جدال- علی عليزاده
57.7K subscribers
1.78K photos
3.13K videos
37 files
6.01K links
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com

حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal

اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal

و

بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در سه سال گذشته تورج اتابکی مثل یک پروپاگاندیست حرفه‌ای ازین تلویزیون به آن یکی رفت. تاریخدانی که زمانی مدعی چپگرایی بود و امپریالیسم ستیزی، از کارشناسی برای بی‌بی‌سی استعمار انگلیس افتاد به هم‌صحبتی با منوتوی سلطنت طلب و بعد همدستی با قاتلان خاشقجی در اینترنشنال. اتابکی یک برند مخصوص داشت. یک کارویژه. یک پیام مشخص: ایران هرگز سوریه نمیشود پس ایرانیان قیام کنید.

وظیفه اتابکی‌ها در رسانه اینست که یک پروپاگاندای آشکار و یک پیام سیاسی را در لفافه‌ آکادمیک و زرورق شبه‌-علمی بپیچند تا ذهن استعمارزده‌ی مخاطب مرعوب شود و آسانتر فریب بخورد. این شارلاتانها شرم علمند و عمله‌ی قدرت. هرچند اساس دانشکده‌های ایرانشناسی و‌ شرق‌شناسی در غرب تولید همین فیگورها و اعتباردهی به آنها چنین روزهای مبادایی است.

اتفاقات اخیر یاوه بودن سخنان اتابکی را اثبات کرد. اگر اتابکی یک واحد علوم سیاسی کارشناسی گذرانده بود میدانست نه فقط ایرانیان که مردم سوئیس هم اگر در خاورمیانه بودند و زیر اینهمه فشار، میتوانستند سوریه شوند. اگر عدالتی بود اتابکی به جرم تلاش برای سوریه کردن ایران باید دستگیر و به ایران عودت میشد. علی علیزاده
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوال یک: چرا صداسیما چنین صداهایی از نارضایتی‌های مردم را پیش از اینها پخش نکرد؟ اگر صداسیما پلتفرمی برای بیان نارضایتی‌ها شده بود آیا مانع از انباشت و برون‌ریز یکباره‌ی این خشم نمیشد؟
سوال دو: آقای صداسیما چه کرده‌ای که این مردم برای ابراز نقدی چنین ساده در صداسیمای ملی‌شان میترسند و صورتشان را می‌پوشانند؟
سوال سه: آقای صداسیما! شما که سهم طبقه متوسط را با عصر جدید و خندوانه دادی. و با سریالهایی که زندگی‌های لاکچری در آن بازنمایی شد، مالکیت طبقات بالادستی را، آنهم بدون سوال «از کجا آورده‌ای»، عادی‌سازی کردی. وقت آن نرسیده سهم حاشیه‌نشین‌هایی را هم که بنیان انقلاب خمینی بودند از عرصه نمادین بدهی؟ و صدایشان را ضریب بدهی؟ و یا اگر بلندگویشان نمیشوی، حداقل خفه‌کننده‌ و حذف‌کننده‌ی فریادشان نباشی؟
سوال چهار: آقای صداسیما! آن مصاحبه‌هایی که این سالها از نارضایتی‌های مردم گرفتی ولی همه را آرشیو کردی اگر پخش شده بود امروز امنیت بیشتری برای مردم و نظام تامین نمیشد؟
سوال پنجم: آقای صداسیما! اینکه بی‌بی‌سی و تلویزیون سعودی امروز به ما حمله میکنند بخاطر اینست که تو صدای مردم نیستی. آیا وقت تغییر سیاستت نرسیده؟
👍2
مراقب باشید

تاکتیک دوقطبی‌سازی انتخابات اینبار شایعه زنانه مردانه کردن پیاده‌رو نیست.
شایعه قطع اینترنت و «کره‌شمالی‌سازی ایران» است.
نمادهای خاص «آزادیهای اجتماعی و سیاسی» اینبار ورزشگاه رفتن زنان و رفع حصر نیست. رفع حصر اینترنت است.

مراقب باشید تا نامحبوب‌ترین رییس جمهور نظام، اینبار با شعار «رفع حصر اینترنت» باز «گازانبری» تان نکند.
مراقب ساده‌لوحان و متحجرانتان باشید که سه دهه با حمله به آزادیهای فردی و با ترساندن جوانان جامعه در زمین رفسنجانیست‌ها توپ زدند.
مراقب باشید.
هرگونه بحث «حصر اینترنت» و هرگونه دامن زدن به ترس مردم از بسته ماندن اینترنت مقدمه سازی و پاس گل به عربده‌کشان مطالبه‌ی ساختگی «رفع حصر اینترنت» در بهمن ماه امسال خواهد بود. مراقب نفوذی‌تان هم باشید که به اسم ضرورت امنیتی چنین بحثی را دامن نزنند.

مراقب باشید. مهمترین ابزار روحانی و اصلاح‌طلبانی که او را به قدرت رساندند برای پیروزی در انتخابات نود و دو و نود و چهار و نود و شش، سیاست وحشت بوده‌است. ترساندن مردم از «جناحی که اگر بیاید ایران را کره شمالی میکند»، «جناحی که اگر بیاید همه جا را تفیکیک جنسیتی میکند»، «جناحی که نمادش علم الهدی‌ است و اگر بیاید مثل مشهد کنسرتها را در همه جای ایران تعطیل خواهد کرد»، «جناحی که اگر بیاید گشت ارشاد را چندبرابر میکند». و جامعه جوان و نوگرا شده‌ی ایرانی هم از راست ودروغ این حرفها یکسان ترسیده. و جوانان مناطقی که هرگز پولی برای کنسرت نداشتند هم برای دفاع از آزادیهای فردی‌شان پشت سر این غربگرایان به میدان آمدند و حتی اگر ساکن اسلامشهر و جنوب تهران بودند برخلاف منافع طبقاتی و اقتصادی خودشان برای این سیاستمداران ولنجک و الهیه و فرمانیه رای جمع کردند.

مراقب باشید. رفسنجانیستها و اصلاح‌طلبان که سه دهه تنها راه حلشان برای مسائل ایران تنش زدایی و رابطه با غرب، ادغام در بازارهای جهانی، ارزان‌سازی نیروی کار ایرانی و آزادسازی قیمتها و تعدیل بوده اینبار با رمز «رفع حصر از اینترنت» میخواهند نمایندگان بورژوازی غربگرا و فرادستان را به قدرت برسانند.
اگر از فرودستان و بازندگان این سه دهه‌اید اید مراقب باشید.
و اگر طرفدار انقلاب و نظام هستید هم مراقب باشید. چرا که بیشتر شدن نابرابری اقتصادی، دیگر امنیت نظام را به خطر می‌اندازد.

علی علیزاده. کانال تلگرام جدال @jedaal
کانال بله @jedaal
عمیقا مدافع سیاستهای استعمارستیز و امپریالیسم‌ستیز و استقلال‌خواهانه‌ی آقای خامنه‌ای هستم. شخصا هم به خاطر دفاع از این سیاستها و از نام او در حد خود هزینه داده‌ام. هرچند در برابر هزینه‌ای که دیگران با جان دادند یک شوخی است. اطرافیان بارها توصیه کردند از این سیاستها دفاع کن اما اسمی از شخص آقای خامنه‌ای نبر. اما برده‌ام و میبرم چون میدانم در پیش‌برد سیاستهای امپریالیسم ستیز، گاه تا چه حد تنها بوده.

اما برایم این سوال جدی است که چه شد آقای خامنه‌ای پذیرفت از سال شصت و هشت به بعد سیاستهای اقتصادی طرفدار مستضعفین به حاشیه برود و نظام تغییر فرماسیون اقتصادی بدهد؟ چه شد آقای خامنه‌ای با همان صلابتی که مقابل رفسنجانیسم در سیاست خارجی ایستاد در برابر رفسنجانیسم در اقتصاد نایستاد؟ چه شد که آقای خامنه‌ای مقابل پروژه‌ی نفوذ در عرصه فرهنگ ایستاد اما مقابل نئولیبرالیسم و مصرف‌گرایی که قویترین اشکال نفوذ غرب در جامعه ما بود کمتر موضع گرفت؟ چه شد که آقای خامنه‌ای با اجرای اصل چهل و چهار در سال هشتاد و پنج، خصوصی سازی را باب کرد که پایانش کارخانه‌های نیمه تعطیل و کارگران حقوق نگرفته بود.

امیدوارم کسانی که رابطه‌شان با آقای خامنه‌ای ولایی و درون دینی است رنجیده نشوند. و‌ امیدوارم متعصبان حمله نکنند. و امیدوارم آنها هم که نفرت و بغض‌شان به آقای خامنه‌ای ایدئولوژیک و متعصبانه است و دردشان مقاومت ایران است لاشخوروار برای سواستفاده از این نوشته بالا به پرواز درنیایند.

من و بسیاری مثل من رابطه‌مان با آقای خامنه‌ای رابطه‌ای عقلی و سیاسی و عملگرایانه است. معتقدیم باید از او دفاع کرد چرا که سیاستهای دفاعی او حافظ ایران و مانع فروپاشی این کشور در سه دهه گذشته بوده. معتقدیم سیاستهای او دلیل شکست آمریکا در عراق و خروج نظامی آمریکا از منطقه و فراهم آمدن بنیان استقلال و امنیت برای همه مردم این منطقه بوده. و برای ما که از چنین منظری کنار آقای خامنه‌ای ایستاده‌ایم سوالات درباره تغییر مواضع اقتصادی ایشان پیش و پس از رهبری‌اش سوالهایی جدی است که پاسخ دادنشان برای طرح هرگونه سیاست عدالت خواهانه در آینده ضروری است.

آیا این تغییر لحن و‌ تغییر سیاست به خاطر تغییرات اقتصاد در عرصه جهانی بوده؟ آیا به خاطر اقتضایات سیاسی و حفظ و بقای نظام در طوفان جهانی شدن بوده؟ آیا این بوده که ایشان نمیتوانسته همزمان در سیاست خارجی و اقتصاد داخلی بجنگد؟ پاسخ به این سوالات هرچه باشد برای قدم بعدی انقلاب و تحقق همان عدالتی که ایشان خود سال گذشته در قالب گام دوم طرح کرد ضروری است.

کانال علی علیزاده در تلگرام و بله @jedaal
https://www.instagram.com/p/B5pG1jeBYI_/
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بیست و یک آبان در دانشگاه علامه طباطبایی سخنرانی اسکایپی کردم. درباره جنگ اقتصادی-روانی-رسانه‌ای. همان جنگ هیبریدی. براساس اتفاقات منطقه و تجربیات میدانی‌ حضور اخیرم در عراق. سه روز بعد از سخنرانی، متاسفانه آتش حمله هیبریدی به ایران کشید. حالا شاهد بودم تکنیکهایی که در سخنرانی توضیح داده بودم، چگونه باز علیه ایران بکار می‌رفت و پدافند ضعیف رسانه‌ای چگونه به مردم ایران آسیب میزد. کارنامه‌ی صداسیما و کلیت پدافند رسانه‌ای ایران در آبان نود و هشت وحشتناک بود. و وحشتناک‌تر اینکه بسیاری از ناکارآمدیها در دیماه نود و شش عیان شده بود. ولی این دو سال هیج تلاشی برای رفعشان نشده‌بود.
در میانه تماشای کلافه کننده‌ی سنگرهای خالی رسانه‌ای، دو دانشجوی جوان دانشگاه علامه ویدیوی فرستادند از حرفهایم در این دانشگاه که در نگاه من کیفیتی بهتر از ویدیو‌های رسمی سازمانها و نهادهایی دارد که صدها میلیارد بودجه به اسم جنگ نرم میگیرند. کاری خودجوش و آتش باختیار که محرکش ایمان و اراده بود و نه پول و دستور اداری. دعوت میکنم ببینید و به دیگران هم معرفی کنید. لینک به ویدیو با کیفیت بهتر در اینستا:
https://www.instagram.com/tv/B5sLpX2hxJ5/
روز چهارشنبه در قالب پستی تلگرامی چند پرسش درباره سیاستهای اقتصادی رهبری مطرح کردم.
این پرسشها تا حدی بحث برانگیز شد. همانطور که قابل پیش‌بینی بود عده‌ای مثل همیشه چماق تکفیر برداشتند و پرسشهای مرا تلاشی برای شبهه‌سازی عامدانه آنهم در «برهه‌ای حساس» دانستند که احتمالا طراحی اتاق فکر‌های نفوذ برای ضربه به رهبری و نظام بوده. اما به جز این متحجران که صراحتا واکنشهای اندیشه‌ستیز و سرکوبگرانه‌شان، در قالب دوستان نادان، ضربه‌ای به اعتبار رهبری است که خود بارها و بارها مشوق کرسی‌های آزاداندیشی و نقد از خود بوده، خوشحالم که نوشته‌ی کوتاهم بحثهایی را در میان گروه‌های دیگر دامن زد. در این چند روز متون بسیاری از به ویژه جوانان انقلابی با گرایش عدالتخواه درباره سمت و سوی کلان اقتصادی نظام در چند دهه گذشته دریافت کردم که بعضی از آنها را به تدریج نشر خواهم داد. معتقدم در این برهه حساس و اتفاقا به دلیل ضرورت بسیج عمومی علیه جنگ اقتصادی-روانی-رسانه‌ای یا همان جنگ ترکیبی و هیبریدی امپریالیسم ما باید درباره عدالت گفتگویی عمومی کنیم. همانطور که در دو سال و نیم گذشته بارها و بارها تکرار کرده‌ام مردم مقابل دشمن خواهند ایستاد به شرطی که احساس کنند سفره‌هایشان یکسان کوچک شده.
آنچه در لینک زیر میخوانید اولین این نوشته‌ها از آقای سجاد صفار هرندی است. متن ایشان انگشت روی نقاط مهمی گذاشته. ایشان معتقد است آقای خامنه‌ای حتی در دهه شصت هم مخالف دخالت دولت در امور اقتصادی بود و امروز‌ هم استراتژی تولید ملی ثروت را شرط لازم مقاومت برابر امپریالیسم میداند و معتقد است بخش خصوصی خلاقیت و توان بیشتری برای تولید این ثروت دارد. صفارهرندی همچنین میگوید اقای خامنه‌ای نه در مقام یک روشنفکر منتقد که در مقام اداره عملی یک کشور بوده و مجبور به پذیرش مقتضیات واقعیات و سرمایه داری هم واقعیت موجود امروز جهان است و ما جز آن آلترناتیو واقعا موجودی در حال حاضر نداریم.
توصیه میکنم این متن را بخوانید. از دیگر دوستان هم دعوت میکنم به این بحثها بپیوندند.
کانال علی علیزاده در تلگرام و بله @jedaal

https://telegra.ph/پرسش-از-پرسش-گفتگویی-با-علی-علیزاده-12-07
👍2
بریتانیا پای صندوق رای است.
🔸یکسو دلقکی ملی‌گرا ایستاده. پوپولیستی حامی منافع بانکها و سرمایه داران و اشراف. اشرافی که خود از آنها برآمده. با ذهنی استعماری که قهرمانش چرچیل است و بی‌رودروایسی برای روزهای امپراطوری که انگلیس جهان را غارت میکرد ابراز دلتنگی میکند. ترامپی انگلیسی که هر روز با یک سوتی جدید رسانه‌ها را سرگرم میکند.
🔹در سوی دیگر عدالتخواهی با چهل سال سابقه روشن مبارزه علیه تبعیض در داخل و مبارزه علیه سلطه‌ و امپریالیسم. با سابقه دفاع از جنبش ضد اپارتاید در افریقای جنوبی. دفاع از حقوق فلسطینی‌ها. مقابله با حمله به عراق و افغانستان، مقابله با تحریم علیه ایران. مقابله با مسلمان ستیزی در انگلیس. مقابله با پولی شدن دانشگاه‌ها. مقابله با حقوق نابرابر زنان در انگلیس.

🔸 جرمی کوربینی که در چهار سال گذشته به بازی رسانه‌ تن نداد و گفت میخواهد سیاست‌ها، ارزشها و اصولش مرکز توجه باشد نه شخص خودش. و در این انتخابات هم به جای رفتن به حاشیه‌ها تمرکزش را گذاشت روی بهبود معیشت طبقات متوسط و محرومان و مبارزه با نئولیبرالی شدن سیستم آموزشی و سیستم خدمات درمانی.
حالا در این انگلیس که آزادی بیان و آزادی تجمع هم مطلق وجود دارد و چهارصد سال هم فرهنگ دموکراسی دارند و سیصد سال از اولین انتخاباتشان میگذرد حدس میزنید همان فقرا و طبقات متوسط به چه کسی رای میدهند؟

🔹نظر سنجی‌ها میگوید محافظه کاران به رهبری بوریس جانسون صاحب اکثریت میشوند. شکست کوربین دلایل متعدد دارد. مهمترینش اینکه کوربین برغم بسیج صدها هزار جوان در قالب جنبش اجتماعی مومنتوم، نتوانست از سد سانسور امپراطوریهای رسانه‌ای سرمایه‌‌داران بگذرد. کوربین به رسانه‌هایی باخت که دفاع او از مظلومان فلسطین را یهودستیزی تصویر کردند و به خورد افکار عمومی انگلیس دادند و سه سال تمام او را با اتهام دروغین یهودستیزی فلج کردند. اتهامی که بهانه‌شان بود برای حذف کسی که به سیستم قدرت متعلق نبود و میتوانست منافع طبقات حاکم را به صورت جدی به خطر بیاندازد.

🔸بسیاری که خود را انقلابی می‌نامند در این چند سال به من حمله کرده‌اند و گفته‌اند چون در لندن حکومت انگلیس را نقد میکنم و دستگیر نمیشوم پس نفوذی انگلیس هستم. این توهم بیمارگونه محصول رواج سخیف‌ترین شکل غرب‌ستیزی در ایران امروز است. محصول سالها دروغگویی درباره غرب توسط رسانه‌های به ظاهر انقلابی.
خیر! من میتوانم همین الان جلوی کاخ ملکه بروم و با بدترین فحشها شخص ملکه را خطابش کنم و اتفاقی هم نیفتد و پلیس هم از کنار من بگذرد. میتوانم جلوی پارلمان هم بروم و به نخست وزیر فحش بدهم یا پلاکاردی بگیرم و هولوکاست را زیر سوال ببرم.

🔹هرکس صورت و فرم ازادی بیان را در غرب با جایی مثل ایران مقایسه کند و بگوید هر دو کشور یکسان از عدم ازادی بیان رنج میبرند یا نادان است یا دروغگو. در انگلیس قاضی مقیسه و قاضی صلواتی وجود ندارد، روزنامه‌ای بسته نمیشود و آزادی حقوقی و شکلی وجود دارد. در ایران نه. مساله اما چیز دیگری است.

🔸مساله اینست که در غرب آزادی بیان شما به هیچ نمی‌ارزد. به هیچ. میتوانید جلوی پارلمان و کاخ ملکه و کاخ سفید آنقدر داد بزنید تا گلویتان خسته و زیر پایتان علف سبز شود. نه شما نه فریادتان به هیچ نمی‌ارزید.

🔹 در غرب برای شنیده شدن فریادتان نیازمند بلندگوها و رسانه‌هایی هستید که هزینه اولیه‌ هرکدام چند میلیارد دلار است. باید به بلندگوی یکی از جناحهای سرمایه‌ وصل باشید. به بی‌بی‌سی به سی‌ان‌ان به فاکس. در غرب توده‌ها، مستضعفان و بیقدرتان بواسطه خود رسانه‌ها سرکوب میشوند نه دادگاه انقلاب و امنیتی‌ها. همهمه و نویز تولید شده توسط رسانه‌ اغنیا مانع اصلی شنیدن فریاد مردم است.

🔸در غرب آزادی بیان بزرگترین دشمن آزادی بیان است

کانال علی علیزاده در تلگرام و بله @jedaal

https://www.instagram.com/p/B5-kHCaB0yP/
👍1
بودجه بدون سانسور

🔹هرسال این موقع‌ها بحث بودجه بالا میگیرد. اصلاح‌طلبان بودجه‌ نهادهای مذهبی نزدیک به اصولگرایان را زیر ذره‌بین می‌برند و اصولگرا بودجه‌ نهادهای نزدیک به اصلاح‌طلبان را. این بحث‌ها یک هفته‌ای داغ است و بعد خاموش میشود. کسی هم تا سال بعد نمی‌پرسد اینهمه پول کشوری هشتاد و دو میلیونی کجا رفت و چه شد؟

🔸بحث بر سر نهادهای وابسته به اصولگرایان و اصلاح‌طلبان و معافیت مالی سلبریتی‌ها مهم است. اما در مقابل کل بودجه عمومی که سال آینده حدود پانصد هزار میلیارد تومن است تقریبا هیچ به شمار میرود. کسانی دارند حاشیه را بر متن سوار میکنند. کسانی دارند آدرس اشتباه می‌دهند. کسانی با بزرگ کردن جامعه المصطفی یا فلان سلبریتی دارند ما را دنبال نخود سیاه میفرستند.

🔹بودجه اما چیزی نیست جز بیت‌المال. یعنی پول خود مردم. پول خود شما. چرا میزان آگاهی و حساسیت ایرانیان از دخل و خرج سالانه‌‌شان اینقدر پایین است؟

🔸از اولین جلسه شورای مجلس ملی صد و سیزده سال میگذرد و از اولین جلسه مجلس شورای اسلامی سی و نه سال و شش ماه. مجلس چقدر روی این بودجه حرف میزند و بحث میکند و جامعه چقدر از این بحثها با خبر میشود؟ مگر این یکی از مهمترین وظایف سالانه‌ی مجلس نیست؟ آیا شکل تصویب فعلی بودجه در قد و قامت ملت رشید ایران است؟

🔹زمانی بود که نفت بود و میفروختیم و میخوردیم. حالا آمریکا با قلدری جلوی فروش این نفت را گرفته. چاره‌ای نیست جز اینکه حساب هر یک تومن را داشته باشیم و بپرسیم هر یک تومن کجا خرج شده و چرا؟ و این یعنی مشارکت ملی در تصویب و اصلاح لایحه بودجه و همچنین نظارت مردمی بر اجرای این بودجه.

🔸وقتی دشمنی آمریکا اقتصادی است مرگ بر آمریکای واقعی گفتن در سامان دادن اقتصاد است. در مو را از ماست کشیدن. در مقاومتی کردن اقتصاد.

🔹برای کمکی کوچک در حد خود قرار گفتگویی لایو در اینستاگرام را گذاشته‌ایم درباره بودجه. شنبه بیست و سه آذر ساعت ده شب به وقت ایران. دعوت میکنم با هشتگهای که در زیر می‌آید شما هم به این گفتگو بپیوندید. و دعوت میکنم شما هم این گفتگو را در محل کار و تحصیل و میان دوستان و خانواده‌تان راه بیاندازید. میزان توسعه‌یافتگی ما به عنوان یک جامعه متناسب با شفافیت بودجه ما و درک ما از چند و چون این بودجه است. این پولها پول شماست. با چشم‌هایتان باید از نحوه خرج شدنش مراقبت کنید. آگاهی از بودجه همچنین قدم مهمی در مقابله با فساد است.
منتظرتان هستیم.
ادرس لایو در لینک اینستاگرام.

https://www.instagram.com/p/B6Bh3x1B3MQ
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
بخش اول گفتگوی اینستاگرامی علی علیزاده و وحید اشتری. شنبه بیست و سوم آذر. سوالاتی درباره بودجه و مالیاتها از اصلاح‌طلبان، از صداوسیما و از مدیران نهادها. این ویدیو برای تماشا کردن و افسوس خوردن نیست. برای همراه کردن به منظور ایجاد تغییری مشخص است. معتقدیم شفافیت بودجه میتواند بافت سیاسی جامعه را به‌صورت جدی عوض کند. اما برای تبدیل مطالبه شفافیت بودجه سال آینده به مطالبه‌ای فراجناحی و ملی یکی دو هفته بیشتر وقت نداریم. کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
فارغ از اینکه گرایش سیاسی‌تان اصلاح طلب است یا اصولگرا یا هیچکدام و اصلا مخالف نظامید، فارغ از اینکه با بسیج دانشجویی موافقید یا مخالفید، اگر دلتان با ایران است یا حتی فقط نگران آینده خود و خانواده‌تان هستید، توصیه میکنم این نامه جوانان بسیج دانشجویی دانشگاه تهران و سی و چهار دانشگاه دیگر را بخوانید و به دست دیگران برسانید. به جد معتقدم لایحه بودجه۹۹ تمام فشار تحریم را روی دهکهای پایینی و میانی میندازد.
معتقدم بودجه۹۹ محرومین را از فقر به فلاکت میبرد. طبقات متوسط را نحیف، تعداد ابرمیلیاردرها را دوبرابر و اختلاف طبقاتی را بیشتر و کشور را مستعد آبان۹۸ بعدی میکند و به امید ایجاد فشار برای مذاکره مستقیم با غرب امنیت همه ایرانیان را به خطر میندازد. وقت اندک است.
نباید گذاشت کمیسیون تلفیق فردا صبح بودجه۹۹ را تصویب کند. نباید گذاشت اعضای کمیسیون تلفیق با دولت بر سر معیشت و امنیت ۸۵میلیون ایرانی معامله کنتد.
کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal
👍1
سلطنت طلبی با خون مزدوری

سلطنت‌طلبی براساس ادعای اصالت خون بنا شده. در سلطنت فرزند شاه خود را وارث و سزاوار حکومت میداند و ادعای جانشینی میکند چرا که میگوید خون و ژن برتر خانواده‌ی من خودش را به تاریخ و به ملت اثبات کرده. میگوید تاج باید بر سر من باشد چون پدر من یا برادر من یا پدربزرگ من یا جد بزرگ من جنگجویی سلحشور بوده که با اراده و شجاعت ملتی را متحد کرده یا از یوغ خارجی ازاد کرده و از اشغال نجات داده و کشور را مقتدر کرده.
از این منظر، از زمان مادها تا امروز تنها خانواده‌ و سلسله‌ای که نمیتواند چنینن ادعایی کند خانواده‌ی پهلوی است.

بدون استثنا تک‌تک سرسلسله‌های ایران، اگرچه شاید ضدمردمی یا خونریز یا خشن بوده‌اند اما جای بحث نیست که حداقل نوابغ نظامی و فرماندهانی سلحشور و شجاع بودند که خود جلوتر از سربازانشان جنگیده‌اند و جان خود را در خط مقدم گذاشته‌اند. که اصلا جور دیگری نمیشد کشوری با اندازه‌های جغرافیایی و موقعیت سوق الجیشی ایران را حفظ کرد.از کورش تا ارشک و تیرداد تا اردشیر بابکان گرفته تا اسماعیل صفوی و نادرشاه افشار هیچ کس حکومت تاسیس نکرده مگر برایش مردانه جنگیده باشد. حتی آقا محمدخان موسس سلسله‌ی قاجار که اخته بودنش را برای تحقیرش به کار میبرند، در خط مقدم ایستاد و جنگید و با جنگهایش ایران از هم پاشیده را متحد کرد و سرزمینهای شمالی ایران را بازپس گرفت و روسیه را مجبور به فرار کرد.

پدربزرگ رضا پهلوی، رضا خان میرپنج، بدون شک اولین و اخرین سرسلسله‌ای در تاریخ دو هزار و پانصد ساله‌ی ایران بود که توسط اجنبی‌ها و به دستور لندن منصوب شد و به دستور لندن هم به تبعید فرستاده شد. رضا خان تنها سرسلسله‌ی تاریخ دو هزار و پانصد‌ساله‌ی این کشور بود که جز مردم ایران هیچ فردی را نکشت و هیچ جنگی با هیچ کشور خارجی نکرد و وقتی امپراطوری انگلیس دستور داد برود ارتشش حتی بیست و چهار ساعت هم مقاومت نکرد و رفت.

حرف این است که اگر در قرن بیست و یکم دنبال تخیل و تخدیر سیاسی میگردید و از روی استیصال به نوعی از حکمرانی در ذهنتان رو اورده‌اید که مثل پرورش دام و اسبداری برپایه ژن خوب و خون خوب بنیان شده، یعنی سلطنت طلبی، حداقل بگردید خونی پیدا کنید که برای ایران یک ساعت شمشیر یا تفنگ به دست گرفته و جنگیده‌باشد.

کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal

https://www.instagram.com/p/B6iXolShzmo/
👍2
یک کشور از یک سوراخ چند بار گزیده میشود؟

🔹پرس‌تی‌وی تیر هشتاد و شش آغاز شد. با بودجه‌‌ای تقریبا برابر بی‌بی‌سی فارسی. پرس‌‌ خیلی زود انحصار قلدرهای رسانه‌ای غرب را شکست و امید محرومان جهان سوم شد. در همین لندنی که من زندگی میکنم آنقدر اعتبار داشت که جرمی کوربین یا کن لیوینگستون، شهردار وقت لندن، حاضر بودن مجریش باشند.

🔸هشتاد و هشت امنیتی‌ها دستور دادند اعترافات اجباری چند زندانی را پخش کند. پرس‌تی‌وی‌ تبعیت کرد. آن زندانیان لحظه‌ای که پایشان به خارج رسید علیه پرس مصاحبه کردند. اعتبار پرس‌ خیلی زود منهدم شد. دادگاه انگلیس هم با خفت و خواری از لیست شبکه‌های کابلی حذفش کرد. دهها میلیون دلار سرمایه‌گذاری ایرانیان هم دود شد. امروز هم جرمی کوربین و لیوینگستون بخاطر حضورشان در «شبکه اعتراف اجباری» فحش و دشنام میخورند.

🔹سال نود و یک امنیتی‌ها صداسیما را مجبور به پخش اعترافات اجباری مازیار ابراهیمی کردند. ابراهیمی زیر فشار می‌گفت دانشمندان هسته‌ای را بدستور اسراییل ترور کرده. هفت سال بعد بی‌بی‌سی فارسی مستندی بیست دقیقه‌ای ‌درباره ایراهیمی ساخت که گمانم پنج هزار دلار هزینه نبرده باشد اما اعتبار صداسیمایی که سالی یک تا سه میلیارد دلار بیت‌المال برایش هزینه میشود را به صورت جدی زیر سوال برد.

‏🔸و حالا سپیده قلیان.
‏وقتی از فاجعه‌ی رسانه‌ای میگوییم منظور اینست که امنیتی‌ها با دست‌هایشان رسانه را خفه کرده‌اند. رسانه متعلق به قدرت نرم است. یک اشتباه، یک مورد ایجاد بی‌اعتمادی دهها سال کار خوب بخشهای دیگر آن رسانه و میلیاردها دلار سرمایه‌گذاری را به هوا میبرد.

🔹انگار کلیت نظام حتی از بسته شدن پرس‌تی‌وی درس نیاموخته. نفهمیده غیبت پرس‌تی‌وی بویژه طی جنگ سوریه چقدر به ایران و جبهه مقاومت خسارت زده. از مائده هژبری نیاموخت. نیاموخت تلویزیون جای پخش اعتراف نیست. حتی امروز هم نفهمیده بی‌اعتبار شدن صداسیما و بی‌اعتمادی جامعه چه هزینه‌ای دارد.

🔸چهار سال از جیب خودم هزینه کردم و سالهای عمرم را مستهلک به این امید که رسانه‌های ملی به روز شوند و بتوانند مقابل رسانه‌های استعماری بایستند. حالا به جرات میگویم صداسیما از گذشته هیچ نیاموخته و هیچ اراده‌ای برای اصلاح‌ رویکردش از خود نشان نمیدهد. مساله اخلاقی و دینی قبح اعتراف اجباری به کنار. با ضرر و زیانی که این عادت زشت و نهادینه‌شده در سیمای ملی تا به حال زده حساب کنید چند هزار مدرسه و چند صد بیمارستان در مناطق محروم میشد ساخت .

🔹فهم آقایان از نقدها به بحران رسانه‌ای کشور، تقلید از دکور و نحوه نشستن مجری بی‌بی‌سی بوده. اما نه! تا خبرنگاران صداسیما آنقدر مستقل نشوند که هم بتوانند مانع ورود امنیتی‌ها به سازمان شوند هم بتوانند رییس جمهور و وزیر و سردار را به صلابه بکشند صداسیما رسانه نمیشود و برده این و آن میماند.

🔸‏و یقین دارم تا اراده‌ای بالاتر از صداسیما برای تغییر سازوکار کلی معاونت سیاسی و قطع دخالت امنیتی‌ها (واجا/اطلاعات سپاه/ شورا عالی امنیت ملی) بوجود نیاید، کلیت نظم رسانه‌ای کشور همین وضع اسفناک باقی می‌ماند. و هشتاد و پنج میلیون ایرانی هرشب مقابل حمله رسانه‌ای اجنبی یتیم و بی‌پناه میمانند.

کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal


https://www.instagram.com/p/B6lC73WBM18
👍1
💡محفل شانزدهم عصرنشینی هنر و اندیشه "دیدار"


🎬نمایش و تحلیل مستند "الف الف پاریس"


🔸️این مستند روایتی است از حمزه غالبی مسئول شاخه جوانان و دانشجویی ستاد میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸


💻به همراه گفتگو از طریق اسکایپ با علی علیزاده؛ تحلیل‌گر سیاسی شبکه افقِ جمهوری اسلامی، بی‌بی‌سی فارسی، الجزیره و سی‌ان‌ان


📌با حضور
حسین شمقدری؛ کارگردان اثر


⏰دوشنبه ۹ دی‌ماه، ساعت ۱۵

📪خیابان سمیه، نرسیده به حافظ، حوزه هنری، پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی، طبقه دوم، سرای شهید آوینی

#پژوهشکده_فرهنگ_و_هنر_اسلامی
#باشگاه_هنر_و_اندیشه

♨️@RCICA
دولت روحانی گمان کرد اگر شبانه و قبل از اینکه نیروهای مردمی و دانشجویی خود را پشت مجلس برسانند کلیات بودجه را در کمیسیون تلفیق تصویب کند موضوع تمام میشود. گمان کرد میتواند با فضای رسانه‌ای مصنوعی و‌ حمله به چند نهاد مذهبی، جناح مقابل را به سکوت وادار کند تا بعد، دور از چشم مردم بودجه را بر اساس منافع خود و اموزه‌های مشاوران ایدیولوژیک و نیولیبرالش ببندد. گمان کرد میشود با اولیه‌ترین مساله هشتاد و پنج میلیون ایرانی، یعنی معیشت آنها، بدون ذره‌ای شفافیت رفتار کرد و بعد در مدح شفافیت و فواید شفافیت از طریق پیوستن به اف ا تی اف سخنرانی کرد. گمان کرد میشود اشرافی‌محور ترین و اغنیاپرور ترین بودجه سالیان اخیر را به مجلس برد و چند روز بعدش با قیافه حق به جانب از بودن در شرایط جنگی گفت. دولت روحانی اشتباه کرد. رهایشان نمیکنیم. امشب. دانشگاه شیراز. سخنرانی اسکایپی.
—-
🔴 بودجه۹۹، کودتا علیه ایران !؟

🔰 بررسی و پایش چالش‌های بودجه ارائه شده دولت به مجلس

⭕️ سیدحسن موسوی‌فر
⭕️ وحید اشتری
⭕️ علی علیزاده

🕠 دوشنبه نهم دی‌ماه، ساعت ۱۷:۳۰
🔘 تالار حکمت دانشگاه شیراز

✅ پاتوق خبری عدالتخواهان دانشگاه شیراز
@armanshirazu
👍1
چرا احیای عدالت در ایران امروز دشوار است؟

احیای عدالت اجتماعی و مبارزه علیه تبعیض‌های اقتصادی در ایران امروز بسیار دشوار است. در سه دهه گذشته در ایران عملا یک جامعه سلسله‌مراتبی -یک کاست طبقاتی- بازتولید و تثبیت شده. از زایشگاه تا مهدکودک و مدرسه تا خانه سالمندان و قبر، طبقات از یکدیگر تفکیک میشوند تا کت و عبا و حتی کفن اشراف و فرزندانشان از برخورد با کت و عبا و کفن فقرا و مردم عادی آلوده نشود.

مسلما طبقات برخوردار آنچه به دست آورده‌اند را پس نخواهند داد. اما دشواری اصلی عدالتخواهی جای دیگری است. در اینجاست که عامه مردم، و حتی طبقات پایینی به «فرم» و اصل این جامعه طبقاتی دیگر اعتراض ندارند. فقط میگویند چرا ما و خانواده‌مان در طبقات بالاتر این ساختمان نیستیم. ما با جامعه‌ای طرفیم که فقرایش به ثروتمندان و سلبریتی‌هایش نمیگویند از کجا آورده‌ای. بلکه با حسرت و احترام به آنها نگاه میکنند و آنها را الگوی موفقیت و پیشرفت میدانند.

رفسنجانیسم، مثل تاچریسم در انگلیس و ریگانیسم در آمریکا و نئولیبرالیسم در نقاط دیگر جهان، موفق شده نه فقط مخالفانش که حتی کارگران و مستضعفان و محرومان جامعه، و به عبارتی حتی قربانیانش را با خود همراه و همفکر و همدست کند.

به هر گروه حمله کنید طرفدارانشان فریاد میزنند زحمت کشیدند و «حق‌» شان است. از دارایی سلبریتی‌ها، دکترها، وکلا، تاجران بپرسید عده‌ای میگویند زحمت کشیدند و حقشان است. بپرسید «ایران مال»ها و فلان استارت‌آپهای هزار میلیاردی از کجا آمدند، عده‌ای میگویند زحمت کشیدند و حقشان است. برخلاف سالهای بعد از انقلاب که ثروت فراوان نشانه‌ی طاغوت بود، امروز کمتر کسی اصل جامعه‌ای که یک نفر میلیونها برابر دیگران دارد را زیر سوال میبرد.

این «طبیعی شدن جامعه به شدت طبقاتی» دلیل وجود آقازاده‌ها و رانتخواران مذهبی و تکنوکراتهای سکولاری است که نه فقط عذاب وجدان یا نگرانی از قضاوت جامعه درباره منبع ثروتشان ندارند بلکه با قلدری به ژن خوب (ترجمه همان طبقه خوب) شان مینازند و تهدید به مهاجرت و بردن ثروتشان از این کشور میکنند.

دقت کنید که جامعه فقط وقتی از «قلدری طبقاتی» دردش میگیرد که به شکلی عیان با ساختار سیاسی گره خورده باشد. قلدری پسر محمدرضا عارف یا آیت‌الله نورمفیدی نماینده ولی فقیه و برادرزاده فلان امام جمعه و خواهرزاده فلان سردار و وزیر توی ذوق جامعه میزند و به حق باعث انزجار میشود ولی قلدری طبقاتی جراح برج‌ساز کراواتی یا فوتبالیست و سلبریتی که ظاهری اپوزیسیون دارد با نفرت جامعه روبرو نمیشود. در حالیکه دومی هم با شبکه قدرت سیاسی و رانتی پیوند دارد. حقوق نجومی فلان مدیر دولتی و نهادی به حق باعث عصبانیت جامعه میشود ولی درامد ماهی یک میلیارد تکنوکرات بخش خصوصی یا تاجری که به شکلی بخشی از همان نظام اقتصادی و سیاسی است نه. این نشان میدهد که اصل «جامعه به شدت طبقاتی» در ایران دیگر محل سوال و شک نیست.

این فرایند طبیعی‌شدن «حق» محصول تزریق سه دهه ایدئولوژی کاذب توسط رفسنجانیسم از یک سو و فرهنگی و غیراقتصادی شدن امر سیاسی در چند دهه گذشته از سوی دیگر است. فرایند «طبیعی شدن حق میلیونها برابر بیشتر داشتن»، مهمترین ابزار مشروع‌کننده‌ی غارت و سهم‌خواهی و رانت‌خواری در ایران امروز است. رفسنجانیسم برای تزریق این ایدئولوژی کاذب دو بال دیگر هم داشت: اصلاح‌طلبی و اصولگرایی. اولی فضای سیاسی را با ارزشهای فرهنگی لیبرال و دومی با ارزشهای فرهنگی سنتگرایانه اشباع کردند. و با غیراقتصادی کردن سیاست، فرایند انباشت سرمایه و تثبیت طبقاتی دهه هفتاد و هشتاد و نود را پنهان و مخفی کردند.

به دعواهای عرصه عمومی دهه هفتاد نگاه کنید: دوچرخه سواری زنان هزاران صفحه روزنامه‌ اصلاح‌طلبان/اصولگرایان را اشغال میکند در حالیکه هیچ فردی در هیچ یک از دو جناح فریاد نمیزند مدارس غیرانتفاعی نهادینه‌کردن «تفکیک طبقاتی» در پایینترین سن و متضاد با روح انقلابی است که میخواست امت بسازد. هیچکس نگفت از درون مدارس غیرانتفاعی که حس تعلق به طبقه برتر را به کودک میدهد باکری و همت و حججی بیرون نمی‌آید هیچ، حتی یک پزشک مسئول و غیرسوداگر هم بیرون نمی‌آید.

بگذارید اینگونه خلاصه کنیم: از اوایل دهه هفتاد گروهی با فریاد «وای آزادی» و گروهی با فریاد «وای شریعت» بازتولید جامعه طبقاتی و اشراف قبل از انقلاب را در ذهن مردم به حاشیه بردند و فرعی کردند. به عبارتی این دو گروه آنقدر درباره تفکیک جنسیتی پیاده‌روها و استادیومها و میزان مجاز موی سر زنان بر سر هم فریاد زدند و جامعه هم با این دعوا همراهی کرد که مردم ندیدند سرتاسر خیابانها/مدارس/دانشگاه‌ها/بیمارستانها و حتی قبرستانها «تفکیک طبقاتی» شده‌اند. و بازندگان آنها بودند که بیشتر از همه برای انقلاب هزینه داده بودند.

کانال تلگرام علی علیزاده
t.me/jedaal
👍1
تحقیر تاریخی آمریکا صفحه اول همه روزنامه‌های این کشور را پر کرده.
زلزله‌ای خبری دقیقا شب سال نو.
اگر فرماندهان حشد سالها برای انتخاب زمان این حمله طراحی و فکر میکردند، هرگز بهتر از شب سال نو نصیب‌شان نمیشد.
آمریکا سیلی از این محکم تر در سالهای اخیر نخورده بود.
صراحتا آمریکا هرچه این سه ماه، بواسطه قدرت رسانه‌ای و نرم خودش و ضعف‌ها ما در جنگ نرم، در عراق کاشته بود به باد رفت.
و امشب دیگر «مرگ بر آمریکا» جمله کیهان و فارس و یا شعار چند نفر در نماز‌جمعه‌ای در ایران نیست.
جمله اول فاکس‌نیوز - پربیننده‌ترین تلویزیون کابلی آمریکا - و نیویورک تایمز پرخواننده‌ترین روزنامه جهان است به نقل از تظاهر کنندگان عراقی.
ترامپ و پمپئو و دستگاه سیاست خارجی آمریکا، عزادارترین افراد عید سال نو امشب هستند.

کانال تلگرام علی علیزاده @jedaal