🔸قدردانی مدیر تلگرام از شرکت اپل
▫️جامعه نو: پاول دوروف که به تازگی از عملکرد شرکت اپل در جانبداری از دولت روسیه و ممانعت از انتشار نسخۀ بهروزِ تلگرام در اپاستور گلهمند شده بود، اعلام کرده شرکت اپل آخرین نسخۀ این پیامرسان را در اختیار کاربران خود قرار داده است. دوروف از قابل انتشار شدن آخرین نسخۀ تلگرام در اپاستور اظهار خرسندی نموده و در آخرین توئیت خود نوشته : «متشکرم اپل».
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: پاول دوروف که به تازگی از عملکرد شرکت اپل در جانبداری از دولت روسیه و ممانعت از انتشار نسخۀ بهروزِ تلگرام در اپاستور گلهمند شده بود، اعلام کرده شرکت اپل آخرین نسخۀ این پیامرسان را در اختیار کاربران خود قرار داده است. دوروف از قابل انتشار شدن آخرین نسخۀ تلگرام در اپاستور اظهار خرسندی نموده و در آخرین توئیت خود نوشته : «متشکرم اپل».
🆔 @jameeno
🔺ایران در صادرات نفت رکورد زد
▫️جامعه نو: ایران در ماه می رکورد صادرات 2 میلیون و 700 هزار بشکهای نفت و میعانات را ثبت کرده است و به فروش 2 میلیون و 400 هزار بشکه نفت و 300 هزار بشکه میعانات رسیده است. ایران در سال ۹۶، به طور میانگین ۲ میلیون و ۱۱۵ هزار بشکه در روز نفتخام صادر کرد. جالب آن که صادرات نفت آمریکا به چین در ماه فوریه، از صادرات نفت ایران به چین در ژانویه بیشتر بوده است. آمریکا در فوریه سال 2018، 430 محموله به میزان 10میلیون بشکه نفت به چین صادر کرده درحالیکه ایران در ماه ژانویه 410 محموله به چین فرستاده است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: ایران در ماه می رکورد صادرات 2 میلیون و 700 هزار بشکهای نفت و میعانات را ثبت کرده است و به فروش 2 میلیون و 400 هزار بشکه نفت و 300 هزار بشکه میعانات رسیده است. ایران در سال ۹۶، به طور میانگین ۲ میلیون و ۱۱۵ هزار بشکه در روز نفتخام صادر کرد. جالب آن که صادرات نفت آمریکا به چین در ماه فوریه، از صادرات نفت ایران به چین در ژانویه بیشتر بوده است. آمریکا در فوریه سال 2018، 430 محموله به میزان 10میلیون بشکه نفت به چین صادر کرده درحالیکه ایران در ماه ژانویه 410 محموله به چین فرستاده است.
🆔 @jameeno
#الف
🔸ما در این دعواها نیستیم
▫️شورای سردبیری: اختلافات میان مردم ایران و حکومت بسیار است. بسیاری از مردم به انجام برخی از رفتارها توسط حکومت انتقاد دارند و برعکس، گروهی دیگر نیز بر اینکه چرا همان رفتار با شدت عمل انجام نمیشود منتقدند. موضوعات مورداختلاف نیز بسیارند و طیفی وسیع از مسائل اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی را در بر میگیرند. از موضوع حجاب دختران گرفته تا جنگ یمن و از فیلترینگ تلگرام گرفته تا کنترل قیمت دلار، همگی موضوعات مورد اختلافند.
تا اینجای کار عیبی مشاهده نمیشود. درهمه جای دنیا مردم درباره خیلی از مسائل با یکدیگر و با حکومتها اختلاف دارند. مساله از آنجا آغاز میشود که درباره شیوه حل وفصل این اختلافها فکر کنیم. در کشور ما، شیوه حل و فصل مسائل این است که حکومت با آوردن یک حکم استنتاج شده از واقعهای تاریخی یا یک کد از زبان یک شخص محترم و مقبول، آنچه را فکر میکند درست است انجام میدهد و التفاتی به نظر جامعهای ندارد که (حداقل از نیمه دهه هفتاد) اکثریتش بطور آشکار خلاف ذهنیت حکومت را دارند. نمونههایش فراوان است و بویژه در مورد سیاست خارجی کشور به صورت بارزی به چشم میآیند. تازهترین نمونهاش را یکی از اعاظم چنین فرموده است: "مجلس و دولت بدانند حرف آخر و اول استکبار جهانی به زبان ساده اف ای تی اف آن است که انصارالله یمن، گروههای مبارز فلسطینی، حزبالله لبنان، مسلمانان مظلوم میانمار، حشدالشعبی عراق و سوریه تروریسم هستند و نباید تامین مالی شوند."
این نمونه خوبی است که نشان میدهد اکثریت ایرانیها در کدام نقاط با حکومت اختلاف دارند: تکلیف طرف خارجی که گفته "تروریسم هستند و نباید تامین مالی شوند" روشن است. نظر حکومت هم که مشخص است: "تروریسم نیستند و باید تامین مالی شوند". نظر جامعه احتمالا از هردو طرف معصومانهتر است: "تروریسم نیستند و نباید تامین مالی شوند" .
براساس نگاه به افکار عمومی شناور در تلگرام (معدن اصلی افکار عمومی ایرانیان) و شعارهایی که از ۹ سال پیش در تظاهرات خارج از کنترل حکومت شنیده شده، به جرات میتوان گفت اگر به ایرانی ها اجازه اظهارنظر آزاد و بدون واهمه داده شود، اکثریت آنها گزاره آخر را انتخاب میکنند. منطقی هم هست. یک ملت خسته از دعواهای بینالمللی و گرفتار به امور خود ، علاقه چندانی ندارد به اینکه به بحثهای تعیین هویت گروهها و فرقهها و ملتها از جنبه تروریسم بپردازد ("انشاءالله همه خوب و غیر تروریست هستند") وهر چند مثل همه انسانهای عادی دنیا با زورگویی، کشتار آدمها و بویژه کودکان و زنان مخالف است و حتما محکوم و احتمالا در تظاهرات آرام محکومیت هم شرکت میکند، اما از اینکه در کشور دارای مشکلات کمرشکن اقتصادی و پر از هموطن فقیر و محنت زدهاش کسانی بخواهند قبایل درگیر زدوخورد در یمن را فارغ از اینکه کی تروریست است و چه کسی نیست تامین مالی کنند، رضایت ندارد. این موضوع ربطی هم به شدت مسلمان بودن شهروندان ایرانی ندارد، چرا که طرفین در گیر در یمن هم مسلمانند. حتی چه بسا مومنین بسیار باورمندی که حمایت از فلسطینی ها در مقابل جنایتکاران اسرائیلی را هم فقط در حد کمک دارویی، غذایی، آموزشی، و دیپلماتیک ارجح میدانند. هستند بسیاری از اهل نظر در ایران که حمایت از یک گروه از فلسطینیها در مقابل گروه دیگر را اساسا کمک به فلسطینیها نمیدانند، مضر به حال ملت فلسطین میبینند و به همین سان...
سران حکومت ما باید بپذیرند اولا اختلافات آنها با "استکبار جهانی" در بیشتر اوقات اختلاف خودشان با یکدیگر است و مردم در این میانه نباید لشگر کور و کر تلقی شوند، ثانیا مخالفت مردم با خواستهای آن استکبار یا هر چیز دیگر الزاما به معنای موافقت آنها با هرآنچه حکومت میفرماید نیست. نتیجه آنکه برای حکومتی که میل دارد بدون رویارویی با مخالفتهای بنیانکن داخلی بر اریکه بماند، کشمکش با زورمندان دنیا چاره نیست، توافق و همراهی با جریان غالب زندگی اجتماعی، و عقب نشینی دربرابر خواستهای دارای تبلور عمومی چاره است.
🆔 @jameeno
🔸ما در این دعواها نیستیم
▫️شورای سردبیری: اختلافات میان مردم ایران و حکومت بسیار است. بسیاری از مردم به انجام برخی از رفتارها توسط حکومت انتقاد دارند و برعکس، گروهی دیگر نیز بر اینکه چرا همان رفتار با شدت عمل انجام نمیشود منتقدند. موضوعات مورداختلاف نیز بسیارند و طیفی وسیع از مسائل اجتماعی و سیاسی داخلی و خارجی را در بر میگیرند. از موضوع حجاب دختران گرفته تا جنگ یمن و از فیلترینگ تلگرام گرفته تا کنترل قیمت دلار، همگی موضوعات مورد اختلافند.
تا اینجای کار عیبی مشاهده نمیشود. درهمه جای دنیا مردم درباره خیلی از مسائل با یکدیگر و با حکومتها اختلاف دارند. مساله از آنجا آغاز میشود که درباره شیوه حل وفصل این اختلافها فکر کنیم. در کشور ما، شیوه حل و فصل مسائل این است که حکومت با آوردن یک حکم استنتاج شده از واقعهای تاریخی یا یک کد از زبان یک شخص محترم و مقبول، آنچه را فکر میکند درست است انجام میدهد و التفاتی به نظر جامعهای ندارد که (حداقل از نیمه دهه هفتاد) اکثریتش بطور آشکار خلاف ذهنیت حکومت را دارند. نمونههایش فراوان است و بویژه در مورد سیاست خارجی کشور به صورت بارزی به چشم میآیند. تازهترین نمونهاش را یکی از اعاظم چنین فرموده است: "مجلس و دولت بدانند حرف آخر و اول استکبار جهانی به زبان ساده اف ای تی اف آن است که انصارالله یمن، گروههای مبارز فلسطینی، حزبالله لبنان، مسلمانان مظلوم میانمار، حشدالشعبی عراق و سوریه تروریسم هستند و نباید تامین مالی شوند."
این نمونه خوبی است که نشان میدهد اکثریت ایرانیها در کدام نقاط با حکومت اختلاف دارند: تکلیف طرف خارجی که گفته "تروریسم هستند و نباید تامین مالی شوند" روشن است. نظر حکومت هم که مشخص است: "تروریسم نیستند و باید تامین مالی شوند". نظر جامعه احتمالا از هردو طرف معصومانهتر است: "تروریسم نیستند و نباید تامین مالی شوند" .
براساس نگاه به افکار عمومی شناور در تلگرام (معدن اصلی افکار عمومی ایرانیان) و شعارهایی که از ۹ سال پیش در تظاهرات خارج از کنترل حکومت شنیده شده، به جرات میتوان گفت اگر به ایرانی ها اجازه اظهارنظر آزاد و بدون واهمه داده شود، اکثریت آنها گزاره آخر را انتخاب میکنند. منطقی هم هست. یک ملت خسته از دعواهای بینالمللی و گرفتار به امور خود ، علاقه چندانی ندارد به اینکه به بحثهای تعیین هویت گروهها و فرقهها و ملتها از جنبه تروریسم بپردازد ("انشاءالله همه خوب و غیر تروریست هستند") وهر چند مثل همه انسانهای عادی دنیا با زورگویی، کشتار آدمها و بویژه کودکان و زنان مخالف است و حتما محکوم و احتمالا در تظاهرات آرام محکومیت هم شرکت میکند، اما از اینکه در کشور دارای مشکلات کمرشکن اقتصادی و پر از هموطن فقیر و محنت زدهاش کسانی بخواهند قبایل درگیر زدوخورد در یمن را فارغ از اینکه کی تروریست است و چه کسی نیست تامین مالی کنند، رضایت ندارد. این موضوع ربطی هم به شدت مسلمان بودن شهروندان ایرانی ندارد، چرا که طرفین در گیر در یمن هم مسلمانند. حتی چه بسا مومنین بسیار باورمندی که حمایت از فلسطینی ها در مقابل جنایتکاران اسرائیلی را هم فقط در حد کمک دارویی، غذایی، آموزشی، و دیپلماتیک ارجح میدانند. هستند بسیاری از اهل نظر در ایران که حمایت از یک گروه از فلسطینیها در مقابل گروه دیگر را اساسا کمک به فلسطینیها نمیدانند، مضر به حال ملت فلسطین میبینند و به همین سان...
سران حکومت ما باید بپذیرند اولا اختلافات آنها با "استکبار جهانی" در بیشتر اوقات اختلاف خودشان با یکدیگر است و مردم در این میانه نباید لشگر کور و کر تلقی شوند، ثانیا مخالفت مردم با خواستهای آن استکبار یا هر چیز دیگر الزاما به معنای موافقت آنها با هرآنچه حکومت میفرماید نیست. نتیجه آنکه برای حکومتی که میل دارد بدون رویارویی با مخالفتهای بنیانکن داخلی بر اریکه بماند، کشمکش با زورمندان دنیا چاره نیست، توافق و همراهی با جریان غالب زندگی اجتماعی، و عقب نشینی دربرابر خواستهای دارای تبلور عمومی چاره است.
🆔 @jameeno
🔺 در صورت حمله ایران، ناتو از اسرائیل دفاع نخواهد کرد
▫️جامعه نو: ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو میگوید در صورت حمله نظامی ایران به اسرائیل، این کشور نباید روی حمایت این پیمان در دفاع از امنیت خودش حساب کند. او در مورد برجام گفت، باید دید که این توافق بدون آمریکا کارایی دارد یا خیر.
دبیرکل ناتو میگوید اسرائیل عضو این پیمان نیست بلکه شریک آن است و بر همین اساس ماده پنج پیمان آتلانتیک شمالی برای تضمین امنیت اسرائیل صدق نمیکند.
ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، در اظهارنظر پیرامون تنشهای جاری در خاورمیانه به اشپیگل گفته است: «ناتو مشارکتی در روند صلح خاورمیانه ندارد و حضورش در درگیریهای نظامی در منطقه نیز اندک است.»
استولتنبرگ افزوده که ناتو چنین وظیفهای ندارد. او عنوان کرده که در صورت حمله نظامی ایران، اسرائیل نباید روی حمایت ناتو حساب کند؛ چرا که شریک ناتوست و نه عضو آن.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو میگوید در صورت حمله نظامی ایران به اسرائیل، این کشور نباید روی حمایت این پیمان در دفاع از امنیت خودش حساب کند. او در مورد برجام گفت، باید دید که این توافق بدون آمریکا کارایی دارد یا خیر.
دبیرکل ناتو میگوید اسرائیل عضو این پیمان نیست بلکه شریک آن است و بر همین اساس ماده پنج پیمان آتلانتیک شمالی برای تضمین امنیت اسرائیل صدق نمیکند.
ینس استولتنبرگ، دبیرکل ناتو، در اظهارنظر پیرامون تنشهای جاری در خاورمیانه به اشپیگل گفته است: «ناتو مشارکتی در روند صلح خاورمیانه ندارد و حضورش در درگیریهای نظامی در منطقه نیز اندک است.»
استولتنبرگ افزوده که ناتو چنین وظیفهای ندارد. او عنوان کرده که در صورت حمله نظامی ایران، اسرائیل نباید روی حمایت ناتو حساب کند؛ چرا که شریک ناتوست و نه عضو آن.
🆔 @jameeno
🔸دیدار احتمالی بشار اسد و رهبر کرۀ شمالی
▫️جامعه نو: رئیسجمهور سوریه در حالی برای سفر به کره شمالی و دیدار با کیمجونگاون اظهار تمایل کرده که از زمان شروع جنگهای داخلی (۲۰۱۱)، به ندرت کشورش را ترک کرده است. واشنگتنپست که به نقل از خبرگزاری دولتی کره شمالی این خبر را منتشر کرده، اظهار تمایل اسد را تلاشی خوانده که گمانهزنیها پیرامون دیدار قریبالوقوع ترامپ و جونگاون را در ابهام بیشتری فرو میبرد. این روزنامه ضمن یادآوری روابط حسنۀ سوریه و کرهشمالی احتمال داده کیمجونگاون قصد دارد تصویر انزوای خود در اذهان عمومی را محو کند و روابط خارجی خود را، از جمله با ولادیمیر پوتین، گسترش دهد. نزدیکی روابط میان دو کشور سوریه و کره شمالی تا حدی است که کماکان گمان میرود، رآکتور هستهای سوریه که در ۲۰۰۷ از سوی ارتش اسرائیل نابود شد، با کمکهای کره شمالی احداث گردیده بود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: رئیسجمهور سوریه در حالی برای سفر به کره شمالی و دیدار با کیمجونگاون اظهار تمایل کرده که از زمان شروع جنگهای داخلی (۲۰۱۱)، به ندرت کشورش را ترک کرده است. واشنگتنپست که به نقل از خبرگزاری دولتی کره شمالی این خبر را منتشر کرده، اظهار تمایل اسد را تلاشی خوانده که گمانهزنیها پیرامون دیدار قریبالوقوع ترامپ و جونگاون را در ابهام بیشتری فرو میبرد. این روزنامه ضمن یادآوری روابط حسنۀ سوریه و کرهشمالی احتمال داده کیمجونگاون قصد دارد تصویر انزوای خود در اذهان عمومی را محو کند و روابط خارجی خود را، از جمله با ولادیمیر پوتین، گسترش دهد. نزدیکی روابط میان دو کشور سوریه و کره شمالی تا حدی است که کماکان گمان میرود، رآکتور هستهای سوریه که در ۲۰۰۷ از سوی ارتش اسرائیل نابود شد، با کمکهای کره شمالی احداث گردیده بود.
🆔 @jameeno
🔹رمان بیل کلینتون منتشر شد
▫️جامعه نو: رمان تخیلی «رئیس جمهور ناپدید
شده است» به قلم بیل کلینتون، رئیس جمهور اسبق آمریکا و جیمز پترسون، نویسنده پرطرفدار، روز دوشنبه روانه بازار میشود. این رمان ۵۰۰ صفحهای، تصویری از آمریکای وحشت زده به دست میدهد که از سوی دولت مورد تهدید واقع شده، چون زمزمه هایی از حملۀ سایبری، خیانت، و جاسوسی در کابینه از هر سو به گوش می رسد. رئیس جمهور ایالات متحده برای جلوگیری از قرار گرفتن در مظان این اتهامات، از انظار عمومی ناپدید میشود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: رمان تخیلی «رئیس جمهور ناپدید
شده است» به قلم بیل کلینتون، رئیس جمهور اسبق آمریکا و جیمز پترسون، نویسنده پرطرفدار، روز دوشنبه روانه بازار میشود. این رمان ۵۰۰ صفحهای، تصویری از آمریکای وحشت زده به دست میدهد که از سوی دولت مورد تهدید واقع شده، چون زمزمه هایی از حملۀ سایبری، خیانت، و جاسوسی در کابینه از هر سو به گوش می رسد. رئیس جمهور ایالات متحده برای جلوگیری از قرار گرفتن در مظان این اتهامات، از انظار عمومی ناپدید میشود.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸آموزش رایگان و حقوقی که از کودکان مهاجر و تهیدست پایمال می شود
✍ جعفر ابراهیمی /معلم و فعال حقوق کودکان
▫️جامعه نو: زیستن و درس دادن در مناطق محروم و حاشیه ای، فرصت تجربه های یگانه را به انسان می دهد هر چند این تجربه ها روایت تلخ و دردناک مطرودان و محذوفان و سلب مالکیت شدگان باشد.
وقتی که خبر موفقیت دختران و پسران مهاجر افغانستانی در آزمون کارشناسی ارشد را دیدم بی اختیار این موفقیت، محرومیت های کودکان مهاجر افغانستانی را برایم تداعی نمود و لحظاتی را به خاطر آوردم که برخی دانش آموزان افغانستانی ام برای ترک ایران و ترک تحصیل را در آغوش کشیدم بخصوص اینکه با اعمال برخی سیاست های پولی سازی آموزش روند طرد تهیدستان و مهاجران از مدرسه سرعت گرفته است.
واقعیت این است که نه طرح موسوم به فرمان و نه پروپاگاندای دولت و وزیر آموزش و پرورش نتوانسته است باعث "جانماندن کودکان مهاجر" از مدرسه گردد. دیدن نام مهاجران افغانستانی در رقابت کنکور بعنوان نفرات اول، اگر چه مایه خوشحالی است اما نمی تواند در واقعیت آمار واقعیِ پوشش تحصیلی کودکان مهاجر بخصوص آنان که با موانع اقامت روبرو هستند تغییر کیفی و کمی بوجود آورد اینگونه موفقیت ها محصول تلاش فردی است و نباید این موضوع را حمل بر بهبود وضعیت مهاجران بخصوص دختران دانست.
به جای نام این سه نفر، که بر صدر نشستند می توانست نام تعداد زیادی از کودکان مهاجر و تهیدست ایرانی قرار گیرد که سیاست های دست راستی دولت روحانی در ادامه منطقی دولت احمدی نژاد موجب طرد آنان از مدرسه شده است. نگارنده بعنوان یک معلم با دیدن این سه نفر یاد تعداد زیادی از دانش آموزان سابق خود می افتم که بخاطر مشکلات اقتصادی هرگز نتوانستند تا دیپلم ادامه تحصیل دهند و در این سال ها بخاطر حس بی آیندگی در ایران مسیر سخت و خطرناک ایران، ترکیه، یونان را برای رسیدن به اروپا طی نمودند و برخی از آنها جانشان به خطر افتاد و اینک در اروپا مستقر هستند و برخی متاسفانه به کشور افغانستان دیپورت شدند ولی باز می خواهند از ایران دوباره عبور کنند و مهاجرت خود را با تمام خطرات تجربه شده تکرار نمایند. این سطح از حس ناامنی در ایران ناشی از عدم حمایت از مهاجران و سلب حقوق مهاجران در ایران است و در این میان وضعیت دختران دانش آموز به مراتب بدتر است زیرا آنان این فرصت و قدرت عصیان و دل به دریا زدن برای کشور سوم را ندارند و مجبورند روزهای خود را به امید روزهای بهتر و آمدن خبر خوب از افغانستان سپری نمایند بخصوص وقتی سایه شوم و زشت نژادپرستی و زن ستیری و کودک آزاری و تجاوز و بنیادگرایی هر روز در ایران و افغانستان گسترده تر می گردد و خبر تجاوز فردی و گروهی به کودکان بخصوص کودکان مهاجر و افغانستانی در این وانفسای سیطره سود و سرمایه عادی می گردد و با شنیدن خبر تجاوز به بهاره ها، از این همه ستم حساسیت زدایی می گردد و عادی سازی می شود.
متاسفانه اکثر مهاجران در دنیا با اکثریت تهیدستان و سلب مالکیت شدگان کشور میزبان هم سرنوشت هستند و در نبود آگاهی طبقاتی، این طبقه مسلط در کشورهای مبدا و مقصد هستند که هم از تجارت انسان سود می برند و هم از خون و جان نیروی کار ارزان ارتزاق می کنند.
دیدن عنوان و تصویر دانشجویان افغانستانی بر صدر پذیرفته شدگان رشته های روابط بین الملل، تاریخ و زمین شناسی باعث شد من به دانش آموزانم تبریک بگویم اما وقتی این موفقیت دلچسب می نماید که تداعی کننده بهبود موقعیت اکثریت تحت ستم مهاجران و فرودستان باشد. با تمام این واقعیت ها و ناامیدی ها اما در میان این تصاویر و نام ها، نام زینت حسینی برای دختران افغانستانی و مهاجر می تواند چون سمبل نبرد اراده ها و فایق آمدن بر سختی های باشد بخصوص برای خواهران کوچکم خالیده ، حلیمه، نرگس، فرزانه، لطیفه و ... که می کوشند نظم و سنت واپسگرا و مشکلات را کنار بزنند و تمام دخترانی که نمی خواهند تن به شرایط موجود دهند و اراده کرده اند و مصمم پیرامون خود را تغییر دهند.
🆔 @jameeno
🔸آموزش رایگان و حقوقی که از کودکان مهاجر و تهیدست پایمال می شود
✍ جعفر ابراهیمی /معلم و فعال حقوق کودکان
▫️جامعه نو: زیستن و درس دادن در مناطق محروم و حاشیه ای، فرصت تجربه های یگانه را به انسان می دهد هر چند این تجربه ها روایت تلخ و دردناک مطرودان و محذوفان و سلب مالکیت شدگان باشد.
وقتی که خبر موفقیت دختران و پسران مهاجر افغانستانی در آزمون کارشناسی ارشد را دیدم بی اختیار این موفقیت، محرومیت های کودکان مهاجر افغانستانی را برایم تداعی نمود و لحظاتی را به خاطر آوردم که برخی دانش آموزان افغانستانی ام برای ترک ایران و ترک تحصیل را در آغوش کشیدم بخصوص اینکه با اعمال برخی سیاست های پولی سازی آموزش روند طرد تهیدستان و مهاجران از مدرسه سرعت گرفته است.
واقعیت این است که نه طرح موسوم به فرمان و نه پروپاگاندای دولت و وزیر آموزش و پرورش نتوانسته است باعث "جانماندن کودکان مهاجر" از مدرسه گردد. دیدن نام مهاجران افغانستانی در رقابت کنکور بعنوان نفرات اول، اگر چه مایه خوشحالی است اما نمی تواند در واقعیت آمار واقعیِ پوشش تحصیلی کودکان مهاجر بخصوص آنان که با موانع اقامت روبرو هستند تغییر کیفی و کمی بوجود آورد اینگونه موفقیت ها محصول تلاش فردی است و نباید این موضوع را حمل بر بهبود وضعیت مهاجران بخصوص دختران دانست.
به جای نام این سه نفر، که بر صدر نشستند می توانست نام تعداد زیادی از کودکان مهاجر و تهیدست ایرانی قرار گیرد که سیاست های دست راستی دولت روحانی در ادامه منطقی دولت احمدی نژاد موجب طرد آنان از مدرسه شده است. نگارنده بعنوان یک معلم با دیدن این سه نفر یاد تعداد زیادی از دانش آموزان سابق خود می افتم که بخاطر مشکلات اقتصادی هرگز نتوانستند تا دیپلم ادامه تحصیل دهند و در این سال ها بخاطر حس بی آیندگی در ایران مسیر سخت و خطرناک ایران، ترکیه، یونان را برای رسیدن به اروپا طی نمودند و برخی از آنها جانشان به خطر افتاد و اینک در اروپا مستقر هستند و برخی متاسفانه به کشور افغانستان دیپورت شدند ولی باز می خواهند از ایران دوباره عبور کنند و مهاجرت خود را با تمام خطرات تجربه شده تکرار نمایند. این سطح از حس ناامنی در ایران ناشی از عدم حمایت از مهاجران و سلب حقوق مهاجران در ایران است و در این میان وضعیت دختران دانش آموز به مراتب بدتر است زیرا آنان این فرصت و قدرت عصیان و دل به دریا زدن برای کشور سوم را ندارند و مجبورند روزهای خود را به امید روزهای بهتر و آمدن خبر خوب از افغانستان سپری نمایند بخصوص وقتی سایه شوم و زشت نژادپرستی و زن ستیری و کودک آزاری و تجاوز و بنیادگرایی هر روز در ایران و افغانستان گسترده تر می گردد و خبر تجاوز فردی و گروهی به کودکان بخصوص کودکان مهاجر و افغانستانی در این وانفسای سیطره سود و سرمایه عادی می گردد و با شنیدن خبر تجاوز به بهاره ها، از این همه ستم حساسیت زدایی می گردد و عادی سازی می شود.
متاسفانه اکثر مهاجران در دنیا با اکثریت تهیدستان و سلب مالکیت شدگان کشور میزبان هم سرنوشت هستند و در نبود آگاهی طبقاتی، این طبقه مسلط در کشورهای مبدا و مقصد هستند که هم از تجارت انسان سود می برند و هم از خون و جان نیروی کار ارزان ارتزاق می کنند.
دیدن عنوان و تصویر دانشجویان افغانستانی بر صدر پذیرفته شدگان رشته های روابط بین الملل، تاریخ و زمین شناسی باعث شد من به دانش آموزانم تبریک بگویم اما وقتی این موفقیت دلچسب می نماید که تداعی کننده بهبود موقعیت اکثریت تحت ستم مهاجران و فرودستان باشد. با تمام این واقعیت ها و ناامیدی ها اما در میان این تصاویر و نام ها، نام زینت حسینی برای دختران افغانستانی و مهاجر می تواند چون سمبل نبرد اراده ها و فایق آمدن بر سختی های باشد بخصوص برای خواهران کوچکم خالیده ، حلیمه، نرگس، فرزانه، لطیفه و ... که می کوشند نظم و سنت واپسگرا و مشکلات را کنار بزنند و تمام دخترانی که نمی خواهند تن به شرایط موجود دهند و اراده کرده اند و مصمم پیرامون خود را تغییر دهند.
🆔 @jameeno
🔺 نخستوزیر اسرائیل: در دیدارم با سران سه کشور اروپایی راجع به دو موضوع گفتگو خواهم کرد: ایران و ایران
▫️جامعه نو: بنیامین نتانیاهو در سفر سه روزه خود به اروپا که از امروز آغاز شده قصد دارد ایرادات خود به توافق هستهای با ایران، و لزوم خروج نیروهای نظامی این کشور از سوریه را در دیدارش با سران آلمان، فرانسه و انگلیس مطرح نماید. سفر نتانیاهو به اروپا و با هدف اقناع مقامات ارشد سه کشور اروپایی برای کناره گیری از برجام، در حالی صورت میگیرد که یوکیو آمانو، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده بازرسان آژانس به همۀ مناطق لازم جهت نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران دسترسی دارند.
همچنین آمانو در نخستین نشست آژانس در وین، بعد از کنارهگیری ترامپ از برجام، ادعای عدم همکاری ایران در زمینه فعالیتهای اتمی را رد کرده است. گفته میشود یکی از اهداف سفر کنونی نتانیاهو گفتگو پیرامون صلاحیت آژانس نامبرده است. همچنین آمانو از تهران خواسته تمایل خود به حفظ توافق هستهای را با شدت بیشتری نشان دهد، به گفتۀ او: «همکاری بهنگام و فعالانۀ ایران در فراهم کردن دسترسی بازرسان آژانس به مناطق مزبور، میتواند راهگشا باشد و موجب بالارفتن اعتماد چندجانبه شود».
به نوشتۀ گاردین بعید است نقدهای نتانیاهو پیرامون برجام، از سوی اروپا پذیرفته شود، لازم به ذکر است نخستوزیر شصتوهشت ساله اسرائیلی در این سفر باید پاسخگوی پرسش از کشتارهای اخیر اسرائیل در غزه باشد.
انتقاد نتانیاهو به حضور ایران در سوریه از دیگر موضوعات گفتگوی وی با سران سه کشور اروپایی خواهد بود.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: بنیامین نتانیاهو در سفر سه روزه خود به اروپا که از امروز آغاز شده قصد دارد ایرادات خود به توافق هستهای با ایران، و لزوم خروج نیروهای نظامی این کشور از سوریه را در دیدارش با سران آلمان، فرانسه و انگلیس مطرح نماید. سفر نتانیاهو به اروپا و با هدف اقناع مقامات ارشد سه کشور اروپایی برای کناره گیری از برجام، در حالی صورت میگیرد که یوکیو آمانو، مدیر کل آژانس بینالمللی انرژی اتمی اعلام کرده بازرسان آژانس به همۀ مناطق لازم جهت نظارت بر فعالیتهای هستهای ایران دسترسی دارند.
همچنین آمانو در نخستین نشست آژانس در وین، بعد از کنارهگیری ترامپ از برجام، ادعای عدم همکاری ایران در زمینه فعالیتهای اتمی را رد کرده است. گفته میشود یکی از اهداف سفر کنونی نتانیاهو گفتگو پیرامون صلاحیت آژانس نامبرده است. همچنین آمانو از تهران خواسته تمایل خود به حفظ توافق هستهای را با شدت بیشتری نشان دهد، به گفتۀ او: «همکاری بهنگام و فعالانۀ ایران در فراهم کردن دسترسی بازرسان آژانس به مناطق مزبور، میتواند راهگشا باشد و موجب بالارفتن اعتماد چندجانبه شود».
به نوشتۀ گاردین بعید است نقدهای نتانیاهو پیرامون برجام، از سوی اروپا پذیرفته شود، لازم به ذکر است نخستوزیر شصتوهشت ساله اسرائیلی در این سفر باید پاسخگوی پرسش از کشتارهای اخیر اسرائیل در غزه باشد.
انتقاد نتانیاهو به حضور ایران در سوریه از دیگر موضوعات گفتگوی وی با سران سه کشور اروپایی خواهد بود.
🆔 @jameeno
📌اعتراض فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران به قانون ممنوعیت تصویربرداری از سربازان اسرائیلی
▫️جامعه نو: فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران(IFJ) پیشنویس لایحهای در اسرائیل را که قصد دارد ثبت، ضبط و فیلمبرداری از سربازان اسرائیلی را بعنوان یک جرم قابل پیگرد قضایی کند به شدت محکوم میکند.
رابرت ایلاتوف رئیس حزب یزرآل بیتینی که پیشنویس این طرح را پیشنهاد کرده اعلام کرد که این لایحه تحت عنوان “ممنوعیت عکسبرداری و مستندسازی از سربازان ارتش اسرائیل” به عنوان یک پاسخ به “پدیده نگرانی سندسازی از سربازان اسرائیلی” به کنست (پارلمان اسرائیل)، در تاریخ 24 مه ارائه شده است.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران با حمایت از عضو وابستهاش سندیکای روزنامهنگاران فلسطینی(PJS) خواستار لغو پیشنویس قانون شده است.
گفتنی است این لایحه موردحمایت وزیر دفاع اسرائیل آویگدور لیبرمن است.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران(IFJ) پیشنویس لایحهای در اسرائیل را که قصد دارد ثبت، ضبط و فیلمبرداری از سربازان اسرائیلی را بعنوان یک جرم قابل پیگرد قضایی کند به شدت محکوم میکند.
رابرت ایلاتوف رئیس حزب یزرآل بیتینی که پیشنویس این طرح را پیشنهاد کرده اعلام کرد که این لایحه تحت عنوان “ممنوعیت عکسبرداری و مستندسازی از سربازان ارتش اسرائیل” به عنوان یک پاسخ به “پدیده نگرانی سندسازی از سربازان اسرائیلی” به کنست (پارلمان اسرائیل)، در تاریخ 24 مه ارائه شده است.
فدراسیون بینالمللی روزنامهنگاران با حمایت از عضو وابستهاش سندیکای روزنامهنگاران فلسطینی(PJS) خواستار لغو پیشنویس قانون شده است.
گفتنی است این لایحه موردحمایت وزیر دفاع اسرائیل آویگدور لیبرمن است.
🆔 @jameeno
🔹انجمن حمایت از حقوق کودکان به مناسبت روزجهانی لغو کار کودک برگزار میکند
🔻5 ساعت مبارزه با کار کودک
▫️لیلا رزاقی/ جامعه نو: عرق از سر و صورت آفتاب سوخته احمد میریزد. این دوازدهمین شیشهای است که از صبح تا نزدیک ظهر، با هِن و هِن نفسهای او شکل میگیرد. وقت سرخاراندن ندارد. سوال که میپرسی به زحمت لابه لای آن همه سروصدا جوابت را میدهد. یعنی اصلا جواب نمیدهد. سر میچرخاند، خیره نگاهت میکند و باز دَم بعدی...
10 – 15-13 ! هرچه سن و سال کارگران اینجا کمتر باشد دَمشان پرتوانتر است و تولید شیشههای رنگارنگ پر رونقتر است.. صدای خس خس سینه هم دیگر برای هیچکدامشان عجیب نیست. تا نفس دارند، میدمند داخل این شیشههای فرم نگرفته شفاف ، تا شکل بگیرند و تبدیل به کالایی مصرفی یا دکوری شوند. از مدرسه و درس و کتاب هم فقط رویایش برای احمد و بچههای دیگر این کارگاههای شیشهگری جنوب تهران باقی مانده. فقر وقتی امانت را ببرد دیگر وقتی برای یادگیری چگونه نوشتن آب و نان نیست. آب و نان میشود فکر و ذکر هر لحظهات. میشود نگاه پدر و مادر و خواهر و برادرها به دستهای کوچکت.. میشود تمام هدفت از مهاجرت به یک کشور دیگر یا تمام تلاشت برای گریز از فقر.
اصلا چند نفر از ما میدانیم چه تعداد از همان کودکانی که به آسانی و با یک دایره آنها را از سایر کودکان جدا کردهایم و نامشان را «کودک کار» گذاشتهایم، در این کارگاهها مشغول به کارند؟! تصور کنید، همین قصه تکثیر میشود به تعداد تمام کودکانی که در دامداریها و مرغداری ها، قالیبافیها، ساختمان سازیها، آجرپزیها، سنگ نویسیهای اطراف قبرستانها، خیاط خانهها و دهها شغل ناشناخته و پنهان دیگر کار میکنند و ما تنها آن تعدادی را میبینیم که از زیرزمینها و کارگاههای نمور جامانده و به سطح خیابانها آمدهاند. همانها که سر چهارراهها ، فروشندگی میکنند یا آنها که زباله گردند و پاکبان!! .. همانها که گاهی دلمان برایشان میسوزد و با ترحمی تهوع آور! نگاهشان میکنیم و دیوار مهربانی علم میکنیم و یا چون آن مستند ساز به اصطلاح اجتماعی!! یک شب صدقه وار میهمانشان میکنیم به شامی استثنایی در رستورانی رویایی .. گاهی اما با وجود اینکه هیچ سند قانع کنندهای برای این ادعای پوچ نداریم، بی پدر و مادر! خطابشان میکنیم یا در کشاکش اصرارشان برای خرید فال و گل و ... ، انگشتان کوچکشان را لابه لای شیشه ماشینهایی که به سرعت بالا میروند، نمیبینیم.. میان این هم همهها ، کمتر شهروند عادی از خود میپرسد چرا کودکان کار هر روز زیادتر میشوند؟ ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چه نقشی در افزایش فقر و حاشیه نشینی دارد؟ چرا لغو کار کودک تبدیل به مطالبه اجتماعی شهروندان نمیشود و چرا هنوز کودکان بسیاری در مشاغل پنهان با صدها آسیب دست به گریبانند؟!
آییننامه هیات دولت جمهوری اسلامی ایران در سال ۸۳ میگوید؛ کار کودکان در مشاغل سختی چون بازیافت، کارهای ساختمانی، رودهپاککنی، کار با مواد شیمیایی و غیره ممنوع است. با وجود این ، کودکان بسیاری هماکنون در این مشاغل سخت در حال کار هستند.
22 خرداد مصادف با 12 ژوئن روز جهانی لغو کار کودک است و امسال کمپینی برگزار شده تا از شهروندان بخواهد تنها 5 ساعت برای لغو کار کودک مبارزه کنند.
انجمن حمایت از حقوق کودکان که راه اندازی این کمپین را به عهده دارد، با همراهی داوطلبان خود درصدد است تا در روز 22 خردادماه، همزمان با روز جهانی لغو کار کودک با استقرار در دو پارک پربازدید شهر تهران (پارک لاله واقع در بلوار کشاورز و پارک ملت در خیابان ولیعصر) کمپینی یک روزه برای افزایش آگاهی عمومی نسبت به کار کودک برگزار کند. در این کمپین که به مدت 5 ساعت ( 18 الی 23) برگزار خواهد شد، داوطلبین با استقرار در محلهای یادشده و گفتگو با بازدیدکنندگان، ضمن معرفی مصادیق کار پنهان کودک و کودکان در مشاغل سخت، به توضیح آمار مرتبط با این موضوع و سنجش میزان آگاهی خانوادهها نسبت به کار کودک خواهند پرداخت. تمرکز اصلی این رویداد، افزایش آگاهی عمومی و آشنایی افراد با تاریخچه روز جهانی لغو کار کودک است. همزمان با این اطلاع رسانی، فرصتی برای گفتگو با کودکان و برپایی ایستگاههای نقاشی و آموزش فراهم خواهد شد که توسط مربیان داوطلب انجمن به صورت هدفمند هدایت خواهد میشود. این کمپین و رویدادهایی از این دست ، گام برداشتن در راه طولانی اما نتیجه بخش مطالبهگری در راستای لغو کار کودک است. کارزارهایی که هدفشان نه تقویت دلسوزی و ترحم که بالابردن آگاهی شهروندان برای تغییر مناسبات اجتماعی به نفع کودکان است.
🆔 @jameeno
🔻5 ساعت مبارزه با کار کودک
▫️لیلا رزاقی/ جامعه نو: عرق از سر و صورت آفتاب سوخته احمد میریزد. این دوازدهمین شیشهای است که از صبح تا نزدیک ظهر، با هِن و هِن نفسهای او شکل میگیرد. وقت سرخاراندن ندارد. سوال که میپرسی به زحمت لابه لای آن همه سروصدا جوابت را میدهد. یعنی اصلا جواب نمیدهد. سر میچرخاند، خیره نگاهت میکند و باز دَم بعدی...
10 – 15-13 ! هرچه سن و سال کارگران اینجا کمتر باشد دَمشان پرتوانتر است و تولید شیشههای رنگارنگ پر رونقتر است.. صدای خس خس سینه هم دیگر برای هیچکدامشان عجیب نیست. تا نفس دارند، میدمند داخل این شیشههای فرم نگرفته شفاف ، تا شکل بگیرند و تبدیل به کالایی مصرفی یا دکوری شوند. از مدرسه و درس و کتاب هم فقط رویایش برای احمد و بچههای دیگر این کارگاههای شیشهگری جنوب تهران باقی مانده. فقر وقتی امانت را ببرد دیگر وقتی برای یادگیری چگونه نوشتن آب و نان نیست. آب و نان میشود فکر و ذکر هر لحظهات. میشود نگاه پدر و مادر و خواهر و برادرها به دستهای کوچکت.. میشود تمام هدفت از مهاجرت به یک کشور دیگر یا تمام تلاشت برای گریز از فقر.
اصلا چند نفر از ما میدانیم چه تعداد از همان کودکانی که به آسانی و با یک دایره آنها را از سایر کودکان جدا کردهایم و نامشان را «کودک کار» گذاشتهایم، در این کارگاهها مشغول به کارند؟! تصور کنید، همین قصه تکثیر میشود به تعداد تمام کودکانی که در دامداریها و مرغداری ها، قالیبافیها، ساختمان سازیها، آجرپزیها، سنگ نویسیهای اطراف قبرستانها، خیاط خانهها و دهها شغل ناشناخته و پنهان دیگر کار میکنند و ما تنها آن تعدادی را میبینیم که از زیرزمینها و کارگاههای نمور جامانده و به سطح خیابانها آمدهاند. همانها که سر چهارراهها ، فروشندگی میکنند یا آنها که زباله گردند و پاکبان!! .. همانها که گاهی دلمان برایشان میسوزد و با ترحمی تهوع آور! نگاهشان میکنیم و دیوار مهربانی علم میکنیم و یا چون آن مستند ساز به اصطلاح اجتماعی!! یک شب صدقه وار میهمانشان میکنیم به شامی استثنایی در رستورانی رویایی .. گاهی اما با وجود اینکه هیچ سند قانع کنندهای برای این ادعای پوچ نداریم، بی پدر و مادر! خطابشان میکنیم یا در کشاکش اصرارشان برای خرید فال و گل و ... ، انگشتان کوچکشان را لابه لای شیشه ماشینهایی که به سرعت بالا میروند، نمیبینیم.. میان این هم همهها ، کمتر شهروند عادی از خود میپرسد چرا کودکان کار هر روز زیادتر میشوند؟ ساختار اجتماعی، اقتصادی و سیاسی چه نقشی در افزایش فقر و حاشیه نشینی دارد؟ چرا لغو کار کودک تبدیل به مطالبه اجتماعی شهروندان نمیشود و چرا هنوز کودکان بسیاری در مشاغل پنهان با صدها آسیب دست به گریبانند؟!
آییننامه هیات دولت جمهوری اسلامی ایران در سال ۸۳ میگوید؛ کار کودکان در مشاغل سختی چون بازیافت، کارهای ساختمانی، رودهپاککنی، کار با مواد شیمیایی و غیره ممنوع است. با وجود این ، کودکان بسیاری هماکنون در این مشاغل سخت در حال کار هستند.
22 خرداد مصادف با 12 ژوئن روز جهانی لغو کار کودک است و امسال کمپینی برگزار شده تا از شهروندان بخواهد تنها 5 ساعت برای لغو کار کودک مبارزه کنند.
انجمن حمایت از حقوق کودکان که راه اندازی این کمپین را به عهده دارد، با همراهی داوطلبان خود درصدد است تا در روز 22 خردادماه، همزمان با روز جهانی لغو کار کودک با استقرار در دو پارک پربازدید شهر تهران (پارک لاله واقع در بلوار کشاورز و پارک ملت در خیابان ولیعصر) کمپینی یک روزه برای افزایش آگاهی عمومی نسبت به کار کودک برگزار کند. در این کمپین که به مدت 5 ساعت ( 18 الی 23) برگزار خواهد شد، داوطلبین با استقرار در محلهای یادشده و گفتگو با بازدیدکنندگان، ضمن معرفی مصادیق کار پنهان کودک و کودکان در مشاغل سخت، به توضیح آمار مرتبط با این موضوع و سنجش میزان آگاهی خانوادهها نسبت به کار کودک خواهند پرداخت. تمرکز اصلی این رویداد، افزایش آگاهی عمومی و آشنایی افراد با تاریخچه روز جهانی لغو کار کودک است. همزمان با این اطلاع رسانی، فرصتی برای گفتگو با کودکان و برپایی ایستگاههای نقاشی و آموزش فراهم خواهد شد که توسط مربیان داوطلب انجمن به صورت هدفمند هدایت خواهد میشود. این کمپین و رویدادهایی از این دست ، گام برداشتن در راه طولانی اما نتیجه بخش مطالبهگری در راستای لغو کار کودک است. کارزارهایی که هدفشان نه تقویت دلسوزی و ترحم که بالابردن آگاهی شهروندان برای تغییر مناسبات اجتماعی به نفع کودکان است.
🆔 @jameeno
#یادداشت_مهمان
🔸چرا ما اول مسئولیم بعد معلم
✍ منیژه فروزنده/ معلم و فعال صنفی
▫️جامعه نو: در ابتدا عرض کنم که من یک معلم هستم و قاعدتا از درون صنفم و به دور از هر تعصب گمراه کننده ای به نوشتن این متن دست زدم چرا که باور دارم معیار سلامت و وجود امنیت در یک جامعه به هیچ وجه معیاری برای محک زدن سلامت "معلمان" و یا عدم سلامت آنان نیست و یا بر عکس! منظورم را واضحتر بگویم ،نمیتوان جامعه ای را مثال زد که یک "کاست" منزه و پاکیزه داشته باشد و بقیه لایه های اجتماعی فاقد این ویژگی باشند!
با نگاهی به آمارهای خشونت جنسی در جهان به راحتی میتوان دریافت که امر تجاوز جنسی درمحیط آموزشگاه ها و مدارس ارتباط تنگاتنگی با حوزه های مختلف اجتماعی دارد و در هم تنیدگی این حوزه ها اجتناب ناپذیر است. هنوز اخبار تجاوزات جنسی در بالاترین رده های سینمای هالیوود و موسسات و شرکتهای بزرگ صنعتی و وزارتخانه ها ، داغ و شوک بر انگیز است. هنوز درد جانسوز ربودن دختران و زنان را از میان دود و آتش جنگهای خاورمیانه و آفریقا به جان داریم.
هنوز شاهد خرید و فروش دختران خردسال در هتلها و کازینوها برای عیاشی مولتی میلیاردرها هستیم! هنوز شاهد ازدواج دختران خردسال در آمار میلیونی هستیم که دقیقا بحث تجاوز در موردشان صدق می کند.
🔹 پس چگونه می توان فضای مدرسه را با انتخاب صرفا معلمان استرلیزه ! امن نمود. این رومانیزه کردن یک شغل است. این تعصبی تفرقه افکنانه و خاک پاشیدن روی صورت مساله سیاهیست که هنوز جوامع بشری با آن درگیرند. معلمی یک شغل است همچون پرستاری و یا رانندگی و... که البته حساسیت های ویژه ای را میطلبد و آموزشهای خاصی را لازم دارد چرا که آسیب پذیرترین بخش جامعه یعنی کودکان و نوجوانان در آن تنیده میشوند اما نمیتوان اطمینان داشت که مردی که دارای فرهنگ مردسالاریست و در خانواده و جامعه به شدت تایید میشود در محیط مدرسه یک انسان آزاده و دموکراتیک باشد. نمیتوان انتظار داشت زنی که در محیط بیرون از مدرسه با انواع و اقسام خشونتها و تحقیرها دست به گریبان و عمدتا خشمگین و ناراضی است به ناگهان در مدرسه ژاندارک شود!
نا گفته نماند که بسیار معلمینی هستند و بودند که از این گندابها سر بلند بیرون آمدند و تا پای جان از اصول انسانی دفاع کرده و میکنند .بحث بر سر قاعده و ریشه خشونت جنسی است که در محیط بیرون از مدرسه شکل میگیرد ولی در درون مدرسه شکل بروز تاثیر گذارتری می یابد.
در مورد تجاوز به دانش اموزان دبیرستانی ، خبر دهشتناکی بود اما اعتراض بسیاری از معلمین به چیست و کیست؟
به اینکه این معلم رسمی نبوده؟؟ به اینکه معاون بوده و اصلا معلم نبوده؟؟
نه دوستان عزیز، ما نه به عنوان معلم بلکه از جایگاه انسانیمان به مشکل ورود کنیم. فاجعه از آنجا آغاز میشود که تمامی ساختارها و نهاد های برنامه ریزی از جمله آ پ به جای زدودن فرهنگ تبعیض و خرافه، به جای اهتمام در رشد خلاقانه و حس استقلال در دانش اموزان ،درست بر عکس عمل میکنند . ترس و اطاعت و نا آگاهی و نا امیدی نسل جوان نتیجه این روندهاست. در تمامی ابعاداجتماعی ؛ فرهنگ کالایی بر اصول برابرخواهانه انسانی مسلط میشود و فرد گرایی و لذت جویی اقتدار گرانه حاکم میگرددو در نهایت طوسیها سر بر می آورند. این دو نیرو را در کنار هم بگذاریم "ساختاری معیوب" و جمع کثیری از" کودکان و نوجوانان"، جانب کدام یک را میگیریم؟؟ کودکان و نوجوانان فاقد آگاهی و قدرت تصمیم گیری و یا ؟؟؟
🔹 آیا می خواهیم که بدون رفتن و دیدن ریشه ها به شغل شریف معلمی غره شویم؟ چرا این 30 دانش آموز حتی یک معلمش را در خور اعتماد نمیدید و از او طلب کمک نکرد؟ چرا این دانش اموزان پدر و مادر و بستگان نزدیک خود را به فریاد خواهی نطلبیدند!
این چراها را در کجا باید به میان کشید و چه کسی جوابگوست.؟؟
ما مقصر نیستیم. حتما همین است. ولی چراها وجود دارند!
🆔 @jameeno
🔸چرا ما اول مسئولیم بعد معلم
✍ منیژه فروزنده/ معلم و فعال صنفی
▫️جامعه نو: در ابتدا عرض کنم که من یک معلم هستم و قاعدتا از درون صنفم و به دور از هر تعصب گمراه کننده ای به نوشتن این متن دست زدم چرا که باور دارم معیار سلامت و وجود امنیت در یک جامعه به هیچ وجه معیاری برای محک زدن سلامت "معلمان" و یا عدم سلامت آنان نیست و یا بر عکس! منظورم را واضحتر بگویم ،نمیتوان جامعه ای را مثال زد که یک "کاست" منزه و پاکیزه داشته باشد و بقیه لایه های اجتماعی فاقد این ویژگی باشند!
با نگاهی به آمارهای خشونت جنسی در جهان به راحتی میتوان دریافت که امر تجاوز جنسی درمحیط آموزشگاه ها و مدارس ارتباط تنگاتنگی با حوزه های مختلف اجتماعی دارد و در هم تنیدگی این حوزه ها اجتناب ناپذیر است. هنوز اخبار تجاوزات جنسی در بالاترین رده های سینمای هالیوود و موسسات و شرکتهای بزرگ صنعتی و وزارتخانه ها ، داغ و شوک بر انگیز است. هنوز درد جانسوز ربودن دختران و زنان را از میان دود و آتش جنگهای خاورمیانه و آفریقا به جان داریم.
هنوز شاهد خرید و فروش دختران خردسال در هتلها و کازینوها برای عیاشی مولتی میلیاردرها هستیم! هنوز شاهد ازدواج دختران خردسال در آمار میلیونی هستیم که دقیقا بحث تجاوز در موردشان صدق می کند.
🔹 پس چگونه می توان فضای مدرسه را با انتخاب صرفا معلمان استرلیزه ! امن نمود. این رومانیزه کردن یک شغل است. این تعصبی تفرقه افکنانه و خاک پاشیدن روی صورت مساله سیاهیست که هنوز جوامع بشری با آن درگیرند. معلمی یک شغل است همچون پرستاری و یا رانندگی و... که البته حساسیت های ویژه ای را میطلبد و آموزشهای خاصی را لازم دارد چرا که آسیب پذیرترین بخش جامعه یعنی کودکان و نوجوانان در آن تنیده میشوند اما نمیتوان اطمینان داشت که مردی که دارای فرهنگ مردسالاریست و در خانواده و جامعه به شدت تایید میشود در محیط مدرسه یک انسان آزاده و دموکراتیک باشد. نمیتوان انتظار داشت زنی که در محیط بیرون از مدرسه با انواع و اقسام خشونتها و تحقیرها دست به گریبان و عمدتا خشمگین و ناراضی است به ناگهان در مدرسه ژاندارک شود!
نا گفته نماند که بسیار معلمینی هستند و بودند که از این گندابها سر بلند بیرون آمدند و تا پای جان از اصول انسانی دفاع کرده و میکنند .بحث بر سر قاعده و ریشه خشونت جنسی است که در محیط بیرون از مدرسه شکل میگیرد ولی در درون مدرسه شکل بروز تاثیر گذارتری می یابد.
در مورد تجاوز به دانش اموزان دبیرستانی ، خبر دهشتناکی بود اما اعتراض بسیاری از معلمین به چیست و کیست؟
به اینکه این معلم رسمی نبوده؟؟ به اینکه معاون بوده و اصلا معلم نبوده؟؟
نه دوستان عزیز، ما نه به عنوان معلم بلکه از جایگاه انسانیمان به مشکل ورود کنیم. فاجعه از آنجا آغاز میشود که تمامی ساختارها و نهاد های برنامه ریزی از جمله آ پ به جای زدودن فرهنگ تبعیض و خرافه، به جای اهتمام در رشد خلاقانه و حس استقلال در دانش اموزان ،درست بر عکس عمل میکنند . ترس و اطاعت و نا آگاهی و نا امیدی نسل جوان نتیجه این روندهاست. در تمامی ابعاداجتماعی ؛ فرهنگ کالایی بر اصول برابرخواهانه انسانی مسلط میشود و فرد گرایی و لذت جویی اقتدار گرانه حاکم میگرددو در نهایت طوسیها سر بر می آورند. این دو نیرو را در کنار هم بگذاریم "ساختاری معیوب" و جمع کثیری از" کودکان و نوجوانان"، جانب کدام یک را میگیریم؟؟ کودکان و نوجوانان فاقد آگاهی و قدرت تصمیم گیری و یا ؟؟؟
🔹 آیا می خواهیم که بدون رفتن و دیدن ریشه ها به شغل شریف معلمی غره شویم؟ چرا این 30 دانش آموز حتی یک معلمش را در خور اعتماد نمیدید و از او طلب کمک نکرد؟ چرا این دانش اموزان پدر و مادر و بستگان نزدیک خود را به فریاد خواهی نطلبیدند!
این چراها را در کجا باید به میان کشید و چه کسی جوابگوست.؟؟
ما مقصر نیستیم. حتما همین است. ولی چراها وجود دارند!
🆔 @jameeno
#الف
🔹کرنش و سرکوب
▫️شورای سردبیری: دو تلقی متناظر نزد مردم و حکومت وجود دارد: معروف است که مردم فکر میکنند حاکم خودش خوب و اطرافیانش بد و مخالف آسایش مردمند، و اغلب دیده میشود که حاکمان مردم راخوب و رهبران آنها را بدسرشت و نابکار معرفی میکنند. هر دو طرف هدف خاصی از تکیه بر این دوتلقی دارند: مردم چون از حاکمان میترسند یا با آنها رودربایستی دارند، غالبا این عبارت را نجاتبخش میدانند که " خودش خوب است ، امان از اطرافیان!"
حکام نیز وقتی از اعلام اینکه کارگران معترض یا رعایای شورشی نوکر اجنبی هستند طرفی نمیبندند و سنبه جامعه را پر زور مییابند، به خوشامدگویی آنها میپردازند. آنها ابتدا با اعلام اینکه حق اعتراض پذیرفته است نسبت به احتمال سوءاستفاده دشمنان از هر حضور اعتراضی هشدار میدهند و سپس بر حکومت معلوم میشود نفوذی در آنها صورت گرفته است. در غالب اوقات، این نفوذیها رهبران جنبشهای اعتراضی و فعالان پرشوراجتماعی از کار در میآیند و دستگیر میشوند. این، روند جاری برخورد نظامهای اقتدارگرا با تحرکات نامطلوب اجتماعی است.
اما این روشی کارا برای اداره جامعه و ثبات ساز نیست. حل مشکل نیست، گریختن از مشکلاتی است که گریختن از مقابل آنها بزرگی و سرعتشان را افزایش میدهد و ما را به سمت امنیتی رفتارکردن بیشتر و دستگیریهای بیتوجیه و بازداشت بیدلیل فعالان سوق میدهد. معمولا احساس میکنیم کار درستی بوده و آرامش را برقرار کردهایم. ولی در بسیاری اوقات این هوش ذاتی نهفته درعمل جمعی است که هنگام یورش جمع را عقب میکشد و نیروی امنیتساز را مجاب میکند در دستگیری و بازداشت رهبران و افراد شاخص تحرکات اجتماعی محق بوده و" غائله وفتنه" را ختم کرده است.اما پاپس کشیدن جامعه در برابر این یورشها، معمولا بازگشتی دوباره به دنبال دارد؛ با قدرت و تاکتیکهای موثرتر.
فارغ از اینکه حکومتها راه دیگری هم پیش رو دارند یا نه، این رویکرد آنها دارای تناقضی درونی است. برای مسالمت با کارگران باید با تشکل آنها مسالمت کرد و برای نشان دادن حسن نیت نسبت به مطالبات معلمان باید نسبت به رهبران آنها و اعضای فعالشان ابراز حسن نیت کرد نه اینکه آنها را به بازداشتگاه کشاند. برای حکومتی که یا به دلیل داشتن خصلت جامعهگرا و یا به دلیل ناکامی در سرکوب فعالیتهای صنفی تصمیم میگیرد تسامح به خرج داده با تحرکات مدنی به مسالمت رفتار کند، لازم است با نمایندگان و فعالان مذاکره کند و نه مقابله.
در کشور ما، در موقعیت کنونی تعارض بین سیاست رسمی و رفتار عملی کاملا به چشم میآید. حکومت معتقد است در موقعیتی هستیم که به حمایت گروههای وسیع اجتماعی از حکومت نیاز است و نباید مطالبات صنفی و تحرکات پیگیرنده آنها با بیاعتنایی و سرکوب روبرو شوند، ولی باید نسبت به نفوذ در آنها هشیاری به خرج داده شود. اما علامتی که مجریان تحت کنترل مسئولان امنیتی دریافت میکنند، فعالان صنفی را در مظان اتهاماتی مبهم قرار میدهد. این نقطهای است که پای بیگانه هم به میان میآید: همان چیزی که حکومت از آن وحشت دارد و هشدار دائم میدهد. دستگیری های بی ضابطه و منطق، رفتار غیرطبیعی با بازداشتیها، وطولانی بودن دوران بلاتکلیفی رسانههای مخالف خارجی را به معرکه میکشاند و دستگاه سیاست خارجی نیز درگیر میشود. به این ترتیب، آن میشود که حکومت نمیخواست.
چاره کار ، صراحت حکومت است در اعلام آنچه درست و به مصلحت میداند: چه دشمن توطئه کند و چه نکند، چه کشور در" برهه حساس" باشد یا نباشد ، گروههای اجتماعی حق دارند مطالبات خود را از طریق تشکل.های صنفی و مدنی پیگیری کنند و ایجاد شائبه استفاده دشمن از مطالبات آنها باید کنار گذاشته شود . فعالان صنفی را نباید به انفرادی برد و....
🆔 @jameeno
🔹کرنش و سرکوب
▫️شورای سردبیری: دو تلقی متناظر نزد مردم و حکومت وجود دارد: معروف است که مردم فکر میکنند حاکم خودش خوب و اطرافیانش بد و مخالف آسایش مردمند، و اغلب دیده میشود که حاکمان مردم راخوب و رهبران آنها را بدسرشت و نابکار معرفی میکنند. هر دو طرف هدف خاصی از تکیه بر این دوتلقی دارند: مردم چون از حاکمان میترسند یا با آنها رودربایستی دارند، غالبا این عبارت را نجاتبخش میدانند که " خودش خوب است ، امان از اطرافیان!"
حکام نیز وقتی از اعلام اینکه کارگران معترض یا رعایای شورشی نوکر اجنبی هستند طرفی نمیبندند و سنبه جامعه را پر زور مییابند، به خوشامدگویی آنها میپردازند. آنها ابتدا با اعلام اینکه حق اعتراض پذیرفته است نسبت به احتمال سوءاستفاده دشمنان از هر حضور اعتراضی هشدار میدهند و سپس بر حکومت معلوم میشود نفوذی در آنها صورت گرفته است. در غالب اوقات، این نفوذیها رهبران جنبشهای اعتراضی و فعالان پرشوراجتماعی از کار در میآیند و دستگیر میشوند. این، روند جاری برخورد نظامهای اقتدارگرا با تحرکات نامطلوب اجتماعی است.
اما این روشی کارا برای اداره جامعه و ثبات ساز نیست. حل مشکل نیست، گریختن از مشکلاتی است که گریختن از مقابل آنها بزرگی و سرعتشان را افزایش میدهد و ما را به سمت امنیتی رفتارکردن بیشتر و دستگیریهای بیتوجیه و بازداشت بیدلیل فعالان سوق میدهد. معمولا احساس میکنیم کار درستی بوده و آرامش را برقرار کردهایم. ولی در بسیاری اوقات این هوش ذاتی نهفته درعمل جمعی است که هنگام یورش جمع را عقب میکشد و نیروی امنیتساز را مجاب میکند در دستگیری و بازداشت رهبران و افراد شاخص تحرکات اجتماعی محق بوده و" غائله وفتنه" را ختم کرده است.اما پاپس کشیدن جامعه در برابر این یورشها، معمولا بازگشتی دوباره به دنبال دارد؛ با قدرت و تاکتیکهای موثرتر.
فارغ از اینکه حکومتها راه دیگری هم پیش رو دارند یا نه، این رویکرد آنها دارای تناقضی درونی است. برای مسالمت با کارگران باید با تشکل آنها مسالمت کرد و برای نشان دادن حسن نیت نسبت به مطالبات معلمان باید نسبت به رهبران آنها و اعضای فعالشان ابراز حسن نیت کرد نه اینکه آنها را به بازداشتگاه کشاند. برای حکومتی که یا به دلیل داشتن خصلت جامعهگرا و یا به دلیل ناکامی در سرکوب فعالیتهای صنفی تصمیم میگیرد تسامح به خرج داده با تحرکات مدنی به مسالمت رفتار کند، لازم است با نمایندگان و فعالان مذاکره کند و نه مقابله.
در کشور ما، در موقعیت کنونی تعارض بین سیاست رسمی و رفتار عملی کاملا به چشم میآید. حکومت معتقد است در موقعیتی هستیم که به حمایت گروههای وسیع اجتماعی از حکومت نیاز است و نباید مطالبات صنفی و تحرکات پیگیرنده آنها با بیاعتنایی و سرکوب روبرو شوند، ولی باید نسبت به نفوذ در آنها هشیاری به خرج داده شود. اما علامتی که مجریان تحت کنترل مسئولان امنیتی دریافت میکنند، فعالان صنفی را در مظان اتهاماتی مبهم قرار میدهد. این نقطهای است که پای بیگانه هم به میان میآید: همان چیزی که حکومت از آن وحشت دارد و هشدار دائم میدهد. دستگیری های بی ضابطه و منطق، رفتار غیرطبیعی با بازداشتیها، وطولانی بودن دوران بلاتکلیفی رسانههای مخالف خارجی را به معرکه میکشاند و دستگاه سیاست خارجی نیز درگیر میشود. به این ترتیب، آن میشود که حکومت نمیخواست.
چاره کار ، صراحت حکومت است در اعلام آنچه درست و به مصلحت میداند: چه دشمن توطئه کند و چه نکند، چه کشور در" برهه حساس" باشد یا نباشد ، گروههای اجتماعی حق دارند مطالبات خود را از طریق تشکل.های صنفی و مدنی پیگیری کنند و ایجاد شائبه استفاده دشمن از مطالبات آنها باید کنار گذاشته شود . فعالان صنفی را نباید به انفرادی برد و....
🆔 @jameeno
🔺افشای تلاش اوباما برای دسترسی ایران به سیستم مالی آمریکا
▫️بر اساس خبری که از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس منتشر شده است، باراک اوباما برخلاف ادعای خود در برابر نمایندگان کنگره و رسانهها، به ایران امکان دسترسی به سیستم مالی آمریکا را پس از توافق هستهای داده است.
گروهی از نمایندگان جمهوریخواه آمریکا در سنای این کشور، روز ۶ ژوئن سندی را منتشر کردهاند که حکایت از اجازه تبدیل ارز به دولت ایران از سوی دولت اوباما دارد.
گفته میشود که در فوریه سال ۲۰۱۶ دولت اوباما زمینههای تبدیل دارایی مالی ایران به دلار را در یکی از بانکهای مسقط فراهم آورده است.
داراییهای جمهوری اسلامی در آن بانک که به ریال عمان بوده، با اجازه اوباما میتوانسته تبدیل به دلار شود.
به این ترتیب، جمهوری اسلامی در اوایل سال ۲۰۱۶ و پس از توافق هستهای از امکان دسترسی به ۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارز برخوردار میشده است.
این در حالی است که باراک اوباما و وزیر خزانهداری وقت این کشور بارها در کنگره آمریکا و در رسانهها مدعی شده بودند که حتی پس از توافق هستهای نیز امکان دسترسی ایران به سیستم مالی آمریکا و دلار را فراهم نخواهند کرد.
گفته میشود که دولت اوباما در جریان مذاکرات مربوط به توافق هستهای به ایران قول داده بود که به طور غیرمستقیم امکان دسترسی به سیستم مالی آن کشور را فراهم کند.
منبع: دویچهوله فارسی
🆔 @jameeno
▫️بر اساس خبری که از سوی خبرگزاری آسوشیتدپرس منتشر شده است، باراک اوباما برخلاف ادعای خود در برابر نمایندگان کنگره و رسانهها، به ایران امکان دسترسی به سیستم مالی آمریکا را پس از توافق هستهای داده است.
گروهی از نمایندگان جمهوریخواه آمریکا در سنای این کشور، روز ۶ ژوئن سندی را منتشر کردهاند که حکایت از اجازه تبدیل ارز به دولت ایران از سوی دولت اوباما دارد.
گفته میشود که در فوریه سال ۲۰۱۶ دولت اوباما زمینههای تبدیل دارایی مالی ایران به دلار را در یکی از بانکهای مسقط فراهم آورده است.
داراییهای جمهوری اسلامی در آن بانک که به ریال عمان بوده، با اجازه اوباما میتوانسته تبدیل به دلار شود.
به این ترتیب، جمهوری اسلامی در اوایل سال ۲۰۱۶ و پس از توافق هستهای از امکان دسترسی به ۵ میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار ارز برخوردار میشده است.
این در حالی است که باراک اوباما و وزیر خزانهداری وقت این کشور بارها در کنگره آمریکا و در رسانهها مدعی شده بودند که حتی پس از توافق هستهای نیز امکان دسترسی ایران به سیستم مالی آمریکا و دلار را فراهم نخواهند کرد.
گفته میشود که دولت اوباما در جریان مذاکرات مربوط به توافق هستهای به ایران قول داده بود که به طور غیرمستقیم امکان دسترسی به سیستم مالی آن کشور را فراهم کند.
منبع: دویچهوله فارسی
🆔 @jameeno
🔹۵ نکته پیرامون اعلام لیست وکلای مورد تایید قوه قضائیه
عدالت قضایی در آستانه مثله شدن..
▫️سعید دهقان_وکیل دادگستری / جامعه نو: ازهر زاویه ای به لیست اسامی وکلای مورد تأیید رییس قوه قضاییه نگاه کنیم، دچار اشکالاتی جدی است:
۱- در مرحله قانونگذاری:
وقتي نمايندگان مجلس كه قرار بود «عصاره فضايل ملت» باشند، قانوني وضع می کنند كه به متهمانِ جرايم سياسی-امنیتی حکم می کند وکلای خود را فقط از بین وکلای مورد تأیید رییس قوه قضاییه انتخاب کنند، دو حالت بیشتر ندارد؛ یا مردم را نمایندگی نمی کنند، یا درک درستی از حقوق ملت ندارند. وگرنه چگونه ممکن است کسانی به نمایندگی از مردم در نهاد پارلمان به قانونگذاری مشغول باشند، اما ندانند که مطابق اصل 9 قانون اساسی «... هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»؛ آن هم حتی به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور!
چه رسد به اینکه اکنون مسأله استقلال وکلا مطرح است و حق دفاع مستقل شهروندان و این موضوع طبیعتا هیچ ارتباطی هم به تمامیت ارضی کشور ندارد و یا چگونه ممکن است نماینده مردم باشند و حق انتخابشان را از بین ببرند؛ وقتی خلاف اصل 35 قانون اساسی تصمیم می گیرند که مقرر کرده است «در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و ...». آیا این اقدام، طبق بند 9 از اصل سوم همین قانون مادر، تبعیض ناروا نیست که مطلقاً منع شده و قرار بود رفع شود؟!
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Dehghan-06-07
عدالت قضایی در آستانه مثله شدن..
▫️سعید دهقان_وکیل دادگستری / جامعه نو: ازهر زاویه ای به لیست اسامی وکلای مورد تأیید رییس قوه قضاییه نگاه کنیم، دچار اشکالاتی جدی است:
۱- در مرحله قانونگذاری:
وقتي نمايندگان مجلس كه قرار بود «عصاره فضايل ملت» باشند، قانوني وضع می کنند كه به متهمانِ جرايم سياسی-امنیتی حکم می کند وکلای خود را فقط از بین وکلای مورد تأیید رییس قوه قضاییه انتخاب کنند، دو حالت بیشتر ندارد؛ یا مردم را نمایندگی نمی کنند، یا درک درستی از حقوق ملت ندارند. وگرنه چگونه ممکن است کسانی به نمایندگی از مردم در نهاد پارلمان به قانونگذاری مشغول باشند، اما ندانند که مطابق اصل 9 قانون اساسی «... هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور، آزادی های مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب کند.»؛ آن هم حتی به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور!
چه رسد به اینکه اکنون مسأله استقلال وکلا مطرح است و حق دفاع مستقل شهروندان و این موضوع طبیعتا هیچ ارتباطی هم به تمامیت ارضی کشور ندارد و یا چگونه ممکن است نماینده مردم باشند و حق انتخابشان را از بین ببرند؛ وقتی خلاف اصل 35 قانون اساسی تصمیم می گیرند که مقرر کرده است «در همه دادگاه ها طرفین دعوا حق دارند برای خود وکیل انتخاب نمایند و ...». آیا این اقدام، طبق بند 9 از اصل سوم همین قانون مادر، تبعیض ناروا نیست که مطلقاً منع شده و قرار بود رفع شود؟!
🔻در INSTANT VIEW بیشتر بخوانید
🆔 @jameeno
http://telegra.ph/Dehghan-06-07
Telegraph
۵ نکته پیرامون اعلام لیست وکلای مورد تایید قوه قضائیه
عدالت قضایی در آستانه مثله شدن.. ازهر زاویه ای به لیست اسامی وکلای مورد تأیید رییس قوه قضاییه نگاه کنیم، دچار اشکالاتی جدی است: ۱- در مرحله قانونگذاری: وقتي نمايندگان مجلس كه قرار بود «عصاره فضايل ملت» باشند، قانوني وضع می کنند كه به متهمانِ جرايم سياسی…
🔸جزئیات پیش نویس طرح احتمالی سازمان ملل برای یمن
▫️جامعه نو: رویترز از مفاد طرح صلح جدید سازمان ملل متحد در یمن مبنی بر توقف حملات ائتلاف متجاوز سعودی و دستیابی به توافق درباره تشکیل یک دولت انتقالی در مقابل دست کشیدن نیروهای ارتش و کمیتههای مردمی یمن از موشکهای بالستیک خود خبر داد.
پایگاه خبری عربی 21 در گزارش خود نوشت: گفته های دو منبع و یک پیش نویس نشان می دهد که طرح صلح سازمان ملل برای یمن از نیروهای ارتش و کمیته های مردمی یمن می خواهد که از موشک های بالستیک خود دست بکشند تا در مقابل حملات هوایی ائتلاف تحت فرماندهی سعودی به آنها متوقف و همچنین به یک توافق برای ایجاد دولتی انتقالی دست یافته شود.
این طرح هنوز اعلام نشده است و ممکن است که اصلاحاتی در آن انجام شود. این جدیدترین تلاش برای پایان دادن به ائتلاف عربستان و متحدانش علیه یمن است.
این پیش نویس طرح که خبرگزاری رویترز از آن اطلاع یافته و دو منبع آگاه آن را تایید کرده اند، با اشاره به نیروهای ارتش و کمیته های مردمی یمن می گوید: "باید طرف های نظامی که وابسته به دولت (عبدربه منصور هادی رئیس جمهور مستعفی یمن) نیستند؛ سلاح های سنگین و نیمه سنگین خود از جمله موشک های بالستیک را به روشی سازمان یافته و برنامه ریزی شده تحویل دهند".
این پیش نویس در عین حال گفته است: "هیچ گروه مسلحی از خلع سلاح مستثنی نخواهد بود".
این دو منبع که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند: "این پیش نویس طرح شامل حال حوثی ها می شود که موشک های بالستیک به عربستان شلیک می کنند".
برپایه این گزارش، این پیش نویس طرح همچنین دارای برنامه هایی برای تشکیل دولتی انتقالی است که "تشکل های سیاسی به اندازه کافی در آن نماینده داشته باشند" که به نظر می رسد اشاره ای تلویحی به حوثی ها باشد که به احتمال زیاد بدون مشارکت در دولت آینده از #صنعا دست نخواهند کشید.
یکی از این دو منبع گفت: " نیت، ارتباط دادن جوانب امنیتی به سیاسی است؛ از توقف نبردها گرفته.. تا حرکت به سمت خارج کردن نیروها و تشکیل یک دولت وحدت ملی. چه بسا آخرین هدف، دشوارترین هدف باشد."
مارتین گریفیتس فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن پیش نویس طرح را آماده کرده است و قرار است در نیمه ژوئن "چارچوبی کاری برای مذاکرات" مطرح کند.
این درحالی است که انور قرقاش وزیر مشاور در امور خارجی امارات به تمایل ابوظبی برای حمایت از تلاش های گریفیت اشاره کرد.
قرقاش به روزنامه انگلیسی زبان نشنال امارات گفت: از جنبه سیاسی، لازم است که از تلاش های سازمان ملل حمایت شود و این به معنای گذر در نهایت امر به سمت یک نظام سیاسی جدید در یمن است. روشن است که در سایه تلاش های سازمان ملل، عملیات نظامی و سیاسی دربرگیرنده خارج شدن حوثی ها از مناطق شهری است.
این رسانه آورده است به نظر می رسد که هدف از طرح صلح رسیدن سریع به یک آتش بس و مذاکره روی بسیاری از مسائل دشوار در مرحله بعدی است.
این پیش نویس بر همکاری با مسائلی نظیر دو فرایند قانونی و انتخاباتی و آشتی بین طرف ها در مرحله بعدی در قالب یک جدول کاری برای گذار سیاسی تاکید می کند.
پیش نویس همچنین خواهان تشکیل یک دولت انتقالی فراگیر به ریاست نخست وزیری توافقی است.
برپایه این گزارش، پیش نویس جزئیات بیشتری درباره چگونگی حضور احتمالی حوثی ها در چنین دولتی را ارائه نمی کند.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: رویترز از مفاد طرح صلح جدید سازمان ملل متحد در یمن مبنی بر توقف حملات ائتلاف متجاوز سعودی و دستیابی به توافق درباره تشکیل یک دولت انتقالی در مقابل دست کشیدن نیروهای ارتش و کمیتههای مردمی یمن از موشکهای بالستیک خود خبر داد.
پایگاه خبری عربی 21 در گزارش خود نوشت: گفته های دو منبع و یک پیش نویس نشان می دهد که طرح صلح سازمان ملل برای یمن از نیروهای ارتش و کمیته های مردمی یمن می خواهد که از موشک های بالستیک خود دست بکشند تا در مقابل حملات هوایی ائتلاف تحت فرماندهی سعودی به آنها متوقف و همچنین به یک توافق برای ایجاد دولتی انتقالی دست یافته شود.
این طرح هنوز اعلام نشده است و ممکن است که اصلاحاتی در آن انجام شود. این جدیدترین تلاش برای پایان دادن به ائتلاف عربستان و متحدانش علیه یمن است.
این پیش نویس طرح که خبرگزاری رویترز از آن اطلاع یافته و دو منبع آگاه آن را تایید کرده اند، با اشاره به نیروهای ارتش و کمیته های مردمی یمن می گوید: "باید طرف های نظامی که وابسته به دولت (عبدربه منصور هادی رئیس جمهور مستعفی یمن) نیستند؛ سلاح های سنگین و نیمه سنگین خود از جمله موشک های بالستیک را به روشی سازمان یافته و برنامه ریزی شده تحویل دهند".
این پیش نویس در عین حال گفته است: "هیچ گروه مسلحی از خلع سلاح مستثنی نخواهد بود".
این دو منبع که خواستند نامشان فاش نشود، گفتند: "این پیش نویس طرح شامل حال حوثی ها می شود که موشک های بالستیک به عربستان شلیک می کنند".
برپایه این گزارش، این پیش نویس طرح همچنین دارای برنامه هایی برای تشکیل دولتی انتقالی است که "تشکل های سیاسی به اندازه کافی در آن نماینده داشته باشند" که به نظر می رسد اشاره ای تلویحی به حوثی ها باشد که به احتمال زیاد بدون مشارکت در دولت آینده از #صنعا دست نخواهند کشید.
یکی از این دو منبع گفت: " نیت، ارتباط دادن جوانب امنیتی به سیاسی است؛ از توقف نبردها گرفته.. تا حرکت به سمت خارج کردن نیروها و تشکیل یک دولت وحدت ملی. چه بسا آخرین هدف، دشوارترین هدف باشد."
مارتین گریفیتس فرستاده ویژه سازمان ملل در امور یمن پیش نویس طرح را آماده کرده است و قرار است در نیمه ژوئن "چارچوبی کاری برای مذاکرات" مطرح کند.
این درحالی است که انور قرقاش وزیر مشاور در امور خارجی امارات به تمایل ابوظبی برای حمایت از تلاش های گریفیت اشاره کرد.
قرقاش به روزنامه انگلیسی زبان نشنال امارات گفت: از جنبه سیاسی، لازم است که از تلاش های سازمان ملل حمایت شود و این به معنای گذر در نهایت امر به سمت یک نظام سیاسی جدید در یمن است. روشن است که در سایه تلاش های سازمان ملل، عملیات نظامی و سیاسی دربرگیرنده خارج شدن حوثی ها از مناطق شهری است.
این رسانه آورده است به نظر می رسد که هدف از طرح صلح رسیدن سریع به یک آتش بس و مذاکره روی بسیاری از مسائل دشوار در مرحله بعدی است.
این پیش نویس بر همکاری با مسائلی نظیر دو فرایند قانونی و انتخاباتی و آشتی بین طرف ها در مرحله بعدی در قالب یک جدول کاری برای گذار سیاسی تاکید می کند.
پیش نویس همچنین خواهان تشکیل یک دولت انتقالی فراگیر به ریاست نخست وزیری توافقی است.
برپایه این گزارش، پیش نویس جزئیات بیشتری درباره چگونگی حضور احتمالی حوثی ها در چنین دولتی را ارائه نمی کند.
🆔 @jameeno
#الف
🔸آن بیست نفر
▫️شورای سردبیری: در ادبیات انقلابیون آغاز قرن بیستم یک جمله جالب هست که گوینده خطاب به خودش نوشته است: "ای پیر خرفت، مرتکب چه اشتباهی شدهای که این ....ها تو را با خودشان همداستان دیدهاند؟"
احتمالا خیلی از اشخاص برجسته و صاحب عقل در موقعیتی قرار گرفتهاند که این پرسش را از خود بکنند. احتمالا روزولت باید چنین گفته باشد، هنگامیکه چرچیل شروع به ستایش او کرد در ماههای پیش از پیاده کردن نیرو در خاک فرانسه در جنگ دوم جهانی، و یا جیمز کومی، هنگامی که ترامپ به او گفت من به وفاداری تو (برای ماستمالی کردن ارتباط با روسها) اطمینان دارم، و یا یک وکیل برجسته، وقتی دادستان از اعتمادش به او داد سخن میدهد و ....
مساله سادهای است. هنگامی که میخواهند کاری را از کسی بخواهند که او را لکهدار میکند، و یا هزینهای به دوشش میگذارد، و یا خلاف وجدان بشریاش عمل میکند تا بارکش کس دیگری شود، او را با تعریف یا قرار دادن در گروه برگزیدگان برتری میبخشند و جلو میاندازند. به قول بزرگی، با چرب و شیرین دنیا آدمها را از صراط مستقیم پرت میکنند. شیرینی، گاهی همان چربی برگزیده بودن از میان گروهی بسیار از همگنان برای وظیفهای بفرموده است. هیهات از این فریب!
قضیه بسیار ساده است: از میان بیست هزار حقوقدان کشور که اجازه وکالت دارند، عضو کانون وکلا هستند، و اکثریت آنها از شرف انسانی، اعتبار اجتماعی، رتبه دانشگاهی و استقلال حرفهای کافی برخوردارند، فقط بیست نفر مورد اعتماد رئیس قوه قضائیه قرار گرفتهاند تا طبق تبصره ماده ۴۸ قانون مجازات کیفری اجازه قبول وکالت در پرونده اشخاص دارای فعالیت سیاسی (در ایرا ن به آنها "متهمان ضد امنیتی مرتکب اقدام بر ضد امنیت کشور و..." میگویند) را داشته باشند. خیلی از صاحبنظران به اصل این انتخاب و تعداد آن ایراد گرفته و نقد وارد کردهاند، و اگر شخص دیگری غیر از رئیس محترم کنونی قوه قضائیه با چنین حجمی از انتقاد روبرو میشد احتمالا نظر خود را پس میگرفت و یا تعداد را افزایش میداد و یا حداقل توضیح و توجیهی ارائه میکرد که جز اجرای قانون کاری نکرده است و الخ. اما خوشبختانه ایشان از اراده کافی برای انجام آنچه درست میداند برخوردار است. واقعش را بخواهید، برخلاف آن منتقدان فراوان، رئیس قوه کار خلاف و یا نامناسبی انجام نداده است. اتفاقا، بسیار متناسب است!
طرف دیگر این مساله جامعه وکلا است که مورد اعتماد قرار نگرفته و بر اساس برخی یادداشتها، گویا دلگیر است، هرچند شاید تعداد کثیری از اعضای این جامعه به دلایل واضح از اینکه در این فهرست حضور ندارند خشنودند. احتمالا این گروه فکر میکنند در جایی که اکثریت متهمان فراوان امنیتی کشور یا روزنامهنگارند، یا معلم، یا کارگر یا عضو تشکلهای صنفی یا شرکتکننده در تظاهرات، یا فعال محیط زیست، نمیتوان هم به عنوان معتمد رئیس قضات در محکمه ای که همه فعالان سیاسی را دارای اتهام اقدام بر ضد امنیت کشور میداند حاضر شد، و هم از اعتماد جامعه و حقوقدانان همکار برخوردار بود.
اما طرف سومی هم وجود دارد: آن بیست نفر. آنها باید درباره این تمایز ویژه خود با بیست هزار نفر از کسانی که همدرس و همکارشان بودهاند اندیشه کنند. افتخاری که به آنها داده شده، افتخاری تاریخی و فراموش نشدنی است. جامعه حقوقی آنها را فراموش نمیکند.
برگردیم سراغ چرچیل و روزولت و جیمز کومی و ترامپ. البته یک نفر دیگر هم هست: کیم جونگ اون. داستان ما را او و ترامپ تکمیل میکنند. هر دو یاد گرفتند از یکدیگر تعریف کنند و بارشان را روی دوش هم بگذارند. بین تعداد زیادی سیاستمدار معقول، دموکرات و برآمده از رای مردم، ترامپ آقای اون را برای توافق انتخاب کرده و آقای اون نیز پس از آنهمه فحاشی دوجانبه، از بین رهبران کشورهای قدرتمند و موثر، برای رسیدن به توافق فقط به ترامپ رسیده است. جفتهای همذات و همسوی سیاسی، معمولا یکدیگر را مییابند و همراه میشوند.
🆔 @jameeno
🔸آن بیست نفر
▫️شورای سردبیری: در ادبیات انقلابیون آغاز قرن بیستم یک جمله جالب هست که گوینده خطاب به خودش نوشته است: "ای پیر خرفت، مرتکب چه اشتباهی شدهای که این ....ها تو را با خودشان همداستان دیدهاند؟"
احتمالا خیلی از اشخاص برجسته و صاحب عقل در موقعیتی قرار گرفتهاند که این پرسش را از خود بکنند. احتمالا روزولت باید چنین گفته باشد، هنگامیکه چرچیل شروع به ستایش او کرد در ماههای پیش از پیاده کردن نیرو در خاک فرانسه در جنگ دوم جهانی، و یا جیمز کومی، هنگامی که ترامپ به او گفت من به وفاداری تو (برای ماستمالی کردن ارتباط با روسها) اطمینان دارم، و یا یک وکیل برجسته، وقتی دادستان از اعتمادش به او داد سخن میدهد و ....
مساله سادهای است. هنگامی که میخواهند کاری را از کسی بخواهند که او را لکهدار میکند، و یا هزینهای به دوشش میگذارد، و یا خلاف وجدان بشریاش عمل میکند تا بارکش کس دیگری شود، او را با تعریف یا قرار دادن در گروه برگزیدگان برتری میبخشند و جلو میاندازند. به قول بزرگی، با چرب و شیرین دنیا آدمها را از صراط مستقیم پرت میکنند. شیرینی، گاهی همان چربی برگزیده بودن از میان گروهی بسیار از همگنان برای وظیفهای بفرموده است. هیهات از این فریب!
قضیه بسیار ساده است: از میان بیست هزار حقوقدان کشور که اجازه وکالت دارند، عضو کانون وکلا هستند، و اکثریت آنها از شرف انسانی، اعتبار اجتماعی، رتبه دانشگاهی و استقلال حرفهای کافی برخوردارند، فقط بیست نفر مورد اعتماد رئیس قوه قضائیه قرار گرفتهاند تا طبق تبصره ماده ۴۸ قانون مجازات کیفری اجازه قبول وکالت در پرونده اشخاص دارای فعالیت سیاسی (در ایرا ن به آنها "متهمان ضد امنیتی مرتکب اقدام بر ضد امنیت کشور و..." میگویند) را داشته باشند. خیلی از صاحبنظران به اصل این انتخاب و تعداد آن ایراد گرفته و نقد وارد کردهاند، و اگر شخص دیگری غیر از رئیس محترم کنونی قوه قضائیه با چنین حجمی از انتقاد روبرو میشد احتمالا نظر خود را پس میگرفت و یا تعداد را افزایش میداد و یا حداقل توضیح و توجیهی ارائه میکرد که جز اجرای قانون کاری نکرده است و الخ. اما خوشبختانه ایشان از اراده کافی برای انجام آنچه درست میداند برخوردار است. واقعش را بخواهید، برخلاف آن منتقدان فراوان، رئیس قوه کار خلاف و یا نامناسبی انجام نداده است. اتفاقا، بسیار متناسب است!
طرف دیگر این مساله جامعه وکلا است که مورد اعتماد قرار نگرفته و بر اساس برخی یادداشتها، گویا دلگیر است، هرچند شاید تعداد کثیری از اعضای این جامعه به دلایل واضح از اینکه در این فهرست حضور ندارند خشنودند. احتمالا این گروه فکر میکنند در جایی که اکثریت متهمان فراوان امنیتی کشور یا روزنامهنگارند، یا معلم، یا کارگر یا عضو تشکلهای صنفی یا شرکتکننده در تظاهرات، یا فعال محیط زیست، نمیتوان هم به عنوان معتمد رئیس قضات در محکمه ای که همه فعالان سیاسی را دارای اتهام اقدام بر ضد امنیت کشور میداند حاضر شد، و هم از اعتماد جامعه و حقوقدانان همکار برخوردار بود.
اما طرف سومی هم وجود دارد: آن بیست نفر. آنها باید درباره این تمایز ویژه خود با بیست هزار نفر از کسانی که همدرس و همکارشان بودهاند اندیشه کنند. افتخاری که به آنها داده شده، افتخاری تاریخی و فراموش نشدنی است. جامعه حقوقی آنها را فراموش نمیکند.
برگردیم سراغ چرچیل و روزولت و جیمز کومی و ترامپ. البته یک نفر دیگر هم هست: کیم جونگ اون. داستان ما را او و ترامپ تکمیل میکنند. هر دو یاد گرفتند از یکدیگر تعریف کنند و بارشان را روی دوش هم بگذارند. بین تعداد زیادی سیاستمدار معقول، دموکرات و برآمده از رای مردم، ترامپ آقای اون را برای توافق انتخاب کرده و آقای اون نیز پس از آنهمه فحاشی دوجانبه، از بین رهبران کشورهای قدرتمند و موثر، برای رسیدن به توافق فقط به ترامپ رسیده است. جفتهای همذات و همسوی سیاسی، معمولا یکدیگر را مییابند و همراه میشوند.
🆔 @jameeno
📌طرح جلد شمارۀ جدید نشریۀ #اکونومیست با عنوان "سیاست خارجی آمریکا"
▫️اکونومیست: حتی اگر ترامپ با کره شمالی به توافق برسد، رویکردش به آمریکا و جهان آسیب خواهد زد
🆔 @jameeno
▫️اکونومیست: حتی اگر ترامپ با کره شمالی به توافق برسد، رویکردش به آمریکا و جهان آسیب خواهد زد
🆔 @jameeno
🔺ترامپ با دیپلماسی، بازی پوکر دروغگو راه انداخته که البته ثمری نخواهد داشت.
▫️جامعه نو: نشست سران گروه هفت در حالی در کبک برگزار میشود که رئیسجمهور آمریکا خود را برای سفر به سنگاپور و دیدار با رهبر کره شمالی آماده میکند. اختلافات شدید شش کشور صنعتی این گروه با آمریکا بر سر موضوعاتی چون تعرفههای تجاری، توافق هستهای ایران و تغیرات آبوهوایی سبب شده، این نشست بیشتر تداعیگر تعبیر برونو لومر، وزیر اقتصاد فرانسه، یعنی "گروه 6+1" باشد.
خبرگزاری ورلدکرانچ که در پاریس مستقر است ضمن یادآوری شدت تنشهای این نشست و عجز شش کشور برای برقراری معامله با نویسندۀ کتاب "هنر معامله" یعنی ترامپ، از دومینیک مواسی، کارشناس روابط بینالملل، نقل کرده و نوشته دیپلماسی ترامپ که گرتهبرداری از تمهیدات بازی "پوکر دروغگو" است، در موضوعات دیپلماتیک از جمله دیدار قریبالوقوعش با رهبر کره شمالی به غایت آشوب برانگیز است. به نوشتۀ مواسی، چگونه ترامپ با آن ذهنیت کاسبکارانه به فکرش رسیده میتواند پیش از اعمال طرح صلح در خاورمیانه، جدال با کره شمالی را مرتفع کند؟ یا این تلاشی برای بالابردن آرای موافق در انتخابات میان دورۀ نوامبر است؟
به عقیدۀ این کارشناس تلاشهای ترامپ از موضوع خاورمیانه گرفته تا آسیا، همه در جهت نمایش دادن اختلاف عقیدهاش با اوباما است که یا به پیروزی چشمگیری خواهد انجامید یا شکستی افتضاح در پی خواهد داشت. در این میان چین تنها قدرت بزرگی است که از نشست ترامپ و اون نفع خواهد برد چون پیشاپیش میداند منافع قانونمندی که از این دیدار نصیبش میشود، بیشتر از امتیازاتی است که احتمالا به آمریکا میرسد. چون ماحصل این نشست، تشدید روابط برحق چین و کره شمالی خواهد بود. به بیان دیگر تنها بازیگران هوشمند این سناریو -از حیث بهبود وضعیت - چین و کره شمالی هستند.
همچنین مواسی نوشته کسانی که روند استراتژیک ترامپ را تحلیل میکنند و بر آن هستند تا او را از اخلاف آندرو جکسون، رئیسجمهور آمریکا در اوایل سده 19، به شمار آورند، نه تنها با این تلقی به جکسون بیحرمتی میکنند، بلکه خود را هم فریب میدهند چون اگر کار به تحلیل ایدههای سیاسی ترامپ یا عملکرد دیپلماتیک او برسد، میبینیم نه تنها هیچ عملکرد دیپلماتیکی در کار نیست، بلکه معلوم میشود او از هیچ الگو یا سَلَف سیاسیای هم پیروی نمی کند. رابطه با کره شمالی نمونۀ گویای این ادعاست.
🆔 @jameeno
▫️جامعه نو: نشست سران گروه هفت در حالی در کبک برگزار میشود که رئیسجمهور آمریکا خود را برای سفر به سنگاپور و دیدار با رهبر کره شمالی آماده میکند. اختلافات شدید شش کشور صنعتی این گروه با آمریکا بر سر موضوعاتی چون تعرفههای تجاری، توافق هستهای ایران و تغیرات آبوهوایی سبب شده، این نشست بیشتر تداعیگر تعبیر برونو لومر، وزیر اقتصاد فرانسه، یعنی "گروه 6+1" باشد.
خبرگزاری ورلدکرانچ که در پاریس مستقر است ضمن یادآوری شدت تنشهای این نشست و عجز شش کشور برای برقراری معامله با نویسندۀ کتاب "هنر معامله" یعنی ترامپ، از دومینیک مواسی، کارشناس روابط بینالملل، نقل کرده و نوشته دیپلماسی ترامپ که گرتهبرداری از تمهیدات بازی "پوکر دروغگو" است، در موضوعات دیپلماتیک از جمله دیدار قریبالوقوعش با رهبر کره شمالی به غایت آشوب برانگیز است. به نوشتۀ مواسی، چگونه ترامپ با آن ذهنیت کاسبکارانه به فکرش رسیده میتواند پیش از اعمال طرح صلح در خاورمیانه، جدال با کره شمالی را مرتفع کند؟ یا این تلاشی برای بالابردن آرای موافق در انتخابات میان دورۀ نوامبر است؟
به عقیدۀ این کارشناس تلاشهای ترامپ از موضوع خاورمیانه گرفته تا آسیا، همه در جهت نمایش دادن اختلاف عقیدهاش با اوباما است که یا به پیروزی چشمگیری خواهد انجامید یا شکستی افتضاح در پی خواهد داشت. در این میان چین تنها قدرت بزرگی است که از نشست ترامپ و اون نفع خواهد برد چون پیشاپیش میداند منافع قانونمندی که از این دیدار نصیبش میشود، بیشتر از امتیازاتی است که احتمالا به آمریکا میرسد. چون ماحصل این نشست، تشدید روابط برحق چین و کره شمالی خواهد بود. به بیان دیگر تنها بازیگران هوشمند این سناریو -از حیث بهبود وضعیت - چین و کره شمالی هستند.
همچنین مواسی نوشته کسانی که روند استراتژیک ترامپ را تحلیل میکنند و بر آن هستند تا او را از اخلاف آندرو جکسون، رئیسجمهور آمریکا در اوایل سده 19، به شمار آورند، نه تنها با این تلقی به جکسون بیحرمتی میکنند، بلکه خود را هم فریب میدهند چون اگر کار به تحلیل ایدههای سیاسی ترامپ یا عملکرد دیپلماتیک او برسد، میبینیم نه تنها هیچ عملکرد دیپلماتیکی در کار نیست، بلکه معلوم میشود او از هیچ الگو یا سَلَف سیاسیای هم پیروی نمی کند. رابطه با کره شمالی نمونۀ گویای این ادعاست.
🆔 @jameeno
#الف
🔹سلاح لاتهای سیاسی
▫️شورای سردبیری: کشور دوباره در مسیر رویارویی مستقیم با ایالات متحده قرار گرفته است اما "دعوای آمریکایی- ۲" یک تفاوت مهم با "دعوای آمریکایی - ۱" دارد: این بار، ایران گمان دارد از اینکه در زرادخانه ایالات متحده چه سلاحهایی وجود دارد و آنها از چه سلاحی با چه تاکتیکی استفاده خواهند کرد،خبر دارد. بار قبل، ما را در کوچه بن بست گیر انداختند، چون سلاحها و تاکتیک آنها را نمیشناختیم.
همانطور که قبلا گفتهایم، رسیدن ما به نقطه پذیرش سازش در پشت میز، حاصل شلیک هیچ گلولهای از هیچ سلاح کلاسیکی، و حتی محاصره اقتصادی به روش شناخته شدهای نبود. تصور زعمای قوم ما از تحریم و محاصره اقتصادی، آنی بود که بر کوبا رفته بود: گشت زنی کشتیها در اطراف جزیره و جلوگیری از صادرات و واردات. برخی هم احتمالا داستان ممانعت نظامی صدور نفت ایران توسط ناوگان بریتانیا در دوران پس از ملی شدن صنعت نفت را به خاطر میآوردند.
اما اصلا شباهتی نداشت. داستان یوترن و سوئیفت برای ما اسلحه ناشناختهای بود که زره مقاوم در برابر آن نیز برایمان ناشناخته بود (اصلا چنین زرهی میتوانست وجود داشته باشد؟) بنابراین ما را شکست دادند و اگر برجام به جای تسلیم نامه یک موافقتنامه سیاسی از کار درآمد، به خاطر تسلط مذاکره کنندگان ایرانی، میل اروپاییها به توافق نسبتا برد-برد به جای برتری جویی قطعی (که سنگ بنای ان در زمان مذاکره حسن روحانی با یوشکافیشر و جک استراو در دوران خاتمی گذاشته شده بود) و هار نبودن دولت اوباما بود. وگرنه، این فقط احمدی نژاد نبود که سلاح طرف مقابل را ورق پاره میدید، هیچیک از آقایان از معنای واقعی و سلاحهای پنهان شده پشت قطعنامهها و دستورهای تحریم اطلاع و تصوری نداشتند.
حالا دوباره به یک رویارویی واقعی با ایالات متحده رسیدهایم و داریم نشان میدهیم که سلاح آنها را میشناسیم: اگر قبلا دنبال دور زدن تحریمها با امثال بابک زنجانی و رشوه دادن به بانکها و حمل اسکناس خارجی و جابجایی شمش طلا بودیم، حالا میخواهیم اروپاییها بانک مخصوص غیر دلاری برای مبادله با ما تاسیس کنند. دوران امید بستن به بانک ایران و ونزوئلا گذشته و این پیشرفت خوبی است.
این هم پیشرفت خوبی بود که چند ماه پیش با روشن شدن برنامه حاکم جدید ایالات متحده، حکومت به فکر برخی انقباضات اقتصادی افتاد (هرچند به عللی صفرای ما را افزود) و نشان داد بالاخره در مقابل تحریمها سپرهای واقعی هم پیدا کرده است. اما نکتهای هست که اگر حکومت قصد جاخالی دادن دارد، باید به آن توجه کافی کند. تیم ترامپ، نتانیاهو، بن سلمان یک تاکتیک تازه هم به کار میگیرد که اسلحه مرگباری است: عدم آمادگی برای مذاکره مبتنی بر معامله، فشار برای راندن به باتلاق تسلیم. این، تفاوت تیم لاتهای سیاسی (ترامپ، بولتون، پومپئو) با تیم مذاکره کنندگان سیاسی (اوباما، کری، شرمن) است. لاتها ما را به جای سربلندی از نیل به یک امضای برجامی، به همان جایی میرسانند که معادل نقطه پایان ماجرای رشدی است. نقطه خیلی بدی خواهد بود، اما متاسفانه پایان گرفتاری نخواهد بود. به درخواست صدور اعلامیه بسنده نمیکنند. با عمله ترامپ در واگنی مذاکره میکنیم که هیتلر سالها بعد آن را آتش زد. درست است که طی چند ماه اخیر هوشیارانه به این مسیر متمایل نبودهایم، اما تعیین کننده آنچه در آینده رخ خواهد داد، فقط ما نیستیم.
امید باید داشت که پایان ماجرا چنین نشود و ما دعا میکنیم، ولی اگر قرار باشد غیر از امید کاری هم بکنیم، آن کار رفتن به سراغ باز بینی بنیانهای سیاست خارجی کشور است. خط اول گزارش حاصل از این بازبینی را ما برای حکومت مینویسیم: "بر عقول سلیم واضح و مبرهن است که در جهان هردم در حال تغییر کنونی، اگر بنیانها و خط مشیها و راهبردهای سیاست خارجی یک کشور مفروض چهار دهه ثابت و بلاتغییر بماند، حتما اشکالی در بنیان این سیاست خارجی وجود دارد و باید آن را .........."
بقیهاش را حکومت باید بنویسد، اگر میخواهد مسیرش دوباره به کوچه بن بست و باتلاق ختم نشود.
🆔 @jameeno
🔹سلاح لاتهای سیاسی
▫️شورای سردبیری: کشور دوباره در مسیر رویارویی مستقیم با ایالات متحده قرار گرفته است اما "دعوای آمریکایی- ۲" یک تفاوت مهم با "دعوای آمریکایی - ۱" دارد: این بار، ایران گمان دارد از اینکه در زرادخانه ایالات متحده چه سلاحهایی وجود دارد و آنها از چه سلاحی با چه تاکتیکی استفاده خواهند کرد،خبر دارد. بار قبل، ما را در کوچه بن بست گیر انداختند، چون سلاحها و تاکتیک آنها را نمیشناختیم.
همانطور که قبلا گفتهایم، رسیدن ما به نقطه پذیرش سازش در پشت میز، حاصل شلیک هیچ گلولهای از هیچ سلاح کلاسیکی، و حتی محاصره اقتصادی به روش شناخته شدهای نبود. تصور زعمای قوم ما از تحریم و محاصره اقتصادی، آنی بود که بر کوبا رفته بود: گشت زنی کشتیها در اطراف جزیره و جلوگیری از صادرات و واردات. برخی هم احتمالا داستان ممانعت نظامی صدور نفت ایران توسط ناوگان بریتانیا در دوران پس از ملی شدن صنعت نفت را به خاطر میآوردند.
اما اصلا شباهتی نداشت. داستان یوترن و سوئیفت برای ما اسلحه ناشناختهای بود که زره مقاوم در برابر آن نیز برایمان ناشناخته بود (اصلا چنین زرهی میتوانست وجود داشته باشد؟) بنابراین ما را شکست دادند و اگر برجام به جای تسلیم نامه یک موافقتنامه سیاسی از کار درآمد، به خاطر تسلط مذاکره کنندگان ایرانی، میل اروپاییها به توافق نسبتا برد-برد به جای برتری جویی قطعی (که سنگ بنای ان در زمان مذاکره حسن روحانی با یوشکافیشر و جک استراو در دوران خاتمی گذاشته شده بود) و هار نبودن دولت اوباما بود. وگرنه، این فقط احمدی نژاد نبود که سلاح طرف مقابل را ورق پاره میدید، هیچیک از آقایان از معنای واقعی و سلاحهای پنهان شده پشت قطعنامهها و دستورهای تحریم اطلاع و تصوری نداشتند.
حالا دوباره به یک رویارویی واقعی با ایالات متحده رسیدهایم و داریم نشان میدهیم که سلاح آنها را میشناسیم: اگر قبلا دنبال دور زدن تحریمها با امثال بابک زنجانی و رشوه دادن به بانکها و حمل اسکناس خارجی و جابجایی شمش طلا بودیم، حالا میخواهیم اروپاییها بانک مخصوص غیر دلاری برای مبادله با ما تاسیس کنند. دوران امید بستن به بانک ایران و ونزوئلا گذشته و این پیشرفت خوبی است.
این هم پیشرفت خوبی بود که چند ماه پیش با روشن شدن برنامه حاکم جدید ایالات متحده، حکومت به فکر برخی انقباضات اقتصادی افتاد (هرچند به عللی صفرای ما را افزود) و نشان داد بالاخره در مقابل تحریمها سپرهای واقعی هم پیدا کرده است. اما نکتهای هست که اگر حکومت قصد جاخالی دادن دارد، باید به آن توجه کافی کند. تیم ترامپ، نتانیاهو، بن سلمان یک تاکتیک تازه هم به کار میگیرد که اسلحه مرگباری است: عدم آمادگی برای مذاکره مبتنی بر معامله، فشار برای راندن به باتلاق تسلیم. این، تفاوت تیم لاتهای سیاسی (ترامپ، بولتون، پومپئو) با تیم مذاکره کنندگان سیاسی (اوباما، کری، شرمن) است. لاتها ما را به جای سربلندی از نیل به یک امضای برجامی، به همان جایی میرسانند که معادل نقطه پایان ماجرای رشدی است. نقطه خیلی بدی خواهد بود، اما متاسفانه پایان گرفتاری نخواهد بود. به درخواست صدور اعلامیه بسنده نمیکنند. با عمله ترامپ در واگنی مذاکره میکنیم که هیتلر سالها بعد آن را آتش زد. درست است که طی چند ماه اخیر هوشیارانه به این مسیر متمایل نبودهایم، اما تعیین کننده آنچه در آینده رخ خواهد داد، فقط ما نیستیم.
امید باید داشت که پایان ماجرا چنین نشود و ما دعا میکنیم، ولی اگر قرار باشد غیر از امید کاری هم بکنیم، آن کار رفتن به سراغ باز بینی بنیانهای سیاست خارجی کشور است. خط اول گزارش حاصل از این بازبینی را ما برای حکومت مینویسیم: "بر عقول سلیم واضح و مبرهن است که در جهان هردم در حال تغییر کنونی، اگر بنیانها و خط مشیها و راهبردهای سیاست خارجی یک کشور مفروض چهار دهه ثابت و بلاتغییر بماند، حتما اشکالی در بنیان این سیاست خارجی وجود دارد و باید آن را .........."
بقیهاش را حکومت باید بنویسد، اگر میخواهد مسیرش دوباره به کوچه بن بست و باتلاق ختم نشود.
🆔 @jameeno
🔸بیانیه کانون صنفی معلمان تهران در اعتراض به عدم رسیدگی به وضعیت معلمان بازداشتی
🔺برخورد با فعالان صنفی را متوقف کنید
▫️جامعه نو: کانون صنفی معلمان تهران در بیانیه ای به ادامه بازداشت موقت #محمد_حبیبی و کار شکنی در روند مرخصی سایر معلمان زندانی اعتراض کرد.
در این بیانیه که هجدهم خردادماه منتشر شده، آمده است:« نزدیک به یک ماه از بازداشت غیر قانونی و موقت محمدحبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران می گذرد. محمدحبیبی در زمان حضور در تجمع مسالمت آمیز ۲۰ اردیبهشت به شیوهای بسیار خشن و پس از ضرب و شتم شدید بازداشت شد، جدا از سایر بازداشتی ها نگهداری شد و در حالی که میتوانست مانند سایرین با وثیقه آزاد شود، برخلاف تمام موازین قانونی، با اعمال فشار از جانب ضابط و با پذیرفته نشدن وثیقه به زندان تهران بزرگ منتقل شد. تا سیر نقض مقررات و قانون از سوی مراجع قضایی کامل شود. همه این رفتارهای خلاف قانون در حالی صورت گرفت که محمدحبیبی به خاطر ضربات مشت و لگد هنگام بازداشت و کشیده شدن روی زمین نیاز به درمان فوری در خارج از زندان داشته و هم اکنون به دلیل آسیب های وارده دچار مشکل تنفسی و درد در قفسه سینه است. اما متاسفانه میشنویم که به دلیل کمبود شدید امکانات و نامناسب بودن شرایط زندان تهران بزرگ برای نگهداری زندانیان و بالاتر از آن بی توجهی به حداقل حقوقی که در قوانین موجود برای زندانی در نظر گرفته شده است، تنها داروی مسکن مصرف میکند و هیچ گونه اقدام درمانی صورت نگرفته است.
در ادامه این بیانیه ، کانون صنفی معلمان استان تهران ضمن بیان اعتراض شدید به ادامه دار شدن این روند غیرقانونی این سوال را مطرح می کند که « در شرایطی که ضابط، نوع حکم و محل نگهداری زندانی را مشخص میکند،اصولا استقلال دستگاه قضایی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چرا که پیش از این نیز، ضابط قضایی با اعمال نفوذ باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای معلمان زندانی شده است. یک نمونه ی اخیر آن شرایط اسماعیل عبدی است که گفته میشود مخالفتهای ضابط قضایی است که مانع جدی در مسیر موافقت با درمان و مرخصی اسماعیل عبدی دیگر عضو هیات مدیره کانون تهران ایجاد نموده است.»
رعایت نشدن حقوق قانونی معلمان زندانی مورد دیگری است که در بیانیه کانون صنفی معلمان تهران به شدت مورد اعتراض قرار گرفته است:« مختاراسدی حتی یک روز به مرخصی نمیآید. چرا با سپری شدن مدت قانونی، محمودبهشتیلنگرودی، اسماعیل عبدی و مختاراسدی نمیتوانند از حق خود مبنی بر آزادی مشروط استفاده کنند؟ چرا برای بازگشت به کار رسول بداقی و محسن عمرانی اقدامی سریع و جدی صورت نمی گیرد؟ چرا پرونده سازیها و تهدید معلمان فعال صنفی ادامه دارد؟ آیا معلمان بصورت عام و معلمان زندانی بصورت خاص چیزی جز عدالت آموزشی و زندگی شایسته برای معلمان و جامعه می خواهند؟ افکار عمومی چگونه باید این تناقضات را تحلیل نماید.»
کانون صنفی معلمان استان تهران، در پایان این بیانیه ضمن اعتراض به روند برخورد با فعالان صنفی، خواهان انتقال فوری محمدحبیبی به زندان اوین و ایجاد شرایطی برای آزادی او شده است. این نهاد صنفی همچنین نسبت به پیامدهای ممانعت از درمان اسماعیل عبدی هشدار داده است و خواهان دسترسی فوری اسماعیل عبدی و محمدحبیبی به خدمات درمانی مناسب در خارج از زندان شده است. « ما معتقدیم زندان جای هیچ منتقدی نیست و ضمن تاکید بر حقوق انسانی هر زندانی، خواستار برخورداری محمودبهشتی و مختاراسدی و اسماعیل عبدی از قانون آزادی مشروط هستیم.»
🆔 @jameeno
🔺برخورد با فعالان صنفی را متوقف کنید
▫️جامعه نو: کانون صنفی معلمان تهران در بیانیه ای به ادامه بازداشت موقت #محمد_حبیبی و کار شکنی در روند مرخصی سایر معلمان زندانی اعتراض کرد.
در این بیانیه که هجدهم خردادماه منتشر شده، آمده است:« نزدیک به یک ماه از بازداشت غیر قانونی و موقت محمدحبیبی عضو هیات مدیره کانون صنفی معلمان تهران می گذرد. محمدحبیبی در زمان حضور در تجمع مسالمت آمیز ۲۰ اردیبهشت به شیوهای بسیار خشن و پس از ضرب و شتم شدید بازداشت شد، جدا از سایر بازداشتی ها نگهداری شد و در حالی که میتوانست مانند سایرین با وثیقه آزاد شود، برخلاف تمام موازین قانونی، با اعمال فشار از جانب ضابط و با پذیرفته نشدن وثیقه به زندان تهران بزرگ منتقل شد. تا سیر نقض مقررات و قانون از سوی مراجع قضایی کامل شود. همه این رفتارهای خلاف قانون در حالی صورت گرفت که محمدحبیبی به خاطر ضربات مشت و لگد هنگام بازداشت و کشیده شدن روی زمین نیاز به درمان فوری در خارج از زندان داشته و هم اکنون به دلیل آسیب های وارده دچار مشکل تنفسی و درد در قفسه سینه است. اما متاسفانه میشنویم که به دلیل کمبود شدید امکانات و نامناسب بودن شرایط زندان تهران بزرگ برای نگهداری زندانیان و بالاتر از آن بی توجهی به حداقل حقوقی که در قوانین موجود برای زندانی در نظر گرفته شده است، تنها داروی مسکن مصرف میکند و هیچ گونه اقدام درمانی صورت نگرفته است.
در ادامه این بیانیه ، کانون صنفی معلمان استان تهران ضمن بیان اعتراض شدید به ادامه دار شدن این روند غیرقانونی این سوال را مطرح می کند که « در شرایطی که ضابط، نوع حکم و محل نگهداری زندانی را مشخص میکند،اصولا استقلال دستگاه قضایی چه معنایی می تواند داشته باشد؟ چرا که پیش از این نیز، ضابط قضایی با اعمال نفوذ باعث ایجاد مشکلات فراوانی برای معلمان زندانی شده است. یک نمونه ی اخیر آن شرایط اسماعیل عبدی است که گفته میشود مخالفتهای ضابط قضایی است که مانع جدی در مسیر موافقت با درمان و مرخصی اسماعیل عبدی دیگر عضو هیات مدیره کانون تهران ایجاد نموده است.»
رعایت نشدن حقوق قانونی معلمان زندانی مورد دیگری است که در بیانیه کانون صنفی معلمان تهران به شدت مورد اعتراض قرار گرفته است:« مختاراسدی حتی یک روز به مرخصی نمیآید. چرا با سپری شدن مدت قانونی، محمودبهشتیلنگرودی، اسماعیل عبدی و مختاراسدی نمیتوانند از حق خود مبنی بر آزادی مشروط استفاده کنند؟ چرا برای بازگشت به کار رسول بداقی و محسن عمرانی اقدامی سریع و جدی صورت نمی گیرد؟ چرا پرونده سازیها و تهدید معلمان فعال صنفی ادامه دارد؟ آیا معلمان بصورت عام و معلمان زندانی بصورت خاص چیزی جز عدالت آموزشی و زندگی شایسته برای معلمان و جامعه می خواهند؟ افکار عمومی چگونه باید این تناقضات را تحلیل نماید.»
کانون صنفی معلمان استان تهران، در پایان این بیانیه ضمن اعتراض به روند برخورد با فعالان صنفی، خواهان انتقال فوری محمدحبیبی به زندان اوین و ایجاد شرایطی برای آزادی او شده است. این نهاد صنفی همچنین نسبت به پیامدهای ممانعت از درمان اسماعیل عبدی هشدار داده است و خواهان دسترسی فوری اسماعیل عبدی و محمدحبیبی به خدمات درمانی مناسب در خارج از زندان شده است. « ما معتقدیم زندان جای هیچ منتقدی نیست و ضمن تاکید بر حقوق انسانی هر زندانی، خواستار برخورداری محمودبهشتی و مختاراسدی و اسماعیل عبدی از قانون آزادی مشروط هستیم.»
🆔 @jameeno