسبت به منافع قدرت‌های غربی نگه دارد که اخیراً رعایت سیاست‌های روسیه و چین هم بر آن افزوده و دست ایران بسته‌تر شده است. می‌توان با اطمینان گفت هیچ مطالبۀ دیگری وجود ندارد و ژست‌های حقوق بشریِ اخیر فقط برای افزایش فشار موجود و پوشش جنبه‌های مردم‌آزارِ تحریم‌هاست.

فشارهای موردبحث که عمدتاً تحریم‌ها هستند در یک سالِ اولِ دوران بایدن و به‌عنوان بخشِ تسهیل‌کنندۀ مذاکراتِ برگشت دو طرف به برجام اندکی کم شدند ولی با آشکار شدن متغیرهای تازه در سیاست ایران و اروپا و آمریکا که ازسرگیری برجام را به حاشیه راندند، تشدید شده و در حال گسترش‌اند.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید.
🔹«تجربه» تازه روی پیشخوان

▫️شماره‌ی شانزدهم دوره‌ی جدید مجله‌ی «تجربه» با گفت‌وگویی ویژه با علی نصیریان درباره‌ی تجربه‌ها و دغدغه‌هایش در روزگارِ امروز با عنوان اصلیِ «دستگاه سانسور به فیلم‌سازانِ مهم سوءظنِ همیشگی دارد» و پرونده‌هایی در نسبت عکاسی و تئاتر با سیاست و اعتراض منتشر شد.

در این شماره می‌خوانید:
 
چهره‌ی‌ماه: صفحاتی به یادِ سید احمد وکیلیان، فرهنگ‌پژوه و مدیر مجله «فرهنگ مردم»

ادبیات: پرونده‌ی ویژه‌ی رمانِ «مسکو 2042» و نگاه ولادیمیر واینوویچ به سیاست و زندگی با آثار و گفتاری از بوریس گروزوفسکی، حسن اکبری بیرق، مهدی معرف، و میلاد حسینی/ گفت‌وگو با احمد اخوت، نویسنده و مترجم/ گفت‌وگوی مهدی افشار نیک با احمد زیدآبادی با عنوانِ اصلیِ «رمان علیهِ سنت»

کتاب‌خانه: گفت‌وگو با عباس مخبر به انگیزه‌ی معرفی چهار کتاب تازه‌اش درباره‌ی اسطوره‌ها و الهه‌های تاریخ ساز/ معرفی مهدی تدینی و ده کتاب با ترجمه‌ی او/ معرفی مجموعه‌ی چشم‌‍‌اندازهایی از تاریخ معاصر جهان از نشر ققنوس/ گزارشی از شب یوسف ثبوتی در کتاب فروشی فرهنگان زنجان

سینمای ایران: گفت‌وگوی حامد قریب با علی نصیریان در زادروز 88 سالگی‌اش/ نگاهی نشانه شناختی به فیلم «قصیده‌‌ی گاو سفید ساخته‌ی بهتاش صناعی‌ها به قلمِ ونداد الوندی‌پور

سینمای جهان: پرونده‌ای درباره‌‌ی «مایکل مان»؛ از فیلم سازی تا رمان نویسی

تئاتر: صفحاتی درباره‌ی نسبت تِئاتر و سیاست
 
تجسمی: پرونده‌ای درباره‌ی «عکاسی در بزنگاه بحران»/ نگاهی به آثار مریم عابدی

مطالعات ایرانی: صفحاتی درباره‌ی بحران اخیر موسسه‌ی لغت‌نامه‌ی دهخدا/ درباره‌ی بوشهر و خاطره‌هایش به قلم احسان عبدی‌پور

هنر زندگی: پرونده‌ای درباره‌ی «مرگ» و تاملاتی در باب نیستی

به همراهِ یادنامه‌ای درباره‌ی ابوالفضل خطیبی و یادداشتی از فرشین کاظمی‌نیا

مدیر مسئول تجربه کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را بر عهده دارد. ناشر «تجربه» هم فرهنگان است. تصویر جلد نیز از مهدی حسنی است.

🆔 @jameeno

https://s2.uupload.ir/files/img_20230129_151222_863_twcr.jpg
#توئیتر_جامعه_نو

🔺فساد هم نباشد، خیانت در امانت است!

▫️ما یکبار درباره این داستان مولدسازی و ماهیت غارتی آن نوشتیم. اکنون درحال توجیه آن از طریق ارتباط مجوزش با بزرگترین مقام کشور و بستن صورت کارقانونی به آن هستند. اگر چنین است و اگر کاری فکرشده هست، باید بدانند داراییهای واگذاری دولت فقط به یک صورت می‌تواند "مولد" شود. مثلا معدنی برای استخراج و گرفتن اجاره و مالیات به کسی واگذار شود. درآمد این کار را می‌توان با مسامحه به خزانه برد و به‌عنوان درآمد دولت خرج امورجاری کرد. صورت دوم " تبدیل دارایی" به یک دارایی بهینه است. در تبدیل، درآمد فروش اموال متعلق به دولت و قابل هزینه کردن توسط دولتها نیست. مثل نفت نروژ که درآمدش متعلق به دولت و تأمین‌کننده هزینه آن نیست و بهینه کردن دارایی برای نفع نسل‌های بعد محسوب می‌شود. عمل حکومت فعلی حتی اگر فسادآمیز نشود غیرعقلانی و خیانت به آینده کشور است. هر مقامی در این مورد با آن همکاری کند مرتکب خیانت به آینده کشور شده است. سکوت مقامات در برابر آن نیز خیانت است.

🆔 @jameeno
#الف_دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🔻عدم توازن در استراتژی ملی کشور: نیاز به تغییر به قصد تداوم

🖌امیرحسین علینقی

▫️ده بار از آن راه بدان خانه برفتید
یک بار از این خانه بر این بام برآیید

▫️حدود سه سال پیش، و تقریباً هم‌زمان با اعتراض‌های پاییز ۱۳۹۸، طی سه یادداشت که به همت کانال تلگرامی جامعه‌نو منتشر شد، فرضیه عدم توازن در استراتژی ملی کشور به بحث گذاشته شد. این یادداشت‌ها، بعدها با برخی افزوده‌ها، مستقلاً در فضای مجازی انتشار یافت .
امروز اما، گویا هنوز به این نتیجه نرسیده‌ایم که «تداوم» در این دیار، نیازمند چرخش‌هایی در نظام حکمرانی و تصمیم‌گیری کشور است.
اهمیت وضعیت موجود ایجاب می‌کند، تا شرایط نامطمئن پیش‌رو و مخاطرات آن، به بحث گذاشته شود.  به این دلیل، اکنون و بر بستر آن یادداشت‌ها و کتاب «توالی بحران‌ها و عدم توازن در استراتژی ملی کشور»، تلاش می‌کنم تا به نحوی فشرده، به توصیف شرایط جاری و راه برون‌رفت از آن بپردازم.
تلاش کرده‌ام تا توضیحات اضافی را در پی‌نوشت‌ها بیاورم تا متن و ایده اصلی مختصرتر باشد.

۱. حرکت عمومی کشور یا یک «استراتژی ملی» دو بال دارد. یک بال آن «استراتژی امنیتی» و بال دیگرش «استراتژی توسعه‌» کشور است. با غمض نظر از برخی تلاطم‌ها و نیازهای فوری، در فرایندی درازمدت، این دو بال می‌بایست توامان و در کنار یکدیگر حرکت کنند در غیر این صورت استراتژی ملی کشور با عدم توازن مواجه خواهد شد و از این مجرا کلیت واحد تحلیل (در مثال ما: دولت ملی) آسیب خواهد دید.

۲. از اواخر دهه ۱۳۶۰ به این سو، به رغم اشارات گفتاری بر ضرورت توسعه، جریان حاکم بر حکمرانی کشور به سمت تقویت زیراستراتژی امنیتی کشور حرکت کرده و مسیر توسعه کشور، به حاشیه رفته است. این اقدام ابتدا از طریق تقویت گفتمان امنیت-محور انجام شد. امنیتی سازی فضای عمومی حرکت کشور، تنها به این حد محدود نماند. بعدها با تضعیف بخش‌های غیرنظامی گفتمان امنیتی، به مرور گفتمان امنیت-محور، به سوی غلبه نظامیان حرکت کرد و دیگر نهادهای گفتمان امنیت-محور نیز، به حاشیه رفتند.

۳. فرایند توجیه و مدلل سازی زیراستراتژی امنیتی و تضعیف زیراستراتژی توسعه کشور، از چند مجرا انجام شد که می‌توان به خوانش تمرکزگرا از قانون اساسی، استفاده از برخی آموزه‌های دینی در باب تمرکز قدرت و همچنین تاکید بر ارزشی به نام امنیت اشاره کرد. در نتیجه، از سرمایه‌هایی مانند قانون اساسی، شورای نگهبان و دین برای تمرکز قدرت و همچنین امنیتی-نظامی کردن امور بهر‌برداری شد.

🆔 @jameeno

🔺اینجا بیشتر بخوانید.
#الف

🔺در آذربایجان خبری نیست، شاید هم درکردستان!

▫️شورای سردبیری: چهل‌وچهار سال پیش، در میانۀ آشفتگیِ روزهای پس از پیروزی انقلاب، سلسله‌ای از اعلامیه‌های خواستار خودمختاری برای «خلق»های ایران صادر شد که مبتکر آن‌ها مرکزیت سازمان چریک‌های فدایی خلق بود: خلق ترکمن، خلق کرد، خلق عرب ...و البته خلق آذربایجان! در همۀ موارد کار به کشت‌وکشتار کشید و جز در آذربایجان (که داستان آن را برایتان تعریف خواهم کرد) حکومتِ تازه تأسیس‌شده به رهبریِ روحانیونِ حریصِ قدرت و جوانان کاملاً بی‌تجربه یک‌شبه پاسدار اسلام و یا مبارز خلقی شده (در کردستان، استثنائاً نیمی از رهبری را پیردموکرات‌های آب‌زیرکاه و موذی به عهده داشتند) به جان هم افتاده و مشغولِ ریختنِ خون یکدیگر شدند. اشخاص معقولی چون سید محمود طالقانی نتوانستند حریفِ هیچ‌یک از دو طرف شوند و دومین دستاورد انقلاب اسلامی پس از ریختنِ خون افسران ارتش، جنایت مشترک به کمک حزب فرتوتِ دموکرات و جوانان بی‌تجربۀ چریک بود. همان کشتارها (مثلاً در ترکمن‌صحرا) شد نردبان ترقیِ همین آتش‌زننده‌های قیصریه که معلوم شده برای پرکردنِ دستمال خودشان در جنگ هشت ساله، خونِ بهترین جوانان این کشور را در نیزارها و باتلاق‌های خوزستان فدیه کرده‌اند و... بماند. از داستان خودمختاری دور نیفتیم.

آن اعلامیه‌های ابلهانه و شرربارِ رهبریِ بی‌تجربۀ سازمان (که لابد غرورش اجازه نمی‌داد دراین‌باره حداقل از مشورت و تجربه پیرمردان با تجربه و عاقل‌تر حزب توده استفاده کند) متن و مفهومی تقریباً یکسان داشتند: بی هیچ تحلیل تاریخی، ارزیابیِ زمانی و سیاسی و حتی سرسوزنی بررسیِ این‌که مردم آن سامان چه می‌خواهند و چه نوع مطالباتی دارند صادر می‌شدند و همگی آبستن زایش بحران بودند؛ اما اعلامیه‌ای که رهبریِ سازمان با عنوان «خلق آذربایجان خودمختاری می‌خواهد» برای شاخۀ تبریز خود فرستاد (این اطلاعات تاریخی برای اولین بار منتشر می‌شود) انتشار نیافت: یک عضو میانیِ سازمان در برابر دستور مقاومت کرد، مهلت خواست و طی دو روز مطلبی استدلالی برای مرکزیت سازمان فرستاد که سازمان از موضع کوتاه آمد و آن اعلامیه را در آذربایجان پخش نکرد (در تهران تکثیر و پخش شده بود). مقالۀ کوتاه آن عضو سازمان که در دو نسخۀ تکثیر شده بود علیرغم فرضیات، منطق و ادبیات خالصِ مارکسیستی‌اش، احتمالاً امروز هم برای جوانان ما (که به آن‌ها گفته شده نگره‌ها و منطق و تحلیلهای مارکسیستی یکسره مردود است) قابل درک و پذیرش است.

🆔 @jameeno

🔻اینجا بیشتر بخوانید.
🔸پرسش‌هایی که یادداشت تازه جامعه‌ نو با عنوان درآذربایجان خبری... به آنهاپاسخ داده، از این قرارند: چرا اتفاقی که در سال ۵۸ در کردستان رخ داد در آذربایجان رخ نداد ونمیدهد؟ چرا ممکن است آنچه در ۵۸ درکردستان رخ داد دوباره رخ دهد؟... وچرا ایرانیان حتما دوباره یکدیگر را بیرحمانه خواهندکشت؟

🆔 @jameeno
#دیدگاه_همراهان_جامعه_نو

🖌حسن اسدنیا

🔻اشتباه‌های تکرار شونده و درس‌های نیاموخته!

▫️گروه اول مشاوران دانشگاه هاروارد برای مشاوره در زمینۀ برنامۀ توسعۀ اقتصادی کشور در 1338 به ایران وارد شد. سالها پس از پایان ماموریت این گروه، جورج بی بالدوین یکی از اعضای گروه، به نگارش کتابی دربارۀ تجارب چند سالۀ خود در ایران پرداخت. مقایسۀ نکته نظرات وی در آن سالها با مسائل مبتلای امروز، از این نظر جالب توجه است که به نظر می‌رسد با وجود گذشت بیش از 60 سال، بسیاری از مشکلات و مسائل به گونۀ غم انگیزی در حال تکرار، تکثیر و پیچیده‌تر شدن هستند. از جمله نویسنده در این کتاب می‌نویسد: «تقریباً شاهد فقدان کامل گروه‌های سازماندهی شده هستیم، گروه‌هایی که در نبرد و رقابت زندگی، منافع مشترک را دنبال کنند؛ گروه‌هایی مانند اتحادیه‌های تجاری، احزاب سیاسی، انجمن‌های علمی، سازمان‌های مدنی، اتحادیه‌های کارفرمایی، اتحادیه‌های بازرگانی و نظیر اینها. فردگرایی مبنایی و کمبود اعتماد که مشخصۀ جامعۀ ایران است، موجب شده تا تشکیل این سازمان‌ها تا زمان حاضر مشکل باشد. اما مایوس کردن‌های بی سر و صدای دولت نیز در تشکیل نشدن این سازمان‌ها به همان میزان مهم است. حکمرانان ایران به طور سنتی از گسترش مراکز مستقل سیاستگذاری و پیوند منافع گروه‌ها، می‌ترسند. برای جلوگیری از تشکیل چنین گروه‌هایی، دولت تقریباً همۀ گروه‌های ذی‌نفعی که مجاز به فعالیت هستند را تامین مالی و در نتیجه کنترل می‌کنند.» (ص41: برنامه ریزی و توسعه در ایران، 1396،جورج بی بالدوین، ترجمۀ میکائیل عظیمی، نشر علم، چاپ دوم) و در ادامه: «همۀ فعالیت‌های کارمندان به شدت در سیطرۀ مقررات جزئی است که برای جلوگیری از وقوع ناشایستگی‌ها طراحی شده‌اند، اما حتی معمول‌ترین (روتین‌ترین) مسائل نیز اسیر تشریفات زائد است. در نتیجه مردم به طور طبیعی تلاش می‌کنند راه خروج از این وضعیت را با پول بخرند. وضعیت سیاست و دولت در ایران که در بالا توصیف شد نشانگر ویژگی‌ای از این کشور است که از زمان تغییر قرن و بی تردید پیش از آن وجود داشته است. ولی در سال‌های اخیر اجماعی در حال شکل‌گیری است که بنیان قدرت سیاسی فعلی دیگر دارای مشروعیت نیست [...] این اجماع به طور مشخص منفی است و خود را به شکل بیزاری نسل جوان از سیاست، بی اعتنایی فراگیر به دولت‌، و اعتراض‌ها (به ویژه توسط دانشجویان) علیه رژیم نشان می‌دهد. بنابراین وضعیت سیاسی حاکم بیانگر یک جامعۀ منتظر است، جامعه در حال انتظار کشیدن. همه از جمله شاه، احساس می‌کنند در آستانۀ مواجهه با بحران هستند، بحرانی که هیچ کس را شگفت‌زده نخواهد کرد. آنچه بیشتر موجب شگفت‌زدگی می‌شود آن است که بحران رخ ندهد. بزرگترین پرسش بی پاسخ این است که آیا بن بست سیاسی‌ای که کشور دچار آن شده به آرامی، به تدریج و صلح‌آمیز از میان خواهد رفت یا به صورت ناگهانی، پیش بینی نشده و خشونت‌بار به پایان خواهد رسید.» (ص44: همان) مشاهدۀ این کارشناس امریکایی چنان است که اگر تاریخ‌ها و اسامی را جابجا کنیم، گویی فاصلۀ زیادی با توصیف شرایط روز ندارد! پرسش بزرگ حالا شاید این باشد، در زمینۀ حکمرانی سیاسی و اقتصادی، چگونه باید اشتباه‌های گذشته را بشناسیم و آنها را تکرار نکنیم؟

🆔 @jameeno
#توئیتر_جامعه_نو

▫️مهمترین بخش بیانیه آقای موسوی اظهار ناتوانی در تشخیص این است که مطالبات را چگونه باید با حکومت در میان گذاشت: "این پیشنهاد با ابهاماتی همراه است. کمترینش آنکه چه کسی قرار است آن را بپذیرد یا به اجرا بگذارد؟" پاسخ این‌ پرسش و مسیر کار، پذیرش این هست که بخشی از پیکره تعیین تکلیف حکومت (مرحله پیشاتغییر قانون اساسی) از درون حکومت باشد. موسوی باید آماده باشد حق مقامات ارشد و وکلای زنده باقیمانده از دوره ۴۵ساله گذشته را (که خودش نیز یکی از آنان است) به‌عنوان تعیین‌کنندگان تکلیف جمهوری اسلامی به رسمیت بشناسد  و از آنان دعوت کند آمادگی خود را برای اصلاح مسیر اعلام کنند (بسیاری عملا این کار را کرده‌اند). مکانیسم حاکم براین مسیر و گامهای بعدی  آن را، ماه پیش در جامعه‌نو (مقاله عبور از بن‌بست) شرح داده‌ایم.

🆔 @jameeno