🟡 اسکندر سوم مقدونی (معروف به اسکندر کبیر یا اسکندر بزرگ)، در سال ۳۵۶ پیشازمیلاد زاده شد و در اندکی بیش از یک دهه، جهان باستان را دگرگون کرد. او تا ۳۲ سالگی امپراتوری پهناور هخامنشی را فتح کرد و پس از برانداختن آن، یکی از بزرگترین امپراتوریهای جهان باستان را پدید آورد؛ قلمرویی که از یونان و مصر تا ماوراءالنهر و رود سند گسترده بود.🟡 نکتهٔ جالب آنکه بر پایهٔ منابع تاریخی، اسکندر در هیچیک از نبردهایی که شخصاً فرماندهی آنها را بر عهده داشت، شکست نخورد. لشکرکشیهای او نقشهٔ سیاسی جهان باستان را دگرگون کرد و زمینه را برای گسترش زبان، فرهنگ، دانش و اندیشههای یونانی در بخشهای وسیعی از اروپا، آسیا و آفریقا فراهم آورد؛ دورهای که امروزه با عنوان عصر هلنیستی شناخته میشود.🟡 هرچند امپراتوری او پس از مرگش در سال ۳۲۳ ق.م بهسرعت میان جانشینانش تقسیم شد، اما میراث اسکندر تا سدهها بر جای ماند. شهرهایی که به فرمان او بنیان نهاده شدند، بهویژه اسکندریه در مصر، به مراکز مهم تجارت، دانش و فرهنگ بدل شدند و نفوذ سیاسی و فرهنگی او را برای نسلهای بعدی تداوم بخشیدند. از همین رو، اسکندر مقدونی بهعنوان یکی از فرماندهان نظامی و شخصیتهای تأثیرگذار تاریخ باستان شناخته میشود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤🔥23👍12🔥4❤3💯3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
👍 این نقشۀ ممتاز و متحرک، مراحل فتح اسلامی شبهجزیرۀ ایبریا را بین سالهای ۷۱۱ و ۷۱۷ میلادی با ترتیب زمانی دنبال میکند. رویدادها از عبور تاریخساز فاتح مسلمان طارقبن زیاد از تنگۀ جبلالطارق و رویارویی سرنوشتساز با سپاهیان گوتها بهفرماندهی پادشاه رودریک در نبرد تاریخی وادی لکه آغاز میشود. در این پویانمایی تاریخی، مسیر حرکت سپاهیان، جنگها، تحول روزبهروز مرزها، فتح شهرها و دژهای اصلی و سرانجام پیوستن موسیبن نصیر به این لشکرکشی و تکمیل فتح اندلس و الحاق آن به دولت اسلامی در عهد اموی را مرور میکنیم. این فتح سرآغاز هشت قرن حضور مسلمانان در اندلس و شکلگیری یکی از درخشانترین تمدنهای جهان در قرون وسطی بود.
⏳ مقدمۀ فتح: ایبریای ویزیگوت
در آستانۀ فتح اسلامی، شبهجزیرۀ ایبری تحت فرمان پادشاهی ویزیگوتها با پایتختی تولدو بود. انتخابی بودن پادشاهان، رقابتهای اشرافی و بحران جانشینی پس از مرگ ویتیزا، حکومت را تضعیف کرده بود. رودریک با کنار زدن وارثان ویتیزا به قدرت رسید و همین اختلافات داخلی، زمینه را برای مداخلۀ خارجی فراهم ساخت. منابع اسلامی از همکاری یولیان، حاکم طنجه و سئوتا، با مسلمانان یاد میکنند. هرچند داستان تعرض به دختر او محل تردید است، اصل همکاری وی با سپاه مسلمانان را بیشتر مورخان پذیرفتهاند.
👍 عبور طارقبن زیاد و نبرد وادی لکه
در رمضان ۹۲ق (۷۱۱م)، طارقبن زیاد بهفرمان موسیبن نصیر با حدود هفت هزار مبارز از تنگهای عبور کرد که به نام او جبلالطارق نام گرفت. پس از اعزام نیروی کمکی موسیبن نصیر، سپاه او به حدود دوازده هزار نفر رسید و در ۲۸ رمضان با ارتش رودریک در وادی لکه روبهرو شد. نبرد پس از هشت روز با شکست کامل و قاطعانۀ ویزیگوتها پایان یافت. تاکتیکهای نظامی مسلمانان، اختلافات داخلی گوتها و خیانت برخی متحدان رودریک، از عوامل اصلی این پیروزی بود و با ناپدید شدن رودریک، راه فتح اندلس برای مسلمانان گشوده شد.
👳♂ تسریع فتوحات با ورود موسیبن نصیر
طارق پس از پیروزی، سپاه خود را برای فتح قرطبه، مالقه، غرناطه و دیگر شهرها تقسیم کرد و طلیطله را نیز تقریباً بدون مقاومت گشود. در سال ۹۳ق، موسیبن نصیر با سپاهی تازه وارد اندلس شد، اشبیلیه و چند شهر دیگر را فتح کرد و در طلیطله به طارق پیوست. فتوحات تا سال ۹۵ق به نواحی شمالی ادامه یافت و بسیاری از شهرها نیز با عقد پیمان صلح و پرداخت جزیه تسلیم شدند.
👍 تکمیل فتح و الحاق به دولت اسلامی
در سال ۹۵ق، خلیفۀ مسلمانان ولیدبن عبدالملک اموی، موسی و طارق را به دمشق فراخواند. عبدالعزیز پسر موسی فتوحات را در شرق اندلس و جنوب پرتغال ادامه داد و با پیمانهایی با اشراف ویزیگوت، حکومت اسلامی را استوارتر کرد. اندلس به یکی از ولایات خلافت اسلامی تبدیل شد و در سالهای بعد، سپاه مسلمانان تا جنوب فرانسه پیش رفت؛ اما شکست تراژدیک و شهادت عبدالرحمن غافقی در نبرد بلاطالشهداء (۷۳۲م)، گسترش فتوحات در غرب اروپا را متوقف ساخت.
👍 عوامل موفقیت سریع مسلمانان
مورخان مهمترین عوامل این پیروزی را چنین میدانند:
۱. بحران جانشینی و ضعف حکومت ویزیگوت
۲. همراهی بخشی از اشراف و یهودیان محلی
۳. سیاست صلح، تأمین امنیت و آزادی دینی اهلکتاب
۴. چابکی و برتری نظامی سپاه مسلمانان
۵. روحیۀ جهادی و استقامت مجاهدان مسلمان
🕋 پیامدهای فتح ایبریا توسط مسلمانان
فتح اسلامی اندلس، این منطقه را برای نزدیک به هشت قرن به بخشی از جهان اسلام تبدیل کرد. دورۀ فتح نخستین (۷۱۱-۷۱۷ م) شالودۀ یک جامعۀ جدید را پی ریخت که در آن عناصر عرب و بربر و بومی (اعم از مسیحیان و یهودیان) در کنار هم زیستند. ادغام اندلس در پیکرۀ خلافت اموی، سپس تبدیل آن به امارت و بعد نیز خلافت مستقل اموی در قرطبه، و بعدها شکوفایی تمدنی درخشان و کمنظیر در علم و هنر و صنعت و معماری و...، همگی ریشه در همین مقطع سرنوشتساز دارند.
⏳ میراث تاریخی اندلس اسلامی
فتح اندلس تنها یک پیروزی نظامی نبود، بلکه آغاز تمدنی بزرگ بود که شهرهایی چون قرطبه، طلیطله، اشبیلیه و غرناطه را به مراکز برجستۀ علم، پزشکی، فلسفه، ریاضیات و معماری تبدیل کرد. میراث این تمدن تأثیر عمیقی بر رنسانس اروپا گذاشت و تا سقوط غرناطه در سال ۱۴۹۲ میلادی از مهمترین کانونهای فرهنگی و علمی جهان به شمار میرفت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍38❤26❤🔥24🫡11
🇨🇳 کمونیسم و سرکوب مسلمانان در چین🏳️ 🔵 چین بزرگترین جامعۀ محلد و بیدین جهان است؛ وضعیتی که عمدتاً محصول سیاستهای حزب کمونیست چین پس از قدرتگیری در سال ۱۹۴۹ میلادی است. ایدئولوژی الحادی کمونیسم که دین را غالباً ابزاری برای کنترل اجتماعی یا مانعی در برابر حکومت ایدئولوژیک خود میدانست، در دورههای مختلف به محدودسازی، تخریب و کنترل نهادهای مذهبی پرداخت. در دوران مائو تسهتونگ، بهویژه در انقلاب فرهنگی (۱۹۶۶–۱۹۷۶)، مساجد، معابد و مراکز دینی بسیاری تعطیل یا تخریب شدند و پیروان ادیان مختلف تحت فشار و محدودیت شدید قرار گرفتند.🔵 مسلمانان چین، بهخصوص اویغورها در ترکستان شرقی (منطقۀ سینکیانگ)، از جمله گروههایی هستند که در دهههای اخیر با شدیدترین برخوردهای رژیم چین مواجه شدهاند. بازداشتهای گسترده، ایجاد اردوگاههای موسوم به «مراکز آموزش و بازپروری»، نظارت فراگیر، محدودیت در آموزش زبان و فرهنگ بومی، تخریب و کنترل شدید مساجد و دخالت اهانتآمیز حکومت در امور دینی، حتی از سوی بسیاری از نهادهای حقوق بشری و دولتها بهعنوان نمونههایی از سرکوب سازمانیافتۀ فرهنگی و مذهبی مورد انتقاد قرار گرفته است.🔵 سیاستهای حزب کمونیست چین در قبال مسلمانان، تنها محدود به اسلامستیزی و اسلامهراسی نیست، بلکه آشکارا بخشی از یک برنامۀ گستردهتر برای همسانسازی اجباری فرهنگی و تضعیف هویتهای دینی و قومی است. بسیاری این رویکرد را تداوم رفتار حکومتهای تمامیتخواه کمونیستی در کنترل عقاید، محدودسازی آزادی مذهبی و اولویتدهی ایدئولوژی دولتی بر حقوق فردی میدانند.🔵 در این میان، رژیم تروریست چین اقدامات خود را در چارچوب مبارزه با تروریسم، جداییطلبی و حفظ امنیت ملی توجیه میکند؛ اما مسلماً استفادۀ گسترده از ابزارهای امنیتی و نظارتی علیه یک جمعیت دینی و قومی، به نقض کامل حقوق اساسی مسلمانان انجامیده است. وضعیت مسلمانان چین امروز یکی از مهمترین نمونههای تقابل میان یک حکومت کمونیستی متمرکز و جوامع مذهبی است که تلاش میکنند هویت تاریخی و دینی خود را حفظ کنند.🔵 البته رژیم چین در کنار سیاستهای ضداسلامی خود، همواره تلاش کرده است تصویری خلاف واقع از وضعیت گروههای دینی و قومی چین در رسانههای رسمی و تبلیغات دولتی ارائه دهد. برگزاری برنامههای نمایشی، نمایش فعالیتهای مذهبی تحت نظارت حکومت و تأکید بر حقوق قومی و مذهبی، بخشی از راهبرد تبلیغاتی پکن برای نشان دادن چهرهای فریبنده از سیاستهای خود است؛ درحالیکه این رویکرد چیزی جز نقابی برای پوشش واقعیتهای جاری در جامعه نیست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💔32👍11
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
💯28👍21👌6👏5
با از میان رفتن مدعیان تیموری و قراقویونلو، حکومت بر سرتاسر ایران برای اوزونحسن ممکن شد. او که از تیول ویژۀ خود دیاربکر بیرون آمده بود و فرمانروای ارمنستان و کردستان نیز محسوب میشد، با دگرگونی ناگهانی اوضاع، توانست ایران و بینالنهرین را نیز به متصرفات خود اضافه و مقر حکومتش را به تبریز منتقل کند. اوزونحسن پس از پیروزی بر ابوسعید تیموری، بلافاصله حکامی را به اصفهان، قم، کاشان، نطنز، اردستان، یزد، قزوین، طارم، سلطانیه، ساوه، کاشان و همدان روانه کرد.
اوزونحسن در اوایل شوال همان سال (۸۷۳ق) از قشلاقات مغان، به عزم اردبیل و تبریز و یورش به عراق (عجم) بیرون آمد و به پسرش اغورلو محمد دستور داد که پس از حمله بر حسنعلی به اصفهان رفته، از آنجا برای دفع امیر یوسف، فرزند دیگر جهانشاه، روانۀ فارس شود. همچنین یادگارمحمد را به خراسان فرستاد تا حکومت آن نواحی را به عهده بگیرد. اوزونحسن در اواخر ذیقعدۀ همان سال وارد تبریز شد و از این پس بهعنوان پادشاه ایران، در تبریز پایتخت تازهاش مستقر گردید. در اوایل پاییز سال ۸۷۴، شیراز که در تصرف ابویوسف میرزا، پسر جهانشاه بود به تصرف آققویونلوها درآمد. پس از آنکه اوزونحسن زمستان را در شهر قم سپری کرد، بغداد را نیز به تصرف درآورد. به فرمان اوزون حسن حکومت شهر شیراز به فرزندش، سلطان خلیل میرزا، تفویض شد. از دیگر فرزندان اوزونحسن، زینل، بر منطقهٔ وسیعی از کرمان و سیرجان تا ساحل بحر عمان حاکم شد و مقصود به حکومت بغداد رسید.
نتایج قهری فتوحات درخشان اوزونحسن این بود که او یکی از مقتدرترین فرمانروایان شرق نزدیک شد. قلمرو حکومتی او به غیر از سرزمین اصلی آققویونلوها (دیاربکر) که حالا تبدیل به سرحد غربی حکومت جدید شده بود، شامل تمامی ایران (بهاستثنای خراسان)، ارمنستان و بینالنهرین میشد. اوزونحسن تا دم مرگ بر این مناطق پهناور فرمان راند.
اوزونحسن پس از پیروزی بر ابوسعید تیموری، در این اندیشه بود که خراسان را نیز تصرف کند، اما فعلاً دو چیز مانع او بود؛ یکی وجود شاهزادگان تیموری و دیگری اینکه جد اوزونحسن، نمکپروردۀ تیمور بود و تصرف خراسان نوعی بینزاکتی سیاسی محسوب میشد. لذا وی یادگارمحمد میرزا - نوۀ شاهرخ - را که در جنگ با ابوسعید در خدمت او بود، به لشکر و اسلحه یاری کرد و به خراسان فرستاد و به او فرمان حکومت بر خراسان نیز داد. سپس بعضی از فرزندان خود از جمله سلطان خلیل را با جمعی کثیر از سپاهیان به کمک وی روانه نمود. هرچند سلطان حسین، یادگارمحمد را در چناران در هم شکست، ولی وی بار دیگر با کمک ترکمانان آققویونلو به خراسان آمد و سلطان حسین بالاجبار از هرات بیرون رفت و به صحرای آواق پناهنده شد و بدینترتیب خراسان ضمیمۀ قلمرو اوزونحسن شد.
اما یادگارمحمد یکسره به عیش و عشرت پرداخت و بر اثر عیاشی مفرط او و ظلم بیحساب ترکمانانی که همراه وی بودند، مردم از وی متنفر شدند. سرانجام سلطان حسین میرزا، متهورانه بر هرات تاخت و شهر را گرفت و یادگارمحمد را به قتل رساند. امیران آققویونلو نیز روی به فرار نهاده، روانۀ عراق (عجم) شدند.
اوزون حسن با اطلاع از قتل یادگارمحمد، تصمیم گرفت به خراسان لشکر بکشد و به اغورلومحمد پیغام داد که از اصفهان به استرآباد (گرگان کنونی) برود و در اوایل بهار به طرف خراسان حرکت نماید. سلطان حسین برای ممانعت از یورش آققویونلوها، شیخالاسلام اعظم شیخ عبدالله را که از نوادگان ابوسعید ابوالخیر بود با نامهای حاکی از اخلاص و تواضع، نزد اوزون حسن فرستاد. شیخ عبدالله در شهر قم به حضور اوزون حسن رسید. امیر آققویونلو فرستادۀ سلطان حسین را با احترام پذیرفت و فرمان داد که استرآباد را به گماشتۀ سلطان حسین بسپارند و لشکریان آققویونلو از آن نواحی بیرون بیایند. بدینترتیب اوزون حسن با سلطان حسین مدارا کرده، بین آنها صلح برقرار شد.
حکومت اوزونحسن و یعقوب ضامن استقلال بخش بزرگی از خاک ایران و وسیلهٔ حفظ فرهنگ و هنر عهد تیموری گردید. در این مدت بسیاری از شهرهای ایران آباد شد، بازرگانی توسعه یافت و ارتش سازمان منظمتری به خود گرفت. از طرف دیگر ایران برای ایجاد رابطه با کشورهای اروپایی گامهای جدیدی را برداشت و فعالیتهایی برای اصلاحات ارضی و مالیاتی انجام شد. این دوره را باید یکی از ادوار درخشان تاریخ ایران به حساب آورد.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤38👍36❤🔥24💯20
اوزونحسن مرتکب دو اشتباه بزرگ شد: اولی اتحاد با اروپا علیه عثمانی بود، درحالیکه اوزونحسن میتوانست عوض توطئه علیه عثمانی، همانند رویکردش به حسین بایقرا در شرق، سیاست مصالحه را برگزیند. دومی نیز، استقبال از جنید صفوی و تزویج خواهرش خدیجه با او، با این امید که از مریدانش برای شکست جهانشاه قراقویونلو استفاده کند. اگرچه جنید هفت سال پیش از شکست جهانشاه کشته شد و اوزونحسن از نیروی او بهرهای نبرد، اما همین ازدواج در نهایت به موالیدی انجامید که بعدها همان مریدان با حفظ نوادگان جنید دولت آققویونلو را سرنگون کردند.
🔴 با فتح قسطنطنیه توسط سلطان محمد فاتح، اروپا برای توقف توسعۀ قلمرو عثمانی به یک متحد در آسیا نیاز داشت. اوزونحسن که قدرتی نوظهور در شرق بود و دختر امپراتور ترابزون را به عقد خود درآورده بود، گزینۀ مناسبی برای اروپاییان محسوب میشد. در سال ۱۴۷۱، ونیز سفیر خود کاترینو زنو (خواهرزادۀ زن یونانی حسن یعنی «دسپینا») را به ایران اعزام کرد. وظیفۀ او تحریک شوهرخاله علیه عثمانی بود. در این مذاکرات، ونیز پیشنهاد تأمین ۱۰۰ کشتی جنگی و تجهیزات دریایی را داد تا حملات هماهنگ (حملۀ دریایی توسط ونیز و حملۀ زمینی در شرق عثمانی توسط اوزونحسن) انجام شود. همچنین جوزافا باربارو مأمور تحویل اسلحه به ایران شد.
اما در مقابل، محمد فاتح با اطلاع از تهدید آمادۀ نبرد شد و با سپاهی عظیم به سمت آناتولی شرقی لشکر کشید. در نهایت با رویارویی دو سپاه، شکست سنگین اوزونحسن رقم خورد. شاهد عینی ماجرا، جووان ماریا آنجوللو که در سپاه عثمانی حضور داشت، در نامهای به فرمانروای ونیز این شکست را با ناامیدی کامل تأیید کرد و نوشت که اندوهناک منطقه را ترک کرده است. بدینترتیب، طرحهای جاهطلبانۀ اوزونحسن و اروپا در برابر عثمانی با ناکامی کامل به پایان رسید. این داماد ترکمان نصاری برای دستیابی به دریای مدیترانه و ارتباط با متحدان صلیبی خود، چهار بار به متصرفات ممالیک نیز حمله کرد؛ اما با مقاومت ممالیک موفقیتی کسب نکرد و در پایان، لشکریان مصری پیروز شده و مهاجمان را عقب راندند.
🔴 دومین خطا اما نتیجۀ خود را سالها پس از فوت اوزونحسن نشان داد. مشایخ صفوی از زمان صفیالدین اسحاق که فردی ملاک و سرمایهدار بود خود را به تصوف بستند و در اردبیل خانقاه داشتند و سنی شافعی بودند؛ تا اینکه شیخ جعفر پس از مرگ برادرش شیخ ابراهیم ریاست خانقاه را بر عهده گرفت و وقتی با مخالفت برادرزادۀ نوجوان خود جنید مواجه شد، او را نفی بلد کرد و جنید به آناتولی گریخت و آنجا اسم و رسمی میان غلات علوی یافت و پس از ناکامی در تصرف ترابزون، به دربار اوزونحسن در دیاربکر نزدیک شد. اوزونحسن به امید استفاده از قوای جنید او را به گرمی پذیرفت و خواهرش خدیجه را به عقد جنید درآورد که حیدر صفوی حاصل همین ازدواج بود. اما چیزی نگذشت که جنید به طمع تصرف قلمرو این بار به قفقاز رفت که نهایتاً توسط خلیل شروانشاه کشته شد.
پسرش حیدر که بعد از مرگ پدر متولد شد، نزد مادر و دایی ماند و متعاقب فتح ایران توسط اوزونحسن به آذربایجان رفت و دایی نیز دختر خود مارتا از بطن دسپینا را به عقد خواهرزادهاش درآورد. از آن هنگام خانقاه اردبیل به محیطی برای جریان افراطی غلات علوی (قزلباشان) بدل شد و حیدر با چند لشکرکشی به کشتار و چپاول مردم سنی قفقاز پرداخت تا سرانجام فرخیسار و یعقوبپادشاه (جانشین اوزونحسن و پسردایی حیدر) به مقابله پرداخته حیدر را کشتند و سر بریدهاش را پس از گرداندن در تبریز پیش سگان شهر افکندند.
یعقوب البته پسران حیدر که خواهرزادهاش بودند را نکشت و آنان را فقط در استخر فارس زندانی کرد. بعد از مرگ یعقوب یکی از مدعیان آققویونلو به نام رستم پسران حیدر یعنی سلطانعلی و اسماعیل و ابراهیم را به امید استفاده از نیروی آنان آزاد کرد و وقتی دید قزلباشان خودشان قصد قدرتگیری دارند با آنان به نبرد پرداخت و علی را از میان برداشت، اما دو طفل دیگر را قزلباشان پنهان کرده به لاهیجان بردند و آنجا اسماعیل را در خفا بزرگ کردند تا آنکه رفتهرفته سران قزلباش در موقعیتی مناسب با استفاده از اختلافات جانشینان یعقوب، تجدیدقوا کردند و سرانجام با شکست الوند آققویونلو اسماعیل را در تبریز بر تخت نشاندند. پس از درگذشت الوند، آخرین مدعی بایندری مراد بود که پس از شکست خوردن از صفویان به دربار ذوالقدر و عثمانی پناهنده شد و یک دهه بعد همراه سلطان سلیم در لشکرکشی به صفویان برای احیای حکومت حرکت کرد ولی قبل از چالدران در نبردی با قزلباشان جان باخت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍113💔6💯3
👍 اندلس (ایبریا: اسپانیا و پرتغال)⌛️ دوره: ۷۱۱ تا ۱۴۹۲📍 حکومت: خلافت اموی، امویان اندلس، سپس دولتهای طوایف، مرابطون، موحدون و نهایتاً امارت غرناطه.📝 تاریخچه: مسلمانان در اوج قدرت، سراسر شبهجزیرۀ ایبری یا بیشینۀ آن را در اختیار داشتند. شهرهایی مانند قرطبه، اشبیلیه و غرناطه از مهمترین مراکز علمی، فرهنگی و معماری جهان اسلام بودند. با پایان جنگهای موسوم به رکونکیستا، آخرین حکومت اسلامی در غرناطه در سال ۱۴۹۲ میلادی سقوط کرد و ایبریا به اشغال نصاری درآمد.
⚡ سیسیل و جنوب ایتالیا⌛️ دوره: حدود ۸۲۷ تا ۱۰۹۱📍 حکومت: امارت سیسیل (اغلبیان و سپس فاطمیان و کلبیان).📝 تاریخچه: مسلمانان بخش بزرگی از جزیرۀ سیسیل را فتح کردند و تا اشغال آن توسط نورمنها بر آن حکومت داشتند. نفوذ فرهنگی و فنون کشاورزی آنان تا قرنها بعد باقی ماند.
🇹🇷 بالکان و جنوب شرقی اروپا⌛️ دوره: از قرن چهارده تا بیستم.📍 حکومت: امپراتوری عثمانی📝 تاریخچه: عثمانیان بر بخشهای وسیعی از جنوبشرقی اروپا از جمله یونان، بلغارستان، صربستان، بوسنی، آلبانی، کوزوو، مقدونیۀ شمالی و بخشهایی از رومانی، مجارستان، کرواسی و... حکومت کردند. برخی مناطق بیش از ۴۰۰ سال جزو قلمرو دولت عثمانی بودند.
🇰🇿 شبهجزیرۀ کریمه و اروپای شرقی⌛️ دوره: حدود قرن پانزدهم تا ۱۷۸۳📍 حکومت: خانات کریمه و اردوی زرین.📝 تاریخچه: کریمه و نواحی اطراف دریای سیاه برای چندین قرن تحت حکومت دولتهای مسلمان قرار داشتند تا اینکه به امپراتوری روسیه ضمیمه شدند. اروپای شرقی نیز در زمان مغولان با مسلمان شدن برکهخان جزو قلمروهای مسلمانان بود.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍34❤25❤🔥18🫡11
سرویس پلیس آفریقای جنوبی (SAPS) و دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد (UNODC).
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🤯12👍5😱4🔥2
۱. شهر سِبته (۱۴۱۵م):
سبته نخستین بندر و دژ مرزی مغرب بود که به دست نیروهای استعمارگر افتاد. در سال ۱۴۱۵ میلادی، نیروهای پرتغال با یورش گستردهای این شهر را غافلگیر کردند و با استفاده از ضعف حکومت مرینیان و درگیریهای داخلی آن، شهر را به تصرف خود درآوردند. سبته تا سال ۱۵۸۰ میلادی در اختیار پرتغال باقی ماند؛ اما هنگامی که پادشاهی اسپانیا تاجوتخت پرتغال را نیز در اختیار گرفت، این شهر نیز مستقیماً تحت اشغال اسپانیا قرار گرفت و به دژی نظامی و بسته جدا از خاک مغرب تبدیل شد.
۲. شهر مِلیلیه (۱۴۹۷م):
چند سال پس از سقوط تراژدیک غرناطه و پایان حضور مسلمانان در اندلس با اشغال کامل آن در سال ۱۴۹۲ میلادی، پادشاهی کاستیل توجه خود را به سواحل مغرب عربی معطوف کرد. در سال ۱۴۹۷ میلادی، فرمانده اسپانیایی «دون خوان آلفونسو گوسمان» (دوک مدینا سیدونیا) با فرماندهی یک ناوگان نظامی، شهر ملیلیه را اشغال کرد. او این شهر را در پی درگیریهای محلی میان فاسیان و تلمسانیان، تقریباً متروک و ویران یافت. پس از آن، اسپانیاییها سلطهٔ خود را بر ملیلیه استوار کردند و آن را به پایگاهی استعماری در ساحل شرقی مغرب تبدیل ساختند.
۳. جزیرهٔ قمیره (۱۵۰۸/۱۵۶۴م):
این صخرهٔ راهبردی نخستین بار در سال ۱۵۰۸ میلادی به دست اسپانیاییها افتاد. هرچند نیروهای مغربی و مجاهدان برای مدتی کوتاه توانستند کنترل آن را بازپس گیرند، اما اسپانیا در سال ۱۵۶۴ میلادی، در پی یک لشکرکشی دریایی به فرماندهی «گارسیا دِ تولدو»، بار دیگر و این بار بهطور قطعی آن را اشغال کرد. از آن زمان تاکنون، این صخره همچنان در اشغال اسپانیاست، هرچند بر اثر دگرگونیهای جغرافیایی به شبهجزیرهای متصل به خاک مغرب تبدیل شده است.
۴. جزایر الحسیمه (۱۶۷۳م):
این سه جزیرۀ کوچک در خلیج الحسیمه قرار دارند و در سال ۱۶۷۳ میلادی، در دوران سلطنت سلطان مولای اسماعیل، به اشغال اسپانیا درآمدند. نیروهای اسپانیایی با قصد تسلط بر مسیرهای بازرگانی و کشتیرانی در این صخرهها پیاده شدند و آنها را تصرف کردند. سپس با استحکامبخشی، این مواضع اشغالی را به یک پایگاه نظامی مشرف بر سواحل مغرب تبدیل کردند.
۵. جزایر جعفریه (۱۸۴۸م):
این مجمعالجزایر از سه جزیره در مقابل سواحل استان ناظور تشکیل شده است: جزیرهٔ عایشه، جزیرهٔ ایزابلا و جزیرهٔ کُنگریسو. اسپانیا در سال ۱۸۴۸ میلادی با یک اقدام نظامی غافلگیرانه این جزایر را اشغال کرد. ناوگان اسپانیا با شتاب به منطقه اعزام شد و پیش از آنکه فرانسه ــ که از سمت الجزایر در تدارک اشغال این جزایر بود ــ بتواند دست به اقدام بزند، آنها را به تصرف خود درآورد. بدین ترتیب، اسپانیا بدون رویارویی مستقیم نظامی با مغرب در آن زمان، سلطهٔ استعماری خود را بر این جزایر تحمیل کرد.
۶. جزیرهٔ لیلی (توره):
جزیرهٔ لیلی صخرهای کوچک و غیرمسکونی در نزدیکی سواحل شمالی مغرب و در فاصلهای اندک از شهر اشغالی سبته است. این جزیره اگرچه فاقد جمعیت دائمی است، اما بهدلیل موقعیت راهبردی خود همواره محل اختلاف میان رباط و مادرید بوده است. در ژوئیهٔ ۲۰۰۲، پس از استقرار نظامیان مغربی در این جزیره، بحران دیپلماتیکی میان دو کشور شکل گرفت و اسپانیا با تهاجم نظامی نیروهای مغربی را از آن خارج کرد. پس از میانجیگری آمریکا، وضعیت جزیره به حالت پیشین بازگشت؛ یعنی بدون حضور نظامی دائمی باقی ماند، اما اختلاف حاکمیتی میان دو کشور همچنان پابرجاست.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍63💔13
🏳️ قیام باسماچی یکی از مهمترین جنبشهای مقاومت اسلامی در تاریخ آسیای مرکزی بود که از سال ۱۹۱۶، در واکنش به سیاستهای امپراتوری روسیه و سپس حکومت بلشویکی شوروی، در سرزمینهای آسیای مرکزی شکل گرفت. این جنبش که عمدتاً از اقوام ترکتبار و مسلمان منطقه، از جمله ازبکها، ترکمنها، قرقیزها، قزاقها و همچنین تاجیکها تشکیل شده بود، هدف خود را دفاع از استقلال و هویت اسلامی و مقابله با سلطهٔ روسها اعلام میکرد. باسماچیها طی نزدیک به دو دهه، با وجود اختلافات داخلی و کمبود امکانات، بخشهای گستردهای از آسیای مرکزی را به میدان نبرد با ارتش سرخ تبدیل کردند. اگرچه مقاومت سازمانیافتهٔ ایشان تا حدود سال ۱۹۳۴ سرکوب شد، اما این جنبش همچنان بهعنوان یکی از مهمترین نمادهای مبارزه برای استقلال در تاریخ معاصر آسیای مرکزی شناخته میشود.
🇺🇿 این جنبش با آمدن اسماعیل انورپاشا وزیر جنگ پیشین عثمانی به بخارای شرقی تقویت شد.
انور پاشا از برجستهترین شخصیتهای سیاسی و نظامی اواخر امپراتوری عثمانی و از رهبران اصلی کمیتهٔ اتحاد و ترقی به شمار میرفت. پس از پایان جنگ جهانی اول، او با هجرت به ماوراءالنهر و پیوستن به جنبش باسماچی، کوشید مبارزه با گسترش نفوذ بلشویکها در آسیای مرکزی را سامان دهد. حضور او موجب افزایش چشمگیر هماهنگی میان بخشی از نیروهای باسماچی و جلب توجه بیشتر به این جنبش شد، هرچند اختلافات داخلی، برتری نظامی ارتش سرخ و مشکلات لجستیکی و ترور وی، مانع از تحقق هدف او برای ایجاد جبههای متحد در ترکستان گردید.
در ۴ اوت ۱۹۲۲، هنگامی که انورپاشا به همراه یارانش در مقر فرماندهی مشغول برگزاری مراسم عید قربان بود، واحدی از نیروهای روس به فرماندهی یاکوف ملکوموف به آنان حمله کرد. انور پاشا در نبرد آبیدریا، درحالیکه حدود سی سوار او را همراهی میکردند، به فوز شهادت رسید. وفات او یکی از مهمترین نقاط عطف در تضعیف رهبری نظامی و سیاسی بخشی از جنبش باسماچی به شمار میرود، هرچند مقاومت این جنبش تا بیش از یک دهه پس از آن ادامه یافت.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
🫡30👍19❤13
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍17💯4❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
🇵🇸 نبرد کرامه (معركة الكرامة) درگیری نظامی مسلحانهای بود که در ۲۱ مارس ۱۹۶۸ (نوروز ۱۳۴۷) در شهرک کرامه واقع در پادشاهی هاشمی اردن، در مرز غربی این کشور رخ داد. این نبرد بهمدت ۱۵ ساعت میان نیروهای ارتش رژیم اسرائیل و نیروهای مسلح اردن، با همراهی گروههای وابسته به سازمان آزادیبخش فلسطین (جنبش فتح)، در دورهای که به «جنگ فرسایشی» شهرت دارد، ادامه یافت. در آن روز، متجاوزان صهیونیست کوشیدند به دلایلی که آن را راهبردی میدانستند، بر رود اردن مسلط شوند. آنان با اجرای عملیات احداث پلهای موقت و تحت پوشش گستردۀ هوایی، از چند محور از رودخانه عبور کردند. در مقابل، ارتش اردن در سراسر جبهۀ نبرد، از شمالیترین نقطۀ این کشور تا جنوب دریای مرده، به مقابله با مهاجمان پرداخت. در روستای کرامه نیز ارتش اردن و نیروهای فدایی فلسطینی با نیروهای اسرائیلی وارد نبرد شدند؛ درگیریای که حدود پنجاه دقیقه به طول انجامید. پس از آن، نبرد میان ارتش اردن و نیروهای اسرائیلی بیش از ۱۶ ساعت ادامه یافت و در نهایت، نیروهای اسرائیلی ناچار به عقبنشینی کامل از میدان نبرد شدند و برای نخستین بار کشتهها و بخشی از تجهیزات خود را در منطقه بر جای گذاشتند، بیآنکه بتوانند آنها را با خود خارج کنند. بدینترتیب، ارتش اردن موفق شد نیروهای اسرائیلی را از میدان نبرد بیرون براند و اهداف نظامی و اشغالگرانۀ اسرائیل نیز تحقق نیافت.
🇵🇸 نبرد کرامه از جایگاه مهمی در تاریخ معاصر فلسطین برخوردار است. این نبرد از نگاه بسیاری، نقطۀ عطفی در افزایش نفوذ و نقش نیروهای فدایی فلسطینی، بهویژه جنبش فتح، در عرصۀ سیاسی فلسطین و در سازمان آزادیبخش فلسطین به شمار میرود. همچنین، این رویداد به تثبیت حضور نیروهای فدایی در شرق اردن انجامید و حمایت گستردۀ مردمی در میان فلسطینیان و جهان عرب برای آنان به همراه داشت. افزون بر این، نبرد کرامه به تقویت راهبرد «جنگ چریکی» و «جنگ آزادیبخش مردمی» علیه رژیم غاصب کمک کرد؛ راهبردی که پس از شکست ارتشهای عربی در جنگ ژوئن ۱۹۶۷ و اشغال مناطق کرانۀ باختری، نوار غزه، بلندیهای جولان و شبهجزیرۀ سینا توسط رژیم اسرائیل، اهمیت بیشتری یافت. این نبرد برخلاف انتظار رژیم اسرائیل، نهتنها جنبش فتح را تضعیف نکرد، بلکه قدرت مضاعفی به آن بخشید و توجه بینالمللی را به مسئلۀ فلسطین برانگیخت. فقط در ۴۸ ساعت اول پس از پایان جنگ، ۵ هزار فلسطینی خواستار عضویت در این سازمان شدند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤35❤🔥20👍17🫡13
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
Telegram
꧁ کمپین جمع آوری کمکهای مردمی برای غزه ꧂
✅ شماره کارت جهت واریز کمک های شما عزیزان به مسلمانان غزه:
فوادمحمدی ۶۰۳۷۹۹۷۳۹۶۱۱۵۳۶۳
عبدالجبارلطفی ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۹۷۰۹۶۵۲
جهت ارتباط
@mamostalotfi
✨️ڪەناڵێك تایبەت بە یارمەتی بۆ غزة
♦️کانالی مختص برای جمع آوری کمکهای مردمی برای غزه
فوادمحمدی ۶۰۳۷۹۹۷۳۹۶۱۱۵۳۶۳
عبدالجبارلطفی ۵۸۵۹۸۳۱۱۳۹۷۰۹۶۵۲
جهت ارتباط
@mamostalotfi
✨️ڪەناڵێك تایبەت بە یارمەتی بۆ غزة
♦️کانالی مختص برای جمع آوری کمکهای مردمی برای غزه
❤38👍31❤🔥22💯18
🌏 تا سال ۱۹۴۲، امپراتوری ژاپن به بیشترین گسترهٔ سرزمینی خود در طول تاریخ رسید و مناطق وسیعی در سراسر شرق و جنوبشرق آسیا و اقیانوس آرام را تحت اشغال خود درآورد. تنها در چند ماه پس از حمله به پرل هاربر، نیروهای ژاپنی سرزمینهایی را از منچوری و کره تا برمه، فیلیپین، اندونزی و شمار زیادی از جزایر اقیانوس آرام اشغال کردند.
🇯🇵 این گسترش سریع، تحت تأثیر جاهطلبی ژاپن برای ایجاد «حوزهٔ همزیستی مشترک آسیای بزرگ» قرار داشت؛ طرحی که از سوی ژاپن بهعنوان چشماندازی برای رهبری منطقه و رهایی ملتهای آسیایی از سلطهٔ استعمار غربی معرفی میشد. بااینحال، در عمل بسیاری از مناطق تحت اشغال با حکومت نظامی سختگیرانه، کار اجباری، بهرهبرداری از منابع و جنایات گستردۀ ژاپنیها مواجه شدند.
💣 در اوج قدرت، امپراتوری ژاپن بر صدها میلیون نفر حکومت میکرد یا کنترل سیاسی و نظامی آنان را در اختیار داشت. با این وجود، این دورهٔ گسترش سرزمینی دوام چندانی نیافت. تنها سه سال بعد، پس از شکستهای ویرانگر در جبههٔ اقیانوس آرام و بمباران اتمی هیروشیما و ناگاساکی (ناگازاکی) توسط ایالات متحده در ۶ و ۹ اوت ۱۹۴۵، ژاپن تسلیم شد؛ رویدادی که به پایان جنگ جهانی دوم و فروپاشی امپراتوری ژاپن انجامید.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍19🔥6⚡3
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
این نقشۀ متحرک، تحولات سیاسی و جغرافیایی تاریخ ایران را از اواخر دورۀ قاجاریه تا امروز نمایش میدهد. در این بازۀ زمانی، وقایع تاریخی انقلاب مشروطه، جنگ جهانی اول، کودتای ۳ اسفند (سوم حوت) ۱۲۹۹، روی کار آمدن پهلویها، اشغال ایران در جنگ جهانی دوم، اخراج و تبعید رضاخان، جلوس محمدرضاشاه، کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ۱۳۵۷ و فرار و سرنگونی شاه، جنگ ایران و عراق و تحولات پس از آن بهویژه جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل، به ترتیب زمانی قابل مشاهده است. هدف این ویدئو، ارائۀ تصویری فشرده از مهمترین تحولات و دگرگونیهای تاریخ معاصر ایران و تأثیر رویدادهای داخلی و خارجی بر وضعیت سیاسی و جغرافیایی این کشور است.
📍 توجه داشته باشید که نام شهر اصفهان در این نقشه سهواً تهران نوشته شده که البته قابل اغماض است.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍19
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
❤35❤🔥22👍18🫡15
این نقشه، تصویری گویا از ۱۰۰ سال زلزله در ایران است. هر نقطۀ نورانی روی این تصویر، نمایانگر یک زمینلرزۀ ثبتشدۀ است. اگر خوب دقت کنید، میبینید که این نقاط یک حلقۀ نورانی و متراکم را دورتادور کشور تشکیل دادهاند؛ این حلقه دقیقاً روی گسلهای اصلی و رشتهکوههای زاگرس، البرز و مکران و خراسان قرار دارد. در مقابل، نواحی مرکزی و کویری که به رنگ تیره و تاریک دیده میشوند، از نظر لرزهخیزی شرایط بسیار آرامتری دارند.
Please open Telegram to view this post
VIEW IN TELEGRAM
👍9⚡6🆒4