🤔 ⬅️ سرکوب قزلباشان: نخستین دغدغهٔ سلطان سلیم شاه اول (۱۵۲۰-۱۵۱۲م) پس از تثبیت حکومتش، شکست و نابودی صفویان و پیروان آنان در قلمرو عثمانی بود. کارزار او با بررسی و بازرسی مناطقی آغاز شد که شاهقلی و سایر شورشیان قزلباش در آنها پیروانی گرد خود جمع کرده بودند و سپس با اعدام سرکردگان و برکناری مالکان زمینهایی که دست به خیانت زده بودند، ادامه یافت. پس از سرکوب و کشتار شورشیان علوی، سلیم برای حمله به شاه اسماعیل آماده شد. دلایل فوری این اقدام، حملهٔ متجاوزانۀ صفویان به شهر توقات در سال ۱۵۱۲ و غارت و آتش زدن آن، حمایت شاه اسماعیل از شاهزاده احمد در جنگ داخلی عثمانیان، و پناه دادن به پسر او، شاهزاده مراد، پس از شکست احمد بود.
🕋 ⬅️ اخذ فتوا علیه صفویان: سلیم همچنین، در حرکتی که آشکارا ادعای جدید عثمانیان بهعنوان مدافعان اسلام (اهل سنت و جماعت) را نشان میداد، فتوایی دریافت کرد که در آن اسماعیل و پیروانش با تأکید بر اعمال و عقایدشان که توأم با غلو و تکفیر و قتلعام اهلسنت بود، مرتد اعلام شده بودند و نابودی آنان نهتنها مشروع، بلکه واجب دینی دانسته میشد. با تکیه بر این توجیه شرعی، سلیم از استانبول حرکت کرد و بهسوی شاه اسماعیل لشکر کشید.
💪 ⬅️ پیروزی در چالدران: در اوت ۱۵۱۴، ارتش سلیم در نبردی کوبنده در دشت چالدران واقع در آذربایجان قاطعانه پیروز شد. سوارهنظام صفوی، همانند آنچه در سال ۱۴۷۳ برای اوزونحسن آققویونلو در مقابل سلطان محمد فاتح اتفاق افتاده بود، در برابر آتش توپخانهای که از اردوگاه مستحکم مرکزی عثمانیان شلیک میشد، تاب نیاورد و خیلی زود فروپاشید. سلیم پس از چالدران بهسوی شرق رفت و وارد تبریز شد و قصد داشت در سال بعد حملات خود را ادامه دهد؛ اما در همین هنگام بود که ینیچریها معترضانه شوریدند و شدیداً از اقامت در تبریز در فصل زمستان سر باز زدند و همین امر سبب شد سلیم مجبور شود به آماسیه و سپس استانبول بازگردد. بااینحال، سلیم جنگ با صفویان را رها نکرد و چالدران نیز بهتنهایی دستاورد بزرگی برای او بود.
💪 ⬅️ حمایت کردها از عثمانیان: در طول دو سال پس از نبرد چالدران، سلیم صفویان را از جنوب شرقی و بخش زیادی از شرق آناتولی بیرون راند. این هدف از طریق قدرت نظامی و حمایت مردم محلی یعنی کردها تحقق یافت. فرستادهٔ سیاسی سلیم در این مأموریت، شیخ ادریس بدلیسی، عالم و شخصیت برجستهٔ کرد بود که پیشتر در خدمت سلاطین آققویونلو بود. در سال ۱۵۱۵، سلیم او را برای جلب وفاداری شیوخ و رؤسای کردها در جنوب شرقی آناتولی و شمال عراق گسیل داشت، و تا پایان همان سال، همگی بهجز یکی از آنان، حکم سلیم را پذیرفتند. از جملهٔ وفاداران، شرفالدین بود که در برابر به رسمیت شناختن حق حکومت موروثیاش در بدلیس، بیعت خود را با سلیم اعلام کرد.
☝️ ⬅️ قیام قوم کرد ضد صفویه: فرماندهٔ عملیات نظامی، محمد پاشا بیقلی بود؛ فاتح بایبورد و کیگی، که سلیم او را پس از پیروزی در چالدران بهعنوان والی ارزنجان منصوب کرده بود. نخستین اقدام محمد پاشا در سال ۱۵۱۵، محاصرهٔ دژ مهم و استراتژیک کماخ در بالای رود فرات بود. قلعۀ کماخ در ماه مۀ همان سال سقوط کرد، و در همان زمان، ساکنان و مردم آمد (دیاربکر امروزی) با شادمانی و دلگرمی از پیروزیهای عثمانیان و موافقت با دعوت شیخ ادریس، علیه فرماندار صفوی قیام کردند.
💪 ⬅️ حضور کردها در سپاه عثمانی: پاسخ صفویان، محاصرهٔ شهر بود که تا ماه سپتامبر ادامه یافت؛ تا آنکه محمد پاشا با نیرویی عمدتاً متشکل از کردها رسید و کنترل شهر را به دست گرفت. از آنجا به ماردین رفت و شهر را تصرف کرد، اما قلعه را نتوانست فتح کند. در تابستان سال ۱۵۱۶، شکست آخرین ارتش صفوی که در آناتولی باقی مانده بود، زمینه را برای تسلیم شدن سنجار، ارگانی، سیورک، بیرجیک، اورفه و... فراهم ساخت. در پایان همان سال، قلعهٔ ماردین نیز تسلیم شد و بدینترتیب، حکومت صفوی در جنوب شرقی آناتولی بهطور کامل از میان رفت.
📚 🟪 Source: Colin Imber, The Ottoman Empire 1300–1650, The Structure of Power, pp. 45-46.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥46❤43👍35🫡13
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15❤8💯4
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯12👍9❤5🔥3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤53❤🔥39💯36👍15🫡10
⭕️ در ژوئیهٔ ۱۹۹۵، در واپسین ماههای جنگ بوسنی، شهر سِربْرِنیتسا در شرق بوسنی و هرزگوین شاهد یکی از هولناکترین جنایتهای عباد صلیب و بزرگترین قتلعام در اروپا پس از جنگ جهانی دوم بود. این شهر از سال ۱۹۹۳ با قطعنامههای شورای امنیت سازمان ملل «منطقهٔ امن» اعلام شده و حفاظت از آن به نیروهای حافظ صلح هلندی سپرده شده بود. بااینحال، در ۱۱ ژوئیۀ ۱۹۹۵ نیروهای ارتش جمهوری صرب بوسنی بهفرماندهی جنایتکار جنگی راتکو ملادیچ وارد شهر شدند و در برابر اهمال و انفعال نیروهای حافظ صلح، کنترل کامل منطقه را در دست گرفتند.⭕️ وحوش صرب مردان و پسران را بهطور سیستماتیک جدا کردند. در فاصلهٔ چند روز و کمتر از یک هفته، حداقل ۸ هزار و ۳۷۲ مرد و پسر بوسنیایی در اعدامهایی که توسط صربها در مناطق جنگلی و مکانهای مختلف دیگر انجام شد، نسلکشی شدند. حدود ۲۰ تا ۲۵ هزار زن و کودک و سالمند به پایگاه سازمان ملل در پوتوچاری پناه بردند و هزاران مرد و پسر نوجوان نیز برای رسیدن به مناطق تحت کنترل دولت بوسنی از راه جنگلها گریختند که فقط شمار کمی از آنان موفق شدند زنده برسند. نیروهای صرب بسیاری از مردان و پسران را در ایستهای بازرسی، انبارها، مدارس، کارخانهها و مزارع بازداشت و کشتار کردند. آنان مظلومانه بهصورت گروهی شکنجه و تیرباران شدند و اجسادشان در گورهای دستهجمعی دفن شد. برخی مردان زندهبهگور کرده شدند و برخی پدران مجبور شدند شاهد قتل فرزندانشان باشند.⭕️ برای پنهان کردن هرچه بیشتر آثار جنایت، بخشی از این گورها برای پراکندهسازی بعدها با ماشینآلات سنگین نبش و بقایای قربانیان به گورهای دیگری در مناطق مختلف منتقل شد؛ اقدامی که روند شناسایی اجساد را برای سالها دشوار کرد. با گذشت سالها، استخوانهای بسیاری از قربانیان در گورهای دستهجمعی مختلف پیدا شد. ازآنجاکه قطعات استخوان متعلق به یک شخص از گورهای مختلف کشف شده بود، تلاشها برای شناسایی هویت آنها سالها طول کشید.⭕️ دادگاههای بینالمللی این جنایت جنگی و کشتار جمعی را مصداق «نسلکشی» دانستند و عاملان جنایت را به مجازات محکوم کردند. نسلکشی سربرنیتسا تنها به کشتار محدود نشد. دهها هزار زن، کودک و سالمند به اجبار از منطقه اخراج شدند، هزاران خانواده از هم پاشیدند و بسیاری از بازماندگان سالها با آسیبهای شدید جسمی و روانی زندگی کردند. جنگ بوسنی در مناطق مختلف با جنایتهایی از جمله محاصره، پاکسازی قومی، آوارگی اجباری و خشونت و تجاوز جنسی علیه زنان و دختران همراه بود و این تجربه آثار عمیقی بر جامعهٔ مسلمان بوسنی بر جای گذاشت.⭕️ جستجو در گورهای دستهجمعی ۳۱ سال است که ادامه دارد. پس از پایان جنگ، حفاری گستردهای در سراسر بوسنی و هرزگوین برای یافتن افراد گمشده آغاز شد. تا به امروز، بقایای قربانیان نسلکشی سربرنیتسا در حفاریها در ۱۵۰ مکان مختلف، از جمله ۷۷ گور دسته جمعی، کشف شده است. بقایای استخوانهای کشفشده از گورهای دسته جمعی از طریق تجزیه و تحلیل DNA و معاینات پزشکی قانونی شناسایی و سپس به خانوادههای آنها تحویل داده شد.⭕️ شهدای تفحصشده هرساله در ۱۱ ژوئیه در قبرستان یادبود پوتوچاری در نزدیکی سربرنیتسا به خاک سپرده میشوند. تا به امروز، ۶ هزار و ۷۷۲ شهید قربانی نسلکشی در پوتوچاری دفن شدهاند، ۲۵۰ قربانی به درخواست خانوادههایشان در گورستانهای مختلف محلی دفن شدهاند. پس از ۳۱ سال، تلاشها برای یافتن بیش از هزار قربانی نسلکشی سربرنیتسا که بقایایشان هنوز پیدا نشده است، ادامه دارد.⭕️ هر ساله، با تکمیل شناساییهای جدید، شهدا حتی با استخوانهای گمشده، با رضایت خانوادههایشان دفن میشوند و گاه قبرها برای افزودن بقایای نویافته نبش میشوند. بااینحال، برخی از خانوادهها ترجیح میدهند دفن را سالها به تعویق بیندازند به این امید که قطعات استخوان بیشتری از عزیزانشان در آینده پیدا شود.⭕️ امروز آرامستان و یادبود پوتوچاری، در نزدیکی سربرنیتسا، مهمترین محل بزرگداشت قربانیان است. هرساله در سالروز نسلکشی، بستگان و بازماندگان شهدا و هزاران نفر گرد هم میآیند و بقایای شهدایی که در طول سال شناسایی شدهاند با آیینی رسمی به خاک سپرده میشود، نام جانباختگان خوانده میشود و با سکوت و دعا یادشان گرامی داشته میشود. همچنین «راهپیمایی صلح» (Marš Mira) هر سال در مسیر معکوس راهی که بسیاری از مردم در تابستان ۱۹۹۵ برای فرار پیمودند برگزار میشود تا خاطرۀ رنجهای قربانیان شهید زنده بماند.
راحوا وما ودّعناهم،
تركوا الأحبّة وراهم؛
لكن بقيت ذكراهم،
بقلوب أهل التوحيد...
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
😢120💔16😭10🕊4
🕋 نقشهٔ حاضر، نه انعکاسی از الگوهای مهاجرتی معاصر یا بحرانهای پناهندگی اخیر، بلکه روایتی معتبر از هفت قرن تاریخ مسلمانان بومی اروپا در شبهجزیرۀ بالکان از دوران امپراتوری عثمانی تا امروز محسوب میشود.☪️ تودهٔ پیوستهٔ جمعیتی در ترکیه و قبرس شمالی، هستهٔ کانونی این پهنهٔ فرهنگی را تشکیل میدهد. در شمال غرب این کانون، اکثریتهای بومی مسلمان در آلبانی و کوزوو، همراه با جامعهٔ اصیل بوسنیایی بوسنی و هرزگوین، محورهای ثانویهٔ این ساختار را میسازند. کانونهای جمعیتی پراکنده اما متمایز در مقدونیهٔ شمالی، سنجاک، مونتهنگرو، نواحی جنوبی و شمال شرقی بلغارستان و تراکیهٔ غربی در یونان، حاکی از استمرار تاریخی اجتماعات کهن مسلمان است؛ جوامعی که طی بیش از هفت قرن هویت دینی و تعلق سرزمینی خود را حفظ کردهاند.🕌 در سطح تحلیلی، این چینش جغرافیایی مؤید این درک تاریخی است که اسلام نه یک عنصر بیرونی یا متأخر در تجربهٔ تمدنی اروپا، بلکه یکی از لایههای بنیادین میراث چندفرهنگی این قاره است. پایداری این جوامع در برابر تحولات متعاقب فروپاشی امپراتوری عثمانی، بر انسجام فرهنگی ریشهدار و تاریخی آنها گواهی میدهد. از این منظر، نقشهٔ حاضر نه یک دادهٔ جمعیتی صرف، بلکه سندی تاریخی بر پیوند گسستناپذیر اسلام با جغرافیا و فرهنگ بالکان محسوب میشود.
☪️ تبار و نژاد مسلمانان بالکان
مسلمانان بومی اروپا جماعاتی ریشهدار با تبارهای قومی متمایز و چندگانهاند که قدمت و تداوم هویت دینی ایشان به هفت قرن میرسد. هستهٔ اصلی این جمعیت را سه شاخهٔ بزرگ قومی-زبانی تشکیل میدهد:🇦🇱 🇽🇰 نخست، آلبانیاییها که از تبار ایلیریهای باستان به شمار میروند و اکثریت قاطع مسلمانان آلبانی، کوزوو و بخشهای غربی مقدونیهٔ شمالی را شامل میشوند.🇧🇦 دوم، اسلاوهای جنوبی مسلمان که بوسنیاکها (در بوسنی و هرزگوین و منطقۀ سنجاک بین صربستان و مونتهنگرو)، پوماکها (بلغاریزبانان مسلمان در بلغارستان و یونان) و توربِشها (مقدونیهای مسلمان) را در بر میگیرند؛ اینان اسلاوهاییاند که در دورهٔ عثمانی اسلام آوردند و هویت متمایز خود را حفظ کردند.🇹🇷 گروه سوم، ترکهای بالکان که از اعقاب ترکان آناتولی و عثمانی در منطقه هستند و بهویژه در بلغارستان، تراکیهٔ غربی در یونان، مقدونیهٔ شمالی و قبرس شمالی متمرکزند. افزون بر این سه شاخه، گروههای کوچکتری مانند تاتارهای دوبروجا (در رومانی) و برخی جوامع مسلمان رومانیایی نیز در این چارچوب میگنجند.
☪️ جمعیت مسلمانان بالکان
بر پایهٔ آخرین آمارهای رسمی و برآوردهای جمعیتی (عمدتاً مربوط به سالهای ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۴)، مجموع مسلمانان بومی بالکان (شامل ترکیهٔ اروپایی) حداقل ۲۰ میلیون نفر برآورد میشود:🇹🇷 ترکیهٔ اروپایی (تراکیهٔ شرقی) با بیش از ۱۲ میلیون نفر جمعیت تقریباً یکدست مسلمان، بزرگترین بخش را تشکیل میدهد؛🇦🇱 🇽🇰 آلبانی با حدود ۲.۸ میلیون (حدود ۷۰ تا ۸۰ درصد مسلمان) و کوزوو با حدود ۲ میلیون (نزدیک به ۹۵ درصد مسلمان) در رتبههای بعدی قرار دارند.🇧🇦 بوسنی و هرزگوین حدود ۱.۸ میلیون بوسنیاک (۵۰ درصد کل جمعیت) را در خود جای داده است؛🇧🇬 در بلغارستان، مسلمانان (ترکها و پوماکها) حدود ۹۰۰ هزار تا ۱ میلیون نفر (۱۰ تا ۱۲ درصد جمعیت) برآورد میشوند؛🇲🇰 در مقدونیهٔ شمالی، جمعیت مسلمان (آلبانیاییها، ترکها و توربشها) به ۶۰۰ تا ۷۰۰ هزار نفر (حدود ۳۰ درصد) میرسد.🇬🇷 🇲🇪 اقلیت مسلمان تراکیهٔ غربی در یونان حدود ۱۲۰ هزار نفر، مسلمانان مونتهنگرو (بوسنیاک و آلبانیایی) نزدیک به ۱۲۰ هزار نفر و مسلمانان بوسنیاک منطقهٔ سنجاک نیز حدود ۲۰۰ هزار نفر جمعیت دارند.
🏳️ علی عزتبیگویچ در واکنش به اقدام خاچپرستان صرب و کروات که با نصب صلیبهای بزرگ بر فراز تپهها، در پی تحمیل سلطهٔ نمادین و پاکسازی قومی-مذهبی مناطق مسلماننشین در خلال جنگ بوسنی بودند، گفته بود: «شما میتوانید بر فراز تمام تپهها صلیب برافرازید، اما ماه همچنان بر بلندای آسمان خواهد ماند.»
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤48❤🔥26👍26💯21
Forwarded from آرشیو اینفوگرافیک
البته غیر از تراکیۀ شرقی (بخش اروپایی ترکیه) با ۱۲ میلیون نفر جمعیت، یونان (تراکیۀ غربی و برخی مناطق شمال غربی) نیز ۱۲۰ الی ۲۰۰ هزار مسلمان دارد که در این اینفوگرافیک فهرست نشده است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤31💯20❤🔥19👍12🫡4
▪️ سیزده سال پس از بعثت رسول الله ﷺ، مسلمانان برای رهایی از آزار و شکنجهای که در مکه متحمل میشدند، به مدینه - که اسلام در آن پذیرفته شده بود - هجرت کردند. پس از این هجرت تاریخساز، مشرکان مکه تمام اموال و داراییهای مهاجران را که در مکه بر جای مانده بود، مصادره کردند.▪️ در مقابل، مسلمانان با استقرار در مدینه و تشکیل دولت اسلامی توسط پیامبر خدا ﷺ سازمان یافتند و تصمیم گرفتند در واکنش به مصادرۀ اموال خود، کاروان تجاری ابوسفیان را که از شام بازمیگشت، در کمین بگیرند. بنابراین پیامبر اکرم ﷺ با ۳۱۳ نفر از اصحاب کرام خود از مدینه حرکت کردند و ابوسفیان نیز با احساس خطر، از مکه درخواست نیروی کمکی کرد. قریش نیز سپاهی بهفرماندهی عمروبن هشام (ابوجهل) روانه کرد که بیش از سه برابر مسلمانان نیرو داشت.▪️ درحالیکه سپاه قریش در راه بود، ابوسفیان مسیر کاروان را تغییر داد و خبر داد که خطر برطرف شده است. سران قریش بر این باور بودند که دیگر نیازی به جنگ نیست، زیرا کاروان از خطر گذشته بود و افزون بر این، میان آنان و مهاجران پیوندهای نزدیک خویشاوندی و قبیلهای وجود داشت. بااینحال، ابوجهل که به پیروزی خود اطمینان داشت، بر ادامۀ پیشروی اصرار ورزید.▪️ دو سپاه در کنار چاههای بدر با یکدیگر روبهرو شدند. پس از آنکه مسلمانان در نبرد تنبهتن میان سه مبارز از هر طرف به پیروزی رسیدند، قریش حملهای همهجانبه را آغاز کرد. در جریان نبرد، بسیاری از سران برجستۀ قریش بهویژه ابوجهل کشته شدند و مسلمانان به پیروزی قاطعی دست یافتند. یاری خدا و رهبری پیامبرش به پیروزی بزرگی برای مسلمانان انجامید که مسیر گسترش اسلام را دگرگون ساخت. این رویارویی نخستین نبرد از جنگ قریش با مسلمانان بود؛ جنگی که شش سال ادامه یافت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥54💯35❤21👍14🫡6
🖤 آفریقا با جمعیتی حدود ۱٫۵۸ میلیارد نفر، پس از آسیا دومین قارۀ پرجمعیت جهان به شمار میرود. بااینحال، جمعیت این قاره بهطور یکنواخت توزیع نشده است و تنها چند کشور آن سهم بزرگی از کل جمعیت آفریقا را در خود جای دادهاند.✅ نیجریه، پرجمعیتترین کشور آفریقا، حدود ۲۴۲ میلیون نفر جمعیت دارد. پس از آن، اتیوپی، مصر و جمهوری دموکراتیک کنگو قرار دارند که هر یک بیش از ۱۰۰ میلیون نفر جمعیت دارند. چندین کشور دیگر نیز جمعیتی بین ۵۰ تا ۱۰۰ میلیون نفر دارند، درحالیکه جمعیت بسیاری از کشورهای دیگر بین ۲۰ تا ۵۰ میلیون نفر است. کمجمعیتترین کشورهای این قاره عمدتاً در مناطق بیابانی و خشک واقع شدهاند.💙 با ادامۀ رشد سریع جمعیت آفریقا، انتظار میرود این قاره در سراسر قرن ۲۱ نقشی هرچه پررنگتر در اقتصاد جهانی و بازار کار جهان ایفا کند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤10👍4❤🔥3💯1
نام عیسی مسیح علیهالسلام در زبانهای مختلف، بازتابی از تاریخ انتقال متون مقدس و دگرگونیهای آوایی در زبانهای گوناگون است؛ از همین رو تفاوت تلفظ در صورتهای متعدد عیسی (Isa/ʿĪsā)، Jesus، Jesús، Jésus، Gesù، İsa و Иисус (Iisus) مشهود است.
ریشۀ این نام در زبان عبریِ اواخر دوران باستان یِشوع (Yeshua / יֵשׁוּעַ) بوده است که صورت کوتاهشدۀ نام یهوشع (Yehoshua) به شمار میرود. با گسترش مسیحیت در جهان یونانیزبان، این نام بهدلیل محدودیتهای آوایی زبان یونانی بهصورت Ἰησοῦς (Iēsous) درآمد. سپس از طریق ترجمههای لاتینی بهشکل Iesus وارد اروپا شد و در هر زبان، متناسب با تحولهای آوایی همان زبان، صورت امروزی خود را یافت؛ مانند Jesus در انگلیسی، Jesús در اسپانیایی، Jésus در فرانسوی و Gesù در ایتالیایی.
در مقابل، در قرآن کریم و سنت اسلامی، نام این پیامبر اولوالعزم بهصورت «عیسی» (ʿĪsā) آمده است و همین صورت به زبانهای عربی، فارسی، ترکی، اردو، مالایی، سواحیلی و بسیاری از زبانهایی که تحت تأثیر یا در قلمرو فرهنگ و تمدن اسلامی قرار گرفتهاند راه یافته است. ازاینرو، در کشورهای اسلامی و برخی کشورهای دیگر، نام رسمی و رایج ایشان «عیسی» یا «Isa» است.
همچنین، صورتهای گوناگون این نام حاصل ترجمه، وامگیری و تحول طبیعی زبانها در طول دو هزار سال هستند و هریک پیشینهای تاریخی و زبانشناختی دارند.
نقشۀ فوق نشان میدهد که در کدام کشورها صورت «Isa/عیسی» برای نام پیامبر خدا حضرت عیسی علیهالسلام کاربرد دارد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍21❤17💯9❤🔥8
🟣 بالکان جغرافیایی شبهجزیرهای در جنوب شرقی اروپاست که از سه طرف با دریاهای آدریاتیک، ایونی، اژه و دریای سیاه احاطه شده و مرز شمالی آن معمولاً با رودهای دانوب، ساوا و کوپا تعریف میشود. این منطقه شامل کشورهای آلبانی، بوسنی و هرزگوین، بلغارستان، یونان، کوزوو، مونتهنگرو، مقدونیهٔ شمالی و بخشهایی از صربستان، کرواسی، اسلوونی، رومانی و ترکیهٔ اروپایی (تراکیۀ شرقی) است.🔵 بالکان فرهنگی حوزهای تاریخی و تمدنی است که فراتر از مرزهای جغرافیایی شبهجزیره، سرزمینهایی با میراث مشترک یونانی، رومی، بیزانسی و عثمانی و اسلامی را دربر میگیرد. ویژگی اصلی آن تنوع قومی و زبانی و دینی با همزیستی سه سنت اسلامی و ارتدوکس و کاتولیک است. ازاینرو، مرزهای فرهنگی بالکان انعطافپذیرتر از مرزهای جغرافیایی آن هستند و در پژوهشهای تاریخی و مردمشناختی، دامنهای گستردهتر از تعریف صرفاً جغرافیایی دارند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍15💯7
🟡 اسکندر سوم مقدونی (معروف به اسکندر کبیر یا اسکندر بزرگ)، در سال ۳۵۶ پیشازمیلاد زاده شد و در اندکی بیش از یک دهه، جهان باستان را دگرگون کرد. او تا ۳۲ سالگی امپراتوری پهناور هخامنشی را فتح کرد و پس از برانداختن آن، یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان را پدید آورد؛ قلمرویی که از یونان و مصر تا ماوراءالنهر و رود سند گسترده بود.🟡 نکتهٔ جالب آنکه بر پایهٔ منابع تاریخی، اسکندر در هیچیک از نبردهایی که شخصاً فرماندهی آنها را بر عهده داشت، شکست نخورد. لشکرکشیهای او نقشهٔ سیاسی جهان باستان را دگرگون کرد و زمینه را برای گسترش زبان، فرهنگ، دانش و اندیشههای یونانی در بخشهای وسیعی از اروپا، آسیا و آفریقا فراهم آورد؛ دورهای که امروزه با عنوان عصر هلنیستی شناخته میشود.🟡 هرچند امپراتوری او پس از مرگش در سال ۳۲۳ ق.م بهسرعت میان جانشینانش تقسیم شد، اما میراث اسکندر تا سدهها بر جای ماند. شهرهایی که به فرمان او بنیان نهاده شدند، بهویژه اسکندریه در مصر، به مراکز مهم تجارت، دانش و فرهنگ بدل شدند و نفوذ سیاسی و فرهنگی او را برای نسلهای بعدی تداوم بخشیدند. از همین رو، اسکندر مقدونی بهعنوان یکی از فرماندهان نظامی و شخصیتهای تأثیرگذار تاریخ باستان شناخته میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥22👍11🔥4❤3💯3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍 این نقشۀ ممتاز و متحرک، مراحل فتح اسلامی شبهجزیرۀ ایبریا را بین سالهای ۷۱۱ و ۷۱۷ میلادی با ترتیب زمانی دنبال میکند. رویدادها از عبور تاریخساز فاتح مسلمان طارقبن زیاد از تنگۀ جبلالطارق و رویارویی سرنوشتساز با سپاهیان گوتها بهفرماندهی پادشاه رودریک در نبرد تاریخی وادی لکه آغاز میشود. در این پویانمایی تاریخی، مسیر حرکت سپاهیان، جنگها، تحول روزبهروز مرزها، فتح شهرها و دژهای اصلی و سرانجام پیوستن موسیبن نصیر به این لشکرکشی و تکمیل فتح اندلس و الحاق آن به دولت اسلامی در عهد اموی را مرور میکنیم. این فتح سرآغاز هشت قرن حضور مسلمانان در اندلس و شکلگیری یکی از درخشانترین تمدنهای جهان در قرون وسطی بود.
⏳ مقدمۀ فتح: ایبریای ویزیگوت
در آستانۀ فتح اسلامی، شبهجزیرۀ ایبری تحت فرمان پادشاهی ویزیگوتها با پایتختی تولدو بود. انتخابی بودن پادشاهان، رقابتهای اشرافی و بحران جانشینی پس از مرگ ویتیزا، حکومت را تضعیف کرده بود. رودریک با کنار زدن وارثان ویتیزا به قدرت رسید و همین اختلافات داخلی، زمینه را برای مداخلۀ خارجی فراهم ساخت. منابع اسلامی از همکاری یولیان، حاکم طنجه و سئوتا، با مسلمانان یاد میکنند. هرچند داستان تعرض به دختر او محل تردید است، اصل همکاری وی با سپاه مسلمانان را بیشتر مورخان پذیرفتهاند.
👍 عبور طارقبن زیاد و نبرد وادی لکه
در رمضان ۹۲ق (۷۱۱م)، طارقبن زیاد بهفرمان موسیبن نصیر با حدود هفت هزار مبارز از تنگهای عبور کرد که به نام او جبلالطارق نام گرفت. پس از اعزام نیروی کمکی موسیبن نصیر، سپاه او به حدود دوازده هزار نفر رسید و در ۲۸ رمضان با ارتش رودریک در وادی لکه روبهرو شد. نبرد پس از هشت روز با شکست کامل و قاطعانۀ ویزیگوتها پایان یافت. تاکتیکهای نظامی مسلمانان، اختلافات داخلی گوتها و خیانت برخی متحدان رودریک، از عوامل اصلی این پیروزی بود و با ناپدید شدن رودریک، راه فتح اندلس برای مسلمانان گشوده شد.
👳♂ تسریع فتوحات با ورود موسیبن نصیر
طارق پس از پیروزی، سپاه خود را برای فتح قرطبه، مالقه، غرناطه و دیگر شهرها تقسیم کرد و طلیطله را نیز تقریباً بدون مقاومت گشود. در سال ۹۳ق، موسیبن نصیر با سپاهی تازه وارد اندلس شد، اشبیلیه و چند شهر دیگر را فتح کرد و در طلیطله به طارق پیوست. فتوحات تا سال ۹۵ق به نواحی شمالی ادامه یافت و بسیاری از شهرها نیز با عقد پیمان صلح و پرداخت جزیه تسلیم شدند.
👍 تکمیل فتح و الحاق به دولت اسلامی
در سال ۹۵ق، خلیفۀ مسلمانان ولیدبن عبدالملک اموی، موسی و طارق را به دمشق فراخواند. عبدالعزیز پسر موسی فتوحات را در شرق اندلس و جنوب پرتغال ادامه داد و با پیمانهایی با اشراف ویزیگوت، حکومت اسلامی را استوارتر کرد. اندلس به یکی از ولایات خلافت اسلامی تبدیل شد و در سالهای بعد، سپاه مسلمانان تا جنوب فرانسه پیش رفت؛ اما شکست تراژدیک و شهادت عبدالرحمن غافقی در نبرد بلاطالشهداء (۷۳۲م)، گسترش فتوحات در غرب اروپا را متوقف ساخت.
👍 عوامل موفقیت سریع مسلمانان
مورخان مهمترین عوامل این پیروزی را چنین میدانند:
۱. بحران جانشینی و ضعف حکومت ویزیگوت
۲. همراهی بخشی از اشراف و یهودیان محلی
۳. سیاست صلح، تأمین امنیت و آزادی دینی اهلکتاب
۴. چابکی و برتری نظامی سپاه مسلمانان
۵. روحیۀ جهادی و استقامت مجاهدان مسلمان
🕋 پیامدهای فتح ایبریا توسط مسلمانان
فتح اسلامی اندلس، این منطقه را برای نزدیک به هشت قرن به بخشی از جهان اسلام تبدیل کرد. دورۀ فتح نخستین (۷۱۱-۷۱۷ م) شالودۀ یک جامعۀ جدید را پی ریخت که در آن عناصر عرب و بربر و بومی (اعم از مسیحیان و یهودیان) در کنار هم زیستند. ادغام اندلس در پیکرۀ خلافت اموی، سپس تبدیل آن به امارت و بعد نیز خلافت مستقل اموی در قرطبه، و بعدها شکوفایی تمدنی درخشان و کمنظیر در علم و هنر و صنعت و معماری و...، همگی ریشه در همین مقطع سرنوشتساز دارند.
⏳ میراث تاریخی اندلس اسلامی
فتح اندلس تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه آغاز تمدنی بزرگ بود که شهرهایی چون قرطبه، طلیطله، اشبیلیه و غرناطه را به مراکز برجستۀ علم، پزشکی، فلسفه، ریاضیات و معماری تبدیل کرد. میراث این تمدن تأثیر عمیقی بر رنسانس اروپا گذاشت و تا سقوط غرناطه در سال ۱۴۹۲ میلادی از مهمترین کانونهای فرهنگی و علمی جهان به شمار میرفت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍36❤26❤🔥24🫡11
🇨🇳 کمونیسم و سرکوب مسلمانان در چین🏳️ 🔵 چین بزرگترین جامعۀ محلد و بیدین جهان است؛ وضعیتی که عمدتاً محصول سیاستهای حزب کمونیست چین پس از قدرتگیری در سال ۱۹۴۹ میلادی است. ایدئولوژی الحادی کمونیسم که دین را غالباً ابزاری برای کنترل اجتماعی یا مانعی در برابر حکومت ایدئولوژیک خود میدانست، در دورههای مختلف به محدودسازی، تخریب و کنترل نهادهای مذهبی پرداخت. در دوران مائو تسهتونگ، بهویژه در انقلاب فرهنگی (۱۹۶۶–۱۹۷۶)، مساجد، معابد و مراکز دینی بسیاری تعطیل یا تخریب شدند و پیروان ادیان مختلف تحت فشار و محدودیت شدید قرار گرفتند.🔵 مسلمانان چین، بهخصوص اویغورها در ترکستان شرقی (منطقۀ سینکیانگ)، از جمله گروههایی هستند که در دهههای اخیر با شدیدترین برخوردهای رژیم چین مواجه شدهاند. بازداشتهای گسترده، ایجاد اردوگاههای موسوم به «مراکز آموزش و بازپروری»، نظارت فراگیر، محدودیت در آموزش زبان و فرهنگ بومی، تخریب و کنترل شدید مساجد و دخالت اهانتآمیز حکومت در امور دینی، حتی از سوی بسیاری از نهادهای حقوق بشری و دولتها بهعنوان نمونههایی از سرکوب سازمانیافتۀ فرهنگی و مذهبی مورد انتقاد قرار گرفته است.🔵 سیاستهای حزب کمونیست چین در قبال مسلمانان، تنها محدود به اسلامستیزی و اسلامهراسی نیست، بلکه آشکارا بخشی از یک برنامۀ گستردهتر برای همسانسازی اجباری فرهنگی و تضعیف هویتهای دینی و قومی است. بسیاری این رویکرد را تداوم رفتار حکومتهای تمامیتخواه کمونیستی در کنترل عقاید، محدودسازی آزادی مذهبی و اولویتدهی ایدئولوژی دولتی بر حقوق فردی میدانند.🔵 در این میان، رژیم تروریست چین اقدامات خود را در چارچوب مبارزه با تروریسم، جداییطلبی و حفظ امنیت ملی توجیه میکند؛ اما مسلماً استفادۀ گسترده از ابزارهای امنیتی و نظارتی علیه یک جمعیت دینی و قومی، به نقض کامل حقوق اساسی مسلمانان انجامیده است. وضعیت مسلمانان چین امروز یکی از مهمترین نمونههای تقابل میان یک حکومت کمونیستی متمرکز و جوامع مذهبی است که تلاش میکنند هویت تاریخی و دینی خود را حفظ کنند.🔵 البته رژیم چین در کنار سیاستهای ضداسلامی خود، همواره تلاش کرده است تصویری خلاف واقع از وضعیت گروههای دینی و قومی چین در رسانههای رسمی و تبلیغات دولتی ارائه دهد. برگزاری برنامههای نمایشی، نمایش فعالیتهای مذهبی تحت نظارت حکومت و تأکید بر حقوق قومی و مذهبی، بخشی از راهبرد تبلیغاتی پکن برای نشان دادن چهرهای فریبنده از سیاستهای خود است؛ درحالیکه این رویکرد چیزی جز نقابی برای پوشش واقعیتهای جاری در جامعه نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔29👍9
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯14👌7👍6👏5
با از میان رفتن مدعیان تیموری و قراقویونلو، حکومت بر سرتاسر ایران برای اوزونحسن ممکن شد. او که از تیول ویژۀ خود دیاربکر بیرون آمده بود و فرمانروای ارمنستان و کردستان نیز محسوب میشد، با دگرگونی ناگهانی اوضاع، توانست ایران و بینالنهرین را نیز به متصرفات خود اضافه و مقر حکومتش را به تبریز منتقل کند. اوزونحسن پس از پیروزی بر ابوسعید تیموری، بلافاصله حکامی را به اصفهان، قم، کاشان، نطنز، اردستان، یزد، قزوین، طارم، سلطانیه، ساوه، کاشان و همدان روانه کرد.
اوزونحسن در اوایل شوال همان سال (۸۷۳ق) از قشلاقات مغان، به عزم اردبیل و تبریز و یورش به عراق (عجم) بیرون آمد و به پسرش اغورلو محمد دستور داد که پس از حمله بر حسنعلی به اصفهان رفته، از آنجا برای دفع امیر یوسف، فرزند دیگر جهانشاه، روانۀ فارس شود. همچنین یادگارمحمد را به خراسان فرستاد تا حکومت آن نواحی را به عهده بگیرد. اوزونحسن در اواخر ذیقعدۀ همان سال وارد تبریز شد و از این پس بهعنوان پادشاه ایران، در تبریز پایتخت تازهاش مستقر گردید. در اوایل پاییز سال ۸۷۴، شیراز که در تصرف ابویوسف میرزا، پسر جهانشاه بود به تصرف آققویونلوها درآمد. پس از آنکه اوزونحسن زمستان را در شهر قم سپری کرد، بغداد را نیز به تصرف درآورد. به فرمان اوزون حسن حکومت شهر شیراز به فرزندش، سلطان خلیل میرزا، تفویض شد. از دیگر فرزندان اوزونحسن، زینل، بر منطقهٔ وسیعی از کرمان و سیرجان تا ساحل بحر عمان حاکم شد و مقصود به حکومت بغداد رسید.
نتایج قهری فتوحات درخشان اوزونحسن این بود که او یکی از مقتدرترین فرمانروایان شرق نزدیک شد. قلمرو حکومتی او به غیر از سرزمین اصلی آققویونلوها (دیاربکر) که حالا تبدیل به سرحد غربی حکومت جدید شده بود، شامل تمامی ایران (بهاستثنای خراسان)، ارمنستان و بینالنهرین میشد. اوزونحسن تا دم مرگ بر این مناطق پهناور فرمان راند.
اوزونحسن پس از پیروزی بر ابوسعید تیموری، در این اندیشه بود که خراسان را نیز تصرف کند، اما فعلاً دو چیز مانع او بود؛ یکی وجود شاهزادگان تیموری و دیگری اینکه جد اوزونحسن، نمکپروردۀ تیمور بود و تصرف خراسان نوعی بینزاکتی سیاسی محسوب میشد. لذا وی یادگارمحمد میرزا - نوۀ شاهرخ - را که در جنگ با ابوسعید در خدمت او بود، به لشکر و اسلحه یاری کرد و به خراسان فرستاد و به او فرمان حکومت بر خراسان نیز داد. سپس بعضی از فرزندان خود از جمله سلطان خلیل را با جمعی کثیر از سپاهیان به کمک وی روانه نمود. هرچند سلطان حسین، یادگارمحمد را در چناران در هم شکست، ولی وی بار دیگر با کمک ترکمانان آققویونلو به خراسان آمد و سلطان حسین بالاجبار از هرات بیرون رفت و به صحرای آواق پناهنده شد و بدینترتیب خراسان ضمیمۀ قلمرو اوزونحسن شد.
اما یادگارمحمد یکسره به عیش و عشرت پرداخت و بر اثر عیاشی مفرط او و ظلم بیحساب ترکمانانی که همراه وی بودند، مردم از وی متنفر شدند. سرانجام سلطان حسین میرزا، متهورانه بر هرات تاخت و شهر را گرفت و یادگارمحمد را به قتل رساند. امیران آققویونلو نیز روی به فرار نهاده، روانۀ عراق (عجم) شدند.
اوزون حسن با اطلاع از قتل یادگارمحمد، تصمیم گرفت به خراسان لشکر بکشد و به اغورلومحمد پیغام داد که از اصفهان به استرآباد (گرگان کنونی) برود و در اوایل بهار به طرف خراسان حرکت نماید. سلطان حسین برای ممانعت از یورش آققویونلوها، شیخالاسلام اعظم شیخ عبدالله را که از نوادگان ابوسعید ابوالخیر بود با نامهای حاکی از اخلاص و تواضع، نزد اوزون حسن فرستاد. شیخ عبدالله در شهر قم به حضور اوزون حسن رسید. امیر آققویونلو فرستادۀ سلطان حسین را با احترام پذیرفت و فرمان داد که استرآباد را به گماشتۀ سلطان حسین بسپارند و لشکریان آققویونلو از آن نواحی بیرون بیایند. بدینترتیب اوزون حسن با سلطان حسین مدارا کرده، بین آنها صلح برقرار شد.
حکومت اوزونحسن و یعقوب ضامن استقلال بخش بزرگی از خاک ایران و وسیلهٔ حفظ فرهنگ و هنر عهد تیموری گردید. در این مدت بسیاری از شهرهای ایران آباد شد، بازرگانی توسعه یافت و ارتش سازمان منظمتری به خود گرفت. از طرف دیگر ایران برای ایجاد رابطه با کشورهای اروپایی گامهای جدیدی را برداشت و فعالیتهایی برای اصلاحات ارضی و مالیاتی انجام شد. این دوره را باید یکی از ادوار درخشان تاریخ ایران به حساب آورد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤35👍33❤🔥24💯20
اوزونحسن مرتکب دو اشتباه بزرگ شد: اولی اتحاد با اروپا علیه عثمانی بود، درحالیکه اوزونحسن میتوانست عوض توطئه علیه عثمانی، همانند رویکردش به حسین بایقرا در شرق، سیاست مصالحه را برگزیند. دومی نیز، استقبال از جنید صفوی و تزویج خواهرش خدیجه با او، با این امید که از مریدانش برای شکست جهانشاه قراقویونلو استفاده کند. اگرچه جنید هفت سال پیش از شکست جهانشاه کشته شد و اوزونحسن از نیروی او بهرهای نبرد، اما همین ازدواج در نهایت به موالیدی انجامید که بعدها همان مریدان با حفظ نوادگان جنید دولت آققویونلو را سرنگون کردند.
🔴 با فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمد فاتح، اروپا برای توقف توسعۀ قلمرو عثمانی به یک متحد در آسیا نیاز داشت. اوزونحسن که قدرتی نوظهور در شرق بود و دختر امپراتور ترابزون را به عقد خود درآورده بود، گزینۀ مناسبی برای اروپاییان محسوب میشد. در سال ۱۴۷۱، ونیز سفیر خود کاترینو زنو (خواهرزادۀ زن یونانی حسن یعنی «دسپینا») را به ایران اعزام کرد. وظیفۀ او تحریک شوهرخاله علیه عثمانی بود. در این مذاکرات، ونیز پیشنهاد تأمین ۱۰۰ کشتی جنگی و تجهیزات دریایی را داد تا حملات هماهنگ (حملۀ دریایی توسط ونیز و حملۀ زمینی در شرق عثمانی توسط اوزونحسن) انجام شود. همچنین جوزافا باربارو مأمور تحویل اسلحه به ایران شد.
اما در مقابل، محمد فاتح با اطلاع از تهدید آمادۀ نبرد شد و با سپاهی عظیم به سمت آناتولی شرقی لشکر کشید. در نهایت با رویارویی دو سپاه، شکست سنگین اوزونحسن رقم خورد. شاهد عینی ماجرا، جووان ماریا آنجوللو که در سپاه عثمانی حضور داشت، در نامهای به فرمانروای ونیز این شکست را با ناامیدی کامل تأیید کرد و نوشت که اندوهناک منطقه را ترک کرده است. بدینترتیب، طرحهای جاهطلبانۀ اوزونحسن و اروپا در برابر عثمانی با ناکامی کامل به پایان رسید. این داماد ترکمان نصاری برای دستیابی به دریای مدیترانه و ارتباط با متحدان صلیبی خود، چهار بار به متصرفات ممالیک نیز حمله کرد؛ اما با مقاومت ممالیک موفقیتی کسب نکرد و در پایان، لشکریان مصری پیروز شده و مهاجمان را عقب راندند.
🔴 دومین خطا اما نتیجۀ خود را سالها پس از فوت اوزونحسن نشان داد. مشایخ صفوی از زمان صفیالدین اسحاق که فردی ملاک و سرمایهدار بود خود را به تصوف بستند و در اردبیل خانقاه داشتند و سنی شافعی بودند؛ تا اینکه شیخ جعفر پس از مرگ برادرش شیخ ابراهیم ریاست خانقاه را بر عهده گرفت و وقتی با مخالفت برادرزادۀ نوجوان خود جنید مواجه شد، او را نفی بلد کرد و جنید به آناتولی گریخت و آنجا اسم و رسمی میان غلات علوی یافت و پس از ناکامی در تصرف ترابزون، به دربار اوزونحسن در دیاربکر نزدیک شد. اوزونحسن به امید استفاده از قوای جنید او را به گرمی پذیرفت و خواهرش خدیجه را به عقد جنید درآورد که حیدر صفوی حاصل همین ازدواج بود. اما چیزی نگذشت که جنید به طمع تصرف قلمرو این بار به قفقاز رفت که نهایتاً توسط خلیل شروانشاه کشته شد.
پسرش حیدر که بعد از مرگ پدر متولد شد، نزد مادر و دایی ماند و متعاقب فتح ایران توسط اوزونحسن به آذربایجان رفت و دایی نیز دختر خود مارتا از بطن دسپینا را به عقد خواهرزادهاش درآورد. از آن هنگام خانقاه اردبیل به محیطی برای جریان افراطی غلات علوی (قزلباشان) بدل شد و حیدر با چند لشکرکشی به کشتار و چپاول مردم سنی قفقاز پرداخت تا سرانجام فرخیسار و یعقوبپادشاه (جانشین اوزونحسن و پسردایی حیدر) به مقابله پرداخته حیدر را کشتند و سر بریدهاش را پس از گرداندن در تبریز پیش سگان شهر افکندند.
یعقوب البته پسران حیدر که خواهرزادهاش بودند را نکشت و آنان را فقط در استخر فارس زندانی کرد. بعد از مرگ یعقوب یکی از مدعیان آققویونلو به نام رستم پسران حیدر یعنی سلطانعلی و اسماعیل و ابراهیم را به امید استفاده از نیروی آنان آزاد کرد و وقتی دید قزلباشان خودشان قصد قدرتگیری دارند با آنان به نبرد پرداخت و علی را از میان برداشت، اما دو طفل دیگر را قزلباشان پنهان کرده به لاهیجان بردند و آنجا اسماعیل را در خفا بزرگ کردند تا آنکه رفتهرفته سران قزلباش در موقعیتی مناسب با استفاده از اختلافات جانشینان یعقوب، تجدیدقوا کردند و سرانجام با شکست الوند آققویونلو اسماعیل را در تبریز بر تخت نشاندند. پس از درگذشت الوند، آخرین مدعی بایندری مراد بود که پس از شکست خوردن از صفویان به دربار ذوالقدر و عثمانی پناهنده شد و یک دهه بعد همراه سلطان سلیم در لشکرکشی به صفویان برای احیای حکومت حرکت کرد ولی قبل از چالدران در نبردی با قزلباشان جان باخت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍107💔5💯3