فریاد بلند «آقای مقاومت» و میکروفونهای خاموش و زنگ زدهی ما
علی علیزاده
سید حسن نصرالله دیروز سخنرانی کرد که معتقدم سالها بعد آن را به عنوان نمونهای درخشان از سخنرانی نظامی-سیاسی راهبردی تدریس خواهند کرد.
سیدحسن سخنرانیش را دیروز با یادآوری جنگ سی و سه روزه شروع کرد.
جنگی که نه فقط سرنوشت لبنان که معادلات منطقه ما را به صورت جدی عوض کرد.
جنگی که هشتاد میلیون ایرانی به خاطر ناتوانی رسانههایشان، آنطور که باید آن را نشناختهاند. هرچند یکی از دلایل امنیت و صلح و ثبات زندگی شان در سیزده سال گذشته نتیجه این جنگ بوده.
جنگی که اسراییل آمده بود تا طومار حزب الله را برای همیشه درهم بپیچد. هم طومار نظامی. و هم طومار سیاسیش را. با معرفی حزب الله به عنوان دلیل حمله و نابودی لبنان، و ایجاد تقابل مردم با حزب الله.
و پیروزی حزبالله چنان قاطع بود که سیزده سال است حتی یک تیر هم به لبنان شلیک نشده.
و آن سالها آمریکا در عراق بود و اوج بحران هستهای و قرار بود نابودی حزبالله مقدمه حمله مشترک آمریکا و اسراییل به ایران باشد. و فقط پس از شکست اسراییل بود که خواب حمله نظامی به ایران را از سر بیرون کردند.
سیدحسن دیروز با یادآوری جنگ سیوسه روزه شروع کرد تا یادآور شود اهل بلوف و جنگ روانی نیست. و بعد نقشه اسراییل را رو به دوربین گرفت و با جزیبات کامل توضیح داد که در صورت کوچکترین تعدی و تجاوزی به لبنان یا ایران، چه زمانی، کجای اسراییل چگونه و با چه شدتی نابود خواهد شد. نه با شعار و یا گزافهگویی که با توضیح پیشرفتهای نظامی و با عدد و رقم و فاکتهای عینی. و با توضیحاتش، جمله به جمله و کلمه به کلمه، نابودی را برای دشمن تصویر کرد.
سید حسن پس از اسراییل سراغ شیخنشینهایی رفت که از پشت به ایران خنجر زدهاند.
به امارات متحده یادآوری کرد که در صورت کوچکترین ضربهای از سوی آمریکا به ایران، دانه به دانه امیرنشینهایش با خاک یکسان میشود. به سعودیها با تحلیل نشان داد چگونه نابود خواهند شد. و به بقیه ساکنان منطقه یادآوری کرد کوچکترین تعدی به ایران چه هزینهای دارد.
و همه این کلمات آتشین، تا اثبات کند آمریکا جسارت جنگ با ایران را نخواهد داشت.
نورمن فینکلشتاین، استاد یهودی دانشگاه دیپاول آمریکا و از روشنفکران مهم آمریکا میگوید سیدحسن از زیرکترین استراتژیستهای امروز جهان است. و سخنرانی دیروز یکی از زیرکانهترین سخنرانیهای این استراتژیست زیرک بود.
وضعیت شفاف است.
یک سو لیبرالهایی هستند که به اسم صلح طلبی فریاد «نه به جنگ» بلند میکنند. لیبرالهایی که عدهای شان هفته پیش مقابل کاخ سفید، برای صلح «قر» میدادند و عدهای شان در داخل دوگانه کاذب جنگ یا صلح را روی جلدهایشان چاپ میکنند. لیبرالهایی که با بزرگنمایی خطر جنگ موهوم و غیرواقعی، ترس را به افکار عمومی ایرانیان تزریق و ایران را زیر فشار میگذارند و عملا خود را سرباز جنگ روانی آمریکا میکنند.
و سوی دیگر تفکر سید و آقای مقاومت است که هر جملهاش را مثل موشکی نقطهزن به سوی یک سیاستمدار و یک جناح و یک حکومت سلطهگر شلیک میکند و وحشت را در دلهای افکار عمومی اسراییل و حاکمان غربی و سعودی و اماراتی میکارد. تفکری که رویکردی آفندی و تهاجمی پیش میگیرد تا به صورت «پیشگیرانه» حتی خواب و تخیل حمله به ایران یا لبنان را از سر دشمنان بیرون کند. چرا که میداند که صلح راستین تنها وقتی برقرار خواهد شد که قدرت واقعی از آن ما باشد و دشمن هم به این قدرت واقف و هرشب آشفته از کابوس این قدرت باشد.
و سخن اخر.
سخنرانی سیدحسن از دیروز رسانههای دشمن را سردرگم کرده. بسیاری از آنها برای کاهش خسارات این سخنرانی ساعتها و ساعتها تحلیل و خبر و برنامه روی آنتن رفتند. با تحلیلگرانی که حنجرههایشان با دلارهای سعودی و صهیونیستی پرشده. و دو روز بعد از این سخنرانی تاریخی، ما ایرانیان هنوز آن را نه انعکاس درست دادهایم و نه با تمهیدات رسانهای به آن ضریب در خور دادهایم. در حالیکه تکه تکه این سخنرانی میبایست موضوع کلیپهایی به عربی و انگلیسی و فارسی و حتی عبری میشد، تا به استناد تحلیلها و اطلاعات آتشینش قلبهای طرفداران مقاومت محکم تر شود و دلهای دشمنان وحشت زدهتر. اما ما با دهانی باز، گیج و منفعل گوشهای به تماشا ایستادهایم. تنها ویدیوی موجود همین ویدیوی زیر است که فرزندان مقاومت لبنان با بضاعت رسانهای و مالی محدودشان ساختهاند. مرجبا به آنها و وای بر ما.
صریح بگویم. در حالیکه سید حسن با سخنرانی شجاعانهاش یک تنه به میدان جنگ رسانهای و روانی و سیاسی دشمن زده تا بخشی از بار فشار روانی غرب و سعودی و اسراییل علیه مردم ایران را خنثی کند، وای بر ما که با صداوسیمای چند ده کانالی و دهها دستگاه عریض و طویل رسانهای و صدها ردیف بودجه، حتی نمیتوانیم صدای این سید مقاومت را انعکاس دهیم.
https://t.me/jedaal/511
علی علیزاده
سید حسن نصرالله دیروز سخنرانی کرد که معتقدم سالها بعد آن را به عنوان نمونهای درخشان از سخنرانی نظامی-سیاسی راهبردی تدریس خواهند کرد.
سیدحسن سخنرانیش را دیروز با یادآوری جنگ سی و سه روزه شروع کرد.
جنگی که نه فقط سرنوشت لبنان که معادلات منطقه ما را به صورت جدی عوض کرد.
جنگی که هشتاد میلیون ایرانی به خاطر ناتوانی رسانههایشان، آنطور که باید آن را نشناختهاند. هرچند یکی از دلایل امنیت و صلح و ثبات زندگی شان در سیزده سال گذشته نتیجه این جنگ بوده.
جنگی که اسراییل آمده بود تا طومار حزب الله را برای همیشه درهم بپیچد. هم طومار نظامی. و هم طومار سیاسیش را. با معرفی حزب الله به عنوان دلیل حمله و نابودی لبنان، و ایجاد تقابل مردم با حزب الله.
و پیروزی حزبالله چنان قاطع بود که سیزده سال است حتی یک تیر هم به لبنان شلیک نشده.
و آن سالها آمریکا در عراق بود و اوج بحران هستهای و قرار بود نابودی حزبالله مقدمه حمله مشترک آمریکا و اسراییل به ایران باشد. و فقط پس از شکست اسراییل بود که خواب حمله نظامی به ایران را از سر بیرون کردند.
سیدحسن دیروز با یادآوری جنگ سیوسه روزه شروع کرد تا یادآور شود اهل بلوف و جنگ روانی نیست. و بعد نقشه اسراییل را رو به دوربین گرفت و با جزیبات کامل توضیح داد که در صورت کوچکترین تعدی و تجاوزی به لبنان یا ایران، چه زمانی، کجای اسراییل چگونه و با چه شدتی نابود خواهد شد. نه با شعار و یا گزافهگویی که با توضیح پیشرفتهای نظامی و با عدد و رقم و فاکتهای عینی. و با توضیحاتش، جمله به جمله و کلمه به کلمه، نابودی را برای دشمن تصویر کرد.
سید حسن پس از اسراییل سراغ شیخنشینهایی رفت که از پشت به ایران خنجر زدهاند.
به امارات متحده یادآوری کرد که در صورت کوچکترین ضربهای از سوی آمریکا به ایران، دانه به دانه امیرنشینهایش با خاک یکسان میشود. به سعودیها با تحلیل نشان داد چگونه نابود خواهند شد. و به بقیه ساکنان منطقه یادآوری کرد کوچکترین تعدی به ایران چه هزینهای دارد.
و همه این کلمات آتشین، تا اثبات کند آمریکا جسارت جنگ با ایران را نخواهد داشت.
نورمن فینکلشتاین، استاد یهودی دانشگاه دیپاول آمریکا و از روشنفکران مهم آمریکا میگوید سیدحسن از زیرکترین استراتژیستهای امروز جهان است. و سخنرانی دیروز یکی از زیرکانهترین سخنرانیهای این استراتژیست زیرک بود.
وضعیت شفاف است.
یک سو لیبرالهایی هستند که به اسم صلح طلبی فریاد «نه به جنگ» بلند میکنند. لیبرالهایی که عدهای شان هفته پیش مقابل کاخ سفید، برای صلح «قر» میدادند و عدهای شان در داخل دوگانه کاذب جنگ یا صلح را روی جلدهایشان چاپ میکنند. لیبرالهایی که با بزرگنمایی خطر جنگ موهوم و غیرواقعی، ترس را به افکار عمومی ایرانیان تزریق و ایران را زیر فشار میگذارند و عملا خود را سرباز جنگ روانی آمریکا میکنند.
و سوی دیگر تفکر سید و آقای مقاومت است که هر جملهاش را مثل موشکی نقطهزن به سوی یک سیاستمدار و یک جناح و یک حکومت سلطهگر شلیک میکند و وحشت را در دلهای افکار عمومی اسراییل و حاکمان غربی و سعودی و اماراتی میکارد. تفکری که رویکردی آفندی و تهاجمی پیش میگیرد تا به صورت «پیشگیرانه» حتی خواب و تخیل حمله به ایران یا لبنان را از سر دشمنان بیرون کند. چرا که میداند که صلح راستین تنها وقتی برقرار خواهد شد که قدرت واقعی از آن ما باشد و دشمن هم به این قدرت واقف و هرشب آشفته از کابوس این قدرت باشد.
و سخن اخر.
سخنرانی سیدحسن از دیروز رسانههای دشمن را سردرگم کرده. بسیاری از آنها برای کاهش خسارات این سخنرانی ساعتها و ساعتها تحلیل و خبر و برنامه روی آنتن رفتند. با تحلیلگرانی که حنجرههایشان با دلارهای سعودی و صهیونیستی پرشده. و دو روز بعد از این سخنرانی تاریخی، ما ایرانیان هنوز آن را نه انعکاس درست دادهایم و نه با تمهیدات رسانهای به آن ضریب در خور دادهایم. در حالیکه تکه تکه این سخنرانی میبایست موضوع کلیپهایی به عربی و انگلیسی و فارسی و حتی عبری میشد، تا به استناد تحلیلها و اطلاعات آتشینش قلبهای طرفداران مقاومت محکم تر شود و دلهای دشمنان وحشت زدهتر. اما ما با دهانی باز، گیج و منفعل گوشهای به تماشا ایستادهایم. تنها ویدیوی موجود همین ویدیوی زیر است که فرزندان مقاومت لبنان با بضاعت رسانهای و مالی محدودشان ساختهاند. مرجبا به آنها و وای بر ما.
صریح بگویم. در حالیکه سید حسن با سخنرانی شجاعانهاش یک تنه به میدان جنگ رسانهای و روانی و سیاسی دشمن زده تا بخشی از بار فشار روانی غرب و سعودی و اسراییل علیه مردم ایران را خنثی کند، وای بر ما که با صداوسیمای چند ده کانالی و دهها دستگاه عریض و طویل رسانهای و صدها ردیف بودجه، حتی نمیتوانیم صدای این سید مقاومت را انعکاس دهیم.
https://t.me/jedaal/511
Telegram
جدال- علی عليزاده
ویدیوی زیر را فعالان رسانهای لبنانی بر اساس سخنرانی روز بیست و دوم تیرماه سیدحسن نصرالله ساخته ودر شبکههای اجتماعی پخش کردهاند. درباره این سخنرانی و این ویدیو متنی نوشتهام که میتوانید در لینک زیر بخوانید https://t.me/jedaal/512
خلیج را چه کسانی فارس کردند؟ علی علیزاده
اوج دفاع شما ملیگرایان و ایرانگرایان و باستانگرایان از ایران و مردمش چه بوده؟
🔸انداختن گردنبند فروهر. کوروش و خشایار و داریوش نامیدن فرزندانتان. و زمزمه آهنگ خلیج فارس با ابی (البته ابی این آهنگ را حاضر نشد در دوبی بخواند چرا که میدانست شیخهای اماراتی دیگر راهش نمیدهند و کاسبی کنسرتهایش تعطیل میشود). و البته امضای طومار اینترنتی اعتراض به اسم خلیج عربی.
🔹خانواده پهلوی هم مثل شما پنجاه و هفت سال هر روز از عظمت ایران باستان و تاریخ دو هزار و پانصد سالهاش گفت. ولی سال هزار و سیصد و بیست رضا شاه کبیرشان به جای اینکه لباس رزم بپوشد و مقابل اشغالگران بایستد، با بیغیرتی تمام به جزیره موریس فرار کرد و اجازه داد ایران بیست و چهارساعته به اشغال بریتانیا درآید. محمدرضا، بزرگ شاهنشاهشان، بحرین را با یک تشر دودستی تقدیم بریتانیا کرد و با تصویب قانون کاپیتولاسیون عزت و کرامت انسان ایرانی را هم دودستی تقدیم آمریکاییها.
🔸گفتنش تلخ است اما ایرانیان پیش از انقلاب در نگاه جهانیان چیزی بودند کمتر از سعودیها و شیخنشینهای دوبی. همانها که ترامپ به صراحت تحقیرشان میکند و میگوید باید دوشیده شوند. همانها که اگر آمریکا تصمیم بگیرد فردا صبح ممکن است اسمشان هم وجود نداشته باشند.
🔸این شما باستانگرایان و ایرانگرایان نبودید که هشت سال مقابل صدام (بعلاوه کویت و بحرین و سعودی و امارات و قطر و اردن) جنگیدید. این شما باستانگرایان و ایرانگرایان نبودید که هفت سال مظلومانه در سوریه توسط وهابیها شهید شدید و در داخل هم ناعادلانه قضاوت. و این شما ملیگرایان و باستانگرایان نبودید که پای اجنبی را از آبهای ایران قطع کردید.
🔹این جوانان شیعه بودند که با سربندهای لبیک یا حسین و یا ابولفضل و یا زهرا جان خودشان را کف دست گرفتند و جنازه بسیاریشان هنوز حتی برنگشته و خیلیهایشان هنوز گوشه آسایشگاهها به سختی نفس میکشند. این بچههای حزباللهی بودند که با اینکه وطن پرستی را شرک میدانستند اما وطن دوست بودند و خلیج را دوباره فارس کردند و عظمت را به ایران برگرداندند.
🔸چهل سال است که دشمنان پروژه جمهوری اسلامی را به دروغ ضدملی تعریف کردهاند. باید مقابلشان محکم ایستاد و گفت که اتفاقا آنچه ضدملی بوده و هست گفتار باستانگرایی و آریاییگری است که توسط روشنفکران غربزده در سالهای پایان قرن نوزدهم جعل و توسط خاندان پهلوی اجرایی شد. برعکس. هرگونه هویت واقعی غیرجعلی ایرانی از دل تشیع گذشته، میگذرد و خواهد گذشت و دقیقا به همین دلیل جمهوری اسلامی تنها راه امکان دولت-ملت سازی ایرانی بوده و هست.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0L3vCOB38T/
اوج دفاع شما ملیگرایان و ایرانگرایان و باستانگرایان از ایران و مردمش چه بوده؟
🔸انداختن گردنبند فروهر. کوروش و خشایار و داریوش نامیدن فرزندانتان. و زمزمه آهنگ خلیج فارس با ابی (البته ابی این آهنگ را حاضر نشد در دوبی بخواند چرا که میدانست شیخهای اماراتی دیگر راهش نمیدهند و کاسبی کنسرتهایش تعطیل میشود). و البته امضای طومار اینترنتی اعتراض به اسم خلیج عربی.
🔹خانواده پهلوی هم مثل شما پنجاه و هفت سال هر روز از عظمت ایران باستان و تاریخ دو هزار و پانصد سالهاش گفت. ولی سال هزار و سیصد و بیست رضا شاه کبیرشان به جای اینکه لباس رزم بپوشد و مقابل اشغالگران بایستد، با بیغیرتی تمام به جزیره موریس فرار کرد و اجازه داد ایران بیست و چهارساعته به اشغال بریتانیا درآید. محمدرضا، بزرگ شاهنشاهشان، بحرین را با یک تشر دودستی تقدیم بریتانیا کرد و با تصویب قانون کاپیتولاسیون عزت و کرامت انسان ایرانی را هم دودستی تقدیم آمریکاییها.
🔸گفتنش تلخ است اما ایرانیان پیش از انقلاب در نگاه جهانیان چیزی بودند کمتر از سعودیها و شیخنشینهای دوبی. همانها که ترامپ به صراحت تحقیرشان میکند و میگوید باید دوشیده شوند. همانها که اگر آمریکا تصمیم بگیرد فردا صبح ممکن است اسمشان هم وجود نداشته باشند.
🔸این شما باستانگرایان و ایرانگرایان نبودید که هشت سال مقابل صدام (بعلاوه کویت و بحرین و سعودی و امارات و قطر و اردن) جنگیدید. این شما باستانگرایان و ایرانگرایان نبودید که هفت سال مظلومانه در سوریه توسط وهابیها شهید شدید و در داخل هم ناعادلانه قضاوت. و این شما ملیگرایان و باستانگرایان نبودید که پای اجنبی را از آبهای ایران قطع کردید.
🔹این جوانان شیعه بودند که با سربندهای لبیک یا حسین و یا ابولفضل و یا زهرا جان خودشان را کف دست گرفتند و جنازه بسیاریشان هنوز حتی برنگشته و خیلیهایشان هنوز گوشه آسایشگاهها به سختی نفس میکشند. این بچههای حزباللهی بودند که با اینکه وطن پرستی را شرک میدانستند اما وطن دوست بودند و خلیج را دوباره فارس کردند و عظمت را به ایران برگرداندند.
🔸چهل سال است که دشمنان پروژه جمهوری اسلامی را به دروغ ضدملی تعریف کردهاند. باید مقابلشان محکم ایستاد و گفت که اتفاقا آنچه ضدملی بوده و هست گفتار باستانگرایی و آریاییگری است که توسط روشنفکران غربزده در سالهای پایان قرن نوزدهم جعل و توسط خاندان پهلوی اجرایی شد. برعکس. هرگونه هویت واقعی غیرجعلی ایرانی از دل تشیع گذشته، میگذرد و خواهد گذشت و دقیقا به همین دلیل جمهوری اسلامی تنها راه امکان دولت-ملت سازی ایرانی بوده و هست.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0L3vCOB38T/
👍4👎3
بازگشت نژادپرستی جاهلیت به مجلس انقلاب
🔸ویدیوی اول: این رحیمی جهانآبادی نماینده تربت جام است که بر سر نماینده دیگر مجلس فریاد میزند و تحقیرش میکند به این جرم که اجدادش از افغانستان مهاجرت کردهاند. این رحیمی جهانآبادی است که میگوید نماینده دیگر چون جد و آبادش ایرانی نیستند و اصل و نسب ایرانی ندارد خودش هم چندان ایرانی نیست و حق نقد دولت و ارکان نظام را ندارد.
🔹سخن رحیمی جهانآبادی رسما سخنی نژادپرستانه است. هفته پیش دونالد ترامپ هم به ایلهان عمر زن جوان مسلمان و محجبه که در سومالی به دنیا آمده اما تابعیت آمریکایی دارد و عضو کنگره شده گفت برگردد به همان جایی که در آن به دنیا آمده. و تمام دنیا این سخن را نشانه واضح نژادپرستی متعفن دونالد ترامپ دانست و از آن ابراز انزجار کرد.
و تازه ترامپ رییس جمهوری امپراطوری سلطهگر آمریکا بود و نه نماینده مجلس برآمده از انقلاب مردم ایران.
🔸چه شد که از خمینی و طالقانی و انقلاب اسلامی که همه انسانها را به یک چشم نگاه میکرد رسیدیم به امثال رحیمی جهانآبادی و گفتار ملی گرایی نژادپرستانه شان؟
🔹باید به رحیمی جهانآبادی گفت: وقتی امثال تو روی صندلی راحت مجلس لمیده بودید، جوانانی با اصل و نسب افغانستانی داشتند برای امنیت تو و خانواده ات و حفظ مرزهای ایران در سوریه شهید میشدند. و این جوانان اگر زمانی تصمیم بگیرند تابعیت ایرانی بگیرند از صدها ایرانی مثل تو ایرانیترند و حق بیشتری بر این وطن دارند.
🔸اینجاست که میگویم باید مقابل ملیگرایی برآمده از باستانگرایی و ایرانگرایی ایستاد. هویت ملی ما فراتر از آن است که خود را براساس برتری نژادی و قومی و افتخار به جهانگشاییها و قتلعامها و آدمکشیهای شاهان و امپراطوران خونخوار گذشته تعریف کند. برعکس. هویتی ایرانی است که با ارزشها و فضیلتهای جهانشمول انسانی و ظلمستیزی مستتر در شیعه گره خورده باشد. همان هویتی که آخرین ظهورش انقلاب اسلامی بود. انقلابی که این چهل سال قلب مظلومان جهان را تسخیر کرده.
🔹هویت ملی ایرانی هویتی نیست که به اصل و نسب بنازد. هویتی بناشده بر پایه مناسبات جاهلیت و خون و نژاد و جعلیات آریایی نیست. هویت ایرانی، هویت ملتی است که افتخارش مقاومت چهل ساله علیه ظلم امپراطوری آمریکا و کمک کردن به همه مظلومان جهان برای براندازی نظم مبتنی بر سلطه و چپاول است. همان مقاومتی که الهام بخش بقیه رنج دیدگان عالم از لبنان و یمن تا نیجریه و ونزوئلا شده. از این منظر اتفاقا ما وفاداران به آرمانهای انقلاب، مدافعان واقعی هویت ملی ایرانی هستیم.
🔸عکس دوم (روی عکس ورق بزنید): وداع همسر و فرزند شهید سیدرضا حسینی از مدافعان افغانستانی حرم
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0OKKjphz19/
🔸ویدیوی اول: این رحیمی جهانآبادی نماینده تربت جام است که بر سر نماینده دیگر مجلس فریاد میزند و تحقیرش میکند به این جرم که اجدادش از افغانستان مهاجرت کردهاند. این رحیمی جهانآبادی است که میگوید نماینده دیگر چون جد و آبادش ایرانی نیستند و اصل و نسب ایرانی ندارد خودش هم چندان ایرانی نیست و حق نقد دولت و ارکان نظام را ندارد.
🔹سخن رحیمی جهانآبادی رسما سخنی نژادپرستانه است. هفته پیش دونالد ترامپ هم به ایلهان عمر زن جوان مسلمان و محجبه که در سومالی به دنیا آمده اما تابعیت آمریکایی دارد و عضو کنگره شده گفت برگردد به همان جایی که در آن به دنیا آمده. و تمام دنیا این سخن را نشانه واضح نژادپرستی متعفن دونالد ترامپ دانست و از آن ابراز انزجار کرد.
و تازه ترامپ رییس جمهوری امپراطوری سلطهگر آمریکا بود و نه نماینده مجلس برآمده از انقلاب مردم ایران.
🔸چه شد که از خمینی و طالقانی و انقلاب اسلامی که همه انسانها را به یک چشم نگاه میکرد رسیدیم به امثال رحیمی جهانآبادی و گفتار ملی گرایی نژادپرستانه شان؟
🔹باید به رحیمی جهانآبادی گفت: وقتی امثال تو روی صندلی راحت مجلس لمیده بودید، جوانانی با اصل و نسب افغانستانی داشتند برای امنیت تو و خانواده ات و حفظ مرزهای ایران در سوریه شهید میشدند. و این جوانان اگر زمانی تصمیم بگیرند تابعیت ایرانی بگیرند از صدها ایرانی مثل تو ایرانیترند و حق بیشتری بر این وطن دارند.
🔸اینجاست که میگویم باید مقابل ملیگرایی برآمده از باستانگرایی و ایرانگرایی ایستاد. هویت ملی ما فراتر از آن است که خود را براساس برتری نژادی و قومی و افتخار به جهانگشاییها و قتلعامها و آدمکشیهای شاهان و امپراطوران خونخوار گذشته تعریف کند. برعکس. هویتی ایرانی است که با ارزشها و فضیلتهای جهانشمول انسانی و ظلمستیزی مستتر در شیعه گره خورده باشد. همان هویتی که آخرین ظهورش انقلاب اسلامی بود. انقلابی که این چهل سال قلب مظلومان جهان را تسخیر کرده.
🔹هویت ملی ایرانی هویتی نیست که به اصل و نسب بنازد. هویتی بناشده بر پایه مناسبات جاهلیت و خون و نژاد و جعلیات آریایی نیست. هویت ایرانی، هویت ملتی است که افتخارش مقاومت چهل ساله علیه ظلم امپراطوری آمریکا و کمک کردن به همه مظلومان جهان برای براندازی نظم مبتنی بر سلطه و چپاول است. همان مقاومتی که الهام بخش بقیه رنج دیدگان عالم از لبنان و یمن تا نیجریه و ونزوئلا شده. از این منظر اتفاقا ما وفاداران به آرمانهای انقلاب، مدافعان واقعی هویت ملی ایرانی هستیم.
🔸عکس دوم (روی عکس ورق بزنید): وداع همسر و فرزند شهید سیدرضا حسینی از مدافعان افغانستانی حرم
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0OKKjphz19/
Instagram
علی عليزاده
. ویدیوی اول: این رحیمی جهانآبادی نماینده تربت جام است که بر سر نماینده دیگر مجلس فریاد میزند و تحقیرش میکند به این جرم که اجدادش از افغانستان مهاجرت کردهاند. این رحیمی جهانآبادی است که میگوید نماینده دیگر چون جد و آبادش ایرانی نیستند و اصل و نسب ایرانی…
❤2👍1
مهدی خلجی ده سال «شاه مهره» جنگ نرم نومحافظهکاران و صهیونیستهای واشنگتن بود. ده سال هر صبح منافذ و نقاط حساس قابل تحریم در اقتصاد ایران را به کارفرمایان آمریکایی و اسراییلیش در موسسه واشنگتن در سیاست خاور نزدیک (واینپ) معرفی میکرد و ظهرها در کنگره و سنا برای تصویب تحریمهای جدید علیه ایران لابی میکرد و شبها در رسانههای فارسی زبان به ویژه بیبیسی با زبانی فصیح و بلیغ این سیاستها را به ذهن میلیونها ایرانی تزریق و آنها را بدون اینکه بفهمند با تحریم خودشان همراه میکرد.
پنج ماه پیش اما تشت رسوایی خلجی فروافتاد و رسانههای فارسی زبان دولتهای غربی از جمله بیبیسی زیر فشار افکار عمومی مجبور به کنار گذاشتنش شدند. اما انگار کارفرمایان خلجی که به او برای شغل «توجیهگری تحریمها و بیحس کردن ایرانیان نسبت به سیاستهای ایرانستیزانه» حقوق میدهند و رسانههای فارسی زبانی که اصلا برای توجیه تحریمها تاسیس شدهاند صبرشان به سر آمده و او را دوباره روانه میدان کردهاند.
دلشاد امامی در متن زیر به خوبی توضیح داده که جنازه خلجی، که پنج ماه پیش حیات سیاسیاش پایان یافته حساب میآمد با چه مکانیزمی و با کمک چه کسانی احیا شد و مثل یک زامبی به خط مقدم جنگ روانی علیه ایران برگردانده شد. و مثل تمام بیست و دو سالی که از اصلاحات گذشته، مشکل ما بیشتر از آنکه با دشمن باشد با دوستانی است که انگار خط قرمزی ندارند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
چه کسانی مهدی خلجی را از قبر درآوردند؟
متنی از دلشاد امامی
مهدی خلجی دیشب در شصت دقیقهی بیبیسی فارسی حضور یافت، و در بحث حساس توقیف نفتکشها مقابل مجید تفرشی قرار گرفت. میزبان خلجی سعی داشت زیر سایهی حساسیت موضوع نفتکشها در این زمان خاص، رسوایی شراکت همسر خلجی در یکی از بزرگترین پروندههای اختلاس تاریخ ایران را، جلوی چشمان میلیونها مخاطب بیاهمیت جلوه دهد و خلجی را مجددا برای تبلیغ سیاستهای موسسهی نئوکان واشنگتن، به تریبون پر مخاطب بیبیسی برگرداند.
مهدی خلجی و بیبیسی فارسی، گمان کردند بعد از وقفهای چند ماهه و روشویی سرسری امور، یعنی جدایی نمادین خلجی از همسر اختلاسگرش و سه چهار توییت غیررسمی درباره عدم اطلاع خلجی از اختلاس همسرش، می توانند مخاطبان بیبیسی فارسی را تحمیق و حافظه آنها را مثل یک هارد کامپیوتری با تمهیدهای روانشناسانه پاک کنند. در این تصور بی شرمانه و در تلاش برای روشویی پرونده کثیف یکی از بزرگترین اختلاسهای تاریخ ایران از اذهان افکار عمومی تنها هم نبودند. آنها کمک و یاری ضمنی عدهای از منتقدان خلجی را هم به همراه داشتند.
علیرضا نامور حقیقی که از مهمترین و انگشتشمار منتقدین مهدی خلجی در بیبیسی فارسی به حساب میآید، کسی که روی آنتن زندهی بیبیسی فارسی سه سال پیش به خلجی گفته بود نظراتش بسته به این که در کدام موسسه کار میکند، تغییر میکنند (ویدیوی دوم)، درست در بزنگاه رسوایی خلجی به جای اعتراض به دعوت دوباره از مهدی خلجی، به عنوان شریک گفتگو در شبکه سعودی ایران اینترنشنال مقابلش خلجی نشست و با این کار قدمی در راه احیای اعتبار خلجی و بازگشتش به فضای عمومی برداشت (عکس سوم). و در نهایت روز گذشته مجید تفرشی، تاریخدانی که در تلویزیون جمهوری اسلامی هم حضور مداوم دارد و طبق گفتهها از نزدیکان حسامالدین آشنا به شمار میرود با قبول حضور در برنامهی شصت دقیقه بیبیسی به عنوان مهمان مقابل مهدی خلجی، به بازگشت او رسمیت و مشروعیت بیشتر بخشید.
بگذارید یادآوری کنیم که مهدی خلجی که این ده سال منتقدین از نفوذ عجیب و رانت غیرعادی خودش و حامیان مالیش در بیبیسی فارسی متعجب بودند به چه دلیل از رسانههای فارسی زبان حذف شده بود: همسرش همین چند ماه پیش صدر اخبار بود که شریک اختلاسی بزرگ از آب در آمده است. اختلاسی که تحریمها شرایطش را مهیا کرده بودند. همان تحریمهایی که مهدی خلجی ده سال عمرش را صرف طراحی و تصویب آن ها در واشنگتن و توجیهشان در تلویزیونهای فارسی کرده بود. اما به نظر میآید خلجی برای حامیانش، کارآمدتر از آن است که به حذفش تن دهند یا بگذارند مدت طولانی از رسانهها دور بماند، حتی حالا که عدهی بیشتری از رسوایی و وابستگیش باخبرند. از این جهت است که در کمال بیشرمی، بیبیسی فارسی روش تکراریش را به کار گرفته است: در بحثی حساس تریبون مهیا را به منتقد به ظاهر جدی خلجی، تعارف میزند و منتقد را متاثر از حساسیت بحث، در احیای خلجی به خدمت خود میگیرد. و البته این امر ممکن نیست مگر آنکه منتقدان به ظاهر جدی با عدول از هرگونه پرنسیپ و اصول اخلاقی و سیاسی و نداشتن هرگونه خط قرمزی، دعوت بیبیسی را بپذیرند و به این شوی کثیف که رسما توهین به شعور میلیونها مخاطب فارسی زبان است مشروعیت میبخشند
https://www.instagram.com/p/B0RCy9OBC3g/
پنج ماه پیش اما تشت رسوایی خلجی فروافتاد و رسانههای فارسی زبان دولتهای غربی از جمله بیبیسی زیر فشار افکار عمومی مجبور به کنار گذاشتنش شدند. اما انگار کارفرمایان خلجی که به او برای شغل «توجیهگری تحریمها و بیحس کردن ایرانیان نسبت به سیاستهای ایرانستیزانه» حقوق میدهند و رسانههای فارسی زبانی که اصلا برای توجیه تحریمها تاسیس شدهاند صبرشان به سر آمده و او را دوباره روانه میدان کردهاند.
دلشاد امامی در متن زیر به خوبی توضیح داده که جنازه خلجی، که پنج ماه پیش حیات سیاسیاش پایان یافته حساب میآمد با چه مکانیزمی و با کمک چه کسانی احیا شد و مثل یک زامبی به خط مقدم جنگ روانی علیه ایران برگردانده شد. و مثل تمام بیست و دو سالی که از اصلاحات گذشته، مشکل ما بیشتر از آنکه با دشمن باشد با دوستانی است که انگار خط قرمزی ندارند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
چه کسانی مهدی خلجی را از قبر درآوردند؟
متنی از دلشاد امامی
مهدی خلجی دیشب در شصت دقیقهی بیبیسی فارسی حضور یافت، و در بحث حساس توقیف نفتکشها مقابل مجید تفرشی قرار گرفت. میزبان خلجی سعی داشت زیر سایهی حساسیت موضوع نفتکشها در این زمان خاص، رسوایی شراکت همسر خلجی در یکی از بزرگترین پروندههای اختلاس تاریخ ایران را، جلوی چشمان میلیونها مخاطب بیاهمیت جلوه دهد و خلجی را مجددا برای تبلیغ سیاستهای موسسهی نئوکان واشنگتن، به تریبون پر مخاطب بیبیسی برگرداند.
مهدی خلجی و بیبیسی فارسی، گمان کردند بعد از وقفهای چند ماهه و روشویی سرسری امور، یعنی جدایی نمادین خلجی از همسر اختلاسگرش و سه چهار توییت غیررسمی درباره عدم اطلاع خلجی از اختلاس همسرش، می توانند مخاطبان بیبیسی فارسی را تحمیق و حافظه آنها را مثل یک هارد کامپیوتری با تمهیدهای روانشناسانه پاک کنند. در این تصور بی شرمانه و در تلاش برای روشویی پرونده کثیف یکی از بزرگترین اختلاسهای تاریخ ایران از اذهان افکار عمومی تنها هم نبودند. آنها کمک و یاری ضمنی عدهای از منتقدان خلجی را هم به همراه داشتند.
علیرضا نامور حقیقی که از مهمترین و انگشتشمار منتقدین مهدی خلجی در بیبیسی فارسی به حساب میآید، کسی که روی آنتن زندهی بیبیسی فارسی سه سال پیش به خلجی گفته بود نظراتش بسته به این که در کدام موسسه کار میکند، تغییر میکنند (ویدیوی دوم)، درست در بزنگاه رسوایی خلجی به جای اعتراض به دعوت دوباره از مهدی خلجی، به عنوان شریک گفتگو در شبکه سعودی ایران اینترنشنال مقابلش خلجی نشست و با این کار قدمی در راه احیای اعتبار خلجی و بازگشتش به فضای عمومی برداشت (عکس سوم). و در نهایت روز گذشته مجید تفرشی، تاریخدانی که در تلویزیون جمهوری اسلامی هم حضور مداوم دارد و طبق گفتهها از نزدیکان حسامالدین آشنا به شمار میرود با قبول حضور در برنامهی شصت دقیقه بیبیسی به عنوان مهمان مقابل مهدی خلجی، به بازگشت او رسمیت و مشروعیت بیشتر بخشید.
بگذارید یادآوری کنیم که مهدی خلجی که این ده سال منتقدین از نفوذ عجیب و رانت غیرعادی خودش و حامیان مالیش در بیبیسی فارسی متعجب بودند به چه دلیل از رسانههای فارسی زبان حذف شده بود: همسرش همین چند ماه پیش صدر اخبار بود که شریک اختلاسی بزرگ از آب در آمده است. اختلاسی که تحریمها شرایطش را مهیا کرده بودند. همان تحریمهایی که مهدی خلجی ده سال عمرش را صرف طراحی و تصویب آن ها در واشنگتن و توجیهشان در تلویزیونهای فارسی کرده بود. اما به نظر میآید خلجی برای حامیانش، کارآمدتر از آن است که به حذفش تن دهند یا بگذارند مدت طولانی از رسانهها دور بماند، حتی حالا که عدهی بیشتری از رسوایی و وابستگیش باخبرند. از این جهت است که در کمال بیشرمی، بیبیسی فارسی روش تکراریش را به کار گرفته است: در بحثی حساس تریبون مهیا را به منتقد به ظاهر جدی خلجی، تعارف میزند و منتقد را متاثر از حساسیت بحث، در احیای خلجی به خدمت خود میگیرد. و البته این امر ممکن نیست مگر آنکه منتقدان به ظاهر جدی با عدول از هرگونه پرنسیپ و اصول اخلاقی و سیاسی و نداشتن هرگونه خط قرمزی، دعوت بیبیسی را بپذیرند و به این شوی کثیف که رسما توهین به شعور میلیونها مخاطب فارسی زبان است مشروعیت میبخشند
https://www.instagram.com/p/B0RCy9OBC3g/
Instagram
Delshad Emami
پنج ماه پیش بمبی خبری ترکید که همسر مهدی خلجی شریک یکی از بزرگترین اختلاسهای تاریخ ایران از آب در آمده. اختلاسی که تحریمها شرایطش را مهیا کرده بود. تحریمهایی که مهدی خلجی ده سال عمرش را صرف طراحی و تصویبشان در واشنگتن و توجیهشان در تلویزیونهای فارسی کرده…
👍2❤1
دختران انقلاب ما و دختران انقلاب آنها. علی علیزاده
🔹چهار دهه است که غرب زن ایرانی را توسری خور و مفلوک تصویر کرده است. در تصویر غرب، زن ایرانی چون به حجاب مقید شده دیگر هیچ عاملیتی ندارد. منفعل و بی قدرت است. در یک کلام زن ایرانی قربانی محضی است که منتظر است ناجیان غربی بیایند و با حمله نظامی و تحریم حقوق بشری و با دخالت و حمایتشان آنها را نجات دهند.
🔸دقیقا به این علت است که ماشین پروپاگاندای غربی داستان میلیونها زن موفق و با اراده و پویای ایرانی را در زمینههای علمی و دانشگاهی و ورزشی سانسور و سرکوب میکند. از کیمیا علیزادهها و مهلا مومنزادهها و دهها تیم موفق ورزشی زنان هیچ نمیگوید و به جایش زنانی را چهره میکند و در صفحات اول روزنامههایشان جای میدهد که عاملیتی ندارند و منفعل و بیقدرت و قربانیاند.
🔹بزرگترین دلال و واسطهی فروش تصویر «زن ایرانی در مقام قربانی» به ماشین پروپاگاندای غرب هم در سالهای گذشته مسیح علینژاد بودهاست. کافی است به صفحه او سری بزنید تا ببینید در میان شش هزار و هفتصد و شصت پست این صفحه زنان موفق ایرانی سانسور و سرکوب شدهاند .در مقابل چنین سانسور و هجمهای باید ایستاد.
🔸دختران انقلاب ایران کسانی هستند که خلبان میشوند و خود را چنان به جامعه اثبات میکنند که تلویزیون رسمی دعوتشان میکند تا از اراده زن ایرانی صحبت کنند و وقتی هم مجری به چالش میطلبدشان صدایشان را بلند میکنند و از انتخابشان دفاع میکنند.(فیلم اول در لینک) و دختران انقلاب تقلبی امثال شاپرک شجری زاده، کالاهای مسیح علینژاد هستند که با کمک ماشین چهارشنبههای سفید بسته بندی میشوند و به رسانههای غربی ارائه میشوند تا بتوانند به غرب پناهنده شوند و در مقام قربانی، ناجیان سفیدپوست و غربی شان را ستایش و عبادت کنند.(فیلم دوم. برای دیدنش ورق بزنید)
🔹بار دیگری که غربیها و عملهها و دلالهایشان خواستند زنان ایران را به عنوان صغیر و مستحق حمایت تصویر کردند این ویدیوها را توی چشمشان کنید.
پانوشت: جامعه ایران جامعهای متکثر است. مادران بسیاری هم هستند که شادی و موفقیت و رضایت را در کار بیرون از منزل نمیدانند. اما ویدیوی بالا نشان میدهد که در ایران امروز آنها که شادی و رضایت را در فعالیت بیرون از منزل میبینند مسیرشان بسته نیست.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0dr4RjBXqN/
🔹چهار دهه است که غرب زن ایرانی را توسری خور و مفلوک تصویر کرده است. در تصویر غرب، زن ایرانی چون به حجاب مقید شده دیگر هیچ عاملیتی ندارد. منفعل و بی قدرت است. در یک کلام زن ایرانی قربانی محضی است که منتظر است ناجیان غربی بیایند و با حمله نظامی و تحریم حقوق بشری و با دخالت و حمایتشان آنها را نجات دهند.
🔸دقیقا به این علت است که ماشین پروپاگاندای غربی داستان میلیونها زن موفق و با اراده و پویای ایرانی را در زمینههای علمی و دانشگاهی و ورزشی سانسور و سرکوب میکند. از کیمیا علیزادهها و مهلا مومنزادهها و دهها تیم موفق ورزشی زنان هیچ نمیگوید و به جایش زنانی را چهره میکند و در صفحات اول روزنامههایشان جای میدهد که عاملیتی ندارند و منفعل و بیقدرت و قربانیاند.
🔹بزرگترین دلال و واسطهی فروش تصویر «زن ایرانی در مقام قربانی» به ماشین پروپاگاندای غرب هم در سالهای گذشته مسیح علینژاد بودهاست. کافی است به صفحه او سری بزنید تا ببینید در میان شش هزار و هفتصد و شصت پست این صفحه زنان موفق ایرانی سانسور و سرکوب شدهاند .در مقابل چنین سانسور و هجمهای باید ایستاد.
🔸دختران انقلاب ایران کسانی هستند که خلبان میشوند و خود را چنان به جامعه اثبات میکنند که تلویزیون رسمی دعوتشان میکند تا از اراده زن ایرانی صحبت کنند و وقتی هم مجری به چالش میطلبدشان صدایشان را بلند میکنند و از انتخابشان دفاع میکنند.(فیلم اول در لینک) و دختران انقلاب تقلبی امثال شاپرک شجری زاده، کالاهای مسیح علینژاد هستند که با کمک ماشین چهارشنبههای سفید بسته بندی میشوند و به رسانههای غربی ارائه میشوند تا بتوانند به غرب پناهنده شوند و در مقام قربانی، ناجیان سفیدپوست و غربی شان را ستایش و عبادت کنند.(فیلم دوم. برای دیدنش ورق بزنید)
🔹بار دیگری که غربیها و عملهها و دلالهایشان خواستند زنان ایران را به عنوان صغیر و مستحق حمایت تصویر کردند این ویدیوها را توی چشمشان کنید.
پانوشت: جامعه ایران جامعهای متکثر است. مادران بسیاری هم هستند که شادی و موفقیت و رضایت را در کار بیرون از منزل نمیدانند. اما ویدیوی بالا نشان میدهد که در ایران امروز آنها که شادی و رضایت را در فعالیت بیرون از منزل میبینند مسیرشان بسته نیست.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0dr4RjBXqN/
Instagram
علی عليزاده
. دختران انقلاب ما و دختران انقلاب آنها چهار دهه است که غرب زن ایرانی را توسری خور و مفلوک تصویر کرده است. در تصویر غرب، زن ایرانی چون به حجاب مقید شده دیگر هیچ عاملیتی ندارد. منفعل و بی قدرت است. در یک کلام زن ایرانی قربانی محضی است که منتظر است ناجیان غربی…
این یک الاکلنگ معمولی نیست.
🔸نیمی از این الاکلنگ در خاک مکزیک است و نیمی از آن در خاک آمریکا. و این دیوار آهنی، دیوار مرزی بین مکزیک و آمریکا است. همان دیواری که ترامپ قول داده بلندتر و ضخیم تر و غیرقابل عبورترش را در آینده از بتون بسازد. همان دیواری که به خاطر ساختهشدنش نیمی از مردم آمریکا به ترامپ نژادپرست رای دادند.
🔸طراح این الاکلنگ دو استاد معماری آمریکایی هستند. با این هدف که مردم ضرورت ساخت دیوار را در ذهنشان به پرسش بگیرند و ببینند ما به یکدیگر نزدیکتر از آن هستیم که فکر میکنیم.
🔹 اینکه افرادی از داخل جامعه آمریکا این دیوار را به پرسش گرفتند قابل احترام است اما من شخصا منتقد این کار هنری هستم. به دو دلیل.
🔸اول. این الاکلنگ ادمهای دو طرف ماجرا را برابر و یکسان نشان میدهد. فقرای مرزنشین مکزیک در یک سو و افراد طبقه متوسط آمریکایی که از مرز دیدن میکنند بواسطه این الاکلنگ با هم همبازی و دوست و یکسان تصویر میشوند. این عدالت، عدالتی لیبرالی و غیرصادقانه و مصنوعی است. در واقعیت یک طرف مرز آمریکاییها هستند که سهم هرکدامشان از تولید ناخالص ملی سالی شصت هزار دلار است و طرف دیگر مکزیکیهایی که سهمشان سالی هشت هزار دلار. هیچ الاکلنگی نمیتواند این نابرابری را جبران کند. و نباید خشونت این نابرابری را با تمهیدات زیباشناسانه تخفیف داد.
🔹و دوم اینکه اگرچه دیواری که ترامپ میخواهد روی مرز آمریکا و مکزیک احداث کند نماد نژادپرستی ترامپ است، اما دیوار مساله اصلی نیست. دیوار بزرگتر و ضخیم تر دیوار میان فقیر و غنی است. دیوار میان کشورهای فقیر که فقرشان بیش از هر چیز به خاطر عقب نگه داشته شدن توسط استعمار است و کشورهای غنی که ثروتشان بیش از هرچیز به خاطر غارت و قتل عام و جنگهای سلطه گرانه است.
🔸اوج تخیل عدالت لیبرالی اینجاست که فقرای یک کشور بتوانند از مرزها راحت تر رد شوند تا بتوانند در سمت دیگر با حقوق بهتری استثمار شوند. اما هدف ما باید رادیکال تر و ریشه ای تر باشد. نه فقط دیوار که آن نظم جهانی نابرابر را که یک سری کشور سفیدپوست غربی در آن بواسطه سلطهگری و نظامیگری خود یا اجدادشان ثروتمندتر شده و دیگران فقیر شدهاند باید نابود کرد
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0k4rF9BYaV/
🔸نیمی از این الاکلنگ در خاک مکزیک است و نیمی از آن در خاک آمریکا. و این دیوار آهنی، دیوار مرزی بین مکزیک و آمریکا است. همان دیواری که ترامپ قول داده بلندتر و ضخیم تر و غیرقابل عبورترش را در آینده از بتون بسازد. همان دیواری که به خاطر ساختهشدنش نیمی از مردم آمریکا به ترامپ نژادپرست رای دادند.
🔸طراح این الاکلنگ دو استاد معماری آمریکایی هستند. با این هدف که مردم ضرورت ساخت دیوار را در ذهنشان به پرسش بگیرند و ببینند ما به یکدیگر نزدیکتر از آن هستیم که فکر میکنیم.
🔹 اینکه افرادی از داخل جامعه آمریکا این دیوار را به پرسش گرفتند قابل احترام است اما من شخصا منتقد این کار هنری هستم. به دو دلیل.
🔸اول. این الاکلنگ ادمهای دو طرف ماجرا را برابر و یکسان نشان میدهد. فقرای مرزنشین مکزیک در یک سو و افراد طبقه متوسط آمریکایی که از مرز دیدن میکنند بواسطه این الاکلنگ با هم همبازی و دوست و یکسان تصویر میشوند. این عدالت، عدالتی لیبرالی و غیرصادقانه و مصنوعی است. در واقعیت یک طرف مرز آمریکاییها هستند که سهم هرکدامشان از تولید ناخالص ملی سالی شصت هزار دلار است و طرف دیگر مکزیکیهایی که سهمشان سالی هشت هزار دلار. هیچ الاکلنگی نمیتواند این نابرابری را جبران کند. و نباید خشونت این نابرابری را با تمهیدات زیباشناسانه تخفیف داد.
🔹و دوم اینکه اگرچه دیواری که ترامپ میخواهد روی مرز آمریکا و مکزیک احداث کند نماد نژادپرستی ترامپ است، اما دیوار مساله اصلی نیست. دیوار بزرگتر و ضخیم تر دیوار میان فقیر و غنی است. دیوار میان کشورهای فقیر که فقرشان بیش از هر چیز به خاطر عقب نگه داشته شدن توسط استعمار است و کشورهای غنی که ثروتشان بیش از هرچیز به خاطر غارت و قتل عام و جنگهای سلطه گرانه است.
🔸اوج تخیل عدالت لیبرالی اینجاست که فقرای یک کشور بتوانند از مرزها راحت تر رد شوند تا بتوانند در سمت دیگر با حقوق بهتری استثمار شوند. اما هدف ما باید رادیکال تر و ریشه ای تر باشد. نه فقط دیوار که آن نظم جهانی نابرابر را که یک سری کشور سفیدپوست غربی در آن بواسطه سلطهگری و نظامیگری خود یا اجدادشان ثروتمندتر شده و دیگران فقیر شدهاند باید نابود کرد
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0k4rF9BYaV/
Instagram
علی عليزاده
. این یک الاکلنگ معمولی نیست.🔸نیمی از این الاکلنگ در خاک مکزیک است و نیمی از آن در خاک آمریکا. 🔹و این دیوار آهنی، دیوار مرزی بین مکزیک و آمریکا است. همان دیواری که ترامپ قول داده بلندتر و ضخیم تر و غیرقابل عبورترش را در آینده از بتون بسازد. همان دیواری که…
از خواننده حزباللهی تا کارمند دولت آمریکا
حامد زمانی خواننده منتسب به جناح ارزشیها در مصاحبهای با تیویپلاس، نیروی انتظامی ایران را متهم به وحشیگری و کاربرد زور غیرضروری و غیرعقلانی در دستگیریش کرده. یعنی دقیقا همان ادعای ویدئوهای مسیح علینژاد درباره نحوه دستگیری زنان توسط پلیس. یا همان ادعای نهادهای حقوق بشر و بیبیسی.
🔹چه اتفافی افتاده است؟ چرا از خواننده حزباللهی تا کارمند دولت آمریکا با یکدیگر برای از بین بردن اقتدار پلیس ایران متحد شدهاند؟
🔸و بدتر از آن چرا مدعیان دفاع از امنیت ملی ساکتند؟ حزب اللهی ها و ارزشیها چرا اعلام برلئت نمیکنند؟ مگر نمیدانند از بین رفتن اقتدار پلیس چه معنایی میدهد؟ مگر نمیدانند از بین رفتن اقتدار پلیس تضعیف نظم عمومی است و این مقدمه هرج و مرج و آشوب و مقدمه سوریهسازی ایران است؟ مگر نمیدانند متهم کردن پلیس در فضای عمومی آنهم بدون مدرک و دلیل به تولید پلیسی منجر میشود که دیگر جرات ندارد هیچ کس را دستگیر کند؟
🔹شما را نمیدانم ولی من دقیقا با همان منطقی که پارسال حمله فرهاد مجیدی به پلیس را نقد کردم و با همان منطقی که حمله ماه گذشته دختران پارک آب و آتش به پلیس را نقد کردم و با همان منطقی که دو سال است حملات مسیح علینژاد به پلیس را نقد کردهام، اینجا هم نمیگذارم پلیس تضعیف شود ودر کنار پلیس میمانم. اعتبار نهاد انتظامی و حافظ نظم ایران مهمتر از یک اوازخوان سلبریتی است. سکوت بعضی از مدعیان دفاع از امنیت ایران شرمآور است. باید در کنار پلیس کشور ایستاد. اگر کسی هم اعتراضی دارد جای اعتراضش نهادهای قانونی است نه معرکهگیری در فضای اجتماعی.
🔸 برای ما ارزش اصلی در این برهه از تاریخ این ملت امنیت ایران و مردمش است. چپ و راست هم نمیفهمیم. این جناح و ان جناح هم نداریم
🔹و سخن اخر اینکه تیویپلاس هم نشان داد چیزی از منافع ملی نمیداند و رسانهای است که برای چهار تا مخاطب بیشتر حاضر است امنیت کشور را به .خطر بیاندازد. و از این نظر کم خطرتر از بیبیسی و منوتو نیست.
پانوشت: عدم واکنش پلیس تا این لحظه غیرقابل قبول و نوعی خودزنی است. پلیس نباید با تعلل و سکوت منفعلانه باعث افزایش شبهه و از بین رفتن بیشتر اقتدارش توسط حامد زمانی و تیوی پلاس شود.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0lJyKPhTLc/
حامد زمانی خواننده منتسب به جناح ارزشیها در مصاحبهای با تیویپلاس، نیروی انتظامی ایران را متهم به وحشیگری و کاربرد زور غیرضروری و غیرعقلانی در دستگیریش کرده. یعنی دقیقا همان ادعای ویدئوهای مسیح علینژاد درباره نحوه دستگیری زنان توسط پلیس. یا همان ادعای نهادهای حقوق بشر و بیبیسی.
🔹چه اتفافی افتاده است؟ چرا از خواننده حزباللهی تا کارمند دولت آمریکا با یکدیگر برای از بین بردن اقتدار پلیس ایران متحد شدهاند؟
🔸و بدتر از آن چرا مدعیان دفاع از امنیت ملی ساکتند؟ حزب اللهی ها و ارزشیها چرا اعلام برلئت نمیکنند؟ مگر نمیدانند از بین رفتن اقتدار پلیس چه معنایی میدهد؟ مگر نمیدانند از بین رفتن اقتدار پلیس تضعیف نظم عمومی است و این مقدمه هرج و مرج و آشوب و مقدمه سوریهسازی ایران است؟ مگر نمیدانند متهم کردن پلیس در فضای عمومی آنهم بدون مدرک و دلیل به تولید پلیسی منجر میشود که دیگر جرات ندارد هیچ کس را دستگیر کند؟
🔹شما را نمیدانم ولی من دقیقا با همان منطقی که پارسال حمله فرهاد مجیدی به پلیس را نقد کردم و با همان منطقی که حمله ماه گذشته دختران پارک آب و آتش به پلیس را نقد کردم و با همان منطقی که دو سال است حملات مسیح علینژاد به پلیس را نقد کردهام، اینجا هم نمیگذارم پلیس تضعیف شود ودر کنار پلیس میمانم. اعتبار نهاد انتظامی و حافظ نظم ایران مهمتر از یک اوازخوان سلبریتی است. سکوت بعضی از مدعیان دفاع از امنیت ایران شرمآور است. باید در کنار پلیس کشور ایستاد. اگر کسی هم اعتراضی دارد جای اعتراضش نهادهای قانونی است نه معرکهگیری در فضای اجتماعی.
🔸 برای ما ارزش اصلی در این برهه از تاریخ این ملت امنیت ایران و مردمش است. چپ و راست هم نمیفهمیم. این جناح و ان جناح هم نداریم
🔹و سخن اخر اینکه تیویپلاس هم نشان داد چیزی از منافع ملی نمیداند و رسانهای است که برای چهار تا مخاطب بیشتر حاضر است امنیت کشور را به .خطر بیاندازد. و از این نظر کم خطرتر از بیبیسی و منوتو نیست.
پانوشت: عدم واکنش پلیس تا این لحظه غیرقابل قبول و نوعی خودزنی است. پلیس نباید با تعلل و سکوت منفعلانه باعث افزایش شبهه و از بین رفتن بیشتر اقتدارش توسط حامد زمانی و تیوی پلاس شود.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0lJyKPhTLc/
Instagram
علی عليزاده
. حامد زمانی خواننده منتسب به جناح ارزشیها در مصاحبهای با تیویپلاس، نیروی انتظامی ایران را متهم به وحشیگری و کاربرد زور غیرضروری و غیرعقلانی در دستگیریش کرده. یعنی دقیقا همان ادعای ویدئوهای مسیح علینژاد درباره نحوه دستگیری زنان توسط پلیس. یا همان ادعای…
👍2👎1
حمله به ظریفیسم، دفاع از ظریف
🔹یک. این عکسهای پایین توییتهای لات و لوتهای عصبانی کف فضای مجازی نیست.(برای دیدن عکسها به لینک زیر بروید و ورق بزنید). تصویر اول توییت وزیر خارجه آمریکا است. و تصویر دوم و سوم ترجمه این توییت توسط اکانت رسمی وزارت خارجه آمریکا. چند بار بلند بخوانید و به زبان کریهش گوش کنید تا باور کنید امپراطوری پرادعا چقدر حقیر شده.
🔸دو. یک سو آمریکاست. صاحب قدرتمندترین امپراطوری رسانهای جهان. با رسانههایی که قدرتشان از رسانههای باقی کشورها روی هم بیشتر است. یک سو ایران. با پرستیوی نیمه بستهای که حتی حق پخش در آمریکا و بریتانیا ندارد. آمریکا اما تحمل همین پنج مصاحبه ظریف با رسانههای خودش را نداشت و تحریمش کرد تا صدایش خفه شود. این یعنی اولا ظریف این چندماه ماموریتش را خوب انجام داده و صدایش برای آمریکا خطرناک بوده و دوما آزادی بیان آمریکایی دروغی بیش نیست.
🔹سه. تحریم یک وزیر خارجه بیسابقه است. اما بیسابقهتر دلایلی که برای تحریمش به کار رفته. ظریف به جرم مصاحبه با رسانههای آمریکا و اینکه اصلیترین سخنگوی ایران در خارج از کشور است و ارتباطش با رهبر ایران تحریم شده. یعنی به جرم وزیر خارجه بودن. قلدری آمریکا هفتادسالهاست. اما همیشه این قلدری در زرورقی از دموکراسی و حقوق بشر پیچیده شده تا ظاهر حفظ شود. اینکه ظاهر و باطن آمریکا اینقدر یکی شده عجیب و جدید است. نشانه است. نشانه زوال. تاریخ خواهد نوشت: امپراطوری آمریکا اواخر عمر دچار زوال عقل شده بود.
🔸چهار. نوزده فروردین آمریکا سپاه را تحریم کرد. و نهم مرداد ظریف را. فقط پنج ماه طول کشید تا آمریکاییها بفهمند «در این برهه تاریخی» اخم قاسم و لبخند جواد دو حالت از یک صورت واحد هستند. و این دو بالهای یک پرنده. آمریکاییها فهمیدند ولی بعضی در داخل برغم نیت خیر و انقلابیشان هنوز نفهمیدهاند.
🔹پنج. شش سال پیش نئولیبرالها دروغی به خورد مردم دادند به اسم «ظریفیسم». ظریفیسم یا فرقه ظریف پرستی، ظریف را سوپرمنی تصویر میکرد که با چوب جادویی مذاکره معجزه و تمام مشکلات ایران را برطرف خواهد کرد. هرکس مقابل این سوپرمن میایستاد هم همدست اسراییل قلمداد میشد. بعد شکست برجام حتی مردم عادی ناآشنا با سیاست آموختند که دیپلماسی و چانه زنی بدون قدرت نظامی و اقتصادی هیچ نیست و ما چاره ای جز قوی شدن و مقاومت نداریم. اما اینجا ظرافتی مهم نهفته: مقابله با ظریف پرستی نباید باعث شود ما به خود ظریف حمله کنیم. معتقدم ظریف بیش از آنکه وزیر دولت نئولیبرال روحانی باشد «مامور دیپلماتیک» کلیت نظام جمهوری اسلامی است و در مقام مامور نظام تا حد ممکن وظایفش را بر اساس دستور انجام داده. یعنی وقتی سرباز دیپلماسی ایران در خط مقدم نبرد است نباید از پشت سر به او شلیک کرد.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0nrdweBVGm/?igshid=1plzyw09gz4we
🔹یک. این عکسهای پایین توییتهای لات و لوتهای عصبانی کف فضای مجازی نیست.(برای دیدن عکسها به لینک زیر بروید و ورق بزنید). تصویر اول توییت وزیر خارجه آمریکا است. و تصویر دوم و سوم ترجمه این توییت توسط اکانت رسمی وزارت خارجه آمریکا. چند بار بلند بخوانید و به زبان کریهش گوش کنید تا باور کنید امپراطوری پرادعا چقدر حقیر شده.
🔸دو. یک سو آمریکاست. صاحب قدرتمندترین امپراطوری رسانهای جهان. با رسانههایی که قدرتشان از رسانههای باقی کشورها روی هم بیشتر است. یک سو ایران. با پرستیوی نیمه بستهای که حتی حق پخش در آمریکا و بریتانیا ندارد. آمریکا اما تحمل همین پنج مصاحبه ظریف با رسانههای خودش را نداشت و تحریمش کرد تا صدایش خفه شود. این یعنی اولا ظریف این چندماه ماموریتش را خوب انجام داده و صدایش برای آمریکا خطرناک بوده و دوما آزادی بیان آمریکایی دروغی بیش نیست.
🔹سه. تحریم یک وزیر خارجه بیسابقه است. اما بیسابقهتر دلایلی که برای تحریمش به کار رفته. ظریف به جرم مصاحبه با رسانههای آمریکا و اینکه اصلیترین سخنگوی ایران در خارج از کشور است و ارتباطش با رهبر ایران تحریم شده. یعنی به جرم وزیر خارجه بودن. قلدری آمریکا هفتادسالهاست. اما همیشه این قلدری در زرورقی از دموکراسی و حقوق بشر پیچیده شده تا ظاهر حفظ شود. اینکه ظاهر و باطن آمریکا اینقدر یکی شده عجیب و جدید است. نشانه است. نشانه زوال. تاریخ خواهد نوشت: امپراطوری آمریکا اواخر عمر دچار زوال عقل شده بود.
🔸چهار. نوزده فروردین آمریکا سپاه را تحریم کرد. و نهم مرداد ظریف را. فقط پنج ماه طول کشید تا آمریکاییها بفهمند «در این برهه تاریخی» اخم قاسم و لبخند جواد دو حالت از یک صورت واحد هستند. و این دو بالهای یک پرنده. آمریکاییها فهمیدند ولی بعضی در داخل برغم نیت خیر و انقلابیشان هنوز نفهمیدهاند.
🔹پنج. شش سال پیش نئولیبرالها دروغی به خورد مردم دادند به اسم «ظریفیسم». ظریفیسم یا فرقه ظریف پرستی، ظریف را سوپرمنی تصویر میکرد که با چوب جادویی مذاکره معجزه و تمام مشکلات ایران را برطرف خواهد کرد. هرکس مقابل این سوپرمن میایستاد هم همدست اسراییل قلمداد میشد. بعد شکست برجام حتی مردم عادی ناآشنا با سیاست آموختند که دیپلماسی و چانه زنی بدون قدرت نظامی و اقتصادی هیچ نیست و ما چاره ای جز قوی شدن و مقاومت نداریم. اما اینجا ظرافتی مهم نهفته: مقابله با ظریف پرستی نباید باعث شود ما به خود ظریف حمله کنیم. معتقدم ظریف بیش از آنکه وزیر دولت نئولیبرال روحانی باشد «مامور دیپلماتیک» کلیت نظام جمهوری اسلامی است و در مقام مامور نظام تا حد ممکن وظایفش را بر اساس دستور انجام داده. یعنی وقتی سرباز دیپلماسی ایران در خط مقدم نبرد است نباید از پشت سر به او شلیک کرد.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0nrdweBVGm/?igshid=1plzyw09gz4we
چالشی برای همه غربزدگان
🔹کارمندان بیبیسی و منوتو و مسیح علینژاد، کارمند رسمی دولت آمریکا، هر روز بخشی جزیی از زیست ایرانی را به عنوان مشکل و ضعفی اسثتنایی و حل نشدنی برجسته میکنند تا با بزرگنمایی به ما تلقین کنند که نه یک گوشه و یک موضوع که کلیت زیست ما ایرانیان فاسد و بیمار و عقب مانده و غیرانسانی است.
🔸مسلما ما ایراد و ضعفهای فراوان داریم. به ویژه قرنها استعمار و دولتهای وابسته عقب نگهمان داشته. اما هدف این کارمندان طرح ایرادها به قصد اصلاح نیست. گذاشتن یک بخش مردم مقابل بخش دیگر، چندقطبی، تکه پاره کردن و تضعیف ما به عنوان ملت است. چرا که میدانند ایران منسجم، پهباد آمریکایی سرنگون و کشتی بریتانیایی توقیف میکند و به قلدرها باج نمیدهد.
🔹به کارمندان دولتهای غربی حرجی نیست. اما داخلیهایی که دانسته یا نادانسته با اینها همکاری میکنند را باید به چالش کشید. پاراگراف بعد را بخوانید تا بگویم چگونه و چرا.
🔸دیروز پسر جوانی وارد مرکز خرید ال پاسو، از امن ترین شهرهای آمریکا شد و خرید کنندگان عادی را بیهدف به گلوله بست. تا الان بیست خانواده بیگناه عزادار شده و بیست و شش خانواده در بیمارستان منتظرند. رسانهها برنامهی عادی را قطع و مشغول گزارش ال پاسو بودند که خبر آمد در شهر دیتون هم سفید مسلحی حمله کرده. تنها چندساعت بعد. نه کشته و شانزده زخمی. رسانهها میگویند آمریکا شوکه شده. دروغ میگویند. قتل عام با تفنگ در آمریکا عادی شده. دویست و پنجاه حادثه و دویست و هشتاد کشته در شش ماه گذشته.
🔹 صادق زیبا کلام آمریکاپرست و سلبریتیهای غربزده را که هر روز با غلو و اغراق کردن درباره یکی از مسایل جامعه ایران، ما را از خود مان و زیستمان و تاریخمان و تلاش چهل سالهمان برای ساخت دولت-ملت ایرانی متنفر میکنند، به چالش میطلبیم: آنچه ادعا میکنید ضعف و ایراد جامعه ایرانی و حکومتش در چهل سال گذشته است، همه را روی هم گذاشته و ضربدر هزار کنید. آیا باز قابل مقایسه با وحشیگری و غیرعقلانی و غیرانسانی بودن همین یک قانون حمل سلاح در مدینه فاضلهتان هست؟ قانونی که تا بحال یک میلیون آمریکایی را کشته. قانونی که فرستادن کودکان به دبستان را خطرناک تر از فرستادن همسران به میدان جنگ کرده.
🔸شما را که مرتب دموکراسی، هوش، خرد و پیشرفت آمریکا را به رخ مردم ایران میکشید به چالش میطلبم. جواب دهید چرا آمریکا سیستمی تا این حد فاسد، ناکارامد و غیرعقلانی است که به خاطر فشار گروه لابی «سازمان ملی تفنگ» هیچ قدرتی، حتی اشک مادران داغدار، نمیتواند یک قانون ابلهانه را عوض کند؟
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0v7_GGAJR4/?igshid=cdbrznvbf3zb
🔹کارمندان بیبیسی و منوتو و مسیح علینژاد، کارمند رسمی دولت آمریکا، هر روز بخشی جزیی از زیست ایرانی را به عنوان مشکل و ضعفی اسثتنایی و حل نشدنی برجسته میکنند تا با بزرگنمایی به ما تلقین کنند که نه یک گوشه و یک موضوع که کلیت زیست ما ایرانیان فاسد و بیمار و عقب مانده و غیرانسانی است.
🔸مسلما ما ایراد و ضعفهای فراوان داریم. به ویژه قرنها استعمار و دولتهای وابسته عقب نگهمان داشته. اما هدف این کارمندان طرح ایرادها به قصد اصلاح نیست. گذاشتن یک بخش مردم مقابل بخش دیگر، چندقطبی، تکه پاره کردن و تضعیف ما به عنوان ملت است. چرا که میدانند ایران منسجم، پهباد آمریکایی سرنگون و کشتی بریتانیایی توقیف میکند و به قلدرها باج نمیدهد.
🔹به کارمندان دولتهای غربی حرجی نیست. اما داخلیهایی که دانسته یا نادانسته با اینها همکاری میکنند را باید به چالش کشید. پاراگراف بعد را بخوانید تا بگویم چگونه و چرا.
🔸دیروز پسر جوانی وارد مرکز خرید ال پاسو، از امن ترین شهرهای آمریکا شد و خرید کنندگان عادی را بیهدف به گلوله بست. تا الان بیست خانواده بیگناه عزادار شده و بیست و شش خانواده در بیمارستان منتظرند. رسانهها برنامهی عادی را قطع و مشغول گزارش ال پاسو بودند که خبر آمد در شهر دیتون هم سفید مسلحی حمله کرده. تنها چندساعت بعد. نه کشته و شانزده زخمی. رسانهها میگویند آمریکا شوکه شده. دروغ میگویند. قتل عام با تفنگ در آمریکا عادی شده. دویست و پنجاه حادثه و دویست و هشتاد کشته در شش ماه گذشته.
🔹 صادق زیبا کلام آمریکاپرست و سلبریتیهای غربزده را که هر روز با غلو و اغراق کردن درباره یکی از مسایل جامعه ایران، ما را از خود مان و زیستمان و تاریخمان و تلاش چهل سالهمان برای ساخت دولت-ملت ایرانی متنفر میکنند، به چالش میطلبیم: آنچه ادعا میکنید ضعف و ایراد جامعه ایرانی و حکومتش در چهل سال گذشته است، همه را روی هم گذاشته و ضربدر هزار کنید. آیا باز قابل مقایسه با وحشیگری و غیرعقلانی و غیرانسانی بودن همین یک قانون حمل سلاح در مدینه فاضلهتان هست؟ قانونی که تا بحال یک میلیون آمریکایی را کشته. قانونی که فرستادن کودکان به دبستان را خطرناک تر از فرستادن همسران به میدان جنگ کرده.
🔸شما را که مرتب دموکراسی، هوش، خرد و پیشرفت آمریکا را به رخ مردم ایران میکشید به چالش میطلبم. جواب دهید چرا آمریکا سیستمی تا این حد فاسد، ناکارامد و غیرعقلانی است که به خاطر فشار گروه لابی «سازمان ملی تفنگ» هیچ قدرتی، حتی اشک مادران داغدار، نمیتواند یک قانون ابلهانه را عوض کند؟
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0v7_GGAJR4/?igshid=cdbrznvbf3zb
Instagram
علی عليزاده
. کارمندان بیبیسی و منوتو و مسیح علینژاد، کارمند رسمی دولت آمریکا، هر روز بخشی جزیی از زیست ایرانی را به عنوان مشکل و ضعفی اسثتنایی و حل نشدنی برجسته میکنند تا با بزرگنمایی به ما تلقین کنند که نه یک گوشه و یک موضوع که کلیت زیست ما ایرانیان فاسد و بیمار…
👍2
چرا بیبیسی در اتاق خواب ایرانیان هم دخالت میکند؟
🔹ایران بواسطه سیاستهای وارداتی و تقلیدی و اشتباه کنترل جمعیت در دهه هفتاد در یکی دو دهه آینده کشوری پیر خواهد بود. و نسبت بازنشستگان سربار تامین اجتماعیش به نسل جوان و مولد کارش روزبروز بیشتر. و این کهولت نسلی مانعی جدی برای توسعه ایران و خطری امنیتی خواهد بود.
🔸رهبر ایران از منظری استراتژیک و بلند مدت و با مشورت با گروههای تحقیقی و کارشناسی، چند سالی است نسبت به لزوم تغییر سیاستهای جمعیتی هشدار میدهد. اما این هشدارها به صورت عامدانه توسط رسانههای دولتهای بیگانه تحریف و به کاریکاتور تبدیل شدهاند.
🔹برای مثال امروز سایت رهبری به نقل از او گفته: «در دنیا کشورهایی که جمعیّتهای زیادی دارند، به برکت آن به خیلی امکانات دست یافتهاند؛ چین یک نمونه، هند یک نمونه… افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید. در بعضی از کشورهای غربی ــ مثلاً آمریکا ــ خانوادهای [هست که حتی] پانزده تا بچّه دارند، بیست تا بچّه دارند و از این قبیل، تشویق [هم] میشوند و هیچ کس مذمّتشان نمیکند.»
🔸بیبیسی این خبر را به این شکل منتشر کرده: «آیت الله علی خامنه ای در دیدار با گروهی از زوج های جوان با بیان این مطلب که در آمریکا «هر خانواده» پانزده تا بیست بچه دارد، خواهان افزایش جمعیت ایران شده است.»
🔹آیتالله خامنهای با اشاره به «بعضی» خانوادههای پرجمعیت نشان داده داشتن فرهنگ فرزندآوری در غرب هم هنوز وجود دارد. حرفی که دقیق است و کارمندان بیبیسی هم این را خوب میدانند. در همین بریتانیا، کشور کارمندان بیبیسی، رهبران سیاسی خود دارای فرزند زیاد هستند و این را با افتخار به رسانهها نشان میدهند تا فرزندآوری را به فرهنگ تبدل کنند. تونی بلر و دیوید کمرون چهار فرزند داشتند و بوریس جانسون نخست وزیر جدید هم چهار فرزند دارد.
🔸اما بیبیسی روز روشن سخن رهبر ایران را تحریف کرده و با نقل دروغ اینکه «هر خانواده» پانزده تا بیست فرزند دارد گزارهای اشتباه و غیرممکن را به رهبر ایران نسبت داده تا او را کم اطلاع از غرب یا ناصادق نشان دهد.
🔹در چند سال گذشته بیبیسی همیشه به نگاه رهبر ایران در زمینه سیاستهای جمعیتی یکطرفه حمله کرده.با دعوت از تحلیلگران لیبرالی که فرزندآوری را در تضاد با آزادی زنان و ارزشهای فردگرایی مدرن دانستهاند. این بار اما به جای نقد سیاستها، بیبیسی خجالت را کنار گذاشته و رسما پروپاگاندا کرده. آنهم به شیوه آمدنیوز.
باید پرسید چرا این موضوع اینقدر مهم است که بیبیسی حاضر شده حتی به قیمت از دست دادن اعتبارش جلویش بایستد؟ و دولت بریتانیا که خودش فرزندآوری بیشتر را برای مردمش تبلیغ میکند چه منفعتی در دخالت در سیاستهای جمعیتی کشوری دارد که پنج هزار و پانصد کیلومتر آنطرف تر است؟
به کانال تلگرام و اینستاگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0yAs10B3Sl/
🔹ایران بواسطه سیاستهای وارداتی و تقلیدی و اشتباه کنترل جمعیت در دهه هفتاد در یکی دو دهه آینده کشوری پیر خواهد بود. و نسبت بازنشستگان سربار تامین اجتماعیش به نسل جوان و مولد کارش روزبروز بیشتر. و این کهولت نسلی مانعی جدی برای توسعه ایران و خطری امنیتی خواهد بود.
🔸رهبر ایران از منظری استراتژیک و بلند مدت و با مشورت با گروههای تحقیقی و کارشناسی، چند سالی است نسبت به لزوم تغییر سیاستهای جمعیتی هشدار میدهد. اما این هشدارها به صورت عامدانه توسط رسانههای دولتهای بیگانه تحریف و به کاریکاتور تبدیل شدهاند.
🔹برای مثال امروز سایت رهبری به نقل از او گفته: «در دنیا کشورهایی که جمعیّتهای زیادی دارند، به برکت آن به خیلی امکانات دست یافتهاند؛ چین یک نمونه، هند یک نمونه… افزایش فرزند باید به صورت یک فرهنگ دربیاید. در بعضی از کشورهای غربی ــ مثلاً آمریکا ــ خانوادهای [هست که حتی] پانزده تا بچّه دارند، بیست تا بچّه دارند و از این قبیل، تشویق [هم] میشوند و هیچ کس مذمّتشان نمیکند.»
🔸بیبیسی این خبر را به این شکل منتشر کرده: «آیت الله علی خامنه ای در دیدار با گروهی از زوج های جوان با بیان این مطلب که در آمریکا «هر خانواده» پانزده تا بیست بچه دارد، خواهان افزایش جمعیت ایران شده است.»
🔹آیتالله خامنهای با اشاره به «بعضی» خانوادههای پرجمعیت نشان داده داشتن فرهنگ فرزندآوری در غرب هم هنوز وجود دارد. حرفی که دقیق است و کارمندان بیبیسی هم این را خوب میدانند. در همین بریتانیا، کشور کارمندان بیبیسی، رهبران سیاسی خود دارای فرزند زیاد هستند و این را با افتخار به رسانهها نشان میدهند تا فرزندآوری را به فرهنگ تبدل کنند. تونی بلر و دیوید کمرون چهار فرزند داشتند و بوریس جانسون نخست وزیر جدید هم چهار فرزند دارد.
🔸اما بیبیسی روز روشن سخن رهبر ایران را تحریف کرده و با نقل دروغ اینکه «هر خانواده» پانزده تا بیست فرزند دارد گزارهای اشتباه و غیرممکن را به رهبر ایران نسبت داده تا او را کم اطلاع از غرب یا ناصادق نشان دهد.
🔹در چند سال گذشته بیبیسی همیشه به نگاه رهبر ایران در زمینه سیاستهای جمعیتی یکطرفه حمله کرده.با دعوت از تحلیلگران لیبرالی که فرزندآوری را در تضاد با آزادی زنان و ارزشهای فردگرایی مدرن دانستهاند. این بار اما به جای نقد سیاستها، بیبیسی خجالت را کنار گذاشته و رسما پروپاگاندا کرده. آنهم به شیوه آمدنیوز.
باید پرسید چرا این موضوع اینقدر مهم است که بیبیسی حاضر شده حتی به قیمت از دست دادن اعتبارش جلویش بایستد؟ و دولت بریتانیا که خودش فرزندآوری بیشتر را برای مردمش تبلیغ میکند چه منفعتی در دخالت در سیاستهای جمعیتی کشوری دارد که پنج هزار و پانصد کیلومتر آنطرف تر است؟
به کانال تلگرام و اینستاگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B0yAs10B3Sl/
This is America
اینجا استودیویی سینمایی در هالیوود نیست. این صحنه یک فیلم وسترن نیست. این عکس از صد سال پیش نیست که با کامپیوتر رنگی شده. اینجا شهر گالوستون است. در ایالت تگزاس. و این عکس شنبه همین هفته گرفته شده.
اینجا یونایتد استیتس آو آمریکا است. همان کشوری که دولتش به مسیح علینژاد چند صد هزار دلار داده است تا تا یک بخش جامعه ایران را به جان بخش دیگر جامعه ایران بیاندازد.
اینجا آمریکا است. جایی که این هفته در سه حادثه مجزا سه مرد سفیدپوست بیش از سی نفر را بواسطه قانون آزادی حملاسلحه قتل عام کردهاند.
اینجا آمریکا است. جامعهای با پنجاه میلیون نفر زیر خط فقر که سالانه هفتصد میلیارد دلارش را خرج اسلحه و بمب میکند و کسی جرات نمیکند بگوید چرا پول مردم فقیر نیویورک و خیابانخوابهای لوس انجلس را خرج ناوهای خلیج فارس میکنید.
اینجا آمریکا است. جایی که کسی توسط گشت ارشاد دستگیر نمیشود. ولی فقط در سال دوهزار و دوازده یعنی سال هزار و سیصد و نود یک، چهار هزار و سیصد و نه نفر اغلب سیاه و لاتین در بازداشت پلیس میمیرند یا عملا کشته میشوند.
اینجا آمریکا است. جایی که دولتش برای زنان ایران و کارگران ایران و کولبران ایران دل میسوزاند و بودجههای چند صد هزار دلاریش را برای آزادیهای یواشکی و چهارشنبههای سفید خرج میکند ولی اگر هم خودت و هم اجدادت متولد آمریکا باشند و فقط تنها جرمت این باشد که رنگ پوستت سیاه است دو پلیس سفیدپوست میتوانند مثل غرب وحشی هنوز با اسب طناب کش ات کنند.
کسی نمیگوید ایران مشکل و ایراد ندارد. اما آیا از خودتان نمیپرسید جامعه آمریکا با اینهمه مسایل داخلی خودش چرا باید پول مالیات دهندگانش را خرج امثال مسیح علینژاد کند؟ آیا از خودتان نمیپرسید چرا پمپئو و ترامپ به جای حل مسایل داخلی آمریکا باید نگران حل مساله پوشش زنان ایران باشند؟
پانوشت: عکس دوم حمل ونقل بردگان با اسب در قرن نوزدهم
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B01RhxvBKsN/
اینجا استودیویی سینمایی در هالیوود نیست. این صحنه یک فیلم وسترن نیست. این عکس از صد سال پیش نیست که با کامپیوتر رنگی شده. اینجا شهر گالوستون است. در ایالت تگزاس. و این عکس شنبه همین هفته گرفته شده.
اینجا یونایتد استیتس آو آمریکا است. همان کشوری که دولتش به مسیح علینژاد چند صد هزار دلار داده است تا تا یک بخش جامعه ایران را به جان بخش دیگر جامعه ایران بیاندازد.
اینجا آمریکا است. جایی که این هفته در سه حادثه مجزا سه مرد سفیدپوست بیش از سی نفر را بواسطه قانون آزادی حملاسلحه قتل عام کردهاند.
اینجا آمریکا است. جامعهای با پنجاه میلیون نفر زیر خط فقر که سالانه هفتصد میلیارد دلارش را خرج اسلحه و بمب میکند و کسی جرات نمیکند بگوید چرا پول مردم فقیر نیویورک و خیابانخوابهای لوس انجلس را خرج ناوهای خلیج فارس میکنید.
اینجا آمریکا است. جایی که کسی توسط گشت ارشاد دستگیر نمیشود. ولی فقط در سال دوهزار و دوازده یعنی سال هزار و سیصد و نود یک، چهار هزار و سیصد و نه نفر اغلب سیاه و لاتین در بازداشت پلیس میمیرند یا عملا کشته میشوند.
اینجا آمریکا است. جایی که دولتش برای زنان ایران و کارگران ایران و کولبران ایران دل میسوزاند و بودجههای چند صد هزار دلاریش را برای آزادیهای یواشکی و چهارشنبههای سفید خرج میکند ولی اگر هم خودت و هم اجدادت متولد آمریکا باشند و فقط تنها جرمت این باشد که رنگ پوستت سیاه است دو پلیس سفیدپوست میتوانند مثل غرب وحشی هنوز با اسب طناب کش ات کنند.
کسی نمیگوید ایران مشکل و ایراد ندارد. اما آیا از خودتان نمیپرسید جامعه آمریکا با اینهمه مسایل داخلی خودش چرا باید پول مالیات دهندگانش را خرج امثال مسیح علینژاد کند؟ آیا از خودتان نمیپرسید چرا پمپئو و ترامپ به جای حل مسایل داخلی آمریکا باید نگران حل مساله پوشش زنان ایران باشند؟
پانوشت: عکس دوم حمل ونقل بردگان با اسب در قرن نوزدهم
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B01RhxvBKsN/
Instagram
علی عليزاده
. This is America اینجا استودیویی سینمایی در هالیوود نیست. این صحنه یک فیلم وسترن نیست. این عکس از صد سال پیش نیست که با کامپیوتر رنگی شده. اینجا شهر گالوستون است. در ایالت تگزاس. و این عکس شنبه همین هفته گرفته شده. اینجا یونایتد استیتس آو آمریکا است.…
👍1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
پنج دقیقه ویدیو خطاب به جناب آقای مزدک میرزایی عزیز. آقای میرزایی عزیز. شما حق دارید آزرده خاطر باشید. آنهم از صداوسیمای ناکارآمدی که فریاد همه را درآورده. صداوسیمایی که حقیران را بالا میبرد و افراد توانا را حذف میکند. اما خط قرمز همه ما هشتاد میلیون ایرانی امنیت ملی است. آقای میرزایی عزیز. ایران اینترنشنال تلویزیون نیست. غسالخانه است. پرده های خوشرنگ استودیویش را که بالا بزنید جنازه بچههای چهار پنج ساله یمنی را میبینید. به سرنوشت مزدوران سعودی مثل جواد اکبرین، مرتضی کاظمیان، پناه فرهاد بهمن یا حتی صادق صبا نگاه کنید که این روزها بخاطر سنگینی نگاه مردم از حضور در فضاهای عمومی لندن حذر دارد. هنوز دیر نشده. برگردید. از همه دوستداران مزدک میرزایی هم میخواهم ویدیویی کوتاه با هشتگ مزدک_برگرد پست کنند و تا دیر نشده بخواهند مزدک میرزایی نگذارد اسمش به لیست مزدوران سعودی اضافه شود.
#مزدک_برگرد
#نه_به_پول_سعودی
#نه_به_تلویزیون_سعودی_ایران_اینترنشنال
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
#مزدک_برگرد
#نه_به_پول_سعودی
#نه_به_تلویزیون_سعودی_ایران_اینترنشنال
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شصت و هفت سال پیش ملت ایران برای استقلال مبارزه میکرد. دقیقا مثل این روزها
و امپریالیسم جوابش را با تروریسم اقتصادی میداد. دقیقا مثل این روزها.
و در بیبیسی فارسی، چند ایرانی نما هر روز مقاومت ایران را دلیل اصلی بدبختی و فلاکت و فقر مردم و به خطر انداختن صلح جهانی میخواندند. دقیقا مثل این روزها.
بیست و نه خرداد سی و یک، انگلیس نفتکش رزماری که با دور زدن تحریم، نفت ما را به ایتالیا میبرد توقیف کرد. ایران در دادگاه محکوم، نفتش مصادره و حتی مجبور به پرداخت هزینه دادگاه شد. و امید به دور زدن تحریم از بین رفت.
شصت و هفت سال بعد اما نه فقط نفتکش ایران آزاد که آمریکا و بریتانیا با تحقیر سیلی خوردند تا بیاموزند ایران نودو هشت ایران سی ویک نیست. که نه فقط باید خواب کودتا و قلدری از سر بیرون کنند که غرامت گذشته را هم بدهند.
چه مسیر طولانی آمدیم. از ملت ضعیفی که سر استقلال داشت اما بازوی حفظش را نداشت حالا به ملتی قدرتمند بدل شدیم که اسممان ترس در دل قلدرها میندازد. و دویست و پنجاه هزار جان زیبا را ببین که از همه ما زندهتر، هر یک تکه ای از این مسیر بلندند، تکهای از آنچه «ما» را ما میکند. علی علیزاده
و امپریالیسم جوابش را با تروریسم اقتصادی میداد. دقیقا مثل این روزها.
و در بیبیسی فارسی، چند ایرانی نما هر روز مقاومت ایران را دلیل اصلی بدبختی و فلاکت و فقر مردم و به خطر انداختن صلح جهانی میخواندند. دقیقا مثل این روزها.
بیست و نه خرداد سی و یک، انگلیس نفتکش رزماری که با دور زدن تحریم، نفت ما را به ایتالیا میبرد توقیف کرد. ایران در دادگاه محکوم، نفتش مصادره و حتی مجبور به پرداخت هزینه دادگاه شد. و امید به دور زدن تحریم از بین رفت.
شصت و هفت سال بعد اما نه فقط نفتکش ایران آزاد که آمریکا و بریتانیا با تحقیر سیلی خوردند تا بیاموزند ایران نودو هشت ایران سی ویک نیست. که نه فقط باید خواب کودتا و قلدری از سر بیرون کنند که غرامت گذشته را هم بدهند.
چه مسیر طولانی آمدیم. از ملت ضعیفی که سر استقلال داشت اما بازوی حفظش را نداشت حالا به ملتی قدرتمند بدل شدیم که اسممان ترس در دل قلدرها میندازد. و دویست و پنجاه هزار جان زیبا را ببین که از همه ما زندهتر، هر یک تکه ای از این مسیر بلندند، تکهای از آنچه «ما» را ما میکند. علی علیزاده
شش نکته درباره یکی از بیشرمانهترین مصاحبههای بیبیسی فارسی
یک- بیبیسی فارسی مدعی بیطرفی است. اما در سالگرد کودتای انگلیس و آمریکا علیه دولت ملی مصدق که مسالهای حساس است از یکی از نزدیکان شاه که جهتگیری سیاسیاش واضح و آشکار است به عنوان مهمان ویژه برنامه شصت دقیقهاش دعوت میکند. بیبیسی بر اساس گایدلاین حق ندارد چنین مهمانی درباره موضوعی چنین حساس دعوت کند. اما اگر مجبور به انجام چنین کاری بود موظف است از مهمان دومی هم با عقاید متفاوت دعوت کند تا بحث متعادل یا به عبارتی بالانس شود.
د
دو- مهمانی که بیبیسی فارسی برخلاف معیارهای بیطرفی مورد ادعای خودش دعوت کرده حتی یک تاریخدان یا محقق نزدیک شاه یا سلطنت طلب مثل عباس میلانی نیست. بلکه فردی به نام شهریار آهی است که یک دلال و یک تاجر است، بدون هرگونه نوشته و کتاب و مقالهای و سخنش یک اپسیلون ارزش علمی ندارد. مهمترین منبعی که شهریار آهی در طول این مصاحبه برای قضاوتش بیان میکند، تجربه شخصی خودش به عنوان یک بچه هفت ساله در روز کودتای مرداد و احساس شادی پرستارش است! و باور کردنی نیست که مجری بیبیسی حتی چنین سخن بیهوده و بیپایهای را قطع نمیکند.
سه-شهریار آهی میگوید آمریکا فقط صد هزار دلار در بیست و هشتم مرداد خرج کرده و نتیجه میگیرد این پول بسیار ناچیز بوده و نتیجه میگیرد بنابراین نقش آمریکا ناچیز بوده و در پایان نتیجه میگیرد پس مردم عادی مصدق را سرنگون کردهاند و نه آمریکا. از نحوه چینش این استدلال اشتباه میگذرم. اما مساله این است که مقدمه این استدلال از بیخ و بن دروغ است. تحقیقات تاریخی اثبات کرده آمریکا بیش از پنج میلیون دلار در کودتا خرج کرده. پنج میلیونی که پول فراوان و قابل توجهی در زمان خودش بودهاست.*
چهار- آیا رعنا رحیم پور مجری بیبیسی یا تهیه کننده شصت دقیقه حتی یک کتاب درباره کودتا خواندهاند؟ چرا رحیم پور و بیبیسی دروغ واضح شهریار آهی و عدد ساختگی صد هزار دلار هزینه آمریکا و سیا در کودتا (به جای عدد واقعی پنج میلیون دلار) را به چالش نکشیدند؟ بیبیسی براساس گایدلاین و آییننامهاش موظف است درباره پخش این دروغ و توهین به مردم ایران رسما عذرخواهی کند
پنج- شش دقیقه مصاحبه درباره کودتای بیست و هشتم مرداد حول این سوال چرخید که آیا آمریکا نقشی در کودتا داشته یا نه. تا نقشی که دولت آمریکا خودش رسما به آن اعتراف و بیست و یک سال پیش از آن عذرخواهی کرد را کمرنگ و تلطیف کنند. اما پروپاگاندای واقعی بیبیسی در این بود که حتی یک کلمه از نقش واضح انگلیس در کودتا در این مصاحبه گفته نشد
شش- بیبیسی رسانه اصلی کودتای بیست و هشتم مرداد بود. رادیوی فارسیاش یکسال علیه مصدق جنگ روانی کرد و مشکلات تحریم را تماما بر گردن مصدق انداخت و رادیوی انگلیسیاش هم شب بیست و هشتم مرداد آغاز کودتا را رسما اعلام کرد. مقصر اینکه دولت انگلیس جرات میکند شصت و شش بعد کودتا هنوز رسانه داشته باشد و در امور ایران دخالت کند ما مردم ایرانیم. اینکه رسانه رسمی انگلیس جرات میکند نقش دولت انگلیس در کودتا را سانسور و نقش آمریکا را کمرنگ کند به این علت است که ما انتقام کودتا را با سیزدهم آبان فقط از آمریکا گرفتیم. انگلیس باید عذرخواهی کند یا هزینه کودتا را بپردازد. و ما مردم ایران، فارغ از اینکه به کدام جناح و گروه سیاسی متعلقیم یا نیستیم باید نفرتمان از تحریف تاریخ توسط بیبیسی را فریاد بزنیم و به آن اعتراض کنیم. نباید بگذاریم مجریان رنگارنگ بیبیسی در استودیوی خوشرنگش به شعور ما توهین و تاریخ ما و جای جلاد و قربانی را جلوی چشم ما در روز روشن عوض کنند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://twitter.com/bbcpersian/status/1164233128212254720?s=20
*https://www.jadaliyya.com/Details/34442/Musaddiq
یک- بیبیسی فارسی مدعی بیطرفی است. اما در سالگرد کودتای انگلیس و آمریکا علیه دولت ملی مصدق که مسالهای حساس است از یکی از نزدیکان شاه که جهتگیری سیاسیاش واضح و آشکار است به عنوان مهمان ویژه برنامه شصت دقیقهاش دعوت میکند. بیبیسی بر اساس گایدلاین حق ندارد چنین مهمانی درباره موضوعی چنین حساس دعوت کند. اما اگر مجبور به انجام چنین کاری بود موظف است از مهمان دومی هم با عقاید متفاوت دعوت کند تا بحث متعادل یا به عبارتی بالانس شود.
د
دو- مهمانی که بیبیسی فارسی برخلاف معیارهای بیطرفی مورد ادعای خودش دعوت کرده حتی یک تاریخدان یا محقق نزدیک شاه یا سلطنت طلب مثل عباس میلانی نیست. بلکه فردی به نام شهریار آهی است که یک دلال و یک تاجر است، بدون هرگونه نوشته و کتاب و مقالهای و سخنش یک اپسیلون ارزش علمی ندارد. مهمترین منبعی که شهریار آهی در طول این مصاحبه برای قضاوتش بیان میکند، تجربه شخصی خودش به عنوان یک بچه هفت ساله در روز کودتای مرداد و احساس شادی پرستارش است! و باور کردنی نیست که مجری بیبیسی حتی چنین سخن بیهوده و بیپایهای را قطع نمیکند.
سه-شهریار آهی میگوید آمریکا فقط صد هزار دلار در بیست و هشتم مرداد خرج کرده و نتیجه میگیرد این پول بسیار ناچیز بوده و نتیجه میگیرد بنابراین نقش آمریکا ناچیز بوده و در پایان نتیجه میگیرد پس مردم عادی مصدق را سرنگون کردهاند و نه آمریکا. از نحوه چینش این استدلال اشتباه میگذرم. اما مساله این است که مقدمه این استدلال از بیخ و بن دروغ است. تحقیقات تاریخی اثبات کرده آمریکا بیش از پنج میلیون دلار در کودتا خرج کرده. پنج میلیونی که پول فراوان و قابل توجهی در زمان خودش بودهاست.*
چهار- آیا رعنا رحیم پور مجری بیبیسی یا تهیه کننده شصت دقیقه حتی یک کتاب درباره کودتا خواندهاند؟ چرا رحیم پور و بیبیسی دروغ واضح شهریار آهی و عدد ساختگی صد هزار دلار هزینه آمریکا و سیا در کودتا (به جای عدد واقعی پنج میلیون دلار) را به چالش نکشیدند؟ بیبیسی براساس گایدلاین و آییننامهاش موظف است درباره پخش این دروغ و توهین به مردم ایران رسما عذرخواهی کند
پنج- شش دقیقه مصاحبه درباره کودتای بیست و هشتم مرداد حول این سوال چرخید که آیا آمریکا نقشی در کودتا داشته یا نه. تا نقشی که دولت آمریکا خودش رسما به آن اعتراف و بیست و یک سال پیش از آن عذرخواهی کرد را کمرنگ و تلطیف کنند. اما پروپاگاندای واقعی بیبیسی در این بود که حتی یک کلمه از نقش واضح انگلیس در کودتا در این مصاحبه گفته نشد
شش- بیبیسی رسانه اصلی کودتای بیست و هشتم مرداد بود. رادیوی فارسیاش یکسال علیه مصدق جنگ روانی کرد و مشکلات تحریم را تماما بر گردن مصدق انداخت و رادیوی انگلیسیاش هم شب بیست و هشتم مرداد آغاز کودتا را رسما اعلام کرد. مقصر اینکه دولت انگلیس جرات میکند شصت و شش بعد کودتا هنوز رسانه داشته باشد و در امور ایران دخالت کند ما مردم ایرانیم. اینکه رسانه رسمی انگلیس جرات میکند نقش دولت انگلیس در کودتا را سانسور و نقش آمریکا را کمرنگ کند به این علت است که ما انتقام کودتا را با سیزدهم آبان فقط از آمریکا گرفتیم. انگلیس باید عذرخواهی کند یا هزینه کودتا را بپردازد. و ما مردم ایران، فارغ از اینکه به کدام جناح و گروه سیاسی متعلقیم یا نیستیم باید نفرتمان از تحریف تاریخ توسط بیبیسی را فریاد بزنیم و به آن اعتراض کنیم. نباید بگذاریم مجریان رنگارنگ بیبیسی در استودیوی خوشرنگش به شعور ما توهین و تاریخ ما و جای جلاد و قربانی را جلوی چشم ما در روز روشن عوض کنند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://twitter.com/bbcpersian/status/1164233128212254720?s=20
*https://www.jadaliyya.com/Details/34442/Musaddiq
Twitter
BBC NEWS فارسی
گفتگو با شهریار آهی، از بنیانگذاران «اتحاد برای دموکراسی» درباره کودتای ۲۸ مرداد. آقای آهی، رابط محمدرضا شاه پهلوی و کاخ سفید در زمان ریاست جمهوری جیمی کارتر بود، بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۷۹، سالی که در ایران، انقلاب شد. https://t.co/4N8GsrBF35
فشار برای مذاکرهای که قرار نیست انجام شود
یک-ظریف پس از دیدار با مکرون در پاریس به تهران برمیگردد. چند ساعتی توقف میکند و بلافاصله به پاریس میرود. به نظر میآید ظریف حامل پیامی مهم از طرف مکرون برای تهران است و حالا حامل جواب تهران برای مکرون است. تصمیمی مهم که یا باید تصمیم شخص رییس جمهور باشد یا تصمیمی مورد توافق رییس جمهوری و رهبری.
دو- ساعتی بعد روحانی میگوید به خاطر مردم حاضرم با هر شخصی دیدار کنم. روحانی ادامه میدهد: «گویی در گوش بعضیها پنبه است و هر چه ما میگوییم آنها میگویند مذاکره چه خاصیتی دارد.»
سه-مکرون: مذاکرات برای فراهم کردن مقدمات ملاقات آقای ترامپ با حسن روحانی در جریان است و من امیدوارم در هفتههای آینده، بر اساس این گفتگوها بتوانیم شاهد دیدار پرزیدنت ترامپ و پرزیدنت روحانی باشیم.
۴- رسانههای نزدیک به جریان لیبرال بلافاصله امکان دیدار روحانی و ترامپ را تیتر اول میکنند. بیبیسی فارسی بلافاصله و با چالاکی رسانهای خاصی جریان سازی را آغاز میکند. بیبیسی در بخشهای مختلف خبری امکان مذاکره روحانی و ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل را امری ممکن معرفی میکند و مذاکره با ترامپ را تنها «کلید» حل مشکلات اقتصادی ایرانیان معرفی میکند.
۵- در چند هفته آینده و در زمان باقیمانده تا مجمع عمومی سازمان ملل باید منتظر باشید که ارتش مهمانان و تحلیلگران بیبیسی و ایران اینترنشنال و رادیو فردا هر روز از فواید مذاکره بگویند. منتظر باشید تا رسانههای لیبرال فریاد بزنند که مذاکره نکردن و ادامه تحریم فاجعه ای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی برای ایرانیان خواهد بود.
۶- اما هدف از برجسته کردن امکان مذاکره روحانی با ترامپ تنها یک چیز است. هدف انداختن مسئولیت ادامه تحریمها به گردن شخص آیتالله خامنهای است وگرنه خودشان بهتر میدانند رهبری حرف آخر درباره مذاکره را یکسال پیش قاطعانه زده. و این حرف را هم بر اساس تحلیل و نگاه استراتژیک بلند مدت خود زدهاست: با دشمنی که عهدنامه تحمیلی خودش را هم پاره میکند نباید مذاکره کرد. و هرگونه نشستن پای میز مذاکره و هرگونه ملاقات با ترامپی که برجام را هم پاره کرده تنها و تنها به از دست دادن امتیازات بیشتر منتهی خواهد شد.
۷- موضع مخالفت پیشگیرانهی آیتالله خامنهای با مذاکره با آمریکایی که برجام خودش را هم پاره کرده، موضعی ایرانی و ملی و ضداستعماری است. ایستادگی طبیعی بر سر حقوق اولیه و بدیهی دفاعی ایران است. از هر نگاه و نگرش سیاسی، و حتی آنها که بر سر مسائل داخلی متفاوت میاندیشند باید به خاطر ایران و آیندهاش در کنار چنین موضع اصولی بایستند و مانع ایجاد فشار و هجمه به آن شوند. فراموش نکنید که برخلاف ظاهر یک سمت این معادله، یعنی موضع مخالفت با مذاکره با آمریکا، ابزار رسانهای سالم و قدرتمند و کارآمد و زمان شناس و چابکی ندارد و سوی دیگر مجهز به قویترین ابزارهای رسانهای مدرن و به روز جهان است. برای همین این بسته به من و تو است که با دست های خالی خود از چنین موضعی دفاع کنیم.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
یک-ظریف پس از دیدار با مکرون در پاریس به تهران برمیگردد. چند ساعتی توقف میکند و بلافاصله به پاریس میرود. به نظر میآید ظریف حامل پیامی مهم از طرف مکرون برای تهران است و حالا حامل جواب تهران برای مکرون است. تصمیمی مهم که یا باید تصمیم شخص رییس جمهور باشد یا تصمیمی مورد توافق رییس جمهوری و رهبری.
دو- ساعتی بعد روحانی میگوید به خاطر مردم حاضرم با هر شخصی دیدار کنم. روحانی ادامه میدهد: «گویی در گوش بعضیها پنبه است و هر چه ما میگوییم آنها میگویند مذاکره چه خاصیتی دارد.»
سه-مکرون: مذاکرات برای فراهم کردن مقدمات ملاقات آقای ترامپ با حسن روحانی در جریان است و من امیدوارم در هفتههای آینده، بر اساس این گفتگوها بتوانیم شاهد دیدار پرزیدنت ترامپ و پرزیدنت روحانی باشیم.
۴- رسانههای نزدیک به جریان لیبرال بلافاصله امکان دیدار روحانی و ترامپ را تیتر اول میکنند. بیبیسی فارسی بلافاصله و با چالاکی رسانهای خاصی جریان سازی را آغاز میکند. بیبیسی در بخشهای مختلف خبری امکان مذاکره روحانی و ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل را امری ممکن معرفی میکند و مذاکره با ترامپ را تنها «کلید» حل مشکلات اقتصادی ایرانیان معرفی میکند.
۵- در چند هفته آینده و در زمان باقیمانده تا مجمع عمومی سازمان ملل باید منتظر باشید که ارتش مهمانان و تحلیلگران بیبیسی و ایران اینترنشنال و رادیو فردا هر روز از فواید مذاکره بگویند. منتظر باشید تا رسانههای لیبرال فریاد بزنند که مذاکره نکردن و ادامه تحریم فاجعه ای اقتصادی و اجتماعی و سیاسی برای ایرانیان خواهد بود.
۶- اما هدف از برجسته کردن امکان مذاکره روحانی با ترامپ تنها یک چیز است. هدف انداختن مسئولیت ادامه تحریمها به گردن شخص آیتالله خامنهای است وگرنه خودشان بهتر میدانند رهبری حرف آخر درباره مذاکره را یکسال پیش قاطعانه زده. و این حرف را هم بر اساس تحلیل و نگاه استراتژیک بلند مدت خود زدهاست: با دشمنی که عهدنامه تحمیلی خودش را هم پاره میکند نباید مذاکره کرد. و هرگونه نشستن پای میز مذاکره و هرگونه ملاقات با ترامپی که برجام را هم پاره کرده تنها و تنها به از دست دادن امتیازات بیشتر منتهی خواهد شد.
۷- موضع مخالفت پیشگیرانهی آیتالله خامنهای با مذاکره با آمریکایی که برجام خودش را هم پاره کرده، موضعی ایرانی و ملی و ضداستعماری است. ایستادگی طبیعی بر سر حقوق اولیه و بدیهی دفاعی ایران است. از هر نگاه و نگرش سیاسی، و حتی آنها که بر سر مسائل داخلی متفاوت میاندیشند باید به خاطر ایران و آیندهاش در کنار چنین موضع اصولی بایستند و مانع ایجاد فشار و هجمه به آن شوند. فراموش نکنید که برخلاف ظاهر یک سمت این معادله، یعنی موضع مخالفت با مذاکره با آمریکا، ابزار رسانهای سالم و قدرتمند و کارآمد و زمان شناس و چابکی ندارد و سوی دیگر مجهز به قویترین ابزارهای رسانهای مدرن و به روز جهان است. برای همین این بسته به من و تو است که با دست های خالی خود از چنین موضعی دفاع کنیم.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
همه همدستان قتل میترا استاد
🔹سه ماه پیش محمد علی نجفی خودش را تسلیم پلیس کرد. با دستانی که خون خشک شدهی میترا استاد هنوز رویشان بود.
پلیس از نجفی با چای و شیرینی و احترام پذیرایی کرد. و صداوسیمای نئاندرتال و عقب مانده هم تصاویر این پذیرایی عجیب و غریب را به خانههای ایرانیان بهت زده مخابره کرد.
🔸زنی توسط شوهرش کشته شده بود. یک قتل خانگی کلاسیک. آنهم توسط مردی که چهل سال وزیر و معاون رییس جمهور و شهردار جمهوری اسلامی بود. و چشمهای جامعه منتظر، تا بخش قضایی نظام چگونه با پروندهای در این حد حساسیت برخورد میکند.
سه ماه گذشت. دادگاه نجفی را به قصاص محکوم کرد.
برادر استاد اما گفت بدون دیه نجفی را بخشیده.
🔹با این حال جنبه عمومی جرم نجفی باقی بود و طبق قانون باید سه تا ده سال برای قتل و مدتی هم برای حمل غیرقانونی اسلحه حبس میشد.
بسیاری از منتقدان نظام به یکدیگر میگفتند نجفی از خودشان است و یکی دو سال دیگر ارام و بیصدا از در پشتی ازاد میشود.
کار به یک هفته هم نرسید. و امروز نجفی با وثیقه آزاد شده. آنهم وقتی دو روز مرخصی زندانیان بدهیهای چند میلیونی و یا مهریه عملا غیرممکن است.
🔸این تصویر از چشم افکار عمومی غیرایدئولوژیک اینگونه دیده میشود: نظام جمهوری اسلامی برای خودیها و صاحبان قدرت و مسندش آشکارا «تبعیض» قائل میشود.
آیندگان نخواهندگفت نجفی اصلاح طلب بود. و منتقدان نخواهند گفت نجفی گرایش لیبرال داشت. با کمی فاصله زمانی و مکانی این دعواهای جناحی دیده نمیشود و آنچه میماند کلیت جمهوری اسلامی است.
🔹بگذارید صریح بگویم چیزی که از بیرون دیده میشود این است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی قاتلی که زنی بیگناه را کشته کمتر از سه ماه بعد آزاد کرد، چون این قاتل چهل سال وزیر و معاون رییس جمهورش بوده.
🔸بگذارید سکسکه زبانی را کنار بگذارم و بگویم که از چشم مردم عادی آزادی نجفی یک تودهنی بزرگ به مردم و یک آبروریزی بزرگ برای کلیت فرایند عدالت در نظام بود. و بگذارید صریح بگویم اگر دشمنانی مثل پمپئو و بیبیسی و مسیح علینژاد صد سال تلاش میکردند موفق نمیشدند چنین قدرتمند «تبلیغ علیه نظام» کنند.
🔹پانوشت: سه ماه پیش نوشتم که پرونده میترا استاد نماد ورشکستگی اخلاقی اصلاح طلبان است که به خاطر منافع جناحی در مقابل ادم کشی سکوت کردند و تازه بوقچیهایشان را به میدان فرستادند تا میترا استاد را با پرستو و روسپی خواندن برای بار دوم به قتل برسانند. امروز هم معتقدم کسانی که به خاطر دفاع از قوه قضاییه، آزادی نجفی و ریشخند عدالت را توجیه میکنند همدست ضمنی قتل این زن بیگناه هستند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B1tbYvghCIK/
🔹سه ماه پیش محمد علی نجفی خودش را تسلیم پلیس کرد. با دستانی که خون خشک شدهی میترا استاد هنوز رویشان بود.
پلیس از نجفی با چای و شیرینی و احترام پذیرایی کرد. و صداوسیمای نئاندرتال و عقب مانده هم تصاویر این پذیرایی عجیب و غریب را به خانههای ایرانیان بهت زده مخابره کرد.
🔸زنی توسط شوهرش کشته شده بود. یک قتل خانگی کلاسیک. آنهم توسط مردی که چهل سال وزیر و معاون رییس جمهور و شهردار جمهوری اسلامی بود. و چشمهای جامعه منتظر، تا بخش قضایی نظام چگونه با پروندهای در این حد حساسیت برخورد میکند.
سه ماه گذشت. دادگاه نجفی را به قصاص محکوم کرد.
برادر استاد اما گفت بدون دیه نجفی را بخشیده.
🔹با این حال جنبه عمومی جرم نجفی باقی بود و طبق قانون باید سه تا ده سال برای قتل و مدتی هم برای حمل غیرقانونی اسلحه حبس میشد.
بسیاری از منتقدان نظام به یکدیگر میگفتند نجفی از خودشان است و یکی دو سال دیگر ارام و بیصدا از در پشتی ازاد میشود.
کار به یک هفته هم نرسید. و امروز نجفی با وثیقه آزاد شده. آنهم وقتی دو روز مرخصی زندانیان بدهیهای چند میلیونی و یا مهریه عملا غیرممکن است.
🔸این تصویر از چشم افکار عمومی غیرایدئولوژیک اینگونه دیده میشود: نظام جمهوری اسلامی برای خودیها و صاحبان قدرت و مسندش آشکارا «تبعیض» قائل میشود.
آیندگان نخواهندگفت نجفی اصلاح طلب بود. و منتقدان نخواهند گفت نجفی گرایش لیبرال داشت. با کمی فاصله زمانی و مکانی این دعواهای جناحی دیده نمیشود و آنچه میماند کلیت جمهوری اسلامی است.
🔹بگذارید صریح بگویم چیزی که از بیرون دیده میشود این است که دستگاه قضایی جمهوری اسلامی قاتلی که زنی بیگناه را کشته کمتر از سه ماه بعد آزاد کرد، چون این قاتل چهل سال وزیر و معاون رییس جمهورش بوده.
🔸بگذارید سکسکه زبانی را کنار بگذارم و بگویم که از چشم مردم عادی آزادی نجفی یک تودهنی بزرگ به مردم و یک آبروریزی بزرگ برای کلیت فرایند عدالت در نظام بود. و بگذارید صریح بگویم اگر دشمنانی مثل پمپئو و بیبیسی و مسیح علینژاد صد سال تلاش میکردند موفق نمیشدند چنین قدرتمند «تبلیغ علیه نظام» کنند.
🔹پانوشت: سه ماه پیش نوشتم که پرونده میترا استاد نماد ورشکستگی اخلاقی اصلاح طلبان است که به خاطر منافع جناحی در مقابل ادم کشی سکوت کردند و تازه بوقچیهایشان را به میدان فرستادند تا میترا استاد را با پرستو و روسپی خواندن برای بار دوم به قتل برسانند. امروز هم معتقدم کسانی که به خاطر دفاع از قوه قضاییه، آزادی نجفی و ریشخند عدالت را توجیه میکنند همدست ضمنی قتل این زن بیگناه هستند.
به کانال تلگرام علی علیزاده بپیوندید @jedaal
https://www.instagram.com/p/B1tbYvghCIK/
Instagram
Ali Alizadeh
. سه ماه پیش محمد علی نجفی خودش را تسلیم پلیس کرد. با دستانی که خون خشک شدهی میترا استاد هنوز رویشان بود. پلیس از نجفی با چای و شیرینی و احترام پذیرایی کرد. و صداوسیمای نئاندرتال و عقب مانده هم تصاویر این پذیرایی عجیب و غریب را به خانههای ایرانیان بهت زده…
سفر به نقطه صفر مرز انقلاب
🔸هفته پیش اسراییل با پهپاد به ساختمانی در بیروت حمله کرد. رسانههای غربی با بزرگنمایی این حمله گفتند شاید اسراییل، این تنها قدرت اتمی خاورمیانه، میخواهد جنگ دیگری آغاز کند، و وای به حال ایران اگر چنین کند. گفتند و گفتند تا ترس در دل مردم لبنان و ایران بیاندازند.
🔹رهبر مقاومت لبنان اما گفت به اسراییل درس سختی میدهد. و دیروز به قولش عمل کرد. ساعت چهار بعدازظهر به نفربر اسراییل در خاکش شلیک وچند نظامی از جمله فرمانده لشکر منطقه شمالی اسراییل کشته شدند. تحقیری فاحش.
🔸همه منتظر پاسخ اسراییل بودند. اسراییلی که هفتاد سال گذشته یک فشنگ اعراب را با ده بمب جواب داده و سیزده سال پیش برای کمتر از این موشک، نصف بیروت را ویران کرد.
🔹اما پاسخ دیروز اسراییل چه بود؟ ویدیوی اول را ببینید تا خودتان باور کنید: شلیک به زمینهای زراعتی در مجاورت مرز. شلیک به گندمها. شلیک به هیچ.
🔸آتش بازی کودکان یک کوچه در چهارشنبه سوری دود بیشتری دارد.
🔹و این یعنی در این منطقه یک معجزه رخ داده. حالا بگذار مجریان ایرانفروش بیبیسی صدها ساعت دیگر از قدرت تکنولوژیک ارتش اسراییل بگویند تا مثلا ایران را بترسانند. اما اسراییل در عمل اعتراف میکند دیگر حتی توان نمایش ظاهری انتقام از مقاومت را هم ندارد.
🔸و محلی که برای شلیک به نفربر اسراییل انتخاب شده بود هم معنای نمادینی داشت: روستای مارون الراس که در آن دولت ایران پارکی ساخته به نام باغ ایران.
ویدیوی اول دیروز بعدازظهر از برجک نگهبانی این پارک گرفته شده.
و سه دقیقه بعدی را من گرفتهام. از همین برجک. در سفر پنج هفته پیشم.
🔹کاش میتوانستم تک تک شما را به مارون الراس ببرم. تا ببینید انقلابی که همه منتظر بودند به یکسالگی نرسیده نابود شود در چهل سالگی تا کجا گسترده شده. تا ببینید انقلابی که پایتختش تهران و زبان رسمیش فارسی است چگونه از مرزهای جاهلانهی زبان و قومیت فراتر رفته و ایران و لبنان را پاره تن یکدیگر کرده.
تا با دو چشم خود ببینید مقاومت شعار و زیادهخواهی و تندروی و ایجاد تنش نیست و باور کنید مقاومت عملگرایانهترین و کمهزینهترین راه ملتها و مردم مظلوم است تا نه فقط کرامتشان از بین نرود و منابعشان نابود نشود، بلکه خود و فرزندانشان سر بریده نشوند و با بمب نسوزند.
🔸کاش میتوانستم شما را به خط مرزی انقلاب ایران ببرم تا ببینید چگونه وحشیترین و غیرانسانیترین دولت استعماری این منطقه، که زمانی اسمش وحشت در دل صدها میلیون عرب مینداخت، چنان حقیر شده که کودکان هم دستش میندازند.
پانوشت: برای دیدن بخشهای بعدی فیلم به لینک اینستاگرام بروید و ورق بزنید. از کیفیت پایین فیلم متاسفم. توانم دست خالی بیشتر نبود.
https://www.instagram.com/p/B16CnGIhIIY/
🔸هفته پیش اسراییل با پهپاد به ساختمانی در بیروت حمله کرد. رسانههای غربی با بزرگنمایی این حمله گفتند شاید اسراییل، این تنها قدرت اتمی خاورمیانه، میخواهد جنگ دیگری آغاز کند، و وای به حال ایران اگر چنین کند. گفتند و گفتند تا ترس در دل مردم لبنان و ایران بیاندازند.
🔹رهبر مقاومت لبنان اما گفت به اسراییل درس سختی میدهد. و دیروز به قولش عمل کرد. ساعت چهار بعدازظهر به نفربر اسراییل در خاکش شلیک وچند نظامی از جمله فرمانده لشکر منطقه شمالی اسراییل کشته شدند. تحقیری فاحش.
🔸همه منتظر پاسخ اسراییل بودند. اسراییلی که هفتاد سال گذشته یک فشنگ اعراب را با ده بمب جواب داده و سیزده سال پیش برای کمتر از این موشک، نصف بیروت را ویران کرد.
🔹اما پاسخ دیروز اسراییل چه بود؟ ویدیوی اول را ببینید تا خودتان باور کنید: شلیک به زمینهای زراعتی در مجاورت مرز. شلیک به گندمها. شلیک به هیچ.
🔸آتش بازی کودکان یک کوچه در چهارشنبه سوری دود بیشتری دارد.
🔹و این یعنی در این منطقه یک معجزه رخ داده. حالا بگذار مجریان ایرانفروش بیبیسی صدها ساعت دیگر از قدرت تکنولوژیک ارتش اسراییل بگویند تا مثلا ایران را بترسانند. اما اسراییل در عمل اعتراف میکند دیگر حتی توان نمایش ظاهری انتقام از مقاومت را هم ندارد.
🔸و محلی که برای شلیک به نفربر اسراییل انتخاب شده بود هم معنای نمادینی داشت: روستای مارون الراس که در آن دولت ایران پارکی ساخته به نام باغ ایران.
ویدیوی اول دیروز بعدازظهر از برجک نگهبانی این پارک گرفته شده.
و سه دقیقه بعدی را من گرفتهام. از همین برجک. در سفر پنج هفته پیشم.
🔹کاش میتوانستم تک تک شما را به مارون الراس ببرم. تا ببینید انقلابی که همه منتظر بودند به یکسالگی نرسیده نابود شود در چهل سالگی تا کجا گسترده شده. تا ببینید انقلابی که پایتختش تهران و زبان رسمیش فارسی است چگونه از مرزهای جاهلانهی زبان و قومیت فراتر رفته و ایران و لبنان را پاره تن یکدیگر کرده.
تا با دو چشم خود ببینید مقاومت شعار و زیادهخواهی و تندروی و ایجاد تنش نیست و باور کنید مقاومت عملگرایانهترین و کمهزینهترین راه ملتها و مردم مظلوم است تا نه فقط کرامتشان از بین نرود و منابعشان نابود نشود، بلکه خود و فرزندانشان سر بریده نشوند و با بمب نسوزند.
🔸کاش میتوانستم شما را به خط مرزی انقلاب ایران ببرم تا ببینید چگونه وحشیترین و غیرانسانیترین دولت استعماری این منطقه، که زمانی اسمش وحشت در دل صدها میلیون عرب مینداخت، چنان حقیر شده که کودکان هم دستش میندازند.
پانوشت: برای دیدن بخشهای بعدی فیلم به لینک اینستاگرام بروید و ورق بزنید. از کیفیت پایین فیلم متاسفم. توانم دست خالی بیشتر نبود.
https://www.instagram.com/p/B16CnGIhIIY/
دو نکته در رابطه با مصاحبهی اخیر محمد جواد ظریف.
یاداشتی از خانم دلشاد امامی
یک- جواد ظریف روز یکشنبه ده شهریور مصاحبهای با ایران، روزنامه دولت، کردهاست. ظریف در این مصاحبه به درستی میگوید اگر دیپلماسی او و همکارانش نبود، نفتکش ایران آزاد نمی شد و همینطور اگر مقاومت مردم ایران نبود، دیپلماسی به ثمر نمینشست. ظریف در ادامه به فشارهای شدید منتقدان داخلیش اشاره کرده و گفته برغم این فشارها او صبوری به خرج داده و در وظیفه خود دوگانه عمل نکرده است. ظریف در توضیح «دوگانه عمل نکردن» گفته که میتوانسته به عنوان وزیر امور خارجهی ایران خطاب به جهان عنوان کند که مسئول تنها بخشی از امور مربوط به ایران است و نه همهی آن، اما این کار را نکرده، و مثلا از سیاستهای ایران در سوریه دفاع کرده است. جواد ظریف میگوید به واسطهی این دفاع، شانس دریافت جایزهی صلح نوبل را از دست داده است.
🔹سخن ظریف منطقی عجیب دارد. فرض کنیم جواد ظریف همانطور که میگوید در مقام وزیر امور خارجهی ایران، از سیاست ایران در سوریه در سالهای گذشته دفاع نمیکرد. چه اتفاقی میفتاد؟ آیا سیاست ایران در امور خارجه دوگانه نشان داده میشد؟ یا شخص وزیر امور خارجه ایران به بخشی از اپوزسیون حکومت ایران تبدیل میشد؟ آیا در آنصورت بنیاد دفاع از دموکراسیها یا اف دی دی (اتاق فکری که وزارت امور خارجه اخیرا تحریمش کرده) خبر حمایت نکردن وزیر امور خارجهی ایران را به صدر اخبار نمیبرد و از وزیر امورخارجهی ایران علیه ایران و برای وارد آوردن فشارهای اقتصادی و سیاسی بیشتر، استفاده میکرد. ؟
🔸از این جهت دفاع از سیاست ایران در سوریه، بخشی از وظیفهی منطقی و بدیهی و ابتدایی وزیر امورخارجهی ایران در سالهای گذشته بوده (وظیفهای که محمد جواد ظریف به تایید همراهان انقلابیاش، اتفاقا با هوشمندی و مهارت و وطن پرستی به انجام رسانده است)، نه تصمیم شخصی و آمیخته به لطف وزیر امور خارجه. سوالی که مطرح میشود این است که آیا وزیر خارجه رسمی یک کشور میتواند به خاطر تبدیل نشدنش به بخشی از اپوزسیون به قیمت از دست دادن جایزهی صلح نوبل بر سر ملت آن کشور منتی بگذارد؟
دو- محمد جواد ظریف در این مصاحبه میگوید معتقد نیست کشور باید دو چهره در سیاست خارجه داشته باشد، اما به هر حال، به نظر می رسد علاوه بر اعضای نایاک، برخی خبرنگاران اخیرا همسو با تیم سیاست خارجی دولت در رسانههای انگلیسی زبان، به دامن زدن به این دو چهرهگی معتقدند و اساسا از این دوچهره نشان دادن سیاستخارجهی ایران، برای توجیه مواضع ضد تحریمی خود استفاده میکنند.
🔹 برای مثال، میثم بهروش، در نوشتهی اخیر خود در فارن پالیسی از تاریخچهی «پلیس خوب» و «پلیس بد» در دستگاه امنیتی ایران مینویسد و اشاره میکند بخشی از دستگاه امنیت ایران که به «پلیس بد» شناخته میشود، در سریال گاندو دولت ایران را همدل با آمریکا و در بهترین حالت ساده نشان داده است. او ادامه میدهد تحریمهای فلج کننده و احتمال جنگ، میانهروها را در ایران بیمعنا و دستگاه سیاسی ایران را به نفع تندروها همگن کرده است. بهروش سپس نتیجه گرفته تحت فشار اقتصادی کنونی، عجیب نیست که سپاه پس از بیرون آمدن آمریکا از برجام، سرکوب را در جامعه بیشتر کرده و در خارج، حالت نظامی مهاجمانهتری گرفته است.*
🔸اما میثم بهروش در این شیوهی بحث تنها نیست. نگار مرتضوی، در مطلبی که بعد از صحبت با جواد ظریف و «در مخالفت» با قرار گرفتن سپاه در لیست سازمانهای تروریستی آمریکا، در نشریهی ایندیپندنت منتشر کرده است، نوشته: «تنها دو ماه پیش بود که جواد ظریف یکباره از سمتش استعفا داد، به عنوان اقدامی نهایی برای فشار علیه تندروهایی نظیر فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی، که حضور نظامی ایران را در منطقه کنترل میکند و به عنوان وزیر امور خارجهی در سایه شناخته میشود. استعفای ظریف توسط رییس جمهور پذیرفته نشد و او با رای اعتماد تازهای از رهبر به کار بازگردانده شد. او حالا با اعتماد به نفستر، ولی در مقامش نزدیکتر به تندروها به نظر میرسد.»
🔹وزیر امور خارجهی ایران درست میگوید که سیاستخارجهی ایران باید چهرهای یک دست داشته باشد، اما واقعیت آن است که دوگانه سازی، سالهاست شیوهی بحث بسیاری از نزدیکان دولت در فضای رسانهای انگلیسی زبان است. کافیست به زمان برجام برگردیم و به شیوهی بحث تحلیلگران موافق با برجام (که اغلب دموکرات هستند) در نشریات جریان اصلیِ انگلیسی زبان نگاه کنیم. از این جهت، با استناد به همین مصاحبهی وزیر امور خارجهی ایران، این نقد به وزارت خارجهی ایران وارد است که در فضای انگلیسی از این شیوهی بحث و از این دوگانهسازی مدافعان رسانهایش بهره میبرد، و آن را زیر سوال نمیبرد.
https://8pic.ir/uploads/Iran.jpg
یاداشتی از خانم دلشاد امامی
یک- جواد ظریف روز یکشنبه ده شهریور مصاحبهای با ایران، روزنامه دولت، کردهاست. ظریف در این مصاحبه به درستی میگوید اگر دیپلماسی او و همکارانش نبود، نفتکش ایران آزاد نمی شد و همینطور اگر مقاومت مردم ایران نبود، دیپلماسی به ثمر نمینشست. ظریف در ادامه به فشارهای شدید منتقدان داخلیش اشاره کرده و گفته برغم این فشارها او صبوری به خرج داده و در وظیفه خود دوگانه عمل نکرده است. ظریف در توضیح «دوگانه عمل نکردن» گفته که میتوانسته به عنوان وزیر امور خارجهی ایران خطاب به جهان عنوان کند که مسئول تنها بخشی از امور مربوط به ایران است و نه همهی آن، اما این کار را نکرده، و مثلا از سیاستهای ایران در سوریه دفاع کرده است. جواد ظریف میگوید به واسطهی این دفاع، شانس دریافت جایزهی صلح نوبل را از دست داده است.
🔹سخن ظریف منطقی عجیب دارد. فرض کنیم جواد ظریف همانطور که میگوید در مقام وزیر امور خارجهی ایران، از سیاست ایران در سوریه در سالهای گذشته دفاع نمیکرد. چه اتفاقی میفتاد؟ آیا سیاست ایران در امور خارجه دوگانه نشان داده میشد؟ یا شخص وزیر امور خارجه ایران به بخشی از اپوزسیون حکومت ایران تبدیل میشد؟ آیا در آنصورت بنیاد دفاع از دموکراسیها یا اف دی دی (اتاق فکری که وزارت امور خارجه اخیرا تحریمش کرده) خبر حمایت نکردن وزیر امور خارجهی ایران را به صدر اخبار نمیبرد و از وزیر امورخارجهی ایران علیه ایران و برای وارد آوردن فشارهای اقتصادی و سیاسی بیشتر، استفاده میکرد. ؟
🔸از این جهت دفاع از سیاست ایران در سوریه، بخشی از وظیفهی منطقی و بدیهی و ابتدایی وزیر امورخارجهی ایران در سالهای گذشته بوده (وظیفهای که محمد جواد ظریف به تایید همراهان انقلابیاش، اتفاقا با هوشمندی و مهارت و وطن پرستی به انجام رسانده است)، نه تصمیم شخصی و آمیخته به لطف وزیر امور خارجه. سوالی که مطرح میشود این است که آیا وزیر خارجه رسمی یک کشور میتواند به خاطر تبدیل نشدنش به بخشی از اپوزسیون به قیمت از دست دادن جایزهی صلح نوبل بر سر ملت آن کشور منتی بگذارد؟
دو- محمد جواد ظریف در این مصاحبه میگوید معتقد نیست کشور باید دو چهره در سیاست خارجه داشته باشد، اما به هر حال، به نظر می رسد علاوه بر اعضای نایاک، برخی خبرنگاران اخیرا همسو با تیم سیاست خارجی دولت در رسانههای انگلیسی زبان، به دامن زدن به این دو چهرهگی معتقدند و اساسا از این دوچهره نشان دادن سیاستخارجهی ایران، برای توجیه مواضع ضد تحریمی خود استفاده میکنند.
🔹 برای مثال، میثم بهروش، در نوشتهی اخیر خود در فارن پالیسی از تاریخچهی «پلیس خوب» و «پلیس بد» در دستگاه امنیتی ایران مینویسد و اشاره میکند بخشی از دستگاه امنیت ایران که به «پلیس بد» شناخته میشود، در سریال گاندو دولت ایران را همدل با آمریکا و در بهترین حالت ساده نشان داده است. او ادامه میدهد تحریمهای فلج کننده و احتمال جنگ، میانهروها را در ایران بیمعنا و دستگاه سیاسی ایران را به نفع تندروها همگن کرده است. بهروش سپس نتیجه گرفته تحت فشار اقتصادی کنونی، عجیب نیست که سپاه پس از بیرون آمدن آمریکا از برجام، سرکوب را در جامعه بیشتر کرده و در خارج، حالت نظامی مهاجمانهتری گرفته است.*
🔸اما میثم بهروش در این شیوهی بحث تنها نیست. نگار مرتضوی، در مطلبی که بعد از صحبت با جواد ظریف و «در مخالفت» با قرار گرفتن سپاه در لیست سازمانهای تروریستی آمریکا، در نشریهی ایندیپندنت منتشر کرده است، نوشته: «تنها دو ماه پیش بود که جواد ظریف یکباره از سمتش استعفا داد، به عنوان اقدامی نهایی برای فشار علیه تندروهایی نظیر فرمانده سپاه قدس، قاسم سلیمانی، که حضور نظامی ایران را در منطقه کنترل میکند و به عنوان وزیر امور خارجهی در سایه شناخته میشود. استعفای ظریف توسط رییس جمهور پذیرفته نشد و او با رای اعتماد تازهای از رهبر به کار بازگردانده شد. او حالا با اعتماد به نفستر، ولی در مقامش نزدیکتر به تندروها به نظر میرسد.»
🔹وزیر امور خارجهی ایران درست میگوید که سیاستخارجهی ایران باید چهرهای یک دست داشته باشد، اما واقعیت آن است که دوگانه سازی، سالهاست شیوهی بحث بسیاری از نزدیکان دولت در فضای رسانهای انگلیسی زبان است. کافیست به زمان برجام برگردیم و به شیوهی بحث تحلیلگران موافق با برجام (که اغلب دموکرات هستند) در نشریات جریان اصلیِ انگلیسی زبان نگاه کنیم. از این جهت، با استناد به همین مصاحبهی وزیر امور خارجهی ایران، این نقد به وزارت خارجهی ایران وارد است که در فضای انگلیسی از این شیوهی بحث و از این دوگانهسازی مدافعان رسانهایش بهره میبرد، و آن را زیر سوال نمیبرد.
https://8pic.ir/uploads/Iran.jpg
👍1
یکی از سخنرانیهای سیداحمد علمالهدی، امام جمعه مشهد، زیرنویس عربی شده و دارد در شبکههای اجتماعی عراق و لبنان دست به دست میشود.
در این سخنرانی علمالهدی میگوید: «امروز حشد شعبی عراق، ایران است. حزبالله لبنان، ایران است. انصارالله یمن، ایران است. جبهه وطنی سوریه، ایران است. جهاد اسلامی فلسطین، ایران است. حماس، ایران است. اصلا شما نگاه میکنید ایران کجاست امروز؟ مگر جنوب لبنان، ایران نیست؟ مگر حزب الله، ایران نیست؟ مگر این پهپادهایی که یمنیها فرستادند و سعودیها را به خاک سیاه کشاندند ایران نبود؟ میگویند این پهپادها از شمال امده. هم جنوبتان ایران است. هم شمالتان ایران است».
در چند هفته گذشته این ویدیو و چنین ویدیوهایی توسط دستگاه پروپاگاندایی سعودی و آمریکایی و اسراییلی برجسته و در ابعاد وسیع منتشر و برای خشمگین کردن و تحریک کردن افکار عمومی عراقی و لبنانی استفاده شده است. در چند هفته گذشته چنین سخنانی مثل کبریتی بوده که به انبار باروت افتاده باشد و باعث ایجاد احساسات ضدایرانی در میان اقلیتی از تظاهرکنندگان شده.
امنیتی که این روزها کل منطقه غرب آسیا از لبنان تا مرزهای شرقی ایران دارد محصول خون فرزندان شیعهی عراق و لبنان و افغانستان و پاکستان و ایران و رزمندگان سوریه است. این امنیت محصول همدلی و احساس یکی بودن و داشتن ایدئولوژی ورای قوم و قبیله و ملیت است. هر سخنی که شائبه برتری طلبی ناسیونالیستی و ملیگرایانه داشته باشد بازی در زمین دشمن است.
میدانم که مثل همیشه اطرافیان و طرفداران آیتالله علمالهدی خواهند گفت این ویدیو متعلق به زمان دیگری است و تقطیع شده و تحریف شده است و این سخنان در چارچوب دیگری گفته شده و اصل حرف معنای دیگری میداده است.
اما باید پرسید چرا هرگز سخنی از رهبری یا سیدحسن نصرالله یا حاج قاسم سلیمانی را نتوانستهاند تحریف کنند و به ایزار تحریک ذهنهای مردم منطقه تبدیل کنند؟
امنیتی که امروز منطقهی ما بعد از سالها جنگ و تروریسم و اشغال به خود دیده این روزها در خطر است و همه باید به حالت آمادهباش دفاعی باشیم. و خطیبان و افرادی که چهره رسمی نظام هستند هم باید هر کلمه را ده بار قبل از ادا شدن مرور کنند و نباید برای خوشامد افکار عمومی داخلی سخنی بگویند که تبعات منطقهای و جهانی داشته باشد. شورای امنیت ملی هم باید به خطیبان و شخصیتهای رسمی درباره اظهارات منطقهای شان اخطار دهند.
علی علیزاده. عراق. کربلا. دهم آبان نود و هشت
https://www.instagram.com/p/B4TBlR0n8oH/?igshid=mc0ah8wyjmgy
در این سخنرانی علمالهدی میگوید: «امروز حشد شعبی عراق، ایران است. حزبالله لبنان، ایران است. انصارالله یمن، ایران است. جبهه وطنی سوریه، ایران است. جهاد اسلامی فلسطین، ایران است. حماس، ایران است. اصلا شما نگاه میکنید ایران کجاست امروز؟ مگر جنوب لبنان، ایران نیست؟ مگر حزب الله، ایران نیست؟ مگر این پهپادهایی که یمنیها فرستادند و سعودیها را به خاک سیاه کشاندند ایران نبود؟ میگویند این پهپادها از شمال امده. هم جنوبتان ایران است. هم شمالتان ایران است».
در چند هفته گذشته این ویدیو و چنین ویدیوهایی توسط دستگاه پروپاگاندایی سعودی و آمریکایی و اسراییلی برجسته و در ابعاد وسیع منتشر و برای خشمگین کردن و تحریک کردن افکار عمومی عراقی و لبنانی استفاده شده است. در چند هفته گذشته چنین سخنانی مثل کبریتی بوده که به انبار باروت افتاده باشد و باعث ایجاد احساسات ضدایرانی در میان اقلیتی از تظاهرکنندگان شده.
امنیتی که این روزها کل منطقه غرب آسیا از لبنان تا مرزهای شرقی ایران دارد محصول خون فرزندان شیعهی عراق و لبنان و افغانستان و پاکستان و ایران و رزمندگان سوریه است. این امنیت محصول همدلی و احساس یکی بودن و داشتن ایدئولوژی ورای قوم و قبیله و ملیت است. هر سخنی که شائبه برتری طلبی ناسیونالیستی و ملیگرایانه داشته باشد بازی در زمین دشمن است.
میدانم که مثل همیشه اطرافیان و طرفداران آیتالله علمالهدی خواهند گفت این ویدیو متعلق به زمان دیگری است و تقطیع شده و تحریف شده است و این سخنان در چارچوب دیگری گفته شده و اصل حرف معنای دیگری میداده است.
اما باید پرسید چرا هرگز سخنی از رهبری یا سیدحسن نصرالله یا حاج قاسم سلیمانی را نتوانستهاند تحریف کنند و به ایزار تحریک ذهنهای مردم منطقه تبدیل کنند؟
امنیتی که امروز منطقهی ما بعد از سالها جنگ و تروریسم و اشغال به خود دیده این روزها در خطر است و همه باید به حالت آمادهباش دفاعی باشیم. و خطیبان و افرادی که چهره رسمی نظام هستند هم باید هر کلمه را ده بار قبل از ادا شدن مرور کنند و نباید برای خوشامد افکار عمومی داخلی سخنی بگویند که تبعات منطقهای و جهانی داشته باشد. شورای امنیت ملی هم باید به خطیبان و شخصیتهای رسمی درباره اظهارات منطقهای شان اخطار دهند.
علی علیزاده. عراق. کربلا. دهم آبان نود و هشت
https://www.instagram.com/p/B4TBlR0n8oH/?igshid=mc0ah8wyjmgy
Instagram
اخبار العراق السريعه 🌐
#شاهد: اعترافات في خطاباتهم يوم الجمعة ..
مهدی میراشرفی، رییس کل گمرک کشور گفتهاست: ایران در سوریه هزینههای فراوانی کرده و در حال حاضر که این کشور در حال بازسازی است، نباید از این بازار غافل بمانیم.
این سخنان در ظاهر شاید بیعیب باشد و حتی شاید برای مصرف داخلی هم مناسب باشد. اما آیا رییس گمرک نمیداند چنین سخنانی وقتی به عربی ترجمه میشود چه طعم تلخی در ذائقه خواهران و برادران سوری ما میگذارد؟
آیا رییس گمرک نمیداند پروپاگانداهای سعودی و اسراییلی و آمریکایی مترصدند تا از هر جمله غیردقیق، هیزمی برای آتش زدن روابط ما و ملتهای محور مقاومت بسازند؟
آیا رییس گمرک نمیداند وقتی ما رسانه نداریم و تریبون و پلتفرم دست طرف مقابل است همین جمله نادقیق که حساسیت ها را در نظر نگرفته چگونه میتواند تحریف شود و باعث خشم مردم، اینبار در سوریه شود و این احساس را در آنها ایجاد کند که حضور نظامی ایران از روز اول برای سلطه اقتصادی و منافع تجاری بعدش بوده؟
اتفاقا من هم این خبر را در ایران اینترنشنال، شبکه تلویزیونی سعودیها خواندم. تلویزیونی که در کنار بقیه ارتش مجهز رسانهای محمد بنسلمان این روزها مثل صیادی در میان سخنان مسئولان ایرانی میگردد تا برای افزایش تنشها طعمه پیدا کند.
اگر شورای امنیت ملی درباره سخنان نابخردانه علمالهدی درباره ایران بودن عراق و یمن و سوریه دخالت کرده بود و معیارهای سخن گفتن درباره همسایگان را به مسئولان اعلام کرده بود امروز رییس گمرک چنین حرف کم خردانهای نمیزد.
یکماهی که عراق بودم مشاهده کردم چگونه پروپاگاندای هوشمند دشمن، این ذهنیت را برای عراقیها ساخته که کل بازارشان توسط ایران اشغال شده. در حالیکه شما اجناس ایرانی کمی در بازار عراق میبینید و صادرات ترکیه به عراق حدودا دو برابر صادرات ایران است. این مصداق کامل آش نخورده و دهان سوخته است.
ایران بیش از هر چیز نیازمند تقویت قدرت نرم است. مسئولان ایرانی کی میخواهند شروع به یاد گرفتن رفتار نرم کنند؟
علی علیزاده . کانال تلگرام جدال
t.me/jedaal
این سخنان در ظاهر شاید بیعیب باشد و حتی شاید برای مصرف داخلی هم مناسب باشد. اما آیا رییس گمرک نمیداند چنین سخنانی وقتی به عربی ترجمه میشود چه طعم تلخی در ذائقه خواهران و برادران سوری ما میگذارد؟
آیا رییس گمرک نمیداند پروپاگانداهای سعودی و اسراییلی و آمریکایی مترصدند تا از هر جمله غیردقیق، هیزمی برای آتش زدن روابط ما و ملتهای محور مقاومت بسازند؟
آیا رییس گمرک نمیداند وقتی ما رسانه نداریم و تریبون و پلتفرم دست طرف مقابل است همین جمله نادقیق که حساسیت ها را در نظر نگرفته چگونه میتواند تحریف شود و باعث خشم مردم، اینبار در سوریه شود و این احساس را در آنها ایجاد کند که حضور نظامی ایران از روز اول برای سلطه اقتصادی و منافع تجاری بعدش بوده؟
اتفاقا من هم این خبر را در ایران اینترنشنال، شبکه تلویزیونی سعودیها خواندم. تلویزیونی که در کنار بقیه ارتش مجهز رسانهای محمد بنسلمان این روزها مثل صیادی در میان سخنان مسئولان ایرانی میگردد تا برای افزایش تنشها طعمه پیدا کند.
اگر شورای امنیت ملی درباره سخنان نابخردانه علمالهدی درباره ایران بودن عراق و یمن و سوریه دخالت کرده بود و معیارهای سخن گفتن درباره همسایگان را به مسئولان اعلام کرده بود امروز رییس گمرک چنین حرف کم خردانهای نمیزد.
یکماهی که عراق بودم مشاهده کردم چگونه پروپاگاندای هوشمند دشمن، این ذهنیت را برای عراقیها ساخته که کل بازارشان توسط ایران اشغال شده. در حالیکه شما اجناس ایرانی کمی در بازار عراق میبینید و صادرات ترکیه به عراق حدودا دو برابر صادرات ایران است. این مصداق کامل آش نخورده و دهان سوخته است.
ایران بیش از هر چیز نیازمند تقویت قدرت نرم است. مسئولان ایرانی کی میخواهند شروع به یاد گرفتن رفتار نرم کنند؟
علی علیزاده . کانال تلگرام جدال
t.me/jedaal
Telegram
جدال- علی عليزاده
کانال رسمی علی علیزاده.
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597
نقد و نظر و پیشنهاد فقط از طریق ایمیل: jedaaltv@gmail.com
حمایت مالی از جدال: paypal.me/jedaal
اشتراک در جدال برای ایرانیان مقیم خارج: patreon.com/jedaal
و
بانک ملی بنام مجید علیزاده
6037991815099597