#جامعه_۹۹
🔻پاتیل پلاسما!
▫️شورای سردبیری: در علم فیزیک، ماده چند حالت دارد: جامد، مایع، و گاز . حالت چهارمی نیز وجود دارد که معروف نیست: حالت پلاسما.در این حالت، اتمها به خاطر دریافت فشار و انرژی بالا به صورت ذرات بنیادین از هم پاشیدهاند و در التهاب رسیدن حالت با ثبات هستند . خورشید نمونه ای از این حالت است. دریایی از ذرات که به هیدروژن تبدیل شده اند وباز از هم میپاشند تا در ترکیبی تازه هلیوم تولید کنند.
جامعهشناسان یکی از دیگر یافته های فیزیک ذرات را برای توضیح حالتی از جامعه به عاریت گرفته اند: جامعه اتمیزه .مراد از آن توضیح فروپاشی پیوندهای اجتماعی و سلطه فردیت افراطی بر سازوکار روابط آدمها در جامعه و هدم منافع جمعی به عنوان پیشرانه تحرک اجتماعی است. درست همانگونه که شکسته شدن ملکولها اتمهای تشکیل دهنده آنها را از قید یکدیگر رها و آزاد میکند تابراساس شرایط محیطی به هرسو بروند ، در جامعه اتمیزه نیز سلطه فردیتبه عنوان یک خصلت جامعه مدرن اما به خطا رفته در اثر ناکارکردی سایر اجزای جامعه سرمایهداری، و اهمیت یافتن حفظ منفعت فردی بر اساستشخیص لحظهای خود و نه در چارچوب خیرجمعی، به تفرق و تکثری منجر میشود که نهایت آن یگانگی داوطلبانه و وحدت منافع و عمل جمعی نیست . یکی از محصولات جامعه استبداد زده میتواند این اتمیزه شدن جامعه هم باشد .
در جامعه ایران ، به جای جامعه اتمیزه که بسیاری اساتید از آن برای توصیف اجتماع ما از آن استفاده کردهاند، میتواناز جامعه پلاسمایی سخن گفت که آن را در اول مقال توصیف کردیم؛ اتم از هم پاشیده ، ساختمانی ویران شده تا حد آجر به آجر. خاصیت آن این است که اجزایش میتوانند هر عنصری یا ترکیب یااجماع و وحدت محتملی را نتیجه بدهد و حاصل کند و ساختارهای متضاد و متعارض پدید آورد: درابعادمیلیونی برای تشییع جنازه یک شهید نظامی به خیابان بریزد و بعد، میلیونی برایاعتراض به حکومتی که آن شهید را پرچم خود میکند به خیابان نیاید و انتخاباتش را تحریم کند. جامعه ایران در موقعیتی قراردارد که هر کاری از ان بر میآید: با "تکرارمیکنم" خاتمی به کسانی رای دهد که محال بود بدون محاسبه پیچیده و رندانه به آنها سلام بدهد ، و یا در تقابل با آن، بدون محاسبه و محافظهکاری به مسیر یک شورش وانقلاب کلنگی دیوانه وار و بدفرجام قدم بگذارد؛ همان کاری که آبان گذشته تا آستانه آن پیش رفت. پاتیل پلاسمایی شگفتآوری است!
نتایج و پیشبینیهای متفاوتی از این سیالیتپلاسماییاجتماعی میتوان گرفت؛ یک جامعه ژلهای نیست که در اثر عاملی شکل ظرفی را بگیرد و خلاص. پلاسمای فعالی است که محیط خودش را شکل میدهد و انگار که هوشمند باشد، دوباره و به اقتضا، ترکیب تازه ای با محتوای هدفمند میسازد. بسته به رفتار حکومت، این جامعه میتواند در فرجهای میانمدت هم سازش و هم ناهمراهی نشان دهد. به عبارت دیگر حکومت هنوز فرصت دارد رفتاری را که اعتماد جامعه را از آن سلب کرد و به قهر سیاسی مردم با آن منجر شد خاتمه دهد ، انسداد سیاسی موجود را برطرف کند، و به صلحی اجتماعی دست یابد که ضامن بقای ان است. البته اگر تاثیرات نامشخص شیوع بیماری کرونا در حدی نباشد که نظام را به پرتگاههای هنوز ناشناخته بکشد و یا اثرات اجتماعی آن در ابعاد روانی و رفتاری انچنان پیچیده نباشد که توده را دچار گیجی، گنگی، و فلجی کند که در تشخیص جایی که ایستاده است مات و سرگشته بماند. به هرحال شاید تحولکرونایی همه دانسته های ما را در باره خودمان تغییر دهد.
اگر تاثیرات این متغیر هنوز ناشناخته را کنار بگذاریم، در دراز مدت ، ملاتپلاسمایی جامعه ایران در قالب های با ثباتترمنطقی و از نظر هدفمندی مطابقزمانهتری رفتار خواهد کرد. در ان هنگام، ساختارهای فرافردی جنینی کنونی، همان جمعهای مدنی کوچک ، پیکره تعیین کننده ای پیدا میکنند و حکومت (هرحکومتی که باشد)دربرابر ان دست به عصا و محتاط و به ضرورت تابع و به عبارت بهتر"منتج"خواهد بود . در باره این زمان دور و فاقد سایه ایدئولوژی، بعدا باید حرف زد ، اما برای سال پیش رو ، فقط میتوان تداوم کمابیش انچه را در یکی دوسال اخیر الگو بوده پیشبینی کرد : اطاعت و خشم ،نافرمانی و محاسبه گری،...واندکی تغییردرسرچشمههای معرفتی!
🆔 @jameeno
🔻پاتیل پلاسما!
▫️شورای سردبیری: در علم فیزیک، ماده چند حالت دارد: جامد، مایع، و گاز . حالت چهارمی نیز وجود دارد که معروف نیست: حالت پلاسما.در این حالت، اتمها به خاطر دریافت فشار و انرژی بالا به صورت ذرات بنیادین از هم پاشیدهاند و در التهاب رسیدن حالت با ثبات هستند . خورشید نمونه ای از این حالت است. دریایی از ذرات که به هیدروژن تبدیل شده اند وباز از هم میپاشند تا در ترکیبی تازه هلیوم تولید کنند.
جامعهشناسان یکی از دیگر یافته های فیزیک ذرات را برای توضیح حالتی از جامعه به عاریت گرفته اند: جامعه اتمیزه .مراد از آن توضیح فروپاشی پیوندهای اجتماعی و سلطه فردیت افراطی بر سازوکار روابط آدمها در جامعه و هدم منافع جمعی به عنوان پیشرانه تحرک اجتماعی است. درست همانگونه که شکسته شدن ملکولها اتمهای تشکیل دهنده آنها را از قید یکدیگر رها و آزاد میکند تابراساس شرایط محیطی به هرسو بروند ، در جامعه اتمیزه نیز سلطه فردیتبه عنوان یک خصلت جامعه مدرن اما به خطا رفته در اثر ناکارکردی سایر اجزای جامعه سرمایهداری، و اهمیت یافتن حفظ منفعت فردی بر اساستشخیص لحظهای خود و نه در چارچوب خیرجمعی، به تفرق و تکثری منجر میشود که نهایت آن یگانگی داوطلبانه و وحدت منافع و عمل جمعی نیست . یکی از محصولات جامعه استبداد زده میتواند این اتمیزه شدن جامعه هم باشد .
در جامعه ایران ، به جای جامعه اتمیزه که بسیاری اساتید از آن برای توصیف اجتماع ما از آن استفاده کردهاند، میتواناز جامعه پلاسمایی سخن گفت که آن را در اول مقال توصیف کردیم؛ اتم از هم پاشیده ، ساختمانی ویران شده تا حد آجر به آجر. خاصیت آن این است که اجزایش میتوانند هر عنصری یا ترکیب یااجماع و وحدت محتملی را نتیجه بدهد و حاصل کند و ساختارهای متضاد و متعارض پدید آورد: درابعادمیلیونی برای تشییع جنازه یک شهید نظامی به خیابان بریزد و بعد، میلیونی برایاعتراض به حکومتی که آن شهید را پرچم خود میکند به خیابان نیاید و انتخاباتش را تحریم کند. جامعه ایران در موقعیتی قراردارد که هر کاری از ان بر میآید: با "تکرارمیکنم" خاتمی به کسانی رای دهد که محال بود بدون محاسبه پیچیده و رندانه به آنها سلام بدهد ، و یا در تقابل با آن، بدون محاسبه و محافظهکاری به مسیر یک شورش وانقلاب کلنگی دیوانه وار و بدفرجام قدم بگذارد؛ همان کاری که آبان گذشته تا آستانه آن پیش رفت. پاتیل پلاسمایی شگفتآوری است!
نتایج و پیشبینیهای متفاوتی از این سیالیتپلاسماییاجتماعی میتوان گرفت؛ یک جامعه ژلهای نیست که در اثر عاملی شکل ظرفی را بگیرد و خلاص. پلاسمای فعالی است که محیط خودش را شکل میدهد و انگار که هوشمند باشد، دوباره و به اقتضا، ترکیب تازه ای با محتوای هدفمند میسازد. بسته به رفتار حکومت، این جامعه میتواند در فرجهای میانمدت هم سازش و هم ناهمراهی نشان دهد. به عبارت دیگر حکومت هنوز فرصت دارد رفتاری را که اعتماد جامعه را از آن سلب کرد و به قهر سیاسی مردم با آن منجر شد خاتمه دهد ، انسداد سیاسی موجود را برطرف کند، و به صلحی اجتماعی دست یابد که ضامن بقای ان است. البته اگر تاثیرات نامشخص شیوع بیماری کرونا در حدی نباشد که نظام را به پرتگاههای هنوز ناشناخته بکشد و یا اثرات اجتماعی آن در ابعاد روانی و رفتاری انچنان پیچیده نباشد که توده را دچار گیجی، گنگی، و فلجی کند که در تشخیص جایی که ایستاده است مات و سرگشته بماند. به هرحال شاید تحولکرونایی همه دانسته های ما را در باره خودمان تغییر دهد.
اگر تاثیرات این متغیر هنوز ناشناخته را کنار بگذاریم، در دراز مدت ، ملاتپلاسمایی جامعه ایران در قالب های با ثباتترمنطقی و از نظر هدفمندی مطابقزمانهتری رفتار خواهد کرد. در ان هنگام، ساختارهای فرافردی جنینی کنونی، همان جمعهای مدنی کوچک ، پیکره تعیین کننده ای پیدا میکنند و حکومت (هرحکومتی که باشد)دربرابر ان دست به عصا و محتاط و به ضرورت تابع و به عبارت بهتر"منتج"خواهد بود . در باره این زمان دور و فاقد سایه ایدئولوژی، بعدا باید حرف زد ، اما برای سال پیش رو ، فقط میتوان تداوم کمابیش انچه را در یکی دوسال اخیر الگو بوده پیشبینی کرد : اطاعت و خشم ،نافرمانی و محاسبه گری،...واندکی تغییردرسرچشمههای معرفتی!
🆔 @jameeno