🔹اقدام به خودکشی یک کارگر نی بُر نیشکر هفت تپه
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: منابع کارگری از کارخانه نیشکر هفت تپه خبرداده اند، صبح سه شنبه هشتم اسفند ماه، یک کارگر نی بُر این مجتمع صنعتی، اقدام به خودکشی کرده است. به گفته کارگران شرایط نامناسب مالی این کارگر، شائبه ها در خصوص ارتباط این خودکشی با عدم پرداخت مطالبات مزدی را قوت بخشیده است.
گفته میشود این کارگر45 ساله که "علی نقدی" نام داشت، صبح سه شنبه برای دریافت مطالبات عقب افتادهاش به شرکت مراجعه میکند و وقتی درخواست او از سوی مسولین شرکت مورد بی توجهی قرار میگیرد، به همکارانش اعلام میکند که قصد خودکشی دارد. چند ساعت بعد وقتی همکارانش متوجه طولانی شدن غیبت او میشوند، با جسد بی جان او در کانال آب تلمبه خانه شماره 3 ، مواجه میشوند.
یکی از کارگران نیشکر هفت تپه با بیان اینکه هنوز به طور قطع نمیتوان در خصوص علت خودکشی این کارگر اظهار نظرکرد، میگوید: ظاهرا "علی نقدی" صبح سه شنبه به شرکت مراجعه کرده و درخواست کرده برای پرداخت اجاره خانه اش که گویا هشت ماه است عقب افتاده به او کمک کنند و مساعده پرداخت کنند، ولی با بی توجهی از سوی مسولین شرکت مواجه شده است.
این کارگر ادامه میدهد:وقتی مسولین شرکت به او بی محلی میکنند، علی خطاب به آنها میگوید "اون از بیمه ها که عقب افتاده و پرداخت نکردین، اون از 4 درصد سخت و زیان آورمون که هنوز واریز نشده ، این هم از حق و حقوق و مطالباتمون..دیگه این وضعیت رو نمیتونم تحمل کنم. پولم رو ندادین، باید برم خودکشی کنم..."
ظاهرا این کارگر بعدا به کمپی که برای اقامت کارگران غیربومی نیشکر هفت تپه تدارک دیده شده می رود و خطاب به همکارانش میگوید که قصد خودکشی دارد. یکی از کارگران این مجتمع صنعتی میگوید:" وقتی غیبتش طولانی میشه،همکاراش پیگیر میشن ولی کمی بعد، باجسدش توی کانال آب مواجه میشن ."
گرچه علت این اتفاق تا مشخص شدن نظر پزشکی قانونی در ابهام قرار دارد، اما کارگرانی که با جسد بی جان همکارشان مواجه شده اند، میگویند :" نمیدانیم تا چه حد این اقدام به بی توجهی مسولین شرکت به درخواست این کارگر مرتبط است ، اما این را میدانیم که این کارگر وضعیت مالی بسیار بدی داشته که او را در شرایط سختی قرار داده بود ."
مطالبات صنفی کارگران نی بر نیشکر هفت تپه، شامل سه ماه حقوق عقب افتاده ، عیدی و پاداش بهره برداری است. یکی از کارگران با بیان اینکه "علی نقدی" سه فرزند دارد و از کارگران غیربومی نیشکر هفت تپه و اهل لرستان بود که در کمپ کارگران غیربومی این مجتمع صنعتی اقامت داشت ، میگوید: در این کمپ حدود 300-400 کارگر اقامت دارند که از شهرهای اطراف چون ازنا، الیگودرز، درود، پلدختر و نقاط دیگر برای کار به نیشکر هفت تپه آمده اند . او میگوید، اغلب این کارگران در شرایط نامناسب مالی قرار دارند و رنج دوری از خانواده هایشان را تنها به امید زندگی بهتر به جان خریده اند.
مجتمع نیشکر هفت تپه که در سالهای اخیر با مشکلات متعددی در زمینه پرداخت مطالبات کارگران مواجه شده است، در یک سال گذشته بارها شاهد اعتصابات و تجمعات گسترده صنفی کارگران رسمی، روزمزد و کارگران نی بر فصلی بوده است.
🆔 @jameeno
▫️لیلا رزاقی / جامعه نو: منابع کارگری از کارخانه نیشکر هفت تپه خبرداده اند، صبح سه شنبه هشتم اسفند ماه، یک کارگر نی بُر این مجتمع صنعتی، اقدام به خودکشی کرده است. به گفته کارگران شرایط نامناسب مالی این کارگر، شائبه ها در خصوص ارتباط این خودکشی با عدم پرداخت مطالبات مزدی را قوت بخشیده است.
گفته میشود این کارگر45 ساله که "علی نقدی" نام داشت، صبح سه شنبه برای دریافت مطالبات عقب افتادهاش به شرکت مراجعه میکند و وقتی درخواست او از سوی مسولین شرکت مورد بی توجهی قرار میگیرد، به همکارانش اعلام میکند که قصد خودکشی دارد. چند ساعت بعد وقتی همکارانش متوجه طولانی شدن غیبت او میشوند، با جسد بی جان او در کانال آب تلمبه خانه شماره 3 ، مواجه میشوند.
یکی از کارگران نیشکر هفت تپه با بیان اینکه هنوز به طور قطع نمیتوان در خصوص علت خودکشی این کارگر اظهار نظرکرد، میگوید: ظاهرا "علی نقدی" صبح سه شنبه به شرکت مراجعه کرده و درخواست کرده برای پرداخت اجاره خانه اش که گویا هشت ماه است عقب افتاده به او کمک کنند و مساعده پرداخت کنند، ولی با بی توجهی از سوی مسولین شرکت مواجه شده است.
این کارگر ادامه میدهد:وقتی مسولین شرکت به او بی محلی میکنند، علی خطاب به آنها میگوید "اون از بیمه ها که عقب افتاده و پرداخت نکردین، اون از 4 درصد سخت و زیان آورمون که هنوز واریز نشده ، این هم از حق و حقوق و مطالباتمون..دیگه این وضعیت رو نمیتونم تحمل کنم. پولم رو ندادین، باید برم خودکشی کنم..."
ظاهرا این کارگر بعدا به کمپی که برای اقامت کارگران غیربومی نیشکر هفت تپه تدارک دیده شده می رود و خطاب به همکارانش میگوید که قصد خودکشی دارد. یکی از کارگران این مجتمع صنعتی میگوید:" وقتی غیبتش طولانی میشه،همکاراش پیگیر میشن ولی کمی بعد، باجسدش توی کانال آب مواجه میشن ."
گرچه علت این اتفاق تا مشخص شدن نظر پزشکی قانونی در ابهام قرار دارد، اما کارگرانی که با جسد بی جان همکارشان مواجه شده اند، میگویند :" نمیدانیم تا چه حد این اقدام به بی توجهی مسولین شرکت به درخواست این کارگر مرتبط است ، اما این را میدانیم که این کارگر وضعیت مالی بسیار بدی داشته که او را در شرایط سختی قرار داده بود ."
مطالبات صنفی کارگران نی بر نیشکر هفت تپه، شامل سه ماه حقوق عقب افتاده ، عیدی و پاداش بهره برداری است. یکی از کارگران با بیان اینکه "علی نقدی" سه فرزند دارد و از کارگران غیربومی نیشکر هفت تپه و اهل لرستان بود که در کمپ کارگران غیربومی این مجتمع صنعتی اقامت داشت ، میگوید: در این کمپ حدود 300-400 کارگر اقامت دارند که از شهرهای اطراف چون ازنا، الیگودرز، درود، پلدختر و نقاط دیگر برای کار به نیشکر هفت تپه آمده اند . او میگوید، اغلب این کارگران در شرایط نامناسب مالی قرار دارند و رنج دوری از خانواده هایشان را تنها به امید زندگی بهتر به جان خریده اند.
مجتمع نیشکر هفت تپه که در سالهای اخیر با مشکلات متعددی در زمینه پرداخت مطالبات کارگران مواجه شده است، در یک سال گذشته بارها شاهد اعتصابات و تجمعات گسترده صنفی کارگران رسمی، روزمزد و کارگران نی بر فصلی بوده است.
🆔 @jameeno
#الف
🔹علم برای ایدئولوگها
▫️شورای سردبیری: اخیرا آقای روحانی در جشنواره فارابی مسائلی را در زمینه مسائل دانشگاهها و علم مطرح کرده و متذکر شدند علوم، اسلامی و غیر اسلامی ندارند و علم ایدئولوژیک نداریم. این حرف ایشان پاسخهایی را در رسانهها و منابر طرف مقابل پدید آورد که البته به خاطر حرف حساب بودن بیانات آقای رئیس جمهور، پاسخ مذبوحانه و از سر ناچاری محسوب میشد و بازتاب زیادی نیافت.
اما حرف آقای روحانی درمورد ایدئولوژیک نبودن علم اندکی قابل خدشه است. نظامهای ایدئولوژیک، علوم را در سمت و سوی ایدههای خود توسعه میدهند و بر مبنای ایدئولوژی رشته علمی تاسیس میکنند و بر مبنای یافتههای علمی خود اعمالی بسیار مهم انجام میدهند. بنابر این، در واقع علم ایدئولوژیک داریم. ژوزف استالین سایبرنتیک را بورژوایی میدانست و به توسعه علوم در مسیر ایدئولوژی معتقد بود، نظریه نسبیت خاص را مردود میدانست (تا وقتی به او گفته شد بدون پذیرش این تئوری ساخت بمب اتم امکان ندارد) و تحقیقات ژنتیک را انحراف میپنداشت. در مقابل، هیتلر توان دانشمندان زیادی را صرف توسعه و اثبات اصول علم ژنتیک برای تشخیص یهودی از غیر یهودی و شناسایی ژرمنهای اصیل و نژاده میکرد. در دوران ما، علوم ایدئولوژیک سبب شده کره شمالی نتواند تراکتور بسازد، ولی موشک و بمب هیدروژنی تولید کند. درباره رفتار خود ما میتوان پرسید چرا کشور ما به تولید بزغاله مصنوعی از طریق تخمک بز ماده و بدون دخالت بز نر علاقه دارد در حالیکه اینگونه تحقیقات را معدود کشورهای خیلی پیشرفته عمدتا با اهداف اقتصادی انجام میدهند و ما هنوز حتی برای درمان ناباروری گروهی از هموطنان دچار مشکل هستیم و در این زمینه توسعه علمی کافی نیافتهایم؟
روحانی میداند که ما چرا علوم را طبقه بندی ایدئولوژیک میکنیم و مثلا علوم انسانی را با برچسب غربی بودن غیر اسلامی (!) و سبب انحراف جامعه میدانیم، آنچه روحانی نخواست بگوید این بود که علم ایدئولوژیک در کشورهایی ظهور مییابد که از معیارهای حکومت عاقلانه دورند، تعداد زیادی دشمن برای کشور درست میکنند یا میآفرینند، تبلیغات حکومتی درباره پیشرفتهای خیره کننده در آنها بیداد میکند، از حل مشکلات عادی مردم خود عاجزند، و...... عاقبت به صورت بدی منهدم میشوند.
میخواهد بگوید از این رویه دست بردارید، وگرنه شرایط انهدام زودتر فرا میرسد.
🆔 @jameeno
🔹علم برای ایدئولوگها
▫️شورای سردبیری: اخیرا آقای روحانی در جشنواره فارابی مسائلی را در زمینه مسائل دانشگاهها و علم مطرح کرده و متذکر شدند علوم، اسلامی و غیر اسلامی ندارند و علم ایدئولوژیک نداریم. این حرف ایشان پاسخهایی را در رسانهها و منابر طرف مقابل پدید آورد که البته به خاطر حرف حساب بودن بیانات آقای رئیس جمهور، پاسخ مذبوحانه و از سر ناچاری محسوب میشد و بازتاب زیادی نیافت.
اما حرف آقای روحانی درمورد ایدئولوژیک نبودن علم اندکی قابل خدشه است. نظامهای ایدئولوژیک، علوم را در سمت و سوی ایدههای خود توسعه میدهند و بر مبنای ایدئولوژی رشته علمی تاسیس میکنند و بر مبنای یافتههای علمی خود اعمالی بسیار مهم انجام میدهند. بنابر این، در واقع علم ایدئولوژیک داریم. ژوزف استالین سایبرنتیک را بورژوایی میدانست و به توسعه علوم در مسیر ایدئولوژی معتقد بود، نظریه نسبیت خاص را مردود میدانست (تا وقتی به او گفته شد بدون پذیرش این تئوری ساخت بمب اتم امکان ندارد) و تحقیقات ژنتیک را انحراف میپنداشت. در مقابل، هیتلر توان دانشمندان زیادی را صرف توسعه و اثبات اصول علم ژنتیک برای تشخیص یهودی از غیر یهودی و شناسایی ژرمنهای اصیل و نژاده میکرد. در دوران ما، علوم ایدئولوژیک سبب شده کره شمالی نتواند تراکتور بسازد، ولی موشک و بمب هیدروژنی تولید کند. درباره رفتار خود ما میتوان پرسید چرا کشور ما به تولید بزغاله مصنوعی از طریق تخمک بز ماده و بدون دخالت بز نر علاقه دارد در حالیکه اینگونه تحقیقات را معدود کشورهای خیلی پیشرفته عمدتا با اهداف اقتصادی انجام میدهند و ما هنوز حتی برای درمان ناباروری گروهی از هموطنان دچار مشکل هستیم و در این زمینه توسعه علمی کافی نیافتهایم؟
روحانی میداند که ما چرا علوم را طبقه بندی ایدئولوژیک میکنیم و مثلا علوم انسانی را با برچسب غربی بودن غیر اسلامی (!) و سبب انحراف جامعه میدانیم، آنچه روحانی نخواست بگوید این بود که علم ایدئولوژیک در کشورهایی ظهور مییابد که از معیارهای حکومت عاقلانه دورند، تعداد زیادی دشمن برای کشور درست میکنند یا میآفرینند، تبلیغات حکومتی درباره پیشرفتهای خیره کننده در آنها بیداد میکند، از حل مشکلات عادی مردم خود عاجزند، و...... عاقبت به صورت بدی منهدم میشوند.
میخواهد بگوید از این رویه دست بردارید، وگرنه شرایط انهدام زودتر فرا میرسد.
🆔 @jameeno
Forwarded from شهر دیگر
👈 شهر دیگر با همکاری انجمن علمی جامعهشناسی دانشگاه علامه طباطبایی برگزار میکند:
🔻چگونه شورای شهر را نظارتپذیر کنیم؟
📆 یکشنبه ۱۳ اسفند ساعت ۱۶
📌دانشکده علوم اجتماعی علامهطباطبایی
@Shahredigar
🔻چگونه شورای شهر را نظارتپذیر کنیم؟
📆 یکشنبه ۱۳ اسفند ساعت ۱۶
📌دانشکده علوم اجتماعی علامهطباطبایی
@Shahredigar
#الف
🔹نکتهای درباره وظایف خودمان
▫️شورای سردبیری: امشب اندکی درباره وظیفهای که در مقابل اعضای کانال داریم حرف خواهیم زد: بخشی از وظیفه که برای برخی از اعضای تحریریه جامعه نو متجاوز از ۳۰ سال پیش شروع شد و در تمام این دوران ادامه داشته است. این وظیفه دائمی، باز کردن راه برای صاحب نظران و اندیشه ورزان صاحب دغدغههای انسانی و ملی به عرصه رسانههاست.
در سالهایی بسار پیش از این، استعدادهای نویسندگی و روزنامه نگاری کشور به زحمت کشف میشدند: باید جسارت ذوق آزمایی پیدا میکردند، و اگر آشنایی در مطبوعات نداشتند نوشتههای خود را با نامه به روزنامهها و مجلات میفرستادند و اگر اقبالی داشتند نوشتههاشان به دست گوهر شناسان شاغل در مطبوعات میافتاد. کشف و جذب استعدادها سالها به درازا میانجامید.
یک وظیفه دیگر روزنامه نگاران قدیمی در دهه ۶۰ باز کردن راه ورود اندیشههای انتقادی نسبت به رویههای رسمی حکومت، از طریق تریبون دادن به اساتید دغدعهدار دانشگاهی بود. این وظیفه را کسی به آنها واگذار نکرده بود و انگیزههای شخصی خودشان آنها را در این مسیر پیش میراند. در دهه ۶۰ (دوران جنگ) تعداد کسانی که جرات و انگیزه انتقاداز سیاستهای جاری اقتصادی و سیاسی را داشتند زیاد نبود و راهگستری برای صاحب نظران به محیط بسته رسانهها نیز آسان نبود، اما به هر حال در نیمه دهه هفتاد نتایج تلاشهای یک دهه قبل به بار نشست و تعداد فراوانی مفسر و تحلیلگر مستقل، سیاست ورز اهل حرف زدن و نوشتن، و فوجی از روزنامه نگاران برجسته و شجاع بهار رسانهای ایران در دوران اصلاحات را شکل دادند.
طی دو دهه اخیر جهان تغییرات بسیاری به خود دیده و راههای ارتباطی و عرصههای رسانهای تنوع، گستردگی و سرعت بسیاری یافتهاند. شهروند روزنامه نگاران، اکنون میتوانند از همان امکانات روزنامه نگاران برخوردار باشند و نگاه خود نسبت به مسائل کشور را روی شبکههای اجتماعی به راحتی با جامعه در میان بگذارند. اما از آنجا که این امکان خوشبختانه در اختیار همه هست، اقیانوسی از حاصل ذوق و اندیشه ما را احاطه کرده است که به سرعت همچون امواج میرسند و توسط موج بعدی پوشیده میشوند. طرفه موقعیتی است: امکان اکتشاف بیشتر، به نامکشوف ماندن کمک میکند!
جامعه نو میتواند در این زمینه راه حلهایی ارائه کند. تحریریه جامعه نو بیش از ۴۰ نفر از ژورنالیستهای حرفهای روزنامه ازدست داده (روزنامه جامعه فردا) هستند و کماکان دارای برد و حضور رسانهای. میتوانیم بستر کشف استعدادهای نسل بعدی باشیم. ما در حال حاضر برخی صاحبان استعداد تحلیلگری را که مطالبی بسیار خواندنی را به زیبایی در حوزههای اقتصاد و سیاست و فرهنگ تولید میکنند به عنوان نویسنده میهمان در کنار خود داریم و هدفمان توسعه ارتباط آنها با مخاطبانشان است. همراهی اعضای کانال با این رسانه در ماههای اخیر به خاطر دغدغهها و سلایق مشترکشان بوده است و از همین رو میتوانیم در راستای همان هدفی که در دهه ۶۰ و ۷۰ دنبال میکردیم، این امکان را به آنها بدهیم که به عنوان روزنامه نگاران حرفهای احتمالا بالقوه در کنار ما باشند.
🆔 @jameeno
🔹نکتهای درباره وظایف خودمان
▫️شورای سردبیری: امشب اندکی درباره وظیفهای که در مقابل اعضای کانال داریم حرف خواهیم زد: بخشی از وظیفه که برای برخی از اعضای تحریریه جامعه نو متجاوز از ۳۰ سال پیش شروع شد و در تمام این دوران ادامه داشته است. این وظیفه دائمی، باز کردن راه برای صاحب نظران و اندیشه ورزان صاحب دغدغههای انسانی و ملی به عرصه رسانههاست.
در سالهایی بسار پیش از این، استعدادهای نویسندگی و روزنامه نگاری کشور به زحمت کشف میشدند: باید جسارت ذوق آزمایی پیدا میکردند، و اگر آشنایی در مطبوعات نداشتند نوشتههای خود را با نامه به روزنامهها و مجلات میفرستادند و اگر اقبالی داشتند نوشتههاشان به دست گوهر شناسان شاغل در مطبوعات میافتاد. کشف و جذب استعدادها سالها به درازا میانجامید.
یک وظیفه دیگر روزنامه نگاران قدیمی در دهه ۶۰ باز کردن راه ورود اندیشههای انتقادی نسبت به رویههای رسمی حکومت، از طریق تریبون دادن به اساتید دغدعهدار دانشگاهی بود. این وظیفه را کسی به آنها واگذار نکرده بود و انگیزههای شخصی خودشان آنها را در این مسیر پیش میراند. در دهه ۶۰ (دوران جنگ) تعداد کسانی که جرات و انگیزه انتقاداز سیاستهای جاری اقتصادی و سیاسی را داشتند زیاد نبود و راهگستری برای صاحب نظران به محیط بسته رسانهها نیز آسان نبود، اما به هر حال در نیمه دهه هفتاد نتایج تلاشهای یک دهه قبل به بار نشست و تعداد فراوانی مفسر و تحلیلگر مستقل، سیاست ورز اهل حرف زدن و نوشتن، و فوجی از روزنامه نگاران برجسته و شجاع بهار رسانهای ایران در دوران اصلاحات را شکل دادند.
طی دو دهه اخیر جهان تغییرات بسیاری به خود دیده و راههای ارتباطی و عرصههای رسانهای تنوع، گستردگی و سرعت بسیاری یافتهاند. شهروند روزنامه نگاران، اکنون میتوانند از همان امکانات روزنامه نگاران برخوردار باشند و نگاه خود نسبت به مسائل کشور را روی شبکههای اجتماعی به راحتی با جامعه در میان بگذارند. اما از آنجا که این امکان خوشبختانه در اختیار همه هست، اقیانوسی از حاصل ذوق و اندیشه ما را احاطه کرده است که به سرعت همچون امواج میرسند و توسط موج بعدی پوشیده میشوند. طرفه موقعیتی است: امکان اکتشاف بیشتر، به نامکشوف ماندن کمک میکند!
جامعه نو میتواند در این زمینه راه حلهایی ارائه کند. تحریریه جامعه نو بیش از ۴۰ نفر از ژورنالیستهای حرفهای روزنامه ازدست داده (روزنامه جامعه فردا) هستند و کماکان دارای برد و حضور رسانهای. میتوانیم بستر کشف استعدادهای نسل بعدی باشیم. ما در حال حاضر برخی صاحبان استعداد تحلیلگری را که مطالبی بسیار خواندنی را به زیبایی در حوزههای اقتصاد و سیاست و فرهنگ تولید میکنند به عنوان نویسنده میهمان در کنار خود داریم و هدفمان توسعه ارتباط آنها با مخاطبانشان است. همراهی اعضای کانال با این رسانه در ماههای اخیر به خاطر دغدغهها و سلایق مشترکشان بوده است و از همین رو میتوانیم در راستای همان هدفی که در دهه ۶۰ و ۷۰ دنبال میکردیم، این امکان را به آنها بدهیم که به عنوان روزنامه نگاران حرفهای احتمالا بالقوه در کنار ما باشند.
🆔 @jameeno
🔹آب شیرین کن دریایی راه حلی برای بحران خشکسالی
محمد احسانی - مدیر پروژههای آب و فاضلاب
▫️در کشور ما به دلیل دسترسی به منابع عظیم آب دریا در شمال و جنوب ایران، استفاده از آب شیرین کن دریایی میتواند یکی از راههای تولید آب شیرین و سالم جهت صنایع و بخش خانگی باشد. با توجه به خشکسالیهای متوالی، آلودگیهای زیست محیطی، کاهش سطح آبهای زیرزمینی و کمبود منابع آب تجدیدپذیر در کشور، استفاده از آب شیرین کن دریایی به عنوان راه حلی برای بحران خشکسالی پیشنهاد میگردد. آب شیرین کن دریایی به تنهایی نمیتواند تمام کمبودهای منابع آب را جبران نماید زیرا قیمت سرمایه گذاری اولیه آن بالاست اما در کنار اصلاح فرهنگ مصرف و زیرساختهای بخش آب، میتوان آب شیرین کن دریایی را یک گزینه جهت تولید آب مورد نیاز بخش های صنعت با ارزش افزوده بالا دانست.
کشور عزیزمان ایران از لحاظ منابع معدنی، نفت و گاز، زمینهای حاصلخیز، نیروی انسانی مستعد و جوان و بسیاری از امکانات جغرافیایی و طبیعی در موقعیت استثنایی و ممتازی قرار دارد. اما در کنار تمام این امکانات و استعدادها، مشکل بزرگ و محدودیت عظیمی در خصوص منابع آبی دارد. به قولی میتوان آب را تنها منبع استراتژیکی دانست که در کشورمان به شدت محدود است. لذا مدیریت منابع آب به روشهای مختلف به یکی از مهمترین دغدغههای توسعه ایران امروز بدل شده است.
🔻برای مشاهده کامل مطلب، گزینه INSTANT VIEW را لمس کنید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Ehsani-03-01
محمد احسانی - مدیر پروژههای آب و فاضلاب
▫️در کشور ما به دلیل دسترسی به منابع عظیم آب دریا در شمال و جنوب ایران، استفاده از آب شیرین کن دریایی میتواند یکی از راههای تولید آب شیرین و سالم جهت صنایع و بخش خانگی باشد. با توجه به خشکسالیهای متوالی، آلودگیهای زیست محیطی، کاهش سطح آبهای زیرزمینی و کمبود منابع آب تجدیدپذیر در کشور، استفاده از آب شیرین کن دریایی به عنوان راه حلی برای بحران خشکسالی پیشنهاد میگردد. آب شیرین کن دریایی به تنهایی نمیتواند تمام کمبودهای منابع آب را جبران نماید زیرا قیمت سرمایه گذاری اولیه آن بالاست اما در کنار اصلاح فرهنگ مصرف و زیرساختهای بخش آب، میتوان آب شیرین کن دریایی را یک گزینه جهت تولید آب مورد نیاز بخش های صنعت با ارزش افزوده بالا دانست.
کشور عزیزمان ایران از لحاظ منابع معدنی، نفت و گاز، زمینهای حاصلخیز، نیروی انسانی مستعد و جوان و بسیاری از امکانات جغرافیایی و طبیعی در موقعیت استثنایی و ممتازی قرار دارد. اما در کنار تمام این امکانات و استعدادها، مشکل بزرگ و محدودیت عظیمی در خصوص منابع آبی دارد. به قولی میتوان آب را تنها منبع استراتژیکی دانست که در کشورمان به شدت محدود است. لذا مدیریت منابع آب به روشهای مختلف به یکی از مهمترین دغدغههای توسعه ایران امروز بدل شده است.
🔻برای مشاهده کامل مطلب، گزینه INSTANT VIEW را لمس کنید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Ehsani-03-01
Telegraph
آب شیرین کن دریایی راه حلی برای بحران خشکسالی
در کشور ما به دلیل دسترسی به منابع عظیم آب دریا در شمال و جنوب ایران، استفاده از آب شیرین کن دریایی می تواند یکی از راه های تولید آب شیرین و سالم جهت صنایع و بخش خانگی باشد. با توجه به خشکسالی های متوالی، آلودگی های زیست محیطی، کاهش سطح آبهای زیر زمینی و…
#الف
🔹خروج
▫️ شورای سردبیری: اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، مدتی عرصه سیاست ایران به موضوعی تحت عنوان خروج از حاکمیت مشغول بود. اصلاح طلبان کمتر ، و طرف مقابل که آن هنگام لقب اقتدار گرا را تازه گرفته بود بیشتر . علت این سهم نامساوی آن بود که یکی از اصلاح طلبان این موضوع را مطرح کرد و البته درمیان بدنه اصلاح طلبان پاسخ مثبتی نیافت، ولی اقتدارگرایان ازآن پیراهن عثمانی ساختند و مدتها به دنبال تبدیل ان به پرونده برای گرایش اصلاح طلبانه سید محمد خاتمی بودند. محتوای خروج از حاکمیت از نگاه برخی از اصلاح طلبان طرح کننده آن، عدم مشارکت در به عهده گرفتن مسئولیت روند نامعقولی بود که بر تقریبا همه عرصه ها و شئونات حکومتی کشور سلطه داشت. میگفتند بالاخره باید خط قرمزی داشت وبهتر است اگر نمیتوانیم اصلاح کنیم، پی کارمان برویم...... طرف مقابل این پیشنهاد را که در میان اصلاح طلبان چندان طرفداری هم نداشت، خروج علیه حاکمیت تلقی میکرد و میخواست ازآن اهرم اخراج از عرصه سیاست بسازد. طبق معمول ، پس از پیش آمدن یک موضوع جنجالی دیگر ، بحث خروج از حاکمیت هم تمام شد.
اما نشانه های جدی خروج از حاکمیتی دیگر دیده میشود . این بار، کسی حرفش را نزده ، اما آغازش در صفوف مجموعه اقتدارگرایان و محافظه کاران مشهود است. طنزتاریخی وتلخی است که علت این خروج واقعی از حاکمیت نیز آغاز نشدن اصلاحات وخراب شدن همه چیز است: تحت رهبری محافظه کاران و عمدتا به خاطر یک دوره ۸ساله سلطه آنها بر همه چیز ، کشوری ویران از جنبه مهم اقتصادی، درشرف فروپاشی از بعد اجتماعی، ورشکسته از جنبه سیاست داخلی، و بحران زده و واخورده در عرصه سیاست خارجی در مقابل چشمان ماست ، که هیچکس دوست ندارد مسئولیت آنرا به عهده بگیرد. بیش از همه، آنها که مسئولیتهایی به عهده داشته اند مایلند زودتر از این قطار پیاده شوند. تعدادشان یکی دوتا نیست. دارند عبای تائید بی قید و شرط را با قبای انتقاد و افشا عوض میکنند........
🆔 @jameeno
🔹خروج
▫️ شورای سردبیری: اواخر دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد، مدتی عرصه سیاست ایران به موضوعی تحت عنوان خروج از حاکمیت مشغول بود. اصلاح طلبان کمتر ، و طرف مقابل که آن هنگام لقب اقتدار گرا را تازه گرفته بود بیشتر . علت این سهم نامساوی آن بود که یکی از اصلاح طلبان این موضوع را مطرح کرد و البته درمیان بدنه اصلاح طلبان پاسخ مثبتی نیافت، ولی اقتدارگرایان ازآن پیراهن عثمانی ساختند و مدتها به دنبال تبدیل ان به پرونده برای گرایش اصلاح طلبانه سید محمد خاتمی بودند. محتوای خروج از حاکمیت از نگاه برخی از اصلاح طلبان طرح کننده آن، عدم مشارکت در به عهده گرفتن مسئولیت روند نامعقولی بود که بر تقریبا همه عرصه ها و شئونات حکومتی کشور سلطه داشت. میگفتند بالاخره باید خط قرمزی داشت وبهتر است اگر نمیتوانیم اصلاح کنیم، پی کارمان برویم...... طرف مقابل این پیشنهاد را که در میان اصلاح طلبان چندان طرفداری هم نداشت، خروج علیه حاکمیت تلقی میکرد و میخواست ازآن اهرم اخراج از عرصه سیاست بسازد. طبق معمول ، پس از پیش آمدن یک موضوع جنجالی دیگر ، بحث خروج از حاکمیت هم تمام شد.
اما نشانه های جدی خروج از حاکمیتی دیگر دیده میشود . این بار، کسی حرفش را نزده ، اما آغازش در صفوف مجموعه اقتدارگرایان و محافظه کاران مشهود است. طنزتاریخی وتلخی است که علت این خروج واقعی از حاکمیت نیز آغاز نشدن اصلاحات وخراب شدن همه چیز است: تحت رهبری محافظه کاران و عمدتا به خاطر یک دوره ۸ساله سلطه آنها بر همه چیز ، کشوری ویران از جنبه مهم اقتصادی، درشرف فروپاشی از بعد اجتماعی، ورشکسته از جنبه سیاست داخلی، و بحران زده و واخورده در عرصه سیاست خارجی در مقابل چشمان ماست ، که هیچکس دوست ندارد مسئولیت آنرا به عهده بگیرد. بیش از همه، آنها که مسئولیتهایی به عهده داشته اند مایلند زودتر از این قطار پیاده شوند. تعدادشان یکی دوتا نیست. دارند عبای تائید بی قید و شرط را با قبای انتقاد و افشا عوض میکنند........
🆔 @jameeno
Forwarded from کمیته پیگیری نامه اعتراض به تخفیف ۹۰درصدی طرح ترافیک به خبرنگاران
🔴اعتراض شهروندان به نمایندگان شورا، بابت تخفیف 90 درصدی طرح ترافیک به خبرنگاران
عدهای از شهروندان در اعتراض به «تخفیف 90درصدی طرح ترافیک، برای خبرنگاران» که این هفته توسط شورای شهر تهران به تصویب رسیده است، نامهای اعتراضی خطاب به نمایندگان شورا نوشتهاند. این نامه در کمتر از بیست و چهار ساعت به امضای حدود ۹۴۰ نفر رسید. نکتۀ حائز اهمیت این است که نزدیک به ۸۰ نفر امضاکنندگان نامه، از خبرنگاران بودهاند. علاوه بر آن، گروههای مردم نهاد نفس و باهمستان و نیز انجمن علمی شهرسازی دانشگاه تهران و شرکت همپا، به شکل گروهی از امضاکنندگان این نامه بودند.
در متن نامه علاوه بر اینکه بر لزوم برابری همه شهروندان در برابر قانون تاکید شده، اشاره شده است که نگاه شورای شهر به قابلیت خرید طرح ترافیک، این قانون را از اساس بیفایده میکند و نشان میدهد که شورای شهر جدیتی در مبارزه با آلودگی هوا ندارد.
@takhfif90darsadi
📎متن نامه و اسامی امضا کنندگان:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
goo.gl/6hJb3a
عدهای از شهروندان در اعتراض به «تخفیف 90درصدی طرح ترافیک، برای خبرنگاران» که این هفته توسط شورای شهر تهران به تصویب رسیده است، نامهای اعتراضی خطاب به نمایندگان شورا نوشتهاند. این نامه در کمتر از بیست و چهار ساعت به امضای حدود ۹۴۰ نفر رسید. نکتۀ حائز اهمیت این است که نزدیک به ۸۰ نفر امضاکنندگان نامه، از خبرنگاران بودهاند. علاوه بر آن، گروههای مردم نهاد نفس و باهمستان و نیز انجمن علمی شهرسازی دانشگاه تهران و شرکت همپا، به شکل گروهی از امضاکنندگان این نامه بودند.
در متن نامه علاوه بر اینکه بر لزوم برابری همه شهروندان در برابر قانون تاکید شده، اشاره شده است که نگاه شورای شهر به قابلیت خرید طرح ترافیک، این قانون را از اساس بیفایده میکند و نشان میدهد که شورای شهر جدیتی در مبارزه با آلودگی هوا ندارد.
@takhfif90darsadi
📎متن نامه و اسامی امضا کنندگان:
👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼👇🏼
goo.gl/6hJb3a
Telegraph
اعتراض شهروندان به نمایندگان شورا، بابت تخفیف ۹۰ درصدی طرح ترافیک به خبرنگاران
عدهای از شهروندان در اعتراض به «تخفیف ۹۰ درصدی طرح ترافیک، برای خبرنگاران» که این هفته توسط شورای شهر تهران به تصویب رسیده است، نامهای اعتراضی خطاب به نمایندگان شورا نوشتهاند. این نامه در کمتر از بیستوچهار ساعت به امضای حدود ۹۴۰ نفر رسید. نکتۀ حائز اهمیت…
#یادداشت_مهمان
💠شرکت امن، اقتصاد ناامن
میثم رادپور
در اکتبر ۱۹۸۷ انبوهی از سرمایهگذاران والاستریت در تالار بزرگ هتل منهتن گرد هم آمدند تا مدیر عامل جدید شرکت آلومینیوم امریکا ( اَلکوآ) را ملاقات کنند. جلسهی معارفه شروع میشود، و مجری جلسه، مدیرعامل جدید، "پل اونیل" را به حضار معرفی میکند. هیچکس از اهالی والاستریت او را نمیشناسد! او یک بوروکرات تمامعیار و یک مدیر سابق دولتی است.
🔻اونیل زبان میگشاید:"میخواهم راجع به امنیت کارگران با شما صحبت کنم. هر ساله شمار زیادی از کارگران شرکت بهگونهای زخمی میشوند که حداقل یک روز کاری را از دست میدهند. البته آمار جراحات کاری در اَلکوآ بهتر از متوسط شرکتهای امریکایی ست. ... من میخواهم اَلکوآ را به امنترین شرکت امریکا تبدیل کنم."
🔻مخاطبان گیج شده بودند. طبق روال، عموماً مدیرعامل جدید با مقدمهای سخنرانی خود را شروع میکند، سپس چند شوخی بیمزه میپراند، و در نهایت ضمن اعلام برنامههای خود قول میدهد که بر سود شرکت میافزاید. اونیل مطلقاً چیزی راجع به اینها نگفت.
🔻سکوت تالار را فرا میگیرد. یکی میگوید: امنیت! داره با ما شوخی میکنه؟ ... در نهایت یکی دستش را بالا میبرد و از نسبتهای سرمایهی شرکت سؤالی میپرسد. اونیل جواب میدهد: مطمئن نیستم متوجه عرایضم شده باشید. اگر میخواهید بدانید اَلکوآ چه عملکردی دارد، باید مقدمتاً به ارقام مربوط به امنیت محیط کاری شرکت رجوع کنید...
🔻بعد از پایان جلسه حضار به سمت در خروجی هجوم میبرند. یکی از مشاوران سرمایهگذاری بیمعطلی به مشتریانش تلفن میکند و به آنها میگوید: "هیأت مدیره یک احمق رو بهعنوان مدیرعامل منصوب کرده؛ این بابا همهمون رو به فنا میده." او از مشتریانش میخواهد فوراً تمامی سهام خود را بفروشند.
🔻تنها پس از یک سال از انتصاب اونیل، اَلکوآ بالاترین رکورد سود خود را ثبت کرد. زمانی که اونیل در سال ۲۰۰۰ بازنشسته شد، سود خالص شرکت بیش از ۵ برابر زمان ورود او بود. در این مدت نرخ جراحات کاری به یک بیستم متوسط نرخ جراحات شرکتهای امریکایی رسید.
🔹اونیل دریافته بود که برای حل مشکلات شرکت باید مسائل را به کارگران بسپارد؛ کافی است امنیت زمین بازی را برای کارگران تأمین کند، تا آنها سودآوری شرکت را برای او تضمین کنند.
⁉️دیروز یکی از روزنامهنگاران از من پرسید راهکار حل مشکلات ارزی کشور چیست. گفتم، امنیت. البته روزنامهنگار محترم تصور میکرد شوخی میکنم.
🔹در کشورمان هر از گاهی مشکل اقتصادی عمدهای سربرمیآورد، هزینههایش را به مردم تحمیل میکند، و جایش را به مشکل دیگری میدهد.
🔸شاید ریشهی مشکلات همان فقدان امنیت باشد. دولتی که زمین بازی را برای فعالیت صاحبان کسبوکار هموار نکره است، بازیگر اصلی عرصهی اقتصادی کشور است. او از مشارکت گستردهی صاحبان کسبوکار در حل مسائل اقتصادی کشور بهرهمند نیست؛ محیطش آکنده از سرمایهگذاران انگیزهمند نیست؛ زمینش پرورندهی درختان تنومند نیست؛ درختش حامل محصولات ارزشمند نیست.
🔸هر زمان که موضعگیریهای رجال سیاسی فضای سرمایهگذاری را ملتهب میکند، هرگاه بیثباتی در محیط قانونی، محیط کسبوکار را پرتنش میکند، صاحبان کسبوکار کمتر بساط میکنند؛ سرمایهگذاران احساس نشاط نمیکنند.
🔸در زمین ناامن سرمایهگذاری، در محیط پرمانع کسبوکار، بازارهایی رقابتی تشکیل نمیشود و نرخهای بازاری تولید نمیشود. در چنین محیطی، دامنهی دخالتهای دولت در اقتصاد گسترده میشود؛ نظام قیمتگذاری دولتی جایگزین سازوکار بازار میشود، و دولت متصدی قیمتگذاری این نرخ و آن جنس میشود.
🔸وقتی مردم تا این اندازه دولت را بهعنوان مسوول جیبشان میدانند، نظام سیاستگذاری دولت، اهداف عوامگرایانه را نشانه میرود؛ زمانی که کسبوکارها تا این حد دولت را بهعنوان "تخصیصدهندهی منابع"میشناسند، منابع محدود به نفع بنگاههای صاحبرانت به بیراهه میرود. دولت ناچار است دائماً این نرخ و آن متغیر را تعدیل کند؛ او باید برای آحاد مردم مرتباً نسخه تجویز کند؛ او بیوقفه برای ایجاد اشتغال کارخانه افتتاح میکند؛ او در اخذ همهی این تصمیمات پیوسته اشتباه میکند.
✅از دولت چه انتظاری داریم؟ انتظار داریم نرخ ارز را تعدیل کند؟ قیمتها را بر اساس ملاحظات اقتصادی تعریف کند؟ بهجای ۸۰ میلیون نفر تصمیم بگیرد؟ مسیر رشد و توسعهی اقتصادی در پیش بگیرد؟ واقعا چه انتظاری از دولت داریم؟ دولتی که بار اقتصادسیاسی تصمیماتش بیش از حد سنگین است؛ دولتی که عموما به نفع تعادلهای سیاسی به عدمتعادلهای اقتصادی دامن میزند.
☑️تا محیط کاری امن نباشد، تلاشهای مدیرعامل شرکت به سنگ خواهد خورد؛ تا فضای سرمایهگذاری آرامشبخش نباشد، تقلاهای رئیس دولت راه به جایی نخواهد برد.
🆔 @jameeno
💠شرکت امن، اقتصاد ناامن
میثم رادپور
در اکتبر ۱۹۸۷ انبوهی از سرمایهگذاران والاستریت در تالار بزرگ هتل منهتن گرد هم آمدند تا مدیر عامل جدید شرکت آلومینیوم امریکا ( اَلکوآ) را ملاقات کنند. جلسهی معارفه شروع میشود، و مجری جلسه، مدیرعامل جدید، "پل اونیل" را به حضار معرفی میکند. هیچکس از اهالی والاستریت او را نمیشناسد! او یک بوروکرات تمامعیار و یک مدیر سابق دولتی است.
🔻اونیل زبان میگشاید:"میخواهم راجع به امنیت کارگران با شما صحبت کنم. هر ساله شمار زیادی از کارگران شرکت بهگونهای زخمی میشوند که حداقل یک روز کاری را از دست میدهند. البته آمار جراحات کاری در اَلکوآ بهتر از متوسط شرکتهای امریکایی ست. ... من میخواهم اَلکوآ را به امنترین شرکت امریکا تبدیل کنم."
🔻مخاطبان گیج شده بودند. طبق روال، عموماً مدیرعامل جدید با مقدمهای سخنرانی خود را شروع میکند، سپس چند شوخی بیمزه میپراند، و در نهایت ضمن اعلام برنامههای خود قول میدهد که بر سود شرکت میافزاید. اونیل مطلقاً چیزی راجع به اینها نگفت.
🔻سکوت تالار را فرا میگیرد. یکی میگوید: امنیت! داره با ما شوخی میکنه؟ ... در نهایت یکی دستش را بالا میبرد و از نسبتهای سرمایهی شرکت سؤالی میپرسد. اونیل جواب میدهد: مطمئن نیستم متوجه عرایضم شده باشید. اگر میخواهید بدانید اَلکوآ چه عملکردی دارد، باید مقدمتاً به ارقام مربوط به امنیت محیط کاری شرکت رجوع کنید...
🔻بعد از پایان جلسه حضار به سمت در خروجی هجوم میبرند. یکی از مشاوران سرمایهگذاری بیمعطلی به مشتریانش تلفن میکند و به آنها میگوید: "هیأت مدیره یک احمق رو بهعنوان مدیرعامل منصوب کرده؛ این بابا همهمون رو به فنا میده." او از مشتریانش میخواهد فوراً تمامی سهام خود را بفروشند.
🔻تنها پس از یک سال از انتصاب اونیل، اَلکوآ بالاترین رکورد سود خود را ثبت کرد. زمانی که اونیل در سال ۲۰۰۰ بازنشسته شد، سود خالص شرکت بیش از ۵ برابر زمان ورود او بود. در این مدت نرخ جراحات کاری به یک بیستم متوسط نرخ جراحات شرکتهای امریکایی رسید.
🔹اونیل دریافته بود که برای حل مشکلات شرکت باید مسائل را به کارگران بسپارد؛ کافی است امنیت زمین بازی را برای کارگران تأمین کند، تا آنها سودآوری شرکت را برای او تضمین کنند.
⁉️دیروز یکی از روزنامهنگاران از من پرسید راهکار حل مشکلات ارزی کشور چیست. گفتم، امنیت. البته روزنامهنگار محترم تصور میکرد شوخی میکنم.
🔹در کشورمان هر از گاهی مشکل اقتصادی عمدهای سربرمیآورد، هزینههایش را به مردم تحمیل میکند، و جایش را به مشکل دیگری میدهد.
🔸شاید ریشهی مشکلات همان فقدان امنیت باشد. دولتی که زمین بازی را برای فعالیت صاحبان کسبوکار هموار نکره است، بازیگر اصلی عرصهی اقتصادی کشور است. او از مشارکت گستردهی صاحبان کسبوکار در حل مسائل اقتصادی کشور بهرهمند نیست؛ محیطش آکنده از سرمایهگذاران انگیزهمند نیست؛ زمینش پرورندهی درختان تنومند نیست؛ درختش حامل محصولات ارزشمند نیست.
🔸هر زمان که موضعگیریهای رجال سیاسی فضای سرمایهگذاری را ملتهب میکند، هرگاه بیثباتی در محیط قانونی، محیط کسبوکار را پرتنش میکند، صاحبان کسبوکار کمتر بساط میکنند؛ سرمایهگذاران احساس نشاط نمیکنند.
🔸در زمین ناامن سرمایهگذاری، در محیط پرمانع کسبوکار، بازارهایی رقابتی تشکیل نمیشود و نرخهای بازاری تولید نمیشود. در چنین محیطی، دامنهی دخالتهای دولت در اقتصاد گسترده میشود؛ نظام قیمتگذاری دولتی جایگزین سازوکار بازار میشود، و دولت متصدی قیمتگذاری این نرخ و آن جنس میشود.
🔸وقتی مردم تا این اندازه دولت را بهعنوان مسوول جیبشان میدانند، نظام سیاستگذاری دولت، اهداف عوامگرایانه را نشانه میرود؛ زمانی که کسبوکارها تا این حد دولت را بهعنوان "تخصیصدهندهی منابع"میشناسند، منابع محدود به نفع بنگاههای صاحبرانت به بیراهه میرود. دولت ناچار است دائماً این نرخ و آن متغیر را تعدیل کند؛ او باید برای آحاد مردم مرتباً نسخه تجویز کند؛ او بیوقفه برای ایجاد اشتغال کارخانه افتتاح میکند؛ او در اخذ همهی این تصمیمات پیوسته اشتباه میکند.
✅از دولت چه انتظاری داریم؟ انتظار داریم نرخ ارز را تعدیل کند؟ قیمتها را بر اساس ملاحظات اقتصادی تعریف کند؟ بهجای ۸۰ میلیون نفر تصمیم بگیرد؟ مسیر رشد و توسعهی اقتصادی در پیش بگیرد؟ واقعا چه انتظاری از دولت داریم؟ دولتی که بار اقتصادسیاسی تصمیماتش بیش از حد سنگین است؛ دولتی که عموما به نفع تعادلهای سیاسی به عدمتعادلهای اقتصادی دامن میزند.
☑️تا محیط کاری امن نباشد، تلاشهای مدیرعامل شرکت به سنگ خواهد خورد؛ تا فضای سرمایهگذاری آرامشبخش نباشد، تقلاهای رئیس دولت راه به جایی نخواهد برد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹داستان بی خالق
▫️شورای سردبیری: اگر کسی بخواهد بخشی را که بین همه بخشهای زیر هدایت و کنترل حکومت اوضاع وخیمتری دارد تعیین کند در میماند که آن بخش قلمرو اقتصاد است، یا امور اجتماعی است یا سیاست یه معنی چگونگی تنظیم روابط مردم - حکومت، یا حوزه سیاست خارجی. هریک از دیگری پر مشکلتر و بحران خیزتر شده است، اما درباره مسئولیت بروز وضعیت در هر یک از حوزهها پاسخهای روشن میتوان داد. مثلا اگر در حوزه امور اجتماعی میتوان از افراد مختلفی از روحانیان و روشنفکران گرفته تا مدیران بالایی و میانی و حتی رسوبات فرهنگی به عنوان مسئول بروز وضع نام برد، وضع وخیم در برخی حوزهها مسببان و سیاست سازان محدود و حتی منفردی دارد که کل مسئولیت بروز وضعیت را به دوش دارند. این وضعیت در حوزههایی مثل سیاست خارجی به وضوح بیشتری دیده میشود.
نکته باریک و جالبی در این میانه قابل مشاهده است: به همان میزان که مسئولیت شخصیتر و تصمیم گیری فردیتر میشود، میزان تلاش برای انداختن تقصیر نتایج منفی به گردن دیگران افزایش مییابد. موضوع قابل درکی است: اگر اشخاص روندی را که کنترل آن به قاعده و بر اساس عقل سلیم نیازمند بکار گیری خرد اجماعی و نظر کارشناسی است فقط به تحلیلها و ارزیابیهای خود وابسته کنند، هنگام بروز نتایج منفی خود را با پرسشهای مشکل ممکنی روبرو میبینند که احتمالا به دلایلی به زبان نمیآیند، ولی باید پاسخی در برابر خود بیابند. بنا بر این باید کسانی در پاسخگویی شریک شوند و کامیون سرزنش و انتقاد _ و حتی اگر لازم باشد مسئولیت و هزینه _ روی سر آنها خالی شود. میتوان آنرا "قاعده مسئولیت گریزی چوپان" نامید .
یک نمونه قابل تدریس و کلاسیک از این وضعیت در کشور ما قابل مشاهده است و پرونده هستهای خوانده میشود که همه داستانش را میدانند. بازیگران بسیاری دارد. ظریف و جلیلی، احمدی نژاد و خاتمی و روحانی، شریعتمداری و شیرزاد، عراقچی و نمایندگان مجلس ششم و مجلس هفتم و هشتم ....... عدهای سرزنش و انتقاد میکنند یا فحش میدهند، عدهای هم اینها را میشنوند و هیچ نمیگویند. هردو طرف یک چیز را به خوبی میدانند: این ، قاعده بازی در این موضوع خاص است. همچون نمایشی که تظاهر میشود نویسنده ندارد و لابد، دیالوگهای آن زاده ذهن بازیگران است. کسی هم حوصله نمیکند مته به خشخاش بگذارد که آغاز و پایان و روند داستان، خالقی میخواهد: آفریننده قصه.
🆔 @jameeno
🔹داستان بی خالق
▫️شورای سردبیری: اگر کسی بخواهد بخشی را که بین همه بخشهای زیر هدایت و کنترل حکومت اوضاع وخیمتری دارد تعیین کند در میماند که آن بخش قلمرو اقتصاد است، یا امور اجتماعی است یا سیاست یه معنی چگونگی تنظیم روابط مردم - حکومت، یا حوزه سیاست خارجی. هریک از دیگری پر مشکلتر و بحران خیزتر شده است، اما درباره مسئولیت بروز وضعیت در هر یک از حوزهها پاسخهای روشن میتوان داد. مثلا اگر در حوزه امور اجتماعی میتوان از افراد مختلفی از روحانیان و روشنفکران گرفته تا مدیران بالایی و میانی و حتی رسوبات فرهنگی به عنوان مسئول بروز وضع نام برد، وضع وخیم در برخی حوزهها مسببان و سیاست سازان محدود و حتی منفردی دارد که کل مسئولیت بروز وضعیت را به دوش دارند. این وضعیت در حوزههایی مثل سیاست خارجی به وضوح بیشتری دیده میشود.
نکته باریک و جالبی در این میانه قابل مشاهده است: به همان میزان که مسئولیت شخصیتر و تصمیم گیری فردیتر میشود، میزان تلاش برای انداختن تقصیر نتایج منفی به گردن دیگران افزایش مییابد. موضوع قابل درکی است: اگر اشخاص روندی را که کنترل آن به قاعده و بر اساس عقل سلیم نیازمند بکار گیری خرد اجماعی و نظر کارشناسی است فقط به تحلیلها و ارزیابیهای خود وابسته کنند، هنگام بروز نتایج منفی خود را با پرسشهای مشکل ممکنی روبرو میبینند که احتمالا به دلایلی به زبان نمیآیند، ولی باید پاسخی در برابر خود بیابند. بنا بر این باید کسانی در پاسخگویی شریک شوند و کامیون سرزنش و انتقاد _ و حتی اگر لازم باشد مسئولیت و هزینه _ روی سر آنها خالی شود. میتوان آنرا "قاعده مسئولیت گریزی چوپان" نامید .
یک نمونه قابل تدریس و کلاسیک از این وضعیت در کشور ما قابل مشاهده است و پرونده هستهای خوانده میشود که همه داستانش را میدانند. بازیگران بسیاری دارد. ظریف و جلیلی، احمدی نژاد و خاتمی و روحانی، شریعتمداری و شیرزاد، عراقچی و نمایندگان مجلس ششم و مجلس هفتم و هشتم ....... عدهای سرزنش و انتقاد میکنند یا فحش میدهند، عدهای هم اینها را میشنوند و هیچ نمیگویند. هردو طرف یک چیز را به خوبی میدانند: این ، قاعده بازی در این موضوع خاص است. همچون نمایشی که تظاهر میشود نویسنده ندارد و لابد، دیالوگهای آن زاده ذهن بازیگران است. کسی هم حوصله نمیکند مته به خشخاش بگذارد که آغاز و پایان و روند داستان، خالقی میخواهد: آفریننده قصه.
🆔 @jameeno
🔸گفتگو با صالح نجفی در باب نسبت ادبیات و فراموشی (1)
🔹فراموشی علیه فراموشی
صادق رضازاده
▫️اخیر هفته نامه کتاب هفته، گفتگوی مفصل با صالح نجفی، مترجم و مدرس فلسفه با موضوع «فراموشی» و نسبت آن با ادبیات انجام داده است. از آنجایی که این هفته نامه در فضای مجازی، سایت یا محلی برای انتشار ندارد، با اجازه مصاحبه کننده، این گفتگو را در سایت جامعه نو قرار دادیم تا علاقه مندان به این موضوع بتوانند خواننده آرا و نظرات صالح نجفی در حوزه فراموشی و نسبت آن با ادبیات باشند.
🔻برای مشاهده کامل مطلب، گزینه INSTANT VIEW را لمس کنید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/najafi-03-03
🔹فراموشی علیه فراموشی
صادق رضازاده
▫️اخیر هفته نامه کتاب هفته، گفتگوی مفصل با صالح نجفی، مترجم و مدرس فلسفه با موضوع «فراموشی» و نسبت آن با ادبیات انجام داده است. از آنجایی که این هفته نامه در فضای مجازی، سایت یا محلی برای انتشار ندارد، با اجازه مصاحبه کننده، این گفتگو را در سایت جامعه نو قرار دادیم تا علاقه مندان به این موضوع بتوانند خواننده آرا و نظرات صالح نجفی در حوزه فراموشی و نسبت آن با ادبیات باشند.
🔻برای مشاهده کامل مطلب، گزینه INSTANT VIEW را لمس کنید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/najafi-03-03
Telegraph
فراموشی علیه فراموشی
گفتگو با صالح نجفی در باب نسبت ادبیات و فراموشی (1) در آسمان غبارآلود و هوای دودگرفته تهران، راهی منزلاش شدم. قرار و مدارهایی که یکی دوباری به تعویق افتادند تا سرانجام ظهرِ یکی از روزهای آغازین دی ماه ملاقاتاش کردم. با آن ریش پر پشت و موهای آشفته و با…
#الف
🔹زندهباد پوتین
▫️ شورای سردبیری: دیروز صبح، تیترهای جالبی در صفحه اول مطبوعات ما دیده میشد: مضمون همهشان این بود که پوتین در مصاحبهاش گفته است از متحدین خود با سلاح اتمی دفاع خواهد کرد و حمله به متحدانش را حمله به مسکو تلقی میکند ... اهمیتی نداشت، اگر جمله تبلیغاتی و بلوف سیاسی کممایه و باورنکردنی این سیاس روس را سردبیر یک روزنامه سادهلوح تیتر میکرد، اما اینکه همه روزنامههای جدی غیرمحافظهکار این سخنرانی تبلیغات داخلی تزار را جدی نگرفتهاند و در عوض همه روزنامههای حکومتی محافظهکار آن را با شور زایدالوصف در خور تیتر حماسهآسای صفحه اول یافتهاند، پرسشی در برابر ما قرار میدهد: آیا رفتار آنها در مقابل پوتین و روسیه نشانه درستی این نیست که سیاست خارجی ایران سیاستی نامتعادل، وابسته و پیرو است و ایران در زمین دیگران و به عنوان مهره بازی میکند؟
متاسفانه کلیت رفتار ایران در مقابل روسیه موید بازی کردن نقش فرودست در مناسبات بینالمللی، علیرغم منافع ملی و مصالح سرزمینی است. این را هم در عرصه عمل و هم در زمینه تبلیغات میتوان دید. کمتر از دو سال پیش، وقتی روسیه اعلام کرد تعدادی موشک ضد موشک را در مرزهای جنوبغربی این کشور به عنوان سپر دفاعی علیه ناتو نصب کرده است، خبر آن همراه با صدای ژنرال روس به عنوان خبر اول بخش خبری ۲ بعد از ظهر رادیو ایران پخش شد که مهمترین بخش خبر حکومت است. غیر منتظره بودن آن را فقط وقتی میشد از یاد برد که خبر واگذاری پایگاه هوایی به روسها توسط خود آنها (به قول وزیر دفاع "با نامردی") لو رفت. این داستانها و مستعمرهنماییها همینطور ادامه داشته تا روزی که پوتین میگوید "تحت الحمایه" دارد و رسانههای اصولگرایان با سربلندی علامت میدهند که ما را میگوید.
این "خودمستعمره بینی" تا آنجا پیش رفته که کیهان در همان روز کف زدن برای شجاعت پوتین، در بخش خبر ویژه خود به رسانههای اصلاحطلب تاخت که چرا خبر وتوی قطعنامه ضد ایرانی انگلیس توسط روسها را منتشر و یا برجسته نکرده و از این وتو عصبانی بودهاند. درست انگار که روزنامهها به بیانات مهم مقامات ارشد کشور بیاعتنایی کرده باشند.
خطر این گرایش که نمودهای تبلیغاتیاش به این وضوح در رسانههای حکومت دیده میشود فقط در این نیست که آنها یادشان رفته روسیه به قطعنامههای تحریمکننده و ویرانگر ایران رای وتو نداد و ارزش ایران را در سیاست خود تا حد پشیز پایین آورد، بلکه در این است که کسانی در ایران فکر میکنند باید کشور را در مسیر درست از کار در آوردن سیاستها و منویات خود تا حد یک زائده روسیه و کارت بازی پوتین در عرصه بینالملل پایین بیاورند.
ما البته به اندازه کافی لیاخوف وطنی داریم، ولی اوضاع داخلیمان چنان به آتش زیر خاکستر و آتشفشان متورم شباهت و وابستگیمان به حمایت روسیه آنقدر افزایش یافته که در کنار کف زدن برای لطف نماینده پوتین در شورای امنیت، احتمالا حضور نوادگان کلنل لیاخوف رانیز در تهران گرامی خواهیم داشت.
🆔 @jameeno
🔹زندهباد پوتین
▫️ شورای سردبیری: دیروز صبح، تیترهای جالبی در صفحه اول مطبوعات ما دیده میشد: مضمون همهشان این بود که پوتین در مصاحبهاش گفته است از متحدین خود با سلاح اتمی دفاع خواهد کرد و حمله به متحدانش را حمله به مسکو تلقی میکند ... اهمیتی نداشت، اگر جمله تبلیغاتی و بلوف سیاسی کممایه و باورنکردنی این سیاس روس را سردبیر یک روزنامه سادهلوح تیتر میکرد، اما اینکه همه روزنامههای جدی غیرمحافظهکار این سخنرانی تبلیغات داخلی تزار را جدی نگرفتهاند و در عوض همه روزنامههای حکومتی محافظهکار آن را با شور زایدالوصف در خور تیتر حماسهآسای صفحه اول یافتهاند، پرسشی در برابر ما قرار میدهد: آیا رفتار آنها در مقابل پوتین و روسیه نشانه درستی این نیست که سیاست خارجی ایران سیاستی نامتعادل، وابسته و پیرو است و ایران در زمین دیگران و به عنوان مهره بازی میکند؟
متاسفانه کلیت رفتار ایران در مقابل روسیه موید بازی کردن نقش فرودست در مناسبات بینالمللی، علیرغم منافع ملی و مصالح سرزمینی است. این را هم در عرصه عمل و هم در زمینه تبلیغات میتوان دید. کمتر از دو سال پیش، وقتی روسیه اعلام کرد تعدادی موشک ضد موشک را در مرزهای جنوبغربی این کشور به عنوان سپر دفاعی علیه ناتو نصب کرده است، خبر آن همراه با صدای ژنرال روس به عنوان خبر اول بخش خبری ۲ بعد از ظهر رادیو ایران پخش شد که مهمترین بخش خبر حکومت است. غیر منتظره بودن آن را فقط وقتی میشد از یاد برد که خبر واگذاری پایگاه هوایی به روسها توسط خود آنها (به قول وزیر دفاع "با نامردی") لو رفت. این داستانها و مستعمرهنماییها همینطور ادامه داشته تا روزی که پوتین میگوید "تحت الحمایه" دارد و رسانههای اصولگرایان با سربلندی علامت میدهند که ما را میگوید.
این "خودمستعمره بینی" تا آنجا پیش رفته که کیهان در همان روز کف زدن برای شجاعت پوتین، در بخش خبر ویژه خود به رسانههای اصلاحطلب تاخت که چرا خبر وتوی قطعنامه ضد ایرانی انگلیس توسط روسها را منتشر و یا برجسته نکرده و از این وتو عصبانی بودهاند. درست انگار که روزنامهها به بیانات مهم مقامات ارشد کشور بیاعتنایی کرده باشند.
خطر این گرایش که نمودهای تبلیغاتیاش به این وضوح در رسانههای حکومت دیده میشود فقط در این نیست که آنها یادشان رفته روسیه به قطعنامههای تحریمکننده و ویرانگر ایران رای وتو نداد و ارزش ایران را در سیاست خود تا حد پشیز پایین آورد، بلکه در این است که کسانی در ایران فکر میکنند باید کشور را در مسیر درست از کار در آوردن سیاستها و منویات خود تا حد یک زائده روسیه و کارت بازی پوتین در عرصه بینالملل پایین بیاورند.
ما البته به اندازه کافی لیاخوف وطنی داریم، ولی اوضاع داخلیمان چنان به آتش زیر خاکستر و آتشفشان متورم شباهت و وابستگیمان به حمایت روسیه آنقدر افزایش یافته که در کنار کف زدن برای لطف نماینده پوتین در شورای امنیت، احتمالا حضور نوادگان کلنل لیاخوف رانیز در تهران گرامی خواهیم داشت.
🆔 @jameeno
▫️ مسئولان دانشگاه علامه طباطبایی از سخنرانی یکی از دانشجویان سابق این دانشگاه که سالها پیش اخراج شده بود، در یک نشست شهری جلوگیری کردند.
امیر یعقوبعلی، فعال مدنی قرار بود در نشست امروز شهر دیگر با عنوان «چگونه شورای شهر را نظارتپذیر کنیم؟» سخنرانی کند. مسئولان دانشگاه اما بدون ارائه دلیل مشخص از حضور او ممانعت کردهاند.
امیر یعقوبعلی سال ۸۹ و در زمان ریاست صدرالدین شریعتی بر این دانشگاه به دلیل فعالیتهای صنفی از این دانشگاه اخراج شده بود و با وجود اینکه دولت روحانی قول داده بود دانشجویان اخراجی به دانشگاهها بازخواهند گشت، نتوانست باردیگر در این دانشگاه به ادامه تحصیل بپردازد.
حالا با گذشت بیش از هفت سال از اخراج این دانشجو، مسئولان جدید دانشگاه هم مانع سخنرانی او در یک نشست دارای مجوز شدهاند.
🆔 @jameeno
امیر یعقوبعلی، فعال مدنی قرار بود در نشست امروز شهر دیگر با عنوان «چگونه شورای شهر را نظارتپذیر کنیم؟» سخنرانی کند. مسئولان دانشگاه اما بدون ارائه دلیل مشخص از حضور او ممانعت کردهاند.
امیر یعقوبعلی سال ۸۹ و در زمان ریاست صدرالدین شریعتی بر این دانشگاه به دلیل فعالیتهای صنفی از این دانشگاه اخراج شده بود و با وجود اینکه دولت روحانی قول داده بود دانشجویان اخراجی به دانشگاهها بازخواهند گشت، نتوانست باردیگر در این دانشگاه به ادامه تحصیل بپردازد.
حالا با گذشت بیش از هفت سال از اخراج این دانشجو، مسئولان جدید دانشگاه هم مانع سخنرانی او در یک نشست دارای مجوز شدهاند.
🆔 @jameeno
Forwarded from مؤسسه رحمان
🔸همسر محمد حبیبی در گفتگو با جامعه نو
◽️شأن معلمی را شکستند
همسر محمد حبیبی میگوید؛ او یک فعال صنفی دغدغهمند است و در تمام مدت فعالیتش جز برای احقاق حقوق صنفی معلمان کاری انجام نداده است که امروز با این شیوه خشونتآمیز در مقابل چشم شاگردانش دستبند میخورد و بازداشت میشود.
بازداشت محمد حبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران ، روز گذشته در حالی در شبکه های اجتماعی سروصدا کرد که خبرها از ضرب و شتم این فعال صنفی معلمان در حین بازداشت حکایت دارد. این درحالیست که به گفته خدیجه پاک ضمیر همسر محمد حبیبی؛ دلیل بازداشت این فعال صنفی همچنان نامعلوم است.
خدیجه پاکضمیر فعال صنفی معلمان و همسر محمد حبیبی در گفتگو با جامعه نو در خصوص شیوه بازداشت همسرش میگوید:روز گذشته حوالی ساعت 12:30 ظهر نیروهای امنیتی با مراجعه به مدرسه محل تدریس آقای حبیبی قصد بازداشت او را داشتند و وقتی با مقاومت ایشان مواجه میشوند جلوی چشم دانش آموزان با استفاده از اسپری فلفل ایشان را سوار ماشین میکنند تا برای تفتیش منزل همراه مأمورین به خانه بیاید.
پاکضمیر ادامه میدهد: به دلیل اینکه من در مدرسه حضور داشتم، آقای حبیبی تأکید میکند که باید فرد سومی هم در حین تفتیش منزل حضورداشته باشد و به همین خاطر از ورود مأمورین به منزل ممانعت کردند. همین مسئله مجدداً منجر به درگیری میشود و ایشان مورد ضرب و شتم قرار میگیرند.بالا رفتن سروصداها باعث مشکوک شدن همسایهها میشود و حتی آنها نیز به پلیس 110 زنگ میزنند تا در این مورد اطلاع دهند.
این فعال صنفی اضافه میکند: وقتی به منزل رسیدم با فضای بههمریختهی داخل خانه مواجه شدم و صورت و چشمهای پفکرده محمد حبیبی .. مأمورین میگفتند ما به این دلیل اقدام به ضرب و شتم کردیم که ایشان مقاومت کرده است و تلویحاً وقوع درگیریها را تائید کردند. روند بازجویی و تفتیش خانه سه چهارساعتی طول کشید و سپس ایشان را همراه خود بردند.
همسر این فعال صنفی با اشاره به این نکته که دلیل بازداشت آقای حبیبی عنوان نشده است و ما نمیدانیم که ایشان به چه اتهامی بازداشتشدهاند و در حال حاضر در چه شرایطی به سر میبرند، میگوید؛ مأمورین حکمی را به او نشان دادهاند که دستگاه بازداشت کننده را قرارگاه ثارالله معرفی میکرد.ضمن اینکه هنوز به ما اعلامنشده که ایشان در کجا نگهداری میشوند.
پاکضمیر میگوید جدا از مسئله بازداشت آنچه او را بسیار ناراحت کرده شیوه برخورد مأمورین با این فعال صنفی معلمان است. او میگوید: برخورد غیرانسانی و خشونتآمیز با این معلم بهگونهای بود که انگار یک دزد و جانی گرفتهاند. در مقابل دانشآموزانش به او دستبند زدهاند و او را مورد ضرب وشتم قرار داده اند. این شیوه برخورد، در شان یک معلم نیست.
پاکضمیر با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با فعالین صنفی در سالهای اخیر میگوید: متأسفانه در سالهای گذشته عملاً هیچ تغییری در شیوه برخورد با فعالان صنفی به وجود نیامده است و متاسفانه آموزش و پرورش نیز در این زمینه هیچ اقدامی انجام نداده است. مساله تنها محمد حبیبی نیست، در حال حاضر معلمان دیگری مثل اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و دیگران در زندان به سر میبرند و وزیر آموزشوپرورش باید پیگیر وضعیت معلمانی که با چنین مسائلی درگیر میشوند، باشد.
به گفته این فعال صنفی، بازداشت و احضار فعالان صنفی در سالهای اخیر نشان میدهد، عملکرد آموزشوپرورش در سالهای اخیر بهگونهای بوده است که نتوانسته حقوق صنفی معلمان را تضمین کند. پاکضمیر میگوید: اگر عملکرد قوی بود قطعاً امروز یک دستگاه امنیتی به خودش اجازه نمیداد با فعالان صنفی معلمان چنین رفتارهای خشونتآمیزی را انجام دهد.
محمد حبیبی عضو هیات مدیره و از اعضای فعال کانون صنفی معلمان تهران است که در سالهای اخیر در جهت اهداف صنفی و دغدغه های فرهنگیان فعالیت کرده است. در پی بازداشت این فعال صنفی، کانون صنفی معلمان استان تهران در بیانیه ای ، ضمن اعتراض شدید نسبت به دستگیری همراه با ضرب و شتم محمد حبیبی عضو موثر هیأت مدیره، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط او و پایان بخشیدن به سیاست سرکوب فعالان و نهادهای مدنی توسط تمامی ارگان ها شد.
🆔 @jameeno
◽️شأن معلمی را شکستند
همسر محمد حبیبی میگوید؛ او یک فعال صنفی دغدغهمند است و در تمام مدت فعالیتش جز برای احقاق حقوق صنفی معلمان کاری انجام نداده است که امروز با این شیوه خشونتآمیز در مقابل چشم شاگردانش دستبند میخورد و بازداشت میشود.
بازداشت محمد حبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان ایران ، روز گذشته در حالی در شبکه های اجتماعی سروصدا کرد که خبرها از ضرب و شتم این فعال صنفی معلمان در حین بازداشت حکایت دارد. این درحالیست که به گفته خدیجه پاک ضمیر همسر محمد حبیبی؛ دلیل بازداشت این فعال صنفی همچنان نامعلوم است.
خدیجه پاکضمیر فعال صنفی معلمان و همسر محمد حبیبی در گفتگو با جامعه نو در خصوص شیوه بازداشت همسرش میگوید:روز گذشته حوالی ساعت 12:30 ظهر نیروهای امنیتی با مراجعه به مدرسه محل تدریس آقای حبیبی قصد بازداشت او را داشتند و وقتی با مقاومت ایشان مواجه میشوند جلوی چشم دانش آموزان با استفاده از اسپری فلفل ایشان را سوار ماشین میکنند تا برای تفتیش منزل همراه مأمورین به خانه بیاید.
پاکضمیر ادامه میدهد: به دلیل اینکه من در مدرسه حضور داشتم، آقای حبیبی تأکید میکند که باید فرد سومی هم در حین تفتیش منزل حضورداشته باشد و به همین خاطر از ورود مأمورین به منزل ممانعت کردند. همین مسئله مجدداً منجر به درگیری میشود و ایشان مورد ضرب و شتم قرار میگیرند.بالا رفتن سروصداها باعث مشکوک شدن همسایهها میشود و حتی آنها نیز به پلیس 110 زنگ میزنند تا در این مورد اطلاع دهند.
این فعال صنفی اضافه میکند: وقتی به منزل رسیدم با فضای بههمریختهی داخل خانه مواجه شدم و صورت و چشمهای پفکرده محمد حبیبی .. مأمورین میگفتند ما به این دلیل اقدام به ضرب و شتم کردیم که ایشان مقاومت کرده است و تلویحاً وقوع درگیریها را تائید کردند. روند بازجویی و تفتیش خانه سه چهارساعتی طول کشید و سپس ایشان را همراه خود بردند.
همسر این فعال صنفی با اشاره به این نکته که دلیل بازداشت آقای حبیبی عنوان نشده است و ما نمیدانیم که ایشان به چه اتهامی بازداشتشدهاند و در حال حاضر در چه شرایطی به سر میبرند، میگوید؛ مأمورین حکمی را به او نشان دادهاند که دستگاه بازداشت کننده را قرارگاه ثارالله معرفی میکرد.ضمن اینکه هنوز به ما اعلامنشده که ایشان در کجا نگهداری میشوند.
پاکضمیر میگوید جدا از مسئله بازداشت آنچه او را بسیار ناراحت کرده شیوه برخورد مأمورین با این فعال صنفی معلمان است. او میگوید: برخورد غیرانسانی و خشونتآمیز با این معلم بهگونهای بود که انگار یک دزد و جانی گرفتهاند. در مقابل دانشآموزانش به او دستبند زدهاند و او را مورد ضرب وشتم قرار داده اند. این شیوه برخورد، در شان یک معلم نیست.
پاکضمیر با اشاره به برخوردهای صورت گرفته با فعالین صنفی در سالهای اخیر میگوید: متأسفانه در سالهای گذشته عملاً هیچ تغییری در شیوه برخورد با فعالان صنفی به وجود نیامده است و متاسفانه آموزش و پرورش نیز در این زمینه هیچ اقدامی انجام نداده است. مساله تنها محمد حبیبی نیست، در حال حاضر معلمان دیگری مثل اسماعیل عبدی، محمود بهشتی لنگرودی و دیگران در زندان به سر میبرند و وزیر آموزشوپرورش باید پیگیر وضعیت معلمانی که با چنین مسائلی درگیر میشوند، باشد.
به گفته این فعال صنفی، بازداشت و احضار فعالان صنفی در سالهای اخیر نشان میدهد، عملکرد آموزشوپرورش در سالهای اخیر بهگونهای بوده است که نتوانسته حقوق صنفی معلمان را تضمین کند. پاکضمیر میگوید: اگر عملکرد قوی بود قطعاً امروز یک دستگاه امنیتی به خودش اجازه نمیداد با فعالان صنفی معلمان چنین رفتارهای خشونتآمیزی را انجام دهد.
محمد حبیبی عضو هیات مدیره و از اعضای فعال کانون صنفی معلمان تهران است که در سالهای اخیر در جهت اهداف صنفی و دغدغه های فرهنگیان فعالیت کرده است. در پی بازداشت این فعال صنفی، کانون صنفی معلمان استان تهران در بیانیه ای ، ضمن اعتراض شدید نسبت به دستگیری همراه با ضرب و شتم محمد حبیبی عضو موثر هیأت مدیره، خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط او و پایان بخشیدن به سیاست سرکوب فعالان و نهادهای مدنی توسط تمامی ارگان ها شد.
🆔 @jameeno
Forwarded from فصلنامه عمران رهاب
☘ نشست تخصصی خیابان ولیعصر
یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۳ الی ۱۶، سازمان محیط زیست
✅ با سخنرانی دکتر کاوه مدنی، مهندس سامان سیار و مهندس پانتهآ اسلامی
@OmranRahab
یکشنبه ۲۰ اسفند ۱۳۹۶، ساعت ۱۳ الی ۱۶، سازمان محیط زیست
✅ با سخنرانی دکتر کاوه مدنی، مهندس سامان سیار و مهندس پانتهآ اسلامی
@OmranRahab