متن زیر و محل بازنشر آن را اتفاقی مهم میدانم. معتقدم نشانهای روشن از تغییر پارادیم ذهنی در میان لایههایی از اصولگرایان است و خبر از تغییرات کیفی در اين جناح میدهد. همه آنان که معتقد به ضرورت گفتگو میان جناحهای درون نظام هستند، نشانههای امیدوار کنندهای از این دست را باید جدی بگیرند و برجسته کنند.
-----------
پرویز امینی: خیلی وقت است که به ندرت و محدود اخبار و برنامههای سیاسی و حتی غیرسیاسی رسانه ملی را میبینم. تا بن دندان معتقدم رسانه باید در «مرز واقعیت» باشد. واقعیت مثبت یا منفی برایش فرقی نکند. بنابراین در مرز واقعیت بودن یعنی باید «ریسکپذیر» باشد و هزینههای واقعگرایی را آگاهانه بپذیرد. چون واقعیتها که همیشه به نفعش شکل نمیگیرد و همه ابعاد یک واقعیت نیز مثبت نیست. برای رسانه به ما هو رسانه، راهپیمایی 25 خرداد 88 همانقدر واقعیت است که 9 دی 88 واقعیت است.
پیشفرض پارادایم واقعگرایی این است که «واقعگرایی در نهایت و در برآیند، به نفع انقلاب اسلامی است». اما معنای این گزاره این نیست که تکتک واقعیتها به نفع جمهوری اسلامی است یا خواهد بود یا در مواجهه رسانهای، تنها واقعیتهایی را باید انتخاب کرد که به نفع انقلاب اسلامی باشد! نباید در برابر واقعیتهای منفی، یا سکوت کرد یا آنچنان مصلحتهای از حضرت آدم تا کنون را لحاظ کرد که خروجی رسانهای، یک چیز به غایت خنثی و بیاثر باشد.
یکی از الزامات واقعگرایی، ترجیح «دیالوگ» بر «مونولوگ» است. چون واقعیت اجتماعی واقعیت متکثر و غیرمونولوگ است. بنابراین مونولوگ بودن به خودی خود منفی است. اکنون که رسانههای جدید با سویه پست مدرنی، فضایی ایجاد کردهاند که «هر یک نفر همزمان نه یک رسانه بلکه چند رسانه است» و دسترسیها به رسانهها آنچنان است که جهان از دریچه رسانه درک و فهمیده میشود، انتخاب نگاه مونولوگ، یک جور «عقب ماندگی» فرهنگی و اجتماعی و سیاسی است.
مصبیت مونولوگ بودن در فضای فرهنگی و سیاسی و رسانهای، آنگاه مضاعفتر میشود که با مروری روزانه بر رسانهها چهرههای مدعی آزادی و گفتگو و چندصدایی، ببینیم که دیالوگ، انتخاب و ترجیح آنها نیز نیست و در مواردی وضع آنها از کسانی که مدعی این شعارها نیستند، بدتر است.
با پیشنهاد برخی دوستان، تکرار برنامه جهانآرا را دیدم. برنامهای که پیشتر نیز بخشهایی از آن را دیده بودم اما شوقی به لحاظ رسانهای در من ایجاد نکرده بود. چون احساس میکردم با اندک تفاوتی، همان تکرار کلیشههای پیشین است. اما برنامه اخیر تفاوت داشت. چون جایی در آن کلیشه پیشین نداشت. چرا که دیدم یک طرف گفتگو درباره بحث ترورهای تهران، فردی است (علی علیزاده) که به دلایلی مانند «لندننشینی» یا «داشتن سابقه گفتگو با بیبیسی» و...، در عرف رسانهای جمهوری اسلامی، خط قرمز محسوب میشد.
البته برای واقعگرایی، از علیزادهها بسی فراتر میتوان و باید رفت و علیزادهها در حکم «کف» واقعگراییاند. برنامه دیشب جهانآرا بارقه امیدی برای تغییر فضا به نفع پارادایم واقعگرایی است. امیدوارم نهضت ادامه داشته باشد.
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/03/22/1434098/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C
-----------
پرویز امینی: خیلی وقت است که به ندرت و محدود اخبار و برنامههای سیاسی و حتی غیرسیاسی رسانه ملی را میبینم. تا بن دندان معتقدم رسانه باید در «مرز واقعیت» باشد. واقعیت مثبت یا منفی برایش فرقی نکند. بنابراین در مرز واقعیت بودن یعنی باید «ریسکپذیر» باشد و هزینههای واقعگرایی را آگاهانه بپذیرد. چون واقعیتها که همیشه به نفعش شکل نمیگیرد و همه ابعاد یک واقعیت نیز مثبت نیست. برای رسانه به ما هو رسانه، راهپیمایی 25 خرداد 88 همانقدر واقعیت است که 9 دی 88 واقعیت است.
پیشفرض پارادایم واقعگرایی این است که «واقعگرایی در نهایت و در برآیند، به نفع انقلاب اسلامی است». اما معنای این گزاره این نیست که تکتک واقعیتها به نفع جمهوری اسلامی است یا خواهد بود یا در مواجهه رسانهای، تنها واقعیتهایی را باید انتخاب کرد که به نفع انقلاب اسلامی باشد! نباید در برابر واقعیتهای منفی، یا سکوت کرد یا آنچنان مصلحتهای از حضرت آدم تا کنون را لحاظ کرد که خروجی رسانهای، یک چیز به غایت خنثی و بیاثر باشد.
یکی از الزامات واقعگرایی، ترجیح «دیالوگ» بر «مونولوگ» است. چون واقعیت اجتماعی واقعیت متکثر و غیرمونولوگ است. بنابراین مونولوگ بودن به خودی خود منفی است. اکنون که رسانههای جدید با سویه پست مدرنی، فضایی ایجاد کردهاند که «هر یک نفر همزمان نه یک رسانه بلکه چند رسانه است» و دسترسیها به رسانهها آنچنان است که جهان از دریچه رسانه درک و فهمیده میشود، انتخاب نگاه مونولوگ، یک جور «عقب ماندگی» فرهنگی و اجتماعی و سیاسی است.
مصبیت مونولوگ بودن در فضای فرهنگی و سیاسی و رسانهای، آنگاه مضاعفتر میشود که با مروری روزانه بر رسانهها چهرههای مدعی آزادی و گفتگو و چندصدایی، ببینیم که دیالوگ، انتخاب و ترجیح آنها نیز نیست و در مواردی وضع آنها از کسانی که مدعی این شعارها نیستند، بدتر است.
با پیشنهاد برخی دوستان، تکرار برنامه جهانآرا را دیدم. برنامهای که پیشتر نیز بخشهایی از آن را دیده بودم اما شوقی به لحاظ رسانهای در من ایجاد نکرده بود. چون احساس میکردم با اندک تفاوتی، همان تکرار کلیشههای پیشین است. اما برنامه اخیر تفاوت داشت. چون جایی در آن کلیشه پیشین نداشت. چرا که دیدم یک طرف گفتگو درباره بحث ترورهای تهران، فردی است (علی علیزاده) که به دلایلی مانند «لندننشینی» یا «داشتن سابقه گفتگو با بیبیسی» و...، در عرف رسانهای جمهوری اسلامی، خط قرمز محسوب میشد.
البته برای واقعگرایی، از علیزادهها بسی فراتر میتوان و باید رفت و علیزادهها در حکم «کف» واقعگراییاند. برنامه دیشب جهانآرا بارقه امیدی برای تغییر فضا به نفع پارادایم واقعگرایی است. امیدوارم نهضت ادامه داشته باشد.
https://www.tasnimnews.com/fa/news/1396/03/22/1434098/%D8%AC%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%A2%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A8%DA%A9%D9%87-%D8%A7%D9%81%D9%82-%D8%A8%D8%A7%D8%B1%D9%82%D9%87-%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B9-%D9%BE%D8%A7%D8%B1%D8%A7%D8%AF%D8%A7%DB%8C%D9%85-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%B9-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C
خبرگزاری تسنیم | Tasnim
جهانآرای شبکه افق؛ بارقهای به نفع پارادایم واقعگرایی
خبرگزاری تسنیم-پرویز امینی:
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نوک حمله غرب و رسانههایش گفتار استعمارستیزانه آقای خامنهای است. از جزییات بهانه میگیرند تا شکاف داخلی را بزرگ کنند. معتقدم تبیین و برجسته کردن وجوه استقلالخواهانه این گفتار وظیفه ملی ایرانیان است
هنوز آتش نشانان مشغول ورود به ساختمان #پلاسکو بودند و هنوز شهروندان تهرانی خبر زبانه های آتش پلاسکو را نشنیده بودند که فضای مجازی پرشد از تقاضای استعفای قالیباف. به دلایل متعددی از جمله نگرش نئولیبرال قالیباف در مدیریت شهری و رفتار سرکوبگرانهاش با محرومان، چه دستفروشان و چه کارگران در حال اعتصاب، همیشه منتقد قالیباف بودهام. با این حال در آن زمان نوشتم صرفنظر از به حق بودن یا نبودن خواست استعفای قالیباف باید آن را به زمانی پس از فروکش کردن بحران موکول کرد. چرا که شرایط اضطراری و بحرانی نیازمند همبستگی ملی است و نیازمند حمایت همگانی از تیم مقابله با بحران و چنین زمانی فرصتی برای تسویه حساب جناحی نیست. بر اساس چنین نگرش فراجناحی و معطوف به منافع ملی است که امروز حتی نژادپرستان انگلیسی جرات نکردند خواستار استعفای صادق خان شوند. روزنامه مترو نوشته که فاشیستهای آمریکایی که تنها دستی از دور دارند انگار تنها کسانی هستند که خواستار چنین چیزی شدهاند. در ضمن اینجا موضوع مقایسه از مابهتران غربی نیستند. بی تمدن ترین اوباش غرب یعنی نژادپرستان هستند.
https://twitter.com/Jedaaal/status/874954331904245760
https://twitter.com/Jedaaal/status/874954331904245760
Twitter
Aliz علی علیزاده
در این لحظات اضطراری، حتی نژادپرستان و مسلمان ستیزان لندن خواهان استعفای فوری شهردار مسلمان نیستند. جناحی کردن بلافاصله #پلاسکو شرمآور بود https://t.co/6ykFpCSUCK
🔶 مرداد ۹۴ و بعد از حصول برجام، آیتالله خامنهای مبحث نفوذ آمریکا در ایران را جدی دانست. رسانههای فارسی زبان خارج از کشور بلافاصله موجی خبری راه انداختند که هدف رهبر ایران حمله به دولت منتخب روحانی و مخالفت با برجام و دادن بهانهای برای اتهام زدن به منتقدان حکومت و ایجاد زمینه برخورد قضایی با آنهاست.
🔷 طی دو سه سال اخیر و برغم کاهش نسبی تنشها میان ایران و غرب، آیت الله خامنهای بارها گفته است که آمریکا نهایتا به دنبال تغییر نظام در ایران یا قلب ماهیت آن است. باز هم رسانههای فارسی زبان غرب، این خوانش را بدون مبنایی در واقعیت دانستند و با غیرواقعی دانستن آن، این موج رسانهای را ایجاد کردند که هدف رهبر ایران ضربه زدن به سیاستهای تنش زدایی دولت روحانی و ایجاد مانع برای عادی سازی رابطه ایران با آمریکا و استفاده از مواهب برجام است.
🔶 روز چهارشنبه رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در مجلس نمایندگان گفته: «سیاست دولت آمریکا حمایت از انتقال مسالمت آمیز قدرت در ایران است. سیاست ما در قبال ایران این است که هژمونی و استیلای ایران را عقب برانیم، توانایی آنها در تولید تسلیحات اتمی را مهار کنیم، و از عناصری در داخل ایران حمایت کنیم که منجر میشود به انتقال مسالمتآمیز حکومت. و البته همانطور که میدانیم، آن عناصر حضور دارند.»
🔷 حالا وزیر خارجه آمریکا به صراحت سخنان آیت الله خامنهای را تایید کرده است. میل آمریکا به تغییر نظام ایران یا ماهیتش به منظور همسو کردن این حکومت با منافع مادی و استراتژیک آمریکا در خاورمیانه امری روشن و آشکار است و حتی نیاز به اعتراف تیلرسون ندارد. یارگیری از داخل ایران یا از داخل افکار عمومی ایرانیان نیز برای این تغییر ماهیت هم روشن است و عجیب نیست.
🔶 حکومتها دنبال افزایش حیطه نفوذ و سلطه خود هستند. چه رسد به آمریکا که به سه دهه ابرقدرتی عادت کرده و چه برسد به طعمهای به نام ایران که هنوز هم مهمترین واحد ژئوپولیتیک خاورمیانه و استراتژیک ترین منبع و چهارراه انرژی جهان است. شاید بتوان گفت هنوز هم بزرگترین فقدان و خلا آمریکا، از دست دادن دولت متحد پهلوی و قطع نفوذ آمریکا در ایران است.
🔷 آنچه عجیب است، انکار عامدانه این «بدیهیات علم سیاست» است. آنچه عجیب است عادی شدن این موضوع است که نوعی پوپولیسم در سیاست خارجی، نوعی عوامفریبی در بیخطر نشان دادن آمریکا، روزانه به افکار عمومی ایرانیان تزریق میشود. از کجا؟ از رسانههای فارسی زبان همان دولت آمریکا یا متحدش دولت بریتانیا.
https://twitter.com/Jedaaal/status/875317624242155520
🔷 طی دو سه سال اخیر و برغم کاهش نسبی تنشها میان ایران و غرب، آیت الله خامنهای بارها گفته است که آمریکا نهایتا به دنبال تغییر نظام در ایران یا قلب ماهیت آن است. باز هم رسانههای فارسی زبان غرب، این خوانش را بدون مبنایی در واقعیت دانستند و با غیرواقعی دانستن آن، این موج رسانهای را ایجاد کردند که هدف رهبر ایران ضربه زدن به سیاستهای تنش زدایی دولت روحانی و ایجاد مانع برای عادی سازی رابطه ایران با آمریکا و استفاده از مواهب برجام است.
🔶 روز چهارشنبه رکس تیلرسون وزیر خارجه آمریکا در مجلس نمایندگان گفته: «سیاست دولت آمریکا حمایت از انتقال مسالمت آمیز قدرت در ایران است. سیاست ما در قبال ایران این است که هژمونی و استیلای ایران را عقب برانیم، توانایی آنها در تولید تسلیحات اتمی را مهار کنیم، و از عناصری در داخل ایران حمایت کنیم که منجر میشود به انتقال مسالمتآمیز حکومت. و البته همانطور که میدانیم، آن عناصر حضور دارند.»
🔷 حالا وزیر خارجه آمریکا به صراحت سخنان آیت الله خامنهای را تایید کرده است. میل آمریکا به تغییر نظام ایران یا ماهیتش به منظور همسو کردن این حکومت با منافع مادی و استراتژیک آمریکا در خاورمیانه امری روشن و آشکار است و حتی نیاز به اعتراف تیلرسون ندارد. یارگیری از داخل ایران یا از داخل افکار عمومی ایرانیان نیز برای این تغییر ماهیت هم روشن است و عجیب نیست.
🔶 حکومتها دنبال افزایش حیطه نفوذ و سلطه خود هستند. چه رسد به آمریکا که به سه دهه ابرقدرتی عادت کرده و چه برسد به طعمهای به نام ایران که هنوز هم مهمترین واحد ژئوپولیتیک خاورمیانه و استراتژیک ترین منبع و چهارراه انرژی جهان است. شاید بتوان گفت هنوز هم بزرگترین فقدان و خلا آمریکا، از دست دادن دولت متحد پهلوی و قطع نفوذ آمریکا در ایران است.
🔷 آنچه عجیب است، انکار عامدانه این «بدیهیات علم سیاست» است. آنچه عجیب است عادی شدن این موضوع است که نوعی پوپولیسم در سیاست خارجی، نوعی عوامفریبی در بیخطر نشان دادن آمریکا، روزانه به افکار عمومی ایرانیان تزریق میشود. از کجا؟ از رسانههای فارسی زبان همان دولت آمریکا یا متحدش دولت بریتانیا.
https://twitter.com/Jedaaal/status/875317624242155520
Twitter
Aliz علی علیزاده
تيلرسون صراحتا سخنان ايت الله خامنه اي را تاييد كرده: نفوذ آمریکا در ايران واقعی و قصدش تضعیف ایران در منطقه و نهايتا تغيير نظام است.
مردم و امنیت ملی
🔶 بي توجهي يك ملت، آنهم در چنين منطقه اي نسبت به امنيت ملي مقدمه سست شدن روح دفاع از خود آن ملت و سربازان بالقوهاش، مقابل تهدیدهای دشمن خارجي میشود. امری که از دید دولتهای دیگر پنهان نمیماند و باعث افزایش طمع آنها و در نهایت باعث به خطر افتادن مرزهاي آن ملت و افزایش خطر جنگ میشود.
🔷 یکی از راه های ضربه زدن به توان دفاعی یک ملت، بدگمان کردن آن به گفتار امنیت ملی است. برغم اینکه ایران یکی از پایین ترین سرانههای نظامی جهان را دارد و برنامههای نظامیش (مانند موشکی) همیشه تدافعی و در مقایسه با خریدهای صدها میلیارد دلاری همسایگانش بسیار متواضعانه و حداقلی بوده است، رسانه کشورهای رقیب روزانه این مساله را تلقین کردهاند که علت العلل تمام مشکلات اقتصادی و معیشتی و رفاهی ایرانیان، تمرکز حکومت روی امنیت ملی و نظامیش بوده است. امری که با تکرار ۲۴ ساعته در چند دهه گذشته این رسانهها، برای بخشی از جامعه ایران تبدیل به باور کاذب عام شده است.
🔶 بر این رسانه ها حرجی نیست. آنها وظیفه طبیعی شان را بنابر «منافع ملی» کشورهای صاحب رسانه انجام میدهند. اما وظیفه ماست با نقد از خود، از عمیق تر شدن خطر چنین عوامفریبی جلوگیری کنیم.
🔷 باید پذیرفت تا زماني كه گفتار امنیت ملی توسط اكثريت مردم به صورت آزادانه و از روي دانش و اختيار پذيرفته نشود، آن ملت امنیت ملی را تماما متعلق به خود نمیداند و حاضر به هزينه دادن براي امنيتش نميشود.
🔶 راه حل چیست؟ راه حل عبور آرام از برخورد شعارگونه با مساله امنیت و جایگزینی شعار با گفتاری عقلانی و دانش محور درباره منطقه و سیاست بین الملل است. راه حل مباحثه و گفتگوي آزاد ميان طرفداران امنيت ملي و منتقدانش است. راه حل رسانه ای ملی است که در آن بتوان با منتقدان صورت به صورت مباحثه کرد و دلایل و ادعاهایشان را پاسخ داد تا بعدها این دلایل از زبان مجریان رسانه کشورهای رقیب به صورت یکسویه و بی پاسخ تکرار نشود. راه حل همانطور كه كاربر هوشمند توييتري زنو گفته است، اقناع ملي و عقلانی و غیرشعاری و مردمسالارانه در زمينه امنيت ملي و سياست خارجي است. راه حل داشتن اعتماد به نفس و نترسیدن از برخورد با گفتار رقیب است. باز هم به قول کاربر زنو، ما همان ملتی هستیم که ۳۹ سال پیش آنقدر به خویش و حقانیت مواضعمان ایمان داشتیم که میخواستیم انقلابمان را صادر کنیم. امروز نباید از باز کردن گفتگو بروی هموطنان خود هراس داشته باشیم.
🔶 توییت اول کاربر زنو: «در ماجرای هستهای و حضور درسوریه، حکومت مخاطبش را هواداران بالفعلش قرار داد. چون از اقناع ملی ناامید بود.این تاکتیک عقلانی اما غیرانقلابی است.»
🔷 توییت دوم کاربر زنو: «پایه انقلاب امید به همهی مردم است،ایده صدور انقلاب از همینجا آمده بود.اگر از فروش محصولت به مردم کشورت ناامید باشی چطور میتوانی صادرش کنی.»
https://instagram.com/p/BVZl8MvBPwX/
🔶 بي توجهي يك ملت، آنهم در چنين منطقه اي نسبت به امنيت ملي مقدمه سست شدن روح دفاع از خود آن ملت و سربازان بالقوهاش، مقابل تهدیدهای دشمن خارجي میشود. امری که از دید دولتهای دیگر پنهان نمیماند و باعث افزایش طمع آنها و در نهایت باعث به خطر افتادن مرزهاي آن ملت و افزایش خطر جنگ میشود.
🔷 یکی از راه های ضربه زدن به توان دفاعی یک ملت، بدگمان کردن آن به گفتار امنیت ملی است. برغم اینکه ایران یکی از پایین ترین سرانههای نظامی جهان را دارد و برنامههای نظامیش (مانند موشکی) همیشه تدافعی و در مقایسه با خریدهای صدها میلیارد دلاری همسایگانش بسیار متواضعانه و حداقلی بوده است، رسانه کشورهای رقیب روزانه این مساله را تلقین کردهاند که علت العلل تمام مشکلات اقتصادی و معیشتی و رفاهی ایرانیان، تمرکز حکومت روی امنیت ملی و نظامیش بوده است. امری که با تکرار ۲۴ ساعته در چند دهه گذشته این رسانهها، برای بخشی از جامعه ایران تبدیل به باور کاذب عام شده است.
🔶 بر این رسانه ها حرجی نیست. آنها وظیفه طبیعی شان را بنابر «منافع ملی» کشورهای صاحب رسانه انجام میدهند. اما وظیفه ماست با نقد از خود، از عمیق تر شدن خطر چنین عوامفریبی جلوگیری کنیم.
🔷 باید پذیرفت تا زماني كه گفتار امنیت ملی توسط اكثريت مردم به صورت آزادانه و از روي دانش و اختيار پذيرفته نشود، آن ملت امنیت ملی را تماما متعلق به خود نمیداند و حاضر به هزينه دادن براي امنيتش نميشود.
🔶 راه حل چیست؟ راه حل عبور آرام از برخورد شعارگونه با مساله امنیت و جایگزینی شعار با گفتاری عقلانی و دانش محور درباره منطقه و سیاست بین الملل است. راه حل مباحثه و گفتگوي آزاد ميان طرفداران امنيت ملي و منتقدانش است. راه حل رسانه ای ملی است که در آن بتوان با منتقدان صورت به صورت مباحثه کرد و دلایل و ادعاهایشان را پاسخ داد تا بعدها این دلایل از زبان مجریان رسانه کشورهای رقیب به صورت یکسویه و بی پاسخ تکرار نشود. راه حل همانطور كه كاربر هوشمند توييتري زنو گفته است، اقناع ملي و عقلانی و غیرشعاری و مردمسالارانه در زمينه امنيت ملي و سياست خارجي است. راه حل داشتن اعتماد به نفس و نترسیدن از برخورد با گفتار رقیب است. باز هم به قول کاربر زنو، ما همان ملتی هستیم که ۳۹ سال پیش آنقدر به خویش و حقانیت مواضعمان ایمان داشتیم که میخواستیم انقلابمان را صادر کنیم. امروز نباید از باز کردن گفتگو بروی هموطنان خود هراس داشته باشیم.
🔶 توییت اول کاربر زنو: «در ماجرای هستهای و حضور درسوریه، حکومت مخاطبش را هواداران بالفعلش قرار داد. چون از اقناع ملی ناامید بود.این تاکتیک عقلانی اما غیرانقلابی است.»
🔷 توییت دوم کاربر زنو: «پایه انقلاب امید به همهی مردم است،ایده صدور انقلاب از همینجا آمده بود.اگر از فروش محصولت به مردم کشورت ناامید باشی چطور میتوانی صادرش کنی.»
https://instagram.com/p/BVZl8MvBPwX/
Instagram
علی عليزاده
🔶 بي توجهي يك ملت، آنهم در چنين منطقه اي نسبت به امنيت ملي مقدمه سست شدن روح دفاع از خود آن ملت و سربازان بالقوهاش، مقابل تهدیدهای دشمن خارجي میشود. امری که از دید دولتهای دیگر پنهان نمیماند و باعث افزایش طمع آنها و در نهایت باعث به خطر افتادن مرزهاي آن…
عكسي مشكوك بدون هيچ نشانه ديگري براي اثبات واقعي بودنش از صبح در فضاي مجازي پخش شده. اين عكس از بنري است كه ادعا ميشود در نماز جمعه گذاشته شده بوده. متن بنر ميگويد اگر زنان دوباره به استاديوم واليبال راه بيابند جوانان آتش به اختيار مقابله ميكنند و كمتر از ده امضا هم با خود دارد. اين عكس به تنهايي دليلي براي باز شدن توپخانه حملات و توهينها به جوانان جناح اصولگرا از يك سو و مفهوم آتش به اختيار از سوي ديگر شده است. همين هيولاسازي هاي دو جناح از يكديگر از سال هفتاد و شش باعث شد هرگز گفتگويي واقعي ميان مردم اين كشور رخ ندهد. تجربه تاريخي حكم ميكند در چنين شرايطي دور هموطنانمان از جناح ديگر حلقه بزنيم و نگذاريم اماج تهمت قرار بگيرند. #آتش_به_اختیار #اصلاح_طلب #اصولگرا #آشتي_ملي #شكاف_اجتماعي
پ.ن: یکی از دوستان عکسی دیگر برای من فرستاد که صحت بنر را تایید میکرد. با این حال همچنان معتقدم یکی کردن طیفهای مختلف جناح اصولگرا و لایه های مختلف جوانان حزب اللهی هم غیراخلاقی و هم مخالف منافع ملی است.
https://instagram.com/p/BVaU0jSB413/
پ.ن: یکی از دوستان عکسی دیگر برای من فرستاد که صحت بنر را تایید میکرد. با این حال همچنان معتقدم یکی کردن طیفهای مختلف جناح اصولگرا و لایه های مختلف جوانان حزب اللهی هم غیراخلاقی و هم مخالف منافع ملی است.
https://instagram.com/p/BVaU0jSB413/
Instagram
علی عليزاده
عكسي مشكوك بدون هيچ نشانه ديگري براي اثبات واقعي بودنش از صبح در فضاي مجازي پخش شده. اين عكس از بنري است كه ادعا ميشود در نماز جمعه گذاشته شده بوده. متن بنر ميگويد اگر زنان دوباره به استاديوم واليبال راه بيابند جوانان آتش به اختيار مقابله ميكنند و كمتر از…
چرا از حزب الله حمايت ميكنم؟
حزب الله از منظر جهاني: دولتهاي غربي ميگويند حزب الله لبنان گروهی تروریستی است. دروغ ميگويند. آنها همان دولتهايي هستند كه براي منافعشان زماني از طالبان و القاعده و داعش و جندالله به صورت علني يا مخفي دفاع كرده اند. حزب الله از درخشان ترین نیروهای آزادیبخش ملی جهان سوم در تاریخ معاصر است. هم رديف مبارزان استقلال الجزاير و ويت كنگها. در این جای جهان که رهبران عرب یکی یکی مقابل امتداد استعمار غربی در منطقه یعنی اسراییل شکست خوردند یا تسلیم شدند، حزب الله تنها نیرویی است که در هفتاد سال گذشته اسراییل را عقب راند و زمینهای مردم بومی را برای آنها بازپس گرفت. شکستی که مانع از زیادهخواهی و توسعهطلبیهای ذاتی اسراییل نه تنها در لبنان که در کل منطقه شد. حزب الله تنها نیرویی است که پس از عقب راندن اسراییل به پشت مرزها در سال ۲۰۰۰، در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ برای دومین بار مجهزترین ارتش خاورمیانه با زرادخانه اتمیش که از پشتیبانی مطلق اطلاعاتی و تکنولوژیک آمریکا هم برخوردار است را تحقیر و صلح را برای دورهای طولانی به اسراییل تحمیل کرد.
مواضع مترقیخواهانه و باز فرهنگی حزب الله لبنان و همینطور تعهدش به دموکراسی داخلی لبنان (با همه ظلمی که قانون اساسی این کشور در مورد شیعیان روا داشته) و همزيستي روادارانه اش با مسیحیان و سنیها این نیرو را از همه گروه های دیگر اسلامگرا مجزا و آن را الگويي براي حركتهاي رهايي بخش و استعمارستيز ميكند.
حزب الله از منظر ايراني: در سالهای اخیر رسانههای دولتهای غربی و رقبای منطقه این باور کاذب را به افکار عمومی تلقین کردهاند که حکومت ایران تنها به دلايل ايدئولوژيك بودجه مردمش را در لبنان خرج حزب الله میکند. قطع حمايت از حزب الله جزو شرايط دولت آمريكا براي توقف فشارهاي امنيتي و تحريمهاي اقتصادي بوده است. مقامات ایران از توضیح غيرايدئولوژيك چرایی رابطه با حزب الله طفره رفتهاند و منتقدان با استفاده از اين خلا و سكوت به دروغ فرياد زده اند چراغي كه به منزل رواست به مسجد حرام است.
ارتباط ايران با درياي مديترانه، نزديكي به مرز اسراييل كه توموري خارجي در بدن خاورميانه و حكومتي توسعه گرا و غيرقابل پيش بيني است ، داشتن متحدي قايل اعتماد در ميانه جهان عرب كه همانطور كه جنگ هشت ساله نشان داد مقايل ايران متحد ميشوند، هيچ يك دلايلي ايدئولوژيك نيست. ايجاد عمق استراتژيكي است كه حتي حكومت غربگراي پهلوي را هم به حمايت از شيعيان لبنان واداشته بود.
منتقدان و مخالفان به صراحت دروغ ميگويند. امنيتي كه حزب الله براي ايران و منطقه آورده بيش از تمام تسليحات چند صد ميلياردي عربستان و قطر و امارات است. كل هزينه ايران براي حزب الله در سي و پنج سال گذشته به اندازه يك هفته خريد تسليحاتي يك سال عربستان هم نيست. آرزوي هر حكومتي داشتن متحدي چون حزب الله است. اما حكومتها ميدانند بدون اعتقادات منتشر شده از انقلاب اسلامي پنجاه و هفت، با هزار ميليارد دلار هم نميتوان جواناني مثل حزب الله لبنان را بعنوان متحد داشت. آنها ميخواهند از طريق افكار عمومي قطع حمايت از حزب الله را به حكومت ايران تحميل كنند چرا كه هم اسراييل ميتواند به چپاول دوباره زمينهاي لبنان و سوريه بپردازد و هم بدون بازوي حزب الله مرزهاي غربي ايران بيدفاع ميشود.
رابطه ایرانیان و شیعیان لبنان رابطهای پانصد ساله و از مطمئن و محکمترین روابط منطقهای ایران است. حزب الله لبنان هم در این سالها نشان داده نزدیکترین و قابل اعتمادترین نیرو به دولت-ملت ایرانی است. اگر نبود و اگر اين ارتباط تنها تاكتيكي و موقت هم بود سرمايه گذاري ايران در چند دهه گذشته عملگراترين سرمايه گذاري يك دولت-ملت در زمينه امنيت ملي خود ميبود. چه رسد به حزب اللهي كه نه حتي فرزندخوانده كه فرزند ايران و بخشي از خانواده ماست.
حزب الله بعد از سوريه: سال ٢٠٠٨ سيد حسن نصرالله محبوبترين شخصيت جهان عرب بود. در اين سالهاي فتنه دولتهاي غربي و عربستان و تركيه و قطر در سوريه حزب الله بيشترين هزينه را با جان جوانان زيبا و رعنايش و آبرو و اعتبار نامش در منطقه داد. ايمان دارم خاكستر فتنه سوريه كه فروبنشنيد، مردم عادي كوچه و خيابان شهرهاي عربي باز پي ميبرند كه حزب الله نه نيرويي تفرقه برانگيز، كه تنها نيروي واقعي مقاومت برابر اسراييل است.
در بريتانيا حمل و اهتزار پرچم حزب الله براساس قوانین ضد تروریسم قابل مجازات است. رسانه هاي عمومي هم احتمالا طرفداري علني از حزب الله را با حذف از عرصه عمومي تنبيه كنند. عكس. روز قدس در لندن. يكشنبه بيست و هشتم خرداد نود و شش
https://instagram.com/p/BVhzsHqBq-R/
حزب الله از منظر جهاني: دولتهاي غربي ميگويند حزب الله لبنان گروهی تروریستی است. دروغ ميگويند. آنها همان دولتهايي هستند كه براي منافعشان زماني از طالبان و القاعده و داعش و جندالله به صورت علني يا مخفي دفاع كرده اند. حزب الله از درخشان ترین نیروهای آزادیبخش ملی جهان سوم در تاریخ معاصر است. هم رديف مبارزان استقلال الجزاير و ويت كنگها. در این جای جهان که رهبران عرب یکی یکی مقابل امتداد استعمار غربی در منطقه یعنی اسراییل شکست خوردند یا تسلیم شدند، حزب الله تنها نیرویی است که در هفتاد سال گذشته اسراییل را عقب راند و زمینهای مردم بومی را برای آنها بازپس گرفت. شکستی که مانع از زیادهخواهی و توسعهطلبیهای ذاتی اسراییل نه تنها در لبنان که در کل منطقه شد. حزب الله تنها نیرویی است که پس از عقب راندن اسراییل به پشت مرزها در سال ۲۰۰۰، در جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ برای دومین بار مجهزترین ارتش خاورمیانه با زرادخانه اتمیش که از پشتیبانی مطلق اطلاعاتی و تکنولوژیک آمریکا هم برخوردار است را تحقیر و صلح را برای دورهای طولانی به اسراییل تحمیل کرد.
مواضع مترقیخواهانه و باز فرهنگی حزب الله لبنان و همینطور تعهدش به دموکراسی داخلی لبنان (با همه ظلمی که قانون اساسی این کشور در مورد شیعیان روا داشته) و همزيستي روادارانه اش با مسیحیان و سنیها این نیرو را از همه گروه های دیگر اسلامگرا مجزا و آن را الگويي براي حركتهاي رهايي بخش و استعمارستيز ميكند.
حزب الله از منظر ايراني: در سالهای اخیر رسانههای دولتهای غربی و رقبای منطقه این باور کاذب را به افکار عمومی تلقین کردهاند که حکومت ایران تنها به دلايل ايدئولوژيك بودجه مردمش را در لبنان خرج حزب الله میکند. قطع حمايت از حزب الله جزو شرايط دولت آمريكا براي توقف فشارهاي امنيتي و تحريمهاي اقتصادي بوده است. مقامات ایران از توضیح غيرايدئولوژيك چرایی رابطه با حزب الله طفره رفتهاند و منتقدان با استفاده از اين خلا و سكوت به دروغ فرياد زده اند چراغي كه به منزل رواست به مسجد حرام است.
ارتباط ايران با درياي مديترانه، نزديكي به مرز اسراييل كه توموري خارجي در بدن خاورميانه و حكومتي توسعه گرا و غيرقابل پيش بيني است ، داشتن متحدي قايل اعتماد در ميانه جهان عرب كه همانطور كه جنگ هشت ساله نشان داد مقايل ايران متحد ميشوند، هيچ يك دلايلي ايدئولوژيك نيست. ايجاد عمق استراتژيكي است كه حتي حكومت غربگراي پهلوي را هم به حمايت از شيعيان لبنان واداشته بود.
منتقدان و مخالفان به صراحت دروغ ميگويند. امنيتي كه حزب الله براي ايران و منطقه آورده بيش از تمام تسليحات چند صد ميلياردي عربستان و قطر و امارات است. كل هزينه ايران براي حزب الله در سي و پنج سال گذشته به اندازه يك هفته خريد تسليحاتي يك سال عربستان هم نيست. آرزوي هر حكومتي داشتن متحدي چون حزب الله است. اما حكومتها ميدانند بدون اعتقادات منتشر شده از انقلاب اسلامي پنجاه و هفت، با هزار ميليارد دلار هم نميتوان جواناني مثل حزب الله لبنان را بعنوان متحد داشت. آنها ميخواهند از طريق افكار عمومي قطع حمايت از حزب الله را به حكومت ايران تحميل كنند چرا كه هم اسراييل ميتواند به چپاول دوباره زمينهاي لبنان و سوريه بپردازد و هم بدون بازوي حزب الله مرزهاي غربي ايران بيدفاع ميشود.
رابطه ایرانیان و شیعیان لبنان رابطهای پانصد ساله و از مطمئن و محکمترین روابط منطقهای ایران است. حزب الله لبنان هم در این سالها نشان داده نزدیکترین و قابل اعتمادترین نیرو به دولت-ملت ایرانی است. اگر نبود و اگر اين ارتباط تنها تاكتيكي و موقت هم بود سرمايه گذاري ايران در چند دهه گذشته عملگراترين سرمايه گذاري يك دولت-ملت در زمينه امنيت ملي خود ميبود. چه رسد به حزب اللهي كه نه حتي فرزندخوانده كه فرزند ايران و بخشي از خانواده ماست.
حزب الله بعد از سوريه: سال ٢٠٠٨ سيد حسن نصرالله محبوبترين شخصيت جهان عرب بود. در اين سالهاي فتنه دولتهاي غربي و عربستان و تركيه و قطر در سوريه حزب الله بيشترين هزينه را با جان جوانان زيبا و رعنايش و آبرو و اعتبار نامش در منطقه داد. ايمان دارم خاكستر فتنه سوريه كه فروبنشنيد، مردم عادي كوچه و خيابان شهرهاي عربي باز پي ميبرند كه حزب الله نه نيرويي تفرقه برانگيز، كه تنها نيروي واقعي مقاومت برابر اسراييل است.
در بريتانيا حمل و اهتزار پرچم حزب الله براساس قوانین ضد تروریسم قابل مجازات است. رسانه هاي عمومي هم احتمالا طرفداري علني از حزب الله را با حذف از عرصه عمومي تنبيه كنند. عكس. روز قدس در لندن. يكشنبه بيست و هشتم خرداد نود و شش
https://instagram.com/p/BVhzsHqBq-R/
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
چرا از حزب الله لبنان دفاع ميكنم؟ حزب الله از منظر جهاني: دولتهاي غربي ميگويند حزب الله لبنان گروهی تروریستی است. دروغ ميگويند. آنها همان دولتهايي هستند كه براي منافعشان زماني از طالبان و القاعده و داعش و جندالله به صورت علني يا مخفي دفاع كرده اند. حزب الله…
👍2❤1
IMG_7400.MOV
1.8 MB
بازهم خشونت پلیس نژادپرست آمریکا عليه شهروندی غیرسفیدپوست. بهانه دستگیری: رانندگی بد. عاقبت ماجرا: برغم گذشت یکسال پلیس حتی توبیخ نشده ولی راننده در آستانه زندان طولانی است. #حقوق_بشر_آمريكايي
توييت امروز: اپوزيسيون خارج كشور سال ٦٦ حتي يك تجمع دونفره در اعتراض به بمب شيميايي صدام يا سكوت غرب نكرد. تاريخ اين بيوطني را فراموش نميكند #سردشت
هميشه برايم سوال بوده كه اپوزيسيون ايراني كه در دهه شصت مقيم لندن و پاريس و برلين و نيويورك بود، چرا كمترين اعتراضي به مرگ شهروندان ساده ايراني توسط بمبهاي شيميايي صدام كه از غرب خريده شده بود نكرد؟ اعتراضي دو نفره به دولت المان يا فرانسه يا بريتانيا كه بلافاصله بعد از اين بمباران فروش تسليحات به صدام را افزايش داد؟ ايا وقتي سربازان ايراني كه تنها جرمشان دفاع از مرزها بود شيميايي شدند تا با مرگي غيرانساني شهيد شوند يا براي چند دهه ناتوان از يك تنفس ساده و بي رنج به كپسول اكسيژني بچسبند، مشمول حقوق بشر نبودند؟ سكوت اين اپوزيسيون همه گير بود. سلطنت طلب و ماركسيست و ليبرال و ملي هم نداشت. چگونه ميتوان خود را ايراني دانست و در مقابل نابودي فيزيكي ايرانيان ساكت ماند؟ يا شايد هم سكوتشان از رضايت بود چرا كه گمان ميكردند، عبور صدام از تمام خطوط قرمز تسليم جمهوري اسلامي را به دنبال مياورد؟ همانطور كه بعدها با منطقي مشابه، بسياري از انها خواهان تحريم و گرسنگي اقتصادي ايرانيان شدند.
https://twitter.com/jedaaal/status/880123058576601088
هميشه برايم سوال بوده كه اپوزيسيون ايراني كه در دهه شصت مقيم لندن و پاريس و برلين و نيويورك بود، چرا كمترين اعتراضي به مرگ شهروندان ساده ايراني توسط بمبهاي شيميايي صدام كه از غرب خريده شده بود نكرد؟ اعتراضي دو نفره به دولت المان يا فرانسه يا بريتانيا كه بلافاصله بعد از اين بمباران فروش تسليحات به صدام را افزايش داد؟ ايا وقتي سربازان ايراني كه تنها جرمشان دفاع از مرزها بود شيميايي شدند تا با مرگي غيرانساني شهيد شوند يا براي چند دهه ناتوان از يك تنفس ساده و بي رنج به كپسول اكسيژني بچسبند، مشمول حقوق بشر نبودند؟ سكوت اين اپوزيسيون همه گير بود. سلطنت طلب و ماركسيست و ليبرال و ملي هم نداشت. چگونه ميتوان خود را ايراني دانست و در مقابل نابودي فيزيكي ايرانيان ساكت ماند؟ يا شايد هم سكوتشان از رضايت بود چرا كه گمان ميكردند، عبور صدام از تمام خطوط قرمز تسليم جمهوري اسلامي را به دنبال مياورد؟ همانطور كه بعدها با منطقي مشابه، بسياري از انها خواهان تحريم و گرسنگي اقتصادي ايرانيان شدند.
https://twitter.com/jedaaal/status/880123058576601088
Twitter
Aliz علی علیزاده
اپوزيسيون خارج كشور سال ٦٦ حتي يك تجمع دونفره در اعتراض به بمب شيميايي صدام يا سكوت غرب نكرد. تاريخ اين بيوطني را فراموش نميكند #سردشت
توییت امروز: موصل هم از خلافت اسلام سعودي آزاد شد. با آمدن بن سلمان، فروپاشي دروني سعودي دور از ذهن نيست. شايد يك دهه ديگر از آزادي مكه و مدينه هم نوشتيم.
🔷 ايران در دويست و پنجاه سال گذشته به هيچ كشوري حمله نكرده است. و اگر سياستهاي كلي جمهوري اسلامي به همين شكل ادامه پيدا كند، ميتوان تضمين كرد در آينده هم سياستهاي نظامي ايران همچنان صرفا دفاعي باقي خواهند ماند.
🔶 اما تدافعي بودن سياستهاي ايران مانع از مطلوب بودن سقوط و فروپاشي دشمنان مردم اين منطقه نيست. و بيش و پيش از همه اسراييل و سعودي دشمنان اين منطقه هستند.
🔷 از اين منظر ميگوييم نظام اپارتايد و غيرانساني اسراييل نميتواند و نميبايد ادامه حيات پيدا كند و محتوم به نابودي است. و باز ميگوييم حكومت سعودي محتوم به نابودي است چرا كه پول نفت مسلمانان را يا خرج خريد اسلحه آمريكايي و بمب بر سر كودكان يمن ميكند يا هزينه كمك غيررسمي به تروريستهاي وهابي كه از نيويورك تا اندونزي شهروندان بيگناه را به نام اسلام نابود میکنند و مجوز جنگ طلبی به سیاستمداران غرب میدهند.
🔶 اينها تهديد نيست. بلكه تنها پيش بيني قوانين مسلم تاريخ است. مانند فروپاشی آپارتاید در افریقای جنوبی یا نابودی حکومت جنگ طلب صدام حسین در عراق.
https://twitter.com/Jedaaal/status/880388833912774662
🔷 ايران در دويست و پنجاه سال گذشته به هيچ كشوري حمله نكرده است. و اگر سياستهاي كلي جمهوري اسلامي به همين شكل ادامه پيدا كند، ميتوان تضمين كرد در آينده هم سياستهاي نظامي ايران همچنان صرفا دفاعي باقي خواهند ماند.
🔶 اما تدافعي بودن سياستهاي ايران مانع از مطلوب بودن سقوط و فروپاشي دشمنان مردم اين منطقه نيست. و بيش و پيش از همه اسراييل و سعودي دشمنان اين منطقه هستند.
🔷 از اين منظر ميگوييم نظام اپارتايد و غيرانساني اسراييل نميتواند و نميبايد ادامه حيات پيدا كند و محتوم به نابودي است. و باز ميگوييم حكومت سعودي محتوم به نابودي است چرا كه پول نفت مسلمانان را يا خرج خريد اسلحه آمريكايي و بمب بر سر كودكان يمن ميكند يا هزينه كمك غيررسمي به تروريستهاي وهابي كه از نيويورك تا اندونزي شهروندان بيگناه را به نام اسلام نابود میکنند و مجوز جنگ طلبی به سیاستمداران غرب میدهند.
🔶 اينها تهديد نيست. بلكه تنها پيش بيني قوانين مسلم تاريخ است. مانند فروپاشی آپارتاید در افریقای جنوبی یا نابودی حکومت جنگ طلب صدام حسین در عراق.
https://twitter.com/Jedaaal/status/880388833912774662
Twitter
Aliz علی علیزاده
موصل هم از خلافت اسلام سعودي آزاد شد. با آمدن بن سلمان، فروپاشي دروني سعودي دور از ذهن نيست. شايد يك دهه ديگر از آزادي مكه و مدينه هم نوشتيم
👍1
توضیحی درباره حذف پست حزب الله توسط فیسبوک
توضیح عکس نخست در اینستاگرام: بسيج سايبري طرفداران اسراییل با بيش از سه هزار ريتوييت مرا به دفاع از تروریسم متهم کرده و اعلام برائت رسمي بي بی سي از همكاري رسانه اي با من تحت این فشار.
توضیح عکس دوم: فیسبوک میگوید پستی که با پرچم حزب الله گذاشته بودم و نوشته ام درباره دلایل دفاعم از این نیروی سیاسی را به علت مغایرت با استانداردهایش حذف و سانسور کرده است.
🔶 : در جهانی زندگی میکنیم که مجاهدین خلق به سنا و کنگره دعوت میشوند و با آمدن ترامپ دوباره فعال شده اند ولی حزب الله لبنان که جز بیرون راندن اشغالگران خارجی از مرزهای قانونی لبنان کاری نکرده است تروریسم شناخته میشود.
🔷: سالهاست ميگويند #جنگ_نرم توهم است. اما همين مثال كوچك از رفتار منسجم دشمنان ايران و متحدش در مقاومت عليه استعمار نشان ميدهد جنگ نرم واقعي است. این جنگ نرم نه نیرو و جناح خاصی در ایران، که کلیت دولت-ملت ایرانی، متحدانش و منافع و حقوق ملت ایران در منطقه و جهان را هدف قرار داده است.
🔶 : اختلاف و تفاوت در سیاست داخلی نباید مانع اتحاد و انسجام برای شکستن هجمه ایرانهراسان و پارادایم استعماری حاکم بر رسانه ها و فضای عمومی غرب شود.
🔷 بدون شناخت عميق از فضاي رسانه اي و افكار عمومي در سطح جهاني، بدون داشتن رسانههایی قوی و روزآمد که بتوانند بدون تنگ نظری مخاطب جوان قرن بیست و یکمی را از طریق گفتگوی آزاد و تریبونهای باز همراه خود کنند. عملا پشت قهرمانان خط مقدم را خالی کردهایم.
🔶 باید با صدایی حتی بلندتر تکرار کرد: حزب الله لبنان زیباترین نیروی مقاومت ضداستعمار در خاورمیانه معاصر است. اینکه حکومتهای غرب هنوز جرات میکنند آن را تروریسم بخوانند را نباید تنها گردن زورگویی غرب انداخت. کم کاری ما در عرصه گفتمان سازی و ناکارامدی دیپلماسی عمومی مان نیز مقصر است.
https://instagram.com/p/BV-FE8NBFOU/
توضیح عکس نخست در اینستاگرام: بسيج سايبري طرفداران اسراییل با بيش از سه هزار ريتوييت مرا به دفاع از تروریسم متهم کرده و اعلام برائت رسمي بي بی سي از همكاري رسانه اي با من تحت این فشار.
توضیح عکس دوم: فیسبوک میگوید پستی که با پرچم حزب الله گذاشته بودم و نوشته ام درباره دلایل دفاعم از این نیروی سیاسی را به علت مغایرت با استانداردهایش حذف و سانسور کرده است.
🔶 : در جهانی زندگی میکنیم که مجاهدین خلق به سنا و کنگره دعوت میشوند و با آمدن ترامپ دوباره فعال شده اند ولی حزب الله لبنان که جز بیرون راندن اشغالگران خارجی از مرزهای قانونی لبنان کاری نکرده است تروریسم شناخته میشود.
🔷: سالهاست ميگويند #جنگ_نرم توهم است. اما همين مثال كوچك از رفتار منسجم دشمنان ايران و متحدش در مقاومت عليه استعمار نشان ميدهد جنگ نرم واقعي است. این جنگ نرم نه نیرو و جناح خاصی در ایران، که کلیت دولت-ملت ایرانی، متحدانش و منافع و حقوق ملت ایران در منطقه و جهان را هدف قرار داده است.
🔶 : اختلاف و تفاوت در سیاست داخلی نباید مانع اتحاد و انسجام برای شکستن هجمه ایرانهراسان و پارادایم استعماری حاکم بر رسانه ها و فضای عمومی غرب شود.
🔷 بدون شناخت عميق از فضاي رسانه اي و افكار عمومي در سطح جهاني، بدون داشتن رسانههایی قوی و روزآمد که بتوانند بدون تنگ نظری مخاطب جوان قرن بیست و یکمی را از طریق گفتگوی آزاد و تریبونهای باز همراه خود کنند. عملا پشت قهرمانان خط مقدم را خالی کردهایم.
🔶 باید با صدایی حتی بلندتر تکرار کرد: حزب الله لبنان زیباترین نیروی مقاومت ضداستعمار در خاورمیانه معاصر است. اینکه حکومتهای غرب هنوز جرات میکنند آن را تروریسم بخوانند را نباید تنها گردن زورگویی غرب انداخت. کم کاری ما در عرصه گفتمان سازی و ناکارامدی دیپلماسی عمومی مان نیز مقصر است.
https://instagram.com/p/BV-FE8NBFOU/
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
دو عكس. لطفا ورق بزنيد. توضیح عکس نخست: بسيج سايبري طرفداران اسراییل با بيش از سه هزار ريتوييت مرا به دفاع از تروریسم متهم کرده و اعلام برائت رسمي بي بی سي از همكاري رسانه اي با من تحت این فشار. توضیح عکس دوم: فیسبوک میگوید پستی که با پرچم حزب الله گذاشته…