#در_کرانه_روز
🏷دیوانهی علومتحقیقات!
دعاوی مختلف را دربارهی علت حرکت دانشجوی مشهورشده به «دختر علومتحقیقات» شنیدیم. اجزای حکومت مدعیشدهاند که اینزن دیوانه و شیزوفرن بودهاست. فرض که اینادعا را هم بپذیریم و از حکومت هم بهخاطر اینتشخیص رهاییبخشاش متشکر باشیم! پس باید دو نکتهی مهم را بگوییم:
۱- چون اینزن بیمار است و ناآگاه به معنی رفتارش پس مجرم نیست. نمیباید هرچهزودتر بازداشتش را لغوکنند و مسئولیت ضبط و تیمار او را به خانوادهاش وابگذارند؟
۲- حکومت میباید از عقلایش بخواهد دربارهی اینپرسش بیاندیشند که چرا این«دیوانه» اینکار خاص را کرد؟ مجانین هزار کار وحشتناک توانندکرد: میتوانند وسط خیابان دراز بکشند و راه را ببندند، به شیشهی مغازهها سنگبزنند، زباله بجوند، وسط میدان بزنند زیر آواز و... ممکن است پاسخ عقلای حکومت این باشد که تشکیلات بهاصطلاح فرهنگی و آموزشی حکومت چنانرفتار وحشتناکی درمورد زنان اینکشور و در برخورد با آنان کرده که «دیوانه»ها را هم دیوانه کردهاست؟
ممکن است از خودشان بپرسند چرا هر«عاقل» کاری را که این«دیوانه» کرده میبیند بلافاصله تصورمیکند ناشی از عصیان در برابر فشار مدیران نادان حکومت است و کاملا باورمیکند یکاقدام اعتراضی رادیکال و کاملا حسابشدهی سیاسی است؟
🆔@jameeno
🏷دیوانهی علومتحقیقات!
دعاوی مختلف را دربارهی علت حرکت دانشجوی مشهورشده به «دختر علومتحقیقات» شنیدیم. اجزای حکومت مدعیشدهاند که اینزن دیوانه و شیزوفرن بودهاست. فرض که اینادعا را هم بپذیریم و از حکومت هم بهخاطر اینتشخیص رهاییبخشاش متشکر باشیم! پس باید دو نکتهی مهم را بگوییم:
۱- چون اینزن بیمار است و ناآگاه به معنی رفتارش پس مجرم نیست. نمیباید هرچهزودتر بازداشتش را لغوکنند و مسئولیت ضبط و تیمار او را به خانوادهاش وابگذارند؟
۲- حکومت میباید از عقلایش بخواهد دربارهی اینپرسش بیاندیشند که چرا این«دیوانه» اینکار خاص را کرد؟ مجانین هزار کار وحشتناک توانندکرد: میتوانند وسط خیابان دراز بکشند و راه را ببندند، به شیشهی مغازهها سنگبزنند، زباله بجوند، وسط میدان بزنند زیر آواز و... ممکن است پاسخ عقلای حکومت این باشد که تشکیلات بهاصطلاح فرهنگی و آموزشی حکومت چنانرفتار وحشتناکی درمورد زنان اینکشور و در برخورد با آنان کرده که «دیوانه»ها را هم دیوانه کردهاست؟
ممکن است از خودشان بپرسند چرا هر«عاقل» کاری را که این«دیوانه» کرده میبیند بلافاصله تصورمیکند ناشی از عصیان در برابر فشار مدیران نادان حکومت است و کاملا باورمیکند یکاقدام اعتراضی رادیکال و کاملا حسابشدهی سیاسی است؟
🆔@jameeno
👍40
#الف
🏷 ایران؛ بازندهی شطرنج قدرت در خاورمیانه!
🖊شورای سردبیری:
- متن حاضر برای آن فراهمشده که برخی ملاحظات را درمورد برداشتهای آکادمیک اخیر از سوی «آرش رئیسینژاد» در کتاب «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» و توضیحات تکمیلی ایشان، در باب جایگاه و رفتار شاه ایران در دو دههی چهل و پنجاه و بازتابشان در زمانهیکنونی مطرح و احیانا اصلاحکند. درواقع میخواهیم ببینیم رفتار حکومت ایران از منظر نیازهای ژئوپولیتیک غربی و بهویژه ایالاتمتحد و بریتانیا تا چهحد براساس منافع منطقهای آنها صورتگرفته و چقدر برمبنای منافع و امنیتملی ایران و حتی خودمحوری شاه ایران و بلندپروازیاش بودهاست.
- این پدیدهی خطرناکی است که یکمحقق با استخدام مبانی تاریخی غیرمرتبط سیاستی را که درستیاش در دورانپهلوی هم اثباتنشده در دوران ویرانشدن کشور توسط جمهوریاسلامی تمجید و ترویجکند. متأسفانه کارکرد عملی و امروزی و نتیجهی محتوای نظریات آقای رئیسینژاد چنیناست: سیاست حکومت ایران با اینعنوان که میباید در سوریه بجنگیم تا جنگ به مرزهایمان نکشد سیاستی درست و بر مبنای نیازهای استراتژیک حفظ امنتملی ایران است.
- بهزعمما سیاست جمهوریاسلامی در نپذیرفتن دوفاکتوی رژیمهای عرب منطقه: غلط؛ دینیکردن منازعهی فلسطین: اشتباه؛ حمایت از «هرمخالفی» در کشورهای همسایه و تشکیل لشگر از آنمخالفان: حماقت؛ اتکای بدونتفکر به ظرفیتهای مادی موجود در سال۵۷: سوءبرداشت؛ عدم درک نیاز ایران به درپیشگرفتن سیاست بیطرفی مثبت دربرابر قدرتها و منازعات منطقه: خطای راهبردی بود. ایران تحویلشده به گروه روحانیون نیاز به برونگرایی کنترلشده، حفط فاصله از منازعات منطقهای و درونگرایی مبتنی بر تقویت قوای مادی و دفاع مرزی داشت. ما آن را تحتعنوان «استراتژی #خارپشت» فرمولبندیکردهایم (تشریح آن در کانال قابلجستجو است). نرفتن از اینمسیر همچون راهی که هندوستان درپیشگرفت مسبب وضعیت کنونی افتضاح و وخیم ماست. درستاست که درستی آنمسیر و رویکرد را هم نمیشد تضمینکرد و دیکتهی نانوشته غلط ندارد، اما سیاستهای فعلی، یعنی ایندیکتهی نوشتهشده هم حتی یککلمه درست ندارد: امنیتملی ایران زدودهشده و میهنمان در شرف لهشدن و حتی تکهتکهشدن است!
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 ایران؛ بازندهی شطرنج قدرت در خاورمیانه!
🖊شورای سردبیری:
- متن حاضر برای آن فراهمشده که برخی ملاحظات را درمورد برداشتهای آکادمیک اخیر از سوی «آرش رئیسینژاد» در کتاب «شاه و شطرنج قدرت در خاورمیانه» و توضیحات تکمیلی ایشان، در باب جایگاه و رفتار شاه ایران در دو دههی چهل و پنجاه و بازتابشان در زمانهیکنونی مطرح و احیانا اصلاحکند. درواقع میخواهیم ببینیم رفتار حکومت ایران از منظر نیازهای ژئوپولیتیک غربی و بهویژه ایالاتمتحد و بریتانیا تا چهحد براساس منافع منطقهای آنها صورتگرفته و چقدر برمبنای منافع و امنیتملی ایران و حتی خودمحوری شاه ایران و بلندپروازیاش بودهاست.
- این پدیدهی خطرناکی است که یکمحقق با استخدام مبانی تاریخی غیرمرتبط سیاستی را که درستیاش در دورانپهلوی هم اثباتنشده در دوران ویرانشدن کشور توسط جمهوریاسلامی تمجید و ترویجکند. متأسفانه کارکرد عملی و امروزی و نتیجهی محتوای نظریات آقای رئیسینژاد چنیناست: سیاست حکومت ایران با اینعنوان که میباید در سوریه بجنگیم تا جنگ به مرزهایمان نکشد سیاستی درست و بر مبنای نیازهای استراتژیک حفظ امنتملی ایران است.
- بهزعمما سیاست جمهوریاسلامی در نپذیرفتن دوفاکتوی رژیمهای عرب منطقه: غلط؛ دینیکردن منازعهی فلسطین: اشتباه؛ حمایت از «هرمخالفی» در کشورهای همسایه و تشکیل لشگر از آنمخالفان: حماقت؛ اتکای بدونتفکر به ظرفیتهای مادی موجود در سال۵۷: سوءبرداشت؛ عدم درک نیاز ایران به درپیشگرفتن سیاست بیطرفی مثبت دربرابر قدرتها و منازعات منطقه: خطای راهبردی بود. ایران تحویلشده به گروه روحانیون نیاز به برونگرایی کنترلشده، حفط فاصله از منازعات منطقهای و درونگرایی مبتنی بر تقویت قوای مادی و دفاع مرزی داشت. ما آن را تحتعنوان «استراتژی #خارپشت» فرمولبندیکردهایم (تشریح آن در کانال قابلجستجو است). نرفتن از اینمسیر همچون راهی که هندوستان درپیشگرفت مسبب وضعیت کنونی افتضاح و وخیم ماست. درستاست که درستی آنمسیر و رویکرد را هم نمیشد تضمینکرد و دیکتهی نانوشته غلط ندارد، اما سیاستهای فعلی، یعنی ایندیکتهی نوشتهشده هم حتی یککلمه درست ندارد: امنیتملی ایران زدودهشده و میهنمان در شرف لهشدن و حتی تکهتکهشدن است!
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
ایران؛ بازندهی شطرنج قدرت در خاورمیانه!
#الف متن حاضر برای آن فراهمشده که برخی ملاحظات را درمورد برداشتهای آکادمیک اخیر از جایگاه و رفتار شاه ایران در دو دههی چهل و پنجاه و بازتابشان در زمانهیکنونی مطرح و احیانا اصلاحکند. درواقع میخواهیم ببینیم رفتار حکومت ایران از منظر نیازهای ژئوپولیتیک…
👍20❤5👎1
#الف
🏷 در دل جنگ!
🖊 شورای سردبیری:
حتی اگر جنگی کشدار حادثنشود و کشور در وضعیت جنگی قرارنگیرد کشور ما کمکم بیشتر شکل یککشور جنگزده را به خودش میگیرد. علتش کیفیاتی است که بهتدریج بر ابعاد مختلف زندگی ایرانیان حاکم میشوند.
بخش و برخی از ویژگیهای عمومی کشوری جنگزده این است:
در کشور جنگزده کیفیت زندگی ساکنان بهتدریج اما بهصورتی فزاینده کاهشمییابد. علت آن بههمخوردن سازوکار امور و تغییر ترجیحات در تخصیص منابع است. معمولا میزان کالری دریافتی کاهشمییابد، وضعیت بهداشت و درمان پسمیرود، آوارگی و بیسرپناهی رخمیدهد و دستیابی به منابع اولیهی گذران زندگی اولویتمییابد. شاخصهای کلان در کشور ما از بدترشدن مداوم وضعیت پارامترهای فوق میگویند. کمبود پروتئین دریافتی در طبقات پائین و متوسط، تداوم کاهش کیفیت و افزایش هزینهی دریافت خدمات بهداشت و درمان، روند مداوم کاهش کیفیت سکنی از آپارتمان به اتاق و پشتبام و کانکس و چادر و کاهش سهم هزینههای غیرخوراکی در سبد هزینهی خانوار شرایط جامعهی ما را بهشکلیفزاینده به موقعیت جنگزدگی شبیه میسازد.
در شرایط جنگی سهم هزینههای نظامی بهشدت بالامیرود تا خرج جنگ فراهمشود. سخنان اخیر نمایندهی مجلس دایر بر سهبرابرشدن بودجهی نظامی در ایران تحقق همین در ایران است. جنبهی ترساندن حریف جنگی را دارد اما عوارضش هم انکارناپذیرند.
خدمات عمومی در شرایط جنگ دچار نقصان میشوند؛ زیرا سرمایهگذاریهای زیربنایی بهراحتی فدای انتقال منابع به بخش جنگ میشوند. ناتوانی در بهبود وضع حملونقل عمومی یا ساخت نیروگاهها از اینجملهاند. یک مشخصهی عمومی کشور جنگزده کمبود و جیرهبندی برق است (عراق، لبنان، یمن و...). سخنان اخیر معاون رئیسجمهوری دربارهی اجبار کشور به پذیرش سهمیهبندی خاموشی آغاز ورود به اینفاز جنگزدگی است که در پوشش شیک «رعایت حال عموم با خودداری از سوزاندن مازوت» جاانداختهمیشود.
امنیت روانی مردم هم در کشورهای جنگزده تابعیاست از گستردگی و میزان درگیری در جبهههای جنگ. در وضعیت کنونی همهی ما در ترس دائم از احتمال بالاگرفتن دامنهی تبادل موشکی بهسرمیبریم و نگران گسترش دامنهی آن ایم.
افزایش مهاجرت در کشورهایی که دچار روند فرسایشی اقتصاد، پسرفتن گذران و فقدان امنیت روانی اند طبیعی است. شرایط جنگی هم تشدیدش میکند. مهاجرت پرستاران و پزشکان فقط بهخاطر تفاوت دستمزد در ایران با مقاصد مهاجرت نیست، فقدان امنیت روانی در شرایط ترس از جنگ تشدیدکنندهی آن است.
در کشور جنگزده و درگیر در کشمکش خارجی تبلیغات تهییجی برای آماده و بهصف نگاهداشتن جامعه فضای عمومی را تسخیرمیکند. درحالحاضر هرآنچه جامعه بهواسطهی تریبونهای عمومی از دستگاه تبلیعات حکومت میشنود بهگونهای به آمادهشدن برای جنگ، برای فداکاری و تحمل دشواری ارتباط دارد. درگیرکردن ذهن جامعه بهاینطریق آن را در هراس دائمی و میل به ذخیرهی مواد غذایی و مصرف بیشتر و رفتار خودخواهانه غرق میکند و انتظام طبیعی یگانگی ملی را بههممیزند.
در کشور جنگزده یکجریان دائم گریز از قلمرو و پناهبردن به مناطق امن وجوددارد. گریز از خدمت سربازی در جایی که اجباری است، بهدربردن سرمایه و اطمینانیافتن از داشتن مکان امن در کشورهای همسایه از روندهای معمول در وضعیت جنگی است. حکومت ایران دهههاست کشور را در اینموقعیت ذهنی قرارداده و در یکسالگذشته اینروند تشدیدشدهاست. افزایش خانه خریدن ایرانیان در کشورهای همسایه تشدید میل به داشتن پناهگاه و بیرونبردن سرمایه است.
ترمیم کنترلشدهی عرصهی سیاست داخلی و تلاش برای مدیریت رقابت و تعارض درون حکومتی و درعینحال درهمکوبیدن منتقدان و مخالفان از وجوه دیگر کشورهای درحال جنگ است. اجازهدادن به آقایخاتمی برای سفر به زادگاه و خوشوبش با مردم در خیابانهای یزد، تریبوندادن به علی لاریجانی در تلویزیون، مختارکردن پزشکیان به انتخاب استاندار سنیمذهب و اقدامات مشابه، نمایش ترمیم سیاسی برای افزایش مقاومت در درگیری فزایندهی خارجی است. کاریکاتوری است، اما نشانهی سُریدن کشور به سمت افزایش تنش خارجی و جنگ هم است. تکمیلکنندهی اینتصویر افزایش احضار و بهزندانبردن مخالفان، لغو قرارهای آزادی بهقید وثیقه و گشودن پروندهی تازه برای متهمان و زندانیان سیاسی است.
همهی این نشانهها و تغییر رفتارها چه در حکومت و چه در جامعهای که بدترشدن وضعش را از مرحلهی داشتن حکومت ناکارا و فاسد به مرحلهی بیمسئولیتشدن حکومت در اثر وقوع یکجنگ فراگیر احساسمیکند، در فروپاشی بیشتر جامعهی ما موثر اند. عصبیت رفتار، خطای تشخیص و خودخواهی ناآگاهانه جامعه را مریض و مستعد فروپاشی اخلاقی میکند. شیوع دیدگاههای افراطی دربارهی افاغنه تا حد پیشنهاد عقیمکردن زنان افغان یک نمونهی همین روند سقوط است.
🆔@jameeno
🏷 در دل جنگ!
🖊 شورای سردبیری:
حتی اگر جنگی کشدار حادثنشود و کشور در وضعیت جنگی قرارنگیرد کشور ما کمکم بیشتر شکل یککشور جنگزده را به خودش میگیرد. علتش کیفیاتی است که بهتدریج بر ابعاد مختلف زندگی ایرانیان حاکم میشوند.
بخش و برخی از ویژگیهای عمومی کشوری جنگزده این است:
در کشور جنگزده کیفیت زندگی ساکنان بهتدریج اما بهصورتی فزاینده کاهشمییابد. علت آن بههمخوردن سازوکار امور و تغییر ترجیحات در تخصیص منابع است. معمولا میزان کالری دریافتی کاهشمییابد، وضعیت بهداشت و درمان پسمیرود، آوارگی و بیسرپناهی رخمیدهد و دستیابی به منابع اولیهی گذران زندگی اولویتمییابد. شاخصهای کلان در کشور ما از بدترشدن مداوم وضعیت پارامترهای فوق میگویند. کمبود پروتئین دریافتی در طبقات پائین و متوسط، تداوم کاهش کیفیت و افزایش هزینهی دریافت خدمات بهداشت و درمان، روند مداوم کاهش کیفیت سکنی از آپارتمان به اتاق و پشتبام و کانکس و چادر و کاهش سهم هزینههای غیرخوراکی در سبد هزینهی خانوار شرایط جامعهی ما را بهشکلیفزاینده به موقعیت جنگزدگی شبیه میسازد.
در شرایط جنگی سهم هزینههای نظامی بهشدت بالامیرود تا خرج جنگ فراهمشود. سخنان اخیر نمایندهی مجلس دایر بر سهبرابرشدن بودجهی نظامی در ایران تحقق همین در ایران است. جنبهی ترساندن حریف جنگی را دارد اما عوارضش هم انکارناپذیرند.
خدمات عمومی در شرایط جنگ دچار نقصان میشوند؛ زیرا سرمایهگذاریهای زیربنایی بهراحتی فدای انتقال منابع به بخش جنگ میشوند. ناتوانی در بهبود وضع حملونقل عمومی یا ساخت نیروگاهها از اینجملهاند. یک مشخصهی عمومی کشور جنگزده کمبود و جیرهبندی برق است (عراق، لبنان، یمن و...). سخنان اخیر معاون رئیسجمهوری دربارهی اجبار کشور به پذیرش سهمیهبندی خاموشی آغاز ورود به اینفاز جنگزدگی است که در پوشش شیک «رعایت حال عموم با خودداری از سوزاندن مازوت» جاانداختهمیشود.
امنیت روانی مردم هم در کشورهای جنگزده تابعیاست از گستردگی و میزان درگیری در جبهههای جنگ. در وضعیت کنونی همهی ما در ترس دائم از احتمال بالاگرفتن دامنهی تبادل موشکی بهسرمیبریم و نگران گسترش دامنهی آن ایم.
افزایش مهاجرت در کشورهایی که دچار روند فرسایشی اقتصاد، پسرفتن گذران و فقدان امنیت روانی اند طبیعی است. شرایط جنگی هم تشدیدش میکند. مهاجرت پرستاران و پزشکان فقط بهخاطر تفاوت دستمزد در ایران با مقاصد مهاجرت نیست، فقدان امنیت روانی در شرایط ترس از جنگ تشدیدکنندهی آن است.
در کشور جنگزده و درگیر در کشمکش خارجی تبلیغات تهییجی برای آماده و بهصف نگاهداشتن جامعه فضای عمومی را تسخیرمیکند. درحالحاضر هرآنچه جامعه بهواسطهی تریبونهای عمومی از دستگاه تبلیعات حکومت میشنود بهگونهای به آمادهشدن برای جنگ، برای فداکاری و تحمل دشواری ارتباط دارد. درگیرکردن ذهن جامعه بهاینطریق آن را در هراس دائمی و میل به ذخیرهی مواد غذایی و مصرف بیشتر و رفتار خودخواهانه غرق میکند و انتظام طبیعی یگانگی ملی را بههممیزند.
در کشور جنگزده یکجریان دائم گریز از قلمرو و پناهبردن به مناطق امن وجوددارد. گریز از خدمت سربازی در جایی که اجباری است، بهدربردن سرمایه و اطمینانیافتن از داشتن مکان امن در کشورهای همسایه از روندهای معمول در وضعیت جنگی است. حکومت ایران دهههاست کشور را در اینموقعیت ذهنی قرارداده و در یکسالگذشته اینروند تشدیدشدهاست. افزایش خانه خریدن ایرانیان در کشورهای همسایه تشدید میل به داشتن پناهگاه و بیرونبردن سرمایه است.
ترمیم کنترلشدهی عرصهی سیاست داخلی و تلاش برای مدیریت رقابت و تعارض درون حکومتی و درعینحال درهمکوبیدن منتقدان و مخالفان از وجوه دیگر کشورهای درحال جنگ است. اجازهدادن به آقایخاتمی برای سفر به زادگاه و خوشوبش با مردم در خیابانهای یزد، تریبوندادن به علی لاریجانی در تلویزیون، مختارکردن پزشکیان به انتخاب استاندار سنیمذهب و اقدامات مشابه، نمایش ترمیم سیاسی برای افزایش مقاومت در درگیری فزایندهی خارجی است. کاریکاتوری است، اما نشانهی سُریدن کشور به سمت افزایش تنش خارجی و جنگ هم است. تکمیلکنندهی اینتصویر افزایش احضار و بهزندانبردن مخالفان، لغو قرارهای آزادی بهقید وثیقه و گشودن پروندهی تازه برای متهمان و زندانیان سیاسی است.
همهی این نشانهها و تغییر رفتارها چه در حکومت و چه در جامعهای که بدترشدن وضعش را از مرحلهی داشتن حکومت ناکارا و فاسد به مرحلهی بیمسئولیتشدن حکومت در اثر وقوع یکجنگ فراگیر احساسمیکند، در فروپاشی بیشتر جامعهی ما موثر اند. عصبیت رفتار، خطای تشخیص و خودخواهی ناآگاهانه جامعه را مریض و مستعد فروپاشی اخلاقی میکند. شیوع دیدگاههای افراطی دربارهی افاغنه تا حد پیشنهاد عقیمکردن زنان افغان یک نمونهی همین روند سقوط است.
🆔@jameeno
👍24❤3👎1👏1🤔1😭1
#الف
🏷 نادولت، نامتعادل!
شورای سردبیری:
- در یکی از الفهای پیشین جامعهنو باعنوان «عبور از معضل جانشینی» برای رساندن مقصود مجبورشدیم تعریفی علمی از کلمهی دولت (state) بیاوریم و کیفیات آن را برشماریم. امروز میخواهیم در اثبات اینکه جمهوریاسلامی ایران یک دولت نیست و کیفیات تبدیلشدن به دولت را نیز از دست داده است درمورد کیفیت «حساسیت نسبت به محیط پیرامون و تنظیم روابط خارجی بهواسطهی دو بازوی دیپلماسی (تجارت) و رویارویی (جنگ)» مشروحتر حرف بزنیم.
- عنصر بنیادین اینکیفیت در یکدولت «تعادل ماهوی» است. داشتن تعادل ماهوی یعنی یکموجودیت مستقل در طول زمان و با تغییر شرایط پیرامون موقعیت تعادل ایستای خود را تابع تحول نمیکند بلکه کیفیاتی دارد که در واکنش به محیط با استفاده از آنکیفیات درونی تعادل مطلوبش را حفظمیکند.
- جمهوری اسلامی از اینجنبه یکیاز نامتعادلترین حکومتهای دنیا است: دولت نیست و بهسمت دولتشدن هم نمیرود. میتوان تعداد زیادی فقدانتعادل و نامتوازنبودن در دل آن سراغکرد که از فقدان تعادل ماهوی در کلیت وجودش ناشیمیشوند. همهی اینفقدانتعادلها حاصل تهنشینشدن توهمات ایدئولوژیک حکومت است و فقدان عقل متعارف نیز در عمیقشدن آنها موثر است.
- بهواقع توانایی شیفت بین آنچه دیروز وجود داشت و آنچه امروز عقل حکممیکند در حاکمیت جمهوریاسلامی غایب است؛ مگر بهزور! فقدانتعادل در ماهیت و پس ذهنیت و رفتارش رسوب یکانباشت 45ساله است و یکپای نظام را برای دولتشدن قطعکردهاست. درعمل حفظ دشمنی ابدی با ایالاتمتحد و اسرائیل، ناچیزشمردن هرخسارت اقتصادی عظیمی در پیشگاه دعاوی عقیدتی و پذیرفتن هرزیان و شکست استراتزیکی بهقیمت حفظ ظاهر حکومتْ نتایج گریزناپذیر سیستمی است که در مسیر دولتشدن پیشنمیرود.
- درگیری با ایالاتمتحد با ورود آقایترامپ به سمت پایان نمیرود؛ درگیری ما با اسرائیل ادامهمییابد (بهاصطلاح: «جواب حملهی اخیر را میدهیم»)؛ روابطمان با روسیه نامتعارفتر خواهدشد؛ مسئولیتناپذیری نظام دربرابر مردم و مشکلات فزایندهی آنها افزایش بیشتری خواهدیافت و رئیسجمهوری کنونی در اینمسیر نابود خواهدشد.
این آخری هزینهی کوچک ما خواهدبود. همانطور که در الف پیشین باعنوان «در دل جنگ!» گفتهایم بدون شروع جنگْ جنگزده شدهایم!
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 نادولت، نامتعادل!
شورای سردبیری:
- در یکی از الفهای پیشین جامعهنو باعنوان «عبور از معضل جانشینی» برای رساندن مقصود مجبورشدیم تعریفی علمی از کلمهی دولت (state) بیاوریم و کیفیات آن را برشماریم. امروز میخواهیم در اثبات اینکه جمهوریاسلامی ایران یک دولت نیست و کیفیات تبدیلشدن به دولت را نیز از دست داده است درمورد کیفیت «حساسیت نسبت به محیط پیرامون و تنظیم روابط خارجی بهواسطهی دو بازوی دیپلماسی (تجارت) و رویارویی (جنگ)» مشروحتر حرف بزنیم.
- عنصر بنیادین اینکیفیت در یکدولت «تعادل ماهوی» است. داشتن تعادل ماهوی یعنی یکموجودیت مستقل در طول زمان و با تغییر شرایط پیرامون موقعیت تعادل ایستای خود را تابع تحول نمیکند بلکه کیفیاتی دارد که در واکنش به محیط با استفاده از آنکیفیات درونی تعادل مطلوبش را حفظمیکند.
- جمهوری اسلامی از اینجنبه یکیاز نامتعادلترین حکومتهای دنیا است: دولت نیست و بهسمت دولتشدن هم نمیرود. میتوان تعداد زیادی فقدانتعادل و نامتوازنبودن در دل آن سراغکرد که از فقدان تعادل ماهوی در کلیت وجودش ناشیمیشوند. همهی اینفقدانتعادلها حاصل تهنشینشدن توهمات ایدئولوژیک حکومت است و فقدان عقل متعارف نیز در عمیقشدن آنها موثر است.
- بهواقع توانایی شیفت بین آنچه دیروز وجود داشت و آنچه امروز عقل حکممیکند در حاکمیت جمهوریاسلامی غایب است؛ مگر بهزور! فقدانتعادل در ماهیت و پس ذهنیت و رفتارش رسوب یکانباشت 45ساله است و یکپای نظام را برای دولتشدن قطعکردهاست. درعمل حفظ دشمنی ابدی با ایالاتمتحد و اسرائیل، ناچیزشمردن هرخسارت اقتصادی عظیمی در پیشگاه دعاوی عقیدتی و پذیرفتن هرزیان و شکست استراتزیکی بهقیمت حفظ ظاهر حکومتْ نتایج گریزناپذیر سیستمی است که در مسیر دولتشدن پیشنمیرود.
- درگیری با ایالاتمتحد با ورود آقایترامپ به سمت پایان نمیرود؛ درگیری ما با اسرائیل ادامهمییابد (بهاصطلاح: «جواب حملهی اخیر را میدهیم»)؛ روابطمان با روسیه نامتعارفتر خواهدشد؛ مسئولیتناپذیری نظام دربرابر مردم و مشکلات فزایندهی آنها افزایش بیشتری خواهدیافت و رئیسجمهوری کنونی در اینمسیر نابود خواهدشد.
این آخری هزینهی کوچک ما خواهدبود. همانطور که در الف پیشین باعنوان «در دل جنگ!» گفتهایم بدون شروع جنگْ جنگزده شدهایم!
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
نادولت، نامتعادل!
#الف در یکی از الفهای پیشین جامعهنو در یکی از الفهای پیشین جامعهنو باعنوان «عبور از معضل جانشینی» برای رساندن مقصود مجبورشدیم تعریفی علمی از کلمهی دولت (state) بیاوریم و کیفیات آن را برشماریم. امروز میخواهیم در اثبات اینکه جمهوریاسلامی ایران یک دولت…
👍16❤3
#الف
🏷 فرمان و موسی!
🖊 تحریریه جامعهنو:
- قذافی پساز خیرهسری بسیار برای چرخاندن فرمان یکروز کارخانهی درحالساخت هستهایاش را پاشاند و در هواپیمای باری گذاشت و از تونی بلر پرسید «کجا بفرستمش؟». صدام هم وقتی سنبهی پنتاگون و سرمایهداران نفتی آمریکا را پرزور دید در ادامهی فرمانچرخانیاش موافقتکرد بعداز جستن کلعراق و زیر رودخانهی دجله در جستجوی سلاح ممنوعه حتی خانهاش را بگردند. البته میدانید که هیچکدام فایدهنکرد؛ چون دیر بود.
- «فرمانچرخان»های معروف تاریخ فقط آدمهای نامعتبری چون قذافی و صدام نبودهاند که بالضروره و بعد از خوردن به صخره فرمان چرخاندهباشند. اشخاص معتبری چون مائو و نیکسون هم در شمار فرمانچرخانهای بینالدول قراردارند. تنشزدایی چین و ایالاتمتحد یکیاز بزرگترین تغییرات جهان را شکلداد: ایالاتمتحد از جنگهای مستقیم در جنوبشرقیآسیا بیرونرفت و چین رویکرد بینالمللیاش را تغییرداد. بهشکلی بازگشت دنگشیائوپینگ که چین کنونی میراث گرایش اوست در هماندوران اتفاقافتاد. فرمانچرخانی رسمی متواتر و مکرر در تاریخ است. مسئله ایناست که آن را چهزمانی بچرخانی!
- آخرین فرمانچرخانی تاریخ ما را محمدرضا پهلوی انجامداد که گفت «صدای انقلاب شما را شنیدم» و هویدای بدبخت را به زندان برد. مثل سایر دیکتاتورهای جهانسومی بسیار دیر! بدون رودربایستی بگوییم که هنگام دومین فرمانچرخانی معاصر کشور ما هم فرارسیدهاست. البته تا همینحالا هم چندفرصت را با هزینهی بسیار از دست دادهایم.
یکی از آنها سال2000 هنگام حملهی آمریکا به طالبان بود. به آمریکا راهدادیم از بالای سرمان برود افعانستان. لااقل بهارزیابی محسن امینزاده، معاون امور آسیای دوران خاتمی، در سال2013 هم در ماجرای دستیاری ایران در سرکوب داعش برای نجات دولت آمریکائیزهی عراق فرصت اینفرمانچرخانی وجودداشت ولی توهم حکومت ایران مانع از آن شد.
- حالا آیا ما هم میخواهیم مثل خیل اساتید سادهلوح از پزشکیان بخواهیم به ترامپ تبریکبگوید؟ با آمریکا مذاکرهکند؟ به تبلیغات ضدآمریکایی پایاندهد؟ نه، چنینقصدی نداریم؛ چون نه امکانش هست و نه درست است و نه اساسا به پزشکیان ربط دارد. اینجا حرف بر سر یککلاناستراتژی شبهدفاعی است که آلودگی نیمقرنی به باورهای ایدئولوژیک دارد و اکنون در مرحلهی پوسیدگی و نخنماشدن است. شاهدمثالش از-دست-رفتن نیروهای نیابتی بهعنوان شاهستونش است که حکومت را با خلاء ایده مواجهساختهاست.
- فرمانی برای چرخاندن ماندهاست؟ قبلا در مطلب دیگری با عنوان «راه و بیراهه!» گفتیم که میباید هزینه آن را بدهیم. امکان تاختزدن چیزی با رفعتهدید کنونی را نداریم و میباید هزینهاش را بپردازیم. حال سوال ایناست که از کدام حساب خواهیم پرداخت؟
- نخستین خرجی که میشود کرد تسلیم بیقیدوشرط در شرایط فعلی است (همان تلفن که توصیهمیشود به ترامپ بکنند)، دومی سرفروبردن یکباره در لاک خود است تا ببینیم چهپیشمیآید؟ ( مثلا خودداری از پاسخدادن به تهاجم اسرائیل) و سومی آمادهشدن برای جنگیدن است تا آخرین نفسِ کشور. حکومت ما البته دارد زورش را میزند یک راهچهارمی را اختراع بکند: سر-در-لاک-فروبردن برای خریدن زمان با هدف جورکردن چیزی برای تاختزدن با تهدید کنونی. فعلا هم بهتر از تهدید به «تغییر دکترین هستهای» از زبان دیپلماتهای بالاتر از وزیر امورخارجه نتوانسته چیزی گیر بیاورد که به دهان طرف مقابل شیرین بیاید.
- طبقمعمول ما در مقام توصیه به هیچکدام نیستیم. جز اینکه آنچه حکومت اکنون پیشگرفته و تهدید به کسب سلاح فصیلهبخش میکند بعیداست جواب بدهد. چرایش را پیشتر در الفی با عنوان «چرا اصرار بر شروع مذاکره شکستخورد؟» گفتهایم. خریدن زمان و درواقع اتلاف بیش از اینِ زمان هم سببِ معجزه نخواهدشد. وقت تنگ است و پساز پیچ چرخاندن فرمان دیگر فایدهای نخواهدداشت.
- خلاصشدن از اینآچمز و گرداب بلا کار همان است که ما را به اینجا کشاند. طبیعیاست به این85میلیوننفر میگوییم به گوسالهی سامری باورنکنند که مراد نمیدهد ولی این را که همهشان میگویند «کو سیر و عدس؟» نیز نمیتوانیم نشنیدهبگیریم. فقط هم سیر و عدس نمیخواهند؛ امنیت و صلح و کرامت و ایضاً برق هم میخواهند. بهجای هرکاری منتظر بازگشت موسی و راه برونرفتنی میمانیم که در دست دارد!
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 فرمان و موسی!
🖊 تحریریه جامعهنو:
- قذافی پساز خیرهسری بسیار برای چرخاندن فرمان یکروز کارخانهی درحالساخت هستهایاش را پاشاند و در هواپیمای باری گذاشت و از تونی بلر پرسید «کجا بفرستمش؟». صدام هم وقتی سنبهی پنتاگون و سرمایهداران نفتی آمریکا را پرزور دید در ادامهی فرمانچرخانیاش موافقتکرد بعداز جستن کلعراق و زیر رودخانهی دجله در جستجوی سلاح ممنوعه حتی خانهاش را بگردند. البته میدانید که هیچکدام فایدهنکرد؛ چون دیر بود.
- «فرمانچرخان»های معروف تاریخ فقط آدمهای نامعتبری چون قذافی و صدام نبودهاند که بالضروره و بعد از خوردن به صخره فرمان چرخاندهباشند. اشخاص معتبری چون مائو و نیکسون هم در شمار فرمانچرخانهای بینالدول قراردارند. تنشزدایی چین و ایالاتمتحد یکیاز بزرگترین تغییرات جهان را شکلداد: ایالاتمتحد از جنگهای مستقیم در جنوبشرقیآسیا بیرونرفت و چین رویکرد بینالمللیاش را تغییرداد. بهشکلی بازگشت دنگشیائوپینگ که چین کنونی میراث گرایش اوست در هماندوران اتفاقافتاد. فرمانچرخانی رسمی متواتر و مکرر در تاریخ است. مسئله ایناست که آن را چهزمانی بچرخانی!
- آخرین فرمانچرخانی تاریخ ما را محمدرضا پهلوی انجامداد که گفت «صدای انقلاب شما را شنیدم» و هویدای بدبخت را به زندان برد. مثل سایر دیکتاتورهای جهانسومی بسیار دیر! بدون رودربایستی بگوییم که هنگام دومین فرمانچرخانی معاصر کشور ما هم فرارسیدهاست. البته تا همینحالا هم چندفرصت را با هزینهی بسیار از دست دادهایم.
یکی از آنها سال2000 هنگام حملهی آمریکا به طالبان بود. به آمریکا راهدادیم از بالای سرمان برود افعانستان. لااقل بهارزیابی محسن امینزاده، معاون امور آسیای دوران خاتمی، در سال2013 هم در ماجرای دستیاری ایران در سرکوب داعش برای نجات دولت آمریکائیزهی عراق فرصت اینفرمانچرخانی وجودداشت ولی توهم حکومت ایران مانع از آن شد.
- حالا آیا ما هم میخواهیم مثل خیل اساتید سادهلوح از پزشکیان بخواهیم به ترامپ تبریکبگوید؟ با آمریکا مذاکرهکند؟ به تبلیغات ضدآمریکایی پایاندهد؟ نه، چنینقصدی نداریم؛ چون نه امکانش هست و نه درست است و نه اساسا به پزشکیان ربط دارد. اینجا حرف بر سر یککلاناستراتژی شبهدفاعی است که آلودگی نیمقرنی به باورهای ایدئولوژیک دارد و اکنون در مرحلهی پوسیدگی و نخنماشدن است. شاهدمثالش از-دست-رفتن نیروهای نیابتی بهعنوان شاهستونش است که حکومت را با خلاء ایده مواجهساختهاست.
- فرمانی برای چرخاندن ماندهاست؟ قبلا در مطلب دیگری با عنوان «راه و بیراهه!» گفتیم که میباید هزینه آن را بدهیم. امکان تاختزدن چیزی با رفعتهدید کنونی را نداریم و میباید هزینهاش را بپردازیم. حال سوال ایناست که از کدام حساب خواهیم پرداخت؟
- نخستین خرجی که میشود کرد تسلیم بیقیدوشرط در شرایط فعلی است (همان تلفن که توصیهمیشود به ترامپ بکنند)، دومی سرفروبردن یکباره در لاک خود است تا ببینیم چهپیشمیآید؟ ( مثلا خودداری از پاسخدادن به تهاجم اسرائیل) و سومی آمادهشدن برای جنگیدن است تا آخرین نفسِ کشور. حکومت ما البته دارد زورش را میزند یک راهچهارمی را اختراع بکند: سر-در-لاک-فروبردن برای خریدن زمان با هدف جورکردن چیزی برای تاختزدن با تهدید کنونی. فعلا هم بهتر از تهدید به «تغییر دکترین هستهای» از زبان دیپلماتهای بالاتر از وزیر امورخارجه نتوانسته چیزی گیر بیاورد که به دهان طرف مقابل شیرین بیاید.
- طبقمعمول ما در مقام توصیه به هیچکدام نیستیم. جز اینکه آنچه حکومت اکنون پیشگرفته و تهدید به کسب سلاح فصیلهبخش میکند بعیداست جواب بدهد. چرایش را پیشتر در الفی با عنوان «چرا اصرار بر شروع مذاکره شکستخورد؟» گفتهایم. خریدن زمان و درواقع اتلاف بیش از اینِ زمان هم سببِ معجزه نخواهدشد. وقت تنگ است و پساز پیچ چرخاندن فرمان دیگر فایدهای نخواهدداشت.
- خلاصشدن از اینآچمز و گرداب بلا کار همان است که ما را به اینجا کشاند. طبیعیاست به این85میلیوننفر میگوییم به گوسالهی سامری باورنکنند که مراد نمیدهد ولی این را که همهشان میگویند «کو سیر و عدس؟» نیز نمیتوانیم نشنیدهبگیریم. فقط هم سیر و عدس نمیخواهند؛ امنیت و صلح و کرامت و ایضاً برق هم میخواهند. بهجای هرکاری منتظر بازگشت موسی و راه برونرفتنی میمانیم که در دست دارد!
- متن کامل را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
فرمان و موسی!
#الف قذافی پساز خیرهسری بسیار که شرحش در اینمقال نمیگنجد برای چرخاندن فرمان یکروز کارخانهی درحالساخت هستهایاش را پاشاند و در هواپیمای باری گذاشت و از تونی بلر پرسید «کجا بفرستمش؟». صدام هم وقتی سنبهی پنتاگون و سرمایهداران نفتی آمریکا را پرزور…
👍23❤3👎1
#الف
🏷 پزشکیان زیرآبمیزند!
🖊 شورای سردبیری:
مدتیاست دوجریان موذی در کشور مشاهدهمیشود که نمیتوانیم به آنها ظن توطئهی داخلی نداشتهباشیم: ایندوجریان که از یکآبشخور سیرابمیشوند و هردو ردای ملیگرایی افراطی بهتندارند بسیارمشکوک و پرداختهی یکتوطئهی واحد بهنظرمیآیند که میباید دربارهشان روشنگریکرد.
اولینشان را بهطور خلاصه میتوان «پانترکیسم باسمهای» نامگذاشت که پیامبران و ایضاً فعالانش بیشتر شارلاتانهای در جستجوی منابعمالی بهنظرمیرسند تا اشخاص جاافتادهی فکور و آگاه از تاریخ. هرچند که صدای آنها دربلندگوهای بیرون از ایران انعکاس مییابد اما ریشهی آنها در داخل است. تحرکات آنها البته ناچیز و کمبُرد است و غیراز ظاهر و حرف ایناشخاص که جذابیتی ندارد عللل بنیادینی نیز برای نگرفتن یخشان وجوددارد.
آذربایجان در گذشته نیز بهعنوان یکخطهی ترکزبان ایران هدف قابلتصاحبی بهنظررسیدهاست اما هیچگاه پیوند ارگانیکش با پیکرهی اصلی ایران گسستهنشدهاست. بخشیاز آذربایجان که در داخل ایران نیست و بهعنوان یککشور شناختهمیشود همچون بخشهاییاز گرجستان بهعنوان غرامت شکست در جنگ از سوی خاندان جهنمی قاجار به روسیه واگذارشد.
دلیل امتناعاز درخواست برای بازگشت آن به ایران در هنگام نابودی تزاریسم و بهقدرترسیدن بلشویکهای روسیه بیعرضگی قاجاریه بود. ابتدا دربرابر رفتار محبتآمیز روسها که قوایشان را از ایران بیرونبردند و از پیمان با انگلیس برای تقسیم ایران دستشستند در رودربایستی ماندیم و ادعایی برای پسگرفتن سرزمینهای ازدسترفته در دو عهدنامهی گلستان و ترکمانچای نکردیم. میشد اینکار را کرد؛ چون دولت بلشویکی هم از جانب روسهای سفید و هم از جانب انگلیس تحتفشار بود.
هنگام فروپاشی اتحاد شوروی نیز ایندرخواست قابلپیگیری بود ولی در آنزمان آقایرفسنجانی بیشتر دنبال دریافت زیردریایی دیزلی از شوروی برای جنگ با آمریکا بود تا سرزمینهای ازدسترفته.
پارهی شمالی آذربایجان به ایران بازنگشت ولی پارهی جنوبیاش هم جداشدنی نیست؛ بههماندلایل بنیادینی که ابتدای نوشته گفتیم هست:
سرعت و شدت امتزاج ایرانیان در نیمهیدوم قرنبیستم چنانزیاد بودهاست که امکان واکندن اقوام ایرانی از یکدیگر را به صفر رساندهاست. توسعهی اقتصادی دهههایچهلوپنجاه، واکنش اجتماع به سالهایاول جنگ میهنی با صدام و مهاجرتهای درونمرزیفراوان ایرانیان را در کلکشور درهمآمیختهاست.
ازسویدیگر تجربیات مکرر تاریخ نشاندادهاست جنبشهای ملی با نمودهای ناسیونالیستی درونمایهی بورژوایی دارند: بورژوازیملی خواهان سلطه بر بازارملی و بیرونراندن عنصر تجاری بیگانه است و بههمیندلیل جنبشهایملی از سوی بورژوازیملی راهبریمیشوند (یک نمونهی ایرانیاش: انقلاب مشروطه). آذربایجان ایران فاقد اینکیفیت است و علت آن ایناست که بازازملی بورژوازیآدربایجان محدود به شهرهای ترکزبان نیست بلکه تهران، مشهد، اصفهان و سراسر ایران است. بیاعراق نیمیاز بازار تهران را بازرگانان بزرگ آذربایجانِ ایران تشکیل میدهد. اینبورژوازی با هرگونه محدودشدن بازار و گسترهی فعالیتش مخالفتاکید میکند.
آنها که تجربهی بودن در آذربایجان در سالهای۵۷و۵۸ را دارند بهچشم دیدهاند که چگونه بازار تبریز توطئهی ملیگرایانهی سیدکاظم شریعتمداری را برای جداساختن آذربایجان پسزد؛ درحالیکه آنهنگام پیشافتادن آخوندها و بهدنبالکشیدن ملت مدروز و بسیارآسان بود ولی بورژوازی تجاری و صنعتی آذربایجان تجربه و افتخار جلوداری انقلاب مشروطه را در کولهی تاریخ خود داشت.
الغرض درآوردن ادای جداسری و بهقول امروزیها پانترکی حداکثر میتوانست و شایدبتواند توجه حکومت را بهاختصاص بودجهی بیشتر برای حفظ و اشاعهی فرهنگ غنی آذربایجان جلبکند؛ وگرنه مبانی مادی برای آنکه تحرک انشقاقی در اینخطه از ایران صورتگیرد وجود خارجی ندارد.
اما جنبهی توطئهآمیز اینجریان که مدنظر ماست از محدودهی آذربایجان بیرون و در تهران است. ایدهی اصلی شکلدهندهی آن ایجاد دشمنیهای خیالی و تفرقه برای تداوم حکومت است. انشعاباندازی برای جلوگیری از سیل است: وقتی دبی رودخانه بالامیزند و امکان سرریز و ازبینرفتن کاسبیهای کنارهی رودخانه هست(!) سعیمیکنند در بالادست بخشیاز جریان آب را به مسیر انحرافی بفرستند و فشار را کمکنند.
برای ما آشکار است که دستهای خبیث (که تعدادشان در حکومت از تعداد دزدان حکومتی کمتر نیست) پشت اینجریان پانترکی ایستادهاند. ملاقات پزشکیان با جوانان تبریزی که گویا به فارسها فحش میدهند درواقع زدن زیرآب اینجریان خبیث است.
جریان موذی دوم و بخشدیگر این توطئه را که اشاعهی افغانستیزی کور است به الف دیگری وامیگذاریم تا خستهنشوید!
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان زیرآبمیزند!
🖊 شورای سردبیری:
مدتیاست دوجریان موذی در کشور مشاهدهمیشود که نمیتوانیم به آنها ظن توطئهی داخلی نداشتهباشیم: ایندوجریان که از یکآبشخور سیرابمیشوند و هردو ردای ملیگرایی افراطی بهتندارند بسیارمشکوک و پرداختهی یکتوطئهی واحد بهنظرمیآیند که میباید دربارهشان روشنگریکرد.
اولینشان را بهطور خلاصه میتوان «پانترکیسم باسمهای» نامگذاشت که پیامبران و ایضاً فعالانش بیشتر شارلاتانهای در جستجوی منابعمالی بهنظرمیرسند تا اشخاص جاافتادهی فکور و آگاه از تاریخ. هرچند که صدای آنها دربلندگوهای بیرون از ایران انعکاس مییابد اما ریشهی آنها در داخل است. تحرکات آنها البته ناچیز و کمبُرد است و غیراز ظاهر و حرف ایناشخاص که جذابیتی ندارد عللل بنیادینی نیز برای نگرفتن یخشان وجوددارد.
آذربایجان در گذشته نیز بهعنوان یکخطهی ترکزبان ایران هدف قابلتصاحبی بهنظررسیدهاست اما هیچگاه پیوند ارگانیکش با پیکرهی اصلی ایران گسستهنشدهاست. بخشیاز آذربایجان که در داخل ایران نیست و بهعنوان یککشور شناختهمیشود همچون بخشهاییاز گرجستان بهعنوان غرامت شکست در جنگ از سوی خاندان جهنمی قاجار به روسیه واگذارشد.
دلیل امتناعاز درخواست برای بازگشت آن به ایران در هنگام نابودی تزاریسم و بهقدرترسیدن بلشویکهای روسیه بیعرضگی قاجاریه بود. ابتدا دربرابر رفتار محبتآمیز روسها که قوایشان را از ایران بیرونبردند و از پیمان با انگلیس برای تقسیم ایران دستشستند در رودربایستی ماندیم و ادعایی برای پسگرفتن سرزمینهای ازدسترفته در دو عهدنامهی گلستان و ترکمانچای نکردیم. میشد اینکار را کرد؛ چون دولت بلشویکی هم از جانب روسهای سفید و هم از جانب انگلیس تحتفشار بود.
هنگام فروپاشی اتحاد شوروی نیز ایندرخواست قابلپیگیری بود ولی در آنزمان آقایرفسنجانی بیشتر دنبال دریافت زیردریایی دیزلی از شوروی برای جنگ با آمریکا بود تا سرزمینهای ازدسترفته.
پارهی شمالی آذربایجان به ایران بازنگشت ولی پارهی جنوبیاش هم جداشدنی نیست؛ بههماندلایل بنیادینی که ابتدای نوشته گفتیم هست:
سرعت و شدت امتزاج ایرانیان در نیمهیدوم قرنبیستم چنانزیاد بودهاست که امکان واکندن اقوام ایرانی از یکدیگر را به صفر رساندهاست. توسعهی اقتصادی دهههایچهلوپنجاه، واکنش اجتماع به سالهایاول جنگ میهنی با صدام و مهاجرتهای درونمرزیفراوان ایرانیان را در کلکشور درهمآمیختهاست.
ازسویدیگر تجربیات مکرر تاریخ نشاندادهاست جنبشهای ملی با نمودهای ناسیونالیستی درونمایهی بورژوایی دارند: بورژوازیملی خواهان سلطه بر بازارملی و بیرونراندن عنصر تجاری بیگانه است و بههمیندلیل جنبشهایملی از سوی بورژوازیملی راهبریمیشوند (یک نمونهی ایرانیاش: انقلاب مشروطه). آذربایجان ایران فاقد اینکیفیت است و علت آن ایناست که بازازملی بورژوازیآدربایجان محدود به شهرهای ترکزبان نیست بلکه تهران، مشهد، اصفهان و سراسر ایران است. بیاعراق نیمیاز بازار تهران را بازرگانان بزرگ آذربایجانِ ایران تشکیل میدهد. اینبورژوازی با هرگونه محدودشدن بازار و گسترهی فعالیتش مخالفتاکید میکند.
آنها که تجربهی بودن در آذربایجان در سالهای۵۷و۵۸ را دارند بهچشم دیدهاند که چگونه بازار تبریز توطئهی ملیگرایانهی سیدکاظم شریعتمداری را برای جداساختن آذربایجان پسزد؛ درحالیکه آنهنگام پیشافتادن آخوندها و بهدنبالکشیدن ملت مدروز و بسیارآسان بود ولی بورژوازی تجاری و صنعتی آذربایجان تجربه و افتخار جلوداری انقلاب مشروطه را در کولهی تاریخ خود داشت.
الغرض درآوردن ادای جداسری و بهقول امروزیها پانترکی حداکثر میتوانست و شایدبتواند توجه حکومت را بهاختصاص بودجهی بیشتر برای حفظ و اشاعهی فرهنگ غنی آذربایجان جلبکند؛ وگرنه مبانی مادی برای آنکه تحرک انشقاقی در اینخطه از ایران صورتگیرد وجود خارجی ندارد.
اما جنبهی توطئهآمیز اینجریان که مدنظر ماست از محدودهی آذربایجان بیرون و در تهران است. ایدهی اصلی شکلدهندهی آن ایجاد دشمنیهای خیالی و تفرقه برای تداوم حکومت است. انشعاباندازی برای جلوگیری از سیل است: وقتی دبی رودخانه بالامیزند و امکان سرریز و ازبینرفتن کاسبیهای کنارهی رودخانه هست(!) سعیمیکنند در بالادست بخشیاز جریان آب را به مسیر انحرافی بفرستند و فشار را کمکنند.
برای ما آشکار است که دستهای خبیث (که تعدادشان در حکومت از تعداد دزدان حکومتی کمتر نیست) پشت اینجریان پانترکی ایستادهاند. ملاقات پزشکیان با جوانان تبریزی که گویا به فارسها فحش میدهند درواقع زدن زیرآب اینجریان خبیث است.
جریان موذی دوم و بخشدیگر این توطئه را که اشاعهی افغانستیزی کور است به الف دیگری وامیگذاریم تا خستهنشوید!
🆔@jameeno
👍23❤3👎1😐1
#در_کرانه_روز
🏷 امید فیصله!
خبر نیویورکتایمز دربارهی دیدار ایلان ماسک با نمایندهی ایران در سازمانملل درست است. ابتکار دیپلماتیک عجولانه و کمسنجیدهای است که ترامپ حتی پیشاز ورود به کاخسفید آغازکردهاست. هم اینخبر درست است و هم اینواقعیت تاریخی که در چهاردههیاول جمهوریاسلامی حکومت همیشه درکنارآمدن با جمهوریخواهان راحتتر بودهاست.
اما به چنینابتکاراتی اصلا نمیباید دلبست؛ چون مضمون نهایی و ایجاب آنها پس از والس اولیه اجابت سهدرخواست پنتاگون از ایران است: عقبگرد تدارکات هستهای، کنترل موشکی و بهرسمیتشناختن اسرائیل.
حکومت ایران بهدلایل واضح نمیتواند اینمجموعه را بپذیرد و برای آنکه درنهایت چنینشود ایران میباید بهنهایت ضعیف و درماندهشود. همراهی کامل ایالاتمتحد با اسرائیل برای رسیدن به اینهدف بهاحتمالزیاد مدتی بعداز حضور ترامپ در کاخسفید خواهدبود، تازه اگر پیش از آن رخندهد!
مسئله ایران با ایالاتمتحد و اسرائیل آسان، سریع و بدونتغییرات عمیق در اوضاع حلنخواهدشد. ابتکارات و حرفهای امیدوارکنندهی فعلی همانند آنچه در سفر مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای شنیدهشد، دوامنخواهندیافت. آمدن ترامپ ماهیت فیصلهی نهایی را تغییر نمیدهد فقط ممکناست زمان رسیدن به آن را کوتاهتر کند!
منطقا ایران میباید برای نشانندادن ضعف و کوتاهنیامدن از اهداف سختسری نشاندهد که انعکاس آن را فعلا در تجدیدتاکید بر انتقامگیری از اسرائیل دیدهایم. البته تاکتیک احتمالا اشتباهی است و ارزش تاکید بر حفظ روند توسعهی هستهای و حفظ قدرت موشکی را ندارد. اینتاکیدها توان حکومت برای اقناع جامعه درصورت تاختزدن آنانتقام با یکامتیاز سیاسی را کاهشمیدهد.
🆔@jameeno
🏷 امید فیصله!
خبر نیویورکتایمز دربارهی دیدار ایلان ماسک با نمایندهی ایران در سازمانملل درست است. ابتکار دیپلماتیک عجولانه و کمسنجیدهای است که ترامپ حتی پیشاز ورود به کاخسفید آغازکردهاست. هم اینخبر درست است و هم اینواقعیت تاریخی که در چهاردههیاول جمهوریاسلامی حکومت همیشه درکنارآمدن با جمهوریخواهان راحتتر بودهاست.
اما به چنینابتکاراتی اصلا نمیباید دلبست؛ چون مضمون نهایی و ایجاب آنها پس از والس اولیه اجابت سهدرخواست پنتاگون از ایران است: عقبگرد تدارکات هستهای، کنترل موشکی و بهرسمیتشناختن اسرائیل.
حکومت ایران بهدلایل واضح نمیتواند اینمجموعه را بپذیرد و برای آنکه درنهایت چنینشود ایران میباید بهنهایت ضعیف و درماندهشود. همراهی کامل ایالاتمتحد با اسرائیل برای رسیدن به اینهدف بهاحتمالزیاد مدتی بعداز حضور ترامپ در کاخسفید خواهدبود، تازه اگر پیش از آن رخندهد!
مسئله ایران با ایالاتمتحد و اسرائیل آسان، سریع و بدونتغییرات عمیق در اوضاع حلنخواهدشد. ابتکارات و حرفهای امیدوارکنندهی فعلی همانند آنچه در سفر مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی هستهای شنیدهشد، دوامنخواهندیافت. آمدن ترامپ ماهیت فیصلهی نهایی را تغییر نمیدهد فقط ممکناست زمان رسیدن به آن را کوتاهتر کند!
منطقا ایران میباید برای نشانندادن ضعف و کوتاهنیامدن از اهداف سختسری نشاندهد که انعکاس آن را فعلا در تجدیدتاکید بر انتقامگیری از اسرائیل دیدهایم. البته تاکتیک احتمالا اشتباهی است و ارزش تاکید بر حفظ روند توسعهی هستهای و حفظ قدرت موشکی را ندارد. اینتاکیدها توان حکومت برای اقناع جامعه درصورت تاختزدن آنانتقام با یکامتیاز سیاسی را کاهشمیدهد.
🆔@jameeno
👍28❤2👎1🤔1
مطلب اشتباهی در کانال منتشرشد که بخشی از گفتگو با یک دوست بود. حذف کردیم. پوزش از همراهان .
😁5🙏4😐2
#الف
🏷 توطئهی افغانی!
🖊 شورای سردبیری:
توطئهی ضدملی دومی که در الف پیشین قول نوشتن دربارهاش را دادیم به حضور افعانها در ایران مربوط است. این روزها فضا پر است از سمپاشی علیه افعانهای ساکن ایران و متقابلا نالهی افغانها و نفرینکردن ایرانیان بهخاطر بدرفتاری با آنان یا کسانی که ادعامیکنند افغاناند. حجم تبلیعات واقعا زیاد است و غالبا پرسیدهمیشود تعداد واقعی آنها درواقع چقدر است و چرا میباید در ایران باشند؟ حکومت هم بسیار متناقض رفتارمیکند و نه دربارهی تعداد و نه درمورد چرایی حضور آنها و علت بیمیلی به حل مشکل اطلاعات دقیق نمیدهد و هرمقامی حرفیمیزند.
ما البته درمورد اینمسئله بهکرات و از روزی که ایالاتمتحد طالبان را برسرکارآورد حرفزدهایم. خلاصه و فشرده آن حرفها در چهارسال اخیر اینهاست:
- طالبان و ایالاتمتحد درنهایت افغانستان را به هاب اعظم تروریسم بنیادگرا تبدیلمیکنند. آماج اصلی این تروریسم ایران است.
- افعانان مقیم ایران اشخاص زحمتکش و شریفیاند اما بهخاطر خطر حکومتشان برای امنیت ایران میباید بهفوریت ایران را ترککنند تا تحرکات سوء در مرزهای شرقی قابلکنترل باشد.
- ایران میباید یکنوار امنیتی به عرض حداقل بیستکیلومتری در خاک افغانستان برای خود درنظربگیرد و هرگونه تحرک را در ایننوار رصدکند.
- حکومت میباید بخشی از توجه، بودجه و نیروی نطامی و اطلاعاتی خود را که درگیر مرزغربی و نیابتیهای عرب است به مرزشرقی متوجهکند.
- حکومت میباید کارفرمای ایرانی بهکارگیرندهی کارگر غیرقانونی افغان را مجرم دانسته و برخورد بسیارسختگیرانه داشتهباشد.
- بابت کارگران مجاز دارای خانوادهی همراه در ایران میباید حقبیمه پرداختشود و اینگروه موردحمایت آموزشی و بهداشتی قرارگیرند.
- حکومت میباید از اقامت افراد پشتون در ایران کلا جلوگیریکند.
- حکومت نمیباید از افغانها لشگر تشکیلدهد و کسانی را که برای جنگ با داعش یا کمک به سوریه و مانند آن متشکلکرده در محل مورداستفاده مستقرکند.
- حکومت میباید هنگام اخراج افعانها شأن انسانی آنها و خانوادههایشان را کاملا رعایتکند و جابجایی را در کمال نظم و احترام به حقوق انسانی افغانها انجامدهد.
- مشکل، افغانها نیستند؛ حکومت است: بهجای نفرت از افعانها میباید از حکومت بخواهیم مسئله را حلکند.
علت اینتاکیدات را بهتفصیل گفتهایم: افغان برای گردش به ایران نمیآید و هر افغان که در ایران است از جایی حقوق دریافتمیکند. دریافت فقط از پنج محل ممکن است: کارفرمای ایرانی، کسبوکار غیرمجاز، حوزههای علمیه، نیروهای نظامی ایران و مهمتر از همه: سرویسهای تروریستی طالبان! پس چهارمنبع درآمدی و حیاتی برای ماندن افغانها در خاک ایران است و دستگاه بوروکراتیک و سازمانهای حکومت هر چهارمنبع را در کنترل دقیق دارند. معنی اینوضعیت آناستکه حضور افغانها در ایران یکپروژهی حکومتی و تحتکنترل است. علت حضور آنها در ایران اینهاست:
- کارفرمای ایرانی برای آنها حقبیمه و عیدی و سنوات نمیدهد، زحمتکشاند و بدون پول اضافی جای نگهبان هم کارمیکنند. در اینمورد رفتارمان مثل سرمایهداری کثیف ایالاتمتحد با کارگران غیرقانونی مکزیکی، ضد کارگر ایرانی و شرمآور است.
- بیشترین داوطلبان طلبگی در حوزههای علمیه افغانیاند؛ چون ایرانیان بهدلایلی میل به طلبهشدن ندارند. شمار طلبههای خارجی حدود 50هزارنفر برآوردشده که همه از دولت ایران حقوقمیگیرند. قصد ابتدایی بسط نفود فرهنگی ایران بوده ولی به انحراف رفتهاست. مثلا چینیها برای تربیت مترجم زبان فارسی دانشجویان را بهعنوان طلبه به ایران میفرستد تا فارسی را در محل و رایگان یادبگیرند.
- نیروهای نظامی ایران تعداد نامشخصی از افغانها را تحتعنوان لشگر فاطمیون زیر کنترل خود دارند که گویا زمانی در سوریه از حکومت اسد دفاعمیکردند. معلومنیست اینگروه الان چندنفرند؟ کجایند؟ و چه ماموریتی دارند؟ اینگمان وجوددارد که استفاده از آنها در درگیریهای احتمالی داخلی دور از انتطار نیست و اگر چنینباشد امری ننگآلود است که بحث جداگانه میطلبد. بخشی از ماندگاری افغانها و استقبال از دستهی غیرقانونی آنها (وحشتزده، بیپناه، مجبور، آسیبپذیر، بیامید و درنتیجه حاضر به هرکار بیرحمانهای) بههمیندلیل است. کارفرمایان ضدبشر و بیوطن و طمعکار نیز بههمیندلایل از کارگر افغان استقبالمیکنند.
بهواقع حضور بیضابط افغانها در ایران برای همیننوع استفادهای کثیف است.
وجه توطئهآمیزتر اینعملیات کثیف تزریق نفرت بین ایرانیان و افغانهاست. نفرت و ترس بیرحمی را تشدیدمیکند. یکافغان متنفر از ایرانیانی که تحقیرشمیکنند میتواند مناسبترین نفر برای حمل شاتگان و ساچمهزن باشد. میتواند شلیککند، تجاوزکند، خفهکند و سرببرد. توطئهی ضدملی کثیفی است!
🆔@jameeno
🏷 توطئهی افغانی!
🖊 شورای سردبیری:
توطئهی ضدملی دومی که در الف پیشین قول نوشتن دربارهاش را دادیم به حضور افعانها در ایران مربوط است. این روزها فضا پر است از سمپاشی علیه افعانهای ساکن ایران و متقابلا نالهی افغانها و نفرینکردن ایرانیان بهخاطر بدرفتاری با آنان یا کسانی که ادعامیکنند افغاناند. حجم تبلیعات واقعا زیاد است و غالبا پرسیدهمیشود تعداد واقعی آنها درواقع چقدر است و چرا میباید در ایران باشند؟ حکومت هم بسیار متناقض رفتارمیکند و نه دربارهی تعداد و نه درمورد چرایی حضور آنها و علت بیمیلی به حل مشکل اطلاعات دقیق نمیدهد و هرمقامی حرفیمیزند.
ما البته درمورد اینمسئله بهکرات و از روزی که ایالاتمتحد طالبان را برسرکارآورد حرفزدهایم. خلاصه و فشرده آن حرفها در چهارسال اخیر اینهاست:
- طالبان و ایالاتمتحد درنهایت افغانستان را به هاب اعظم تروریسم بنیادگرا تبدیلمیکنند. آماج اصلی این تروریسم ایران است.
- افعانان مقیم ایران اشخاص زحمتکش و شریفیاند اما بهخاطر خطر حکومتشان برای امنیت ایران میباید بهفوریت ایران را ترککنند تا تحرکات سوء در مرزهای شرقی قابلکنترل باشد.
- ایران میباید یکنوار امنیتی به عرض حداقل بیستکیلومتری در خاک افغانستان برای خود درنظربگیرد و هرگونه تحرک را در ایننوار رصدکند.
- حکومت میباید بخشی از توجه، بودجه و نیروی نطامی و اطلاعاتی خود را که درگیر مرزغربی و نیابتیهای عرب است به مرزشرقی متوجهکند.
- حکومت میباید کارفرمای ایرانی بهکارگیرندهی کارگر غیرقانونی افغان را مجرم دانسته و برخورد بسیارسختگیرانه داشتهباشد.
- بابت کارگران مجاز دارای خانوادهی همراه در ایران میباید حقبیمه پرداختشود و اینگروه موردحمایت آموزشی و بهداشتی قرارگیرند.
- حکومت میباید از اقامت افراد پشتون در ایران کلا جلوگیریکند.
- حکومت نمیباید از افغانها لشگر تشکیلدهد و کسانی را که برای جنگ با داعش یا کمک به سوریه و مانند آن متشکلکرده در محل مورداستفاده مستقرکند.
- حکومت میباید هنگام اخراج افعانها شأن انسانی آنها و خانوادههایشان را کاملا رعایتکند و جابجایی را در کمال نظم و احترام به حقوق انسانی افغانها انجامدهد.
- مشکل، افغانها نیستند؛ حکومت است: بهجای نفرت از افعانها میباید از حکومت بخواهیم مسئله را حلکند.
علت اینتاکیدات را بهتفصیل گفتهایم: افغان برای گردش به ایران نمیآید و هر افغان که در ایران است از جایی حقوق دریافتمیکند. دریافت فقط از پنج محل ممکن است: کارفرمای ایرانی، کسبوکار غیرمجاز، حوزههای علمیه، نیروهای نظامی ایران و مهمتر از همه: سرویسهای تروریستی طالبان! پس چهارمنبع درآمدی و حیاتی برای ماندن افغانها در خاک ایران است و دستگاه بوروکراتیک و سازمانهای حکومت هر چهارمنبع را در کنترل دقیق دارند. معنی اینوضعیت آناستکه حضور افغانها در ایران یکپروژهی حکومتی و تحتکنترل است. علت حضور آنها در ایران اینهاست:
- کارفرمای ایرانی برای آنها حقبیمه و عیدی و سنوات نمیدهد، زحمتکشاند و بدون پول اضافی جای نگهبان هم کارمیکنند. در اینمورد رفتارمان مثل سرمایهداری کثیف ایالاتمتحد با کارگران غیرقانونی مکزیکی، ضد کارگر ایرانی و شرمآور است.
- بیشترین داوطلبان طلبگی در حوزههای علمیه افغانیاند؛ چون ایرانیان بهدلایلی میل به طلبهشدن ندارند. شمار طلبههای خارجی حدود 50هزارنفر برآوردشده که همه از دولت ایران حقوقمیگیرند. قصد ابتدایی بسط نفود فرهنگی ایران بوده ولی به انحراف رفتهاست. مثلا چینیها برای تربیت مترجم زبان فارسی دانشجویان را بهعنوان طلبه به ایران میفرستد تا فارسی را در محل و رایگان یادبگیرند.
- نیروهای نظامی ایران تعداد نامشخصی از افغانها را تحتعنوان لشگر فاطمیون زیر کنترل خود دارند که گویا زمانی در سوریه از حکومت اسد دفاعمیکردند. معلومنیست اینگروه الان چندنفرند؟ کجایند؟ و چه ماموریتی دارند؟ اینگمان وجوددارد که استفاده از آنها در درگیریهای احتمالی داخلی دور از انتطار نیست و اگر چنینباشد امری ننگآلود است که بحث جداگانه میطلبد. بخشی از ماندگاری افغانها و استقبال از دستهی غیرقانونی آنها (وحشتزده، بیپناه، مجبور، آسیبپذیر، بیامید و درنتیجه حاضر به هرکار بیرحمانهای) بههمیندلیل است. کارفرمایان ضدبشر و بیوطن و طمعکار نیز بههمیندلایل از کارگر افغان استقبالمیکنند.
بهواقع حضور بیضابط افغانها در ایران برای همیننوع استفادهای کثیف است.
وجه توطئهآمیزتر اینعملیات کثیف تزریق نفرت بین ایرانیان و افغانهاست. نفرت و ترس بیرحمی را تشدیدمیکند. یکافغان متنفر از ایرانیانی که تحقیرشمیکنند میتواند مناسبترین نفر برای حمل شاتگان و ساچمهزن باشد. میتواند شلیککند، تجاوزکند، خفهکند و سرببرد. توطئهی ضدملی کثیفی است!
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#الف
🏷 پزشکیان زیرآبمیزند!
🖊 شورای سردبیری:
مدتیاست دوجریان موذی در کشور مشاهدهمیشود که نمیتوانیم به آنها ظن توطئهی داخلی نداشتهباشیم: ایندوجریان که از یکآبشخور سیرابمیشوند و هردو ردای ملیگرایی افراطی بهتندارند بسیارمشکوک و پرداختهی یکتوطئهی…
🏷 پزشکیان زیرآبمیزند!
🖊 شورای سردبیری:
مدتیاست دوجریان موذی در کشور مشاهدهمیشود که نمیتوانیم به آنها ظن توطئهی داخلی نداشتهباشیم: ایندوجریان که از یکآبشخور سیرابمیشوند و هردو ردای ملیگرایی افراطی بهتندارند بسیارمشکوک و پرداختهی یکتوطئهی…
👍26❤1👎1
نشر نی برگزار میکند:
جلسهی نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهی آکسل هونت
ترجمهی محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
زمان: سهشنبه 29آبانماه، ساعت 18
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک20، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
اطلاعات بیشتر در: @neypub
جلسهی نقد و بررسی کتابِ «ایدهٔ سوسیالیسم»
نوشتهی آکسل هونت
ترجمهی محمد نبوی
با حضور:
کمال اطهاری
حسین مصباحیان
آزاده شعبانی
محسن آزموده
زمان: سهشنبه 29آبانماه، ساعت 18
مکان: خیابان فاطمی، خیابان رهی معیری، نبش خیابان فکوری، پلاک20، ساختمان نشر نی، طبقهی پنجم
▫️ورود برای عموم آزاد است.
اطلاعات بیشتر در: @neypub
👍7❤1
#در_کرانه_روز
🏷 علت بازگشت لاریجانیها!
احتمال اینکه علی لاریجانی به عرصهی سیاست بازگردد زیاد است؛ چون احتمال اینکه رئیسجمهوری شود منتفیشدهاست و اینبازگشت احتمالی و قرارگرفتن حتی در موقعیت مقامات ارشد بهخاطر آن است که (باز هم: احتمالا) رهبر بعدی کشور مشخص و جایگاهش تثبیت و مستحکمشدهاست.
علت رد صلاحیتها و دورنگهداشتهشدن علی لاریجانی را از جایگاههای ارشد که کمیپیچیده است ما در سهسالپیش توضیحدادهبودیم. خلاصهاش ایناست که باتوجه به ریاست صادق لاریجانی بر مجمع تشخیصمصلحتنظام رئیسجمهوریشدن علی لاریجانی احتمال قرارگرفتن دونفر را از خاندان لاریجانی در شورایموقت سهنفرهی رهبری پدید میآورد که مناسبنبود. چهاینکه آن شورا مرکب از رئیسجمهوری، رئیس قوهیقضائیه و یکیاز فقهای شوراینگهبان بهانتخاب مجمع تشخیصمصلحتنظام خواهد بود. علت دوبار ردشدن صلاحیت علی لاریجانی را در انتخابات ریاستجمهوری که استعفای برادربزرگترش از عضویت در شوراینگهبان هم مرتفعشنکرد (که ظاهراً حضور محتمل برادر کوچکتر یک گزینهی محتمل رهبری هم پذیرفتنی نبود)، در الف «سایهها» و «علت دلایل جفنگ» در تابستان1400 آوردهایم (میتوانید با کلیک روی عنوان الفها بخوانیدشان).
شرایط کنونی و بازگشت بیمانع لاریجانی حاوی درستی آنگمانه سهسالپیش است (هرچند دیگر اهمیتی ندارد) و اشارهای به ایننکته مهم که حالا حضور همهی مقامات استخواندار و قدیمی نظام در داخل لوکوموتیوی که قطار نظام به آن وصلشده موردنیاز است.
🆔@jameeno
🏷 علت بازگشت لاریجانیها!
احتمال اینکه علی لاریجانی به عرصهی سیاست بازگردد زیاد است؛ چون احتمال اینکه رئیسجمهوری شود منتفیشدهاست و اینبازگشت احتمالی و قرارگرفتن حتی در موقعیت مقامات ارشد بهخاطر آن است که (باز هم: احتمالا) رهبر بعدی کشور مشخص و جایگاهش تثبیت و مستحکمشدهاست.
علت رد صلاحیتها و دورنگهداشتهشدن علی لاریجانی را از جایگاههای ارشد که کمیپیچیده است ما در سهسالپیش توضیحدادهبودیم. خلاصهاش ایناست که باتوجه به ریاست صادق لاریجانی بر مجمع تشخیصمصلحتنظام رئیسجمهوریشدن علی لاریجانی احتمال قرارگرفتن دونفر را از خاندان لاریجانی در شورایموقت سهنفرهی رهبری پدید میآورد که مناسبنبود. چهاینکه آن شورا مرکب از رئیسجمهوری، رئیس قوهیقضائیه و یکیاز فقهای شوراینگهبان بهانتخاب مجمع تشخیصمصلحتنظام خواهد بود. علت دوبار ردشدن صلاحیت علی لاریجانی را در انتخابات ریاستجمهوری که استعفای برادربزرگترش از عضویت در شوراینگهبان هم مرتفعشنکرد (که ظاهراً حضور محتمل برادر کوچکتر یک گزینهی محتمل رهبری هم پذیرفتنی نبود)، در الف «سایهها» و «علت دلایل جفنگ» در تابستان1400 آوردهایم (میتوانید با کلیک روی عنوان الفها بخوانیدشان).
شرایط کنونی و بازگشت بیمانع لاریجانی حاوی درستی آنگمانه سهسالپیش است (هرچند دیگر اهمیتی ندارد) و اشارهای به ایننکته مهم که حالا حضور همهی مقامات استخواندار و قدیمی نظام در داخل لوکوموتیوی که قطار نظام به آن وصلشده موردنیاز است.
🆔@jameeno
Telegram
جامعه نو
#الف
🔺سایهها!
شورای سردبیری: قطار انتخابات ریاستجمهوری به مقصد رسید. بسیاری از ما ازهمان اول از مقصدش آگاه بودیم اما درباره اینکه ازکدام مسیر به مقصد میرسدگیج میزدیم و نقشه مهندسی را صفحه پازلی میدیدیم که برخی اجزایش مشخص یا پیدا نمیشد. حالا میتوانیم…
🔺سایهها!
شورای سردبیری: قطار انتخابات ریاستجمهوری به مقصد رسید. بسیاری از ما ازهمان اول از مقصدش آگاه بودیم اما درباره اینکه ازکدام مسیر به مقصد میرسدگیج میزدیم و نقشه مهندسی را صفحه پازلی میدیدیم که برخی اجزایش مشخص یا پیدا نمیشد. حالا میتوانیم…
👍20
#معرفی_مجله 🗞
🏷 از روزگارِ سختِ موسیقی تا هنر اعتراضی در «تجربه» آبان
شمارهی سیوپنج دورهی جدید مجلهی «تجربه» با گفتوگویی تفصیلی با فرهاد فخرالدینی موسیقیدان و رهبر ارکستر، صفحاتی دربارهی «هنر اعتراضی» و گفتوگویی بلند با محمد مالجو منتشر شد.
مدیرمسئول «تجربه» کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را برعهدهدارد. سما بابایی هم دبیر تحریریهی «تجربه» است. عکسجلد از علیرضا سلطانی است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید.
🏷 از روزگارِ سختِ موسیقی تا هنر اعتراضی در «تجربه» آبان
شمارهی سیوپنج دورهی جدید مجلهی «تجربه» با گفتوگویی تفصیلی با فرهاد فخرالدینی موسیقیدان و رهبر ارکستر، صفحاتی دربارهی «هنر اعتراضی» و گفتوگویی بلند با محمد مالجو منتشر شد.
مدیرمسئول «تجربه» کتایون بناساز است و پژمان موسوی سردبیری آن را برعهدهدارد. سما بابایی هم دبیر تحریریهی «تجربه» است. عکسجلد از علیرضا سلطانی است.
فهرست آنچه را که در این شماره خواهید خواند، در instant view ببینید.
👍4
#الف
🏷 بجنب جناب!
🖊 شورای سردبیری:
رفتار رئیسجمهوریمان عصبیکننده شدهاست و علتش انتقال بخشیاز فشاری که به او میآید به ملت است. اطرافیانش دروغمیگویند و او که میخواهد مثل خاتمی باشد و دروغگو نباشد مجبوراست برای مردم قسم و آیه بیاورد که دروغنمیگوید. بیایید نگاهی ازنزدیک به مشکلاتش بکنیم بدون آنکه قصد توجیه داشتهباشیم.
او آگاه است و ما هم میدانیم اشخاصی که ابقاکرده، پستشان را عوضکرده یا از لیستانتظار رقیب بیرونکشیده و فضاداده از کمهوشترین بقایای سبد مقامات جناح نادان و شکستخوردهی این حکومتاند. دولت قبلی و کسانی که در سازمانها بالاکشیدهشدند تهمانده آدمهای درجهسه و کمهوش سبد مقامات اداری و بوروکراتیک کشور و برخی بهکلی پرتبودند. پزشکیان بخشیاز آنها را نگهداشت ولی بهعلت همان کمهوشی فکرکردند او آنقدر بیمقدار است که یکی آنبالا لیست داده دستش تا اینعزیزان را روی دوش او عزیزتر کند و دستشان باز است که همان باشند که بودهاند. آنها شعور درک کاری را که پزشکیان برای برهمزدن بساط مخرب باندبازی و ارادتسالاری و کیفکشی و رفیقبازی و آویزانبودن کرد ندارند. برداشت آنها از وفاقملی علیلدیدن پزشکیان و بهفرمودهعملکردن اوست.
اخیراً یکیاز توطئههای آنها درمورد سوخت از پرده بیرونافتاده و نشانمیدهد هیچدرکی درمورد امورات مهمه و سرنوشت کشور و حتی عاقبت خود ندارند. هنگامی که بعداز انتخابات دورهی انتقالی را کشدادند و هرروز از چندجا خبررسید که زیر سایهی معاوناول سابق دارند جابجایی و تصمیمسازی مشکوک میکنند جامعهنو دربارهی این کشدادن هشدارداد که البته محلاعتنا نبود. آندوره گذشت و پزشکیان که میبایست وفاقملی را در آنبالا به پایان توطئه علیه دولت جدید و همکاری با برنامهی آن ترجمهمیکرد به ابقای عناصر دولتی تعبیرشکرد که نادانی، دروغگویی و سرقت 3/5میلیاردی نقاط برجستهاش بود.
حالا اجزای آندولت بغل پزشکیان رسوبکردهاند و اگر او گوششان را نگیرد و از خر پیادهنکند و حالیشاننکند که دلیل کارش در نگهداشتن آنها چه بود و هست، چنان در کاسهاش میگذارند که کارنامهاش از نفر قبلی هم بسیار سیاهتر باشد. بهجای تکرار دائم «ما میباید باهم کارکنیم و دعوانکنیم و بسازیم و...» میباید اینها را صداکند و اگر نفهمیدند منظورش از وفاقملی چه بوده و چرا به آنها فرصت دادهشده از دستگاه بیرونشان کند.
فعلا یکنکتهی دیگر هم هست. رئیسجمهوری اخیراً تکرارکرده که «دروغنمیگوید». رک و خیلی خودمانی بگوییم که بسیار خوب است؛ مثل خاتمی خواهدبود و [انشاءالله] دومین رئیسجمهوری که دروغگو نیست. ولی دروغگونبودن برای راستگوبودن کافی نیست! در سیاست گفتن نیمیاز حقیقت از دروغ بدتر است. عیبیندارد که گفت علت قطعبرق نبودن سوخت است و نگفت علت نبود سوخت خیانت اعضای دولت قبلی است؛ دنبال دعوا نیست و اینبزرگواریها پذیرفته است.
اما درمورد فیلترینگ میباید صراحت داشتهباشد و نیمیاز حقیقت را نگوید. مجید انصاری و سخنگویش که رسمی و متواتر در اینمورد دروغ را میگویند که «علت رفعنشدن فیلترینگ مافیای فیلترشکن است!». عیبیندارد اگر پزشکیان بگوید مانع رفع فیلترینگ مسائل فنی نیست؛ انسداد سیاسی است و دارد برسرش چانهمیزند. عیبیندارد این را بگوید؛ چون دارد برسر آنلایحهی موی زنان هم چانهمیزند و لابد برای تامین بودجهی «کلینیک درمان بیحجابی» هم زیر فشار است و برای دادن پول جذب طلبه از آفریقا و چین برای حوزههای علمیه خالیمانده هم گیرکرده و...
اینها را نگوید و به کرم و لطف امید ببندد، فشار پاییندست را با شعاردادن کاهشبدهد و به چانهزنی صرف در بالا و لابی پشتپرده قناعتکند نهایتش آن میشود که برایش نیامده: ملت گردنِ گرو گذاشتهاش را به او پس میدهند و آن میشود که هیچکدام از ما نمیخواهدش.
آقایپزشکیان،
اگر زیادی تحملکنی همانانفجار محتملت رخمیدهد که قبلا گفتهایم: یا در جنگ وجدان و مصلحتهای سرشار از منافع کثیف دیگران پیروز و مجبور میشوی کتت را برداری و بزنیبیرون (که البته هزینهی سنگین برایت دارد)، یا وجدانت کممیآورد و در مقام کمکیفیتترین آدمی که به پاستور رفته همان کارگزار بیوجودی میشوی که آنها دستهجمعی میپندارند. خوددانی!
🆔@jameeno
🏷 بجنب جناب!
🖊 شورای سردبیری:
رفتار رئیسجمهوریمان عصبیکننده شدهاست و علتش انتقال بخشیاز فشاری که به او میآید به ملت است. اطرافیانش دروغمیگویند و او که میخواهد مثل خاتمی باشد و دروغگو نباشد مجبوراست برای مردم قسم و آیه بیاورد که دروغنمیگوید. بیایید نگاهی ازنزدیک به مشکلاتش بکنیم بدون آنکه قصد توجیه داشتهباشیم.
او آگاه است و ما هم میدانیم اشخاصی که ابقاکرده، پستشان را عوضکرده یا از لیستانتظار رقیب بیرونکشیده و فضاداده از کمهوشترین بقایای سبد مقامات جناح نادان و شکستخوردهی این حکومتاند. دولت قبلی و کسانی که در سازمانها بالاکشیدهشدند تهمانده آدمهای درجهسه و کمهوش سبد مقامات اداری و بوروکراتیک کشور و برخی بهکلی پرتبودند. پزشکیان بخشیاز آنها را نگهداشت ولی بهعلت همان کمهوشی فکرکردند او آنقدر بیمقدار است که یکی آنبالا لیست داده دستش تا اینعزیزان را روی دوش او عزیزتر کند و دستشان باز است که همان باشند که بودهاند. آنها شعور درک کاری را که پزشکیان برای برهمزدن بساط مخرب باندبازی و ارادتسالاری و کیفکشی و رفیقبازی و آویزانبودن کرد ندارند. برداشت آنها از وفاقملی علیلدیدن پزشکیان و بهفرمودهعملکردن اوست.
اخیراً یکیاز توطئههای آنها درمورد سوخت از پرده بیرونافتاده و نشانمیدهد هیچدرکی درمورد امورات مهمه و سرنوشت کشور و حتی عاقبت خود ندارند. هنگامی که بعداز انتخابات دورهی انتقالی را کشدادند و هرروز از چندجا خبررسید که زیر سایهی معاوناول سابق دارند جابجایی و تصمیمسازی مشکوک میکنند جامعهنو دربارهی این کشدادن هشدارداد که البته محلاعتنا نبود. آندوره گذشت و پزشکیان که میبایست وفاقملی را در آنبالا به پایان توطئه علیه دولت جدید و همکاری با برنامهی آن ترجمهمیکرد به ابقای عناصر دولتی تعبیرشکرد که نادانی، دروغگویی و سرقت 3/5میلیاردی نقاط برجستهاش بود.
حالا اجزای آندولت بغل پزشکیان رسوبکردهاند و اگر او گوششان را نگیرد و از خر پیادهنکند و حالیشاننکند که دلیل کارش در نگهداشتن آنها چه بود و هست، چنان در کاسهاش میگذارند که کارنامهاش از نفر قبلی هم بسیار سیاهتر باشد. بهجای تکرار دائم «ما میباید باهم کارکنیم و دعوانکنیم و بسازیم و...» میباید اینها را صداکند و اگر نفهمیدند منظورش از وفاقملی چه بوده و چرا به آنها فرصت دادهشده از دستگاه بیرونشان کند.
فعلا یکنکتهی دیگر هم هست. رئیسجمهوری اخیراً تکرارکرده که «دروغنمیگوید». رک و خیلی خودمانی بگوییم که بسیار خوب است؛ مثل خاتمی خواهدبود و [انشاءالله] دومین رئیسجمهوری که دروغگو نیست. ولی دروغگونبودن برای راستگوبودن کافی نیست! در سیاست گفتن نیمیاز حقیقت از دروغ بدتر است. عیبیندارد که گفت علت قطعبرق نبودن سوخت است و نگفت علت نبود سوخت خیانت اعضای دولت قبلی است؛ دنبال دعوا نیست و اینبزرگواریها پذیرفته است.
اما درمورد فیلترینگ میباید صراحت داشتهباشد و نیمیاز حقیقت را نگوید. مجید انصاری و سخنگویش که رسمی و متواتر در اینمورد دروغ را میگویند که «علت رفعنشدن فیلترینگ مافیای فیلترشکن است!». عیبیندارد اگر پزشکیان بگوید مانع رفع فیلترینگ مسائل فنی نیست؛ انسداد سیاسی است و دارد برسرش چانهمیزند. عیبیندارد این را بگوید؛ چون دارد برسر آنلایحهی موی زنان هم چانهمیزند و لابد برای تامین بودجهی «کلینیک درمان بیحجابی» هم زیر فشار است و برای دادن پول جذب طلبه از آفریقا و چین برای حوزههای علمیه خالیمانده هم گیرکرده و...
اینها را نگوید و به کرم و لطف امید ببندد، فشار پاییندست را با شعاردادن کاهشبدهد و به چانهزنی صرف در بالا و لابی پشتپرده قناعتکند نهایتش آن میشود که برایش نیامده: ملت گردنِ گرو گذاشتهاش را به او پس میدهند و آن میشود که هیچکدام از ما نمیخواهدش.
آقایپزشکیان،
اگر زیادی تحملکنی همانانفجار محتملت رخمیدهد که قبلا گفتهایم: یا در جنگ وجدان و مصلحتهای سرشار از منافع کثیف دیگران پیروز و مجبور میشوی کتت را برداری و بزنیبیرون (که البته هزینهی سنگین برایت دارد)، یا وجدانت کممیآورد و در مقام کمکیفیتترین آدمی که به پاستور رفته همان کارگزار بیوجودی میشوی که آنها دستهجمعی میپندارند. خوددانی!
🆔@jameeno
👍40❤1👏1
#در_کرانه_روز
احتمال انجام عملیات تازهای از سوی ایران علیه اسرائیل به صفر میلکردهاست؛ زیرا اخذ تصمیم نهایی دربارهی رأی متمایل شورای ضامن امنیتملی برای انجام عملیات جدید در برابر اسرائیل، به نظر و رأی آقایپزشکیان واگذارشده و باتوجه به تحلیل او از وضعیت حاضر عملیات جدیدی علیه اسرائیل از سوی ایران انجامنخواهدشد... میتوانید فعلا آسوده بخوابید!
🆔@jameeno
احتمال انجام عملیات تازهای از سوی ایران علیه اسرائیل به صفر میلکردهاست؛ زیرا اخذ تصمیم نهایی دربارهی رأی متمایل شورای ضامن امنیتملی برای انجام عملیات جدید در برابر اسرائیل، به نظر و رأی آقایپزشکیان واگذارشده و باتوجه به تحلیل او از وضعیت حاضر عملیات جدیدی علیه اسرائیل از سوی ایران انجامنخواهدشد... میتوانید فعلا آسوده بخوابید!
🆔@jameeno
👍24❤2
#الف
🏷 گردنهی سختگذر رهبری
🖊 شورای سردبیری:
بهنظرمیرسد بهزودی کشمکشی بر سر رهبری در کشور درخواهدگرفت. اینکشمکش برای هیچکس خیر بهبارنخواهدآورد؛ حتی برای آنانی که فکرمیکنند جنگ درونی معادل پایان جمهوریاسلامی خواهدبود. بهعبارتدیگر راهافتادن جنگ قدرت عمر ایننظام را پایان نخواهدداد؛ بلکه شرارتی را که در ذات ساختار قدرت یک«non-state government» یعنی یک«سیستمِ هنوز-دولت-نشده» نهفتهاست آزادخواهدکرد.
برای عبور از اینوضعیت سرشار از مصیبت چندماهپیش و پیشاز آنکه دود آتش آغاز ایننبرد دربیاید مطلب مشروحی دربارهی مسئلهی رهبری بعد از آقایخامنهای و چرایی وجود بحران رهبری در بطن نظام و راه عبور از این بحران عرضهکردیم. اکنون که موضوع کمکم درحال داغشدن است بازخوانی آن مطلب و خواندن آن برای دوستانی که مطلب را ندیدهاند ضرورتمییابد.
بههرحال مسئلهی حساسی است و ممکناست همهی ما را، واقعا همهی ما و زندگیمان را، در خود درگیرکند. بنابراین همه میباید برای عبور ایمن از این گردنه موضعی داشتهباشند و وضعیت کشور را بهروشنی ببینند. این مقاله برای همین نگاشتهشدهاست. آنرا سرفرصت بخوانید.
متن کامل مطلب «عبور از معضل جانشینی» و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
🏷 گردنهی سختگذر رهبری
🖊 شورای سردبیری:
بهنظرمیرسد بهزودی کشمکشی بر سر رهبری در کشور درخواهدگرفت. اینکشمکش برای هیچکس خیر بهبارنخواهدآورد؛ حتی برای آنانی که فکرمیکنند جنگ درونی معادل پایان جمهوریاسلامی خواهدبود. بهعبارتدیگر راهافتادن جنگ قدرت عمر ایننظام را پایان نخواهدداد؛ بلکه شرارتی را که در ذات ساختار قدرت یک«non-state government» یعنی یک«سیستمِ هنوز-دولت-نشده» نهفتهاست آزادخواهدکرد.
برای عبور از اینوضعیت سرشار از مصیبت چندماهپیش و پیشاز آنکه دود آتش آغاز ایننبرد دربیاید مطلب مشروحی دربارهی مسئلهی رهبری بعد از آقایخامنهای و چرایی وجود بحران رهبری در بطن نظام و راه عبور از این بحران عرضهکردیم. اکنون که موضوع کمکم درحال داغشدن است بازخوانی آن مطلب و خواندن آن برای دوستانی که مطلب را ندیدهاند ضرورتمییابد.
بههرحال مسئلهی حساسی است و ممکناست همهی ما را، واقعا همهی ما و زندگیمان را، در خود درگیرکند. بنابراین همه میباید برای عبور ایمن از این گردنه موضعی داشتهباشند و وضعیت کشور را بهروشنی ببینند. این مقاله برای همین نگاشتهشدهاست. آنرا سرفرصت بخوانید.
متن کامل مطلب «عبور از معضل جانشینی» و راهحل پیشنهادی جامعهنو را در instant view و با کلیک روی اینجا بخوانید.
🆔@jameeno
Telegraph
عبور از معضل جانشینی!
#الف دربارهی آیندهی کشور پس از نبود آقایخامنهای دیدگاههای بسیار متعارض وجود دارد و حتی برای برخی از افرادی هم که هیچ علقهای به داشتن سهم از قدرت ندارند، یک دغدغه و نگرانی بزرگ درحد مسائل بحرانخیزی چون جنگ داخلی و تهاجم خارجی است. علت این مسئله و دغدغه…
👍15
#الف
🏷 پولِ کی را کجا میبرند؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
«ردّ پول را دنبالکن» عبارتی بود برجامانده از دیالوگهای فیلم معروف «همهی مردان رئیسجمهوری» در نزدیک به نیمقرنپیش. بعداً براساس آن ادبیات سیاسی، گروههای تحقیقی روزنامهنگاری، سریالهای معروف و روشی برای تحقیق دربارهی فساد دولتی در دنیا پدیدآمد. همانطور که شامهی تیز یکسگ برای رسیدن به نقطهی مخفیشدن یکجنایتکار اشتباهنمیکند، گرفتن رد پول هم همیشه ما را به جایی که دولتها (یعنی مالکان خزانهی پولهای یککشور) پول ملت را میبرند هدایتمیکند.. روشی عالی است.
البته امروز میخواهیم از اینروش برای درک رابطهی ایرانیها با حکومت استفادهکنیم. برای اینکار میباید به جنبهی پوشیده اینرابطه توجهکرد: خود حکومت، اعم از مقامات ارشد و مدیران و نمایندگانی که به مجلس میبرد، زایندهی یکشاهی از آنچه خرجمیکند نیست و هرنوع درآمدی که حاصلمیکند از جیب جامعه است: جیب و خزانهی پر از پول دولت (بهعنوان تکهای از حکومت) یا حاصل از دریافت مالیات مستقیم است و یا غیرمستقیم. جز درمورد عملیات قاچاق و پنهان امکانندارد خریدوفروشی ریز یا درشت بین مردم صورتگیرد و بخشی از مبلغ مبادلهشده درنهایت بهعنوان نوعیاز مالیات به خزانه سرازیرنشود. همهی آنچه حکومت بهعنوان هزینهی خدمات میگیرد نوعی مالیات است؛ زیرا مالکیت نهایی دستگاهی که خدمات میدهد (نیروگاه یا سازمانها، یا پلیس، یا فرودگاه، یا ارتش، یا جاده و امثالهم) ملی است و از درآمد ملی شکلگرفتهاست. درآمد نفت هم از منبعی ملی است که متعلق به عام است و دولت صددرصد سهم هرایرانی را بهعنوان مالیات بر درآمد برمیدارد!
از جنبهی نظری حتی اگر یکدولت ازطریق عملیات قاچاق درآمد کسبکند آندرآمد ملی است؛ زیرا توسط دستگاه ملیِ اداری کشور تولیدشدهاست. آخرینمنبع درآمد دولت چاپ پول و خلق اعتبار است که آن هم صددرصد متعلق به ملت است: دولتی که برای بودجه (که تمامش را از منابع یادشده میگیرد) دچار کسری میشود و پول اضافی هم چاپمیکند دارد از درآمد آیندهی همان مردم پول برمیدارد تا بهخیالخودش خرج امروز جامعه را بدهد. برای نمونه اگر میخواهید بدانید اوضاع کشور چقدر از نظر اقتصادی و ازبینرفتن امکان برعکسکردن روند تخریب خراب است و حکومت چقدر از آیندهی اینکشور خرج خود میکند میباید به این توجهکنید که هماکنون باتوجه به کسری بودجهی کنونی و عدمامکانرفع آن در بودجهی سالآینده سیستم ادارهی کشور هرروز برای هرایرانی حداقل25هزارتومان بدهی ایجادمیکند؛ زیرا حداقل یککسری 700هزارمیلیاردی بودجه دارد. مردم اینبدهی را حسنمیکنند؛ زیرا آن را ازطریق تورم و درقالب افزایش قیمتها (اجناس و خدمات خصوصی و دولتی) جبران و بازپرداختمیکنند.
نکتهی ظریف ایناستکه حکومتها هیچمنتی بر سر مردم ندارند و حتی به اندازهای که از تکتک مردم میگیرند به آنها خدمتنمیکنند؛ زیرا علاوهبر تأمین هزینهی خدمات عمومی به جامعه، دادن حقوق کارکنان و یارانه، هزینهی نظامی و حفظ امنیت، معمولاً لقمههای چربی به اعضای خود و بچهها و اقوامشان میدهند، طرحهای هوسبازانه پر از ریختوپاش اجرامیکنند، پول فراوان برای چهرهسازی از خودشان میدهند، هوسبازیهای سیاسی احمقانه یا ایدئولوژیک خارجی دارند (نفت مفت برای سوریه، خرجی مفت برای حزبالله، پیدا و چاقکردن مسلمان در بولیوی و تایلند، میهمانی پر خرج در خارج، بازسازی و توسعهی قبور در خارج کشور، دههاهزار طلبهی خارجی و هزار کار زائد و بیمجوز ملی دیگر).
بنابراین درنهایت خزانهی دولتها یکورودی دارد و یکخروجی که در درازمدت باهم برابر است. نکتهی غیرعادلانهاش ایناستکه کلورودی به خزانه از جیب مردم امروز و فرزندان آنها در آینده است، اما خروجیاش را حکومت تعیینمیکند که معمولاً از اختیاراتی که ملت به آن میدهد پافراترمیگذارد و علناً سوءاستفادهمیکند. درمورد ایران حکومت ما نهتنها پافراترمیگذارد بلکه با ازبینبردن دستگاههای ناظر، برکشیدن اشخاص نادان (به بهانهی متعهدبودن) درحال ویرانکردن خزانه و بدهکارکردن ملت برای آینده است. آن را معمولا بهگروگانبردن و فروختن آیندهی کودکان کشورها می نامند.
وظیفهی کسانی که میتوانند رد پول مبادلهشده بین حکومت و مردم را دنبالکنند بردن اینواقعیات به سادهترین زبان برای عامهمردم است که چشمبندیهای حسابداری حکومتها معمولا ذهن آنها را منحرفمیکند تا بهجای طلبکاری از حکومتها نسبت به آنها احساس دین کنند و مقامات را در جایگاه کرامت، سخاوت و آقابالاسرهای مهربان ببینند.
🆔@jameeno
🏷 پولِ کی را کجا میبرند؟
🖊 تحریریه جامعهنو:
«ردّ پول را دنبالکن» عبارتی بود برجامانده از دیالوگهای فیلم معروف «همهی مردان رئیسجمهوری» در نزدیک به نیمقرنپیش. بعداً براساس آن ادبیات سیاسی، گروههای تحقیقی روزنامهنگاری، سریالهای معروف و روشی برای تحقیق دربارهی فساد دولتی در دنیا پدیدآمد. همانطور که شامهی تیز یکسگ برای رسیدن به نقطهی مخفیشدن یکجنایتکار اشتباهنمیکند، گرفتن رد پول هم همیشه ما را به جایی که دولتها (یعنی مالکان خزانهی پولهای یککشور) پول ملت را میبرند هدایتمیکند.. روشی عالی است.
البته امروز میخواهیم از اینروش برای درک رابطهی ایرانیها با حکومت استفادهکنیم. برای اینکار میباید به جنبهی پوشیده اینرابطه توجهکرد: خود حکومت، اعم از مقامات ارشد و مدیران و نمایندگانی که به مجلس میبرد، زایندهی یکشاهی از آنچه خرجمیکند نیست و هرنوع درآمدی که حاصلمیکند از جیب جامعه است: جیب و خزانهی پر از پول دولت (بهعنوان تکهای از حکومت) یا حاصل از دریافت مالیات مستقیم است و یا غیرمستقیم. جز درمورد عملیات قاچاق و پنهان امکانندارد خریدوفروشی ریز یا درشت بین مردم صورتگیرد و بخشی از مبلغ مبادلهشده درنهایت بهعنوان نوعیاز مالیات به خزانه سرازیرنشود. همهی آنچه حکومت بهعنوان هزینهی خدمات میگیرد نوعی مالیات است؛ زیرا مالکیت نهایی دستگاهی که خدمات میدهد (نیروگاه یا سازمانها، یا پلیس، یا فرودگاه، یا ارتش، یا جاده و امثالهم) ملی است و از درآمد ملی شکلگرفتهاست. درآمد نفت هم از منبعی ملی است که متعلق به عام است و دولت صددرصد سهم هرایرانی را بهعنوان مالیات بر درآمد برمیدارد!
از جنبهی نظری حتی اگر یکدولت ازطریق عملیات قاچاق درآمد کسبکند آندرآمد ملی است؛ زیرا توسط دستگاه ملیِ اداری کشور تولیدشدهاست. آخرینمنبع درآمد دولت چاپ پول و خلق اعتبار است که آن هم صددرصد متعلق به ملت است: دولتی که برای بودجه (که تمامش را از منابع یادشده میگیرد) دچار کسری میشود و پول اضافی هم چاپمیکند دارد از درآمد آیندهی همان مردم پول برمیدارد تا بهخیالخودش خرج امروز جامعه را بدهد. برای نمونه اگر میخواهید بدانید اوضاع کشور چقدر از نظر اقتصادی و ازبینرفتن امکان برعکسکردن روند تخریب خراب است و حکومت چقدر از آیندهی اینکشور خرج خود میکند میباید به این توجهکنید که هماکنون باتوجه به کسری بودجهی کنونی و عدمامکانرفع آن در بودجهی سالآینده سیستم ادارهی کشور هرروز برای هرایرانی حداقل25هزارتومان بدهی ایجادمیکند؛ زیرا حداقل یککسری 700هزارمیلیاردی بودجه دارد. مردم اینبدهی را حسنمیکنند؛ زیرا آن را ازطریق تورم و درقالب افزایش قیمتها (اجناس و خدمات خصوصی و دولتی) جبران و بازپرداختمیکنند.
نکتهی ظریف ایناستکه حکومتها هیچمنتی بر سر مردم ندارند و حتی به اندازهای که از تکتک مردم میگیرند به آنها خدمتنمیکنند؛ زیرا علاوهبر تأمین هزینهی خدمات عمومی به جامعه، دادن حقوق کارکنان و یارانه، هزینهی نظامی و حفظ امنیت، معمولاً لقمههای چربی به اعضای خود و بچهها و اقوامشان میدهند، طرحهای هوسبازانه پر از ریختوپاش اجرامیکنند، پول فراوان برای چهرهسازی از خودشان میدهند، هوسبازیهای سیاسی احمقانه یا ایدئولوژیک خارجی دارند (نفت مفت برای سوریه، خرجی مفت برای حزبالله، پیدا و چاقکردن مسلمان در بولیوی و تایلند، میهمانی پر خرج در خارج، بازسازی و توسعهی قبور در خارج کشور، دههاهزار طلبهی خارجی و هزار کار زائد و بیمجوز ملی دیگر).
بنابراین درنهایت خزانهی دولتها یکورودی دارد و یکخروجی که در درازمدت باهم برابر است. نکتهی غیرعادلانهاش ایناستکه کلورودی به خزانه از جیب مردم امروز و فرزندان آنها در آینده است، اما خروجیاش را حکومت تعیینمیکند که معمولاً از اختیاراتی که ملت به آن میدهد پافراترمیگذارد و علناً سوءاستفادهمیکند. درمورد ایران حکومت ما نهتنها پافراترمیگذارد بلکه با ازبینبردن دستگاههای ناظر، برکشیدن اشخاص نادان (به بهانهی متعهدبودن) درحال ویرانکردن خزانه و بدهکارکردن ملت برای آینده است. آن را معمولا بهگروگانبردن و فروختن آیندهی کودکان کشورها می نامند.
وظیفهی کسانی که میتوانند رد پول مبادلهشده بین حکومت و مردم را دنبالکنند بردن اینواقعیات به سادهترین زبان برای عامهمردم است که چشمبندیهای حسابداری حکومتها معمولا ذهن آنها را منحرفمیکند تا بهجای طلبکاری از حکومتها نسبت به آنها احساس دین کنند و مقامات را در جایگاه کرامت، سخاوت و آقابالاسرهای مهربان ببینند.
🆔@jameeno
👍27❤1
#در_کرانه_روز
🏷 شیرجه در استخری که هنوز پرنشده!
شروع گفتگو با سهکشور اروپایی که اخیراً از شورایحکام آژانس بینالمللی هستهای علیه ایران قطعنامه گرفتند کار خیلیخوبی است ولی آقایوزیر امورخارجه پزشکیان باید بتواند توضیحبدهد:
- معنای ایناقدام پساز آنقطعنامه و آناعلامیهی تهدیدات متقابل ایران چیست؟ آیا اروپاییها جازدند و یا مصلحت این شد که ما برای شروع اینگفتگوها شیرجهبزنیم؟
- منطق اینگفتگو چیست؟ اینکه ایالاتمتحد حاضر به گفتگو نیست؟ میخواهیم اروپا را از ایالاتمتحد جداکنیم؟ چون اروپاییها روی دولت جدید آمریکا نفوذدارند و میتوانند جلویش را بگیرند؟ چون معلومشده تداوم موضع محکم سابق میتواند سال آینده ایران را دربرابر شورایامنیت بنشاند؟ همهی اینها با هم؟
+ سوال اساسی: به نمایندهی ترامپ (که ملاقات با او را مانند بهسرقترفتن اسناد هستهای تکذیبکردهاید) چه پیشنهادی دادهبودید؟
* سوال مهم: چهچیزی را بهعنوان ثمن روی میز گذاشتهاید؟
ارزیابی جامعهنو این است که:
وزارتخارجه اجازهیافتهاست بههرطریقممکن باب یکمعاملهی مناسب با ایالاتمتحد را بازکند و اروپا دروازهی آمریکا فرضشدهاست. اولین پسنشینی برای اینمعامله پذیرش مذاکره بر سر همهی مسائل، یعنی هستهای، موشک، تعطیل فعالیت نیابتیها (همچنان که سخنگوی وزارت امورخارجه گفته: «طیفی از مباحث و موضوعات منطقهای و بینالمللی از جمله موضوع فلسطین و لبنان و نیز موضوع هستهای موردبحث و تبادلنظر قرارخواهدگرفت») و کنترل تراکنش مالی است.
حکومت این را عقبنشینی از اشتباه گذشتهی خود میداند ولی درواقع برد ایران است. دفعهی قبل که دنبال معامله جامع بر سر همهی مسائل نبود اشتباه استراتژیک مهیبی کرد. باز اینکار را نکند، حزب الله را هرچند دوسالپیش صدتومان میخریدند، دیگر به دوپول سیاه هم نخواهند خرید.
ولی باتوجه به روند رخدادهای فعلی عرضهی اینآمادگیها به اروپائیان در شرایطِ موجود آمریکای ترامپ را وادارمیکند شرایط سختتری را روی میز بگذارد. اروپاییها هرچه بخواهند و بگیرند او دوبرابرش را خواهدخواست: درست مثل برجام که میگفت یکچیزی بیشاز آن که به اوباما دادید به من هم بدهید تا خارجنشوم. مذاکرات فعلی عملی از روی ترس و امتیازدادن به ترامپ از-راه-نرسیده محسوبمیشود و اشتباه بسیاربزرگی است؛ هرچند قابلدرک است: هزینهی اشتباهات بزرگ بیشاز هزینهی ظاهری آنهاست! ترامپ آنآدم سابق نیست و با عکسانداختن با پزشکیان ارضاءنمیشود؛ چون مشاوران او هم دیگر اشخاص سابق نیستند.
شاید، فقط شاید، اعلام اینکه ایران فقط زمانی در مذاکرات محدودکننده شرکتمیکند که دولت جدید ایالاتمتحد هم حضور داشتهباشد هزینههای یکباخت پرطولوعرض و لهشدن استراتژی حکومت در دورهی پساز برجام دربرابر دنیای غرب را کاهشدهد. این همانداستان لزوم «مذاکرهی مستقیم» است که روزنامهی اطلاعات بیشاز سهدههپیش مطرحکرد، تودهنیخورد و حالا برای آن لهلهمیزنند. سرطان کهنه متاستاز دادهاست و کمترین هزینهی علاجش تراشیدن سر است.
ما اگر جای عقلایحکومت بودیم هزینهی آبروریزی تراشیدن سر را خیلیخیلیکمتر از منافع آن ارزیابیمیکردیم!
🆔@jameeno
🏷 شیرجه در استخری که هنوز پرنشده!
شروع گفتگو با سهکشور اروپایی که اخیراً از شورایحکام آژانس بینالمللی هستهای علیه ایران قطعنامه گرفتند کار خیلیخوبی است ولی آقایوزیر امورخارجه پزشکیان باید بتواند توضیحبدهد:
- معنای ایناقدام پساز آنقطعنامه و آناعلامیهی تهدیدات متقابل ایران چیست؟ آیا اروپاییها جازدند و یا مصلحت این شد که ما برای شروع اینگفتگوها شیرجهبزنیم؟
- منطق اینگفتگو چیست؟ اینکه ایالاتمتحد حاضر به گفتگو نیست؟ میخواهیم اروپا را از ایالاتمتحد جداکنیم؟ چون اروپاییها روی دولت جدید آمریکا نفوذدارند و میتوانند جلویش را بگیرند؟ چون معلومشده تداوم موضع محکم سابق میتواند سال آینده ایران را دربرابر شورایامنیت بنشاند؟ همهی اینها با هم؟
+ سوال اساسی: به نمایندهی ترامپ (که ملاقات با او را مانند بهسرقترفتن اسناد هستهای تکذیبکردهاید) چه پیشنهادی دادهبودید؟
* سوال مهم: چهچیزی را بهعنوان ثمن روی میز گذاشتهاید؟
ارزیابی جامعهنو این است که:
وزارتخارجه اجازهیافتهاست بههرطریقممکن باب یکمعاملهی مناسب با ایالاتمتحد را بازکند و اروپا دروازهی آمریکا فرضشدهاست. اولین پسنشینی برای اینمعامله پذیرش مذاکره بر سر همهی مسائل، یعنی هستهای، موشک، تعطیل فعالیت نیابتیها (همچنان که سخنگوی وزارت امورخارجه گفته: «طیفی از مباحث و موضوعات منطقهای و بینالمللی از جمله موضوع فلسطین و لبنان و نیز موضوع هستهای موردبحث و تبادلنظر قرارخواهدگرفت») و کنترل تراکنش مالی است.
حکومت این را عقبنشینی از اشتباه گذشتهی خود میداند ولی درواقع برد ایران است. دفعهی قبل که دنبال معامله جامع بر سر همهی مسائل نبود اشتباه استراتژیک مهیبی کرد. باز اینکار را نکند، حزب الله را هرچند دوسالپیش صدتومان میخریدند، دیگر به دوپول سیاه هم نخواهند خرید.
ولی باتوجه به روند رخدادهای فعلی عرضهی اینآمادگیها به اروپائیان در شرایطِ موجود آمریکای ترامپ را وادارمیکند شرایط سختتری را روی میز بگذارد. اروپاییها هرچه بخواهند و بگیرند او دوبرابرش را خواهدخواست: درست مثل برجام که میگفت یکچیزی بیشاز آن که به اوباما دادید به من هم بدهید تا خارجنشوم. مذاکرات فعلی عملی از روی ترس و امتیازدادن به ترامپ از-راه-نرسیده محسوبمیشود و اشتباه بسیاربزرگی است؛ هرچند قابلدرک است: هزینهی اشتباهات بزرگ بیشاز هزینهی ظاهری آنهاست! ترامپ آنآدم سابق نیست و با عکسانداختن با پزشکیان ارضاءنمیشود؛ چون مشاوران او هم دیگر اشخاص سابق نیستند.
شاید، فقط شاید، اعلام اینکه ایران فقط زمانی در مذاکرات محدودکننده شرکتمیکند که دولت جدید ایالاتمتحد هم حضور داشتهباشد هزینههای یکباخت پرطولوعرض و لهشدن استراتژی حکومت در دورهی پساز برجام دربرابر دنیای غرب را کاهشدهد. این همانداستان لزوم «مذاکرهی مستقیم» است که روزنامهی اطلاعات بیشاز سهدههپیش مطرحکرد، تودهنیخورد و حالا برای آن لهلهمیزنند. سرطان کهنه متاستاز دادهاست و کمترین هزینهی علاجش تراشیدن سر است.
ما اگر جای عقلایحکومت بودیم هزینهی آبروریزی تراشیدن سر را خیلیخیلیکمتر از منافع آن ارزیابیمیکردیم!
🆔@jameeno
👍31🤔2❤1
#الف
🏷 پزشکیان، شما و ما!
🖊 شورای سردبیری:
همراه عزیزی پیامخصوصی فرستادهاست که چرا یکدرمیان ریپمیزنید و دربارهی پزشکیان مواضع دوگانه و متزلزل دارید و... سعیمیکنیم توضیحی برای همه بدهیم و دهانشان را هم با یکی-دو خبر موثق شیرینکنیم.
پزشکیان آمد تا مطالبات مشخصی را برآوردهکند. قول مشخصی نداد ولی هم او میدانست مردم چه میخواهند و هم مردم میدانستند او از چه جنسی است و احتمال وجود ارادهی پیگیری مطالبات ملت را از حکمران و سیستم در او میدیدند. راستش درحالیکه هیچ، مطلقا هیچیک از اعمال حکومت را قابلقبول نمیدانیم از او حمایتمیکنیم؛ درحالیکه او را هم بهدقت رصد میکنیم تا هنگام خطای جدی خودش یا منتصبان منتسببهخودش واکنش مناسب داشتهباشیم و درعینحال حامی او در پیشبرد اهدافی باشیم که برایشان گردن گروگذاشتهاست.
طبیعیاست برای او تبلیغ نمیکنیم هرچند میخواهیمش و نقدش میکنیم؛ چون خیلیبیشتر میخواهیمش! وقتی آقایرئیسجمهوری را زیر فشار مطالباتاجتماعی میگذاریم و باصراحت ایرادمیگیریم داریم وظیفهی رأیدهندگانش، یعنی فشار مداوم اجتماعی از پائین را بهانجاممیآوریم: فشار معقول مطالبات به رئیسجمهوری لازم است؛ چون اینفشار عینا به سیستم منتقل و به تصمیمگیری بهینه منجرمیشود. مسلما اگر اینفشار نبود تصمیمات مثبت بزرگی که بهعلت رودربایستی سیستم با عناصر پایین هرمش اعلامنمیشود گرفتهنمیشد.
البته جامعهنو برخلاف تمجیدکنندگان حرفهای فهرست بلندبالایی از دستاوردهای آقای رئیسجمهوری و کارنامهی فلانوبهمانش ندارد؛ ولی برای آنکه خوانندگان بدانند فشاری که تاکنون آنها و بقیهی ملت آوردهاند هدرنرفتهاست گاهی خلاصه و پوشیده داستان موفقیت او در انتقال اینفشار اجتماعی را برایتان میگوییم تا هم بدانید بیحکمت از ایشان حمایتنمیشود و هم گلایهنکنید که جامعهنو خبرها را به ما نمیگوید!
مثلا اگر یکروز بگوییم پزشکیان ممکناست بهصراحت از اجرای آنقانون مربوط به پوشش موی سر زنان استنکافکند و گرایش او ایناست که اگر خیلی اصرار به اجرا کنند بگوید اختیارات اجرایی خودش در اینمورد را به فرد منتخبی از بزرگان حزب قدیمی بهاصطلاح سنتی کشور میسپارد که با پذیرفتن علنی مسئولیت آنحزب مدیریت اجرای اینقانون را بهعهدهبگیرد، خواننده میباید فکرکند احتمال کدام بیشتر است: خبرداشتن جامعهنو از دل رئیسجمهوری یا زدهشدن اینحرف دربرابر اصرار به اینکه او را با این بهاصطلاح قانون دربرابر مردم قراردهند؟
ما البته تلاشمان را میکنیم که فضای ذهن خوانندگان را مشوش و گیج نکنیم و تاحدممکن صراحتداشتهباشیم. مثلا اگر مطالبهکنیم توقف روند شروع اجرای یکقانون خراب (مثلا ازطریق ابلاغنشدنش توسط رئیسمجلس) کافی نیست و میباید تعهد امتناع از نقض حقوق فردی ایرانیان ازجانب حکومت علنا اعلامشود و اقدامات لازم برای لغو قانون خراب شروعشود، خوانندگان میباید از دل اینحرف خبر دربیاورند و اگر هم رد تحلیل در آن هست از عنصر خبریاش غفلتنکنند.
دربرابر آنچه به همراهان میدهیم البته چیزهایی میخواهیم. مثلا در مورد آخری که گفتیم فشار اجتماعی بیشتر لازم است تا حکومت برای جلوگیری از بروز فجایعی که در اثر بیخبری برخی آتشبهاختیاران، سادهدلان و یا بدطینتی شرارتطلبان پدیدمیآید و بلوا بهپامیشود تصمیمش برای رفع مزاحمت از بانوان را بهزبانی اعلامکند تا ایناشخاص بفهمند چه میبایدشان کرد.
همچنین خواستار کنترل خشم طبیعی از حکومت و بیاعتنایی به تقاضاهای یاجوجوماجوج برای انتقال پیگیری مطالبات به کانال اعمالخشونتایم. علت این هم روشن است: برای آنها که خواستار با کله زمینخوردن اینملت و رئیسجمهوریاشاند، هیچراه، مطلقا هیچراهی جز آوردن دوبارهی خشونت به سطح خیابانها و خونریزی وجودندارد. مطالبهی خستگیناپذیر و دائم بدون هرگونه خشونت و تحریکنشدن به پزشکیان کمکمیکند آنچیزهایی را محققکند که ما میطلبیم. اگر نه همه را حداقل تا آنجا را که تیغشمیبرد میتوان با فشار اجتماعی بهدستآورد!
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان، شما و ما!
🖊 شورای سردبیری:
همراه عزیزی پیامخصوصی فرستادهاست که چرا یکدرمیان ریپمیزنید و دربارهی پزشکیان مواضع دوگانه و متزلزل دارید و... سعیمیکنیم توضیحی برای همه بدهیم و دهانشان را هم با یکی-دو خبر موثق شیرینکنیم.
پزشکیان آمد تا مطالبات مشخصی را برآوردهکند. قول مشخصی نداد ولی هم او میدانست مردم چه میخواهند و هم مردم میدانستند او از چه جنسی است و احتمال وجود ارادهی پیگیری مطالبات ملت را از حکمران و سیستم در او میدیدند. راستش درحالیکه هیچ، مطلقا هیچیک از اعمال حکومت را قابلقبول نمیدانیم از او حمایتمیکنیم؛ درحالیکه او را هم بهدقت رصد میکنیم تا هنگام خطای جدی خودش یا منتصبان منتسببهخودش واکنش مناسب داشتهباشیم و درعینحال حامی او در پیشبرد اهدافی باشیم که برایشان گردن گروگذاشتهاست.
طبیعیاست برای او تبلیغ نمیکنیم هرچند میخواهیمش و نقدش میکنیم؛ چون خیلیبیشتر میخواهیمش! وقتی آقایرئیسجمهوری را زیر فشار مطالباتاجتماعی میگذاریم و باصراحت ایرادمیگیریم داریم وظیفهی رأیدهندگانش، یعنی فشار مداوم اجتماعی از پائین را بهانجاممیآوریم: فشار معقول مطالبات به رئیسجمهوری لازم است؛ چون اینفشار عینا به سیستم منتقل و به تصمیمگیری بهینه منجرمیشود. مسلما اگر اینفشار نبود تصمیمات مثبت بزرگی که بهعلت رودربایستی سیستم با عناصر پایین هرمش اعلامنمیشود گرفتهنمیشد.
البته جامعهنو برخلاف تمجیدکنندگان حرفهای فهرست بلندبالایی از دستاوردهای آقای رئیسجمهوری و کارنامهی فلانوبهمانش ندارد؛ ولی برای آنکه خوانندگان بدانند فشاری که تاکنون آنها و بقیهی ملت آوردهاند هدرنرفتهاست گاهی خلاصه و پوشیده داستان موفقیت او در انتقال اینفشار اجتماعی را برایتان میگوییم تا هم بدانید بیحکمت از ایشان حمایتنمیشود و هم گلایهنکنید که جامعهنو خبرها را به ما نمیگوید!
مثلا اگر یکروز بگوییم پزشکیان ممکناست بهصراحت از اجرای آنقانون مربوط به پوشش موی سر زنان استنکافکند و گرایش او ایناست که اگر خیلی اصرار به اجرا کنند بگوید اختیارات اجرایی خودش در اینمورد را به فرد منتخبی از بزرگان حزب قدیمی بهاصطلاح سنتی کشور میسپارد که با پذیرفتن علنی مسئولیت آنحزب مدیریت اجرای اینقانون را بهعهدهبگیرد، خواننده میباید فکرکند احتمال کدام بیشتر است: خبرداشتن جامعهنو از دل رئیسجمهوری یا زدهشدن اینحرف دربرابر اصرار به اینکه او را با این بهاصطلاح قانون دربرابر مردم قراردهند؟
ما البته تلاشمان را میکنیم که فضای ذهن خوانندگان را مشوش و گیج نکنیم و تاحدممکن صراحتداشتهباشیم. مثلا اگر مطالبهکنیم توقف روند شروع اجرای یکقانون خراب (مثلا ازطریق ابلاغنشدنش توسط رئیسمجلس) کافی نیست و میباید تعهد امتناع از نقض حقوق فردی ایرانیان ازجانب حکومت علنا اعلامشود و اقدامات لازم برای لغو قانون خراب شروعشود، خوانندگان میباید از دل اینحرف خبر دربیاورند و اگر هم رد تحلیل در آن هست از عنصر خبریاش غفلتنکنند.
دربرابر آنچه به همراهان میدهیم البته چیزهایی میخواهیم. مثلا در مورد آخری که گفتیم فشار اجتماعی بیشتر لازم است تا حکومت برای جلوگیری از بروز فجایعی که در اثر بیخبری برخی آتشبهاختیاران، سادهدلان و یا بدطینتی شرارتطلبان پدیدمیآید و بلوا بهپامیشود تصمیمش برای رفع مزاحمت از بانوان را بهزبانی اعلامکند تا ایناشخاص بفهمند چه میبایدشان کرد.
همچنین خواستار کنترل خشم طبیعی از حکومت و بیاعتنایی به تقاضاهای یاجوجوماجوج برای انتقال پیگیری مطالبات به کانال اعمالخشونتایم. علت این هم روشن است: برای آنها که خواستار با کله زمینخوردن اینملت و رئیسجمهوریاشاند، هیچراه، مطلقا هیچراهی جز آوردن دوبارهی خشونت به سطح خیابانها و خونریزی وجودندارد. مطالبهی خستگیناپذیر و دائم بدون هرگونه خشونت و تحریکنشدن به پزشکیان کمکمیکند آنچیزهایی را محققکند که ما میطلبیم. اگر نه همه را حداقل تا آنجا را که تیغشمیبرد میتوان با فشار اجتماعی بهدستآورد!
🆔@jameeno
👍21🤔2
#در_کرانه_روز
🏷 امن نیست!
حضرتپزشکیان،
اگر انتصاب فرزند شما به پستی در ریاستجمهوری کار خود رئیسدفتر شماست، وقت آن است که از دست او و خطاهایش خلاص شوید!
ولی اگر دستور خودتان بوده، خطای بزرگی مرتکب شدهاید ولی بازهم بخشیاز خطا متوجه رئیسدفترتان است. ایشان باید جلوی شما را میگرفت. رئیسدفتر یعنی شخص خیلیامین و خیلیمواظب رفتار رئیس. این آدم مواظب شما نیست و مصالح شما را نمیداند؛ یا که میداند و...
همانوقت که فهمیدید اینرئیسدفتر میلی به دیدار شما با برخی احزاب ندارد و تقاصای آنها را پشتگوشانداختهاست وقت کشیدن گوشش بود. او مصلحت شما را بهتر از خودتان نمیداند؛ حتی اگر خود پیغمبر باشد. ما هم اینها را اواخر شهریور که برای دامادتان حکمی مشابه داد میبایست میگفتیم؛ نخواستیم در قضاوت عجله بکنیم. ولی حالا با اینحکم تازه نمیباید نتیجهبگیریم که گویا شغل رئیسدفترتان همینکارهاست؟ ضمن اینکه دستیاری رسانهای یکشغل کاملاتخصصی است. انتصاب آقایوسف به اینپست خطادرخطا است.
سیدعلی خاتمی رئیسدفتر برادرش بود: شغل مهمش را رهاکرد تا به برادرش خدمتکند و درطول خدمت حتی یکخطای کوچک نداشت.
عرفا رئیسجمهوری حق دارد یکحکم محدود بازرسی ویژه به امینترین فرد نزدیک به خودش بدهد. علت آن هم این است که مبادا گرایش سیاسی بازرس ویژه بر گزارشی که به رئیسجمهوری میدهد تاثیربگذارد. قاعدتا هم اینحکم محدود، غیراستخدامی و بدون دستمزد است. غیر از اینش موجه نیست.
حواستان باشد شامورتیبازی، هرکهبههرکهبودن، باندبازی، فامیلسالاری و سایر بلایایی که اینسیستم را به گند کشیدهاست نام شما را لکهدار نکند.
دفترتان امن نیست!
🆔@jameeno
🏷 امن نیست!
حضرتپزشکیان،
اگر انتصاب فرزند شما به پستی در ریاستجمهوری کار خود رئیسدفتر شماست، وقت آن است که از دست او و خطاهایش خلاص شوید!
ولی اگر دستور خودتان بوده، خطای بزرگی مرتکب شدهاید ولی بازهم بخشیاز خطا متوجه رئیسدفترتان است. ایشان باید جلوی شما را میگرفت. رئیسدفتر یعنی شخص خیلیامین و خیلیمواظب رفتار رئیس. این آدم مواظب شما نیست و مصالح شما را نمیداند؛ یا که میداند و...
همانوقت که فهمیدید اینرئیسدفتر میلی به دیدار شما با برخی احزاب ندارد و تقاصای آنها را پشتگوشانداختهاست وقت کشیدن گوشش بود. او مصلحت شما را بهتر از خودتان نمیداند؛ حتی اگر خود پیغمبر باشد. ما هم اینها را اواخر شهریور که برای دامادتان حکمی مشابه داد میبایست میگفتیم؛ نخواستیم در قضاوت عجله بکنیم. ولی حالا با اینحکم تازه نمیباید نتیجهبگیریم که گویا شغل رئیسدفترتان همینکارهاست؟ ضمن اینکه دستیاری رسانهای یکشغل کاملاتخصصی است. انتصاب آقایوسف به اینپست خطادرخطا است.
سیدعلی خاتمی رئیسدفتر برادرش بود: شغل مهمش را رهاکرد تا به برادرش خدمتکند و درطول خدمت حتی یکخطای کوچک نداشت.
عرفا رئیسجمهوری حق دارد یکحکم محدود بازرسی ویژه به امینترین فرد نزدیک به خودش بدهد. علت آن هم این است که مبادا گرایش سیاسی بازرس ویژه بر گزارشی که به رئیسجمهوری میدهد تاثیربگذارد. قاعدتا هم اینحکم محدود، غیراستخدامی و بدون دستمزد است. غیر از اینش موجه نیست.
حواستان باشد شامورتیبازی، هرکهبههرکهبودن، باندبازی، فامیلسالاری و سایر بلایایی که اینسیستم را به گند کشیدهاست نام شما را لکهدار نکند.
دفترتان امن نیست!
🆔@jameeno
👏20👍12👎2
#الف
🏷 پزشکیان کافی نبود!
🖊 شورای سردبیری:
زمان آن رسیده که به رویکارآمدن مسعود پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری از منظری متفاوت و در چارچوب رابطهی حکومت-مردم نگاهکنیم. پیشاپیش تذکرمیدهیم که برخلاف زحمتی که فهرستکنندگانِ دستاوردهای حضور صدروزهی پزشکیان میکشند ما امروز یک «نادستاوردِ» ایندوره را پیش چشم میگذاریم و امید که سرسری خواندنِ متن منجر به تلقی مخالفت با رئیسجمهوری محبوب نشود.
نادستاوردی که موردنظر ماست تغییری است که انتظار میرفت با رضایتِ حکومت به پاستورنشینیِ یک اصلاحطلب در رابطهی حکومت و مردم پدیدآید. میتوان آن را در یکپرسش خلاصهکرد: آیا تغییر رفتار حکومت در انتخابات اخیر توانست تغییری هم در رابطهی حکومت با مردم ایجادکند؟ اگر بله، چقدر؟ اگر نه، چرا؟
این مسئلهی مهمی در همهی نظامهای «حاکممحورِ» اقتدارگراست. محتوای رابطهی هرحاکمِ مقتدر و ارادهگرا با مردمش را میتوان در سهنوع خلاصهکرد: رابطهی نفی (مردم خواستار برانداختن نظام حاکمیتاند)، رابطهی اصلاح (خواستار اصلاح رفتار حاکماند) و رابطهی تغییر (جامعه خواستار تغییر کلیِ الگوی حکمرانی است). مسئلهی مهم این است که وقتی تحولی رویمیدهد (مثلاً حاکم رضایت میدهد رئیسجمهوری اصلاحطلب بهجای یک عامل اجراییِ اقتدارگرا رویکاربیاید) سنجیدهشود آنتحول تاچهحد بر جابهجاییِ آن سهنوع رابطه تأثیرمیگذارد. مثلاً در مورد ایران میباید دید حضور مسعود پزشکیان تاچهحد تعداد براندازیطلبان را کاهشداده یا حامل چه میزان اصلاحات بوده و چقدر به انتظارِ تغییرِ مدل حکمرانی و گذار به حکومتی بهتر پاسخدادهاست.
یافتن پاسخ اینپرسشها تا حد زیادی نیازمند آمار است که متأسفانه فراهم نیست. درعینحال قرائنی وجوددارد که میتوان به کمک آنها موقعیت را تاحدودی روشنکرد. آنقرائن در سادهترین شکل عبارتاند از:
- بهجز پزشکیان و چند چهرهی مشخصِ دارای منش ثابتِ شناختهشدهی همراهش تغییری در بافتار مدیریتی دیدهنشدهاست. درواقع سیمای نظام تغییر چشمگیری نکردهاست.
- بنیانهای سیاستخارجی کشور که بسیار تعیینکنندهاند بدون تغییرند (روندِ تغییرات کنونی ناشی از شکست استراتژیکِ حکومت در تلقیاش از امنیت خارجی است و نه حضور پزشکیان).
- علیرغم برخی عقبنشینیهای قطعاً تاکتیکی، رفتار اجتماعیِ دستگاه حکومت متحولنشدهاست.
- هیچ تغییر محسوسی در رویکرد نابودگرِ حکومت در زمینهی اقتصادی دیدهنمیشود.
توجهکنیم که جامعه دستاورد صدروزهی آقای پزشکیان را (هرقدر که هست) حاصل تغییر شیوهی حکمرانی نمیداند و آن را تاکتیکی میبیند. بهعبارتدیگر چون دستاوردهای محتمل پزشکیان همگی مشروط و گروکشانهاند: آزادی پوشش سر بانوان رسماً اعلامنمیشود و یکقانون فعلاً اعمالنشده مانند شمشیر داموکلس بالای سر زنان است. دربارهی فیلترینگ معلقبازی میکنند، عربدهکشانِ جنگطلب به طرفداران تغییر سیاست خارجی فحش میدهند، محکومان سیاسی کمنمیشوند و...)
بدیهیاست که بهاینترتیب نمیتوان انتظار داشت رابطهی حکومت-جامعه تغییر محسوس و چشمگیری کردهباشد. شواهد ناشی از برخوردهای روزانه با جامعه نیز همین را تأییدمیکند: مردم به آنچه درست است ولی انجامنمیشود و آنچه غلط است ولی بر وجودش اصرار میشود بیشتر توجهدارند تا دستاوردهای رئیسجمهوری! امیدی که میبایست به جامعه بازمیگشت هنوز هم در سایهی غولِ فسادِ آشکار و سیستماتیک، سختتر شدنِ زندگی، تبعیضهای محسوس، جنگهای منتهی به شکست و بیگانهپرستیِ حکومت پنهان است و انگار هرگز بازنخواهدگشت.
به ارزیابی ما حکومت نتوانست از طریق اتکا به چهرهی مقبولی چون پزشکیان رابطهی خود را با جامعه اصلاحکند و علت آن ناتوانی و فقدان اراده و دستِ بستهی حکومت در پذیرش شکست در تشخیص و داوریِ کار جهان و سپس رفتن از مسیرهای غلط است. نظام حکومتیِ کنونی شکستِ بنیادینی خوردهاست، در حال رفعورجوع گرفتاریهای خودساخته است و به موقعیت رابطهی خود با جامعه اعتنای جدی ندارد.
اینموقعیت شکننده و خطرساز است. میتوان فرضکرد حکومت خواهان این رابطهی نااستوار با جامعه نیست و میخواهد که اینوضع تغییرکند. اینامر مستلزم آن است که درمورد همهی پارامترهای حکمرانی تجدیدنظرِ اساسی شود، چهرههایی که به کهولت رسیدهاند و داغ بیکفایتی و نادانی خوردهاند میباید کنار بروند، رویههای غیرمعقول حکمرانی و ادارهی جامعه که مستعمل هم شدهاند میباید کنارگذاشتهشوند و حکومت بهخاطر «اوجب واجبات» به گذاری کنترلشده و الگویی تازه از حکمرانی رضایتدهد.
دستبهنقد آنبالا بهخاطر آنچه استراتژی امنیتملی پنداشته میشد و اینروزها همچون آبِ ریخته بر شن درحال محوشدن است سری بهسنگخورده دارد. باشد که در عرصهی داخل نیز بر باورهای باطل و بیثمرِ لهشده زیر پای جامعه اصرارنکند.
🆔@jameeno
🏷 پزشکیان کافی نبود!
🖊 شورای سردبیری:
زمان آن رسیده که به رویکارآمدن مسعود پزشکیان بهعنوان رئیسجمهوری از منظری متفاوت و در چارچوب رابطهی حکومت-مردم نگاهکنیم. پیشاپیش تذکرمیدهیم که برخلاف زحمتی که فهرستکنندگانِ دستاوردهای حضور صدروزهی پزشکیان میکشند ما امروز یک «نادستاوردِ» ایندوره را پیش چشم میگذاریم و امید که سرسری خواندنِ متن منجر به تلقی مخالفت با رئیسجمهوری محبوب نشود.
نادستاوردی که موردنظر ماست تغییری است که انتظار میرفت با رضایتِ حکومت به پاستورنشینیِ یک اصلاحطلب در رابطهی حکومت و مردم پدیدآید. میتوان آن را در یکپرسش خلاصهکرد: آیا تغییر رفتار حکومت در انتخابات اخیر توانست تغییری هم در رابطهی حکومت با مردم ایجادکند؟ اگر بله، چقدر؟ اگر نه، چرا؟
این مسئلهی مهمی در همهی نظامهای «حاکممحورِ» اقتدارگراست. محتوای رابطهی هرحاکمِ مقتدر و ارادهگرا با مردمش را میتوان در سهنوع خلاصهکرد: رابطهی نفی (مردم خواستار برانداختن نظام حاکمیتاند)، رابطهی اصلاح (خواستار اصلاح رفتار حاکماند) و رابطهی تغییر (جامعه خواستار تغییر کلیِ الگوی حکمرانی است). مسئلهی مهم این است که وقتی تحولی رویمیدهد (مثلاً حاکم رضایت میدهد رئیسجمهوری اصلاحطلب بهجای یک عامل اجراییِ اقتدارگرا رویکاربیاید) سنجیدهشود آنتحول تاچهحد بر جابهجاییِ آن سهنوع رابطه تأثیرمیگذارد. مثلاً در مورد ایران میباید دید حضور مسعود پزشکیان تاچهحد تعداد براندازیطلبان را کاهشداده یا حامل چه میزان اصلاحات بوده و چقدر به انتظارِ تغییرِ مدل حکمرانی و گذار به حکومتی بهتر پاسخدادهاست.
یافتن پاسخ اینپرسشها تا حد زیادی نیازمند آمار است که متأسفانه فراهم نیست. درعینحال قرائنی وجوددارد که میتوان به کمک آنها موقعیت را تاحدودی روشنکرد. آنقرائن در سادهترین شکل عبارتاند از:
- بهجز پزشکیان و چند چهرهی مشخصِ دارای منش ثابتِ شناختهشدهی همراهش تغییری در بافتار مدیریتی دیدهنشدهاست. درواقع سیمای نظام تغییر چشمگیری نکردهاست.
- بنیانهای سیاستخارجی کشور که بسیار تعیینکنندهاند بدون تغییرند (روندِ تغییرات کنونی ناشی از شکست استراتژیکِ حکومت در تلقیاش از امنیت خارجی است و نه حضور پزشکیان).
- علیرغم برخی عقبنشینیهای قطعاً تاکتیکی، رفتار اجتماعیِ دستگاه حکومت متحولنشدهاست.
- هیچ تغییر محسوسی در رویکرد نابودگرِ حکومت در زمینهی اقتصادی دیدهنمیشود.
توجهکنیم که جامعه دستاورد صدروزهی آقای پزشکیان را (هرقدر که هست) حاصل تغییر شیوهی حکمرانی نمیداند و آن را تاکتیکی میبیند. بهعبارتدیگر چون دستاوردهای محتمل پزشکیان همگی مشروط و گروکشانهاند: آزادی پوشش سر بانوان رسماً اعلامنمیشود و یکقانون فعلاً اعمالنشده مانند شمشیر داموکلس بالای سر زنان است. دربارهی فیلترینگ معلقبازی میکنند، عربدهکشانِ جنگطلب به طرفداران تغییر سیاست خارجی فحش میدهند، محکومان سیاسی کمنمیشوند و...)
بدیهیاست که بهاینترتیب نمیتوان انتظار داشت رابطهی حکومت-جامعه تغییر محسوس و چشمگیری کردهباشد. شواهد ناشی از برخوردهای روزانه با جامعه نیز همین را تأییدمیکند: مردم به آنچه درست است ولی انجامنمیشود و آنچه غلط است ولی بر وجودش اصرار میشود بیشتر توجهدارند تا دستاوردهای رئیسجمهوری! امیدی که میبایست به جامعه بازمیگشت هنوز هم در سایهی غولِ فسادِ آشکار و سیستماتیک، سختتر شدنِ زندگی، تبعیضهای محسوس، جنگهای منتهی به شکست و بیگانهپرستیِ حکومت پنهان است و انگار هرگز بازنخواهدگشت.
به ارزیابی ما حکومت نتوانست از طریق اتکا به چهرهی مقبولی چون پزشکیان رابطهی خود را با جامعه اصلاحکند و علت آن ناتوانی و فقدان اراده و دستِ بستهی حکومت در پذیرش شکست در تشخیص و داوریِ کار جهان و سپس رفتن از مسیرهای غلط است. نظام حکومتیِ کنونی شکستِ بنیادینی خوردهاست، در حال رفعورجوع گرفتاریهای خودساخته است و به موقعیت رابطهی خود با جامعه اعتنای جدی ندارد.
اینموقعیت شکننده و خطرساز است. میتوان فرضکرد حکومت خواهان این رابطهی نااستوار با جامعه نیست و میخواهد که اینوضع تغییرکند. اینامر مستلزم آن است که درمورد همهی پارامترهای حکمرانی تجدیدنظرِ اساسی شود، چهرههایی که به کهولت رسیدهاند و داغ بیکفایتی و نادانی خوردهاند میباید کنار بروند، رویههای غیرمعقول حکمرانی و ادارهی جامعه که مستعمل هم شدهاند میباید کنارگذاشتهشوند و حکومت بهخاطر «اوجب واجبات» به گذاری کنترلشده و الگویی تازه از حکمرانی رضایتدهد.
دستبهنقد آنبالا بهخاطر آنچه استراتژی امنیتملی پنداشته میشد و اینروزها همچون آبِ ریخته بر شن درحال محوشدن است سری بهسنگخورده دارد. باشد که در عرصهی داخل نیز بر باورهای باطل و بیثمرِ لهشده زیر پای جامعه اصرارنکند.
🆔@jameeno
👍29😐1