🔹کی میخواهیم بالغ شویم
🖌مجتبی راعی
#اختصاصی_جامعه_نو : بسم الله الرحمن الرحیم. نمی دانم کی می خواهیم بالغ شویم
در سالهای دور گاهی که پیش می آمد و در جشنواره خارجی شرکت می کردم، غلبه «جشنواره» بر «جشن»، یک احساس تحقیر در من بوجود می آورد. چرا که میدیدم که سینما در آنجا مساله اول است. متقابلا در جشنواره فجر، گاهی جشن چنان غلبه داشت که اصولا ما میهمانان خارجی را نمی دیدیم، چرا که بیشتر به اصفهان و یزد گردی رفته بودند! و اگر سوال می کردید که چرا اینچنین است می گفتند: این در واقع جشن انقلاب است! و البته این جوابی بود که خیلی نمی شد چون و چرا کرد! اما این عقده با من بود. تا اینکه جشنواره بینالمللی راهش جدا کرد. با کنجکاوی رفتم ببینم چه اتفاقی افتاده! برای اولین بار غلبه جشنواره بر جشن را دیدم! مهمانانی که در دسترس بودند و جوانان ما می توانستند با آنها سوال و جواب بکنند. فضای جشنواره به من احساس غرور داد.
بنظرم باید قدر بشناسیم و بلوغ نشان دهیم. چهل سال است که آرزوی شایسته سالاری می کنیم. و مثلا اینکه ناگهان جوانی بیتجربه مسئول یک صنعت مهم می شود، تحقیرمان می کند. می گوییم اگر بناست کسی مسئول جایی شود؛ چرا با در نظر گرفتن تخصص، وارد مدیریت میانی آنجا نمی شود، و بعد در طول زمان و در صورت احراز شایستهگی، به مدیریت کلان آنجا برسد؟ حالا از سبیل اتفاق در سینما این اتفاق افتاده است؛ یعنی رضای میرکریمی که در کانون کارگردانان و مدیرعاملی خانه سینما، توان مدیریتی و خوشفکری خودش را ثابت کرده، به دبیری جشنواره بینالمللی فجر رسیده است. او بهواسطه فیلمهای خوبی که ساخته در اکثر جشنوارههای بین المللی شرکت و جوایز مهمی بدست آورده و مطمئنا مقوله جشنواره را بهخوبی می شناسد، بدون تردید یکی از بهترین گزینههای این مدیریت است. نمی دانم چرا بعضی اهالی سینما بهجای اینکه قدر بدانند و خوشنودی خودشان را اعلام کنند، مسائل شخصی و فکری خودشان را دخالت داده و آب را گل آلود می کنند. آنها به خوبی می دانند که این جشنواره در جمهوری اسلامی اجرا می شود و این، الزامات خودش را دارد! و متاسفانه علیرغم این آگاهی، انتظاراتی را مطرح می کنند که می دانند اجرای آن غیر ممکن است.
فرض کنید از یک وزیر بخواهیم که اطلاعیه بدهد و رهبری مخالفانی را به عهده بگیرد! بخوبی می دانیم که چنین وزیری دیگر نمی تواند به وزارت ادامه بدهد! و این انتظار غیرمعقول است! البته این حرفها به این معنی نیست که اجرای جشنواره بی عیب و نقص و در حد کمال است!
دوستان همکار! رضا میرکریمی می توانست کنار بایستد و از هر کس که مسئولیت می پذیرفت انتقاد کند و به جای خدمت در حد توان، یک افتخار توخالی را یدک بکشد.{جایگاه تمام کسانی که با صداقت و دلسوزی برای کشور موضع انتقادی دارند محفوظ و شایسته تقدیر است.} اما او به میدان آمده و کار درست تخصصی و شایسته انجام می دهد. قدر بدانیم و بلوغ نشان دهیم! اگر آنقدر بزرگوار نیستیم که کمکش کنیم، صبور باشیم و قدری از مسائل شخصی فاصله بگیریم!
مجتبی راعی
۲۴/۲/۹۷
🆔 @jameeno
🖌مجتبی راعی
#اختصاصی_جامعه_نو : بسم الله الرحمن الرحیم. نمی دانم کی می خواهیم بالغ شویم
در سالهای دور گاهی که پیش می آمد و در جشنواره خارجی شرکت می کردم، غلبه «جشنواره» بر «جشن»، یک احساس تحقیر در من بوجود می آورد. چرا که میدیدم که سینما در آنجا مساله اول است. متقابلا در جشنواره فجر، گاهی جشن چنان غلبه داشت که اصولا ما میهمانان خارجی را نمی دیدیم، چرا که بیشتر به اصفهان و یزد گردی رفته بودند! و اگر سوال می کردید که چرا اینچنین است می گفتند: این در واقع جشن انقلاب است! و البته این جوابی بود که خیلی نمی شد چون و چرا کرد! اما این عقده با من بود. تا اینکه جشنواره بینالمللی راهش جدا کرد. با کنجکاوی رفتم ببینم چه اتفاقی افتاده! برای اولین بار غلبه جشنواره بر جشن را دیدم! مهمانانی که در دسترس بودند و جوانان ما می توانستند با آنها سوال و جواب بکنند. فضای جشنواره به من احساس غرور داد.
بنظرم باید قدر بشناسیم و بلوغ نشان دهیم. چهل سال است که آرزوی شایسته سالاری می کنیم. و مثلا اینکه ناگهان جوانی بیتجربه مسئول یک صنعت مهم می شود، تحقیرمان می کند. می گوییم اگر بناست کسی مسئول جایی شود؛ چرا با در نظر گرفتن تخصص، وارد مدیریت میانی آنجا نمی شود، و بعد در طول زمان و در صورت احراز شایستهگی، به مدیریت کلان آنجا برسد؟ حالا از سبیل اتفاق در سینما این اتفاق افتاده است؛ یعنی رضای میرکریمی که در کانون کارگردانان و مدیرعاملی خانه سینما، توان مدیریتی و خوشفکری خودش را ثابت کرده، به دبیری جشنواره بینالمللی فجر رسیده است. او بهواسطه فیلمهای خوبی که ساخته در اکثر جشنوارههای بین المللی شرکت و جوایز مهمی بدست آورده و مطمئنا مقوله جشنواره را بهخوبی می شناسد، بدون تردید یکی از بهترین گزینههای این مدیریت است. نمی دانم چرا بعضی اهالی سینما بهجای اینکه قدر بدانند و خوشنودی خودشان را اعلام کنند، مسائل شخصی و فکری خودشان را دخالت داده و آب را گل آلود می کنند. آنها به خوبی می دانند که این جشنواره در جمهوری اسلامی اجرا می شود و این، الزامات خودش را دارد! و متاسفانه علیرغم این آگاهی، انتظاراتی را مطرح می کنند که می دانند اجرای آن غیر ممکن است.
فرض کنید از یک وزیر بخواهیم که اطلاعیه بدهد و رهبری مخالفانی را به عهده بگیرد! بخوبی می دانیم که چنین وزیری دیگر نمی تواند به وزارت ادامه بدهد! و این انتظار غیرمعقول است! البته این حرفها به این معنی نیست که اجرای جشنواره بی عیب و نقص و در حد کمال است!
دوستان همکار! رضا میرکریمی می توانست کنار بایستد و از هر کس که مسئولیت می پذیرفت انتقاد کند و به جای خدمت در حد توان، یک افتخار توخالی را یدک بکشد.{جایگاه تمام کسانی که با صداقت و دلسوزی برای کشور موضع انتقادی دارند محفوظ و شایسته تقدیر است.} اما او به میدان آمده و کار درست تخصصی و شایسته انجام می دهد. قدر بدانیم و بلوغ نشان دهیم! اگر آنقدر بزرگوار نیستیم که کمکش کنیم، صبور باشیم و قدری از مسائل شخصی فاصله بگیریم!
مجتبی راعی
۲۴/۲/۹۷
🆔 @jameeno
#الف
🔹ماموریت ظریف
▫️شورای سردبیری: دیروز موجی از خشم نسبت به بیانیه درخواست عذرخواهی رئیسجمهوری از مردم و نظام به راه افتاد که فقط همین یک بیانیه را میدید و به تحرکات موازی آن توجه نمیکرد. در حال حاضر، تدارک دیگری نیز فراتر از اتهام خطای نیازمند به عذرخواهی وجود دارد: اتهام عمل خودسرانه و "تامینکننده منافع جناحی و جریانی" و "معامله مجدد در ازای حمایت غرب از جریان سیاسی خاص" نیز در صفحات کیهان در حال ظهور است. تلویحی به ظریف اتهام زده شده قصد دارد درباره توان دفاعی و موشکی و نقش ایران در منطقه گفتگو کند. البته نقل تکههایی از این نوشتهها روح آنها را به طور کامل منتقل نمیکند و برای درک بازی پشت نقاب آنها، باید کامل خوانده شوند، ولی به هر حال از ورای خلاصه آنها میتوان آینده را به وضوح دید: احتمال اینکه مذاکراتی با اروپا درباره توان موشکی شروع شود وجود دارد؛ احتمال اینکه ایران از سوریه و یمن عقب بنشیند زیاد است؛ و احتمال اینکه حکومت مسئولیت این تحولات تازه را هم را به عهده نگیرد قطعی است! هر وقت میخواهیم کاری را انجام دهیم که قبلا با آن مخالف بودهایم به کسی که مامورش میکنیم "کار نجس و کثیف" را انجام دهد اتهام انجامش را میزنیم و او را حذر میدهیم. وضع بسیار شرمآوری است برای یک حکومت مدعی شجاعت اخلاقی.
راستش را بخواهید، سرعت عمل دولت ایران برای شروع مذاکرات "گرفتن تضمین قطعی از طرفهای اروپایی" (که کسی نمیداند اسم رمز چیست) بسیار زیاد بوده است. چرا؟ میخواهیم زودتر به راه خروج از وضعیت اچمز برسیم؟خطر را رفع کنیم یا به استقبال آن برویم؟ معنی این عبارت چیست که "دولت و ظریف بدانند ملت ایران و رهبر معظم انقلاب هیچ اجازهای به آنها برای مذاکره درباره قدرت دفاعی و موشکی و نقش ایران در منطقه در این مذاکرات چند هفتهای و عقبنشینی از خطوط قرمز نظام ندادهاند". او چه کسی است که میداند به ظریف چه داده و چه ندادهاند؟
البته میتوان به ذهن شک کرد که برای آرزوهای خود اشاره و نشانه در رفتار حکومت جستجو میکند، ولی امور محتوم و مترصد رخ دادن، آرزو نیستند. امر مقدرند که کسانی آرزوی منتفی شدن وقوع انها را دارند و زحمت چرخ گردون میدارند. ما قبلا هم از این حق مسلمها داشتهایم که به دلایلی روشن در پستوی کاخ مسقط به معامله بده بستان و در شرابخانه کوبورگ به مذاکره بیع و شری گذاشته شدهاند. به سوخت و سوز آن کار نداریم، موضوع ما دیر و زود آن است.
🆔 @jameeno
🔹ماموریت ظریف
▫️شورای سردبیری: دیروز موجی از خشم نسبت به بیانیه درخواست عذرخواهی رئیسجمهوری از مردم و نظام به راه افتاد که فقط همین یک بیانیه را میدید و به تحرکات موازی آن توجه نمیکرد. در حال حاضر، تدارک دیگری نیز فراتر از اتهام خطای نیازمند به عذرخواهی وجود دارد: اتهام عمل خودسرانه و "تامینکننده منافع جناحی و جریانی" و "معامله مجدد در ازای حمایت غرب از جریان سیاسی خاص" نیز در صفحات کیهان در حال ظهور است. تلویحی به ظریف اتهام زده شده قصد دارد درباره توان دفاعی و موشکی و نقش ایران در منطقه گفتگو کند. البته نقل تکههایی از این نوشتهها روح آنها را به طور کامل منتقل نمیکند و برای درک بازی پشت نقاب آنها، باید کامل خوانده شوند، ولی به هر حال از ورای خلاصه آنها میتوان آینده را به وضوح دید: احتمال اینکه مذاکراتی با اروپا درباره توان موشکی شروع شود وجود دارد؛ احتمال اینکه ایران از سوریه و یمن عقب بنشیند زیاد است؛ و احتمال اینکه حکومت مسئولیت این تحولات تازه را هم را به عهده نگیرد قطعی است! هر وقت میخواهیم کاری را انجام دهیم که قبلا با آن مخالف بودهایم به کسی که مامورش میکنیم "کار نجس و کثیف" را انجام دهد اتهام انجامش را میزنیم و او را حذر میدهیم. وضع بسیار شرمآوری است برای یک حکومت مدعی شجاعت اخلاقی.
راستش را بخواهید، سرعت عمل دولت ایران برای شروع مذاکرات "گرفتن تضمین قطعی از طرفهای اروپایی" (که کسی نمیداند اسم رمز چیست) بسیار زیاد بوده است. چرا؟ میخواهیم زودتر به راه خروج از وضعیت اچمز برسیم؟خطر را رفع کنیم یا به استقبال آن برویم؟ معنی این عبارت چیست که "دولت و ظریف بدانند ملت ایران و رهبر معظم انقلاب هیچ اجازهای به آنها برای مذاکره درباره قدرت دفاعی و موشکی و نقش ایران در منطقه در این مذاکرات چند هفتهای و عقبنشینی از خطوط قرمز نظام ندادهاند". او چه کسی است که میداند به ظریف چه داده و چه ندادهاند؟
البته میتوان به ذهن شک کرد که برای آرزوهای خود اشاره و نشانه در رفتار حکومت جستجو میکند، ولی امور محتوم و مترصد رخ دادن، آرزو نیستند. امر مقدرند که کسانی آرزوی منتفی شدن وقوع انها را دارند و زحمت چرخ گردون میدارند. ما قبلا هم از این حق مسلمها داشتهایم که به دلایلی روشن در پستوی کاخ مسقط به معامله بده بستان و در شرابخانه کوبورگ به مذاکره بیع و شری گذاشته شدهاند. به سوخت و سوز آن کار نداریم، موضوع ما دیر و زود آن است.
🆔 @jameeno
#فوری_روسیه
🔹با دستور دولت روسیه به دادگاه فیلترینگ تلگرام ادامه دارد
▫️جامعه نو: تصمیم دادگاه تاگانسکی مسکو برای بررسی مجدد فیتلر تلگرام تحت فشارهای امنیتی و دولتی روسیه قرار گرفته است.
براساس اعلام سایت رسمی دادگاه تاگانسکی مسکو، «امروز ۱۵ می، دادگاه با توجه به دستور مقامات امنیت و دولتی به این نتیجه رسیده است که تلگرام همچنان فیلتر باشد.»
دادگاه یک ماه برای اعتراض به این حکم در نظر گرفته است.
🆔 @jameeno
🔹با دستور دولت روسیه به دادگاه فیلترینگ تلگرام ادامه دارد
▫️جامعه نو: تصمیم دادگاه تاگانسکی مسکو برای بررسی مجدد فیتلر تلگرام تحت فشارهای امنیتی و دولتی روسیه قرار گرفته است.
براساس اعلام سایت رسمی دادگاه تاگانسکی مسکو، «امروز ۱۵ می، دادگاه با توجه به دستور مقامات امنیت و دولتی به این نتیجه رسیده است که تلگرام همچنان فیلتر باشد.»
دادگاه یک ماه برای اعتراض به این حکم در نظر گرفته است.
🆔 @jameeno
🔹 فیلترینگ؛ آن خشت که معمار کج نهاد
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: پس از فیلترینگ تلگرام، رواج فیلترشکنها رشد بیسابقهای یافت. با محبوبیت تلگرام این موضوع دور از ذهن نبود. حال به همان اندازه که تلگرام در بین مردم ایران کاربرد داشت، فیلترشکنها هم رواج یافتهاند؛ بلکه چندین برابر بیشتر. از آنجا که فیلترشکنها با اختلال روبرو هستند، به ازای هر اپ تلگرام، چندین فیلترشکن روی گوشیها نصب شده است. مخالفان گردش اطلاعت با فیلتر کردن تلگرام، تسلسلی از اشتباهات را بوجود آوردهاند. ابتدا تلگرام مساله بود، اکنون به فیلترشکنها و کیفیت اینترنت هم تسری پیدا کرده است.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/zanganeh-05-15
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: پس از فیلترینگ تلگرام، رواج فیلترشکنها رشد بیسابقهای یافت. با محبوبیت تلگرام این موضوع دور از ذهن نبود. حال به همان اندازه که تلگرام در بین مردم ایران کاربرد داشت، فیلترشکنها هم رواج یافتهاند؛ بلکه چندین برابر بیشتر. از آنجا که فیلترشکنها با اختلال روبرو هستند، به ازای هر اپ تلگرام، چندین فیلترشکن روی گوشیها نصب شده است. مخالفان گردش اطلاعت با فیلتر کردن تلگرام، تسلسلی از اشتباهات را بوجود آوردهاند. ابتدا تلگرام مساله بود، اکنون به فیلترشکنها و کیفیت اینترنت هم تسری پیدا کرده است.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/zanganeh-05-15
Telegraph
وزیر ارتباطات: فضای مجازی کشور از چاله فرضی یک پیامرسان به چاه واقعی فیلترشکنها و باجافزارها افتاد
پس از فیلترینگ تلگرام، رواج فیلترشکنها رشد بیسابقهای یافت. با محبوبیت تلگرام این موضوع دور از ذهن نبود. حال به همان اندازه که تلگرام در بین مردم ایران کاربرد داشت، فیلترشکنها هم رواج یافتهاند؛ بلکه چندین برابر بیشتر. از آنجا که فیلترشکنها با اختلال…
#الف
🔸 قمار امنیت ملی
▫️شورای سردبیری: به گروگان رفتن اقتصادها در برابر یک سیاست خارجی نامناسب و غیرمسئول، پدیده نادری نیست. ستاره های زیادی هم دارد: صدام، قذافی، خانواده کیم و ... مفهوم ساده آن ترجیح پیگیری اهدافی پرهزینه در عرصه سیاست خارجی است که برای نیل به آنها از قربانی کردن منافع اقتصادی ملی ابایی نمیشود. بهترین نمونه آن را میتوان در کشور ما مشاهده کرد: خیلی سال پیش، مجلس ایران قانون تصویب کرد با این مضمون که سالی سه میلیون تن نفت خام به سوریه داده شود. حدود یک دهه پیش، دولت شرکت صنعتی ایرانخودرو را مجبور کرد کارخانهای در ونزوئلا تاسیس کند که هدفی جز خوشامد چاوز و جلب دوستی او نداشت. داستان پرداخت حقوق ماهانه تشکیلات حزبالله به نقل از حسن نصرالله هم که در حد کفر ابلیس مشهور شده است...نمونهها بسیارند. در همه آنها، ابتدا مالی را به گرو میگذارند؛ مثل عهدی به حجم سه میلیون تن نفت. در مرحله بعد تکهای از اقتصاد را قربانی میکنند؛ مثل یک کارخانه خودروسازی. در نهایت، شیره اقتصاد را نقد و نذر میکنند؛ مثل پول آب و نان حزبالله....اقتصاد، فدای سیاست خارجی.
اما وضعیتهای بدتری هم وجود دارند: هنگامی که نه روی نابود کردن اقتصاد و ثروت در مسیرهای غلط سیاست خارجی، بلکه روی سرنوشت کشور قمار میشود. این وضعیتی بسیار وخیمتر از بذل و بخشش و به باد دادن داراییهای کشور است. برخی تحرکات قمارهای واقعی روی همه چیز محسوب میشوند. شرطبندی فرقهای در یمن، مداخله در دستهکشیهای مذهبی عراق، و امثال آنها علاوه بر زیانهای هنگفت اقتصادی، مستلزم پذیرش خطراتی دارای ابعاد استراتژیک است. وقتی به خاطر نفعی اندک، مثلا برخورداری از حمایت همسایهای در یک دعوای بیمورد بینالمللی مجبور میشوید در کشمکشهای منطقهای در یک طرف قراربگیرید، روی تداوم حمایت گندهلاتهایی مثل پوتین شرط بندی کرده اید. شرطبندی و قمار هم معمولا مستلزم پذیرش باختهای بزرگ هستند. قمار سوریه از همین سنخ خطرات بود. ابتدای آن طعم خوش بردن در سر میز قمار داشت و مشارکت در برسر کار نگه داشتن خانواده اسد زیر زبان سیاستمداراران ما طعم شیرین آورد. اما توجیه در رفته، اسم آدمی که در سوریه سلطنت میکند در سرنوشت و جایگاه کشور ما تاثیری ندارد و شرکت در بازیهایی که قدرتهای بزرگ آنها را کارگردانی میکنند خوش عاقبت نیست. وسوسه ترک نکردن میز افلاس نیمهشب به دنبال دارد و روبرو شدن با عواقب نامناسب با توانایی ملی.
اصرار بازیگرانی مثل اسرائیل برای مهم جلوه دادن خطر ایران و تلاش بیشتر اعراب برای آنکه اختلافاتشان با ایران نه حل، که به رویارویی ختم شود، نقشه برای نگه داشتن ما بر سر همین میز است. سیاست خارجی ایران امروز باید برخاستن سریع از سر این میز، ترک قمار در سیاست خارجی، و بردن ان به خدمت باز سازی اقتصادی باشد. باید از تیترهای صفحه اول روزنامههای جهان حذف شویم، ملتها، مذاهب و ادیان، فرقهها و گروه های سیاسی دنیا را به حال خودشان بگذاریم، سیاست خارجی را وسیله کسب سود اقتصادی و سود اقتصادی را تضمین امنیت ملی قرار دهیم، و ...روی امنیت ملی شرط نبندیم.
🆔 @jameeno
🔸 قمار امنیت ملی
▫️شورای سردبیری: به گروگان رفتن اقتصادها در برابر یک سیاست خارجی نامناسب و غیرمسئول، پدیده نادری نیست. ستاره های زیادی هم دارد: صدام، قذافی، خانواده کیم و ... مفهوم ساده آن ترجیح پیگیری اهدافی پرهزینه در عرصه سیاست خارجی است که برای نیل به آنها از قربانی کردن منافع اقتصادی ملی ابایی نمیشود. بهترین نمونه آن را میتوان در کشور ما مشاهده کرد: خیلی سال پیش، مجلس ایران قانون تصویب کرد با این مضمون که سالی سه میلیون تن نفت خام به سوریه داده شود. حدود یک دهه پیش، دولت شرکت صنعتی ایرانخودرو را مجبور کرد کارخانهای در ونزوئلا تاسیس کند که هدفی جز خوشامد چاوز و جلب دوستی او نداشت. داستان پرداخت حقوق ماهانه تشکیلات حزبالله به نقل از حسن نصرالله هم که در حد کفر ابلیس مشهور شده است...نمونهها بسیارند. در همه آنها، ابتدا مالی را به گرو میگذارند؛ مثل عهدی به حجم سه میلیون تن نفت. در مرحله بعد تکهای از اقتصاد را قربانی میکنند؛ مثل یک کارخانه خودروسازی. در نهایت، شیره اقتصاد را نقد و نذر میکنند؛ مثل پول آب و نان حزبالله....اقتصاد، فدای سیاست خارجی.
اما وضعیتهای بدتری هم وجود دارند: هنگامی که نه روی نابود کردن اقتصاد و ثروت در مسیرهای غلط سیاست خارجی، بلکه روی سرنوشت کشور قمار میشود. این وضعیتی بسیار وخیمتر از بذل و بخشش و به باد دادن داراییهای کشور است. برخی تحرکات قمارهای واقعی روی همه چیز محسوب میشوند. شرطبندی فرقهای در یمن، مداخله در دستهکشیهای مذهبی عراق، و امثال آنها علاوه بر زیانهای هنگفت اقتصادی، مستلزم پذیرش خطراتی دارای ابعاد استراتژیک است. وقتی به خاطر نفعی اندک، مثلا برخورداری از حمایت همسایهای در یک دعوای بیمورد بینالمللی مجبور میشوید در کشمکشهای منطقهای در یک طرف قراربگیرید، روی تداوم حمایت گندهلاتهایی مثل پوتین شرط بندی کرده اید. شرطبندی و قمار هم معمولا مستلزم پذیرش باختهای بزرگ هستند. قمار سوریه از همین سنخ خطرات بود. ابتدای آن طعم خوش بردن در سر میز قمار داشت و مشارکت در برسر کار نگه داشتن خانواده اسد زیر زبان سیاستمداراران ما طعم شیرین آورد. اما توجیه در رفته، اسم آدمی که در سوریه سلطنت میکند در سرنوشت و جایگاه کشور ما تاثیری ندارد و شرکت در بازیهایی که قدرتهای بزرگ آنها را کارگردانی میکنند خوش عاقبت نیست. وسوسه ترک نکردن میز افلاس نیمهشب به دنبال دارد و روبرو شدن با عواقب نامناسب با توانایی ملی.
اصرار بازیگرانی مثل اسرائیل برای مهم جلوه دادن خطر ایران و تلاش بیشتر اعراب برای آنکه اختلافاتشان با ایران نه حل، که به رویارویی ختم شود، نقشه برای نگه داشتن ما بر سر همین میز است. سیاست خارجی ایران امروز باید برخاستن سریع از سر این میز، ترک قمار در سیاست خارجی، و بردن ان به خدمت باز سازی اقتصادی باشد. باید از تیترهای صفحه اول روزنامههای جهان حذف شویم، ملتها، مذاهب و ادیان، فرقهها و گروه های سیاسی دنیا را به حال خودشان بگذاریم، سیاست خارجی را وسیله کسب سود اقتصادی و سود اقتصادی را تضمین امنیت ملی قرار دهیم، و ...روی امنیت ملی شرط نبندیم.
🆔 @jameeno
#یادداشتمنتخب
🔺«روحانیت و دولت مدرن در ایران»؛ آیا میشود؟
🔸دولت مدرن، پدیدهای است که بنیانهای آن، در غرب ساخته و پرداخته شده و بهنظر میرسد از همین روست که روحانیت موجود در ایران امروزین، نمیخواهد و یا نمیتواند بهصورت دقیقی نسبت خود را با آن مشخص کند.
🔹 روحانیت دارای صدای مسلطِ بعد از انقلاب اسلامی، با به دست گرفتن قدرت سیاسی، برای اثبات خود اولاً و مکرراً در پی نفی و انکار غرب و فرآوردههای آن بوده و هست؛ ثانیاً با اینکه برخی از مفاهیم و آموزههای غربی، مانند دموکراسی و جمهوریت را در عرصهی سیاسی و اجتماعی ایران پذیرفت و به اجرای برخی از نمودهای عینی آن ـ مانند انتخابات ـ پرداخت، ولی با توجه به غربیبودن این مفاهیم، قید و بندهایی به مفهوم دولت مدرن افزود که ذاتیِ آن نبود.
🔹 نتیجهی ۲ عمل فوق، استحاله در ماهیت لوازم دولت مدرن بود؛ چراکه پردههایی از جنس ایدئولوژی، به روی این گذارهها کشیده شد. البته مشهود است که در سالهای اخیر، جامعهی امروزین ایران، در تلاش است با کنار زدن این پردهها، نمای اصلیای که از این مفاهیم در ذهن خود ساخته را ببیند.
🔹 روحانیت بعد از انقلاب اسلامی با تکیه بر آموزههای شریعت بیشترین سهم را از اقتدار و قدرت سیاسی و حکومتی گرفت و برای رسیدن به هدف غیریتسازی با غرب، گاه برخی دستآوردهای بشری در حوزههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی را نادیده گرفت و گاه نیز آنها را تفسیر به رأی نمود.
🔹 نتیجه آن شد که برخی نهادهای حوزوی بودجههای بسیاری از دولت منتخب مردم میگیرند؛ اما در نهایت، رأی مردم ـ که یکی از مهمترین پایههای ساخت یک دولت مدرن است ـ را بیارزش میدانند و حتی مرزهای حوزهی خصوصی و عمومی را تضعیف میکنند.
🔹 ضروری است که روحانیت برای تحقق دولت مدرن در ایران، دست از انکار محض غرب و محصولات آن و در یک کلام غیریتسازی مطلق با غرب بردارد. در این راستا میتوان به برخی مفاهیم و آموزههای دینی که منافاتی با مشارکت واقعی مردم و به رسمیتشناختهشدن حقوق ایشان در عرصهی اجتماع و نیز حوزهی خصوصی ندارند ـ و چهبسا آنها را تأیید میکنند ـ تمسک جست.
🆔 @jameeno
متن کامل یاداشت 👇👇👇
http://mobahesat.ir/16211
🔻🔻🔻
🔺«روحانیت و دولت مدرن در ایران»؛ آیا میشود؟
🔸دولت مدرن، پدیدهای است که بنیانهای آن، در غرب ساخته و پرداخته شده و بهنظر میرسد از همین روست که روحانیت موجود در ایران امروزین، نمیخواهد و یا نمیتواند بهصورت دقیقی نسبت خود را با آن مشخص کند.
🔹 روحانیت دارای صدای مسلطِ بعد از انقلاب اسلامی، با به دست گرفتن قدرت سیاسی، برای اثبات خود اولاً و مکرراً در پی نفی و انکار غرب و فرآوردههای آن بوده و هست؛ ثانیاً با اینکه برخی از مفاهیم و آموزههای غربی، مانند دموکراسی و جمهوریت را در عرصهی سیاسی و اجتماعی ایران پذیرفت و به اجرای برخی از نمودهای عینی آن ـ مانند انتخابات ـ پرداخت، ولی با توجه به غربیبودن این مفاهیم، قید و بندهایی به مفهوم دولت مدرن افزود که ذاتیِ آن نبود.
🔹 نتیجهی ۲ عمل فوق، استحاله در ماهیت لوازم دولت مدرن بود؛ چراکه پردههایی از جنس ایدئولوژی، به روی این گذارهها کشیده شد. البته مشهود است که در سالهای اخیر، جامعهی امروزین ایران، در تلاش است با کنار زدن این پردهها، نمای اصلیای که از این مفاهیم در ذهن خود ساخته را ببیند.
🔹 روحانیت بعد از انقلاب اسلامی با تکیه بر آموزههای شریعت بیشترین سهم را از اقتدار و قدرت سیاسی و حکومتی گرفت و برای رسیدن به هدف غیریتسازی با غرب، گاه برخی دستآوردهای بشری در حوزههای فرهنگی، سیاسی، اجتماعی و حتی اقتصادی را نادیده گرفت و گاه نیز آنها را تفسیر به رأی نمود.
🔹 نتیجه آن شد که برخی نهادهای حوزوی بودجههای بسیاری از دولت منتخب مردم میگیرند؛ اما در نهایت، رأی مردم ـ که یکی از مهمترین پایههای ساخت یک دولت مدرن است ـ را بیارزش میدانند و حتی مرزهای حوزهی خصوصی و عمومی را تضعیف میکنند.
🔹 ضروری است که روحانیت برای تحقق دولت مدرن در ایران، دست از انکار محض غرب و محصولات آن و در یک کلام غیریتسازی مطلق با غرب بردارد. در این راستا میتوان به برخی مفاهیم و آموزههای دینی که منافاتی با مشارکت واقعی مردم و به رسمیتشناختهشدن حقوق ایشان در عرصهی اجتماع و نیز حوزهی خصوصی ندارند ـ و چهبسا آنها را تأیید میکنند ـ تمسک جست.
🆔 @jameeno
متن کامل یاداشت 👇👇👇
http://mobahesat.ir/16211
🔻🔻🔻
مباحثات
«روحانیت و دولت مدرن در ایران»؛ آیا میشود؟ « مباحثات
روحانیت دارای صدای مسلطِ بعد از انقلاب اسلامی، با به دست گرفتن قدرت سیاسی، برای اثبات خود اولاً و مکرراً در پی نفی و انکار غرب و فرآوردههای آن بوده و هست؛ ثانیاً با اینکه برخی از مفاهیم و آموزههای غربی، مانند دموکراسی و جمهوریت را در عرصهی سیاسی و اجتماعی…
🔺اتحادیه اروپا: یورو جایگزین دلار در پرداخت پول نفت ایران خواهد شد
▫️جامعه نو: با توجه به اظهارات یک منبع آگاه دیپلماتیک به خبرگزاری اسپوتنیک، اتحادیه اروپا در پاسخ به خروج آمریکا از برجام در حال برنامه ریزی جایگزینی یورو به جای دلار در پرداخت پول نفت ایران است.
موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در این خصوص گفت: پس از دیدار وزاری خارجه اروپا و ایران در روز سه شنبه در بروکسل این تصمیم گرفته شد. ضمن اینکه اروپا در حال گسترش روابط اقتصادی خود با ایران در بخش تامین نفت و گاز است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: با توجه به اظهارات یک منبع آگاه دیپلماتیک به خبرگزاری اسپوتنیک، اتحادیه اروپا در پاسخ به خروج آمریکا از برجام در حال برنامه ریزی جایگزینی یورو به جای دلار در پرداخت پول نفت ایران است.
موگرینی، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا در این خصوص گفت: پس از دیدار وزاری خارجه اروپا و ایران در روز سه شنبه در بروکسل این تصمیم گرفته شد. ضمن اینکه اروپا در حال گسترش روابط اقتصادی خود با ایران در بخش تامین نفت و گاز است.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔹 چرا مردم از تلگرام دل نمیکنند؟
🔺حساب کاربری به مثابه دارایی
▫️ بهزاد کریمزاد شریفی: دلایل زیادی می توان برشمرد که چرا کاربران به هر لطایف الحیلی سعی در تداوم حضور در تلگرام دارند و این اقبال با چه انتظاری پدید آمده است؟
تاکنون بر روی یکی از وجوه «امنیت» بیشتر تاکید شده است: «محرمانگی» بدین معنی که اطلاعات کاربران محرمانه بماند و به هر دلیلی فاش نشود و مورد سوء استفاده قرار نگیرد. بدیهی است وقتی بستری رایگان برای انجام کاری فراهم می شود صاحب آن بستر می تواند از قِبَل امکانی که فراهم آورده، به شیوه های مختلفی بهره مند شود چرا که ارزش مورد علاقه کاربران را ایجاد کرده به آنها این امکان را می دهد که بخشی از کارهایی را که با صرف هزینه انجام می دادند مجانی به انجام برسانند. انتفاع یا بهره مندی از اطلاعات کاربران می تواند انحای مختلفی داشته باشد. تصور غالب این است که خارجی ها بیشتر از مجموع اطلاعات، داده کاوی و تحلیل برای کارها و اهداف کلان ترشان استفاده می کنند و در مقابل متولیان داخلی نسبت به دسترسی به جزئیات زندگی و پیام ها و ارتباطات ممکن است بیشتر علاقه نشان دهند. که این می تواند به مقاومت در پیوستن به پیام رسان های داخلی منجر شود.
اما وجه دیگر «امنیت» داده ها کمتر مورد توجه بوده است و آن «حفظ و نگهداری» اطلاعات به معنی انبارش با قابلیت رجوع است. هر حساب کاربری که باز می شود اگرچه در ابتدا واسطه ای برای ارتباط است اما در گذر زمان با افزایش ارتباطات ثبت شده به مخزنی تبدیل می شود که تاریخچه ای در خود دارد. هر قدر عمر این حساب بیشتر بوده و گستره وسیعی از ارتباطات را در خود نگهداشته و علاوه بر آن قابلیت جستجو در محتویات آن بیشتر باشد ارزش آن بیشتر بوده و دل کندن از آن سخت تر می شود. قطع دسترسی به حساب کاربری درست مثل این است که حساب پس انداز کسی بلوکه شود و دیگر نتواند به محتویات آن دسترسی داشته باشد.
تلگرام با توجه به اینکه با محوریت کاربران ایرانی ارتقا پیدا کرد و نیازها، سلیقه ها و تقاضاهای ایرانی را رفته رفته بیشتر مورد توجه قرار داد در این سالها توانست هم در ارتباطات شخصی و خانوادگی و هم ارتباطات کاری بیشترین اقبال را داشته باشد و به تبع آن پیش و بیش از آنکه میزبان خارجی یا حاکمیت داخلی بخواهد از آنها بهره مند شود حسابهای کاربری تلگرام هر شخص به حساب بانکی ارزشمندی برای «خود» کاربران تبدیل شده است که دقیقا مثل حساب بانکی واقعی، گذشتن از آن دشوار و قطع دسترسی از این منظر به نظر غیر اخلاقی است.
حفظ اطلاعات در شبکه های اجتماعی به اندازه ای مهم است که وقتی یکی از اولین شبکه های اجتماعی یعنی اورکات بنا به مصلحت مالک آن تصمیم به توقف فعالیت گرفت، ضمن اینکه فرصتی برای انتقال داده ها به کاربران داد، امکان گرفتن نسخه پشتیبان از تاریخچه ارتباطات و اطلاعات در این شبکه را هم فراهم کرد. اتفاق مشابهی برای یاهو 360 درجه هم افتاد. یا اینکه فیسبوک به واسطه ارزشی که برای حسابهای کاربری قائل است قوانینی را برای انتقال حسابهای کاربری به وراث در صورت فوت صاحب حساب وضع کرده است.
بنابراین صرف اینکه به تلگرام به عنوان یک پیام رسان نگاه کرده و از مردم انتظار انتخاب گزینه دیگری را برای «رساندن پیام» داشت، باید برای تداوم دسترسی کاربران ایرانی به انبوه «دارایی» اطلاعاتی آنها در «حسابهای کاربری» شان اندیشید. و به آنها برای دل نکندن از «اموال» شان حق داد.
🆔 @jameeno
🔹 چرا مردم از تلگرام دل نمیکنند؟
🔺حساب کاربری به مثابه دارایی
▫️ بهزاد کریمزاد شریفی: دلایل زیادی می توان برشمرد که چرا کاربران به هر لطایف الحیلی سعی در تداوم حضور در تلگرام دارند و این اقبال با چه انتظاری پدید آمده است؟
تاکنون بر روی یکی از وجوه «امنیت» بیشتر تاکید شده است: «محرمانگی» بدین معنی که اطلاعات کاربران محرمانه بماند و به هر دلیلی فاش نشود و مورد سوء استفاده قرار نگیرد. بدیهی است وقتی بستری رایگان برای انجام کاری فراهم می شود صاحب آن بستر می تواند از قِبَل امکانی که فراهم آورده، به شیوه های مختلفی بهره مند شود چرا که ارزش مورد علاقه کاربران را ایجاد کرده به آنها این امکان را می دهد که بخشی از کارهایی را که با صرف هزینه انجام می دادند مجانی به انجام برسانند. انتفاع یا بهره مندی از اطلاعات کاربران می تواند انحای مختلفی داشته باشد. تصور غالب این است که خارجی ها بیشتر از مجموع اطلاعات، داده کاوی و تحلیل برای کارها و اهداف کلان ترشان استفاده می کنند و در مقابل متولیان داخلی نسبت به دسترسی به جزئیات زندگی و پیام ها و ارتباطات ممکن است بیشتر علاقه نشان دهند. که این می تواند به مقاومت در پیوستن به پیام رسان های داخلی منجر شود.
اما وجه دیگر «امنیت» داده ها کمتر مورد توجه بوده است و آن «حفظ و نگهداری» اطلاعات به معنی انبارش با قابلیت رجوع است. هر حساب کاربری که باز می شود اگرچه در ابتدا واسطه ای برای ارتباط است اما در گذر زمان با افزایش ارتباطات ثبت شده به مخزنی تبدیل می شود که تاریخچه ای در خود دارد. هر قدر عمر این حساب بیشتر بوده و گستره وسیعی از ارتباطات را در خود نگهداشته و علاوه بر آن قابلیت جستجو در محتویات آن بیشتر باشد ارزش آن بیشتر بوده و دل کندن از آن سخت تر می شود. قطع دسترسی به حساب کاربری درست مثل این است که حساب پس انداز کسی بلوکه شود و دیگر نتواند به محتویات آن دسترسی داشته باشد.
تلگرام با توجه به اینکه با محوریت کاربران ایرانی ارتقا پیدا کرد و نیازها، سلیقه ها و تقاضاهای ایرانی را رفته رفته بیشتر مورد توجه قرار داد در این سالها توانست هم در ارتباطات شخصی و خانوادگی و هم ارتباطات کاری بیشترین اقبال را داشته باشد و به تبع آن پیش و بیش از آنکه میزبان خارجی یا حاکمیت داخلی بخواهد از آنها بهره مند شود حسابهای کاربری تلگرام هر شخص به حساب بانکی ارزشمندی برای «خود» کاربران تبدیل شده است که دقیقا مثل حساب بانکی واقعی، گذشتن از آن دشوار و قطع دسترسی از این منظر به نظر غیر اخلاقی است.
حفظ اطلاعات در شبکه های اجتماعی به اندازه ای مهم است که وقتی یکی از اولین شبکه های اجتماعی یعنی اورکات بنا به مصلحت مالک آن تصمیم به توقف فعالیت گرفت، ضمن اینکه فرصتی برای انتقال داده ها به کاربران داد، امکان گرفتن نسخه پشتیبان از تاریخچه ارتباطات و اطلاعات در این شبکه را هم فراهم کرد. اتفاق مشابهی برای یاهو 360 درجه هم افتاد. یا اینکه فیسبوک به واسطه ارزشی که برای حسابهای کاربری قائل است قوانینی را برای انتقال حسابهای کاربری به وراث در صورت فوت صاحب حساب وضع کرده است.
بنابراین صرف اینکه به تلگرام به عنوان یک پیام رسان نگاه کرده و از مردم انتظار انتخاب گزینه دیگری را برای «رساندن پیام» داشت، باید برای تداوم دسترسی کاربران ایرانی به انبوه «دارایی» اطلاعاتی آنها در «حسابهای کاربری» شان اندیشید. و به آنها برای دل نکندن از «اموال» شان حق داد.
🆔 @jameeno
🔹همسر محمد حبیبی در گفتگو با جامعه نو:
تنها اتهام حبیبی ، دفاع از حقوق معلمان و دانش آموزان است/ حبیبی به زندان "تهران بزرگ" منتقل شده است
▫️جامعه نو: «5 دقیقه... بعد از چند روز فقط 5 دقیقه اجازه دادن ببینمش. وضعیت بسیار ناخوشایندی داشت. با پای برهنه و همون لباسایی که تو روز بازداشت تنش بود و به خاطر ضرب و شتم پاره شده بود، آوردنش. پای راستش میلنگید وکبودی و خونمردگی روی پاش مشخص بود..» اینها روایت تکان دهنده خدیجه پاک ضمیر، همسر محمد حبیبی فعال صنفی معلمان پس از دیدار کوتاه 5 دقیقه ای با این معلم زندانی است. او به همراه 7 معلم دیگر روز بیستم اردیبهشت ماه و پس از برگزاری تجمع بزرگ صنفی معلمان در مقابل سازمان برنامه و بودجه با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت شد. چهار روز بعد 7 معلم بازداشتی به قید کفالت آزاد شدند اما محمد حبیبی همچنان در زندان به سر میبرد.
روایت همسر محمد حبیبی حاکی از آن است که شرایط او مناسب نیست. او در گفتگو با جامعه نو میگوید حبیبی را به زندان "تهران بزرگ" که شرایط مناسبی هم ندارد، منتقل کردهاند و حالا با صدور کیفرخواست پروندهاش را به دادگاه انقلاب فرستادهاند. این در حالیست که بازپرس ویژه این پرونده برای او قرار وثیقه 100 میلیونی صادر کرده بود ، اما به یکباره و پیش از تودیع وثیقه به دلایل مبهمی پرونده را به دادگاه ارجاع دادهاند. امری که به گفته وکیل محمد حبیبی، نامتعارف است و با حقوق زندانی ناسازگار است.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Habibi-05-17
تنها اتهام حبیبی ، دفاع از حقوق معلمان و دانش آموزان است/ حبیبی به زندان "تهران بزرگ" منتقل شده است
▫️جامعه نو: «5 دقیقه... بعد از چند روز فقط 5 دقیقه اجازه دادن ببینمش. وضعیت بسیار ناخوشایندی داشت. با پای برهنه و همون لباسایی که تو روز بازداشت تنش بود و به خاطر ضرب و شتم پاره شده بود، آوردنش. پای راستش میلنگید وکبودی و خونمردگی روی پاش مشخص بود..» اینها روایت تکان دهنده خدیجه پاک ضمیر، همسر محمد حبیبی فعال صنفی معلمان پس از دیدار کوتاه 5 دقیقه ای با این معلم زندانی است. او به همراه 7 معلم دیگر روز بیستم اردیبهشت ماه و پس از برگزاری تجمع بزرگ صنفی معلمان در مقابل سازمان برنامه و بودجه با ضرب و شتم نیروهای امنیتی بازداشت شد. چهار روز بعد 7 معلم بازداشتی به قید کفالت آزاد شدند اما محمد حبیبی همچنان در زندان به سر میبرد.
روایت همسر محمد حبیبی حاکی از آن است که شرایط او مناسب نیست. او در گفتگو با جامعه نو میگوید حبیبی را به زندان "تهران بزرگ" که شرایط مناسبی هم ندارد، منتقل کردهاند و حالا با صدور کیفرخواست پروندهاش را به دادگاه انقلاب فرستادهاند. این در حالیست که بازپرس ویژه این پرونده برای او قرار وثیقه 100 میلیونی صادر کرده بود ، اما به یکباره و پیش از تودیع وثیقه به دلایل مبهمی پرونده را به دادگاه ارجاع دادهاند. امری که به گفته وکیل محمد حبیبی، نامتعارف است و با حقوق زندانی ناسازگار است.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Habibi-05-17
Telegraph
تنها اتهام حبیبی ، دفاع از حقوق معلمان و دانش آموزان است/ حبیبی به زندان "تهران بزرگ" منتقل شده است
همسر محمد حبیبی در گفتگو با جامعه نو؛ جامعه نو: «5 دقیقه... بعد از چند روز فقط 5 دقیقه اجازه دادن ببینمش. وضعیت بسیار ناخوشایندی داشت. با پای برهنه و همون لباسایی که تو روز بازداشت تنش بود و به خاطر ضرب و شتم پاره شده بود، آوردنش. پای راستش میلنگید وکبودی…
🔻یک فعال صنفی معلمان در گفتگو با جامعه نو مطرح کرد:
🔹معلمانی که مورد خشونت قرار گرفتهاند، مدافع "آموزش بدون خشونت" بودند
▫️جامعه نو: ضرب و شتم و برخورد با معلمان در تجمع 20 اردیبهشت ماه ، در یک هفته گذشته واکنشهای زیادی را از سوی کانون ها و تشکلهای صنفی معلمان به دنبال داشته است. از انتشار بیانیه ها و یادداشتهایی در محکومیت برخورد با تجمع مسالمت آمیز صنفی معلمان تا رایزنی با مقامات برای پیگیری وضعیت محمد حبیبی که همچنان در بازداشت به سر میبرد. در همین رابطه جعفر ابراهیمی فعال صنفی و بازرس شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور با اشاره به اطلاعیه دوم کانون شورای هماهنگی تشکلهای صنفی تهران که در اعتراض به برخوردهای صورت گرفته در بیستم اردیبهشت ماه و تداوم بازداشت محمد حبیبی منتشر شد، میگوید: در این اطلاعیه به موارد مختلفی در ارتباط با برخوردهای صورت گرفته اشاره شده است. به همین دلیل مقرر شد برای پیگیری وضعیت معلمانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند ، تداوم بازداشت آقای حبیبی و همچنین مفقود شدن اموال معلمان دراین تجمع صنفی کمیته ی تحقیق و تفحصی با حضور نمایندگان معلمان و وکلای آنها تشکیل شود تا به این بازداشت های غیرقانونی و محدودیتهای به وجود آمده، رسیدگی شود.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-05-17
🔹معلمانی که مورد خشونت قرار گرفتهاند، مدافع "آموزش بدون خشونت" بودند
▫️جامعه نو: ضرب و شتم و برخورد با معلمان در تجمع 20 اردیبهشت ماه ، در یک هفته گذشته واکنشهای زیادی را از سوی کانون ها و تشکلهای صنفی معلمان به دنبال داشته است. از انتشار بیانیه ها و یادداشتهایی در محکومیت برخورد با تجمع مسالمت آمیز صنفی معلمان تا رایزنی با مقامات برای پیگیری وضعیت محمد حبیبی که همچنان در بازداشت به سر میبرد. در همین رابطه جعفر ابراهیمی فعال صنفی و بازرس شورای هماهنگی تشکل های صنفی معلمان سراسر کشور با اشاره به اطلاعیه دوم کانون شورای هماهنگی تشکلهای صنفی تهران که در اعتراض به برخوردهای صورت گرفته در بیستم اردیبهشت ماه و تداوم بازداشت محمد حبیبی منتشر شد، میگوید: در این اطلاعیه به موارد مختلفی در ارتباط با برخوردهای صورت گرفته اشاره شده است. به همین دلیل مقرر شد برای پیگیری وضعیت معلمانی که مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند ، تداوم بازداشت آقای حبیبی و همچنین مفقود شدن اموال معلمان دراین تجمع صنفی کمیته ی تحقیق و تفحصی با حضور نمایندگان معلمان و وکلای آنها تشکیل شود تا به این بازداشت های غیرقانونی و محدودیتهای به وجود آمده، رسیدگی شود.
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-05-17
Telegraph
فعالیت صنفی معلمان با این بازداشتها متوقف نمیشود
یک فعال صنفی معلمان در گفتگو با جامعه نو مطرح کرد؛ معلمانی که مورد خشونت قرار گرفتهاند، مدافع "آموزش بدون خشونت" بودند جامعه نو: ضرب و شتم و برخورد با معلمان در تجمع 20 اردیبهشت ماه ، در یک هفته گذشته واکنشهای زیادی را از سوی کانون ها و تشکلهای صنفی معلمان…
🔹طرح جلد نشریۀ #اکونومیست با عنوان: غزه؛ راه بهتری هم هست.
اکونومیست: در حالیکه خطۀ غزه به انزوا و استیصال کشیده می شود، تنها چارۀ مردم آن اعمال خشونت است.
🆔 @jameeno
اکونومیست: در حالیکه خطۀ غزه به انزوا و استیصال کشیده می شود، تنها چارۀ مردم آن اعمال خشونت است.
🆔 @jameeno
#رادیوجامعهنو
📻 قسمت دوم
▫️برای گوش دادن به دومین پادکست رادیو جامعه نو روی لینک زیر کلیک فرمایید.
https://shenoto.com/album/22135
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-05-12
📻 قسمت دوم
▫️برای گوش دادن به دومین پادکست رادیو جامعه نو روی لینک زیر کلیک فرمایید.
https://shenoto.com/album/22135
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/jameeno-05-12
Telegraph
رادیو جامعه نو
🔸برتراند راسلی که ما میشناسیم / خیامی که جهان میشناسد
🔻به مناسبت زادروز مشترک برتراند راسل و حکیم خیام
▫️مجتبی رحیمی / جامعه نو: امروز، ۱۸می٬ مصادف است با ۱۴۶امین سالروز تولد برتراند راسل، فیلسوف مشهور انگلیسی که به همراه فرگه، از بنیانگذاران منطق جدید به حساب میآیند. اما ما ایرانیان، راسل را به گونهای دیگر میشناسیم. راسل نزدیک به یک قرن زیست (بیشتر از شاگرد مشهورش ویتگنشتاین) و زندگی شخصی بسیار پرحاشیهای داشت. علاقه او به فلسفه و منطق هم پای علاقه او به سایر حوزههای فکری چون سیاست، اخلاق و دین بود. این وجه از چهره راسل برای ما بسیار آشناتر است. بیشتر ایرانیان علاقه مند به اندیشه، تفکر انتقادی در حوزه دین را با «چرا مسیحی نیستم» شناختهاند و تامل در باب بدیهیات اخلاق را با «زناشویی و اخلاق» آغاز کردهاند. راسل برای علاقهمندان به فلسفه «محض» (نامی که در دانشگاه برای آن گذاشتهاند) هم آشنا است. تاریخ فلسفه غرب او که سالها پیش توسط نجف دریابندری ترجمه شد، هنوز هم منبعی برای یادگیری سیر تاریخ فلسفه غرب برای دانشجویان است. برای کسانی چون من که در جو شدیدا مذهبی آموزش و پرورش در سالهای دهه ۸۰ شمسی زیستهاند، خواندن نقدهای سنگین راسل به عقاید مذهبی، بسیار حیرت انگیز بود. ما همچون نسل قبلی در هژمونی قدرت بیان و تفکر ایدئولوژیک مذهبی شریعتی مانده بودیم و کسانی چون راسل، «پتک» به دست به سراغ کلیشههایمان میآمدند و تفکر انتقادی را به بهترین شکل و در بالاترین سطح به ما میآموختند.
نکته جالب درباره راسل این است که او با آن چهره تیپیک (نشسته بر مبل و پیپ بزرگی در دست) پس از گذشت نزدیک به نیم قرن، همچنان در ایران محبوب است. هنوز میتوان جوانانی را دید که در شبکههای مجازی تصاویر مصاحبههای او را - که اغلب حول موضوع مذهب است - دست به دست میکنند.
گرچه راسل در عالم فلسفه به خاطر نظریاتش در باب منطق و فلسفه تحلیلی مشهور است، اما او برای ما استاد تفکر انتقادی است. در عالم تفکر عمومی در ایران هر گروه و فرقهای، بنابر احتیاجات یا ذوق فکری، متفکرانی را به جامعه معرفی میکند، اما راسل از این امر مستثنا است. کتابهای او در همه دورهها و توسط همه گروهها ترجمه شده است. در واقع، راسل با آن چهره نمادینش همه را راضی نگاه میدارد. از اخلاقگرایان سنتی تا چپگرایان، همه میتوانند آبشخوری از تفکر راسل داشته باشند.
زمانی میاندیشیدم که عدم شناخت ما از راسل فیلسوف و توجه کامل ما به آثار حوزه عمومیاش، اشتباهی است جبرانناپذیر؛ اما امروز باید این تفکر را کنار گذاشت و اعتراف کرد که راسل جدا از فلسفهاش برای ما ایرانیان شناخته شده است و شاید جوهره آن شناخت رویکرد نقادانه راسل به مذهب باشد...
🔹همچنین امروز مصادف است با ۹۷۰امین سالروز تولد حکیم خیام؛ ریاضیدان، منجم و شاعری که تبحرش در ریاضیات و نجوم را اگر جهانیان از یاد ببرند، شعر و حکمتت سراییده شدهاش را جهان، در پیشانی خاطرات خود از حفظ دارد. تقارن زمانی تولد این حکیم و آن فیلسوف، تداعیگر نقاط اتصالی است که از ذهن آن هر دو اندیشمند گذشته، و امروز از ذهن هواداران آن هر دو می گذرد. از خیام گفتن در این مقال کار عبثی است. بهتر آنکه خیام خود شارح حال خویش باشد:
آنانکه محیط فضل و آداب شدند/ در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند به روز/ گفتند فسانهای و در خواب شدند
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/kh-05-18
🔻به مناسبت زادروز مشترک برتراند راسل و حکیم خیام
▫️مجتبی رحیمی / جامعه نو: امروز، ۱۸می٬ مصادف است با ۱۴۶امین سالروز تولد برتراند راسل، فیلسوف مشهور انگلیسی که به همراه فرگه، از بنیانگذاران منطق جدید به حساب میآیند. اما ما ایرانیان، راسل را به گونهای دیگر میشناسیم. راسل نزدیک به یک قرن زیست (بیشتر از شاگرد مشهورش ویتگنشتاین) و زندگی شخصی بسیار پرحاشیهای داشت. علاقه او به فلسفه و منطق هم پای علاقه او به سایر حوزههای فکری چون سیاست، اخلاق و دین بود. این وجه از چهره راسل برای ما بسیار آشناتر است. بیشتر ایرانیان علاقه مند به اندیشه، تفکر انتقادی در حوزه دین را با «چرا مسیحی نیستم» شناختهاند و تامل در باب بدیهیات اخلاق را با «زناشویی و اخلاق» آغاز کردهاند. راسل برای علاقهمندان به فلسفه «محض» (نامی که در دانشگاه برای آن گذاشتهاند) هم آشنا است. تاریخ فلسفه غرب او که سالها پیش توسط نجف دریابندری ترجمه شد، هنوز هم منبعی برای یادگیری سیر تاریخ فلسفه غرب برای دانشجویان است. برای کسانی چون من که در جو شدیدا مذهبی آموزش و پرورش در سالهای دهه ۸۰ شمسی زیستهاند، خواندن نقدهای سنگین راسل به عقاید مذهبی، بسیار حیرت انگیز بود. ما همچون نسل قبلی در هژمونی قدرت بیان و تفکر ایدئولوژیک مذهبی شریعتی مانده بودیم و کسانی چون راسل، «پتک» به دست به سراغ کلیشههایمان میآمدند و تفکر انتقادی را به بهترین شکل و در بالاترین سطح به ما میآموختند.
نکته جالب درباره راسل این است که او با آن چهره تیپیک (نشسته بر مبل و پیپ بزرگی در دست) پس از گذشت نزدیک به نیم قرن، همچنان در ایران محبوب است. هنوز میتوان جوانانی را دید که در شبکههای مجازی تصاویر مصاحبههای او را - که اغلب حول موضوع مذهب است - دست به دست میکنند.
گرچه راسل در عالم فلسفه به خاطر نظریاتش در باب منطق و فلسفه تحلیلی مشهور است، اما او برای ما استاد تفکر انتقادی است. در عالم تفکر عمومی در ایران هر گروه و فرقهای، بنابر احتیاجات یا ذوق فکری، متفکرانی را به جامعه معرفی میکند، اما راسل از این امر مستثنا است. کتابهای او در همه دورهها و توسط همه گروهها ترجمه شده است. در واقع، راسل با آن چهره نمادینش همه را راضی نگاه میدارد. از اخلاقگرایان سنتی تا چپگرایان، همه میتوانند آبشخوری از تفکر راسل داشته باشند.
زمانی میاندیشیدم که عدم شناخت ما از راسل فیلسوف و توجه کامل ما به آثار حوزه عمومیاش، اشتباهی است جبرانناپذیر؛ اما امروز باید این تفکر را کنار گذاشت و اعتراف کرد که راسل جدا از فلسفهاش برای ما ایرانیان شناخته شده است و شاید جوهره آن شناخت رویکرد نقادانه راسل به مذهب باشد...
🔹همچنین امروز مصادف است با ۹۷۰امین سالروز تولد حکیم خیام؛ ریاضیدان، منجم و شاعری که تبحرش در ریاضیات و نجوم را اگر جهانیان از یاد ببرند، شعر و حکمتت سراییده شدهاش را جهان، در پیشانی خاطرات خود از حفظ دارد. تقارن زمانی تولد این حکیم و آن فیلسوف، تداعیگر نقاط اتصالی است که از ذهن آن هر دو اندیشمند گذشته، و امروز از ذهن هواداران آن هر دو می گذرد. از خیام گفتن در این مقال کار عبثی است. بهتر آنکه خیام خود شارح حال خویش باشد:
آنانکه محیط فضل و آداب شدند/ در جمع کمال شمع اصحاب شدند
ره زین شب تاریک نبردند به روز/ گفتند فسانهای و در خواب شدند
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/kh-05-18
Telegraph
Russell&Khayyam
#الف
📎 سرمقاله حاضر دو روز قبل تحریر شده و واجد اشاراتی به رویدادهای سهشنبه و چهارشنبه تحت عناوین امروز و دیروز است.
🔹دستمال دوم
▫️شورای سردبیری: دیروز سیل به راه افتاده در خانه مقصران کشاندن کشور به وضع اسفناک لگد خوردن از ترامپ و دست بردن به دامن اروپا به ارتفاع بالاتری رسید. حالشان خوب نیست و باید هرطوری هست یقه بگیرند. انتشار ویژهنامه تمسخر روحانی و ظریف و تیتری که میگفت دولت به التماس از نوچهها (اروپاییها) افتاده است، نشانههای دیروز، پس از امر به عذرخواهی پریروز بود. میزان حمله به دولت و شخص روحانی بسیار بالاست و نشانهای محکم از اینکه فرمولی که به ظریف دادهاند شامل مذاکرات گسترده است و بنابراین فاصله گرفتن از آنچه رخ خواهد داد برای حکومت و مبلغان آن امر واجب شده است. لازم به اثبات نیست که حکومت طبق معمول نمیخواهد مسئولیت توافقهای آینده را بپذیرد.
در کشور ما، به وقت پاک کردن آثار خطاهای استراتژیک حکومت و جمعوجور کردن اشتباهات تاکتیکی "دولتمردان شجاع" پدیدهای نادر و خاص کشور ما رخ میدهد: مسئولیتناپذیری حکومت در مورد آنچه رخ داده، و گردن گرفتن مسئولیت توسط مقامات رده دو که معمولا خودشان موجد گرفتاریها نبودهاند. نه محمد خاتمی عامل بحران ایران - اروپا در نیمه اول دهه هفتاد بود، و نه روحانی مسئول صدور قطعنامه تحریم ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل که در حال خفه کردن اقتصاد ایران بود. اما هر دو روی کار آمدند تا یکی سفرای اروپا را برگرداند و به قول بهزاد نبوی جلوی پرتاب کروزهای آمریکا را بگیرد و یکی هم برای برداشتن شمشیر تحریم از روی گردن اقتصاد ایران به سر میز مذاکره برود. هر دو هم آگاهانه به روی حکومت نیاورند که چه مسئولیت بزرگی در بروز این وضعیت دارد. این قاعده، جزء جداییناپذیر اسلوب حکومتداری نظام است. معمولا حکومت به قول قدیمیها همیشه در وسط لحاف میخوابد تا لحاف از هر طرف کشیده شد، مشکلی پیش نیاید!
تا امروز، رعایت این قاعده بازی برای اصلاحطلبان و روحانی مشکلی جز ناتوانی توضیح پدیده نزد طرفدارانشان ایجاد نکرده است. اما باید یک روز به این بازی پایان داد و حالا وقتش است. درست در مقطعی که ظریف رفته است تضمین بگیرد وقت گرفتن یک تضمین از داخل است. چرا باید اشخاص وابسته به حکومت که کاملا میدانند چه رخ داده و کشور اجبارا در حال رفتن به یک مسیر مشابه دیگر است خود را به بیخبری بزنند و به صورت دولت پنجه بکشند؟ حامیان دولت نباید در این زمینه سکوت اختیار کنند. باید این بار خواستار ارائه تضمین شوند که عناصر مهم حکومت سر پیچ بعدی دو دستماله نمیرقصند: وقتی ظریف به توافق رسید به روشنی بگویند این بهترین توافقی است که کشور میتوانسته به آن برسد، یا بگویند "نه"!
🆔 @jameeno
📎 سرمقاله حاضر دو روز قبل تحریر شده و واجد اشاراتی به رویدادهای سهشنبه و چهارشنبه تحت عناوین امروز و دیروز است.
🔹دستمال دوم
▫️شورای سردبیری: دیروز سیل به راه افتاده در خانه مقصران کشاندن کشور به وضع اسفناک لگد خوردن از ترامپ و دست بردن به دامن اروپا به ارتفاع بالاتری رسید. حالشان خوب نیست و باید هرطوری هست یقه بگیرند. انتشار ویژهنامه تمسخر روحانی و ظریف و تیتری که میگفت دولت به التماس از نوچهها (اروپاییها) افتاده است، نشانههای دیروز، پس از امر به عذرخواهی پریروز بود. میزان حمله به دولت و شخص روحانی بسیار بالاست و نشانهای محکم از اینکه فرمولی که به ظریف دادهاند شامل مذاکرات گسترده است و بنابراین فاصله گرفتن از آنچه رخ خواهد داد برای حکومت و مبلغان آن امر واجب شده است. لازم به اثبات نیست که حکومت طبق معمول نمیخواهد مسئولیت توافقهای آینده را بپذیرد.
در کشور ما، به وقت پاک کردن آثار خطاهای استراتژیک حکومت و جمعوجور کردن اشتباهات تاکتیکی "دولتمردان شجاع" پدیدهای نادر و خاص کشور ما رخ میدهد: مسئولیتناپذیری حکومت در مورد آنچه رخ داده، و گردن گرفتن مسئولیت توسط مقامات رده دو که معمولا خودشان موجد گرفتاریها نبودهاند. نه محمد خاتمی عامل بحران ایران - اروپا در نیمه اول دهه هفتاد بود، و نه روحانی مسئول صدور قطعنامه تحریم ایران توسط شورای امنیت سازمان ملل که در حال خفه کردن اقتصاد ایران بود. اما هر دو روی کار آمدند تا یکی سفرای اروپا را برگرداند و به قول بهزاد نبوی جلوی پرتاب کروزهای آمریکا را بگیرد و یکی هم برای برداشتن شمشیر تحریم از روی گردن اقتصاد ایران به سر میز مذاکره برود. هر دو هم آگاهانه به روی حکومت نیاورند که چه مسئولیت بزرگی در بروز این وضعیت دارد. این قاعده، جزء جداییناپذیر اسلوب حکومتداری نظام است. معمولا حکومت به قول قدیمیها همیشه در وسط لحاف میخوابد تا لحاف از هر طرف کشیده شد، مشکلی پیش نیاید!
تا امروز، رعایت این قاعده بازی برای اصلاحطلبان و روحانی مشکلی جز ناتوانی توضیح پدیده نزد طرفدارانشان ایجاد نکرده است. اما باید یک روز به این بازی پایان داد و حالا وقتش است. درست در مقطعی که ظریف رفته است تضمین بگیرد وقت گرفتن یک تضمین از داخل است. چرا باید اشخاص وابسته به حکومت که کاملا میدانند چه رخ داده و کشور اجبارا در حال رفتن به یک مسیر مشابه دیگر است خود را به بیخبری بزنند و به صورت دولت پنجه بکشند؟ حامیان دولت نباید در این زمینه سکوت اختیار کنند. باید این بار خواستار ارائه تضمین شوند که عناصر مهم حکومت سر پیچ بعدی دو دستماله نمیرقصند: وقتی ظریف به توافق رسید به روشنی بگویند این بهترین توافقی است که کشور میتوانسته به آن برسد، یا بگویند "نه"!
🆔 @jameeno
🔺عبدالصمد خرمآبادی: وزارت صنعت و معدن با فعالیت اصناف در تلگرام برخورد کند
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: مدتی است که فیلترینگ تلگرام در کنار مصائب دیگر دولت، جایی دائمی در بین خبرها باز کرده است. دولت طبق حکمی از زیرمجموعهی قوهی قضاییه، تن به اعمال فیلترینگ داد. مردم کموبیش قانع شده بودند دولت مسوول فیلترینگ نیست. اما با اعلام همکاری وزارت ارتباطات برای از کار انداختن فیلترشکنها، اعتراضات شدیدی علیه وزیر ارتباطات و دولت روحانی آغاز کردند. آذریجهرمی تلاشهایی برای فرونشاندن اعتراضات انجام داد که نتیجهی چندانی در پی نداشت. در حالی که او شب گذشته در پستی اینستاگرامی با انتشار آماری از بازدید پستهای تلگرامی در یک ماه گذشته، تلویحا خبر از شکست فیلترینگ میداد، پای یک وزارتخانهی دیگر دولت به اعمال فیلترینگ باز شد.
عبدالصمد خرم آبادی، معاون قضایی دادستان کل کشور با انتشار پستی در کانال خود، در پیامرسان سروش، به تشریح این موضوع پرداخت. او در پست خود، با بیان اینکه فعالیت صنفی در بستر تلگرام ممنوع است، تأکید کرد که واحدهای صنفی و کسب و کارهای اینترنتی باید فعالیتهای خود را به شبکههای اجتماعی داخلی منتقل نمایند.
خرمآبادی افزود: هفته گذشته جلسهای با حضور نمایندگان مرکز ملی فضای مجازی، مرکز امور اصناف و بازرگانی وزارت صنعت معدن تجارت، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، اتاق اصناف ایران، پلیس اماکن ناجا و اتحادیه کسب و کارهای فضای مجازی در معاونت امور فضای مجازی دادستانی کل کشور برگزار شد.
وی اظهار داشت: در این جلسه نحوه اجرای بخشنامه مورخه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ نیروی انتظامی در خصوص "ممنوعیت فعالیت واحدهای صنفی و تجاری کشور در بستر شبکههای اجتماعی بیگانه" مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
معاون قضایی دادستان کل کشور در ادامه پیام خود با بیان اینکه: فعالیت واحدهای صنفی در بستر تلگرام موجب ذخیره بخش عمدهای از دادههای عظیم (big data) کشور در سامانههای رایانهای خارجی و سوءاستفاده بیگانگان از این دادهها خواهد شد، افزود: با توجه به مجرمانه بودن اقداماتی که موجب دسترسی بیگانگان به دادههای عظیم کشور میشوند، در این جلسه مقرر گردید:
۱- مسئولین ذیربط در وزارت صنعت معدن تجارت و اتاق اصناف ایران و اتحادیههای امور صنفی به کلیه واحدهای صنفی اعم از کسب و کارهای اینترنتی و غیر اینترنتی سراسر کشور اعلام و ابلاغ نمایند" از هرگونه فعالیت تبلیغاتی و خدماتی در پیام رسان فیلتر شده تلگرام اکیداً خودداری کنند و فعالیتهای خود را به شبکههای اجتماعی بومی منتقل نمایند.
۲- در صورتی که واحدهای صنفی پس از اطلاع رسانی به فعالیت صنفی و یا تبلیغاتی خود در بستر شبکه اجتماعی تلگرام ادامه دهند، وزارت صنعت معدن تجارت و مراجع صنفی اقدامات قانونی لازم را بعمل آورند.
با این مصوبه که دولت مامور انجام آن است، تیر آخر به کسبوکارهای تلگرامی زده شد. چه آنهایی که از راه تولید و فروش کالا یا محتوای خود نانی به سفره میبردند، چه آنها که از راه تبلیغات کسبوکاری را برای خود و دیگران ایجاد کردهاند. یا باید کسبوکارشان را به کل تعطیل کنند یا به پیامرسانهای مهجور داخلی مهاجرت کنند که بهسان کارونسرای جادهی متروک، ترس از راهزنان مانع از حضور مردم در آنجا میشود.
پیش از وزارت صنعتومعدن، وزارت آموزش و پرورش بهصورت خودجوش به استقبال فیلترینگ رفته بود. احتمالا پس از آن نوبت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسد؛ برای توقیف فعالیت رسانهها در تلگرام. دیگران میبرند و میدوزند و دولت به تن میکند. قابل پیشبینی است که در آینده نیز دولت را مسوول انجام فیلترینگ بدانند. باید دید که دولت تا کجا سنگرها را رها میکند و به عقبنشینی تن میدهد.
🆔 @jameeno
▫️صادق زنگنه | جامعه نو: مدتی است که فیلترینگ تلگرام در کنار مصائب دیگر دولت، جایی دائمی در بین خبرها باز کرده است. دولت طبق حکمی از زیرمجموعهی قوهی قضاییه، تن به اعمال فیلترینگ داد. مردم کموبیش قانع شده بودند دولت مسوول فیلترینگ نیست. اما با اعلام همکاری وزارت ارتباطات برای از کار انداختن فیلترشکنها، اعتراضات شدیدی علیه وزیر ارتباطات و دولت روحانی آغاز کردند. آذریجهرمی تلاشهایی برای فرونشاندن اعتراضات انجام داد که نتیجهی چندانی در پی نداشت. در حالی که او شب گذشته در پستی اینستاگرامی با انتشار آماری از بازدید پستهای تلگرامی در یک ماه گذشته، تلویحا خبر از شکست فیلترینگ میداد، پای یک وزارتخانهی دیگر دولت به اعمال فیلترینگ باز شد.
عبدالصمد خرم آبادی، معاون قضایی دادستان کل کشور با انتشار پستی در کانال خود، در پیامرسان سروش، به تشریح این موضوع پرداخت. او در پست خود، با بیان اینکه فعالیت صنفی در بستر تلگرام ممنوع است، تأکید کرد که واحدهای صنفی و کسب و کارهای اینترنتی باید فعالیتهای خود را به شبکههای اجتماعی داخلی منتقل نمایند.
خرمآبادی افزود: هفته گذشته جلسهای با حضور نمایندگان مرکز ملی فضای مجازی، مرکز امور اصناف و بازرگانی وزارت صنعت معدن تجارت، مرکز توسعه تجارت الکترونیکی، اتاق اصناف ایران، پلیس اماکن ناجا و اتحادیه کسب و کارهای فضای مجازی در معاونت امور فضای مجازی دادستانی کل کشور برگزار شد.
وی اظهار داشت: در این جلسه نحوه اجرای بخشنامه مورخه ۲۲ اسفند ۱۳۹۶ نیروی انتظامی در خصوص "ممنوعیت فعالیت واحدهای صنفی و تجاری کشور در بستر شبکههای اجتماعی بیگانه" مورد بحث و بررسی قرار گرفت.
معاون قضایی دادستان کل کشور در ادامه پیام خود با بیان اینکه: فعالیت واحدهای صنفی در بستر تلگرام موجب ذخیره بخش عمدهای از دادههای عظیم (big data) کشور در سامانههای رایانهای خارجی و سوءاستفاده بیگانگان از این دادهها خواهد شد، افزود: با توجه به مجرمانه بودن اقداماتی که موجب دسترسی بیگانگان به دادههای عظیم کشور میشوند، در این جلسه مقرر گردید:
۱- مسئولین ذیربط در وزارت صنعت معدن تجارت و اتاق اصناف ایران و اتحادیههای امور صنفی به کلیه واحدهای صنفی اعم از کسب و کارهای اینترنتی و غیر اینترنتی سراسر کشور اعلام و ابلاغ نمایند" از هرگونه فعالیت تبلیغاتی و خدماتی در پیام رسان فیلتر شده تلگرام اکیداً خودداری کنند و فعالیتهای خود را به شبکههای اجتماعی بومی منتقل نمایند.
۲- در صورتی که واحدهای صنفی پس از اطلاع رسانی به فعالیت صنفی و یا تبلیغاتی خود در بستر شبکه اجتماعی تلگرام ادامه دهند، وزارت صنعت معدن تجارت و مراجع صنفی اقدامات قانونی لازم را بعمل آورند.
با این مصوبه که دولت مامور انجام آن است، تیر آخر به کسبوکارهای تلگرامی زده شد. چه آنهایی که از راه تولید و فروش کالا یا محتوای خود نانی به سفره میبردند، چه آنها که از راه تبلیغات کسبوکاری را برای خود و دیگران ایجاد کردهاند. یا باید کسبوکارشان را به کل تعطیل کنند یا به پیامرسانهای مهجور داخلی مهاجرت کنند که بهسان کارونسرای جادهی متروک، ترس از راهزنان مانع از حضور مردم در آنجا میشود.
پیش از وزارت صنعتومعدن، وزارت آموزش و پرورش بهصورت خودجوش به استقبال فیلترینگ رفته بود. احتمالا پس از آن نوبت به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی رسد؛ برای توقیف فعالیت رسانهها در تلگرام. دیگران میبرند و میدوزند و دولت به تن میکند. قابل پیشبینی است که در آینده نیز دولت را مسوول انجام فیلترینگ بدانند. باید دید که دولت تا کجا سنگرها را رها میکند و به عقبنشینی تن میدهد.
🆔 @jameeno
#الف
🔸فاز اقتصاد
▫️شورای سردبیری: یک گام تازه به عنوان پالس تنش زدا: سفر وزیر مسکن و شهر سازی ایران به سوریه برای مذاکره درباره چگونگی مشارکت ایران در بازسازی سوریه پس از جنگ.
بعد از حضور موثر ایران در عملیات حفظ بشار اسد بر اریکه قدرت در برابر یورش داعش و سایر گروه های مسلح تحت حمایت اعراب ثروتمند سعودی، مساله آینده حضور ایران به عنوان یک نگرانی اعراب و امریکا مطرح شد. تبلیغ میشد که ایران قصد دارد حضور نظامی خود را در سوریه ادامه دهد.
این تبلیغات در چند هفته گذشته از جنبه حرف خارج شد و تنشی جنگی در مرز سوریه و اسرائیل پدید آورد. به همین دلیل سفر آخوندی در زمان مناسبی برای خنثی کردن این تبلیغات انجام میشود . رسما اعلام شده ایران در بازسازی خرابی های وسیع جنگ سوریه مشارکت میکند چرا که به نظر میرسد به این نوع حضور حساسیت زیادی وجود ندارد.
طراحی شده یا اتفاقی ، زمان سفر بسیار مناسب است: مقارن با پالس پوتین درباره اینکه نیروهای نظامی کشورها باید از سوریه خارج شوند.
بر مبنای آنچه میلیتاریستهای ما تفسیر میکنند، منظورش ایالات متحده و ترکیه است ولی بر اساس تحلیل دیدارها و رخدادهای اخیر، منظور دقیق او باید ایران باشد. سوریه برای روسیه سرزمین قمار است و پوتین جز ادامه حضوراسد در کاخ ریاست جمهوری و حضور خودش در کرانه شرقی مدیترانه، روی هر چیزدیگر معامله میکند.
سفر وزیر مسکن و شهرسازی از نظر همزمانی با مذاکرات ظریف با اروپا نیز به موقع است . شاید ایران میلی به گفتگو درباره فعالیتهای منطقه ای خود نداشته باشد و این رویه را در مقابل اروپایی ها در پیش بگیرد و حرفی در باره حضورش در منطقه مطرح نشود، اما اطلاع از اینکه ایران حضور اقتصادی خود را در سوریه افزایش میدهدبرای اروپایی ها آرامش بخش است زیرا نشاندهنده تمایل به ثبات و پایان تنش است.
بدیهی است این حضور به معنای توسعه سهم و مشارکت سوریه در تجارت خارجی ایران نیست. این کشور نخواهد توانست هزینه خدمات ایران را با ارزهای قوی بپردازد. سوریه درآمد اصلی خود از طریق توریسم را از دست داده است و شاید تاچند دهه نتواند به مدار سابق اقتصادی خود برگردد. چند دهه پیش ، همه آنچه سوریه میتوانست به ایران صادر کند، کفاف هزینه نفت دریافتی (پس از کسر سالی سه میلیون تن نفت رایگان) رانمیکرد وکالای قابل صدوری هم نداشت. در یک مورد، عدس صادراتی به ایران قابل مصرف انسانی نبود و دور ریخته شد.
با این حال، شروع رسمی مشارکت در باز سازی سوریه و تغییر فاز روابط از سیاسی_ نظامی به سیاسی _ اقتصادی تحول مهمی در روابط ایران با جهان نیز پدید خواهد آورد که اهمیت آن از محتوای این روابط مهمتر است . به واقع، هزینه شدن پول ایران در اقتصاد سوریه ،حتی بدون امید به بازگشت آن، بهتر از وضعیتی است که مورد سوء استفاده دشمنان ایران واقع شود.
🆔 @jameeno
🔸فاز اقتصاد
▫️شورای سردبیری: یک گام تازه به عنوان پالس تنش زدا: سفر وزیر مسکن و شهر سازی ایران به سوریه برای مذاکره درباره چگونگی مشارکت ایران در بازسازی سوریه پس از جنگ.
بعد از حضور موثر ایران در عملیات حفظ بشار اسد بر اریکه قدرت در برابر یورش داعش و سایر گروه های مسلح تحت حمایت اعراب ثروتمند سعودی، مساله آینده حضور ایران به عنوان یک نگرانی اعراب و امریکا مطرح شد. تبلیغ میشد که ایران قصد دارد حضور نظامی خود را در سوریه ادامه دهد.
این تبلیغات در چند هفته گذشته از جنبه حرف خارج شد و تنشی جنگی در مرز سوریه و اسرائیل پدید آورد. به همین دلیل سفر آخوندی در زمان مناسبی برای خنثی کردن این تبلیغات انجام میشود . رسما اعلام شده ایران در بازسازی خرابی های وسیع جنگ سوریه مشارکت میکند چرا که به نظر میرسد به این نوع حضور حساسیت زیادی وجود ندارد.
طراحی شده یا اتفاقی ، زمان سفر بسیار مناسب است: مقارن با پالس پوتین درباره اینکه نیروهای نظامی کشورها باید از سوریه خارج شوند.
بر مبنای آنچه میلیتاریستهای ما تفسیر میکنند، منظورش ایالات متحده و ترکیه است ولی بر اساس تحلیل دیدارها و رخدادهای اخیر، منظور دقیق او باید ایران باشد. سوریه برای روسیه سرزمین قمار است و پوتین جز ادامه حضوراسد در کاخ ریاست جمهوری و حضور خودش در کرانه شرقی مدیترانه، روی هر چیزدیگر معامله میکند.
سفر وزیر مسکن و شهرسازی از نظر همزمانی با مذاکرات ظریف با اروپا نیز به موقع است . شاید ایران میلی به گفتگو درباره فعالیتهای منطقه ای خود نداشته باشد و این رویه را در مقابل اروپایی ها در پیش بگیرد و حرفی در باره حضورش در منطقه مطرح نشود، اما اطلاع از اینکه ایران حضور اقتصادی خود را در سوریه افزایش میدهدبرای اروپایی ها آرامش بخش است زیرا نشاندهنده تمایل به ثبات و پایان تنش است.
بدیهی است این حضور به معنای توسعه سهم و مشارکت سوریه در تجارت خارجی ایران نیست. این کشور نخواهد توانست هزینه خدمات ایران را با ارزهای قوی بپردازد. سوریه درآمد اصلی خود از طریق توریسم را از دست داده است و شاید تاچند دهه نتواند به مدار سابق اقتصادی خود برگردد. چند دهه پیش ، همه آنچه سوریه میتوانست به ایران صادر کند، کفاف هزینه نفت دریافتی (پس از کسر سالی سه میلیون تن نفت رایگان) رانمیکرد وکالای قابل صدوری هم نداشت. در یک مورد، عدس صادراتی به ایران قابل مصرف انسانی نبود و دور ریخته شد.
با این حال، شروع رسمی مشارکت در باز سازی سوریه و تغییر فاز روابط از سیاسی_ نظامی به سیاسی _ اقتصادی تحول مهمی در روابط ایران با جهان نیز پدید خواهد آورد که اهمیت آن از محتوای این روابط مهمتر است . به واقع، هزینه شدن پول ایران در اقتصاد سوریه ،حتی بدون امید به بازگشت آن، بهتر از وضعیتی است که مورد سوء استفاده دشمنان ایران واقع شود.
🆔 @jameeno