تقلب-نیوزها: دشمنان جدید آزادی بیان
تکنولوژی ارتباطات قرار بود باعث افزایش آگاهی و روشنگری شهروندان و بی قدرتان و وسیلهای برای محدود کردن نهادهای قدرت و ثروت شود. اما قدرتمندان این بار با سلاحی جدید به جنگ آگاهی رسانی شهروندان آمدهاند. با سلاح آگاهی تقلبی؛ با آلوده کردن جریانهای آزاد اطلاعات طوری که تشخیص خبر راست از خبر تقلبی غیرممکن شود؛ با بمباران ذهن شهروندان با صدها خبر دروغ روزانه.
مدل آمریکایی این سلاح جدید فاکس نیوز است که میتواند به صدها میلیون آمریکایی بقبولاند که همه دانشمندان اشتباه میکنند و گرمایش جهانی واقعی نیست. و شناخته شده ترین محصول این سلاح جدید هم دونالد ترامپ است.
معروف ترین مدل ایرانی فیک نیوز یا اخبار تقلبی آمدنیوز است. با پانصدهزار دنبال کننده هم یکی از تولیدکنندگان اخبار مسموم و آلوده و دروغین روزانه است و هم شبکه های دیگری را در رقابت با خود به تقلید از چنین فرم خبری مجبور کرده است.
خبر دیروزش درباره من مثالی روشن از کارکرد آگاهی تقلبی است. هم خبر از اساس دروغ است و هم عکس به وضوح فتوشاپ. اما دروغ بودن این خبر مانع از اثرگذاریش بر بخشی از مخاطبان نمیشود. چرا که پیش از آنکه مخاطب بتواند راست و دروغ خبر را بسنجد، دهها خبر دروغ و نیمه دروغ دیگر از این شبکه او را مورد حمله قرار داده و سردرگمش کرده است.
آمدنیوزها و اخبار فتوشاپي شان، از مهمترین دشمنان آزادی بیان در ایران امروز هستند. عزمی ملی و فراجناحی برای بایکوت و به حاشیه راندن این تقلب-نیوزها لازم است. قدم اول، مسلح کردن مخاطبان به تحلیل و منطق و پرسشگری و شکاک بودن نسبت به اخباری که میخوانند و قدم بعدی اعلام برائت صريح آنها که آمدنیوزها در ظاهر در همدلی و حمایتشان مطلب منتشر ميكنند.
https://instagram.com/p/BYYV6aphwFY/
تکنولوژی ارتباطات قرار بود باعث افزایش آگاهی و روشنگری شهروندان و بی قدرتان و وسیلهای برای محدود کردن نهادهای قدرت و ثروت شود. اما قدرتمندان این بار با سلاحی جدید به جنگ آگاهی رسانی شهروندان آمدهاند. با سلاح آگاهی تقلبی؛ با آلوده کردن جریانهای آزاد اطلاعات طوری که تشخیص خبر راست از خبر تقلبی غیرممکن شود؛ با بمباران ذهن شهروندان با صدها خبر دروغ روزانه.
مدل آمریکایی این سلاح جدید فاکس نیوز است که میتواند به صدها میلیون آمریکایی بقبولاند که همه دانشمندان اشتباه میکنند و گرمایش جهانی واقعی نیست. و شناخته شده ترین محصول این سلاح جدید هم دونالد ترامپ است.
معروف ترین مدل ایرانی فیک نیوز یا اخبار تقلبی آمدنیوز است. با پانصدهزار دنبال کننده هم یکی از تولیدکنندگان اخبار مسموم و آلوده و دروغین روزانه است و هم شبکه های دیگری را در رقابت با خود به تقلید از چنین فرم خبری مجبور کرده است.
خبر دیروزش درباره من مثالی روشن از کارکرد آگاهی تقلبی است. هم خبر از اساس دروغ است و هم عکس به وضوح فتوشاپ. اما دروغ بودن این خبر مانع از اثرگذاریش بر بخشی از مخاطبان نمیشود. چرا که پیش از آنکه مخاطب بتواند راست و دروغ خبر را بسنجد، دهها خبر دروغ و نیمه دروغ دیگر از این شبکه او را مورد حمله قرار داده و سردرگمش کرده است.
آمدنیوزها و اخبار فتوشاپي شان، از مهمترین دشمنان آزادی بیان در ایران امروز هستند. عزمی ملی و فراجناحی برای بایکوت و به حاشیه راندن این تقلب-نیوزها لازم است. قدم اول، مسلح کردن مخاطبان به تحلیل و منطق و پرسشگری و شکاک بودن نسبت به اخباری که میخوانند و قدم بعدی اعلام برائت صريح آنها که آمدنیوزها در ظاهر در همدلی و حمایتشان مطلب منتشر ميكنند.
https://instagram.com/p/BYYV6aphwFY/
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
پاسخ صريح رهبري به دوستان نادان ولايت. آنانكه چون ناتوان از دفاع عقلاني از مواضعش هستند، نقدش را ممنوع و پرهزينه نشان ميدهند. دوستانيكه همپاي دشمنان، چهره او را تخريب و كشور را استبدادي نشان ميدهند.
اجنبی به تو ربطی ندارد.
--------------
🔷 در چند روز اخیر مصاحبه ای از مرحوم ابراهیم یزدی با رادیو بی بی سی در ۲۳ فروردین ۵۸ پخش شده و واسطه حملات شدیدی به او شده است. (لینک فیلم در کانال اینتساگرام) در این مصاحبه یزدی تمام قد از روند اعدام سران رژیم شاه دفاع میکند. آنهم بدون هیچ لکنت و سر خم کردن و شرمساری از احتمال نقایص و ایرادهای قضایی در فرایند سریع دادگاههایشان.
🔶 اما اسناد تاریخی بسیاری گواهی میدهند که ابراهیم یزدی در راستای مشی لیبرالی خود، از مخالفان سرسخت این اعدامها بوده و تلاش زیادی برای توقف بسیاری از آنها هم کردهاست.
🔷 مساله متن حاضر درست یا غلط بودن آن اعدامها در شرایط و چارچوب تاریخی خاص خود نیست. مساله تناقض ظاهری رفتار یزدی است.
🔶 اما اگر از منظر ذهن انقلابیون ۵۷ نگاه کنیم هیچ تناقضی در کار نیست. انقلابیونی که استقلالخواهی را چنان درونی کرده بودند که به روابط قدرت در موضع سخنشان آگاه بودند. و وقتی با بیگانه سخن میگفتند، نه از منظر فردیت خود، بلکه از منظر ملتی به تازگی رها شده از بند استعمار سخن میگفتند. انقلابیونی که میدانستند معنای سخنشان را نه تنها محتوا بلکه جایگاه آن مشخص میکند. میدانستند در سیاست، نه تنها اینکه چه کسی این سخن را میگوید، بلکه از چه منبری این سخن گفته شود، معنای سخن را تغییر میدهد.
🔷 از چنین منظری و با چنین منطقی، یزدی زیر میز محاکمه خبرنگار میزند و جای حاکم و محکوم را عوض میکند. برای یزدی، بی بی سی سخنگوی دولت پادشاهی بریتانیاست. همان دولتی که در ۲۸ مرداد ۳۲ با کودتا دولت ملی مصدق را سرنگون کرده و در تمام بیست و پنج سال بعدش هرگز نقدی به نقض حقوق بشر و اعدامها و زندانهای شاه نکردهاست. بنابراین خبرنگارش، در مقامی نیست که صدای متبخترش را برای سخنگوی دولت موقت انقلاب مردم ایران بالا ببرد و از موضع حق به جانب یک دادستان و مدعی العموم، انقلاب مردم ایران و تصمیمات انقلابیشان را (چه درست چه غلط) نه تنها متهم که پیشاپیش محکوم کند.
🔶 وقتی خبرنگار اعدامها را قصابی میخواند، یزدی تنها کنش سیاسی درست را برمیگزیند، یعنی تن ندادن به نحو و گرامر استنطاق شدن، یعنی تحمیل گفتار خود به جای تبعیت از گفتار خبرنگار-دادستان غربی. از منظر تهاجمی به جای جواب میپرسد: شما ( یعنی غربیان و رسانههایتان مثل بی بی سی) وقتی شاه قصابی میکرد کجا بودید؟
🔷 وقتی بی بی سی با کنایه و متلک میپرسد چقدر دیگر این وضعیت نابسامان ادامه دارد، یزدی میگوید مهم نیست چقدر دیگر طول بکشد، هرچقدر لازم باشد طول میکشد. مگر شما بعد از سقوط دولت آلمان نگران بودید جانیان نازی چگونه اعدام میشوند؟ و بعد باز میز بازی را برمیگرداند و میگوید به مسئولان پیشنهاد میدهم برای اعدامهای بعدی از بریتانیا و آمریکا تیرانداز بیاورند که با انسانیت بیشتری بکشند. یعنی باز اشاره به این موضوع که شما آدمکشهای قهارتر، در مقام و جایگاه قضاوت ما نیستید، یعنی باز بهم زدن فرم مصاحبه-محاکمه-بازجویی از سخنگوی یک ملت.
🔶 یزدی صبح شبی که این مصاحبه انجام شده برای لغو اعدام پاکروان تلاش کرده است ولی نیازی نمیبیند خودش را برای خبرنگار بی بی سی توجیه و تطهیر کند. نکته ای که او بر آن تاکید دارد این است: سخنگوی رسانه دولت استعماری غرب با دستان آلوده و حنجره آلودهترش در مقام محاکمه ما نیست. اگر شکافی هم میان نیروهای انقلابی ایرانی باشد، وظیفه خودشان است حلش کنند و نه وظیفه نظام قدرت (و بالطبع رسانه) دولت-ملت بریتانیایی.
🔷 ابراهیم یزدی شش ماه بعد در دیدار با وزیر خارجه آمریکا از موضع همین منطق سخن میگوید. دیداری که برغم محتوای اصولی و وطن دوستانه تا امروز باعث اتهام علیه او و غضب نیروهای انقلابی شده است. یزدی میگوید: «همین هفته قبل نماینده شما در تهران به ملاقات وزیر کشور رفته و ضمن تسلیم یادداشتی به اعدام سهنفر از سناتورهای سابق ایران اعتراض کرده است. این امر دخالت صریح در امور داخلی ماست. ما به شما نمیگوییم که با سرخپوستهای آمریکا چگونه رفتار میکنید یا در زندانهای شما چه میگذرد.»
🔶 این منطق و این منظر اما توسط فعالان سیاسی و اجتماعی و روشنفکران به مثابه نمایندگان جامعه ایران فراموش شده است. کسانی که میز بازی را بر نمیگردانند، کسانی که اجازه میدهند توسط رسانه دولتهای غربی محاکمه و استنطاق شوند. کسانی که در این اتاقها و استودیوهای محاکمه، گاه مانند توابانی از گذشته خود ابراز ندامت میکنند و به واسطه خودشان، اجازه میدهند دولت-ملت ایرانی و تاریخش هم در میز بازجویی شدن و محکوم شدن توسط اجنبیها و یا اجنبیهایی با صورتهای ایرانی قرار بگیرند.
🔷 منطق کلیدی ابراهیم یزدی در ۲۳ فروردین ۵۸ را امروز باید بیش از همیشه به کار بست. آن منطق طلایی این است: اجنبی به تو ربطی ندارد.
https://www.instagram.com/p/BYgrLZ1Bcrk/
--------------
🔷 در چند روز اخیر مصاحبه ای از مرحوم ابراهیم یزدی با رادیو بی بی سی در ۲۳ فروردین ۵۸ پخش شده و واسطه حملات شدیدی به او شده است. (لینک فیلم در کانال اینتساگرام) در این مصاحبه یزدی تمام قد از روند اعدام سران رژیم شاه دفاع میکند. آنهم بدون هیچ لکنت و سر خم کردن و شرمساری از احتمال نقایص و ایرادهای قضایی در فرایند سریع دادگاههایشان.
🔶 اما اسناد تاریخی بسیاری گواهی میدهند که ابراهیم یزدی در راستای مشی لیبرالی خود، از مخالفان سرسخت این اعدامها بوده و تلاش زیادی برای توقف بسیاری از آنها هم کردهاست.
🔷 مساله متن حاضر درست یا غلط بودن آن اعدامها در شرایط و چارچوب تاریخی خاص خود نیست. مساله تناقض ظاهری رفتار یزدی است.
🔶 اما اگر از منظر ذهن انقلابیون ۵۷ نگاه کنیم هیچ تناقضی در کار نیست. انقلابیونی که استقلالخواهی را چنان درونی کرده بودند که به روابط قدرت در موضع سخنشان آگاه بودند. و وقتی با بیگانه سخن میگفتند، نه از منظر فردیت خود، بلکه از منظر ملتی به تازگی رها شده از بند استعمار سخن میگفتند. انقلابیونی که میدانستند معنای سخنشان را نه تنها محتوا بلکه جایگاه آن مشخص میکند. میدانستند در سیاست، نه تنها اینکه چه کسی این سخن را میگوید، بلکه از چه منبری این سخن گفته شود، معنای سخن را تغییر میدهد.
🔷 از چنین منظری و با چنین منطقی، یزدی زیر میز محاکمه خبرنگار میزند و جای حاکم و محکوم را عوض میکند. برای یزدی، بی بی سی سخنگوی دولت پادشاهی بریتانیاست. همان دولتی که در ۲۸ مرداد ۳۲ با کودتا دولت ملی مصدق را سرنگون کرده و در تمام بیست و پنج سال بعدش هرگز نقدی به نقض حقوق بشر و اعدامها و زندانهای شاه نکردهاست. بنابراین خبرنگارش، در مقامی نیست که صدای متبخترش را برای سخنگوی دولت موقت انقلاب مردم ایران بالا ببرد و از موضع حق به جانب یک دادستان و مدعی العموم، انقلاب مردم ایران و تصمیمات انقلابیشان را (چه درست چه غلط) نه تنها متهم که پیشاپیش محکوم کند.
🔶 وقتی خبرنگار اعدامها را قصابی میخواند، یزدی تنها کنش سیاسی درست را برمیگزیند، یعنی تن ندادن به نحو و گرامر استنطاق شدن، یعنی تحمیل گفتار خود به جای تبعیت از گفتار خبرنگار-دادستان غربی. از منظر تهاجمی به جای جواب میپرسد: شما ( یعنی غربیان و رسانههایتان مثل بی بی سی) وقتی شاه قصابی میکرد کجا بودید؟
🔷 وقتی بی بی سی با کنایه و متلک میپرسد چقدر دیگر این وضعیت نابسامان ادامه دارد، یزدی میگوید مهم نیست چقدر دیگر طول بکشد، هرچقدر لازم باشد طول میکشد. مگر شما بعد از سقوط دولت آلمان نگران بودید جانیان نازی چگونه اعدام میشوند؟ و بعد باز میز بازی را برمیگرداند و میگوید به مسئولان پیشنهاد میدهم برای اعدامهای بعدی از بریتانیا و آمریکا تیرانداز بیاورند که با انسانیت بیشتری بکشند. یعنی باز اشاره به این موضوع که شما آدمکشهای قهارتر، در مقام و جایگاه قضاوت ما نیستید، یعنی باز بهم زدن فرم مصاحبه-محاکمه-بازجویی از سخنگوی یک ملت.
🔶 یزدی صبح شبی که این مصاحبه انجام شده برای لغو اعدام پاکروان تلاش کرده است ولی نیازی نمیبیند خودش را برای خبرنگار بی بی سی توجیه و تطهیر کند. نکته ای که او بر آن تاکید دارد این است: سخنگوی رسانه دولت استعماری غرب با دستان آلوده و حنجره آلودهترش در مقام محاکمه ما نیست. اگر شکافی هم میان نیروهای انقلابی ایرانی باشد، وظیفه خودشان است حلش کنند و نه وظیفه نظام قدرت (و بالطبع رسانه) دولت-ملت بریتانیایی.
🔷 ابراهیم یزدی شش ماه بعد در دیدار با وزیر خارجه آمریکا از موضع همین منطق سخن میگوید. دیداری که برغم محتوای اصولی و وطن دوستانه تا امروز باعث اتهام علیه او و غضب نیروهای انقلابی شده است. یزدی میگوید: «همین هفته قبل نماینده شما در تهران به ملاقات وزیر کشور رفته و ضمن تسلیم یادداشتی به اعدام سهنفر از سناتورهای سابق ایران اعتراض کرده است. این امر دخالت صریح در امور داخلی ماست. ما به شما نمیگوییم که با سرخپوستهای آمریکا چگونه رفتار میکنید یا در زندانهای شما چه میگذرد.»
🔶 این منطق و این منظر اما توسط فعالان سیاسی و اجتماعی و روشنفکران به مثابه نمایندگان جامعه ایران فراموش شده است. کسانی که میز بازی را بر نمیگردانند، کسانی که اجازه میدهند توسط رسانه دولتهای غربی محاکمه و استنطاق شوند. کسانی که در این اتاقها و استودیوهای محاکمه، گاه مانند توابانی از گذشته خود ابراز ندامت میکنند و به واسطه خودشان، اجازه میدهند دولت-ملت ایرانی و تاریخش هم در میز بازجویی شدن و محکوم شدن توسط اجنبیها و یا اجنبیهایی با صورتهای ایرانی قرار بگیرند.
🔷 منطق کلیدی ابراهیم یزدی در ۲۳ فروردین ۵۸ را امروز باید بیش از همیشه به کار بست. آن منطق طلایی این است: اجنبی به تو ربطی ندارد.
https://www.instagram.com/p/BYgrLZ1Bcrk/
Instagram
علی عليزاده
. اجنبی به تو ربطی ندارد. 👇👇 متن كامل در كانال تلگرام.. در چند روز اخیر مصاحبه ای از مرحوم ابراهیم یزدی با رادیو بی بی سی در ۲۳ فروردین ۵۸ پخش شده و واسطه حملات شدیدی به او شده است. در این مصاحبه یزدی تمام قد از روند اعدام سران رژیم شاه دفاع میکند. آنهم بدون…
❤1
اعطای تابعیت ایرانی به کودکان و اکتیویسم منفی.
🔶 پیشتر هم درباره نقش «اکتیویسم منفی» در نابود کردن حس همبستگی اجتماعی و حس هویت و اعتماد به نفس ملی نوشته ام. وظیفه «اکتیویسم منفی» سیاه نمایی هر زاویه از زیست جمعی ما تا به حدی است که امید به هرگونه تغییر از بین برود. تا آنجا که حس اولیه ۸۰ میلیون ایرانی نسبت به محیط هم زیستی جمعی شان، یعنی ایران، نفرت یا بی تفاوتی بشود.
🔷 «اکتیویسم منفی» مخدری است اگرچه در ظاهر دلسوز و نگران هر ظلم بزرگ و کوچک، اما در عمل، عامل ضدسیاسی شدن و نفرت از خود و افسردگی جمعی و بی تفاوتی به وضعیت موجود. تنها به افزایش میل به مهاجرت میانجامد یا بی حس شدن نسبت به قصد دولتهای بیگانه برای آسیب رساندن به خانه مشترک.
🔶 بار دیگر که به اخبار بی بی سی و من و تو گوش میکنید، بار دیگر که در فضای مجازی چرخ میزنید و کسی یک عکس از یک ظلم و اشتباه و یا بدرفتاری یک مامور دولت یا قوه قضاییه را بدون دادن چارچوب و شرایط اتفاق، به شکلی هیستریک به نشانه خرابه بودن کل جامعه و مردم و فرهنگ و تاریخ و نظام سیاسی حاکم بر ایران بر سرتان میکوبند، از خود بپرسید آیا هدف این خبر توجه دادن برای تغییرست یا نابود کردن انگیزه هرگونه تغییر.
🔷 همین طور، از خودتان بپرسید چرا رسانه یا نهاد یا فعالی سیاسی که سالها اخبار بحرانی بودن وضعیت یک عرصه و حیطه از زیست اجتماعی را به عنوان فاجعه بر سرتان کوفته، خبر حل کامل یا نسبی همان مساله را حتی پوششی اندک نداده است؟
🔶 سال ۹۴ رهبر ایران حکم تحصیل تمام کودکان در ایران، چه با اقامت قانونی و چه بدون آن را صادر کرد. تصمیمی عدالت-محور که با توجه به هزینه هایی که بر دوش دولت میگذاشت بسیار شجاعانه بود. مشابه این خبر در بریتانیا و یا آلمان به نشانه سخاوتمندی و مهمان پذیری این کشورها سر تیتر روزنامه ها میشد. تصمیمی که میتوانست و میبایست توسط جامعه مدنی و فعالان حقوق کودک برجسته شود تا جامعه آموزش و پرورش و مردم عادی هم در جنبشی عمومی عملی شدن آن را ممکن تر کنند. اما این خبر مسکوت ماند، یعنی جامعه از همراهی با آن سرباز زد، و بعد عده ای که خود هیچ قدمی برنداشته بودند، طلبکارانه گفتند در عمل بسیاری از مدارس از ثبت نام کودکان افغان سرباز زدهاند.
🔷 خبر امروز هم ازین دست است. اعطای تابعیت به تعداد کثیری از کودکان که درون مرزهای ایران زندگی میکنند با تقبل هزینه بالایی در بودجه، خبری مهم است، که نیاز به مشارکت شهروندان عادی در انعکاسش دارد.
🔶 ما ناظران منفعل خبر نیستیم. با برجسته کردن یک خبر و خاموش گذشتن از کنار خبری دیگر، ما هم در شکل دادن به جهان اثر میگذاریم.
https://www.instagram.com/p/BYizY--BfTx/
🔶 پیشتر هم درباره نقش «اکتیویسم منفی» در نابود کردن حس همبستگی اجتماعی و حس هویت و اعتماد به نفس ملی نوشته ام. وظیفه «اکتیویسم منفی» سیاه نمایی هر زاویه از زیست جمعی ما تا به حدی است که امید به هرگونه تغییر از بین برود. تا آنجا که حس اولیه ۸۰ میلیون ایرانی نسبت به محیط هم زیستی جمعی شان، یعنی ایران، نفرت یا بی تفاوتی بشود.
🔷 «اکتیویسم منفی» مخدری است اگرچه در ظاهر دلسوز و نگران هر ظلم بزرگ و کوچک، اما در عمل، عامل ضدسیاسی شدن و نفرت از خود و افسردگی جمعی و بی تفاوتی به وضعیت موجود. تنها به افزایش میل به مهاجرت میانجامد یا بی حس شدن نسبت به قصد دولتهای بیگانه برای آسیب رساندن به خانه مشترک.
🔶 بار دیگر که به اخبار بی بی سی و من و تو گوش میکنید، بار دیگر که در فضای مجازی چرخ میزنید و کسی یک عکس از یک ظلم و اشتباه و یا بدرفتاری یک مامور دولت یا قوه قضاییه را بدون دادن چارچوب و شرایط اتفاق، به شکلی هیستریک به نشانه خرابه بودن کل جامعه و مردم و فرهنگ و تاریخ و نظام سیاسی حاکم بر ایران بر سرتان میکوبند، از خود بپرسید آیا هدف این خبر توجه دادن برای تغییرست یا نابود کردن انگیزه هرگونه تغییر.
🔷 همین طور، از خودتان بپرسید چرا رسانه یا نهاد یا فعالی سیاسی که سالها اخبار بحرانی بودن وضعیت یک عرصه و حیطه از زیست اجتماعی را به عنوان فاجعه بر سرتان کوفته، خبر حل کامل یا نسبی همان مساله را حتی پوششی اندک نداده است؟
🔶 سال ۹۴ رهبر ایران حکم تحصیل تمام کودکان در ایران، چه با اقامت قانونی و چه بدون آن را صادر کرد. تصمیمی عدالت-محور که با توجه به هزینه هایی که بر دوش دولت میگذاشت بسیار شجاعانه بود. مشابه این خبر در بریتانیا و یا آلمان به نشانه سخاوتمندی و مهمان پذیری این کشورها سر تیتر روزنامه ها میشد. تصمیمی که میتوانست و میبایست توسط جامعه مدنی و فعالان حقوق کودک برجسته شود تا جامعه آموزش و پرورش و مردم عادی هم در جنبشی عمومی عملی شدن آن را ممکن تر کنند. اما این خبر مسکوت ماند، یعنی جامعه از همراهی با آن سرباز زد، و بعد عده ای که خود هیچ قدمی برنداشته بودند، طلبکارانه گفتند در عمل بسیاری از مدارس از ثبت نام کودکان افغان سرباز زدهاند.
🔷 خبر امروز هم ازین دست است. اعطای تابعیت به تعداد کثیری از کودکان که درون مرزهای ایران زندگی میکنند با تقبل هزینه بالایی در بودجه، خبری مهم است، که نیاز به مشارکت شهروندان عادی در انعکاسش دارد.
🔶 ما ناظران منفعل خبر نیستیم. با برجسته کردن یک خبر و خاموش گذشتن از کنار خبری دیگر، ما هم در شکل دادن به جهان اثر میگذاریم.
https://www.instagram.com/p/BYizY--BfTx/
Instagram
علی عليزاده
. پیشتر هم درباره نقش «اکتیویسم منفی» در نابود کردن حس همبستگی اجتماعی و حس هویت و اعتماد به نفس ملی نوشته ام. وظیفه «اکتیویسم منفی» سیاه نمایی هر زاویه از زیست جمعی ما تا به حدی است که امید به هرگونه تغییر از بین برود. تا آنجا که حس اولیه ۸۰ میلیون ایرانی…
امروز جنازه های قربانیان مسلمان چنان روی هم تلنبار شده که رسانههای غربی سازنده آنگ سو چی هم مجبورند برای حفظ ظاهر، به این گاندی تقلبی انتقاد کنند و اعتراض به این ماندلای ساخت لندن به صفحه اول بی بی سی هم راه پیدا میکند. اما وضعیت برمه بیش از پنج سال است که اسفناک است. وضعیتی که اگر یک روز در ایران رخ داده بود صفحه اول تمام روزنامه های غربی و موضوع کارشناسان مطیع تمام بخشهای خبری و تحلیلی شان بود. متن زیر، زیرخاکی است. آن را سوم اردیبهشت سال ۹۲ منشر کردم. پیش از التیام شکاف دولت-ملت ایرانی بواسطه انتخابات ۹۲. زمانی که هنوز لشکری از فعالان ایرانی مقیم غرب، از طریق مصاحبه های پی در پی رسانه ها و جایزه های رنگارنگ حقوق بشر و صلح، تبدیل به چهره میشدند برای روز مبادا. مانند آنگ سو چی. دکانی که در ایران برچیده شد. دکان مسلمان ستیزی اما هنوز باز باز است.
-------
علی علیزاده. سوم اردیبهشت ۹۲
🔶 یک: پاکسازی قومی مسلمانان در برمه آنقدر شدت گرفته و آش آنقدر شور شده که صدای دیدهبان یکچشمی حقوق بشر نیز درآمده. رسانههای غرب بالاخره امروز تصاویرخشونت گروههای قومی بودایی علیه مسلمانان را بعد از تقریبا یک سال پخش کردند. اما این تصاویر تناقضی ایجاد می کند که این رسانهها خود را موظف میدانند آن را بلافاصله حل و فصل کنند: رسانههای کلان غرب در دودهه گذشته هرروزه اسلام را دینی استثنایی و دارای جوهری ضرورتا همبسته با خشونت معرفی کردهاند (خوانشی نو-شده از آنچه در قرن نوزده از تلفیق هیولاسازی تاریخی از مسلمانان رقیب در جهان مسیحیت پیشامدرن با نگاه مرد سفید استعمارگر جهان مدرن به هرآنچه غیراوست شکل گرفت. خوانشی که همزمان سازنده خود-ادراکی نواندیشان نسل اول مسلمانان و ایرانیان نیز بوده و امروز هم پرطرفدار است.) رسانههای غرب در تحلیل خود از یگانگی خشونت-پرستی در اسلام گاها مقایسهای با ادیان دیگر نیز کردهاند. بدون اینکه ازخشونت مسیحیت نه در تاریخ که استفاده از آن در همین جنگ علیه تروریسم این سالها بگویند، یا از نقش یهودیت در برساختن اسراییل و مشروعیت دادن به خشونت نهادینهاش و یا از بنیادگرایان هندو و رشد خشونتشان در دهه پیش. مثال امن و مطمئن این سالها هم در شرمسار کردن مسلمانان، بوداییان بودهاند که نه تنها دینشان رابطهای با خشونت نداشته که پادزهر و نفی مطلق آن بوده. برای حل و فصل این تناقض است که امشب آنچه از پی این تصاویر خشونت بوداییان در شبکه چهار بریتانیا آمد مصاحبه ای بود با دالایلامای محبوب غرب. مجری از ظهور کسی گفت که او را اسامه بن لادن بودایی خواندهاند و دالای لاما مثل تحلیلگری مسلح به دیالکتیک تاریخی پاسخ داد که مساله نه اختلاف دینی که اختلاف بر سر اقتصاد و سهم از قدرت سیاسی است. دالای لاما همچنین به مجری توصیه کرد که تا پیش از داشتن اطلاعات کامل از حدس و گمان خودداری کند. دالای لامای صلحدوست آنگاه توسط مجری به کارکرد اصلیش یعنی نقد دولت چین فراخوانده شد. (مساله نه پاسخ دالای لاما که در اینجا با حقیقت هم نسبتی دارد که معیارهای دوگانه رسانه غرب است. تصور مصاحبهای در سیانان با رهبر میانه رویی از مسلمانان در یازده سپتامبر تنها غیرممکن است.)
🔷 دو: همین امروز که این تصاویر پخش میشد وزیران خارجه اتحادیه اروپا لغو باقی تحریمهای اقتصادی و تجاری برمه را اعلام کردند. ویلیام هیگ با صدایی که نه اضطراری در آن بود و نه وحشتی وضعیت حقوق بشر برمه را در حال پیشرفت محسوسی خواند و کشتارها را هم البته نیازمند توجه. آنگ سوچی که خود سالها برای وضع تحریم ها فعالیت کردهبود از اتحادیه اروپا تشکر کرد. باز در همین روز برنامه نفت در برابر غذا که زمانی اسم اش مولود وحشت بود فرآیند عادیسازی را در زندگی هفتاد و پنج میلیون ایرانی آغاز کرد.
🔶 سه: آنچه تصاویر امروز برمه را براستی کابوسوار میکرد، حضور هلهلهکنان تماشاچیان بودایی بود که با موبایلهای خود از کشتارها فیلم میگرفتند، موبایلهایی که امضا و لوگوی معترضین دموکراسیخواه برمهای بود حتی پیش از اعتراضات ۸۸ ایران .
🔷 چهار: آنگ سوچی را پیرو جنبش ضدخشونت و گاندی برمه مینامند. اما برخلاف رفتار گاندی دربرابر خشونت هندوها، او نه این روزها بسط نشینی کرده و نه خود را تا سرحد مرگ به روزه بسته است. آنگ سوچی هم مثل همتایان ضدخشونت ایرانیش (که پس از شکست جنبش سبز و در این روزهای سخت دیگر به کرسیهای تدریس و کارخانههای دانش خود بازگشتهاند) بیش از آنکه به فلسفه گاندی (که ضداستعمار بودنش درلابلای آموزشهای مدنی چهار سال پیش گم شد) متکی باشد به حمایت غرب متکی بود. آنگ سوچی های ایرانی مستقر در غرب در راهند و سالها بعد از لغو تحریمهایی که خود در وضع آن نقش داشتهاند تشکر خواهند کرد.
https://instagram.com/p/BYnpGM6BFyJ/
-------
علی علیزاده. سوم اردیبهشت ۹۲
🔶 یک: پاکسازی قومی مسلمانان در برمه آنقدر شدت گرفته و آش آنقدر شور شده که صدای دیدهبان یکچشمی حقوق بشر نیز درآمده. رسانههای غرب بالاخره امروز تصاویرخشونت گروههای قومی بودایی علیه مسلمانان را بعد از تقریبا یک سال پخش کردند. اما این تصاویر تناقضی ایجاد می کند که این رسانهها خود را موظف میدانند آن را بلافاصله حل و فصل کنند: رسانههای کلان غرب در دودهه گذشته هرروزه اسلام را دینی استثنایی و دارای جوهری ضرورتا همبسته با خشونت معرفی کردهاند (خوانشی نو-شده از آنچه در قرن نوزده از تلفیق هیولاسازی تاریخی از مسلمانان رقیب در جهان مسیحیت پیشامدرن با نگاه مرد سفید استعمارگر جهان مدرن به هرآنچه غیراوست شکل گرفت. خوانشی که همزمان سازنده خود-ادراکی نواندیشان نسل اول مسلمانان و ایرانیان نیز بوده و امروز هم پرطرفدار است.) رسانههای غرب در تحلیل خود از یگانگی خشونت-پرستی در اسلام گاها مقایسهای با ادیان دیگر نیز کردهاند. بدون اینکه ازخشونت مسیحیت نه در تاریخ که استفاده از آن در همین جنگ علیه تروریسم این سالها بگویند، یا از نقش یهودیت در برساختن اسراییل و مشروعیت دادن به خشونت نهادینهاش و یا از بنیادگرایان هندو و رشد خشونتشان در دهه پیش. مثال امن و مطمئن این سالها هم در شرمسار کردن مسلمانان، بوداییان بودهاند که نه تنها دینشان رابطهای با خشونت نداشته که پادزهر و نفی مطلق آن بوده. برای حل و فصل این تناقض است که امشب آنچه از پی این تصاویر خشونت بوداییان در شبکه چهار بریتانیا آمد مصاحبه ای بود با دالایلامای محبوب غرب. مجری از ظهور کسی گفت که او را اسامه بن لادن بودایی خواندهاند و دالای لاما مثل تحلیلگری مسلح به دیالکتیک تاریخی پاسخ داد که مساله نه اختلاف دینی که اختلاف بر سر اقتصاد و سهم از قدرت سیاسی است. دالای لاما همچنین به مجری توصیه کرد که تا پیش از داشتن اطلاعات کامل از حدس و گمان خودداری کند. دالای لامای صلحدوست آنگاه توسط مجری به کارکرد اصلیش یعنی نقد دولت چین فراخوانده شد. (مساله نه پاسخ دالای لاما که در اینجا با حقیقت هم نسبتی دارد که معیارهای دوگانه رسانه غرب است. تصور مصاحبهای در سیانان با رهبر میانه رویی از مسلمانان در یازده سپتامبر تنها غیرممکن است.)
🔷 دو: همین امروز که این تصاویر پخش میشد وزیران خارجه اتحادیه اروپا لغو باقی تحریمهای اقتصادی و تجاری برمه را اعلام کردند. ویلیام هیگ با صدایی که نه اضطراری در آن بود و نه وحشتی وضعیت حقوق بشر برمه را در حال پیشرفت محسوسی خواند و کشتارها را هم البته نیازمند توجه. آنگ سوچی که خود سالها برای وضع تحریم ها فعالیت کردهبود از اتحادیه اروپا تشکر کرد. باز در همین روز برنامه نفت در برابر غذا که زمانی اسم اش مولود وحشت بود فرآیند عادیسازی را در زندگی هفتاد و پنج میلیون ایرانی آغاز کرد.
🔶 سه: آنچه تصاویر امروز برمه را براستی کابوسوار میکرد، حضور هلهلهکنان تماشاچیان بودایی بود که با موبایلهای خود از کشتارها فیلم میگرفتند، موبایلهایی که امضا و لوگوی معترضین دموکراسیخواه برمهای بود حتی پیش از اعتراضات ۸۸ ایران .
🔷 چهار: آنگ سوچی را پیرو جنبش ضدخشونت و گاندی برمه مینامند. اما برخلاف رفتار گاندی دربرابر خشونت هندوها، او نه این روزها بسط نشینی کرده و نه خود را تا سرحد مرگ به روزه بسته است. آنگ سوچی هم مثل همتایان ضدخشونت ایرانیش (که پس از شکست جنبش سبز و در این روزهای سخت دیگر به کرسیهای تدریس و کارخانههای دانش خود بازگشتهاند) بیش از آنکه به فلسفه گاندی (که ضداستعمار بودنش درلابلای آموزشهای مدنی چهار سال پیش گم شد) متکی باشد به حمایت غرب متکی بود. آنگ سوچی های ایرانی مستقر در غرب در راهند و سالها بعد از لغو تحریمهایی که خود در وضع آن نقش داشتهاند تشکر خواهند کرد.
https://instagram.com/p/BYnpGM6BFyJ/
Instagram
علی عليزاده
. امروز جنازه های قربانیان مسلمان چنان روی هم تلنبار شده که رسانههای غربی سازنده آنگ سو چی هم مجبورند برای حفظ ظاهر، به این گاندی تقلبی انتقاد کنند و اعتراض به این ماندلای ساخت لندن به صفحه اول بی بی سی هم راه پیدا میکند. اما وضعیت برمه بیش از پنج سال است…
در عصر اطلاعات، جنگی تمام عیار بر سر شکل دادن به ذهن مردم در میان قدرتهای حکومتی جهان و صاحبان سرمایه در جریان است. قدرت، امروز در دستان کسی است بتواند اذهان و احساسات مردم عادی را تسخیر کند، کسی که بتواند معین کند ما توده های مردم روی چه چیز تمرکز کنیم و نسبت به چه چیزی بی تفاوت و بی حس باشیم. صاحبان جدید دنیای امروز، کسانی هستند که تفسیر (و یا دقیق تر تحریفشان) از واقعیت برای ما حجت بیشتری دارد تا آنچه خودمان با چشم خودمان میبینیم و با گوشت و پوست خودمان حس میکنیم.
🔶 خبر، عرصه جنگ است. خبرگویان و مجریان خوش صورت، تفاوت چندانی با خلبانانی که بر سر مردم بمب میاندازند ندارند و تحلیلگران چتربازانی هستند که در خانه های ما فرود میایند تا اذهان ما را شب به شب به اشغال خود در اورند تا ما گمان کنیم منافع ما و منافع اربابان آنان یکی است.
🔷 این خبر ساده صدای آمریکا مثالی ساده از تکنولوژی خبر نویسی جدید است. طوری که ناخوداگاه ما بی انکه بدانیم تحت تاثیر قرار بگیرد و بی انکه بدانیم جای قاتل و مقتول در ذهن ما عوض شود. در حاليكه تمام دنيا از خبر نسل كشي مسلمانان توسط بوداييان و سكوت رهبر نزديك به غرب ميانمار، آنگ سان سوچي، شوكه شده، صداي آمريكا با اشاره به شورشيان مسلمان، به ما تلقين ميكند كه كشتار مسلمانان آنقدر بي دليل نبوده است. در جمله بعد هم ده ها هزار بي پناه كه فرزندان بسياريشان سر بريده شدند و جنازه هاي مرگانشان سوزانده شده اند، كساني تصوير ميشوند كه از چپ و راست به يك اندازه خسته و دلزده شده اند و در حال مهاجرت به كشوري ديگر هستند.
🔶خبر عرصه جنگ است. تنها راه دفاع ما شهروندان بی پناه جهان سوم که میان حملات رسانه ای قدرتهای بزرگ محاصره شدهایم، مسلح شدن به عینک نقد است. به هیچ خبری و تحلیلی و تحلیلگری نباید اعتماد کرد. وقتی سراغ خبر میرویم، دستهایمان باید روی ماشه باشد.
https://www.instagram.com/p/BYqAJ8VBmtt/
🔶 خبر، عرصه جنگ است. خبرگویان و مجریان خوش صورت، تفاوت چندانی با خلبانانی که بر سر مردم بمب میاندازند ندارند و تحلیلگران چتربازانی هستند که در خانه های ما فرود میایند تا اذهان ما را شب به شب به اشغال خود در اورند تا ما گمان کنیم منافع ما و منافع اربابان آنان یکی است.
🔷 این خبر ساده صدای آمریکا مثالی ساده از تکنولوژی خبر نویسی جدید است. طوری که ناخوداگاه ما بی انکه بدانیم تحت تاثیر قرار بگیرد و بی انکه بدانیم جای قاتل و مقتول در ذهن ما عوض شود. در حاليكه تمام دنيا از خبر نسل كشي مسلمانان توسط بوداييان و سكوت رهبر نزديك به غرب ميانمار، آنگ سان سوچي، شوكه شده، صداي آمريكا با اشاره به شورشيان مسلمان، به ما تلقين ميكند كه كشتار مسلمانان آنقدر بي دليل نبوده است. در جمله بعد هم ده ها هزار بي پناه كه فرزندان بسياريشان سر بريده شدند و جنازه هاي مرگانشان سوزانده شده اند، كساني تصوير ميشوند كه از چپ و راست به يك اندازه خسته و دلزده شده اند و در حال مهاجرت به كشوري ديگر هستند.
🔶خبر عرصه جنگ است. تنها راه دفاع ما شهروندان بی پناه جهان سوم که میان حملات رسانه ای قدرتهای بزرگ محاصره شدهایم، مسلح شدن به عینک نقد است. به هیچ خبری و تحلیلی و تحلیلگری نباید اعتماد کرد. وقتی سراغ خبر میرویم، دستهایمان باید روی ماشه باشد.
https://www.instagram.com/p/BYqAJ8VBmtt/
Instagram
علی عليزاده
. 🔷 در عصر اطلاعات، جنگی تمام عیار بر سر شکل دادن به ذهن مردم در میان قدرتهای حکومتی جهان و صاحبان سرمایه در جریان است. قدرت، امروز در دستان کسی است كه بتواند اذهان و احساسات مردم عادی را تسخیر کند، کسی که بتواند معین کند ما توده های مردم روی چه چیز تمرکز…
توییت روز: اگر امروز گفتی نسل کشی #روهینگیا فقط راه حل نظامی دارد ، فردا حق نداری به جنگ افروزی بعدی ناتو به بهانه «دخالت بشردوستانه نظامی» اعتراض کنی.
از علی مطهری تا حمید رسایی معتقدند نسل کشی و مسلمان کشی میانمار تنها با راه حل نظامی متوقف میشود. این سخن، بی انکه بداند و بخواهد، عادی سازی، مشروع سازی و تطهیر چند دهه جنگ افروزی آمریکا و ناتو تحت لوای منطق «دخالت بشردوستانه نظامی» است. منطق دخالت بشردوستانه نظامی، یعنی پذیرش پلیسی گری برای این یا آن کشور یا مجموعه کشورها. از زمان پایان جنگ سرد و تک قطبی شدن جهان، منطق دخالت بشردوستانه نظامی همیشه بخشی از ماشین توجیه غرب در لشکرکشی به سوی دیگر دنیا بوده است. از بالکان تا لیبی. فراموش نکردهایم در اسفند ۸۹، بیست و چهار ساعت بعد از آنکه که بی بی سی و سی ان ان گفتند قذافی در آستانه نسل کشی قریب الوقوع در بنغازی است، حمله نظامی و هوایی ناتو به لیبی آغاز شد. همیشه باید پرسید آیا تمام راه های دیپلماتیک امتحان شده است؟ نسل کشی میانمار پنج سالی است در وضعیت غیرقابل قبول قرار دارد. کسانی که امروز از راه حل نظامی در میانمار صحبت میکنند، تا دیروز خودشان فعالیتی در این باره نداشته اند. پس مسلم است راه های دیگر همچنان باقی است. ما، برای دفاع همیشه آمادهایم. اما با عادیسازی نظامیگری، آنهم در ابعاد بین المللی، به زودی تفاوتی بین اذهان عمومی ملت ما و ملت آمریکا باقی نمیماند.
https://twitter.com/Jedaaal/status/906073067264376832
از علی مطهری تا حمید رسایی معتقدند نسل کشی و مسلمان کشی میانمار تنها با راه حل نظامی متوقف میشود. این سخن، بی انکه بداند و بخواهد، عادی سازی، مشروع سازی و تطهیر چند دهه جنگ افروزی آمریکا و ناتو تحت لوای منطق «دخالت بشردوستانه نظامی» است. منطق دخالت بشردوستانه نظامی، یعنی پذیرش پلیسی گری برای این یا آن کشور یا مجموعه کشورها. از زمان پایان جنگ سرد و تک قطبی شدن جهان، منطق دخالت بشردوستانه نظامی همیشه بخشی از ماشین توجیه غرب در لشکرکشی به سوی دیگر دنیا بوده است. از بالکان تا لیبی. فراموش نکردهایم در اسفند ۸۹، بیست و چهار ساعت بعد از آنکه که بی بی سی و سی ان ان گفتند قذافی در آستانه نسل کشی قریب الوقوع در بنغازی است، حمله نظامی و هوایی ناتو به لیبی آغاز شد. همیشه باید پرسید آیا تمام راه های دیپلماتیک امتحان شده است؟ نسل کشی میانمار پنج سالی است در وضعیت غیرقابل قبول قرار دارد. کسانی که امروز از راه حل نظامی در میانمار صحبت میکنند، تا دیروز خودشان فعالیتی در این باره نداشته اند. پس مسلم است راه های دیگر همچنان باقی است. ما، برای دفاع همیشه آمادهایم. اما با عادیسازی نظامیگری، آنهم در ابعاد بین المللی، به زودی تفاوتی بین اذهان عمومی ملت ما و ملت آمریکا باقی نمیماند.
https://twitter.com/Jedaaal/status/906073067264376832
Twitter
Aliz علی علیزاده
اگر امروز گفتی نسل کشی #روهینگیا فقط راه حل نظامی دارد ، فردا حق نداری به جنگ افروزی بعدی ناتو به بهانه «دخالت بشردوستانه نظامی» اعتراض کنی
👍1
پاتک حجاب به محسن حججی.
🔷 روزنامه همشهری دیروز در صفحه اول خود نوشته است: «سوریه با ایران به هم زد. عدم تمایل به تبعیت از قوانین حجاب، دلیل قطع همکاری سوریه با فدراسیون فوتبال ایران». خبری که از دیروز در فضای عمومی توسط لشکری از روزنامه نگاران شناخته شده داخل و خارج بازنشر شده است. خبری که با گره زدن سه حساسیت اختلاف برانگیز در جامعه (حجاب اجباری، حضور نظامی در سوریه و مساله ورود زنان به ورزشگاه) این حس را القا میکند که ایرانیان برغم همه هزینههایی که برای سوریه کرده اند توسط آنها تحقیر شدهاند. خبری که از اساس غیرواقعی و دروغ است (امروز هم توسط فدراسیون سوریه تکذیب شد) و معلوم نیست براساس چه استانداردی به صفحه اول پرتیراژترین روزنامه کشور راه یافته است. خبری که هدف مشخصش تضعیف حمایت همدلانهای است که بعد از شهادت محسن حججی در میان بخشهای از جامعه درباره حضور ایران در سوریه شکل گرفت.
🔶 این خبر فرمول تاثیر گذاری مشخصی دارد که از فعالان و سیاستمداران شناخته شده منتقد داخل کشور تا خبرنگاران پیشتر اصلاح طلب بی بی سی و صدای آمریکا سالها استفاده کردهاند. مثالی روشن از چگونگی گره زدن حساسیتهای اجتماعی در مسائل داخلی با امری مربوط به سیاست خارجی به منظور ایجاد نفرت از سیاستهای خارجی غرب ستیزانه حاکمیت ایران. استفاده از مساله ای داخلی برای تحمیل سیاست تنش زدایی و گردش به غرب که مورد خواست یکی از دو جناح حاکم بر ایران است. در این مورد خاص برای مشروعیت زدایی از حضور ایران در سوریه. این خبر مثالی است از به گروگان بردن مسائل مربوط به حیطه سیاست خارجی توسط نقاطی از سیاست داخلی که اختلافها و ناکارامدیها و نارضایتی ها وجود دارد. در جامعه ایرانی بر سر حجاب اجباری و یا مسائل مربوط به عدالت جنسیتی اختلافات آشکاری وجود دارد. اما اینکه نارضایتی بخشی از جامعه از این مسائل را بی واسطه به سیاست امنیتی و خارجی مربوط کنیم حرفی دیگر است. افکار عمومی بخش مهمی از جامعه ایران درباره امنیت ملی شان در بیست سال گذشته به این شکل پوپولیستی مهندسی شده است.
🔷 این خبر سوی دیگری هم دارد. آنانکه این سخن را برجسته و در بوق کردند که «سر محسن حججی رفت تا روسری نرود»، آنها هم مساله ای کلان و مربوط به آینده این سرزمین و مردم را، برای خواستهای جناحی و عقیدتی و فرهنگی خودشان ارزان خرج کردند. آنانکه برغم این همه امکانات تبلیغاتی و آموزشی و در اختیار داشتن صداوسیمای چند میلیارد دلاری، خون شهدایی که متعلق به همه ایران هستند را ابزار دفاع از سلایق فرهنگی و عقیدتی خود میکنند.
🔶 هر دو گروه برای دلایل جناحی، گفتگو درباره امنیت ملی را عوامفریبانه و و احساساتی و غیرعقلانی میکنند و ذهنیت عمومی درباره امنیت ملی را به خطر میاندازند. هر دو، با اختلاط دو حیطه جداگانه و از اساس متفاوت (اجتماعی و امنیت ملی)، باعث فروپاشی همبستگی ملی درباره مسائل کلان امنیتی میشوند. همبستگی ملی که زیربنای روحیه دفاعی یک ملت در مقابل بیگانگان است.
:
https://instagram.com/p/BY5xlgoBnJsy8yx-XX77bSDya7Xsgtrhk3A7pg0/
🔷 روزنامه همشهری دیروز در صفحه اول خود نوشته است: «سوریه با ایران به هم زد. عدم تمایل به تبعیت از قوانین حجاب، دلیل قطع همکاری سوریه با فدراسیون فوتبال ایران». خبری که از دیروز در فضای عمومی توسط لشکری از روزنامه نگاران شناخته شده داخل و خارج بازنشر شده است. خبری که با گره زدن سه حساسیت اختلاف برانگیز در جامعه (حجاب اجباری، حضور نظامی در سوریه و مساله ورود زنان به ورزشگاه) این حس را القا میکند که ایرانیان برغم همه هزینههایی که برای سوریه کرده اند توسط آنها تحقیر شدهاند. خبری که از اساس غیرواقعی و دروغ است (امروز هم توسط فدراسیون سوریه تکذیب شد) و معلوم نیست براساس چه استانداردی به صفحه اول پرتیراژترین روزنامه کشور راه یافته است. خبری که هدف مشخصش تضعیف حمایت همدلانهای است که بعد از شهادت محسن حججی در میان بخشهای از جامعه درباره حضور ایران در سوریه شکل گرفت.
🔶 این خبر فرمول تاثیر گذاری مشخصی دارد که از فعالان و سیاستمداران شناخته شده منتقد داخل کشور تا خبرنگاران پیشتر اصلاح طلب بی بی سی و صدای آمریکا سالها استفاده کردهاند. مثالی روشن از چگونگی گره زدن حساسیتهای اجتماعی در مسائل داخلی با امری مربوط به سیاست خارجی به منظور ایجاد نفرت از سیاستهای خارجی غرب ستیزانه حاکمیت ایران. استفاده از مساله ای داخلی برای تحمیل سیاست تنش زدایی و گردش به غرب که مورد خواست یکی از دو جناح حاکم بر ایران است. در این مورد خاص برای مشروعیت زدایی از حضور ایران در سوریه. این خبر مثالی است از به گروگان بردن مسائل مربوط به حیطه سیاست خارجی توسط نقاطی از سیاست داخلی که اختلافها و ناکارامدیها و نارضایتی ها وجود دارد. در جامعه ایرانی بر سر حجاب اجباری و یا مسائل مربوط به عدالت جنسیتی اختلافات آشکاری وجود دارد. اما اینکه نارضایتی بخشی از جامعه از این مسائل را بی واسطه به سیاست امنیتی و خارجی مربوط کنیم حرفی دیگر است. افکار عمومی بخش مهمی از جامعه ایران درباره امنیت ملی شان در بیست سال گذشته به این شکل پوپولیستی مهندسی شده است.
🔷 این خبر سوی دیگری هم دارد. آنانکه این سخن را برجسته و در بوق کردند که «سر محسن حججی رفت تا روسری نرود»، آنها هم مساله ای کلان و مربوط به آینده این سرزمین و مردم را، برای خواستهای جناحی و عقیدتی و فرهنگی خودشان ارزان خرج کردند. آنانکه برغم این همه امکانات تبلیغاتی و آموزشی و در اختیار داشتن صداوسیمای چند میلیارد دلاری، خون شهدایی که متعلق به همه ایران هستند را ابزار دفاع از سلایق فرهنگی و عقیدتی خود میکنند.
🔶 هر دو گروه برای دلایل جناحی، گفتگو درباره امنیت ملی را عوامفریبانه و و احساساتی و غیرعقلانی میکنند و ذهنیت عمومی درباره امنیت ملی را به خطر میاندازند. هر دو، با اختلاط دو حیطه جداگانه و از اساس متفاوت (اجتماعی و امنیت ملی)، باعث فروپاشی همبستگی ملی درباره مسائل کلان امنیتی میشوند. همبستگی ملی که زیربنای روحیه دفاعی یک ملت در مقابل بیگانگان است.
:
https://instagram.com/p/BY5xlgoBnJsy8yx-XX77bSDya7Xsgtrhk3A7pg0/
توییت روز: دعوت نکردن زنان شورای مشهد به افتتاح ورزشگاه آستان قدس خودزنی سیاسی بزرگیست. اصرار دارند انتخابات۱۴۰۰ هم درباره تفکیک جنستی پیادهروها باشد؟
🔷 در انتخابات نود و شش حسن روحانی از کسانی گفت که میخواستند پیاده روها زنانه و مردانه کنند. روحانی تلویحا ابراهیم ريیسی را متهم کرد که در صورت انتخاب شدن سیاستهای تفکیک جنسیتی شدیدی را اعمال خواهد کرد. اتهامی که مشابهش را اصلاح طلبان در سال هشتاد و چهار علیه احمدی نژاد و در سال هفتاد و شش علیه ناطق نوری مطرح کرده بودند. اصولگرایان بارها این اتهام را دروغ خواندند و در کمپین خود هم با استفاده از تصاویر زنان و جوانانی خارج از قالبهای رسمی سعی کردند خود را از این اتهام مبری کنند. عده ای از اصولگرایان، به ویژه صداهای نو و جوان آنها، اصرار داشتند که مساله آنها در انتخابات نود و شش، سخن متفاوت شان درباره سیاست خارجی و امنیت ملی، فساد و بازتولید اشرافیت، و اقتصاد ملی و عدالت اجتماعی است. آنها میگفتند صدای پرسشگری آنها درباره این مسائل مهمتر، زیر اتهامات نامنصفانه درباره تحجرگرایی فرهنگی شنیده نشد.
🔶 انتخابات به پایان رسید. اما سخن حسن روحانی درباره برنامه پنهان اصولگرایان برای تفکیک جنسیتی در ذهن بخش مهمی از جامعه رسوب کرد و ته نشین شد و باوری عام و پذیرفتنی شد. آن دسته از اصولگرایان که دغدغههایی عمیق تر دارند، اگر میخواهند صدایشان شنیده شود و یا در سال هزار و چهارصد راهی به صندوق داشته باشند، باید بتوانند در برابر سیاستهای تبعیض آمیز بخشهای دیگر جناح سیاسی خود بایستند و بی پروا آن را نقد کنند. آنهم نه یک هفته مانده به انتخابات بلکه به شکلی اصولی و مداوم. آن دسته از اصولگرایان که معتقدند نزاع اصلی بر سر مسائلی مهم تر چون اقتصاد و عدالت و استقلال است، خود باید مقابل حاشیه ها بایستند.
https://twitter.com/Jedaaal/status/909077234018930689
🔷 در انتخابات نود و شش حسن روحانی از کسانی گفت که میخواستند پیاده روها زنانه و مردانه کنند. روحانی تلویحا ابراهیم ريیسی را متهم کرد که در صورت انتخاب شدن سیاستهای تفکیک جنسیتی شدیدی را اعمال خواهد کرد. اتهامی که مشابهش را اصلاح طلبان در سال هشتاد و چهار علیه احمدی نژاد و در سال هفتاد و شش علیه ناطق نوری مطرح کرده بودند. اصولگرایان بارها این اتهام را دروغ خواندند و در کمپین خود هم با استفاده از تصاویر زنان و جوانانی خارج از قالبهای رسمی سعی کردند خود را از این اتهام مبری کنند. عده ای از اصولگرایان، به ویژه صداهای نو و جوان آنها، اصرار داشتند که مساله آنها در انتخابات نود و شش، سخن متفاوت شان درباره سیاست خارجی و امنیت ملی، فساد و بازتولید اشرافیت، و اقتصاد ملی و عدالت اجتماعی است. آنها میگفتند صدای پرسشگری آنها درباره این مسائل مهمتر، زیر اتهامات نامنصفانه درباره تحجرگرایی فرهنگی شنیده نشد.
🔶 انتخابات به پایان رسید. اما سخن حسن روحانی درباره برنامه پنهان اصولگرایان برای تفکیک جنسیتی در ذهن بخش مهمی از جامعه رسوب کرد و ته نشین شد و باوری عام و پذیرفتنی شد. آن دسته از اصولگرایان که دغدغههایی عمیق تر دارند، اگر میخواهند صدایشان شنیده شود و یا در سال هزار و چهارصد راهی به صندوق داشته باشند، باید بتوانند در برابر سیاستهای تبعیض آمیز بخشهای دیگر جناح سیاسی خود بایستند و بی پروا آن را نقد کنند. آنهم نه یک هفته مانده به انتخابات بلکه به شکلی اصولی و مداوم. آن دسته از اصولگرایان که معتقدند نزاع اصلی بر سر مسائلی مهم تر چون اقتصاد و عدالت و استقلال است، خود باید مقابل حاشیه ها بایستند.
https://twitter.com/Jedaaal/status/909077234018930689
Twitter
Aliz علی علیزاده
دعوت نکردن زنان شورای مشهد به افتتاح ورزشگاه آستان قدس خودزنی سیاسی بزرگیست. اصرار دارند انتخابات۱۴۰۰ هم درباره تفکیک جنستی پیادهروها باشد؟
شعارنویسی پشت کارگران در محرم و سکوت اصلاح طلبانه
--------
🔷 مثبت ۱۸
حسین قدیانی: درست حدس زدهاید اتفاقا! این یک عکس «مثبت ۱۸» است! یک عکس شب جمعهای! پس برویم «کمیل» بخوانیم! از زبان «امیر»ی که با قشر «کارگر» مهربان بود! بگذار سخن به صراحت بگویم! کمر کارگر، جای شعارنویسی نیست؛ آنهم اینگونه خشن! اگر این کار را با کارگر «دولت» کرده، وای بر این دولت! و اگر «حکومت» وای بر این حکومت! من که گمان نکنم از دل شاهنامهی فردوسی و دیوان حافظ و گلستان سعدی و رباعیات خیام و مثنوی مولانا، بتوان به چنین افتخاری رسید؛ کتکزدن کارگر بیکار! پس «مزن بر سر ناتوان، دست زور»! آقای روحانی! قرار بود؛ هم چرخ کارخانهها بچرخد، هم چرخ هستهای؟! آنوقت به شهادت این بدن سرخ کارگر؟! احسنت بر شما! احسنت بر جمهوری اسلامی! احسنت بر وزارت کشور! احسنت بر نیروی انتظامی! من اصلا فرض میکنم که کارگر کتکخورده، نه بسیجی آمادهی اعزام به شام بوده، نه فرزند شهید، نه انقلابی و نه هیچی! باز هم شما حق نداشتید اعتراض کارگر بیکار بیحقوق را، همچین پاسخ دهید! این است «جذب حداکثری»؟! آقای آملی! این آیا اسمش «ظلم» نیست؟! اگر نه، فاتحهی این نظام را باید خواند! و اگر آری، فاتحهی قوهی قضا را! که به متن وبلاگی علیه خودش حساس است و به این شعارنویسی در بدن کارگر، نه! دولتی بوده یا حکومتی؛ بشکند آن دستی که زورش را به جای گردن کلفت مدیران شاسیبلند نجومیبگیر، به تن رنجور کارگر بدبخت میرساند! با بیگانه، تعامل چو برجام و با کارگر هموطن، اینهمه وحشیانه؟! اینجا «جمهوری اسلامی» است؟! خجالت نمیکشید شماها؟! حیا ندارید؟! ترس از خدا ندارید؟! و من میخواهم ببینم اگر به خودتان ۲ سال پشتبند هم حقوق ندهند، آیا اعتراض نمیکنید؟! و شاکی نمیشوید؟! و عنان از کف نمیدهید؟!
اولین روز محرم است! و من اگر این متن را نمینوشتم، حتم دارم در بریدن سر «حسین بن علی» با اشقیا شریک جرم بودم! که «سیدالشهدا» آن امام آزاده و آن پیشوای حر، قیام نکرد الا علیه ظلم و بیعدالتی!»
🔶 عکس پایین و متن حق خواهانه بالا را حسین قدیانی نوشته. از نویسندگان وطن امروز که در تفسیر رایج اصلاح طلبانه، یک تندرو خوانده میشود.
🔷 آقای مصطفی تاج زاده هم امروز در توییتی که همه چیز از آن استنتاج میشد جز دفاع از حقوق کارگران کتک خورده اراک، نوشته بود: : «سیاست تمام دولتهای بعد از انقلاب مدارا با اعتراضات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق آنها بوده است. چیزی تغییر کرده؟!
#سرکوب_کارگران_اراک »
🔶 گاهی چشم ها را باید شست. به ویژه چشمهایی که جهان را به دو اردوگاه خیر و شر تقسیم میکنند.
https://www.instagram.com/p/BZUk6DLhqQa
--------
🔷 مثبت ۱۸
حسین قدیانی: درست حدس زدهاید اتفاقا! این یک عکس «مثبت ۱۸» است! یک عکس شب جمعهای! پس برویم «کمیل» بخوانیم! از زبان «امیر»ی که با قشر «کارگر» مهربان بود! بگذار سخن به صراحت بگویم! کمر کارگر، جای شعارنویسی نیست؛ آنهم اینگونه خشن! اگر این کار را با کارگر «دولت» کرده، وای بر این دولت! و اگر «حکومت» وای بر این حکومت! من که گمان نکنم از دل شاهنامهی فردوسی و دیوان حافظ و گلستان سعدی و رباعیات خیام و مثنوی مولانا، بتوان به چنین افتخاری رسید؛ کتکزدن کارگر بیکار! پس «مزن بر سر ناتوان، دست زور»! آقای روحانی! قرار بود؛ هم چرخ کارخانهها بچرخد، هم چرخ هستهای؟! آنوقت به شهادت این بدن سرخ کارگر؟! احسنت بر شما! احسنت بر جمهوری اسلامی! احسنت بر وزارت کشور! احسنت بر نیروی انتظامی! من اصلا فرض میکنم که کارگر کتکخورده، نه بسیجی آمادهی اعزام به شام بوده، نه فرزند شهید، نه انقلابی و نه هیچی! باز هم شما حق نداشتید اعتراض کارگر بیکار بیحقوق را، همچین پاسخ دهید! این است «جذب حداکثری»؟! آقای آملی! این آیا اسمش «ظلم» نیست؟! اگر نه، فاتحهی این نظام را باید خواند! و اگر آری، فاتحهی قوهی قضا را! که به متن وبلاگی علیه خودش حساس است و به این شعارنویسی در بدن کارگر، نه! دولتی بوده یا حکومتی؛ بشکند آن دستی که زورش را به جای گردن کلفت مدیران شاسیبلند نجومیبگیر، به تن رنجور کارگر بدبخت میرساند! با بیگانه، تعامل چو برجام و با کارگر هموطن، اینهمه وحشیانه؟! اینجا «جمهوری اسلامی» است؟! خجالت نمیکشید شماها؟! حیا ندارید؟! ترس از خدا ندارید؟! و من میخواهم ببینم اگر به خودتان ۲ سال پشتبند هم حقوق ندهند، آیا اعتراض نمیکنید؟! و شاکی نمیشوید؟! و عنان از کف نمیدهید؟!
اولین روز محرم است! و من اگر این متن را نمینوشتم، حتم دارم در بریدن سر «حسین بن علی» با اشقیا شریک جرم بودم! که «سیدالشهدا» آن امام آزاده و آن پیشوای حر، قیام نکرد الا علیه ظلم و بیعدالتی!»
🔶 عکس پایین و متن حق خواهانه بالا را حسین قدیانی نوشته. از نویسندگان وطن امروز که در تفسیر رایج اصلاح طلبانه، یک تندرو خوانده میشود.
🔷 آقای مصطفی تاج زاده هم امروز در توییتی که همه چیز از آن استنتاج میشد جز دفاع از حقوق کارگران کتک خورده اراک، نوشته بود: : «سیاست تمام دولتهای بعد از انقلاب مدارا با اعتراضات کارگری و تلاش برای احقاق حقوق آنها بوده است. چیزی تغییر کرده؟!
#سرکوب_کارگران_اراک »
🔶 گاهی چشم ها را باید شست. به ویژه چشمهایی که جهان را به دو اردوگاه خیر و شر تقسیم میکنند.
https://www.instagram.com/p/BZUk6DLhqQa
Instagram
Ali Alizadeh علي عليزاده
. شعارنویسی پشت کارگران در محرم و سکوت اصلاح طلبانه -------- 🔷 حسین قدیانی: درست حدس زدهاید اتفاقا! این یک عکس «مثبت ۱۸» است! یک عکس شب جمعهای! پس برویم «کمیل» بخوانیم! از زبان «امیر»ی که با قشر «کارگر» مهربان بود! بگذار سخن به صراحت بگویم! کمر کارگر،…
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
اين تعزيه نيست. صداي هل من ناصر ينصرني گرسنگان هپكو و آذرآب است. (برغم حجم سنگين، توصيه ميكنم حتما ويديو را ببينيد. بايد اين رنج را فرياد كرد، پيش از انكه دشمنان در رسانه هاي غربي ابزارش كنند)
IMG_0683.MOV
5.3 MB
حجم كمتر ويديو. اين تعزيه نيست. صداي هل من ناصر ينصرني گرسنگان هپكو و آذرآب است. (توصيه ميكنم حتما ويديو را ببينيد. بايد اين رنج را فرياد كرد، پيش از انكه دشمنان در رسانه هاي غربي ابزارش كنند)
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
سوال: چرا هیچ اصلاحطلبی از تجمع اعتراض امروز به وزیر کار يا ٤٧ روز اعتصاب غذاي رضا شهابي چيزي نميگويد؟ جواب: چون اصلاحطلبان به اعتراض وآزادی بیان تا جایی معتقدند که جناح مقابل نقد شود نه دولت متحدشان