بریده مکتوبات
🔻 در اینجا عالیخانی از سفر مخفیانهاش همراه هیئت ساواک به اسرائیل میگوید: بهعنوان مأموریت ویژه، من اولینبار نزدیک به یک سال بود که وارد سازمان اطلاعات شده بودم، شاه تصمیم گرفت که با اسرائیلیها رابطهی خیلی نزدیکتری داشته باشد و در نتیجه رئیس این سازمان…
دو تا پرسش:
۱ــ اگر از دارایی شخصی خود بخواهید در اسراییل و یا فلسطین سرمایه گذاری کنید و شریک شوید، کدام را انتخاب می کنید؟ کدام قابل اطمینان تر، معقول تر و سپاسگزار تر است؟
۲ـ حالا اگر از پول بیت المال بخواهید این کار را بکنید، کدام را انتخاب می کنید؟
۱ــ اگر از دارایی شخصی خود بخواهید در اسراییل و یا فلسطین سرمایه گذاری کنید و شریک شوید، کدام را انتخاب می کنید؟ کدام قابل اطمینان تر، معقول تر و سپاسگزار تر است؟
۲ـ حالا اگر از پول بیت المال بخواهید این کار را بکنید، کدام را انتخاب می کنید؟
👍138👎3
Forwarded from خاطرات و خطرات
لولئی با پسر خود ماجرا میکرد، که تو هیچ کار نمیکنی و عمر در بطالت به سر میبری. چند با تو گویم که معلق زدن بیاموز و سگ از چنبر جهانیدن و رسن بازی تعلیم کن، تا از عمر خود برخوردار شوی. اگر از من نمیشنوی، به خدا تو را به مدرسه اندازم، تا آن علم مرده ریگ ایشان بیاموزی و دانشمند شوی و تا زنده باشی، در مذلّت و فلاکت و ادبار بمانی و یک جو از هیچ جا حاصل نتوانی کرد.
#عبید_زاکانی
👍105👎6
Forwarded from جنگ پژوهی🪖
خاطره آیت الله موسوی اردبیلی از بچه های خردسال زندانی در اوین
✍🏻خاطره زیر را به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی شنیده ام. متن زیر به نقل از آیت الله احمد عابدینی استاد حوزه علمیه اصفهان است:
🔺اوايل شهريور 1377 بود كه براي خواندن كتاب سفرنامه فقهي حج به منزل ايشان رفتم و مثل بقيّه شبها من و او تنها بوديم تازه آقاي اسد اللّه لاجوردي را ترور كرده بودند. ايشان فرمودند: امروز هرچه با خودم كلنجار رفتم كه براي آقاي لاجوردي فاتحه اي بخوانم نشد.
🔺حساس شدم كه مگر او چه كرده است؟ سؤال كردم، ايشان در ترديد بود كه برايم توضيح بدهد يا خير، امّا بالاخره اموري را گفت كه اكنون پس از گذشتن بيش از ده سال از آن زمان هنوز بسياري از آن كلمات با همان آهنگ سخنان ايشان در گوشم طنين انداز است:
♦️ آن زمان كه مسئوليت داشتم گهگاهي به زندانها سر ميزدم که در زندانِ اوين يك درب كهنه قديمي بود كه هميشه از كنار آن مي گذشتم. يك روز هوس كردم كه داخل آنجا را ببينم، گفتم اين چيست؟ گفتند: چيز مهمي نيست يك انباري است.
♦️ گفتم: مي خواهم درون آن را ببينم. گفتند: كليدش نيست. گفتم: آن را پيدا كنيد. گفتند: پيدا نمي شود. گفتم: درب را بشكنيد. گفتند: چيز مهمي نيست. گفتم: بالاخره من بايد درون اين انباري را ببينم. گفتند: كليدش پيش حاج آقاست. منظورشان لاجوردي بود. گفتم: از او بگيريد. گفتند: الان اينجا نيستند. گفتم: پيدايش كنيد من اينجا مي مانم تا بياييد و از جاي خود تكان نمي خورم.
♦️بالاخره پس از اصرارِ زيادِ من، درب باز شد؛ وارد شدم. ديدم تعداد زيادي از بچّه هاي خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورتهايي به رنگ زرد و جسمهايي نحيف، پنجاه نفر، صد نفر، كمتر يا بيشتر نمي دانم؛ محبوسند. بچّه ها دور من ريختند، گريه ميكردند، عبا و دستهايم را مي بوسيدند و التماس مي كردند.
♦️گفتم: اينها چه كساني هستند؟ گفتند: اينها بچه هاي منافقان هستند كه پدر و مادرشان يا كشته شده اند يا فرار كرده اند. گفتم: اينجا چه كار مي كنند؟ پدرانشان مجرم بودهاند، جرم اينها چيست؟ اينها پدر بزرگ ندارند؟! خويشاوند ندارند؟! قيّم ندارند؟!
😔 از وضع اسفبار بچّه ها چشمانم پر از اشك شد عينك خود را برداشتم و با دستمال، اشك هاي خود را پاك كردم و گفتم: همين امروز تا بيست و چهار ساعت بايد اين بچّه ها را به خانواده هاي خودشان برسانيد و هر كدام كه خانواده ندارند يا جايي ندارند آنها را به دادستاني بياوريد براي آنان جايي تهيه مي كنيم. آخر پدر بچّه هاي منافق بود و كشته شد يا مادرش فرار كرد چه ربطي به بچّه ها دارد؟! انصاف و رحم و مروتتان كجا رفت؟!
♦️بالاخره پس از چند روز آقاي محمدي گيلاني قبل از خطبه هاي نماز جمعه تهران جوابم را داد و گفت: آنها كه براي بچّه منافق اشك مي ريزند نبايد مسئوليت قبول كنند، چرا آن وقت كه پدرانشان پاسدارهاي ما را مي كشتند گريه نكرديد؟! كسي مرجع ضمير حرفهاي او را جز من نفهميد.
♦️آقاي لاجوردي به من مي گفت: من تو و آقاي منتظري را قبول ندارم، شما نمي فهميد! شما نمي گذاريد من ريشه منافقان را بكنم، اما چون امام خميني به من فرموده از شما اطاعت كنم، اطاعت مي كنم وگرنه اصلاً شما دو نفر را قبول ندارم. آوای خرد(مجتبی لطفی)
✍🏻خاطره زیر را به نحو متواتر از اطرافیان و شاگردان نزدیک مرحوم آیت الله موسوی اردبیلی شنیده ام. متن زیر به نقل از آیت الله احمد عابدینی استاد حوزه علمیه اصفهان است:
🔺اوايل شهريور 1377 بود كه براي خواندن كتاب سفرنامه فقهي حج به منزل ايشان رفتم و مثل بقيّه شبها من و او تنها بوديم تازه آقاي اسد اللّه لاجوردي را ترور كرده بودند. ايشان فرمودند: امروز هرچه با خودم كلنجار رفتم كه براي آقاي لاجوردي فاتحه اي بخوانم نشد.
🔺حساس شدم كه مگر او چه كرده است؟ سؤال كردم، ايشان در ترديد بود كه برايم توضيح بدهد يا خير، امّا بالاخره اموري را گفت كه اكنون پس از گذشتن بيش از ده سال از آن زمان هنوز بسياري از آن كلمات با همان آهنگ سخنان ايشان در گوشم طنين انداز است:
♦️ آن زمان كه مسئوليت داشتم گهگاهي به زندانها سر ميزدم که در زندانِ اوين يك درب كهنه قديمي بود كه هميشه از كنار آن مي گذشتم. يك روز هوس كردم كه داخل آنجا را ببينم، گفتم اين چيست؟ گفتند: چيز مهمي نيست يك انباري است.
♦️ گفتم: مي خواهم درون آن را ببينم. گفتند: كليدش نيست. گفتم: آن را پيدا كنيد. گفتند: پيدا نمي شود. گفتم: درب را بشكنيد. گفتند: چيز مهمي نيست. گفتم: بالاخره من بايد درون اين انباري را ببينم. گفتند: كليدش پيش حاج آقاست. منظورشان لاجوردي بود. گفتم: از او بگيريد. گفتند: الان اينجا نيستند. گفتم: پيدايش كنيد من اينجا مي مانم تا بياييد و از جاي خود تكان نمي خورم.
♦️بالاخره پس از اصرارِ زيادِ من، درب باز شد؛ وارد شدم. ديدم تعداد زيادي از بچّه هاي خردسالِ پنج ساله، شش ساله و ده ساله با صورتهايي به رنگ زرد و جسمهايي نحيف، پنجاه نفر، صد نفر، كمتر يا بيشتر نمي دانم؛ محبوسند. بچّه ها دور من ريختند، گريه ميكردند، عبا و دستهايم را مي بوسيدند و التماس مي كردند.
♦️گفتم: اينها چه كساني هستند؟ گفتند: اينها بچه هاي منافقان هستند كه پدر و مادرشان يا كشته شده اند يا فرار كرده اند. گفتم: اينجا چه كار مي كنند؟ پدرانشان مجرم بودهاند، جرم اينها چيست؟ اينها پدر بزرگ ندارند؟! خويشاوند ندارند؟! قيّم ندارند؟!
😔 از وضع اسفبار بچّه ها چشمانم پر از اشك شد عينك خود را برداشتم و با دستمال، اشك هاي خود را پاك كردم و گفتم: همين امروز تا بيست و چهار ساعت بايد اين بچّه ها را به خانواده هاي خودشان برسانيد و هر كدام كه خانواده ندارند يا جايي ندارند آنها را به دادستاني بياوريد براي آنان جايي تهيه مي كنيم. آخر پدر بچّه هاي منافق بود و كشته شد يا مادرش فرار كرد چه ربطي به بچّه ها دارد؟! انصاف و رحم و مروتتان كجا رفت؟!
♦️بالاخره پس از چند روز آقاي محمدي گيلاني قبل از خطبه هاي نماز جمعه تهران جوابم را داد و گفت: آنها كه براي بچّه منافق اشك مي ريزند نبايد مسئوليت قبول كنند، چرا آن وقت كه پدرانشان پاسدارهاي ما را مي كشتند گريه نكرديد؟! كسي مرجع ضمير حرفهاي او را جز من نفهميد.
♦️آقاي لاجوردي به من مي گفت: من تو و آقاي منتظري را قبول ندارم، شما نمي فهميد! شما نمي گذاريد من ريشه منافقان را بكنم، اما چون امام خميني به من فرموده از شما اطاعت كنم، اطاعت مي كنم وگرنه اصلاً شما دو نفر را قبول ندارم. آوای خرد(مجتبی لطفی)
👍115👎7
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
معرفی میکنم: دکتر کیومرث یزدانپناه، استاد دانشگاه تهران، معاون تایید صلاحیت مرکز جذب اعضای هیات علمی، و نیز معاون پژوهشی کمیسیون علوم رفتاری و اجتماعی!
آکادمی در دنیا یک فریبکاری بزرگ است، ولی در ایران است که علاوه بر یک فریبکاری بزرگ، تبدیل شده به یک دلقکخانه متشکل از ابلهترین ودر ضمن پرمدعاترین موجودات روی زمین!
سازمان ملی پخمگان، نیز!
آکادمی در دنیا یک فریبکاری بزرگ است، ولی در ایران است که علاوه بر یک فریبکاری بزرگ، تبدیل شده به یک دلقکخانه متشکل از ابلهترین ودر ضمن پرمدعاترین موجودات روی زمین!
سازمان ملی پخمگان، نیز!
👍143👎5
Forwarded from دغلکاری نخبگان، کانال اصغر حکمتیار
راه آزادی از دانشگاه نمی گذرد. دانشگاه عقل نیاورده و نخواهد آورد.
👍137👎27
زمانی مرتضی مطهری در بیان نقاط ضعف شیعه و سنی این نکته را بیان میکرد که آخوندهای سنی عمدتاً مواجببگیر حکومتها بودهاند و بنابراین نقطه ضعفشان این بوده که تحت سیطره حکومتها بودهاند. برعکس، محل اصلی درآمد آخوند شیعه خمس و موقوفات مردمی بوده، و این خود نیز آفتی بزرگ داشته: عوامزدگی آخوند شیعه!
بنده خدا نیست تا ببیند که حکومتی که خودش نیز کمک کرد به قدرت برسد، تشیع عجیبی درست کرده که از هر مذهب دیگری در جهان حکومتیتر، و در عین حال عوامزدهتر، و نیز بیشتر از همه در خدمت عوامفریبی است.
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری!
بنده خدا نیست تا ببیند که حکومتی که خودش نیز کمک کرد به قدرت برسد، تشیع عجیبی درست کرده که از هر مذهب دیگری در جهان حکومتیتر، و در عین حال عوامزدهتر، و نیز بیشتر از همه در خدمت عوامفریبی است.
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری!
👍211👎1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مذلت و خواری که روحانیت شیعه به آن افتاده است!
حالا یک راز آشکار را برایتان بگویم: الان طوری شده که اکثریت قشر مذهبی (حتی مذهبی حکومتی) از آخوندها بیزارند و فقط به صورت ظاهری احترامی برای آنها قائل میشود. چرا که میفهمند که این آخوندها(به خصوص جوانترهاشان) چقدر از درون تهی و بیمایه اند. از طرف دیگر، آخوندها هم از قشر مذهبی دلخورند، چون مجبورند برای به دست آوردن مستمع و همراه، شأن خودشان را پایین آورند و روی منبر دلقکبازی درآورند.....
حالا یک راز آشکار را برایتان بگویم: الان طوری شده که اکثریت قشر مذهبی (حتی مذهبی حکومتی) از آخوندها بیزارند و فقط به صورت ظاهری احترامی برای آنها قائل میشود. چرا که میفهمند که این آخوندها(به خصوص جوانترهاشان) چقدر از درون تهی و بیمایه اند. از طرف دیگر، آخوندها هم از قشر مذهبی دلخورند، چون مجبورند برای به دست آوردن مستمع و همراه، شأن خودشان را پایین آورند و روی منبر دلقکبازی درآورند.....
👍139👎8
Forwarded from کانال روزِ خوش
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
اعتقاداتمون رو ازمون گرفتن
👍111👎8
این مال چند سال پیش که اوضاع بهتر بود نیست! مال کمتر از یک سال و نیم پیش است که هر کس که دو سانتیمتر جلوتر از بینیاش را میدید، میتوانست ببیند که اوضاع خیلی زود خیلی خیطتر از این حرفها خواهد بود.
برگردید عقب، و اخبار و گفتهها و توییتهای این نوابغ را نگاه کنید تا ببینید چند دهه است چقدر دچار توهمات اند، و چگونه با همین توهمات (و مستی حاصل از پول نفت) مملکت را به این نقطه رساندهاند.
و ای هموطن! بنشین و با خودت روراست باش و فکر کن که چه کردهای که این نوابغ بر تو حاکم شدهاند!
برگردید عقب، و اخبار و گفتهها و توییتهای این نوابغ را نگاه کنید تا ببینید چند دهه است چقدر دچار توهمات اند، و چگونه با همین توهمات (و مستی حاصل از پول نفت) مملکت را به این نقطه رساندهاند.
و ای هموطن! بنشین و با خودت روراست باش و فکر کن که چه کردهای که این نوابغ بر تو حاکم شدهاند!
👍189
Forwarded from Imamiya identity | Archive
ساده اندیشی و کاهش محبوبیت روحانیت
روحانیان با وقوع انقلاب اسلامی، بتدریج کرسی امور سیاست و سیاستگذاری کشور را به تصاحب کردند. عموم روحانیان، چندان از مقتضیات و لوازم سیاست، قدرت و حکمرانی چیزی نمیدانستند. آنان با ذهن بسیط خود، مسئلههای پیچیدهی جامعه، حکومت و سیاست را سهل و آسان میدیدند و نمیدانستند پا در چه عرصهی مهیبی میگذارند. مهمترین چیزی که روحانیان نمیدانستند این بود که در یک آزمون تاریخی و سرنوشت ساز قدم مینهند. آزمونی که باید مدعیات خود را به محک تجربه و آزمایش بگذارند. این که در نهایت از این آزمون تاریخی چگونه بیرون میآیند، پرسش مهمی است اما با نگاه به امروز این طبقه و صنف، چندان به آیندهی آنان امیدواری نیست. زیرا وقتی کارکرد و موقعیت اجتماعیشان را از دست دادهاند نمیتوانند حضوری فعال و معنادار داشته باشند. البته همچنان که در تاریخ غرب مشاهده میکنیم، روحانیان همچنان حضور خواهند داشت اما مجبور میشوند به حداقلهای ممکن اکتفا کنند.
به جرئت می توان گفت که بسیاری از مردم قبل از انقلاب به روحانیت اعتماد داشته و این نهاد را پناهگاه خود می دانسته اند. آن وقت روحانیون در قدرت سیاسی نقشی نداشتند، اما از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، تغییرات اجتماعی بسیاری رخ داد که نمایانگر افول شدید محبوبیت روحانیت، به ویژه روحانیت مدافع نظام به شمار می رود. برخی این امر را با پدیده دین گریزی جامعه ایران مرتبط می دانند. کاهش میزان اعتماد و محبوبیت روحانیون در جامعه البته دلایل دیگری هم دارد. این دلایل عبارتند از سطح علمی پایین بسیاری از آنها ، رفتار ناشایست و عملکرد نادرست برخی از آنها ، فاصله با مردم ، پاسخگو نبودن به نیاز جامعه ، سکوت درباره مشكلات و نگرانیهای اصلی مردم؛ سخن گفتن در مسائل خارج از تخصص و ترویج اوهام ، وابسته بودن به نهاد قدرت و در حقیقت نماد حکومت بودن به طوری که خشم از حاکمیت به نفرت از آنها منجر می شود.
از دیگر نشانه های رویگردانی مردم از روحانیون می توان به موارد ذیل اشاره کرد: شعارهای تند علیه روحانیت و حمله به مدارس و حوزه های علمیه در اعتراضات مردمی؛ نشر شب نامهها علیه برخی مراجع تقلید در شهر قم؛ بی اعتنایی و یا بی تفاوتی نسبت به فتاوی مراجع؛ بدرفتاری در اماکن عمومی و معابر با روحانیون به گونه ای که خیلی از آنها هنگام سفر به شهرهای بزرگ و به ویژه تهران؛ خودداری بسیاری از خانوادهها از دادن دختران خود به طلاب و یا دعوت از روحانیون برای حضور در مراسم میهمانیهای خانوادگی؛ جوکهای فراوانی که در میان مردم دهان به دهان می شود، و از تنزل شأن و تحقیر روحانیون در جامعه حکایت دارد.
دلیل کاهش اعتماد و مشروعیت روحانیت نزد مردم را باید درون خود نظام و روحانیت طرفدار نظام جستجو کرد. روحانیت به جای نظارت و انتقاد از حکومت و حمایت از مردم، خود متصدی پستهای اجرایی حکومت شد. این مسأله هم قدرت و هم ثروت برای روحانیون در پی داشت، و در نتیجه مردم از روحانیت متنفر شده و آن را مسؤول هر عیب و نقصی در نظام سیاسی و اقتصادی کشور می بینند. تا وقتی که روحانیت در نظام سیاسی کشور نقش داشته باشد، احتمال تنزل جایگاه روحانیون در جامعه افزایش خواهد یافت.
#روحانیت #حوزه_انقلابی #حوزه #مرجعیت
@Imamiya_identity
روحانیان با وقوع انقلاب اسلامی، بتدریج کرسی امور سیاست و سیاستگذاری کشور را به تصاحب کردند. عموم روحانیان، چندان از مقتضیات و لوازم سیاست، قدرت و حکمرانی چیزی نمیدانستند. آنان با ذهن بسیط خود، مسئلههای پیچیدهی جامعه، حکومت و سیاست را سهل و آسان میدیدند و نمیدانستند پا در چه عرصهی مهیبی میگذارند. مهمترین چیزی که روحانیان نمیدانستند این بود که در یک آزمون تاریخی و سرنوشت ساز قدم مینهند. آزمونی که باید مدعیات خود را به محک تجربه و آزمایش بگذارند. این که در نهایت از این آزمون تاریخی چگونه بیرون میآیند، پرسش مهمی است اما با نگاه به امروز این طبقه و صنف، چندان به آیندهی آنان امیدواری نیست. زیرا وقتی کارکرد و موقعیت اجتماعیشان را از دست دادهاند نمیتوانند حضوری فعال و معنادار داشته باشند. البته همچنان که در تاریخ غرب مشاهده میکنیم، روحانیان همچنان حضور خواهند داشت اما مجبور میشوند به حداقلهای ممکن اکتفا کنند.
به جرئت می توان گفت که بسیاری از مردم قبل از انقلاب به روحانیت اعتماد داشته و این نهاد را پناهگاه خود می دانسته اند. آن وقت روحانیون در قدرت سیاسی نقشی نداشتند، اما از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، تغییرات اجتماعی بسیاری رخ داد که نمایانگر افول شدید محبوبیت روحانیت، به ویژه روحانیت مدافع نظام به شمار می رود. برخی این امر را با پدیده دین گریزی جامعه ایران مرتبط می دانند. کاهش میزان اعتماد و محبوبیت روحانیون در جامعه البته دلایل دیگری هم دارد. این دلایل عبارتند از سطح علمی پایین بسیاری از آنها ، رفتار ناشایست و عملکرد نادرست برخی از آنها ، فاصله با مردم ، پاسخگو نبودن به نیاز جامعه ، سکوت درباره مشكلات و نگرانیهای اصلی مردم؛ سخن گفتن در مسائل خارج از تخصص و ترویج اوهام ، وابسته بودن به نهاد قدرت و در حقیقت نماد حکومت بودن به طوری که خشم از حاکمیت به نفرت از آنها منجر می شود.
از دیگر نشانه های رویگردانی مردم از روحانیون می توان به موارد ذیل اشاره کرد: شعارهای تند علیه روحانیت و حمله به مدارس و حوزه های علمیه در اعتراضات مردمی؛ نشر شب نامهها علیه برخی مراجع تقلید در شهر قم؛ بی اعتنایی و یا بی تفاوتی نسبت به فتاوی مراجع؛ بدرفتاری در اماکن عمومی و معابر با روحانیون به گونه ای که خیلی از آنها هنگام سفر به شهرهای بزرگ و به ویژه تهران؛ خودداری بسیاری از خانوادهها از دادن دختران خود به طلاب و یا دعوت از روحانیون برای حضور در مراسم میهمانیهای خانوادگی؛ جوکهای فراوانی که در میان مردم دهان به دهان می شود، و از تنزل شأن و تحقیر روحانیون در جامعه حکایت دارد.
دلیل کاهش اعتماد و مشروعیت روحانیت نزد مردم را باید درون خود نظام و روحانیت طرفدار نظام جستجو کرد. روحانیت به جای نظارت و انتقاد از حکومت و حمایت از مردم، خود متصدی پستهای اجرایی حکومت شد. این مسأله هم قدرت و هم ثروت برای روحانیون در پی داشت، و در نتیجه مردم از روحانیت متنفر شده و آن را مسؤول هر عیب و نقصی در نظام سیاسی و اقتصادی کشور می بینند. تا وقتی که روحانیت در نظام سیاسی کشور نقش داشته باشد، احتمال تنزل جایگاه روحانیون در جامعه افزایش خواهد یافت.
#روحانیت #حوزه_انقلابی #حوزه #مرجعیت
@Imamiya_identity
👍109👎5
از همان زمانی که رجایی کفشش را در سازمان ملل درآورد تا شکنجه روی پایش را به اعضا نشان دهد تا همین امروز، زمامداران ج.ا. نفهمیدهاند که روضهخوانی در فضای سازمان ملل نه تنها به درد نمیخورد، بلکه تصویر بدی از خودشان ایجاد میکند.
👍257👎18
Forwarded from اقوال الانعام
شیعه تانکی بدبخت. نه چپ جهانی ضدآمریکابازیش رو قبول داره. نه روسها تانکی بودنش رو قبول دارن. نه عرب فلسطینبازیش رو قبول داره. گه همشون هم چسبیده به شلوارش.
👍216👎9
مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، درباره مسوولان ایرانی:
در حقیقت، بسیاری از ایرانیان سیستم آمریکا را درک نمیکنند. حتی خیلی از ایرانیانی که به آمریکا مهاجرت کرده و سالها آنجا زیستهاند.
نه فقط سیستم سیاسی، بلکه خیلی چیزهای دیگر در مورد آمریکا را نمیفهمند یا بدفهمیهای اساسی دارند. یکیش در مورد رسانهها و خبرگزاریها. نمیفهمند که دیفالتِ اینها غر زدن و انتقاد کردن و وحشت کردن و به وحشت انداختن است. این «حتی خودشان هم میگویند» که احتمالاً زیاد شنیدهاید از همین جا میآید.
به نظر من، ایرانیها در این توهم هستند که دموکراتها در ماه نوامبر پیروز خواهند شد و ترامپ دیگر نخواهد توانست کاری علیه آنها انجام دهد.
من فکر نمیکنم آنها سیستم ما را خیلی خوب درک کنند.
در حقیقت، بسیاری از ایرانیان سیستم آمریکا را درک نمیکنند. حتی خیلی از ایرانیانی که به آمریکا مهاجرت کرده و سالها آنجا زیستهاند.
نه فقط سیستم سیاسی، بلکه خیلی چیزهای دیگر در مورد آمریکا را نمیفهمند یا بدفهمیهای اساسی دارند. یکیش در مورد رسانهها و خبرگزاریها. نمیفهمند که دیفالتِ اینها غر زدن و انتقاد کردن و وحشت کردن و به وحشت انداختن است. این «حتی خودشان هم میگویند» که احتمالاً زیاد شنیدهاید از همین جا میآید.
👍200👎8
برای حفظ زبان شیرین فارسی، به جای اینکه چون نادانان به عربی ناسزا گوییم، و یا عربیزدایی کنیم (که به فقر زبان میانجامد)، بکوشیم که افعال سادهای را به کار بریم که دارند از دست میروند و افعال مرکب جایگزینشان میشوند.
با این کار، گفتار و نوشتارتان سلیستر و زیباتر نیز خواهد شد.
هست > وجود دارد
کوشیدن > کوشش کردن
جستن > دنبالش گشتن
یافتن > پیدا کردن
نگریستن > مشاهده کردن
گزیدن، برگزیدن > انتخاب کردن
پنداشتن > تصور کردن
آرمیدن > استراحت کردن
گسستن > قطع کردن
آراستن > تزئین کردن
پیراستن > مرتب کردن
فشردن > فشار دادن
انجامیدن > منتهی شدن
آغازیدن > شروع کردن
آمیختن >قاطی کردن
گماشتن > منصوب کردن
گشودن > باز کردن
فراخواندن > دعوت کردن
پیمودن > طی کردن
برآشفتن > عصبانی شدن
انباشتن > جمع کردن
آزمودن > امتحان کردن
اندیشیدن > فکر کردن
پژوهیدن > تحقیق کردن
مردن > وفات یافتن، فوت کردن
کشتن > به قتل رساندن
پذیرفتن > قبول کردن
با این کار، گفتار و نوشتارتان سلیستر و زیباتر نیز خواهد شد.
👍176👎44
Forwarded from بهمنی قاجار
تئوریزه کردن جنگ داخلی
رضا پهلوی در مصاحبه جدید خود با فاکس نیوز می گوید که فشارهای اقتصادی به رهبری وزیر بسنت عالیه و از ترامپ می خواهد که جنگ را تا پایان ادامه بده و البته برای رفع دغدغه های امریکایی ها جهت جلوگیری از ایجاد هزینه مالی و تلفات انسانی هم دو راهکار می دهد می گوید نیروی زمینی شما داخل ایران است و برای این کار باید در داخل جوانانی را که می خواهند بجنگند وبمیرند را مسلح کنید و لازم نیست این کار را با پول خودتان بکنید با صدها میلیون دلار سرمایه بلوکه شده ایران چنین کاری را انجام بدهید و از شرکای منطقه ای امریکا یعنی همسایگان ایران هم می خواهد به این پروژه بپیوندند .
به عبارتی دیگر رضا پهلوی می گوید آفرین که به ایران حمله کردید و هزاران ایرانی را کشتید و دم تون گرم که ایرانی ها را در محاصره و تحریم قرار دادید ، احسنت که تورم صدها درصدی را به ایران تحمیل کردید ، جوانان ایرانی را حتی از آزمون تافل هم ممنوع کردید و با محاصره دریایی و هوایی علیه زندگی روزمره ومایحتاج مردم ایران شمشیر کشیدید وسیاست گرسنگی و ایجاد قحطی در ایران را با قدرت و جدیت ادامه می دهید اما حواس تان باشد این ها همه کافی نیست این ها به یک پیوست جنگ داخلی هم نیاز دارد ، ایرانی های مستاصل و فقیر شده و جان به لب رسیده را با پول های خودشان برای به آتش کشاندن کشور خودشان مسلح کنید آن ها به مردن راضی هستند، در این راه از همسایگان ایران که چشم طمع به خاک ایران دارند و سابقه طولانی در حمایت از تجزیه طلبان ایرانی دارند هم استفاده کنید آنان نیز شرکای منطقه ای ما هستند .
رضا پهلوی به فرموده کارفرمایانش حالا از مسولیت توجیه تجاوز خارجی فراتر رفته و در صدد توجیه و حتی تئوریزه کردن جنگ داخلی است ، کاری که الیته در نهایت به وسیله گروههای تجزیه طلب و تروریستی غرب و شرق کشور در خواهد آمد اما پهلوی نیز پیشگام شده تا افکار عمومی را با این برنامه همراه یا حداقل در برابر آن خنثی سازد .
نقشه راه مشخص است در کنار تحریم و محاصره همه جانبه ایران وایجاد فلاکت اقتصادی و حملات احتمالی خارجی ، یک جنگ داخلی فراگیر برای تبدیل ایران به سوریه یک دهه پیش یا یوگسلاوی دهه ۱۹۹۰ و سودان و ……
تنها راه جلوگیری از این دسیسه ، تفاهم و مصالحه است حالا با هر روشی که می شود یا با تصعید تنش و وادار کردن طرف مقابل و یا با دیپلماسی و ….
اما در این میان یک چیز نیز بیش از پیش روشن شد تمامی شعارهای شبه ملی گرایانه پهلوی درباره تمامیت ارضی ایران و …. پوچ و مسخره است و او آشکارا وارد پروژه تجزیه ایران شده است نمی دانم چرا به چنین رذالتی تن داده ؟ مجبور است ؟ می ترسد ؟ از ایران و مردمش نفرت دارد ؟ پول گرفته و تطمیع شده ؟ کینه دارد ؟ طمع تاج وتخت دارد و یا هر چیز دیگر
از نظر من بیشتر از همه ابلهی است بی مغز که به نتیجه کارهایش نمی اندیشد مرعوب و بی فکر در برابر خارجی و البته طمع کار به پول و …..
اما هرچه باشد تکلیفش مشخص است می ماند تکلیف آنانی که تا امروز هم چنان چشم های خود را بر روی این حجم از خیانت و وطن فروشی بسته بودند و از حمایت پهلوی ار جنگ های دوازده روزه و چهل روزه چشم پوشی کرده بودند ، سکوت یا حمایت شما در برابر تئوری پردازی پهلوی از جنگ داخلی ، خیانت و همراهی کامل با نابودی و فلاکت و جنگ داخلی و کلنگی شدن و تجزیه ایران است .
https://t.me/bahmanighajar
رضا پهلوی در مصاحبه جدید خود با فاکس نیوز می گوید که فشارهای اقتصادی به رهبری وزیر بسنت عالیه و از ترامپ می خواهد که جنگ را تا پایان ادامه بده و البته برای رفع دغدغه های امریکایی ها جهت جلوگیری از ایجاد هزینه مالی و تلفات انسانی هم دو راهکار می دهد می گوید نیروی زمینی شما داخل ایران است و برای این کار باید در داخل جوانانی را که می خواهند بجنگند وبمیرند را مسلح کنید و لازم نیست این کار را با پول خودتان بکنید با صدها میلیون دلار سرمایه بلوکه شده ایران چنین کاری را انجام بدهید و از شرکای منطقه ای امریکا یعنی همسایگان ایران هم می خواهد به این پروژه بپیوندند .
به عبارتی دیگر رضا پهلوی می گوید آفرین که به ایران حمله کردید و هزاران ایرانی را کشتید و دم تون گرم که ایرانی ها را در محاصره و تحریم قرار دادید ، احسنت که تورم صدها درصدی را به ایران تحمیل کردید ، جوانان ایرانی را حتی از آزمون تافل هم ممنوع کردید و با محاصره دریایی و هوایی علیه زندگی روزمره ومایحتاج مردم ایران شمشیر کشیدید وسیاست گرسنگی و ایجاد قحطی در ایران را با قدرت و جدیت ادامه می دهید اما حواس تان باشد این ها همه کافی نیست این ها به یک پیوست جنگ داخلی هم نیاز دارد ، ایرانی های مستاصل و فقیر شده و جان به لب رسیده را با پول های خودشان برای به آتش کشاندن کشور خودشان مسلح کنید آن ها به مردن راضی هستند، در این راه از همسایگان ایران که چشم طمع به خاک ایران دارند و سابقه طولانی در حمایت از تجزیه طلبان ایرانی دارند هم استفاده کنید آنان نیز شرکای منطقه ای ما هستند .
رضا پهلوی به فرموده کارفرمایانش حالا از مسولیت توجیه تجاوز خارجی فراتر رفته و در صدد توجیه و حتی تئوریزه کردن جنگ داخلی است ، کاری که الیته در نهایت به وسیله گروههای تجزیه طلب و تروریستی غرب و شرق کشور در خواهد آمد اما پهلوی نیز پیشگام شده تا افکار عمومی را با این برنامه همراه یا حداقل در برابر آن خنثی سازد .
نقشه راه مشخص است در کنار تحریم و محاصره همه جانبه ایران وایجاد فلاکت اقتصادی و حملات احتمالی خارجی ، یک جنگ داخلی فراگیر برای تبدیل ایران به سوریه یک دهه پیش یا یوگسلاوی دهه ۱۹۹۰ و سودان و ……
تنها راه جلوگیری از این دسیسه ، تفاهم و مصالحه است حالا با هر روشی که می شود یا با تصعید تنش و وادار کردن طرف مقابل و یا با دیپلماسی و ….
اما در این میان یک چیز نیز بیش از پیش روشن شد تمامی شعارهای شبه ملی گرایانه پهلوی درباره تمامیت ارضی ایران و …. پوچ و مسخره است و او آشکارا وارد پروژه تجزیه ایران شده است نمی دانم چرا به چنین رذالتی تن داده ؟ مجبور است ؟ می ترسد ؟ از ایران و مردمش نفرت دارد ؟ پول گرفته و تطمیع شده ؟ کینه دارد ؟ طمع تاج وتخت دارد و یا هر چیز دیگر
از نظر من بیشتر از همه ابلهی است بی مغز که به نتیجه کارهایش نمی اندیشد مرعوب و بی فکر در برابر خارجی و البته طمع کار به پول و …..
اما هرچه باشد تکلیفش مشخص است می ماند تکلیف آنانی که تا امروز هم چنان چشم های خود را بر روی این حجم از خیانت و وطن فروشی بسته بودند و از حمایت پهلوی ار جنگ های دوازده روزه و چهل روزه چشم پوشی کرده بودند ، سکوت یا حمایت شما در برابر تئوری پردازی پهلوی از جنگ داخلی ، خیانت و همراهی کامل با نابودی و فلاکت و جنگ داخلی و کلنگی شدن و تجزیه ایران است .
https://t.me/bahmanighajar
👎411👍163
بهمنی قاجار
اما هرچه باشد تکلیفش مشخص است
البته تکلیف رضا پهلوی مشخص است. او بُرندگی و قدرت و کاریزمایی ندارد که موجد امری مهم شود. او نمیتواند ایران را ویران کند.
اما آنهایی که میتوانند ایران را ویران کنند و دارند ویران میکنند در ایران اند و رادیوتلویزیون ملی و همه بلندگوهای دیگر دستشان است و تریبون دارند و منصب دارند و قدرت دارند و رانت دارند و پول دارند و عقل ندارند و شرف ندارند و ترسی از کشتار هزاران نفر ندارند و اصلا دغدغه ویران شدن ایران و مفلوک شدن مردم را ندارند و......
اما آنهایی که میتوانند ایران را ویران کنند و دارند ویران میکنند در ایران اند و رادیوتلویزیون ملی و همه بلندگوهای دیگر دستشان است و تریبون دارند و منصب دارند و قدرت دارند و رانت دارند و پول دارند و عقل ندارند و شرف ندارند و ترسی از کشتار هزاران نفر ندارند و اصلا دغدغه ویران شدن ایران و مفلوک شدن مردم را ندارند و......
👍368👎54
صحبت هایی قابل تامل راجع به رضاخان و ایدئولوژی پهلوی
Telegram
دغلکاری نخبگان، کانال اصغر حکمتیار
استقرار در ماتحت رضا قزاق فاقد توجیه است
گفتیم که مساله ایرانی مساله وارونگی باور هاست. سگ سلیقگی سیاسی در پی باورهای واژگون می آید.
صد و پنجاه سال پیش، به تقدیر زمانه و نه به خاطر قصوری غیرعادی از جانب شاهان، یک انقلاب عظیم در باورهای ایرانی صورت گرفت…
گفتیم که مساله ایرانی مساله وارونگی باور هاست. سگ سلیقگی سیاسی در پی باورهای واژگون می آید.
صد و پنجاه سال پیش، به تقدیر زمانه و نه به خاطر قصوری غیرعادی از جانب شاهان، یک انقلاب عظیم در باورهای ایرانی صورت گرفت…
👎117👍43
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
در حقیقت، مشتریهای دروغهای شاخدار فقط قشر کمسواد و سادهلوح نیستند. بلکه «نخبگان» فکری و جماعت درسخوانده گاه مشتریهای پروپاقرصتری اند.
مثلاً نهضت بابیه را در نظر بگیرید با آن ادعاهای عجیب و غریب و مهملات پایهگذارش. گروندگان به باب بسیاری از تحصیلکردگان و روشنفکران و مشروطهطلبان بودند. نهضت مشروطه را اینها به پیش بردند. اینها فرهنگ ایران را شکل دادند، و قسمت اعظم «روشنفکری دینی» و نیز انقلاب ۵۷ را باید از ثمرات آن نهضت دانست.
یا در زمینهای کاملاً متفاوت: ببینید شأنی را که فروید هنوز که هنوز است در میان تحصیلکردگان ایرانی دارد و اینکه حرفش را مثل وحی مُنزَل نقل میکنند. همان فرویدی که سرتاسر نظریات مشعشعش بر اساس توهمات حاصل از کوکایین و دروغهای به شدت شاخدار و شخصیتی شارلاتان، مریض و به شدت نارسیسیستی است.
مثلاً نهضت بابیه را در نظر بگیرید با آن ادعاهای عجیب و غریب و مهملات پایهگذارش. گروندگان به باب بسیاری از تحصیلکردگان و روشنفکران و مشروطهطلبان بودند. نهضت مشروطه را اینها به پیش بردند. اینها فرهنگ ایران را شکل دادند، و قسمت اعظم «روشنفکری دینی» و نیز انقلاب ۵۷ را باید از ثمرات آن نهضت دانست.
یا در زمینهای کاملاً متفاوت: ببینید شأنی را که فروید هنوز که هنوز است در میان تحصیلکردگان ایرانی دارد و اینکه حرفش را مثل وحی مُنزَل نقل میکنند. همان فرویدی که سرتاسر نظریات مشعشعش بر اساس توهمات حاصل از کوکایین و دروغهای به شدت شاخدار و شخصیتی شارلاتان، مریض و به شدت نارسیسیستی است.
👍93👎74
وزیر امور خارجه عراق گفته که از تهران خواسته بودند تا اجازه دهد نفت عراق از تنگه بگذرد، ولی ایران جواب مثبت نداده بود.
قابل توجه کسانی که شاکیاند از اینکه عراق در امر تحریم خطوط هوایی، در مقابل آمریکا نایستاد و فرودگاههای عراق بر پروازهای ایرانی بسته شد!
نمیشود با عالم و آدم قلدری کنی و توقع داشته باشی آدم حسابت کنند.
در ضمن، آیا توجه کردهاید که در چند ماه گذشته، علیرغم حمله اسرائیل به جنوب لبنان و شاخ و شانه کشیدنهای اسرائیلیها برای ایران، نظامِ همیشهقلدر ج.ا. که به کشورهای مسلمان همسایه و کشتیهای آنان حمله کرد، جرأت نکرد یک موشک طرف اسرائیل بیندازد؟! بنا بود به خاطر جهان اسلام اسرائیل را نابود کنیم!
شغال بیشه مازندران را/
نگیرد جز سگ مازندرانی!
قابل توجه کسانی که شاکیاند از اینکه عراق در امر تحریم خطوط هوایی، در مقابل آمریکا نایستاد و فرودگاههای عراق بر پروازهای ایرانی بسته شد!
نمیشود با عالم و آدم قلدری کنی و توقع داشته باشی آدم حسابت کنند.
در ضمن، آیا توجه کردهاید که در چند ماه گذشته، علیرغم حمله اسرائیل به جنوب لبنان و شاخ و شانه کشیدنهای اسرائیلیها برای ایران، نظامِ همیشهقلدر ج.ا. که به کشورهای مسلمان همسایه و کشتیهای آنان حمله کرد، جرأت نکرد یک موشک طرف اسرائیل بیندازد؟! بنا بود به خاطر جهان اسلام اسرائیل را نابود کنیم!
شغال بیشه مازندران را/
نگیرد جز سگ مازندرانی!
👍170👎5
Forwarded from یادها
#گروگان_گیری
دختر کوچکی حدوداً هجده ساله، غرق شور و حرارت و از اشغال سفارت بسیار هیجان زده بود. عاشق این بود که به اتاق من بیاید و با من تمرین مکالمه انگلیسی کند؛ برای این کار راجع به هر چیزی حرف میزد.
عصر روز سوم یا چهارم اسارتمان، با چشمانی سرخ از بی خوابی سروکله اش پیدا شد. از بس داد زده بود صدایش کاملاً گرفته بود. لباسش لک و پاره و دستانش چرک بود، اما در پوست خود نمی گنجید.
حرکاتش شتاب زده بود، خیال بافی میکرد و کثیف بود، بسیار کثیف! من که نمیتوانستم نقشم را در خانه خودمان در سمت خواهر بزرگ تر کنار بگذارم، با او بگومگو کردم که باید قدری آرام تر باشد، کمی بخوابد و حمام کند!
هرگز شور و اشتیاق و سرسپردگی مطلق او را از یاد نخواهم برد. پیروزمندانه گفت: ما یه هفته، دو هفته، سه ماه یا هر چه قدر که لازم باشه اینجا میمونیم تا شاه رو برگردونیم.
همان طور که از در بیرون میرفت و مانتو قهوه ای کثیفش دور بدنش موج میزد، رو به من کرد و گفت: تا وقتی این اتفاق نیفته حموم نمیکنم!
دختر کوچکی حدوداً هجده ساله، غرق شور و حرارت و از اشغال سفارت بسیار هیجان زده بود. عاشق این بود که به اتاق من بیاید و با من تمرین مکالمه انگلیسی کند؛ برای این کار راجع به هر چیزی حرف میزد.
عصر روز سوم یا چهارم اسارتمان، با چشمانی سرخ از بی خوابی سروکله اش پیدا شد. از بس داد زده بود صدایش کاملاً گرفته بود. لباسش لک و پاره و دستانش چرک بود، اما در پوست خود نمی گنجید.
حرکاتش شتاب زده بود، خیال بافی میکرد و کثیف بود، بسیار کثیف! من که نمیتوانستم نقشم را در خانه خودمان در سمت خواهر بزرگ تر کنار بگذارم، با او بگومگو کردم که باید قدری آرام تر باشد، کمی بخوابد و حمام کند!
هرگز شور و اشتیاق و سرسپردگی مطلق او را از یاد نخواهم برد. پیروزمندانه گفت: ما یه هفته، دو هفته، سه ماه یا هر چه قدر که لازم باشه اینجا میمونیم تا شاه رو برگردونیم.
همان طور که از در بیرون میرفت و مانتو قهوه ای کثیفش دور بدنش موج میزد، رو به من کرد و گفت: تا وقتی این اتفاق نیفته حموم نمیکنم!
👍38