جناب گاو
14.7K subscribers
641 photos
374 videos
17 files
1.04K links
محافظه کاری در باب اقتصاد و فرهنگ
Download Telegram
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
یک فرق بین «مقامات ارشد امنیتی» و امثال یابوهایی مانند خراتیان این است که بالاخره آن مقامات، هر چه هم از لحاظ ایدئولوژیکی در توهمات باشند، لااقل در عمل مجبورند پای در زمینِ واقعیات داشته باشند.

این که اسرائیل در فکر ترور نصرالله و خامنه‌ای بود را همه حدس می‌زدند و نیاز به این همه خودگه‌پنداری دانشمندانه نداشت! ولی می‌شد چه‌کار کرد؟ اسرائیل نصرالله را در اعماق زمین ترور کرد....

در حقیقت این پیشنهاد جناب خراتیان و جمع دیگر یابوها (که بعد از وعده صادق ۱ و قبل از وعده صادق ۲ عنوان شده) که اینجا ذکر می‌کند احتمالاً آن بوده که ایران پیش‌دستی کند! و احتمالاً پاراف خشمگینانه مقامات ارشد امنیتی که الان خراتیان در موردش می‌گوید در باطن کلام این بوده که «آخه یابوها! ما در همان وعده صادق یک هم گند زدیم! اول امکانات اسرائیل و امکانات ما را ببینید، بعد زر زر و عرعر کنید! شما همه ما را به پگاه خواهید داد!»

الان مشکل ما اینجاست که امثال شاکری و خراتیان اند که تحلیل می‌بافند و‌ با این تحلیل‌ها، و با دلقک‌بازی مینیون‌ها در کف خیابان، دارند مملکت را به سوی سقوطی بی‌مانند هل می‌دهند. بعداً هم از همه طلبکار خواهند بود.
👍168👎7
چپ عربی و اسرائیل

   یک تصور رایج امروز این است که «چپ» از همان ابتدا دشمن سرسخت اسرائیل بوده است؛ این تخیل ناشی از توهمات ذاتگرایانه درباره‌ی موضع‌گیری‌های سیاسی است.
   بخش مهمی از چپ کمونیست عرب، با پیروی از موضع اتحاد جماهیر شوروی، از طرح سازمان ملل برای تقسیم فلسطین در نوامبر ۱۹۴۷ و تشکیل دولت یهودی حمایت کرد:
   ۱) چپ فلسطین: «اتحادیه آزادی ملی فلسطین» (عصبة التحرر الوطني) ابتدا با تقسیم مخالف بود؛ اما در فوریه ۱۹۴۸، در کنفرانس ناصره، همسو با موضع شوروی، طرح تقسیم را پذیرفت. در اکتبر ۱۹۴۸ نیز بخشی از کمونیست‌های عرب فلسطینی در مناطق تحت کنترل اسرائیل با کمونیست‌های یهودی متحد شدند و حزب کمونیست اسرائیل (Maki) را تشکیل دادند.
   ۲) مصر: در مصر نیز HADITU، مهم‌ترین تشکل کمونیستی، در سال ۱۹۴۷ از طرح تقسیم حمایت کرد؛ ظاهرا این تنها جریان سیاسی مصری است که در آن مقطع از قطعنامه تقسیم حمایت کرد.
   ۳) سوریه و لبنان: خالد بکداش، رهبر حزب کمونیست سوریه، پس از تصمیم شوروی برای حمایت از طرح تقسیم فلسطین، موضع حزب کمونیست سوریه و حزب کمونیست لبنان را نیز تغییر داد و آنها را با سیاست شوروی هماهنگ کرد. نتیجه برای کمونیست‌های سوریه و لبنان بسیار سنگین بود چراکه آنها به‌خاطر همین موضع، از سوی ناسیونالیست‌های عرب به‌شدت مورد حمله قرار گرفتند و حزب کمونیست لبنان در ژوئن ۱۹۴۸ ممنوع شد.
   القصه در همان زمانی که جریان‌های ناسیونالیست‌ عربی با تشکیل دولت یهودی مخالفت می‌کردند، کمونیست‌های عرب به دلیل خط جدید مسکو، راه دیگری رفتند.
   وزارت خارجه آمریکا در ۱ ژوئیه ۱۹۴۸ در یک سند دولتی درباره نفوذ شوروی در فلسطین و خاورمیانه نوشت که شوروی از طریق حمایت از تقسیم فلسطین و شناسایی سریع اسرائیل، نفوذ قابل‌توجهی در دولت موقت اسرائیل پیدا کرده و همچنین می‌تواند نفوذ خود را در منطقه گسترش دهد. در همان سند، وزارت خارجه آمریکا صریحاً می‌نویسد که یکی از راه‌های گسترش نفوذ شوروی، «حمایت مستمر از طرح تقسیم و شناسایی زودهنگام اسرائیل» بود. این سند هم‌چنین به این نکته اشاره می‌کند که تعداد بسیاری از اعضای گروهک‌های مسلح صهیونیست مانند ایرگون، استرل و‌... کمونیست هستند[۱].
    البته باید توجه داشت که کمونیست‌های عرب آن دوره لزوما صهیونیست نبودند بلکه چپ عربی در آن مقطع، در مسئله فلسطین به‌شدت تحت تأثیر سیاست خارجی شوروی قرار داشت. بعدا که روابط شوروی و اسرائیل تغییر کرد، موضع کمونیست‌های عرب نیز دگرگون شد.
   نهایتا تاریخ را باید در زمان خودش فهمید، نه اینکه با مواضع سیاسی دهه‌های بعد بازنویسی‌اش کرد.
ـــــــــــــــــــ
ارجاعات:
[1]. https://history.state.gov/historicaldocuments/frus1948v05p2/d430?utm_source=chatgpt.com

✍️عدنان فلّاحی


https://t.me/AdnanFallahi
👍34
سید جمال‌الدین اسدآبادی برای خلافت است که با ناصرالدین شاه درمی‌افتد. مسئله این است که او معتقد به خلافت اسلامی بود و می‌خواست برای اسلامبول [عثمانی] کار کند. او احساسات ملّی نداشت. او می‌خواست دولتی تشکیل دهد و آنچه در ذهن داشت، خلافت بود.


#محمدعلی_موحد
👍69👎3
خبر زیر خیلی قشنگ ذهنیت طرفداران حضرت آقا و دفتر ایشان را نشان می‌دهد:

یکی از همکاران دامپزشک در استفتایی از دفتر رهبر قائد شهید انقلاب اسلامی، پرسشی را در خصوص راه اندازی مزارع پرورشی اسب و الاغ با هدف مصرف گوشت و شیر تولیدی مطرح نموده بود.
به گزارش حکیم مهر، وی در این استفتا پرسش نموده بود: «با توجه به اینکه گوشت و شیر الاغ غیر اهلی و آزاد حلال می باشد، آیا می توان مزارع پرورشی اسب و الاغ به هدف تولید گوشت و شیر ایجاد نمود؟»
دفتر رهبر قائد شهید انقلاب اسلامی در پاسخ به این استفتا، عنوان فرموده بودند: «اگر با اخذ مجوزات قانونی باشد و در وقت فروش، نوع گوشت و شیر به مشتری اطلاع داده شود، اشکالی ندارد.»
طرف سوال شرعی پرسیده (که البته لازم نبوده، چون خودش گفته حلال است!) و‌ دفتر مقام معظم جواب سوال شرعی را منوط به یک پروسه بوروکراتیک کرده!

برای اینها خدای عزوجل هم یک بوروکرات است که آن بالا نشسته و‌ مطابق منویات مقام معظم ولایت مطلقه فقیه در ایران قانون برای تمام کائنات می نویسد و ابلاغ می‌کند......
👍188👎12
برای به کار بردن حرم ائمه برای سخیف‌ترین دعواهای جناحی هم بالاخره دلیل می‌تراشند، آن هم طبق معمول با کلمات عدالت و حق‌جویی و....

این اوباش بی‌دین و متظاهر و منافق تکلیف‌شان مشخص است. ولی مشکل آنجاست که اکثریت شیعیان هم نسبت به دین‌شان بسیار بی‌غیرت شده‌اند. همین الان هستند خیلی از شیعیانی که این را می‌بینند و حس انزجار نسبت به این آلودن یکی از عزیزترین مکان‌های مذهبی‌شان را دارند، ولی در عین حال دارند در مورد سفر امسال‌شان برای «پای‌بوسی امام هشتم» برنامه‌ریزی می‌کنند، انگار نه انگار که چیزی انفاق افتاده. من این را فقط بی‌غیرتی می‌دانم و لاغیر!
👍123👎15
Forwarded from بهلول (Amirreza)
یک لیگ دیگر

بعضی‌ها به شیوه کوچک‌زاده جزّ جگر می‌زنند و اقدام بانک مرکزی را جنایت می‌خوانند. بعضی‌ها مثل صادق‌الحسینی از دلارفروشی بانک مرکزی دفاع می‌کنند و آن را کار معقولی می‌دانند. بعضی‌های دیگر هم ممکن است موضعی میان این دو داشته باشند. ولی سرتاپای این دعوا مربوط به لیگ بازنده‌هاست.

جمهوری اسلامی برای آن که ادای دولت بودن دربیاورد ناچار بود ظاهر بعضی نهادهای مدرن را حفظ کند، در حالی که باطناً می‌خواست خلافت باشد و عملاً هم خلافت بود. در این خلافت هیچ نهاد مدرنی روح و اصالت و هویت نداشت. غیر از رابطه یکطرفه خلیفه و اتباع، هر چیز دیگری نمایش و بازیچه بود؛ از وزارت خارجه و مجلس گرفته تا انتخابات و تفکیک قوا. بانک مرکزی هم از این قاعده مستثنا نیست. راستش را می‌خواهید؟ جمهوری اسلامی اصولاً بانک مرکزی ندارد تا بتوان بر سر شیوه درست اداره آن وارد بحث معناداری شد. چیزی که اینها بانک مرکزی می‌نامند، از نظر قوانین صوری و بی‌خاصیتشان هرچه که باشد، در حقیقت یکی از ادارات تحت امر خزانه‌ است که وظیفه اصلی‌اش تدارک پول‌هایی است که دولت می‌خواهد و ندارد.

اگر روزی این خلافت برچیده شود، می‌شود به جای این جنگ‌های زرگری از بیخ بیهوده وارد بحث‌هایی مهم و واقعی شد: وظایف بانک مرکزی چیست؟ ترتیب و اولویت این وظایف در شرایط مختلف را چه کسی تعیین می‌کند؟ چه نهادی مسئول رسیدگی به تخلّف و اهمال در بانک مرکزی است؟ و هزاران سؤال دیگر مربوط به کلیّات یا جزئیات. تا آن روز بحث موافقان و مخالفان همّتی یا هرکس دیگری که جای او را بگیرد به خودشان مربوط است. مهم نیست حرف کدامشان معقول‌تر یا نامعقول‌تر به نظر می‌آید چون اصولاً موضوعشان خیر و صلاح عمومی نیست، حفظ و بقای دستگاه خلافت است.

یکی از قهرمانان لیگ خلافت همان حسن روحانی است که گفت طبق فتوای حضرت امام دلار مال دولت است و قیمتش را هم دولت تعیین می‌کند. یا اسحاق جهانگیری که گفت از نظر دولت قیمت دلار 4200 تومان است و هر قیمتی غیر از این خلاف است. و تازه این‌ها معتدل‌ها و اصلاح‌طلب‌هایش بودند، بقیه که جای خود دارند. در این لیگ بالا و پایین جدول مثل سر و ته یک کرباسند، در نتیجه تورّم مهارشدنی نیست و ریال سرنوشتی جز سقوط ندارد.

اگر پول باثبات یکی از لوازم مثل آدم زندگی کردن است، که حتماً هست، باید از این باخته‌ها و بازنده‌ها روگرداند و به لیگ دیگری فکر کرد. لیگ دیگری که در آن مثل آب خوردن آدم‌ها را اعدام نمی‌کنند، جنگ راه نمی‌اندازند، و به قتل و ترور افتخار نمی‌کنند.

لیگ دیگری که در آن مثل آدم بازی کردن، اگر پاداش نمی‌گیرد، لااقل مجازات نداشته باشد.

https://t.me/AmirrezaAbdolii
👍123👎2
قلیان و موسیقی زنده در کافه‌های تهران ممنوع شد

سرهنگ علی رفیعی، رئیس پلیس اماکن تهران بزرگ، اعلام کرد:
🔹ارائه قلیان و اجرای موسیقی زنده در کافه‌ها ممنوع است و با موارد تخلف برخورد خواهد شد.
🔹به گفته او، استفاده از دی‌جی نیز در کافه‌ها از نظر پلیس ممنوع است. همچنین کافه‌ها اجازه فعالیت در فاصله یک کیلومتری مراکز آموزشی را ندارند.

رفیعی تأکید کرد:
🔹ارائه قلیان در کافه تخلف محسوب می‌شود و واحدهای صنفی موظف به رعایت ضوابط اعلام‌شده هستند.
حتی در این اوضاع جنگی و اضمحلال اقتصادی، وقتی که کافه‌ها یکی از تنها جاهای باقیمانده برای تخلیه روانی مردم تحت فشار است، بوروکرات جماعت از شهوت کنترل خود دست برنمی‌دارد. بوروکرات‌جماعت با حس کنترل‌گری چنان ارضا می‌شود که مگو و مپرس!

همین‌ها البته ترسوهایی هستند که اگر قدرتی در مقابل کسی که نداشته باشند، آن شخص می‌تواند به راحتی آنها را قورت دهد. اگر زنی هستید که دوست دارید شوهر ذلیل و مطیع داشته باشید و توی سرش بزنید با یک بوروکرات ازدواج کنید: او عقده حقارت خود را در محل کارش سر مردم خالی خواهد کرد.
👍166👎7
نکته تأمل‌برانگیز در عصر ابن جَوزی (سده ۶ق / ۱۲م) سکوت نسبتاً آشکار دستگاه خلافت و بزرگان بغداد در برابر یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ جهان، یعنی جنگهای صلیبی (۴۹۰-۶۹۰ق / ۱۰۹۴ - ۱۲۹۱م) است که میان مسلمانان و مسیحیان و به بیانی دیگر میان شرق و غرب نزدیک به دویست سال ادامه داشت. ابن جوزی به عنوان مسلمانی دانشمند و مورخ روزگار خود تقریباً معاصر و شاهد دو دوره از این جنگها بوده است: دوره فتوحات صلیبیان یعنی تصرف بخش بزرگی از شام و تشکیل امارت‌نشینهای لاتینی در شهرهای بیت المقدس، انطاکیه، طرابلس و رها (اورفا)، و دوره واكنش مسلمانان در مقابل صليبيان...
در آثار ابن جوزی هم، چنانکه انتظار می‌رود، به نکاتی که از همدردی و نگرانی وى در برابر اين تصادم بزرگ حكايت كند، بر نمى‌خوريم، حتى در المنتظم، بزرگ‌ترين تأليف تاريخى او نيز به جز خبرهايی كوتاه از اين درگیری‌ها كه گاه از لابه‌لای حوادث هر سال به دست می‌دهد، چیز قابل توجھی نمی‌یابیم.


هادی عالم زاده،
"اوضاع فرهنگی، دینی و اجتماعی قرن ششم به گزارش ابن جوزی (511 ـ 597ق)"،
مجله تاریخ اسلام، سال یکم، ش2، تابستان 1379ش.


@AdnanFallahi
👍20👎1
جناب گاو
این یعنی جنگ های طولانی مدت صلیبی و اشغال بیت المقدس برای خلفای ساکن بغداد مهم نبوده؛ چه برسد به سایر مسلمین.
درباره‌ی اینکه جنگ‌های صلیبی چه میزان برای حاکمان ـ و طبعا ـ ساکنان بغداد و دمشق و قاهره اهمیت داشته چند نکته درخور بیان است:
1) بله! گزارش‌های تاریخی ـ من جمله رویکرد مورخ حنبلی ابن الجوزی ـ نشان می‌دهد که در اوج نبردهای صلیبی در سرزمین‌های مقدس، در مصر و عراق و شام تکاپویی وجود نداشت و این مسأله به مراتب بسیار کمتر از فی المثل منازعات کلامی بین اشاعره و حنابله محل توجه و اهتمام فقها و غیر فقها بود.
2) از قضا محمد مختار الشنقیطی پژوهشگر مشهور قطری در کتاب خود نشان می‌دهد که بار اصلی جنگ‌های صلیبی بر دوش قدرت‌های تُرک از یک سو و فرانک‌های کاتولیک از سوی دیگر بود و عرب‌های مسلمان و مسیحیان ارتدکس در این میان نقش چندانی نداشتند (نک. فصل اول کتاب: أثر الحروب الصلیبیة علی العلاقات السنیة الشیعیة)
3) این رویه در قرون بعد هم به نوعی تکرار شد. برای مثال در قضیه‌ی سقوط آخرین حکومت‌های محلی مسلمان در اندلس، هیچ شور و انگیزه‌ای برای مقاومت در استانبول و قاهره به وجود نیامد. یعنی نه عثمانی‌ها ـ در اوج اقتدار این سلسله ـ و نه ممالیک مصر اراده و انگیزه‌ای برای ورود به جنگ با نیروهای صلیبی در اسپانیا و پرتغال کنونی و دفاع از اندلس نداشتند و به برخی کمک‌های ثانویه اکتفا کردند. حتی فقهای اهل سنت در حوزه‌ی حکومت ممالیک ـ به تبع نظام حاکم ـ به جای فتاوای جهاد برای بازپس‌گیری این مناطق و مقاومت مسلحانه، مهاجرت از اندلس را برای مسلمین این خطه تئوریزه می‌کردند (نک:
Van Koningsveld and Wiegers. “Islam in Spain during the Early Sixteenth Century: The Views of the Four Chief Judges in Cairo (Introduction, Translation, and Arabic Text)”, p.138.
In: Poetry, Politics and Polemics, Cultural; Transfer Between the Iberian Peninsula and North Africa, edited by Otto Zwartjes, Geert Jan van Gelder, and Ed de Moor. 133-152. Amsterdam: Editions Rodopi B.V., 1994)
با این توضیحات می‌توان گفت که رخدادهای بزرگی مانند جنگ‌های صلیبی صرفا برای کانون‌های درگیری مهم می‌نمود و حساسیت خاصی را در سایر مناطق پیرامونی جهان اسلام برنمی‌انگیخت.


@AdnanFallahi
👍13
Forwarded from عیار (Ashkan(behrooz) Hoseini)
ملی‌گرایی؛ گناه دیروز، پناه امروز


ایران؛ غایبِ بزرگِ انقلاب

اگر بتوان یک وجه مشترک مهم را در میان بخش بزرگی از نیروهای انقلابی ۵۷ نام برد، بی‌گمان بی‌اعتمادی، بی‌اعتنایی یا ستیز آنان با مفهوم ملی‌گرایی مدرن و هویت ملی ایرانی است.
قاطبه این گروه‌ها، چه روحانیون و چه چپ‌ها و چه اسلام‌گرایان متجدد، با امر ملی سر سازگاری نداشتند. نه‌تنها به ملی‌گرایی بی‌اعتنا بودند، بلکه آن را دشمنی برای خود می‌پنداشتند و، در بهترین حالت، رقیبی برای دیسکورس سیاسی‌شان.

ناصر، عزیز تر از ایران

طاهر احمدزاده، پدر دو تن از رهبران سازمان چریک‌های فدایی خلق، نخستین استاندار خراسان پس از انقلاب و از نزدیکان شریعتی و بازرگان، به عشق جمال عبدالناصر نام یکی از پسرانش را «ناصر» گذاشت. حتی پس از انقلاب برای ناصر کنگره ترتیب داد؛ جمال عبدالناصری که در دوره او استفاده سیاسی و تبلیغاتی از عنوان مجعول «خلیج عربی» در جهان عرب گسترش یافت.
خسروخان قشقایی، یکی از رهبران ایل قشقایی و از اعضای جبهه ملی در خارج از کشور، در زمانی که ناصر فعالیت‌های تبلیغی شدیدی علیه ایران آغاز کرده بود، به مصر رفت و از ناصر کمک تسلیحاتی و مالی گرفت.
در بحبوحه تنش‌های مرزی ایران و عراق و ادعای واهی عراق درباره اروندرود، سیدمحمود دعایی و بخشی از روحانیت از عراق کمک مالی می‌گرفتند و رادیو بغداد را راه‌اندازی کردند.
مجاهدین خلق ایران با چریک‌های ساف دمخور بودند؛ همان‌هایی که خلیج فارس را، به مانند ناصر، «خلیج عربی» می‌نامیدند.
نشریه جبهه ملی سوم در خارج از کشور نیز از ادعای تملک امارات بر جزایر ایرانی حمایت کرد و تصرف آنها توسط ایران را محکوم نمود.

ایرانی زدایی از خاک و خاطره

خلخالی در همان اوایل انقلاب خلیج فارس را «خلیج اسلامی» نامید و با بولدوزر قصد تخریب تخت جمشید داشت.
ایدئولوگ انقلاب، علی شریعتی، در گفتارهایش بسیاری از سنن ملی و ایرانی را متحجرانه می‌نامید و به مفاخر ایرانی چون ابن‌سینا و حلاج بی‌احترامی می‌کرد.
رقیب سیاسی علی شریعتی، مرتضی مطهری، چهارشنبه‌سوری را نیز خرافه‌پرستی نامید.
و بازرگان، که در میان جماعت انقلابی اندکی رگه‌هایی از اندیشه ملی‌گرایی داشت، سرانجام از سوی همان رفقای انقلابی‌اش تخطئه شد.
حجت‌الاسلام کروبی در خطبه نماز جمعه تهران در ۱۶ مهر ۱۳۶۱ خطاب به بازرگان گفت:
«در خیانت شما [مهندس بازرگان] همین بس که نوشته‌اید: انقلاب «ملی» ایران به ثمر نرسیده، و صراحتاً در دو جای نامهٔ خود کلمهٔ «ملی» را به کار برده‌اید. خیانت به تاریخ می‌کنید... در قسمت دیگری از نامهٔ خود می‌نویسید فلان شخص فردی میهن‌پرست است. خجالت نمی‌کشید؟ مردم شعار اسلام را داده‌اند و حالا که سفره باز شده شما می‌آیید و اسم ملی و میهن را روی آن می‌گذارید؟ این سخن امام امت است که فرموده مردم ما باید جلوی آنهایی را که دم از ملیّت می‌زنند بگیرند.»

وقتی فردوسی هم متهم شد

نخست‌وزیر محبوب انقلابیون در دهه شصت، مهندس موسوی، نیز در مصاحبه‌ای با مجله ایران تایمز در مهرماه ۱۳۶۱، افاضاتی چون کروبی داشت:
«برگزاری هزارهٔ فردوسی در سال ۱۳۱۳ و پیراستن زبان فارسی از کلمات عربی که بر اساس ناسیونالیسم صورت می‌گرفت توطئه‌ای از سوی غربی‌ها برای نابودی اسلام بود. این مسأله خیلی هشدار دهنده است برای تمامی هنرمندان ما و برای تمامی ملت ما، چرا که می‌بینیم همان موقعی که در ایران به باستان‌شناسی، خرابه‌های تخت جمشید از خاک بیرون کشیده می‌شد و تاریخی ساخته می‌شد تا ملت ما اجباراً به آن تاریخ افتخار کند، در حالی که آن تاریخ کاملاً بیگانه از اسلام بود، تاریخ پیش از اسلام و ارزش‌های آن هزاران سال بود که مرده بود و به این ترتیب دوباره احیاء می‌گشت.»
حتی وزیر خارجه بازرگان و یکی از اضلاع مثلث بیق، ابراهیم یزدی، در تیرماه ۱۳۵۹ ناسیونالیسم و ملی‌گرایی را عامل تفرقه و اسارت خواند.
حبیب‌الله پیمان، از اعضای جنبش مسلمانان مبارز و از مؤسسین تشکیلات ملی‌مذهبی، در اردیبهشت ۱۳۵۸، در اعتراض به عباس امیرانتظام که قیام مردم آذربایجان برای بیرون راندن پیشه‌وری را روزی باارزش نامیده بود، به دفاع از پیشه‌وری و خودمختاری آذربایجان برخاست!
شاگرد و خلف حبیب‌الله پیمان نیز چند دهه بعد، گام در راه مراد خود گذاشت.

غم فلسطین و بی‌اعتنایی به رنج ایران

احمد زیدآبادی چندی پیش چند شرط را برای پیوستن جریان متبوع خود به جریان شاهزاده گذاشته بود؛ ولی شرط دوم آن جالب و تأمل‌برانگیز بود:
«دوم، اعلام مخالفت با اسکان یهودیان در کرانۀ باختری رود اردن و بیت‌المقدس شرقی و حمایت صریح از حق مردم فلسطین برای برخورداری از یک کشور مستقل.»
ادامه👇👇👇
👍71👎14
چینی‌های عاقل با دیدن این در دل‌شان خواهند خندید و با خود خواهند گفت:
纵观世界历史,还有比21世纪的伊朗人更愚蠢的吗?
یعنی که «آیا از ایرانی قرن بیست و یکم، ابله‌تر در عالم وجود پیدا شده؟!». البته بعدش سعی خواهند کرد راه‌هایی پیدا کنند تا بدون آنکه از تحریم‌ها ضرر ببینند نفت ایران را با تخفیف بالا بخرند و اجناس‌شان را به ایرانی ابله بفروشند.

از قیمت بالای نفت و فشارش بر اقتصاد آمریکا و اروپا شنیده‌اید. ولی می‌دانید اقتصاد کدام کشور خیلی بیشتر تحت فشار حاصل از این قیمت بالاست؟! بله، چین! به همین دلیل است که مقامات چینی از ج.ا. دلخورند و سیگنال می‌فرستند که ج.ا. باید مشکلش را با آمریکا حل کند.
👍90
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
دعوای این دو‌ تا آدم کثیف دیدنی است!

طرف ایران‌نشین حاضر است هر چیزی را تحمل کند تا جایی که خطری را متوجه موجودیت ج.ا. نکند! رانت خیلی به زبانش مزه کرده.

طرف لندن‌نشین فقط و فقط و فقط دنبال برآورده شدن فانتزی‌های مقاومتی و استعمارستیزانه و ضدآمریکایی خود (آن هم در قلب لندن) است. کاری هم ندارد که الان اکثریت مردم ایران دیگر نمی‌خواهند هزینه این فانتزی‌ها را بپردازند. به نظرش هر که نخواهد لاجرم جزو «اقلیت» است و‌ بنابراین گور باباش!

مردک چپ خبیث! لااقل تشریف ببر در ایران و کمی هم خودت هزینه آمریکاستیزی بده بی‌پدر بی‌ناموس!
👍190👎4
جناب گاو
چینی‌های عاقل با دیدن این در دل‌شان خواهند خندید و با خود خواهند گفت: 纵观世界历史,还有比21世纪的伊朗人更愚蠢的吗? یعنی که «آیا از ایرانی قرن بیست و یکم، ابله‌تر در عالم وجود پیدا شده؟!». البته بعدش سعی خواهند کرد راه‌هایی پیدا کنند تا بدون آنکه از تحریم‌ها ضرر ببینند نفت ایران…
معلوم نیست چرا نظام ایران و در کل جریانات چپ، آمریکا را دشمن دارند و چین را دوست! اگر به کاپیتالیسم باشد که اقتصاد چین الان کاپیتالیستی است. اگر به فرهنگ و لباس و‌ موسیقی باشد، چین و آمریکا الان تفاوتی ندارند. اکر مساله کفر و دین باشد که لااقل آمریکایی‌ها به نام مسیحی‌اند. اگر مساله آزادی باشد که چین استبدادی به تمام معناست (هیچ گروه اجتماعی، مذهبی و فرهنگی، حتی اگر کاملاً غیرسیاسی باشد، خارج از اجازه و‌ کنترل حزب نمی‌تواند ایجاد شود). اگر مساله رفتار با مسلمانان است که چین بلایی سر اویغورهای مسلمان آورد که اسرائیل به پایش نمی‌رسد. اگر روابط بین‌الملل مد نظر است که باید پرسید چگونه است که همسایگان چین، از ژاپنی‌ها و ویتنامی‌ها و نپالی‌ها و هندی‌ها همه از چین هراس دارند، در حالیکه همسایگان آمریکا همواره سعی در نزدیک شدن به آمریکایند؟ چگونه است که تایوانی‌هابه هیچ وجه دوست ندارند به چین ملحق شوند؟.....
👍233👎9
Forwarded from مهرپویا علا
روبیو در آکروپلیس

نخبگان ایالات متحده به‌طور تاریخی نهادهای کشورشان را وامدار رم و یونان باستان می‌دانستند و به همین علت است که مثلاً سبک نوکلاسیک در ساخت ساختمان‌های مهم دولتی‌شان رواج پیدا کرده بود یا در نوشته‌ها به کرات به آثار یونانی و رمی و کتاب مقدس ارجاع می‌دادند.

اما واقعیت این است که این تلقی چندان صحیح نبود و نیست. نهادهای آمریکایی در درجهٔ نخست محصول شرایط خاص کلنی‌نشین‌های قاره از ۱۶۰۰ به این‌سو بودند. شرایطی که برخلاف اروپای قاره‌ای و تمدن‌های دیگر، فرصت بیشتری برای رشد آزادی‌های فردی فراهم می‌کرد. نهادهای خاص آمریکایی محصول این شرایط‌اند و نه تقلید نخبگان قرن هجدهمی آمریکا از کتب فلان فیلسوف و مورخ یونانی و رمی یا بهمان آیه از کتاب مقدس.

نخبگان آن جامعه این را درک نمی‌کردند و البته ادعای گزافی هم نیست که درک نمی‌کردند. آنان خودشان در آن فضا می‌زیستند؛ و انسان به سختی می‌تواند روندهای بلندمدت جامعه‌ای را که خود در آن زندگی می‌کند، تشخیص دهد. در ایران هم برای مثال در دوران رضاشاه امثال داور و تیمورتاش و فروغی و پیرنیا و مانند اینها تصور می‌کردند از ایران باستان تقلید می‌کنند، ولی درواقع نهادهایی را در ایران بازتولید می‌کردند که محصول جریان‌های رادیکال در انقلاب فرانسه و دولت‌گرایان پروسی اواخر قرن نوزدهم بودند.

اگر آمریکا میراث‌دار رم و یونان است، منطقاً باید چیزی شبیه انقلاب صنعتی و مالی و علمی در تاریخ طولانی رم اتفاق می‌افتد که نیفتاد. می‌توان با تقریب قابل‌قبولی نشان داد که استاندارد زندگی یک اشرافی رمی، در مقایسه با استاندارد زندگی یک فرد طبقه متوسطی در جوامع توسعه‌یافتهٔ قرن بیستم و بیستم‌ویکم بسیار نازل‌تر بود. رم حتی از لحاظ دستاوردهای فلسفه و ادبیات در مقایسه با آتن قرن ششم تا چهارم پیش از میلاد هم در سطح بسیار نازل‌تری قرار داشت.

حرف این نیست که هیچ تأثیری از این دست اتفاق نیفتاده؛ تمدن غرب حتی از تمدن چینی به‌واسطهٔ کاغذ و احتمالاً ماشین چاپ تأثیر گرفته است. چه‌بسا از تمدن اسلامی به‌واسطهٔ مباحث نظری در ریاضیات و نجوم تأثیر گرفته باشد. حتماً از رم و یونان و اورشلیم هم بیشتر متأثر شده است. ولی اساس آنچه امروز از ایالات متحده و دستاوردهای آن می‌شناسیم، در درجهٔ اول میراث رم و یونان و اورشلیم نیست، بلکه میراث کلنی‌نشین ویرجینیای سده‌های هفدهم و هجدهم است. حتی سهم انگلیس قرون وسطی در شکل‌گیری نهادهای آمریکایی بیشتر از سهم یونان و رم باستان است.

و این‌ها واقعیت‌هایی‌اند که نه دمکرات‌ها درک می‌کنند و نه جمهوری‌خواهان؛ چون هیچ‌کدام‌شان لیبرال به معنی واقعی نیستند.
👍57👎14
مهرپویا علا
روبیو در آکروپلیس نخبگان ایالات متحده به‌طور تاریخی نهادهای کشورشان را وامدار رم و یونان باستان می‌دانستند و به همین علت است که مثلاً سبک نوکلاسیک در ساخت ساختمان‌های مهم دولتی‌شان رواج پیدا کرده بود یا در نوشته‌ها به کرات به آثار یونانی و رمی و کتاب مقدس…
احتمالاً اینکه روبیو الان داستان «میراث یونان و روم» را پیش کشیده به این دلیل است که یک جنگ دیگر با ایران را نزدیک می‌بیند، و احساس نیاز می‌کند که مردم آمریکا را متقاعد کند (بخوانید خر کند!). و الا آمریکا چه کار دارد به یونان و روم باستان؟!

البته این خر کردن خلائق با ادعاهای «میراث‌داری» خیلی سابقه دارد. مثلاً در همین ایران خودمان! این ادعای میراث‌داری از هخامنشیان به همان اندازه ابلهانه است. ساسانیان به زحمت هخامنشیان را می‌شناختند و حتی اسم هیچیک از پادشاهان هخامنشی (مگر اردشیر) را در دوره ساسانیان نمی‌بینیم. حالا ما چه ربطی به هخامنشیان داریم، رازی است که لابد فقط باستانگرایان ما به آن آگاهند! به همین نسق، اما در جهت مقابل، هر کس آخوندیسم الان را ادامه نفوذ یا انحطاط موبدان دوره ساسانی دانست، نمی‌داند دارد از چه سخن می‌گوید.

حکومت رضاشاه پهلوی، بیشتر از آنکه کاری به هخامنشیان و ساسانیان داشته باشد، همان حکومت قاجاری بود که می‌خواست به زور آلمانی (و تا حدی روس) شود! ملی‌گرایی آن زمان هم تقلید ملی‌گرایی پروسی-آلمانی بود تا بازگشتی به تمدن پرافتخار باستان (بازگشتی که ممکن نیست!). حکومت قاجار نیز تا حد زیادی ادامه قبل از خود بود که کمی آرام گرفته بود و نیز عاقل‌تر شده بود، مدرنیته شروع به رسوخ در آن کرده بود و گاهی هوس می‌کرد انگلیس یا فرانسه یا پروس یا روس آن زمان شود. پادشاهی محمدرضاشاه بیشتر شبیه ریاست‌جمهوری‌های مادام‌العمر آن زمان در کشورهای انقلاب‌کرده بود. جمهوری اسلامی هم بیش از آنکه میراث‌دار محمد یا علی یا حسین باشد همان ادامه سیستم رضاشاهی ترکیب‌شده با هیجانات چپی مد روز و ایدئولوژی اِخوانی و شلختگی هیئتی و روشنفکری دینی (میراث بابی‌ها!) است.

خلاصه اگر کسی به شما گفت «ما از فرزندان کورش‌ کبیریم!» یا «ما از نسل امام حسین ایم!» یا «حکومت امام علی سرمشق ماست!»، یا از شباهت‌های وضعیت الان ایران با امپراتوری ساسانی گفت، این شخص یا خود از خرشدگان است یا می‌خواهد شما را خر کند.
👍154👎55
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زمانی در دوران ریاست جمهوری رئیسی، حتی جنگ اوکراین و روسیه هم به عنوان مقصر تورم در ایران قلمداد می‌شد.

حالا جنگی در خود ایران که کلی صنایع مهم (فولاد و پتروشیمی و صنایع های-تک) را نابود کرده، فروش نفت را صفر کرده، واردات را به‌کمتر از سی در صد رسانده، و تمام منابع را بلعیده، مقصر تورم شناخته نمی‌شود!!

یقیناً ما مردم ایران گناه بزرگی مرتکب شده‌ایم که قسمت اعظم قدرت و‌ تقریباً تمام تریبون‌های مجاز کشور الان در دست سخیف‌ترین و پلیدترین و‌ کثیف‌ترین حیوانات در ایران است.

کشور را و‌ ما را به فنا خواهند داد و‌خودشان بر ویرانه‌های ایران از رانت‌ها بهره خواهند جست. و البته سهم یار جدیدشان آقای سعید لیلاز هم در خودروسازی‌ها محفوظ خواهد ماند.

ای تف!
👍166👎3
Forwarded from مهمات
۲۸ خرداد ۱۳۸۱ #خاطره_هاشمی

رسانه‌هاى آمريكا، صريحاً نوشته‌اند كه آمريكا تصميم به سرنگون‌كردن صدام حسين، [رییس‌جمهور عراق]، گرفته و كنگره هم آن را تصويب كرده و به سيا دستور داده شده است كه امكانات دستگيرى و يا كشتن صدام را فراهم نمايد.
سردار قاسم سليمانى، [فرمانده نیروی قدس سپاه] آمد.گزارشى از مسایل افغانستان و تلاش سپاه براى جلوگيرى از مطرح‌شدن ظاهرشاه، براى رياست دولت موقت، در لویى‌جرگه وگرفتن سهم مناسب براى شيعه و نگه‌داشتن مجاهدان در صحنه داد. وزارت امورخارجه هم گزارشى شبيه به اينها داده و به حساب خودش گذاشته است؛ نمى‌دانم كدام مؤثر بوده‌اند. معتقدندكه آمريكا بنا داشت، ظاهرشاه را به سلطنت برگرداند.
👍48👎6
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
درست!

ولی مشکل آنجاست که گفتمان «تهدید» (احساس تهدید از همه طرف و احساس نیاز به تهدید همه کس) چیزی عاریتی و اضافه‌شده بر نظام نیست. این از همان ابتدای نظام پایه اصلی روابط خارجی نظام بوده، در گوشت و خون نظام نفوذ کرده است.

بله، خیلی اوقات رئیس‌جمهورها و وزرای امور خارجه، وقتی مجبور می‌شدند بر زمین سفت واقعیت‌ها راه بروند، تلاشی می‌کردند تا از راه دوستی با همسایگان برآیند. ولی این نه به علت تغییری اساسی در دیدگاه، بلکه غالباً به دلیل جبر زمانه و احساس نیاز بود. و الا اینها همه‌شان با گفتمان پارانویا بزرگ شده‌اند و جزوی از وجودشان شده است.

نمونه‌اش همین داستان مخالفت وزارت امور خارجه در دولت خاتمی با برگشت ظاهرشاه به پادشاهی افغانستان بود که می‌توانست بعد از سال‌ها به ثبات آن کشور فلک‌زده بینجامد. اکثر مردم معمولی افغانستان به این بازگشت بسیار راغب بودند، اروپایی‌ها موافق آن بودند و آمریکا هم مخالف نبود. ولی زمامداران ج.ا. این را «تهدیدی» علیه خود می‌دیدند و جلوی آن را گرفتند. بدبختی امروز افغان‌ها تا حد زیادی بر گردن ج.ا. است.
👍121👎8
کلاً عناد ورزیدن به حرکات موزون تا حد زیادی فروکش کرده و ترقّص وسط خیابان عادی شده. می‌توان پنداشت رژیم ولایی پس از چند سال نبرد خصمانهٔ تن‌به‌تن با جماعت، ناگزیر از رهاکردن این خاکریز شده‌ باشد.
👍101👎8