🔹طرح جلد #اکونومیست باعنوان چارهجويى برای قتل؛ چگونه میتوان با آدمکشی درشهرهای نوظهور مقابله کرد؟
▫️از 560 هزار مرگ خشونتبار در 2016 تنها 18% حاصل جنگ بوده و 68% در اثر قتل رخ داده است.
🆔 @jameeno
▫️از 560 هزار مرگ خشونتبار در 2016 تنها 18% حاصل جنگ بوده و 68% در اثر قتل رخ داده است.
🆔 @jameeno
🔺دور تازه ستاره دار شدن دانشجویان آغاز شد
🔹گفتگو اختصاصی جامعه نو با زهرا قلندری نژاد، دانشجویی که به خاطر عقایدش از تحصیل بازمانده است
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: دراویش گنابادی، نسل سوم دانشجویان ستاره دار می شوند. از بیستم دی ماه که مسئولان دانشگاه آزاد بندرعباس از ورود به دانشگاه و تحصیل زهرا قلندری نژاد جلوگیری کرده اند، این دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت مالی، به صف نسل تازه ای از دانشجویان ستاره دار کشور پیوسته است. او در این گفتگوی حضوری با اشاره به این که هنوز هیچ نهادی، علت واقعی اخراجش را اعلام نکرده، می گوید: «از آنجایی که دلیل اخراج من، عقیده ام بوده است باید به مسئولان بگویم که هیچ گاه اعتقاداتم را فدای اجازه تحصیلی که حقم است، نخواهم کرد»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/ab-04-07
🔹گفتگو اختصاصی جامعه نو با زهرا قلندری نژاد، دانشجویی که به خاطر عقایدش از تحصیل بازمانده است
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: دراویش گنابادی، نسل سوم دانشجویان ستاره دار می شوند. از بیستم دی ماه که مسئولان دانشگاه آزاد بندرعباس از ورود به دانشگاه و تحصیل زهرا قلندری نژاد جلوگیری کرده اند، این دانشجوی کارشناسی ارشد رشته مدیریت مالی، به صف نسل تازه ای از دانشجویان ستاره دار کشور پیوسته است. او در این گفتگوی حضوری با اشاره به این که هنوز هیچ نهادی، علت واقعی اخراجش را اعلام نکرده، می گوید: «از آنجایی که دلیل اخراج من، عقیده ام بوده است باید به مسئولان بگویم که هیچ گاه اعتقاداتم را فدای اجازه تحصیلی که حقم است، نخواهم کرد»
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/ab-04-07
Telegraph
دور تازه ستاره دار شدن دانشجویان آغاز شد
*گفتگوی اختصاصی جامعه نو با زهرا قلندری نژاد، دانشجویی که به خاطر عقایدش از تحصیل بازمانده است دراویش گنابادی، نسل سوم دانشجویان ستاره دار می شوند. از بیستم دی ماه که مسئولان دانشگاه آزاد بندرعباس از ورود به دانشگاه و تحصیل زهرا قلندری نژاد جلوگیری کرده اند،…
#الف
🔹تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
▫️شورای سردبیری: این روزها، فضای روشنفکری و ایدهپردازی سیاسی ما آکنده از بحثهایی با مضمون تقابل رویکردها در مسیر اصلاحطلبی، تحرک و سکون در پیشروی به سوی اهداف، واشناسی شکافهای اجتماعی، ماهیت اهداف گروههای اصلاحطلب و مدلهای رفتاری آنها و احتمال پرتاب شدن کشور به دایره خشونت است. کار این بحثها به جایی کشیده است که برخی اعاظم اصلاحطلب، مدعی وجود نیروهایی در جبهه تحولخواهی و اصلاحات با اهداف غیراصلاحی، اما رفتار اصلاحطلبانه شدهاند. همچنین تفسیرهایی معوج از بحثها و اهداف اصلاحطلبان وجود دارد و انحراف از تعاریف در فرهنگ اصلاحطلبی مشاهده میشود.
نقل قول فوق بازتابدهنده نامشخص بودن مرزها در یک مورد مهم در صحنه عمل اصلاحطلبان است: مرز بین طرح مطالبات توسط نیروهای منسجم اجتماعی با شورشهای خودجوش یا برانگیخته فاقد مطالبات معقول اجتماعی و مرز بین افراد و جریانهای متمایل به این دو شق. کسانی وجود دارند که ناخودآگاه زیر پوسته اصلاحطلبی به انقلاب فکر میکنند و از ظرفیتهای استفاده نشده اصلاحات حرف میزنند که "بیعملی" آنها را هدر داده است. در نگاه اول، آنها اصلاحطلبان مومن و پیگیری هستند که در هر گوشهای فرصتی برای استفاده و شکافی برای تعمیق و توسعه اصلاحطلبی میبینند. در عمل، رفتار این گروه نه درک موقعیت و تلاش برای ریشه دادن به مطالبات اجتماعی که صدور دائم فراخوان برای شورش از کار درمیآید. میخواهند هر جنبش شهری یا اعتراض صنفی طول و عرض پیدا کند و دربرگیرندگی آن سراسری و همگانی شود. این گروه البته غیر از گروههای خارج از کشورند که سالهاست در فکر تبدیل سطل ماست به دریایی دوغ هستند.
نقطه مقابلی در سر دیگر طیف قرار دارد: گروهی که ظرفیت موجود در عرصه سیاست و تحمل نهادهای حکومت را حتی در حد امکان پیگیری مطالباتی که خود نظام شعار اعتقاد به آنها را سر میدهد نمییابند. از نظر آنها سیستم، تحمل اعتراض جمعی به فقدان عدالت در امور اجتماعی (حقوق و دستمزد، امکانات زیر بنایی، مسائل صنفی اقشاری مانند معلمان و دانشجویان، عدالت مذهبی و بیطرفی استانی و...) را هم ندارد و برای جلوگیری از تنش بین حکومت و جبهه اصلاحات، نسخه آرامش مینویسند. به زعم آنان، اگر معلمان اعتصاب کنند و با پلیس ضد شورش (که متاسفانه نابخردانه به عرصه گسیل میشود) در گیر شوند، یا مردم منطقهای برای امور بهداشتی در برابر استانداری جمع شوند و شیشهای شکسته شود، شورشی به پا شده است مغایر با اهداف اصلاحطلبی و نمیتوان از آن مطالبه پشتیبانی کرد چون حکومت مسئولیت شیشه شکسته را به دوش اصلاحطلبان میاندازد... هرچند همه نه، اما بخش وسیعی از این گرایش را کسانی تشکیل میدهند که اصلاحطلب دارای سابقه مدیریت دولتیاند و اصلاحات مورد پشتیبانی آنها باید در حدی رقیق باشد که از صافی شورای نگهبان و نهادهای اطلاعاتی بگذرد!
حد میانه و منطبق بر موقعیت ملی کدام است و فعالان اصلاحطلب باید چه متری در دست بگیرند و روی کدام پله بایستند؟ موقعیت ملی ما را اکنون دو مولفه شکل میدهند: نظام و حکومت ناکارا و بدعهد که با زیر پا گذاشتن معاهده تشکیل یک حکومت عادل و قانونمند، جامعه را لگدکوب افلاس عمومی، نارسایی اقتصادی و انسداد اجتماعی و سیاسی کرده و باید وظایفی که در مقابل مردم دارد با صدای رسا و مطالبهگری معقول همگانی در برابر آن مطرح شود. مولفه دوم ناشی از حکومت ناکارا، حاصل رفتار کمتر بخردانه آن در عرصه بینالمللی، سیاستهای امنیتی ضد ملی و خصلتهای بیریخت ایدئولوژیک است که وحدت ملی و امنیت ملی ما را در معرض خطر قرار داده است.
نتیجه آن شده که بر اساس مولفه اول باید مطالبهگری اجتماعی را بیترس از خشم حکومت تشویق کرد، و بر اساس مولفه دوم، باید حداقل تا زمان اصلاح سیاستهای فراملی و امنیتی حکومت، از بروز تحرکات ساختارشکن همچون شورشهای بیشناسنامه، بلواهای قومی، و تحرکات هیجانی جاذب لمپنها و حاشیهنشینان، به عنوان یک وظیفه اصلاحطلبانه جلوگیری شود.
🆔 @jameeno
🔹تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
▫️شورای سردبیری: این روزها، فضای روشنفکری و ایدهپردازی سیاسی ما آکنده از بحثهایی با مضمون تقابل رویکردها در مسیر اصلاحطلبی، تحرک و سکون در پیشروی به سوی اهداف، واشناسی شکافهای اجتماعی، ماهیت اهداف گروههای اصلاحطلب و مدلهای رفتاری آنها و احتمال پرتاب شدن کشور به دایره خشونت است. کار این بحثها به جایی کشیده است که برخی اعاظم اصلاحطلب، مدعی وجود نیروهایی در جبهه تحولخواهی و اصلاحات با اهداف غیراصلاحی، اما رفتار اصلاحطلبانه شدهاند. همچنین تفسیرهایی معوج از بحثها و اهداف اصلاحطلبان وجود دارد و انحراف از تعاریف در فرهنگ اصلاحطلبی مشاهده میشود.
نقل قول فوق بازتابدهنده نامشخص بودن مرزها در یک مورد مهم در صحنه عمل اصلاحطلبان است: مرز بین طرح مطالبات توسط نیروهای منسجم اجتماعی با شورشهای خودجوش یا برانگیخته فاقد مطالبات معقول اجتماعی و مرز بین افراد و جریانهای متمایل به این دو شق. کسانی وجود دارند که ناخودآگاه زیر پوسته اصلاحطلبی به انقلاب فکر میکنند و از ظرفیتهای استفاده نشده اصلاحات حرف میزنند که "بیعملی" آنها را هدر داده است. در نگاه اول، آنها اصلاحطلبان مومن و پیگیری هستند که در هر گوشهای فرصتی برای استفاده و شکافی برای تعمیق و توسعه اصلاحطلبی میبینند. در عمل، رفتار این گروه نه درک موقعیت و تلاش برای ریشه دادن به مطالبات اجتماعی که صدور دائم فراخوان برای شورش از کار درمیآید. میخواهند هر جنبش شهری یا اعتراض صنفی طول و عرض پیدا کند و دربرگیرندگی آن سراسری و همگانی شود. این گروه البته غیر از گروههای خارج از کشورند که سالهاست در فکر تبدیل سطل ماست به دریایی دوغ هستند.
نقطه مقابلی در سر دیگر طیف قرار دارد: گروهی که ظرفیت موجود در عرصه سیاست و تحمل نهادهای حکومت را حتی در حد امکان پیگیری مطالباتی که خود نظام شعار اعتقاد به آنها را سر میدهد نمییابند. از نظر آنها سیستم، تحمل اعتراض جمعی به فقدان عدالت در امور اجتماعی (حقوق و دستمزد، امکانات زیر بنایی، مسائل صنفی اقشاری مانند معلمان و دانشجویان، عدالت مذهبی و بیطرفی استانی و...) را هم ندارد و برای جلوگیری از تنش بین حکومت و جبهه اصلاحات، نسخه آرامش مینویسند. به زعم آنان، اگر معلمان اعتصاب کنند و با پلیس ضد شورش (که متاسفانه نابخردانه به عرصه گسیل میشود) در گیر شوند، یا مردم منطقهای برای امور بهداشتی در برابر استانداری جمع شوند و شیشهای شکسته شود، شورشی به پا شده است مغایر با اهداف اصلاحطلبی و نمیتوان از آن مطالبه پشتیبانی کرد چون حکومت مسئولیت شیشه شکسته را به دوش اصلاحطلبان میاندازد... هرچند همه نه، اما بخش وسیعی از این گرایش را کسانی تشکیل میدهند که اصلاحطلب دارای سابقه مدیریت دولتیاند و اصلاحات مورد پشتیبانی آنها باید در حدی رقیق باشد که از صافی شورای نگهبان و نهادهای اطلاعاتی بگذرد!
حد میانه و منطبق بر موقعیت ملی کدام است و فعالان اصلاحطلب باید چه متری در دست بگیرند و روی کدام پله بایستند؟ موقعیت ملی ما را اکنون دو مولفه شکل میدهند: نظام و حکومت ناکارا و بدعهد که با زیر پا گذاشتن معاهده تشکیل یک حکومت عادل و قانونمند، جامعه را لگدکوب افلاس عمومی، نارسایی اقتصادی و انسداد اجتماعی و سیاسی کرده و باید وظایفی که در مقابل مردم دارد با صدای رسا و مطالبهگری معقول همگانی در برابر آن مطرح شود. مولفه دوم ناشی از حکومت ناکارا، حاصل رفتار کمتر بخردانه آن در عرصه بینالمللی، سیاستهای امنیتی ضد ملی و خصلتهای بیریخت ایدئولوژیک است که وحدت ملی و امنیت ملی ما را در معرض خطر قرار داده است.
نتیجه آن شده که بر اساس مولفه اول باید مطالبهگری اجتماعی را بیترس از خشم حکومت تشویق کرد، و بر اساس مولفه دوم، باید حداقل تا زمان اصلاح سیاستهای فراملی و امنیتی حکومت، از بروز تحرکات ساختارشکن همچون شورشهای بیشناسنامه، بلواهای قومی، و تحرکات هیجانی جاذب لمپنها و حاشیهنشینان، به عنوان یک وظیفه اصلاحطلبانه جلوگیری شود.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش ▫️شورای سردبیری: این روزها، فضای روشنفکری و ایدهپردازی سیاسی ما آکنده از بحثهایی با مضمون تقابل رویکردها در مسیر اصلاحطلبی، تحرک و سکون در پیشروی به سوی اهداف، واشناسی شکافهای اجتماعی، ماهیت اهداف گروههای اصلاحطلب…
Audio
🔹شصت و هشتمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: تشویق مطالبهگری، فراخوان شورش
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔺 توئيت های ضد ایرانی ترامپ؛ یک تیر و چند نشان
▫️جامعه نو: دونالد ترامپ در پی انتشار خبر حمله شيميايى در سوریه ضمن چند توئيت ایران و روسیه را مسئول این فاجعه خواند و آنها را به پرداخت "بهای سنگین" تهدید کرد. برخی کاربران توئيترى ایالات متحده این اقدام او را شلوغکارى برای انحراف توجه عمومی از خط مشی سیاسی خودش خواندند.
اما به نقل از ای بی سی نیوز، لیندسی گراهام، از سناتورهای جمهوریخواه این عملکرد ترامپ را قاطع و به موقع خواند و گفت اگر رئیس جمهور آمریکا این واکنش را نشان نميداد در چشم ایران و روسیه ضعیف مینمود. این در حالی است که خبرگزاری ویک، عملکرد ترامپ را فرصت طلبی برای حمله به رئیس جمهور پيشين آمریکا، باراک اوباما دانسته. ترامپ در یکی از توييتهاي امروز خود نوشته اگر اوباما پیگیر تغییر رژیم در سوریه میشد مدتها قبل فجایع این کشور رو به پایان گذاشته بود. گویا ترامپ فراموش کرده در زمان انتخابات وعده داده بود هرگز درصدد تغییر رژیم کشورهای خارجی، "کشورهایی که هیچی از آنها نمیدانیم" برنخواهد آمد.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: دونالد ترامپ در پی انتشار خبر حمله شيميايى در سوریه ضمن چند توئيت ایران و روسیه را مسئول این فاجعه خواند و آنها را به پرداخت "بهای سنگین" تهدید کرد. برخی کاربران توئيترى ایالات متحده این اقدام او را شلوغکارى برای انحراف توجه عمومی از خط مشی سیاسی خودش خواندند.
اما به نقل از ای بی سی نیوز، لیندسی گراهام، از سناتورهای جمهوریخواه این عملکرد ترامپ را قاطع و به موقع خواند و گفت اگر رئیس جمهور آمریکا این واکنش را نشان نميداد در چشم ایران و روسیه ضعیف مینمود. این در حالی است که خبرگزاری ویک، عملکرد ترامپ را فرصت طلبی برای حمله به رئیس جمهور پيشين آمریکا، باراک اوباما دانسته. ترامپ در یکی از توييتهاي امروز خود نوشته اگر اوباما پیگیر تغییر رژیم در سوریه میشد مدتها قبل فجایع این کشور رو به پایان گذاشته بود. گویا ترامپ فراموش کرده در زمان انتخابات وعده داده بود هرگز درصدد تغییر رژیم کشورهای خارجی، "کشورهایی که هیچی از آنها نمیدانیم" برنخواهد آمد.
🆔 @jameeno
#الف
🔹یک دنیا غربت
▫️شورای سردبیری: دنیا هر روز با عیارهای دیروز خود بیگانهتر میشود و تحولاتی غریب رخ میدهد: روسیه عضو محور مقاومت (به روایت فرماندهان ارتش ایران) است، و بخش اعظم اعراب مسلمان نوکر اسرائیل خوانده میشوند؛ آمریکای نماد اقتصاد لیبرال به سیاست پروتکشنیسم افراطی (سابقا متعلق به کشورهای کمونیستی خیلی عقب از قافله) روآورده است، چین کمونیست مدافع تجارت آزاد شده و شاکی از دست آمریکاست... دنیای امروز را باید از نو شناخت.
چرا این بازشناخت لازم است؟ برای خودداری از کاربرد عیارهای پیشین تفسیر جهان و مردمان و سیاستهایش، و برای خودداری از پافشاری بر قوانین و رویههای کهنه برای هدایت امور دنیا و کشور به جهات دلخواه. هم به تفسیرهای تازهتر و هم به تدبیرهای کاراتر نیاز داریم.
البته فقط ما نیستیم که در تفسیر و تعیین تکلیف درماندهایم. کارشناسان همیشه حاضر در صحنه صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نیز مات ماندهاند: چرا اقتصاد آمریکا اجازه میدهد عیارها و اقدامات تجاری قرن نوزدهمی بر آن سلطه یابند؟ تنها کسی که حرفی زده، رئیس سازمان تجارت جهانی است آن هم نه حرفی تحلیلی و علمی. جملهای که گفته، بیشتر نشانه خشم است "اگر ترامپ میخواهد از سازمان تجارت جهانی خارج شود، خب بفرماید برود!" جهان گیج میزند که چه خبر است؟
حالا به عرصه سیاست نپردازیم که در آن پوتین عضو محور مقاومت است، انگسان سوچی برنده نوبل صلح است و ترامپ لمپن و چاقوکشهای سیاسی جانشین اوبامای شرافتمند. ظاهرا این عرصه دیگر هیچ حساب و منطقی ندارد. درمجموعه در هم جوش اقتصاد و سیاست امروز، این فقط منافعی آنی، مبهم و قطعا غیراخلاقی هستند که تکلیف همه چیز را تعیین میکنند از چرخ کردن گوشت الاغ در حیاط پشتی رستوران گرفته تا پختن آش برای تلگرام در اتاق پشتی سیاست و از آنچه همه طرفهای حاضر در سوریه و یمن انجام میدهند تا بلاهایی که در پاکستان و افغانستان بر سر یکدیگر میآورند.
باز شناخت موقعیت کنونی جهان که سیاستسازان فعلی ایران از آن عاجزند و یا اصرار بر برخی امور آنها را از توجه به شرایط هردم متغیر فضای جهان باز میدارد، برای جویندگان تحول در جامعه ایران لازم است و برای آنها حرام نیست، واجب است... احتمالا اصلاحطلبی این جمهوری هم به اصلاحاتی نیاز دارد. حداقل، به اصلاحاتی در چگونگی رویکرد پدیدهشناسیاش برای نیل به اهداف و آماجهایی که ناکامی مزمن در نیل به آنها، سرزنشی درونی و مداوم در بسیاری از ما پدید آورده است.
🆔 @jameeno
🔹یک دنیا غربت
▫️شورای سردبیری: دنیا هر روز با عیارهای دیروز خود بیگانهتر میشود و تحولاتی غریب رخ میدهد: روسیه عضو محور مقاومت (به روایت فرماندهان ارتش ایران) است، و بخش اعظم اعراب مسلمان نوکر اسرائیل خوانده میشوند؛ آمریکای نماد اقتصاد لیبرال به سیاست پروتکشنیسم افراطی (سابقا متعلق به کشورهای کمونیستی خیلی عقب از قافله) روآورده است، چین کمونیست مدافع تجارت آزاد شده و شاکی از دست آمریکاست... دنیای امروز را باید از نو شناخت.
چرا این بازشناخت لازم است؟ برای خودداری از کاربرد عیارهای پیشین تفسیر جهان و مردمان و سیاستهایش، و برای خودداری از پافشاری بر قوانین و رویههای کهنه برای هدایت امور دنیا و کشور به جهات دلخواه. هم به تفسیرهای تازهتر و هم به تدبیرهای کاراتر نیاز داریم.
البته فقط ما نیستیم که در تفسیر و تعیین تکلیف درماندهایم. کارشناسان همیشه حاضر در صحنه صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی نیز مات ماندهاند: چرا اقتصاد آمریکا اجازه میدهد عیارها و اقدامات تجاری قرن نوزدهمی بر آن سلطه یابند؟ تنها کسی که حرفی زده، رئیس سازمان تجارت جهانی است آن هم نه حرفی تحلیلی و علمی. جملهای که گفته، بیشتر نشانه خشم است "اگر ترامپ میخواهد از سازمان تجارت جهانی خارج شود، خب بفرماید برود!" جهان گیج میزند که چه خبر است؟
حالا به عرصه سیاست نپردازیم که در آن پوتین عضو محور مقاومت است، انگسان سوچی برنده نوبل صلح است و ترامپ لمپن و چاقوکشهای سیاسی جانشین اوبامای شرافتمند. ظاهرا این عرصه دیگر هیچ حساب و منطقی ندارد. درمجموعه در هم جوش اقتصاد و سیاست امروز، این فقط منافعی آنی، مبهم و قطعا غیراخلاقی هستند که تکلیف همه چیز را تعیین میکنند از چرخ کردن گوشت الاغ در حیاط پشتی رستوران گرفته تا پختن آش برای تلگرام در اتاق پشتی سیاست و از آنچه همه طرفهای حاضر در سوریه و یمن انجام میدهند تا بلاهایی که در پاکستان و افغانستان بر سر یکدیگر میآورند.
باز شناخت موقعیت کنونی جهان که سیاستسازان فعلی ایران از آن عاجزند و یا اصرار بر برخی امور آنها را از توجه به شرایط هردم متغیر فضای جهان باز میدارد، برای جویندگان تحول در جامعه ایران لازم است و برای آنها حرام نیست، واجب است... احتمالا اصلاحطلبی این جمهوری هم به اصلاحاتی نیاز دارد. حداقل، به اصلاحاتی در چگونگی رویکرد پدیدهشناسیاش برای نیل به اهداف و آماجهایی که ناکامی مزمن در نیل به آنها، سرزنشی درونی و مداوم در بسیاری از ما پدید آورده است.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹یک دنیا غربت ▫️شورای سردبیری: دنیا هر روز با عیارهای دیروز خود بیگانهتر میشود و تحولاتی غریب رخ میدهد: روسیه عضو محور مقاومت (به روایت فرماندهان ارتش ایران) است، و بخش اعظم اعراب مسلمان نوکر اسرائیل خوانده میشوند؛ آمریکای نماد اقتصاد لیبرال به…
Audio
🔹شصت و نهمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: یک دنیا غربت
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: یک دنیا غربت
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
جامعه نو
🔺نتایج جلسه فوق العاده ستاد اقتصادی دولت برای مدیریت بازار ارز به ریاست روحانی 🔹نرخ دلار از روز سه شنبه 4200 تومان خواهد بود؛ نرخ های غیر رسمی دیگر قاچاق محسوب می شود/ فعالان اقتصادی و مردم دغدغهای برای تأمین ارزشان نداشته باشند. - پایگاه اطلاعرسانی دولت…
🔴 جهانگیری: دلار تکنرخی شد؛ ۴۲۰۰ تومان
معاون اول رییسجمهور:
🔹دولت از فردا به هرکس که دلار بخواهد با نرخ ۴۲۰۰ تومان عرضه میکند.
🔹هر قیمتی بالاتر از ۴۲۰۰ تومان برای دلار در بازار، مشمول قاچاق است و به شدت با آن برخورد می شود. - ایسنا
🆔 @jameeno
معاون اول رییسجمهور:
🔹دولت از فردا به هرکس که دلار بخواهد با نرخ ۴۲۰۰ تومان عرضه میکند.
🔹هر قیمتی بالاتر از ۴۲۰۰ تومان برای دلار در بازار، مشمول قاچاق است و به شدت با آن برخورد می شود. - ایسنا
🆔 @jameeno
#الف
🔹استقبال از برخورد؟
▫️شورای سردبیری : دیروز، آقای تاجزاده طی پیامی خبر از "رسیدن نقطه عطف یا حذف یکی از دو دولت" دادهاند و طی توییتی نوشته بودند که "یا دولت پنهان با کنار زدن دولت قانونی ارکان حکومت را کامل در دست میگیرد و یا عقبنشینی میکند" این پیشبینی البته در روزی که مشاور دولت روحانی خبر از وجود توطئهای برای سقوط دولت در اردیبهشت ماه از طریق افزایش قیمت ارز داده است میتواند منطقی باشد و شاید افرادی اطلاعات بیشتری هم داشته باشند، اما تبدیل این پیشبینی به پوستر همراه با تصویر مردم در حال تظاهرات در خیابان، از تصوری که پشت پیشبینی وجود دارد خبر میدهد: مردم به خیابان میآیند و کودتای درون نظام را شکست میدهند. درباره تصورات رمانتیکی که در میان جوانان هوادار چهرههای محبوب جنبش اصلاحات رایج است، میتوان توضیحاتی داد. لازم است، زیرا باید به هزینه دادن برای تصورات رمانتیک پایان داد.
اینکه در ایران به تعبیری دو دولت وجود دارد و آنها با هم رقابت دارند درست است. این احتمال هم که ممکن است روزی یکی توسط دیگری کنار زده شود وجود دارد، اما این دو پیکره که یکی معمولا انتخابی و دیگری اساسا انتصابی است، از دوران آقای خمینی در جمهوری عجیب ما وجود داشتهاند و در حال مقابله با یکدیگر، و هیچگاه هم نتوانسته اند دیگری را حذف کنند. در دوران قبل از ۶۷ بخش انتخابی آن از مجلس درمیآمد و بخش انتصابی ان از انتخاباتی که برنده آن از پیش معلوم بود. در دوران پساخمینی، روند ثابتی وجود داشته است که جز دوره استثنایی احمدینژاد، (همسو شدن دولت انتخابی و انتصابی) در آن سه دوره کشمکش بین بخش انتصابی و انتخابی (دولتهای هاشمی، خاتمی، روحانی) وجود داشته است و دولت پنهان مورد اشاره آقای تاجزاده نیز حاصل تکامل آن دولت انتصابی است. گاهی از این وضعیت در ادبیات سیاسی ایران به عنوان حاکمیت دوگانه نیز نامبرده شده است.
نکته مهمی که از نگاه برخی مغفول میافتد این است که وجود این وضعیت حاصل توازن نیروهای اجتماعی و نتیجه ناتوانی کسی است که اسلحه و کلید زندان را در دست دارد، در مقابل کسانی که از حق انتخاب خود استفاده کرده و آن را پاس میدارند. هر دو پیکره قدرت دارند و در تمام دوران تقریبا سی ساله اخیر نتوانستهاند از پس یکدیگر برآیند. این دو، همچون کشتیگیران سومو ژاپنی، فقط با هل دادن یکدیگر غلبه میابند و پشت دیگری را هیچوقت به خاک نمالیده و از میدان به در نکردهاند. در تمام دورانی که این رویارویی ادامه داشته، از یکسو حزم امثال خاتمی (که خردهروشنفکران به او میگفتند به اتکای ۲۰ میلیون رای "ترتیب اینا رو بده") و از سوی دیگر خودداری بزرگانی که با حزم خود وسوسه (اجازه بدین سر این مار رو له کنیم) را رد میکردند، این کشور بر مدار خشونت اندک چرخیده، اما از مهلکه کودتا علیه خود و راه افتادن حمام خون برای یکدست کردن حکومت گریخته است. توازنی از بیعدالتی و رقابت نابرابر، آرامشی از سرکوب و محدودیت و توافقی از سر اجبار و حزم ما را با آسیب کمتر به امروز رسانده است. نمیتوانیم با احساس اینکه عناصر دست سوم و مخبطی در فلان خبرگزاری بهمان نهاد، سناریوی برخورد به رخمان کشیدهاند آمادهباش قیام بدهیم. توازن کنونی، با همه بدریختی و اجزای تهوعآور و اثرات روحیهکشی که دارد، گروهی از ما را برای آنکه بیمهابا و کور شده از شور ابلهانه ایدئولوژیک، همشهریان خود را به شلیک بیمهار مسلسل در خیابانها ببندیم مانع شده است. این وضع را نمیپسندیم، اما فعلا بدیلی برای آن در دسترس نداریم. پس حفظش میکنیم.
البته این به معنای حاکم کردن سکون گورستانی بر خودمان نیست. امثال اشخاص محترم، محبوب و معتبری مانند آقای تاجزاده میتوانند برای زنده و بانشاط نگه داشتن جوانان نقش مهم داشته باشند و با تشویق جامعه به حضور هر چه بیشتر در هر عرصهای که میتوانند، از به سرقت رفتن یا سرکوب حقوق اجتماعی جلوبگیرند و هر روز سنگر تازهای را از دست اقتدارطلبان درآورند. در واقع، خوب است که بر اساس رهنمود و خطمشی آقای بهزاد نبوی، همحزبی باتجربهتر آقای تاجزاده عمل کنیم که معتقد است به جای ورود به کشمکش بر سر قدرت، به "اثرگذاری بر قدرت " فکر کنیم.
وجود دولت پنهان و حاکمیت دوگانه و حضور نهادهای فراقانونی در کنار نظام قانونی در کشور ما، نه حاصل انتخاب که بر آمده از دل موقعیت تاریخی، فرهنگی و ساختار نیروهای اجتماعی ماست. هزینه وجود آن بویژه در حوزه اقتصاد بسیار زیاد بوده است. اما روش از بین بردن آن به صورت تدریجی و بطئی، هزینه کمتری از رویارویی آخرالزمانی دارد. بنابراین، به هم زدن هر برنامهای که نزد دولت پنهان برای رویارویی و یکسره کردن کار وجود داشته باشد، وظیفه اصلاحطلبان است و نه استقبال از آن برای عقب نشاندنش.
🆔 @jameeno
🔹استقبال از برخورد؟
▫️شورای سردبیری : دیروز، آقای تاجزاده طی پیامی خبر از "رسیدن نقطه عطف یا حذف یکی از دو دولت" دادهاند و طی توییتی نوشته بودند که "یا دولت پنهان با کنار زدن دولت قانونی ارکان حکومت را کامل در دست میگیرد و یا عقبنشینی میکند" این پیشبینی البته در روزی که مشاور دولت روحانی خبر از وجود توطئهای برای سقوط دولت در اردیبهشت ماه از طریق افزایش قیمت ارز داده است میتواند منطقی باشد و شاید افرادی اطلاعات بیشتری هم داشته باشند، اما تبدیل این پیشبینی به پوستر همراه با تصویر مردم در حال تظاهرات در خیابان، از تصوری که پشت پیشبینی وجود دارد خبر میدهد: مردم به خیابان میآیند و کودتای درون نظام را شکست میدهند. درباره تصورات رمانتیکی که در میان جوانان هوادار چهرههای محبوب جنبش اصلاحات رایج است، میتوان توضیحاتی داد. لازم است، زیرا باید به هزینه دادن برای تصورات رمانتیک پایان داد.
اینکه در ایران به تعبیری دو دولت وجود دارد و آنها با هم رقابت دارند درست است. این احتمال هم که ممکن است روزی یکی توسط دیگری کنار زده شود وجود دارد، اما این دو پیکره که یکی معمولا انتخابی و دیگری اساسا انتصابی است، از دوران آقای خمینی در جمهوری عجیب ما وجود داشتهاند و در حال مقابله با یکدیگر، و هیچگاه هم نتوانسته اند دیگری را حذف کنند. در دوران قبل از ۶۷ بخش انتخابی آن از مجلس درمیآمد و بخش انتصابی ان از انتخاباتی که برنده آن از پیش معلوم بود. در دوران پساخمینی، روند ثابتی وجود داشته است که جز دوره استثنایی احمدینژاد، (همسو شدن دولت انتخابی و انتصابی) در آن سه دوره کشمکش بین بخش انتصابی و انتخابی (دولتهای هاشمی، خاتمی، روحانی) وجود داشته است و دولت پنهان مورد اشاره آقای تاجزاده نیز حاصل تکامل آن دولت انتصابی است. گاهی از این وضعیت در ادبیات سیاسی ایران به عنوان حاکمیت دوگانه نیز نامبرده شده است.
نکته مهمی که از نگاه برخی مغفول میافتد این است که وجود این وضعیت حاصل توازن نیروهای اجتماعی و نتیجه ناتوانی کسی است که اسلحه و کلید زندان را در دست دارد، در مقابل کسانی که از حق انتخاب خود استفاده کرده و آن را پاس میدارند. هر دو پیکره قدرت دارند و در تمام دوران تقریبا سی ساله اخیر نتوانستهاند از پس یکدیگر برآیند. این دو، همچون کشتیگیران سومو ژاپنی، فقط با هل دادن یکدیگر غلبه میابند و پشت دیگری را هیچوقت به خاک نمالیده و از میدان به در نکردهاند. در تمام دورانی که این رویارویی ادامه داشته، از یکسو حزم امثال خاتمی (که خردهروشنفکران به او میگفتند به اتکای ۲۰ میلیون رای "ترتیب اینا رو بده") و از سوی دیگر خودداری بزرگانی که با حزم خود وسوسه (اجازه بدین سر این مار رو له کنیم) را رد میکردند، این کشور بر مدار خشونت اندک چرخیده، اما از مهلکه کودتا علیه خود و راه افتادن حمام خون برای یکدست کردن حکومت گریخته است. توازنی از بیعدالتی و رقابت نابرابر، آرامشی از سرکوب و محدودیت و توافقی از سر اجبار و حزم ما را با آسیب کمتر به امروز رسانده است. نمیتوانیم با احساس اینکه عناصر دست سوم و مخبطی در فلان خبرگزاری بهمان نهاد، سناریوی برخورد به رخمان کشیدهاند آمادهباش قیام بدهیم. توازن کنونی، با همه بدریختی و اجزای تهوعآور و اثرات روحیهکشی که دارد، گروهی از ما را برای آنکه بیمهابا و کور شده از شور ابلهانه ایدئولوژیک، همشهریان خود را به شلیک بیمهار مسلسل در خیابانها ببندیم مانع شده است. این وضع را نمیپسندیم، اما فعلا بدیلی برای آن در دسترس نداریم. پس حفظش میکنیم.
البته این به معنای حاکم کردن سکون گورستانی بر خودمان نیست. امثال اشخاص محترم، محبوب و معتبری مانند آقای تاجزاده میتوانند برای زنده و بانشاط نگه داشتن جوانان نقش مهم داشته باشند و با تشویق جامعه به حضور هر چه بیشتر در هر عرصهای که میتوانند، از به سرقت رفتن یا سرکوب حقوق اجتماعی جلوبگیرند و هر روز سنگر تازهای را از دست اقتدارطلبان درآورند. در واقع، خوب است که بر اساس رهنمود و خطمشی آقای بهزاد نبوی، همحزبی باتجربهتر آقای تاجزاده عمل کنیم که معتقد است به جای ورود به کشمکش بر سر قدرت، به "اثرگذاری بر قدرت " فکر کنیم.
وجود دولت پنهان و حاکمیت دوگانه و حضور نهادهای فراقانونی در کنار نظام قانونی در کشور ما، نه حاصل انتخاب که بر آمده از دل موقعیت تاریخی، فرهنگی و ساختار نیروهای اجتماعی ماست. هزینه وجود آن بویژه در حوزه اقتصاد بسیار زیاد بوده است. اما روش از بین بردن آن به صورت تدریجی و بطئی، هزینه کمتری از رویارویی آخرالزمانی دارد. بنابراین، به هم زدن هر برنامهای که نزد دولت پنهان برای رویارویی و یکسره کردن کار وجود داشته باشد، وظیفه اصلاحطلبان است و نه استقبال از آن برای عقب نشاندنش.
🆔 @jameeno
#یادداشت_اقتصادی
🔹دولت از راه محمودها رفت!
▫️جامعه نو: بالاخره دولت پس از دو روز مانیتور تلاطم در بازار ارز به تصمیمگیری نشست و نتیجه را اعلام کرد: افزایش نرخ ارز، به عنوان اعلام تک نرخ برای ارز. راستش را بخواهید اعلام امشب، آدمی را به یاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی محمود احمدینژاد میاندازد: در میانه بحرانی شبیه به بحران دو روز اخیر، از جلسه بیرون آمد و گفت" ما امشب ارز را تک نرخی کردیم، و من ان را ۱۳۱۰ تومان اعلام میکنم". تاریخ در این کشور چند بار تکرار میشود، و همیشه هم کمدی است!
حداقل حرفی که میشود زد، این است که دولتها در ایران همیشه در این مورد انفعالی عمل کردهاند و در عصبی و بحرانیترین شرایط به تصمیم میرسند که خودش نشانهای از دیمی بودن تصمیم و فکرناشدگی آن است. بنابراین آنها که میخواهند سرنوشت این تصمیم را بدانند، از همین نشانه حدیث مفصل بخوانند.
فارغ از تفسیرهای معوجی که ماجرای اخیر ارزی را توطئه دولت برای جبران کسر بودجه خود میدانند و تعابیر اهل سیاست که قضیه اخیر را یکسره کاسه زیر نیم کاسه رقیب سیاسی دولت میخوانند، بازار ارز ایران دستخوش ناکارایی کلی نظام و فداکردن اقتصاد پیش پای منافع غارتگرانه اشخاص خیلی خودی است. راهحلهای از بین بردن این گرفتاری دورهای نیز نزد اقتصاددانان شناخته شده است:
۱- باید در شرایط غیربحرانی نرخ برابری ارز خارجی را با محاسبه واقعبینانه "برابری قدرت خرید" (ppp ) کشف کرد و دامنهای از نوسان در حد زیر ۵ درصد را برای آن پذیرفت.
۲ - باید از طریق سیاستهای تجاری کلان در حوزه بازرگانی خارجی، مصارف ارزی را با حدود درآمد ارزی کشور متعادل کرد.
۳- باید پذیرفت نرخ ارز به تدریج و به مقدار تقریبی تفاضل نرخ تورم داخلی و متوسط کشورهای طرف تجاری در طول سال افزایش یابد.
۴- باید با رفع موانع کسب و کار، مشکلات تجارت خارجی و حل مشکلات سیاسی خارجی به منظور ایجاد هماهنگی با روندهای تجارت جهانی، صادرات کشور را به منظور افزایش درآمد ارزی و جلوگیری از بروز کسری در تراز بازرگانی خارجی افزایش داد.
۵- باید سیستم بپذیرد که بانک مرکزی در نقش مهم خود به عنوان ترازکننده نرخ ارز و تنظیمگر ارزش پول ملی کشور دستورگیرنده از بخش سیاسی نباشد.
واقعیت این است که توصیههای فوق و حتی استفاده از روشهای کمتر معمول کشف و حفظ نرخ برابری ارزها، سالهاست مورد توصیه اقتصاددانان دلسوز کشور بوده است. چرا کسی گوش نمیکند؟ به همان علت که راس حکومت تاکنون توصیههای گریز واقعی از بحرانهایی مانند شورش دی ماه را نپذیرفته، یا اینکه نمیتواند بپذیرد. نظام، اقتصاد را به همان جایی میبرد که سیاست را برده است. از این نظر، دوران روحانی با دوره احمدینژاد تفاوت ماهوی و هنگفت ندارد.
🆔 @jameeno
🔹دولت از راه محمودها رفت!
▫️جامعه نو: بالاخره دولت پس از دو روز مانیتور تلاطم در بازار ارز به تصمیمگیری نشست و نتیجه را اعلام کرد: افزایش نرخ ارز، به عنوان اعلام تک نرخ برای ارز. راستش را بخواهید اعلام امشب، آدمی را به یاد محمود بهمنی رئیس کل بانک مرکزی محمود احمدینژاد میاندازد: در میانه بحرانی شبیه به بحران دو روز اخیر، از جلسه بیرون آمد و گفت" ما امشب ارز را تک نرخی کردیم، و من ان را ۱۳۱۰ تومان اعلام میکنم". تاریخ در این کشور چند بار تکرار میشود، و همیشه هم کمدی است!
حداقل حرفی که میشود زد، این است که دولتها در ایران همیشه در این مورد انفعالی عمل کردهاند و در عصبی و بحرانیترین شرایط به تصمیم میرسند که خودش نشانهای از دیمی بودن تصمیم و فکرناشدگی آن است. بنابراین آنها که میخواهند سرنوشت این تصمیم را بدانند، از همین نشانه حدیث مفصل بخوانند.
فارغ از تفسیرهای معوجی که ماجرای اخیر ارزی را توطئه دولت برای جبران کسر بودجه خود میدانند و تعابیر اهل سیاست که قضیه اخیر را یکسره کاسه زیر نیم کاسه رقیب سیاسی دولت میخوانند، بازار ارز ایران دستخوش ناکارایی کلی نظام و فداکردن اقتصاد پیش پای منافع غارتگرانه اشخاص خیلی خودی است. راهحلهای از بین بردن این گرفتاری دورهای نیز نزد اقتصاددانان شناخته شده است:
۱- باید در شرایط غیربحرانی نرخ برابری ارز خارجی را با محاسبه واقعبینانه "برابری قدرت خرید" (ppp ) کشف کرد و دامنهای از نوسان در حد زیر ۵ درصد را برای آن پذیرفت.
۲ - باید از طریق سیاستهای تجاری کلان در حوزه بازرگانی خارجی، مصارف ارزی را با حدود درآمد ارزی کشور متعادل کرد.
۳- باید پذیرفت نرخ ارز به تدریج و به مقدار تقریبی تفاضل نرخ تورم داخلی و متوسط کشورهای طرف تجاری در طول سال افزایش یابد.
۴- باید با رفع موانع کسب و کار، مشکلات تجارت خارجی و حل مشکلات سیاسی خارجی به منظور ایجاد هماهنگی با روندهای تجارت جهانی، صادرات کشور را به منظور افزایش درآمد ارزی و جلوگیری از بروز کسری در تراز بازرگانی خارجی افزایش داد.
۵- باید سیستم بپذیرد که بانک مرکزی در نقش مهم خود به عنوان ترازکننده نرخ ارز و تنظیمگر ارزش پول ملی کشور دستورگیرنده از بخش سیاسی نباشد.
واقعیت این است که توصیههای فوق و حتی استفاده از روشهای کمتر معمول کشف و حفظ نرخ برابری ارزها، سالهاست مورد توصیه اقتصاددانان دلسوز کشور بوده است. چرا کسی گوش نمیکند؟ به همان علت که راس حکومت تاکنون توصیههای گریز واقعی از بحرانهایی مانند شورش دی ماه را نپذیرفته، یا اینکه نمیتواند بپذیرد. نظام، اقتصاد را به همان جایی میبرد که سیاست را برده است. از این نظر، دوران روحانی با دوره احمدینژاد تفاوت ماهوی و هنگفت ندارد.
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹استقبال از برخورد؟ ▫️شورای سردبیری : دیروز، آقای تاجزاده طی پیامی خبر از "رسیدن نقطه عطف یا حذف یکی از دو دولت" دادهاند و طی توییتی نوشته بودند که "یا دولت پنهان با کنار زدن دولت قانونی ارکان حکومت را کامل در دست میگیرد و یا عقبنشینی میکند" این…
Audio
🔹هفتادمین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: استقبال از برخورد؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: استقبال از برخورد؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
🔺گويا "بهای سنگین" را ترامپ خواهد پرداخت
▫️جامعه نو: اخیرا ترامپ پیرامون فاجعه دوما در دو توئيت متوالی از بهای سنگینی سخن گفت که متوجه ایران، روسیه و احتمالا بشاراسد است. بلومبرگ ضمن يادداشتی تحلیلی عنوان کرده خود آمریکا برای بهبود بخشیدن به وضعيت جنگ زده سوریه "بهای سنگین"ی نپرداخته ازاینرو قابليتش در اعمال تغییر در سوريه ناچيز بوده و هست. بدتر آنکه گويا حالا ترامپ اهرم فشار ناچیزی که از آمریکا در سوريه به جا مانده را بیقدر میکند. مدتها پیش هنری کیسینجر گفته بود جنبه غم انگیز سياستگذارى در این است که وقتی آزادی عمل سیاسی بیشینه باشد، دانش لازم برای پیشبرد آن عمل کمینه است و برعکس.
این کلام قصار درباره رویکرد سیاسی آمریکا به سوریه صادق است. برهه مناسب برای دخالت آمریکا در سوریه -خواه در قالب دخالت مستقیم نظامی یا حمایت از مخالفان اسد- سال 2011 یا 2012 بود. چون در آن زمان اپوزیسیون از اختیارات نظامی برخوردار بود، اسلامگرایان هنوز بر مخالفین اسد چیره نشده بودند و سوریه کمتر شاهد برخی دخالتهای خارجی بود.
در آن دوران تصور میشد مسائل داخلی سوریه بدون دخالت خارجی رفع خواهد شد اما ورق برگشت و آخرین سالهای ریاست جمهوری اوباما مصادف شد با وخیم شدن اوضاع داخلی سوریه و محدود شدن میزان نفوذ آمریکا. در 2011 تا 2012 آزادی عمل امريکا بیشینه و دانش سیاستگذاران برای پیشبرد عمل سیاسی کمینه بود طوریکه ایشان حتی قادر به پیشبینی هزینه سکوت خود نبودند. در 2015 تا 2016 آن هزینه ها تعیین شد، اما دیگر آزادی عمل رو به ضعف گذاشته بود. این همان وضع دشواری است که پیش روی ترامپ قرار دارد. ترامپ سال گذشته با ادعای مقابله با حملات شیمیایی در سوریه، دستور حمله موشکی به پایگاه هوایی شعيرات در این کشور را صادر کرد اما این کار نتیجه بخش نبود و کشتار داخلی به قوه خود تداوم داشت. وی اخیرا وعده داده اقدامی علیه سوریه ترتيب خواهد داد. اما تجربه حمله سال گذشته چشم اندازی از حمله پیش رو به دست میدهد. این در حالیست که وی پيشتر خلاف رای فرماندهان ارتش آمریکا اعلام کرده بود قصد خارج کردن نیروهای نظامی خود از سوریه را دارد. اگر ترامپ به همین ترتیب به جای اتخاذ راهکار استراتژیک، پیرو غرايزش عمل کند، همان اندک تاثیر احتمالی آمریکا در تعیین سرنوشت سوریه را به تباهی میکشاند.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: اخیرا ترامپ پیرامون فاجعه دوما در دو توئيت متوالی از بهای سنگینی سخن گفت که متوجه ایران، روسیه و احتمالا بشاراسد است. بلومبرگ ضمن يادداشتی تحلیلی عنوان کرده خود آمریکا برای بهبود بخشیدن به وضعيت جنگ زده سوریه "بهای سنگین"ی نپرداخته ازاینرو قابليتش در اعمال تغییر در سوريه ناچيز بوده و هست. بدتر آنکه گويا حالا ترامپ اهرم فشار ناچیزی که از آمریکا در سوريه به جا مانده را بیقدر میکند. مدتها پیش هنری کیسینجر گفته بود جنبه غم انگیز سياستگذارى در این است که وقتی آزادی عمل سیاسی بیشینه باشد، دانش لازم برای پیشبرد آن عمل کمینه است و برعکس.
این کلام قصار درباره رویکرد سیاسی آمریکا به سوریه صادق است. برهه مناسب برای دخالت آمریکا در سوریه -خواه در قالب دخالت مستقیم نظامی یا حمایت از مخالفان اسد- سال 2011 یا 2012 بود. چون در آن زمان اپوزیسیون از اختیارات نظامی برخوردار بود، اسلامگرایان هنوز بر مخالفین اسد چیره نشده بودند و سوریه کمتر شاهد برخی دخالتهای خارجی بود.
در آن دوران تصور میشد مسائل داخلی سوریه بدون دخالت خارجی رفع خواهد شد اما ورق برگشت و آخرین سالهای ریاست جمهوری اوباما مصادف شد با وخیم شدن اوضاع داخلی سوریه و محدود شدن میزان نفوذ آمریکا. در 2011 تا 2012 آزادی عمل امريکا بیشینه و دانش سیاستگذاران برای پیشبرد عمل سیاسی کمینه بود طوریکه ایشان حتی قادر به پیشبینی هزینه سکوت خود نبودند. در 2015 تا 2016 آن هزینه ها تعیین شد، اما دیگر آزادی عمل رو به ضعف گذاشته بود. این همان وضع دشواری است که پیش روی ترامپ قرار دارد. ترامپ سال گذشته با ادعای مقابله با حملات شیمیایی در سوریه، دستور حمله موشکی به پایگاه هوایی شعيرات در این کشور را صادر کرد اما این کار نتیجه بخش نبود و کشتار داخلی به قوه خود تداوم داشت. وی اخیرا وعده داده اقدامی علیه سوریه ترتيب خواهد داد. اما تجربه حمله سال گذشته چشم اندازی از حمله پیش رو به دست میدهد. این در حالیست که وی پيشتر خلاف رای فرماندهان ارتش آمریکا اعلام کرده بود قصد خارج کردن نیروهای نظامی خود از سوریه را دارد. اگر ترامپ به همین ترتیب به جای اتخاذ راهکار استراتژیک، پیرو غرايزش عمل کند، همان اندک تاثیر احتمالی آمریکا در تعیین سرنوشت سوریه را به تباهی میکشاند.
🆔 @jameeno
#مدیا
🔻پرونده روزنامه جمهوری اسلامی به هیات نظارت بر مطبوعات ارجاع داده شد.
▫️مدیر کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی طی نامهای خطاب به مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است: «با توجه به درج مطلبی در تاریخ 15 فروردین، تذکر شفاهی اداره کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی در خصوص اصلاح موضوع و بی توجهی روزنامه به تذکر مذکور، طبق تبصره 2 ماده 5 قانون مطبوعات، پرونده این روزنامه جهت رسیدگی به هیات نظارت بر مطبوعات ارجاع شد.»
🆔 @jameeno
🔻پرونده روزنامه جمهوری اسلامی به هیات نظارت بر مطبوعات ارجاع داده شد.
▫️مدیر کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی طی نامهای خطاب به مدیر مسئول روزنامه جمهوری اسلامی نوشته است: «با توجه به درج مطلبی در تاریخ 15 فروردین، تذکر شفاهی اداره کل مطبوعات و خبرگزاریهای داخلی در خصوص اصلاح موضوع و بی توجهی روزنامه به تذکر مذکور، طبق تبصره 2 ماده 5 قانون مطبوعات، پرونده این روزنامه جهت رسیدگی به هیات نظارت بر مطبوعات ارجاع شد.»
🆔 @jameeno
🔻استعفای نجفی یا شکست پروژه مبارزه با فساد در شهرداری؟
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: نیاز به اعلام خبر از سوی شورای شهر نبود. استعفای مجدد شهردار تهران، درست یک روز پس از آن که استعفای قبلی او رای نیاورد و دادستان کل کشور زبان به انتقاد از این به گفته خودش «بساط سیاسی بازی که راه افتاده» گشود، معنای روشنی داشت؛ تسلیم در برابر فشارهایی که مجموعه اصلاح طلبان مدیریت شهری، از شهرداری گرفته تا شورای شهر، درست از زمان ناکام گذاشتن قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری 96 آن را پیشگویی کرده بودند. گاهی راه مبارزه با فساد در ساختاری که فساد جزئی از آن شده به همین اندازه سخت و غیرممکن است تا جایی که می تواند به ترور فیزیکی در خیابان یا انگِ فساد اخلاقی به خاطر دیدن یک مراسم شاد کودکانه منجر شود.
محمدعلی نجفی، در قامت یک چهره سیاسی، عمری به اندازه تاریخ انقلاب دارد. توان و تخصص خود را در برهه های مختلف در وزارت آموزش و پرورش، میراث فرهنگی و ... نشان داده و نیاز به توضیح نیست که بعد از قالیباف، انتخاب او به عنوان شهردارِ شهری که مدیریت آن از فسادِ لانه کرده در ساختمان بهشت رنج می برد، حداقل تلاش اصلاح طلبان برای کاستن از بار لابی ها، رانت خواری ها و خاصه خرجی هایی بود که دوازده سال متناوب شهردار پیشین تهران به سودای پاستور کرده بود.
دادستانی کشور در حالی چند روز پیش به شورا تاخت که چرا با استعفای نجفی موافقت نکرده است که در طول همین چند ماه، نتیجه مبارزه شهردار جدید با فسادهای شهری به مراجع قضایی کشور ارسال شده بود و بی نتیجه مانده بود. قالیباف و یارانش هر یک راهی پست های بالاتر شدند و تهران را با مجموعه ای از املاک های نجومی واگذار شده، بدهی به نهادهای مختلف، قطعی شدن حضور نهادهای شبه دولتی در پروژه های کلان شهری و ... تنها گذاشتند و اگر مردم در اردیبهشت ماه اصلاح طلبان را از لیست تکرار برگزیدند، رسیدگی به همین قائله بود که به نظر می رسد امروز تا اطلاع ثانونی از آن اطلاعی در دست نباشد.
حجت و میرصادقی معاونان معماری و شهرسازی و نوسازی نجفی، استعفا داده اند؛ تَرک های وارد شده به بدنه شهرداری تهران بعد از استعفای نجفی، اما همچنان ادامه دارد و بعید نیست آن ساختارِ طراحی شده برای کاهش فساد اکنون روی سرِ اعضای شورایی خراب شود که مجهز به میدان این مبارزه نیامده بودند.
راستی آقای سمیع الله حسینی مکارم کیست که سرپرست تازه شهرداری تهران شده است؟ برای یافتن نشانی از او بد نیست به فهرست دریافت کنندگان املاک نجومی در دوره آقای قالیباف نگاهی انداخته شود.
🆔 @jameeno
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: نیاز به اعلام خبر از سوی شورای شهر نبود. استعفای مجدد شهردار تهران، درست یک روز پس از آن که استعفای قبلی او رای نیاورد و دادستان کل کشور زبان به انتقاد از این به گفته خودش «بساط سیاسی بازی که راه افتاده» گشود، معنای روشنی داشت؛ تسلیم در برابر فشارهایی که مجموعه اصلاح طلبان مدیریت شهری، از شهرداری گرفته تا شورای شهر، درست از زمان ناکام گذاشتن قالیباف در انتخابات ریاست جمهوری 96 آن را پیشگویی کرده بودند. گاهی راه مبارزه با فساد در ساختاری که فساد جزئی از آن شده به همین اندازه سخت و غیرممکن است تا جایی که می تواند به ترور فیزیکی در خیابان یا انگِ فساد اخلاقی به خاطر دیدن یک مراسم شاد کودکانه منجر شود.
محمدعلی نجفی، در قامت یک چهره سیاسی، عمری به اندازه تاریخ انقلاب دارد. توان و تخصص خود را در برهه های مختلف در وزارت آموزش و پرورش، میراث فرهنگی و ... نشان داده و نیاز به توضیح نیست که بعد از قالیباف، انتخاب او به عنوان شهردارِ شهری که مدیریت آن از فسادِ لانه کرده در ساختمان بهشت رنج می برد، حداقل تلاش اصلاح طلبان برای کاستن از بار لابی ها، رانت خواری ها و خاصه خرجی هایی بود که دوازده سال متناوب شهردار پیشین تهران به سودای پاستور کرده بود.
دادستانی کشور در حالی چند روز پیش به شورا تاخت که چرا با استعفای نجفی موافقت نکرده است که در طول همین چند ماه، نتیجه مبارزه شهردار جدید با فسادهای شهری به مراجع قضایی کشور ارسال شده بود و بی نتیجه مانده بود. قالیباف و یارانش هر یک راهی پست های بالاتر شدند و تهران را با مجموعه ای از املاک های نجومی واگذار شده، بدهی به نهادهای مختلف، قطعی شدن حضور نهادهای شبه دولتی در پروژه های کلان شهری و ... تنها گذاشتند و اگر مردم در اردیبهشت ماه اصلاح طلبان را از لیست تکرار برگزیدند، رسیدگی به همین قائله بود که به نظر می رسد امروز تا اطلاع ثانونی از آن اطلاعی در دست نباشد.
حجت و میرصادقی معاونان معماری و شهرسازی و نوسازی نجفی، استعفا داده اند؛ تَرک های وارد شده به بدنه شهرداری تهران بعد از استعفای نجفی، اما همچنان ادامه دارد و بعید نیست آن ساختارِ طراحی شده برای کاهش فساد اکنون روی سرِ اعضای شورایی خراب شود که مجهز به میدان این مبارزه نیامده بودند.
راستی آقای سمیع الله حسینی مکارم کیست که سرپرست تازه شهرداری تهران شده است؟ برای یافتن نشانی از او بد نیست به فهرست دریافت کنندگان املاک نجومی در دوره آقای قالیباف نگاهی انداخته شود.
🆔 @jameeno
#پیشخوان_بینالملل
▫️جامعه نو: درحالیکه صفحه نخست اغلب روزنامههای آمریکایی در روز گذشته به بستری برای ابراز برائت از فاجعه دوما تبدیل شدند، این روزنامهها در صفحه یک امروز خود ضمن انعکاس خبر جلسه فوری ترامپ پیرامون مسائل سوریه، به گزارش کشفیات تازه FBI از فساد اخلاقی ترامپ، در پی یورش پلیس آمریکا به دفتر کار وکیل وی پرداختهاند. ترامپ این اقدام FBI را هجوم به آمریکا خوانده است. خبرگزاری نشنال پابلیک رادیو نوشته آمریکا در حالی خود را برای حمله به سوریه آماده میکند که ذهن رئیس جمهور درگیر حمله پلیس به دفتر وکیلش است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: درحالیکه صفحه نخست اغلب روزنامههای آمریکایی در روز گذشته به بستری برای ابراز برائت از فاجعه دوما تبدیل شدند، این روزنامهها در صفحه یک امروز خود ضمن انعکاس خبر جلسه فوری ترامپ پیرامون مسائل سوریه، به گزارش کشفیات تازه FBI از فساد اخلاقی ترامپ، در پی یورش پلیس آمریکا به دفتر کار وکیل وی پرداختهاند. ترامپ این اقدام FBI را هجوم به آمریکا خوانده است. خبرگزاری نشنال پابلیک رادیو نوشته آمریکا در حالی خود را برای حمله به سوریه آماده میکند که ذهن رئیس جمهور درگیر حمله پلیس به دفتر وکیلش است.
🆔 @jameeno