🔺نیویورک تایمز: ایران در دل بیابان، بیسروصدا، فنآوری موشکی خود را توسعه میدهد
▫️جامعه نو: نیویورک تایمز در گزارشی مدعی شده بهار امسال یک تیم از محققین تسلیحاتی کالیفرنیا ضمن مشاهدۀ برنامههای تازۀ تلویزیون ایران پیرامون تحسین عملکرد دانشمندان نظامی جمهوری اسلامی، انتظار داشتند دربارۀ برنامهای بشنوند که از مدتها پیش غیرفعال بوده، اما در عوض به مجموعهای سرنخ دست یافتند که آنها را به این نتیجه رسانده است: کمی پیش از کشته شدن حسن تهرانیمقدم (فرمانده سپاه و از بانیان فعالیت موشکی سپاه که در سال 1390 بر اثر انفجار زاغه مهمات از دنیا رفت) در یکی از بیابانهای دورافتاده، در شاهرود، برنامهای تسلیحاتی در دست اقدام بوده است که تا به امروز به فعالیت خود ادامه میدهد. گویا یکی از منابع ادعای این روزنامه تصاویری از باشگاه خبرنگاران جوان و خبرگزاری فارس بوده است.
حالا این روزنامه مدعی شده با کنارهگیری ترامپ از برجام، و با وجود شواهدی که خبر از فعالیت موشکی در شاهرود میدهد، ایران در نظر دارد برنامه خود را با شدت بیشتری از قبل ادامه دهد.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/ny-05-24
▫️جامعه نو: نیویورک تایمز در گزارشی مدعی شده بهار امسال یک تیم از محققین تسلیحاتی کالیفرنیا ضمن مشاهدۀ برنامههای تازۀ تلویزیون ایران پیرامون تحسین عملکرد دانشمندان نظامی جمهوری اسلامی، انتظار داشتند دربارۀ برنامهای بشنوند که از مدتها پیش غیرفعال بوده، اما در عوض به مجموعهای سرنخ دست یافتند که آنها را به این نتیجه رسانده است: کمی پیش از کشته شدن حسن تهرانیمقدم (فرمانده سپاه و از بانیان فعالیت موشکی سپاه که در سال 1390 بر اثر انفجار زاغه مهمات از دنیا رفت) در یکی از بیابانهای دورافتاده، در شاهرود، برنامهای تسلیحاتی در دست اقدام بوده است که تا به امروز به فعالیت خود ادامه میدهد. گویا یکی از منابع ادعای این روزنامه تصاویری از باشگاه خبرنگاران جوان و خبرگزاری فارس بوده است.
حالا این روزنامه مدعی شده با کنارهگیری ترامپ از برجام، و با وجود شواهدی که خبر از فعالیت موشکی در شاهرود میدهد، ایران در نظر دارد برنامه خود را با شدت بیشتری از قبل ادامه دهد.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/ny-05-24
Telegraph
تصاویر منتشر شده در نیویورک تایمز که به ادعای این روزنامه بر فعالیت موشکی در شاهرود دلالت دارند
تصویرماهواره ای از فعالیت تسلیحاتی در شاهرود تصویر باشگاه خبرنگاران جوان از حسن تهرانی مقدم، که از مبناهای ادعای نیویورک تایمز بوده. در سمت چپ تصویر جعبه ای به چشم می خورد که روی آن نام شاهرود درج شده است تصویر خبرگزاری فارس
#الف
🔸 "آن" راه بسته است!
▫️شورای سردبیری: به سال ۱۹۴۵، پس از ویرانی ژاپن در جنگ، انفجار دو بمب اتمی در آن و تسلیم در برابر قوای ایالات متحده، ژنرال مکآرتورفرمانده نیروهای آمریکا در اقیانوس آرام را به فرمانداری این کشور گماردند. برای ژاپن خاکسترنشین، دیگر رمقی نمانده بود، اما ماموریت اول مکآرتور از بین بردن بنیان پدیدهای بود که "میلیتاریسم ژاپن" خوانده میشد؛ آمیزهای از سختکوشی و ایمان کورکورانه و تعصب که ژاپن را قدرت بلامنازع شرق آسیا و نقشآفرین اول منطقه کرده بود. حالا، آن میلیتاریسم گسترده بال بر عمق کرانههای شرقی اقیانوس آرام ، زیر پای آمریکا له و به زوال کشیده میشد.
اما عجیب این بود که باوجود توانایی مکآرتور در له و ریشهکن کردن میلیتاریسم ژاپن، او نتوانست مسیر توسعه نفوذ منطقهای آن را سد کند. علتی ساده داشت: ژاپن توانست با توسعه اقتصادی خود نفوذ و نقش سیاسی و نظامی را به نفوذ اقتصادی و فرهنگی تبدیل کند، و چه بسا موفقتر هم باشد. سراسر دهه پنجاه، ژاپن در حال بازسازی اقتصاد خود و جهانی کردنش بود و در دهه ۱۹۶۰، داستان ریشهگیری سرمایهداری ژاپن در آسیای جنوب شرقی و صدور سرمایه و فناوری آن برای توسعه کشورهایی که به اژدهاهای کوچک معروف شدند جریان داشت. ژاپن خاکسترنشین طی دو دهه نفوذ منطقهای وسیعی برای خود دستوپا کرد.
همانند این داستان را درباره بازنده اول جنگ جهانی دوم میتوان گفت: آلمان ویران، تقسیم شده، تحت اشغال، ممنوع از داشتن توان نظامی و احاطه شده توسط ملتهایی زخمخورده از نازیها. امروز اقتصاد اول اروپا ست و دارای چنان حدی از نفوذ منطقهای که تنها کشور تعیینکننده اروپایی در ماجرای چارهاندیشی برای بحران اقتصادی یونان بود... میتوان کشوری با ارتش اول شرق آسیا یا قلب اروپا نبود، اما بزرگترین نفوذ منطقهای را داشت.
آیا داستان ژاپن و آلمان نمیتواند الگوی بسیاری از کشورها از جمله کشور ما قرار گیرد؟ آیا کشور ما میتواند وسیله افزایش نفوذ منطقهای خود را از میان شقوق موجود (اقتصادی، نظامی، ایدئولوژیک، سیاسی و دیپلماتیک، امنیتی، تکنولوژیک و...) تغییر دهد؟
پاسخ این پرسش معجون عجیبی از بله و خیر است. پاسخ آن بله است، زیرا ایران برخلاف اقتصاد بحرانزده امروزش، از نظر توان بالقوه انسانی و منابع طبیعی و پسزمینه فرهنگی سرآمد کشورهای منطقه بوده و هنوز هست؛ و پاسخ آن منفی است، زیرا کشور ما برای "تکیه زدن بر جای بزرگان" در منطقه، "اسباب بزرگ" را عوضی گرفته است. لااقل میتوان گفت هر اسباب بزرگی که فراهم میکند، همسایهها بزرگترش را از بازارهای معتبرتر میخرند و انبار میکنند. راه افزایش نفوذ منطقهای از این مسیر، به باتلاق بلا ختم میشود. ایران راه خود را برای افزایش نفوذ منطقهای گم کرده است.
شاید عقل حکم کند ما از همه مسیرهای افزایش نفوذ منطقهای سود ببریم، اما مساله این است که برخی از مسیرهای افزایش نفوذ، سایر مسیرها را بند میآورند: مسیر میلیتاریستی و امنیتی راه نفوذ اقتصاد و و عقیده و ایدئولوژی را میبندد، مسیر سیاست و دیپلماسی به کنار رفتن روش نظامیگری و امنیتی نیازمند است و...
اهل تفکر استراتژیک در ایران، هیچگاه فضای تحرک نظریهپردازی نداشتهاند و صحنه کشور همیشه در اختیار کسانی بوده که ما را اکنون به اینجا رساندهاند: محاصره در میان همسایگان متخاصم کوچک و بزرگ حقیر تحت کنترل قدرتها که حتی توان توضیح علت منطقی خصومت خود با ایران را ندارند؛ متحد نظامی با قدرتهایی برتر که با ما همچون پیادهنظام سیاست خود در منطقه رفتار میکنند و با گذشتن خرشان از پل دستور "برگرد به خانهات" صادر میکنند؛ ... و بسیاری از ناکامیها را نمیتوان به زبان آورد.
ما راه دستیابی به نفوذ منطقهای در حد تواناییهای واقعی خودمان را واقعا گم کردهایم.
🆔 @jameeno
🔸 "آن" راه بسته است!
▫️شورای سردبیری: به سال ۱۹۴۵، پس از ویرانی ژاپن در جنگ، انفجار دو بمب اتمی در آن و تسلیم در برابر قوای ایالات متحده، ژنرال مکآرتورفرمانده نیروهای آمریکا در اقیانوس آرام را به فرمانداری این کشور گماردند. برای ژاپن خاکسترنشین، دیگر رمقی نمانده بود، اما ماموریت اول مکآرتور از بین بردن بنیان پدیدهای بود که "میلیتاریسم ژاپن" خوانده میشد؛ آمیزهای از سختکوشی و ایمان کورکورانه و تعصب که ژاپن را قدرت بلامنازع شرق آسیا و نقشآفرین اول منطقه کرده بود. حالا، آن میلیتاریسم گسترده بال بر عمق کرانههای شرقی اقیانوس آرام ، زیر پای آمریکا له و به زوال کشیده میشد.
اما عجیب این بود که باوجود توانایی مکآرتور در له و ریشهکن کردن میلیتاریسم ژاپن، او نتوانست مسیر توسعه نفوذ منطقهای آن را سد کند. علتی ساده داشت: ژاپن توانست با توسعه اقتصادی خود نفوذ و نقش سیاسی و نظامی را به نفوذ اقتصادی و فرهنگی تبدیل کند، و چه بسا موفقتر هم باشد. سراسر دهه پنجاه، ژاپن در حال بازسازی اقتصاد خود و جهانی کردنش بود و در دهه ۱۹۶۰، داستان ریشهگیری سرمایهداری ژاپن در آسیای جنوب شرقی و صدور سرمایه و فناوری آن برای توسعه کشورهایی که به اژدهاهای کوچک معروف شدند جریان داشت. ژاپن خاکسترنشین طی دو دهه نفوذ منطقهای وسیعی برای خود دستوپا کرد.
همانند این داستان را درباره بازنده اول جنگ جهانی دوم میتوان گفت: آلمان ویران، تقسیم شده، تحت اشغال، ممنوع از داشتن توان نظامی و احاطه شده توسط ملتهایی زخمخورده از نازیها. امروز اقتصاد اول اروپا ست و دارای چنان حدی از نفوذ منطقهای که تنها کشور تعیینکننده اروپایی در ماجرای چارهاندیشی برای بحران اقتصادی یونان بود... میتوان کشوری با ارتش اول شرق آسیا یا قلب اروپا نبود، اما بزرگترین نفوذ منطقهای را داشت.
آیا داستان ژاپن و آلمان نمیتواند الگوی بسیاری از کشورها از جمله کشور ما قرار گیرد؟ آیا کشور ما میتواند وسیله افزایش نفوذ منطقهای خود را از میان شقوق موجود (اقتصادی، نظامی، ایدئولوژیک، سیاسی و دیپلماتیک، امنیتی، تکنولوژیک و...) تغییر دهد؟
پاسخ این پرسش معجون عجیبی از بله و خیر است. پاسخ آن بله است، زیرا ایران برخلاف اقتصاد بحرانزده امروزش، از نظر توان بالقوه انسانی و منابع طبیعی و پسزمینه فرهنگی سرآمد کشورهای منطقه بوده و هنوز هست؛ و پاسخ آن منفی است، زیرا کشور ما برای "تکیه زدن بر جای بزرگان" در منطقه، "اسباب بزرگ" را عوضی گرفته است. لااقل میتوان گفت هر اسباب بزرگی که فراهم میکند، همسایهها بزرگترش را از بازارهای معتبرتر میخرند و انبار میکنند. راه افزایش نفوذ منطقهای از این مسیر، به باتلاق بلا ختم میشود. ایران راه خود را برای افزایش نفوذ منطقهای گم کرده است.
شاید عقل حکم کند ما از همه مسیرهای افزایش نفوذ منطقهای سود ببریم، اما مساله این است که برخی از مسیرهای افزایش نفوذ، سایر مسیرها را بند میآورند: مسیر میلیتاریستی و امنیتی راه نفوذ اقتصاد و و عقیده و ایدئولوژی را میبندد، مسیر سیاست و دیپلماسی به کنار رفتن روش نظامیگری و امنیتی نیازمند است و...
اهل تفکر استراتژیک در ایران، هیچگاه فضای تحرک نظریهپردازی نداشتهاند و صحنه کشور همیشه در اختیار کسانی بوده که ما را اکنون به اینجا رساندهاند: محاصره در میان همسایگان متخاصم کوچک و بزرگ حقیر تحت کنترل قدرتها که حتی توان توضیح علت منطقی خصومت خود با ایران را ندارند؛ متحد نظامی با قدرتهایی برتر که با ما همچون پیادهنظام سیاست خود در منطقه رفتار میکنند و با گذشتن خرشان از پل دستور "برگرد به خانهات" صادر میکنند؛ ... و بسیاری از ناکامیها را نمیتوان به زبان آورد.
ما راه دستیابی به نفوذ منطقهای در حد تواناییهای واقعی خودمان را واقعا گم کردهایم.
🆔 @jameeno
#فوری
🔹سلب صلاحیت اعلان جنگ از نتانیاهو
▫️جامعه نو: کابینه امنیتی اسراییل با پیشنهاد تعدیل قانون اعلام جنگ موافقت کرد تا اختیار واگذار شده به نتانیاهو برای اعلام جنگ از وی سلب شود.
شبکه ۷ تلویزیون رژیم صهیونیستی با اعلام این خبر افزود: در صورت تصویب این طرح، از این پس نتانیاهو و لیبرمن نخستوزیر و وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به تنهایی اختیار اعلام جنگ را نخواهند داشت، بلکه آرای کابینه امنیتی این مساله را مشخص خواهد کرد.
در پیشنهاد این قانون تاکید شده است، برای تصمیم گیری جهت انجام هر نوع اقدام نظامی که احتمال وقوع جنگ را به همراه خود دارد باید موافقت دولت نیز کسب شود.
گفتنی است این دومین سلب صلاحیت نتانیاهو طی هفته جاری است، پیش از این نیز مقامات قضایی رژیم صهیونیستی، نتانیاهو را به دلیل داشتن پروندههای تحقیقاتی در مورد فساد، از انتصاب رئیس پلیس سلب صلاحیت کرده بود.
🆔 @jameeno
🔹سلب صلاحیت اعلان جنگ از نتانیاهو
▫️جامعه نو: کابینه امنیتی اسراییل با پیشنهاد تعدیل قانون اعلام جنگ موافقت کرد تا اختیار واگذار شده به نتانیاهو برای اعلام جنگ از وی سلب شود.
شبکه ۷ تلویزیون رژیم صهیونیستی با اعلام این خبر افزود: در صورت تصویب این طرح، از این پس نتانیاهو و لیبرمن نخستوزیر و وزیر جنگ رژیم صهیونیستی به تنهایی اختیار اعلام جنگ را نخواهند داشت، بلکه آرای کابینه امنیتی این مساله را مشخص خواهد کرد.
در پیشنهاد این قانون تاکید شده است، برای تصمیم گیری جهت انجام هر نوع اقدام نظامی که احتمال وقوع جنگ را به همراه خود دارد باید موافقت دولت نیز کسب شود.
گفتنی است این دومین سلب صلاحیت نتانیاهو طی هفته جاری است، پیش از این نیز مقامات قضایی رژیم صهیونیستی، نتانیاهو را به دلیل داشتن پروندههای تحقیقاتی در مورد فساد، از انتصاب رئیس پلیس سلب صلاحیت کرده بود.
🆔 @jameeno
🔸طرح جلد #اکونومیست: رابطه؛ چرا شرکتهای آمریکایی ترامپ را دوست دارند.
▫️اکونومیست: رؤسای آمریکایی از گرایش کشورشان به انزوای تجاری و پرهیز از روابط خارجی و پیمانهای چندجانبه، سودمیبرند.
🆔 @jameeno
▫️اکونومیست: رؤسای آمریکایی از گرایش کشورشان به انزوای تجاری و پرهیز از روابط خارجی و پیمانهای چندجانبه، سودمیبرند.
🆔 @jameeno
#رادیوجامعهنو
📻قسمت سوم
▫️این سومین پادکست هفتگی جامعه نو است که طبق وعده ما، می تواند در روزهای جمعه شما را با اخبار و تحلیل خبرهای هفته گذشته همراه کند. در این هفته، خبرنگاران جامعه نو به سه اتفاق مهم در حوزه آیتی، سیاست داخلی و فرهنگ بینالمللی اشاره، و گزارش هایی درباره #فیلترینگ، ماجرای اعتراضات #کازرون و جایزه #اورول تهیه کردهاند که صدایشان را در این فایل صوتی خواهید شنید.
برای گوش دادن به رادیو جامعه نو میتوانید از طریق لینک زیر به سایت #شنوتو بروید و با ما همراه باشید. همچنین از شما خواهشمندیم برای حمایت و رونق این رادیوی هفتگی که قصد دارد صدای شما باشد، ما را به دنبالکنندگان موضوعات خبری و تحلیلی روز ایران و جهان معرفی کنيد.
به علاوه رادیو جامعه نو همچون دیگر بخش های این رسانه آماده شنیدن نظرات و دغدغههای شماست. با ما همراه باشید تا جامعه نو.
https://shenoto.com/album/22214
http://telegra.ph/jameeno-05-12
📻قسمت سوم
▫️این سومین پادکست هفتگی جامعه نو است که طبق وعده ما، می تواند در روزهای جمعه شما را با اخبار و تحلیل خبرهای هفته گذشته همراه کند. در این هفته، خبرنگاران جامعه نو به سه اتفاق مهم در حوزه آیتی، سیاست داخلی و فرهنگ بینالمللی اشاره، و گزارش هایی درباره #فیلترینگ، ماجرای اعتراضات #کازرون و جایزه #اورول تهیه کردهاند که صدایشان را در این فایل صوتی خواهید شنید.
برای گوش دادن به رادیو جامعه نو میتوانید از طریق لینک زیر به سایت #شنوتو بروید و با ما همراه باشید. همچنین از شما خواهشمندیم برای حمایت و رونق این رادیوی هفتگی که قصد دارد صدای شما باشد، ما را به دنبالکنندگان موضوعات خبری و تحلیلی روز ایران و جهان معرفی کنيد.
به علاوه رادیو جامعه نو همچون دیگر بخش های این رسانه آماده شنیدن نظرات و دغدغههای شماست. با ما همراه باشید تا جامعه نو.
https://shenoto.com/album/22214
http://telegra.ph/jameeno-05-12
Telegraph
رادیو جامعه نو
جامعه نو
🔹ترامپ: از توانمندیهای هستهای خود سخن میگویی، اما برای ما چنان عظیم و نیرومند است که از خدا میخواهم هرگز مجبور به استفاده از آنها نشویم. ▫️جامعه نو: رییسجمهور امریکا طی نامهای به رهبر کره شمالی برنامه دیدار خود با کیم جونگ اون را لغو کرد. وی در نامهای…
#تکمیلی
🔺سازشکاری دوجانبۀ آمریکا و کره شمالی برای تحقق نشست این دو کشور
▫️جامعه نو: بعد از اینکه ترامپ طی نامهای، دیدار خود با رهبر کرۀ شمالی را ملغی اعلام کرد، معاون اول وزیر خارجۀ کره شمالی امروز گفت کرۀ شمالی همچنان خواستار برگزاری نشست با آمریکاست. به گزارش بلومبرگ، ترامپ در واکنش، از عملکرد فوری خود یعنی نگارش نامۀ کذایی، عقب نشینی نموده و ابراز امیدواری کرده دیدار در تاریخ معهود صورت گیرد. ترامپ تصمیم امروز کره شمالی را صلح آمیز، گرم و پربار توصیف کرده و آن را "خبر خوش" خوانده است.
🆔 @jameeno
🔺سازشکاری دوجانبۀ آمریکا و کره شمالی برای تحقق نشست این دو کشور
▫️جامعه نو: بعد از اینکه ترامپ طی نامهای، دیدار خود با رهبر کرۀ شمالی را ملغی اعلام کرد، معاون اول وزیر خارجۀ کره شمالی امروز گفت کرۀ شمالی همچنان خواستار برگزاری نشست با آمریکاست. به گزارش بلومبرگ، ترامپ در واکنش، از عملکرد فوری خود یعنی نگارش نامۀ کذایی، عقب نشینی نموده و ابراز امیدواری کرده دیدار در تاریخ معهود صورت گیرد. ترامپ تصمیم امروز کره شمالی را صلح آمیز، گرم و پربار توصیف کرده و آن را "خبر خوش" خوانده است.
🆔 @jameeno
🔸تاثیر شدید خروج آمریکا بر صنعت پتروشیمی
🖌بهمن آرمان، کارشناس مسائل اقتصادی
▫️جامعه نو: صنعت پتروشیمی نسبت به سایر صنایع بسیار متکی به تکنولوژی های پیشرفته و همچنین از صنایع سرمایه بر محسوب می شود. ایجاد اشتغال در صنایع پایین دستی صنایع پتروشیمی برای کشور ما از اهمیت به سزایی برخوردار است. در حال حاضر نیز بیشترین صادرات غیر نفتی کشور به محصولات پتروشیمی و پس از آن به فولاد اختصاص می یابد.
بنابر این خروج آمریکا از برجام می تواند به شدت بر توسعه صنایع پتروشیمی بازتاب سنگین و منفی داشته باشد. البته نه از این نظر که دیگر دسترسی به تکنولوژی های پیشرفته نداشته باشیم، بلکه عملا دسترسی به اعتبارهای فاینانس که معمولا شرکت های بزرگ در اختیار ما قرار می دهند با خروج آمریکا از برجام بدون شک آثار بسیار منفی برای توسعه صنعت پتروشیمی کشور ایجاد و رشد آن را متوقف خواهد کرد.
ضمن اینکه به علت تصمیم های نادرستی که توسط وزارت نفت اتخاذ شده و سبب شده قیمت خوراک پتروشیمی ها به چهار برابر میانگین خلیج فارس افزایش یابد هر انگیزه ای برای سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی ایران توسط بخش خصوصی و نهادهای بزرگ مانند تاپیکو و حتی استان قدس رضوی -که اخیرا تصمیم بر ورود به این صنعت گرفته بود- را غیرممکن کرده است. با توجه به تمامی این مسائل خروج آمریکا از برجام صنایع پتروشیمی کشور را با بحران جدی مواجه خواهد کرد.
ضمن اینکه حق امتیاز تولید محصولات پتروشیمی کشور بسیار قدیمی هستند و میزان بهره وری و همچنین کیفیت محصولاتی که تولید می کنیم نسبت به رقبای خودمان در عربستان سعودی به ویژه و سایر کشورهای خلیج فارس بسیار پایین بوده و این پتنت ها و یا همان حق امتیاز در اختیار شرکت های آمریکایی قرار دارد.
در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی که بیشترین رشد را به علت عملکرد آقای نعمت زاده در صنعت پتروشیمی داشتیم، به صورت دست دوم از طریق کشورهای اروپایی، از امریکا به دست می آوردیم.
بنابراین الان با خروج آمریکا نه تنها فاینانس طرح های پتروشیمی در ایران به خطر افتاده بلکه حتی نوسازی واحدهای پتروشیمی و همچنین به هنگام کردن تکنولوژی های آن ها نیز با دشواری های جدی روبه رو خواهد شد. قطعا به علت پایین بودن کیفیت برخی از محصولات پتروشیمی ایران و به هنگام نکردن تکنولوژی های موجود ما با دشواری های جدی رو به رو خواهیم بود.
در حال حاضر نیز با توجه به سیاست های ایران هیچ گونه راه برون رفتی ازاین مشکلات و وضعیت فعلی وجود ندارد.
🆔 @jameeno
🖌بهمن آرمان، کارشناس مسائل اقتصادی
▫️جامعه نو: صنعت پتروشیمی نسبت به سایر صنایع بسیار متکی به تکنولوژی های پیشرفته و همچنین از صنایع سرمایه بر محسوب می شود. ایجاد اشتغال در صنایع پایین دستی صنایع پتروشیمی برای کشور ما از اهمیت به سزایی برخوردار است. در حال حاضر نیز بیشترین صادرات غیر نفتی کشور به محصولات پتروشیمی و پس از آن به فولاد اختصاص می یابد.
بنابر این خروج آمریکا از برجام می تواند به شدت بر توسعه صنایع پتروشیمی بازتاب سنگین و منفی داشته باشد. البته نه از این نظر که دیگر دسترسی به تکنولوژی های پیشرفته نداشته باشیم، بلکه عملا دسترسی به اعتبارهای فاینانس که معمولا شرکت های بزرگ در اختیار ما قرار می دهند با خروج آمریکا از برجام بدون شک آثار بسیار منفی برای توسعه صنعت پتروشیمی کشور ایجاد و رشد آن را متوقف خواهد کرد.
ضمن اینکه به علت تصمیم های نادرستی که توسط وزارت نفت اتخاذ شده و سبب شده قیمت خوراک پتروشیمی ها به چهار برابر میانگین خلیج فارس افزایش یابد هر انگیزه ای برای سرمایه گذاری در صنعت پتروشیمی ایران توسط بخش خصوصی و نهادهای بزرگ مانند تاپیکو و حتی استان قدس رضوی -که اخیرا تصمیم بر ورود به این صنعت گرفته بود- را غیرممکن کرده است. با توجه به تمامی این مسائل خروج آمریکا از برجام صنایع پتروشیمی کشور را با بحران جدی مواجه خواهد کرد.
ضمن اینکه حق امتیاز تولید محصولات پتروشیمی کشور بسیار قدیمی هستند و میزان بهره وری و همچنین کیفیت محصولاتی که تولید می کنیم نسبت به رقبای خودمان در عربستان سعودی به ویژه و سایر کشورهای خلیج فارس بسیار پایین بوده و این پتنت ها و یا همان حق امتیاز در اختیار شرکت های آمریکایی قرار دارد.
در دوره ریاست جمهوری آقای خاتمی که بیشترین رشد را به علت عملکرد آقای نعمت زاده در صنعت پتروشیمی داشتیم، به صورت دست دوم از طریق کشورهای اروپایی، از امریکا به دست می آوردیم.
بنابراین الان با خروج آمریکا نه تنها فاینانس طرح های پتروشیمی در ایران به خطر افتاده بلکه حتی نوسازی واحدهای پتروشیمی و همچنین به هنگام کردن تکنولوژی های آن ها نیز با دشواری های جدی روبه رو خواهد شد. قطعا به علت پایین بودن کیفیت برخی از محصولات پتروشیمی ایران و به هنگام نکردن تکنولوژی های موجود ما با دشواری های جدی رو به رو خواهیم بود.
در حال حاضر نیز با توجه به سیاست های ایران هیچ گونه راه برون رفتی ازاین مشکلات و وضعیت فعلی وجود ندارد.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔹بوی سیاست از تن سوخته آبادان
🖌ماندانا صادقی/آبادان
▫️جامعه نو: اگر ردپای سیاست را در به آتش کشیده شدن کارگر شهرداری آبادان جستجو کنم، به بیراهه رفتهام؟ آیا نویسنده و روزنامهنگار بهحدی سیاستزده است که خودسوزی کارگر شهرداری را بابت نپرداختن حقوق و مزایایش به جای آنکه صنفی تلقی کند، امری سیاسی میداند؟ فرقی نمیکند و بند تقصیر را از گردن بازیگران به ظاهر سیاسیکار شهر برنمیدارد. چرا؟
کارگر آبادانی در روز31 اردیبهشت درحالی خود را به دست شعلههای آتش سپرد که فقط ده روز قبل از آن، شهردار آبادان از کاهش درآمدهای پایدار شهرداری و نداشتن توان پرداخت حقوق کارکنان سخن گفته بود. آماری که شهردار قبل ازخودسوزی «ضامن آذربایجانی» و آمارهایی که معاون او درباره اوضاع بد مالی شهرداری دو روز بعد از خودسوزی کارگر شهرداری اعلام کرد بهقدری تکاندهنده و گویای وضعیت نابسامان شهرداری آبادان است که خواننده ناخودآگاه فقط میتواند به روزشمار سرریز شدن کاسه صبر بقیه کارگران فکر کند.
ضامن آذربایجانی قربانی چیست؟ آیا او قربانی 45 ادارهای است که سالهاست عوارضشان را به شهرداری پرداخت نکردهاند یا مدیران داخلی مجموعه شهرداری آبادان که بدون درنظر گرفتن اعتبارات و با آگاهی از مشکلات ریز و درشت شهرداری در یک اقدام جنجالی و پر سروصدا، یک منطقه به مناطق سهگانه تحت پوشش شهرداری اضافه کردند و حالا آن را با بیش از 6 میلیارد تومان بدهی منحل کردند؟ آن هم در حالی که کارکنانش درهفت ماه گذشته بدون بیمه، شجاعانه (شما بخوانید با ترس و لرز) بر سر کار حاضر شدند وهزینههای درمان خود و خانواده را از جیب خالی پرداخت کردهاند؟ یا نه، قربانی شهرداری که عدهای به امید رفتنش به بهارستان هر روز او را به افتخاراتی چون شهردار نمونه استان خوزستان درعرصه حمایت از ورزش، شهردار برتر ایران در عرصه مدیریت بحران، مدیریت شهرسازی و شهر الکترونیک و مدیر برتر ارتباطگستر استان و...نائل کردند و به ذیحسابی دستگاه متبوعش لقب نمونه دادند و در نهایت نشان لیاقت و افتخار را با دستان رییس شورای شهر به یقه کت خاکستریاش چسباندند؟
ضامن آذربایجانی به عنوان نماد سوخته کارگران شهرداری، قربانی بازیهای سیاسی کسانی است که در طی چند سال گذشته سعی کردند با استخدامهای بیرویه و پُرحدیث (در یک مورد استخدام بالغ برصد نفر درشهرداری با یک نام خانوادگی مشترک) برونسپاریهای کارشناسینشده، نیمهکاره رها کردن پروژهها، افتتاح و راهاندازی پروژههای پرخرج بدون توجیه اقتصادی و فنی، پروپاگاندای شخصی ازجیب شهرداری و... این نهاد را به جایگاهی برای کسب آرای تضمینی برای رسیدن به بهارستان و شورای شهر و فربه کردن مافیای زمینخواری تبدیل کنند.
آخر چطور میشود نمونه شدن ذیحسابی شهرداری آبادان در پنج-شش سال گذشته را با درخواست امروز شورای شهر برای تعیین و بهکارگیری یک حسابرسی مستقل بهمنظور رسیدگی به دخلوخرجهای بدون سند شهرداری توجیه کرد و پای سیاست را به میدان شهرداری نکشید؟
چطور ممکن است رقمهایی همچون اختصاص 100 میلیارد تومان برای تقویت زیرساختها بهدست منطقه آزاد اروند و رقم صادرات بالای یک میلیون دلاری منطقه درسال 96 را در کنار بدهی 60 میلیارد تومانی شهرداری به تامین اجتماعی (با درنظر گرفتن 10 ماه بیمه عقبافتاده کارکنان آتشنشانی) قرار داد و چهره آشفته و جنگزده شهر را با آن جمع زد و به علامت سوال سیاسی نرسید؟
خودسوزی ضامن آذربایجانی آژیر خطری بود که به صدا درآمد اما ازهیچ مقام مسئولی صدایی بلند نشد. شاید این یعنی اینکه آقایان مسئول مسئولیتهایی مهمتر از مدیریت شهر دارند که برایشان آتش در جان کارگر آبادانی تا این اندازه بیاهمیت است.
🆔 @jameeno
🔹بوی سیاست از تن سوخته آبادان
🖌ماندانا صادقی/آبادان
▫️جامعه نو: اگر ردپای سیاست را در به آتش کشیده شدن کارگر شهرداری آبادان جستجو کنم، به بیراهه رفتهام؟ آیا نویسنده و روزنامهنگار بهحدی سیاستزده است که خودسوزی کارگر شهرداری را بابت نپرداختن حقوق و مزایایش به جای آنکه صنفی تلقی کند، امری سیاسی میداند؟ فرقی نمیکند و بند تقصیر را از گردن بازیگران به ظاهر سیاسیکار شهر برنمیدارد. چرا؟
کارگر آبادانی در روز31 اردیبهشت درحالی خود را به دست شعلههای آتش سپرد که فقط ده روز قبل از آن، شهردار آبادان از کاهش درآمدهای پایدار شهرداری و نداشتن توان پرداخت حقوق کارکنان سخن گفته بود. آماری که شهردار قبل ازخودسوزی «ضامن آذربایجانی» و آمارهایی که معاون او درباره اوضاع بد مالی شهرداری دو روز بعد از خودسوزی کارگر شهرداری اعلام کرد بهقدری تکاندهنده و گویای وضعیت نابسامان شهرداری آبادان است که خواننده ناخودآگاه فقط میتواند به روزشمار سرریز شدن کاسه صبر بقیه کارگران فکر کند.
ضامن آذربایجانی قربانی چیست؟ آیا او قربانی 45 ادارهای است که سالهاست عوارضشان را به شهرداری پرداخت نکردهاند یا مدیران داخلی مجموعه شهرداری آبادان که بدون درنظر گرفتن اعتبارات و با آگاهی از مشکلات ریز و درشت شهرداری در یک اقدام جنجالی و پر سروصدا، یک منطقه به مناطق سهگانه تحت پوشش شهرداری اضافه کردند و حالا آن را با بیش از 6 میلیارد تومان بدهی منحل کردند؟ آن هم در حالی که کارکنانش درهفت ماه گذشته بدون بیمه، شجاعانه (شما بخوانید با ترس و لرز) بر سر کار حاضر شدند وهزینههای درمان خود و خانواده را از جیب خالی پرداخت کردهاند؟ یا نه، قربانی شهرداری که عدهای به امید رفتنش به بهارستان هر روز او را به افتخاراتی چون شهردار نمونه استان خوزستان درعرصه حمایت از ورزش، شهردار برتر ایران در عرصه مدیریت بحران، مدیریت شهرسازی و شهر الکترونیک و مدیر برتر ارتباطگستر استان و...نائل کردند و به ذیحسابی دستگاه متبوعش لقب نمونه دادند و در نهایت نشان لیاقت و افتخار را با دستان رییس شورای شهر به یقه کت خاکستریاش چسباندند؟
ضامن آذربایجانی به عنوان نماد سوخته کارگران شهرداری، قربانی بازیهای سیاسی کسانی است که در طی چند سال گذشته سعی کردند با استخدامهای بیرویه و پُرحدیث (در یک مورد استخدام بالغ برصد نفر درشهرداری با یک نام خانوادگی مشترک) برونسپاریهای کارشناسینشده، نیمهکاره رها کردن پروژهها، افتتاح و راهاندازی پروژههای پرخرج بدون توجیه اقتصادی و فنی، پروپاگاندای شخصی ازجیب شهرداری و... این نهاد را به جایگاهی برای کسب آرای تضمینی برای رسیدن به بهارستان و شورای شهر و فربه کردن مافیای زمینخواری تبدیل کنند.
آخر چطور میشود نمونه شدن ذیحسابی شهرداری آبادان در پنج-شش سال گذشته را با درخواست امروز شورای شهر برای تعیین و بهکارگیری یک حسابرسی مستقل بهمنظور رسیدگی به دخلوخرجهای بدون سند شهرداری توجیه کرد و پای سیاست را به میدان شهرداری نکشید؟
چطور ممکن است رقمهایی همچون اختصاص 100 میلیارد تومان برای تقویت زیرساختها بهدست منطقه آزاد اروند و رقم صادرات بالای یک میلیون دلاری منطقه درسال 96 را در کنار بدهی 60 میلیارد تومانی شهرداری به تامین اجتماعی (با درنظر گرفتن 10 ماه بیمه عقبافتاده کارکنان آتشنشانی) قرار داد و چهره آشفته و جنگزده شهر را با آن جمع زد و به علامت سوال سیاسی نرسید؟
خودسوزی ضامن آذربایجانی آژیر خطری بود که به صدا درآمد اما ازهیچ مقام مسئولی صدایی بلند نشد. شاید این یعنی اینکه آقایان مسئول مسئولیتهایی مهمتر از مدیریت شهر دارند که برایشان آتش در جان کارگر آبادانی تا این اندازه بیاهمیت است.
🆔 @jameeno
#الف
🔸ایران توان جنگیدن در چند جبهه را دارد؟
▫️ شورای سردبیری: آنچه را برژنف و آندروپوف و هیتلر و بوش نفهمیده بودند گورباچف و چرچیل و مقامات ارشد ایران فهمیدند: روسها هنگام حمله به افغانستان، هیتلر در حمله به روسیه و بوش در حمله به عراق نمیدانستند توان جنگیدن در چند جبهه را ندارند ، و در مقابل، گورباچف توانست بفهمد مجبور است تاوان حضور نیروهای روس در افغانستان را در خط تماس با ناتو بدهد، چرچیل میدانست باید هیتلر رو به جبهه شرق و روسیه بیاورد تا جزیره بریتانا از گزند اشغال برهد، و جمهوری اسلامی هم میدانست باید با گسیل معارضان عراقی مقیم ایران به کنفرانس لندن برای متحدشدن با ایالات متحده، بوش را به حمله به عراق تشویق کند : همه بازنده ها، آنهایی بوده اند که فکر کرده اند میتوانند در چند جبهه بجنگند.
🔻در Instant View بیشتربخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Alef-05-25
🔸ایران توان جنگیدن در چند جبهه را دارد؟
▫️ شورای سردبیری: آنچه را برژنف و آندروپوف و هیتلر و بوش نفهمیده بودند گورباچف و چرچیل و مقامات ارشد ایران فهمیدند: روسها هنگام حمله به افغانستان، هیتلر در حمله به روسیه و بوش در حمله به عراق نمیدانستند توان جنگیدن در چند جبهه را ندارند ، و در مقابل، گورباچف توانست بفهمد مجبور است تاوان حضور نیروهای روس در افغانستان را در خط تماس با ناتو بدهد، چرچیل میدانست باید هیتلر رو به جبهه شرق و روسیه بیاورد تا جزیره بریتانا از گزند اشغال برهد، و جمهوری اسلامی هم میدانست باید با گسیل معارضان عراقی مقیم ایران به کنفرانس لندن برای متحدشدن با ایالات متحده، بوش را به حمله به عراق تشویق کند : همه بازنده ها، آنهایی بوده اند که فکر کرده اند میتوانند در چند جبهه بجنگند.
🔻در Instant View بیشتربخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Alef-05-25
Telegraph
ایران توان جنگیدن در چند جبهه را دارد؟
آنچه را برژنف و آندروپوف و هیتلر وبوش نفهمیده بودند گورباچف و چرچیل و مقامات ارشد ایران فهمیدند: روسها هنگام حمله به افغانستان، هیتلر در حمله به روسیه و بوش در حمله به عراق نمیدانستند توان جنگیدن در چند جبهه را ندارند، و در مقابل، گورباچف توانست بفهمد مجبور…
🔺دولتی که بر معلم باتوم میکشد
🖌تحسین مصطفی (فعال صنفی معلمان)
▫️جامعه نو: دهه هفتاد بود، در تربیت معلم که بودیم یکی از مدرسان معزول گفت: "خاک تو سر دولتی که رو معلم باتوم بکشد ..."
اگر چه این جمله برایم خیلی معنیدار بود اما پیچیدگیهای این جمله هنوز برایم هضم نشده است. زیرا تمام جوانب این جمله هنوز تئوریزه نشده است. اما براساس تئوری بازتولید فرهنگی بوردیو بخشی از این جمله قابل توضیح است. بوردیو مدارس را به منزله یکی از اصلیترین سازوکارهای نهادی بازتولید طبقه میداند. از نظر وی مدارس و سایر نهادهای فرهنگی، نابرابری طبقاتی را از طریق تبدیل تمایزهای طبقه اجتماعی به تمایزات آموزشی و فرهنگی بازتولید میکنند.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/edu-05-26
🖌تحسین مصطفی (فعال صنفی معلمان)
▫️جامعه نو: دهه هفتاد بود، در تربیت معلم که بودیم یکی از مدرسان معزول گفت: "خاک تو سر دولتی که رو معلم باتوم بکشد ..."
اگر چه این جمله برایم خیلی معنیدار بود اما پیچیدگیهای این جمله هنوز برایم هضم نشده است. زیرا تمام جوانب این جمله هنوز تئوریزه نشده است. اما براساس تئوری بازتولید فرهنگی بوردیو بخشی از این جمله قابل توضیح است. بوردیو مدارس را به منزله یکی از اصلیترین سازوکارهای نهادی بازتولید طبقه میداند. از نظر وی مدارس و سایر نهادهای فرهنگی، نابرابری طبقاتی را از طریق تبدیل تمایزهای طبقه اجتماعی به تمایزات آموزشی و فرهنگی بازتولید میکنند.
🔻در Instant View بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/edu-05-26
Telegraph
مدیریت پلیسی آموزش و پرورش
تحسین مصطفی (فعال صنفی معلمان) دهه هفتاد بود ، در تربیت معلم که بودیم یکی از مدرسان معزول گفت؛" خاک تو سر دولتی که رو معلم باتوم بکشد .." اگر چه این جمله برایم خیلی معنی دار بود اما پیچیدگی های این جمله هنوز برایم هضم نشده است. زیرا تمام جوانب این جمله هنوز…
🔹وزیر خارجه آمریکا: به دنبال تغییر رژیم نیستیم
▫️جامعه نو: مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا با بیان اینکه کشورش به دنبال تغییر رژیم جمهوری اسلامی نیست، حتی حمایت از اپوزیسیون جمهوری اسلامی را به این مشروط کرده که آنها نیز دنبال تغییر رژیم نباشند.
پمپئو در گفتگو با صدای آمریکا، گفته که هدف دولت دونالد ترامپ، نه تغییر رژیم جمهوری اسلامی بلکه تغییر رفتار این حکومت است و آمریکا تا وقتی از اپوزسیون جمهوری اسلامی حمایت می کند که «هدفشان با ما یکی باشد».
شاید این یکی از معدود مواردی در تاریخ ۴۰ ساله عمر جمهوری اسلامی باشد که یک وزیر امور خارجه آمریکا، به طور علنی و رسمی، حمایت دولت این کشور از اپوزسیون جمهوری اسلامی را منوط به کنار گذاشتن خواست براندازی جمهوری اسلامی دانسته است.
وزیر امور خارجه آمریکا در توضیح این موضع افزود: «ما نمیخواهیم که آنها از تغییر رژیم پشتیبانی کنند. ما میخواهیم که آنها به نمایندگی از جانب مردم عادی ایران کار کنند؛ مردمی که فقط سرشان به زندگیشان است، میخواهند حجاب اختیاری داشته باشند، کار کنند، کودکانشان را پرورش دهند و مطابق میلشان عبادت کنند. این خواسته مردم ایران است و اگر افراد فعال در خارج از کشور در راستای این هدف فعالیت کنند، ما از آنها استقبال میکنیم.»
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: مایک پمپئو، وزیر امور خارجه آمریکا با بیان اینکه کشورش به دنبال تغییر رژیم جمهوری اسلامی نیست، حتی حمایت از اپوزیسیون جمهوری اسلامی را به این مشروط کرده که آنها نیز دنبال تغییر رژیم نباشند.
پمپئو در گفتگو با صدای آمریکا، گفته که هدف دولت دونالد ترامپ، نه تغییر رژیم جمهوری اسلامی بلکه تغییر رفتار این حکومت است و آمریکا تا وقتی از اپوزسیون جمهوری اسلامی حمایت می کند که «هدفشان با ما یکی باشد».
شاید این یکی از معدود مواردی در تاریخ ۴۰ ساله عمر جمهوری اسلامی باشد که یک وزیر امور خارجه آمریکا، به طور علنی و رسمی، حمایت دولت این کشور از اپوزسیون جمهوری اسلامی را منوط به کنار گذاشتن خواست براندازی جمهوری اسلامی دانسته است.
وزیر امور خارجه آمریکا در توضیح این موضع افزود: «ما نمیخواهیم که آنها از تغییر رژیم پشتیبانی کنند. ما میخواهیم که آنها به نمایندگی از جانب مردم عادی ایران کار کنند؛ مردمی که فقط سرشان به زندگیشان است، میخواهند حجاب اختیاری داشته باشند، کار کنند، کودکانشان را پرورش دهند و مطابق میلشان عبادت کنند. این خواسته مردم ایران است و اگر افراد فعال در خارج از کشور در راستای این هدف فعالیت کنند، ما از آنها استقبال میکنیم.»
🆔 @jameeno
#الف
🔹آیا ایران میتواند سیاست خارجی خود را با چراغ خاموش تغییر دهد؟
▫️شورای سردبیری: ساده دلی سیاسی بالایی میخواهد باور کنیم رهبر کره شمالی دفعتا در میانه زمستان پیش تصمیم گرفته خواهرش را همراه با هیات همراهی کننده ورزشکاران المپیک زمستانی به کره جنوبی بفرستد تا حسن نیتی به خرج داده باشد. درسایه خبری پررنگ خواهر، مرد شماره دو کره هم به این سفر آمده بود و از برخورد دو طرف و از جمله ملاقات شادمان رئیس جمهور کره جنوبی با خواهر کیم و سایرین، چنین بر میآمد که خیلی از مسائل پیشین حل شده و دو طرف دارند بخش علنی و روابط عمومی ارتباط خود را نمایش میدهند. کره شمالی، از سال ۲۰۱۶ و پس از نمایش بمب هیدروژنی خود در مسیرکنونی قرار گرفته بود: چراغ خاموش.
این روزها گروهی از مفسران تبلیغات اندیش حکومت، رخدادهای اخیر و بویژه برنامه دیدار رهبر کره شمالی و ترامپ را دستمایه تبلیغات داخلی کرده و چنین تصویر میکنند که اون بمب هستهایاش را زده زیر بغل و به آمریکا میگوید" حالا بیا پای مذاکره." توجه ندارند که آمادگی کره شمالی برای شروغ مذاکرات نه به پشتگرمیِ بمب، بلکه درک تدریجی عدم توانایی حفظ کشور و اقتصاد آن بر مدار رفتارهای پیشین بوده است. درست مانند زمانی که ما پای میز مذاکره حاضر شدیم، و علت آن رسیدن به تواناییهای پیشرفته هستهای نبود، بلکه ناتوانی در جمع و جور کردن تحریمها ومشکلات اقتصادیمان بود. تنها تفاوت، غیر از تفاوتهای جغرافیایی، این است که آنها چراغ خاموش مسائل خود را حل کرده بودند و حل میکنند اما ما ظرفیت تغییر چراغ خاموش را نداریم. قدرت انطباق در طول زمان نداریم، که مشخصه جهانبینیهای ایدئولوژیک است. گروگان شعارهای خود در عرصه سیاست خارجی هم هستیم. سالهای اول انقلاب، هنگامی که پروسه خرید اسلحه از آمریکا با مبداء اسرائیل را پذیرفتیم، تنها علت عدم تداوم و تعمیق نشدن آن رابطه، ناتوانی ما در خاموش نگه داشتن چراغها و یکدفعه رسیدن به نقطه حیرت انگیز مبادله پول، گروگان و سلاح بود. ارتباط مهدی هاشمی و دوستانش با بقیه حاکمیت قطع بود، و درک مفهومی تحت عنوان اصل بودن منافع ملی وجود نداشت. هنوز نفهمیده بودیم در سیاست دوست یا دشمن همیشگی وجود ندارد. سیاست بلد نبودیم و مفهوم چراغ خاموش را نیز نمیدانستیم.
این گرفتاری، البته که امروز هم وجود دارد. اگر به فرض، حکومت ما به این نتیجه برسد که دوران برخورد ایدئولوژیک با جهان و از جمله ایالات متحده به سر آمده است و کشور نیازمند تنش زدایی حتی با هزینه گزاف است، نمیتواند آن را ابراز کند و باید در دل نگه دارد. این کار را بطئی و نامحسوس (همان چراغ خاموش) نیز نمیتواند انجام دهد زیرا با کمترین سرنخ، یک دار و دسته مهدی هاشمی تازه پیدا خواهد شد تا همه چیز را به باد دهد.
اما از جانشینان آن دار و دسته بدتر، رودر بایستی حکومت با مردم است. اعتراف به خطای ارزیابی؟ هرگز! ابراز اینکه کشور ترجیح داده است مردم فلسطین یا یمن مشکلاتشان را خودشان حل کنند؟ هرگز! نتیجه محتوم این اکید گراییها نزد جامعه، ناتوانی حکومت در حل مسائل خارجی با چراغ خاموش است. ناکامی مذاکرات چراغ خاموش عمان در اوایل دهه نود به خاطر رودربایستی و ترس، ناتوانی و نابلدی کار با چراغ خاموش بود. به خاطر این بود که از مدتها پیش با چراغ خاموش راه نسپرده بودیم. عوض نشده بودیم، و فقط فکر میکردیم سری بودن مذاکره است که برایش موفقیت میاورد، یکدفعه پا شدیم رفتیم مذاکره . ریشه نداشت، ثمر نداد.
اما کشور به این رویه به شدت نیاز دارد.ذهن بزرگان ماباید بپذیرد رویه سیاسی همواره درست، حقیقت محض، وظیفه الهی، و تعهد بی پایان و فاقد زمان اعتبار در سیاست بین الملل وجود ندارد. اگر موضع بسیاری از دشمنان کنونی یا دوستان فعلی ما همان نیست که دوره ای پیش بود، و ما این را پذیرفته ایم، به خاطر ان است که همه آنها نقطه عطف سیاست خود را در تاریکی و به آرامی گذرانده اند. اتحاد ها مخفیانه عقد میشوند، اما پیش زمینه ای دارند که تغییر تدریجی سیاستها ی منتهی به میز مذاکره و عقد است. باید سیاستها را رها کنیم تا تطور تدریج و آزاد یابند. مهم نیست دوباره مخفیانه از کی اسلحه بخریم ، مهم این است که در ان صورت، ریشه ای هست که با گزارش یک روزنامه کنده نمیشود!
ناتوانی ما در تغییر به موقع فرمان در سیاست خارجی، به خاطر این است که در چند جا گروگان رفته ایم. به گروگان شعارهای ایدئولوژیک، و گروگان تلقی های عوام از سیاست. حداقل تا اطلاع ثانوی. در گروگان خودمان میمانیم . تفاوت بین کار مخفی و دور از چشم را با حرکت چراغ خاموش نمیدانیم.
🆔 @jameeno
🔹آیا ایران میتواند سیاست خارجی خود را با چراغ خاموش تغییر دهد؟
▫️شورای سردبیری: ساده دلی سیاسی بالایی میخواهد باور کنیم رهبر کره شمالی دفعتا در میانه زمستان پیش تصمیم گرفته خواهرش را همراه با هیات همراهی کننده ورزشکاران المپیک زمستانی به کره جنوبی بفرستد تا حسن نیتی به خرج داده باشد. درسایه خبری پررنگ خواهر، مرد شماره دو کره هم به این سفر آمده بود و از برخورد دو طرف و از جمله ملاقات شادمان رئیس جمهور کره جنوبی با خواهر کیم و سایرین، چنین بر میآمد که خیلی از مسائل پیشین حل شده و دو طرف دارند بخش علنی و روابط عمومی ارتباط خود را نمایش میدهند. کره شمالی، از سال ۲۰۱۶ و پس از نمایش بمب هیدروژنی خود در مسیرکنونی قرار گرفته بود: چراغ خاموش.
این روزها گروهی از مفسران تبلیغات اندیش حکومت، رخدادهای اخیر و بویژه برنامه دیدار رهبر کره شمالی و ترامپ را دستمایه تبلیغات داخلی کرده و چنین تصویر میکنند که اون بمب هستهایاش را زده زیر بغل و به آمریکا میگوید" حالا بیا پای مذاکره." توجه ندارند که آمادگی کره شمالی برای شروغ مذاکرات نه به پشتگرمیِ بمب، بلکه درک تدریجی عدم توانایی حفظ کشور و اقتصاد آن بر مدار رفتارهای پیشین بوده است. درست مانند زمانی که ما پای میز مذاکره حاضر شدیم، و علت آن رسیدن به تواناییهای پیشرفته هستهای نبود، بلکه ناتوانی در جمع و جور کردن تحریمها ومشکلات اقتصادیمان بود. تنها تفاوت، غیر از تفاوتهای جغرافیایی، این است که آنها چراغ خاموش مسائل خود را حل کرده بودند و حل میکنند اما ما ظرفیت تغییر چراغ خاموش را نداریم. قدرت انطباق در طول زمان نداریم، که مشخصه جهانبینیهای ایدئولوژیک است. گروگان شعارهای خود در عرصه سیاست خارجی هم هستیم. سالهای اول انقلاب، هنگامی که پروسه خرید اسلحه از آمریکا با مبداء اسرائیل را پذیرفتیم، تنها علت عدم تداوم و تعمیق نشدن آن رابطه، ناتوانی ما در خاموش نگه داشتن چراغها و یکدفعه رسیدن به نقطه حیرت انگیز مبادله پول، گروگان و سلاح بود. ارتباط مهدی هاشمی و دوستانش با بقیه حاکمیت قطع بود، و درک مفهومی تحت عنوان اصل بودن منافع ملی وجود نداشت. هنوز نفهمیده بودیم در سیاست دوست یا دشمن همیشگی وجود ندارد. سیاست بلد نبودیم و مفهوم چراغ خاموش را نیز نمیدانستیم.
این گرفتاری، البته که امروز هم وجود دارد. اگر به فرض، حکومت ما به این نتیجه برسد که دوران برخورد ایدئولوژیک با جهان و از جمله ایالات متحده به سر آمده است و کشور نیازمند تنش زدایی حتی با هزینه گزاف است، نمیتواند آن را ابراز کند و باید در دل نگه دارد. این کار را بطئی و نامحسوس (همان چراغ خاموش) نیز نمیتواند انجام دهد زیرا با کمترین سرنخ، یک دار و دسته مهدی هاشمی تازه پیدا خواهد شد تا همه چیز را به باد دهد.
اما از جانشینان آن دار و دسته بدتر، رودر بایستی حکومت با مردم است. اعتراف به خطای ارزیابی؟ هرگز! ابراز اینکه کشور ترجیح داده است مردم فلسطین یا یمن مشکلاتشان را خودشان حل کنند؟ هرگز! نتیجه محتوم این اکید گراییها نزد جامعه، ناتوانی حکومت در حل مسائل خارجی با چراغ خاموش است. ناکامی مذاکرات چراغ خاموش عمان در اوایل دهه نود به خاطر رودربایستی و ترس، ناتوانی و نابلدی کار با چراغ خاموش بود. به خاطر این بود که از مدتها پیش با چراغ خاموش راه نسپرده بودیم. عوض نشده بودیم، و فقط فکر میکردیم سری بودن مذاکره است که برایش موفقیت میاورد، یکدفعه پا شدیم رفتیم مذاکره . ریشه نداشت، ثمر نداد.
اما کشور به این رویه به شدت نیاز دارد.ذهن بزرگان ماباید بپذیرد رویه سیاسی همواره درست، حقیقت محض، وظیفه الهی، و تعهد بی پایان و فاقد زمان اعتبار در سیاست بین الملل وجود ندارد. اگر موضع بسیاری از دشمنان کنونی یا دوستان فعلی ما همان نیست که دوره ای پیش بود، و ما این را پذیرفته ایم، به خاطر ان است که همه آنها نقطه عطف سیاست خود را در تاریکی و به آرامی گذرانده اند. اتحاد ها مخفیانه عقد میشوند، اما پیش زمینه ای دارند که تغییر تدریجی سیاستها ی منتهی به میز مذاکره و عقد است. باید سیاستها را رها کنیم تا تطور تدریج و آزاد یابند. مهم نیست دوباره مخفیانه از کی اسلحه بخریم ، مهم این است که در ان صورت، ریشه ای هست که با گزارش یک روزنامه کنده نمیشود!
ناتوانی ما در تغییر به موقع فرمان در سیاست خارجی، به خاطر این است که در چند جا گروگان رفته ایم. به گروگان شعارهای ایدئولوژیک، و گروگان تلقی های عوام از سیاست. حداقل تا اطلاع ثانوی. در گروگان خودمان میمانیم . تفاوت بین کار مخفی و دور از چشم را با حرکت چراغ خاموش نمیدانیم.
🆔 @jameeno
🔹اولین تحریم بعد از برجام را ایران شروع کرد
دشنام و بد و بیراه گفتن به آمریکا مسئله را حل نمیکند
▫️فرهاد فتحی / جامعه نو: وزیر امور خارجه آمریکا هفته گذشته در سخنانی، استراتژی جدید دولت ترامپ را در قبال ایران مطرح کرد. پمپئو در این راهبرد از ایران خواست، تقریباَ از تمام سیاستهای منطقهای خود عقبنشینی کند و به سراغ غنیسازی مجدد اورانیوم هم نرود.
فریدون مجلسی تحلیلگر مسائل بینالملل معتقد است مشکل اصلی آمریکا با ما مواضع ما نسبت به رژیم صهیونیستی است و مسائل دیگر در حاشیه قرار دارد که ما باید هر چه زودتر تکلیفمان را با این رژیم مشخص کنیم.
🔻مشروح گفتگو در Instant View
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Fathi-05-27
دشنام و بد و بیراه گفتن به آمریکا مسئله را حل نمیکند
▫️فرهاد فتحی / جامعه نو: وزیر امور خارجه آمریکا هفته گذشته در سخنانی، استراتژی جدید دولت ترامپ را در قبال ایران مطرح کرد. پمپئو در این راهبرد از ایران خواست، تقریباَ از تمام سیاستهای منطقهای خود عقبنشینی کند و به سراغ غنیسازی مجدد اورانیوم هم نرود.
فریدون مجلسی تحلیلگر مسائل بینالملل معتقد است مشکل اصلی آمریکا با ما مواضع ما نسبت به رژیم صهیونیستی است و مسائل دیگر در حاشیه قرار دارد که ما باید هر چه زودتر تکلیفمان را با این رژیم مشخص کنیم.
🔻مشروح گفتگو در Instant View
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Fathi-05-27
Telegraph
اولین تحریم بعد از برجام را ایران شروع کرد
وزیر امور خارجه آمریکا هفته گذشته در سخنانی، استراتژی جدید دولت ترامپ را در قبال ایران مطرح کرد. پمپئو در این راهبرد از ایران خواست، تقریباَ از تمام سیاستهای منطقهای خود عقبنشینی کند و به سراغ غنیسازی مجدد اورانیوم هم نرود. فریدون مجلسی تحلیلگر مسائل…
جامعه نو
#یادداشت_مهمان 🔹بوی سیاست از تن سوخته آبادان 🖌ماندانا صادقی/آبادان ▫️جامعه نو: اگر ردپای سیاست را در به آتش کشیده شدن کارگر شهرداری آبادان جستجو کنم، به بیراهه رفتهام؟ آیا نویسنده و روزنامهنگار بهحدی سیاستزده است که خودسوزی کارگر شهرداری را بابت نپرداختن…
🔺مرگ کارگری که مقابل شهرداری آبادان خود را آتش زد
▫️جامعه نو: «زامل آذربایجان» کارگر خدماتی شهرداری آبادان که ۳۱ اردیبهشت ماه در مقابل شهرداری آبادان اقدام به خودسوزی کرده بود، امروز یکشنبه، ۶ خرداد، جان خود را به دلیل شدت جراحات وارده از دست داد. به گزارش ایلنا به نقل از یکی از همکاران این کارگر گفته میشود پس از حادثه دردناکی که برای این کارگر رخ داد که در نهایت منجر به مرگ او شد، کارفرما همه مطالبات مزدی کارگران شهرداری آبادان را یکجا پرداخت کرد. پیش از این در خبرها نام این کارگر «ضامن آذربایجانی» عنوان شده بود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: «زامل آذربایجان» کارگر خدماتی شهرداری آبادان که ۳۱ اردیبهشت ماه در مقابل شهرداری آبادان اقدام به خودسوزی کرده بود، امروز یکشنبه، ۶ خرداد، جان خود را به دلیل شدت جراحات وارده از دست داد. به گزارش ایلنا به نقل از یکی از همکاران این کارگر گفته میشود پس از حادثه دردناکی که برای این کارگر رخ داد که در نهایت منجر به مرگ او شد، کارفرما همه مطالبات مزدی کارگران شهرداری آبادان را یکجا پرداخت کرد. پیش از این در خبرها نام این کارگر «ضامن آذربایجانی» عنوان شده بود.
🆔 @jameeno
🔸آنچه در مراسم تشییع پیکر ناصر ملک مطیعی گذشت: مردم آمدند تا قیصر باشند
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: اینها هزار نفر یا دو هزار نفر یا صدها هزار نفر نیستند که در آفتاب داغ خرداد ماه در حیاط ساختمان شماره دو خانه سینما جمع شده اند. می شود گفت کل جمعیت تهران اینجاست و بی اغراق، حتی می شود گفت کلِ ایران؛ از عشایر کوچ نشین گرفته تا کارگران بی حقوق فلات ایران، از به گل نشستگان کارون تا بلوچ های اندوهگین، از خراسانی های پرهراس تا ارومیه ای های درگیر خشکی دریاچه. امروز همه در تشییع جنازه ناصر ملک مطیعی بودند، اگر این بودن را صرفا حضور فیزیکی در یک مراسم شلوغ ندانیم. آنها نماینده های بغض مردمی بودند که مرگِ ناصر ملک مطیعی را بهانه ای کرده بودند تا دور هم جمع شوند، اشک بریزند، شعار دهند و مشت های خشمگین خود را از سانسوری که در حقِ «مرد»ِ سینمای ایران رفته بود، فریاد بکشند!
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/gheisar-05-27
▫️سعید برآبادی / جامعه نو: اینها هزار نفر یا دو هزار نفر یا صدها هزار نفر نیستند که در آفتاب داغ خرداد ماه در حیاط ساختمان شماره دو خانه سینما جمع شده اند. می شود گفت کل جمعیت تهران اینجاست و بی اغراق، حتی می شود گفت کلِ ایران؛ از عشایر کوچ نشین گرفته تا کارگران بی حقوق فلات ایران، از به گل نشستگان کارون تا بلوچ های اندوهگین، از خراسانی های پرهراس تا ارومیه ای های درگیر خشکی دریاچه. امروز همه در تشییع جنازه ناصر ملک مطیعی بودند، اگر این بودن را صرفا حضور فیزیکی در یک مراسم شلوغ ندانیم. آنها نماینده های بغض مردمی بودند که مرگِ ناصر ملک مطیعی را بهانه ای کرده بودند تا دور هم جمع شوند، اشک بریزند، شعار دهند و مشت های خشمگین خود را از سانسوری که در حقِ «مرد»ِ سینمای ایران رفته بود، فریاد بکشند!
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید.
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/gheisar-05-27
Telegraph
آنچه در مراسم تشییع پیکر ناصر ملک مطیعی گذشت: مردم آمدند تا قیصر باشند
سعید برآبادی/ جامعه نو: اینها هزار نفر یا دو هزار نفر یا صدها هزار نفر نیستند که در آفتاب داغ خرداد ماه در حیاط ساختمان شماره دو خانه سینما جمع شده اند. می شود گفت کل جمعیت تهران اینجاست و بی اغراق، حتی می شود گفت کلِ ایران؛ از عشایر کوچ نشین گرفته تا کارگران…
Forwarded from مؤسسه رحمان
یازدهمین مراسم سالانه #موسسه_رحمان؛
رونمایی از دومین گزارش وضعیت اجتماعی در ایران
با محوریت:
⭕️آسیب های اجتماعی و نابرابری
⭕️همبستگی اجتماعی و نابرابری
🔶زمان:دوشنبه ۷ خرداد
====
@rahmaninstitute
رونمایی از دومین گزارش وضعیت اجتماعی در ایران
با محوریت:
⭕️آسیب های اجتماعی و نابرابری
⭕️همبستگی اجتماعی و نابرابری
🔶زمان:دوشنبه ۷ خرداد
====
@rahmaninstitute
#الف
🔹ناارامی ثبات زدا را چه چاره است؟
▫️شورای سردبیری: کشور در حال رسیدن به نقطه گسست همه جانبه است، اما حکومت علیرغم اینکه نشانه هایی از فهم محتوای موقعیت بروز داده، توانایی ذهنی درک کامل آن را ندارد. معنی این حرف آن است که تدارک درستی هم برای جلوگیری از رسیدن به نقطه گسست انجام نمیشود. اشخاصی موثر به این موضوع باورندارند و برای آنها باید موقعیت را تشریح کرد:
الف_ اقتصاد کشور از توان مقابله با بحران و مقاومت در مقابل امواج تهی شده وبه نقطه گسست نزدیک است. پارامترهای مهم نشانگر موقعیت ، نرخ پایین تشکیل سرمایه، جریان خروجی سرمایه، نرخ رشد متلاطم اقتصادی، و عواقب آنها (کاهش توان ایجاد شغل، ورشکستگی و تعطیل فعالیت های اقتصادی، کاهش سطح دسترسی به رفاه) هستند. تجدید روند تحریم های خارجی اوضاع اقتصاد را بدتر خواهد کرد.
ب_ کاهش اعتبارسیاسی سیستم عارضه حاصل از چهل سال خطاهای متوالی در کشورداری است و هنوز هم جریان دارد. اعتبار اجتماعی، سرمایه حکومت ها و بیمه تداوم عمر آنهاست ولی معمولا برای منفعت رسانی به نزدیکان (مدیران دستگاه امنیت ساز، دوستان، و نزدیکان موسوم به نورچشمی) به باد میرود. بعید است بین مقامات حکومت کسی پیدا شود که گروه های فراوان مالباختگان، کارگران اعتصابی، اعضای اتاق های بازرگانی، روزنامه نگاران، وکلا، رانندگان تاکسی، و حتی پیرزنان خانه دار به حرف او اعتماد نشان دهند و به کارایی اش باور داشته باشند. تجربه میگوید حتی حقوق بگیران مدافع حکومت در مقاطع بحرانی نیز در اعماق ذهن خود به این سیستم بی باورند. حساب سرمایه اجتماعی حکومت خالی است.
ج _ تراز نیروهای خارجی وارد بر حکومت منفی است. علیرغم اصلاح شیوه های برخورد با عوامل موثر بین المللی در سال های اخیر، راهبرد و رفتار فرامرزی کشور در گذشته آنقدر مخرب بوده که برآیند نیروهای حاصل از ارتباطات خارجی منفی و در جهت افزایش شکنندگی است. حجم تخاصم با خارج، در مقابل حجم تفاهم موجود یا بالقوه با آن بسیار بالا بوده و حالا هرچه عقب میرویم تعادل برقرار نمیشود. اخیرا حسین موسویان ناظر مطلع سیلست خارجی ایران به نقل از یک منبع آگاه گفته است ۸۳ میلیارد دلار (باید میلیون دلار صحیح باشد) بودجه سالانه طرحی است که مربع واشتگتن، تل آویو، ریاض، ابوظبی برای فلج کردن اقتصاد ایران، ایجاد تشنج و بی ثباتی در ایران در نظر گرفته اند. جالب است که این مبلغ تقریبا معادل هزینه سالانه حزب الله برای ایران است. درواقع، ایران از یکسو هزینه حزب الله را میدهد، و از سوی دیگر مخالفانش هزینه میکنند تا بار اضافه تری از هزینه حزب الله را هم بر دوش اقتصاد ایران بگذارند. به همین سان، تراز سیاسی خارجی کشور در موارد دیگر نیز منفی از کار در میآید و کمر کشور را در آستانه شکستن قرار میدهد.
به این ترتیب کشور در موقعیتی قرار گرفته که بستر ناآرامی و بی ثباتی در آن فراهم است، دشمنان آن هدف تبدیل نارسایی و نارضایی را به شورش و گسست امنیتی دنبال می کنند، و حکومت هنوز سیاست بنیادین و اندیشیده ای برای رویارویی با وضع بحرانی ندارد. اقدام ها و شعار های اخیر برای استفاده از محصول داخلی یا کاهش واردات ناچیز و ناکارا و حتی انحراف از اصول اقتصاد است. اصلاح مسیر تنش زدایانه در سیاست خارجی نیز با وجود اغاز شدن، ناکافی است و با رذالت دارودسته ترامپ و حماقت رویارویی طلبان داخلی روبروست. اما مشکل مهمتر از این هردو، همان خالی بودن حساب اعتباری حکومت نزد مردم است. نارضایتی از رفتار پرتبعیض، سختگیرانه، غیر عادلانه و نامتناسب با زمانه. اگر قرار باشد جلوی بروز ناارامی و بی ثباتی، شورش و براندازی و تضعیف بیشتر کشور را بگیریم نباید به توسعه نیروی ضد شورش، خرید تجهیزات سرکوب و گسترش زندان ها فکر کنیم، باید خواست های جامعه را که بسیار کمتر از تقاضاهای پمپئو و ترامپ است براورده کنیم: حفظ شان انسانی مردم، احترام به ازادی فردی و اجتماعی انها، برابری فرصتها، رعایت انصاف در امور قضایی،...
براورده ساختن این مطالبات وظیفه حکومت است که صاحب قدرت است و مسئول و هزینه ای هم ندارد، اما بی اعتنایی به انها حکومت را یک روز به زیر میکشد قطعا!
🆔 @jameeno
🔹ناارامی ثبات زدا را چه چاره است؟
▫️شورای سردبیری: کشور در حال رسیدن به نقطه گسست همه جانبه است، اما حکومت علیرغم اینکه نشانه هایی از فهم محتوای موقعیت بروز داده، توانایی ذهنی درک کامل آن را ندارد. معنی این حرف آن است که تدارک درستی هم برای جلوگیری از رسیدن به نقطه گسست انجام نمیشود. اشخاصی موثر به این موضوع باورندارند و برای آنها باید موقعیت را تشریح کرد:
الف_ اقتصاد کشور از توان مقابله با بحران و مقاومت در مقابل امواج تهی شده وبه نقطه گسست نزدیک است. پارامترهای مهم نشانگر موقعیت ، نرخ پایین تشکیل سرمایه، جریان خروجی سرمایه، نرخ رشد متلاطم اقتصادی، و عواقب آنها (کاهش توان ایجاد شغل، ورشکستگی و تعطیل فعالیت های اقتصادی، کاهش سطح دسترسی به رفاه) هستند. تجدید روند تحریم های خارجی اوضاع اقتصاد را بدتر خواهد کرد.
ب_ کاهش اعتبارسیاسی سیستم عارضه حاصل از چهل سال خطاهای متوالی در کشورداری است و هنوز هم جریان دارد. اعتبار اجتماعی، سرمایه حکومت ها و بیمه تداوم عمر آنهاست ولی معمولا برای منفعت رسانی به نزدیکان (مدیران دستگاه امنیت ساز، دوستان، و نزدیکان موسوم به نورچشمی) به باد میرود. بعید است بین مقامات حکومت کسی پیدا شود که گروه های فراوان مالباختگان، کارگران اعتصابی، اعضای اتاق های بازرگانی، روزنامه نگاران، وکلا، رانندگان تاکسی، و حتی پیرزنان خانه دار به حرف او اعتماد نشان دهند و به کارایی اش باور داشته باشند. تجربه میگوید حتی حقوق بگیران مدافع حکومت در مقاطع بحرانی نیز در اعماق ذهن خود به این سیستم بی باورند. حساب سرمایه اجتماعی حکومت خالی است.
ج _ تراز نیروهای خارجی وارد بر حکومت منفی است. علیرغم اصلاح شیوه های برخورد با عوامل موثر بین المللی در سال های اخیر، راهبرد و رفتار فرامرزی کشور در گذشته آنقدر مخرب بوده که برآیند نیروهای حاصل از ارتباطات خارجی منفی و در جهت افزایش شکنندگی است. حجم تخاصم با خارج، در مقابل حجم تفاهم موجود یا بالقوه با آن بسیار بالا بوده و حالا هرچه عقب میرویم تعادل برقرار نمیشود. اخیرا حسین موسویان ناظر مطلع سیلست خارجی ایران به نقل از یک منبع آگاه گفته است ۸۳ میلیارد دلار (باید میلیون دلار صحیح باشد) بودجه سالانه طرحی است که مربع واشتگتن، تل آویو، ریاض، ابوظبی برای فلج کردن اقتصاد ایران، ایجاد تشنج و بی ثباتی در ایران در نظر گرفته اند. جالب است که این مبلغ تقریبا معادل هزینه سالانه حزب الله برای ایران است. درواقع، ایران از یکسو هزینه حزب الله را میدهد، و از سوی دیگر مخالفانش هزینه میکنند تا بار اضافه تری از هزینه حزب الله را هم بر دوش اقتصاد ایران بگذارند. به همین سان، تراز سیاسی خارجی کشور در موارد دیگر نیز منفی از کار در میآید و کمر کشور را در آستانه شکستن قرار میدهد.
به این ترتیب کشور در موقعیتی قرار گرفته که بستر ناآرامی و بی ثباتی در آن فراهم است، دشمنان آن هدف تبدیل نارسایی و نارضایی را به شورش و گسست امنیتی دنبال می کنند، و حکومت هنوز سیاست بنیادین و اندیشیده ای برای رویارویی با وضع بحرانی ندارد. اقدام ها و شعار های اخیر برای استفاده از محصول داخلی یا کاهش واردات ناچیز و ناکارا و حتی انحراف از اصول اقتصاد است. اصلاح مسیر تنش زدایانه در سیاست خارجی نیز با وجود اغاز شدن، ناکافی است و با رذالت دارودسته ترامپ و حماقت رویارویی طلبان داخلی روبروست. اما مشکل مهمتر از این هردو، همان خالی بودن حساب اعتباری حکومت نزد مردم است. نارضایتی از رفتار پرتبعیض، سختگیرانه، غیر عادلانه و نامتناسب با زمانه. اگر قرار باشد جلوی بروز ناارامی و بی ثباتی، شورش و براندازی و تضعیف بیشتر کشور را بگیریم نباید به توسعه نیروی ضد شورش، خرید تجهیزات سرکوب و گسترش زندان ها فکر کنیم، باید خواست های جامعه را که بسیار کمتر از تقاضاهای پمپئو و ترامپ است براورده کنیم: حفظ شان انسانی مردم، احترام به ازادی فردی و اجتماعی انها، برابری فرصتها، رعایت انصاف در امور قضایی،...
براورده ساختن این مطالبات وظیفه حکومت است که صاحب قدرت است و مسئول و هزینه ای هم ندارد، اما بی اعتنایی به انها حکومت را یک روز به زیر میکشد قطعا!
🆔 @jameeno
جامعه نو
#الف 🔹ناارامی ثبات زدا را چه چاره است؟ ▫️شورای سردبیری: کشور در حال رسیدن به نقطه گسست همه جانبه است، اما حکومت علیرغم اینکه نشانه هایی از فهم محتوای موقعیت بروز داده، توانایی ذهنی درک کامل آن را ندارد. معنی این حرف آن است که تدارک درستی هم برای جلوگیری…
Audio
🔹نود و دومین پادکست سرمقاله #جامعه_نو
شورای سردبیری
🔻عنوان: ناآرامی ثباتزدا را چه چاره است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno
شورای سردبیری
🔻عنوان: ناآرامی ثباتزدا را چه چاره است؟
🎤 با صدای #مریم_میری
🆔 @jameeno