Forwarded from مطالعات صفویه
● یک مغالطۀ تعمیم ناروا: زندگی دهقانان قلمرو صفوی، مرفهتر از حیات دهاقین مناطق حاصلخیز اروپا! / محمد حسنپور گوهری
توضیح مختصر عنوان فوق آنکه، بعضی با تلقیِ سطحی از برخی اقوال منابع اروپایی تاریخ صفویه، با لحن خاصی از رفاه دهقان ایرانی در آن دوره سخن گفته و قلم زدهاند. نوشتار حاضر ضمن ذکر مواردی از تکرار این مدعا در آثار مکتوب معاصر، به نقل مختصری در نقد و رد آن اختصاص دارد.
مثلاً مرحوم محمود صناعی در یادداشتی انشاگونه ضمن اشاره به مکتوبات ژان شاردن، با نگاهی مداحانه به عصر صفویه نوشت: «حال که در عالمی بین خواب و بیداری با چشمهای نیمباز نگاه میکنیم، بهابهام عالمی میبینیم که به آنچه میشناختیم شبیه نیست. جهان امروز به جهان دورۀ صفویه شباهتی ندارد. آن روز سیاحی فرانسوی بهاسم شاردن به ایران سفر میکرد و از ثروتمندی و آسایش دهقان ایرانی تعجب میکرد و مینوشت در همۀ عالم دهقانی مرفهالحالتر از دهقان ایرانی ندیده است و اروپاییان تعجب میکردند. امروز سیاحان اروپایی چیزهای دیگر مینویسند و تعجب اروپاییان از نوع دیگری است. امروز که از خواب عمیقْ نیمهبیدار شدهایم و وزش باد سرد عالم بیمهر را بر اندام عریان خود حس میکنیم، میبینیم باید جنبشی کرد و در صدد چاره برآمد و عقبماندگی قرون را جبران کرد.»[۱]
چنین تصوری حتی توسط مؤلفان مشغول در دفتر تألیف کتابهای درسی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، به کتب درسی مقاطع تحصیلی جمهوری اسلامی ایران نیز راه یافته است: «به عقیدهٔ جهانگردان اروپایی، از جمله شاردن، وضع زندگی دهقانان ایرانی در دورهٔ صفویه بهمراتب بهتر از وضع دهقانان در مناطق حاصلخیز اروپا بوده است.»[۲] البته دامان این ادعا در گریبان وزارت آموزش و پرورش کشور شاهنشاهی ایران (پادشاهی پهلوی) نیز دوخته است. در یکی از کتب تدریس تاریخ برای مقطع سوم دبیرستان، در ذیل «وضع کشاورزان» از گفتار نخست کتاب آمده است: «کشاورزان از دیگر طبقات بیشتر بودند و نسبت به اروپای آن روز وضع بهتری داشتند.»[۳] توجه به حضور این مسئله در کتب درسی ازآنرو حائز اهمیت است که یادآور شوم هر محصل بالأخص دانشآموزان کمعلاقه یا بیرغبت به درس تاریخ، فقط سعی در حفظ طوطیوار مطالب کتاب خود دارند و این قبیل جملات سطحی و غیرمحققانه، مقلدانه ملکۀ ذهن آنها میشود.
نقد و رد مبالغۀ فوق فعلاً تفصیل خاصی نمیطلبد و صرفاً جهت اطلاع مخاطب از صحتوسقم آن فقط به ذکر نقلی از دکتر هاشم آقاجری بسنده میکنم: «دولتهای پیشامدرن ایران آن قدرت را در اختیار نداشتهاند که بتوانند همۀ جامعه را تحت کنترل خود درآورند. بسیاری از گزارشهایی که معمولاً به آنها استناد میشود، گزارشهای مربوط به حوزۀ محدود شاه و درباریان اوست؛ برای مثال در گزارش تاورنیه یا شاردن که سیاح فرانسوی است و در زمان صفویه به ایران آمده، میخوانیم که دهقانان ایرانی از دهقانان فرانسوی مرفهترند. این سیاحان بر چه اساسی چنین گزارشهایی را مینوشتهاند؟! وقتی دقت میکنیم میبینیم که این دهقانان در واقع مربوط به روستاهای اطراف اصفهان هستند که در آن زمان پایتخت ایران بوده است. اگر ما این حکم را به کل جامعۀ ایران تعمیم دهیم، دچار نوعی مغالطه و تعمیم غلط میشویم.»[۴]
•┈┈•┈┈•┈┈•
• مآخذ کلام:
۱. صناعی، محمود. ۱۳۳۱. «کهنه و نو.» یغما، اسفند: ۵۷. ص ۵۴۷-۵۴۶.
۲. پرتویمقدم، عباس، محمدباقر آرام و دیگران. ۱۴۰۱. مطالعات اجتماعی - پایۀ نهم دورۀ اول متوسطه - ۹۰۷. چاپ هشتم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران. ص ۶۲.
۳. مشکور، محمدجواد، اسماعیل دولتشاهی، بهمن کریمی و دیگران. ۲۵۳۷. محیطشناسی با تکیه بر: تاریخ ایران - سال سوم دبیرستان - ۲۵۳. تهران: سازمان کتابهای درسی. ص ۳۰.
۴. آقاجری، هاشم. ۱۳۹۹. «تحقق رؤیای ناتمام مشروطهخواهی.» شرق، ۸ تیر.
🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه
توضیح مختصر عنوان فوق آنکه، بعضی با تلقیِ سطحی از برخی اقوال منابع اروپایی تاریخ صفویه، با لحن خاصی از رفاه دهقان ایرانی در آن دوره سخن گفته و قلم زدهاند. نوشتار حاضر ضمن ذکر مواردی از تکرار این مدعا در آثار مکتوب معاصر، به نقل مختصری در نقد و رد آن اختصاص دارد.
مثلاً مرحوم محمود صناعی در یادداشتی انشاگونه ضمن اشاره به مکتوبات ژان شاردن، با نگاهی مداحانه به عصر صفویه نوشت: «حال که در عالمی بین خواب و بیداری با چشمهای نیمباز نگاه میکنیم، بهابهام عالمی میبینیم که به آنچه میشناختیم شبیه نیست. جهان امروز به جهان دورۀ صفویه شباهتی ندارد. آن روز سیاحی فرانسوی بهاسم شاردن به ایران سفر میکرد و از ثروتمندی و آسایش دهقان ایرانی تعجب میکرد و مینوشت در همۀ عالم دهقانی مرفهالحالتر از دهقان ایرانی ندیده است و اروپاییان تعجب میکردند. امروز سیاحان اروپایی چیزهای دیگر مینویسند و تعجب اروپاییان از نوع دیگری است. امروز که از خواب عمیقْ نیمهبیدار شدهایم و وزش باد سرد عالم بیمهر را بر اندام عریان خود حس میکنیم، میبینیم باید جنبشی کرد و در صدد چاره برآمد و عقبماندگی قرون را جبران کرد.»[۱]
چنین تصوری حتی توسط مؤلفان مشغول در دفتر تألیف کتابهای درسی سازمان پژوهش و برنامهریزی آموزشی وزارت آموزش و پرورش، به کتب درسی مقاطع تحصیلی جمهوری اسلامی ایران نیز راه یافته است: «به عقیدهٔ جهانگردان اروپایی، از جمله شاردن، وضع زندگی دهقانان ایرانی در دورهٔ صفویه بهمراتب بهتر از وضع دهقانان در مناطق حاصلخیز اروپا بوده است.»[۲] البته دامان این ادعا در گریبان وزارت آموزش و پرورش کشور شاهنشاهی ایران (پادشاهی پهلوی) نیز دوخته است. در یکی از کتب تدریس تاریخ برای مقطع سوم دبیرستان، در ذیل «وضع کشاورزان» از گفتار نخست کتاب آمده است: «کشاورزان از دیگر طبقات بیشتر بودند و نسبت به اروپای آن روز وضع بهتری داشتند.»[۳] توجه به حضور این مسئله در کتب درسی ازآنرو حائز اهمیت است که یادآور شوم هر محصل بالأخص دانشآموزان کمعلاقه یا بیرغبت به درس تاریخ، فقط سعی در حفظ طوطیوار مطالب کتاب خود دارند و این قبیل جملات سطحی و غیرمحققانه، مقلدانه ملکۀ ذهن آنها میشود.
نقد و رد مبالغۀ فوق فعلاً تفصیل خاصی نمیطلبد و صرفاً جهت اطلاع مخاطب از صحتوسقم آن فقط به ذکر نقلی از دکتر هاشم آقاجری بسنده میکنم: «دولتهای پیشامدرن ایران آن قدرت را در اختیار نداشتهاند که بتوانند همۀ جامعه را تحت کنترل خود درآورند. بسیاری از گزارشهایی که معمولاً به آنها استناد میشود، گزارشهای مربوط به حوزۀ محدود شاه و درباریان اوست؛ برای مثال در گزارش تاورنیه یا شاردن که سیاح فرانسوی است و در زمان صفویه به ایران آمده، میخوانیم که دهقانان ایرانی از دهقانان فرانسوی مرفهترند. این سیاحان بر چه اساسی چنین گزارشهایی را مینوشتهاند؟! وقتی دقت میکنیم میبینیم که این دهقانان در واقع مربوط به روستاهای اطراف اصفهان هستند که در آن زمان پایتخت ایران بوده است. اگر ما این حکم را به کل جامعۀ ایران تعمیم دهیم، دچار نوعی مغالطه و تعمیم غلط میشویم.»[۴]
•┈┈•┈┈•┈┈•
• مآخذ کلام:
۱. صناعی، محمود. ۱۳۳۱. «کهنه و نو.» یغما، اسفند: ۵۷. ص ۵۴۷-۵۴۶.
۲. پرتویمقدم، عباس، محمدباقر آرام و دیگران. ۱۴۰۱. مطالعات اجتماعی - پایۀ نهم دورۀ اول متوسطه - ۹۰۷. چاپ هشتم. تهران: شرکت چاپ و نشر کتابهای درسی ایران. ص ۶۲.
۳. مشکور، محمدجواد، اسماعیل دولتشاهی، بهمن کریمی و دیگران. ۲۵۳۷. محیطشناسی با تکیه بر: تاریخ ایران - سال سوم دبیرستان - ۲۵۳. تهران: سازمان کتابهای درسی. ص ۳۰.
۴. آقاجری، هاشم. ۱۳۹۹. «تحقق رؤیای ناتمام مشروطهخواهی.» شرق، ۸ تیر.
🔰 @SafavidStudies | مطالعات صفویه
❤14💯7💔2❤🔥1👍1
⚖️ وضعیت به رسمیت شناختن موجودیت دادگاه کیفری بینالمللی (مستقر در لاهه) و عضویت کشورهای جهان در آن.
#️⃣ #WorldMap | #ICC
🆔 @JAYNEGAREH 👈
#️⃣ #WorldMap | #ICC
🆔 @JAYNEGAREH 👈
🔥16💯6
🏴 قلمرو مدعیان خلافت اسلامی در اوج فتنۀ دوم
🟢 سبز: حکومت مختاربن ابوعبید ثقفی
🔴 سرخ: امویان (عبدالملکبن مروان)
🟡 زرد: مناطق تحت تسلط خوارج
🔵 آبی: زبیریان (عبداللهبن زبیر)
🏳️ غلبۀ نهایی با امویان بود که توانستند با گسترش مرزهای اسلام از غرب هیمالیا تا غرب اروپا خلافت اسلامی را یکپارچه کنند؛ امری که در تاریخ اسلام تاکنون بینظیر بوده است.
#️⃣ #Islam | #Fitna
🆔 @JAYNEGAREH 👈
🟢 سبز: حکومت مختاربن ابوعبید ثقفی
🔴 سرخ: امویان (عبدالملکبن مروان)
🟡 زرد: مناطق تحت تسلط خوارج
🔵 آبی: زبیریان (عبداللهبن زبیر)
🏳️ غلبۀ نهایی با امویان بود که توانستند با گسترش مرزهای اسلام از غرب هیمالیا تا غرب اروپا خلافت اسلامی را یکپارچه کنند؛ امری که در تاریخ اسلام تاکنون بینظیر بوده است.
#️⃣ #Islam | #Fitna
🆔 @JAYNEGAREH 👈
💯50❤14💔12👍2
Forwarded from مطالعات صفویه
● نظری بر ادعای بیبنیان زوال موقعیت زبان ترکی در اصفهان صفوی! / محمد حسنپور گوهری
برخی انتقال پایتخت صفوی به اصفهان را عامل زوال موقعیت زبان ترکی قلمداد کردهاند. ادعایی که منحصر به محققان فارسیزبان نبوده و حتی نویسندگان ترکیزبان نیز دچار چنین لغزش فاحشی شدهاند و عباس اول صفوی را بهعنوان مقصر آن نکوهیدهاند!
از اولین اشارات بدین مدعا را میتوان در دایرةالمعارف فارسی مصاحب دید. در ذیل مدخل صفویه که اسم راقم سطور آن بهسان سایر مداخل قید نشده، آمده است: «زبان ترکی، که زبان خاندان صفویه و قبایل قزلباش بود، احتمالاً در زمان شاه عباس کبیر زبان رایج دربار بود، اما بعدها رواج این زبان نسبت به زبان فارسی کاهش یافت، و انتقال پایتخت به اصفهان به ایرانیشدن عناصر بیگانه کمک کرد.»[۱] مرتضی راوندی - پژوهشگر آزاد - در مجموعۀ خود که با صبغۀ روایی غالب بر آن، فاقد تحلیل منسجم است، همین مدعا را عیناً رونویسی کرده است.[۲]
اما سوای دستۀ قبل، تصورات برخی نویسندگان ترکیزبان نیز جالب توجه است. بهروز حقی در یک توصیف غلط و سطحی که عدم اطلاع دقیق وی از تاریخ صفوی در آن ساطع است، با بیان خاصی مواردی را در توصیف «سفّاکیِ» عباس اول نسبت به «زبان ترکی» و «مردم آذری» برشمرده است! کذا: «توهین به غرور ملی آذربایجانیان بهخاطر انتقال پایتخت از آذربایجان به اصفهان و رسمی نمودن زبان فارسی بهجای زبان اکثریت مردم که ترکی میباشد.»[۳]
البته نباید همانند دکتر جلال متینی، ذکر این ادعا را مختص بهروز حقی دانست.[۴] زیرا کلام او، چیزی جز تکرار تصور صمد بهرنگی نیست: «شاه عباس اول با انتقال پایتخت به اصفهان و جانشین کردن تدریجی زبان فارسی بهجای زبان آذری در دربار، و درافتادن با قزلباش و رنجاندن آنها، و تراشیدن شاهسون بهعنوان رقیبی برای قزلباش، دلبستگی عمیقی را که از زمان شاه اسماعیل (در شعر آذری متخلص به خطایی) میان آذربایجانیان و صفویه بود از میان برد، و حرمت زبان آذری را شکست.»[۵]
جواد هیئت نیز همین تصور غلط را البته ضمن توصیف درستی از توالی انتقال پایتخت صفویه نوشته است: «دوران رونق و نفوذ زبان کتابت ترکی آذربایجانی دیری نپایید و با انتقال پایتخت از تبریز به قزوین و اصفهان زبان ترکی پشتوانۀ دولتی را از دست داد. حتی از اواخر قرن ۱۶، یعنی از دوران پادشاهی شاه عباس، سیاست تضعیف زبان ترکی همراه ترویج زبان فارسی اجرا شد.»[۶] بهروز خاماچی نیز قولی مشابه دارد: «با ظهور شاه عباس و انتقال پایتخت از تبریز و قزوین به اصفهان، زبان و اشعار کلاسیک ترکی آذری از رونق افتاد.»[۷] عباسعلی جوادی نیز نوشته است: «بعد از شاه اسماعیل فارسی رونق و اعتبار بیشتری یافته است.»[۸]
من خود را ملزم به قلمفرسایی در رد و نقد مفصل این ادعای واهی نمیدانم؛ زیرا پیشتر، تورخان گنجهای، حسن جوادی و ویلم فلور در مقالات ارزندۀ خود بهصورت مستند و مستدل چنین مدعیاتی را قویاً رد کردهاند.[۹] فلذا جوهر گوهری در این موضع نیز ضمن ارجاع مخاطب به دو مقالۀ مذکور، به ذکر نقلی از دکتر فاروق سومر بسنده میکند: «برخلاف گمانهزنیها، انتقال مقر سلطنت و مرکزیت دولت صفوی به اصفهان نیز، هیچگونه تغییری در وضعیت زبانی دربار ایجاد نکرد و تأثیری بر آن نداشت. زبان ترکی بهعنوان زبان رسمی دربار سلطنتی، جایگاه خود را در همۀ دورۀ زمانی شاه عباس اول و اخلافش حفظ کرد. بسیاری از شعرای ترکیسُرا در این شهر بالیدند؛ زیرا ترکی نهفقط زبان امرای دربار و اردوی صفوی، بلکه زبان مادری این سلسله نیز به شمار میرفت.»[۱۰]
• مآخذ کلام:
۱. مصاحب، غلامحسین. ۱۳۸۱. دایرةالمعارف فارسی. ج. ۲. چ. ۳. تهران: کتابهای جیبی. ص ۱۵۶۹، ۱۵۷۱. طبق معرفینامۀ اثر، مدخل صفویه احتمالاً بهقلم عباس زریاب خویی یا عبدالحسین زرینکوب بوده است (همان، ج. ۱: ۶).
۲. راوندی، مرتضی. ۱۳۷۴. تاریخ اجتماعی ایران. ج. ۸/۲. چ. ۱. تهران: نگاه. ص ۴۷.
۳. حقی، بهروز. ۱۳۶۷. جهانبینی حماسۀ کوراوغلو. چ. ۱. ناشر: مؤلف. ص ۱۳.
۴. متینی، جلال. ۱۳۷۲. «زبان فارسی و حکومتهای ترکان.» مجلۀ ایرانشناسی ۵(۳): ۷۰۰-۴۶۳. ص ۶۲۵.
۵. بهرنگی، صمد. ۱۳۴۷. قصههای بهرنگ. چ. ۳. تهران: دنیا و روزبهان. ص ۳۱۲-۳۱۱.
۶. هیئت، جواد. ۱۳۸۰. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. چ. ۳. تهران: پیکان. ص ۲۳۷.
۷. خاماچی، بهروز. ۱۳۷۰. فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی. چ. ۱. تهران: سروش. ص ۳۷.
۸. جوادی، عباسعلی. ۱۳۶۷. آذربایجان و زبان آن. چ. ۱. ناشر: کتاب جهان. ص ۵.
۹. گنجهای، تورخان. ۱۹۹۹. «زبان ترکی در دربار صفویه در اصفهان.» تریبون ۴: ۷۹-۷۳؛
Floor, W., & Javadi, H. 2013. "The Role of Azerbaijani Turkish in Safavid Iran." Iranian Studies, 46(4): 569-581.
10. Sümer, Faruk. 1976. Safevî Devletinin kuruluşu ve gelişmesinde Anadolu Türklerinin rolü. Ankara: Günen Matbaasi. s. 5-6.
🔰 @SafavidStudies
برخی انتقال پایتخت صفوی به اصفهان را عامل زوال موقعیت زبان ترکی قلمداد کردهاند. ادعایی که منحصر به محققان فارسیزبان نبوده و حتی نویسندگان ترکیزبان نیز دچار چنین لغزش فاحشی شدهاند و عباس اول صفوی را بهعنوان مقصر آن نکوهیدهاند!
از اولین اشارات بدین مدعا را میتوان در دایرةالمعارف فارسی مصاحب دید. در ذیل مدخل صفویه که اسم راقم سطور آن بهسان سایر مداخل قید نشده، آمده است: «زبان ترکی، که زبان خاندان صفویه و قبایل قزلباش بود، احتمالاً در زمان شاه عباس کبیر زبان رایج دربار بود، اما بعدها رواج این زبان نسبت به زبان فارسی کاهش یافت، و انتقال پایتخت به اصفهان به ایرانیشدن عناصر بیگانه کمک کرد.»[۱] مرتضی راوندی - پژوهشگر آزاد - در مجموعۀ خود که با صبغۀ روایی غالب بر آن، فاقد تحلیل منسجم است، همین مدعا را عیناً رونویسی کرده است.[۲]
اما سوای دستۀ قبل، تصورات برخی نویسندگان ترکیزبان نیز جالب توجه است. بهروز حقی در یک توصیف غلط و سطحی که عدم اطلاع دقیق وی از تاریخ صفوی در آن ساطع است، با بیان خاصی مواردی را در توصیف «سفّاکیِ» عباس اول نسبت به «زبان ترکی» و «مردم آذری» برشمرده است! کذا: «توهین به غرور ملی آذربایجانیان بهخاطر انتقال پایتخت از آذربایجان به اصفهان و رسمی نمودن زبان فارسی بهجای زبان اکثریت مردم که ترکی میباشد.»[۳]
البته نباید همانند دکتر جلال متینی، ذکر این ادعا را مختص بهروز حقی دانست.[۴] زیرا کلام او، چیزی جز تکرار تصور صمد بهرنگی نیست: «شاه عباس اول با انتقال پایتخت به اصفهان و جانشین کردن تدریجی زبان فارسی بهجای زبان آذری در دربار، و درافتادن با قزلباش و رنجاندن آنها، و تراشیدن شاهسون بهعنوان رقیبی برای قزلباش، دلبستگی عمیقی را که از زمان شاه اسماعیل (در شعر آذری متخلص به خطایی) میان آذربایجانیان و صفویه بود از میان برد، و حرمت زبان آذری را شکست.»[۵]
جواد هیئت نیز همین تصور غلط را البته ضمن توصیف درستی از توالی انتقال پایتخت صفویه نوشته است: «دوران رونق و نفوذ زبان کتابت ترکی آذربایجانی دیری نپایید و با انتقال پایتخت از تبریز به قزوین و اصفهان زبان ترکی پشتوانۀ دولتی را از دست داد. حتی از اواخر قرن ۱۶، یعنی از دوران پادشاهی شاه عباس، سیاست تضعیف زبان ترکی همراه ترویج زبان فارسی اجرا شد.»[۶] بهروز خاماچی نیز قولی مشابه دارد: «با ظهور شاه عباس و انتقال پایتخت از تبریز و قزوین به اصفهان، زبان و اشعار کلاسیک ترکی آذری از رونق افتاد.»[۷] عباسعلی جوادی نیز نوشته است: «بعد از شاه اسماعیل فارسی رونق و اعتبار بیشتری یافته است.»[۸]
من خود را ملزم به قلمفرسایی در رد و نقد مفصل این ادعای واهی نمیدانم؛ زیرا پیشتر، تورخان گنجهای، حسن جوادی و ویلم فلور در مقالات ارزندۀ خود بهصورت مستند و مستدل چنین مدعیاتی را قویاً رد کردهاند.[۹] فلذا جوهر گوهری در این موضع نیز ضمن ارجاع مخاطب به دو مقالۀ مذکور، به ذکر نقلی از دکتر فاروق سومر بسنده میکند: «برخلاف گمانهزنیها، انتقال مقر سلطنت و مرکزیت دولت صفوی به اصفهان نیز، هیچگونه تغییری در وضعیت زبانی دربار ایجاد نکرد و تأثیری بر آن نداشت. زبان ترکی بهعنوان زبان رسمی دربار سلطنتی، جایگاه خود را در همۀ دورۀ زمانی شاه عباس اول و اخلافش حفظ کرد. بسیاری از شعرای ترکیسُرا در این شهر بالیدند؛ زیرا ترکی نهفقط زبان امرای دربار و اردوی صفوی، بلکه زبان مادری این سلسله نیز به شمار میرفت.»[۱۰]
• مآخذ کلام:
۱. مصاحب، غلامحسین. ۱۳۸۱. دایرةالمعارف فارسی. ج. ۲. چ. ۳. تهران: کتابهای جیبی. ص ۱۵۶۹، ۱۵۷۱. طبق معرفینامۀ اثر، مدخل صفویه احتمالاً بهقلم عباس زریاب خویی یا عبدالحسین زرینکوب بوده است (همان، ج. ۱: ۶).
۲. راوندی، مرتضی. ۱۳۷۴. تاریخ اجتماعی ایران. ج. ۸/۲. چ. ۱. تهران: نگاه. ص ۴۷.
۳. حقی، بهروز. ۱۳۶۷. جهانبینی حماسۀ کوراوغلو. چ. ۱. ناشر: مؤلف. ص ۱۳.
۴. متینی، جلال. ۱۳۷۲. «زبان فارسی و حکومتهای ترکان.» مجلۀ ایرانشناسی ۵(۳): ۷۰۰-۴۶۳. ص ۶۲۵.
۵. بهرنگی، صمد. ۱۳۴۷. قصههای بهرنگ. چ. ۳. تهران: دنیا و روزبهان. ص ۳۱۲-۳۱۱.
۶. هیئت، جواد. ۱۳۸۰. سیری در تاریخ زبان و لهجههای ترکی. چ. ۳. تهران: پیکان. ص ۲۳۷.
۷. خاماچی، بهروز. ۱۳۷۰. فرهنگ جغرافیای آذربایجان شرقی. چ. ۱. تهران: سروش. ص ۳۷.
۸. جوادی، عباسعلی. ۱۳۶۷. آذربایجان و زبان آن. چ. ۱. ناشر: کتاب جهان. ص ۵.
۹. گنجهای، تورخان. ۱۹۹۹. «زبان ترکی در دربار صفویه در اصفهان.» تریبون ۴: ۷۹-۷۳؛
Floor, W., & Javadi, H. 2013. "The Role of Azerbaijani Turkish in Safavid Iran." Iranian Studies, 46(4): 569-581.
10. Sümer, Faruk. 1976. Safevî Devletinin kuruluşu ve gelişmesinde Anadolu Türklerinin rolü. Ankara: Günen Matbaasi. s. 5-6.
🔰 @SafavidStudies
💯17❤5🔥2❤🔥1👍1
پراکنش جمعیت گویشوران زبان فارسی در جهان
بهترتیب غلظت رنگ:
زبان رسمی کل کشور
بیش از یک میلیون
بین نیم تا یک میلیون
میان صد هزار تا نیم میلیون
مابین ربع صد هزار تا صد هزار
خاکستری نیز کمتر از اقل آمار فوق یا خالی از جمعیتاند.
#️⃣ #WorldMap | #Language | #Persian
🆔 @JAYNEGAREH 👈
بهترتیب غلظت رنگ:
زبان رسمی کل کشور
بیش از یک میلیون
بین نیم تا یک میلیون
میان صد هزار تا نیم میلیون
مابین ربع صد هزار تا صد هزار
خاکستری نیز کمتر از اقل آمار فوق یا خالی از جمعیتاند.
#️⃣ #WorldMap | #Language | #Persian
🆔 @JAYNEGAREH 👈
❤🔥53❤13🔥3👍2💯2💔2
🌙 قلمرو سلطنت خوارزمشاهی در زمان سلطان محمد خوارزمشاه
(نیز بنگرید: سلطان جلالالدین خوارزمشاه و نبرد گرنی)
#️⃣ #Iran | #Khwarazmids
🆔 @JAYNEGAREH 👈
(نیز بنگرید: سلطان جلالالدین خوارزمشاه و نبرد گرنی)
#️⃣ #Iran | #Khwarazmids
🆔 @JAYNEGAREH 👈
❤🔥32💔8💯3❤1
🇸🇾 آخرین وضعیت تحولات سوریه
🔻پسنوشت:
با عملیات موفق ردعالعدوان در تاریخ ۲۷ نوامبر تا ۸ دسامبر ۲۰۲۴ میلادی بهفرماندهی شیخ ابومحمد جولانی (احمد حسین الشرع)، بشار فرار کرد و رژیم بعثی خاندان اسد برافتاد (بنگرید).
#️⃣ #Syria | #CivilWar
🆔 @JAYNEGAREH 👈
🔻پسنوشت:
با عملیات موفق ردعالعدوان در تاریخ ۲۷ نوامبر تا ۸ دسامبر ۲۰۲۴ میلادی بهفرماندهی شیخ ابومحمد جولانی (احمد حسین الشرع)، بشار فرار کرد و رژیم بعثی خاندان اسد برافتاد (بنگرید).
#️⃣ #Syria | #CivilWar
🆔 @JAYNEGAREH 👈
🔥23💯5
🇮🇷 قلمرو امپراتوری مقاومت (از نقشههای آرمانی جمهوری اسلامی ایران)
#️⃣ #Iran | #IslamicRepoblic
🆔 @JAYNEGAREH 👈
#️⃣ #Iran | #IslamicRepoblic
🆔 @JAYNEGAREH 👈
💔65❤🔥45🔥9❤7