🔸از حضور ناظران بینالمللی تا 8 نامزد نهایی انتخابات روسیه
🔹پوتین باید با 7 کاندید رقابت کند
▫️روسیه - سهیل سرائیان/ جامعهنو: از میان بیش از 70 نامزد انتخاباتی که خود را برای رقابت در انتخابات ریاستجمهوری 2018 روسیه آماده میکردند، تنها 36 نفر از آنها موفق شدند تا با موفقیت مراحل ثبتنام را در کمیته مرکزی انتخابات روسیه پشت سر بگذارند٬ اما همه آنها هم به مرحله نهایی نرسیدند.
براساس گزارش خبرگزاری روسیه(تاس) در تازهترین نتایج بررسی این 36 نفر تنها 8 نفر از آنها با موفقیت آخرین مرحله را پشت سر گذاشتهاند. النا پامفیلوا، رییس کمیته مرکزی انتخابات روسیه در این باره گفت: « ۳۶نامزد مستقل و 24 حزب اعلام کردند که برای رقابت در انتخابات خودشان را آماده میکنند اما در واقع مجموعا 22 حزب و 15 نامزد مستقل میتینگهای انتخاباتی و برنامههای انتخاباتی داشتند.» پامیفلوا در ادامه اشاره میکند که در میان تمام نامزدها 16 نفر موفق شدند تا به مرحله جمعآوری امضا برسند. در این مرحله نامزدهای مستقل 300 هزار و احزاب 100 هزار امضا باید جمع آوری کنند.
8 نفر نهایی چه کسانی هستند؟
اولین نامزد از طرف حزب لیبرال-دموکراتیک روسیه، ولادمیر ژیرینوفسکی است. وی هم اکنون رهبر این حزب در روسیه است. نفر دوم، رهبر حزب کمونیست روسیه، پاول گرودینین است. شش نامزد دیگر که نیاز به جمع آوری امضا از رایدهندگان داشتند و توانستند امضاهای لازم را به دست بیاورند، به صورت مستقل وارد انتخابات میشوند. نفر اول، ولادمیر پوتین است، او نیاز به 300 هزار امضا داشت که توانست بیش از یک میلیون و 500 هزار تا جمع کند. گیورگی یولینسکای از حزب لیبرال(یبلوکا)، بورس تیتوف، بازرس ویژه رییسجمهور و رهبر حزب توسعه روسیه و در نهایت ستاره تلویزیونی، کسنیا سوبچاک از طرف حزب ابتکار مدنی توانستند وارد این چالش بزرگ برای ماه مارس شوند.
تازهترین نظرسنجیها همچنان از اختلاف زیاد ولادمیر پوتین با دیگر نامزدها خبر میدهند. اگرچه که تمام رقبای پوتین در این دوره بر خلاف دورههای گذشته بیشترین سعی خود را برای شکست قدرتمندترین مرد روسیه به کار میبرند. سوالی که مطرح میشود این است که آیا آنها میتوانند این چهره شکستناپذیر را شکست دهند؟
حضور ناظران بین المللی برای انتخابات روسیه
سرگی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در دیداری که با رییس سازمان امنیت و همکاری اروپا داشت، رسما اعلام کرد که این سازمان اروپایی برای نظارت به انتخابات روسیه با این کشور همکاری میکند. روسیه پیشبینی میکند که علاوه بر سازمان امنیت و همکاری اروپا، نهادهای دیگری هم بر انتخابات روسیه نظارت کنند. سازمان پیمان امنیت جمعی دیگر ناظر انتخابات است. این سازمان در حوزه آسیای مرکزی فعالیت بیشتری دارد و مجموعا 9 کشور در آن عضویت دارند. همچنین اتحادیه کشورهای مستقل یا کشورهای مستقل مشترکالمنافع که شامل برخی از جمهوریهای مستقل اتحاد جماهیر شوروی سابق است هم نمایندگانی را برای نظارت به انتخابات روسیه به مسکو خواهند فرستاد.
سازمان امنیت و همکاری اروپا بزرگترین سازمان بینالمللی در مسائل امنیتی است. فعالیتهای آن شامل کنترل اسلحه،حقوق بشر، آزادی مطبوعات و انتخابات آزاد و منصفانه است، با اینکه این سازمان اروپایی است اما شماری از کشورهای حوزه مدیترانه، آمریکا و آسیا هم عضویت این سازمان را دارند. براساس اعلام وزارت خارجه روسیه از روز پنجم ماه فوریه امسال این سازمان دموکراتیک 80 ناظر دائمی و 420 ناظر کوتاهمدت برای انتخابات روسیه در ماه مارس به سراسر روسیه خواهند فرستاد.
🆔 @jameeno
https://goo.gl/xg5ULV
🔹پوتین باید با 7 کاندید رقابت کند
▫️روسیه - سهیل سرائیان/ جامعهنو: از میان بیش از 70 نامزد انتخاباتی که خود را برای رقابت در انتخابات ریاستجمهوری 2018 روسیه آماده میکردند، تنها 36 نفر از آنها موفق شدند تا با موفقیت مراحل ثبتنام را در کمیته مرکزی انتخابات روسیه پشت سر بگذارند٬ اما همه آنها هم به مرحله نهایی نرسیدند.
براساس گزارش خبرگزاری روسیه(تاس) در تازهترین نتایج بررسی این 36 نفر تنها 8 نفر از آنها با موفقیت آخرین مرحله را پشت سر گذاشتهاند. النا پامفیلوا، رییس کمیته مرکزی انتخابات روسیه در این باره گفت: « ۳۶نامزد مستقل و 24 حزب اعلام کردند که برای رقابت در انتخابات خودشان را آماده میکنند اما در واقع مجموعا 22 حزب و 15 نامزد مستقل میتینگهای انتخاباتی و برنامههای انتخاباتی داشتند.» پامیفلوا در ادامه اشاره میکند که در میان تمام نامزدها 16 نفر موفق شدند تا به مرحله جمعآوری امضا برسند. در این مرحله نامزدهای مستقل 300 هزار و احزاب 100 هزار امضا باید جمع آوری کنند.
8 نفر نهایی چه کسانی هستند؟
اولین نامزد از طرف حزب لیبرال-دموکراتیک روسیه، ولادمیر ژیرینوفسکی است. وی هم اکنون رهبر این حزب در روسیه است. نفر دوم، رهبر حزب کمونیست روسیه، پاول گرودینین است. شش نامزد دیگر که نیاز به جمع آوری امضا از رایدهندگان داشتند و توانستند امضاهای لازم را به دست بیاورند، به صورت مستقل وارد انتخابات میشوند. نفر اول، ولادمیر پوتین است، او نیاز به 300 هزار امضا داشت که توانست بیش از یک میلیون و 500 هزار تا جمع کند. گیورگی یولینسکای از حزب لیبرال(یبلوکا)، بورس تیتوف، بازرس ویژه رییسجمهور و رهبر حزب توسعه روسیه و در نهایت ستاره تلویزیونی، کسنیا سوبچاک از طرف حزب ابتکار مدنی توانستند وارد این چالش بزرگ برای ماه مارس شوند.
تازهترین نظرسنجیها همچنان از اختلاف زیاد ولادمیر پوتین با دیگر نامزدها خبر میدهند. اگرچه که تمام رقبای پوتین در این دوره بر خلاف دورههای گذشته بیشترین سعی خود را برای شکست قدرتمندترین مرد روسیه به کار میبرند. سوالی که مطرح میشود این است که آیا آنها میتوانند این چهره شکستناپذیر را شکست دهند؟
حضور ناظران بین المللی برای انتخابات روسیه
سرگی لاوروف، وزیر خارجه روسیه در دیداری که با رییس سازمان امنیت و همکاری اروپا داشت، رسما اعلام کرد که این سازمان اروپایی برای نظارت به انتخابات روسیه با این کشور همکاری میکند. روسیه پیشبینی میکند که علاوه بر سازمان امنیت و همکاری اروپا، نهادهای دیگری هم بر انتخابات روسیه نظارت کنند. سازمان پیمان امنیت جمعی دیگر ناظر انتخابات است. این سازمان در حوزه آسیای مرکزی فعالیت بیشتری دارد و مجموعا 9 کشور در آن عضویت دارند. همچنین اتحادیه کشورهای مستقل یا کشورهای مستقل مشترکالمنافع که شامل برخی از جمهوریهای مستقل اتحاد جماهیر شوروی سابق است هم نمایندگانی را برای نظارت به انتخابات روسیه به مسکو خواهند فرستاد.
سازمان امنیت و همکاری اروپا بزرگترین سازمان بینالمللی در مسائل امنیتی است. فعالیتهای آن شامل کنترل اسلحه،حقوق بشر، آزادی مطبوعات و انتخابات آزاد و منصفانه است، با اینکه این سازمان اروپایی است اما شماری از کشورهای حوزه مدیترانه، آمریکا و آسیا هم عضویت این سازمان را دارند. براساس اعلام وزارت خارجه روسیه از روز پنجم ماه فوریه امسال این سازمان دموکراتیک 80 ناظر دائمی و 420 ناظر کوتاهمدت برای انتخابات روسیه در ماه مارس به سراسر روسیه خواهند فرستاد.
🆔 @jameeno
https://goo.gl/xg5ULV
#الف
🔹خواص نظامیان
▫️شورای سردبیری: یکی از کارکردهای نظامیان در همه جهان، رسیدن به داد سیاستمداران به دردسر افتاده در حوزه غیر نظامی است: معمولا وقتی سیاستمدارها گیر میافتند، نظامیان فیلی هوا میکنند: یا با همسایهای در میافتند؛ یا جاسوس پیدا میکنند؛ یا موشک هوا میکنند؛ یا بمب تازهای درست میکنند؛ گاهی هم جنازه یک دعوای قدیمی را از گور بیرون میکشند.
این روزها، ژنرالهای جمهوریخواه آمریکا گور جنگ سرد را دوباره شکافتهاند. با طرح توسعه بمب اتمی کوچک، یک تحریک کوچک را برنامه ریزی کردهاند که دردسر بزرگ ترامپ را میپوشاند و ماجرای روس گیت را از عرصه اخبار دور میکند. چند ماه پیش همین کار را با بزرگ کردن تهدیدهای موشکی نوه کیم ایل سونگ در کره کرده بودند. دو هفته تمام، اخبار میهن پرستانه در هوا موج میزد و نیویورک تایمز و واشنگتن پست پیگیری ماجرای ارتباطات تیم انتخاباتی ترامپ با روسها را به سهو یا عمد فراموش کرده بودند. نظامیها، خیلی خاصیت دارند.
عمدهترین خاصیت آنها، داغ نگه داشتن تهدید خارجی برای انداختن دام رودربایستی به گردن مخالفان فعال است. وقتی یک دشمن خارجی با تهدیدهای قابل استناد وجود دارد، معمولا اکثر مردم شرم دارند مطالبات خود را در مقابل حکومت مطرح کنند و اگر کسی برخلاف این عرف، صدای خود را بلند کند راحتتر سرکوب میشود. تقریبا همه حکومتهای استبدادی و توتالیتر از این سیاست به وفور استفاده میکنند، و آمریکای ترامپ هم از استفاده از این اهرم ناگزیر است. ترامپ کسی را از خود داناتر نمیداند، آدمهای کم مایه را به دور خود گرد آورده، به نصایح گوش نمیدهد، دروغگویی پیشه کرده، و مهمتر از همه پاسخی برای اشتباهات مکرر خود ندارد. یک مستبد تمام عیار در چارچوب اختیارات رئیس جمهور ایالات متحده است.
اما این سکه روی دیگری هم دارد. میتوان پذیرفت ژنرالهای آمریکایی نیز به وقتش از او استفاده کنند تا چیزی را که درست میپندارند انجام دهند. این خطر البته فقط برای ترامپ وجود ندارد. دادن قدرت به نظامیان برای آنکه تصمیمات سیاسی بگیرند، در غالب اوقات همچون مست کردن زنگیانی است که وسیله خطرناک در دست دارند. چائوشسکو، هرگز گمان نمیکرد کسانی که او به سرنیزههایشان تکیه کرده آنقدر زود جبهه عوض کنند.
🆔 @jameeno
🔹خواص نظامیان
▫️شورای سردبیری: یکی از کارکردهای نظامیان در همه جهان، رسیدن به داد سیاستمداران به دردسر افتاده در حوزه غیر نظامی است: معمولا وقتی سیاستمدارها گیر میافتند، نظامیان فیلی هوا میکنند: یا با همسایهای در میافتند؛ یا جاسوس پیدا میکنند؛ یا موشک هوا میکنند؛ یا بمب تازهای درست میکنند؛ گاهی هم جنازه یک دعوای قدیمی را از گور بیرون میکشند.
این روزها، ژنرالهای جمهوریخواه آمریکا گور جنگ سرد را دوباره شکافتهاند. با طرح توسعه بمب اتمی کوچک، یک تحریک کوچک را برنامه ریزی کردهاند که دردسر بزرگ ترامپ را میپوشاند و ماجرای روس گیت را از عرصه اخبار دور میکند. چند ماه پیش همین کار را با بزرگ کردن تهدیدهای موشکی نوه کیم ایل سونگ در کره کرده بودند. دو هفته تمام، اخبار میهن پرستانه در هوا موج میزد و نیویورک تایمز و واشنگتن پست پیگیری ماجرای ارتباطات تیم انتخاباتی ترامپ با روسها را به سهو یا عمد فراموش کرده بودند. نظامیها، خیلی خاصیت دارند.
عمدهترین خاصیت آنها، داغ نگه داشتن تهدید خارجی برای انداختن دام رودربایستی به گردن مخالفان فعال است. وقتی یک دشمن خارجی با تهدیدهای قابل استناد وجود دارد، معمولا اکثر مردم شرم دارند مطالبات خود را در مقابل حکومت مطرح کنند و اگر کسی برخلاف این عرف، صدای خود را بلند کند راحتتر سرکوب میشود. تقریبا همه حکومتهای استبدادی و توتالیتر از این سیاست به وفور استفاده میکنند، و آمریکای ترامپ هم از استفاده از این اهرم ناگزیر است. ترامپ کسی را از خود داناتر نمیداند، آدمهای کم مایه را به دور خود گرد آورده، به نصایح گوش نمیدهد، دروغگویی پیشه کرده، و مهمتر از همه پاسخی برای اشتباهات مکرر خود ندارد. یک مستبد تمام عیار در چارچوب اختیارات رئیس جمهور ایالات متحده است.
اما این سکه روی دیگری هم دارد. میتوان پذیرفت ژنرالهای آمریکایی نیز به وقتش از او استفاده کنند تا چیزی را که درست میپندارند انجام دهند. این خطر البته فقط برای ترامپ وجود ندارد. دادن قدرت به نظامیان برای آنکه تصمیمات سیاسی بگیرند، در غالب اوقات همچون مست کردن زنگیانی است که وسیله خطرناک در دست دارند. چائوشسکو، هرگز گمان نمیکرد کسانی که او به سرنیزههایشان تکیه کرده آنقدر زود جبهه عوض کنند.
🆔 @jameeno
https://goo.gl/ZdGbvy
🔸همزمان با پدیده «دختر خیابان انقلاب» منتشر میشود:
🔹گزارش نشست «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاه به آینده»
▫️مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری در تیرماه سال ۱۳۹۳ نشستی تخصصی با موضوع «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاه به آینده» برگزار کرد. در این نشست ۲۲ نفر از کارشناسان حوزههای مطالعاتی مختلف و گرایشهای فکری گوناگون حضور داشتند. انتشار گزارشی از این نشست تخصصی، میتواند راهنمای مناسبی برای تحلیل پدیده «دختر خیابان انقلاب» باشد.
پدیده بدحجابی و فراتر از آن مسأله زنان، یکی از مناقشهبرانگیزترین مسائل فرهنگی و اجتماعی است که نظام جمهوری اسلامی با آن مواجه و توجه به آن از اهمیت زیادی برخوردار است. «قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ حجاب و عفاف» در سال ۱۳۸۴ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و در آن مجموعهای از سیاستها، اقدامات و راهکارها برای مسئله عفاف و حجاب پیشبینی شد. نگرانیها درخصوص وضعیت حجاب با گذشت ۹ سال از زمان تصویب قانون، همچنان بابت آنچه که گفته میشود عدم اجرای کامل قانون و مسئولیتناپذیری دستگاههای مربوطه است وجود دارد. شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در تیرماه ۱۳۹۳ در نامهای خطاب به رئیس محترم جمهور خواستار رسیدگی به وضعیت حجاب و عفاف و اجرایی شدن طرح مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ درخصوص حجاب شدهاند.
مرکز بررسیهای استراتژیک نشستی تخصصی را با هدف شناسایی چالشهای موجود در این حوزه، با حضور تعدادی از متخصصان و سیاستگذاران و با عنوان «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاهی به آینده» برگزار نموده است. نتیجه دو پژوهش مشابه انجام شده توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۹۳ در ابتدای این نشست ارائه شده و در ادامه متخصصان درباره دادههای این پژوهش و مسائل مختلف مربوط به مقوله حجاب اظهارنظر کردهاند. آنچه در ادامه میآید حاصل این نشست با حضور حاجباباییان (معاون فرهنگ عمومی معاونت فرهنگی قوه قضاییه)، حجتالاسلام والمسلمین دکتر سید حسین شاهمرادی (دبیر شورای فرهنگ عمومی)، حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا اکرمی (رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری)، حجتالاسلام والمسلمین نقویان (استاد حوزه و دانشگاه)، حمید قبادی (دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس)، دکتر اشرف بروجردی (عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، دکتر بهاره آروین (عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس)، دکتر زهرا شجاعی (رئیس سابق مرکز امور مشارکت زنان)، دکتر حسامالدین آشنا (سرپرست مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری)، دکتر سوسن باستانی (معاون بررسیهای راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری)، دکتر لیلا فلاحتی (عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی)، دکتر محمد حسینی (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی)، دکتر محمود شهابی (عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه)، دکتر منصور واعظی (دبیر پیشین شورای فرهنگ عمومی)، دکتر ناهید توسلی (پژوهشگر مطالعات زنان)، سرتیپ علیرضا افشار (قائم مقام پیشین وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی)، سیاری (به نمایندگی از آقای دکتر مرتضی میرباقری قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی)، صمدزاده (به نماینگی از خانم شهیندخت مولاوردی معاون محترم امور زنان و خانواده)، قربان (به نمایندگی از خانم مریم مجتهدزاده رئیس محترم سابق مرکز امور مشارکت زنان)، محسن بدره (پژوهشگر مطالعات زنان)، محمد آقاسی (رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران) و مهلا زمانینیا (طراح مد و لباس، مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی فخر اندیشه) است.
منبع: سایت مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری
لینک مطلب در سایت: 👈 https://goo.gl/uzii82
🆔 @jameeno
🔸همزمان با پدیده «دختر خیابان انقلاب» منتشر میشود:
🔹گزارش نشست «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاه به آینده»
▫️مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری در تیرماه سال ۱۳۹۳ نشستی تخصصی با موضوع «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاه به آینده» برگزار کرد. در این نشست ۲۲ نفر از کارشناسان حوزههای مطالعاتی مختلف و گرایشهای فکری گوناگون حضور داشتند. انتشار گزارشی از این نشست تخصصی، میتواند راهنمای مناسبی برای تحلیل پدیده «دختر خیابان انقلاب» باشد.
پدیده بدحجابی و فراتر از آن مسأله زنان، یکی از مناقشهبرانگیزترین مسائل فرهنگی و اجتماعی است که نظام جمهوری اسلامی با آن مواجه و توجه به آن از اهمیت زیادی برخوردار است. «قانون راهکارهای اجرایی گسترش فرهنگ حجاب و عفاف» در سال ۱۳۸۴ به تصویب شورای عالی انقلاب فرهنگی رسید و در آن مجموعهای از سیاستها، اقدامات و راهکارها برای مسئله عفاف و حجاب پیشبینی شد. نگرانیها درخصوص وضعیت حجاب با گذشت ۹ سال از زمان تصویب قانون، همچنان بابت آنچه که گفته میشود عدم اجرای کامل قانون و مسئولیتناپذیری دستگاههای مربوطه است وجود دارد. شماری از نمایندگان مجلس شورای اسلامی نیز در تیرماه ۱۳۹۳ در نامهای خطاب به رئیس محترم جمهور خواستار رسیدگی به وضعیت حجاب و عفاف و اجرایی شدن طرح مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی در سال ۱۳۸۴ درخصوص حجاب شدهاند.
مرکز بررسیهای استراتژیک نشستی تخصصی را با هدف شناسایی چالشهای موجود در این حوزه، با حضور تعدادی از متخصصان و سیاستگذاران و با عنوان «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاهی به آینده» برگزار نموده است. نتیجه دو پژوهش مشابه انجام شده توسط مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران در سالهای ۱۳۸۵ و ۱۳۹۳ در ابتدای این نشست ارائه شده و در ادامه متخصصان درباره دادههای این پژوهش و مسائل مختلف مربوط به مقوله حجاب اظهارنظر کردهاند. آنچه در ادامه میآید حاصل این نشست با حضور حاجباباییان (معاون فرهنگ عمومی معاونت فرهنگی قوه قضاییه)، حجتالاسلام والمسلمین دکتر سید حسین شاهمرادی (دبیر شورای فرهنگ عمومی)، حجتالاسلام والمسلمین سیدرضا اکرمی (رئیس شورای فرهنگی نهاد ریاست جمهوری)، حجتالاسلام والمسلمین نقویان (استاد حوزه و دانشگاه)، حمید قبادی (دبیر کارگروه ساماندهی مد و لباس)، دکتر اشرف بروجردی (عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی)، دکتر بهاره آروین (عضو هیات علمی دانشگاه تربیت مدرس)، دکتر زهرا شجاعی (رئیس سابق مرکز امور مشارکت زنان)، دکتر حسامالدین آشنا (سرپرست مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری)، دکتر سوسن باستانی (معاون بررسیهای راهبردی معاونت امور زنان و خانواده ریاست جمهوری)، دکتر لیلا فلاحتی (عضو هیات علمی پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی)، دکتر محمد حسینی (وزیر سابق فرهنگ و ارشاد اسلامی)، دکتر محمود شهابی (عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه علامه)، دکتر منصور واعظی (دبیر پیشین شورای فرهنگ عمومی)، دکتر ناهید توسلی (پژوهشگر مطالعات زنان)، سرتیپ علیرضا افشار (قائم مقام پیشین وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی)، سیاری (به نمایندگی از آقای دکتر مرتضی میرباقری قائم مقام وزیر کشور در امور اجتماعی و فرهنگی)، صمدزاده (به نماینگی از خانم شهیندخت مولاوردی معاون محترم امور زنان و خانواده)، قربان (به نمایندگی از خانم مریم مجتهدزاده رئیس محترم سابق مرکز امور مشارکت زنان)، محسن بدره (پژوهشگر مطالعات زنان)، محمد آقاسی (رئیس مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران) و مهلا زمانینیا (طراح مد و لباس، مدیر مسئول مؤسسه فرهنگی فخر اندیشه) است.
منبع: سایت مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری
لینک مطلب در سایت: 👈 https://goo.gl/uzii82
🆔 @jameeno
جامعه نو
https://goo.gl/ZdGbvy 🔸همزمان با پدیده «دختر خیابان انقلاب» منتشر میشود: 🔹گزارش نشست «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاه به آینده» ▫️مرکز بررسیهای استراتژیک ریاستجمهوری در تیرماه سال ۱۳۹۳ نشستی تخصصی با موضوع «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاه…
متن کامل گزارش نشست تخصصی «حجاب: آسیبشناسی سیاستهای گذشته، نگاه به آینده»
http://www.css.ir/Media/PDF/1396/11/14/636532375414083535.pdf
🆔 @jameeno
http://www.css.ir/Media/PDF/1396/11/14/636532375414083535.pdf
🆔 @jameeno
#الف
🔹مساله جبران
▫️شورای سردبیری: آیا امکان بازگشت به نقطه آغاز وجود دارد؟ این پرسشی بود که در پایان مطلب ستون الف با عنوان "بازیافت اعتماد عامه" در هفته گذشته پیش رو گذاشته بودیم. اینک وقت پاسخ به آن است.
بازگشتی که از آن یاد میکنیم به معنی جبران است. نه میتوان جانهای ازدست رفته را بازگرداند، نه میتوان ثروت نابود شده ملی را احیا کرد، نه میتوان حرف و نسبتهایی که به آدمها داده شده را پس گرفت، و در نهایت نه میتوان قضاوتی را که جامعه درباره ماهیت حکومت در ذهن دارد شست و آبروی آن را برگرداند. اما همه اینها را میتوان به مصداق منفعت بودن ضرر از هرجایی که جلوی آن را بگیری، جبران کرد . آیا حکومت امکان جبران مافات و بازیافت اعتماد عامه را دارد؟
اولین مانعی که در مسیر برگشت و جبران وجود دارد تعارض ساختار روند تخریب اعتماد و ساختار جبران است. حکومتهایی که اعتماد جامعه را از دست میدهند، معمولا مبسوط الید بودن خود را ارزانی نزدیکان بله قربان گو کردهاند و بنابراین خیل عظیمی از نزدیکان و مشاوران و کارگزاران و مباشران در نابود کردن اعتماد جامعه مشارکت میکنند. معمولا این گروه برای افزایش حصه خود از آنچه مانند یک لاشه در مقابل آنها گذاشته شده به حیوانیترین شکل ممکن، باسبعیت عمل و همه چیز را فدای افزایش سهم خود میکنند. هر چه این غارت ناسازمان یافتهتر باشد، خرابیهای بر جامانده وسیعتر و اعتماد از دست رفته بیشتر است.
اما وقتی تاثیرات اجتماعی این غارت آشکار میشود، کسی مسئولیت آن را نمیپذیرد. در این نقطه، نگاهها معمولا متوجه مقام عالیرتبه که شاه یا شخصی همسان اوست میشود. این دومین مانع بازگشت جبرانی را پدید میآورد: مشکل تلنبار شدن نتیجه یک عمل جمعی روی یک نفر. میتوان آن را با خوردن غذای دسته جمعی در رستوران مقایسه کرد. افرادی که زودتر از آورده شدن صورتحساب به روی میز از رستوران خارج میشوند، پولی نمیپردازند و نیازی هم به جبران ندارند. آخرین نفر گیر میافتد و باید هزینه آنچه را هم دیگران خوردهاند بپردازد.
این را میتوان تلنبار شدن نتایج و پیامدهای عمل جمعی روی فرد به علت موقعیت خاص او دانست. موقعیت خاص در این موضوع به طول مدت مسئولیت مربوط است. در جایی که افراد برای مدت محدودی مسئولیت میپذیرند، با هر تعویض چهار یا پنج سالهای بازی از دست دادن اعتماد دوباره از نو شروع میشود و مساله تلنبار پیش نمیآید. هیچ رئیس جمهوری مسئول جبران آنچه رئیس جمهور قبلی انجام داده نیست. شاید به همین دلیل باشد که امکان وقوع انقلاب در کشورهای دارای نظام مبتنی بر گردش قدرت کمتر است.
بنا بر این، در نهایت مساله بازگرداندن اعتماد و جبران معمولا یک مساله فردی است. وقتی موضوع فردی میشود حتی اگر میلی به جبران پدید آید، جمع همراهی نمیکند. ساختار شکل گرفته برای غارت، کارکرد جبرانی ندارد و مانعی برای جبران هم هست. در نتیجه هرچه میگذرد قضاوت جامعه درباره مسئولیت شخص اول قطعیت بیشتری مییابد. به حرف او اعتماد نمیشود و معمولا و متاسفانه هر برنامه اصلاحی فردیاش به ناکامی میانجامد.
🆔 @jameeno
🔹مساله جبران
▫️شورای سردبیری: آیا امکان بازگشت به نقطه آغاز وجود دارد؟ این پرسشی بود که در پایان مطلب ستون الف با عنوان "بازیافت اعتماد عامه" در هفته گذشته پیش رو گذاشته بودیم. اینک وقت پاسخ به آن است.
بازگشتی که از آن یاد میکنیم به معنی جبران است. نه میتوان جانهای ازدست رفته را بازگرداند، نه میتوان ثروت نابود شده ملی را احیا کرد، نه میتوان حرف و نسبتهایی که به آدمها داده شده را پس گرفت، و در نهایت نه میتوان قضاوتی را که جامعه درباره ماهیت حکومت در ذهن دارد شست و آبروی آن را برگرداند. اما همه اینها را میتوان به مصداق منفعت بودن ضرر از هرجایی که جلوی آن را بگیری، جبران کرد . آیا حکومت امکان جبران مافات و بازیافت اعتماد عامه را دارد؟
اولین مانعی که در مسیر برگشت و جبران وجود دارد تعارض ساختار روند تخریب اعتماد و ساختار جبران است. حکومتهایی که اعتماد جامعه را از دست میدهند، معمولا مبسوط الید بودن خود را ارزانی نزدیکان بله قربان گو کردهاند و بنابراین خیل عظیمی از نزدیکان و مشاوران و کارگزاران و مباشران در نابود کردن اعتماد جامعه مشارکت میکنند. معمولا این گروه برای افزایش حصه خود از آنچه مانند یک لاشه در مقابل آنها گذاشته شده به حیوانیترین شکل ممکن، باسبعیت عمل و همه چیز را فدای افزایش سهم خود میکنند. هر چه این غارت ناسازمان یافتهتر باشد، خرابیهای بر جامانده وسیعتر و اعتماد از دست رفته بیشتر است.
اما وقتی تاثیرات اجتماعی این غارت آشکار میشود، کسی مسئولیت آن را نمیپذیرد. در این نقطه، نگاهها معمولا متوجه مقام عالیرتبه که شاه یا شخصی همسان اوست میشود. این دومین مانع بازگشت جبرانی را پدید میآورد: مشکل تلنبار شدن نتیجه یک عمل جمعی روی یک نفر. میتوان آن را با خوردن غذای دسته جمعی در رستوران مقایسه کرد. افرادی که زودتر از آورده شدن صورتحساب به روی میز از رستوران خارج میشوند، پولی نمیپردازند و نیازی هم به جبران ندارند. آخرین نفر گیر میافتد و باید هزینه آنچه را هم دیگران خوردهاند بپردازد.
این را میتوان تلنبار شدن نتایج و پیامدهای عمل جمعی روی فرد به علت موقعیت خاص او دانست. موقعیت خاص در این موضوع به طول مدت مسئولیت مربوط است. در جایی که افراد برای مدت محدودی مسئولیت میپذیرند، با هر تعویض چهار یا پنج سالهای بازی از دست دادن اعتماد دوباره از نو شروع میشود و مساله تلنبار پیش نمیآید. هیچ رئیس جمهوری مسئول جبران آنچه رئیس جمهور قبلی انجام داده نیست. شاید به همین دلیل باشد که امکان وقوع انقلاب در کشورهای دارای نظام مبتنی بر گردش قدرت کمتر است.
بنا بر این، در نهایت مساله بازگرداندن اعتماد و جبران معمولا یک مساله فردی است. وقتی موضوع فردی میشود حتی اگر میلی به جبران پدید آید، جمع همراهی نمیکند. ساختار شکل گرفته برای غارت، کارکرد جبرانی ندارد و مانعی برای جبران هم هست. در نتیجه هرچه میگذرد قضاوت جامعه درباره مسئولیت شخص اول قطعیت بیشتری مییابد. به حرف او اعتماد نمیشود و معمولا و متاسفانه هر برنامه اصلاحی فردیاش به ناکامی میانجامد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹پرکردن شکاف گسل
▫️شورای سردبیری: گسل در زبان زمین شناسان محل اتصال و برخورد دو صفحه یا لایه زمینشناسی است که نیروهای درونی، هریک را به سویی فشار میدهد و افزایش نیروها در زمان خاصی با فایق آمدن بر نیروی اصطکاکی که آنها را در کنار یکدیگر نگه میدارد به شکستگی گسل، حرکت لایهها و ایجاد شکافها و بروز زمین لرزه منتهی میشود. طبقات اجتماعی و پیکرههای سیاسی مختلف الجنس که بر اساس اجبار در کنار یکدیگر و در حالت اصطکاک قرار دارند مثل صفحههای زمین عمل میکنند: گاه فعال میشوند، تحرکی نشان میدهند، و شکافی ایجاد میکنند. این گسلها در همه جوامع و نظامات سیاسی دیده میشوند.
گسلهای ساختاری جمهوری اسلامی نیز شناخته شده هستند: گسل نهادی بین اجزای انتخابی و انتصابی؛گسل عقیدتی بین گرایشهای محافظه کار سنتگرا و تحولخواه امروزی؛گسل خط مشی اقتصادی در گرایش کارگزاران اقتصادی نظام؛ و گسل رفتاری بین رویکرد مصالحه و تسامح با رویه تنش طلب و طرفدار تندخویی.
گهگاه و از جمله در سخنان اخیر روحانی شاهد فعال شدن برخی از این گسلها هستیم. سخنانی دارای ظاهر آرام که شدت نهفته در اصطکاک و شکستگی ساختار سیاسی را میپوشاند و اجازه بروز آن و شنیده شدنش را نمیدهد. باید آنها را شنید، ارزیابی کرد، و شکاف حاصله را به فوریت پر کرد.
در زمین شناسی، شکافها با کنده شدن اجزایی از یک یا هر دو صفحه پر میشوند. در کشمکشهای اجتماعی نیز این شکافها را اجزایی از یک دو طرف پر میکنند. افزایش و تشدید مطالبات اجتماعی از سوی نیروهای ترقیخواه، پر کننده این شکاف و عامل رسیدن به نقطه تعادل جدیدی است، اما اگر این نیروها در صدد تشدید مطالبات و بولدوزر کردن آنها به سوی شکاف نباشند، شکاف پدید آمده توسط رقیب آنها با ضد حمله و ایجاد انواع محدودیتها پر میشود.
هفته گذشته یکبار دیگر گسل سیاسی ایران با حرفهای روحانی تکانی خورد. شکاف حاصل از این تکانه باید با طرح و تشدید مطالبات اجتماعی پر میشد.
سر پیشگامان اصلاح طلب جای دیگری گرم است
🆔 @jameeno
🔹پرکردن شکاف گسل
▫️شورای سردبیری: گسل در زبان زمین شناسان محل اتصال و برخورد دو صفحه یا لایه زمینشناسی است که نیروهای درونی، هریک را به سویی فشار میدهد و افزایش نیروها در زمان خاصی با فایق آمدن بر نیروی اصطکاکی که آنها را در کنار یکدیگر نگه میدارد به شکستگی گسل، حرکت لایهها و ایجاد شکافها و بروز زمین لرزه منتهی میشود. طبقات اجتماعی و پیکرههای سیاسی مختلف الجنس که بر اساس اجبار در کنار یکدیگر و در حالت اصطکاک قرار دارند مثل صفحههای زمین عمل میکنند: گاه فعال میشوند، تحرکی نشان میدهند، و شکافی ایجاد میکنند. این گسلها در همه جوامع و نظامات سیاسی دیده میشوند.
گسلهای ساختاری جمهوری اسلامی نیز شناخته شده هستند: گسل نهادی بین اجزای انتخابی و انتصابی؛گسل عقیدتی بین گرایشهای محافظه کار سنتگرا و تحولخواه امروزی؛گسل خط مشی اقتصادی در گرایش کارگزاران اقتصادی نظام؛ و گسل رفتاری بین رویکرد مصالحه و تسامح با رویه تنش طلب و طرفدار تندخویی.
گهگاه و از جمله در سخنان اخیر روحانی شاهد فعال شدن برخی از این گسلها هستیم. سخنانی دارای ظاهر آرام که شدت نهفته در اصطکاک و شکستگی ساختار سیاسی را میپوشاند و اجازه بروز آن و شنیده شدنش را نمیدهد. باید آنها را شنید، ارزیابی کرد، و شکاف حاصله را به فوریت پر کرد.
در زمین شناسی، شکافها با کنده شدن اجزایی از یک یا هر دو صفحه پر میشوند. در کشمکشهای اجتماعی نیز این شکافها را اجزایی از یک دو طرف پر میکنند. افزایش و تشدید مطالبات اجتماعی از سوی نیروهای ترقیخواه، پر کننده این شکاف و عامل رسیدن به نقطه تعادل جدیدی است، اما اگر این نیروها در صدد تشدید مطالبات و بولدوزر کردن آنها به سوی شکاف نباشند، شکاف پدید آمده توسط رقیب آنها با ضد حمله و ایجاد انواع محدودیتها پر میشود.
هفته گذشته یکبار دیگر گسل سیاسی ایران با حرفهای روحانی تکانی خورد. شکاف حاصل از این تکانه باید با طرح و تشدید مطالبات اجتماعی پر میشد.
سر پیشگامان اصلاح طلب جای دیگری گرم است
🆔 @jameeno
🔸یک حقوق دان در گفتگو با جامعه نو:
🔹وثیقه 500 میلیونی «دختر انقلاب» با جرمش تطابق ندارد
▫️مجتبی رحیمی / جامعه نو: «علی مجتهدزاده» وکیل دادگستری، درباره اعلام جرم دختران انقلاب به خبرنگار جامعه نو گفت: چنانچه قائل به ارتکاب جرم توسط این دختران باشیم عمل ارتکابی آشکارا مصداق تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات بخش تعزیرات است. در این تبصره آمده است: زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
مجتهدزاده افزود: بنابراین به نظر نمیرسد دادستانی با این صراحت قانونی بتواند جرم دیگری را به این افراد منتسب کند چرا که طبعا دستگاه قضا در صف اول قانونمداری باید باشد. بنابراین با توجه به اینکه حبسهای زیر سه ماه نیز قانونا بایستی به جزای نقدی بدل شوند مشاهده میکنیم که در صورت تفهیم چنین اتهامی قرار تامین بایستی متناسب باشد در ماده ۲۱۷ آیین دادرسی کیفری ۹ گونه قرار تامین پیش بینی شده که سنگینترین آنها بازداشت و وثیقه است و سبکترین آنها التزام با قول شرف و یا وجه التزام است.
او ادامه داد: جرم مورد بحث یعنی کشف حجاب اینک در قوانین ما سبکترین جرم محسوب میشود. یعنی مجازات درجه ۸. مطابق ماده 65 قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ مرتکبان جرائم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آنها سه ماه حبس است به جای حبس به مجازات جایگزین حبس محکوم میگردند. ماده 64 این قانون هم مجازاتهای جایگزین حبس را شامل دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی دانسته و همچنین تبصره این ماده اعلام کرده دادگاه نمیتواند به بیش از دو نوع از مجازاتهای جایگزین حکم دهد.
مجتهدزاده درباره میزان وثیقه یکی از دختران بازداشت شده انقلاب گفت: بنابراین اساسا وقتی با چنین بزه سبکی روبرو هستیم نمیتوان پذیرفت که وثیقه ۵۰۰ میلیونی تناسب دارد و به نظر نمیرسد با موازین حقوقی چنین قراری تطابق داشته باشد.
🆔 @jameeno
🔹وثیقه 500 میلیونی «دختر انقلاب» با جرمش تطابق ندارد
▫️مجتبی رحیمی / جامعه نو: «علی مجتهدزاده» وکیل دادگستری، درباره اعلام جرم دختران انقلاب به خبرنگار جامعه نو گفت: چنانچه قائل به ارتکاب جرم توسط این دختران باشیم عمل ارتکابی آشکارا مصداق تبصره ماده ۶۳۸ قانون مجازات بخش تعزیرات است. در این تبصره آمده است: زنانی که بدون حجاب شرعی در معابر و انظار عمومی ظاهر شوند به حبس از ده روز تا دو ماه و یا از پنجاه هزار تا پانصد هزار ریال جزای نقدی محکوم خواهند شد.
مجتهدزاده افزود: بنابراین به نظر نمیرسد دادستانی با این صراحت قانونی بتواند جرم دیگری را به این افراد منتسب کند چرا که طبعا دستگاه قضا در صف اول قانونمداری باید باشد. بنابراین با توجه به اینکه حبسهای زیر سه ماه نیز قانونا بایستی به جزای نقدی بدل شوند مشاهده میکنیم که در صورت تفهیم چنین اتهامی قرار تامین بایستی متناسب باشد در ماده ۲۱۷ آیین دادرسی کیفری ۹ گونه قرار تامین پیش بینی شده که سنگینترین آنها بازداشت و وثیقه است و سبکترین آنها التزام با قول شرف و یا وجه التزام است.
او ادامه داد: جرم مورد بحث یعنی کشف حجاب اینک در قوانین ما سبکترین جرم محسوب میشود. یعنی مجازات درجه ۸. مطابق ماده 65 قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ مرتکبان جرائم عمدی که حداکثر مجازات قانونی آنها سه ماه حبس است به جای حبس به مجازات جایگزین حبس محکوم میگردند. ماده 64 این قانون هم مجازاتهای جایگزین حبس را شامل دوره مراقبت، خدمات عمومی رایگان، جزای نقدی، جزای نقدی روزانه و محرومیت از حقوق اجتماعی دانسته و همچنین تبصره این ماده اعلام کرده دادگاه نمیتواند به بیش از دو نوع از مجازاتهای جایگزین حکم دهد.
مجتهدزاده درباره میزان وثیقه یکی از دختران بازداشت شده انقلاب گفت: بنابراین اساسا وقتی با چنین بزه سبکی روبرو هستیم نمیتوان پذیرفت که وثیقه ۵۰۰ میلیونی تناسب دارد و به نظر نمیرسد با موازین حقوقی چنین قراری تطابق داشته باشد.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔹حسين سلامي و كاوه مدني
▫️محمّدحسين كريميپور: ديشب پريشب، مصاحبه سردار حسين سلامي پيرامون وضعيتِ دفاعي كشور را ديدم. من او را در زمان جنگ شناختم. دانشجوي مهندسي داوطلب جواني بودم كه تازه پايم به جبهه باز شده بود. سلامي امّا، فرمانده معتبر جاافتادهاي بود. به يادم مانده چون خليق و افتاده و اهل منطق بود آداب معاشرت ميدانست و مثل افسران ارتش مرتّب و خوش لباس بود. اين كهنهسربازِ جنگ، شايسته احترام ايرانيان است. سلامي بارزترين چهره اهلِ فكر و درس و بحث سپاه و فرمانده سابقِ دافوس و نيروي هوايي و جانشينِ فعليِ فرماندهي كلّ است.
در سخنانِ سرتيپ سلامي دو نكته، برايم عجيب بود. اوّل، ميزانِ اغراق ايشان در دستاوردهاي صنايع دفاعي بود. سردار، محصولاتِ ما را در صنعت پهپاد، همطراز شاگرد اوّل اين رشته در دنيا (آمريكا) و در سامانههاي دفاع ضدّهوايي، برتر از شاگرد اوّل آن رشته در دنيا (روسيه) خواند. راستش من يكّه خوردم. خودباوري خوبست اما كسي كه پيشهاش استراتژي است، اگر از حقيقت فاصله بگيرد، خطر توليد خواهد كرد. مطلبِ دوم، اصرار سردار بر كاربردِ معادلِ انگليسيِ كلمات سادهاي چون هدف، خطا و غربيسازي بود. سلامي تمام عمرش در ايران بوده و طبعا فقرِ لغتِ فارسي ندارد. تيمّن و تبركِ مكررِ يك سپاهي به زبان دشمن، در برنامهاي كه مخاطبانش يكسره فارسي زبانند، غيرِ قابلِ هضم و آزاردهنده بود.
آن شب، ژنرالِ كهنه كار ايراني را آنقدر كه دوست داشتم، حرفهاي و اقناعگر نيافتم و خيلي پكر شدم. او راويِ روايت ناهوشمندِ و غيرجذابِ رسمي بود. ظهورِ حرفهاي و هوشمندِ نيروهاي مسلح در افكارِ عمومي، مايه دلگرمي دوست و حذَرِ دشمن و بخش مهمّي از بنيه دفاعي ما است.
ديروز صبح، كليپِ سخنانِ دكتر كاوه مدني در كنفرانس مديريت شهري به دستم رسيد. قبلا مطالبي از او خوانده بودم امّا او و انديشههايش را خوب نميشناختم. گفت پس از پانزده سال تحصيل در خارجه، چند ماهيست به ايران بازگشته و در سازمان محيطزيست مشغول است. من كه در خُماري تجربه ديشبِ سردار بودم، دو نكته توجهم را جلب كرد. اول آنكه درست عكسِ سلامي، مدني خيلي نگران بود. او ضعفها و چالشهاي حوزه كارش و كشورش را ميديد و به دنبال چاره بود. نكته دوم آنكه جوانِ از فرنگ برگشته، جز عبارت "دي اكسيد كربن" كه معادل فارسي ندارد، تا جايي كه به خاطر دارم، كلمهاي غيرفارسي به كار نبرد. او فارسي را سَره، فاخر و با افتخار به كار گرفت، گزافه نگفت و منطق سخنانش محكم بود. حس ميكردي گرچه جوان و كمتجربه است ولي خوب ميبيند، منصف، تحليلگر و چارهانديش است.
اين دو ايرانيِ محترم و مفيد، از دو نسلِ مختلف، در عرصههايي متفاوت و با پيشينه مغايرند. نميتوان يك به يك به مقايسه توانِ حرفهاي آنها پرداخت؛ اما هر يك، به وضوح، نماينده يك جريان فكري قابل تمايزند. دوگانه سلامي- مدني مرا رها نميكند. خاستگاه و تربيت من بيشتر نزديك به حاج حسين است و نه آقا كاوه؛ اما بعد از چهل سال سپردنِ مملكت به ما سلاميها، فكر ميكنم خوبست آدمهايي مثل من كمي از گفتن، گفتن و باز هم گفتن بكاهند و بسيار بيشتر گوش فرا دهند.
درياي خروشانِ ايران موج ميزند. پير يا جوان، كم نيستند مدنيهايي از نحلهها و عقايد مختلف كه در آبهاي نزديك و دور سفرها كردهاند، دانشهاي تازه، حرفهاي نو و انديشههاي راهگشا دارند. تشنگيِ ما با آموختنِ و كاربردِ كلماتِ انگليسي رفع نخواهد شد. فراتر از زبانِ دنيا، محتاج فهمِ فرهنگ، منطق و مكانيسمِ كاركردِ جهانيم. ما نسلِ فسيلهاي تماميتخواه، محتاج درك ديگرانيم، ديگراني كه در داخلِ مرزها و بسيار مردماني كه خارج مرزهايمانند. گرچه هنوز دنيايِ بيرون را لااقل در روايت رسميمان انكارميكنيم، امّا كنجكاوي، شيفتگي و اعجابمان نسبت به آن را نميتوانيم پنهان كنيم.
من از احترام به پيرمردهايِ ايراني بالاخص كهنه سربازان نميكاهم امّا چشم اميدم آنچه از اميدم باقيست به جوانهاست. جوانهايي كه "فرزندِ زمان خويشتن" اند. چشمهايي دارند كه ميبيند، گوشهايي دارند كه ميشنود و مثل ما اسير روابط و قبايل و اوهام نيستند. به جوانهايي كه از بيماري جزم خالي و از معجزه پرسش و بركتِ ترديد، پر اند.
سلام بر " ايرانِ جوان" !
🆔 @jameeno
🔹حسين سلامي و كاوه مدني
▫️محمّدحسين كريميپور: ديشب پريشب، مصاحبه سردار حسين سلامي پيرامون وضعيتِ دفاعي كشور را ديدم. من او را در زمان جنگ شناختم. دانشجوي مهندسي داوطلب جواني بودم كه تازه پايم به جبهه باز شده بود. سلامي امّا، فرمانده معتبر جاافتادهاي بود. به يادم مانده چون خليق و افتاده و اهل منطق بود آداب معاشرت ميدانست و مثل افسران ارتش مرتّب و خوش لباس بود. اين كهنهسربازِ جنگ، شايسته احترام ايرانيان است. سلامي بارزترين چهره اهلِ فكر و درس و بحث سپاه و فرمانده سابقِ دافوس و نيروي هوايي و جانشينِ فعليِ فرماندهي كلّ است.
در سخنانِ سرتيپ سلامي دو نكته، برايم عجيب بود. اوّل، ميزانِ اغراق ايشان در دستاوردهاي صنايع دفاعي بود. سردار، محصولاتِ ما را در صنعت پهپاد، همطراز شاگرد اوّل اين رشته در دنيا (آمريكا) و در سامانههاي دفاع ضدّهوايي، برتر از شاگرد اوّل آن رشته در دنيا (روسيه) خواند. راستش من يكّه خوردم. خودباوري خوبست اما كسي كه پيشهاش استراتژي است، اگر از حقيقت فاصله بگيرد، خطر توليد خواهد كرد. مطلبِ دوم، اصرار سردار بر كاربردِ معادلِ انگليسيِ كلمات سادهاي چون هدف، خطا و غربيسازي بود. سلامي تمام عمرش در ايران بوده و طبعا فقرِ لغتِ فارسي ندارد. تيمّن و تبركِ مكررِ يك سپاهي به زبان دشمن، در برنامهاي كه مخاطبانش يكسره فارسي زبانند، غيرِ قابلِ هضم و آزاردهنده بود.
آن شب، ژنرالِ كهنه كار ايراني را آنقدر كه دوست داشتم، حرفهاي و اقناعگر نيافتم و خيلي پكر شدم. او راويِ روايت ناهوشمندِ و غيرجذابِ رسمي بود. ظهورِ حرفهاي و هوشمندِ نيروهاي مسلح در افكارِ عمومي، مايه دلگرمي دوست و حذَرِ دشمن و بخش مهمّي از بنيه دفاعي ما است.
ديروز صبح، كليپِ سخنانِ دكتر كاوه مدني در كنفرانس مديريت شهري به دستم رسيد. قبلا مطالبي از او خوانده بودم امّا او و انديشههايش را خوب نميشناختم. گفت پس از پانزده سال تحصيل در خارجه، چند ماهيست به ايران بازگشته و در سازمان محيطزيست مشغول است. من كه در خُماري تجربه ديشبِ سردار بودم، دو نكته توجهم را جلب كرد. اول آنكه درست عكسِ سلامي، مدني خيلي نگران بود. او ضعفها و چالشهاي حوزه كارش و كشورش را ميديد و به دنبال چاره بود. نكته دوم آنكه جوانِ از فرنگ برگشته، جز عبارت "دي اكسيد كربن" كه معادل فارسي ندارد، تا جايي كه به خاطر دارم، كلمهاي غيرفارسي به كار نبرد. او فارسي را سَره، فاخر و با افتخار به كار گرفت، گزافه نگفت و منطق سخنانش محكم بود. حس ميكردي گرچه جوان و كمتجربه است ولي خوب ميبيند، منصف، تحليلگر و چارهانديش است.
اين دو ايرانيِ محترم و مفيد، از دو نسلِ مختلف، در عرصههايي متفاوت و با پيشينه مغايرند. نميتوان يك به يك به مقايسه توانِ حرفهاي آنها پرداخت؛ اما هر يك، به وضوح، نماينده يك جريان فكري قابل تمايزند. دوگانه سلامي- مدني مرا رها نميكند. خاستگاه و تربيت من بيشتر نزديك به حاج حسين است و نه آقا كاوه؛ اما بعد از چهل سال سپردنِ مملكت به ما سلاميها، فكر ميكنم خوبست آدمهايي مثل من كمي از گفتن، گفتن و باز هم گفتن بكاهند و بسيار بيشتر گوش فرا دهند.
درياي خروشانِ ايران موج ميزند. پير يا جوان، كم نيستند مدنيهايي از نحلهها و عقايد مختلف كه در آبهاي نزديك و دور سفرها كردهاند، دانشهاي تازه، حرفهاي نو و انديشههاي راهگشا دارند. تشنگيِ ما با آموختنِ و كاربردِ كلماتِ انگليسي رفع نخواهد شد. فراتر از زبانِ دنيا، محتاج فهمِ فرهنگ، منطق و مكانيسمِ كاركردِ جهانيم. ما نسلِ فسيلهاي تماميتخواه، محتاج درك ديگرانيم، ديگراني كه در داخلِ مرزها و بسيار مردماني كه خارج مرزهايمانند. گرچه هنوز دنيايِ بيرون را لااقل در روايت رسميمان انكارميكنيم، امّا كنجكاوي، شيفتگي و اعجابمان نسبت به آن را نميتوانيم پنهان كنيم.
من از احترام به پيرمردهايِ ايراني بالاخص كهنه سربازان نميكاهم امّا چشم اميدم آنچه از اميدم باقيست به جوانهاست. جوانهايي كه "فرزندِ زمان خويشتن" اند. چشمهايي دارند كه ميبيند، گوشهايي دارند كه ميشنود و مثل ما اسير روابط و قبايل و اوهام نيستند. به جوانهايي كه از بيماري جزم خالي و از معجزه پرسش و بركتِ ترديد، پر اند.
سلام بر " ايرانِ جوان" !
🆔 @jameeno
❤1
#الف
🔹سیاست و محیط زیست
▫️شورای سردبیری: آیا دغدغههای محیط زیستی میتواند منشاء تحول سیاسی باشد؟ پیش از دهه هفتاد قرن پیش، کسی به این پرسش پاسخ مثبت نمیداد، اما با ظهور حزب سبزهای آلمان و موفقیت نسبی آن در عرصه محافظه کار سیاست آلمان، تصور اینکه اشخاص دلمشغول به مسایلی چون سرنوشت کره زمین و حفظ محیط زیست، علیرغم ظاهر گریزان از سیاست خود کارکردهای قوی سیاسی خواهند یافت بسیار بدیهی شد. نمیتوان پیوند خورده با طبیعت و نگران محیط زیست بود و به سیاست نپرداخت. امروزه، این امری جهان شمول شده است.
اکنون احزاب سبز فقط به عنوان طرفداران حفظ محیط زیست شناخته نمیشوند و گرایشهای قوی طرفداری از عدالت اجتماعی، سهل گیری عقیدتی، سوگیری ضد خشونت، و مبارزه در راه دمکراسی با مرام و مسلک اکثر آنها عجین شده است. آنها جنبشها و احزابی متمایل به چپ شناخته میشوند و اقبال عمومی به آنها، به ضرر احزاب سنتی رو به افزایش است.
در ایران جنبش طرفداری از حفظ محیط زیست یک حرکت روبه رشد، جذاب، به صورت بالقوه سیاسی و دارای ماهیت آموزشگر و انضباط بخش است. بخش قابل توجهی از نهادهای مدنی برخاسته از تحرک مردم که به عنوان "مردم نهاد" شناخته میشوند، بر موضوع محیط زیست متمرکزند و نهادهای غیر دولتی واسط مانند شوراهای شهر نیز به شدت از آنها و گفتمانی که آنرا نمایندگی میکنند تاثیر میپذیرند. این ظرفیتی بسیار گسترده و مفید به حال تحولات معطوف به توسعه دموکراتیک کشور است.
احزاب سیاسی و حاملان اندیشه تغییرات دموکراتیک متاسفانه از این ظرفیت غافل هستند و مفاهیم تازه و نوین مشارکت اجتماعی را به خوبی نمیشناسند. گرانیگاه جنبشهای سیاسی سازنده تحول مسالمت آمیز در آینده کشور ما، نهادهای مدنی و سازمانهای غیر دولتی هستند: مردمان با انگیزه و غالبا تحصیلکرده و هدفمندی که طیفی وسیع از خواستها و مطالبات، از حراست از حقوق صنفی جمعی گرفته تا حفظ حریم واقعی خصوصی فردی و حفظ محیط زیست عمومی کشور را نمایندگی میکنند.
تنها شرط پیمودن این مسیر مسالمت آمیز، خودداری حکومت از سوق دادن جامعه به سوی طغیان کور فقرای خشمگین علیه نارساییهای حاصل از عملکردش نیست، هشیاری نیروهای سیاسی تحول طلب برای صورتبندی مسائل معمولی زندگی شهروندان به عنوان مطالبات عمومی هم هست: از دغدغه شهروندان عادی درباره کودکان کار گرفته تا نگرانیهایشان درباره محیط زیست.
🆔 @jameeno
🔹سیاست و محیط زیست
▫️شورای سردبیری: آیا دغدغههای محیط زیستی میتواند منشاء تحول سیاسی باشد؟ پیش از دهه هفتاد قرن پیش، کسی به این پرسش پاسخ مثبت نمیداد، اما با ظهور حزب سبزهای آلمان و موفقیت نسبی آن در عرصه محافظه کار سیاست آلمان، تصور اینکه اشخاص دلمشغول به مسایلی چون سرنوشت کره زمین و حفظ محیط زیست، علیرغم ظاهر گریزان از سیاست خود کارکردهای قوی سیاسی خواهند یافت بسیار بدیهی شد. نمیتوان پیوند خورده با طبیعت و نگران محیط زیست بود و به سیاست نپرداخت. امروزه، این امری جهان شمول شده است.
اکنون احزاب سبز فقط به عنوان طرفداران حفظ محیط زیست شناخته نمیشوند و گرایشهای قوی طرفداری از عدالت اجتماعی، سهل گیری عقیدتی، سوگیری ضد خشونت، و مبارزه در راه دمکراسی با مرام و مسلک اکثر آنها عجین شده است. آنها جنبشها و احزابی متمایل به چپ شناخته میشوند و اقبال عمومی به آنها، به ضرر احزاب سنتی رو به افزایش است.
در ایران جنبش طرفداری از حفظ محیط زیست یک حرکت روبه رشد، جذاب، به صورت بالقوه سیاسی و دارای ماهیت آموزشگر و انضباط بخش است. بخش قابل توجهی از نهادهای مدنی برخاسته از تحرک مردم که به عنوان "مردم نهاد" شناخته میشوند، بر موضوع محیط زیست متمرکزند و نهادهای غیر دولتی واسط مانند شوراهای شهر نیز به شدت از آنها و گفتمانی که آنرا نمایندگی میکنند تاثیر میپذیرند. این ظرفیتی بسیار گسترده و مفید به حال تحولات معطوف به توسعه دموکراتیک کشور است.
احزاب سیاسی و حاملان اندیشه تغییرات دموکراتیک متاسفانه از این ظرفیت غافل هستند و مفاهیم تازه و نوین مشارکت اجتماعی را به خوبی نمیشناسند. گرانیگاه جنبشهای سیاسی سازنده تحول مسالمت آمیز در آینده کشور ما، نهادهای مدنی و سازمانهای غیر دولتی هستند: مردمان با انگیزه و غالبا تحصیلکرده و هدفمندی که طیفی وسیع از خواستها و مطالبات، از حراست از حقوق صنفی جمعی گرفته تا حفظ حریم واقعی خصوصی فردی و حفظ محیط زیست عمومی کشور را نمایندگی میکنند.
تنها شرط پیمودن این مسیر مسالمت آمیز، خودداری حکومت از سوق دادن جامعه به سوی طغیان کور فقرای خشمگین علیه نارساییهای حاصل از عملکردش نیست، هشیاری نیروهای سیاسی تحول طلب برای صورتبندی مسائل معمولی زندگی شهروندان به عنوان مطالبات عمومی هم هست: از دغدغه شهروندان عادی درباره کودکان کار گرفته تا نگرانیهایشان درباره محیط زیست.
🆔 @jameeno
🔸32 وكيل دادگستري طي يك بيانيه خواستار شدند
🔹حق آزادی و فعالیت صنفی رضا شهابی
▫️32 وكيل دادگستري ازجمله ناصر زرافشان، محمد شریف، نسرين ستوده، یوسف مولایی، صالح نیکبخت، امیر رئیسیان، حسین احمدی نیاز، عثمان مزین و ... طي يك بيانيه با دفاع از حق آزادي و فعاليت صنفي رضا شهابي، كارگر زنداني خواستار آزادي او شدند. رضا شهابي، عضو هيات مديره سنديكا كارگران شركت واحد، از 18مردادماه امسال در زندان بهسر ميبرد و بهدليل وخامت جسماني كه پيشتر پزشك وي تشخيص داده بود، 2بار سكته كرده است. وكلاي دادگستري در اين بيانيه اعلام كردهاند: مطابق با اصل ۲۶ قانون اساسی؛ اقدام در جهت تأسیس تشکل کارگری را حق رضا شهابی و هر فعال کارگری دیگر میدانیم و با توجه به قوانین و مقررات و آییننامههای متعدد جزایی که اجازهی تحمل کیفر زندان را به زندانی بیمار نداده است، خواستار آزادی رضا شهابی هستیم.
🔻برای مشاهده بیانیه، گزینه INSTANT VIEW را لمس کنید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/shahabi-02-07
🔹حق آزادی و فعالیت صنفی رضا شهابی
▫️32 وكيل دادگستري ازجمله ناصر زرافشان، محمد شریف، نسرين ستوده، یوسف مولایی، صالح نیکبخت، امیر رئیسیان، حسین احمدی نیاز، عثمان مزین و ... طي يك بيانيه با دفاع از حق آزادي و فعاليت صنفي رضا شهابي، كارگر زنداني خواستار آزادي او شدند. رضا شهابي، عضو هيات مديره سنديكا كارگران شركت واحد، از 18مردادماه امسال در زندان بهسر ميبرد و بهدليل وخامت جسماني كه پيشتر پزشك وي تشخيص داده بود، 2بار سكته كرده است. وكلاي دادگستري در اين بيانيه اعلام كردهاند: مطابق با اصل ۲۶ قانون اساسی؛ اقدام در جهت تأسیس تشکل کارگری را حق رضا شهابی و هر فعال کارگری دیگر میدانیم و با توجه به قوانین و مقررات و آییننامههای متعدد جزایی که اجازهی تحمل کیفر زندان را به زندانی بیمار نداده است، خواستار آزادی رضا شهابی هستیم.
🔻برای مشاهده بیانیه، گزینه INSTANT VIEW را لمس کنید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/shahabi-02-07
Telegraph
32 وكيل دادگستري طي يك بيانيه خواستار شدند
حق آزادی و فعالیت صنفی رضا شهابی 32 وكيل دادگستري ازجمله ناصر زرافشان، محمد شریف، نسرين ستوده، یوسف مولایی، صالح نیکبخت، امیر رئیسیان، حسین احمدی نیاز، عثمان مزین و ... طي يك بيانيه با دفاع از حق آزادي و فعاليت صنفي رضا شهابي، كارگر زنداني خواستار آزادي او…
#از_دیگر_رسانهها
🔸رغبت دینی در زمانه کنونی
🔹 و الی ربک فارغب
▫️سید هادی طباطبایی: غایت و هدف دینداری را میباید برگزید. نمیباید دین و دینداری را در تمسک به اموری معرفی کرد که با عقل زمانه کمتر سازگاری دارد. پاینهادن در عرصهی عمومی، اشباعِ عقلِ جمعی را نیز میطلبد. میتوان به دستاوردهای جدیدِ امروزین به دیدهی عنایت نگریست و همچنان بر مرام دینی مقیّد بود.
🔹 آیتالله سید محمود موسوی دهسرخی از مجتهدین حدیثگرا و تجددگریز شیعه از روحانیونی بود که صریحاً پشت پا بر مدنیّتِ جدید میزد. او در کتاب کشکولی که از وی منتشر شده، در ذکرِ احوالات خود میگوید فردی از او درخواست کرده تا به خانهاش برود؛ دهسرخی پاسخ میگوید: «نمیآیم؛ چون رادیو و تلویزیون داری نمیآیم… چون دخترهایت به مدرسه میروند نمیآیم».
🔹 سید عبدالاعلی سبزواری مرجعِ کوتاهزمانِ نجف و جانشین سید خویی، اکراه و اجبار در گرایش به دین را جایز شمرده بود. دین و ایمانی که میباید به رغبتِ تام بر دل دینداران مینشست، به حکم مرحوم سبزواری میتوانست به اکراه و اجبار نیز متحقق گردد. وی ادعا کرد که «چون دینِ حق، برای نجات انسانها از شقاوت ابدی لازم است؛ از این رو اکراه بر آن مجاز بوده و رها کردنِ کافر که موجب سقوط ابدی و شقاوت جاودانه او میشود، قبیح و نارواست».
🔹 مرحوم شیخ مفید قرنها پیش متدیّنان را هشدار داده بود که «جماعتی از شیعیان که دیانت آنها از روی تقلید و بدون تأمل است… شایستهی خلود در جهنم میباشند». وی حتی معتقد بود: «امام غائب(عج) از آن جهت تا کنون ظاهر نشده است که میداند اعتقاد بیشترین پیروان او مبتنی بر تقلید است و بر چنین مردمی نمیتوان اعتماد کرد».
🔹 سید مرتضی علم الهدی نیز عالمان دین را قَسَم داده بود که «هر آنکه دربارهی مطالبِ ما اندیشه مینماید، قَسَمش میدهیم که در هیچ یک از رهیافتها و دلائل آن از ما تقلید نکند… بلکه در هر گزارهای، مانند شخصی که از ابتدا میخواهد شروع کند، نظر نماید و از این طریق تلاش نماید تا حق را از باطل و راست را از دروغ تشخیص دهد».
منبع: کانال مباحثات
متن کامل مطلب👇👇👇
http://mobahesat.ir/15698
🆔 @jameeno
🔸رغبت دینی در زمانه کنونی
🔹 و الی ربک فارغب
▫️سید هادی طباطبایی: غایت و هدف دینداری را میباید برگزید. نمیباید دین و دینداری را در تمسک به اموری معرفی کرد که با عقل زمانه کمتر سازگاری دارد. پاینهادن در عرصهی عمومی، اشباعِ عقلِ جمعی را نیز میطلبد. میتوان به دستاوردهای جدیدِ امروزین به دیدهی عنایت نگریست و همچنان بر مرام دینی مقیّد بود.
🔹 آیتالله سید محمود موسوی دهسرخی از مجتهدین حدیثگرا و تجددگریز شیعه از روحانیونی بود که صریحاً پشت پا بر مدنیّتِ جدید میزد. او در کتاب کشکولی که از وی منتشر شده، در ذکرِ احوالات خود میگوید فردی از او درخواست کرده تا به خانهاش برود؛ دهسرخی پاسخ میگوید: «نمیآیم؛ چون رادیو و تلویزیون داری نمیآیم… چون دخترهایت به مدرسه میروند نمیآیم».
🔹 سید عبدالاعلی سبزواری مرجعِ کوتاهزمانِ نجف و جانشین سید خویی، اکراه و اجبار در گرایش به دین را جایز شمرده بود. دین و ایمانی که میباید به رغبتِ تام بر دل دینداران مینشست، به حکم مرحوم سبزواری میتوانست به اکراه و اجبار نیز متحقق گردد. وی ادعا کرد که «چون دینِ حق، برای نجات انسانها از شقاوت ابدی لازم است؛ از این رو اکراه بر آن مجاز بوده و رها کردنِ کافر که موجب سقوط ابدی و شقاوت جاودانه او میشود، قبیح و نارواست».
🔹 مرحوم شیخ مفید قرنها پیش متدیّنان را هشدار داده بود که «جماعتی از شیعیان که دیانت آنها از روی تقلید و بدون تأمل است… شایستهی خلود در جهنم میباشند». وی حتی معتقد بود: «امام غائب(عج) از آن جهت تا کنون ظاهر نشده است که میداند اعتقاد بیشترین پیروان او مبتنی بر تقلید است و بر چنین مردمی نمیتوان اعتماد کرد».
🔹 سید مرتضی علم الهدی نیز عالمان دین را قَسَم داده بود که «هر آنکه دربارهی مطالبِ ما اندیشه مینماید، قَسَمش میدهیم که در هیچ یک از رهیافتها و دلائل آن از ما تقلید نکند… بلکه در هر گزارهای، مانند شخصی که از ابتدا میخواهد شروع کند، نظر نماید و از این طریق تلاش نماید تا حق را از باطل و راست را از دروغ تشخیص دهد».
منبع: کانال مباحثات
متن کامل مطلب👇👇👇
http://mobahesat.ir/15698
🆔 @jameeno
مباحثات
و إلی ربّک فارغب « مباحثات
غایت و هدف دینداری را میباید برگزید. نمیباید دین و دینداری را در تمسک به اموری معرفی کرد که با عقل زمانه کمتر سازگاری دارد. پاینهادن در عرصهی عمومی، اشباعِ عقلِ جمعی را نیز میطلبد. میتوان به دستاوردهای جدیدِ امروزین به دیدهی عنایت نگریست و همچنان…
🔸در شش سال گذشته پوتین چقدر درآمد داشته است؟
🔹درآمد رییسجمهور روسیه سالی 112 هزار دلار
▫️روسیه - سهیل سرائیان/ جامعهنو: براساس اعلام کمیته مرکزی انتخابات روسیه، ولادمیر پوتین رییسجمهور فعلی روسیه از سال 2011 تا 2016 رقمی نزدیک به 675 هزار دلار حقوق دریافت کرده است. با توجه به قانون اساسی روسیه، تمامی نامزدهای انتخاباتی باید رقم دقیق درآمد و لیست داراییهای خودشان را در شش سال گذشته به این کمیسیون اعلام کنند.
ولادمیر پوتین که به صورت رسمی و به عنوان نامزد مستقل رسما برای انتخابات ریاستجمهوری ماه مارس کاندیدا شده است، امروز- ششم ماه فوریه به صورت رسمی لیست داراییها و درآمدش را اعلام کرد. او در میان سالهای 2011 - 2016 به صورت دقیق 35 میلیون و 528 هزار و 818 روبل روسیه حقوق دریافت کرده که با توجه به قیمت دلار در روسیه حدودا 675 هزار دلار حقوق او بوده است. براساس خوداظهاری پوتین این حقوق از بخش ریاستجمهوری، حقوق بازنشستگی نظامی و دریافت سود از حسابهای بانکیاش به دست آمده است.
پوتین همچنین صاحب یک خانه 77 متری با 18 متر پارکینگ در سنت پترزبورگ و یک خانه 153 متری با 18 متر پارکینگ در مسکو است. او دو عدد خودرو هم به نام خودش دارد که هر دو از برند معروف(GAS Retro) هستند. اولی تولید سال 1960 و دومی تولید سال 1965 است. پوتین یک خودروی نیوا شاسیبلند تولید سال 1987 هم دارد.
در ادامه داراییهای ولادمیر پوتین، میتوان به 13 حساب بانکی شخصی که مجموعا رقمی نزدیک به 247 هزار دلار موجودی دارند هم اشاره کرد. وی همچنین صاحب 230 سهم در بانک سنتپترزبورگ است. زمانی که ولادمیر پوتین در سال 2011 آماده حضور در انتخابات ریاستجمهوری میشد، داراییاش نزدیک به 102 هزار دلار در 10 حساب شخصی و همین 230 سهم در بانک سنت پترزبورگ روسیه بود.
🆔 @jameeno
http://www.jameeno.com/?p=1948
🔹درآمد رییسجمهور روسیه سالی 112 هزار دلار
▫️روسیه - سهیل سرائیان/ جامعهنو: براساس اعلام کمیته مرکزی انتخابات روسیه، ولادمیر پوتین رییسجمهور فعلی روسیه از سال 2011 تا 2016 رقمی نزدیک به 675 هزار دلار حقوق دریافت کرده است. با توجه به قانون اساسی روسیه، تمامی نامزدهای انتخاباتی باید رقم دقیق درآمد و لیست داراییهای خودشان را در شش سال گذشته به این کمیسیون اعلام کنند.
ولادمیر پوتین که به صورت رسمی و به عنوان نامزد مستقل رسما برای انتخابات ریاستجمهوری ماه مارس کاندیدا شده است، امروز- ششم ماه فوریه به صورت رسمی لیست داراییها و درآمدش را اعلام کرد. او در میان سالهای 2011 - 2016 به صورت دقیق 35 میلیون و 528 هزار و 818 روبل روسیه حقوق دریافت کرده که با توجه به قیمت دلار در روسیه حدودا 675 هزار دلار حقوق او بوده است. براساس خوداظهاری پوتین این حقوق از بخش ریاستجمهوری، حقوق بازنشستگی نظامی و دریافت سود از حسابهای بانکیاش به دست آمده است.
پوتین همچنین صاحب یک خانه 77 متری با 18 متر پارکینگ در سنت پترزبورگ و یک خانه 153 متری با 18 متر پارکینگ در مسکو است. او دو عدد خودرو هم به نام خودش دارد که هر دو از برند معروف(GAS Retro) هستند. اولی تولید سال 1960 و دومی تولید سال 1965 است. پوتین یک خودروی نیوا شاسیبلند تولید سال 1987 هم دارد.
در ادامه داراییهای ولادمیر پوتین، میتوان به 13 حساب بانکی شخصی که مجموعا رقمی نزدیک به 247 هزار دلار موجودی دارند هم اشاره کرد. وی همچنین صاحب 230 سهم در بانک سنتپترزبورگ است. زمانی که ولادمیر پوتین در سال 2011 آماده حضور در انتخابات ریاستجمهوری میشد، داراییاش نزدیک به 102 هزار دلار در 10 حساب شخصی و همین 230 سهم در بانک سنت پترزبورگ روسیه بود.
🆔 @jameeno
http://www.jameeno.com/?p=1948
جامعه نو
درآمد رییسجمهور روسیه سالی 112 هزار دلار - جامعه نو
روسیه – سهیل سرائیان/ جامعهنو- براساس اعلام کمیته مرکزی انتخابات روسیه، ولادمیر پوتین رییسجمهور فعلی روسیه از سال ۲۰۱۱ تا ۲۰۱۶ رقمی نزدیک به ۶۷۵ هزار دلار حقوق دریافت کرده است. با توجه به قانون اساسی روسیه، تمامی نامزدهای انتخاباتی باید رقم دقیق درآمد و…
#الف
🔹انقلاب و مطالبهگری
▫️شورای سردبیری: دو روز پیش یکی از اعاظم تفکر و عمل سیاسی در ایران جمله زیر را به عنوان تیتر به روزنامهای تقدیم کرد: "جوانان دنبال انقلاب نیستند، مطالبهگرند." بدون مقدمه باید به سراغ ارزیابی این قضاوت رفت.
مطابق آخرین آمارگیری کشور جمله فوق توصیفکننده حدود ۲۵ میلیون ایرانی بین ۲۰ تا ۳۵ سال است. شجاعت بسیاری میخواهد خواست و گرایش سیاسی ۲۵ میلیون نفر را با یک جمله توصیف کردن. این خاصیت یک قضاوت کترهای است
از آنجا که موضوع گفتگوی یادشده اعتراضهای اوایل دی ماه است، حداقل استدلالی که در رد این حکم کلی میتوان داد وجود دو گروه حاضر و غایب در این اعتراضهاست. گروهی بر کناره ایستاده بود و امتناع میکرد، و گروهی نیز رفتار و حرف براندازی داشت. گروه اول مصداق جمله فوقالذکر است: به هیجان نیامد، هدف مشخصی در میانه نمیدید و عاقلانه کنار ایستاد تا به وقت و طریق مناسب مطالبهگری کند. گروه دوم اما، در انقلاب بود.
یکی از علل صدور جملاتی کلی مثل مورد فوق، تصور مغشوش ما از انقلاب، طغیان، شورش، رفتار خشن، مطالبهگری، اوباشگری، تندروی، اغتشاش، نافرمانی و.... است. فکر میکنیم انقلاب یک طرح اندیشیده مهندسی و مرحلهبندی شده است و طبق نقشه خاصی پیش میرود. برای آنها که در خیابان فریاد میکشند و حمله و ضدحمله میکنند و کشته میشوند، چنین نیست. نه انقلاب فرانسه، نه اکتبر و نه اسلامی چنین نبودند. معروف است که وقوع انقلابها از سوی حکومتهای مستبد به مردم تحمیل میشود. وقتی در جایی جوانان مطالبهگر یک حق، مثلا حق محترم شمرده شدن رای به اعتراض بروند اما آنها را بتارانند، بزنند، دستگیر و زندانی کنند، نوکر اجنبی بخوانند و به گلوله ببندند، در صورت ناکامی سرکوب، مطالبهگری به انقلابی رفتار کردن منتهی میشود.
به این ترتیب کشیدن خط و اعلام اینکه جوانان ما مطالبهگرند نه انقلابی، یا حتی بخشی از آنها مطالبهگرند و بخشی خواهان انقلاب، نادرست است. جوانان شورشی دی ماه که اکنون برخی اصلاحطلبان رسمی به چندین زبان از آنها تبری میجویند، همانهایی هستند که شش ماه پیش از آن به توصیه آقای خاتمی به روحانی و آن فهرست مورد تاکید «تکرار» قرار گرفته رای داده بودند. حتی اگر شش ماه دیگر انتخاباتی باشد ممکن است دوباره صف بکشند و به نفع مطالبهگری اصلاحطلبانه رای دهند. در واقع مرز مشخصی که مطالبهگر را از شورشی و انقلابی جدا کند وجود ندارد و بسته به موقعیت، ممکن است مطالبهگران سنگ بردارند و یا آنها که رفتار انقلابی دارند سنگ از دست بیندازند و به چای پاره کردن پوستر و تصویر، پلاکارد و پوستر بالای سر ببرند.
اصلاحطلبان استخواندار به جای صدور این جملات قصار و بیمعنی، بهتر است موقعیت حکومت را برایش به خوبی و صراحت بازنمود و تشریح کنند و از آن بخواهند با درک موقعیت پرخطری که بقای آن را به وقوع دور تازه و محتملی از شورشهای کور شهری وابسته کرده است، رفتار خود را اصلاح کند. شاید....
🆔 @jameeno
🔹انقلاب و مطالبهگری
▫️شورای سردبیری: دو روز پیش یکی از اعاظم تفکر و عمل سیاسی در ایران جمله زیر را به عنوان تیتر به روزنامهای تقدیم کرد: "جوانان دنبال انقلاب نیستند، مطالبهگرند." بدون مقدمه باید به سراغ ارزیابی این قضاوت رفت.
مطابق آخرین آمارگیری کشور جمله فوق توصیفکننده حدود ۲۵ میلیون ایرانی بین ۲۰ تا ۳۵ سال است. شجاعت بسیاری میخواهد خواست و گرایش سیاسی ۲۵ میلیون نفر را با یک جمله توصیف کردن. این خاصیت یک قضاوت کترهای است
از آنجا که موضوع گفتگوی یادشده اعتراضهای اوایل دی ماه است، حداقل استدلالی که در رد این حکم کلی میتوان داد وجود دو گروه حاضر و غایب در این اعتراضهاست. گروهی بر کناره ایستاده بود و امتناع میکرد، و گروهی نیز رفتار و حرف براندازی داشت. گروه اول مصداق جمله فوقالذکر است: به هیجان نیامد، هدف مشخصی در میانه نمیدید و عاقلانه کنار ایستاد تا به وقت و طریق مناسب مطالبهگری کند. گروه دوم اما، در انقلاب بود.
یکی از علل صدور جملاتی کلی مثل مورد فوق، تصور مغشوش ما از انقلاب، طغیان، شورش، رفتار خشن، مطالبهگری، اوباشگری، تندروی، اغتشاش، نافرمانی و.... است. فکر میکنیم انقلاب یک طرح اندیشیده مهندسی و مرحلهبندی شده است و طبق نقشه خاصی پیش میرود. برای آنها که در خیابان فریاد میکشند و حمله و ضدحمله میکنند و کشته میشوند، چنین نیست. نه انقلاب فرانسه، نه اکتبر و نه اسلامی چنین نبودند. معروف است که وقوع انقلابها از سوی حکومتهای مستبد به مردم تحمیل میشود. وقتی در جایی جوانان مطالبهگر یک حق، مثلا حق محترم شمرده شدن رای به اعتراض بروند اما آنها را بتارانند، بزنند، دستگیر و زندانی کنند، نوکر اجنبی بخوانند و به گلوله ببندند، در صورت ناکامی سرکوب، مطالبهگری به انقلابی رفتار کردن منتهی میشود.
به این ترتیب کشیدن خط و اعلام اینکه جوانان ما مطالبهگرند نه انقلابی، یا حتی بخشی از آنها مطالبهگرند و بخشی خواهان انقلاب، نادرست است. جوانان شورشی دی ماه که اکنون برخی اصلاحطلبان رسمی به چندین زبان از آنها تبری میجویند، همانهایی هستند که شش ماه پیش از آن به توصیه آقای خاتمی به روحانی و آن فهرست مورد تاکید «تکرار» قرار گرفته رای داده بودند. حتی اگر شش ماه دیگر انتخاباتی باشد ممکن است دوباره صف بکشند و به نفع مطالبهگری اصلاحطلبانه رای دهند. در واقع مرز مشخصی که مطالبهگر را از شورشی و انقلابی جدا کند وجود ندارد و بسته به موقعیت، ممکن است مطالبهگران سنگ بردارند و یا آنها که رفتار انقلابی دارند سنگ از دست بیندازند و به چای پاره کردن پوستر و تصویر، پلاکارد و پوستر بالای سر ببرند.
اصلاحطلبان استخواندار به جای صدور این جملات قصار و بیمعنی، بهتر است موقعیت حکومت را برایش به خوبی و صراحت بازنمود و تشریح کنند و از آن بخواهند با درک موقعیت پرخطری که بقای آن را به وقوع دور تازه و محتملی از شورشهای کور شهری وابسته کرده است، رفتار خود را اصلاح کند. شاید....
🆔 @jameeno